All language subtitles for Lioness.S03E01.en

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی‌نما تقدیم می‌کند ‫www.30nama.com

‫[ آنچه گذشت… ]

‫خیلی‌خب، همه محکم بشینید

‫یه خانم نماینده ‫توی خاک آمریکا ربوده شد…

‫- خانم نماینده هرناندز؟ ‫- آره

‫…خانواده‌ش به دستورِ

‫وزارت امنیت چین کشته شدن

‫می‌خوایم یه شیرزن اعزام کنیم

‫انجامش بدید

‫در مورد برنامه‌ی شیرزن چی می‌دونی؟

‫- تو یه شیرزنی؟ ‫- من مدیریتش می‌کنم

‫نمی‌دونم می‌تونم به این دختر ‫اعتماد کنم یا نه

‫اما می‌دونم که می‌تونم ‫به تو اعتماد کنم

‫الان ماموریتت چیه؟

‫محافظت از ماموریت. ‫در برابر همه چیز. از جمله تو

‫می‌تونیم از مبارزه امتناع کنیم. ‫اما امتناع کردن از مبارزه

‫دلیلیه که انبارها پر از بچه می‌شن

‫تیر خوردم

‫و دارم دنبال راهی می‌گردم ‫تا با کنار کشیدن به‌خاطر تو کنار بیام

‫به‌خاطر اونا، به‌خاطر خودم

‫خب، امیدوارم پیداش کنی

‫الان هدفِ ماموریت گرفتن پدرته

‫- چرا؟ ‫- چون این‌طوری

‫می‌تونه زنده بمونه

‫- اونا می‌دونن ‫- «اونا» کی‌ان؟

‫بخش عملیات ویژه‌ی سیا

‫ماموریت اینه که به ایران

‫و چین نشون بدیم که ما ‫تنها کشوری نیستیم که مرز باز داریم

‫نذارید مچ‌تون گرفته بشه

‫همه این ماموریت رو زیر نظر دارن

‫منم بخشی از این ماموریتم؟

‫تو بخش اصلی هستی

‫می‌خوایم بفهمیم چقدر ‫خلبان خوبی هستی

‫‏۲ دقیقه تا رسیدن به هدف فاصله داری

‫مطمئن نبودم برمی‌گردی خونه یا نه

‫مطمئن نبودم که خونه‌ای ‫برای برگشتن بهش دارم یا نه

‫اینجا همیشه خونه‌ی توئه

‫ببینید کی اومده خونه

‫مامان؟ خودتی؟

‫- مامان؟ ‫- خودمم، عزیزم

‫دولت فرانسه اعلام کرده

‫که همه‌ی گزینه‌ها رو بررسی می‌کنه،

‫از جمله اعلام وضعیت فوق‌العاده

‫بعد از سپری کردن سومین شب

‫از افزایش خشونت و شورش‌ها…

‫بیایید با خاورمیانه شروع کنیم

‫روزنامه‌ی تایمز گزارش داده که حماس

ادعاهای مربوط به نادیده گرفتن

درخواست‌های جامعه‌ی بین‌المللی

‫درباره‌ی بحران غزه رو رد کرده…

‫در همین حال اتفاقی فاجعه‌بار ‫در اوکسویل رخ داده

‫چندین نفر مُردن ‫و تعداد بیشتری مفقود شدن

‫به دلیل انفجار در یک کارخانه مواد منفجره…

‫ده‌ها جنگجو در درگیری‌های مرزی شبانه

‫بین پاکستان و افغانستان کشته شدن

‫در شدیدترین درگیری‌ها بین…

‫رئیس‌جمهور اوکراین گفته که روسیه

‫این کشور رو

‫با ۴۵۰ پهپاد و ۳۰ موشک هدف قرار داده

‫در یک حمله‌ی سراسری که اهداف...

‫خب، مکس، دیگه ۴ ساعتی می‌شه

‫که این‌جا توی ساختمون کنگره

‫توی وضعیت قرنطینه هستیم

‫اداره‌ی مبارزه با الکل، دخانیات، سلاح گرم و مواد منفجره، ‫اداره تحقیقات تنسی، امنیت داخلی،

