All language subtitles for Mutiny.2026.1080p.WEB-DL.HEVC.x265.5.1.BONE.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی‌موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫داره میاد پایین

‫« کی‌ام‌جی » ‫« بانکوک »

‫خواستم خیال‌تون راحت باشه که ‫تو و پدرت…

‫سراغ خوب کسی اومدید

‫یه آدم جاه‌طلب…

‫- چطور پیش رفت؟ ‫- دیگه چیزی نمونده

‫همه‌ی این ماجراها…

‫از این شروع شد

‫شرکت‌تون توی دست‌های مطمئنیـه، قربان

‫از این بابت خیالم راحتـه

‫خیلی‌خب، آقایون

‫هفته‌ی دیگه که همه چی رسمی شد، ‫همدیگه رو می‌بینیم

‫روز خوبی بود

‫تبریک میگم

‫مرسی، داداش

‫ « ترجمه از آریـن و امیر فرحناک » ‫.:: Cardinal & FarahSub ::.

‫نگران نباش

‫مگه همین رو نمی‌خواستی؟ ‫باید خوشحال باشی

‫خوشحالم

‫واقعاً؟

‫واسه من یه تجربه‌ی…

‫تلخ و شیرینـه

‫ممنون

‫برو به کارهات برس و بعدش بیا تا

‫حساب‌کتاب‌هامون رو صاف کنیم، خب؟

‫حتماً

‫- همه چی روبراهـه؟ ‫- آره، روبراهـه

‫راستی، رئیس، ‫لیست مهمون‌های فرداشب تازه رسیده

‫روی تبلتتـه

‫مرسی. بهش یه نگاهی میندازم

‫چجوری اینقدر حرفه‌ای شدی؟

‫اون زمان که آماتور بودم، ‫توی بازداشتگاه ازم کار می‌کشیدن

‫بهترین شطرنج‌بازهای دنیا ‫توی زندون آب‌خنک می‌خورن

‫دلت واسه اون زمانی که ‫پلیس بودی تنگ شده؟

‫دلم واسه هیجانش تنگ شده

‫نه سیاست‌هاش

‫کیش

‫نمی‌تونی دوباره پلیس بشی؟

‫نه

‫یه اشتباهاتی ازم سر زده

‫روی دُم آدمای اشتباهی پا گذاشتم

‫پدرت اگه زنده بود…

‫امروز تولدش بود، درستـه؟

‫می‌خوای حواسم رو پرت کنی؟

‫واسه برنده شدن ‫از هر حربه‌ای استفاده می‌کنم

‫پس باید هر چی داری رو کنی

‫خودت خوبی؟

‫آره

‫مرسی که یادت بود

‫کاش باهاش آشنا می‌شدم

‫آره، عاشقش می‌شدی

‫اون…

بازیش حرف نداشت

‫بدتر از من به حسابت می‌رسید

‫تازه پولت هم بالا می‌کشید

‫کیش

‫اگه جای من بودی، ‫چیکار می‌کردی؟

‫احتمالاً تسلیم می‌شدم

‫ولی نیازی به این کارها نیست

‫نه، چون برنده شدی

‫« عکس‌های بابا »

‫تولدت مبارک، بابا

‫شام قبل از بریدن کیکـه

‫واسه شبِ سرنوشت‌سازت آماده‌ای؟

‫پدرم قراره سخنرانی کنه

‫می‌دونی که چقدر ازش متنفرم

‫آره. آره، آره. ‫آره، خب، انگار که…

‫گفتی چه زبونی داری یاد می‌گیری؟

‫من… من که سر در نیاوردم

‫مطمئنی چیزی یاد می‌گیری؟

‫آره. آره، اتفاقاً. پارسال رفتم

‫تمام عمرت رو میفتی دنبال موفقیت و

‫یه روز می‌فهمی ‫چیزی که واقعاً مهمـه اینـه که

‫چطور بهش رسیدی

‫چه میراثی از خودت به جا گذاشتی

‫- کسب و کار ما کثیفـه ‫- اون کیـه؟

‫اما رویکردِ ‫«ارجحیت اخلاق بر منفعتِ» ما…

‫جاران دنیلس. ‫مدیر صادراتِ روی اقیانوس آرام.

