All language subtitles for Life_Is_Beautiful_(La_Vita_è_bella)_1997_ITALIAN_1080p_BluRay_x265-VXT

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic Download
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

اين يک داستان ساده است

اما گفتنش راحت نيست

مثل افسانه ها پر از غم و اندوهه

و مثل افسانه ها سرشار از عجائب و شاديه

من هرطور که بخوام آواز ميخونم هيچ چيز نميتونه جلوي منو بگيره

من اومدم، اينو به هرج و مرج ميگم

من برده تو هستم و اون ميگه: خوبه

من ميگم: براي چي؟

آزاد شدن، حالا از اين غل و زنجير آزاد شدم

همدردي کردن چه فايده اي داره

وقتي که من فقط براي تصاحب خوشبختي آمده ام

من اينجا هستم، قبل از همه چيز

ترمزها بريدند

قطارها به زودي خواهند رفت

و من ديگه نميتونم تحمل کنم، اي شراب مقدس منو درياب

ترمزها کار نمي کنند

ترمزها کار نمي کنند

قبلاً اينو گفته بودي

نه دارم جدي ميگم، ترمزها واقعاً کار نمي کنند

اوه، نه

اوه چي؟

مگه تو شعر نميخوندي؟

کار نميکنه

ترمز بگير

دارم فشارش ميدم

محکم تر

نگاه کن، داريم ميريم تو جنگل

خيلي خوب، برو سمت راست

!همين حالا بپيچ

مستقيم برو

مستقيم برو

!پادشاه داره مياد

اون رسيد

کلي آدم اونجا وسط جاده اند

گوئيدو

ما ترمز نداريم

همه بريد کنار، بريد کنار

همه بريد کنار، بريد کنار

بريد کنار

!ترمزهامون کاملاً از کار افتادند

بريد کنار

ما نميتونيم ماشينو نگه داريم

بريد کنار، کنار

"زندگي زيباست" به کارگرداني روبرتو بنيني

چرا نميري يکمي قدم بزني؟

در هر صورت ما تا فردا نميرسيم

من يک پيچ از قبل پيدا کردم، ميخوايش؟

اوه آره، خيلي ممنون بدش به من لطفاً

خوبه

حالا چي ميخواي؟

هيچي نميخوام، تو ميتوني بري

بيخيال بهم بگو، چي ميخواي؟

من فقط 10 دقيقه ميخوام تنها باشم

خيلي خوب، من تنهات ميگذارم

اون پيچ قبليه رو بهت بدم؟

نه

نميخوايش؟

نه نميخوامش

فقط ميخوام تنها باشم

خيلي خوب، پس من تنهات ميگذارم

خوبه

چقدر اينجا گرمه

فروچيو؟

بله؟

مطمئني اون پيچه رو نميخواي؟

نه، من فقط ميخوام 10 دقيقه تنها باشم

ده دقيقه

من ميرم دستامو بشورم

خوبه

اوه سلام خانم جوان زيبا، امروز حالت چطوره عزيزم؟

!اين همه چيزهاي قشنگ رو نگاه

اينا همه اش مال مادرته؟

نه، اينها مال خانم اينجاست

بايد بهت بگم که اينها خيلي جالبند

ميشه بپرسم اينها واسه فروشه؟

تازه اند؟

قيمتش چقدره؟

تو چند سالته؟

مادرت کجاست؟

خيلي سئوال پرسيدم

اسمت چيه؟

Eleonora.

