All language subtitles for Come.Play.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و زيرنويس از Mohsen313

هماهنگی توسط $h0lu9

نمیفهمم درمورد چی داری حرف میزنی؟

این عالی که میگی چیه؟ ..من..من

تا جایی بتونم اینجا هستم من دوجا دارم کار میکنم

نمیدونم دیگه میخواهی چکار کنم

هیولاهای اشتباه گرفته شده یک داستان کودکانه

این لری ئه

لری هرگز مجبور نیست وانمود کند

اون مسخره میشه چون متفاوته

لری فقط یه دوست میخواد

اولیور

چیزی نیست چیزی نیست

چی شده..ها؟

میتونی از کلماتت استفاده کنی،لطفا؟

بیا

..یه چیزی

..توی

خونه ئه

یه چیزی تویی خونه ئه

احتمالا فقط یه کابوس بوده

چون به غیر از مامانی و بابایی کسی توی خونه نیست

خیلی خب، بیا اینجا

بیا اینجا بیا اینجا

میشه به خاطر من چندتا نفس عمیق بکشی؟

قراره چندتا نفس عمیق بکشیم،باشه؟

خب،نصف شب از خواب بیدار شد،جیغ میزد

رفتم اونجا،دوساعت باهاش بیدار بودم

اون یه پسر بچه ئه کابوس میبینه

برای تو اسونه از این حرفا بزنی تو که هیچ وقت نرفتی پیشش همش من میرم

اونموقع خواب بوده باشه؟ببخشید

این کارو نکن،چرا نمیتونی اعتراف کنی که نمیخواهی کمک کنی

کمک میکنم،باشه؟ همیشه وقتی بیدارم کمک میکنم

سلام،رفیق

کابوس دیگه خبری نیست..ها؟

شنیدم یه خواب بد داشتی..رفیق؟

یه بغل میخواهی؟

میدونم مشکل چیه

فاصله خیلی زیاده

اره بزار ببینیم

ده فوت؟ قطعا برای بغل کردن فاصله زیادیه

نظرت در مورد 5 فوت چیه؟

خیلی خب یکم نزدیکتر

عجیبترین خوندن عدد این گیرم اومده،یه جورایی

قلقلک شکم

اینم تاج و تخت شما،قربان

میتونی امروز برای گفتاردرمانی بیایی؟

ببخشید نمیتونم،یه شیف توی یه پارکینگ برداشتم

خب،امیدوارم به زودی بتونی یه جلسه بیایی،درسته؟

اره،حتما

..داریم

..از اینجا

جابه جا میشیم؟

داریم از اینجا جا به جا میشیم؟

تو دیگه جا به جا نمیشی..باشه؟

پس نگران نباش

امروز میخواهیم با ضرب بیش از دو عدد شروع کنیم

اصلا باحال نیست،مرد

شما حتی نمیدونید برای چی دارید ناله میکنید

خیلی سخت نیست

اگه میتونید دو عدد رو ضرب کنید سه تا رو هم میتونید

مطمئن شو حواست به درس باشه...باشه؟

بیخیال،با تلاش یاد میگیرید

هیشکی؟

اولیور؟

با این سه تا عدد چکار میکنی؟

..جواب

..جواب

..میشه

هشت

جواب میشه هشت نه کاملا

میدونم چکار کردی به جای ضرب جمع کردی

تلاش خوبی بود،اولیور کسی دیگه میخواد جواب بده؟

بگو،بایرون

چطوریه اولیور میتونه توی کلاس ار گوشیش استفاده کنه

ولی شما از من رو گرفتید؟

اون اوتیسم داره،رفیق پس باید باهاش رفتار ویژه ای بشه؟

اولیور از تلفنش استفاده میکنه

چون موقع مراسم تعهد تابعیت فورتنایت بازی نمیکرد "مراسمی برای اثبات وفاداری به پرچم امریکا"