‫که پاک‌ترین کارنامه‌ی کاری رو ‫توی آب‌های آزاد طی ۴۰ سال اخیر داشته و

‫این چیزیـه که ‫از همه بیشتر بهش افتخار می‌کنم

‫همینـه

‫باریکلا

‫می‌خوام تشکر کنم که ‫توی این مناسبت ویژه،

‫- کنار من و پسرم، کامرون، ‫- بله، خیلی خوشوقتم

‫حضور پیدا کردید

‫السالوادور

‫امشب، فصل تازه‌ای رو

‫برای خانواده‌ی کامپالو ‫جشن می‌گیریم

‫شروعی تازه

‫به زحماتی که کامرون برای

‫گسترش این کسب و کار و

‫محقق شدنِ این معامله کشید، ‫افتخار می‌کنم

‫بدون زحمات اون، ‫هیچکدوم از این‌ها ممکن نبود

‫ضمن این که ‫ما از راه درستش این کار رو کردیم

‫در کنار هم

‫بیا اینجا

‫حالا به همین مناسبت ‫گیلاس‌ها رو بالا می‌بریم

‫به مناسبت این روز فرخنده

‫همونی که می‌خواستی

‫مرسی

‫من باید ازت تشکر کنم

‫کول، کجایی؟

‫بیا، به خانواده ملحق شو

‫بازش کن

‫کامرون عاشق تجملاتـه

‫ولی ما این رو ترجیح میدیم، مگه نه؟

‫این ساعت درخورِ مردیـه که ‫دنبال هیجانـه

‫پشتش رو بخون

‫چی روش نوشته؟

‫یه تاریخـه

‫تاریخ روزی که جونم رو نجات داد

‫پنج سال پیش…

کول جون خودش رو ‫به خطر انداخت تا من رو نجات بده

‫من هم بهش یه پیشنهاد کاری دادم و

‫از اون روز به بعد، ‫عضوی از خانواده‌مون شد

‫مرسی، تیبو

‫مرسی از تو. ممنونم ازت

‫- به سلامتی خانواده ‫- به سلامتی خانواده!

‫دارن جشن می‌گیرن

‫ولی خیالت راحت

‫معامله همین امشب به هم می‌خوره

‫اونقدرها هم بد نبود، مگه نه؟

‫شب فوق‌العاده‌ای بود

‫همه چی خوبـه؟

‫آره

‫می‌دونی…

‫هیچوقت فکرش رو نمی‌کردم ‫یه روز شرکت رو واگذار کنم

‫هیچوقت نمی‌خواستم بفروشمش

‫پس چرا این کار رو کردی؟

‫به خاطر کامرون

‫کی‌ام‌جی…

‫رؤیای من بود، نه اون

‫اون بدرد کشتیرانی نمی‌خوره

‫خواستم بهش فرصتی بدم که ‫ رؤیای خودش رو دنبال کنه

‫هیچوقت این لطفت رو فراموش نمی‌کنه، تیبو

‫مرسی

‫چرا داریم از این سمت می‌ریم

‫انگاری جاده رو بستن

‫الان دور می‌زنم

‫چی شده؟

‫سرت رو بدزد!

‫بزنیدشون!

‫به لاستیک‌هاش شلیک کن!

‫سالمی؟

‫آره

‫به‌خشکی

‫چی شد یهو؟

‫اونا مگه پلیس نبودن؟

‫لطفاً…

‫لطفاً مراقب کامرون باش

‫به من نگاه کن

‫اگه زنده نمونم، ‫دیگه نیستم کمکش کنم

‫بلایی سر کامرون نمیاد

‫طاقت بیار، تیبو

‫طاقت بیار

‫الو؟

‫تاران

‫کامرون پیش توئـه؟

‫آره، می‌بینمش. ‫تازه برگشته.

‫گوش کن، برامون کمین کرده بودن

‫تیبو مرده

‫یعنی چی؟

‫پلیس رو خبر کردی؟

‫پلیس هم دستش باهاشون توی یه کاسه‌ست

‫نمی‌تونیم به کسی اعتماد کنیم

‫یکی‌شون آمریکایی بود

‫گذرنامه‌ی آمریکایی داره

‫۶۵۷۳۲۴۷. ‫یه نگاهی بهش بنداز.

‫۳۲۴۷

‫دارم نگاه می‌کنم. ‫پشت خط بمون.

‫پیداش کردم. جاناتان راجرز

‫تفنگدار دریایی سابق. ‫فرماندهی عملیات ویژه‌ی سپاه تفنگداران دریایی.

‫راجرز از خدمه‌ی کی‌ام‌جیـه

‫کارمند خودمونـه

‫امشب با کشتی آرتمیس عازمـه

‫تا دو ساعت دیگه از بندر حرکت می‌کنه

‫نقشه‌ات چیـه؟

‫میرم بندر

‫ته و توش رو در میارم

‫کامپالو مُرده، قربان

‫خوبـه

‫حالا چی می‌خوای؟

‫یه مشکلی هست، قربان

بادیگاردش فرار کرد

‫به پلیس بگو براش ‫دستور تعقیب سراسری صادر کنه

‫ولی… یه چیز دیگه

‫زنده نذاریدش

‫امشب دو مأمور پلیس

‫حین یک ایست بازرسیِ روتین ‫به قتل رسیدند

‫میلیاردر و غول صنعت کشتیرانی، ‫مانوئل تیبو کامپالو نیز

‫در این حادثه کشته شد

‫مظنونِ حادثه، شهروندی بریتانیایی

‫به اسم کول رید می‌باشد

‫رید بادیگارد کامپالو بوده

‫مظنون به شدت خطرناک و ‫همچنان متواری است

،‫تا زمان دستگیری وی ...از شهروندان خواسته شده که در خانه‌های خود

‫« باربری کی‌ام‌جی »

‫- اِلیس هستم، بفرمایید ‫- خانم اِلیس،

‫فوراً خودتون رو ‫به محل کار برسونید

‫- راستش من… ‫- آرتمیس کمبود خدمه داره

‫نیمه‌شب قراره حرکت کنه

‫همین الان بهتون نیاز داریم

‫قربان، من تازه از ‫سفر ونوس سن‌دیگو برگشتم،

‫‏۲۴ روز توی راه بودیم. ‫پروازم…

‫پرواز برگشتم هم سه ساعت دیگه‌ست

‫خانم الیس، شما هنوز

‫کارمند آزمایشی هستید

‫قربان، دخترم این آخرهفته ‫میاد لس‌آنجلس پیشم

‫گوش کنید، ‫اگه تا یک ساعت دیگه

‫توی آرتمیس سر پست‌تون نباشید،

‫کی‌ام‌جی مجبوره عذرتون رو بخواد

‫بسیارخب، متوجه شدم

‫گندش بزنن

‫لعنتی

‫ریدم به این شانس

‫« جاناتان ریچارد راجرز »