از ملاقاتتون خوشبختم، من پرنس گوئيدو هستم

يک پرنس؟ بيخيال

معلومه که من يک پرنس هستم، منظورت چيه؟

اين منطقه و تموم اين زمين ها متعلق به املاک من هستند

من به اينجا ميگم: زمينهاي ديس آبابا

همه چيز رو تغيير ميدم گاوها ميرن و شترها رو به جاشون ميان

ديگه هيچ مرغي نبايد اينجا باشه و فقط مرغابي مياريم

مرغابي و شتر؟

و ميتونيم تعدادي هم اسب آبي بياريم، النورا

من بايد برم چون يک قرار ملاقات با پرنسس دارم

با کي؟

صبح به خير، پرنسس

چقدر وحشتناک، داشتم خودمو به کشتن ميدادم

شما خوبيد؟

عاليه، هيچوقت به اين خوبي نبودم

هميشه همينطوري از خونه مياي بيرون؟

ميخواستم لونه زنبورها رو بسوزونم، اما پامو نيش زدند

زنبور نيشتون زده؟

خواهش ميکنم، اجازه بديد

تکون نخور، پرنسس

نيش زنبور

خيلي خطرناکه

تا نيم ساعته ديگه ميتونم کامل خارجش کنم

نه، من خوبم خيلي ممنونم

مطمئني؟

جايي ديگه تون رو نيش نزدند؟

نه، خيلي ممنونم

عجب جاي فوق العاده اي، کاملاً جادوييه

پرنده ها همه جا پرواز ميکنند

خانم ها از آسمون ميفتن پايين من ميخوام از فردا بيام اينجا زندگي کنم

همه اينجا ماله اونه، اون ميخواد همه اينجا رو با شتر پر کنه اون ميگه يک پرنسه

دقيقا

پرنس گوئيدو هر زماني در خدمت شماست، پرنسس عزيزم

الان ميام

تا وقتي که دوباره همو ببينيم

چطوري ميتونم ازتون تشکر کنم؟

نيازي نيست

هر چند

اگه واقعاٌ اصرار داريد ازم تشکر کنيد

ميتونم چندتايي تخم مرغ براي املت شام امشب بردارم

اوه خواهش ميکنم هر چي دوست داريد برداريد همه اش ماله خودتونه

خيلي ممنونم

من دو تا، شش تا بر ميدارم

خيلي ممنون

عجب املتي ميشه، حالا ديگه بايد برم

و باز هم ممنونم پرنسس زيباي من

خدانگهدار

دارم ميام دوست من، آماده اي؟

امشب تخم مرغ داريم

خدانگهدار الينورا

همه اينجا رو پر از مرغابي و شتر ميکنم

پس اين خونه کجاست؟

بپيچ سمت چپ، تقريبا رسيديم

عمو ات قراره با ما زندگي کنه؟

نه، شوخي ميکني؟

اون الان بيشتر از 30 ساله که توي هتل زندگي ميکنه

اون رئيس خدمتکارهاي اونجاست

فقط اين خونه رو نگه داشته تا وسايلش رو توش انبار کنه

آروم برو، رسيديم

اين رابين هود، اسب عموم

اين درشکه عمومه و اينم خونه عمومه

و داخلشم خود عمومه

خيلي خوب، بيا بريم

ما رسيديم عمو لئو

خيلي دير شده، اميدوارم نرفته باشه

ببخشيد دير کرديم اما ترمزها بريدند

عمو لئو؟

چي شده؟

حالت خوبه؟

بگذار کمکت کنم

حالت خوبه؟

وحشي ها

اونها کي بودند؟

فقط يکسري وحشي

چرا کمک نخواستي؟

سکوت بهترين کمک در اين مواقعه

در هر حال من خوبم

اين دوست شاعرته؟

بله، اسم من فروچيو هست من خياط مبلمان هم هستم

که اينطور، خيلي خوبه

خوب شماها قراره اينجا زندگي کنيد

اينجا يک خونه قديمي و پر از خرت و پرته

لوازم قديمي ام رو اينجا گذاشتم

...و همه اينها

اين خرت و پرت ها واسه چيه؟

تا هر وقت بخواي ميتوني اينجا بموني

اين روزها خدمتکار بودن کار ساده اي نيست، باور کن

تخت اينجاست

گابريل افسانه اي يک مدتي روي اون ميخوابيده

هيچي چيزي واجب تر از چيزهاي کم اهميت نيست

وحشي ها

مرکز شهر تو خيابان سستانيه فکر کنم فردا صبح اول وقت بايد بري اونجا

حمام کاملاً مجهز با طراحي دکوراسيون از آقاي بيدت

يک تعدادي هم کتاب اينجاست

بعضي هاشون خيلي قديمي هستند و اثر لورنزو پائوليني اند

آشپزخونه اونجاست

يک دوچرخه يا سه چرخه هم اينجاست، البته بايد براش تاير ببندي

خيلي ديره من بايد برگردم به هتل

فقط يک کليد داريم، گمش نکنيد اونجا کنار در وروديه

خوشحال شدم ديدمتون

دارم ميام رابين هود

!عجب عمويي

اينجا رو ببين، اونجا رو ببين اون ساختمون رو ببين

فروچيو، بهت نگفته بودم؟ اينجا تو شهريم

هر کاري بخواي ميتوني بکني، ما کاملاً آزاديم

اگه ميخواي کاري انجام بدي، فقط انجامش بده

اگه ميخواي داد بزني، خوب داد بزن

و هيچکس هم مزاحمت نميشه

صبر کن، صبر کن

فروچيو، داري چي کار ميکني؟

ديوونه شدي؟

چرا؟

ما وسط يک شهريم

نميتوني مثل زماني که توي روستا بوديم رفتار کني

بيا بريم

مگه من چي کار کردم؟

چي کار کردم؟

منظورت چيه که چي کار کردم؟

داشتي مثل يک زن جيغ ميزدي

مري، کليد

هي، مراقب باش

ببخشيد

اشکالي نداره

ميبيني، اگه داد بزني مردم چيز پرت ميکنند

ميفهمي؟

اگه اينقدر به شعر و شاعري فکر نکني

پدرت رو مردخوشحالي ميکني و از اون بيشتر پول درمياري

ماه هاست دارم سعي ميکنم همينو بهش بگم

تو بايد يه روزي سر و سامان بگيري، فروچيو

چه کلاه خوبي

خوب به نظر مباد

چطور به نظر ميام؟

خوبه، اما اين کلاه منه

خوب، از کي بهم اجازه ميدي کارمو شروع کنم؟

همينطوري هم دير کردي، کجا بودي؟

اون مبل راحتي رو بردار و ببرش توي کارگاه، باشه؟

منظورت اونه؟

آره منظورم همونه

و مراقب باش اون خيلي گرونه

خوب، من دارم مرکز شهر، شايد بعداً ببنمتون

پس خدانگهدار و مراقب خودت باش

الان تو زمانه سختي هستيم دوست من

زمانه خيلي سختي شده

خيلي بد، آره؟

خيلي بد

بگو ببينم، نظرت راجع به سياست چيه؟

بنيتو، آدولف آروم باشيد

داشتي چي ميگفتي؟

هيچي، ميگفتم اوضاع چطور پيش ميره؟

پس همه چيز خوبه

بهت گفتم مراقب اون مبل باش، داري پايه اش رو ميشکوني

به اميد ديدار

خدانگهدار

اون برش داشت بالاخره کلاهمو برد، اما من پيداش ميکنم

!بنيتو، ميخواي بزنم تو صورتت؟

من تازه به اين شهر اومدم

و ميفهمم که بايد کلي مراحل اداري طي کنم تا بتونم مغازه کتاب فروشي ام رو باز کنم

چقدر طول ميکشه؟ سالها

پس بهتره همين حالا يک پرونده باز کنيم تا بتونيم شروع کنيم

بايد اول درخواست بديد و رئيس هم بايد اونو برات امضا کنه

اوه خداي من

داشتم همه تخمهامو ميشکوندم از ديروز تا حالا اينجا هستند

خداروشکر که نشکستند

به هر جهت، فعلاً بنويس

...متقاضي گوئيدو رفريچي ميخواهد يک

اون الان نميتونه براتون امضا کنه

صبر کن، اون داره مياد

اينجا چه خبره؟

من به امضاتون نياز دارم چون ميخوام يه کتاب فروشي باز کنم

باهاش حرف زدي؟

آقاي رودلفو من بهشون گفتم اما ايشون اصرار دارن

...اگه ميشه کمکم کنيد تا

نه نميتونم

جانشين من تا يک ساعت ديگه ميرسه، از اون بخواه

آقاي رودلفو من فقط يک امضا ميخوام

اين دفتر ساعت 1 بسته ميشه

روز خوبي داشته باشي

اما الان 10 دقيقه به 1 مونده

خوب شکايت کن

پسر، عجب مرد عوضي بود

تنها چيزي که ازش ميخواستم اين بود که اسمش رو روي يک تکه کاغذ بنويسه

اينکه زياد نيست

حالا من بايد منتظر جانشين بعدي بمونم که تا 1 ساعت ديگه مياد

!اگه خوش شانس باشم

من ازش شکايت ميکنم ...تو اينو بنويس، اسم من گوئيدو

!عجب ضربه اي

اوه خداي من، خوبي؟

بگذار کمکت کنم

صدمه ديدي؟

کاملاً تصادفي بود، ببخشيد

به من دست نزن، تنهام بگذار

مغازه کتاب فروشي رو فراموش کن تا موقعي که من مسئولم نميگذارم بازش کني

!نه... تخم مرغها

...چرا تو موش کوچولو

برگرد اينجا، ميکشمت

ميکشمت

چي کار ميکني؟

دوچرخه منه

بگيريدش

!برش ميگردونم

!بريد کنار

!مراقب باش

صبح به خير پرنسس

تعجب برانگيز ميشه که ما يک بار هم که شده در حالت ايستاده به هم برخورد کنيم

منو ببخشيد، اما من بايد فرار کنم

به اميد ديدار پرنسس

تا دفعه بعدي

سرخ کردنيه

مرغ

سرخ کردني ها رو کلاً تو يک بشقاب ميتونيم سرو کنيم

ميخوايد براتون ببرمش؟

اول از همه چاقو رو زير بالش ميکنم و ران مرغ رو جدا ميکنم

و بعد کاملاً تا استخوان سينه رو ميبرم

بالها جدا، گوشت سينه جدا

خرچنگ؟

خيلي راحته، عمو لئو

براي خرچنگ

خيلي خوب

براي خرچنگ، از روي سينه با چاقو پاش رو جدا ميکنيم

...بعد کامل شکمش رو باز ميکنيم و

خرچنگ از خانواده سخت پوستانه

خرچنگ از خانواده سخت پوستانه

بعد از جدا کردن پاهاش بايد

پوسته سخت

سخت پوست رو جدا کنيم

...بعد از جدا کردن

بعد از اينکه شاخکهاش رو بريديم که البته بهشون نيازي نداريم

شاخکهاش رو ميبرم بعداً خود خرچنگ رو ميخوريم

همه اش تموم شد

الان خرچنگهامون تموم شده

اما مرغهاي ما خيلي خوشمزه هستند

يادم نمي ياد چطوري بايد خرچنگ سرو کنم

مرغ هاي ما هميشه خيلي تازه سرو ميشوند

لازم نيست استخوانشون رو جدا کني يا حتي بهشون دست بزني

خيلي راحت بود، براي همين نميتونستم به ياد بيارمش

با به خاطر سپردن چيزهاي ساده مشکل دارم

طريقه رفتار با مشتري؟

محکم و استوار

بيا اينجا

بله

برگرد

خدمتکار اونها بهت نياز دارن

خدمتکار

بله

!برگرد سر موقعيتت

خدمتکار

بله

برگرد سر جات

خدمتکار

بله

برميگرديم سر جامون

چرا فقط منو صدا ميزنن عمو لئو

بايد خدمتکارهاي ديگه اي هم باشن، درسته؟

خيلي خوب، ادامه ميديم

بعد از اون تعظيم کردنه

اين مهارتيه که من روش تمرين کردم

خوب، حالا انجامش ميدم

بايد اينطوري تعظيم کنيم

با زاويه 45 درجه مثل يک قوطي شامپاين

تو حتي ميتوني پايين تر هم بري، اگه بخواي

هشتاد، نود درجه

فکر کنم ميتونم تا 180 درجه هم خم بشم اگه خوب تمرين کنم

اما تا کجا قراره خم بشم؟

به گلهاي آفتابگردان فکر کن

اونها به خورشيد تعظيم ميکنند

اما اگه ديدي خيلي خميده شدند و نميتونند صاف بشن

يعني مردند

تو داري خدمت ميکني اما هرگز يک خدمتکار نيستي

خدمت کردن، يک هنر مهارتيه که توسط خود هنرمند خلق ميشه

خداوند به انسانها خدمت ميکنه

اما هرگز خدمتگذار انسان ها نيست

اينجا دکمه نداشت

کسي اونجا دکمه نميگذاره، احمق نشو

من بايد ماشين رو به بابام برگردونم، اون روش حساب کرده

مشکلي نداره، تا 1 ماهه ديگه برش ميگردونيم

نه، بايد زودتر برش گردونم ميدوني چرا؟

چرا؟

فروچيو؟

فروچيو؟

چيه؟ چه خبر شده؟

چي کار ميکني؟

خوابيدي؟

البته که خوابيده بودم

تو ازم يک سئوال پرسيدي بعد سرتو کردي اون طرف و خوابيدي؟

چطوري اينکارو کردي؟

شوپنهاور

شوپنهاور؟

شوپنهاور گفته که با قدرت اراده شما همه کاري ميتونيد بکنيد

من هموني هستم که ميخوام باشم

و الان ميخواستم کسي باشم که ميخوابه براي همين مدام تکرار کردم

بخواب، بخواب و ميدوني چيه؟ عمل کرد

فوق العاده است، خيلي هم راحته

منم ميخوام امتحان کنم

بخواب، بخواب

دستاتو تکون نده، تو که يک شعبده باز نيستي

بايد تمرکز کني

اين خيلي مهمه و زمان ميبره تا ياد بگيري

فردا در موردش حرف ميزنيم

!اوه، فردا

تو بيدار ميشي

تو بيدار ميشي

بيدار شو

بيدار شو

تو بيدار ميشي

فکر ميکني داري چي کار ميکني؟

!عجب قدرت استثنايي داره

چي ميگي؟

شوپنهاور

من ثابت کردم که درسته، تو خواب بودي و من گفتم بيدار شو

بعدش تو بيدار شدي، ميخوام بگم اين تئوري واقعاً فوق العاده است

چطوري کار ميکنه؟

مشخصا هر چي بيشتر کنار گوشم داد بزني

بيشتر محتمله که من از خواب بيدار بشم

منظورت اينه که بايد آرومتر داد ميزدم؟

!اصلاً نبايد سر من داد ميزدي

ببخشيد

باشه

قرار نيست حرف بزني، فقط بايد تو فکرت باشه

باشه

آروم برو، چرا داري ميدوي

بهت که گفتم، ديرم شده

...اينو قبلاً گفتي

مري... کليد

هر روز صبح اون کليد رو ميندازه

!نگاه کن

خودشه

اين همون معلميه که در موردش بهت ميگفتم

!پسر، اون زيباست

نه؟

يالا

ميريم و بهش سلام ميکنيم

مراقب باش، همينطوري وايسا

چي شده؟

تکون نخور

چرا؟

تکون نخور، فروچيو

اون يارو که تو ماشينه رو ميبيني؟

آره

اينو همون احمقيه که تخم مرغ ها افتاد روش

اگه منو ببينه، منو ميکشه

