Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
: ترجمه از A n g e l
جورج فردريش هندل
آلماني
حالت خوبه؟ - چيزي نيست -
دارم بالا ميارم.فورا
اعلي حضرت کاملا شبيه عروسک خيمه شب بازي کوچولوئه
زن ها موجودات عجيبي هستن
آقايون در مورد چي حرف ميزنن؟
موسيقي، قربان خيلي خوب ساخته شده
حس ناخوشي داشتم
ناجور بود.الان ديگه تموم شده
اوه، خدايا
اين چيزي نبود در مقايسه با اين منظره که
پييل داشت به شدت تلاش ميکرد که جذاب باشه
اگرچه که بايد اعتراف کنم من به طرز عجيبي جذب پييل شدم
اون رکه... مثل من
و همچنين، بهم گفته شده که اون يکي از طرفداران راه آهنه
در مورد راه آهن با من حرف نزن
نصف آدم هاي صاحب نامه هاي توي اين جعبه
در مورد غارت اموالشون ناله مي کنن
اونها اشتباه مي کنن
ما توي آستانه ي انقلاب مدرن ايستاديم، ويکتوريا
از نوع علميش، قبولش کن
به اين مکان هاي ساخت جديد برو
ميگي توليد و من از خستگي هلاک ميشم
من نه
تو بايد قهرمان چيزي باشي که داره مياد
خيلي بيشتر از "بايد" ـه
تو خسته اي - خسته نيستم -
پس، عزيزم ... بايد مريض باشي
مريض نيستم
بايد دنبال دکتر بفرستم
آلبرت، من ... من دکتر نميخوام
ملکه تون مريضه
اوه، ما نميگيم مريض، ميگيم نا خوش
خوب، اون يکم ناخوشي از دهنش بيرون مياد
اين چيه؟
درمان همه ي بيماري هاي شناخته شده ي زنان
شکلات - شکلات داغ؟ واقعا ؟-
اه
! اممم
چرا يکي از ويفرهاي کوچکت رو بهش نميدي که توش بزنه؟
تو توي شغل اشتباهي هستي، خانم اسکرت
ممنون، من اين رو فورا به ملکه ميدم
چيزي که اون داره رو نميشه با شکلات درست کرد
اون ميگه دکتر نه، بعدش دنبال دکتر مي فرسته
خدانگهدار، دکتر کلارک
دکتر چي گفت؟
بهم بگو، لطفا، چيزي نيست که ما نتونيم باهاش رو به رو بشيم
کلمه ي مودبانه اي توي انگليسي براش نيست
تو حامله اي؟
... اين
اين باشکوهه
تو با شکوهي
من ميترسم
نه
مشکلي نيست که اعلامش کنيم؟
من وظيفه مو خيلي خوب ميدونم- لرد چمبرلين-
والا حضرت وقتشو الکي تلف نکرده
بانو
اين چيه؟ - برندي مخلوط با خامه -
حالت تهوع رو از بين مي بره
اين از لحاظ پزشکي اثبات شده؟
از هر زني که قبلا حامله شده، بپرس
به من گوش بده پرستارت باکره است
شوهرت يک مرده و دکترت يک احمقه
مستقيما بعد از ناهار بايد به رختخواب بري
روي پشتت دراز بکش بدن هيچ حرکتي تا زمان شام
شام بايد به اندام هاي حياتي کمک کنه
مغز، کبد، ريه ها
کارهاي کشوري
درينا، اين کار کشوري توئه
کارها؟بذار آلبرت برات انجامشون بده
بذار اون برات همه کار انجام بده
همچنين اون ميتونه به جاي من بچه به دنيا بياره، مامان؟
شارلوت رو يادت بيار
مرگ اون در حين زايمان دليليه که تو الان ملکه اي
من کارهايي دارم که انجام بدم
بارونس، شما تمرکزم رو بهم ميزنيد
ملکه بايد نون شيرين و آبگوشت بخورن
ميدونم، اره، من فورا درستش مي کنم
... اما اگه من اين سس رو بريزم
... نيازهاي غذايي ملکه باعث ميشه
! تکه تکه ميشه
تمام کاري که بايد مي کرد اين بود که بهش نگاه کنه
اينو بگير- دوباره درست کن-
نه
من احمق نيستم
درک مي کنم که اين تشکيلات يک وارث ميخواد