‫کامرون، کارآگاه جامای اومده

‫- شب بخیر، کارآگاه ‫- شب بخیر

‫شب بخیر، سرکار

‫تسلیت میگم

‫ممنون

‫متأسفم، ولی باید

‫چندتا سؤال ازتون بپرسم

‫البته

‫تاران، میشه بی‌زحمت برای آقایون

‫- یه پیک مشروب بریزی؟ ‫- حتماً

‫الو؟ شما؟

‫کامرون، منم کول

‫گوش کن

‫پدرت…

‫واقعاً متأسفم

‫تلاشم رو کردم

‫پلیس اومده اینجا، ‫داره سین‌جیم می‌کنه

‫توی اخبار گفتن کار تو بوده

‫دروغـه

‫برامون کمین کرده بودن

‫از خونه بیرون نیا

‫هر کی که تیبو رو کشته، ‫بعدش قراره بیاد سراغ تو

‫« دفتر اصلی کنترل ورودی »

‫از بخش بازرسی سمت راست عبور کنید

‫سلام، جاناتان!

‫برای جزئیات بیشتر در مورد این خبر،

‫می‌ریم سراغ استن بک‌وِث که ‫از محل حادثه با ما هستش

‫امشب جزئیات تازه‌ای از

‫تیراندازیِ مرکز بانکوک منتشر شده

‫منابع میگن این حادثه احتمالاً ‫تلاشی برای ربودن مدیرعامل کی‌ام‌جی،

‫مانوئل تیبو کامپالو بوده که

‫ظاهراً بادیگارد قدیمی وی،

‫کول رید، پشت این ماجراست

‫مرگ کامپالو

‫در محل حادثه تأیید شده

‫ناخدا

‫بیا تو

‫- همه سوار شدن؟ ‫- بله، قربان. می‌تونیم حرکت کنیم

‫تو کی هستی و ‫توی اتاق ناوبری من چیکار می‌کنی؟

‫افسر سوم جدیدمونـه، ناخدا

‫افسر سوم رو کجای دلم بذارم؟

‫‏۲۰ تا خدمه‌ی کاربلد روی کشتی دارم

‫من هم علاقه‌ای ندارم اینجا باشم، ناخدا،

‫ولی شرکت خواسته خودم رو معرفی کنم

‫راما گفته مریضـه، قربان

‫کی‌ام‌جی گفته بیاد

‫می‌خواید یه چرخ هم براتون بزنم، قربان؟

‫از آدم بلبل‌زبون خوشم نمیاد

‫نه، من هم خوشم نمیاد. ‫به هیچ وجه.

‫خب، اگه شرکت با ‫اون همه دبدبه و کبکبه‌اش

‫می‌خواد اینجا باشی، ‫پس باید بگم خوش اومدی

‫از گردنبندتون خوشم اومد، قربان

‫- مگه می‌دونی چیـه؟ ‫- بله

‫نماد وایکینگ‌هاست. ‫نشونه‌ی هدایت و محافظتـه.

‫تحت‌تأثیر قرار گفتم. تئو

‫میشه این خانم جوان رو ‫تا کابین خودش همراهی کنی؟

‫بله، قربان

‫ممنون

‫خواهش می‌کنم

‫امر دیگه‌ای نیست، قربان؟

‫شما دوتا پاسِ شب‌اید

‫حواست بهش باشه

‫- محکم به راست! ‫- محکم به راست

‫به سمت راست حرکت کردیم

‫بله؟

‫ناخدا گفته ما پاس شب‌ایم

‫باشه، الان میام

‫چیزی نیست

‫نترسید. اومدم کمک‌تون کنم

‫چجوری اومدید اینجا؟

‫کسی اینجا انگلیسی بلده؟

‫دکتر. دکتر

‫دکتر

‫انگلیسی بلدی؟

‫چند وقتـه اینجایید؟

‫بانکوک

‫بهمون گفتن به محض این که

‫از بندر خارج بشیم، ‫ما رو میارن بیرون،

‫ولی توی این تاریکی ولمون کردن

‫- توی گرما و تاریکی ‫- وایسید، وایسید

‫خواهش می‌کنم بشینید

‫نباید سر و صدا کنید

‫کمک‌تون می‌کنم

‫براتون آب و…

‫غذا میارم

‫با یه سری ملزومات پزشکی

‫آهای!

‫باید بهم اعتماد کنید

‫برمی‌گردم. همتون رو نجات میدم

‫خب؟

‫آهای!

‫آهای!

‫کسی اینجاست؟

‫وای، خدای من

‫خدای من

‫خیلی‌خب. چیزی نیست. ‫بیاید.

‫بیاید بیرون. یکی‌یکی

‫خیلی‌خب، فقط… همینجا بمونید، خب؟

‫کمک‌تون می‌کنیم

‫خیلی‌خب

‫متئو؟

‫ریدم توش

‫خدای من. دخترت زخمی شده

‫خیلی‌خب، کسِ دیگه‌ای هم آسیب دیده؟

‫شما با اون آقائه‌اید؟

‫گفت برای دخترم آب و غذا و

‫ملزومات پزشکی میاره

‫چی؟ کدوم آقا؟ نه

‫فقط… خونسرد باشید. ‫بهتون کمک می‌کنیم، خب؟

‫براتون آب و غذا میاریم. ‫فقط خونسرد باشید.