داره چي کار ميکنه؟

هيچي، وايساده و داره حرف ميزنه

همين

داره چي ميگه؟

نميدونم

!اين به اندازه کافي خوب نيست

الان داره چي کار ميکنه؟

فکر کنم داره ميره

نگاه کن، اون يه ماشين شبيه ماشين من داره

داره ميره

تکون نخور

عجب ماشين خوبيه

تکون نخور

يکمي بيشتر

يکمي بيشتر

صبح به خير پرنسس

اوه خداي من

بازم شماييد شما هميشه منو شگفت زده ميکنيد

اين همون پرنسسي هست که از توي آسمون افتاد توي بغلم

اين همون مرديه که نيش اون زنبور رو از تو پات مکيده بود؟

بله

شما اين قابليت جذاب رو داريد که هميشه از جايي که من فکر نميکنم ظاهر بشيد

خوب

ميتونم اينو تغيير بدم، ميتونيم امشب همو ببينيم

مثلا ساعت 8 شب، اگه بخوايد

نه... همينطوري همو ببينيم بهتره

خوب بهتره بريم و گرنه کلاسهامون دير ميشن

شايد بازم همو ببينيم

خدانگهدار

خدانگهدار پرنسس

خدانگهدار

اونو ديدي؟

!اون خيلي زيباست

گفت از اينکه من يکدفعه ظاهر ميشم خوشش مياد

!عمرا فهميده باشي

فهميدم

جواب سئوال: تاريکي هست

!تو نابغه اي

هر چي بزرگتر باشه، کمتر ميتوني اونو ببيني

جواب: تاريکي

خيلي عالي بود، خودتون اين معما رو ساخته بوديد دکتر؟

نه، اما تو اين معماي لعنتي رو توي 5 دقيقه حل کردي براي من 8 روز طول کشيد

تاريکي

بفرماييد

ماهي قزل آلا، سالاد و يک گيلاس شراب سفيد

صبر کن، يک معماي ديگه برات دارم گوئيدو

خواهش ميکنم

اگه اجازه بديد، اين دفعه نوبته منه

وقتي يک بچه کوچک بودم، پدرم اينو بهم ياد داد

کوتوله ها و سفيد برفي غذاشون رو خوردند

چقدر طول ميکشه که سفيد برفي غذاي بعدي رو سرو کنه؟

اين معماي خيلي خاصي هست

ميخوام همين حالا حلش کنم

اول غذاتونو بخوريد وگرنه سرد ميشه

ترجيح ميدم اول معما رو حل کنم، ديگه براي خوردن ديروقته

اما دکتر، سالاد، ماهي قزل آلا و شراب سفيد خيلي غذاي سبکيه

سفيد برفي

و کوتوله ها غذا خوردند

گوئيدو بله

ميتوني الان غذا سرو کني؟

اما همه ديگه رفتند

يک آقايي همين حالا از رم رسيده، اون شام ميخواد

آشپزخونه تعطيله

خيلي بد شد، از اونهايي هست که خوب انعام ميدن

حالا آشپزخونه باز شد

بفرماييد تو، لطفاً

عصر به خير

خيلي ممنون

دکتر، هيچي نميخواي بخوري؟

نه

عصر به خير

ميدونم آشپزخونه تعطيله يک غذاي سرد يا هر چي بتوني پيدا کني کافيه

اينجا همه غذاهاش خوشمزه هستند، انتخاب کنيد

غذاي سبک چي داريد؟

...بگذاريد ببينم

استيک داريم، يک تکه بزرگ گوشت که تو چربي سرخ شده

و ميتونم کنارش بهتون کمي جگر و قلوه چرب هم بدم

شايدم دلتون ماهي بخواد

ماهي، ماهي

خيلي خوب

ماهي کپور سرخ شده داريم

ماهي کپور که توي روغن سرخ کردم با کره مارگارين و کمي سس تند

...البته قزل آلا هم دارم يا

قزل آلا خوبه، ممنونم

پيش غذا چطور؟

پيش غذا هم دارين؟

بگذاريد بهتون بگم

قارچ هايي داريم که خيلي خيلي سرخ شدند

سيب زميني هايي که توي کره سرخ شدند و ...تو سس گذاشتيم و يا شايد

يک کمي سالاد داريد؟ اگه نداريد، پيش غذا نميخورم

يک سالاد سبک ميخواين؟

چقدر حيف شد چون اون قارچ هايي که خيلي خيلي سرخ شدند

توي دنيا همتا ندارن

پس يک سالاد سبک

ماهي قزل آلا و يک ليوان شراب سفيد

عاليه، اگه ممکنه زودتر بياريد

نهايت تلاشم رو ميکنم

بفرماييد

چقدر طول ميکشه که سفيد برفي غذاي بعدي رو سرو کنه؟

درسته؟

درسته

خوب بخوابي دکتر

شب به خير، نابغه

اون چي گفت؟ سفيد برفي... مست بود؟

يک معما بود جوابش هم "هفت دقيقه" است

هفت دقيقه؟ يعني چي؟

هفت دقيقه جواب اين معماست

ما هفت تا کوتوله داريم که شام ميخورند

حالا وقتي ميپرسيم چقدر طول ميکشه که سفيد برفي غذاي بعدي رو سرو کنه

و چقدر سريع ميتونه اون غذا رو سرو کنه

"مطمئنا جوابش ميشه "هفت دقيقه

دکتر لسينگ پزشک خوب و آدم جدي هست

اما، اون معتاد به حل کردن معماهاست

فکر کنم امشب تا وقتي اين معما رو حل نکنه خوابش نبره

که اينطور

ببخشيد، مدرسه "فرانچسکو پتروکا" کجاست؟

مدرسه ابتدايي فرانچسکو؟

خيلي به اينجا نزديکه، يکي از دوستان من اونجا معلمه

عاليه، ميتونم نيم ساعتي بيشتر بخوابم

خوب فکر کنم اين يعني شما قراره فردا به اون مدرسه بريد

درسته، بايد ساعت 8:30 اونجا باشم

بسيار خوب بچه ها بشينيد، ميخوام خوب توجه کنيد

بازرسي که از رم اومده، ممکنه هر لحظه برسه اينجا

ميخوام تاثير خيلي خوبي روش بگذاريم

پس خيلي آروم و بادقت گوش کنيد و ببينيد که اون چي ميگه

اون قراره چيزهاي خيلي مهمي رو به ما در مورد کشورمون بگه

خانم مدير... خانم مدير بازرس رسيده

اون اومده، زود اومده

بشين روبرتو

بلند شيد

صبح به خير پرنسس

صبح به خير، جناب بازرس من مدير مدرسه هستم

اجازه بديد تعدادي از معلمها رو بهتون معرفي کنم

خوبه

از اينجا شروع ميکنيم

چند ساله که شما داريد اينجا تدريس ميکنيد؟

شانرده ساله

آيا شما طبق آخرين برنامه هاي

مديريتي و آموزشي امسال داريد کار ميکنيد؟

بله

آيا اطلاعاتي رو که در مورد حفظ بهداشت مدرسه داده بوديم مطالعه کرديد؟

البته

آخر اين هفته سرتون خلوته؟

چي؟

خوب، يکشنبه اين هفته تولد مريم مقدسه شما سرتون خلوته؟

ميخوام برم تئاتر

کدوم نمايشه؟ Offenbach.

که اينطور پس نمايش Offenbach هست؟

خوبه، عاليه

خيلي ممنون و خدانگهدار

جناب بازرس

يک بازرس خوب به اينجا فرستاده شدند

تا در مورد اخرين اطلاعات مربوط به برگزاري مسابقه دور ايتاليا برامون توضيحاتي بدند

برنامه اين کار توسط بهترين متخصصين ايتاليايي نوشته شده

اين واقعاً باعث افتخار ماست

خواهشاً تمام اين مسائل رو براي ما توضيح بديد

اين بهترين و بزرگترين مسابقه

در تمام دنياست

بشينيد سر جاهاتون

بفرماييد، جناب بازرس

مسابقه رو توضيح ميدم

اين عاليه

مطمئناً

خيلي ممنون

مسابقه ما "فوق العاده" است

در حقيقت من همين حالا از رم اومدم

درست در همين لحظه

تا بيام و به شما دوستان بگم تا هيچ مشکلي درست نشه

که مسابقه ما قطعا "فوق العاده" است

من انتخاب شدم تا اين پيغام رو از طرف برگذار کنندگان اين مسابقه

بهتون بدم و روشن کنم

که تا چه اندازه اين مسابقه "فوق العاده" است

ممکنه از خودتون سئوال کنيد چرا منو انتخاب کردند؟

فکر ميکنم خوب جواب سئوالتون اينه

چه کسي رو ميتونيد پيدا کنيد که از من خوشتيپ تر و بهتر باشه؟

من نهايت خلوص و سادگي يک ايتاليايي رو دارم

مطمئنا تحت تاثير قرار ميگيريد وقتي بفهميد در مقابل مردي قرار گرفتيد که خون خالص آريايي داره، دوستان من

!و اون شخص منم

بگذاريد با اين جمله شروع کنيم که چي در اين خصوص اينقدر مهمه؟

گوش، چرا گوش؟

به اين گوش نگاه کنيد که چقدر عالي ساخته شده

داخل اين گوش دهليز شنوايي هست

با يک غضروف نرم و باارزش

که ميتونيد به راحتي با انگشتتون بلرزونيد

شما ميتونيد کل گوش رو با انگشتهاتون بلرزونيد، کاملاً انعطاف پذيره

با کل گوشتون ميتونيد اين کارو بکنيد کاملاً راحت تکون ميخوره

ببينيد که دو تا گوشي که داريد چقدر زيبا هستند و بعدش من ميرم

اما ميخوام قبلش بهم نشون بديد

تو فرانسه خواب گوشهاي به اين زيبايي رو ميبينند

باور کنيد مسابقه ها هميشه وجود دارند، اين بخشي از زندگيه

اما بذاريد يک چيز ويژه در مورد مسابقه خودمون بهتون نشون بدم

دقت کنيد

گفت بازرسه؟

بازرسه

از رم؟

بله از رم

!ناف

به اين "ناف" من نگاه کنيد اونقدر محکم گره خورده که

!حتي با دندونهاتون هم نميتونيد بازش کنيد

!اون دانشمندهاي نژادپرست هم ميخواستند اما نتونستند

اين يک نافه ايتاليايي هست و قسمتي از ميراث ماست

به هيکل من نگاه کنيد رفقا

به ماهيچه هام نگاه کنيد بازو؛ دو سر بازو، سه سر بازو

اين بدن زيبايي هست

ميتونيد به کمرم و حرکاتش هم نگاه کنيد راست و چپ

خارق العاده است

...ببينيد چه اتفاقي ميخواد بيفته

بچه ها

آقايان و خانم ها

من بايد خداحافظي کنم چون

بايد برم، يک قرار ملاقات دارم که تازه يادم اومده و واقعاً نميتونم دير کنم

!"ميخوام يک خداحافظي آريايي بکنم و براي آخرين بار... "ناف

خدانگهدار پرنسس تو ونيس ميبينمت

ميدوني، من فقط با گوش چپم ميتونم بشنوم

به من نگاه کن، پرنسس

ميدونم ميتوني اينکارو بکني

زود باش

به من نگاه کن، پرنسس من درست اين پايينم

برگرد به سمت من

از اينطرف برگرد پرنسس، ميتوني اينکارو بکني

روتو برگردون

روتو برگردون

روتو برگردون

برگرد به سمت من پرنسس

روتو برگردون

روتو برگردون

روتو برگردون

روتو برگردون

روتو برگردون

!برگرد به سمت من پرنسسم

ميشه بريم بستني شکلاتي بخوريم؟

بله، اما بايد زود بريم

چرا؟

يادم رفت بهت بگم، بايد ساعت 8 براي شام بريم خونه فرمانده ارتش براي شام دعوتمون کردند

بريم کجا؟

خونه فرمانده ارشد

خدايا بهم رحم کن، منو ببخش بازم يک شام ديگه تو خونه فرمانده

در هر صورت، مادرت هم مياد

!عالي شد

بيا براي شام بريم، ميتونيم يک جا قبلش وايسيم و قهوه بخوريم

من نميام

باشه، فهميدم بهشون ميگم که من و تو نميتونيم بريم

فقط خودمون تنهايي ميريم بيرون، باشه؟

عصر به خير رودولفو عصر به خير جناب فرمانده

خوب پس من شماها رو توي خونه م براي شام ميبينم، ساعت هشت

شما خيلي لطف داريد، ما دقيقا ساعت 8 ميايم

عاليه

اون کجاست؟ نميدونم

بايد همين جاها باشه، مطمئنم

سلام، شما اينجاييد؟

عصر به خير

عصر به خير

فردا سر وفت بيا سر کارت، فهميدي؟

بله قربان

اون چيزها رو از توي ماشين آوردي بيرون؟

بله قربان

!ابريشمه، خرابش نکني

نه قربان

!اسکول بازي در نياري

عجب اپرايي بود، مگه نه؟

عالي بود

واقعاً خيلي خوب بود

آقا، اين هم يکي از پرده هاي شماست؟

کدوم يکي، اينو ميگي؟

نه اين بايد کار يکي از همکارام باشه

!دوباره کلاهم رو برداشت، احمق

زود باش، بيا بريم

صبر کن، داره بارون مياد

برو ماشين رو بيار تا من سوار بشم، خواهش ميکنم

ماشين همين نزديکه

خيلي خوب، همينجا صبر کن ميرم ماشين رو ميارم

وقتي برگشتم سوار ميشي تا بريم مهموني

فروچيو

کليد رو بده

کليد خونه رو نميگم، کليد ماشين رو بده

الان ميدم

زود باش، زود باش

يک لحظه صبر کن، ماشين رو ميخواي؟ تو چت شده؟

نگران نباش، مراقبشم

سرشو گرم کن، همون احمقي رو ميگم که تخم مرغها ريخت رو سرش

فقط تا جاييکه ميتوني سرشو گرم کن تا من برم، باشه؟

خدانگهدار

اما ابريشم ها تو ماشينه، مراقب باش

حداقل کاري که ميتونستي بکني اين بود که برام يک چتر بگيري

کارت خيلي بي ادبانه بود ردولف ببين چطور سرو وضعم واسه موندن زير بارون به هم ريخته

علاوه بر اين، فقط يک چيز ميتونه منو اينطور ناراحت کنه و اون شام خوردن تو خونه فرمانده است

!ميدونستم، حالا کل شب سکسکه ميکنم

هميشه هر وقت يکي مجبورم ميکنه کاري رو بکنم که نميخوام، اينطوري ميشم

فکر نميکني خوشحال کردن من به اون سختي ها هم نباشه؟

يک بستني شکلاتي کافي بود شايدم دو تا

و بعدشم با همديگه قدم ميزديم هر اتفاقي هم ميخواست بيفته مهم نبود

...اما به جاي اينها تو

!صبح به خير، پرنسس

اين غير ممکنه، تو بايد بهم توضيح بدي

!نه، اوني که بايد توضيح بده شمايي

اما اين حقيقت داره

ببخشيد اما من فقط زير سقف ايستاده بودم که تو يکدفعه از آسمون افتادي توي بغلم

من از دوچرخه ام افتادم و تو اونجا منتظر بودي تا منو بگيري

در نهايت من بعنوان بازرس به مدرسه رفتم و بدونه اينکه بفهمم چه خبره، تو دوباره جلو چشمام بودي