... و من بايد درستش کنم، اما
اينکه باعث بشن فکر کنم من هيچ استفاده ي ديگه اي ندارم
...نگراني مادرت
نسل خودشه
تمام دنيا اون رو ترکش کردن اون ميترسه
تو به بدنم نگاه خواهي کرد و متنفر ميشي
ميدونم
علائقم به تو هيچوقت کم نميشه
يک عشق مثل مال ما، ميتونه يک شهر رو به آتش بکشه
لرد چمبرلين، اعلي حضرت
بزرگوار، اين زمان صحبت محرمانه ي منه
در مقابل شاهزاده آزادانه صحبت کنيد
اگه اين کار رو نکنيد دلخور ميشم
دربار به خاطر خبرتون خوشحاله
اما؟چشمات پر از "اما" هستن
زايمان يک کار خطرناکه
ميخواين بدونيد اگه من بميرم چي ميشه
درک مي کنم
وظيفه ي شماست که در نظر بگيريد که در آينده چي ممکنه اتفاق بيفته
مخصوصا، بانو، اگه بچه ي شما زنده بمونه
براي اعلي حضرت لازمه
که يک نائب السلطنه معرفي کنن
براي تصويب و تاييد در مجلس
خوب، اين، بزرگوار، چيزيه که من بدون يک لحظه تاخير و ترديد انجام ميدم
و اينجوري اون آلماني تنبل براي خودش موقعيت به دست مياره و در عين حال بيشتر
به سمت ايجاد شکاف توي قدرت پيش ميره
اين عاقلانه نيست
اگه ملکه بميره، آلماني ها بهمون حکومت مي کنن؟
از قبل هم دارن بهمون حکومت مي کنن
کامبرلند دنبال يک مشکل کوچک توي مساله ي نائب السلطنه مي گرده
مجلس، البته، بايد تصويبش کنه
البته که بايد اين کار رو بکنه
شنيدم که تو از قبل با شاهزاده آشنا شدي، پييل
ملکه لجبازه
بايد آلبرت رو متقاعد کني که تجديد نظر کنه
اگه محافظه کارها نائب السلطنه شدنت رو قبول نکنن
من کناره گيري مي کنم
نه، تو اين کار رو نمي کني، من اين کار رو مي کنم
نميتوني کناره گيري کني تو که حکمران نيستي
پس من تنها از اينجا ميرم
بعدش من تنها خودمو مي کشم
بعدش من دوباره ازدواج مي کنم - مسخره -
با کي ازدواج کني؟
ولينگتون؟پييل؟شايد هر دوشون
کامبرلند هم معشوقه ام خواهد بود
درينا ... خنده براي بچه بده
يک روز، من اون رو سوار قاطر مي کنم و به کارلايل ميفرستمش
کارلايل؟
شهري از ايالت کامبرلند
براي پارچه بافته هاش مشهوره مجاور نورثامبرلنده
به حفر معدن زغال سنگ علاقه دارن
مي بيني، اين مادرت نيست که بايد به شمال بفرستيش
تو قصد داري که منو در حال کشيده شدن اطراف يک سري ماشين چرخنده با ظاهر ترسناک ببيني
منو بفرست
چرا؟
وگرنه حس مي کنم مردم منو به عنوان نائب السلطنه شون قبول نمي کنن
من هنوز نمردم
بچه نشو
اگه ترجيح ميدي که وقتي من مرده ام نائب السلطنه نباشي
نه، چيزي که من ترجيح ميدم ويکتوريا
که فقط يکم قدرت رو در دست بگيرم زماني که تو هنوز زنده اي
بايد ديده بشه که قدرت از جانب من مياد
براي تو ... من دستور يک سفر به شمال رو ميدم
يک سفر به درون قلب تاريک شهر محافظه کارها
جايي که من تو رو به عنوان نائب السلطنه معرفي ميکنم
اوه، نه، من جدا انتظار ندارم که تو مسافرت کني
آخرين تحقيقات توي آلمان
نشون ميده که يک زن حامله نبايد کار سخت بکنه
اما من يک زن آلماني نيستم
من ملکه ي انگليسم
کلينگتون هال که توي استافورد شايره، بانو کاملا براي تحقيقات شما مناسبه
همچنين اون نزديک به دريتونه
محل اقامت سر رابرت پييل - اوه، خداي من -
ميزبان شما، سر پيرز گيفرد