‫جوزف!

‫اینجا چه خبره؟

‫این بندگان خدا آب و دکتر می‌خوان، خب؟

‫میرم ناخدا رو بیدار کنم. ‫برو کمک‌شون کن.

‫- یالا، برو! ‫- باشه، خودم ترتیبش رو میدم

‫ناخدا. ناخدا!

‫- ناخدا؟ ‫- اومدم

‫- چی شده؟ ‫- ناخدا،

‫یه چند ده‌تایی آدم توی یکی از

‫کانتینرهای بخش زیرین ‫پیدا کردم که حبس شده بودن

‫چی؟ بیا تو ببینم. بیا تو

‫- حال و روز خوبی ندارن ‫- چی؟

‫- چی شده؟ ‫- بدن‌شون کلی آب از دست داده…

‫حتی یه دخترکوچولو هم بین‌شونـه

‫خدای من

‫سایمون و جوزف ‫الان اون پایین کنارشونن

‫- خوبـه. خیلی خوبـه ‫- آره

‫تو فقط آروم باش و خونسردیت رو حفظ کن

‫- آرومم ‫- بگیر بشین

‫از ناخدا به اتاق ناوبری

‫به گوشم، قربان

‫الیس توی یکی از کانتینرهای پایینی

‫چند نفر آدم پیدا کرده که محبوس بودن

‫الان پیش خودمـه

‫طبق پروتکل پیش برید

‫اطاعت، قربان

‫- باید به نیروی دریایی خبر بدیم، قربان ‫- آره، خبر میدم

‫ولی قبلش باید ببینم دقیقاً چه خبره

‫به نظرم این دیگه ‫اظهر من الشمسـه، قربان

‫می‌فهمم، ترتیب همه چی رو میدیم

‫الان یه دکتر خبر می‌کنم تا ‫ببریش پایین، خب؟

‫- از جونز به ناخدا ‫- فقط بشین و آروم باش

‫کارت خوب بود

‫عالی بودی. بشین لطفاً

‫چشم

‫مارکو، می‌شنوم

‫کمک می‌خواید، قربان؟

‫نه. الیس اینجا پیشمـه

‫متئو هم پایین داره به ‫پروتکل رسیدگی می‌کنه

‫پستت رو ترک نکن لطفاً. ‫ممنون.

‫دریافت شد، قربان

‫همگی برگردید توی کانتینر. ‫بجنبید.

‫با همتون‌ام، تکون بخورید

‫گم شید داخل

‫حالا!

‫- گفتم برید داخل! ‫- برو تو!

‫گفتم برید داخل!

‫برگردید توی کانتینر!

‫برگردید!

‫گفتم برگردید داخل!

‫تو!

‫هی، یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست

‫باید نیروی دریایی رو خبر کنیم

‫ناخدا خودش…

‫کسی رو خبر نمی‌کنیم

‫متئو به ناخدا

‫ناخدا، به گوشم

‫دختره توی اتاق ناوبری پیش منـه

‫دارم میام

‫برو عقب

‫- بتمرگ ‫- باشه

‫« دزدی دریایی/حمله: کد هشت »

‫تا سروکله‌ی بقیه پیدا نشده،

‫باید از این کشتی ببرم‌تون بیرون

‫باید بریم بالا، ‫سمت قایق‌های نجات

‫نزدیک من بمون. ‫از پشتم جُم نخور.

‫بریم

‫لعنتی

‫« وضعیت اضطراری »

‫بجنبید

‫- برید از زیر سنگ هم شده پیداش کنید! ‫- بله، قربان

‫بجنبید!

‫چه گوهی می‌خوری؟ ‫بلند شو!

‫چه مرگتـه؟

‫همچنان داره سیگنال می‌فرسته، قربان

‫خب، لغوش کن، نکبت

‫لغو شد، قربان

‫دیگه مشکلی نیست

‫ریده شده توی برنامه‌مون

‫حالا گم شو پایین، ‫اون قایق‌های نجات رو از کار بنداز تا

‫نتونه فرار کنه

‫بله، قربان

‫جاناتان کدوم گوریـه؟

‫پیداش می‌کنم، قربان. خورخه، صدام رو داری؟

‫« آرتمیس »

