Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت اول =
♪گلبرگ های گل به دنبال بی رحمی فانی ها میفتن انباشته میشن♪
♪ با باد میرن طوری که انگار هرگز وجود نداشتن♪
♪ زمان بیشتری می خوام♪
♪ تا داستانمون رو بازگو کنم♪
♪ تو شادی ها و مصیبت ها با هم سفر می کنیم♪
♪خون این سرنوشت درهم تنیده شده♪
♪برای دیدار بعدی تو دنیایی که پر دردسره♪
♪تو مسیر خیانتکارانه ای قدم گذاشتیم♪
♪ تا همدیگه رو پیدا کنیم♪
♪ جنگ و سیاهی، ماه روشن بر شهر می درخشه♪
♪شجاعتمو تقدیم می کنم♪
♪ بی امان میجنگم♪
♪همه برای نداشتن حسرته♪
♪ تو این نبرد مرگ و زندگی، عقب نشینی نمیکنم♪
♪گذشت زمان رو تحمل میکنم♪
♪کسی تو انتهای دنیا هرگز رها نمیکنه♪
♪ شجاعتمو جمع میکنم تا یه بار دیگه کنارت باشم♪
=عشق نیروانا= (بر اساس رمان شیائو لو )
سریع تر کار کنین
تو ضیافت امروز چیزی نباید اشتباه بشه
زود باشین همتون سریع باشین
واقعا یه ضیافت بزرگه
امنیت اینجا خیلی زیاده
لیان ار
چرا ارایش امروز انقدر زیاده؟
کافیه
فقط بیا زود بریم
اون زن واقعا خوشگله
با این حال، سرد و مغروره
یه ملکه یخیه
زمان زیادی نگذشته دوباره دارن گشت میزنن؟
بعد از استفاده از مرزبان جیان دینگ به سمت یوئه لو میرم
اون موقع همه گیاه های دارویی امتحان کلی چیزای خوشگل میبینم
از همه مهمترشون باید گل لینگ جیو رو گیر بیارم
گیاه بی قلب؟
میشناسیش
اگه تکون نخوری از جونت میگذرم
اگه کاری نکنی منم کاری نمیکنم
به جناب تنگ روی فرستاده کشور وی خوش امد میگیم
ممکنه که هدفش تنگ روی باشه؟
باید کاری کنم که هوشیاریش بیاد پایین فرصتی برای فرار داشته باشم
دیر کردم
به جای چای شراب میخورم تا عذرخواهی کنم
مرزبان جیان دینگ واقعا مثل اسمشه
اون افراد کشور وی میخواستن بهش درسی بدن ولی خیلی راحت جوابشونو داد
حتی استعداد تواناییش هم نشون داد
قهرمان بزرگ باهاش موافق نیستی؟
این چه طوره
ولم کن دیگه ازش تعریف نمیکنم تورو تحسین میکنم
دختره احمق
اگه یه کلمه دیگه بگی زبونتو میبرم
بفرمایین
بفرمایین
مذاکرات صلح شروع میشه
عالیه
بد نیست
جناب تنگ
مرزبان پی
واقعا از بهترین گروه رقص کشور لیانگ هستن
بفرمایین
ارباب نوش جان
صبر کن
ارباب تازه وارد اینجا شدیم
با این قلمرو نا اشنا هستیم
باید احتیاط کنیم
نیازی به امتحان کردن این شراب نیست
شراب مشکلی نداره
میتونی بری
ژنرال لی
اصلا نمیدونی چه طور با یه زن رفتار کنی
به علاوه مرزبان پی هم شرمنده کردی
زود باش عذرخواهی کن
مرزبان پی
بیا
بانو
باهام بنوش
معلومه که هیچ احساسی
تنگ روی نداره
وقتی داشتم شراب میدزدیم
تو حیاط دیدمش
نه
باهم کار میکنن
بانو میشه باهات حرف بزنیم؟
میشه اسمت رو بدونم؟
مرزبان، لیان ار هستم
لیان ار؟
رقصی که اجرا کردی رقص جنگ بود؟
درسته
مخصوصا برای ضیافت مذاکرات صلح ترتیبش دادم