از همه لحاظ يک نجيب زاده ي سنتيه
و همونطور يک محافظه کاره
اما اون استدعا مي کنه که پذيراي اعلي حضرت و همراهانش باشه
برخلاف باور عمومي، من واقعا از محافظه کارها نمي ترسم
ميتونيم " همراهان" رو تعريف کنيم؟
پادشاه چارلز اول، بانو، همچنين سفري داشتند
با چيزي که ايشون بهش مي گفتن وسايل کم ضروري براي شب
به علاوه اون چيزي که ايشون بهش ميگفته همراهي 500 اسب
مهمون کم زحمتي نبوده
يک نفر نگرانه که حکومتش مثل حکومت پادشاه چارلز خاتمه پيدا نکنه
ما بايد به تعداد کم حضور پيدا کنيم
جنکينز.شما والا حضرت؟
اوه، لوهلاين تمام چيزيه که نياز دارم
بارونس، شما، البته
نمي تونم بدونم ليزن عزيزم سفر کنم
... مطمئنا، بارونس عزيز اينجا نيازه که اداره کنه
پنج ميتونه خدمتکارها رو اداره کنه اين چيزيه که براش اينجاست
ما بايد خيلي کم باشيم، بايد مثل باد سفر کنيم
نه، مامان، تو بايد اينجا بموني
هريت، در غياب من به دوشس رسيدگي مي کني
همسرت اجازه ميده؟
اون متوجه نميشه که من نيستم، بانو
اين، ظاهرا، سختي زياديه که راه آهن از بين مي بره
ماشين روي چرخ ها حرکت مي کنه که لبه دارن
من اين کلمه ها رو ياد گرفتم که دقيقا متناسبه
با شيارهاي داخلي - فکر مي کنم بايد بايستيم -
لطفا، همينجا بمون
چرا اينو اطرافم نگه ميداري ليزن؟
به نظر نمياد که بارون بياد
اين... به خاطر اين بود که شايد شما ناخوش شدين
اوه، ليزن عزيزم
هميشه به من فکر مي کني من فقط به يکم هوا نياز داشتم
ميدوني، تمام دنيا ميخوان من کل روز به تخت خواب بچسبم
اين اصلا سبک من نيست، هست؟
عادت داشتي بگي که من چي بودم؟
يکم بيش از حد شر، بانو
اون مردها توي زمين رو ديدي؟
فکر مي کنم،اون ها براي راه آهن اندازه گيري و برنامه ريزي مي کنن
عزيزم، راه آهن موضوعي نيست که بخاطرش پيش گيفردها رژه ميريم
فقط به حالت جذاب خودت باش، تو رو تحسين مي کنن
آخرين بازي که ديدمش، اون ، چقدر بود، اينقدر؟
ظاهرا هنوزم همينه
اون اينجاست تا نائب السلطنه بودن اون رو تبليغ کنه
تو بهش اشتياق داري؟
نه به هر قيمتي
اعلي حضرت - سر پيرز -
پس يک نفر چطور وقتش رو توي استافوردشير ميگذرونه؟
سراميک.اين صنعت اين منطقه است
اين شغل مورد علاقه ي مردمه
خب، به نظر ميرسه قضيه اينه که تعداد زيادي محصولات مصنوعي
يکهو به وسيله ي کارخونه ها توليد شدن
من خيلي دوست دارم که بعضي از اين مکان ها رو ببينم
ما شکار مي کنيم، بانو
در واقع، من براي شما و شاهزاده برنامه ترتيب دادم تا فردا همراه با شيفنال بريد بيرون
پيرس، کاملا ديوونه شدي اعلي حضرت نميتونه خودشو به سختي بندازه
که با سگ هاي شکاري، سواري کنه با اين وضعيتش
افسوس، من شکار نمي کنم
تيراندازي مي کنم
پس ميشه يک روز همراه با تيراندازي متحرک
اعلي حضرت اين رو چشم اندازي دلپسند و حواس پرتي آور ميدونن؟
بيش از حد دلپسند و حواس پرت کننده
ما بايد تماشا کنيم، بانو بئاتريس
مطمئنم که هيچکدوم از ما اين تجربه رو سخت نخواهد دونست
مردت فردا تيراندازي مي کنه، اون لوازمش داره؟
توي اين کشور
هيچ مردي توي زمين بدون لوازم پا نميذاره
فقط بعدا به ديدنم بيا
