Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
*هرگونه کپی برداری و استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد* پیجیپی
ارائه ای از پرشین گیک پدیا «Persian Geek Pedia»
ویدئوهای بررسی فیلم و سریال ها در Youtube : Persian Geek Pedia
اخبار و تریلرهای فیلم و سریال ها در Tel: @ThePersianGeekPedia
مترجمین: --The Hunter-- ==The Translator==
سلام، اسم من پیتر پارکره
تو من رو یادت نمیاد اما میخوام یه چیزی بگم
که شاید بنظرت مسخره باشه
اما حقیقته
و میدونم که حرفم رو باور میکنی
چون وقتی دروغ میگم، متوجهش میشی
ایوی، میشه ماتریکس درجهبندی هدفگیریم رو چک کنی؟
بنظرم درست نیست
در حال چک کردن درجهبندی هدفگیری
ایوی، پنج دقیقه دست نگه دار
در حال آمادهباش
ما قبلا همدیگه رو میشناختیم
ما با هم بودیم
اما یه اتفاق بد قرار بود اتفاق بیوفته
و تنها راه متوقف کردنش این بود که کاری کنم که همه منو فراموش کنن
[ند قدرشناس42 استوری گذاشت]
اولین روز امآیتیئه !بزن بریممم
!خدای من !ما اینجاییم! موفق شدیم
ام.جی یالا دیگه
حتی تو
تظاهر کن که الان خوشحالکنندهترین لحظه کل زندگیت نیست
نمیتونم
!بریم تو کارش! تو هم خوشحالی - خیلی خب، خب، باشه -
چون من فقط پیتر پارکر نیستم
من مردعنکبوتیم
دارم کم کم میفهمم که فرهنگ بوستونیها با فرهنگ ما خیلی فرق داره
اما گاهی اوقات، مردعنکبوتی باید کار سخت رو انجام بده
حتی اگه قلب پیتر پارکر رو بشکونه
و همه اینجا اینطوری حرف میزنن که "داشی ماشینتو اونور پارک کون"
و شاید این مسئولیت منه
که تنها با حقیقت زندگی کنم
اما ام.جی، حقیقت اینه که من دوستت دارم
و امیدوارم یه حسی درون وجودت باشه که یادش بیاد که تو هم منو دوست داری
مظنون حدود 170 سانت قدشه و هیکل معمولی داره
اما تا اون موقع، من فقط مردعنکبوتیم
!اومدم
!هی، مراقب باش
اعضای باند خلافکاری "منفردی"... باند سیلویو منفردی از مافیاهای ایتالیایی) (و از رقبای اصلی کینگپین
دیروز توسط مردعنکبوتی، تحویل پلیس داده شدن (داخل ویدئوی یوتیوب، بیشتر درموردشون صحبت میکنیم)
هی، همطبقهایم
چه باحال
تا حالا کسی اومده اینجا زندگی کنه؟
نه، مگر اینکه پنبهنسوز دوست داشته باشن
فقط بعنوان انبار ازش استفاده میکردیم
این عالیه
هی، بچه ها، ند سال دومی برگشته
بزرگتر، خردمندتر، چابکتر
!بزن برییممم - وای -
این چیه روی صورتت؟
نظرت چیه؟
مثل کمکمربیها شدی
مطمئنی میخوای اینطوری پیش بره اسکورپیون؟ ما آخرین بار اسکورپیون رو در حالت انسانی) (و عادیش در صحنه پس از تیتراژ فیلم اول دیدیم
دلت برام تنگ شده بود، عنکبوتی؟ معرفی این کارکتر رو میتونید) (همین الان داخل یوتیوبمون ببینید
(لانی لینکولن ملقب به تومستون) (از پادشاهان جرم و جنایت نیویورکه)
اگه از همینجا ولت کنم چقدر طول میکشه که با سر بخوری به زمین؟ (معرفی کاملتر، داخل یوتیوب هست)
خب نمیدونم، تو بهم بگو
بیا تو اوج تمومش کنیم، نظرته؟
هی لانی، چه اتفاقی برات افتاده؟
دیولف، تمام مدارکی که لازم داری توی صندوق ماشینشه
سعی داری نون منو آجر کنی، مردعنکبوتی؟ (کارآگاه جین دیولف از همکاران مردعنکبوتی در کامیکها)
هی شماها حرفهای هستید من فقط یه داوطلبم (معرفی کامل، در یوتیوب موجوده)
یک نیویورک جدیده [گل برای می]
به لطف مردعنکبوتی، آمار جرم و جنایت به کمترین حد خودش رسیده
پلیس و سازمان کنترل خسارت اعتبار این اتفاق رو به قهرمان ماسکدار دادن
نمایشگر اطلاعات رو تست میکنیم
یک سرقت مسلحانه در بانک اتحادیه مدنی در حال رخ دادنه
در شش ماه اخیر تمام رؤسای جرم و جنایت در سراسر پنج بخش شهر رو پایین کشیده (بومرنگ و تارانتولا هم از ویلنهای کامیکی مردعنکبوتین)
از جمله ابرگروه نینجایی موسوم به هند معرفی تک تک این کارکترها بصورت کامل) (داخل یک ویدئو در یوتیوب خدمتتون گفته شده
(اینجا نکاتش بیشتر از چیزیه که بشه نوشت) (منتظر ویدئوی نکات فیلم باشید)
قدرت زیاد مسئولیت زیاد
او باعث افتخار شهر نیویورک است
قهرمانی که تمام بزرگسالان روی او حساب باز میکنند
و هر کودکی میخواهد مانند او باشد
آخرین ترم امآیتیئه
خدای من، تا یه ماه دیگه فارغ التحصیل میشیم
یه عالمه خاطره ساخته شد نمیدونم اصلا از کجا شروع کنم؟
اون شبی که با جیم و وایلی توی رودخونه چارلز شنا کردیم
یا اون ماجرای خوش گذرونی غذایی تو بنانا لانج
شب زندهداری با ام.جی و نیت داگ
انگار همین دیروز بود که با ام.جی روی پشت بوم نشسته بودیم و
درمورد اینکه با هم اینجا بیایم خیال پردازی میکردیم
و هنوزم باورم نمیشه که موفق شدیم
بابت رفقایی که پیدا کردم، خیلی سپاسگزارم
نمیتونم تصور کنم که با کس دیگهای این روزا رو پشت سر بذارم (مینی فیگور لگویی پالپاتین که ند به پیتر داده بود)
ند، فکر میکنی کی واقعا داره اینو میبینه؟
نمیدونم، شاید یه نفر نگاه کنه - خیلی خب -
خب پس خداحافظ یه نفر
!چی؟ نه - خداحافظ، دیگه تمومش کن. آره دیگه بسه -
ببین، داریم درمورد مرکز شهر بروکلین اونم تو وسط روز صحبت میکنیم
همچین کار بزرگی که باشه میشه قطعا گفت که فازوِل توش دخیله (فردریک فازوِل از خبرنگاران دیلیبیوگل بوده)
آره میفهمم چی میگی ولی میتونی اثباتش کنی؟ (که بعد مدتی هویت بیگمن رو انتخاب میکنه)
آره، دارم مدارک مالیش رو بررسی میکنم و هر شب هم آدماشو دنبال میکنم (و باندهای خلافکاری رو متحد میکنه)
تو کاری جز کار کردن هم انجام میدی؟
به قول معروف " کاری که دوست داری رو بکنی "انگار یه روزم توی زندگیت، کار نکردی
لعنتی
مامان، ماشین حسابم کجاست؟ - نمیدونم -
باور کن، اینطوری چسبیدن به کار پایان خوشی نداره
نگران من نباش، مشکلی پیش نمیاد برام
مطمئنی؟ هنوزم اون سردردها رو داری؟
آره، اما مشکلی پیش نمیاد
نمیدونم پسر، فکر میکنم بدنت سعی داره یه چیزایی بهت بگه
مثلا اینکه نیازه که چند وقت یبار اون لباسو دربیاری
مامان، نمیدونی ماشین حسابم کجاست؟ - من از کجا بدونم، پاپی -
چیزی که نیاز داری یه ارتباط واقعی انسانیه
اوه چی؟ یعنی الان با هم ارتباط نداریم؟
نه داداش. نه اسمت رو میدونم نه صورتت رو دیدم، هیچی ازت نمیدونم
فکر کنم هیچوقت درمورد زندگیم ازم سوال نکردی
معلومه که پرسیدم
جدی؟ اسم بچههام چیه؟ - برای شروع بگم که اسم پسرت پاپیئه -
مردعتکبوتیه؟
نمیتونم اینو بهت بگم، عزیزم
خب این یعنی مردعنکبوتیه
آخ خدایا
یک تانک دزدیده شده، داره به سمت جنوب میره از خیابون 34ام رد شد
تمامی نیروهای حاضر، پاسخ بدن
اینو دیدی؟
اینم از کار بیشتر خوش به حال تو
خیلی خب، پس میبینمت
خیلی ببخشید، باید برم
!هواتو دارم عنکبوتی
...نه، نه، من به کمکت
!هی! مراقب باش
حالت خوبه بچهجون؟
آره، حالت خوبه بعدا میبینمت
همینطوری از ظاهرش مشخص نیست
اما این خیابون به طور کامل در نبرد نیویورک(اونجرز 1)
نابود شده بود
یالا، یالا
بجنب دیگههه
اوه خدای من
یالا
هی
چه مرگته فرانک؟ با ونت منو زیر کردی
تا تو باشی هی سر راهم سبز نشی
دوباره قرار نیست اینکارو بکنیم، فرنک
معلومه که قرار نیست این کارو بکنیم
این بار خودت گورتو از سر راهم گم میکنی
منظورت اینه بجای نجات دادن جونت از سر راهت برم کنار؟
دوباره میخوای درمورد اون داستان شخمی جزیره استتن برام سخنرانی کنی؟
خب، خودت گفتی، من نگفتم
خدایا
ببین، مرد، نمیشه توی هر موقعیتی همینطوری راهتو با شلیک کردن باز کنی
آدمای بیگناه ممکنه آسیب ببینن
فکر میکنی کی سرعت اون تانکو کم کرده، خنگولخان؟
هر طور مایلی
کله خراب
از دست این آدم دیوونه
...مادر ج
برو خونه، فرانک
آخرش این بچه رو میکشم
[تماس از دیولف]
دیولف؟ - قراره جلوی اون تانکو بگیری یا نه؟ -
مستقیم داره میره سمت مرکز تشخیص کنترل خسارت
دارم تلاشمو میکنم
سختتر تلاش کن
یه عالمه آدم وحشتناک اونجا زندانین
فکر میکنی کی اونا رو انداخته زندان؟
بریم اسکورپیون
روز جابجاییه
!خیلی خب، همه برن کنار این یارو مسلح و خطرناکه
از تانک بیاید بیرون، خانم
خودمم به همین کار فکر میکردم
مردعنکبوتی؟
من کجام؟
چی؟
!برید! برید! برید
اون خانم رو برای بازجویی نگه دارید ساختمون رو تخلیه کنید
از سواری لذت ببر، اسکورپیون!
