Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این برنامه حاوی صحنههای خشونت آمیز و الفاظ رکیک است.
«امپایر بست تیوی با افتخار تقدیم میکند» ..:::EmpireBestTV.Com:::.
«امپایر بست تیوی در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
- اعتراف کن. - من به خاطر پول آدم میکشم!
این چیزیه که میخوای بشنوی؟ کافیه دیگه؟!
فکر کردی میتونی دو تا زندگی موازی داشته باشی؟
میخوام تمومش کنم.
یه کار دیگه مونده که باید تمومش کنم.
آلوارو همین الان بهم گفت که با جیمی تهیرو حرف زده.
- اون یه گنگستر کوفتیه. - درستش میکنم. خب؟
این یارو انگلیسی همیشه دیر میرسه؟
دارم تحقیقات رو میبندم. فقط یه کم دیگه وقت لازم دارم.
- و ازت میخوام که بیخیالش بشی. - و اگه نتونم؟
فکر نمیکنم از جواب این سوال خوشت بیاد.
وقتی جزمین رو به دنیا آوردی خیلی جوون بودی.
ولی این یه انتخاب یه باره نیست.
ببین، باید هر روز این انتخاب رو بکنی.
تنها شانسی که داریم اینه که بریم سراغ شغال.
پیدات کردم.
الو؟
نوریا گنزالس مارتین؟
بله خودمم.
بازرس آنا رمکا هستم.
چی شده؟
«نزدیکی جزیره والمارین، کروتیا»
نوریا: پلیس آلوارو رو دستگیر کرده. اگه حرف بزنه چی؟
لعنت بهش.
سلام.
باید ماشین رو بازرسی کنم.
جانم؟
از ماشین پیاده شو.
میخواین ماشین رو بررسی کنین؟ بله. معلومه.
صندوق عقب رو باز کن.
وایسا! وایسا!
ترجمه از رضا حضرتی Death Stroke
«روز شغال» «قسمت دهم»
«جزیره والمارین، کروتیا»
امروز صبح، دوست عزیزم رو از دست دادم،
محرم رازم، نیمه گمشدهام.
دنیا یه آدم خلاق
و یه منبع امید رو از دست داد.
توی این شرایط غمانگیز، هیئت مدیره داگهاوس «نیویورک، آمریکا»
احساس میکنه که به زمان نیاز داره تا یه کم خودشو پیدا کنه
و به همین خاطر تصمیم گرفته تا زمان نامعلومی
عرضه ریور رو به تعویق بندازه. ممنونم.
باورم نمیشه. اون عوضی جدی جدی موفق شد.
فکر کنم یه کم به خودمون تبریک بگیم، درسته؟
بالاخره به یه چیز خیلی مهم رسیدیم.
و یه سری کارهای ناتموم هست که باید بهشون رسیدگی بشه.
داری چیکار میکنی؟
عیبی نداره، بذار من انجامش میدم.
بله...
- ممنون. - مرسی.
- میبندمش. - بستمش.
- اسم جیمی تهیرو تا حالا شنیدی؟ - نه.
نه، نشنیدی. اون یه آدم
خلافکار کوچیک توی اسپانیاست. دو روز پیش کشته شد.
یه آدم خیلی ماهر، با یه گلوله خلاصش کرده
اونم از فاصله یه کیلومتری... از توی قایق.
کپی برابر اصل اون حمله به یودیسی هست.
حتما کار همون قاتله،
ولی یودیسی و جیمی تهیرو با هم قابل مقایسه نیستن.
برای همین فکر میکنم یه کینه شخصی بوده.
- اگه منو بفرستی اسپانیا، میتونم... - اشتیاق یه چیزه،
نافرمانی یه چیز دیگه. پرونده بسته شده، بیانکا.
- این یارو قطعا هدف... - نمیخوام حرفم رو تکرار کنم.
فکر نمیکنی به اونایی که کشته شدن مدیونیم؟
تلاش کردیم. شکست خوردیم.
تو شکست خوردی. بعضی وقتا کار همینه.
کاری که من شروعش کردم این نبود.
پس شاید بهتره یه کار دیگه برای خودت پیدا کنی، بیانکا.
من به آدمایی نیاز دارم که تیمی کار میکنن، نه کسایی
که بیاحتیاطن و جون و پولمون رو ازمون میگیرن.