تو حتي توي روياهاي منم مياي

خواهش ميکنم منو ول کن

بايد بهت بگم که ديدن تو ديگه دارم برام عادت ميشه

نميخوام سرزنشت کنم، اما خوب همينطوره

خيلي خوب، من تسليم ميشم فکر کنم همه اينها کار سرنوشت باشه

کجا بايد بريم پرنسس دريا رو دوست داري؟

آره، من دريا رو دوست دارم اما تو بايد منو برگردوني به همون سالن نمايش

چه خبر شده؟

ببخشيد پرنسس، اما تو ميدوني چطوري بايد برف پاکن ها رو روشن کنم؟

اوه، خداي من

!ترمز کن

چيزي نشده پرنسس

!نترس، همه چيز مرتبه

شکسته

کي رانندگي ياد گرفتي؟

حدود 10 دقيقه پيش

!تو بايد دوباره آموزش ببيني

در بالايي بسته نميشه

!اين در هم باز نميشه

ما گير افتاديم

من از اينجا ميريم بيرون، پرنسس من درستش ميکنم

!فعلاً مهمترين چيز اينه که شما خيس نشي

بيا پرنسس، خودت رو با اين بپوشون، بگيرش

خيلي ممنون

الان از اينجا ميريم بيرون

الان ميريم

من درستش ميکنم

خيلي خوب

الان درست ميشه

مراقب باش، پرنسس

مواظب جلوت باش

داريم ميريم

اومديم بيرون

صبر کن، پرنسس

يک چاله بزرگ آب اينجاست

همينجا صبر کن

نگذار پاهات خيس بشن

الان ميريم

بعد از شما، پرنسس

داريم ميريم کجا؟

يادت نمياد؟ ما قبلاً هم با همديگه اينجا بوديم

اينجا بوديم، کي؟

همون شبي که بارون ميومد

من با متکا برات چتر درست کردم

شب خيلي قشنگي بود من فرمان ماشين رو روي شونه هام گذاشته بودم

و والس ميرقصيدم، بعد جلوي تو ايستادم

و تو منو بوسيدي

پرنسس

!باد يکمي دامنت رو برده بالا

خوب به آدمش بستگي داره، پدر من اونطوري بود

اون اين قابليت رو داشت که منو مجبور کنه هر کاري رو بکنم

شايد براي اين بود که اون منو درک ميکرد

من تو دست اون مثل خمير بودم

و هميشه... هميشه من ميگفتم قبوله

منظورت اينه که تمام اون جعبه هاي گنجينه اي که تو پنهان کردي

بالاخره من در يکيشون رو باز ميکنم و تو متقاعد ميشي که بهم "بله" رو بدي؟

از اوني که فکر ميکني راحت تره

تو فقط به کليد مناسبش احتياج داري اون کليد دقيقا کجاست؟

فقط خدا ميدونه

تو کارتو خوب بلدي

خوب تو داشتي ميگفتي که

اون کليدي که ميتونه تو رو متعاقد کنه بهم "بله" رو بگي بايد از بهشت بياد

درسته

اين عاليه... ميخوام يک تلاشي بکنم

ممکنه مريم مقدس دعاي منو بشنوه و يک کليد براي من بفرسته، امکانش هست

مري... کليد

همونه؟

واقعاً بايد بري خونه؟ دلت بستني شکلاتي ميخواد؟

بيا بريم بخريم نه... الان نه

پس کي؟ نميدونم

قراره اين بار هم بگذاريم بهشت برامون تصميم بگيره؟

نه، محض رضاي خدا

مريم مقدس رو اذيت نکن براي يک بستني شکلاتي اونو تو زحمت ننداز

نه اين خيلي مهمه، ما نميتونيم چيزي مثل بستني رو به شانس واگذار کنيم

بايد ازش بخوام

مري... خواهش ميکنم يکي رو برامون بفرست

تا بهمون بگه چقدر وقته ديگه ميتونيم بستني شکلاتي بخوريم؟

هفت ثانيه، مطمئنم

اين خونه منه

جدا؟ ميدوني من تا حالا هزار بار اومدم اينجاها

هميشه دلم ميخواسته مغازه ام رو جلوي اين ساختمون باز کنم

کتاب فروشي؟

بله... اينطوري هر روز تو رو ميبينم

خوب... ديگه خداحافظ

تو هميشه بهم لطف داشتي تنها چيزي که الان ميخوام يک حمامه گرمه

يادم رفت بهت بگم

بگو

نميتوني تصورش رو هم بکني که چقدر دوست دارم باهات عشق بازي کنم

اما اينو به هيچکس نميگم، به خصوص به خودت

بايد شکنجه ام کنند تا اينو به زبون بيارم

که چي رو بگي؟

که ميخوام همين حالا باهات عشق بازي کنم

نه فقط يکبار، بلکه هميشه و تا ابد

اما هيچوقت اينو بهت نميگم

بايد ديوونه باشم که اعتراف کنم ميخوام باهات عشق بازي کنم

!حتي اينجا، جلوي خونه تون، اونم تا آخر عمرم

برو، بهتره قبل از اينکه بارون بياد و خيس بشي بري

شب به خير، پرنسس

همه لباسهات خيس شده

خوب، لباسم مهم نيست

کلاهم خيلي داره اذيتم ميکنه

من يک کلاه خشک لازم دارم اما از کجا ميتونم يکي داشته باشم؟

ديگه خيلي دير وقته

ميتوني دعا کني اين بار من دعا ميکنم

مريم مقدس، خواهش ميکنم يکي رو بفرست که به دوستم يک کلاه خشک بده

بعداً ميبينمت، پرنسس خدانگهدار

ببخشيد خدمتکار، اتاق نشيمن کجاست؟

از مسئول بار سمت چپ سالن بپرسيد

اگه همين الان بلند نشي

به مرگ پدرت قسم ميخورم که تا آخر عمرم ديگه باهات حرف نزنم

دارم جدي ميگم، عزيزم

!حالا ميخوام تا 3 بشمارم

و اگه بازم بلند نشي، ناچارم مجبورت کنم

يک

!دورا

ديگه کافيه

دختر خوب

به هر حال، ميدوني کي داره ازدواج ميکنه؟

نه، کي داره ازدواج ميکنه؟

!بهت نگفتم؟

نه

همون احمقي که تخم مرغها افتاد روش

!عجب جکي

آره، هميتطوره

با کي داره عروسي ميکنه؟

نميدونم

اما فکر نکنم بياد، اون هنوز پيداش نشده

همه منتظرند

گوئيدو

!همه جا رو دنبالت گشتم

چي شده؟

عموت

عموي من؟

!اتفاقي افتاده، بايد ببيني

کجا؟

اون بيرون... اسبه

اسب؟

اون چيه؟

!عمو لئو؟

چه بلايي سر اسبت اومده؟

عجب منظره اي نميتونم باور کنم، روش چي نوشتند؟

ننگ بر تو، اسب يهودي

خرابکارهاي احمق و بي فرهنگ اين واقعاً ناراحت کننده و بي معنيه

اونا احترام سرشون نميشه

عمو لئو، ناراحت نشو

...اونها اينکارو کردند چون فقط

نه... اين فقط مسئله اسب نيست اونها ميخواستن پيامي بدند

فکر کنم بايد بهش عادت کني، گوئيدو

اونا سراغ تو هم ميان

سراغ من؟

عمو لئو... مثلاً ميخوان چي کار کنند؟

بدترين کاري که ميتونند بکنند اينه که لختم کنند بهم رنگ زرد بزنند و روم بنويسند

ننگ بر تو، خدمتکار يهودي

بيخيال

من اصلاً نميدونستم اين اسب يهوديه، قسم ميخورم

بيا بريم. من فردا تميزش ميکنم باشه؟

حالا بيا برگرديم داخل

گوئيدو نگاه کن، جلوت رو ببين

کدوم طرف؟

!!!دورا

صبر کن، ميخوام سوپرايزش کنم

دورا... دورا

باهام بيا، ميخوام تو رو به فيدو جويناردي معرفي کنم

کي؟

فيدو جويناردي

گوئيدو

سلام

دکتر لسينگ، داريد چي کار ميکنيد؟

يک تلگراف فوري برام رسيده، بايد فوري برگردم برلين

اين گلها واسه چيه؟

مال شما هستند... براي بدرقه شما

ميدوني چيه... فقط يکي برميدارم

اينو ميدم به همسرم گل گوئيدو

واقعاً از بودن کنار تو لذت بردم، گوئيدو

تو شگفت انگيزترين خدمتکاري هستي

که در تمام عمرم ديدم

ممنونم دکتر، منم بايد بگم شما بافرهنگترين مشتري هستيد که تا حالا داشتم

ممنونم

خدانگهدار، دکتر لسينگ

در هر حال

اگه اسمم رو بگي

ديگه نميتونم وجود داشته باشم من کي هستم؟

اگه اسمم رو بگي ديگه وجود ندارم

اون چي گفت؟

سکوت

عالي بود، اگه تو اون لغت رو بگي ديگه وجود نداره اون سکوته

من برلين رو نميگم، دارم حومه شهر رو ميگم !باورتون ميشه

حالا به اين ماجرا گوش کنيد

کاملاً به يادش دارم، چون منو تحت تاثير قرار داد

يک ديوانه ماهي 4 مارک براي ايالت خرج داره

يک آدم عليل هم 4 مارک و نيم خرج داره

يک آدم مبتلا به صرع هم 3 مارک و نيم خرج داره

ميانگين اينها روزانه ميشه 4 مارک

و ما حدود 300 هزار بيمار داريم ايالت چقدر ميتونه در هزينه هاش صرفه جويي کنه

اگه اين آدمها رو از محيط حذف کنيم؟

باورتون ميشه؟

!واقعاً باور نکردنيه

اين دقيقا همون واکنشيه که منم نشون دادم

!واقعاً باور نکردنيه

نميتونم باور کنم که يه بچه دبستاني بايد بتونه چنين مسئله اي رو حل کنه

اين محاسبه سختي هست، اين همه جمع و ضرب

اونها بايد کلي رياضي و جبر براي حله اين مساله بدونند، درسته؟

ما اينو توي دبيرستان ياد ميگرفتيم

نه، نه، فقط بايد ضرب کردن رو بلد باشي گفتي 300 هزار تا آدم عليل داريم؟

بله

ميشه 300 هزار ضربدر چهار

اگه بکشيمشون ميتونيم روزي 1 ميليون و 200 هزار مارک ذخيره کنيم

خيلي راحته

دقيقا، آفرين

اما تو آدم بالغي هستي تو آلمان يه بچه 7 ساله بايد اينو حل کنه

اين واقعاً شگفت آوره

صبح بخير پرنسس

چي گفتي؟

گفتم "صبح به خير پرنسس"، ببين، رو کيکت نوشته

دورا، دورا

چرا همينطور اونجا وايسادي؟ بيا بريم

بيا يکمي برقصيم

کمي حرف دارم، همه شماها تا الان فهميديد

و خيلي هاتون از چند سال قبل ميدونيد

دورا و من تو يه خيابون متولد شديم

ما به يه مدرسه ميرفتيم و دوستهاي مشترکي داشتيم

در واقع، دورا تنها زن زندگي منه

...و منم تنها مرد زندگي اون هستم، پس

ما تصميم گرفتيم تا چند ماه ديگه با هم ازدواج کنيم

و همه شما رسما واسه 9 آوريل دعوت هستيد

توي سالن سانتا باريا دل پاگرينو

و بعدش اونجا جشن ميگيريم تا صبح ميخوريم و مينوشيم و ميرقصيم

و به همه خيلي خوش ميگذره

دقيقا همونطور که امشب داره خوش ميگذره

خيلي ممنون

!اونو ببوس

آفرين

!اون ببوس، اونو ببوس

گوئيدو، تو چت شده؟

هيچي

حالت خوبه؟

خوبم، من خوبم

!کي اين مبل راحتي رو گذاشته اينجا، وسط همه چيز؟

گوئيدو، حالت خوبه؟

من خوبم، خوبم

من خيلي متاسفم، گوئيدو

نه، من خوبم من هيچي ام نشده

...نه، داشتم ميگفتم که

اوضاع مهموني چطوره؟

همه چيز مرتبه

آفرين، آفرين

بريد سر کارهاتون

من اينجا رو درست ميکنم

بريد کارتون رو بکنيد، من خوبم

بريد سر کارهاتون، خيلي ممنون

گوئيدو؟

چيه؟

حالت خوبه؟

خوبم، چرا همه دارن همين سئوال رو ازم ميکنند؟ مگه کار غير معمولي کردم، چيزي اشتباهه؟