از اونجایی که مخصوصا اینو ترتیب دادی باید بدونی که رقص جنگ
با حرکتی تاثیرگذار و خشن همراهه
نباید با احساسات عاشقانه پر بشه
ولی چرا با نگاه های جذاب و عشوه انجامش دادی؟
ارباب تنگ رو برای رفتار برازندشون تحسین میکنم
به خاطر بی ادبی که کردم عذر میخوام
زیبا رو نیازی به تشریفات نیست
متوجه رازشون شدم
الانم باید یه فکری برای فرار خودم پیدا کنم
مرزبان پی چه اشکالی داره که منو تحسین کنه؟
...جناب تنگ
ممکنه که مرزبان پی
طاقت جدایی از بانو لیان رو نداره؟
جناب تنگ زیادی پیش رفتین
زیبا رو بریم
خیلی بی رحمه
اگه تنگ روی بره مطمئنم که زندم نمیذاره
باید روی همه ویز شرط ببندم
میخوای منو بکشی؟
انقدر راحت نیست
کمین کردن
بگیرینش
ارباب
ا چنگ
از جناب تنگ محافظت کنین
مرزبان
تو هنرهای زرمی ماهره
باهاش همتا نیستین
مراقب جناب تنگ باشین
عمارت فانگ لین امنیت بالایی داره
چه طور یه زن غریبه وارد شده؟
میترسم اون تنها کسی باشه که قاتل رو دیده
ببرینش داخل عمارت
به هرقیمتی شد نجاتش بدین
بله- بله-
بیاین
اینو عوض کن
بدش من
زود باش
برام گیاه دارویی بیار
مرزبان
حالش چطوره؟
موفق شدیم نجاتش بدیم و خونریزی رو بند بیاریم
ولی متوجه شدیم که مسموم هم شده
میخواستن ساکتش کنن
مطمئنم که چیز مهمی دیده
نباید اجازه بدیم بمیره
به جناب سوی بگو بیاد
جناب سوی با تجربه و اگاهه
خوش قلب و ماهر هم هست
شاید بتونه
فرصتی برای زنده موندنش پیدا کنه
بله
سرنخی از اویز هست؟
با پارچه یشمی ساخته شده
ولی چیز خاصی دربارش نیست
در مورد هویت لیان ار چطور؟
بارها با گروهش برای خاندان سلطنتی اجرا کرده
هرگز مشکلی ایجاد نکرده
نمیدونم که کی برای خراب کردن مذاکرات صلح فرستادتش
هرچند گائو شیو، حاکم کشور وی، مایل به شرکت تو مذاکرات صلح بوده
ولی مقامات دربارش همیشه فکر دیگه ای داشتن
برای دا لیانگ هم همینطوره
هنوزم باید مغز متفکر پشت این ماجرا رو پیدا کنیم
ارباب جوان بهم گفتین که به تنگ روی نزدیک بشم
ولی بی احتیاطی کردم
نقشه هامون خراب شد
ارباب جوان مجازاتم کنین
نگهبانان سپیده دم اینجان
بریم
منطقه رو بگردین
نگهبانان سپیده دم اینجان
شوهرم
شوهرم نجاتم بده
شوهرم نجاتم بده
شوهرم
وی جائو
فقط یه رذلی که دنبال قوی ها میری و ضعیف هارو اذیت میکنی
به مرگ وحشتناکی میمیری
شوهرم
اخرین کسی که نگهبان های سپیده دم رو به چالش کشید به خاکستر تبدیل شد
بقایاش هم به رودخونه چینگ هوی ریخته شد
نگهبان های سپیده دم یه مشت ظالمن
چون حمایت اعلیحضرت رو دارین و بی گناه رو بی دلیل میکشین
چطور جرات میکنی اینو بگی؟
نگهبان های سپیده دم فقط تحت فرمان سلطنتی عمل میکنن
چطور جرات کردی به فرمانده بی احترامی کنی؟
محافظ قدیمی هستی که سال ها برای اعلیحضرت کار کردی
به جای خدمت به اعلیحضرت، انتخاب کردی از قصر بدون اجازه فرار کنی
بگو
کی بهت رشوه داده؟
بگو کی قصد داره به اعلیحضرت خیانت کنه