چی داری میگی؟
دارم میگم که باید یه مدت مرخصی بگیری، شاید همیشگی...
نه، نه، نه، نه، نه. حتی نمیتونم بذارم
حرفت رو تموم کنی.
استعفا میدم.
- صبح بخیر! - صبح بخیر.
وزیر امور خارجه.
وحشیها هنوز اون بیرون هستن.
ولی ما حالشون رو حسابی گرفتیم.
نقشهمون جواب داد. آفرین.
ممنون.
خب، وضعیت اون افسر زیادی وظیفهشناس
چطوره؟
الان مطمئن شده که اون توی اسپانیاست.
که اون قتل اخیر یه کینه شخصی بوده.
ولی نگران نباش. همهچیز تحت کنترله. جلوش رو گرفتم.
درسته...
انتظار دارم که خیلی زود استعفاش رو برام بفرسته.
خب، این بده.
جانفشانی بیجا معمولا باعث دردسر میشه.
خب، من... من فکر نمیکنم که اون بخواد خودسرانه عمل کنه، منظورت اینه؟
دوستای ما...
نگرانن
که اگه شغال دستگیر بشه، توسط کسی باشه که...
خوش فهم باشه.
و خیلی خوب میشد که میتونستیم یه جورایی...
خیالشون رو راحت کنیم.
خب، مسئله اینه که من... فکر نمیکنم بیانکا خوشفهم باشه.
باید واضحتر بگم؟
بذار خودش باهاش طرف بشه.
و بعدش بذار ما باهاش طرف بشیم.
میخوام بگم خوشحال شدم، اما... نشدم
نوری! نوری، مشکل چیه؟ نوری!
نوری نوری نکن!
کی قراره بزرگ شی؟
بزرگ شم؟
- گلوله از بیخ گوشم رد شد. - برام مهم نیست!
این آخرین باریه که خونواده رو تو خطر قرار میدی. فهمیدی؟
کار چارلز بود، نه؟
کار خودش بود؟
دیگه نمیخوام ببینمت.
میخوای مادر و برادرت رو به اون روانی بفروشی؟
اون روانی زندگیمو نجات داد.
ولی تو...
تو یه انگلی. درست مثل بابا.
اینو نگو!
من انگل نیستم، من مثل بابا نیستم. آخرین بارت باشه بهم میگی مثل بابام، شیر فهم...
از زندگیم گمشو بیرون!
باید بیاین. ماشینش آتیش گرفته. کسی رو نمیبینم.
- آقا، من اینجام! - باید فورا بیاید. آره سریعتر.
- آقا، من اینجام! میتونین... - بله، بله، بله.
میتونین... میتونین لطفا منو بیارین بیرون؟
میتونین کمک کنین؟ میتونین برین اون در رو باز کنین؟
بله، باشه. میتونم امتحان کنم.
- ممنون. میتونین... - به پلیس زنگ زدم. یه لحظه صبر کن.
- باید کمکم کنی بیام بیرون. - صبر کن.
حاضری؟ دستم رو بگیر. دستت رو بده. حاضر.
- آره. - یه، دو، سه...
لعنتی.
داری خونریزی میکنی. به اورژانس زنگ میزنم.
خیلی خب.
وای، وای... خیلی خب.
این ون توئه؟ خب، سوئیچها کجان؟
توی ون.
لطفاً بهم صدمه نزن.
باشه، هیچ سوالی نیست،
پس انتظار هیچ بهانهای رو ندارم.
خیلی ممنون، روز خوبی داشته باشین.
یه سوال دارم، پروفسور.
سوالت چیه؟
سوالم اینه که...
میتونی لطفا برگردی خونه؟
استعفا دادم. بیرونم.
- واقعا؟ - آره.
هرچی گفتی رو شنیدم...
و من خانوادهام رو انتخاب میکنم.
ازت نخواستم که بین ما و کارت یکی رو انتخاب کنی.
- فقط ازت خواستم که همونقدر ما رو بخوای. - میخوام.
و در عوضش چیکار میکنی؟
برای تنوع، فقط خونه میمونم و ازت حمایت میکنم.
میرم خرید و...
غذا میپزم و...
- لباسها رو تا میکنم. - باشه، لطفاً... این کار رو نکن.
اینا خیلی ترسناکن.
ببین، من خیلی وقتا... دور بودم.