بیایید بریم سراغ اولین جفت عددی مون

حاصل دو و چهار چرا از اینجا شروع نکنیم؟

هی،چه خبرا؟

میخواهی بیایی با ما یه دوری بزنی؟

کجا؟

فقط.. یه چیز باحال اون طرف دیدم

از اونور یه ثانیه دیگه میام پیشت

دوستا؟

آهای؟

هی

باورم نمیشه اینجوری گول خورد معلومه که خورد چون یه بازنده ئه

داره سکته میکنه معلومه که داره میکنه،باید زنگ بزنیم 911

رفیق،رفیق گوش کن اینجوری حرف میزنه

بیچاره بدبخت

..حتی نمیتونه حرف بزنه

دقیقا هی،شاید یه روبات زیر پوست ئه

بدبخت فکر میکنه ادم خاصیه

اوه میخواستی چیزی بگی؟

باور نمیشه مجبوری با ادم اسکلی مثل این دوست باشی

مامانم مجبورم کرد نمیخواستم

تو خیلی زشتی

الان کی زشته...ها؟

یالا

نمیدونستم به چی فکر کنم وقتی رسیدم و دیدم منتظرم نیست

بعدش ذهنم رفت طرف بدترین حالت ها

توی دردسر افتاده؟ یکی گرفته اش؟

و بعدش در حال جیغ زدن توی یه زمین پیداش کردم

برای هردوتاتون انگاره خیلی ترسناک به نظرم میرسه

و گوشیش رو یه جایی گم کرده

کاش میتونست توضیح بده چی شده

خوبه،حالا سعی میکنیم از کلمات مون استفاده کنیم

گم شدن در زمین

حالا روی حرف اف کار میکنیم،باشه؟ اف میتونه حیله گر باشه

زمین،زمین،میتونی سعی کنی بگی؟

اولیور میتونی بگی

باشه،تمرین خوبیه

سعی کردی تجربه های اجتماعی مثل اونایی که درموردشون بحث کردیم براش مهیا کنی؟

پسر بیچاره هنوز هیچ دوستی نداره

گفتی با پسر دوستت میچرخیده؟

پسر جنیفر،بایرون اره دیگه با هم صمیمی نیستیم

باشه،خب اگه بتونی هر تلاشی کنی تا دوست پیدا کنه

ببرش مهمانی تولد،هرچیزی

میتونه راه خوبی باشه تا زبانش بازشه

و همونجوری که اون داره سعی میکنه توی حرف زدن بهتر بشه ما هم باید مطمئن باشیم که گوش میدیم

یالا،اولیور باید باهام بیایی،باشه؟

پنج دلار،لطفا خیلی ممنون

اولیور،جعبه رو دربیار

اوه رفیق وقتشه دندان هات رو مسواک کنی

امشب خیلی انرژی داره اره همینطوره

اونو از کجا اوردی؟

از وسایل گم شده محل کارم برش داشتم فکر کنم باید شارژ بشه

فکر کنم ازش خوشت میاد....ها؟

مراقب صفحه اش باش یکم ترک داره

چی؟ خودت میدونی چیه

کل روز من همش تر و خشکش میکنم بعدش یهویی میایی همه چیز و بهم میریزی و میشی دوباره یه قهرمان؟