فقط یه ادم حقیری که تهمت میزنی
شوهرم
شوهرم
شوهرم
از اونجایی که گفتی یه ادم حقیرم پس باید همین جوری رفتار کنم
شوهرم
کافیه
میگم
کافیه
میگم
ببرینش
بلند شو
همسرم
همسرم
دیگه نمیخونین؟
همسرم
وی جائو؟
وانگ شی چوان کجاست؟
...تو
مگه به خاطر اینکه از قصر فرار کردم منو نگرفتی؟
فقط به سوالشون جواب بده
کسی به نام وانگ شی چوان نمیشناسم
اون موقع حاکم وانگ مسئول گفتگوی صلح بین کشورمون و یوئه لو رو بر عهده داشت
ولی بعد از گذشت نصف ماه حاکم چی بدون دلیل خاصی تو یوئه لو مرد
تمام افرادی که با حاکم چی بودن به خاطر اینکه نتونستن مراقبش باشن به اعدام محکوم شدن
با این حال
فقط جسد وانگ شی چوان هیچ جا پیدا نشد
قبل از حرف زدن خوب فکر کن
زنده بودن همسرت به چیزی که میگی بستگی داره
اون موقع وانگ شی چوان
میدونست که همه به اعدام محکوم شدن
برای همین از جسدی برای جایگزین کردن خودش استفاده کرد
همه رو گول زد
کجا فرار کرد؟
چرا نمی تونم هیچ اثری ازش پیدا کنم؟
به مامورهای کشور وی رشوه میداد
اسمشو تغییر داد و به کشور وی فرار کرد
جایی نمیشه پیداش کرد
فقط شنیدم که مقام رسمی شده
اسم فعلیش چیه؟
چه ویژگی هایی داره؟
زود باش بگو
نمیدونم
با این حال همیشه دنبال نقشه جهان میگشت
برای همین جای زخمی روی بدنش باقی مونده
نقشه جهان؟
درسته
گفت یه روزی نقشه جهان رو بدست میاره
بقیه چیزارونمیدونم
وی جائو
التماس میکنم
همسرمو ازاد کن
وی جائو
وی جائو
وی جائو عوضی
به مرگ وحشتناکی میمیری
ارباب اینا
مدارک مقاماتی که از کشور وی میخواستین
به علاوه مدارکی چه از وانگ شی چوان داریم
یی فی مدارک وانگ شی چوان رو بهم بده
دست خط این دوتا نوشته کاملا متفاوته
ولی روش حاشیه نویسی دقیقا یکسانه
مقامات قدیمی وقتی مدارک رو اماده میکنن روش خاص مربوط به خودشون رو دارن
بعضی وقتا برای شناسایی شدن توسط کسیه
بعضی هام به خاطر لو ندادن رازهای درباره
در مورد عادت وانگ شی چوان
اضافه کردن دو خط افقی در انتهای نوشته ست
تنگ روی، فرستاده وی؟
تنگ روی فقط فرستاده و وزیر کشور وی نیست
پدر زن حاکم کشور وی هم هست
واقعا غیر منتظره بود
اون موقع فقط یه مقام بی اهمیت تو دا لیانگ بود
الان از همشون قدرتمند تره
تنگ روی یه مقام مهمه
نباید باهاش درگیر شد
ولی ممکنه تنها کسی باشه که میدونه اون موقع چه اتفاقی افتاده
باید بگیرمش
گزارش شده که کشور وی داره تعداد زیادی نیرو تو مرز یوئه لو جمع میکنه
قصد دارن که لیانگ جو که در کنار یوئه لو قرار داره تهدید کنن
مقامات نظر شماها چیه؟
اعلیحضرت یوئه لو قلمرو ماست
راهزن های کشور وی هر از گاهی به یوئه لو حمله میکنن
با استفاده از یوئه لو، دا لیانگ رو تحقیر میکنن
به نظرم
باید بهشون حمله کنیم
موافقیم
اعلیحضرت، گزارشی
درباره گفتگوی صلح با کشور وی دارم
تا سخاوت کشورمون رو نشون بده
