Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
نبضت خوبـه. خوابت چطوره؟
بدک نیست
دیگه خوابی ندیدی؟ - نوچ -
خیلیخب، خانم شهردار .فعلاً
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
میگم، جری؟
بله، خانم؟
،دیروز گفتی اگه خواستم تنها باشم رک و پوستکنده به خودت بگم
…امروز
…میخوام توی سیلو قدم بزنم
تنها
مشکلی که نیست؟
خیر، خانم
جدی؟ - آره -
خیلیخب. خیلیخب
فعلاً
…اون اول که خوان رو آوردیم اینجا
طفلی بیش نبود
تازه از عملیات طوفان صحرا برگشته بودم
قبل از شروعِ دوران خدمتِ اَلی
« سپاس از کهنهسربازان »
،شبِ قبل از اولین مأموریتش
خوانیتو اونجا دور اون میز باهامون نشست و
غذایی که رودی درست کرده بود رو خورد
برگرِ بیکن با پیاز و خردلِ اضافه
ذائقهاش به مادرش رفته بود؛ توی کت من یکی که نمیرفت
…اون
گفت میخواد ما رو سربلند کنه
قبل از اینکه بره بهش افتخار میکردیم
همتون میدونید
شما هم بهش افتخار میکردید
خب، الان دوباره رفته
یه روزی… دوباره میبینیمش
امروز یه برگر میخورم
از اون برگرها که خوانیتو میخورد
ولی فقط امروز
هر چی میخواید به رودی بگید
ممنون
« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی » ::. HosseinTL & AliMK_Sub .::
@AliMK_Sub :در تلگرام
،آقای آلامیدا من دنیل کین هستم، برادرِ شارلوت
میشناسمت، نماینده
،خواهرت مثل دخترمونـه
پس تو هم مثل پسرمونی
حالش چطوره؟ - خوبـه -
حافظهاش آسیب دیده
…فقط
خب، کلی سؤال دارم
آره
همه همینیم
بیا
،نمیدونم الان زمان مناسبیـه یا نه
،ولی شما که خودتون قبلاً توی ارتش بودید …چیزی نمیدونید که شاید
…بتونم
،یکی بهم گفت که قبل از عملیات
دستگاههای ارتباطیِ کل اسکادران رو عوض کردن
با دستگاههایی عوض کردن که ،چندین سال پیش منسوخ شدن
حتی قبل از خدمتِ من
خوان قبلش بهم زنگ زد
گفت سنِ بیسیمش از خودش بیشتره
چرا همچین کاری کردن؟
که جلوی پارازیت رو بگیرن؟ نمیدونم
ولی مشکلات بزرگتری واسشون درست کرد
یکی از رفقام که مسئول نوشتنِ گزارشهای حادثه بود گفت که
،چون مکالماتشون رمزگذاری نشده بوده
خیلی راحت میتونستن ضبط بشن
توسط؟ - تقریباً هر کسی -
گفت کار سختی نبوده
پس احتمالاً یه جایی موجوده
…احیاناً نگفت کجا میشه یه نسخه از
نه. گفت فراموشش کنم
چون… فوق سرّیـه؟
نه. چون دوستمـه
چون فکر میکنه اگه به اون آدمای مریضی که نشستن و
،صدای مرگِ پسرم رو میشنون فکر نکنم
راحتتر میتونم فراموش کنم
اون ناخدای نیمیتزه
…من بهتره
،میدونی
…نزدیک ۲۰ سالـه که بازنشسته شدم
ولی هنوز تا اسمش میاد خبردار وایمیستم
،دیشب قرصها رو تُف کرده اونجا صبح هم اینجا
ممنون، ایمی
…میخوای امشب دوبرابرش کنم یا
به کارت ادامه بده
ممنون
شنیدم موقع شورش » « لوکاس کایل رو بُردی یه جایی
« هر جا که هست، باید پیداش کنم »
« امیدوار بودم تو بدونی کجاست. جولیت »
چیـه؟
فقط نوشته بارِ میلگرد باز هم تأخیر خورده
به همین زودی میری؟
آره
میبینمت
چیـه؟
روبراهی؟
آره
آره
سلام - خانم شهردار -
کلانتر خونهست؟ شنیدم شاید بتونم اینجا پیداش کنم