یه قهرمان؟

همه هدیه ها و قلقلک ها جوری که با توئه با من نیست

کاش میتونستم اون قسمتش رو بزارم توی جعبه

و برچسب بزنمش و یه جایی قایمش کن تا مجبور نباشم باهاش سر کنم

بعدش اون دیگه اولیور ما نیست

..باید

باید زودتر میبردمش

اگه به خاطر اینکه من این همه مدت کاری نکردم هیچوقت حرف زدن رو یاد نگیره چی؟

ما کاری نکردیم

هیچ وقت توی چشمام نگاه نکرده

میدونی وقتی بچه ات توی چشمات نگاه نکنه چه جوریه؟

..خب

چشمای قشنگی داره اگه کمکی میکنه

نه مارتی،کمکی نمیکنه چون اون عاشق توئه و از من متنفره

..آیا

..بابایی

رفته؟

ایا بابایی رفته؟

اره

سلام

..تو

..کی

هستی؟

من لریم

دوستات میخواهند تو نرمال باشی

من فقط میخوام دوستت باشم

سلام عزیزم

..خب

الان یه گفت گو کوچولو با جنیفر داشتم

میدونی دکتر رابین چطور همیشه در مورد دوست پیدا کردنت حرف میزنه؟

خب،اخر این هفته قراه برای شب بچه ها بیایند

میدونم ترسناکه منم عصبیم

از اون حادثه جنیفر رو ندیدم

ولی سعی میکنی به خاطر من یکم بهت خوش بگذره؟

متوجه شدی بابات امروز یکم زودتر از معمول رفت..ها؟

یه چیزی هست که باید درموردش باهات حرف بزنم

یه مدتی میخوام درموردش حرف بزنم ولی مطمئن نبودم چی بگم

بابات و من خیلی دوستت داریم نمیخواهیم احساس تنهایی کنی

این اومدن بچه برای اخر هفته هم برای همینه

اینجوری میگی نمیخوام باهام در این مورد حرف بزنی؟

سلام سلام،حالت چطوره؟

ممنون که اومدی از دیدنت خوشحالم

منم همینطور

خب امیدوارم با این بچه ها مشکلی پیدا نکنی

میتونند یکم مفید باشند

اوه اره،فکر کنم مشکلی نداریم

بایرون فقط با مهمانی های خودش بیشتر حال میکنه

خوش امدید که یه مدتی بمونید

برای وقت صرف کردن با بایرون بیشتر از اونی که مجبورم؟

مامان اره،فقط شوخی کردم عزیزم

شوخی نکردم

خب..میتونم سلام کنم؟

اوه اره،البته اره

اولیور،جنیفر رو که یادته،درسته؟

سلام اولیور

چرا داره با انگشتاش کارای عجیب غریب میکنه؟

هی،مهربون باشید بچه ها نه طوری نیست

کمک میکنه اروم بشه بهش میگند رفتار تکراری

ولی چرا؟

خب،به تحریک حساسه گاهی وقتا نیاز داره که پوست خودش رو لمس کنه

یا در یه دایره بچرخه این کار حس خوبی بهش میده

میتونه برای همیشه بدون بالا اوردن توی یه دایره بچرخه؟ انگاره میتونه

یه جورایی باحاله زودباش،اولیور

سلام اولیور خیلی خوشحالم میبینمت عزیزم

خدای من،بزرگ شدی اره

نمیتونه حرف بزنه ولی نوشتنش واقعا بهتر شده

عالیه

بزن قدش

هنوز قویه

خب این اتفاق قرار نیست بیافته

چون میدونه نباید روی کسی دست بلند کنه

البته درسته،الیور؟

خب،پسرا قبول کردند اولیرو هم جزئی ازشون بشه

پس مطمئنم امشب شب واقعا عالی میشه

میخواد تمام شب اون صداها رو از خودش دربیاره؟

ساکت شو

ناراحت کننده نیست که مامانت بچه ها رو مجبور میکنه بیایند و وانمود کنند دوستات هستندد؟