‫وامونده

‫یالا

‫تو وایسا

تیراندازی با این رو بلدی؟

‫بله

‫خیلی‌خب، گوش کن

‫دنبال اون خانمی‌ام که پیداتون کرده

‫فکر کنم توی دردسر افتاده

‫- منتظر من نمونید ‫- باشه

سروان تشریف آوردن

‫آزاد

صبح بخیر - صبح بخیر، قربان -

از یه کشتی باری درخواست کمک اضطراری دریافت کردیم

کی‌ام‌جی آرتمیس

،‏۹ درجه و ۴۹ دقیقه به سمت شمال

‏۹۲ درجه و ۵۶ دقیقه به سمت شرق

ساعت ۵:۳۳ به وقت محلی

میشه حاشیه‌ی دریای آندامان

کد درخواست چی بود؟ - حمله، قربان -

حمله؟ از طرف کی؟

تا جایی که می‌دونم، آخرین فعالیت دزدان دریایی هزار کیلومتریِ غرب‌مون بوده

،قبل اینکه بتونیم جواب بدیم درخواست رو لغو کردن

حتماً اشتباهی شده

باهاشون تماس بگیر، ییتس

تا مطمئن بشیم مشکلی نیست - چشم، قربان -

آرتمیس، آرتمیس، آرتمیس

یو.اس.اس هزرد پری روی کانال ۱۶ صحبت می‌کنه

آرتمیس، آرتمیس، آرتمیس

یو.اس.اس هزرد پری روی کانال ۱۶ صحبت می‌کنه

آرتمیس، آرتمیس، آرتمیس

هزرد پری، آرتمیس صحبت می‌کنه

صبح بخیر. من سروان اسپنسر هستم

.از یو.اس.اس هزرد پری شما کی هستید؟

مارکو مدسن هستم، ناخدای آرتمیس

حتماً درخواست کمک‌مون به دست‌تون رسیده

بله، همینطوره

خب، جریان چیـه؟

عذر می‌خوام. یکی از افرادم یه نوری پشت سرمون دید

چند سال پیش یه زد و خوردی با سومالیایی‌ها داشته

می‌دونید که چطوریـه

بلند شده در جا درخواست کمک فرستاده

ولی معلوم شد فقط یه کشتی ماهیگیری بوده

قایق ماهیگیری این همه دور از ساحل؟

حتماً…کرجی مخصوص آب‌های عمیق بوده

چندتایی ازشون دیدیم

شرمنده وقت نیروی دریایی رو تلف کردیم

.خواهش می‌کنم .خوشحالیم وضعیت روبراهـه

نمی‌دونید ممکنـه کجا باشه؟

متأسفانه هیچی نمی‌دونم

کمی بعد تصادف یه نفر با تلفن یه بار مصرف

از نزدیک بندر باهاتون تماس گرفته

کی بود؟

من…یادم نمیاد

راستش رو بخواید اصلاً یادم نمیاد کسی بهم زنگ زده باشه

خیلی درگیر بودم

،باشه، خب

…لطفاً اگه چیزی یادتون اومد یا

اطلاعات جدیدی فهمیدید بهمون بگید

،همونطور که می‌دونید

قتل پدرتون اولویت اول ماست

حتماً

کاریت ندارم. بهم اعتماد کن

بازش کن

تو دیگه کی هستی؟

از اون‌ها نیستم

در حال حاضر فقط همین مهمـه

یه سری آدم داخل انبار محموله‌هان و توی خطرن

اون‌ها رو نمی‌کُشن

درآمدشون از همون‌هاست

معلوم نیست چیکار ممکنـه بکنن

به من تیر زدن

ببین بازم تفنگ دارن

!همگی راه بیفتید از قایق نجات پیاده شید

باید کمک‌شون کنیم

حتماً

ولی قبلش باید زخمت رو مداوا کنیم

بیا. از این طرف

این پایین

لعنتی

زودباش

توی یه قایق نجات وسایل جاناتان رو پیدا کردم

جوزف و سایمون مُردن

چی؟ - آره -

اون‌ها نیروهای زبده‌ای بودن، ناخدا

هر کی اون‌ها رو کُشته، حتماً حرفه‌ایـه

.امکان نداره کار الیس باشه .یه ملوان ساده‌ی نیروی دریایی بوده

.تجربه‌ی مبارزه نداره …اگر هم داشته باشه

با این حال تو رو سوسک کرد، نه؟

کشتی رو بگردید

ببینید کدوم بی‌پدری سوار شده

چشم، ناخدا

یه مشکلی روی کشتی داریم

بگیر

این که چیزی نیست

توی اخبار دیدمت

می‌دونم فراری‌ای

حداقل میگی اسمت چیـه؟

کول رید

خیلی‌خب، کول رید

من انجی الیس هستم

خیلی‌خب، انجی الیس

این خیلی درد داره

شاید بهتره صحبت کنی تا ذهنت درگیر بشه

نه

از خودت برام بگو

!آخ! کیر توش

خانواده داری؟

یه شوهر سابق چلمنگ دارم و

خوشگل‌ترین دختر روی زمین

اسمش چیـه؟

وایولت

چه اسم قشنگی

چند سالشـه؟

تازه شش سالش شده

!لعنتی - سعی کن تکون نخوری -

!لعنتی، خیلی درد داره

تف توش

خدای من

با این شوهر سابق چلمنگ حضانت مشترک دارید؟

نه

!آخ

،قبلاً حضانت محدود داشتم

،ولی وقتی از نیروی دریایی اخراج شدم از دستش دادم

بهش قول دادم بیشتر از دو روز ،در ماه برمی‌گردم پیشش

ولی حتی همین هم ازم برنمیاد

هنوز وقت هست

خیلی‌خب

توی موتورخونه پشتیبانی می‌خوام

وای. آره - روبراهی؟ -

