Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یک جنجال عظیم، حداقل ۱۰۰ مجرم تو هر طرف
کاملا مسلح اونا دارن همدیگه رو می کشن!
بنظر میرسه که درمورد اُرکان اِردِم باشه
شهر در حال سوختنه
تمام اون خشونت و کینه
یه قسمتی از اون تقصیر منه
ولی هیچوقت فکر نمیکردم منو تا خونه همراهی کنه
برای خانواده ام. برای تو، پائولا
3 روز قبل جمعه
"بازی چهارم"
ما کسی رو که با اِردِم تو هتل تماس گرفته بود رو پیدا کردیم
عالیه. کی؟
لوکاس اسماوس اون مالک یک آژانس رویدادِ
سابقه کیفری؟
هیچی نداره
فرار از مالیات، DUI، از اینجور چیزا
و قبلا یه وکیل بود
گریمر؟
-هنوز اونجایی؟ -اره
و این همون تماس بود قبل از اینکه اِردِم یهویی بمیره؟
اره. دیگه چی میتونه باشه؟
باشه، من میرم به این یارو اسماوس یه سری بزنم
خوبه. جزئیاتش رو برات میفرستم
-وای! -ببخشید؟
منظورم اینه که... عالیه! موفق باشی تو یک جواهری. بعدا باهات حرف میزنم
قبل از اینکه آقای "کارآگاه" بیاد ملاقاتش،
شاید دوست داره سفر کوتاهی داشته باشه؟
البته باید اولویتها رو مشخص کنم
... "باید یه چیزی بهت بگم،" کورت
چه کوفتی؟
-مراقب باش! مراقب باش، شیشه! -اره
کی اینکار و کرد؟
نظری ندارم
احتمالا فقط یه سری مشکل سازها بچههای محله
خودم ترتیبش رو میدم
-بابا، چی شده؟ -هیچی چیزی نیست
شیشه پنجره شکسته بود
صبحونه خوردی؟ زود باش
-گریمر -برو کنار پنجره
فکر میکنی چون تو یه پلیسی ما به خانه ات نمیخوایم بیایم؟
گوش کن
خونواده من اینجان کثافت آشغال
خوبه
شاید بتونی بدهی خودت و پرداخت کنی اگه میخوای خونوادت رو از اینجا دور نگه داری
-تو از مرز رد شدی.... من می خوام -نه،نه،نه
از خطقرمز عبور کردی با اون نمایش سیرک دیروزت
خودت می دونی که چطور کار می کنه
کواکس همیشه پول اونا رو میگیره راه دیگه ای هم هست
-دو ساعت بهم وقت بده -تو یه ساعت وقت داری
پس پول رو برام بیار. تنها
ببخشید، باید برم
-اونا واقعا این کار و میکنن -چی؟
ببین
"جواهری در پرِنزلائور بِرگ" این باعث میشه یه سری چیزها تو اطراف عوض بشن
-عالی شد این فوقالعاده است -حالا می تونم از چراغ قرمز خلاص بشم
آره، حتما
ببین، من باید برم من یکی از اونا رو برمی دارم و بعدا میخونمش.. باشه
"خداحافظ" کیدوس میبینمت کوچول موچولو
-خداحافظ -بابا سر وقت میاد خونه.خداحافظ!
سر راهت میتونی به شیشه بر هم زنگ بزنی؟
اوضاع رو بهتر میکنی؟
عجله کنید بچهها پنج دقیقه دیگه میریم
یه ساعت
من اینجا در صحنه جرم حضور دارم که توسط مردم احاطه شده
کسی باور نمیکنه...
... که سفر منحصر به فرد قهرمان اوناست
باید به طرز وحشیانه ای اینجا تو مرزان تموم بشه
اُرکان اردم شب قبل از بازی بینالمللی تو مرزان چیکار میکرد؟
خیلی خب، این چیزی رو عوض نمیکنه
دیگه به "اُرکان" نیازی نداریم
ما بو پنگا رو داریم
با اون، ما میتونیم به شرکای بینالمللی کواک ثابت کنیم
که بتونیم هر کسی رو که میخوایم گیر بیاریم
وقتی که ما تو تجارت هستیم، ما به قول خودمون عمل میکنیم
چند ماه طول کشید تا فقط یک جلسه با اُرکان ترتیب داده بشه...
البته، ولی اُرکان یه موش آزمایشگاهی بود ما داشتیم تمرین میکردیم
بو پنگا یک کسب و کار شرط بندی تاریک امیرِ
ما همین الانشم بیشتر از اون چیزی که تا حالا با اُرکان داشتیم و داریم
ما از اون برای راهاندازی برنامه خودمون استفاده میکنیم
وقتی شرکای کواک ببینن ما چقدر خوبیم، اونا همه چیز و ازمون میگیرن
و بعدش یه پول ردیفی میگیریم.میشنوی چی میگم؟ من دارم از میلیاردها دلار پول حرف میزنم!
