All language subtitles for Spider_Man_Lotus_2023_1080p_WEBRip_x264_Dual_YG_Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

برگردان و زیرنویس از اورانــوس orannous@yahoo.com

این فیلم ارتباطی با شرکت های مارول کمیک و تولیدات سونی ندارد

. خُب مطمئن نیستم از کجا شروع کنم

... من فکر میکنم

، وقتی به تو فکر میکنم

... من

. نمیدونم

. خدایا ، اونموقع راحت تر بود

. دنیا تا این حد واژگون نبود

، بزرگترین مشکل این بود . که به سینمایی ساعت 8 برسم

. کی میدونم ما چجوری همه رو از دست دادیم

. تا چشم به هم زدی ناپدید شد

. ما همگی متعجب بودیم

. اون روزهای طلایی کجا رفتن

محدودیت سرعت 25 سرعت شما : بیش از حد

. همیشه دوستان خیلی خوب پیدا نمیشه

. من فقط میتونم یه دونه عکس امضاء کنم

، ببین ، اگه تو بکشی کنار

. میتونی یه مورد کلکسیونی بشی

. این واقعیت تواضع تو

، یک و یک

. میشه دو

. خیلی خوبه ، هر جور میل دارین

، میدونی ، اونا بزرگترین طرفدارها رو دارن . مردم خشمگینی که من تاحالا ندیدم

. نه

این ؟ - چی پوشیدی ؟ -

. این بهترین لباس منه

بهترین لباست ؟

به این میگی ؟ - . آره -

برات پیش اومده ؟

. آره هوشمندانه-س رفیق

، میخوام بهت بگم

! خیلی باحاله

. هیچکدوم از اینا لطفی به تو نمیکنن

. بهتره کمی یخ بذاری

. بیا ، من میتونم

. من وسط یه کاری هستم

، شاید ما 5 نفر بتونیم بریم شام بخوریم . و این موضوع رو حل کنیم

. بعدش میذارم بری بخوابی

. خدایا

. درد داره

حالت خوبه ؟ همه چی روبراهه ؟ استراحت میکنی یا کار دیگه میکنی ؟

. برو

. از اینجا برو مرد عنکبوتی

. خُب

. مگر اینکه شام نخوای

. همیشه پارتی شبانه وجود داره

. آره ، جالبه ، خیلی جالبه

تا حالا شده سکوت کنی ؟

. باشه ، از پارتی شبانه خبری نیست

. من هیچوقت نخواستم تو بری اونجا

. پارتی شبانه کافیه

، همینه که باید خودتو قایم کنی

. دیگه هیچوقت کسی برای شنیدن صدای تو نمیاد

. البته

. راستش اینهفته من دو تا نمایش دارم

. تو دعوت نیستی

. بهتره هفته دیگه شانس بیاری

. لعنتی

. اونقدرها که یادم هست ساده نبود

، من هنوز مقدار زیادی مشکل دارم . نمیتونم انکار کنم

، ولی من فکر کنم فرق داره . فقط اینکه یه نفر منتظر منه

. کسی که عاشقمه

. بچه ها

. گوئن ، سعی کردم بموقع برسم

. واقعاً سعی کردم

ولی مگه موتورت رو دزدیدن ؟

، وقتی داشتی تا دیروقت مطالعه میکردی در " باگل " مشغول بودی ؟

یه چیزی شبیه به این ، پیتر ؟

. یه چیزی شبیه به این

. باشه

. سینما هیچوقت خوب نبوده

. من بهشون گفته بودم تو دیر میرسی

." ممنون " هری

شماها با هم دوست بودین ؟

. بهتر از این نمیشه

نظر تو درورد " فومونچو " چیه ؟

. اونجا خبری نیست

. هنوز داره پیشرفت میکنه

. فقط گاهی بهش سر میزنم

. اون دو هفته ولش کرد تا رشد کنه

. نه ، دو هفته نگذشت

. دو هفته نشد

پیتر ، فکر میکنی امروز کیارو تو سینما دیدیم ؟

. فلش تامسون و لیز انا

. هیچوقت قدیمی نمیشه

. نه

و نمایش کفشش ؟

. مطمئنن شرم آوره

. ام جِی ، من یه جفت از اون دارم

. نه ، شنیدنش از تو سخته

. مثل اینکه بدترین راه شنیدن حرفای توئه

. شبیه پسری می مونه که باهاش حرف میزنی

چطوره بریم شام ؟

، چطوره ؟ من فکر کنم برم خونه . کمی زیادی تنها موندم

. چند لحظه صبر کن

. خیلی دیره

. نمیدونم - . ما نمیایم ، پولشو من میدم -

. کلاً به حساب من - . هری -

. منم یه جای عالی میشناسم

، فقط من - . برو -

. بهترین ساندویچ نیویورک

. باشه

. دلم میخواد کارو ساده تر کنم

." مجبورت کردم عاشق بشی " گوئن

. ما " ام جِی و هری " رو داشتیم

. ما همگی همدیگه رو داشتیم

، ما چهارتا اون گروه غیرمعمول رو داشتیم . تو همیشه تجربه اینو داشتی گهگاهی ببینی

. شاید دو یا سه بار در زندگی

. من نمیتونم صدای خنده های اونارو بشنوم

. دوباره با تو

. کاش بیشتر برای همدیگه وقت میذاشتیم

. همه ما

، کاش هیچوقت تموم نمیشد

، تا اینکه تو

. سلام مو طلایی

. سلام سوپراستار

. هری

جدی ؟

. آره

. نظر منم همینه - انگشتر ؟ -

. خیلی خوبه ، یادت میاد چی بهت گفتم

. حواست باشه

. نگران زانو زدن نباش

. تو میدونی چکار کنی

اجباری در کار نیست ؟

. بدون اجبار

." مرسی " هری

. جدی - . فراموشش کن -

هری ، میای ؟

. آره ، چند لحظه

. اینو خراب نکن

خُب شما چه فیلمی دیدین ؟

. فیلم عاشقانه-ی قشنگی بود