تو سوپرمکس، رنگ آفتاب رو نمیبینی
عقربها موجودات شبزی هستن، رفیق
به ساختمون حمله شده !اون زندانی رو همین الان از اینجا ببرید
!قربان
!باید همین الان بلند بشی
به ساختمون نفوذ شده !برید! برید
!هی، آتیشش کن !برو! برو
!نقشه عوض شد
ببریدش به باند فرود هلیکوپتر بِلویو
چی؟ - !این دستور رئیس متزگره. برید -
!همین الان
دریافت شد
...هی! چی
چطوری اومدم این بالا؟
مردعنکبوتی
منو نجات بده، میشه؟
تو کی هستی؟
خودت که منو میبینی
بهم بگو کی هستی
اول تو بگو
هی
هی
تو منو هُل دادی بیرون
جالب شد
این دیگه چه کوفتی بود
سعی کردی بپری تو سرم؟
میدونی
...تمام وقتی که داشتی دنبالم میکردی
فراموش کردی که یه سوال خیلی مهم رو از خودت بپرسی
توی تانک چیه؟
برید! برید
مردعنکبوتی؟
چه اتفاقی افتاده؟
نمیدونم
هی، کارتون خوب بود
هی، کلی کار هست، اسپایدی
همه چی ردیفه؟ تو خوبی؟
قسم میخورم، تمام کارایی که میگن کردم رو اصلا یادم نمیاد انجام داده باشم
مشکلی نیست، مشکلی نیست ببین، بذار پرستارا ازت مراقبت کنن
من هیچوقت بهت آسیب نمیزنم
خیلی خب - دوستت دارم، مردعنکبوتی -
آره، باشه، رفیق، مشکلی نیست
هی، چی گیرت اومد؟ - بیا، اینو ببین -
هلیکوپتر، اسکورپیون رو برده به بِلویو
ده دقیقه بعدش، یه نگهبان اونو برده بیرون
چی؟ - اوهوم -
تانکه چی؟
از یه انبار کنترل خسارت تو بروکلین دزدیده شده
رانندش مستخدمی بوده که اونجا کار میکرده
انگیزهای پیدا کردی؟
هیچی
هیچ پیشینهای هم نداره
اسکورپیون حتما یه جوری روش کنترل داشته
آره، شاید
منظورت چیه که "شاید"؟
منظورم اینه که، نمیدونم
اما یه نفرو میشناسم که شاید بدونه
داری کجا میری؟
تو سرنخهای اسکورپیون رو دنبال کن
من میرم با یه نفر صحبت کنم
سلام، اینجا پلاک 3250 برایتون بیچئه؟
خیلی خب
فکر کنم فهمیدم یعنی چی
لباساتو دربیار
چی؟
تو سونای روسی، نباید لباس تنت باشه
اون لباس چسبونت رو دربیار
این که لباس چسبون نیست
تو پیامت گفته بودی که اینجا دفترته
خب اینجا دفترمه دیگه
بپر تو آب
...همینطوری خوبه، ممنون. من فقط
دفتر منه، قوانین منه
با این کار، تو میتونی از ...یه آبتنی آرامشبخش لذت ببری
...و منم میفهمم که تو سلاحی همراهت نداری
هر دومون برنده میشیم
باشه
واقعا؟ یعنی هیچوقت ماسکتو درنمیاری؟
نه، من... میدونی، اگه درش بیارم دیگه نمیتونم کاملا ناشناس باشم
حتی برای دوست دخترت یا حتما دوست پسرت؟
یا حالا هر چی؟
تو اینترنت کلی حدس و گمان هست که کی هستی
و یه سری طراحی خفن هم ازت هست دیدیشون؟
یدونه تویی و ده تا میستریو ...خیلی
...دیدمشون... دیدم
حقیقتا سخته که نبینمشون
اما، ببین، من کسی رو ندارم یجورای خودم تنهام
فقط خودت؟ همیشه؟
تعجبی نداره که انقدر غمگینی
من اونقدرا هم غمگین نیستم - یکم هستی -
میشه فقط درمورد چیزی که بخاطرش اومدم اینجا صحبت کنیم؟
منظورم حمله به ساختمون کنترل خسارته
آها آره. اون بیشتر مربوط به ناحیه تو میشه
مثل، مسائل مربوط به سیب زمینیهای کوچولو
در حالی که انتقامجویان جدید داره روی مسائل مربوط به سیب زمینیهای بزرگ تمرکز میکنه
درسته، باشه. خب، میدونی ماجرا بزرگتر از یه حملست
...راننده و باقی افرادی که داشتن همکاری میکردن
اینطور بنظر میومد که انگار یه نفر داره از طریق اونا با من صحبت میکنه
انگار یکی داشت از چشمای اونا منو نگاه میکرد
و سوالت اینه که قدرت کنترل ذهن بوده؟
دقیقا - مثل همونی که توی اتاق قرمز استفاده میکردن؟ -
دقیقا - و مثل باقی بیوهها؟ -
درسته - آها، نه. فکر نکنم -
در واقع فکر میکنم که احتمالش هست که چیزی مثل تسخیر باشه
تسخیر؟
مثل یه روح یا یه اهریمن
اوه، پسر - یا ما تو روسیه یه موجود به اسم لِشی داریم -
لشی به جنگلها حکمرانی میکنه ...و میتونه تسخیر کنه
ببخشید
هر چی که هست، دنبال یه چیزین
این چهارمین حمله به تاسیسات کنترل خسارت توی این ماهه
فکر میکنی دنبال چی هستن؟
نمیدونم
اما میدونی چیه؟
...بعد از حملهی امروز
یه هشدار امنیتی الکترونیکی بین سازمانی فعال شد
یه نفر به سرورهای ممنوعهی کنترل خسارت دسترسی پیدا کرده
از اطلاعات 30 تا کارمند یه ایستگاه بینراهی استفاده کرده
همشون دنبال یه چیز بودن
وی-مکس
وی-مکس
حالا معنیش چی هست؟
ممکنه یه تکنولوژی بیگانه باشه
...یا برنامههای یه سلاح مخفی
...یا کدهای اتمی یا
من چهمیدونم، اینو تو باید بفهمی
...این مسائل سیب زمینهای ریزه میزهاس - باشه، باشه -
نه مسائل فکری سیب زمینیهای گندهبک...- نیاز نیست داد بزنی حالا. خدایا -
شاید اصلا برم از خود کنترل خسارت بپرسم
میدونی، دیگه خیلی هم ناشناس نیستی
من نافتو دیدم
خیلی خب - خداحافظ -
خدایا
...سلام، من یه قرار دارم با
با رئیس متزگر، بله
لطفا داخل اسکنر وایستید
انسان تقویت شده تشخیص داده شد
قدرت بالاتر از حد طبیعی
چابکی بالاتر از حد طبیعی
حواس تقویت شده
دیانای خارجی: عنکبوتیان
لطفا ماسکتون رو برای اسکن هویت دربیارید
اوه، نه. نمیتونم این کارو بکنم
امکانش نیست - ...عدم برداشتن ماسک -
باعث برخورد تدافعی میشه
...برخورد تدافعی؟ از چی صحبت
!بچهها، بچهها، بچهها ...من نمیتونم ماسکمو دربیارم. من
مردعنکبوتی
مشکلی نداره. آروم باشید
من معذرت میخوام
خیلی خوشحالیم که اینجایی
بیل متزگر، رئیس کنترل خسارت حالت چطوره؟
من خوبم. خیلی ممنون
مجبور شدیم که امنیت اینجا رو ببریم بالا اما امیدوارم که تو رو نترسونده باشیم
نه مشکلی نیست - خیلی خب، پس از این طرف -
این طبقه بیشتر مختص تحقیقات و بخش اداریه
طبقه پایین، بخش پاکسازی حوادث آزمایشگاهها و آموزش مامورانه
هی، اونا اینجا چکار میکنن؟ - مشکلی نیست -
الان گروه هند برای ما کار میکنن
بعد از این که آوردیشون اینجا ...متوجه شدم که
درواقع اونا یه گروه بچهان که رهبری ندارن
تنها چیزی که نیاز داشتن، فقط راهنمایی بود
بعد از اون، ناگهان تمام چیزی که ...اونا رو خطرناک کرده بود
اونا رو به یک بخش ارزشمند از تیم امنیتی ما تبدیل کرد
میتونی به تمام تهدیداتی که روبرومون قرار میگیرن نگاه کنی و خطر ببینی
یا میتونی درون اونا فرصت ببینی
خیلی خب
واو، اونو ببین
وقتی تو دستای شاکر بود اینا مایه مزاحمت بودن
توی فیلم اول، شاکر اینها رو با بقایای) (چیتاریها از اونجرز 1 ساخته بود
اما به این معنی نیست که نمیتونیم از تکنولوژیش چیزی یاد بگیریم
یا به نوآوریش احترام نذاریم
ماموریت ما اینه که انرژیهای مخرب رو به چیزی مفید تبدیل کنیم
این معنی حقیقی سازمان کنترل خسارته
مراقبش باش
از این طرف
میخواستم درمورد حملات اخیر به سازمان ازتون سوال کنم
چهار حمله بوده دیگه درسته؟
بفرما بشین
حق با توئه
بنظر میاد با تهدیدی روبروییم که نمیتونیم کنترلش کنیم
تهدیدی که حتی نمیتونیم ببینیمش
اما تو میتونی
فیلم دوربینهای امنیتی رو دیدم
همچنین، گزارش کارآگاه دیولف رو هم خوندم
فکر میکنم تو دقیقا میدونی که ما با چی طرفیم
یه نفر یه یا چیزی که میتونه بپره تو ذهن افراد مختلف
اما تو ذهن تو نه
نه، یعنی تلاششو کرد، اما نتونست
میخوام باهات روراست باشم
الان تو شرایط بدی هستیم
خدا اون روزو نیاره که بتونه بیاد اینجا و هر چیزی که دنبالشه رو پیدا کنه
...در اون صورت عواقبش
غیرقابل تصور میشه
خب، بذار حدس بزنم، هر چیزی که دنبالش داخل اون گاوصندوق بزرگه؟
یه چیزایی هست که ...بخاطر ماهیت شغلم
نمیتونم بهت بگم
اما باور دارم که تو بهترین دفاع ما در مقابلشی
تو تنها کسی هستی که میتونه حسش کنه
فقط تو نسبت بهش مصونی
روی تو برای شکست دادنش حساب میکنم
سخنرانی قشنگی بود، رئیس
هر کاری که درتوانم باشه رو انجام میدم، قول میدم
خب، پس خودت رو دوست سازمان کنترل خسارت بدون
ممنونم
باهاتون در تماسم
...میخواستم بپرسم
اصطلاح "وی-مکس" براتون معنیای نداره که، داره؟
نه
اینو از کجا شنیدی؟
فقط، میدونید، ماهیت ابرقهرمان بودن جوریه که
یه چیزایی هست که نمیتونم بهتون بگم
به هر حال، بعدا میبینمتون
کارتون عالیه. همینطوری ادامه بدید
فکر نکنم متزگر بیشتر از ما چیزی بدونه
اما بهش گفتم هر کاری که بتونم، میکنم
میخوای کمک کنی؟ ...بهترین کار اینه که
اسکورپیون رو پیدا کنی اون تنها سرنخ ماست
آره، میدونم. با تمام دوربینهای شهر دارم چهرهها رو اسکن میکنم