واي، اونا چين؟
پيشخدمت اينها رو براي شاهزاده بهم داد
اين روش درست انگليسي براي رفتن توي ميدانه
اين ساق پوش ها لواز مناسب براي هيچي بجز لباس مجلل نيستن
يک تفنگدار که سفيدپوشيده ميتونه کاملا تابلو باشه
داري به من گوش ميدي؟ داري به من گوش ميدي؟ - اره -
يک کت تيره، چکمه هاي قهوه اي، کلاه بلند
هر چه قديمي تر بهتر اين همه ي چيزيه که نياز داري
هيچ کسي با چيزهاي جديد تيراندازي نمي کنه متوجهي؟
اره- بجنب.بهم نشون بده چي آوردي-
نميخوام شاهزاده شرمنده بشه
اين مردها چيکار مي کنن؟
اون ها ضربه زننده ها هستن، قربان اون ها پرنده ها رو به سمت ما مي رونن
متوجهم.در ترينگا، ما پرنده ها رو توي قفس به برج هاي بلند مي بريم
و بعدش اون ها آزاد ميشن
چه عمل وحشيانه اي
سوسيس خور ميتونه بزندشون - يک مرد منحصر به فرد -
شگفت انگيزه
من بهتر از توام، سر پيرز
شليک خوبي بود، قربان
خارق العاده است که شما رو اينجا ديدم
فقط به اين خاطر خارق العاده است که من تيراندازي نمي کنم اعلي حضرت
اما من همسايه ي گيفردهام
شما تيراندازي نمي کنيد؟
اگه شما دستور بدين بانو، من قطعا امتحان مي کنم
اما ميترسم که توش خرابکاري کنم
ورزش حرفه ي من نيست توش بي استعدادم
بيش از حد مشغول آماده کردن خودت براي حکومتي
حالا، ناهار
سر پيرز، نظرتون در مورد راه آهن چيه؟
خوشبختانه، قربان، من نظري در مورد حضور راه آهن اينجا ندارم
من توسط مردمي که ميخوان از وسط پارک من عبور کنن به ستوه اومدم
من بهشون ميگم که شارپيش رو دور بزنن وگرنه سگ ها رو سراغشون مي فرستم
ذکر ميکنم، اون طرفدارشه
شما اين رو تاييد مي کنيد سر رابرت؟
آدمي نبايد در مسير پيشرفت مانع بشه، قربان
موافقم.من معتقدم که راه آهن جدايي هاي فرهنگي غير ضروري کشور مون رو حل مي کنه
انسان ميتونه براي کار سفر کنه خانواده ها گرد هم جمع ميشن
وقتي ميگين "کشورمون" قربان منظورتون کشور انگليسه؟
براي اينکه ممکنه شما اين مردم رو، براي مثال اهالي استافوردشير رو
خيلي علاقه مند به روشهاي خاص کشورمون ببينيد
و لزوما نميخوان که با اين خطوط راه از شکل بيفته
طبق معمول، اين موضوع مردها رو بيش از حد تحريک مي کنه
درست فکر مي کنم که شما هيچوقت يک لوکوموتيو نديدين قربان؟
درسته
خوب، در حال حاضر يکي در ملک من در دريتون وجود داره
همين کناره
باعث افتخارمه که به همه ي شما ديدنش رو پيشنهاد کنم
عاليه.عاليه
ويکتوريا؟
افسوس، سر رابرت، فکر مي کنم ما بايد اجازه بديم ميزبانمون
برنامه ي کارهامون رو تعيين کنه
اعلي حضرت رنگشون پريده
اين ميتونه حماقت مون باشه که انتظار داشته باشيم شما سر ميز بمونيد
خيلي خسته اين - من کاملا خوبم، ممنون -
... زماني که بچه بازيگوش ميشه
ميخواين استراحت کنيد بانو؟
فکر مي کنم بايد گشت و گذار کنم
تنهايي
بودن تو هم به عنوان تنهايي محسوب ميشه
اينکه ببيني يکي نگرانه
و پييل با قاشق نقره اش سروصدا مي کنه
و به همسرم پوزخند ميزنه
آلبرت نميدونه چطوري حرف بزنه اون پنهان کاري رو رد مي کنه
اون هميشه فقط اون چيزي که منظورشه ميگه
... و بين مردمي مثل گيفردها اين
نااميد کننده اس
اوه، يک چيزي بگو ليزن