نه، همه چيز به نظر خوب ميرسه

اما، خوب چرا برنميگردي تو آشپزخونه؟

خيلي خوب

گوئيدو؟

بله

آشپزخونه

امشب جاي همه چيزو عوض کردند

!!ببين محض رضاي خدا، آشپزخونه رو کجا گذاشتند

حدس بزن، حدس بزن حدس بزن کيه ردولفو؟

کيه؟

منم، چت شده، نکنه فراموشي گرفتي؟

!برونو

خانم

بالاخره شانس اينو پيدا کرديم که شما رو ملاقات کنيم

اون هيچوقت منو به شما معرفي نکرد

!ميترسيدي منو بهش معرفي کني، درسته سگ موذي

!حالا ديگه لازم نيست با همديگه بريم روسپي خونه

ببخشيد مزاحمتون شدم و بنابراين خداحافظي ميکنم

!تو سگ پير موذي

!عجب دوست شوخي داشتيد

معذرت ميخوام، واقعاً متاسفم

چيزي نشده

الان برشون ميدارم

پرنسس

تو هم اومدي اينجا؟

آره

خواهش ميکنم، منو از اينجا ببر

...و حالا، خانمها و آقايان توجه کنيد

يک سوپرايز فوق العاده بعنوان يادبود اين اتفاق خجسته براتون داريم

!کيک مخصوص مراسم مذهبي اتيوپي

!خيلي ممنونم، موزيک رو ادامه بديد

اين مال شماست

خيلي ممنونم

افتخار ميديد، پرنسس

...اما تو

زود باشيد، خواهش ميکنم، پرنسس

...مطمئنم که اونو ميشناسم

!!اين همون احمقيه که تخم مرغها رو انداخت روي من

!دورا

!دورا

!...دوراااااااااا

!نه

!واي، فروچيو

!کليدهاي خونه دست اونه، باورم نميشه اينطوري شده

يکمي سيم ميخوام، ميتونم بازش کنم اگه کمي سيم داشته باشم

!ايناهاش

من با سيم کارهاي فوق العاده اي ميتونم بکنم، پرنسس

وقتي بچه بودم با سيم اسباب بازي درست ميکردم

يک

دو

سه

پرنسس؟

جاشوا؟

جاشوا؟

جاشوا؟

بيا بريم، داري يه کاري ميکني که مامان ديرش بشه

داشتم دنبال تانکم ميگشتم

خيلي خوب

نگران نباش، بعداً پيداش ميکنيم

بيايد بريم

بشينيد، لطفاً

به هر حال، حالا کجاست؟

تو راه پله هاست

من ميارمش

خيلي خوب

دوچرخه رو نگه دار، من ميارمش

!نصف زندگي ام داشتم دنبال اين تانک ميگشتم

!کار هممون اين بوده

فکر ميکني ميدونم الان ممکنه کجا قايمش کرده باشه؟

بگير

!هي... محکم بشين جاشوا

!تند برو، بابا

!مراقب باشيد، شماها ديوونه ايد

!آخه کلاست دير شده

واي، جاشوا، يه اسب اينجاست !در واقع 2 تا اسب اينجان

!واي... 2 تا اسب

!اينقدر زنگ نزن، دارم ديوونه ميشم

!من نيستم، جاشوا داره ميزنه !من نيستم

!نگه اش دار، همين حالا

!هي، آروم باش

!زيباست

رسيديم

شب ميبينمت

خدانگهدار

خدانگهدار

!خدانگهدار، دورا

خدانگهدار

!تند برو، بابا

فقط همين دفعه

!يک، دو، سه

!بزن بريم

ميشه اينو واسه مامان بخريم؟

قيمتش چقدره؟ پانزده ليره

احتمالا اين يه کيکه تقلبيه، مثل تانک تو

بيا، بهتره بريم، داره ديرمون ميشه جاشوا

يهودي ها و سگها، اجازه داخل شدن ندارند

بيا جاشوا، بيا بريم

بابا، چرا يهودي ها و سگها اجازه ندارند داخل اون مغازه بشند؟

چون، اونها فقط دوست ندارند سگها و يهودي ها برن تو مغازه شون

همه همينکارو ميکنند

يه مغازه فلز آلات اون طرف خيابونه، اونها هم همين کارو کردند

اونها هم اجازه نميدند اسپانياييها و اسبها برن تو مغازه شون

يکمي بالاترش يه داروخونه است

من با يکي از دوستهاي چيني ام که کانگورو داشت، بودم

گفتم: ميشه بيايم تو گفتند: نه، نه، چيني ها و کانگروها اجازه ندارند داخل بشند

چي ميتونم بهت بگم، بعضي ها فقط خوششون نمياد

اما ما ميذاريم همه بيان تو مغازه کتاب فروشي مون

نه، ما هم بايد يه نوشته بگذاريم

کسي هست که تو دوست نداشته باشي؟

عنکبوت ها، و تو؟

من از بازرسها خوشم نمياد پس از فردا شروع ميکنيم و مينويسم

عنکبوتها و بازرسها، اجازه ندارند داخل بشند

خيلي خوب، من از دست اين بازرسها خسته و کلافه شدم

صبح به خير

!همه چيز واسه فروشه، نصف قيمت

گوئيدو آرفيشر؟

چي ميخوايد؟

بايد با ما به دفتر فرمانداري بياي

حالا ديگه چي ميخوان؟

اون به تازگي رفته اونجا

يالا بريم

مگه من چي کار کردم؟

اون مرد هم با شماست؟

آره، بيا بريم

خيلي خوب

منم ميخوام باهات بيام، بابا

نه، نه. تو بمون تو مغازه

زياد طول نميکشه، درسته؟

اصلاً طول نميکشه

ديدي، ميدونستم

مراقب باش با مشتريها خوب رفتار بشه

برميگردم

سلام

سلام سلام

اين قيمتش چقدره؟

اين ميشه 5 ليره

نه، روش نوشته 10 ليره

همه چيز نصفه قيمته

ميشه اينو به مادرت بدي و بگي از طرف مادربزرگه؟

من واقعاً مادربزرگ رو نمي شناسم اون هيچوقت به ديدار ما نيومده

دوست داري اونو ببيني؟ - بله -

فردا اونو ميبيني

فردا؟

بله

چون فردا روز تولدته

و مادربزرگ ميخواد بهت يه هديه مخصوص بده

يه تانک جديد ميخواد بده؟

نه، يه سوپرايزه

نامه رو بده مادرت

خدانگهدار، جاشوا

بقيه پولت رو فراموش کردم مادربزرگ

خيلي ممنونم

کي برميگردي خونه؟

حدود 1 ساعت ديگه

ميخوام به عمو لئو بگم، يکمي غذا واسه فردا از هتل بياره

خداحافظ - خداحافظ -

خوب، مادربزرگ ديگه چي گفت؟

اون فردا مياد

!درست به موقع

مغازه يهودي ها

وقتشه بري حموم، جاشوا نميخوام برم حموم

بحث نکن، برو حموم

من تازه جمعه رفتم

داره راست ميگه، اون جمعه رفته بود

و تو هم برو لباست رو عوض کن

من تازه سه شنبه عوضش کردم گلها رو يادت نره بگذاري

گلها بيرونند، آماده اند، حالا ميرم ميارمشون

منم ميخوام باهات بيام بابا

!نه، تو بايد بري حموم، برو آب داره سرد ميشه، آقاي لجباز

من نميخوام برم، من نميخوام برم، من نميخوام برم

زود باش، من بايد برم مادربزرگ رو بيارم

ميخواي گلها رو بگذارم کجا؟

فقط بگذارشون رو ميز، حالا خودم ميام

خيلي خوب

من تازه جمعه رفته بودم

جاشوا

جاشوا

تو جاشوا رو نديدي؟

نه، نه، بايد رفته باشه اونجا

گوش کن، ميشه اون مبل رو از اونجا برداري؟

حتما

گلها خيلي قشنگند، ميشه ببينمشون؟

...قشنگند، حالا برات

ميخواي گلها رو ببيني؟

آره

کاري ميکنم که خودشون بيان اينجا

تماس با ميز چوبي

بيا اينجا ميز چوبي

شوپنهاور، قدرت اراده من ميخوام که ميز چوبي به سمت من بياد

بيا، بيا، بيا

خيلي خوب، کافيه، ميتوني بايستي

اين ميز چوبي کوچولو به نظرم خيلي کثيف مياد

صبح به خير، پرنسس

اون ميتونه بخونه و بنويسه؟

الان 1 سالي هست که ميتونه

کارت خيلي خوب بوده

رسيديم

بذار کمکت کنم بياي پايين

خوبم، خودم ميتونم

دورا، چي شده؟

رسيديم؟

نه، فقط واسه بازرسي وايساده بيا بشين پيش من

حالا ميخواي بهم بگي داريم کجا ميريم؟

!منظورت چيه ميگي کجا؟ بيخيال

بيخيال، تا حالا هزار بار ازم پرسيدي

...ما داريم ميريم به

...داريم ميريم به اونجايي که

شما بگيد

...ما داريم ميريم به

داريم کجا ميريم؟

يه لحظه صبر کن

ميدونستم امروز واسه تو روز ويژه ايه، مگه امروز تولدت نيست؟

هميشه ميگفتي دوست داري بري مسافرت و چيزهاي جديد ببيني خُب... بفرماييد، اومديم

ماه ها طول کشيد تا بتونم برنامه اينکارو رديف کنم، شوخي ات گرفته؟

ميدوني چيه؟ قراره حسابي سوپرايز بشي

نميتونم بهت بگم، من به مامان قول دادم بهت نگم

اونو که ميشناسي، اگه بفهمه عصباني ميشه، درسته؟

کاري ميکنه خنده ام بگيره

ميدوني، پدر منم وقتي مثل تو يه بچه کوچولو بودم، همين کارو برام کرد

!خيلي برام جالب بود، درست مثل همين حالا

...ما داريم ميريم به

مجبورم نکن بهت بگم، نميخوام بهت بگم

ميخوام خودت ببيني

ميدوني... قراره واقعاً يه سوپرايز باشه... ميدوني؟

واقعاً باعث ميشه خنده ام بگيره

من خسته ام، بابا

خوب، پس يکمي بخواب

خيلي خوب

عمو لئو، داريم کجا ميريم؟ دارند ما رو کجا ميبرند؟

رسيديم

همونطور که برنامه ريزي کرده بودم، درست به موقع هم رسيديم

!عجب سازماندهي خوبي

تا حالا سوار قطار نشدي، درسته؟

نه، خوبه؟

خيلي خوبه، حالا خودت ميبيني

داخلش کاملاً چوبيه، صندلي هم نداره براي همين کل راه همه بايد رو پاهاشون بايستند

هيچي صندلي نداره؟ !چي؟ صندلي، اونم تو قطار؟

نه، کاملاً معلومه که تا حالا هيچوقت سوار قطار نشدي

نه، همه بايد خيلي نزديک به همديگه بايستند

!شوخي ات گرفته

ميبيني چه صف درازي داره؟ من موفق شدم آخرين بليطهايي که داشتند رو بخرم

زود باش، عمو لئو دلم نميخواد بشنوم که ميگن ديگه قطار جا نداره و پر شده

صبر کنيد، رفقا

ما از قبل جا رزرو کرديم

!جمعيتو نگاه

خيلي خوب

بيا بريم، جاشوا

اومديم

ما از قبل جا رزرو کرديم

خيلي ممنونم

چطور ميتونم بهتون کمک کنم، خانم؟

يه اشتباهي پيش اومده

