Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Edited at https://subtitletools.com
وقتی که جوون هستیم فاصله بین .قهرمان و آدم شرور رو یاد میگیریم
،خوب و شرارت
.ناجی و جان باخته
ولی اگر تنها تفاوت واقعی در کسی که داستان رو تعریف میکنه باشه چی؟
.اسم من هوپ مایکلسون ـه
من از سرگذشته آدم های شرور
در داستان هایی که راجب خون آشام ها و گرگینه ها
و جادو گر ها و هر اتفاقی .بین این هاست اومدم
مدرسه در پشت این دروازه ها .از راز آدم هایی مثل من مراقبت میکنه
و امشب در زیر .نور کامل ماه
در مدرسه رو برای یک .فرد جدید باز میکنیم
.رافائل،جدی میگم،کار درستی نیست
.همینی که هست،لاندن
.تو که کاتولیک نیستی
لازم نیست به .گناهاتت اعترافت کنی
من یه ماشین چمن زنی .رو از وسط در حیاط پرت کردم،داداش
اگه تقاضای بخشش از خدا گناه هکتور .و ماریا رو از گردنم برمیداره پس بزار اینکارو بکنم
.عصر بخیر پدر پیترو
.عصر شما هم بخیر رافائل
.لطفا همراه با من دعا کن
.لاندن،میتونی الان بری
مشکلی نیست،از اینجا .به بعدش با خودمون
.مشکلی ندارم،هکتور
لاندن،این مسئله بین برادر خوندت و خداست،باشه؟
.هی،از پسش برمیام،داداش
.بیرون منتظر باش
مریم مقدس،سرشار از آمرزش .خداوند بخشنده همراه توست
اینجا چه خبره؟
چی؟
چیکار میکنین؟
.لاندن
هوپ؟
ـ شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟ .ـ قصه ش مفصله
.دکتر سالتزمن .باشه،انجامش میدم
.درها بسته ـس
باید همین بیرون بمونی لاندن .بهم اعتماد کن
جنگیر رو خفه کن،میتونی؟
...کمکم کنین
چه اتفاقی داره میفته؟
.یا خدا
.کمکم کنین
.آروم باش .آروم
Red Arrow وPunisher ترجمه از آرمین
کانال دانلود زیر نویس @Punisher_Sub
شما دوتا از کجا همدیگه رو میشناسین؟
میستیک گریل که بودیم .برام میلکشیک درست میکرد
.کره بادوم زمینی یخ زده .با خامه پف کرده در تهش
.یه بار با هم رقصیدیم
.سعی کردیم که برقصیم
.ـ بعدش هم تو رفتی .ـ تو هم یه قفل یه در رو با ذهنت ترکوندی
احساس نمیکنی اینو باید توضیح بدی؟
.همه چی رو توضیح میدیم
.دیگه رسیدیم
کجا میریم؟
.یه جای امن
.به مدرسه سالواتوره خوش اومدین
.ما راهنمای شما هستیم
.ـ من جوزیم .ـ من لیزیم
.خواهریم
.ـ دو قلو .ـ صمیمی،در حقیقت
رافائل چرا تا وقتی که دارم با لاندن صحبت میکنم یه دوری با دخترا نمیزنی
.صبح بخیر،هوپ .ـ صبح بخیر
.صبحتون بخیر،دخترا
.بیشتر شبیه "گمشو"گفت
.شنیدم چی گفتی
.ـ نه،نشنیدی .ـ مجبور هم نبودم بشنوم
.ـ یکم ادب داشته باشین .ـ دوست داریم بابا
...خب
.بریم شروع کنیم
...کنجکاوم،لاندن ...آروم باش
وقتی مسیتیک فالز زندگی میکردی از ما خبر داشتی؟
میدونستم که هوپ .رفته به یه مدرسه چرت و پرت
.مردم میگفتن با بچه پولدارها مشکل داشته
.میبینم که قسمت پولدارش درسته
کسی توی شهر نگفت بعضی ها میتونن همچین کاری بکنن
توی میستیک فالز .زیاد کسی از ما با خبر نیست
.به اندازه کافی خودمون رو مخفی کردیم