تو هم نظر منو داری ؟

. خوب بود

فقط خوب بود ؟

. ببین

. پشیمونم که امشب نرسیدم

. فکر کنم دائم باید عذرخواهی کنم

. تو میدونی چی به سر من و " باگل " اومد

. آره

. من واقعاً سعی میکنم بهتر بشم

. میدونم

. بذار برات درستش کنم

. میدونم به چی فکر میکنی

. میتونیم آخر هفته بریم شمال

. بریم دریاچه

. بریم یه جالی عالی که تو دوست داری

، تمام عمر از کنار هم رد میشدیم

. بدون اینکه تلاش کنم صداتو بشنوم

، راهی که درک میکنی . به همون روش که مردم رو می بینی

، هوس های تو ، چیزایی که برات جالبه . تو عالی بودی

. کاش بیشتر میگفتم

، چون اونشب رو یادمه

. کاش بیشتر با هم بودیم

. اونوقت یه سفر دور ایالت میرفتیم

چه چیزی عالیه ؟

، همینجوری گفتم ، فقط

. مراقب خودت باش

. خوبه

." صبر کن " گوئن

. یه دلیلی داره

، چونکه

و اون چیه ؟

از کجا بدونم ؟

. میتونیم صبر کنیم تا من این لحظه رو یادم بمونه

. چطوره

. همراه تو

. تا نهایت

. کامل و زیبا

." عاشقتم " پیتر پارکر

." منم تورو دوست دارم " گوئن استیسی

." شب بخیر " پیتر

." شب بخیر " گوئن

. ما هیچوقت فرصت نکردیم او سفر رو برنامه ریزی کنیم

کردیم " گوئن "؟

صبح بخیر شهر نیویورک

ما با یک خبر تأسف بار برنامه رو اجرا میکنیم

اطلاع رسیده که تاجر مشهور و " و مدیر برنامه-ی پیشین اون " اوسکورب

مرگ اون ها در انباری نزدیک " بریزی پوینت " نیویورک تأئید شده

به گزارش کالبد شناسی این اتفاق ساعت 5 صبح رخ داده

منابع خبری میگویند مرد عنکبوتی در آن حوالی پرواز میکرد

که جنازه-ی " ابسورن " رو درحالیکه چاقو خورده و زخمی شده ، درمحل رها کرده

اداره پلیس نیویورک از نزدیک با جِی جونا جیمسون "، سردبیر روزنامه " باگل " کار میکند "

تا مرد عنکبوتی را بخاطر فرار از صحنه-ی جرم مورد بازخواست قرار دهد

" پس از مرگ کاپیتان " جورج استیسی " دخترش " گوئن استیسی

" با قربانی کنونی " نورمن اسبورن

" پسرش " هری اسبورن "، وارث امپراتوری " اسکورپ ناپدید شده است

که چند هفته پیش دیده شده

و باور بر این است که توسط مرد عنکبوتی ربوده شده

" عکاس مرد عنکبوتی " پیتر پارکر از اعلام نظر در این مورد خودداری میکند

شاید در همین راستا وی قربانی بعدی " بالارونده " از دیوار باشد

ظاهرا " جیمسون " میتوانست سالم بماند

. فکر کنم تو میتونستی اونجا باشی

. عمه-ت تماس گرفت

." و " جونا

." و " روبی - تو اینجا چکار میکنی ؟ -

ازت پرسیدم اینجا چکار میکنی و چی میخوای ؟

، من

." نگران تو بودم " پیتر

نگران من بودی ؟ - . آره -

، سعی میکنم اون موقع رو بیاد بیارم که . نگران چیزی بودی

. خُب

، شما هیچکدم نمی فهمین . من دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم

. پیتر ، از اینکه میخوام کمک کنم از دست من عصبانی نباش - . نمیخوام کمکم کنی -

. خودم میخوام - . من بیشتر از همه میدونم -

. هیچوقت برات مهم نبودم ، هرگز

، خوبه

پس بریم مشروب بزنیم ، تو اینجا چی میخوای ؟

. چون همه چی خراب شده ، پیتر

. من چند هفته-س ندیدمت

، هری " رفته " . کسی نمیخواد با من جایی بره

حالا اومدی بابت این قضیه مزاحم من بشی ؟

. نه

. اومدم ببینم میری مهمونی یا جایی

مهمونی ؟

. تا ذهنت آزاد بشه

. شوخی میکنی

همین ؟

. میدونستم تحملش رو نداری - من تحمل ندارم ؟ -

، یه لحظه هم نمیتونی مرکز توجه باشی . حتی یک ثانیه

، روح مهمونی امتیاز خودشو از دست میده . و اون نمیدونه با خودش چکار کنه

. این درست نیست - . درسته -

، تو اصلاً به خودت اهمیت نمیدی . که حتی جالب هم نیست

. تو اهمیتی به آدمایی مثل " گوئن " یا من نمیدی

. اون شبیه یه بازی دائمی زندگی نکرده

، اگه چند لحظه فکر کنی . میتونی یکی دو مورد از اون کشف کنی

. پس برو

. دلم نمیخواد تفریح شما رو خراب کنم

. اینو بگیر

. این برای مرد عنکبوتیه

. رابی " تعجب میکنه که چرا اینو به من داده "

. اون بازنشسته شده

بازنشسته ؟

. اون نمیتونه به کسی آسیب بزنه

. اینو بهش بده

، و بهش بگو

. که اون مسئول اتفاقی که افتاده ، نیست

. فکر کنم هردوی اونها بدونن

بیماری تو تشخیص داده نشد و شانس زیادی برای زنده موندن نداری

. هری

. هری

این چیه ؟

. مهم نیست

. من مشکلی ندارم

فقط همین ؟

. تو چند هفته ناپدید بودی

، تو میبذاری بتنهایی اجاره بدم

، و نگران هرچیزی یا هرکسی باشم تنها چیزی که میتونی بگی همینه ،" من مشکلی ندارم "؟