نه. دیشب رفت دنبال یه فرد گمشده توی طبقات وسط بگرده
اجازه هست بیام داخل؟
…قبلاً همدیگه رو دیدیم؟ شرمنـ… یادم نیـ
نه
واقعاً؟ وقتی کلانتر بودم و ،شوهرت معاونم بوده
نیومدم دیدنت؟
نه
دربارهی پاتریک کندی و لوکاس کایل چی میدونی؟
هیچی. نمیخوام عجله کنم ولی …امروز سرم خیلی شلوغـه
درک میکنم. تابحال اسمشون رو نشنیدی؟
هیچکدوم؟
ناسلامتی پاتریک کندی معروفترین فراریِ سیلوئـه
من سرم تو لاکِ خودمـه
صحیح
مچ دستت چی شده؟
خوردم زمین
عضو اونایی بودی که ریختن توی بخش آیتی، نه؟
نیومدم دستگیرت کنم، خب؟
فقط میخوام بدونم پاتریک کندی کجاست، همین
شوهرت میدونه عضو «بیگانهها» هستی؟
،اگه شوهرت میدونه عضو بیگانههایی
کاملاً با عقل جور در میاد که چرا کندی گیر نیفتاده و
شاید واسه همین لوکاس پیدا نشده
لوکاس کایل مُرده
کندی هم توی سیلو سوراخسنبههایی بلده که
پال، معاونهاش و تکاورها ازشون خبر ندارن، هیچکس
صحیح، ولی تو بلدی
فکر نمیکنم لوکاس زنده باشه
کندی ماهها دنبالش بود و آخرش هم هیچی به هیچی
حتی ما رو فرستاد مادرش رو تعقیب کنیم
باهاش صحبت کردی؟
گفت آخرین بار لوکاس رو موقع شورش
،توی خونهاش دیده یکم قبل از اینکه تو برگردی
سیمز با تفنگ رفته توی خونهاش
میخواسته بدونه لوکاس و برنارد دربارهی چی صحبت میکردن
…تهدید کرده اون و مادرش رو میکُشه
لوکاس هم نگفته
آخرین بار اونجا دیدتش
هیچوقت نبردنت تهِ سیلو، نه؟
پال گفت سه لایه جسد روی هواکشهای طبقهی ۱۴۴ تلنبار شده بوده
کوره ۲۴ ساعته روشن بوده
انگار لوکاس کایل ماهها پیش خاکستر شده
داروهاش رو نمیخوره، که خوب نیست
،اما طبق اطلاعاتی که به دست آوردیم
الان داره توی سیلو دنبالِ لوکاس کایل میگرده
اونوقت این خوبـه؟
جستجوش برای کایل یحتمل به جایی نمیرسه
ولی اگه با دنبال کردنِ جولیت از مرگش مطمئن بشیم و
،کندی رو از سوراخ موشش بکِشیم بیرون شاید نیازی به ویتامین دیپلاس نباشه
،داری دنبال دوتا راهِ نامطمئن میگردی
واسه رسیدن به نتیجهای که خیلی راحت با یه کارِ ثابت شده حاصل میشه
،میترسی که با از دست دادنِ حافظه خودآگاهی و
هویت هم از بین بره و به منزلهی پایانِ هستی فردی باشه
اطلاعات لازم بهت داده شده
،تصمیمش تماماً دستِ توئـه
در کنار جون ۹۹۱۳ آدم
هر چه سریعتر ویتامین دیپلاس رو به بخش «تصفیه» انتقال بدید
هر چه زودتر ویتامین دیپلاس رو ،به سیستم آبرسانی تزریق کنید
…احتمال بقا در شرایطی که
سیلوتون به طرز خطرناکی به فرایند «پادمان» نزدیک بشه، بیشتر میشه
« سیلو » « فصل سوم » « قسمت سوم: دارک وب (شبکهای مخفی) »
آهای
مراسم چطور بود؟ - ببین، با پدرِ خوان صحبت کردم -
فکر میکنه شاید بشه فایل ضبط شدهی
مکالماتِ عملیات رو یه جایی توی اینترنت پیدا کرد
دارک وب؟ - خب، اون این رو نگفت، ولی چرا که نه؟ -
واسه پیدا کردنِ همچین چیزی باید از کجا شروع کنم؟
خب، من میدونم - خیلیخب. خودت چطوری؟ -
بعداً بهت زنگ میزنم
« زوز »
سلام! سلام علیکم
خیلی زود این گزارش افشاگرانه دربارهی
زندگیِ کثیفِ آدمای به ظاهر مجرد رو تموم میکنم ولی
الان مشغول یه پروژهی بزرگترم - هلن -