و خیلی خوب میدونم که بهت بیتوجهی کردم.
و هیچوقت واقعا...
ازت به خاطر این همه سال مراقبت از جس تشکر نکردم...
بیخیال، لازم نیست به خاطر این از من تشکر کنی.
من پدرشم.
من جواب همه سوالها رو ندارم.
و میدونم که خیلی زیادن.
فقط شوهرم رو پس میخوام.
خب، رسیدیم.
مواظب خودت باش.
چرا؟
- چی گفت؟ - خب، اصلا نمیتونم تکرارش کنم.
ببخشید؟
شما احیانا انگلیسی بلدی؟
- تلاشمونو میکنیم. - من ریچارد هستم.
- لیز. - سلام، لیز.
این آقا اخمو هم شوهرمه، ترور.
سلام، ترور.
ببینید، خیلی متاسفم که آرامشتون رو بهم زدم،
ولی... راستش اصلا حالم خوب نیست.
- بیچاره. - خب، نه،
یه چند دقیقهای دستم کاملا بیحس شد و...
خب، سابقه فشار خون بالا دارم.
باید بری بیمارستان، ریچارد.
خب، میدونید، مطمئنم که چیز خاصی نیست،
ولی همین الان با همسرم که توی سفران والدن هست حرف زدم،
و همونطور که میتونید تصور کنید، کاملا نگران شده
و اصرار داره که خودم رانندگی نکنم.
پس...
خب، فقط میخواستم ببینم امکانش هست
که راضیتون کنم من رو تا بیمارستان برسونید.
توی گوشیم چک کردم،
یه بیمارستان هست که حدود ۱۵ دقیقه راهه.
بریم بیمارستان، رفیق.
ممنون. خیلی لطف کردین.
- جس، برق لب زدی؟ - آره.
قشنگه.
میخوای یه بازی یا یه همچین چیزی انجام بدیم؟
- محض رضای خدا، جس، لطفاً به مامانت کمک کن یه کار جدید پیدا کنه، باشه؟
- برای سلامتی همهمون. - بیخیال!
بس کن. باشه؟
میخوای یه کم فلفل اسکاچ بونت هم اضافه کنی؟
ببخشید، آخرین باری که یه کار درست کردی کی بود؟
- از آشپزخونه من برو بیرون. نه... - سلام.
- جزمین؟ - بله.
مامانت خونست؟
- آره. بیاین تو. - ممنون.
- مامان. - چی شده؟
بله؟
ببخشید که تو خونه مزاحم شدم.
- سلام. - سلام.
میخواستم ببینم میتونیم با هم صحبت کنیم.
جس، بیا. بیا...
- ما کفشهامون رو درمیآریم. - صحیح. ممنون.
سلام.
سلام.
باغ و عمارت برودزورث واقعا قشنگه.
یه سری پیادهرویهای طبیعتگردی عالی داره.
دنی کوچولو، کوچکترین نوهمونه،
اون اوتیسم داره.
ولی خیلی بچه خوبیه.
عاشق همیش هست.
همیش کیه؟
خرس قطبی توی پارک وحش.
دنی عاشقشه.
- مگه نه، ترور؟ - عاشقشه.
این بیمارستان کجاست؟
نیم ساعته که داریم رانندگی میکنیم.
خب، متاسفم که یه کم برنامه عوض شده.
داریم میریم طرف مرز مونتهنگرو.
- چی؟ - مرز مونتهنگرو.
حدود ۷۹ دقیقه راهه.
- ما نمیتونیم بریم مرز. - ما نمیریم مونتهنگرو.
متاسفم، من درخواست نمیکنم. دارم اصرار میکنم.
خب، ریچارد. تو...
ترور.
اون یه اسلحه داره.
تا وقتی که دقیقا همون کاری رو بکنی که بهت میگم ازش استفاده نمیکنم.
این کار رو میکنی، لیز؟
- آره؟ - بله. باشه.
ترور؟
- بله. - خوبه.
و لطفاً نگران نباش،
چون این قضیه خیلی زود تموم میشه.
خب، من...
همه گزینهها رو بررسی کردم
و بعد از بررسی کامل...
فکر میکنم یه راهی باشه که بتونیم پرونده رو دوباره باز کنیم.
و به بهترین نتیجه ممکن برسونیمش.