کجا بودی ؟

. بهت گفتم که مهم نیست

هری ، میشه چند لحظه گوش بدی ؟

. چیزی نیست که مجبور باشی نگرانش باشی

، من نباید نگران چیزی باشم

. تو همه رو ترک کردی

. لطفاً درمورد اینکه بقیه رو ول کردم حرف نزن

. کاریش نمیشه کرد

." موضوع " گوئنه

اینو میفهمی ؟

. اون مُرده

. میدونم

پس کجا بودی ؟

چرا خودتو نشون ندادی ؟

. گوش کن ، اون مراسم خاکسپاری داشت

. همه اونجا بودن

. می ، لیز ، فلش ، جونا و بقیه

. و اینم از تو . تو هرجور دلت میخواد برنامه ریزی میکنی

. پدرم تازه مُرده

، فکر کنم شماها ، تمام مردم . نمیتونین اینو درک کنین

، ببخشید ، من

، ببین ، تو تنها کسی نیستی . که اون روز چیزی رو از دست داده

، ولی تو نمیتونی قبول کنی . چون انقدر خودخواهی که دیگران برات مهم نیستن

. تا مشکلی برات پیش نیاد ، اهمیت نمیدی

. هری ، تو چند هفته دیده نشدی

، و اولین بار که دیدمت روی مبل غش کرده بودی

. و یه جوری رفتار میکنی که انگار همه چی روبراهه

، ببین ، درک میکنم که پدرت - . صبر کن -

. من تلاشی نکردم - . فقط بس کن -

، تو نمیتونی فقط - برای چی ؟ -

، فکر کردم بتونیم بر تفاوت هایی که داریم . مسلط بشیم

. و فکر کردم همدیگه رو درک میکنیم ولی اینجوری نشد

. من مدیون تو نیستم

. این مکان رو دراختیارم گذاشتی تا بمونم

. وقتی پول خواستی بهت دادم

. کاری کردم به ترس ها و شکست های خودت غلبه کنی

چرا اینجا موندی ؟

چرا نمیری ؟

. هری ، صبر کن

. ببخشید

. دست از مجازات مردم بردار

. ببین این ماجرا تورو به کجا میرسونه

گوئن ؟

. نه ، نه

گوئن ؟

چی شده ؟

. نه ، تو

. نه ، تو

گوئن ؟

. تو منو کشتی

. کاری کردم به ترس ها و شکست های خودت غلبه کنی

. اون شبیه یه بازی دائمی زندگی نکرده

، اگه چند لحظه فکر کنی . میتونی یکی دو مورد از اون کشف کنی

. ترسو

. اون تازه مُرده

محدوده-ی جنایت ، عبور نکنید

. یک پیمان شکنی دیگه

. یک زندگی برباد رفته-ی دیگه

، بخاطر تو . مرگ مثل سایه همیشه بدنبال توئه

. تو سَمی

، و روح من از بیرون از سایه . که روی سنگفرش جاریست

. بلند خواهد شد

، تو دیگه هیچوقت

. تو هیچوقت برای این کار ساخته نشدی

. مهم نیست چکار میکنی

، هرکسی رو که دوست داری

. اون در دام تو تموم میشه

منو صدا کردی ؟

." سلام " هری

این فیلمه ؟

. آره - . سلام -

. برای مرد عنکبوتی

." بذار بره " گوبلین

، این موضوع ربطی به اون نداره . این ماجرا بین تو هست و من

، درسته این موضوع بین من و توئه . اتفاق دیگه ای نمیُفته

. دیگه کسی صدمه نمی بینه

. گوئن

. اون خیلی نزدیک شده بود

. خیلی نزدیک بود

گوئن ؟

تو خوبی ؟

. گوئن

. گوئن " بیدار شو "

." بلند شو " گوئن

. تو باید خوب بشی

. گوئن " تو باید خوب بشی "

. گوئن

. خدایا

. من تورو نجات دادم

. منو تورو نجات دادم

، مرد عنکبوتی

. ببین چکار کردی

. به خودت نگاه کن

. ما شبیه هم هستیم ولی تو نمی فهمی

. تو هیچوقت به اون عکس بزرگ نگاه نکردی

. هیچوقت درمورد من نبوده

. درمورد شهر یا یه نفر دیگه هم نبوده

. درمورد تو بوده

. همیشه درمورد تو بوده

، با تمام گرفتاری که درست کردی

. همه چی رو اطراف خودت خراب کردی

. عموی تو خیلی بهت افتخار میکرد

، از فامیل جدا شد

، زندگی رو نابود کرد ، اسب ها رو از دست داد دفن شد و فراموش شد ، خُب که چی ؟

. اون طرف مثبت خودش رو داشت

، دست کم " گوئن " عزیز تو

. الان پیش پدرشه

. ولی اون کار من نبود

. کار تو بود

. همش کار تو بود

. چیزی که هستی اینه

. خودتو تو جهنم ببین

. سلام مو طلایی

. سلام سوپراستار

شنواییت چطوره ؟

براشون مهم نیست چه چیزی رو از دست میدم ؟

. راستش نه

. ببین ، داشتی به لندن فکر میکردی

هنوز به ادامه تحصیل در خارج فکر میکنی ؟

. نمیدونم

. دست کم نه تا پیش از اینکه تورو روی صحنه ببینم

. وقت داری

. فکر کنم تا تورو اونجا ببینم ، یه کمی فرصت دارم

. ام جِی "، من بیشتر از این فرصت ندارم "