خب؟ یه چیزی در حد پولیتزر
پولیتزر بخوره توی سرم
فقط میخواستم کارت رو انجام بدی
دارم کارم رو انجام میدم، فیل
فقط ترجیح میدادم از خونه کار کنم تا اینکه صبح تا شب توی این مهد کودک باشم
باید عذرت رو بخوام
چی؟
با اجازه وسایلت رو برات جمع کردیم
حراست تا بیرون همراهیت میکنه
…چی؟ هی، چـ - لطفاً قشقرق به پا نکن، خب؟ -
عجب. شوخیت گرفته دیگه، نه؟
خیلیخب
اصلاً این شغل تخمی رو نمیخواستم
خیلیخب بابا. ممنون
سابقه نداشته اورلا بیشتر از یه روز ما رو بیخبر بذاره
،احتمالاً مکلین یه کاری بهش سپرده
ولی کلانتر پیداش میکنه
بچه داری، کلانتر؟
آره، یه دختر
پس درک میکنی
لطفاً بچهمون رو برگردون خونه
چشم
ممنون
،همچنان به چشم بچه بهمون نگاه میکنن ولی اورلا رو که دیدی
اصلاً بچه نیست
پدر و مادرمون قبلاً ،دههها توی بخش تدارکات کار کردن
ولی اورلا اولین عضو خانواده بود که دستراست شد
چیز مهم دیگهای هست که لازم باشه بدونم؟
کسی که باید باهاش صحبت کنم؟
،خب، در کنار شغل جدیدش
،اورلا یه دوستپسر جدید هم داره مایک دیویدسون
،پسره قبلاً با گلندا هاروود توی رابطه بوده
دستراستِ قبلیِ مکلین
یه خُرده عجیبـه - آره -
توی روابطش دخالت نمیکنم
،آخرین باری که دیدیش متوجه چیز غیرعادی یا عجیبی نشدی؟
خواهرم در حالت عادی آدم شاد و شنگولیـه
،مردم جذبش میشن
ولی اخیراً… میشه اینطور گفت که انگار ذهنش درگیر یه چیزی بود
خدا میدونه، شاید مسئولیتِ گردوندنِ بخش تدارکات زیادی واسش سنگین بوده
♪ Florence + The Machine - Ship To Wreck ♪
کجا میریم؟
گمونم خیابون کینگ
نمیدونم
نوشته بودمش
نمیخواد - نه، بذار… بذار بردارمش -
نه، میشه فرمون رو بگیری؟
…خیلیخب، یه لحظه اجازه بده - ای خدا -
بیا. پشت صفحهی اول
«خیابون کین، پلاک ۱۱۲ الف»
میدونستم اولش ک داره
میشه بزنی گوگلمپ؟ - باشه -
اسمش چیـه؟
گفت استیو
بعیده اسمش واقعاً استیو باشه
چرا واسمون فایل یا لینکش رو نفرستاد؟
گفت باید شخصاً بریم پیشش
یکم مشکوکـه
دارک وبـه دیگه. باید مشکوک باشه
درضمن، به نظرت عجب نیست که اخراجم کردن؟
چطور مگه؟
،تا دربارهی مأموریت شارلوت پرس و جو کردم
یهو از کار بی کار شدم؟
کارت خوب بود؟
منظورت چـ… چی؟
.خب، گفتی کار کردن توی اونجا رو دوست نداشتی .مردم معمولاً متوجهِ این چیزها میشن
چیـه؟ نمیدونم - !عجب. واقعاً که -
همین الان اخراجم کردن
نمیشه یکم مهربونتر باشی؟ - چمیدونم خب. ببین، آهای -
.هلن، واقعاً متأسفم اخراجت کردن .لیاقتت رو نداشتن
ممنون. حالا بهتر شد
ای خدا
« نزدیک نشوید »
گوشیها
تو هم کارت شناساییات رو رد کن بیاد
چیچیام؟
نمیدونه قرارمون چیـه؟
خودم هم نمیدونم
واسطهمون قبول کرد در ازای ،اطلاعات دربارهی فایل ضبط شده
بذاره از روی کارتِ کنگرهاش کپی بگیرم
فکرش هم نکن. نه
پس بزنید به چاک
خیلیخب
میشه گوشش کنیم؟
چی رو گوش کنید؟
فایل صوتی شنود شده (مجلس نمایندگان کنگرهی آمریکا)
عملیاتِ ایران
بهم گفتن فقط میخواید بدونید وجود داره یا نه
وجود داره
،اگه به کسی دربارهی اینجا بگید
ده سال تاریخچهی جستجوی پورنهای چندشآور