.مشارکتمون،به اندازه کافی کمکمون میکنه
باعث میشه مردم .زیاد سوال نپرسن
چی رو باید بدونم،دقیقا؟
خب،قبلا یه ،سخنرانی آماده میکردم
با دقت بخش های تاریخ عرفان رو دستکاری میکردم،ولی معلوم شد
خیلی از مردم هری پاتر رو خوندن .برای همین نیازی به مقدمه چینی ندارم
تو یه مدرسه جادویی داری؟
ما یه مدرسه ،برای فراطبیعی ها هستیم
.که گستره کاریش زیاده
هر کسی اینجا یه چیزی داره که خاصشون میکنه
و شیوه ای که ...بیرون از اینجاست
.درکشون نمیکنه
پس،تو چی هستی؟
.ـ باید برم سر کلاس .ـ نه
.نه،متاسفم
،نمیخوام مسخره بازی در بیارم .ولی من نمیشناسمت
وهنوزم تصویر طلسم .اون کشیشه جلوی چشمامه
.اینجا بهت نیاز دارم
فقط بهم بگو اون کارهایی که دیشب کردین چی بود؟
فکر میکنی چی بود؟
،خب،بهترین استدلالی که دارم
یا دیوونه شدم .یا گرگینه ها واقعین
.این دیگه خیلی دیوونگی ـه
اصلا چطور ممکنه؟
،داستانش مفصله
شامل یه جادوگر تاریخی کینه ای .و یه طلسم خونین میشه
ما تمام این اصل و نسب ها .رو در بخش شیش و کلاس شیشم جمع کردیم
توی مدرسه من .که پایتخت های دولتی رو یاد میدن
.این رو هم یاد میدیم
.من چندتا سوال راجب رافائل دارم
مثلا؟
خب،بیا با اینکه تا الان .کی رو کشته شروع کنیم
برای خیلی جاها همه .با هم کنار میان
.گرگینه ها خیلی به جادوگرا علاقه دارن
انگار که با .مثل خودشون میپلکن
که البته برخلاف شرایط .پذیرش مدرسه ـس
بخاطر همین ما راهنمای .معرفی مدرسه برای شما شدیم
تا به خوبی ازت خوش آمدگویی کنیم .قبل از اینکه همنوع هات داغونت کنن
ایشون کتاب دار ما آقای ویلیامزه
.جایگزین استاد جادوی شیمیه
.که هفته گذشته تصادفی خودش رو آتیش زد- .تمام موهای بدنش سوخت-
.ولی هیچ زخمی نداشت
این زبان بیشتر از چند قرن .که ساخته شده
برای همین شاید فکر کنین که سریع شروع کنین
و بدون ربط حروف رو بگین .ولی اشتباه میکنین
چون در غیر این صورت،یه عشق جذاب تبدیل به چی میشه؟
.پنلوپه،نشونمون بده
.ـ نباید براش اسم بزارن .ـ صحبت کردن راجبش بهش قدرت میده
راجب کی داری صحبت میکنی؟
.دوست دختر قبلی جوزی
...درسته
.یه طلسم بوگندو
.بله
بیخیال.بیا،برج رو نشونت میدیم
.جایی ـه که خرفت ها میرن سیگار میکشن
مگه چی میکشن،چشم سمندر؟
.علف
ـ چرا همچین سوالی ازم میپرسی؟ .ـ ژن گرگینه بیعمل باقیمیمونه مگراینکه کسیرو بکشی
...اگه رافائل طلسمش بکار افتاده
.بخاطر اینه که یه نفر رو کشته
.ـ و ما قاتل های بی رحم رو وارد برنامه مون نمی کنیم .ـ اون قاتل نیست
....سعی نداریم
.اونه یه...قاتل نیست
خب،من یه خورده .راجب سابقه ـش میدونم
.فرزند ناخواسته بوده
.جوون که بوده یتیم شده
شیش بار در هفت سال .به فرزند خوندگی گرفته شده
.خیلی عصبانی میشه ،آره به راحتی میتونی
پرونده من رو هم بخونی اون بیرون برای آدمایی مثل منُ اون همینطوره
لاندن،میدونم که باورش سخته
.ولی ما میخوایم کمک کنیم
از وقتی هفت سالم .بوده اینجا می اومدم
اینجا جای امنی .برای آدمایی مثل رافائله