باید حرکت کنیم - باشه. فهمیدم -

آره. باشه. خوبم

اینجا بوده. حتماً همین دور و بره

حرکت کن

اگه کشتی ماهیگیری‌ای اینقدر ،از ساحل فاصله داشته باشه

حتماً توی سیستم شناسایی ثبت شده، نه؟

بله، قربان

چک کنید ببیینید وقتی آرتمیس ،درخواست کمک داده

چه کشتی‌هایی نزدیکش بودن - چشم، قربان -

ببینید درباره‌ی این ناخدا مارکو مدسن چه اطلاعاتی داریم

هی، هی

توی بانکوک چی شد؟

توی اخبار گفتن تو بادیگارد کامپالو بودی

تو کُشتیش؟ اون پلیس‌ها رو تو کُشتی؟

توی این کشتی چیکار می‌کنی؟

قضیه اینطوری نبود

الان اولویت اینـه که تو و اون بنده‌خداها رو ببریم یه جای امن

یه درخواست کمک اضطراری فرستادم

نمی‌دونم به دست کسی رسیده یا نه

روی کشتی گوشی آنتن نمیده، ولی می‌دونم که

توی اتاق ناوبری تلفن‌های ماهواره‌ای و بی‌سیم دارن

‫پس باید خودمون رو برسونیم اونجا

،اگه بریم توی اتاق ناوبری تمام خدمه‌ی کشتی با کله میان اونجا

باید حواس‌شون رو پرت کنیم

توی انبار آخر

این طرف

اینجاست

یالا - بذار کمک کنم -

پناهجوها چی؟

توی شرایط اضطراری، هر کدوم از بخش‌های کشتی قرنطینه میشن

چیزی‌شون نمیشه

بریم

آتیش توی انبار پنج. قرنطینه‌اش کن

پروتکل آتش‌سوزی رو شروع کن

همگی گوش کنید

می‌خوان حواس‌مون رو پرت کنن

یه مسافر قاچاقی داریم

می‌خوام دم تمام درهای برجک دوتا نگهبان وایسه

دیگو، می‌خوام خودت برجک‌ها رو زیرنظر داشته باشی

چشم، قربان - متئو -

تو با تیم اطفاء حریق برو پایین

من روی عرشه رو می‌گردم

چشم، قربان

آتیش وسط اقیانوس

از این بدتر دیگه نمیشه

!فشارش رو بیشتر کنید

باتری‌ها آتیش گرفتن، قربان - مهارش کنید -

من میرم بالا

کمک، کمک، کمک

.کی‌ام‌جی آرتمیس صحبت می‌کنه .لطفاً جواب بدید

تمام افراد گزارش بدن

تمام افراد گزارش بدن

سمت چپ خبری نیست، قربان

ورودی راست امنـه، قربان

.کی‌ام‌جی آرتمیس صحبت می‌کنه .لطفاً جواب بدید

آتیش مهار شد، ناخدا

انبار رو قرنطینه کنید و برگردید روی عرشه

کی‌ام‌جی آرتمیس روی کانال ۹ صحبت می‌کنه

لطفاً جواب بدید

کی‌ام‌جی آرتمیس روی کانال ۹ صحبت می‌کنه

لطفاً جواب بدید

از ناخدا به ناوبری. گزارش بده

وقت‌مون داره تموم میشه

از ناخدا به ناوبری

گزارش بده

لعنتی

.توی اتاق ناوبری‌ان .دیگو، برو اون بالا

صدات در نیاد

سروان اسپنسر از یو.اس.اس هزرد پری صحبت می‌کنه

سروان اسپنسر، کی‌ام‌جی آرتمیس صبحت می‌کنه

ما درخواست کمک فوری داریم

تو کی هستی و منظورت از «ما» کیاست؟

من انجی الیس هستم

افسر سوم آرتمیس

.همراه مردیم به اسم کول رید .ما کمک لازم داریم

ناخدای کشتی داره قاچاق انسان انجام میده

موقعیت ما ۴۵ درجه‌ی شمالی و

‏۱۵۵ درجه‌ی شرقیـه - باید راه بیفتیم -

الان - !سریع کمک بفرستید -

قربان، صدای تیراندازی بود؟

همین الان اون پرونده رو برام بیارید

برید سمت آرتمیس - چشم، قربان -

زودباش. میریم اتاق من

از اینجا می‌تونیم بریم پایین

همین بیرونن

…اگه…اگه زنده نـ

خدای من

بیا. بشین

ببین منو

تو رو برمی‌گردونم پیش دخترت

قول میدم

باشه

اینطوری سهم بیشتری بهمون می‌رسه

خیلی‌خب، گوش کنید

مسافر قاچاقی‌ای در کار نیست

بادیگارد کامپالو اینجاست

پس نقشه عوض میشه

دو ساعت دیگه مبادله رو انجام میدیم

دو ساعت دیگه چه خبره؟ - نمی‌دونم -

مفهومـه؟ - بله، قربان -

راه بیفتید

تیبو کامپالو به قتل رسیده و » « مظنون همچنان متواری است

فروش کی‌ام‌جی متوقف و کامرون کامپالو » « به عنوان مدیرعامل موقت انتخاب شد

حرف بزن

کول رید روی کشتی من چه گوهی می‌خوره؟

اصلاً چطوری زنده‌ست؟

مگه شرّش رو با تیبو کم نکردیم؟

اینجا چه خبره؟

ببین، آدم‌کُش‌هامون گند زدن

نذار معامله رو به هم بزنه

نمی‌ذارم. تحویل رو انداختیم جلو

با برتوس تماس گرفتم

دو ساعت دیگه می‌رسه

باشه

فقط نذار کول رید زنده از اون کشتی خارج شه

حتماً

برای کُشتن این نره‌خر پول بیشتری ازت می‌گیرم