اعلیحضرت، شجاع و دلیر هستین
مطمئنم از جنگ نمی ترسین
با این حال، اگه مجبور باشیم با کشور لیائو در شمال درگیر بشیم
نیروهامون باید مصافت طولانی طی کنن
در حالی که شرایط سخت زندگی رو تحمل می کنن
دوم اینکه باید از پول خزانه داری حکومت استفاده کنیم
مردم ممکنه اعتماد بهمون رو از دست بدن
یعنی به خاطر انداختن سرزندگی دا لیانگ
اعلیحضرت، دلسوز و عاقل هستین
اگه باید شاهد رنج مردم و سرباز هامون باشیم
میترسم نتونین خواب راحتی داشته باشین
چه درگیر جنگ بشیم
یا صلح کنیم مهم ترین چیز زندگی مردم
و ثبات حکومت برای صلح طولانی مدته
اعلیحضرت، واقعا مردمی و دلسوز و خردمند هستین
دا لیانگ تمام تلاشش رو میکنه
تا میراثی جاودان بشه
زنده باد اعلیحضرت
زنده باد
اعلیحضرت
عرض ادب اعلیحضرت
بیا اینجا
نگاهی بنداز
ببین چیزی که نوشتم چه طوره
از توجهتون ممنونم اعلیحضرت
منظورت چیه؟
اعلیحضرت، بودایی معتقدی هستین
بودا حتما از خواسته هاتون باخبره بهتون برکت میده
و الانم اعلیحضرت منو تو برکتشون شریک کردن
مطمئنم که منم اقبال خوبی خواهم داشت
طبیعی که ازتون تشکر کنم اعلیحضرت
شیرین زبونی
زبونت خوب کار میکنه
خیلی خب
این مانترا رو به تو میدم
ممنونم اعلیحضرت
باهام بیا
در مورد اتفاقی که برای فرستاده وی افتاد نظرت چیه؟
کشور وی سال هاست که ماهارو درگیر جنگ کرده
اعلیحضرت، ولی شما واردش نشدین به مردم اهمیت میدین
مردم کشورمون خیلی خوش اقبالن
کشور لیانگ و کشور وی سال هاست که مستعد جنگن
مردم به خاطرش رنج زیادی کشیدن
به هیچ عنوان راه بلند مدتی نیست
اعلیحضرت، دانا هستین
کشور وی تو منطقه شمال واقع شده
اب داخل کشور کمیابه
زمانی که خشکسالی باشه برای گرفتن مواد غذایی سختی زیادی میکشن
برای همین هر از گاهی به مرز حمله میکنن
علت اصلی درگیری
دسترسی به اب داخل منطقه ست
قصد دارم بخشی از رودخونه تونگ فنگ یوئه لو رو به کشور وی بدم
میتونن با کندن زمین و درست کردن مسیر اب اب رو به
قلمرو خودشون ببرن
برای طولانی مدت مشکلات ابیشون حل میشه
نظرت چیه؟
ازش میتونیم به عنوان دلیل اتیش بس طولانی مدت استفاده کنیم
اگه نیت ماهارو داشته باشن خوبه
مردم کشور وی از سخاوتمندیتون استفاده میکنن
اگه اینطور نباشه رودخونه تونگ فنگ
دیگه برای مردم کشور وی قابل استفاده نیست
باید مکانی تو بالادست رودخونه تونگ فنگ انتخاب کنیم
سد مخفی بسازیم
هرچند کشور وی اب دریافت میکنه
ولی بازم باید زیر نظر ماها محدود بشه
فکرت عالیه
اعلیحضرت، به خاطر اینکه خیلی وقته بهتون خدمت میکنم
طبیعتا چیزهای زیادی ازتون یاد گرفتم
قصد دارم پی ین رو برای مذاکره بفرستم
نظرت چیه؟
مرزبان جیان دینگ
از خاندان معتبریه مغرور یا لذت گرا نیست
درسته
هیچکسی بیشتر از اون براش مناسب نیست
اگه اینطوره امور داخلی تو
و امور خارجی با پی ینه
منم میتونم استراحت کنم
دیگه بزرگ شدی الان ستون کشوری