من باید بو پنگا رو ببینم چند ماه دیگه نه.همین امروز
میشنوی؟امروز
ببینین بو پنگا کجا اقامت داره
مامور امنیتی اون کیه. اگه ما اونا رو بشناسیم چطور میتونیم از پسشون بربیایم
و بعدش من اطلاعات تماس رو میخوام فهمیدی؟ مهمه
من میخوامش...
-حکیم! -زودباش!
بیا اینجا!
ها؟ چی شده؟
دیوونه شدی؟ راجع به چی بود؟
اوه،اون دیگه نمیتونه نفس بکشه؟ حالا بهتر شدی کونی؟
سگت!
-چه مرگته،مرد؟ -تو بهم بگو چه گهی خوردی!
درمورد چی داری حرف میزنی؟
من درباره چی حرف میزنم؟ چیه!
من هیچکاری با اون نکردم!
بهم نگاه کن
و دوباره بگو!
-چی؟ -که تو با اون هیچ کاری نکردی!
من کاری نکردم! قسم میخورم!
اوه،اره؟ پس چرا تو چشمام نگاه نمیکنی؟
من دارم تو چشمات نگاه میکنم. قسم میخورم!
یه چیزی رو بهت میگم، داداش
اگه هر کاری میخوای با این بکنی مطمئن شو که کسی متوجه نمیشه
چون اگه پلیسهای لعنتی همه چیز رو زیر و رو بکنن
… و زن من رو قبل از عروسیش بترسونن
گلوت و میبرم
-فهمیدی چی گفتم؟ -بله!
خوبه
ثور،اینجا چیکار میکنی؟ تو الان باشگاه داری
هی، به خودت نگاه کن
چی شده؟
بیا اینجا
آقای گریمر، من درخواست شما رو به مدیر مسئول تحویل دادم
متاسفانه ما قادر به گسترش خط اعتباری خودمون نیستیم
-وام مسکن شما در حال حاضر ... -لعنت بهت!
-اره؟ -آقای گریمر؟
من از مدرسه Mehrower Block تماس گرفتم
ثور فقط با لباس خوابش اینجاست اون باید فورا انتخاب بشه
چی؟من پدرش نیستم چرا بهم زنگ میزنی؟
مادرش این شماره رو به ما داد
در مواقع اضطراری ما نمیتونیم بهش رسیدگی کنیم
من یه ملاقات مهم دارم!
ما بارها به مادرش زنگ زدیم اما ما نمیتونیم بهش رسیدگی کنیم
لعنتی
لعنتی! لعنتی! لعنتی!
کاراگاه بیرکان؟ کارستِن نِگوین از B.E.Z
یه لحظه وقت داری؟
-چی میخوای؟ -بهت یه پیشنهاد میدم
همکارای من میخوان داستانت و بشنون
زندگی خصوصی تو و همکارت، کورت گریمر
فک کنم اونجا خیلی کثیفه مخصوصا گریمر
نگران نباش، من ویرایشگر و قانع کردم که این داستان و الان در دست داشته باشه
فکر میکنی که روزها وقتی که گرایش جنسی پلیس
تبدیل به رسوایی میشه، خیلی طولانیِ،درسته؟
ولی همه تو زمین بازی شما نیستن
اینطوری دیده میشه
چی میخوای؟
هیچی
حالا فقط به من فکر کن و دوباره برام یه استخون پرت کن
تو رشته کارم، گرفتن سرب حیاتیِ
چه اتفاقی برات افتاده؟
من بیشتر از همه به گریمر علاقه دارم!