این کارت بشدت غیرقانونیه، مردعنکبوتی
نشنیده میگیرمش
آره، احتمالا بهتره همینکارو بکنی
اما ببین، اگه سر و کلهاش پیدا بشه، میفهمیم
بشکههای کوچیک نوشیدنی دارید؟
اون پشتن
ممنون
بعدا بهت زنگ میزنم
به به
هی، راستی، نوشیدنی انرژیزای شارکفایر هم دارید
آره
اوه، نه، نه، نه
نمیخوامش. اون لامصب آدمو میکشه
میدونی، همه دوستام تو دوران ...امتحانای پایانترم ازش میخوردن
و الان همشون معتادش شدن
ازت میخوام که اصلا از اونا بهم نفروشی
قیافمو به خاطرت بسپار
لطفا به این آدم ابدا شارکفایر نفروش
باشه، هر طور مایلی
حالا یدونه بده اشکال نداره
آخریشه دیگه
نمیدونم، دوتا بدی بهتره
بعد از اون دیگه بهم نفروش
لعنتی
!هی، ند
چی؟ - !ند -
اینو بده من - رفیق، دمت گرمه -
!بزن بریم - آره، پسر -
!بزن بریم - آره! شماها کی رسیدید؟ -
یه نیم ساعت پیش بود رسیدیم
بیا نوشیدنی بزن بردار، بردار
ممنون
(لگوی چوباکائه از استاروارزه)
اسپایدرمن دفعات زیادی در اروپا دیده شده] [ممکنه بریتانیایی باشه؟
ممکنه این پارکور کار لاتین] [مردعنکبوتی باشه؟
[این نیست]
میبینم که تابلوم توجهت رو جلب کرده
من از اون آدمای عجیب غریب نیستم، قول میدم
در واقع اون وقتی دربیرستانی بودیم من و دوستام رو چند بار نجات داده
چه باحال - آره، آره -
از همون موقع در تلاشم که بفهمم کی بوده
نه این که هویتش رو به کل دنیا لو بدم فقط میخوام بدونم کیه، میدونی؟
و امیدوارم که بتونم رو در رو ازش تشکر کنم
در واقع من این برنامه رو درست کردم که مکان حضورش رو نشون میده
وایستا ببینم، تو عنکبوتییاب رو درست کردی؟
خب پس شنیدی، عالیه
مردعنکبوتی کجاست؟
اینجا هم یه جای چت کردن داره
خب، میدونیم که قطعا اهل کویینزه
این خیلی هم پردهبرداری بزرگی نیست
اما تونستم سرنخهام رو به دوتا مظنون اصلی کاهش بدم
[فلش تامسون و راجر هرینگتون] (همکلاسی و معلم پیتر در دبیرستان)
آره، اگه میدونستی اونا کجاها بودن مغزت منفجر میشد
مطمئنا همینطوره
راستی، من ند ام
...من
خدایا، حدود 50 نفر تو آپارتمانمونن
از لحاظ آماری اگه بخوام بگم ...حداقل دوتاشون جامعهستیزن
که یجورایی باحاله
گلهای قشنگین
اوه، اینا کادوی خونتونه
واقعا؟ - آره -
خیلی خب. بقیه اکثرا آبجو و چیپس آوردن
اینا خیلی قشنگن
من ام.جی ام
...من... آمم، من
...می
منم مِینِرد ام
شما دوتا همدیگه رو نمیشناسید؟
نه، من یه همسایهام
یه همسایه دوست داشتنی
ارائه ای از پرشین گیک پدیا
ببخشید
خب، مصاحبهات چطور بود؟
من میرم اینا رو بذارم توی آب
از آشنایی باهات خوشحال شدم، مینارد، نرد
مینرد، آره
ببخشید
اصلا رفتی مصاحبه؟ لطفا بگو که رفتی
آره، رفتم
خب چی شد؟
و قبول شدم
خدای من، ام.جی، این که عالیه
اما خودم اون شغلو قبول نکردم
چی؟
آره، نمیخوام برای یه شرکت بیوجدان کار کنم
اونا که همشون بیوجدان نیستن
باشه، بیشترشون بیوجدانن
اما خب، نمیخوای بیمه درمانی داشته باشی؟
آره، خب، معلومه که میخوام اما به چه قیمتی؟
بستگی به مالیاتش داره
منظورت از لحاظ اخلاقیش بود؟
آره - ببخشید -
...نمیدونم. میدونم مسخره بنظر میاد
یه چیزی داره بهم میگه که
که من باید منتظر یه اتفاق بزرگ بمونم، میدونی؟
باشه. خب، پس به افتخار منتظر موندن برای یه اتفاق بزرگ
به افتخار منتظر موندن برای یه اتفاق بزرگ
خب، دیگه انتظار تموم شد
به افتخار خونه جدیدتون
رفیق، این خیلی خفنه
درست مثل خودت
من میرم اینو مخفی کنم
اینو از تو جیبش پیدا کردم دوباره
اما اگه ند به آتیش هزارتا کوسه نیاز داشته باشه چی؟
منظورت تپش قلبه؟
نمیتونی همه رو نجات بدی - میتونم امتحان بکنم که -
دختر خودمی
...ببخشید. من باید
وقتی رفتیم امآیتی، باید با هم زندگی کنیم
آره، حتما - آره، خوشم اومد -
یه شروع تازه میشه
هر سه تامون پیش هم خواهیم بود
آره، درسته، حق باتوئه
یه شروع تازه
قراره فراموش کنید که من کی هستم
فراموش کنیم که کی هستی؟ داری چی میگی؟
مشکلی نیست. میام پیداتون میکنم
و همه چیز رو توضیح میدم
...عاشقت - فقط صبر کن -
صبر کن و وقتی دوباره منو دیدی اینو بهم بگو
...اسم من پیتر پارکره و من
یه قهوه میخوام
چیز دیگهای هم میخواستی؟
نه
(توی کامیکها جهشیافتگی به حدی پیش میره که پیتر به عنکبوت تبدیل میشه و 6 دست درمیاره اسمش هم به ManSpider تغییر میکنه)
سلام
سلام
فکر کردی چون قدرت داری دیگه نباید حرفمو گوش کنی؟
میدونی، کل این قضایا میتونه خیلی ترسناک بشه
متوجهی؟
خب آره، همین الانشم خیلی ترسناکه
آره
و اوضاع میتونی خیلی سریع عوض بشه
به شکلی که ما حتی تصورشم نمیتونیم بکنیم
باور کن، میدونم
فکر نکنم بدونی
منظورت چیه؟
یا خدا
چی؟
...من
...اینجا زندگی میکنم. فقط
میخوام وسایلمو بردارم
اون لباس منه؟
نه
چه سگ نازی
خیلی خب
سلام پیتر،107 تا اخطار جدید داری
لطفا بهش رسیدگی کن
چه اتفاقی داره میافته؟
نتایج اسکن بدنت افزایش ناگهانی هورمونهای مرتبط
با دیانای عنکبوتیت رو نشون میده
که منجر به تشکیل اندام تار ساز طبیعی
و تشدید خطرناک گیرندههای حسی شده
باشه، ولی من حالم خوبه
انزوای طولانی مدت یا تراماهای روحی ممکنه باعث این تغییرات ناگهانی شده باشه
اخیرا اتفاق دردناکی تجربه کردی؟
پیتر؟
من خوبم، ایوی
به نظر خوب نمیای
پیشنهاد میکنم کمی استراحت کنی تا دوباره سرپا بشی
خب، این که اصلا شدنی نیست، هست؟
وبشوتر مکانیکی و تار طبیعی رو
نمیشه همزمان استفاده کرد
بجنب، پیتر
هشدار، به حواس فشار زیادی وارد شده
هشدار، به حواس فشار زیادی وارد شده
هشدار، به حواس فشار زیادی وارد شده
اون دیگه چه کوفتی بود؟
حواس تقویت شدت در لحظه کلی اطلاعات دریافت کردن
باشه، مشکلی نداره
ردیفه
خیلی خب، تارهای طبیعی پیتر دوم از اینا داشت
و خفن بود تو خفنی
وای خدایا چقدر چندشه
خیلی خب، بزن بریم
خب این که جواب نداد
تارهای طبیعی بجنب و تاااار (اشاره به اسپایدرمن 2002)
!نه، نه
!بسه
چه خبر شده، ایوی؟
تو مرکز اطلاعات کنترل خسارت واقع در منهتن تیراندازی شده
چهرهی مظنون با اسکورپیون تطابق داره
باشه، دارم راه میفتم
...بجنب. سه... دو
!تار! بسه
!تار! بسه
!بسه
!تار! بسه! پرنده، پرنده، پرنده
!تار! بسه
.شرمندم. شرمندم
!تار! بسه
!اوه خدایا
تار! بسه، بسه، بسه
نمیدونم دنبال چی میگردی
دنبال وی-مکس هستم
من هیچی نمیدونم
الان مشخص میشه
یا خدا یا خدا
شرمنده دیر کردم واقعا روز عجیبی داشتم
اسکورپیون، همش باید این درگیریها رو داشته باشیم؟ سردرد خیلی بدی دارم
فکر میکنی من اسکورپیونم؟
تار
چه بلایی سرت اومده؟
دیگه نمیتونی منو حس کنی
تو
چه مرگت شده، مردعنکبوتی؟
هشدار، افزایش هورمونهای عنکبوتی
تو کی هستی؟
تو میدونی خودت کی هستی؟
اینجا کمک نیاز داریم - باشه دارم میام -
مردعنکبوتی
چه خبره؟
یکی دکتر خبر کنه
دیولف، اون آسیب دیده؟
حالش خوبه؟
حالش خوبه؟ - !نه -
...بذار من برم - نکن! چت شده تو؟ -
اون اسکورپیون نبود، خب
یعنی بود، ولی هرچی که تانک رو دزدیده بود تسخیرش کرده بود، خب؟
...ببین لطفا میشه من - خیلی خب، گوش کن، آروم باش -
گوش کن من نمیدونم این چیه ولی ازت میخوام خودتو جمع و جور کنی
تو نزدیک بود یه پلیس رو بکشی
این تو نیستی
میدونم، متاسفم
اگه دوباره اینجوری رفتار کنی نمیتونم ازت محافظت کنم
این هر چی که هست تو باید درستش کنی
...از طریق کرومودینامیک شبکهای
میتونیم زمان و مکان رو به صورت شبکهای بچینیم
که بهمون اجازه میده لرزشهای متصل به پروتونهارو شبیهسازی کنیم
سیندی، سوالت راجعبه پروتونهاست یا بازم میخوای درمورد انتقامجویان بپرسی؟
خیلی خب، بچهها من دوست دارم براتون قصه بگم
ولی میدونید بالاخره باید یکمم بهتون فیزیک درس بدم
باشه، سوالتو بپرس، سیندی
خب، اگه ثانوس انقدر راجعبه ازدیاد جمعیت ...نگران بود
چرا از دستکش جادویی برای درست کردن غذای بیشتر استفاده نکرد؟
(بعد 8 سال بالاخره یکی این سوالو پرسید)
آرتور، میخوای تو جواب بدی؟
!هالک داغون میکنه
*هرگونه کپی برداری و استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد* پیجیپی
خدمت شما
...ببخشید، دکتر بنر، من
حالت خوبه؟ - آره، شرمنده، سردرد دارم -
یه لحظه وقت دارید؟ میخواستم راجع به مهارکنندتون صحبت کنم
حتما، نگران نباش حالت ایمنی داره