خبری از کامرون نشد؟

تشکیلات‌مون سر جاشـه؟

فروش متوقف شده

طبق معمول ادامه میدیم

چی شده؟

کامرون کیـه؟

پسر تیبو

فکر می‌کنی دستشون تو یه کاسه‌ست؟

نمی‌دونم

ولی مارکو که پاش گیره

تقاصش رو هم پس میده - راه بیفتید -

همین دور و برن

وقتشـه بریم

،تا نیروی دریایی نرسیده اون مهاجرها در خطرن

باید بریم زیر عرشه

،اون پایین خیلی جاها میشه قایم‌شون کرد

ولی شنیدی که چی گفت

همه رو زیر نظر دارن

حتماً یه راه دیگه هست

می‌تونیم از مجرای تهویه بریم پایین

قربان، پرونده‌ای که خواسته بودید

مارکو ۱۳ سالـه که توی کی‌ام‌جی کار می‌کنه و ده سالـه ناخداست

دانمارکی، عضو سپاه ییگر

توی افغانستان و عراق مأموریت رفته

دو بار به خاطر اتهامات غارت و قاچاق بازجویی شده

خیال می‌کردن توی یه عملیات ،هم‌تیمیش رو کُشته

ولی بقیه‌ی یگانش نم پس ندادن

نتونستن محکومش کنن - خدمه‌اش چی؟ -

نصف‌شون یا قبلاً ارتشی بودن یا مزدور

،نیروی ویژه‌ی اسپانیا

یگان تکاوران ایرلند، سازمان اطلاعات روسیه

مردی که انجی گفت باهاشـه چی؟

کول رید؟

اطلاعاتی دربارش داریم؟ - توی لیست کارکنان شرکت نه -

ولی اینجا رو ببینید

‫مظنون به شدت خطرناک و ‫همچنان متواری است

،تا زمان دستگیری وی از شهروندان خواسته شده که

در خانه‌های خود باقی بمانن

یه فراری پلیس‌کُش

حتماً شوخیت گرفته

همین یه قلم رو کم داشتیم

تصاویر ماهواره‌ای کشتی رو نشونم بدید

چشم، قربان

به خشکی شانس

بگو که ام‌پی۵ دستش نمی‌بینم

قربان

شنیدم یه فراری روی کشتیـه

مشخصـه خودیـه یا نه؟

،چه خودی باشه، چه نباشه

مطمئن شو افرادت آماده‌ان

،به محض اینکه حاضر شن عملیات رو شروع می‌کنیم

چشم، قربان

فکر کنم از اینجا یه صدایی شنیدم

!اونجا - کول، یکی داره میاد -

!لعنتی

حالا بی‌حساب شدیم

ناخدا، توی مجرای تهویه به مسافر قاچاقی شلیک کردیم و صدای افتادنش اومد

نمی‌دونیم زدیمش یا نه

راهش رو ببندید

برگردید روی عرشه

خودم ترتیب این یارو رو میدم

دریافت شد

لعنتی

عه

حالا یه چرخ برام بزن ببینم

بشین

شما چهارتا با من بیاید

بقیه پخش شید

تو حواست بهش باشه - چشم، قربان -

بریم

چقدر دیگه مونده؟

‫‏‏۶۷ کیلومتر، قربان

زمان؟

‫‏‏۷۵ دقیقه، قربان

واحد جستجو و بررسی رو بفرستید

چشم، قربان

گیر افتاده

بعداً حسابش رو می‌رسیم

از ناخدا به ناوبری

انبار سه رو ببندید - چشم -

اطلاعات کول رید به دست‌مون رسید

می‌تونی بری

کول رید، متولد و اهل لندن

مادرش وقتی هفت سالش بوده فوت کرده

.پدرش پلیس بده .پدربزرگش هم پلیس بوده

بعد مدرسه یه راست میره نیروی دریایی

کماندوی نیرویی دریایی سلطنتی

دو دوره مأموریت توی افغانستان

برمی‌گرده خونه و عضو پلیس لندن میشه

صلیب مبارزه‌ی پلیس به دلیل اقدامات قهرمانانه‌ی فوق‌العاده

به خاطر مبارزه‌ی تن‌به‌تن با مجرم مسلح

جایزه‌ی پلیس شایسته

بابت یک عملیات فوق‌العاده شجاعانه و هوشمندانه

بعداً تحت فرماندهی پدرش

عضو نیروی ضربت پلیس اس‌سی‌او۱۹ میشه

واحدش یه عملیات مافیایی رو زیر نظر داشته

شب حمله رید زیاده‌روی می‌کنه

از دستورات سرپیچی می‌کنه و گیر میفته

،پدرش میره نجاتش بده ولی به ضرب گلوله کُشته میشه

صبر کن ببینم

پدرش در راه نجاتش کُشته شده؟

بله، قربان

خدایا

خب، چرا از انگلیس رفته؟

اطلاعات دیگه‌ای نداریم

…خیلی‌ها می‌خواستن ازش انتقام بگیرن و

خب…هیچ خانواده‌ای براش نمونده بود

سر حقوق بازنشستگیم و شلبی مدل ۱۹۶۷ام شرط می‌بندم که

هر کی کامپالو رو کُشته روی اون کشتیـه و

کول رید می‌خواد باهاش تسویه‌حساب کنه

پل ورودی رو بنداز تو آب

پل رو میندازم تو آب

پول‌ها وارد حساب شد؟

پول‌ها رسید

مشکل‌مون حل شد؟

گیرش انداختیم

بریم ملاقات مهمون‌هامون

ببرشون پیش محموله

ناخدا - برتوس -

شروع کنیم دیگه

تو راه دیدم از کشتی‌ات دود بلند شده بود

جدی؟

خب، به تو مربوط نیست توی کشتی من چه خبره