اجازه داري که يک چيزي بگي
سر رابرت منو ياد يک چيزي ميندازه که توي سالزبورگ ديدم
اون يه قورباغه ي بزرگ بود.خيلي چاق
تو سر رابرت رو به اين متهم مي کني که شبيه يک قورباغه ي چاقه؟
حالا به من گوش کن پييل، ميدونم توي زندگيت نااميدي داشتي
روحيه تو جريحه دار کردن و اينجور چيزا
اما آينده به محافظه کارها تعلق داره
و محافظه کارها به تو تعلق دارن
پورت(نوعي شراب) رو بده، لعنت بهت
پس خودت رو مناسب ما کن
از چه جهتي من مناسب نيستم؟
تو طرفدار راه آهني
زماني که بايد اون حرومزاده ها رو وادار کني که سرزمينت رو ترک کنن
تو آروم و دزدکي از آلماني احمق طرفداري مي کني
کاملا واضحه که چرا اونها خودشون رو اينجا دعوت کردن
تنها دليلي که اون باهات حرف ميزنه اينه که تحريکت کنه تا از نائب السلطنه شدنش حمايت کني
مقامي که تو نبايد بهش اجازه بدي بهش برسه
ولينگتون براي اينکه اختيار امور رو در دست بگيره خيلي پير نيست، ميدوني
فقط خواستم گفته باشم
تصور مي کني که من اينجا به وسيله ي ملکه جا گذاشته شدم
خوب، حق باتوئه
اصلا خوب نيست که جا گذاشته بشين، دوشس
اين رو فقط بخاطر من درست کردي؟
خوب، تو الان تست کننده ي رسمي مني
اين خارق العاده اس
ميدوني چي اينو حتي بهتر هم مي کنه؟
بگو - با شکلات داغ بپوشونش-
فکر مي کنم، خانم اسکرت، تو ممکنه نابغه باشي
منو ببخش عزيزم، اما
بعضي اوقات تو وقتي حرف ميزني زيادي رکي
مردهايي مثل گيفرد، شور و اشتياق رو پس ميزنن
اونها اين رو غير انگليسي ميدونن
لطفا، از اين به بعد، اجازه بده من گفتگوها رو هدايت کنم
در مورد لوکوموتيو متاسفم
اما ما بايد با دقت پيش بريم
انگليسي حرف بزن
من امروز صبح يک نوشته براي سر رابرت پييل فرستادم
امروز، من لوکوموتيو رو مي بينم
آلبرت؟
اين خارق العاده ترين چيزيه که تا به حال ديدم
روز خوش اعلي حضرت
صبح بخير.ميتوني به والا حضرت ابزارهاي کنترل رو نشون بدي لطفا؟
اين اهرم ها سوپاپ رو کنترل مي کنن
پدال ميله هاي سربي رو درگير مي کنه
تنظيم کننده حرکت رو کنترل مي کنه
مودريتز ها جريان بخار رو کنترل مي کنن
بريم
حالا، لطفا، اعلي حضرت، شما مي تونيد توي کابين روي صندلي بشينيد
کابين بره به جهنم.ما از اينجا سواري مي کنيم
گفتم که ميخوام تنها باشم
من بايد برم اعلي حضرت؟
نه
شما ريشه ي چغندرتون رو نخوردين بانو
نميتونم اينو تحمل کنم.اون کجاست؟
! اين آينده است
بله، قربان
ملکه چطوره؟
عجيب و غريب ترين چيزها رو براي صبحانه اش ميخواد
امروز صبح اون ميخواست که ريشه چغندر بخوره، يک نوع سبزيه
اين تنفر برانگيزه
ملکه بيشتر به اين خاطر بداخلاقي مي کنن که والا حضرت بدون ايشون رفتن بيرون
همچنين بدون من، اما
براي يک مرد، ضروريه که فضا داشته باشه.تا نفس بکشه
اون تنها مردي نيست که نياز داره يکم از ازدواجش دور بمونه و استراحت کنه، عزيزم
پيشخدمت گفت که توي اين کشور
شاهزاده بايد در حالي که داره لباساشو درمياره آواز بخونه
ميخوام اينو توصيه کنم - خوندن؟ -
بله - چيز خاصي مد نظره ؟ -
خداوند ملکه رو حفظ کنه - خداي بزرگ -
گولت زدن پسر
اين پيشخدمت ميخواد که اربابت مثل يک احمق به نظر بياد