"جوخه قتل" فوق العادست
اینم از این
خیلی خب، شب سه شنبه اُرکان. بگا رفته
ساعت ۷:۲۷ بعد از ظهر، یکی با اردم تو هتل تماس گرفته
از طریق موبایل لوکاس اسماوس، مالک این رویداد
حدود ۲۰ دقیقه بعد، اُرکان، که ظاهرا خیلی ناراحت بود،
از مدیر هتل میپرسه که آیا میتونه هتل و ترک کنه یا نه
اون گفته که پدرش حالش خوب نیست مدیر هتل هم اجازه داده که اون بره
بیست دقیقه بعد، اُرکان هتل و ترک کرده
اونا قبول کردن که برن یه دوری بزنن، ولی اون خودش رانندگی کرده
اون هیچ وقت خونه والدینش نرفته و همونطور که میدونیم پدرش حالش خوبه
... خب، سوال بزرگ اینه که
-اون میخواسته کجا بره؟ -دقیقا
آیا ما قادر بودیم که حرکات اون و دنبال کنیم با استفاده از داده های تلفن همراهش؟
هنوز نه. هنوز دارن روش کار میکنن
در ضمن، این یارو "اسماوس" باید بتونه کمکمون کنه
-کورت داره با "اسماوس" حرف میزنه؟ -اره
کسی باهاشه؟
خوبه درمورد تماس های شب دیگه چی؟
اونایی که به عنوان دوست مشاور انتخاب شدن
-گایز جاندوبی -دقیقا
-تا حالا این یارو گایز رو پیدا نکردی؟ -به نظر میرسه ناپدید شده باشه
به گشتن ادامه بدین محل کار، دوستاش، باشگاه ها. هر کجا
امیدواریم همه درک کنن
که تو این مرحله اولیه به نفع تحقیقات
که جزئیات زیادی در مورد این پرونده فاش نکنه
اُرکان اِردِم قربانی یک جنایت شدید در شب سه شنبه بود
خیلی زوده که بگیم آیا این جنایت با قصد قبلی بوده یا نه
براند نبورگ: کی تصمیم گرفت در مورد مرگ اردم به مردم دروغ بگه؟
تصمیمگیری برای خودداری
خبر مرگ اُرکان اردم به مدت ۲۴ ساعت
در مسابقه فوتبال آلمان - ترکیه مورد توجه قرار گرفت
این انجمن در کنار انجمن فوتبال آلمان برگزار شد
و خونواده اُرکان اردم
ما الان چند تا سوال داریم
روزنامه SES (برلین): آیا میتونید به ساکنان نگران نژاد ترک اطمینان خاطر بدید
که پلیس در حال تحقیق در مورد انگیزههای جناح راست افراطی است؟
می تونم بهتون اطمینان بدم که بهترین بازپرسهای ما
که بعضی از اونا از نژاد ترکها هستند،
در این پرونده هستند و در مورد اون زاویه تحقیق میکنند
نگوین از B.E.Z .:
آیا سربازان ترک هم میتونن پشت صحنه قتل باشن؟
اونا خیلی وقت بود که با اُرکان اردم مخالف بودن
به خاطر تصمیمش برای بازی در آلمان
تو این نقطه ما نمیتونیم هیچ انگیزهای و رد کنیم
پس، بله، ما نیز به دنبال اون هستیم
میتونید به ما بگید که چه اتفاقی تو صحنه رخ داد بعد از این که جسد اردم شناسایی شد؟
دقیقا چی میخوای بدونی؟
چی رو تعقیب میکردین؟ کدوم کارآگاه در حال انجام وظیفه بود؟
چقدر طول کشید که پزشکی قانونی برسه؟
ببخشید، در مورد روشهای داخلی اظهار نظر نکنید
خب، این پایان کنفرانس مطبوعاتی امروز بود
تو می تونی اطلاعات بیشتری از اخبار زنده ما پیدا کنی خداحافظ
-کورت؟ -بله؟
-پلیسا آدمای خوبی هستن، مگه نه؟ -البته
چرا میپرسی؟ چون من هم می خوام یه پلیس بشم
نظر خوبیه
ما همیشه به پسرهای شجاع احتیاج داریم
-بله؟ -باشه،گریمر
جنگ میخوای؟میتونی داشته باشیش
من پول دارم! -چرا باورت نمیشه؟
نصفش رو اینجا دارم، بقیه اش رو هم می تونم امشب بهت بدم
حرفم و شنیدی
من هیچوقت خانواده ام و به خطر نمیندازم
ساعت ۸ بعد از ظهر تو رستوران کونوبا اگه تاخیر کنی پنج تا بهش اضافه میشه
کله کیری
تف تو روحت
هی
هی.بیا اینجا
اوه،بیا اینجا بیا اینجا،بیا اینجا
هی.بیا اینجا
هی،رفیق چطوره صبحونه بخوری؟
باز کن. اینم از این
کورت … اینجا چیکار میکنی؟
خوبه؟
باشه. سلام، عزیزم
نمیدونم چه اتفاقی افتاد
اریک همیشه منو بیدار میکنه ولی امروز صبح...
-تو خیلی مست کردی -متاسفم
بین، نمیتونه اینطوری ادامه پیدا کنه
تف تو روحت خودتو جمع و جور کن. سریع
میدونم
جدی میگی؟
-فکر میکنی الان حالم خوبه؟ -... فکر کردم شاید یه کار و سریع باید انجام بدم
بیدار شو تخم سگ!