قرار نیست تو بوفه تبدیل به ماشین هیولایی عصبانی بزرگ سبز تبدیل بشم
ولی اگه منو بدون این وسیله دیدی فرار کن
نه، اما شما دارید از مداخلهگر کوتاهِ دقیق آراِناِی استفاده میکنید، درسته؟
شبیه خاموش کردن ژنه شما دارید امواج گاما رو ترکیب میکنید؟
گفتی اسمت چی بود؟
ند... لیدز
پس شما یه راهی برای جلوگیری از بیان دیانای پیدا کردید بیان دیانای فرایندی است که در آن اطلاعات درون ژن) (استفاده میشود تا یک محصول کاربردی از آن به دست آید
حتی وقتی که تحت تاثیر جهش یافتگی به واسطهی امواج گاماست، درسته؟
درسته- ...خیلی خب، سوال من اینه -
همچین چیزی برای دیانایی که به یه علت دیگه داره جهش پیدا میکنه هم ممکنه؟
به چه علتی؟
نمیدونم
فرض کنیم ژن میزبان با یه مدل دیانای غریبه ترکیب شده
فرضا
فرضا؟ آره، ممکنه، بله
پس میشه فقط جلوی بخشی از بیان دیانای رو گرفت؟
مثلا بخشای بدش ولی چیزای خوبشو نگه داشت؟
منظورت اینه مثلا من میخواستم بخشهایی از هالک رو نگه دارم ولی بقیشو نه؟
درسته
...این به شدت خطرناک و پیچیدست ولی
اگه بتونی رشتهی درستی از امآرانای رو هدف قرار بدی
ممکنه
یعنی میشه همینجوری ژن جهشیافتگی رو روشن و خاموش کرد
به شرط اینکه قبل از رو نویسی امآرانای باشه؟ (به اولین مرحله بیان ژن اشاره داره)
شاید
یعنی، اگه این دیدگاه رو عملی کنی ...میشه حتی
...یه نوع مهارکنندهی خودکار درست کرد
که با هرنوع جهاشیافتگی سازگار باشه
داری راجعبه یه مهارکنندهی جهانی صحبت میکنی
که هرکسی که هرنوع قدرتی داشته باشه رو کنترل میکنه
ایدهی خطرناکیه
آره ولی خب فرضیست دیگه، نه؟
تو یکی از دانشجوهای من نیستی، مگه نه؟
نه من کارشناسی ارشدم
...من
حسابی وقتتونو گرفتم باید برم چندتا کتاب رو به کتابخونه برگردونم
کتابخونه از اون طرفه
درسته، صحیح، واضحا
تو باشی چطور تصمیم میگیری؟
جانم؟
که کدوم بخشهای طبیعت خوب یا بدن؟
اگه بخوای جلوی بیان چیزی رو بگیری
که نیاز داره بیان بشه، چی؟
تو تحقیقاتت موفق باشی، ند
تشکر پروفسور
...مثل خزندگان (صدای پروفسور مایلز وارنه) (توی ویدئوی یوتیوب، معرفیش کردیم)
...خداوندا - ...دوزیستان و بندپایان... -
عنکبوتها در نقاط مهم چرخهی زندگیشان پوست اندازی میکنند
به این روند، پوست اندازی گویند
چهارمین نمونهی اولیهی مهارکننده تکمیل شد
..در حالی که پوست اندازی بخشی طبیعی
...از چرخهی زندگی عنکبوت است - خیلی، یالا. بجنب -
ممکن است منجر به آسیبپذیری عنکبوتها نسبت به خطرات بشود
برنامهی آزمایشی مهارکنندهی 7 رو آپلود کن
این پروسه با تغییرات... ...هورمونی آغاز میشود
آپلود شد. دوست داری آزمایش انجام بشه؟
آره، انجامش بده
...چند ساعت تا چندین روز...
عنکبوتها در چرخهی زندگیشان 3 مرحله دارند
هر مرحله با تغییرات جسمی مشخص میشود
بزرگترین تغییرات در بخش زیبای بلوغ رخ میدهد
برای اون دسته از عنکبوتهایی که موفق میشوند
پوست اندازی مثل یک تولد دوبارهست
میشه اون مستند رو خاموش کنی؟ - در حال خاموش کردن ویدئو -
مهارکننده فعال شد - ببینیم چی میشه -
کار کن، کار کن
حواست به علائم حیاتیم باشه
مهارکننده متصل شد
کاهش هورمونهای عنکبوتی به سطح معمول
خوبه
خیلی خب، ایوی بیا انجامش بدیم
آغاز آزمایش میدانی 1
این که داره کار میکنه
هشدار، دمای مهارکننده بالاست کاهش عملکرد
آره، خودم متوجهش شدم
هشدار، به حواس فشار زیادی وارد شده
تارهای نارنجکی فعال شد
[نارنجکها فعال شدند]
...ای، تف
آزمایش میدانی مهارکننده 1 شکست خورد
هی، مردعنکبوتی، رو به راهی؟
آره، فقط دارم تکنولوژِی جدید رو امتحان میکنم
آره، تا از شر اون هیولای توی وجودت خلاص بشی؟
هنوز هم نمیتونی حضورم رو حس کنی، نه؟
فکر کنم تکنولوژِیت کار نمیکنه
...میدونی، تو تنها کسی هستی که من نمیتونم
بپرم تو سرش
مطمئنم حسابی رو مخته
خب یه روزی بالاخره میرم تو سرت
چی میخوای؟
میخوام بدونم چرا یه نصف-مرد نصف-عنکبوت تصمیم میگیره برای یه سازمانی کار کنه
که قسم خوردن هرکسی که متفاوته رو شکار کنن
کنترل خسارت به خاطر اینکه متفاوتی دنبالت نیست
به خاطر اینکه خطرناکی افتادن دنبالت
حالا بگو ببینم چی میخوای؟
از اونجایی که یه عنکبوت سادهای هستی بذار برات توضیح بدم
کنترل خسارت چیزی که من نیاز دارم رو داره
منظورت وی-مکسه؟
نقشم این بود برای بدست آوردنش از اسکورپیون استفاده کنم ولی تو هی سر راهم سبز میشی
من همیشه سر راهت سبز میشم
مطمئنی، پیتر پارکر؟
میدونی، آپارتمانت شبیه یه پرودی از
جاییه که یه مرد تنهای غمگین تو 20 سالگیش زندگی میکنه
ظروف بیرون بر، وسایل تمرین، پودر پروتئین
داری بلوف میزنی
میدونی، پیدا کردنت کار سختی نیست، پیتر
خب، نه حداقل برای کسی مثل من
ولی یه چیز جالبی پیدا کردم
بین اون همه خرت و پرت
یه لیوان قهوه
ایوی بخش کار، تو خونه رو نشون بده
تو 4 سال وقت صرف کردی تا هویت پیر پارکر رو پاک کنی؟
تعجبی نداره که بیشتر داری عنکبوت میشی تا انسان
برام سواله که اصلا امجی تو رو میشناسنه یا نه
احتمالا برم یه سر بزنم بهش ببینم در چه حاله
عمرا بذارم این اتفاق بیوفته
نه، هم اتاقیش لطف کرد آدرس جدیدشو آنلاین پست کرد
این چطوره؟ تا اونجا باهات مسابقه میدم
...اگه دستت بهش بخوره
بهتره سریعتر راه بیفتی
من سریعم
(این خانمه شبیه عمه می اسپایدی توبی نیست؟)
هی
تا خونهی امجی راه زیادیه
به نفعته که سرعتتو بیشتر کنی
ایوی ناهنجاریهای جسمانی رو ردیابی کن
در حال جستجو بین سوژهها برای ناهنجاریهای جسمانی
لطفا منتظر بمانید
ممنون از همگی که امروز تشریف آوردید
شرمندم به خدا
به افتخار مردعنکبوتی
که برای عشق زندگیش داره مسابقه میده و کارش تعریفی نداره
زود باش، عنکبوتی دست بجنبون
عذرمیخوام، ببخشید
!مردعنکبوتی
ای،وی این اعدادو با بقیه اعداد تست کن
درحال آنالیز فواصل پرشها برای یک الگوی مشخص
اون اطلاعات پرش رو بهم برسون
در حال محاسبه
زود باش، من یه جواب میخوام
محاسبات انجام شد
شعاع پرشهات یه محدودیتی داره نه؟
ده متر
این بالا کسی نیست که بخوای بپری تو سرش
خیلی هوشمندانه بود
همونطور که گفتم نمیذارم حتی نزدیکش هم بشی
هی، هی، هی - امجی، شرمندم ولی توی خطری -
هماتاقیت کجاست؟ - چی؟ -
ند کجاست؟
با دوستاش رفته بوستون. چطور؟
خیلی خب، خوبه. تو باید با من بیای
چی؟ من که نمیدونم مردعنکبوتی واقعی هستی یا نه
من باهات نمیام - وقت واسه اینکارا نداریم -
خواهش میکنم. بیا بریم - باید از آپارتمان من بری بیرون -
...ببین، حرفم بنظر دیوونگی میاد
ولی یکی که خیلی خطرناکه دنبالته باشه؟
و من بهت قول دادم که تو رو در امان نگه میدارم
خواهش میکنم، باید بهم اعتماد کنی. بیا بریم
باشه
.تار. بسه
.تار. بسه
.تار. بسه
حالت خوبه؟ - آره، آره، خوبم -
خوبه، این بالا باید در امان باشیم
باشه، ولی، در امان از چی؟
هنوز کامل مطمئن نیستم
خب، باشه ولی از جون من چی میخوان؟
نمیدونم - نمیدونی؟ -
اصلا با عقل جور درنمیاد چرا منو انتخاب کردن؟
...کاش میتونستم بهت بگم. من فقط
ما همو میشناختیم مگه نه؟
چی؟
این تنها توضیح ممکنه
چند ساله تو مخمه
تموم وقتایی که مردعنکبوتی من یا ند رو نجات داد
...بنای یادبود واشنگتن
بعدش تو لندن و پراگ و میمون شب (مردعنکبوتی تو لندن با لباس سیاه تو فیلم دوم)
منظورم اینه که 2 بار ممکنه تصادفی باشه ...ولی هی پشت سر هم
ما همو میشناختیم اگه اشتباه میکنم بگو
داری اشتباه میکنی
رابطمون چی بود؟ همکلاسی بودیم؟ دوست؟ چیز دیگه؟
ببین من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی
رابطه خاصی داشتیم؟
نمیتونم به یاد بیارم، یادم نمیاد
حس میکنم یکی با مغزم ور رفته
و تو تنها کسی هستی که دلیلشو میدونی
...این دیوونگیه من نمیتونم
میدونم که نمیتونی حقیقت رو بهم بگی
ولی من باید بدونم
شاید یه بخشی از من هنوز یادشه
پیتر
امجی
سلام، پیتر
دلم برات خیلی تنگ شده بود
باورم نمیشه قضیه رو فهمیدی
فهمیدم آره
راحت باش پیتر، لمسش کن
بغلش کن
خیلی وقته دلت میخواسته این کارو بکنی
...بوسهی عشق واقعی طلسم رو میشکنه
و عشاق دور افتاده رو بهم میرسونه
امجی بود تگری میزد
تو واقعا یه عنکبوت سادهایها، نه؟
میفهمم چرا ازش خوشت میاد
...اون
باهوشه
بامزست
و یکم غمگین و پیچیده