قضیه چیه اصلا؟

بیچاره کل شب به اون کمد نگاه میکنه

شاید اونجا انبار اب نبات های مخفیشه؟

چیه؟دارید بهم میگید انبار اب نبات های مخفی ندارید؟

من میریم یه نگاهی بهش بکنم

اب نباتی میبینی؟

هی قضیه چیه؟

فکر میکنه میخواهیم بدزدیمش؟

بزار ببینم چه بازی هایی اینجا داری؟

این چیه؟

مامانت هنوز وقت خواب برات قصه میگه؟

این لریه لری کیه؟

اره،لری کیه؟

این یارو واوو...طرف رو ببین

اره قشنگ شبیه باباته

خفه شو

بابام موهاش خیلی بیشتره

لری هرگز مجبور نیست وانمود کند

اون مسخره میشه چون متفاوته

خیلی خب،پدرومادرت یادشون رفته قبض برق رو بدند؟

لری فقط یه دوست میخواد

فکر کنم شماها خیلی از یه لامپ سوخته میترسید

دوتا،دوتا لامپ سوخته

اون قدبلند،رنگ پریده و لاغره

و سعی میکنه صورت خودش رو پنهان کنه

اهل جهانی که شما میشناسید نیست

لری از یه جای دیگه اومده

شاید باید دیگه نخونیم

لری از طریق پنجره های شما نگاه میکنه

که رابطی بین قلمرو اون و قلمرو شماست

اون نیاز داره شما تمام داستانش رو بدونید تا پنجره ها تبدیل به درها بشند

یعنی چی؟

اوه خدای من

اوه خدای من

موضوع چیه؟

اوه خدای من

چی شده؟

تو داری اون صدای مسخره رو در میاری؟

اون دیگه چه اشغالیه؟

گندش بزنه گندش بزنه

این دیگه چه جوری اپ اشغالیه؟ یه اپ ئه؟

باید صفحه بعد رو بخونبم؟ میخوام صفحه بعد رو بخونم

نه نه،صفحه بعد رو نخون

لری از طریق شیشه نگاه کرده و دیده تو هم بهش خیره شدید

اون تنهای تو رو درک میکنه

یه دوست واقعی همون چیزی که تو کم درای

دوست لری میشی؟

نه نه،دوست لری نمیشم

بچه ها،بچه ها هیچی اون گوشه نیست

نه نه

نرو

داره میره

می بینید؟

احتمالا فقط مال فیوزه

میبینیتش؟ لری رو میبینی؟

بچه ها،چیزی به اسم لری وجود نداره

فقط تصورات تونه که گول تون میزنه

چی شده؟

اوه خدای من

بایرون،حالت خوبه؟

نمیدونم چطور این اتفاق افتاد

نمیدونم اولیور چطوری تونسته این کارو بکنه

بایرون؟عزیزم؟

میتونی بهمون بگی چه اتفاقی افتاد؟

کی این کارو کرد؟

کار اولیور بود

اون عجیب غریبه

ببخشید؟

بریم

جنیفر..متاسفم خیلی متاسفم

باید بریم

چطوری همه این لامپ ها رو ترکوندی؟

نمیفهمم،میخواستی دوباره به بایرون اسیب بزنی؟

تو نبودی؟

خب،کی دیگه میتونست باشه؟

اگه دوست میخواهی نمیتونی اسباب اثاثیه رو به طرفشون هل بدی

میشه حداقل کمکم کنی این میز رو جا به جا کنیم؟

ناله نکن لطفا ما الان خوشحال نیستیم

این اهنگ باب اسفنجیه؟

میدونی چیه،مجبور نیستی تمومش کنی

کمک میکنه اروم بشی؟

شاید زیادی سریع مجبورت کردم وارد این قضیه بشی

..کارهای زیادی توی این خونه داریم وشاید فقط

برای دوستان اماده نیستیم

این یکی کدومه،داکوتا شمالی یا جنوبی؟

داکوتا جنوبی درسته

..پایین داکوتای جنوبی

نبراسکا؟ نبراسکا

جید،زیر نبراسکا چیه؟

کانزاس کانزاس خوبه

اولیور میخواهی تو یکی بگی؟

اولیور،گوینده خودت رو امروز اوردی؟

یه روز دیگه

و زیر نبراسکا؟

آیوا؟

هیولاهای اشتباه گرفته شده

این لری ئه

لری هرگز مجبور نیست وانمود کند

اون مسخره میشه چون متفاوته

لری فقط یه دوست میخواد

مارتی؟

آهای؟

آهای؟

سلام

یکی منو تماشا میکنه

اولیور این چه مزخرفیه که دانلود کردی؟

با اولیور خداحافظی کن

با پسرم حرف زدی؟

باید تمومش کنی اصلا خنده دار نیست

نزدیک پسرم نشو نمیزارم بهش اسیب بزنی

اسیب نه

کشتن

همه چی مرتبه؟ متاسفم،اولیور اینجاست؟