هیچ نظری نداری که اونجا چه خبره؟
تا به حال به این فکر کردی که من میتونستم کارهایی برای انجام دادن داشته باشم
به جز اینکه مراقب بچه هات باشی و سکس کنی؟
هی،رفیق در کابینت گیر کرده بود
بین...
اینجا...
این وضع نمیتونه ادامه پیدا کنه
-یعنی چی؟ -یعنی چی؟
بزرگ شو
اینقدر احساس بدبختی نکن در مورد دوران بچگی هات
و تخم سگ خودت و جمع و جور کن
-گفتی کمکم میکنی! -دقیقا
-به همین خاطر باید برم -نه!
اوه، من یه زن خانهدار خسته هستم
و من هم یک مرسدس میرونم و بچه هام خیلی عالین
سلام؟
متاسفم، نمیخواستم بترسونمت
ما تعطیلیم
-واقعا؟ علامت بیرون میگه-- -ما تعطیلیم!
خیلی خب،باشه
این اُرکان کثافت واقعا چیز خوبی بود
بدون اون ما هیچ وقت از پنگا استفاده نمیکردیم
و اون وقت بزرگی رو تحویل داده
مشکلی پیش اومده؟
اره،ما...
بو پنگا...
اتاق قفل واقعا یه نگهبان خوب میخواد
افراد امنیتی اسلحه داشتن
ما غیر مسلح بودیم و هیچ شانسی نداشتم
بو پنگا توپ و تصادفی زد بیرون
ما نتونستیم بریم تو
خط تولید جدید ما طراحی شده که تابش نور و سرعت و ساطع کنه،
با این حال ظریف و پاکیزه باشه، تو یک موقع
ما کیفیت محصول آلمانی را با هم ترکیب میکنیم
با تخیل و رنگ آفریقایی
... ما فکر میکنیم تو بهترین کسی هستی که
بیا بریم امور مالی
داریم در مورد چجور پولی حرف میزنیم؟
این هزینه برای یک بسته است
که شامل تبلیغات، تبلیغات چاپی و ظهور رسانههای اجتماعی،
همه ما هم همین طور
شبی که رافائل به دنیا اومد،
من بند ناف اون و تو دایره مرکزی یک زمین فوتبال دفن کردم
و دعا کردم که اون تبدیل به یک فوتبالیست حرفهای بشه
-خدا دعای منو شنیده -واقعا اینکارو کردی؟
-کسی کلوچه میخواد؟ -نه، ممنون
باید یه نگاهی به قرارداد ها بندازم
البته
چیه؟
هی. آروم باش ما اومدیم که تو رو پیشکش کنیم
چی شده؟من حتی تو رو نمیشناسم ولی تو اونو میشناسی، مگه نه؟
تو اونو میشناسی، درسته؟
رافائل؟
همه چی مرتبه؟ آره، باشه
الان بر میگردم
خوبه
زود باش، بذار حرف بزنه
-چی شده؟ -کجایی؟
-چیزی که ما توافق کردیم. اسماوس و بررسی کن -پس هنوز نرفتی اونجا؟
خیلی سریع بود، شرلوک
خیلی خب، میتونم بپرسم تمام این مدت چیکار میکردی؟
نه، نمیتونی چرا نه؟
به تو ربطی نداره
... هی، ما همکاریم
دیوانه ای،ها؟
من حدس نمیزدم که اون زنیکه هم زیر سن قانونی باشه
ولی با این همه سنین بلوغ خیلی آسونه که این کار رو اشتباه انجام بدیم، ها؟
رافائل؟ این مهمه فقط یه لحظه دیگه میام اونجا
-این آدما کین؟ -دوستن
-اوه،اره؟ -بابا، الان میام اونجا. قسم میخورم
از من چی می خوای؟
فردا یه کارت قرمز بگیر در نیمه اول
همهاش همین
قسم میخورم هیچکس هیچوقت در این مورد چیزی نمی فهمه
دنیا ورزشکار لازم نداره
و پدر و مادرت هم همینطور
معامله منصفانه ایه، ها؟ من نمی تونم این کار رو بکنم
باور کن دوست من
تو میتونی
آقای اسماوس، متاسفم این زن همین الان بگا رفت
-این چیه؟ تو کی هستی؟ -ترینتی سومِر
مسئول امور عمومی در انجمن فوتبال آلمان
ممنونم
من اینجام تا کون تو رو نجات بدم
ما میدونیم که شما به بازیکنان سرگرمی غیر قانونی میدین
از کجا بدونم تو که نیومدی اینجا منو خراب کنی؟
علایق ما دو طرفه است، آقای اسماوس
متاسفم، اما این دیوونگیه من به پلیس زنگ میزنم
نیازی نیست. اونا دارن میان
یکی از پلیس ها اینجاست
معطلش کن
-بله -خودت رو جمع و جور کن و کاری که من میگم رو انجام بده
برو بیرون و به سوال های اون گوش کن
وقتی که اون به مشتریای فوتبالیستتون اشاره میکنه، از اظهار نظر خودداری کن
من با وکیلش صحبت میکنم و یک استراتژی به دست میارم
-فهمیدی؟ -بله
خیلی خب. من به این جلسه خیلی مهم خاتمه میدم
عجب احمقی
آقای اسماوس؟
-مگه من چیکار کردم که باید استحقاق این گل ها رو داشته باشم -دادن گل به زن ها طبیعیِ، مگه نه؟
نه برای اینکه بهشون گل بدم
بگو
چرا گل؟
اگه مجبور شدی یه بهونه جور کن
اولا" …
عذرخواهی میکنم
دیروز قصد ترسوندن شما رو نداشتم
... من یه مجرم نیستم، من
بادی گاردم
ولی من نیازی به محافظت ندارم؟
-هر زنی به محافظت نیاز داره -وای، کابوی!