.یه خونه ـس
...ولی
ولی برای اینکه قبولش کنیم باید مطمئن بشیم که خطری نداره
....دوست دخترش
.کسی
...ماه پیش
،داشت رانندگی میکرد ،یه طوفان بود
.سریع با ماشین دور زد
و بعدش رفتارهاش شروع شد
اولش فکر کردم .بخاطر غم از دست دادنشه
...و بعدش فکر کردم شاید
.مواد یا چیزی زده باشه
و بعدش یه ماشین چمن زنی .رو 50 قدم اونورتر از حیاط پرت کرد
همین موقع بود که پدر خونده مون .به کشیش زنگ زدن
به نظرم فکر کردن که .توسط یه شیطان تسخیر شده
..همه اینا
با گرگ جدیدمون .جور در میاد
.عادیه
.ممنونم،لاندن
.همه چی درست میشه
.قول میدم
.ما آماده ایم
.لاندن،کربی،میلتون گریزلی
.ـ دکتر سالتزمن،بیخیال دیگه .ـ بله،ام جی
.متاسفم
از یه یارو که اسمش الاریکه گرفتی
،میفهمم،لاندن
.ام جی دانش آموز کمک یار منه
.یه خون آشام هم هست
.البته که هست
میدونی برای حفظ کردن ،یک راز مدرسه
با اطلاعات که داری .بیش از حد با ارزشی
خب،ما خوشمون نمیاد که .هیچ کدوم از اینا رو یادت بمونه
هر چیزی که از دیشب فهمیدی و دیدی رو فراموش کن
تنها چیزی که باید بدونی اینه که دوستت
یه خونه پیدا کرده تا بتونه بهتر زندگی کنه .تو فراموشش میکنی
.ولی میدونی بهترین کار همینه
شما دوتا عقلتون رو از دست دادین؟
چطورمیتونم اینا رو فراموش کنم؟
.ـ ام جی،کارت رو اشتباه انجام دادی؟ .ـ نه کارم رو اشتباه انجام ندادم
راحت ترین حقه ای که توی .کتاب خون آشام هاست همینه
.ـ خب،جواب که نداد .ـ ظاهرا که جواب نداده
.مراقب باش
.ببرش داخل زندان
.خوب نیست .این بده
!نه
...ولم کن .ـ نه
.اینجا بشین و راجبش فکر کن
!لطفا،اینجا زندانیم نکن
!خواهش میکنم
.ـ لاندن .ـ خواهش میکنم
میتونی منو از اینجا ببری بیرون؟
فعلا نه،ولی به خدا قسم .اینجا هم زندانی نیستی
.من توی زندان جادوگرام
اینجا محل .تبدیل گرگینه هاست
.چه بهتر
من میونه خوبی ندارم ....با،میدونی دیگه
.ـ جاهای کوچیک .ـ زیاد اینجا نگهت نمیداریم
کسی انتظار نداشت که .نشه بهت نفوذ ذهنی کرد
.نمیدونم این یعنی چی
ام جی خواست خاطرات مربوط .به اینجا رو از ذهنت پاک کنه
.ولی جواب نداد
خب حالا که چی،من اسیرم؟ رافائل کجاست؟
.حالش خوبه،تو هم خوبی
ببین،نفوذ ذهنی روی کسایی .که شاه پسند داشته باشن کار نمیکنه
کلانتر شهر گاهی توی قهوه اش .وقتی پمپ بنزین هست استفاده میکنه
.که امروز صبح همونجا بودیم
تقریبا یه روز ،طول میکشه که از بدنت خارج بشه
.ولی فعلا باید صبور باشی
.حتما
.آره،مسئله مهمی نیست
.آره، من همینجا میشنیم
تنها توی زندان .با تفکراتم
...میتونی
...منظورم اینه
کنارم باشی؟
بخاطر همه اینا .واقعا متاسفم
ولی خوب شد .که دوباره دیدمت
!برو
آلیسا چنگ پارسال ،برای کلاس فیزیک جاروی پرنده درست کرد
ولی ریک راجر .از ارتفاع 30پا سقوط کرد
برای همین زندگی کودیچ .سر یه تیکه لوله رویایی بود
.به این بازی میگن ویکری
.وقتی ده سالمون بود مادر پدرمون ساختنش
نسخه بازی اونا .یکم خشونتش از ما کمتره
.