اولیور اینجاست؟ اره

خدارو شکر حالت خوبه باید بریم

یه موضوع خانوادگی اضطراریه باید بریم

میبرمت خونه،باشه؟

میدونم،میدونم این بخشی از برنامه روزانه ات نیست

..فقط

یکی داشت توی خونه ما رو تماشا میکرد

گفتند میخواهن تو رو بگیرن

..سلام جن،نمیتونم

منظورت چیه حرف نمیزنه؟

نمیدونم این اخر هفته چکار کردند

ولی بایرون هنوز نخوابیده

مدرسه نرفته غذا نمیخوره

..دو روزه حرف نمیزنه و

جدا نمیدونم چطور از پسش برمیایی

فکر کنم یکی صفحه اولیور رو هک کرده

یکی داشت با من حرف میزد

خیلی عجیب غریب بود

..چطور یکی میتونه ازش استفاده کنه تا

عزیزم،خیلی مهربونی که میخواهی عذر خواهی کنی

ولی فکر نکنم الان بخواد باب اسفنجی ببینه

لری بود

عزیزم؟

اولیور هیچ کاری نکرد

کار لری بود لری کیه؟

امروز توی اون داستان در مورد لری خوندم

بهم بگو چی دیدی،خواهش میکنم

لری فقط یه دوست میخواد اون باعث شد چراغا خاموش بشند

میتونستم صداش رو توی خونه بشنوم

وسایل رو جا به جا کرد

ولی نتونستم ببینمش

نه واقعی

پس شما بازی باورکن بازی کردید؟ نه

اون کسی بود که اذیتم میکنه

کار اولیور نیست لری

میتونستم حسش کن دستاش رو دور گردنم

سعی کرد منو بکشه

لری فقط یه دوست میخواد

لری فقط یه دوست میخواد

زودباش اولیور باید بریم پیش بابایی نمیتونیم اینجا بمونیم

عزیزم،مطمئنم چیزی نیست ولی بهتره جامون امن باشه،درسته؟

میتونی بهم نگاه کنی

باید بریم،باشه؟

بدون صفحه نمایش

اولیور

در مورد چی داری حرف میزنی؟

میدونم دیوونگی به نظر میاد

ولی داشتم این داستان رو در مورد لری میخوندم

..و بعدش چراغا شروع کردن به روشن و خاموش شدن

و بعدش اون یکی خاموش و روشن شد

مثل این بود انگار از برق برای حرکت توی اتاق استفاده میکرد

و بعدش همه لامپ های جدید رو سرجاشون وصل کرد

پس توی کارهای خونه کمکت کرد

نه

باید برای زنده شدن به برق یا همچین چیزی نیاز داشته باشه

لری؟ لری

میدونستم نباید اسباب کشی میکردم

از خودم درنمیارم

اولیور هم دیدتش

یه چیزی توی خونه مونه

اولیور بیا به بابایی بگو

اون میخواد من دوستش باشم

این چیز پسرمون رو میخواد

باشه

فکر کنم به یه خواب شب خوب نیاز داری

صبح من می رسونمش مدرسه

نه نمیزارم از جلوی چشم جایی بره از کجا بدونیم مدرسه امنه؟

باشه،خب چرا امشب با خودم نبرش سر کار

اگه فردا قرا نیست بره مدرسه عمرا

بیخیال،بهم اعتماد نداری؟

نه قضیه این نیست

استراحت برای بدن مهمه

پس برو بخواب فردا در موردش حرف میزنیم

بیخیال

بزار من مراقبش باشم

این و بقیه پول رو بده به اقا

بفرما

خیلی ممنون خوش بگذره

مرد خودم یه حرفه ایه

خیلی خوب انجام شد

میبینی؟چقدر توی اون کار خوبی

میتونی چند شب بیایی جای من

بهترین قسمتش اینه که بین ماشینا میتونی هر کاری بکنی

میتونی به رادیو گوش کنی

حتی میتونی باب اسفنجی نگاه کنی

صفحه بدنام شکار اینه؟

چیزی نیست

هی میدونی چطور کابوس هات واقعی نیستند؟

خب،ارواح،غول ها یا خون اشام ها و ساحره ها هم واقعی نیستند

و قطعا لری هم واقعی نیست

این لری ئه

لری از طریق شیشه نگاه کرده و دیده تو هم بهش خیره شدید

اون تنهایت رو درک میکنه یه دوست واقعی همون چیزی که تو کم درای

دوست لری میشی؟

اون قول میده ازت در برابر هیولاها و ادما مراقبت کنه

همین که دست لری رو بگیری دیگه هرگز دوباره تنها نمیشی

چیزی نیست

همیشه اتفاق میافته،چیزی نیست

همینجا بمون

خیلی خب

بزار ببینیم چی اینجا داریم