تو همین الان در عرض 60 ثانیه سوار هلیکوپتر شدی؟
اون روزها دیگه تموم شد
وقتی مردها فقط به ژاکت چرمی نیاز داشتن، بوی بنزین و توپهای بزرگ به مشام میرسید
که به خانم یه مشت گل بدیم و مجبورش کنیم که مزایده رو انجام بده
اون روزها دیگه همیچوقت تموم نمیشه
و ثانیه ها؟
از اولش هم اونجا بود
آره، میخواستم یه قرار باهات بذارم
فراموش کردی؟ من ازدواج کردم
-فک کنم اشتباه گرفتی -نه
ولی ممنون از پیشنهادت
پیشنهاد برجسته ایه
لعنتی
چیکار داری میکنی؟
دارم بزرگ میشم
تو دیگه بزرگ شدی
تو همیشه میتونی یکم بیشتر بزرگ بشی
این تصویری از شاهدان عینی از مِیسِرِ
کسی و میشناسی؟
دادستان ایالتی رد گایز جاندوبی رو گرفته
در حال حاضر خارج از کشورِ فرودگاه ها رو بررسی کنین
مراد، چرا اینجایی؟
تو میخواستی من جاسوسی تو رو بکنم من یه چیزی دیدم
دیگه هیچوقت اینجا برنگرد خیلی خطرناکه. باشه؟
خب، چی دیدی؟
به من گفتن که مراقب "اسپاتی" باشم تا ببینم کسی داخل یا خارج میشه
کی بود؟
بقیه شب بعد از بازی ترکیه
از کجا نگاه کردی؟
بیرون مهدکودک اونور خیابون
باشه
و کی بهت گفت این کار رو بکنی؟
مراد، میتونی آزادانه صحبت کنی اینجا جات امنه
-باشه -الان نه. من اینو دارم
هی، ما همکاریم
باشه. یه بار دیگه
کی بهت گفته به مغازه شرطبندی رو نگاه کنی؟
تفش کن بیرون!
-کریم -چی؟
-دوباره، لطفا، پس همه مون می تونیم بشنویم -کریم تاریک امیر
کریم. باشه
باشه، خوبه چی دیدی؟
اولش واقعا خسته کننده بود
بعدش اون پسر کوچولو بالاخره اومد بیرون و در و قفل کرد
من آماده رفتن بودم
اما یهویی سه نفر ظاهر شدن
اونا اون یارو اسپاتی رو هل دادن تو مغازه
اون موقع بود که من دویدم داخل و نگاه کنم
-اما بعدش صدای تیر شنیدم و فرار کردم -دیدی کی شلیک کرد؟
نه
گفتی سه تا مرد بودن؟
میتونی اونا رو توصیف کنی؟
اره، میتونم
... خیلی خب، پس
... یه صورت بزرگ یه چیزی مثل
اونجا
خب، با توجه به این توصیف …
اسماوس چی گفت؟
اون اونجا نبود
البته
-میتونم حدس بزنم؟ -چی؟
امروز صبح کجا بودی
شاید با دوستای نازیت؟
چه گهی خوردی؟ دنبال دعوا میگردی؟
پس حقیقت داره؟
-چی؟ -که تو با "عثمانی ها" مشکل داری
جوونای گناهکار این مال خیلی وقت پیشه
حالا فقط یه مشکلی با عوضیها دارم
پیداش کردم
داری بیوگرافی منو مینویسی؟ چرا گذشته منو خراب میکنی؟
من به گذشته لعنتی تو کاری ندارم
مگه اینکه توضیح بده که چرا کارت و نیمه تموم انجام میدی
And why you couldn't care less if we solve the murder of a Kanack.