سریعا مخ این یارو تازه وارده رو زدین؟
.رقابت که نداریم با هم
علاوه بر این،هنوزم مراقب .یه روح زخم خورده ـم
.پنلوپه پارک
دیگه اسمش رو نمیاریم مگه یادت رفته؟
.شرمنده
فکر میکنی نظرش رو جلب کنه؟
.احتمالا،معمولا اینکارو میکنن
.خیلی خب
شنیدم که چه اتفاقی برای دوست دخترت افتاده
.کلاغ ها خبر رو می رسونن
،من یکم فضولم .یه جورایی مثلا دلبرم
.ممنونم،به نظرم
،علاوه بر این ها .ما خوشحالیم
.که میدونیم تو مجردی
.وای خدا
.این صدای درونم بود
.خیلی متاسفم
.آدمایی مثل تو منو استرسی میکنه
.ـ مثل من؟ .ـ میدونی دیگه
.جذاب
.عصبانی
.زخم خورده
.آره،خب
یه جورایی توی زندگیم تصمیم گرفتم
با دخترهایی مثل .تو صمیمی نشم
پس به نظرم .بهتر باشه لاندن رو پیدا کنم
.ـ لازم نبود بندازیش توی زندان .ـ خب کجا باید مینداختمش؟
.ـ با دستات ضربه رو دفع کن .ـ فهمیدم
اگه از پسش بر می اومدی .لازم نبود همچین حرفی بزنم
.متقلب
باید بزاری یه خون آشام .تمریناتم رو انجام بده
برای من یه خورده پیر شدی .که استخون هات رو بشکنم
.چه پر رو
بین تو و لاندن رابطه ای چیزی بوده؟
.ـ من رابطه ای ندارم ـ من به خوبی از درخواستت
.راجب دوری از روابط احساسیت در جریانم
.مطمئنا یه چیزی بوده
.ازش خوشم می اومد
.آدم عادیه
.خب،بیا همینطوری که هست نگهش داریم
ما اینجا زنده می مونیم .چون از قوانین پیروی میکنیم
.نباید قوانین رو به هم بزنیم
خودت همیشه به من میگی .الکی وقتم رو هدر میدم
من میگم که دیگه نباید خودت رو توی خوابگاه حبس کنی
و بشینی پست سر هم .تلویزیون نگاه کنی
من نمیگم که بری .با مردم صمیمی بشی
میدونی فقط هم استاد .من باشی بسه
تمام این کار های دیگه .جزو موارد کاریت نیست
،یه دوست برای خودت پیدا کن
.ـ و بعدش هم میتونیم رابطه ات رو ارزیابی کنیم ـ بابا؟
"پاکسازی قسمت "ال
...الیز
.سلام،بابایی
.سلام،عزیزم
.هی
.هوپ
تو هم نمیتونی بخوابی؟
آره،جام تنگه،تو چی؟
.گاهی اوقات بی قرار میشم
درگیری ذهنی داری؟
.همه چی مشغولم میکنه
.درونم آشوبیه
که همینطوری یهویی سوال برام پیش میاد
چطور میتونی اشیاء رو با .ذهنت کنترل کنی
.خیلی دیگه سوال می پرسی
تو بودی نمی پرسیدی؟
چرا داری میخندی؟
روزی که تو میدون شهر .با هم رقصیدیم رو یادم میاد
همون بنده خدایی که توی مدرسه سر به سرم میذاشت
بالاخره واسه چی اومد بود؟
روز بدی داشتم
میخوای احتمالا با من برقصی یا یه چیزی تو این مایه ها؟
میخوای من باهات برقصم؟
اینجا یه جور زندگی تو لحظه است
مثل اینکه من از دختر پر رو خوشم اومده بود
میخوام سعی کنم دوباره بخوابم
میدونی،اینکارو زیاد میکنی
چه کاری؟
ترک کردن
میتونم برای مردم خطرناک باشم
بهتر که فاصله خودمو باهاشون حفظ کنم
واسه کی بهتره؟
دوباره با سوالات
نمی تونستی دور بمونی،آره؟
رآف؟
چه مرگته،مرد؟