چه اشتباهي؟

شوهر و پسر من توي اون قطار هستند

اسم شوهرتون چيه؟

گوئيدو آرفيشر

گوئيدو آرفيشر

علاوه بر اين يه "جاشوا آرفيشر" و "اليسئو آرفيشر" هم تو اون قطار داريم

اشتباهي نشده

کدوم اشتباه؟

منم ميخوام تو اون قطار باشم

ما آماده حرکتيم، قربان

پس بفرستشون برن

!بريد... حرکت کنيد

برگرديد خونه، خانم، خواهش ميکنم

صبر کنيد، منم ميخوام برم تو اون قطار

!فکر کنم منظورمو واضح گفتم، اون قطار رو نگه داريد

!مامان اينجاست

دورا

اونها قطار رو نگه داشتند تا مامان هم بتونه سوار بشه

عمو لئو، عمو لئو

بگيرش

!دورا

!دورا

منم اومدم

اون خسته است

آره

هي، جاشوا، اينجا رو ديدي؟ واسه خودش چيزيه، مگه نه؟

بابا، من از قطار خوشم نيومد منم همينطور

برگشتنه با اتوبوس ميريم

هي سرباز، ما ميخوايم با اتوبوس برگرديم، همونيکه صندلي داره

بهشون گفتم

!حالا بهتر شد

منم همينطور فکر ميکنم

ميبيني؟ همه چيز اينجا برنامه ريزي شده است

اون همه آدمو ميبيني؟ همشون ميخوان بيان اينجا

اونقدر دوست دارن بيان اينجا که مدام خودشونو تو صف جا ميزنند

بهم ميگي اين چه بازيه، بابا؟

البته، قبلاً بايد اينو بهت ميگفتم

همه چيز اينجا يه بازيه

...توي اين بازي

ما همگي بازيکن هستيم

ميدوني منظورم چيه؟

همش خيلي با دقت برنامه ريزي شده

قانونش اينه: مردها اينطرف هستند و زنها اونطرف

و نگهبان ها هم هستند، برنامه بازي رو اونها ميدن

خيلي سخته، و اونها بيشتر پيچيده اش ميکنند

!اگه کسي اشتباه کنه، اونها سريعاً اونو به خونه اش ميفرستند، سريعاً

اين يعني تو بايد خيلي مراقب باشي

اما اگه واقعاً باهوش باشي، جايزه اول رو ميبري

جايزه اول چيه، بابا؟

خوب، خودت ميدوني ديگه، جايزه اول

يه تانک جديد، جاشوا

اما من که خودم يکي دارم

اما اين يکي خيلي بهتره، اين واقعيه و کار ميکنه

!!يه تانک واقعي؟ نه

ميبيني، واسه همين نميخواستم بهت حرفي بزنم

عمو لئو، داره ميره کجا؟

اون تو يه تيم ديگه ست، همه چيز سازماندهي شده است، ميبيني؟

خدانگهدار، عمو لئو

خدانگهدار

!پسر، يه تانک واقعي

حق با من نبود، جاشوا؟

!ببين، فوق العاده است

!عجب جاي باحاليه

بهتره قبل از اينکه تختهامون رو بگيرند، بريم

صبر کنيد، ما از قبل جا رزرو کرديم

بفرما بريم

داريم ميايم، داريم ميايم

اينم جاي ما

!ما بايد خيلي نزديک هم بخوابيم، اين عاليه

!جاشوا

اينجا بو ميده، چقدر ديگه بايد اينجا بمونيم؟ ميخوام مامان رو ببينم

ميريم، بيخيال

من گرسنه ام

خيلي زود بهمون غذا ميدند

تازه اينجا همه داد ميزنند، منو ميترسونند

اونها داد ميزنند چون جايزه اول خيلي خوبه

همه ميخوان تانک رو برنده بشن براي همين بايد حسابي محکم باشند

چقدر وقت ديگه ميتونم مامان رو ببينم؟

وقتي بازي تموم بشه، اونو ميبيني

بازي کي تموم ميشه؟

وقتي تموم ميشه که تونسته باشي کلي امتياز جمع کني

تانک به اوني ميرسه که تونسته باشه زودتر از همه هزار امتياز جمع کنه

حرفاتو باور نميکنم، زود بهمون غذا ميدن؟

غذا، آره؟

خوب، ازشون ميپرسيم، اينجا همه با هم دوستيم

ببين کي اينجاست، اسمش چيه؟

بارتلومئو

بارتلومئو، ميشه يه سئوالي ازت بپرسم؟

اون مردهايي که نون و مربا ميارن، تازه اومده بودند؟

باورت ميشه، فکر کنم همين 1 ثانيه قبل اينجا بودند

پس اونها دوباره بر ميگردند

تا واسه دومين بار هم غذا رو سرو کنند

اون چي گفت؟

يکي رو ميخواد که بتونه زبونشون رو حرف بزنه

ميخواد قوانين اردوگاه رو توضيح بده

تو آلماني بلدي؟

نه

بازي الان شروع ميشه !اگه هستيد که هيچي اگه نيستيد اخراجيد

شما بايد هزار امتياز جمع کنيد تا برنده بشيد اگه اينکارو کنيد يه تانک جايزه ميگيريد

!سگ خوش شانسي ميشه

هر روز ما از بلندگوهايي که اونجان اعلام ميکنيم، نفر اول کيه

هر کسي که کمترين امتياز رو آورده باشه، مجبوره پشتش بنويسه

احمق، درست پشتش

شما اينجا بايد با آدمهاي بدي بازي کنيد که هميشه داد ميزنند

هرکسي بترسه، امتياز از دست ميده

به 3 دليل، بازيکنها امتياز از دست ميدند

اونها به اين ترتيب هستند

يک: اينکه بخوايد مثل بچه ها مدام گريه کنيد

دوم: به همه بگيد که ميخوايد مادرتون رو ببينيد

سوم: اگه مدام گرسنه باشيد و بخوايد غذا بخوريد

!بايد کاملاً بيخيال اين کارها بشيد

واسه گرسنه بودن، خيلي راحت امتياز از دست ميديد

ديروز خود من 40 امتياز از دست دادم

چون خيلي گرسنه بودم و دلم يه ساندويچ مربا ميخواست

مرباي زرد آلو بود

اما اون توت فرنگي دوست داشته

هيچوقت دلتون آبنبات نخواد، چون هيچي بهتون نميديم

خودمون همش رو ميخوريم

من ديروز 20 تاش رو خوردم

!عجب دل دردي

اما خوشمزه بودند

!باور کنيد

ببخشيد که بايد برم، دارم قايم موشک بازي ميکنم

قبل از اينکه گير بيفتم بايد زود برم

هي، چه خبره؟

چيزي از من نپرسيد، من آلماني بلد نيستم

از بارتالمئو بپرسيد

يادت نره به منم بگي اون چي ميگفت

هزار امتياز؟

هزار امتياز براي بردن تانک، باحال نيست؟

اينها ديوونه اند

!اين بايد 1000 پوند وزن داشته باشه و اينجا 3000 درجه حرارت داره

ويتورينو، من ديگه نميتونم تحمل کنم

!تازه اول کارته

چي؟ تا کي بايد اينکارو بکنيم

تا نيمه شب

!من عمرا نميتونم

بارتالمئو، چي شده، داري کجا ميري؟ - درمانگاه، بازوم آسيب ديده -

خداي من، ما اينجا ميميريم، ويتورينو

ديگه نميتونم تحمل کنم، اينو ميگذارم زمين

بهشون ميگم نميتونم اينکارو بکنم ميخوان باهام چي کار کنند؟

اونها تو رو ميکشند

هان؟

اونها تو رو ميکشند

اينها رو بايد کجا ببريم؟ - اونجا -

!داري شوخي ميکني !اين همه راه اونم با اين

من عمراً نميتونم

!ويتورينو، اونجا بايد 10 هزار درجه اي دما داشته باشه

!بابا

!بابا

نظرت در مورد اين چيه؟ خوبه، نه؟

نگران نباش، هر دوتامون رو ثبت نام کردم

...من رفتم توي دفتر و حدس بزن چي شد

کارمند اونجا منو کشيد يه کناري و بهم گفت

راهي نداره، شما و پسرتون توي ليست نيستيد

شماها قرارداد رو کامل نکرديد

!فکر کن اينو بهم گفت

تقريبا داشتم ميوفتادم، خيلي عصباني و ناراحت بودم

بعد بهم گفت: شماها ميتونيد بريد

منم گفتم: خودت برو، من و جاشوا ثبت نام کرديم

بهش گفتم من شمارمو ميخوام

اونم اين شماره رو بهم داد

اينجا رو ببين، بهش گفتم اينجا هم بنويسه تا جاش امن باشه

!عجب چيزي بود

!عجب جاييه اينجا

!تا حالا اينقدر بهم خوش نگذشته بود

گوش کن، تو با بقيه بچه ها بازي کردي؟

آره، اما بقيه بچه ها چيزي در مورد قوانين بازي نميدونستند

!اونها گفتند، اين واقعيت نداره که جايزه اول يه تانکه

منم تنها کسي بودم که در مورد امتيازها ميدونستم

معلومه که اونها بهت اينطوري ميگن

ميخواستند مطمئن شن که ميتونند تو رو شکست بدند

!اونها خيلي بدجنسند

اما جاشوا، اونها فقط تانک رو ميخوان

!گولشون رو نخور

تا امروز چند امتياز جمع کرديم؟

امروز حدود 50 امتياز بدست آورديم

خوب 48 تا، موقع بازي 2 امتياز ازم کم کردند

چون من ليز خوردم

وقتي داشتم لي لي بازي ميکردم

ليز خوردم ميدوني... افتادم رو زمين

!مثل ديوونه ها ميخنديديم، داشتم از شدت خنديدن ميمردم

!پسر، کلي بهم خوش گذشت

!نميتونم تا فردا واسه بازي کردن صبر کنم

!لي لي بازي، قايم موشک، گرگم به هوا

همه بازيها، حتي نميتونم اسم همشون رو به ياد بيارم

بهشون گفتم: صبر کنيد، ديگه نميتونم بازي کنم

امروز چيزي خوردي؟ آره، اما اصلاً نگفتم دلم اسنک ميخواد

آفرين، اين يعني تو تونستي 12 امتياز جمع کني

من 48 امتياز و تو هم 12 تا

ميشه 60 تا

واسه 60 امتياز همين حالاش هم جايزه برديم فقط صبر کن تا بهت نشون بدم

يک تکه نون که هيچ مربايي هم روش نداره، جاشوا

اين مال تو، چطوره؟

خيلي ممنون

شصت امتياز خيلي زياده؟ !شوخي ات گرفته، 60 امتياز؟

اينقدر کافي هست که ما رو اول بکنه

خيلي زياده

!ببين کي اينجاست بارتلومئو

همه چي مرتبه؟

بدتر از اين نميشد... 20 تاشو گرفتم

ما خيلي بيشتر از اون داريم

بهش نگو، ما همه رو شکست ميديم

قبلاً هم بهت گفتم، همين الان برگرد داخل

خانمهاي پير و بچه ها کار نميکنند

!بقيه شماها، بريد طبقه پايين

يالا دخترها، زود باشيد

اين يکي جديده، فعلاً داره آموزش ميبينه

اون زني که طبقه بالا بود، هموني که اجازه داد بريم بيرون اولش خيلي خوب به نظر ميرسيد