خب، اگه بخوام منظورت رو به زبون ساده بگم،
- یعنی نظرت عوض شده؟ - بیشتر یعنی اینکه
یه توافقی کردم و تونستم یه کم پول و
منابع رو مدیریت کنم تا بتونیم ادامه بدیم.
چی شد؟
به حرفات فکر کردم.
اگه فکر میکنی یه سرنخی داری،
دنبالش برو.
کاری که شروع کردیم رو تموم کن.
کار رو تموم کن.
به خاطر اونایی که از دست دادیم.
کی؟
و چطوری؟
در اسرع وقت.
و باید مخفیانه باشه.
یه عملیات غیرمجاز.
و باید از بین ببریش.
نه.
متاسفم.
ترور، اگه ممکنه، وقتی راه افتادیم،
اون جاده رو سمت راست میری بالا؟
- چی، این یکی؟ - آره.
یواش و آروم، ترور.
هر دوتون خسته به نظر میرسین.
چرا همینجا سمت راست نگه نداریم؟
صحیح، میشه سوئیچهاتون رو بدین لطفاً؟
ممنون.
اشکالی نداره من برم بیرون یه سیگار بکشم؟
چی؟
میخوای؟
میدونی چیه؟ میخوام.
ممنون.
میخوای بکشیمون؟
معلومه که نه، ترور.
من احمق نیستم.
میدونی، شما من رو یاد پدر و مادرم میندازین.
باهاشون چطور بودی؟
آدمهای خوبی بودن.
خوشقصد بودن.
مثل شما.
اگه اونا انقدر خوب بودن،
تو از کجا اومدی؟
فکر کنم وقت خوابه.
روز طولانی...
و خیلی پر استرسی برای همهمون بوده.
و فکر میکنم که یه خواب خوب
برای همهمون خیلی خوبه.
لیز!
لیز؟
لعنتی. الان چاقو زدی بهم؟
متاسفم.
متاسفم.
چرا نتونستی بیخیالش بشی؟
لعنتی!
لعنتی!
باید از یه نفر دیگه میپرسید.
یعنی، هیچکس اونجا نمیتونه کاری که من میکنم رو انجام بده ولی... خب.
- مثل یه احمق به نظر میرسه. - آره. احمقه.
و به خاطر اون، الان به این فکر افتادم
- که شکست خوردم یا یه همچین چیزی... - فقط برو.
چی؟ نه!
میدونی که میخوای بری.
نه، نمیخوام.
- فقط بهش بگو که میتونه کارش رو نگه داره. - تقریبا همین کار رو کردم.
خوبه. انتخاب درستی کردی.
- کشش نده، بیانکا. - نمیدم...
اگه برم... اگه...
فقط همین یه کار آخره.
نمیتونم بیخیالش بشم.
- و باید کار درست رو انجام بدم. - اگه موندن کار درست باشه چی؟
- این... این پیچیدست. - قبلا گفتی نه.
- داری حرفت رو عوض میکنی. - میدونم. میدونم. ولی درستش میکنم.
ببین، اگه میخوای بری، فقط برو.
قایق یک ماهیگر بومی را در نزدیکی جزیره دزدیده و زمانی که چارلز شنا میکرد، جان او را گرفت.
- هی. - هی.
داریم میریم مسافرت، عشقم.
ببخشید؟
من، تو، کارلیتوس، نوریا.
- داریم میریم یه جایی. - چی شده؟
پس، نه برادرت، نه مادرت.
فقط ما سه تا.
خوبی؟
آره، قول دادم که این آخرین کار باشه و تموم شد.
دیگه تمومه. از الان دوباره شروع میکنیم.
باشه.
ولی من نمیخوام برم هیچ جا. فقط میخوام خونه باشم.
اگه بگم... جزایر تورکس و کایکوس چی؟
میگم میخوام خونه باشم.
باشه، پس مالدیو؟ جزایر کیمن؟
- ما امن نیستیم؟ - معلومه که امن هستیم! من فقط...
معلومه که امن هستیم، نوریا. من فقط میخوام که ما باشیم.
فقط ما سه تا.
کی میای خونه؟
الان. زود. یعنی، الان دارم میام.
باشه. پس وقتی رسیدی خونه در موردش حرف میزنیم.
جزایر تورکس و کایکوس.
دوستت دارم.
باشه.
دوستت دارم.