. نمیدونم چقدر باید " تقریباً " رو تحمل کنم

، تنها کاری که باید بکنیم . اینه که برای یک جواب مثبت دیگه صبر کنیم

، تو میری اون بالا و کارِت رو میکنی . منم میام ردیف جلو

. بعش لندن می بینمت

. گمون کنم همینه

، آخرین باری که نگاه کردم . مهمونی داخله

. فلش

. بهت گفته بودم سیگار نکش

، آره خُب

. تا حالا خیلی چیزها عوض شده

، من

، اگه بخوام هم نمیتونم تورو ترک کنم . نمیخوام تو اذیت بشی

. باشه

پس " هری و پیتر " کجان ؟

همه چی روبراهه ؟

. همه چی مرتبه

، ام جِی "، عجله کن " . یه جوری رفتار نکن که تاحالا ندیدم

چجوری ؟ - . اینجوری -

. نگاهی که همیشه تلاش میکنی مخفی کنی

، اگه خوب یادم باشه . من همیشه با " پیتر " کار میکردم

، ببین ، باورم نمیشه اینو بگم ولی

. من همیشه یه کمی بهش حسودیم میشه

. گاهی شبیه نگاه " گوئن و لیز " و تو

. میدونم شما دوتا به هم نزدیک بودین

. اون

. امروز از دست من ناراحت شد

. متأسفم

. مطمئنم میخواست یه چیزی بگه

از کجا میدونی ؟

، میدونی

. همیشه ازش متنفر بودم

. فکر کنم از زمان مدرسه هم این نفرت وجود داشت

. ولی با اینحال درکنارش بودم

. تمام لطیفه ها ، شوخی ها

. هنوزم وقتی نیاز داشته باشه ، با من دوسته

. هیچوقت اولین با رو یادم نمیره که بخاطر خودش تحمل کرد

. اون شروع سال دوم بود

. بخاطر یه پسر هم قد خودش

. یه مشت خاک پرت کرد

، فکر کنم بعد از اون

. من یه جورایی بهش احترام میذارم

، پیتر " یه کمکی بهم کرد "

. زمانیکه دوران سختی تو زندگیم داشتم

. اون هیچوقت یه زندگی کامل نداشت

، پدرم خیلی کنار ما نبود

. وقتی اون بود

. اون همیشه اونجا بود

، به هرحال وقتی اوضاع خراب شد

. پیتر " و عمه-ش خیلی کمک کردن "

. شاید بیش از توانشون

. اونا اجازه دادن چند هفته پیششون بمونم

. نمیدونستم

. آره ، خُب دلم نمیخواست مردم بدونن

. آره

، ببین ، مرگ " گوئن " روی همه تأثیر زیادی گذاشت ." و بیشتر روی " پیتر

، ببین " ام جِی "، ما دوستان صمیمی نیستیم ، منم هیچوقت وانمود نکردم که هستیم

، نمیدونم " پیتر " درگیر چه ماجراییه . نمیدونم تو هم درگیر چه ماجرایی هستی

. ولی نمیتونی تنهایی اینکارو بکنی

. پیتر " آدم خوبیه "

. اون حمایت میشه

. همیشه همین بوده

، فلش

. مرسی

، پس

،" تو و " لیز - . پس تو مارو دیدی -

. آره

، آره خُب درحال حاضر اون دقیقاً . اون یکی از طرفدارهای منه

. دختره واقعاً مناسب اون نیست

مهمانی خداحافظی تو تا چند هفته دیگه-س ؟

. حتماً و امیدوارم تورو اونجا ببینم

." با " هری و پیتر

. قول نمیدم

. من چند هفته ای میشه " هری " رو ندیدم

. حتی نمیدونم داخل شهر هست یا نه

تو خبر نداری ؟ - از چی ؟ -

. اسبورن " برگشته شهر "