میچپونم توی تکتکِ شبکههای اجتماعیتون
خیلیخب، نه. قرارمون این نبود
« دارن ردم رو میزنن. تو چی؟ »
!به من که اینطور گفتن
دفعهی بعد به بایرون بگو درخواستت رو دقیقتر بگه
واسه کی کار میکنی؟
واسه کی کار میکنم؟ هیچکس
من هم یکی از اون هزاران نفریام که
با شنود ارتباطات و ،فهمیدن چیزایی که قرار نیست بدونیم
دستِ دولتمردهای عوضیای مثل تو رو رو میکنیم
پس یعنی گوش کردی؟
آره. گوش کردم
وحشتناکـه
یه کاسهای زیر نیمکاسهست چون ،این چیزی که من شنیدم
…با هر چیزی که - خواهرم خلبانِ اون عملیات بوده -
چیت؟
خلبان ارشد شارلوت کین
خواهرتـه؟
چرا؟
،یکی توی مولداوی ۲۰ ثانیهاش رو ضبط کرده
ولی پنج دقیقه بعد از انتشار حذف شد
،قبل از اینکه حذف بشه روی یه نوار کاست ضبطش کردم
تا جایی که بتونم از آنالوگ استفاده میکنم
،هر پیشنهادی هم که بدید ،این نوار رو بهتون نمیدم
…ولی به نظرم فکر خوبی نیست که
گوش نده - راه نداره گوش ندم -
من بهت میگم چی گفتن - …فقط… بذار -
دنیل
چی باعثِ همچین اتفاق وحشتناکی شده؟
…چهارتا هواپیما، خلبانهاشون چی تونسته اینطوری کنترلشون رو به دست بگیره؟
اون هم همزمان
هیچ ایدهای ندارم
خوش بگذرون، خب؟ کلاست که تموم شه میام دنبالت
خیلیخب - دوستت دارم -
من هم دوستت دارم
بچهی خوبی باش
با دقت گوش بده
.خیلیخب، همگی بشینید …بیاید درس امروز رو
اینجا چه غلطی میکنی؟ - به خاطر… نه، وایسا. آهای -
یه سؤالی داشتم. خیلیخب. صبر کن - برام مهم نیست چه سؤالی داری -
قرار بود دم مدرسهی پسرم و خونهام آفتابی نشی. فهمیدی؟
آره، فهمیدم. باشه
ببین، ازت کمک میخوام
نه. ببین، حاضرم از نردهها پرتت کنم پایین و
تا آخر عمرم توی معادن کار کنم، ولی نمیذارم
…نزدیکِ پسرم - گفتم که یادم نمیاد -
!اون یادشـه
!پسرم
نصفهشب با ترس از خواب میپره
حداقل اون یادشـه
بابا هم داره. من ندارم
حتی یادم نیست بابا داشتن چطوریـه
عالیـه
چه سؤالی داشتی؟
میخوام ببینم دربارهی لوکاس کایل چی میدونی
میدونی کجاست؟
ولی میدونی برنارد از معادن آوردش بیرون تا اون رو دستراست خودش کنه
چرا همچین کاری کرده؟
کاش میدونستم
خیلیخب. ممنون
همین رو میخواستم بدونم
نیکولز - باشه، نزدیک پسرت نمیشم -
آفرین، دایان
میدونی چرا درکِ امنیت اینقدر مهمـه؟
بفرما. چطوره؟
- میخوای نقاشی کنی؟ - آره
آره؟ باشه
- خوبـه. ممنون - آره. خواهش میکنم
سلام
سلام، عزیزم. همه چی روبراهـه؟
- سلام - جریان چیـه؟ چرا مدرسه نیست؟
- لازمـه که یه روز رو سهتایی بگذرونیم - راب
- میخوام بریم پارک - نه
- میخوام کنار هم باشیم - رابرت
میخوام یکم با هم وقت بگذرونیم
امروز وقتش نیست، خب؟ روحتم خبر نداره من با چی سر و کار دارم
راست میگی. نمیدونم
ولی یه موضوعی پیش اومد
چی شد؟
سگ توش
چیزی نیست. من باهاش حرف میزنم
خیلیخب، ببینید
نیکولز شاید دیگه اون آدم سابق نباشه، ولی هنوزم تیزه
خودمون ماهها دنبال لوکاس کایل گشتیم و تیز هم هستیم
- داره سؤالات درستی میپرسه - آره. دربارهی کسی که مُرده
امروز کی نیکولز رو میپاد؟
بابی. داشتم میومدم پایین دیدمش. گفت دیدتش.