‫و چندین سازمان دیگه در حال حاضر…

‫دفتر دادستان کل برزیل

‫کیفرخواستی تنظیم کرده

‫- علیه ۳۹ نفر… ‫- خاورمیانه

‫محور اصلیِ همه‌چیزه، ‫این رو می‌دونیم، اما این مسئله

‫می‌تونه مثل آتش همه‌جا پخش بشه

‫اسرائیل همچنان در غزه می‌ماند

‫و چاره‌ی دوکشوری را رد می‌کند،

‫پس این آغاز یک خاورمیانه‌ی جدید است؟

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر

‫یا خدا، این‌که آب یخه

‫- برای کاهش التهاب خوبه ‫- آره،

‫قرص ادویل هم ‫اون کار رو می‌کنه، عزیزم

‫نمی‌خوام براش قرص بخورم

‫می‌خوام بدنم کار رو انجام بده

‫خب، چند تا کار به ذهنم می‌رسه ‫که می‌خوام بدنت انجام بده

‫اون فرصت یک ساعت پیش ‫از دست رفت

‫- یعنی فرصتی در کار بوده؟ ‫- آره، و از دستش دادی

‫نه!

‫فکر می‌کردم دیشب تکالیف‌تون رو نوشتید

‫بابا، مرکز ایالت مِین کجاست؟

‫مرکزش… عزیزم، ‫مرکز ایالت مِین کجاست؟

‫آگوستا

‫اون مرکز جورجیاست

‫نه، مرکز ایالت جورجیا ‫آتلانتاست، عزیزم

‫راست می‌گه. ‫آگوستا درسته، بابایی

‫واقعاً؟ تا حالا نشنیده بودم

‫- ورمانت چی؟ ‫- ورمانت… شهر برلینگتون

‫شهر مون‌پلیه

‫عجیبه که این رو می‌دونی

‫- چرا تو نمی‌دونی، بابا؟ ‫- باشه، عقل‌کل‌ها،

‫کی می‌تونه اسم عصب‌های اصلی ‫دیواره‌ی قفسه‌ی سینه رو بگه؟

‫آسونه. عصب‌های میان‌دنده‌ای…

‫تو رد صلاحیت شدی

‫چرا رد صلاحیت شدم؟

‫رد صلاحیت شدی دیگه

‫باشه، صبر کنید. ‫من یه سوال دارم. آماده‌اید؟

‫ایکس به توان ۳، ‫منهای ۶ ایکس به توان ۲،

‫به علاوه‌ی ۱۱ ایکس، ‫منهای ۶ مساوی است با صفر

‫- چی؟ ‫- من که سوالی نشنیدم

‫باشه، اینم از سوال

‫چه مقادیری برای متغیرها باعث می‌شن ‫این معادله صفر بشه؟

‫نه، توی زندگیت ‫هیچ‌وقت جواب اون به دردت نمی‌خوره

‫از اون مدرسه درت میارم

‫یا خدا. خیلی آسونه

‫- آسونه؟ باید تنبیه بشی ‫- تنبیه بشم؟ واقعاً؟ چرا؟

‫هنوز نمی‌دونم. ‫برای شام میایی خونه؟

‫قاعدتاً آره

‫می‌تونم به این کار از ۹ تا ۵ عادت کنم

‫نکن

‫شما خانم‌ها رو شب می‌بینم

‫بابا رو دوست نداری؟

‫همه‌ی عشقم رو ‫برای تو نگه داشتم، بابایی

‫- اَه! ‫- خیلی‌خب. حال به هم زنه

‫- حال به هم زنه ‫- باشه

‫- باشه، باشه، باشه ‫- باشه. خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫- خداحافظ، مامان. دوستت دارم ‫- خداحافظ، مامان

‫خیلی‌خب. تموم کنید. ‫باید بریم

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫[ پایان دموکراسی ]

‫چیز جالبی نوشته؟

‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ‫تیترِ «پایان دموکراسی»