چرا؟ - چون اين آدمها مثل گيفردها -
و خدمتکارهاشون، همه شون مثل همن
روش هاي قديمي خودشون رو ميخوان حفظ کنن هر چيز تازه و جديد يک تهديده
ملکه، شاهزاده، تو تو آينده رو نشون ميدي
تو مي ترسونيشون
من براي قدم زدن ميرم - بدون شاهزاده ؟-
سر پيرز
بانو؟
با توجه به اينکه الان بقيه ي مهمان ها پيش مون نيستن
ميتونم بپرسم موضع شما درباره ي موضوع نائب السلطنه چيه؟
اين قطعا يک موضوعه بانو، که کاملا فرضيه؟
مجلس فرضي نيست
اعضاش بايد انتخاب منو قبول کنن
قبول کنن يا رد کنن
شما بهشون توصيه مي کنيد که چيکار کنن؟
کاري که همه ي مردهاي با شرافت بايد انجام بدن بانو
وجدانشون رو دنبال کنن
راسو
سر رابرت، شما با من هم نشين شدين
چون به دنبال کمک من براي منافع سياسي خودتون هستين؟
نه، قربان، شما با من هم نشين شدين
چون به دنبال نفوذ من براي به تصويب رسوندن نائب السلطنه شدنتون هستين؟
نه
هر چند که اگه اين ميتونه نسبتا کمک کننده باشه، شايد بايد اين کار رو بکنم
من ازتون خوشم مياد سر رابرت
شما مي دونيد که من به اينکه سليقه ندارم معروفم، البته، من آلماني ام
خودشه
من از اين بابت خوشحالم، قربان
خودشه
توي دستت از خانواده ي سلطنتي هست؟
در واقع، هست
يک شاهزاده؟
البته، منظورم سربازه
ارنست آدم درستکاري نيست هريت
من يک زن متاهلم دوشس
تو بچه داري
همونجوري که من ويکتوريا رو دارم
چطور جرات مي کني
عزيزم، نميخواستم که بيدارت کنم
اين يک توهين بزرگه
اين توهين نيست ويکتوريا
صرفا من داشتم از طرف تو از سرنوشت انگليس استقبال مي کردم
در جايگاه تو نيست که از طرف من کاري انجام بدي
اگه من بخوام خط راه آهن يا هر چيزي بيارم براي مراقبت و رسيدگي به مردم انگليس
پس، آلبرت، بايد خودم انجامش بدم
و اگه تو جوابمو با استفاده از کلمه ي "آينده" بدي من داد ميزنم
من تصميم مي گيرم که آينده چيه
اگه تو کشته ميشدي چي؟
تو به بچه مون که هنوز به دنيا نيومده اهميت نميدي؟
به خودت نگاه کن.مثل يک روستايي شدي
من اوني نيستم که ريشه ي چغندر ميخوره - چي؟ -
مشکل ريشه ي چغندر چيه؟ - اين غذاي روستايي هاست -
مسخره اس، احتمالا توي کشور تو اينجوريه نه توي کشور من
اينجا کشور منه
ويکتوريا، من فقط ميخوام بهش خدمت کنم
و به تو
با ملکه شام ميخورين آقاي فرانکاتلي؟
ملکه کجاست؟
اون ميله رو جا ننداخت، چرخهاش از ريل خارج نشدن
و شاهزاده آلبرت رو نکشت
من بهش ميگم موفقيت شما با سلامت کامل کار رو انجام دادين پسرا
سلامت کامل
اوه، يا مسيح
! ويکتوريا! ويکتوريا
ازش خوشت مياد؟
عاشقشم - چي؟ -
! گفتم عاشقشم
حالا
اين فوق العاده است
ميدوني بايد چيکار کني؟
اسمشو بذار يک سورپرايز بمبي
چون اين شبيه بمبه، خب؟
و يک سورپرايزه
سورپرايز بمبي
سورپرايز بمبي آقاي فرانکاتلي
تو اختراعش کردي - نه، تو اختراعش کردي -
ما اختراعش کرديم
اين تو رو به هدفت نميرسونه پييل - چي نميرسونه سر پيرز؟ -
ليس زدن شوهر ملکه
و اينکه بهش با ماشين شيطاني مسخره ات سواري بدي
اين روش آدمهاي بالغ براي درخواست قدرت نيست
شاهزاده قدرتي نداره که بتوني براش درخواست بدي