واقعا میگم، غمناکه
تو ذهنش هیچ فکری راجعبه تو نیست
هیچی به هیچی
ولی تو میدونستی، مگه نه؟
تو یه هیولایی
اگه جوری که من عاشقشم عاشق کسی بودی
باید بدونی که کاری که الان داری میکنی نابخشودنیه
جدی میگی؟
میدونی بعضیا حاضرن آدم بکشن تا یه بار دیگه کسی که عاشقشن رو بغل کنن
همین الان تمومش کن
وقتت داره تموم میشه، پیتر
به زودی، فقط دوستات نیستن که پیتر پارکر رو یادشون نمیاد (منظورش اینه که بزودی خودت هم انسانیتت رو فراموش میکنی)
شاید بهتر باشه برای خودتم یه نامه بنویسی
ازش برو بیرون
الان کی هیولاست، پیتر؟
امجی
امجی. نه، نه،نه، خدایا
وای خدا، خواهش میکنم، نه، توروخدا
تو رو خدا بجنب تو رو خدا
وای الهی شکرت، خدایا شکرت
اوه، حالت خوبه تو، میزونی
وای، متاسفم من
بسه، وایسا، وایسا، بس کن، بس کن، خواهش میکنم من تسلیمم
تو بردی، برنده شدی، بردی فقط بهش آسیب نزن
خیلی وضعت خرابه مردعنکبوتی
...هر وقتی که بخوام
میتونم هرکسی که بخوام باشم
پس تو نمیتونی از امجی مراقبت کنی
حتی از خودش
واقعا نامهی قشنگیه
یکم ناشیانست
ولی بدک نیست
حالت خوبه الان میبرمت یه جای امن
چی؟
منو به پلاک 3165
خیابون لافایت ببر
مسیریابی به سمت دانشگاه امپایر استیت
وایسا، وایسا، وایسا، اوکی
دارمت، گرفتمت. - مطمئنی؟ -
آره بابا - باشه -
آخه حس میکنم دارم سر میخورم
نه لیز نمیخوری - باشه -
میزونی، میزونی، اوکیای
آره، آره، آره. میزونم مشکلی نیست
باشه
میشه لطفا برای 2 ثانیه
یکم یواش بریم؟ - تقریبا رسیدیم دیگه -
آره، آره ولی همین الان بهم گفتی ذهنمو داشت کنترل میکرد
خب دقیقا نه
شانس آوردی به این چیزا باور دارم، خب؟
چون دولت سالهاست داره اینکارو میکنه مخصوصا فرانسه
حالت خوبه؟ - ...آره -
ببین، عذر میخوام من فقط سعی دارم تو رو به یه جای امن ببرم باشه؟
من حس امن بودن نمیکنم
ای تف توش
ببخشید. - !وای مراقب باش -
بیحواس شدیا، بچهجون
فکر کردم از یه کیلومتری بفهمی داره میاد سمتت
چه مرگته مرتیکه؟
ممکن بود ما رو به کشتن بدی - ببخشیدا -
بیخبر اومدی خونهی من فکر کردی قراره چی بشه؟
وایسا، اینجا خونته؟
نه، نکن، نکن. - اون دیگه چه خریه؟ -
خودت کدوم خری هستی؟
...ایشون
...میدونی که
نه،نمیدونم که برای همین پرسیدم
ایشون تو خطره فرانک به کمکت نیاز دارم، خب؟
آره، اینطور به نظر میاد - خب، حله دیگه، تو یکی بهم بدهکاری -
تو روحت... حالت از این داستان بهت نمیخوره؟ - !جزیرهی استتن -
جزیرهی استتن و کوفت
دیگه بیشتر از این چی میخوای؟ علنا جونتو نجات دادم
!تو عقلتو از دست دادی، بچه
...نکنه باید 2 بار نجاتت بدم
تا یه لطفی بهم بکنی؟ - ...اون یارو نمیتونست منو با -
مشت برنج بزنه - واقعا به نظر تو اینا یعنی چی؟ -
اون همونجایی بود که من میخواستم باشه - ...یارو موادفروشه میخواست به این آقا شلیک کنه -
من داشتم میدیدیمش - ...بعد من به اسلحه تار زدم... -
...از دستش کشیدم بیرون - ...دقیقا میدونم برای -
چه کاری اومدم... - ...بعد با لگد زدمش... -
باشه، خوبه، ادامه بده - ...پرتش کردم تو همون اتاقکه -
تو اسمشو چی میذاری؟ - به نظرت اسم این کار چیه؟ -
برام مهم نیست. میخوام برم خونه
بهترین ایده رو دادی. بزن به چاک
برو خونه - نه صبر کن، فرانک، فرانک، صبر کن -
لطفا
من باید اون رو امن نگه دارم، باشه؟ و هیچجای دیگه رو ندارم
خوراک لوبیا دوست داری؟
خوراک لوبیا درست کردم
...ردیفه، فقط
مراقب مینها باش
نمیخوام 2 هفتهی آینده رو مشغول جمع کردن تیکههات باشم
جای تو بودم اون خوراک لوبیا رو نمیخوردم
...داری میگی اون روانیای که
مسبب اون قضایای تانک و اینا بود فقط یه نوجوون کوفتیه؟
فقط قضیه تانک نیست، هر حملهای که تو ماه گذشته به کنترل خسارت شده
یه بچه چطوری تانک روندن یاد گرفته؟
نمیدونم والا، فرانک
تو خیابون هم که مثل خیار کتکت میزنه - منو کتک نزده. -
خانوادتن؟
میشه گورتو از اونجا گم کنی؟
ببین، تو این خونه من فقط یه قانون دارم
به هیچی دست نمیزنی هیچیو جابجا نمیکنی
و مطلقا هیچ سوالی راجعبه هیچ کوفتی ازم نمیپرسی
خب پس سه تا قانون داری
!الان میفهمم چرا ازش خوشت میاد
!بیا برو شلوار بپوش (راحت باشی)
به خوراک لوبیا دست نزنی
ازش خوشم میاد
طبیعیه
موفق شدم این عکسارو از نمایشگر اطلاعات ماسکم بردارم و روی سیستم بارگذاری کنم
اون کیه؟
تا همین چند ماه پیش
هیچکس
اول تو آسایشگاه بود بعد تیمارستان درنهایت فرار کرد و ناپدید شد
به ندرت اطلاعاتی ازش هست که دستکاری نشده باشه ولی به عنوان یه تلپات دسته بندی شده (قدرت کنترل ذهنی و جابجایی اشیا باز ذهن رو داره)
و حالا ما یه اسم ازش داریم
[جین الاین گری]
جین گری
آره، اینا قرارگاههای کنترل خسارتن که هنوز بهشون حمله نکرده
پس اگه خبری ازش بشه
برنامهی شناسایی چهرهی من پیداش میکنه
درسته
نه بابا؟ بعدش چی؟
نگران بعدش که چی میشه نباش فقط مراقب ایشون باش
که نگرانش نباشم پس؟
من باید اینجا بشینم و پرستاری دوست دخترتو بکنم؟
من نیاز به پرستار ندارم - دوست دختر من نیست -
باشه، باشه نقشه چیه هان؟
میخوای فقط امیدوار باشی که برنامهی شناسایی چهرت پیداش کنه
بعد اگه بمیری من باید برای بقیه زندگیم مراقب این باشم؟
من قرار نیست بمیرم فرانک من میتونم بگیرمش باشه؟
...من فقط
فقط باید مهارکنندم رو درست کنم و بعدش ردیفم که برم
خب برای درست کردنش، چی نیاز داری؟
فرانک، وسیلهای که نیاز دارم رو تو نداری، باشه؟
میدونی تو خیلی دهن گشادی داریا
آها مثلا تو تشک ضدالکتریسیته ساکن ردیاب کابل و یه سری ابزار خیلی ریز داری؟
همه این چرت و پرتارو دارم.
برای چی آخه ؟
بمب - زدی تو خال -
باور نکردنیه
...به نظرت میتونم به یه نفر زنگ بزنم و
خبر بدم که حالم خوبه؟
مثلا به دوست پسرت؟
نه، به هم اتاقیم
فکر نکنم ایدهی خوبی باشه ...میدونی،چون که
اون همین الانشم میدونه هم اتاقیت کیه و ...میتونه هرکی که بخواد رو کنترل کنه، پس
درسته، آره
حق باتوئه
شرمنده - نه اوکیه، درک میکنم -
...اگه به دوست پسرم زنگ بزنم
یه عالمه سوال ازم میپرسه که ...نمیتونم بهشون جواب بدم
...و بعدش
بهم میگه که باز دارم پنهان کاری میکنم
پنهان کاری؟ - آره -
به نظر میاد دوست پسرت یه عوضی باشه
چرا فکر میکنه داری پنهان کاری میکنی؟
نمیدونم والا تو بهم بگو ای شورشی ماسکدار پشت پرده
باشه، منظورتو گرفتم
تو چطور؟
چی من چطور؟
خب، خانم مردعنکبوتی داری؟ (تو رابطه ای؟)
خانم مردعنکبوتی دارم ؟
نه، نه
چرا نه؟
...چرا نه؟ چون من
واضحا من خیلی پنهان کاری میکنم
به جمع پنهان کارا خوش اومدی
اما قبلا یه دختره بود
واقعا؟ - آره، آره -
چی شد پس؟
... من
مجبور شدم ترکش کنم
تا ازش محافظت کنم
متاسفم باید برات خیلی سخت بوده باشه
آره بود. سخت هست
خیلیم سخته
حالت خوبه؟
آره، آره خوبم ...من
میدونی چیه، الان میام اونور
صبر کن، صبر کن، صبر کن
چه خبره؟
هی داغ میکنه
چند روزه منو اسیر کرده
...قبل از اینکه هوافضا بخونم
میخواستم مهندسی بیوشیمی بخونم اجازه هست یه دستی بزنم؟
آره حتما
بفرما، خدمت شما
عجب
...خب، خود این دستگاه
هر نوع تشتعش یا میدان مغناطیسی خاصی تولید میکنه؟
چون در این صورت قطعا تداخل ایجاد میکنه
آره یه میکرو میدان مغناطیسی داره ولی تو طراحیش لحاظش کردم
خیلی خب، لباست چطور؟
در واقع تو الیاف لباسم پخش میشه خیلی باحاله
خیلی خب
اونا چطور؟
چیا چطور؟
عینکت، یا هرچیزی که بهش میگی
یه میدانی درست میکنن ...خیلی ریزه ولی
ولی روی سرته و خیلی نزدیک به مهارکنندست
که احتمالا به همین دلیل داغ میکنه
امجی، خیلی هوشمندانه بود
خیلی خب، این باید کار کنه
مهارکننده متصل شد
کنترل هورمونهای عنکبوتیِ انتخاب شده
خوبه، حس بهتری دارم حس خیلی بهتری دارم
سرم خلوت شد انگار
تار، تار
و من تار طبیعی پرتاب نمیکنم
خدایا، امجی، این کاملا داره کار میکنه
میدونی، اینا چیزای واقعا سنگینین که تو داری روشون کار میکنی
خب، آره، واقعا مهمه
آره، ولی این مثل دستکاری کردن دیانایته
یعنی، این چیزاییه که میپوشی مثل، چبدونم، یه هیولا
خب، اگه میدیدی طی روزهای گذشته ...چیا به سرم اومد
اونوقت شاید درک میکردی
آره خب، ولی من چند ساعت گذشته رو ... باهات گذروندم و
و من اینجوری ندیدمش.