‫این‌قدر توخالی به نظر برسه

‫یه دروغ رو نمی‌شه خیلی تکرار کرد

‫خیلی کوته‌بینانه به نظر می‌رسه

‫یه صنعت کامل که خودش رو ‫بی‌اهمیت و بی‌اثر کرده

‫نه اگه به این فکر کنی

‫که چطور آموزش دیدن ‫و چه کسانی آموزش‌شون دادن

‫- فقط رد پول رو بزن ‫- آره

‫خود قطر بیشتر از ۱۱ میلیارد دلار

‫به دانشگاه‌های آمریکا کمک کرده

‫چین از سال ۲۰۱۲ ‫‏۲.۳ میلیارد دلار کمک کرده،

‫و ۱۲ میلیارد دلار شهریه پرداخت شده

‫برای دانشجوی‌های چینی، ‫اونم توی دانشگاه‌های ما

‫اون‌وقت تعجب می‌کنی ‫که فارغ‌التحصیل‌های اون دانشگاه‌ها

‫از برنامه‌های کمونیستی حمایت می‌کنن

‫و اعلام می‌کنن که دموکراسی ‫داره می‌میره؟

‫اصلاً برای گفتن همین جملات ‫آموزش دیدن

‫حتی یه ذره هم برات ترسناک نیست؟

‫یه ظاهر فریبنده‌ست، عزیزم

‫اگه می‌خوای من بترسم ‫در مورد هوش مصنوعی حرف بزن

‫اون پایان واقعی دموکراسیه

‫عـه

‫سلام، داری میایی؟

‫نیم ساعت دیگه می‌رسم. تو چی؟

‫اون‌طرف شهر جلسه‌ی ‫توجیهی امنیتی دارم

‫نیازه منم بیام؟

‫نه، هنوز نه

‫این‌جا دیگه به آخراش نزدیکیم

‫خب، خودت روال کار رو می‌دونی

‫این‌طرف ماجرا

‫یه عالمه کاغذبازی هست

‫- آفرین ‫- چی؟

‫گندش بزنن! بهم حمله شده! ‫بهم حمله شده!

‫جو؟

‫جو؟

‫لعنتی! نه!

‫به کلاغ حمله شده

‫به کلاغ حمله شده، ‫همین‌الان بهش حمله شده

‫ردیاب رو فعال کنید. ‫تمام نیروها رو به آخرین موقعیت ثبت‌شده بفرستید

‫« شـیـرزن »

‫[ مقر سیا ] ‫[ ویرجینیا، لانگلی ]

‫[ ‏۶ ماه قبل ]

‫پارک کجاست؟

‫محوطه‌ی دانشگاه جرج‌تاون

‫خودمون چطور متوجه شدیم؟

‫توی یه بار رفته سراغ کایل

‫- کدوم بار؟ ‫- بارِ «نت». فکر می‌کرده

‫یه تله‌ی جنسیه. ‫گفت توی کی‌یف اون رو

‫همراه با ۴۶ دیده، و هفته‌ی گذشته هم ‫توی سفارت اوکراین اون رو دیده

‫عضو سرویس امنیتی اوکراینه، ‫سال ۲۰۱۸ وارد سرویس اطلاعات خارجی روسیه شده

‫- زمان زیادی برای جاسوس دوجانبه بودنه ‫- با کی‌یف ارتباط برقرار کردیم

‫- سرویس امنیتی اوکراین تأیید کرد ‫- باشه

‫چه اطلاعاتی داره؟

‫خودمم خیلی کنجکاوم

‫[ دانشگاه جرج‌تاون ]

‫همه‌چیز خوبه؟

‫آره

‫ما دوست نداریم این‌طوری ‫کارها رو انجام بدیم

‫سرویس اطلاعات خارجی روسیه بیشتر از این‌که ‫شما رو زیر نظر داشته باشه،

‫نیروهای خودش رو زیر نظر داره

‫از وقتی جنگ شروع شد ‫دنبال یه راه می‌گشتیم

‫یه فرصت پیدا شد، ‫منم ازش استفاده کردم

‫باشه

‫می‌خوای چیکار کنی؟

‫الکسی یوریموف

‫ببخشید. خیلی از جاسوس‌های روس ‫سر درنمیارم

‫حوزه‌ی کاری من خاورمیانه‌ست

‫- می‌دونی سازمان اِس‌اِس‌دی چیه؟ ‫- آره

‫مدیر اون سازمانه

‫رفته خط مقدم. ‫موقعیت مکانیش رو دارم

‫باشه. آفرین بهت

‫می‌خوایم شما بگیریدش

‫چرا اون کار رو بکنیم؟

‫اهرم فشار. شاید بتونید ‫اون رو معامله کنید

‫چه نفعی برای شما داره؟

‫بازوی اجرایی پوتینه

‫اگه ما بُکُشیمش، ‫پوتین بدجور انتقام می‌گیره

‫اما اگه شما بگیریدش، ‫فقط بخشی از بازیه

‫و خطر بزرگی برای واحد عملیاتی ‫یا نیروهای شاخه‌ی عملیات زمینیه

‫چون اگه ماموریت شکست بخوره

‫قبل از این‌که راهی اردوگاه کار اجباری بشن ‫جلوی تمام دنیا نمایان می‌شن

‫می‌تونید وزیر پوتین رو ‫از صفحه‌ی بازی شطرنج حذف کنید

‫می‌دونید چقدر برای همه‌مون باارزشه؟

‫می‌دونم. برای شما باارزشه

‫اما چه چیزی گیر ما میاد؟

‫- چی می‌خواید؟ ‫- نمی‌دونم. چیکار می‌کنی؟

‫- توی چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنی؟ ‫- جذب نیرو و نفوذ