معامله رو انجام بدیم یا نه؟ - بدیم -

بریم یه نگاه به محموله بنداز

باید یه تمیزش رو واسه خودم پیدا کنم

بهترین بخش این کار، مسیر برگشتـه

برو تو

تکون بخور

برید تو

ممنون، تیبو

ایناهاشن

حالا از کشتی‌ام ببرشون

چه خبره، لامصب؟

یکی به کشتی‌مون نفوذ کرده

نفوذ کرده؟

آره

خب، حالا به من مربوطـه که توی کشتیِ کیریت چه خبره

آروم باش

همگی آروم بگیرید. خب؟

من حلش می‌کنم. آروم باش

پسرا، برید پایین دخل این یارو بیارید. الان

!برید! سریع، سریع، سریع

متئو، برو توی اتاق ناوبری و

شرّ اون پتیاره رو کم کن

فهمیدی؟ - بله، قربان -

لاشی

هیس

برو سمت پله‌ها

من از این طرف میرم. خب؟

باید توی همون بانکوک می‌مُردی

این به خاطر تیبوئـه

سر جات بمون

بلند نشو

از جات جُم نخور

بهش دستبند بزنید - بله، قربان -

!صبر کنید

راه بیفت

مسلح نیستم

تو کی هستی؟ - انجی الیس. من باهاتون تماس گرفتم -

افسر سومم

اون دخلی به این ماجرا ندارم

ما رو نجات داد

بقیه‌ی خدمه کجان؟

مُردن

چند نفر بودن؟

حدوداً ۲۰ نفر. بعلاوه‌ی ناخدا

کول رید اینـه؟

نه

اون همکارمـه

میگی که این کول نیستش؟

کول تیر خورد. از کشتی پرت شد پایین

آها

پس ماجرا این بوده؟

بله، همین بوده، قربان

حواست بهش باشه

بلندش کن

گویا روز سختی داشتی

بذار معاینه‌ات کنیم

یه عده سوار کشتی هستن که نیاز به مراقب پزشکی دارن

خوبی؟ - آره -

بله، درستـه

منتظرم. ممنون

یه خدمه برام می‌فرستن تا کشتی رو برگردونم لس‌آنجلس

پس الان شدی ناخدا الیس

آره، فکر نکنم

اون تلفن ماهواره‌ای ناخدا مارکوئـه؟

خودشـه

تاریخچه‌ی تماس داره؟

معلومـه

ممنونم

ما ممنونیم

خب، حالا کجا میری؟

،اگه برگردی بانکوک

می‌دونی که سعی می‌کنن بکُشنت

باید این ماجرا رو تموم کنم

برگرد خونه پیش وایولت

حتماً

دیگه خطری آرتمیس رو تهدید نمی‌کنه؟

خیر، قربان. خطری نیست

کول رید رو گرفتید؟

،طبق گفته‌های خانم الیس رید توی درگیری کُشته شده، قربان

مارکو و هر بیست‌تا مأمورش هم کُشته شدن

بیست نفر کُشته شدن؟

بیست و یک نفر، قربان

دزد‌های دریایی هم همینطور

یه ملوان غیرمتخاصم هم بود که شناسایی نکردیم و

گویا الان داره با قایق دزدهای دریایی میره، قربان

.صبر کن ببینم یعنی درست فهمیدم؟

کول رید کُشته شده ولی جسدی ندارید و

حالا یه ملوان ناشناس هست که

داره با قایق دزدهای دریایی میره؟

درست متوجه شدم؟

بله، قربان. درستـه

می‌خواید جلوش رو بگیریم؟

،خب، از اونجایی که کول رید نیست پس به ما مربوط نمیشه

موافقم، قربان

منم

خدایا. کجایی؟

می‌خوام یه شماره رو چک کنی

یه لحظه

بگو

۶۶۷-۲۱۳-۴۷۷۷

جاران دنیلس

دارم برمی‌گردم

سوار شو

متوجه نیستی

من فقط می‌ذاشتم بارشون رو با کشتی‌ها ببرن و

به من پول می‌دادن

مبلغ کلانی هم می‌دادن

ولی نمی‌دونستم واقعاً پشت پرده چه خبره

باید حرفم رو باور کنی

بعدش خواسته‌هاشون کم‌کم تبدیل به تهدید شد

اینجا بود که اوضاع از کنترلم خارج شد

هر هفته چندین محموله می‌فرستادن

چرا به من نگفتی؟

چون خیال می‌کردم خودم می‌تونم درستش کنم

خیال می‌کردم با فروش شرکت بیخیالم میشن

…ولی نمی‌دونستم که

فکر نمی‌کردم دست به همچین کاری بزنن

تو پدرت رو به کُشتن دادی

…حالا باید باقی عمرت

با عذاب وجدانش کنار بیای

ببرش خونه

‫ « ترجمه از آریـن و امیر فرحناک » ‫.:: Cardinal & FarahSub ::.

‫در تلگرام: ‫FarahSub@

چرا تیبو رو کُشتی؟

با مرگ تیبو، شرکت می‌رسید به کامرون

اون هم نون‌خور و توی مشت ما بود و

می‌تونستیم بازم محموله‌هامون رو جابجا کنیم

منظورت انسان‌هاییـه که قاچاق می‌کردی؟

تو چی می‌خوای؟

هر کسی خواسته‌ای داره

.بگو خواسته‌ی تو چیـه .برات جورش می‌کنم

تو چی می‌خوای، لعنتی؟

انتقام

دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی‌موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.