بیا دنبالم
-بیا اینجا! -واو، باشه. حالا چی؟
بذار یه چیزی بهت بگم
میدونم که شهرت دارم و من مطمئنم که لیاقتش رو هم دارم
اما یکبار دیگه پیشنهاد کن که من اهمیتی به یک مورد قتل نمیدم،
و نابودت میکنم، باشه؟
بلند و واضح
من میخوام هر قاتلی رو پیدا کنم تک تکشون
و برعکس تو،
برام مهم نیست که اسمش تاریک امیرِ یا نه
هر دومون برای یه دلیلی اینجاییم
تو هم به اندازه من
اما تا پایان روز ما قاتل و میگیریم
اینو تضمین میکنم
پس همه چیز مرتبه
خب … امروز صبح کجا بودی؟
لعنت بهت، مرد
شما دوتا کبوتر عاشق هستید زود باش. مراد تمومش کن
این اولیشه
دومی. و سومی
ممنون،تام
ساعت ۸ بعد از ظهر، در رستوران کونبا اگه تاخیر کنی پنج تا بهش اضافه میشه
اونا براتون آشنا نیستن؟
-حتما... اونا داخل نیستن... -...گروه کواک. دقیقا
من میگم به اندازه کافی دلیل داره تا از کواکس سر بزنه
صبر کن
مراد گفت که اون این افراد و شب دیده، حداقل ۵۰ متر دورتر
شما فکر میکنین که اونا افراد کواک هستند و این برای حکم تفتیش کافیه؟
آره.برای حل کردن خلاصه اش ممنونم
اگه اون مافیای لعنتی تو شرطبندی پرونده اردم دست داشته باشن...
نرم افزار ما هیچ رفتار شرطبندی غیر معمول و انتخاب نکردن
قبل از مسابقه آلمان - ترکیه
حقیقتش اینه که کریم تاریک امیر این شغل و به مراد داده خیلی جالبتره
-باید روی استراتژی گروه تمرکز کنیم -باشه. نذار من جلوی تو رو بگیرم
وقتی تمرکز بکنی، ما به کسب و کار واقعی میرسیم، باشه؟
بیایین بریم!
ما مضنونیم که این مسابقه ثابت شده است
به این معناست که ممکنه بین مرگ اردم و اسپاتی یک ارتباط وجود داشته باشه
پس من ترتیبی دادم که نیروی کار خودمون و تکمیل کنم
با مهارت همکارای خودم که تو قتل اسپاتی کار میکردن
آه! داشتیم در مورد تو حرف میزدیم
خوش اومدی
میزتون اونجاست
درست در پشتی
خیلی خب، نقشه اینجاست
ما تیم ها رو تقسیم میکنیم تا بتوانیم همه یکجا به فروشگاه های کلیدی کواک ضربه بزنیم
برونو، لارس، شما حملتون و تو ویلمرسدورف انجام بدین
جرایم سازمان یافته به ما کمک میکنن
اونا کرویتسبرگ رو انجام میدن هانس و من، شارلوتنبورگ
پلیس، پلیس! برو بیرون! دستاتو بذار پشت سرت!
پلیس!
-هیچی -لعنتی!
پلیس! پلیس!
برو بیرون! از تخت بیا پایین! دستاتو بذار پشت سرت!
پلیس! پلیس!
پلیس! پلیس!
صد هزار تا
بیشتر از صد هزار تا اینجاست
باشه، کارت خوب بود
ادامه بده
کجا میری؟
من تو رو به جای امن میبرم
اما من جام امنه!
شما هر دوتون با خواهرم میمونین این برای محافظت از شماست
بعد از همه اینا، تو الان یه شاهد اصلی هستی
ولی هیچکس منو ندیده
و کواکس جرات نداره به Kaiserwarte بیاد
-سلام -هی
این اتاق توئه
قبلا ارول استفاده میکرد
واقعا قشنگه
مگه نه، مراد؟
میتونم با مراد تنها حرف بزنم؟
حتما
تو از رپ استفاده میکردی؟
شوخی میکنی؟من یه افسانه هستم
نشونم بده چی داری میخوای همین الان حرف بزنم؟
-حرف نمیزنی و راه هم نمیری، ها؟ -هی. باشه...
هی، جریان تازه
وقتی اومدم، جندهها یه تن وزن داشتن
من محکم هستم، از برلن تا کویت و لگد میزنم …
-چی؟ -مریض!