اولیور داری چکار میکنی،رفیق؟

اگه یه ماشین میومد چی..ها؟

باید بیشتر مراقب باشی

- هی اینو بده من ببین هی

..هی،هی

رفیق،هیچی نیست هی منو ببین

هیچی اون بیرون نیست،باشه؟

نشونت میدم،ببین

میبینی؟ اونو ببین

میبینی؟

کاملا امنه

اولیور

بزار بره

خیلی خب

توی اون صفحه دیدمش

اونجوری که اولیور رو گرفته بود

چرا پسرمون رو میخواد؟

..داستان یه چیزی در مورد

یه دوست واقعی چیزی که تو کم دارید ..اون دوستی نداشته از موقع

اوه اره،از وقتی من و جنیفر با هم دعوا کردیم،میدونم

دعوا احمقانه

اولیور بایرون رو زد و بعدش جنیفر تصمیم گرفت که بچه ما خطرناکه

به هر حال از خیلی قبل ترش تنها بوده

..منظورم اینه که اولیور سال هاست به صفحه خیره میشه و

و اون چیز هم خیره شده

چطور ما نمیتونیم ببینمیش..ها؟

نمیدونم منطقی نیست

چطور می تونه در یه زمان هم اینجا باشه و هم نباشه؟

چی داری ،عزیزم؟

خیلی خوشکله

عجب بچه ای داریم

..لری توی جهان خودشه و ما هم توی مال خودمون ولی

با هم هستیم

لری میتونه روی ما اثر بذاره ولی نمی تونه بهمون برسه

هنوز نمیتونه به اولیور برسه

به خاطر همین میخواد بیاد توی جهان ما

..اگه اون پنجره اونه

باید از بین ببریمش قبل از اینکه تبدیل به درب اون بشه

یه شیرینی داریم،یه ماشین ابی هم داریم و باید انتخاب کنی کدوم رو میخواهی

کدوم یکیه؟

اره خوبه

مارتی و من هردوتامون تجربه اش کردیم فقط توی تخیلات اولیور نیست

الان برمیگردم،بچه جون

سارا،میدونی همدلی فیزیکی چیه؟

نه

وقتی یکی رو خیلی دوست داری

درد اونا رو حس میکنی و یا تجربه میکنی نشانه خوبیه

نشون میده خیلی به اولیور اهمیت میدی و این قضیه توی پدرومادرا خیلی معموله

پس داری میگی چون دوستش داریم میتونیم تخیلاتش رو ببینیم؟

اصلا منطقی نیست

اونوقت یه هیولا نامرئی که از طریق برق سفر میکنه منطقیه؟

امیدواریم الان دیگه تموم شده باشه چون اون چیز رو نابود کردیم

پس راهی برای ارتباط داره؟

بهش اجازه دادم گوشی منو ببره مدرسه تا از پس خریدن یه جدیدش بربیاییم

مگراینکه اول بتونی وادارش کنی حرف بزنه

سارا

..بیخیال

خیلی نادره توی این سن اونجوری که میترسم تو تصور میکنی

بچه ها شروع به حرف زدن کنند

میدونم میدونم

من..فقط میخوام مطمئن بشم تو هنوز انتظارات درستی داری

اگه بتونه چندتا کلمه بگه یا یه جمله پیروزی بزرگیه

ما باید نقاط قوت رو بهش یاداوری کنیم

دوباره دیدیتش؟

این چیه؟

اون دادتش به من-

جدا؟

اره

بعدش مامان و بابا شکستنش

شکستنش؟پس اون الان رفته؟

اره

میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

اره

چرا دیگه دوستم نیستی؟

قبلا همش باهم میگشتیم

من کار بدی کردم

جدی؟

با مشت زدم توی صورتت

مامانت عصبانی شد

حتی کبود هم نشد

روز بعدش از مامان پرسیدم کی میتونم دوباره بیام شب پیشت بمونم

ولی مامانم یه پیام از مامانت رو نشونم داد

مامانت گفت دیگه نمیخواهی دوستم باشی

دروغه

صبرکن،پس هیچ وقت همچین حرفی نزدی؟

دروغه

اشتباهه

هیچ وقت نگفتم

دروغ

خیلی عجیب و غریبی

چی داری نگاه میکنی؟

صبرکن،بزار حدس بزنم

باب اسفنجی؟

نه

وقتی بخزه بیاد توی جهان شما سریع یه دوست پیدا میکنه-

برای لری اصلا طول نمیکشه

قبل از اینکه دوباره خاموش بشه

لری متوقف نمیشه

تا وقتیکه

یه دوست جدید داره

اگه کسی جرئت کند توی راهش قرار بگیره

مطمئنا با پایان خود رو به رو میشند

کمک

آهای؟

یکی کمک کنه