کجا؟
داشته میرفته سمت شکاف
- نمیشه… - باید برم پایین
عه، شرمنده. آخه خطرناکـه
باشه. بذار یه جور دیگه بیانش کنم. دارم میرم پایین.
- تو… - هی
اگه میگه خطرناکـه یعنی خطرناکـه
موضوع فقط تو نیستی
اگه تو بری پایین، یعنی یه نفر دیگه نمیتونه بره
اون یه نفر ممکنـه همراه ایمنیِ یه کارگر باشه
چرا نامهی صبحم رو نادیده گرفتی؟
- نرسید دستم - باربر که چیز دیگهای گفت
- عجله داشتم - واقعاً؟
به درک. خودت چی فکر میکنی، خانم شهردار؟
هیچ میدونی چه حسی داره که دوست صمیمیت تو رو نشناسه؟
هیچ میدونی چه حسی داره که دوست صمیمیت رو یادت نیاد؟
اگه دوست صمیمیم بودی، نباید میومدی؟
فکر کردی چرا بین این همه آدم برای تو پیام فرستادم؟
خب. باید لوکاس کایل رو پیدا کنم
- میتونی من رو ببری همونجا که اون رو بردی؟ - اون محدوده مسدود شده
ممکن نیست
باشه. ممنون
نه، وایسا!
از شرلی به ناکس
آره، دیدمش
برگردید سر کار
خانم شهردار، لوکاس کایل اینجا نیست
شرلی هم دروغ نمیگه
واکر حفرهی حفاری رو سه ماه پیش مسدود کرد
امکان نداره اون پایین باشه
بذار کمکت کنم
برنارد لوکاس رو از معادن کشید بیرون که بشه دستراستش، درستـه؟
پس حتماً اونجا یه چیزایی دستگیرش شده. از معادن چی میدونی؟
نمیدونم از اون پایین چی میشه یاد گرفت
کابوس محضـه
ولی یه بابایی رو میشناسم
حالا واقعاً دیدش؟
نه
پس وقتی اینجوری از مدرسه میاریش بیرون، بیشتر میترسه
خودمون داشتیم تعقیبش میکردیم
به آنتونی نگفتم که نیکولز اومده بوده
موضوع این نیست
من برای سورپرایز و اردو رفتن وقت ندارم، راب…
نه. اردو نیست…
ببین،
خیلی مهمـه که زمان بذاریم و خاطرات خانوادگی بسازیم
حتی وقتی که راحت نیست
راحت؟
تو…
رابرت، من و آنتونی چند سال برگشتیم توی یه آپارتمان خالی و
بدون تو تا صبح یا حتی بیشتر تک و تنها منتظر نشستیم؟
هیچوقت شد من ساعتها و روزهایی که به خدمت به سیلو میگذرونی رو زیر سؤال ببرم؟
وقتی جولیت یه تفنگ…
- گرفته بود سمتمون - موضوع این نیست!
- موضوع همینـه! - نیست… نه، موضوع…
بسـه!