الان از همشون بدتره

حداقل اون زنهاي پير و بچه ها رو واسه کار کردن، نميفرسته

گوش کن، اونها زنهاي پير و بچه ها رو واسه کار کردن نميبرند، چون اونها رو ميکشند

يکي از همين روزها ميشنوي يکي از اونها داره ميگه

بيايد بچه ها، بيايد... وقت حموم کردنه

همه اونها رو به سالنهاي گاز ميبرند

!بريد طبقه پايين

چطوري بايد اينکارو بکنم؟

!ويتورينو

اونها اين همه وزنه آهني رو از کجا پيدا کردند؟

!بابا، بابا

!جاشوا

چطوري ما رو پيدا کردي؟ تو اجازه نداري اينجا باشي

!برو، از اينجا برو

چرا نميري با بقيه بچه ها بازي کني؟

شنيدم که سربازها دارن به بچه ها ميگن که همه بچه ها بايد برند حمام

من نميخوام برم، فقط ميخوام بازي کنم

تو بايد بري حمام

!نه

بله

نه، من اينکارو نميکنم

!شنيدي چي گفتم، حالا برو

اينجا داريد چي کار ميکنيد، بابا؟

...ما داريم يه

...ما داريم يه

جايزه

يه تانک درست ميکنيم

همه داريم به نوبت کار ميکنيم قرار بود تا حالا تموم شده باشه

!کارمون آروم پيش ميره، اما باحاله

ما واقعاً سرمون شلوغه، تو بايد بري زود باش برو و دوش بگير

نميخوام، نميخوام، نميخوام

بايد همين حالا به حرف من گوش بدي اگه به مامان بگم 10 امتياز از دست ميدي

حالا برو اونجا و قايم بشو وقتي کارم تموم شد با همديگه بر ميگرديم

نگذار کسي تو رو ببينه

!واقعاً کار باحاليه

همه لباسهاتون رو در بياريد

همه لباسهاتون رو در بياريد و اونجا آويزنشون کنيد

بعد از حمام ميتونيد دوباره اونها رو برداريد

بريد جلو

شماره هاتون رو به خاطر بسپاريد تا بعداً بتونيد لباسهاتون رو پيدا کنيد

زنها و بچه ها با همديگه دوش ميگيرند

آسيب ديدي؟

خيلي ممنونم باتالمئو

جاشوا، از امروز بايد کل روز رو اينجا پنهان بشي

اگه کسي تو رو ببينه بازي تموم ميشه، اخراج ميشيم

بايد چي کار کنم؟

هيچي، فقط بايد همينجا بموني ويتورينو، بهم کمک کن

تو بايد کل روز رو اينجا پنهان بشي، فهميدي؟ نذار کسي تو رو ببينه به خصوص اون سربازهاي بدجنسي که هميشه دارند داد ميزنند

شنيدي؟ يادت باشه تو بايد همينجا بموني

ميدونم سخت ترين قسمت کار همينه

اما اگه موفق بشيم

تانک مال ما ميشه اينکار 120 امتياز داره

هر روز تو رو با خودم ميبرم سر کار و تو قايم ميشي نو ناپديد ميشي

تو کي هستي؟ من نميدونم من تا حالا اصلاً تو رو نديدم نو وجود نداري، فهميدي؟

جاشوا؟

!ديدمت

!آفرين

کسي اينجا نيست؟

من مزاحم کسي نيستم؟

جاشوا

بيا اينجا

زودباش، بيا

صبح به خير پرنسس

ديشب، همش خواب تو رو ميديدم

داشتيم ميرفتيم سينما تو همون لباس صورتيه رو پوشيده بودي

که من خيلي دوست دارم

من هميشه دارم به تو فکر ميکنم، پرنسس

...تو هميشه در قلب مني، و حالا

!مامان

!مامان

!بابا منو گذاشته توي يه چرخ دستي اما نميدونه چطوري بايد اونو برونه

ما نفر اول هستيم، خيلي خوش ميگذره

بدو، بدو، آدم بدجنسهايي که داد ميزنند پشت سرمون هستند

کجا؟

اونجان، اونجان

بيا زود باش، بايد بريم

بابا، هنوز خشک نشدند؟

چرا، خشک شدند

بيا

بگيرشون

هي بارتالمئو، ويتورينو و آلفونسو و بقيه کجان؟

اونها نتونستند دووم بيارن

اگه اسمم رو بگي، ديگه اونجا نيستم

"ميشه "سکوت

گرند هتل

گوئيدو

گوئيدو، کجا بودي، داشتيم نگرانت ميشديم

اونها تقريبا ديوونه اند

!منظورم اينه که کاملاً ديوونه اند، همشون

مردي که واسه چکاپ اومده بود، کاپيتان

يکي از دوستهاي منه من قبلاً تو گرند هتل پيشخدمت اون بودم

گفت اونها يه مهموني شام واسه همه افسرها و همسرانشون دارند

گفت مهموني خيلي مهميه ازم ميخواست واسه اونها ميزها رو آماده کنم

اميدوار بودم اون مرد بهمون کمک کنه و هممون رو از اينجا بيرون ببره

...جاشوا، گوش کن، ما بايد

جاشوا؟

بارتلومئو، جاشوا کجاست؟

جاشوا؟

جاشوا

جاشوا

جاشوا

داري چي کار ميکني، بيا بيرون

نه

از اونجا بيا بيرون

نه

به من "نه" نگو، بيا پيش بابا

بيا، بيا بيرون

نگاه کن، همه جات کثيف شده

کجا بودي؟

بهت که گفته بودم، داشتم ورق بازي ميکردم

اونها از ما دکمه و صابون درست ميکنند

داري چي ميگي؟

اونها همه ما رو توي کوره ميسوزونند

از کجا اينها رو شنيدي؟

اون مردي که داشت اونجا گريه ميکرد ميگفت اونها ما رو ميسوزونند و ازمون دکمه و صابون درست ميکنند

جاشوا، بيخيال، فکر کردي اينها حقيقت داره واقعاً اين حرفا رو باور کردي؟

من هميشه فکر ميکردم تو بچه اي هستي که خيلي باهوشه

از آدمها صابون و دکمه درست کنند؟ اين واقعاً بي معنيه

اينطوري عجب روزگاري ميشه

تو واقعاً باورش کردي؟

فقط تصور کن، فردا صبح من بيدار ميشم و دستهامو با بارتالومئو ميشورم

اون واقعاً صابون خوبي ميشه

بعد دکمه هامو با فرانچسکو ميبندم

نگاه کن، همين حالا جورجا افتاد

اين شبيه يه آدم به نظر ميرسه، يا نه؟

بيخيال، تو فريب خوردي اونها فقط ميخواستند اذيتت کنند

دکمه و صابون

ديگه چيا بهت گفتند؟

اينکه ما رو توي اجاق ميپزند

اونها ما رو توي اجاق ميسوزونند

اونها ما رو تو اجاق ميسوزونند

تو واقعاً ساده اي، هر چي بهت بگن رو باور ميکني

حالا بسه ديگه

من تا حالا کوره چوب سوزي ديدم

اما تا حالا کوره آدم سوزي نديدم

!من از چوب درست شدم خيلي خوب، اين تکه چوب رو بگيريد، بگذاريدش اين تو

اين تکه چوب نميسوزه، ببينيد چقدر داره دود ميکنه

بيخيال جاشوا اين واقعاً مسخره است

دکمه و صابون... کوره

بگذار واسه يه لحظه جدي باشيم

...من فردا با اون آدم بدها مسابقه دويدن تو کيسه دارم و ميخوام تو

خيلي خوب بابا، کافيه من ميخوام برگردم خونه

کي؟

همين الان

اما داره بارون مياد، اينطوري يه تب 110 درجه اي ميکني

برام مهم نيست، بيا بريم

از نظر منم مشکلي نداره

تو ميخواي بريم، ميريم

فقط لوازممون رو برميداريم و ميريم، باشه؟

جدي ميگي؟

معلومه، هر وقت بخوايم ميتونيم بريم، چي فکر کردي

فکر کردي اونها آدمها رو به زور نگه ميدارند؟

اونطوري که نميشه

!عجب روزگاري ميشه

خيلي خوب، بيا همه کيفهامون برداريم و از اينجا بريم

من همه اينها رو تا اينجا آوردم

خيلي بد شد، ما تو اين مدت نفر اول بوديم

اما حالا از بايد بريم، مطمئنم يه بچه ديگه حسابي از بازي کردن با تانک لذت ميبره

ديگه هيچ بچه اي اينجا نيست، بابا من نفر آخرم

ديوونه نشو، اينجا پر از بچه است ما با کلي بچه اومديم اينجا

پس اونها کجان؟

منظورت چيه؟ اونها قايم شدند، هيچکس قرار نيست بتونه بچه ها رو ببينه

!اين بازي خيلي جديه، ميفهمي که؟

من اين چيزها رو نميفهمم بابا تا حالا چندتا امتياز جمع کرديم؟

تقريبا 687 تا، يا يکمي بيشتر

اما قبلاً هم اينو بهت گفته بودم

بيا بريم

ما نفر اول هستيم، اما اگه تو ميخواي بريم، اشکالي نداره

ما نفر اوليم؟

آره، نفر اوليم بهت که گفتم

به هر حال ما ديگه ميريم، بيا بريم

من ديروز ديدم ما تو جدول اوليم، اما ديگه مهم نيست

خدانگهدار بارتلومئو، من و جاشوا داريم ميريم

ديگه از اينجا خسته شديم

اوه راستي، اون تانک بزرگ اماده است

اما يادت باشه، قبل از اينکه حرکتش بديد يا موتورش رو روشن کنيد خوب لوله اش رو تميز کنيد