هی. مراقب باش، بچه
باشه نوبت توئه
ولی فریستایل نه. من حقیقت رو می خوام
میدونی چرا اینجا آوردمت؟
نه اینکه از افراد "کواک" قایم بشی
اما از تاریک - امیر
اونا بهت چی پیشنهاد دادن که بهم دروغ بگی؟
تاریک - امیر، تاریک - امیر... خوشت میاد، مگه نه؟
-من دروغ نمیگم -با من عشقبازی نکن، مراد
ما یه قراری با هم داریم
تو پسرای "کواک" رو ندیدی تو اونجا نبودی
معلومه که بودم! تو میخواستی همه این چیزا رو بدونی
میدونی اگه کریم پیدات بکنه چیکارت میکنه؟ من دارم زندگیم رو اینجا به خطر میندازم!
باشه میخواستم اینو از سینه ام در بیارم
من اشتباه کردم که تو رو درگیر اینکار کردم متاسفم
باشه؟
واقعا؟ خب، دیگه خیلی دیر شده
تو یک پلیس لعنتی هستی
درسته و به همین خاطره که من دارم از تو محافظت میکنم
هی! چه گهی خوردی؟ در و باز کن!
-واقعا لازمه؟ -در و باز کن!
این برای امنیت خودشه
اون الان 15 سالشه و تو وضعیتی نیست که بشه بهش رسیدگی کرد
باشه
احتمالا غیر ضروریه، اما این یک حقه قدیمی پلیسه
به این ترتیب تو میتونی مطمئن بشی که همه چیز خوبه و آپارتمان امنه
نگران نباش، تو باید با دلارا خوب رفتار کنی
در مجموع یک بسته ده تایی
هزاری
واقعا؟
چطور پیش میره؟ مثل ساعت
انجمن فشار رو روی اون قرار میده
اونا نگران خبرهای بد مطبوعات هستن
به همین خاطره که میخوان باهات صحبت کنن
-خوبه؟ -قطعا نیست
اون شب خیلی همکاری کردن یکی بهشون مدیونیم
معاون رئیس جمهور لوباچ به صورت شخصی قراره بیاد
خیلی خب
ببخشید که دوباره مزاحمتون شدم آقای ادرم این مرد و میشناسید؟
معلومه که میشناسیمش
این کریمِ. کریم تاریک-امیر
اون تو محله ما تو Kaiserwarte زندگی میکرد
... میدونستی که "اُرکان" اخیرا با تاریک - امیر در ارتباط بوده؟
به چی داری نگاه میکنی؟
البته که نه!اون یارو یه جنایتکاره
تو فکر میکنی برادرم با یکی مثل اون می مونه؟
-... شاید داوطلبانه نه، اما -هیچوقت!
من در این مورد میدونستم!
گوش کن، اگه اسم منو از میان گل و لای با شایعات بکشی بیرون
تو از وکلای ما خبردار میشی
پاپا، اون فقط میخواد تو رو ناراحت کنه
صبر کن ببینم یه دقیقه صبر کن، پسر
پس تو هم مثل بقیه فکر میکنی، درسته؟
یه ترک مرده حتما درگیر یه کار غیرقانونی بوده، مگه نه؟
بهتون تبریک میگم. من واقعا اینکار و میکنم
تو درست مثل یک آلمانی فکر میکنی
صبرکن
... یه کم
چند هفته پیش، "کریم" اومد تو کلوپ من
اون شماره اُرکان و میخواست از من بگیره
بهش دادی؟
نمیخواستم اون فکر کنه که اون یک تبهکارِ
اون بلاخره با اُرکان تماس گرفته؟
ممنون تو خیلی به من کمک کردی
زود تمومش کن. من یه قرار ملاقات دارم
اون لیموزین سیاه سمت راست میبینی؟
اون طرف خیابون؟
خب؟
تحقیقات چطور پیش میره، آقای گریمر؟
رضایت بخش، آقای لاباچ
قتل "اُرکان اردم" ربطی به شرطبندی داره؟
ما در حال تحقیق درباره همه سرنخ ها هستیم
خیلی خوب میشه که به زودی قاتل و دستگیر کنیم تا به همه اینا خاتمه بدیم
ما هر کاری از دستمون بربیاد انجام میدیم. همین؟
من مطمئنم که شما میتونین تصور کنین که ما به چی فکر میکنیم
تحقیقات شما در مورد شرط بندی های جهانی ورزشیِ
شایعات مربوط به تبانی میتونه تصویر فوتبال و خراب کنه
هیچ مسابقهای تو فوتبال حرفهای وجود نداره
هر هفته میلیونها نفر به استادیوم میرن
میلیاردها دلار صرف حقوق تلویزیون میشه
برای پولی که پرداخت میکنن، مردم انتظار بازی تمیزی رو دارن