محض اطلاعت، من به انتخاب خودم توی این موقعیت نیستم و
هر روز حس میکنم میخوای من رو زیر سؤال ببری…
آنتونی باید ازمون خاطره داشته باشه
از جفتمون. با هم
متوجهای؟
درضمن، حق با توئـه
دیر این رو فهمیدم
گردن منـه. عذر میخوام
میدونم شرایط منصفانه نبوده ولی…
چرا اینقدر گیر دادی به خاطرات؟
چرا همش این رو میگی؟
پدرش رو یادش نمیاد
- کی؟ - نیکولز
موضوع هم فقط این نیست که یادش نمیاد
میگه هیچ حسی نسبت به اون مرد نداره
اون خودش رو به خاطر دوستای جولیت ترکوند
اونوقت جولیت حتی نتونست بگه ازش چه حسی میگرفته
راب، دستور دادم چند بشکه ویتامین دیپلاس رو ببرن بخش تصفیهی آب
- نه - برنامهی اولم این نیست
ولی بسته به اینکه طی چند ساعت آینده چه اتفاقی بیفته،
آمادهام که بریزمش تو منبع آب
گمونم به خاطر زمانی که برای برنارد کار میکردی
- میدونی ویتامین دیپلاس… - آره، آره، آره
همون کاری که داری با جولیت میکنی
ولی کمتر و کندتر…
تا نفهمیم قضیه چیـه تا وقتی کار از کار بگذره
برای نجات جون همهی مردم سیلو
جونِ تو، من و…
آنتونی
فقط میخوام این رو بدونم که وقتش که رسید…
وقتی ازت کمک خواستم، به قراری که داریم عمل میکنی
هر کاری بتونی میکنی که پسرمون زنده بمونه
تا بتونه یه روز زنده از این سیلو بره بیرون
- کامیل، این… نه - گفتیم هر کاری…
هر کاری که زنده نگهش داره
حتی اگه لازم باشه ما رو فراموش کنه
بیا تو
چیـه؟
چون ماهیت موضوع حساسـه با بیسیم اطلاع ندادم
بگو
شهردار نیکولز از شکاف رد شده و رفته پایین
امرسون کجاست؟
داره با مأمورهای تعقیب ارتباط میگیره
لعنتی
بفرما
خودشـه. چندتا دیگه مونده
داره حرفهای میشی ها، هوم؟
آنتونی، پاشو جمع کن
مامان هم…
امروز فقط خودمم و خودت، تا ناهار
بعدش برمیگردونمت مدرسه، خب؟
حالت خوبـه؟
آره، من خوبم
کولهات رو بنداز که بریم
باز هم ممنونم، گیل. لطف کردی
بیا بابا. این رو بگیر
این رو دادی بهم که دیگه نترسم
یادتـه؟
یادمـه، پسرم
مارک
رئیس بخش مکانیک تشریف آوردن
و دستراستش
با این تفاوت که دیگه دستراستش نیستی
الان تو زیردست اینی
دربارهی یه مجرم توی معادن سؤال داشت…
- آره - من هم آوردمش پیش تو
میخوام در مورد یکی که رفته توی معادن سؤال کنم
با کمال احترام، خانم شهردار، اگه دیگه باید اینجوری صدات کنیم
داری وقتت رو هدر میدی
ملت میرن توی معادن. دیگه نمیان بیرون.
خودت که اومدی
لوکاس کایل
- آشناست؟ - من اسم کسی رو لو نمیدم
- تأیید هم نمیکنم - دنبال این نیست
کارمند آیتی بوده و قبل از شورش محکوم شده…
کارمند آیتی؟
مهم نیست به چی محکوم شده. قطعاً مُرده.