خوب لوله اش رو باز کنيد

اگه اين کارو نکنيد، ريل هاش خوب نمي چرخند

خوب لوله اش رو جلاش بزنيد، اينطوري جدا قشنگ ميشه

قبل از اينکه راه بيفته، حتما ترمزهاش رو چک کنيد

خيلي خوب من و جاشوا داريم ميريم

اون ميخواد از بازي انصراف بده، براي همين داريم ميريم

خيلي بد شد، ميتونستيم با يه تانک گنده برگرديم خونه اما حالا بايد با اتوبوس بريم

همگي خدانگهدار، من و جاشوا داريم ميريم

ما از اينجا خسته شديم براي همين داريم ميريم خونه

زود باش جاشوا، بايد عجله کنيم وگرنه اتوبوس رو از دست ميريم

جاشوا بيا بريم

بيا بريم

!اما داره بارون مياد، اينطوري يه تب 110 درجه اي ميکنم

جاشوا؟

جاشوا؟

منم، بابا

بايد يه چيزه خيلي مهمي بهت بگم، بيا اينجا

اون بچه حُقه باز از صبح تا حالا داره اين اطراف بازي ميکنه

واقعاً يه بچه اينجاست؟ چي؟ بايد 2000 تايي باشند

!مثل موش ميمونند، همه جا قايم شدند

اون بدجنس ها فقط تانک رو ميخوان

وايسا، وايسا

صبر کن

فکر کنم جاي يکيشون رو پيدا کردم

به نظرم بايد همين اطراف باشه

اينجا

برو نگاه کن، برو ببين تو اون جعبه قايم شده

مراقب باش، منم هواتو دارم

اون اونجاست، اون اونجاست

آره؟

موهاش قهوه اي بود؟ - بله -

همونيه که ديدم، اسمش شوانس

الان 3 هفته است که اونجاست و داره امتياز جمع ميکنه

!اما حالا که تو اونو پيدا کردي، اون ديگه از بازي حذف ميشه

بالاخره بقيه شون رو هم پيدا ميکنيم

اونها چند نفرند؟ همه جا هستن، صدها نفر هستند

فقط قايم شدند

نگاه کن بابا ميدونم، دارن از پناهگاهاشون ميان بيرون

!ديدمت، ديدمت، ديدمت. همشون باختند زود باش، بيا بريم

بيا اينجا، بيا اينجا

واي نه، جامون رو پيدا کردند

يعني ما باختيم؟

نه، نه

گوش کن، اون حالا مياد تو رو ببره

تو بايد کاملاً ساکت بموني، هرگز اجازه نداري حرف بزني

اين يه قسمت بازيه، ميفهمي؟

قسم بخور

قسم بخور - قسم ميخورم -

آفرين

خيلي باحاله، اونها عجيب حرف ميزنند تو هيچي ازشون نميفهمي

پس هميشه ساکت باش، خوب؟

خوب گوش کن، ما خيلي به بُردن جايزه اول نزديک شديم

ميدوني که همه ميخوان نفر اول رو شکست بدند

پس بازي سکوت رو انجام بده، هيچي نگو جاشوا

هيچي نگو

چرا اينجا با بچه هايي؟

...اون داشت توي

خفه شو

تو اجازه نداري حرف بزني، فهميدي؟

قسم ميخورم

بايد باهات حرف بزنم، خيلي مهمه

کجا؟ کي؟ علامت ميدم، تا اون موقع صبر کن

خيلي ممنون

خيلي ممنون، خيلي ممنون خيلي ممنون

بهت گفته بودم حرف زدن با بچه ها ممنوعه

دکتر، ميدونيد همسرم هم اينجاست

آروم بخور

آروم بخور جاشوا، برات بده

ما اول هستيم، به زودي از اينجا ميريم اگه همه چيز درست پيش بره، باشه؟

بازي تقربيا تموم شده پسر

حالا که اول هستيم اشتباه نکن، اشتباهي نکن

آروم بخور

اين خيلي مهمه، پس خوب دقت کن

باشه

سنگين، سنگين، زشت، زشت

در واقعيت زرد، زرد

اگه ميپرسي من چي هستم

من جواب ميدم: کواک، کواک، کواک

وقتي راه ميرم ميگم: پو پو

واقعيت رو بگو من کي هستم؟

بايد يه جوجه اردک باشه، درسته؟

جوجه اردک نيست؟

مطمئنم که نيست

يکي از دوستاي گياه خوارم اينو از وينا برام فرستاده

مطمئناً من نميتونم معماي خودم رو براش بفرستم مگه اينکه اينو حل کرده باشم

ممکنه پلاتي پوس باشه؟

فکر ميکردم بايد اين باشه

اما اون صداي کواک کواک در نمياره

...تنها صداي احمقانه اي که ميتونه در بياره

پس نميتونه پلاتي پوس باشه

اينو چند روز قبل واسه تو به آلماني ترجمه کردم

خوب، نظرت چيه؟

همه چيز به يه جوجه اردک اشاره داره

بايد بهم کمک کني، گوئيدو

به خاطر رضاي خدا... کمکم کن

ديگه نميتونم بخوابم

بايد همون جوجه اردک باشه

جاشوا، جاشوا، بيا اينجا

من خسته ام ميدونم، چيزي نيست، بيا بريم

حالا کجاييم، جاشوا؟

بايد راه اشتباهي اومده باشيم

تو بخواب و خوابهاي خوش ببين

شايد همه اينها واقعاً يه خواب باشه

بايد همين باشه جاشوا

ميدونم فردا صبح مامان ما رو بيدار ميکنه

برامون 2 تا ليوان شير و قهوه و کلوچه مياره

اولين کاري که ميکنيم، خوردنه

بعدش 2 تا 3 بار باهاش عشق بازي ميکنم

اگه بتونم

ببخشيد، بارتالومئو

اسم اين 2 تا سرباز رو تا حالا 20 بار از مرکز فرماندهي خوندند فکر کنم بايد فرار کرده باشند

تو ميفهمي اونها دارن چي ميگن؟

لازم نيست حتما آلماني بلد باشي

جنگ تموم شده، اونها حسابي ترسيدند

اون کاميونها... اونها دارن کجا ميرن؟

مسئله مهم اينه که تا حد امکان سوارشون نشي

اونها پر از آدم ميرند و خالي برميگردند

!گرفتي کجا ميرند؟

زنها چي ميشن؟ با اونها چي کار ميکنند؟

داريم چي کار ميکنيم بايد قبل از اينکه پيدامون کنند از اين جهنم بريم بيرون

نکنه ميخوايد قبلش چمدونهاتون رو ببنيدد

الان چند ساعته که صداي اين مسلسل ها قطع نيمشه

فکر کنم دارند از شر مدارک راحت ميشن

گوش کن بارتالومئو، من همين الان ميرم

تو ونيز ميبينمتون

اونجا با همديگه کارخونه خودمون رو راه ميندازيم

به اميد ديدار رفقا، من دارم ميرم

جاشوا بيا اينجا

ميبيني چقدر عصباني اند، خيلي خشمگين شدند

ميبيني، دارند دنبال تو ميگردند

همه اين سر و صداها مال همينه، فقط به خاطر تو

واقعيت اينه که تو تنها کسي هستي که هنوز توي بازي مونده

اونها دارن همه جا رو ميگردند، خيلي نااميد شدند

فردا صبح بازي تموم ميشه و جايزه رو اهدا ميکنند

اگه تو رو پيدا نکنند و مخفي بموني، 60 امتياز ميگيري

تا الان چند امتياز داريم؟

ما الان 940 امتياز داريم که با 60 تا ميشه؟

جاي اول جاي اول، ما برنده ميشيم

!واي ماماني، اونا حسابي ديوونه شدند

پس امشب اشتباهي نبايد نکني اين برنده نهايي رو مشخص ميکنه

برو اونجا و تو اون جعبه قايم شو

اما اونجا مال شوانتس بوده

چي؟

شوانتز، همون پسر که موهاي قهوه اي داشت، بابا

بادم رفته بود، اونو ديروز گرفتند، اون حذف شده

پس اونجا بهترين جا براي قايم شدنه چون ديگه هيچکس بهش نگاه نميکنه

آماده اي، برو، مثل برق تند برو

يک، دو، سه... برو

يالا، زود باش، برو توش

اين پتو رو بگير، شايد سرد بشه

بيا بگيرش

من زود برميگردم جاشوا، خيلي زود

من ردشون رو گم ميکنم

!من اونو اونجا ديدم

بابا، منو تا حد مرگ ترسوندي، اينجا چي کار ميکني؟

جاشوا، پتو رو بده به من، سردت که نيست؟

نه

پس ژاکتت رو هم بده به من

ميذارمش رو يه درخت تا مطمئن بشم که اونا ردت رو گم ميکنند

خيلي جالبه، بايد ببيني چطوري دارند دنبالت ميگردند

همشون دارند داد ميزنند، جاشوا کجاست؟

حتي فحش هم ميدند، واقعاً عصباني شدند

اما نگران نباش، هيچکس تو رو پيدا نميکنه، من مطمئنم

بايد برم، برميگردم

گوش کن جاشوا، اگه من دير کردم

خواهش ميکنم تکون نخور، باشه؟

نيا بيرون

تو نبايد بياي بيرون، بهم گوش کن نبايد بياي بيرون

تا اينکه همه جا آروم بشه و هيچکس اين اطراف نباشه

بايد تو جعبه بموني، ميفهمي؟ برام تکرار کن

از اينجا نميام بيرون تا اينکه هيچکس اين اطراف نباشه

آفرين آقاي کله شق

خدانگهدار جاشوا، خدانگهدار

از اونجا دور شو

يه صندوق ديگه پيدا کن، اونو ول کن

برو اونور، سگ

يه صندوق ديگه پيدا کن

يه صندوق ديگه پيدا کن، يه صندوق ديگه پيدا کن

يه صندوق ديگه پيدا کن

از اينجا برو، از اينجا برو، از اينجا برو

برو، برو

دمت گرم، فروچيو... اين عالي کار ميکنه

دورا؟ دورا؟

کسي اينجا به اسم دورا هست؟

دورا؟ دورا؟ دورا؟

دورا؟

دورا اينجايي؟ من گوئيدو هستم

من ميدونم هنوز يکي اينجا قايم شده کسي به نام دورا اينجاست؟

نه

کسي به اسم دورا اينجاست؟ اون ايتالياييه، اون همسر منه

بله، اينجا يکي به اسم دورا هست

دورا

دورا، منم گوئيدو

من دورا هستم

نه، اين اون نيست

دورا ديگه اي اينجا هست؟

به محض اينکه از اينجا رفتيد از کاميون بپريد بيرون

پياده شيد، بپريد بيرون

واقعيت داشت

سلام، پسر

تو تنهايي؟ نترسيدي، مگه نه؟

اونجا واينستا، بيا بالا ما تو رو ميرسونيم، بيا

بيا، بيا اين بالا

بيا

!مامان

نگه دار

!مامان

اين داستان من بود

!مامان

اين فداکاري بود که پدرم کرد

جاشوا

جاشوا

اين، هديه اون به من بود

ما برنده شديم

بله، ما برديم

اين حقيقت داره

ما 1000 امتياز گرفتيم و بازي رو برديم

من و بابا اول شديم، و حالا تانک واقعي رو برديم

ما برنده شديم، ما برنده شديم

ترجمه و زيرنويس Raheleh.Kh

تنظيم و ويرايش: رضا مهدويان 1402/07/29

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.