‫تله‌ی جنسی می‌دونی چیه؟

‫می‌دونم تله‌ی جنسی چیه

‫من تله‌ها رو می‌ذارم

‫چطور باهات در ارتباط باشیم؟

‫شماره‌ت رو بده بهم. ‫به یه نفر می‌گم…

‫اصلاً حرفشم نزن

‫تو به من شماره بده، ‫و باهات ارتباط برقرار می‌کنیم. شاید

‫فقط تا یه هفته اعتبار داره

‫اگه علاقه‌مند بودیم، ‫تماس می‌گیریم

‫همه‌چیز خوب پیش رفت؟

‫- جالب بود ‫- واقعاً؟

‫این «جالب» باعث می‌شه ‫به کجا اعزام بشیم؟

‫تا حالا اوکراین رفتید؟

‫حتماً شوخی می‌کنی، رئیس

‫می‌دونی، رفتن به اوکراین همیشه ‫توی لیست آرزوهام بوده، رئیس

‫آره، فکر کنم همین‌طوره

‫لعنتی

‫[ اوکراین، دونتسک ]

‫دودزا می‌اندازم

‫حرکت کنید

‫من آخرین نفرم

‫سفر خوبی بود؟

‫خوب که نمی‌شه گفت، ولی…

‫خب، به نظر می‌رسه دست‌هاتون

‫و پاهاتون سالمن،

‫پس به نظرم سفر خوبی بوده

‫بقیه این‌جان

‫[ اوکراین ]