- سلام، ممنون. - ممنون.
خب، این کاملاً مخفیانهست؟ «کادیز، اسپانیا»
آره، خودش همینو گفت.
و دیگه کی میدونه؟
فقط من و ایزابل.
و حالا تو.
خوشحالم که از من خواستی بیام.
نباید خوشحال باشی. فقط دوستای زیادی ندارم.
اگه اینجا نباشه چی؟
یا خودش اینجاست، یا یکی که براش مهمه اینجاست.
آهنگ ♪ Low Lays The Devil ♪
«زیرنویس پارسی اختصاصی وبـسـایـت امـپـایـربـسـتتـیوی» ترجمه از رضا حضرتی
بله، وقتی که کشته شد یه مرد با تهیرو بود.
میدونی کی...
میدونی اون مرد کی بود؟
بله.
باشه. میتونیم باهاش حرف بزنیم؟
ما این دردسر رو از سرتون کم کردیم.
- هنوز بازداشته؟ - نه.
به این نتیجه رسیدیم که اون دخالتی نداشته، پس...
- آزادش کردیم. - ممنون.
اگه بتونیم باهاش حرف بزنیم خیلی خوب میشه.
گفتم که به این نتیجه رسیدیم که دخالتی نداشته.
- فکر نمیکنم بفهمی... - ببین.
ما واقعاً نمیخوایم دخالت کنیم، خب؟
فقط یه اسم میخوایم، همین.
و بعدش دیگه مزاحمتون نمیشیم.
آلوارو گونزالس مارتین.
خیلی ممنون.
- اینجا زندگی میکنه؟ - اینجا زندگی میکنه.
میتونی بهمون بگی چه شکلیه؟
خیلی ممنون، خیلی کمک کردین.
و یه شریک؟ متأهله؟ کارش چیه؟
متأهل، فکر نکنم. و هیچوقت بیشتر از پنج دقیقه
یه جا کار نکرده.
خوشبختانه خواهرش با یه مرد پولدار ازدواج کرده.
اون مرد پولدار کیه؟
ظاهراً انگلیسیه.
اسمش رو داری؟
چارلز کالت...
چارلز کالتروپ.
به فرودگاه تیوات خوش آمدید.
لطفاً مطمئن شوید که همیشه وسایل خود را همراه خود دارید.
سلام. میتونم پاسپورتتون رو ببینم؟
ممنون.
خیلی ممنون. پرواز خوبی داشته باشید، قربان.
کی واریزی رو انجام میدن؟
تاکید بر تسویه سریع میکنم. جات امنه؟
پرداختی ۲۴ ساعته میخوام.
باهامون تماس گرفته.
و البته که پولش رو میخواد.
منطقیه. اون دفعههایی که دیدیش،
هیچوقت چیزی در مورد...
اینکه کجا مستقره، یا یه همچین چیزی، لو داد؟
نه. اون چیزی لو نمیده.
هیچوقت اسم اسپانیا رو آورد؟
اسپانیا؟ نه. چرا؟
مهم نیست.
خب، من تقریباً کارم اینجا تمومه.
اگه برات اوکی باشه، امشب یه پرواز دارم.
همه از کارت خیلی راضی هستن،
و یه کار دیگه هم برات توی اروپا دارن.
دستمزد همیشگی به اضافه ۲۵٪ اضافه.
دستمزد شغال رو باید دو برابر کنی.
قبوله.
پس، همونجا بمون
تا جزئیات رو بهت بگن.
یه مردی که خودش رو سایمون معرفی میکنه
تا چند ساعت دیگه باهات تماس میگیره.
وقتی برگشتی نیویورک با هم شام بخوریم.
مشتاقانه منتظرم.
- خداحافظ. - خداحافظ.
- یه زن. - آره.
میخوای چیکار کنی؟
کاری که شغال میکنه رو میکنیم.
صبر میکنیم.
خب، یعنی چی؟ اگه بیاد خونه،
به محض اینکه از ماشین پیاده شد خلاصش میکنیم؟
با این تفاوت که ما این کار رو نمیکنیم.
میخوایم زنده بگیریمش.
- ولی دستور این نیست. - وینس، ببین.
شغال از اول کمک داشته،
از بلاروس به بعد.
یه چیز خیلی بزرگتری در جریانه.
تنها راهی که میتونیم بفهمیم کی بهش کمک کرده
اینه که زنده بگیریمش.