نه، زنده مونده و
- فرار کرده. آره. و به نظرم… - فرار کرده؟ حتماً
به خاطر یه چیزیـه که اون تو فهمیده
پس چه میشناسیش چه نه، میخوام بدونم چی ممکنـه دیده باشه
اون داخل فقط سنگ فلز و مرگ وجود داره
قوانین کیری منشور با محدودیتهاش باعث شده اینجوری باشه
پس اگه این یارو رفته اون تو و زنده مونده،
به خاطر این نبوده که چیزی رو فهمیده
به خاطر این بوده که شانس آورده و تونسته نظافتچی توالت بشه
خوشحال شدم دیدمت، ناکس
میخوای کجا برسونمت؟ برگردونمت ریبرن؟
نه
نه
بیا برگردیم
پیش استیو یا هر خری که هست
میدونم گفت نمیشه، ولی باید اون نوار رو بگیریم
چرا؟
چرا؟
چون کسایی که براشون کار میکنم باید بدونن
منظورم هم آدمای چندش پشتپردهای که
- خرجِ تبلیغات انتخاباتی رو میدن نیست - میدونم منظورت کیـه، دنیل. میدونم
الان کجاست؟
ملیسا بیسیم زد. همین الان با ناکس، قسمت ساخت ابزار رو ترک کرده
با مارک چمبرز، رئیس اون بخش صحبت کردن
- چرا با اون؟ - نمیدونم
- میتونم بگم ملیسا با چمبرز حرف بزنه - نه
نه، چمبرز یا هیچی بهش نمیگه یا
واسه خنده میفرستدش پی نخود سیاه
شرمنده که بیشتر از این کاری ازم برنیومد
اشکال نداره. فقط تا وقتی که یادم بمونه همین رو میکوبم تو سرت
- چیـه؟ - نگاه کردن بهت حس عجیبی داره
من بیشتر از خودت تو رو میشناسم ولی
باز هم رفتارت همونـه
هنوز خودتی
این خوبـه، نه؟
- جولز - بله؟
هیچکس مثل تو نیست
تو مولد رو تعمیر کردی تا این چراغها تا سالها روشن بمونن
نزدیک هم بود در حینش غرق بشی
رفتی بیرون و اومدی
کارهایی رو کردی و جاهایی رو دیدی که هیچکس توی خواب هم ندیده
- لامصب تو آسمون رو نگاه کردی… - هی. صبر کن
به راه رفتن ادامه بده
« مارک چمبرز، سرپرست مکانیک »
« به جرم گردآوری قطعاًت ماشینی قاچاق
به کار نامحدود محکوم شد. انتقال فوری به معادن. »
لعنتی
توی معادن بوده
گمش کردیم. توی دوربین چیزی معلوم نیست.
- کجا میری؟ - میرم لوکاس رو پیدا کنم
جولز، اون مُرده
تو که مطمئن نیستی
اگه میخواستی ناپدید بشی، کجا میرفتی؟
من نمیبرمت معادن
من هم ازت نخواستم
تو روحش
- سیلوهای دیگه چقدر فاصله دارن؟ - چرا میخوای بدونی…
اگه جولیت اینقدر زود بهش رسیده، احتمالاً نزدیکـه
موقعیت و نزدیکیِ سیلوهای دیگه چیزی نیست که در موردش صحبت کنم
باشه. باشه
ولی لوکاس به عنوان دستراست برنارد حتماً میدونسته سیلوهای دیگهای هم هستن، درستـه؟
- در جریان بود - و به عنوان دستراست آیتی و
کسی که توی معادن زمانی گذرونده، ولو کوتاه،
احتمالاً بهتر از هر کسی میدونسته که
چرا قوانین اجازه نمیدن از یه حدی بیشتر حفاری کنیم
منظورم رو متوجهای؟
حتی اگه فقط سیلویی که جولیت واردش شده تو ذهنش بوده باشه،
لوکاس کایل میتونسته برگرده به معادن و…
کامیل
اگه باور داری که ممکنـه لوکاس کایل الان در معادن در حال حفاری افقی باشه بلکه
،با سیلوی دیگهای ارتباط برقرار کنه
قویاً پیشنهاد میکنم که فوراً اقدامات جدی اتخاذ کنی
هر تماس سیلو با سیلویی تخلفـه و منجر به پادمان فوری میشه
یه تیم دفع موش بفرست معادن
تدخین فوری نیاز داریم
یه جور عبارت رمزیـه؟
نه. تدخینکنندهها رو با گاز کافی بفرستید تا تونلها پر بشه. زود
خانم، اگه بدون هشدار این کار رو بکنیم، وقت نمیشه همه رو بیاریم بیرون…
یکی از موشها ممکنـه لوکاس کایل باشه
انجامش بده
- هی - چه خبره؟
موشهای معادن زیاد شدن
یا خدا
هی!