اوه، اشتباه مي کنيد
با کمال احترام
ميدونيد، سر پيرز، من بيشتر از همه از سواري با قطار لذت بردم
اين تجربه رو به شما پيشنهاد مي کنم
شايد بهتون درک بهتري بده
من خيلي بابت توصيه ي اعلي حضرت ممنونم
اين اشتباهه که فردي در مورد يک چيز تصميم بگيره قبل اينکه امتحانش کنه
اينجور فکر نمي کنيد؟ جهان در حال حرکته سر پيرز
دنبالش برين
عزيزم.قضيه چيه؟
من از درد مي ترسم
درد وجود خواهد داشت، اره، اما
آرزو مي کنم من ميتونستم اون رو برات تحمل کنم اما، ويکتوريا، به من گوش کن، گوش کن
تو قوي هستي
زايمان قطعا يک کار سخته اما تو توانايي رو به رو شدن باهاش رو داري
تو خيلي... خيلي صبر و بردباري داري
اشتباه از من بود
پييل، ماشين، تنها رفتن
نه، نه واقعا
بهم اجازه ميدي تا بار مسووليت هات رو باهات شريک بشم؟
آلبرت
لطفا
اسکاتلندي هاي، ميدوني، اونها، يک عبارت عجيب دارن
"آروم، آروم، ميمون رو مي گيري" يعني بايد صبر داشته باشي تا به هدفت برسي*
اين ميمون کيه؟
تو ميمون مني
ديدي گيفردها به من چه پوزخندي ميزدن؟
عزيزم، خيلي عالي به نظر مياي
ممنون، مامان
سفر به وضوح بهمون ساخته
متاسفانه من داروهات رو نخوردم
بچه بهت ميگه که چي ميخواد
به خونه خوش اومدي
توجه مي کنيد؟
ملکه بيکن و نخود ميخواد
بيکن مناسبه؟
مناسب بودن از لحاظ پزشکي لغو شده
بيکن آقاي فرانکاتلي و نخود آقاي پنج
به سرعت و براي شاهزاده؟
شاهزاده با ملکه شام ميخوره
دو برابر بيکن و نخود
اين خواسته ي اعلي حضرته که همسرش شاهزاده نائب السلطنه باشه
و من معتقدم که اين انتخاب درستيه
تو کوبرگي سرد و بي احساس رو به عنوان نائب السلطنه مون ترفيع ميدي؟
من شاهزاده رو ترفيع نميدم - اون مرد يک تهديده و آدم بي تربيتيه -
من تصميم ملکه ام رو تاييد مي کنم
اگه آرزو دارين مثه حيووناي مزرعه سروصدا کنيد
پيشنهاد مي کنم به حزب حيووناي پالمرستون توي مجلس ملحق بشين
جايي که اينجور رفتارها توش قابل تحمله
اين حزب نجيب زاده هاست
متوجه شدين؟
اجازه بدين رئيس مجلس آگاه بشه که محافظه کارها از صميم قلب
از انتخاب ملکه شون براي نائب السلطنگي حمايت مي کنن
خودشه
خوب، اگه هيچکدوم از ما روحيه ي شجاعانه نداره تا مقابل پييل بايسته
من... من توصيه مي کنم پشت سرش بايستيم( ازش حمايت کنيم)
متوجه شدين؟
قورباغه اينجاست
ميخواد براتون غور غور کنه
من بايد بفرستمش که بره
نه
به سر رابرت بگو خوشحال ميشم که ببينمش
اعلي حضرت - سر رابرت -
شما اينجا خيلي راحت تر به نظر ميرسين نسبت به وضعي که توي يک مزرعه ي گل آلود دارين
ديروقته.بايد مهم باشه
قطعا همينجوره، بانو
استدعا دارم که ملکه رو آگاه کنم که در صورت رويداد مرگ بدشانسانه ي ايشون
انتخاب ايشون براي نائب السلطنگي حمايت کامل حزب محافظه کار رو داره
اين خبر دلگرم کننده ايه اما کاملا تئوريه
همونجوري که مي بينيد، من خيلي بيشتر از اون مشغولم که بتونم بميرم
پنبه.پنبه بيشتر توي کجاهاست؟
منچستر
اره.بيشتر از نوع چيزهاييه که تو ميدوني تا من
بيشتر اينها توشون در مورد صنعت نوشته شده
: ترجمه از A n g e l
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.