تو چطوری دیدیش؟
از سمت خودم اونور پرده؟
یه آدم خیلی خوب که ممکنه در حال تغییر باشه
نمیخوام دخالت بیجا کنم بیا به بقیهی کارات برس
تو هم نمیتونی بخوابی، نه؟
قهوه میخوای؟
حتما
خرت و پرتتو درست کردی؟
آره، کل شب پوشیده بودمش
تا الانش که خوب بوده
اینو رو حالت جهانی ساختم
پس اگه بتونم به جین وصلش کنم باید کل قدرتاشو از کار بندازه
میدونی چی دیگه جواب میده؟
بهش شلیک کنی
عالی
یا عیسی مسیح
این مضحکترین چیزیه که تو کل زندگیم دیدم
یعنی برای خوردن قهوه هم نمیتونی ماسکو دربیاری؟
مشکل تو نیستی فرانک برای هیچکس درش نمیارم
حتی اون؟
اون کیه، بچه؟
نمیدونم
زر مفت میزنی کیه؟
دارم بهت میگم، نمیدونم کیه - فازت چیه؟ تو بهش اهمیت میدی -
بعد تظاهر میکنی نمیدی. چرا؟ - من بهش اهمیت نمیدم. -
ببین، من نمیدونم کیه فرانک، باشه؟
من هیچکسو ندارم،مثل تو ام خودم تنهای تنهام
تو مثل منی؟
راجعبه من چی میدونی، بچه؟
فکر میکنی این وضعیت انتخابمه؟
اینطوری زندگی کردن، سبک زندگیمه؟ اینطوری فکر میکنی؟
پسر خوب، من محکومم بهش
... یه چیزیو بدون
...اگه برای یه ثانیه
آدمایی که دوسشون داشتم زنده بودن فکر کردی پشت یه نقاب قایم میشدم؟
فکر میکنی تظاهر به چیزی که نیستم میکردم؟
مثل یه بزدل رفتار میکردم؟
[هشدار! جرم درحال رخ دادن است]
یه تطابق چهره پیدا کردم
تو مرکز اصلی کنترل خسارت تو منهتنه
باید برم. خیلی خب
طوریش نمیشه
حواسم هست
ممنونم، فرانک
سلام
سلام
میخوای بذاری همینجوری خودش تنها بره؟
میدونی، فکر میکنم بهت نیاز داشته باشه
همونطوری که تو جزیرهی استتن تو بهش نیاز داشتی
آره
[
[و
[وی
[وی-
[وی-م
[وی-مک
[وی-مکس
[وی-مکس]
[هیچ نتیجهای یافت نشد] [مایل به جستجوی مجدد هستید؟]
نمیتونی تا ابد مخفی شی، بیل
در محکمی داری ولی باید نگران دیوارا باشی
کی هستی و چی میخوای؟
من جین گریام
و تو میدونی من چی میخوام
جین؟
پیگیر من بودی؟ خجالت زدم کردی
بهت گفتم چه بلایی سر دوست دخترت میاد اگه سر راهم سبز بشی
دیگه هیچوقت نمیتونی دوباره نزدیکش بشی
و قطعا قرار نیست وارد اون گاوصندوق بشی
شاید نه
ولی این یارو ممکنه
جین، تو نمیدونی با چی داری ور میری
میدونی، تو و بنر خیلی نقاط مشترک دارید
جفتتون یه نبرد شکست خورده با هیولای درونتون دارید
جین، این هالکه ...تو نمیتونی همینجوری
چی چی شد؟
ها فهمیدم
میخوای مثل خودت به منم پوزه بند بزنی؟
نمیتونم اجازه بدم وارد اونجا بشی
وی-مکس هرچی که هست تو قرار نیست داشته باشیش
آره بابا 2 بار
ای سگ توش
جین، اینکارو نکن
نفستو هدر نده
فرانک، اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردی اینجا چیکار میکنم؟ دارم نجاتت میدم
داداش تو گروه خونیت به این چیزا نمیخوره
داریم با هالک میجنگیم - ای گه توش -
واقعا؟
!برو بیرون
!بهش شلیک نکن - مختو از دست دادی؟ -
اون... بنر مشکل ما نیست مشکل ما اون دخترست
مگه بهت نگفتم خونه بمونی و مراقب امجی باشی
آره گفتی بعد اون بهم گفت بیام و مراقب تو باشم
وایسا، واقعا همینو بهت گفت؟
ذوق زده شدی، قند عسل؟
نخیرم ذوق نکردم
بر پدرش لعنت میدونستم باید اسلحهی بزرگتر بیارم
فکر خوبیه، "اسلحهی بزرگتر بیارم"
میخوای باهاش چیکار کنی؟ تا سر حد مرگ قلقلکش بدی؟
نه، ببین برنامه عوض شده
اول اینو وصل میکنیم به هالک بعد میریم سراغ جین
من یه ایدهی بهتری دارم
اون گندهبک، تلفاتبدهترین تهدید حال حاضره
تو باهاش سر و کله بزن. من میرم منبعشو پیدا میکنم و حسابشو میرسم.فهمیدی؟
داری سعی میکنی از زیر بار مبارزه با هالک شونه خالی کنی؟
آره فکر کنم - باشه، حالا هرچی، داداش -
دارمش
وایسا، نه ، فرانک، فرانک - چیه؟ -
!نکشیشا
چرت و پرت نازگونه به من تحویل نده
میدونی چیه؟ اگه قراره اینکارو بکنم، به روش خودم انجامش میدم
فقط... فقط برو، برو
و فاصلت کمتر از 10 متر باهاش نشه
چقدر رو مخ
سلام
این یارو حسابی مشکل داره
نه، وای، نه
نه، دوباره نه، وای، نه
دکتر بنر؟ خودتونید؟
مردعنکبوتی. چی شده؟
من کجام؟
هی، هی، هی - من اینکارا رو کردم؟ -
...تو - به کسی آسیب زدم؟ -
تقصیر شما نیست. اون تو ذهنتون بود کنترل دست شما نبود
مهارکنندم رو از دست دادم - اینجارو نگاه کن، اینجا -
اون تنها چیزیه هیولا رو درونم نگه میداره
مشکلی نیست، من یکی دیگه دارم فقط نیازه که اینو وصل کنید
این چیه؟ - این یه مدل جهانیه -
باید روی شما هم کار کنه
خواهش میکنم، قربان، آدم تو این ساختمون هست فقط وصلش کنید
خوبید؟
سرم. فکر میکنم اون یه چیزیو شکونده
اون هنوز تو سرتونه؟
نه
اون یکیه (هالکو میگه)
بروس؟ ببین، من میتونم از اینجا ببرمت بیرون، باشه؟
فقط لازمه که اون مهارکننده رو وصل کنی
ازم دور شو
داره میاد
نمیتونم کنترلش کنم
چرا، میتونی بروس، آره تو میتونی
!از ساختمون برو بیرون
!از ساختمون برو بیرون
...همه رو ببر بیرون
نه! نه!
بنر لطفا، به من نگاه کن
خبری از بنر و دختره نیست
فقط هالک
من نمیدونستم تو میتونی انقدر گنده بشی.
موفق باشی، پیتر
اوناهاش
فقط تکون نخور، تکون نخور
یا خود خدا
گلولهی کشنده ممنوع
ردیابی زمان انفجار
[دستکش ایکس]
نود ثانیه به انفجار
!خودم میدونم! میدونم
زود باش [اتصال ناموفق]
چرا انقدر پوستت کلفته؟
مهارکننده نمیتونه وصل بشه
!د بجنب
...دکتر بنر
خواهش میکنم
بروس
پیترم
من دوستتم
بروس
اسلحههاتونو بندازید زمین وگرنه گلولههای بعدی تو سرتونه
اون کجاست؟
... تو چیکار
تموم شد، جین
سارا
اون تفنگ منه؟
کسی آسیب دیده؟
فقط من آسیب دیدم؟
کسی آسیب دیده؟
...مردعنکبوتی
تو جونمو نجات دادی
...و جون خدا میدونه چند نفر دیگه
چون مطمئن شدی اون دستش به هرچیزی که میخواد نمیرسه
داخل هنوز آدم هست یه نفرو داریم میاریم بیرون
قبل از اینکه بیهوش بشه سعی کرد یه چیزی بگه
یه اسم، سارا برات معنایی داره؟
...قبل از اینکه مهارکننده رو بهش وصل کنی
تونست برای یه لحظه وارد ذهن من بشه
سارا اسم همکاری بود که من بهش نزدیک بودم و تازگیا فوت کرد
متاسفم که اینو میشنوم
به نحوی خاطرهی سارا باید روش تاثیر گذاشته باشه
خب، خیلی دوست دارم وقتی بیدار شد باهاش صحبت کنم، اگه مشکلی نداشته باشه
حتما، اون به پایگاهی تو جزیرهی روزولت منتقل میشه
منم اندازهی تو مشتاقم به حرف بیارمش
ولی بیا تو یه روز بیشتر از این نگردونیمش
آره، حتما
ممنون، مردعنکبوتی
باعث افتخارم بود
!امجی
جواب داد دستگیرش کردن
دیگه در امانی
تو اینو جا گذاشتی
میخواستی که من پیداش کنم؟
نه. نه
ببین، میتونم توضیح بدم .. من
میشه لطفا درش بیاری؟
چی؟
...اون ماسک
فکر کنم حقمه این مکالمه رو با پیتر پارکر داشته باشم
ارائه ای از پرشین گیک پدیا «Persian Geek Pedia»
تو اون شب به مهمونی تو آپارتمانمون اومدی
و به مغازهی دونات فروشی
همون سالی که من رفتم دانشگاه
چرا همون موقع بهم نگفتی؟
سعی داشتم ازت محافظت کنم
خسته نباشی طی 24 ساعت گذشته من 5 بار نزدیک بوده که بمیرم
به نظر نمیاد خیلی موفق بوده باشی
میدونم، شرمندم ...من
اصلا قرار بود بهم بگی؟
صحیح
پس میخواستی به جای من تصمیم بگیری
متوجهم، عذر میخوام
نیازی ندارم هی پشت هم عذرخواهی کنی
نمیدونم ازم میخوای چی بهت بگم - ...میخوام بهم بگی که -
چرا باید همچین کاری باهام بکنی
من یه نفر رو از دست دادم
و اگه بخاطر من نبود، هنوز زنده بود
...این نامه رو برات نخوندم چون
چون نمیخواستم همچین بلایی سر تو هم بیاد
اما این تصمیم تو نیست
...میدونم که نیست اما
تو همهی دنیای منی
و من سعی کردم بدون تو زندگی کنم ...اما
نمیتونم
دوستت دارم
...این طلسم یا هر چی که بوده
جواب داده
تمام این خاطراتی که میگی ...با هم داشتیم، من
من ندارمشون
و من میفهمم که، میدونی ...اون چرا دوستت داشته
منظورم دختریه که این نامه رو براش نوشتی ...اما
...میفهمم
که هر کاری که برای محافظت ازش نیاز بوده رو انجام دادی
و بخاطر این کار
من سپاسگزارم
...اما من
من دوستت ندارم
...چون من
من اصلا نمیشناسمت
احتمالا بهتره که الان دیگه برم
واقعا متاسفم، پیتر
موبایلم همراهم نیست
اشکال نداره زحمت بکشی منو ببری خونه؟
آره، حتما
ممنونم
ممنونم - خواهش میکنم -
...من میرم که
آره، آره، حتما
میخوای یه دقیقه بیای بالا؟
بیای یه سلامی به ند بکنی اگه دوست داری
بدم نمیاد
خیلی خب
هالک یا همان دکتر بروس بنر بازداشت شدند
در حال حاضر به یک بخش روانپزشکی منتقل میشوند