کجایی؟

توی مشقات کمک میخواهی؟

امروز با جنیفر حرف زدم

گفت بایرون خیلی بهتر شده

الو؟

چه جوری؟

توی ماشین کنار جاده پیداش کردیم

مطمئن نیستیم چطور اتفاق افتاده بی احتیاطی کرده

..به سرعت رسوندیمش به بیمارستان

الو؟

الو؟

تو روشنش کردی؟

اون دنبالته

..تا وقتی که

داستان رو تموم کنی

چرا داری این کار رو باهامون میکنی؟

از کجا اومدی؟

..جهان فقط

..به صفحات

نگاه میکنه نه همدیگر

یعنی چی؟

ادما خیلی تنها هستند

تمام اون تنهایی های

توی جهان لری را ساختند

لری از تنهایی ساخته شده

لری تنهاست

فکر میکنی اگه لری

اولیور رو بگیره من چه حسی خواهم داشت؟

داستان رو تموم کن

داستان رو تموم کن

نه

نه نه

اکه احساس شکستگی،غمگینی یا عجیب بودن میکنید

لری حتی بیشتر دوستت داره

نه،تمومش کن

..وقتی دستات

با اون رو به رو بشه

لری هیچ وقت نمیتونه بزاره بری

پایان

نه

-میتونی فقط برای یه ثانیه نرمال باشی؟

اولیور،اولیور منظوری نداشتم

عزیزم

بعضی وقتا حتی مادرا و باباها هم چیزی میگند که نباید بگند

..من

بابات

تصادف کرده

و اونا دارند سعی میکنند بیدارش کنند

یه اتفاقی براش افتاده و من فکر میکنم کار لری بوده

و نمیتونم بزارم به ما هم برسه

اوه خدای من

میریم سمت در

ساکت باش

اولیور اگه اتفاقی برامون افتاد

نمیخوام فکر کنی از حرفی که طبقه پایین زدم منظوری داشتم

دروغ گفتی

چه دروغی گفتم؟

بایرون؟

عزیزم،تو یهویی اونو زدی

فکر کردم برای همه راحت تره ازتباط ها قطع بشه

دوستی رو خراب کردی

حالا من با

لری میرم

نه نه،با لری نرو حالت خوبه

..من دروغ گفتم،و این کارو نکردم

عزیزم این کار رو نکردم که ازتو مراقبت کنم

این کار رو کردم تا از خودم محافظت کنم

اولیور

میتونی بهم نگاه کنی،لطفا؟

خواهش میکنم،بهم نگاه کن

چیزی نیست میدونم بهم گوش میدی

همیشه بهم گوش میدی

بیشتر ازمن که بهت گوش میدم

اولیور

اولیور

منتظرتم،رفیق

بیا پیش لری

دوست

زمین زمین

چرا زمین؟

یالا

برو

اینجا برق نیست

نمیتونه بگیرتمون

موفق شدی

موفق شدی نجات مون دادی

فرار کن

زود باش فرار کن

اولیور

اولیور

اولیور

دوستان

من دوستت میشم،لری

هردوتامون یه چیز میخواهیم

هردوتامون میخواهیم از اولیور مراقبت کنیم

دوستت دارم

همه تون رو دوست دارم

مامان

مامان

نه

خوبه

حالا میخواهی بخونیتش؟

مامان،عالیه

..منو

دوست داره

فوق العاده ئه

مامان منو دوست داره

میدونم مامانت خیلی دوستت داشت

خیلی باهاش خو بی

تو هم همینطور

توی خونه چطوره؟

خوب به نظر میاد

سعی کردیم تجربیات اجتماعی بیشتری بهش بدیم همون جوری که گفتی

..و یه سخنرانی رو تمرین کردیم،حدود

پنج بار در روز؟

خب،نمیخواهی که خسته اش کنی

بزار بگیم سه بار در روز باشه

گرفتم

سه بار در روز برای تمرین سخنرانی

میدونی سارا

خارق العاده بود

..فکر میکردم درک میکنم ولی

کاش میتونستم بهش بگم

متاسفم

اینکه الان دارم تلاش میکنم

مطمئنم خوشحال میشه اینو بشنوه

امیدوارم پیداش کنند

اون تویی؟

سلام

سلام

میتونم فردا با شما ناهار بخورم؟

بستگی داره

حاضری تعهد بدی؟

چه تعهدی؟

یه دست دادن مخفی

برای اونایی از ما که لری رو دیدند

تعهدی برای دوست باقی موندن

برای همیشه باهم بازی کنیم و پس هیشکی نباید تنها باشه

مثل لری

ازت محافظت میکنم

ترجمه و زيرنويس از Mohsen313 translatemohsen313@yahoo.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.