‫بالاخره اومدی

‫این‌جا دیگه مرز نیست، عزیزان،

‫یه ماموریت سنگین و درست‌وحسابیه

‫هر چیزی که هست خیلی دیوونه‌واره

‫معتقدیم که روس‌ها

‫به این خط لوله‌ی گاز تونل زدن

‫و ازش برای جابه‌جایی نیروها ‫و تجهیزات استفاده می‌کنن

‫نیروهایی که اطراف هدف هستن ‫اهل کره‌ی شمالی‌ان

‫جنگجوهای باانگیزه‌ای‌ان، ‫اما تاکتیک‌های افتضاحی دارن

‫و موفقیت چندانی هم در برقراری ارتباط

‫بین سامانه‌های مخابراتی خودشون ‫و ارتباطات روس‌ها نداشتن،

‫و حس می‌کنیم می‌تونیم ‫ازش استفاده کنیم

‫هدف کجاست؟

‫صفحه نمایش رو ببینید

‫خیلی‌خب، روس‌ها

‫داخل بدن مامورهاشون ردیاب کار می‌ذارن

‫جاسوس‌مون اون‌قدر کاردرست بود

‫که مختصات شناسه‌ی هدف رو بهمون داد

‫انگار وسط میدون مبارزه‌ست

‫زیرشه. توی خط لوله‌ست

‫آره

‫پس یه مامور ارشده،

‫- درسته؟ ‫- درسته

‫توی خط مقدم جنگ

‫با این محافظ‌های ضعیف چیکار می‌کنه؟

‫یه چیزی رو برنامه‌ریزی می‌کنه

‫توی آخرین حمله‌شون ‫از خط لوله‌های بلااستفاده

‫برای پیشروی استفاده کردن، ‫به نظر می‌رسه الان هم

‫چنین چیزی رو برنامه‌ریزی می‌کنن

‫اگه با یه یگان از نیروهای ‫ویژه‌ی روسیه اومده بود،

‫کل اون دره رو

‫با بمب‌هامون زیر و رو می‌کردیم،

‫اما با نیروهای کمی اومده،

‫- درست مثل شما ‫- خیلی‌خب

‫نقشه چیه؟

‫کودی

‫آره

‫ببخشید، برادر

‫خب، خودمون این‌جاییم

‫میاییم این‌جا

‫از توی این سنگر حرکت می‌کنیم ‫و از جناح چپ بهشون نزدیک می‌شیم،

‫که نقطه‌ی تجمع آلفائه

‫اول یه پهپاد می‌فرستیم

‫تا پناه بگیرن، ‫بعدش با گلوله‌های ۱۰۵ میلی‌متری،

‫‏۱۵۵ میلی‌متری و خمپاره‌های ۱۲۰ میلی‌متری ‫هدف قرارشون می‌دیم

‫بعدش سگ‌ها رو می‌اندازیم به جون‌شون

‫عجب آدم‌هایی

‫یگان آلفای سازمان امنیت اوکراین، ‫یه واحد اوکراینی

‫از اون‌جا وارد می‌شه. ‫به این‌جا و این‌جا حمله می‌کنن

‫ما هم از این سنگر

‫به سمت مرکز فرماندهی می‌ریم

‫بعدش به این مزرعه می‌ریم،

‫در رو می‌ترکونیم، ‫دوباره سگ‌ها رو وارد کار می‌کنیم

‫عاشق این مزخرفات ‫ژست‌های مردونه‌شونم

‫- عاشقشم ‫- و بعدش، آره،

‫باید سریع خودمون رو به هدف برسونیم

‫- مثل آب خوردنه ‫- خیلی ساده‌ست

‫ما قراره کجا باشیم؟

‫شما پوشش می‌دید ‫برای موقع خروج

‫از کجا؟

‫از این‌جا

‫نه، نه، نه. مزخرفه

‫- ما سپر دفاعیِ اون هستیم ‫- آره، هی، هی،

‫هر جایی اون بره، ما هم میاییم. باشه؟ ‫این روش به درد ما نمی‌خوره

‫فکر می‌کنی کدوم خری هستی، پهلوون؟

‫هی، به هم‌رزم من دست نزن

‫هی!