خیلی غمانگیزه
پس از چندین سال تدریس آکادمیک در آرامش
سوالی که مردم دنیا امروز میپرسند این است که
"چه چیزی تغییر کرده است؟"
هی، من همین نزدیکیام
هی، من همین نزدیکیام - امجی؟ -
بله - هی، من همین نزدیکیام -
هی، من همین نزدیکیام
عمرا باورت بشه
هی، من همین نزدیکیام - ...اما برنامه عنکبوتییاب -
داره میگه که مردعنکبوتی دقیقا توی همین نقطهست
اع جدی؟ امکان نداره خیلی دیوونهکنندست
هی، من همین نزدیکیام
ند، این مردعنکبوتیه مردعنکبوتی، این نده
از آشنایی باهات خوشبختم
سلام
من مثل اون آدمای عجیب غریب نیستم - یکم عجیبه -
چرا... چرا اومدی اینجا؟
...من - ...من داشتم -
من توی ایستگاه مترو بودم - اون توی... آره ایستگاه بود -
و سرش توی گوشیش بود - آره و... آره حواسم پرت بود -
...و قطار داشت میاومد و اون - ...منظورم اینه که -
و منم سریع پریدم کشیدمش کنار
آره. منو نجات داد - آره -
اوه، خدای من
چرا این اتفاق هیچوقت برای من نیوفتاده؟
خب، اگه وسط تار زدن باشی
و یهو جیشت بگیره؟
همینطوری میپری روی یه ساختمون؟
چی؟
یعنی یهو میپری پایین و میدوئی سمت کافیشاپ و میگی
"سلام، من مردعنکبوتیم. باید برم دستشویی؟"
یا یه پشت بوم خلوتی پیدا میکنی؟
نه، رو پشت بوم کسی کاری نمیکنم، ند
واقعا میخوای همچین سوالی ازش بپرسی؟
آره، داداش، بیخیال هر چی میتونی ازم بپرسی
نمیخوای بدونی وبشوترهام چطوری کار میکنن؟
آخه من همین الانش هم میدونم وبشوترها چطور کار میکنن
که اینطور
خب، مشخصا یجور سیال رقیق کنندست
که داره داخل یه محفظه میچرخه، درست؟
تا تو حالت مایع باقی بمونه
و وقتی که با فشار دادن یه ماشه فعالش میکنی
از داخل یه توربین تفلونی عبور میکنه
و بعدش وقتی با هوا برخورد میکنه سفت میشه
مگه نه؟
...منظورم اینه که، دقیقا اینطوری نیست اما
خیلی خب، باشه. پس بهم بگو که داخل مایع تار چی داره
من حدس میزنم یه زنجیره طولانی از پلیمر باشه
نایلون؟
خیلی نزدیک بود
خیلی خب، باشه
نورمِکس یا کِولار چطور؟
"خیلی خب، رازتو برای خودت نگه دار" (رفرنس به فیلم ارباب حلقهها)
اگه داری به ماجرای اون اژدها" ...اشاره میکنی (دیالوگهای بین گندالف و فرودو بگینز)
"من اصلا توش دخیل نبودم"
تنها کاری که کردم این بود که عموت رو" "با یه اشاره کوچیک، از خونه کشیدم بیرون
اشاره خوبی بود
وقت خوردن بانمی ئه (یه ساندویچ ویتنامی)
بانمی سفارش دادی؟
پنجتا بانمی سفارش دادم
مردعنکبوتی تو خونمونه باید بهش غذا بدیم دیگه
بابت رفتارش عذر میخوام. اون فقط خیلی هیجانزدست که اینجایی
شوخی میکنی؟ تو چند سال اخیر انقدر بهم خوش نگذشته بود
واقعا دلم براتون تنگ شده بود
شما دوتا واقعا شبیه دوستای صمیمی هستین
منظورت چیه؟
باید بهش بگی
از پسش برمیاد
آره، میدونم
وقتی کنترل ذهنت روی اون پشت بوم رو بدست گرفته بود
...منو بوسید
و منم بوسیدمش
چون فکر میکردم تویی ولی خبر نداشتم اونه
و بابتش متاسفم
فقط فکر کردم بهتره بدونی
ممنونم که بهم گفتی
منظورم اینه که، در کل هیچی که ...یادم نمیاد، اما خب
واقعا؟
آره. عجیب بود، یه ثانیه پشت میزم نشسته بودم
و ثانیه بعد وسط خیابون دراز کشیده بودم
نمیدونم، انگار یهو برقا رفتن
چیه؟
پس هیچی یادت نمیاد؟
نه. چطور؟
متزگر گفت یادش میومد که درمورد یکی به اسم سارا فکر میکرده
اما تو داری میگی که اصلا و ابدا هیچی یادت نمیاد؟
منظورم اینه که آره، آنی بود
بخاطر همین انقدر ترسناک بود
اون بهم دروغ گفت
[دوست ماکارونی 1001]
شنیدم که لِشی رو دستگیر کردی
آره، اسمش جین گری بود
برای تعیین اندازه چندتا سیب زمینی به کمکت احتیاج دارم
سیب زمینی؟ - فکر کنم اون بیوهی سیاهه -
فکر میکنم متزگر درمورد یه اسم بهم دروغ گفته
میتونی ببینی ارتباطی بین جین و کسی به اسم سارا وجود داره یا نه؟
بنظر میاد سیب زمینی ریزه میزهای باشه
واو، اونجا واقعا دفتر کارته
خب، خب، خب
...اینترنت، گزارشات دولتی
و کلی اطلاعات دیگه درمورد جین گری
توسط کنترل خسارت دستکاری شده
اطلاعات درمورد چی؟
خواهرش
وایستا ببینم جین یه خواهر داره؟
سارا گری
اون هم تلپاته
کنترل خسارت بازداشتش کرد
برای این که روش مطالعه کنه
واو. فکر کنم بتونی حدس بزنی معنی این کار چیه
آزمایش و نقض حقوق بشر
آره، دقیقا. وایسا ببینم، تو کی هستی؟
سلام. ند لیدز هستم. طرفدارتونم - ...من -
سلام
خیلی ببخشید
خیلی خوشحال شدم که مردغمگین چندتا دوست داره
ممنونم. یکی طلبت
موفق باشی، مردعنکبوتی
خداحافظ
اون فقط دنبال خواهرش میگشته
و منم به کسانی تحویلش دادم که خواهرشو گرفتن
باید برم - ...هی پیتر -
جانم؟
مراقب خودت باش، باشه؟
چشم، حتما
اسم مردعنکبوتی، پیتره؟
جین
میخوای کی باشی؟
اون. همونی که ژاکت صورتی پوشیده
اون خیلی دوره
باید بپری
بپرم؟
اول یکی که نزدیکه رو انتخاب کن
...و بعدش
هر پرش، یه محدودیتی داره
...اما
میتونی بهم متصلشون کنی و تا هر جا که میخوای، بری
و بعدش که رهاشون کنی
برمیگردی همونجایی که خودت بودی
میتونی این کارو همزمان با تمام افراد داخل پارک بکنی؟
خب، شاید یه روزی
اگه کارت خیلی خوب باشه
...چطور تونست
ما رو همینطوری بفرسته بریم؟
اون یه مادر واقعی نبود
نه اونطوری که باید میبود
مادر خوبی بود، قبل این که عوض بشیم
آره، اگه همچین چیزی باعث بشه که دیگه مادری نکنی
پس از اولش هم مادر خوبی نبودی
خودت اگه دخترایی مثل ما داشتی چکار میکردی؟
بهش عشق میورزیدم
مخصوصا به اونی که موهاش قرمز بود - خفه شو -
ما همدیگه رو داریم
و میتونیم بستنی هم بخوریم
یدونه نعنایی یدونه شکلاتی؟ - آره -
خیلی خب
حالا دیگه میدونم چطور داری بازی میکنی
!بخواب رو زمین - !بخواب رو زمین -
!بخواب رو زمین! بخواب رو زمین - !بخواب رو زمین! بخواب رو زمین -
!همین الان بخواب روی زمین - !بخواب رو زمین! بخواب رو زمین -
!رو زمین - !سارا -
*هرگونه کپی برداری و استفاده بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد* پیجیپی
متاسفم جین
باید ازت مراقبت کنم
سوژه بهوش اومده ضربان قلبش 94 نبض بر دقیقهست
جین، دیگه این کارت جواب نمیده به لطف مردعنکبوتی
جین؟
ازت میخوام که نفس عمیق بکشی
به من نگاه کن و نفس بکش
باشه؟
جات امنه، نفس بکش
اون کجاست؟
تو هم مثل خواهرت موهبت قدرتی رو داری
که پتانسیل انجام کارهای بسیار خوبی برای جهان رو داره
یا یک ضربهی فوقالعاده بزرگ
همچین قدرتی بر دوش یک بچه یک بار بشدت سنگین و غیرممکنه
...اما تصور کن
اگر این قدرت در دستان افرادی بود که
واقعا میدونستن باید باهاش چکار کنن
خواهر من کجاست؟
قراره دنیا رو تغییر بدی، جین
!هی
!هی
فرانک
میدونم کجایی و داری چکار میکنی
اع جدی؟ از کجا؟
همه جا چشم دارم، بچهجون
ببین، فرانک کنترل خسارت، خواهر جین رو دزدیده
جین فقط دنبال خواهرش بود ما درمورد همه چی اشتباه میکردیم
چرت و پرت احساسی تحویلم نده
دیدی که چکار میتونه بکنه و چی تو چنته داره
الان میخوای آزادش کنی بره؟ این کارو میخوای بکنی؟
بذار همین الان بهت بگم اگه اون کارو بکنی
منم به روش خودم حلش میکنم
...فرانک، لطفا، میشه فقط
!فرانک
فاصله رو چک کنید
دوازده متر فاصلهی امن
اتاق رو مهروموم کنید
دربهای اتاق قبل شدن
مهارکننده رو غیرفعال کنید
جین، الان قدرتت کاملا فعاله
همونطور که متوجه شدی ما خارج از شعاع پرش تو هستیم
بهم بگو وی-مکس چیه؟
تو دومین نفری هستی که اینو ازم میپرسه
...من
اصلا نمیدونم معنیش چیه
یه پیام برام فرستاد
داشت سعی میکرد کمکم کنه که پیداش کنم
بصورت ذهنی با این همه فاصله باهات ارتباط برقرار کرد؟
ما تو اون جلسه، یک موج بزرگ ثبت کردیم
جالبه
این چه معنی داره، عوضی؟
نمیدونم
بیا شروع کنیم
...کارمون با سارا، روی دو چیز متمرکز بود
تشخیص منبع قدرتش
و تشخیص راهی برای کپی کردن اون قدرت
اگر بتونیم راهی برای ثبت و ضبط یک مغز تلپاتیک در هنگام پرش پیدا کنیم
شاید بتونیم اون راهها رو تو ذهنی که میخوایم
تکرار کنیم
این ابزار، میراث خواهرته
ما این رو با هم طی ماهها آزمون و خطا ساختیم
امیدوارم من و تو بتونیم فداکاری خواهرت رو به جایی برسونیم
داری درمورد چی صحبت میکنی؟
اولین پرش رو فعال کن
بهم بگو وی-مکس چیه
میدونم اونجا مخفیش کردی
داره پرشها رو انجام میده
دریافت شد
تو قرنطینه کاملیم کارشون شروع شده
چه کاری؟
هی، رفیق، خیلی قیافه جدی به خودت گرفتی