. یکی از دوستام اول هفته اونو دید

واقعاً ؟ - . آره -

، خُب به هرحال اگه دیدیش . بهش بگو دلم میخواد تو مهمونی ببینمش

. فلش

. خوشحال شدم دیدمت

." منم خوشحال شدم دیدمت ،" ام جِی

، اونموقع مرد عنکبوتی میگه هرکسی . با یه چیز غریب مبارزه کنه

، اون قدرتش رو از اون میگیره . اون از روی زمین بلند میشه

. و خودشو از خرابه ها بیرون میکشه

مرد عنکبوتی قهرمان می آید

. با کمی تار عنکبوت

. اون مرد عنکبوتیه

. امیدوارم مزاحم نشده باشم

." سلام " تیم

. از دیدن شما خوشحالم منم مرد عنکبوتی هستم

تیم ، عزیزم ، چطوره بری کلکسیون طنز خودت رو . به مرد عنکبوتی نشون بدی

. فکر نمیکردیم روزنامه " باگل " نامه رو گرفته باشه

. من دوست یکی از عکاس های اونا هستم

. پس ما نمیتونیم بقدر کافی از تو تشکر کنیم

، من میخوام یه فنجون قهوه بخورم مایل هستین یکی هم برای شما بگیرم ؟

. من حالم خوب نیست

. پس اگه کارم داشتین صدام کنین

،" این شکارچی " کرایونه

خودت تمام اینارو جمع کردی ؟

، اینا تمام مطالبی هست . که روزنامه " باگل " درمورد تو نوشته

. ما تقریباً تمام بدگویی های اونا رو جمع کردیم

اینارو از کجا آوُردی ؟

. من هرچیزی رو درمورد تو جمع کردم ، ببین

، من کمی از تارهایی که باهاش مبارزه میکنی رو . از یه آدم بد دارم

میدونی چجوری کار میکنه ؟

، وقتی کوچیک بودم ، بزرگتر از تو اینارو طراحی کردم

. تا بتونم سریعتر به این شهر بیام

، من این جریان شبکه رو ساختم . و ریختم توی این کارتریج

، و

. وقتی آماده شد این ماشه رو بکش و تور رو شلیک کن

. باشه ، بیا امتحان کن

خودت اینکارو کردی ؟

. البته

. بعد از چندین بار آزمایش و خطا

. همینجا صبر کن ، میخوام خودتو بیشتر نشون بدی

. من از دیدن مرد عنکبوتی شگفت زده میشم

، تمام اینارو ببین . اینا چیزای مورد علاقه منه

. صبر کن ، من یکی دارم ، البته دوتا دارم

، هردوتاشون رو دوست دارم ، ولی البته

. نه ، تاحالا کسی بهم نگفته بود

کارو تموم نکردی ؟

. نه

. من اینو از یه فروشگاه خریدم ، خیلی ازش خوشم میاد

. بخاطر اون لباس نینجا و اون کلاه عنکبوتی

. این یکی رو از اسباب بازی فروشی گرفتم

. همون که بازی میکنی ، من خوشم میاد

، من اینو تو فیلم دیدم ، نمیدونم چرا لباست

. تیم ، این سیاه و قرمزه

. همش جالبه

چرا " کاپیتان امریکا " نیست ؟ یا " تور "؟

منظورت چیه ؟

بخاطر من ؟

، همشون خوبن ولی

این تویی ؟

. آره ، این یه پروژه-ی مدرسه ای بود

، ما مجبور شدیم خودمون رو قهرمان نشون بدیم . چون واقعاً نمیدونستم از این خوشت میاد

چرا نشونم نمیدی چجوری بازی میکنی ؟

. خُب

مرد عنکبوتی شگفت انگیز و نقاب وحشت

خُب چند سالته ؟

، من 10 سالمه ولی تولدم ." در ماه " اگوسته

. عالیه ، ماه منم همینه

جداً ؟

. آره ، این روزها ترجیح میدم یادم بره

پس این منم ؟

. آره ، اینجوری می تونی بپری

. اینجوری می تونی راه بری

. اینجوری می تونی تاب بخوری

. اینجوری می تونی با مردم مبارزه کنی

. تحت تأثیر قرار گرفتم

. بیا امتحان کن - . باشه -

هی ، مرد عنکبوتی ؟

بله ، تیم ؟

چه بلایی سر اون دختره روی پل اومد ؟

روزنامه باگل امروز مرد عنکبوتی نجات میدهد

. یه " ابسورن " قدرتمنده پسر

. روی پای خودت باش

. دست از ترس بردار

." دوباره منو خجالتزده کردی ،" هری

. تو باید مرد باشی

. من تورو به مدرسه شبانه روزی فرستادم

. بخاطر همینه که روح " ابسورن " در تو نیست

، هیچکدوم از پسرهای من بخاطر مردودی گریه نکردن ؟

داری کجا میری ، مایک ؟

. تو نیرومندترین آدم این سیاره هستی

. تو هرچی داشتی تلف کردی

. تو " ابسورن " نیستی ، هری

روزنامه باگل توجه به خبر مرد عنکبوتی ، شب وحشت ، صبح شکست

این حقیقت نداره ، نه ؟

. دارن دروغ میگن

. مردم معمولاً درمورد تو دروغ میگن - . تیم -

. تقصیر منه

. دختره

، اون رفته

. بخاطر من

. خیلی از آدمها کاری نمیتونن بکنن

. مهم نیست من چقدر سخت تلاش کردم

. من نمیتونم اینکارو بکنم

. ببین ، من قهرمان نیستم ، درمورد من چی فکر کردی

. و این ، هیچکدوم از اینا من نیستم

، ولی تو سعی کردی دختره رو نجات بدی . من خودم تو فیلم دیدم

. روزنامه " باگل "، مثل همیشه داستان سرایی کرده

. این فرق داره

. خیلی چیزها هست که تو درک نمیکنی

این داستان ها چه مشکلی داره ؟

وقتی خودت جلوی " سینیستر 6 " رو گرفتی چی ؟

، وقتی تو جلوی خرابی پل " بروکلین " رو گرفتی

، تیم ، این داستان ها

. اینا فقط داستانه

. بدست کسایی نوشته شده که اصلاً اونارو نمیشناسم

. به نظر من طوری به من نگاه میکنی انگار که من نیستم

. متوجه نمیشم

. میدونم ، تو فقط بچه ای

در رینگ مسابقه با " هوگان " له کننده

. تیم

. فکر کنم بتونم بهت کمک کنم تا متوجه بشی

. بشین

. من قدرم رو از یه حادثه بدست آوُردم

. پنج سال پیش

. میتونستم از پس هر کسی بربیام

. من آدم خاصی نیستم

. یه عنکبوت در یه حوزه-ی رادیویی گیر افتاد

. اون یک دقیقه فرصت برای زنده موندن داشت

. اندی " در یک زمان بد در جای بدی بود "