‫شماها هیچ اختیاری ندارید

‫حتی توی ارتش هم نیستید

‫- ارتش؟! ‫- پس قضیه از این قراره،

‫- این عملیات رسمی ارتشه؟ ‫- همه آروم باشید

‫رفیق، این یه ماموریت ضدتروریستی نیست

‫- وسط جنگ هستیم ‫- چیه؟ فکر می‌کنی

‫ما با جنگ آشنا نیستیم؟ ‫چون همین‌الان وسطش بودیم

‫- و شما هم پشت سرمون بودید ‫- تاکر

‫باید حداقل یه نفر از تیم خودمون ‫همراهش باشه

‫عجب شروع خوبی، بچه‌ها

‫و براتون سوال پیش اومده ‫که چرا نمی‌خوایم همراه‌مون بیایید

‫مثل یه مشت تازه‌کار رفتار می‌کنید

‫تا حالا برای…

‫جنگ توی سنگر آموزش دیدی، بابی؟

‫نه؟

‫دفاع در برابر انبوهی از پهپادها چی؟

‫روی اون کار کردید؟

‫نه، امکان نداره

‫برای تاکتیک‌های جنگی ‫این میدون نبرد آموزش ندیدید

‫پس این‌جا چه غلطی می‌کنیم؟

‫فرمانده‌ها می‌خوان سیا ‫هویت هدف رو تأیید کنه

‫این یگان هیچ پرونده‌ای نداره، ‫هیچ سابقه‌ای ازشون موجود نیست

‫و نمی‌خوایم خطر کنیم

پایگاه اطلاعاتی دی‌اِل‌اِی ‫یه منبع امن برای این کار نیست

‫موقعیت مکانیش رو داریم، ‫اما نمی‌دونیم چه شکلیه

‫مزخرفه

‫مزخرف سطح پایین

‫- سزاوار شماست ‫- به من می‌گی

‫- سطح پایین، حروم‌زاده؟ ‫- بابی

‫- بابی، آروم باش ‫- رفتارتون سطح پایینه

‫دارم کارم رو انجام می‌دم

‫کارتون این بود که اون رو بیارید این‌جا

‫- و کارتون رو انجام دادید ‫- کون لقت

‫حالا کارتون تموم شده

‫خدایا، بچه‌ها. من می‌رم

‫خیلی‌خب؟ من می‌رم. ‫الان همه خوش‌حالید؟

‫- نه. امنیت عملیاتی می‌گه اون باید بره ‫- خوبه؟

‫حتماً باید اون بره

‫شما روش‌ها و تاکتیک‌های خودتون رو دارید، ‫ما هم روش‌های خودمون رو داریم

‫می‌خوام نیروهای پشت سرم رو بشناسم

‫من رو می‌شناسی

‫کودی… می‌دونی منظورم چیه

‫کروز،

‫چیزهایی که یادت دادیم رو ‫که فراموش نکردی، ها؟

‫هیچی رو فراموش نکردم

‫اینم از این

‫تو بمون پشت سر من، ‫اون هم می‌مونه پشت سر تو

‫الان همه خوش‌‌حالن؟

‫از این مزخرفات خوشم نمیاد، رئیس

‫ببینید، یه طرف نیروهای رده یک هستن، ‫یه طرف هم این عوضی‌ها

‫پیش اونا امنیتت بیشتر ‫از اینه که توی این سنگر بمونی

‫حواسم بهش هست

‫ساعت ۶ صبح حرکت می‌کنیم. خب؟

‫اون موقع از رودخونه مه میاد

‫سیستم‌های حرارتی افتضاح‌شون ‫توی مه چیزی رو تشخیص نمی‌دن

‫در طول روز می‌خوایم ‫عملیات رو انجام بدیم؟

‫اونا هم مثل ما دید در شب دارن، ‫اما دوربین‌های حرارتی‌شون افتضاحن

‫نهایتاً نسل دوم باشن، پس…

‫به مه نیاز داریم

‫بذارید از همون اول ‫روی عملیات نظارت داشته باشیم

‫- یگان آلفای سازمان امنیت اوکراین نظارت داره ‫- چرا ما نداشته باشیم؟

‫چون اگه یگان آلفای سازمان ‫امنیت اوکراین لت‌وپار بشه،

‫خبرش رو روی صفحه‌ی اولِ

‫روزنامه‌ی نیویورک تایمز نمی‌زنن

‫سوالات دیگه‌ای ندارید؟

‫بمونید توی سنگر

‫ساعت ۴ صبح دوباره ‫نقشه رو مرور می‌کنیم

‫یعنی جلسه تمومه، خانم‌ها

‫یالا

‫اون‌طرف راهرو یه اتاق داریم

‫- عالیه ‫- درست رفتار کنید

‫تو نه، جو. ‫نه، شما دو نفر پیش ما می‌مونید

‫کیرم توی این عملیات

‫مزخرفه

‫می‌دونید، انگار نه انگار ۵ سال پیش

‫با این حروم‌زاده‌ها ماموریت انجام می‌دادیم

‫همین ۵ ماه پیش همراهشون بودیم

‫لعنتی!

‫گوش کنید، برای این عملیات ‫آموزش ندیدید

‫من یک هفته‌ست این‌جام

‫این جهنم…

‫مثل اینه که جنگ جهانی اول

‫و جنگ ستارگان با هم قاطی شدن

‫از همه طرف پهپاد میاد ‫و همه‌ی سلاح‌هایی

‫که توی این سیاره هستن ‫دارن این‌جا آزمایش می‌شن

‫در حالی که سربازها ‫هنوز با سرنیزه

‫از دیوار سنگرها بالا می‌رن

‫خودتون می‌بینید، ‫بهم اعتماد کنید، می‌بینید

‫و خوش‌حالم که قراره ‫توی این سنگر بشینم

‫و منتظر بمونم

‫و این حرفم رو یادتون باشه،

‫اگه اون عوضی رو بگیرن،

‫خارج کردنش سخت‌ترین بخش ماموریته

‫چون روسیه تا خود لهستان ‫دنبال‌مون میاد

‫تا اون حروم‌زاده رو نجات بده

‫آره، شاید درگیری فردا رو از دست بدیم،

‫اما از جنگ جا نمی‌مونیم

‫لعنتی

‫♪ People Hatin' - The Red Clay Strays ♪

‫ارائـ ــ.ـه از سـ ـایـ.ـت سـ ـی‌نــمـ ـا

‫صبح بخیر

‫آره

‫اگه از قبل سلاح‌هاتون رو آماده نکردید ‫الان وقتشه

‫آماده‌ایم

‫- همه آماده‌ان؟ ‫- آره

‫خیلی‌خب، بزنید بریم

‫وای، گندش بزنن

‫فکر کنم آزاد کردن سگ‌ها ‫برای این آدم‌ها یه استعاره نیست

‫یا خدا

‫این یه درگیری مسلحانه ‫توی ولایت پَکتیکا نیست

‫- چشم‌هات باز باشن و اطرافت رو ببین. فهمیدی؟ ‫- دریافت شد

‫بفرستیدشون، بفرستیدشون، ‫بفرستیدشون، بفرستیدشون، بفرستیدشون

‫هی، پشت سرم باشی

‫- عقب نمونی ‫- دریافت شد. حواسم هست

‫پشت سر من بیایید

‫برید

‫تایتان، کافیه

‫- گریدی، آماده‌ای؟ ‫- آماده‌ایم

‫حرکت کنید

‫هچت ۱، سورد ۱ صحبت می‌کنه

‫در حال نزدیک شدن به نقطه‌ی ورود هستیم. براوو، تأیید کن

‫دریافت شد، سورد ۱. ‫توی موقعیت هستیم

‫پناه بگیرید!

‫لعنتی

‫یکی بره پشت اون یکی مسلسل!

‫تو نه. برو پایین، برو پایین

‫وای! می‌تونم به داشتن ‫یکی از اینا عادت کنم!