هی، هی، وای! داری چه غلطی میکنی، داداش؟
بیخیال بابا. من رفیق کنترل خسارتم دارین چکار میکنین؟
پس قراره اینطور پیش بره همینو میخواید
خیلی خب
خیلی خب، پس یه لحظه وقت بده
یه لحظه وقت بده
دیگه بچه دبیرستانی نیستم
حرکات کششی انجام میدید؟ معلومه کششی کار هستیا
منظورم اینه که توی این زمینه کاری شما باید حرکت کششی انجام بدید
شماها چی؟ شما حرکت کششی میزنید؟
خیلی براتون خوبه
آمادهاید؟
!مراقب سرت باش
جین گری کجاست؟
این پرش 26ام بود
ضبط مغز خوب داره پیش میره
ببخشید، قربان
یکی نفوذ کرده
حق با شما بود
اون خیلی قویتر از خواهرشه
فرکانس رو افزایش بدید
کارت خیلی خوبه، جین
[وی-مکس]
جین؟
جین، صدامو میشنوی؟
جین؟
تو یه قاتلی
فرکانس مغزش داره تکامل پیدا میکنه
اصلا با عقل جور درنمیاد
آخرین چیزی که خواهرم دید این اتاق بوده
امواج مغزیش، یجوری داره به اشیا اطرافش اثر میذاره
خاموشش کن
دارم تلاش میکنم، قربان
منظورت چیه که داری تلاش میکنی؟
آخرین چیزی که خواهرم دید !این اتاق کوفتی بود
!خاموشش کن
نمیتونم، قربان
برو کنار
نمیتونم بذارم این کارو بکنی، بیل
...تنها کسی که این قدرت رو کنترل خواهد کرد
خودمم
اینجا چه کار داری؟
جین، اومدم که کمکت کنم
خودت منو انداختی اینجا
میدونم، و بابت سارا متاسفم
و معذرت میخوام که کل ماجرا رو به کل اشتباه فهمیده بودم
اگه اومدی اینجا
تا یه دختر بیدفاع رو از دست کنترل خسارت نجات بدی، دیر رسیدی
الان باید اونا رو نجات بدی
...و حالا
خودت هم نیاز به نجات پیدا کردن داری
بزن بریم
خدایا، چقدر حرکتتون خفنه
!جین! جین، لطفا
!یالا! بجنب! باز شو دیگه
چی؟
...خندهدار نیست
که دوستات توی کنترل خسارت ...یه سلاح مخصوص خودت
درست کردن؟
اونا یه گروه ضربت آماده دارن
فقط مخصوص وقتی که تو دیگه باهاشون کار نکنی
آدما هیولائن
نباید بیشتر از اعتمادی که بهت دارن بهشون اعتماد کنی
[تماس از طرف فرانک]
یکم سرم شلوغه فرانک
یه مشکلی داریم، بچه
تا شعاع یک کیلومتری جزیره همه رو گرفتار کرده
وایستا، چی؟
ببین، اگه قراره کاری کنی بهتره الان انجامش بدی
!دارم تلاشم رو میکنم
بچهجون؟
لعنتی! ریدم توش
...خواهر من توی این اتاق مرد
وقتی که کل اتاق پر از این افراد بود
...و تنها جرمش
این بود که خاص بود
درست مثل تو
درست مثل من
افرادی مثل ما، نمیتونن یک زندگی عادی داشته باشن
ما نمیتونیم رفیق یا خانواده داشته باشیم
اونا دیگه تو زندگی ما نیستن
اون سبک زندگی دیگه تمومه
خب پس چرا با خودت روراست نیستی؟
تو پیتر پارکری؟
یا مردعنکبوتی هستی؟
من هردوشونم
...جین، لطفا
این کار باعث نمیشه اوضاع درست بشه
بیخیال. تو که قاتل نیستی، جین
تو اصلا نمیدونی من چی هستم
میدونم که خواهرت رو دوست داشتی
و میدونم که از دست دادنش این حس رو داره که انگار همه چیز رو از دست دادی
!اگه بیای نزدیکتر، اون میمیره !همشون میمیرن
میدونی که این کار اونو برنمیگردونه دیگه نه، جین؟
...تو
خیلی مطمئن نباش که نمیتونم وارد ذهنت بشم
از آخرین باری که تلاش کردم خیلی قویتر شدم
انجامش بده
سلام
سلام
فکر کردی چون قدرت داری دیگه نباید حرفمو گوش کنی؟
...میدونی
کل این قضایا میتونه خیلی ترسناک بشه
متوجهی؟
همین الانشم خیلی ترسناکه
آره
و اوضاع میتونی خیلی سریع عوض بشه
به شکلی که ما حتی تصورشم نمیتونیم بکنیم
میدونم
نه
فکر نکنم که بدونی
منظورت چیه؟
تو واقعا آدم خاصی هستی
و امیدوارم که این موضوع باعث بشه تا همیشه ...حس خوبی نسبت به خودت داشته باشی
اما میدونم، گاهی اینطور نیست
گاهی اوقات، واقعا تنها خواهی بود
...و گاهی اوقات
بخاطر این که خاصی
مردم میتونن کارهای بد و وحشتناکی باهات بکنن
...اما
اینو میخوام بدونی
...تو زیبایی
و کسانی که دوستت دارن
ما بخاطر خاص بودنت نیست که دوستت داریم ما بخاطر خودت دوستت داریم
میخوام این رو به یاد داشته باشی
حتی اگه حس کنی که کاملا تنهایی
این بزرگترین مسئولیت توئه
این رو فراموش نکن مهم نیست که چقدر قدرتمند بشی
هی
بابت خواهرت متاسفم
بابت زنعموت متاسفم
آره، ازش خوشت میومد
...فقط چون کسی رو از دست دادیم
به این معنی نیست که مجبوریم راهمون رو به تنهایی بریم
...منظورم اینه که
اصلا نمیتونیم
باور کن. من این راهو رفتم
جواب نمیده
...حتی اگه حقیقت داشته باشه
من کسی رو ندارم
تو منو داری
آسیبی دیدی؟
نه، من خوبم
من خوبم
پیتر - من خوبم، خوبم، خوبم -
پیتر. نه
پیتر، پیتر. نه، نه
نه، نه، نه. پیتر، پیتر
جین، تو باید از اینجا بری
اونا میان دنبالت
نه، نه، نه. لطفا، پیشن بمون
!یالا، دووم بیار. بجنب، لطفا
...جین، تو
مشکلی برات پیش نمیاد
فقط برو
منو ببین
(این صحنه دقیقا توی کامیکها هست)
خبر شوکه کنندهی امروز
مردعنکبوتی با زخم گلوله به بیمارستان بِلویو آورده شد
ظاهرا در شرف مرگ است
مبارز جرم و جنایت گوشهگیر در شرایطی بحرانی قرار دارد
در حالی که بزرگترین دکتران شهر در تلاشند تا اون را نجات دهند
امشب، تمام توجهها به سمت مردعنکبوتیست
قهرمانی که بارها نیویورک را نجات داده است
حالا در دستان بهترین و باهوشترین متخصصین است
و نفس در سینهی مردم نیویورک حبس شده است
جان برنثال، بازیگر فرانک، توی مصاحبهای) (گفته بود که هیچوقت چرت نمیزنه
(این یه شوخی با اون موضوعه)
فرانک؟
من کجام؟
نه، نه، نه، نه، هی - ماسکم کجاست؟ -
نگران اون نباش. من هواتو دارم
هی، حالت خوبه
جین کجاست؟ حالش خوبه؟
آره، حالش خوبه. حالش خوبه
کجاست؟ - بچهجون -
فکر کنم همین الان از پیشت رفت
...اون داشت
داشت از اون جادوی عجیب غریبش استفاده میکرد تا تو رو زنده نگه داره
آره... حالش خوبه
متاسفم
فرانک. فرانک، اشکالی نداره - فقط... من واقعا بابت کاری که کردم متاسفم -
نه، فرانک، اشکالی نداره - و این، نه، یه عالمه کار انجام دادم -
اما این یکی قطعا اشکال داره، خب؟
...من کلی
من تو دوران خودم کلی شجاعت از آدمای مختلف دیدم، بچه
...اما اون کار
اون کارت یه چیز دیگه بود
داری گریه میکنی، فرانک؟
...نه. گریه نمی
میدونی، دقیقا همون شکلی هستی که فکر میکردم باشی
میدونی
یه بچهی خوب و مثبت
هیچوقت همچین دوستی نداشتم
الان دیگه دوست شدیم؟
باورم نمیشه که همین الان دیدم که داری گریه میکنی
من که گریه نمیکردم چی برای خودت داری میگی
مسخره
آها، این
کل شب کارشون همین بوده
از وقتی که آوردمت، اینجان یه نگاه بنداز
هی بچه
وقتی آوردمت، مجبور شدن که لباست رو ببرن
...اما وقتی که خواستی از اینجا بری
من یه نقشه دارم
دکتر موزلی به اتاق 2495
دکتر موزلی به اتاق 2495
!هی، اون مردعنکبوتیه
!مردعنکبوتی
!هی
!آره مردعنکبوتی
!تو بهترینی مردعنکبوتی
!مردعنکبوتی
!اینجا رو ببین
!ما دوستت داریم
!مردعنکبوتی! مردعنکبوتی! مردعنکبوتی
!مردعنکبوتی! مردعنکبوتی! مردعنکبوتی
(پیتر این گردنبند رو برای امجی گرفته بود)
[می پارکر] [وقتی به کسی کمک میکنی] [انگار به همه کمک کردی]
...من
درمورد چیزی که گفتی، خیلی فکر کردم
و خوشحال میشی که بدونی من ...تصمیم گرفتم که
من قرار نیست دیگه تنهایی این کارو بکنم
دلم برات تنگ شده، می
یعنی، هنوز یکم کمرم درد میکنه
اما اگه کمکی نیاز داشته باشی میتونم برگردم سر کار
من ازت میخوام که استراحت کنی
میدونم، میدونم، اما باید یه پروندهای بهم بدی
منظورم اینه که تحقیقات چطور داره پیش میره؟
...خب، متزگر هنوز پیدا نشده، اما
...دوستت، بیوهی سیاه
داره بهمون کمک میکنه تا تمام گزارشاتی که
کنترل خسارت دستکاری کرده رو برگردونیم
اونروزی مجبورم کرد برم دفترش
خب، چطور بود؟
خب، پوستم که الان عالی شده
توجه به تمامی نیروها یک سرقت از بانک در حال وقوع است
اینو دیدی؟
آره، میرم تو کارش
هی، خیلی از من دور نیست احتمالا بتونم بیام اونجا ببینمت
نه، از پس یه سرقت معمولی برمیایم
...فقط
سعی کن مراقب خودت باشی
باشه
تو هم همینطور
به ایجی و مارلی سلام برسون
باشه
مردعنکبوتی سلام رسوند
سلام
سلام به خودت
همون پسرهای که تو مهمونی برامون گل آورد، نه؟
من پیترم
خیلی خب، سلام
ارائه ای از پرشین گیک پدیا «Persian Geek Pedia»
ویدئوهای بررسی فیلم و سریال ها در Youtube : Persian Geek Pedia
اخبار و تریلرهای فیلم و سریال ها در Tel: @ThePersianGeekPedia
پیتر
مترجمین: --The Hunter-- ==The Translator==
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.