اگه همسر وی هنوزم بود بهت افتخار میکرد
خواهرت عمر کوتاهی داشت
خیلی مدیونش هستم
اعلیحضرت هنوز به خواهرم اهمیت میدین
مطمئنم تو بهشت تحت تاثیر قرار گرفته
ازتون ممنونه
زود باش
بیا
بخورش
مراقب باش گرمه
نگاه کن
بهش شکر اضافه کردم
اینجوری دیگه مثل یه فرنی تلخ نیست
ارباب
از کشور وی خبری شده؟
تنگ روی به عنوان وزیر
اولین کسی بوده که به عنوان فرستاده به دا لیانگ انتخاب شده
با این حال اسرار زیادی رو اینجا مخفی می کنه
نگرانم که جرات خطر کردن نداشته باشه
یی فی میدونی نقشه جهان چیه؟
افسانه میگن که نقشه جهان توسط استاد یو از سلسله قبلی کشیده شده
شامل مکان های تمام ذخایر معدنی جهانه
ولی الان هیچ کسی نتونسته پیداش کنه
هیچ کسی نمیدونه
نقشه واقعیه یا نه
برای تنگ روی واقعیه
این خبر رو پخش کن که سرنخ هایی
از نقشه جهان تو معبد یو دالیانگ مخفی شده
تنگ روی حتما طعمه رو میگیره
بله
حق با شما بود
تنگ روی طعمه رو گرفت
ولی هرگز انتظار نداشتم تا این حد محتاط باشه
رازهای زیادی رو مخفی میکنه
طبیعیه که محتاط باشه
کنار تنگ روی محافظت های زیادی هست
ارباب میخواین چیکار کنین؟
از اونجایی که تنگ روی فرستاده کشور وی ئه
نمی تونیم تو ملاء عام دستگیرش کنیم فقط می تونیم در خفا کارمون انجام بدیم
فردا
پی ین برای استقبال ازش تو عمارت فانگ لین ضیافتی میگیره
کمین کردن
ارباب جوان از یو لیان خواستین به تنگ روی نزدیکبشه
انتظار نداشتیم پی ین نقشمون رو خراب کنه
موقع اون اتفاقات
لباس تنگ روی رو پاره کردم
پشتش جای زخمی وجود داره
باید وانگ شب چوان باشه
اگه واقعا وانگ شی چوان باشه
تلاش های ارباب جوان بی فایده نمیشه
تنگ روی بازم تو چینگ کانگ میمونه
فرصتی داریم
هویتت امروز فاش شده
باید فورا از شهر بری
بله
بلند شو
ارباب جوان
چیشده؟
احتمالش هست که
جای زخمم رو دیده باشه
ارباب جوان منظورتون دختریه که امروز صبح نقشمون رو خراب کرد؟
گفت که تو حیاط پشتی دیدتت
دیدیش؟
چیز عجیبی متوجه نشدم
دختره از کجا پیداش شده؟
اگه ارباب جوان رو بشناسه
...یعنی
به شدت زخمی شده
زنده موندن براش سخته
با این حال، نباید توانایی های پی ین رو دست کم بگیریم
افرادتو بفرست تا مراقب عمارت پی باشن
بله
عرض ادب مرزبان
زه مینگ نیازی به تشریفات نیست
از کمکت ممنونم
تو عمارتتون مدت زیادی زندگی کردم
کاری زیادی وجود نداره که بتونم دربارش بهتون خدمت کنم
الان باید تمام تلاشمو بکنم
حالش چطوره؟
با گیاه بی قلب مسموم شده
هرچند پادزهری که ساختم رو خورده
اندام های داخلیش اسیب دیده بودن
و همین طور روی شونش زخم عمیقی وجود داره
قلبش با ضربه ای که مهاجم بهش شده به شدت اسیب دیده
و زمانی که میخواستین بگیرینش
جراحاتش رو بدتر کرده
زه مینگ میتونی نجاتش بدی؟
تمام تلاشمو میکنم
شوشیا، قرص وزغ برفی که تو اتاقمه برام بیار
بله