چیز تمیزی اونجا وجود نداره
این شاید درس خوبی باشه که مردم یاد بگیرن
طبیعتا ما به بی طرفی کار پلیس احترام میذاریم،
و هیچوقت کسی نمیخواد تحقیقات شما رو تحت تاثیر قرار بده
اما هرچه زودتر متوجه میشین که اونا در جهت اشتباهی حرکت میکنند،
هر چی انجمن فوتبال نسبت به اون سخاوتمند باشه بیشتر میشه
آقای گریمر، شما به نظر می رسه مردی هستید که حرکات سخاوتمندانه رو بازگو می کنه
اینطور فکر میکنی؟
چیزی به اندازه تمیز کردن نیست همونطور که گفتی
ما باید بحث و یکم فکر کنیم و بعدش با این شماره تماس بگیریم
من دیگه فکر نمیکنم
همینطوره؟
سریع می گیرم اگه تو هم اینکار و بکنی،من یه پیشنهاد دارم
-هانس؟ -بینگو!یه چیزی پیدا کردم. بیا اینجا
-هی -من دوباره میرم بیرون، باشه؟
میشه بپرسم کجا؟
سینما. با یه دوست
باشه خوش بگذره
زودباش، میبرمت خونه
ممنون اما احتیاجی به این کار نیست
ببخشید؟ البته که هست
من نمیخوام اینجا ترکت کنم، یک خانم یه شب تو این جنگل تنها بذارم
خیلی لطف کردی. ولی مشکلی برام پیش نمیاد
معامله بزرگ چیه؟
ما به جای دیگه ای نقل مکان کردیم
و نمیخوام پلیس بدونه که ما کجاییم
می بینم
چی رو می بینی؟
-تو هنوز فکر میکنی من مثل پسر عموم ام -نه
میدونی این شبیه چیه؟ هرجا که برم، من هیچوقت مال خودم نیستم
برای آلمانی ها من یه عثمانی هستم، برای عثمانی ها من تاریک امیر هستم
و چیز دیگه ای نیست جز این
می بینمت
-ریف؟ -بله؟
بیشتر مردم … دارن تو توهم زندگی میکنن
توهم امن هستن
اونا فکر میکنن که این چیزها فقط برای افراد دیگه اتفاق میافته
اما این چیزها اتفاق میافته. فقط همین کارو میکنن
و بعدش … یه حادثه اتفاق افتاد. و پدرم مرد
این کافی نیست، تو باید بری بیمارستان
و به مادرت بگی. کی سرطان داره
و یک ماه بعد، اون هم مرد
میفهمی؟
من باید از مراد محافظت کنم
... چون من کسی رو به جز اون ندارم
به خاطر امنیت بیشتر
هی
متاسفم
باشه؟
من یه تاکسی برات میگیرم
نه
من و ببر خونه
...دوستت ریفِ
خب؟
اون خیلی خوبه؟
-واقعا؟ -واقعا
دیدی؟ این همون چیزیه که من گفتم
-شب بخیر -شب بخیر
زود باش،مراد!
هفت بِفِل منتظره!
بیا بریم صحنه رو بگیریم
-کورت گریمر؟ -اون داخلِ
اونجا بیشتره
همه چیز تازه از دستگاه خودپرداز اومده بیرون
چه بوی خوبی!
تومو، دارم میرم اونجا
گاییدمت. تو مُردی!
یورشها؟ تومو، من هر کاری از دستم بر میومد کردم تا جلوشون رو بگیرم
-میبینمت -خداحافظ
به من پول بدهکاره و بعدش با پلیس های لعنتی بهم خیانت می کنه؟
تو چه مشکلی باهام داری؟ فکر میکنی ضد گلوله هستی؟
همونطور که گفتم، من نمیتونستم جلوی این حملهها رو بگیرم
میتونستی به ما هشدار بدی
من از عملیات اطلاعی نداشتم همکارم اون و سازماندهی کرد
یه نفر امروز باید تقاص پس بده یه نفر تقاص پس میده
از این به بعد؟ پنجاه هزار تا
بدهی بازی، بدهی مورد احترامِ
ها!
تو میخوای بدهی خودت و با پول من بدی؟
نه
یه حسی بهم دست داد آلمان در برابر ترکیه
پائولا؟
-همین الان بیا خونه -چرا؟چی شده؟
حالا میدونم کی اون سنگ رو پرت کرده
برادرت اینجاست
و اون تنها نیست
اون مادر قهبه ها! الان میام اونجا، باشه؟
همگام سازی و اصلاح شده توسط: M & K Royal.subscene
بله، آقای نگوین. الو؟
الو؟
تویی آقای بیرکان؟
آماده ای در مورد "کرت گریمر" حرف بزنیم؟
همگام سازی و اصلاح شده توسط: M & K Royal.subscene
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.