رو به راهی؟ اونا بهم کمک کردن بیارمت بیرون
طلسم احضار کبود که نشدی؟
من واقعا هنوز دارم رو مهارت هام کار میکنم- طلسم احضار-
بیا یه نوشیدنی بزنیم،داداش
اینو ببین تو تربیت بدنی آموزش میدن
خوب به نظر میرسی من نگران بودم
باهاشون صحبت کردم گرگ های شیک و پیک اینجا برمیگردن
همه این چیزارو دارم حس میکنی
همه چی که منو تو دردسر میندازه؟
عادیه
میخوام تو اونارو ببینی
اوم،صادقانه گمون میکنم این بهترین فرصت
باشه که از روی حصار بپرم و نا پدید بشم
باهات میام
...رآف،نه
آیان،این من و تو هستیم
پس هر کاری انجام بدی باهمدیگه هستیم
آره،در موردش بیشتر صحبت کنیم یا نوشیدنی بزنیم؟
چیزی میخوای؟
خوبم
...نفس بکش
بابا
باور نکردنیه- تقریبا نزدیک بود-
با یه چاقوی نون نای منو ببری
حواست بهم باشه
هوم
میدونی،میتونم به سرعت با استفاده
از گیاه های دارویی آزمایشگاه زیست شناسی خودم درمان کنم- نه-
نه،نه جادوی درکار نیست
جادوهات تورو به این حالت ها میبره
و میخوام این چیزا رو از ذهنت بیرون کنی
بابا؟
فکر میکنی خورد شدم؟
البته که نه
فکر میکنم مادر بیولوژیکی
خیلی دیوونت با اجداد جادوگر تورو با یه میراث
از تاریکی ترک کرد که مجبوری باهاش کنار بیایی
ولی جوزی از خود بی خود میشه- زمان خیلی زیادی-
صرف نگرانی در مورد خوشحالی مردم میکنه
این غیر طبیعیه بهش گفت میشه پدیده
وابستگی به هم و من خیلی مطمئنم
که مادرت فهمید این از طرف خانواده منه
... من فقط
نمیخوام هیچ وقت به کسی صدمه بزنم
اینو میدونم،عزیزم
به همین دلیله که این مدرسه رو باز کردیم
برای آموزش کنترل کردن،که
دلیلی که الان اینجام واسه کمک کردنه،باشه؟
تعجب کردم که تو وقت داری
با اون همه کلاس آموزشی که
با هوپ مایکلسون داری،شاید
اگه باهاش دوست بشی،میتونیم آموزش گروهی داشته باشیم
سعی کردم باهاش دوست بشم
وقتی که پنج ساله و نه سال بودم
و وقتی که سیزده ساله بودم
هیچ وقت هیچ تلاشی نکرد
هوپ خیلی چیزا رو از دست داده تو اینو میدونی
فقط میترسه برای اینکه از خودش محافظت میکنه
همه اینجا یه چیزی رو از دست دادند
اون امتیازی نسبت به بقیه نداره
نفس بکش،نفس بکش
بیا داخل
صبحت از یه شیطان واقعی شد
شرمنده که مزاحم شدم
...اوم
احساس یه جور نگرانی میکنم
یه جور مرخصی لازم دارم
اوه...برگرد به زمین
ولی از کارخونه قدیمی دور بمون
هیتهن ها یه مهمونی دارن
من فقط میخوام ده دقیقه استراحت کنم
اهوم
دارم یه مهمونی رو از دست میدم؟
نه،مثل گرگ و میش که همه افسانه های خون آشام هارو نابود کرد
باشه،همه شما واقعیتو میخواید
همه شما باید به مدرسه قدیمی برید
باشه،رفیقم بلد... اون یه بزه
مامانش همش دیوونه بود تو منو نمیکشی
و بعدش همش میگفت باید آزادتون کنم
و ... بوم با چاقو میزنتش
یارو مادر کصخلشو میکشه
نمیگم که همه شما باید مادرتون بکشید