ولی قرص وزغ برفی هزارساله یه اکسیر کمیابه
اگه بتونم بجاتش بدم
با قرص میشه زندگیش رو ادامه بده
اعلیحضرت، مرزبان پی اینجان
عرض ادب اعلیحضرت
تو میزبانی مذاکرات صلح شکست خوردم
اعلیحضرت خواهش میکنم منو مجازات کنین
حتی بدون حضور من همچین چیزی رخ داده
اعلیحضرت، من مقصرم
خواهش میکنم مجازاتم کنین
میدونم که تنگ روئی رو نجات دادی
در انجام وظایفم سهل انگاری کردم
برای همین اون افراد وارد عمارت شدن
تمام تلاشمو میکنم تا دستگیرشون کنم
و حقیقت پشتش رو اشکار میکنم
و مذاکرات صلح رو بهبود میبخشم
اقامت تنگروی چه طور پیش میره؟
اعلیحضرت، جناب تنگ قبلا به عمارت فرستاده منتقل شدن
همه چیز ترتیب داده شده
پی ین مطمئنم میدونی اگه دوباره
تومذاکرات صلح اتفاقی بیفته چه عواقبی داره
جرات تکرارش رو ندارم
نمیخوام بهت سخت بگیرم
ولی از نسل خاندان پی هستی
پسر پی زه جینگ هستی
سهل انگار و ناتوان بودم
اعلیحضرت، نا امیدتون کردم
ابروی پدرمو خدشه دار کردم
پدرت یکی از مورد اعتمادترین مقامات من
و حتی یه دوست صمیمی برای منه
قبلا فرمانی دادم که به عنوان وزیر منصوب بشه
با این حال توسط مردم وی کشته شد
اون موقع فقط شش سالت بود
پی ین واقعا شبیه پدرت هستی
مطمئنم با گذشت زمان دستاوردهای زیادی کسب میکنی
میتونم بهت فرصت بدم
با این حال، نباید نا امیدم کنی
اعلیحضرت، مایلم جا پای پدرم بذارم
با خونم بهتون خدمت کنم
عرض ادب اعلیحضرت
پی ین
بلند شو
ممنونم اعلیحضرت
زمان خوبی نیومدم
مرزبان پی منو ببخشین
عرض ادب فرمانده وی
پی ین خسته نباشی
باید زودتر بری
ممنونم اعلیحضرت
از حضورتون مرخص میشم
مذاکرات صلح بین دو کشور یه رویداد مهمه
از طرفم مراقبش باش
اگه چیز عجیبی فهمیدی بهم گزارش بده
بله
اعلیحضرت، عذر میخوام
پسر جون بازم بردی
مرزبان، اعلیحضرت بهتون سخت گرفتن؟
اعلیحضرت گفتن
تا زمانی که بتونم مهاجم رو پیدا کنم
و مذاکره صلح خوب پیش بره مقام رسمی میشم
خیلی وقت پیش باید میشد
مرزبان این سال ها دستاوردهای زیادی داشتین
با این حال اعلیحضرت نادیدشون گرفتن
چیه؟
نگهبان های چانگ فنگ این همه سختی میکشن کافی نیست؟
تونگ مین
...من
ارباب ببخشینش
تونگ مین لوسش کردم بدون فکر حرف میزنه
هرکاری میتونین بکنین تا گیرشون بندازین
احساس میکنم این اتفاق از چیزی که فکر میکنیم پیچیده تره
بله
پدر
سال ها اروم بودم
تا به این فرصت برسم
وقتی مقام رسمی دربار شدم
تمام تلاشمو میکنم تا خاندان پی رو احیا کنم
و نگهبانان چانگ فنگ رو به شکوه سابقش برگردونم
چه طوره؟
از خطر گذشته
فکر کنم چند روز دیگه بهوش میاد
زه مینگ همه اینا به لطف توئه
این چند روز اصلا استراحت نکردی
باید بری و استراحت کنی
پس اینجارو به شما میسپارم
منو نکش
منو نکش
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت اول =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.