‫خیلی‌خب، امنه. بریم

‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

‫- هی! ‫- ها؟ چه کوفتی بود؟

‫اگه تو رو از دست بدیم ‫ماموریت شکست می‌خوره، می‌فهمی؟

‫تا زمانی که به هدف نرسیم، ‫حفظ جون تو ماموریت‌مونه

‫پس مراقب باش

‫و شما، موقع خروج ‫مراقب تیراندازی‌تون باشید، خب؟

‫- ما هدف نیستیم ‫- حواسم هست

‫آره، می‌بینم. می‌شنوی؟

‫نه، سر تکون نده. تأیید کن

‫دریافت شد. ‫بهتون شلیک نمی‌کنیم

‫حرکت می‌کنیم. سگ‌ها

‫بفرستیدشون

‫جزغاله‌شون کن

‫پشت سر من بیایید

‫نیروی نفوذ

‫منفجرش کن

‫تایتان

‫کافیه

‫برید

‫برید، برید، برید

‫از وقتی رفتن توی خونه ‫خیلی اوضاع آروم و ساکته

‫- آره ‫- همه‌چیز رو با صداخفه‌کن انجام می‌دن

‫پس حتی اگه در حال تیراندازی باشن…

‫کسی بهشون شلیک نمی‌کنه؟

‫تیم دلتاست دیگه

‫هی، شما نباید این‌جا باشید

‫آره، و تو هم نباید توی ‫اوکراین باشی، داداش

‫- هیچ‌کدوم‌مون نباید این‌جا باشیم ‫- برای تو کار نمی‌کنیم، رفیق

‫از یه شاخه‌ی دیگه هستیم

‫- همین‌جا می‌مونیم ‫- ماهواره‌هاشون

‫روی این موقعیت قفل هستن

‫همین‌الان که داریم حرف می‌زنیم ‫سرویس اطلاعات خارجی روسیه شما رو زیر نظر داره

‫مهم نیست

‫می‌خوایم وقتی برمی‌گردن ‫پوشش‌شون بدیم، پس بزن به چاک

‫توپخانه پوشش می‌ده. باشه

‫وقتی یه عالمه پهپاد می‌فرستن

‫این در کوفتی رو می‌بندیم ‫و امکان نداره بازش کنیم

‫هی، اگه بخوایم اون در باز بشه، ‫خودمون بازش می‌کنیم

‫و از نحوه‌ی باز کردنش خوش‌حال نمی‌شید،

‫اما بهت قول می‌دم که باز می‌شه

‫حروم‌زاده

‫نفوذ کردن

‫آره

‫دارم خیلی نگران می‌شم

‫هیچ‌وقت نگران تیر خوردن من ‫نیستی، بابو

‫چون تو همیشه تیر می‌خوری

‫نگرانی برای تو وقت‌تلفیه

‫نارنجک

‫مال اونا بود یا خودمون؟

‫معلوم نیست

‫لعنتی

‫یکی پیدا کردم

‫دکتر نیاز داره

‫برای اون دکتر نداریم. بریم

‫رئیس؟

‫آره. بریم

‫سگ‌ها

‫چقدر با هدف فاصله داریم؟

‫پشت سر من بیایید

‫منفجرش کن

‫کسی روسی بلده؟

‫جو، نوبت توئه

‫کدوم‌شون؟

‫اونی که جلوت وایساده ‫و ریش‌هاش جوگندمی‌ان و موهاش بلندن

‫بقیه رو بُکُشید

‫این از سلاحش

‫عـه، یه چاقو هم داره

‫کودی، باید بتونه سفر کنه

‫نه، باید سرش ضربه بخوره،

‫نگران این باشه که ما ‫می‌زنیم دهنش رو سرویس می‌کنیم،

‫- نه این‌که توی فکر فرار باشیم ‫- باید بتونه راه بره

‫اگه نتونه راه بره، خودمون می‌بریمش

‫گوشی

‫- ردیاب کجاست؟ ‫- زیربغل سمت چپ

‫دی‌جِی

‫پیداش کردم

‫هی، کون لقش،

‫- بذار خون‌ریزی داشته باشه ‫- خیلی‌خب، پس حله

‫بپوشونش

‫- دست‌هاش رو ببند ‫- تمومه

‫حله

‫- آماده‌ست ‫- خیلی‌خب، بلندش کنید

‫بلندش کنید

‫پشت سر من بیایید

‫حله

‫برو

‫خیلی‌خب، برادر. ‫باید بزنیم به چاک

‫پشت سرتم

‫شما دو نفر جلو برید

‫حله

‫سندمن، سورد ۱ صحبت می‌کنه

‫زدیم به هدف و در حال نزدیک شدن

‫به مسیر اصلی خروج هستیم

‫درخواست آتش. نقطه‌ی هدف: ‫کابوی‌ها. سرکوب فوری

‫ده گلوله مهمات انفجاری سریع. تمام

‫- دریافت شد، سورد ۱ ‫- خیلی‌خب، بریم

‫من آخرین نفرم

‫برید، برید، برید

‫دارن میان! دودزا بندازید! دودزا بندازید!