بیانکا، هر چقدر هم که من به تو و خودم ایمان داشته باشم،
هر دومون میدونیم که اون قادر به چه کاریه. اون توی زمین خودشه، ما...
میدونم چرا اینجام. باید حقیقت رو از اون یارو بفهمم.
یا میتونی با من بیای، یا میتونی اینجا بشینی
و بیسکوییتهات رو بخوری.
مامان.
اینجا بمون و مراقب باش.
بله؟
سلام، من توی هتل هستم.
- اتاق ۲۰۵. - باشه، دارم میام.
تعقیب و گریز برای پیدا کردن قاتل اوله داگ چارلز.
بعد از حمله دیروز صبح به جزیره خصوصی چارلز،
قاتل در حالی که درگیر... .
تعقیب و گریز با سرعت بالا با قایق و ماشین بود...
مامان: دلم برات تنگه. زودی میام خونه.
مجزمین: منم دلم برات تنگ شده مامان.
اون کیه؟
خودشه؟
دنبالش کنیم؟
- نه. - شاید ما رو به اون برسونه.
سوار تاکسی شده، از ماشین خودش استفاده نمیکنه.
این کسیه که داره از دستش فرار میکنه، نه اینکه بره طرفش.
مامان. مامان.
سلام، آقا.
ممنون.
خودشه. فکر کنم زخمی شده.
شونه چپ.
عالیه.
آره، رفت تو.
آمادهای بریم؟
نوریا؟
نوریا؟!
توی اسپانیا هستی؟
صبر کن، منظورت چیه؟
چون فکر میکنن اونجا هستی.
و دارن میان سراغت.
من طبقه بالا رو میگردم و تو اینجا رو بگرد.
باشه.
منم.
هیچ نشونهای نیست.
بیا اونو بیرون بکشیم.
بخواب!
وینس!
دیگه کسی نباید بمیره.
فقط میخوام بدونم کی هستی.
برای کی کار میکنی؟
چرا این کار رو میکنی، داگن؟
چرا تو میکنی؟
چون...
دوست دارم برنده بشم.
منم همینطور.
دیدم که رفت.
بذار کمکت کنم.
نباید اینطوری تموم بشه.
باید.
به فرودگاه خرز خوش آمدید.
لطفاً همیشه چمدونتون رو همراه خودتون داشته باشید.
سلام. شما با نوریا تماس گرفتین. یه پیغام کوتاه بذارید.
این کار رو نکن، نوریا.
لطفاً این کار رو نکن.
لطفاً این کار رو نکن.
پیدات میکنم.
میام و پیدات میکنم...
همین الان تأیید شد که من رئیس میشم.
و به خاطر احترام،
میخواستم از خودم بشنوی.
دارن یه رئیس جدید برای ۳۰۳ میارن.
باید بهت تبریک بگم، ولی ما دو تا افسر رو از دست دادیم،
پس ببخشید که خیلی خوشحال نیستم.
باید بدونی که بیانکا خودسرانه عمل کرد.
از دستور سرپیچی کرد. اگه کسی مسئول مرگ بیانکا باشه،
خود بیانکاست و البته وینس.
باید اینو توی مراسم ختمشون بگی. خیلی خوب میشه.
بیخیال، اوسی. میدونی اونا چطور بودن.
بیخیال نمیشدن. مهم نبود چی بشه!
طوری میگی انگار چیز بدیه.
اگه اجازه بدی.
ایزابل منو فرستاد که شغال رو بکشم. اگه زنده نموندم، الان میدونی که چی شده.
آهنگ ♪ What's Done In The Dark ♪
خدای من.
شبیه...
یه گارسون ایتالیایی کتک خورده شدی.
دقیقاً چیزی که میخواستم نبود، ولی...
از دیدن تو هم خوشحالم.
ولی جدا از شوخی
چطوری زنده موندی؟
خب...
میدونم که بدهی پرداخت نشده رو دوست نداری.
اول باید یکی رو پیدا کنم.
موفق باشی.
زیرنویس از رضا حضرتی Death Stroke
«امپایر بست تیوی کهکشانی از فیلم و سریال» .:::EmpireBestTV.Com:::. «در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
«امپایر بست تیوی، حرفه ای ترین اپلیکیشن دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال» .::: EBTV.App :::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.