دلیلش اینکه اینکار بی فایده است
ممنون که به لاندن کمک کردی
اوه،آره خواهش میکنم
میدونم خواهرم یهو حرفی زد که باعث ناراحتی شد
من فقط... واقعا میخوام بدونی که
واقعا بابت اتفاقی که واست افتاد متاسفیم
ممنونم
من یه بورس تحصیلی برای یو وی سی داشتم
میخواست بعد از فارغ تحصیلی دنبالم بیاد
بهترین کسی بود که میشناختم
خیلی دوسش داشتم یه جوری بود
که میگن انگاری فقط تو فیلماست
افرادی که اینو میگن
قبلا هیچ وقت به کسی علاقه منده نشدن
توم،همینطوری؟
معمولا
خیلی مراقبم یه جور مشکله
گمون نمیکنم به هیچ وجه مشکل باشه
باید به لیزی یه فرصت دوم بدی
لیزی بهترین آدمی که میشناسم
دیوونه ای؟ نزدیک بود بکشمت
بهش دست نزن
شرمنده،نکردم که ...منظورم اینکه،نبودم
کجاییم؟
اوم، تو کتابخونه یاد بود استیفن سالواتوره
همه وسایل اینجا یه داستان غیرطبیعی داره
داستان این یکی چیه؟
نمیدونم،ولی با توجه به تجربه من
شرط امنیتت اینکه به چیزی دست نزنی
توجه داشته باش
...شرمنده بابت قبل از
نباید بیرون اینجا باشی
آره،پرونده ای که زیر این چیزاست
به نظر واقعا واقعی میرسه پس حقیقت داره
...پس
پس گمونم معنیش این میشه که تو گرگینه هستی
اون گفت،تصادفا
خیلی چیزا هستم
نمیخوای دقیق تر توضیح بدی؟
فردا مجبورت میکنن فراموشش کنی بیخیال
منو سر کار نذار
این خیلی زیاد نیست،بعد از مهمونی پنه لوپه
هیچ حله و هولی در کار نیس
غذا لازم دارم
مونچای گرفتم
می تونم با این کمکت کنم
اوه، تو دردسر می افتیم
میدونم
جدی؟
پیشنهاده میکنم بهت همین الان سکس داشته باشیم
باشه،خب،اولا قرار نیست اینکارو بکنیم
دوما،آخرین باری که چک کردم
تو بیشتر با دخترا بودی ...و سوما
هیچکی ازت نمیخواد که ریاضی وارد این قضیه کنی
میدونی که منظورم چیه
اولا،اول قوانین قرار شکست بشه
دوما،من یه خانوم جذاب شیطونم
و فرضیات عددیت درباره تمایلات جنسی من
اونا مال گذشته است
...و سوما
واقعا اهمیت نمیدم این سه تا چی بود
ولی میخوای خون منو بخوری یا نه؟
ام جی؟
خونی که تو رگ های من جریان داره از انسان نیست
پدرم یکی از خون آشام های اصیل زمین بود
بود؟
بود
حتی موجودات جاودان هم میتونن یه راهی برای مردن پیدا کنن
نهایتا
کلاوس مایکلسون
شیطان بزرگ
خیلی این دور و بر محبوب نیست
یکی از پدر های آموزش دهنده ام مارو با سیگارش میسوزوند
گمونم به شیطان وابسته بود
مادرم یه گرگینه آلفا بود
اینجا دوباره یه بود به کار بردی
افرادی که بهشون اهمیت میدم به خاطر من میمیرن
دیگه سعی نمیکنم به بقیه نزدیک نشم
آره،میتونم اینو ببینم
اوم،مادر بزرگم یه جادوگر بود
پس،همه این چیزا رو واسم به ارث گذاشت
...ازم یه تک شاخ میسازی
یه دو رگه ترکیبی از سه موجود مختلف سه گانه
نمیتونم خودمو کنترل کنم وقتی تبدیل میشم مثل کاری که امشب کردم
من تنها فرد از گونه خودم هستم- اینو میبینی؟-