. میتونست فرق کنه

. اگه چند ثانیه دیرتر پیش میومد

. اگه اون یک ثانیه قبلش می مُرد

. من هیچکدوم از اینارو نمیخواستم

، ولی من کارتی کشیدم . که باعث این تصمیم شد

. من دنبال شماره یک میگشتم

. خودم

، من مرد عنکبوتی رو خلق کردم . خودم بخاطر پول نابودش کردم

. بخاطر شهرت

. اون چیزی داشت که هیچ آدم یا گیاهی نداشت

. و احساس خوبی داشت

. غیر از عواقبی که این انتخاب داره

. برای لحظاتی فروکش میکنه

. همیشه همینه

. این میتونست متفاوت باشه

. من کسی رو از دست دادم که برام مهم بود

. چون اون نسبت به بقیه خیلی خودخواه بود

، چون اون درک نمیکرد این قدرت . چه معنایی داره

. چیزی که قرار بودن بشه

. بخاطر اون انتخاب ها

. این لحظات

. این مارو در موقعیتی بهتر یا بدتر میذاره

. اون میخواست انتقام بگیره

. تو

منو میشناسی ؟

. ولی تو میدونستی کار کی بود

میخوای با این چه غلطی کنی ؟

چی باید بدست بیاری ؟

. من چیزی بدست نیاوُردم

. ولی خیلی چیزارو از دست دادم

. بنجامین فرانکلین پارکر

. این اسم کسیه که تو امشب کشتیش

. بهت پول دادن

. اون جنایتی بود که من انصراف دادم

. درست جلوی خودم

، اگه سر راه من قرار میگرفت ، یا جلوی پای من می افتاد

. موضوع میتونست فرق کنه

. نمیشه گذشته رو تغییر داد

. من بخاطر کاری که کردم باید زندگی میکردم

، گوبلین " منو به انباری برگردوند " . و اونجارو برام تمیز کرد

. این چرخه از حرکت نمی ایسته

، روزی نیست که بیاد

. و من اونجارو فراموش نکنم

. با این لباس شروع شد

. این بزرگترین اشتباه زندگی من بود

. حالا همه بهش توجه میکنن

. ولی تو قهرمانی ، این مردم رو تو نجات دادی

. چند نفر دیگه باید بخاطر این موضوع درد بکشن

این چیه ؟

. یه مشت کاغذ درمورد تو وجود داره

. من نمیتونم اینکارو بکنم ، ببخشید

. صبر کن مرد عنکبوتی

. مرد عنکبوتی ، تو نمیتونی

. دیشب " فلش " رو دیدم

. سراغ تورو میگرفت

. اون درمورد خودش و " لیز " راست میگفت

تو کجا رفتی ؟

." مهم نیست " ام جِی

. من فقط میخوام بفهمم

تو اینو میخوای ؟

. تو نباید جلوی منو میگرفتی

خُب که چی ؟

. هری ، باید با هم حرف بزنیم

. اگه نخوای حرف بزنی نمیتونم بهت کمک کنم - به من کمک کنی ؟ -

چرا انقدر نگرانی ؟

. ارزش نداره

. میدونم که هنوز دارو مصرف میکنی

چرا داری به خودت صدمه میزنی ؟

. هری ، تو باید به من بگی چه خبره

. تو باید دست برداری

. نه

تو باید بدونی چرا اون تو قبرستون بودم ؟

. چون من جایی ندارم برم

." نه بعد از مرگ پدر و نه بعد از مرگ " گوئن

تو میدونستی " پیتر " قصد ازدواج داشت ؟

، اون حلقه و چیزای دیگه خرید . وقتی دختره اومد پیشش من اونجا بودم

. من تا جایی که تونستم بهش کمک کردم

. برای یک لحظه فکر کردم که بهش افتخار کنیم

، فکر کردم برای یکبار هم که شده به نام من افتخار کنن

، غیر از زمانیکه اون شروع کرد یه چیزای مهمی رو . از من دور کنه

، نمیدونم شاید

، شاید اگه مونده بودم . شرایط تغییر میکرد ولی من رفتم

. حالا من گیر این افتادم

. تمام چیزی که دارم همینه

. میدونم منو نابود میکنن

. شاید خیلی بد نباشه

. نمیدونم چکار کنم

. هری

من قراره چکار کنم ؟

. هری ، خواهش میکنم

. میدونم گم شدن و تنها بودن چه حسی داره

، هری . من تمام عمرم تلاش کردم یه آدم دیگه باشم

. سعی کن کسی باشی که همه میشناسن

فکر نمیکنی من از مهمونی هوشیار برگشتم ؟

. فکر نمیکنی من تمام شب خواب بودم

همیشه همون شخص بودن ترس آوره ؟

، تو فکر میکنی تو تنها کسی هستی که قایم شدی

. ولی من اینجا با تو-ام

." میفهمم " هری

. بیشتر از چیزی که مردم میدونن ، من میدونم

. ولی مهم نیست

. چون تورو دارم

." و " پیتر

. ما " گوئن " رو داشتیم

. نمیدونم یادت هست یا نه

. بنظر میرسه خیلی فاصله داره

. یه شب تابستونی بود

. آخر هفته " جولای " بود

. بارون میومد

. ما 4 نفر اونجا بودیم

. ما منتظر آتش بازی بودیم

، ولی بارون شدید بود . ما تا اونموقع از خیلی چیزا خبر نداشتیم

، اونا چتر داشتن ." غیر از " پیتر و گوئن

. اون دوتا زیر یه چتر بودن

. درضمن چتر کوچیکی هم بود

. برای همینه که مجبور شدن به هم نزدیک بشن

. اون اولین قرار اونا بعنوان یک زوج بود

. اولین باری که ما 4 تا با هم بودیم

. ما صبر کردیم و صبر کردیم تا آتش بازی رو تماشا کنیم

. آخرش میخواستیم بریم

. غیر از تو

. تو مارو قانع کردی که کمی بیشتر بمونیم

. درضمن آسمون با آتش بازی روشن شده بود

. و شبی شبیه اون نبود

. همه کمی روشن تر شده بودن

. ما کمی بیشتر به هم نزدیک شدیم

. و تو بیادماندنی ترین شب رو برامون ساختی

چطور پیش رفت ؟

. من نباید اونجا می بودم

صبر کن ، چی شده ؟

. ببین

. همه میدونن من کی هستم ولی خودم نمیدونم

. تیتر اخبار رو ندیدی

روزنامه " باگل "؟ برای همینه که میخوای تسلیم بشی ؟