باید هاروود رو پیدا کنیم!
- من پیداش میکنم. اینجا بمون! - باشه. برو!
هی! چه خبر شده؟
سمپاشهای لاشی بدون اینکه هشدار بدن بمب موش انداختن
امکان نداره همه با پای خودشون بیان بیرون
هی
هی. هی. منو ببین. این رو بگیر.
هی. نفس بکش. نفس بکش
من دارمت. بیا
بیا. نوبتی استفاده میکنیم
- نه! - هی! نه! نه!
نمیتونم…
هی
نفس بکش
- لوکاس - سلام، جولز
من…
چیزیت نیست. چیزیت نیست
- هی، هی - هی
- لوکاس - اوناهاش. جوخهی اول، برید دنبال کایل!
چیزیت نیست. حالت خوبـه
شما دو تا برید یه بهدار بیارید!
جولز!
یالا، جولز. همینجوری سرفه کن. سرفه کن.
لعنتی
« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی » ::. HosseinTL & AliMK_Sub .::
چه جای تخمیای قایم شدی
شما کدوم خری هستید؟
- حواست به اون یکی باشه. چک میکنم - سلام
- چجوری این اتفاق افتاد؟ - نمیدونم
ولی یه جسد کشیدن بیرون که
به عنوان معدنچی ثبت نشده، کلانتر
یه نفر هست که هیچکس نمیدونه کیـه
وایسا!
تف توش. اورلاست
برو. اورلا کنتـه
زنده میمونه؟
نمیدونم
باید همچنان نگهبان دم در باشه
جز دکترها کسی رو راه ندید
- باشه - و البته خانم سیمز
ایشون میدونه چیکار کنه
@AliMK_Sub :در تلگرام
کامیل، تصمیم سریعت و
شجاعت جولیت نیکولز، فرصت منحصربهفردی رو ایجاد کرده
حالا فرصت داری که احتماًل بقای سیلوت رو به شدت بالا ببری
از این طریق که روایتِ کارهای امروزش در معادن رو
برای تزریق آرامش و همبستگی به شهروندانت به کار ببری
میخوای بمیره
مرگ یک فرد که
جون ۹ هزار و ۹۱۲ نفر دیگه رو نجات میده
بدون استفاده از ویتامین دیپلاس
انجامش میدی؟
تا حالا به این فکر کردی که چرا به عنوان رئیس آیتی انتخاب شدی؟
من…
گمونم به خاطر آموزشیـه که برای تکاور شدن دیدم
نه
توانایی حفظ خونسردی زیر فشار و
- دستور گرفتن و اجرا کردنشون؟ - نه
به خاطر تواناییت در دروغ گفتن انتخاب شدی
این شغل در ذات نیاز به فریبکاری داره
جون ده هزار نفر بهش بستگی داره
اعمالت در طول شورش،
فریب دادنِ شوهرت، دوطرفه بازی کردن،
نشون داد توانایی کارهای گریزناپذیر رو داری،
با وجود احساس گناهت
اما نتونستی همیشه صد درصد مصمم و قاطع بمونی
درستـه؟
کلانترِ وقت، نیکولز، قبل از اینکه برای
پاکسازی بره بیرون، فراریای بود که
توی آپارتمانت قایم شده بود و تو و پسرت رو گروگان گرفته بود
حتی بعد از اینکه کنترل اسلحه رو به دست گرفتی هم
اجازه دادی نیکولز بره
چرا؟
میترسیدم وقتی تکاورها برسن…
- کامیل… - تیراندازی بشه
از استرسِ توی صدات و…
سطح کورتیزول نفست مشخصـه داری دروغ میگی
باشه
ستایشش میکردم
با توجه به شرایط عجیبـه، اما اون دنبال حقیقت بود
توی سیلو کسی رو نمیشناسم، حداقل نه فرد جالب توجهی که
سؤالاتی که اون میپرسید رو نپرسه
میخواستم ببینم چی فهمیده
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
حالا متوجهم که اشتباه بوده
جولیت نیکولز موجودیتِ ما رو تهدید میکنه
همونطور که گفتی، حالا فرصت داریم که
این تهدید رو از بین بُرده و سیلو رو نجات بدیم
و من انجامش میدم
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.