اسب تک شاخ
می تونم بهت یه چیزی نشون بدم؟
قبلا گفته بودی که اون یارو اسکاتلندیه باهات
وقتی که داشتیم می رقصیدیم سربه سرت گذاشته بود
خیلی شرمنده
اون یارو
می تونی به خاطرات من دسترسی داشته باشی مثل این؟
این خاطرات تو نیست،ماله منه
!ماشینم
!اوه،خدای من
اینکارو به خاطر من کردی؟
داشت می اومد
اوم،نباید بعد از ساعت منع رفت و آمد اینجا باشیم
باید برگردونیمت قبل از اینکه کسی بدونه رفتی
سلام،جو
ام جی رو
با اون دختره دیدم زبونشون میکشید رو گردنش میدونی که کیو میگم
!خجالت آواره
باید حواسشو جمع کنه نه اینکه
با دارک لورد باشه
حرکت بدی بوده رفیق
آره
فقط... فراموشش کن
رو ی نفر جدید تمرکز کن
یه کراش خوب شما رو باهم یر به یر میکنه
من دارم به رائفل فکر میکنم
اگه دوباره باهام صحبت کنه
بعدش خل و چل میشم
دستت تو بده بهم
گمونم به توافق رسیدم من رقاص وحشتناکی هستم
فکر کنم این بهت کمک کنه بتونی بخوابی
تو واقعا آدم خوبی هستی هوپ مایکلسون
این بخشی از جایی که ازش فرار میکنی
آره،میدونم
نمیتونم چیز دیگه ای به یاد بیارم،که کی هستم؟
احتمالا نه نه
...خب،تو این مورد
24ساعت شد برای دوره دوم آماده هستی؟- ...قطعا-
داشتم فکر میکردم میتونم بمونم یا نه
می تونم تورو با یه نفر
در تماس بذارم که بهت برای حل مشکلاتت تو خونه کمک کنه
خونه ای ندارم
دیگه خونه ای در کار نیست
میتونم کار کنم
میتونم ظرفارو بشورم یا مستخدم باشم
...می تونم آشپزی کنم
متاسفم،لاندن
ولی تو به اینجا تعلق نداری
پس به کجا تعلق دارم؟
بهم بگو باید کجا برم
نمیدونی چی اون بیرونه
نمیخوام
دردسر درست کنم
فقط یه راه کار میخوام که زندگی خودمو ردیف کنم
میدونم این بی رحمانه به نظر میرسه
ولی خواهش میکنم درک کن
این مدرسه ساخته شده برای اینکه به ذهن ها
موجودات فرا طبیعی جوون شکل بدیم
از راز هاشون محافظت کنیم، و بعدش بفرستیمشون بیرون
تو دنیا واقعی جوری کاملا به محیط مسلط باشن
برای این اینجا هستیم که مانع این بشیم که تو
انگیزه های تاریک بزرگشون غرق بشن
هیچ اشتباهی نکن این موجودات درنده هستن
خون آشام ها توسط غذا تحریک میشن
و کشته میشن
گرگ ها نمی تونن در حالت اولیه خودشون کنترل کنن
...و جادو گر ها
جادوگرا،وقتی تحریک میشن
مسئول بعضی از بدترین اتفاقات تاریخ میشن
اینجا به این سادگیا واست امن نیس
شرمنده ام
درک میکنم
ام جی داره بیاد داخل،لطفا
بابت دیروز واقعا متاسفم
ولی رفیقت قرار اینجا رو به راه بشه
داریم دنبالش میگردیم
فعلا کاری همه شما باید بکنید اینکه
خونه برید
همه چیزای که دیدی فراموش کن
یا چیزای که تو دو روز گذشته یاد گرفتی
همه چیزی که باید بدونید اینکه اون دوست شماست
یه خونه پیدا کرده که میتونه زندگی بهتری داشته باشه
مطمئنی؟- آره، رو به راه میشم-
قول میدم
مشکلی هست؟
زنگ خطر عمل نکرده