. موضوع حقیقته

، خوب نیست که پسر تو

، کسی رو تحسین کنه که نیم قهرمان هم نیست

. بیشتر چیزی که فکر میکنه - چی بهش گفتی ؟ -

. چیزایی که لازم بود بشنوه رو بهش گفتم

. اینجوری بهتره

من کاری نمیکنم که تو فکرشو میکنی ، درسته ؟

. نمیدونم

. یه بچه تمام عمرش تورو تحسین میکنه

. اون تورو دیده یا دیده که هزاران نفر رو نجات دادی

، اون تمام تهمت های " باگل " رو خونده . مهم نیست چون تو قهرمان اون بودی

. چیزی که فکر میکنه همینه

. پس مهم نیست تو درمورد خودت چی فکر میکنی

، چون لیاقتش رو داره

. یکی باید باور کنه

. اون دیگه چیزی نداره

. خیلی خوشحاله

. چیزی که باورش میشه رو بهش بده

. هی رفیق

. درمورد چیزی که گفتم

. من یه اشتباهی کردم

، بعد از اینکه بهت گفتم چی شده . درست فکر نمیکردم

. ببخشید

حالا میخوای اون تیکه کاغذها رو بهم نشون بدی ؟

. آره

چرا ؟

. صبر کن ، من باید از اولش بهت نشون بدم

. باشه

آماده ای ؟

، پس این اولین بار بود . که در یک تانکر آب با لاشخور مبارزه کردی

. این منو به عقب برمیگردونه

، اولین باری که وسط شهر با مرد شنی مبارزه کردی

. بجای اینکه اونو بزنی ، اونو برگردوندی

، درسته . من مجبور شدم کاری کنم که دستم نشکنه

. و وقتی برای اولین بار با " الکترو " مبارزه کردی

. به به ، با دستکش های چسبناک

، و داک اوک ، کرگدن . مارمولک ، عقرب و موجود مرموز

، و این مربوط به اولین باره که ، تو یک ساختمون رو نجات دادی

، بخاطر تمام اون مردمی و زمانیکه . تو برای اولین بار " سینیستر 6 " مبارزه کردی

، وقتی تو پل رو از دست اون کرگدن نجات دادی

. باعث شدی اون لاشخور " باگل " رو نابود نکنه

نیویورک تایمز مرد عنکبوتی یک خانواده را نجات داد

به گزارش پلیس ، مرد عنکبوتی چهار کودک را از دست گروگان گیر نجات داد

کهنه سرباز از مرد عنکبوتی سپاسگزاری میکند

مرد عنکبوتی ستاره را نجات داد

مرد عنکبوتی از ایجاد حادثه جلوگیری کرد

یتیم خانه-ی محلی برای حمایت از مردم بی پناه یخاطر این همسایه دوست داشتنی ، مرد عنکبوتی

. باشه دوستان ، میتونیم بریم

لباس شوک دار تو ، اسمش همینه ؟

. با تمام اینها هیچ لطفی بهت نکرد

. اگه شام نمیخوری ، همیشه پارتی شبانه وجود داره

. بچه ها

، گوئن ، من سعی کردم بموقع برسم . همیشه سعی میکردم

ولی مگه موتورت رو دزدیدن ؟

، وقتی داشتی تا دیروقت مطالعه میکردی در " باگل " مشغول بودی ؟

. بهشون گفته بودم دیر میرسی

." ممنون " هری - چطور با هم رفیق شدین ؟ -

. بهتر از این نمیشد

پیتر ، حدس بزن امروز کیو تو سینما دیدیم ؟

. فلش تامسون و لیز الن

، دقت کن ، زانو زدن فراموش نشه . حالا دیگه خودت میدونی چکار کنی

." دوستت دارم " پیتر پارکر

." منم دوستت دارم " گوئن استیسی

تقدیم به مرد عنکبوتی از طرف تیم

. اگه چیزی خواستی باهام تماس بگیر

. صبر کن مرد عنکبوتی

بله " تیم "؟

. گفتم شاید بتونی آخرین کارو برام بکنی

هرچی باشه ، چه کاری ؟

بهم میگی تو واقعاً کی هستی ؟

. من تاحالا چهره-ی واقعی خودمو به کسی نشون ندادم

. شاید یکی از دشمنان من منو شناسایی کنه

. من دلم نمیخواد آسیب ببینم

میتونم بهت اعتماد کنم ؟

." تو " پیتر پارکری

." تو عکاس روزنامه " باگلی

. آره منم

، این ماسک

. منظورم مال خیلی از مردمه

. امروز یادم انداختی

تو باید بری ؟

. من میترسم

. تیم

. من از آینده خبر ندارم

. من این قدرت رو ندارم

، ولی چیزی که میدونم

. اینه که تو شجاعی

. شجاعتر از چیزی که من بودم

. و گاهی میتونستم باشم

،" شجاعتر از وقتی که تو در ساختمون " باگل با " ارنا و کرگدن " مبارزه میکردی ؟

. آره

. از اون هم شجاعتر

." ممنون " پیتر

." شب بخیر " تیم

." صبر کن " پیتر

مرد عنکبوتی برمیگرده ؟

. من همیشه همسایه بودم

. کاش میتونستیم به اون سفر بریم

، کاش میتونستم بغلت کنم

. یک بار دیگه

. فقط برای چند لحظه

. کاش میتونستم بهت پیشنهاد بدم

خدای من ، بهت پیشنهاد ازدواج ندادم ؟

، معذرت میخوام

. بخاطر شکست

. ببخشید که نتونستم نجاتت بدم

. من قرار بود از تو مراقبت کنم

. من با یه پسری آشنا شدم ، پسر خوبی بود

، اسمش " تیم " بود

. بدلائلی بهش گفتم من کی هستم

. اون خیلی وقت نداشت

، گوئن ، وقتی تو مُردی . من حاضر بودم همه چیو کنار بذارم

، همیشه دلم میخواست اون لباس رو آویزون کنم . ولی الان فرق میکنه

. دلم میخواست کسی زنده نمونه

. این از خودخواهی من بود

. ولی " تیم " بهم کمک کرد مسائل رو واضح تر ببینم

. راستش سراغ تورو میگرفت

. تو خوشت میاد

. پسر خوبی بود

. من آمادگی دوباره عاشق شدن رو ندارم

، مطمئن نیستم حتی اگه میتونستم

. ولی باور میکنم

. ولی فکر کنم تلاش میکنم دوباره زندگی کنم

. این چیزی بود که میخواستی

. بن " و پدرت هم اونو دوست داشتن "