‫امیدوارم توی مسیر درست باشیم

‫فقط به دویدن ادامه بده

‫اون چه کوفتیه؟!

‫به پایگاه برگرد!

‫سرباز، به پایگاه برگرد!

‫فرار کن!

‫تا حالا چنین چیزی ندیده بودم

‫دودزاهای بیشتری بندازید! ‫دودزا بندازید! اون لامصب‌ها رو کور کنید!

‫حرکت کنید! بجنبید!

‫من آخرین نفرم!

‫برید. برید

‫برید، برید، برید، برید، برید، برید!

‫- برید، برید، برید، برید، برید! ‫- برید، برید، برید، برید، برید!

‫یالا، برید، برید، برید، برید، برید! ‫برید، برید، برید، برید، برید!

‫تأیید هویت توسط سیا؟

‫من تأیید کردم

‫حروم‌زاده! لعنتی!

‫همه‌چیز خوب پیش رفت؟

‫تا جایی که ممکنه

‫خون زیادی روی صورتت هست

‫آره، خون من نیست

‫جلسه‌ی توجیهی داریم؟

‫نه، معلومه که نه. این‌جا نه

‫باید از این‌جا بریم

‫تا ساعت ۱۸ همه آماده‌ی حرکت باشن

‫هی، برادر. باید اون رو هم ‫آماده‌ی سفر کنی

‫- اون مادرجنده‌ها ‫- نه

‫برای سفر آماده‌ش کن

‫اون مأمورهای اطلاعاتی ‫کلاً از نژاد دیگه‌ای هستن، نه؟

‫همه‌شون از نژاد دیگه‌ای هستن

‫خیلی‌خب، بیایید وسایل رو جمع کنیم

‫و گورمون رو گم کنیم

‫دقیقاً چطور می‌خوایم ‫اون کار رو بکنیم، رئیس؟

‫خیلی دیوونه‌وار بود

‫یه مشت آدم رو به‌خاطر ‫یه مهره‌ی شطرنج کشتیم

‫اونم توی جنگی که هیچ ربطی ‫به خودمون نداره

‫بهمون ربط داره

‫نیروهای ویژه و سیا همه‌جا هستن

‫منم سعی دارم همین رو متوجه بشم

‫این‌جا جای حرف زدن در موردش نیست

‫کجا می‌ری؟

‫روحمم خبر نداره

‫جایی برای خودمون آماده کردن؟

‫گفتن اون‌طرف راهرو

‫خیلی چیزهای دیوونه‌واری دیدم، رئیس. ‫اما اون چه وضعش بود؟

‫این‌جا نه، بابی

‫ربات‌ها و پهپادهای کوفتی

‫این‌جا نه

‫مسیر خروج داریم؟

‫همون مسیری که وارد شدیم، ‫فقط برعکسش

‫- سلام، اومدی خونه ‫- آره

‫- ساعت چنده؟ ‫- دیروقته

‫یا… اول صبحه، بستگی به زاویه‌ی دیدت داره

‫- باشه ‫- نه. نه، نه، نه

‫بلند نشو. فقط می‌خواستم ‫صورتت رو ببینم

‫- الان میام ‫- باشه

‫- دوستت دارم ‫- خداحافظ

‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

‫ما با پلیس ایالتی هستیم

‫امکانش هست بیایید بیرون؟

‫اصلاً امکانش نیست. ‫قضیه چیه؟

‫لطفاً بیایید بیرون

‫قضیه چیه؟

‫ازتون می‌خوایم بیایید بیرون

‫آره، منم اسم،

‫شماره‌ی نشان، اسم فرمانده،

‫حکم، و هزار چیز دیگه می‌خوام

‫و فکر نکنم شما عوضی‌ها ‫هیچ‌کدوم رو داشته باشید

‫لطفاً. خانم

‫بیایید بیرون

‫شما پلیس نیستید،

‫اما ۲ دقیقه با دیدن پلیس فاصله دارید

‫گندش بزنن

‫همین‌الان اِف‌بی‌آی رو بفرستید ‫جلوی خونه‌م. لو رفتم

‫و دو نفر رو کُشتم

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.