نمیدونم چرا
این چی بود؟
یه چاقو مال قرن دوازده امه
ریشه های فرا طبیعی ناشناخته
تو چطوری اون میدونی؟
وسایل باستانی به همراه حقیقت
واقعی انسان بی چاره از بین میره؟
خودت اینو محاسبه کن،هوپ- این-
این ازش یه دورغگو میسازه،باشه؟ من حواسم به سهم خودم هست
...ولی هیچی درباره اون نمیدونم
هوپ... نه تو درک نمیکنی هیچ راهی وجود نداره
اینو که وقتی من انتخاب میکنم برای بار اول
یه نفر نزدیک بشم تبدیل یه دورغ گو میشه
ممکن نیست،باشه؟ احمق نیستم
وقتی پاشو از در گذاشت بیرون مجبورش میکنیم برگرد خونه
پ؟- پس اینکارو نمیکنه-
این اولین مکانیه ما چک میکنیم
و اگه خونه نرفت معنیش اینکه حافظه اش پاک نشده
فقط داشته وانمود میکرده که پاک شده
اگه نمیتونه ذهن شو کنترل کنه
توسط یه موجود فرا طبیعی پس این فقط یه معنی میده
و اینکه اون یه موجود فرا طبیعیه
برای ده سال ما پیدا نشدیم
ازتون محافظت کردیم،ماموریت منحصر به فرد ما حفاظت از راز های شما بود
امشب برای پیدا کردن لاندن کربی به کمکتون احتیاج دارم
قبل از اینکه همه مارو لو بده
جو
با تو صحبت نمیکنم
صبر کن،شرمنده
خیلی خب؟ یه الاغم
میدونی که اون گیاه های سکسی شو تو علف های هرز مخفی میکنه
و من یه لحظه تو قضاوت لغزش داشتم
چرا همه میخوان باهاش باشن خیلی خاصه؟
خیلی خاصه؟
فقط ... در دسترسه
بیا اینجا
بهم صدمه نزن،باشه؟
به کمکت احتیاج دارم
سه کلمه بیشتر از میانگین سالانه باهام حرف زدی
یه نفر دیگه رو پیدا کن
این اتفاقی که واسه لاندن افتاد تقصیر منه
می تونم ردیفش کنم میدونم چطوری ردیابیش کنم
ولی این شامل استفاده جادوی سیاه میشه
خب، اجازه نداریم از جادوی سیاه استفاده کنیم
اینو دختری میگه چند دقیقه قبل یه نفرو سوزوند
منو تهدید میکنی؟
نه
نه فقط دنبال یه روح سرگردانه انتقام جو هستم
شرمنده
در مورد این مطمئنی؟
قطعا
چیزی می ببینی؟ فقط چشمک میزنه
بیا،یه چیزی بهم بده
فهمیدم،جاده29
نردیک مرز ایالت
این یه چاقوئه؟
آره
چیکار داره میکنه؟
نمیدونم
با کمک یه دوست تو گشت ایالتی اینجایم
از ش خواستم صحنه رو قفل کنه تا وقتی اینجا هستیم
پلیس محلی به نظر میرسه یه نشت شیمیایی بوده
واقعا داستان چیه؟
اینو میذارم به عهده شما تا ته تو قضیه رو در بیارید
خیلی خب،ممنونم،کلانتر
خنده داره زندگی چه کارا میکنه
بعد از سال ها بیخیال خیلی ها شدن
من قبلمو برای لاندن کیربی باز کردم
انسان در جای اشتباه و زمان مناسب
کی فقط یه جا میخواست که بهش تعلق داشته باشه
مشخص شد،لاندن به هیچ وجه قهرمان داستان من نیست
ولی وقتی که شکارش کردم
تبدیل میشم به آدم شرور زندگیش
Red Arrow وPunisher ترجمه از آرمین
کانال دانلود زیر نویس @Punisher_Sub
امیدوارم از تماشای این قسمت لذت کافی رو برده باشید
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.