. از حد من فراتره

. من همیشه مرد عنکبوتی می مونم

. نه بخاطر اینکه خودم بخوام

. چون مجبورم

، ولی تعدای شبیه به " تیم " هستن

. باید خوشبین باشن

. فکر نکنم ولی شاید بتونم باهاش کنار بیام

. یا با مرگ تو

، من همچنین نمیخوام فکر کنی . این باعث میشه تورو فراموش کنم

. هیچوقت فراموشت نمیکنم

. به این لحظه بعنوان خداحافظی نگاه نکن

، بیشتر شبیه

. نوار ضبط شده-س

. پس این منم

. فقط چک میکنم تا بگم سلام

. و دلم برات تنگ میشه

." منم دلم برات تنگ میشه " گوئن

ام جِی ؟

چقدر شنیدی ؟

. هیچی

. فقط آخرش

." سلام " پیت

. هری

میتونم چیزی برات بیارم ؟

آب یا قهوه ؟

. فکر کنم مشکلی نداشته باشیم

. گوش کن

، من

. همه ما میدونیم تو مناسب این کار نیستی

، من یادم میاد

. بودم "ESU" اولین روزی که تو

. پدرم " لیموزینش " رو اون جلو پارک کرد

: به طرف من برگشت و گفت

. این برای تو بهتر و ارزشمندتره

، تمام عمرم

. رؤیای بزرگ این میراث

، رؤیای انجام این کارها که ارزش مالی داره . برای من و پسرم

. سعی کردم تو بفهمی

. خواستم بیش از هرچیزی دیگه به تو افتخار کنم

. اونجا بود

. وقتی نمره-ی درسی پایین گرفت

. من درگیر مواد شدم

. تا اینکه با تو آشنا شدم

، این پسری که حتی رؤیای اینو نداشت . چون اون هرچیزی داشت

. چون نکته همین بود

، مسئله اینجاس

. که تو دوست صمیمی منی

. تو همیشه بخاطر من اونجا بودی

، و من دوئیدم رفتم ، من باید بخاطر تو اونجا می بودم

، تابستون گذشته

. اونشب تو برای اولین بار با " گوئن " آشنا شدی

. اون همیشه درباره اون موقع به همه میگفت

. هرموقع اسم تو میومد ، چشماش برق میزد

، اون میگفت همیشه با تو میرفت بیرون . اون میرفت سراغ حیوانات سیرک

. یادت باشه تو نیم ساعت تلاش کردی

. نمیتونه اینجوری باشه ، خیلی وقته گذشته

، من فکر کردم

. مردم رو هل بدم عقب تا اوضاع روبراه بشه

. ولی این پایان همه چی نبود

. در ادامه من چیزهایی گفتم که نباید میگفتم

. ما به همدیگه نیاز داشتیم

. تنها زندگی کردن ، زندگی نمیشه

اگه اینجوری باشه ، منظورت همین بود ؟

. شما دوتا دوستان صمیمی من هستین

. تنها کسانیکه درک میکنن

. من نمیتونم شما رو هم از دست بدم

. من باید برم

. بخاطر اون

. در سراسر جهان

،" حالا دیگه تموم شد ،" پیتر

. ام جِی " درمورد مهمانی خداحافظی " فلش " بهت گفته "

. من کلاً یادم رفت

. ساعت 6:30 فردا عصر

. شاید بتونم

. من باید کارایی مربوط به " اسکورب " بکنم

میخوای تا خونه برسونمت ؟ - . نه ، بیا -

. تا چند لحظه دیگه میرسیم اونجا

. هری

. بابت پدرت متأسفم

. ساعت 6:30 فردا عصر

. منم میام

تو خوبی ، ببر وحشی ؟

. آره، میدونین ، من نمیخواستم چیزی که گفتم رو بگم

. در قبرستون

. نه

. یه نوع فراخوانه

. من لازم داشتم

، نه، ولی نه ، من باید میگفتم

. تاحالا که نفهمیدم

. خُب ، من تورو میشناسم

، ما باید باهاش کنار بیایم - . صبر کن -

. ما یه چیزایی رو از دست دادیم

. نه فقط من

،" و نه تنها " هری

. همه ما

. ولی من فکر کنم چیزی بدست آوُردیم

. جالبه که چجوری میشه باهاش کار کرد

. حالا یه کمی بخواب

. سعی میکنم

میشه یه لطفی به من بکنی ، پیتر ؟

. سلام منو برسون

. به " گوئن " هم بگو دلم براش تنگ شده

. یه مهمونی کوچیک

فکر میکنی " پارکر " هم بیاد ؟

. خودش که گفت میاد

. تو اونو از خیلی وقت پیش میشناسی

. مطمئنم بزودی میاد اینجا

. عالیه

. خُب ، نوشیدنی ها اون پشته

. همش به حساب من

، و بیاین ، یه عده هستن . که میخوام اونارو بشما معرفی کنم

تقدیم به پدیدآورندگان مرد عنکبوتی هردوی آنان ، زنده و مُرده

برگردان و زیرنویس از اورانــوس orannous@yahoo.com

وقتی عجایب اسان شوند هرکسی میتواند مبارزه کند آنگاه که اوضاع سخت شود آنگاه که بنظر آید فرصتی نیست آنگاه که بشمارش درمی آید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.