All language subtitles for The.Day.Of.The.Jackal.S01E09.NOW.WEB-DL.EBTV.DeathStroke-Maryamsarafhaa.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ ‫این سریال حاوی الفاظ نامناسب و ‫صحنه‌های خشونت‌آمیز است.

«امپایر بست تی‌وی با افتخار تقدیم میکند» ..:::EmpireBestTV.Com:::.

«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» @EmpireBestTV

‫تو واقعاً هنرمندی رفیق.

‫3,815 متر.

‫برای اینکه بتونی اندازۀ...

‫نصف این فاصله هم به کسی شلیک کنی، ‫باید آموزش‌ نظامی دیده باشی.

‫- یه نفر هست که می‌تونه. ‫- الکساندر داگن.

‫اون تک تیرانداز خفنی بود.

‫ولی اون که مُرده.

‫اون توی افغانستان بود. ‫کل تیمش توی عملیات از بین رفته.

‫ولی هیچ جسدی ازش نیست.

‫یه چیزی این وسط درست نیست.

‫ایزابل بهم گفت می‌خوای یه نگاهی ‫به پروندۀ STRAP 2 بندازی.

‫- انگار فکر می‌کنی برای پیدا کردن شغال کمکت می‌کنه. ‫- آره.

‫من پرونده رو با خودم می‌برم، اوسی.

‫از این طرف جناب هالکرو.

‫- باید حرف بزنیم. ‫- این یه عملیات تمام عیاره.

‫- نمی‌خوام اون اینجا باشه پاول. ‫- کسی نمی‌خواد با تو حرف بزنه.

‫می‌خوام با شوهرم حرف بزنم. ‫تو رو خدا تو برگرد داخل.

‫میای خونه؟

‫یا می‌خوای پیش اون زنِ قبلیِ تخمیت بمونی؟

‫کون لقت، مرتیکه.

‫تالین تنها شانسمون بود ‫و اون از دستش داد.

‫یو‌دی‌سی می‌خواد کل دنیا بدونه...

‫پروژۀ ریور، پیش خواهد رفت.

‫اون چارلزه، مگه نه؟

‫خودشه؟

‫- فردا میای؟ ‫- آره.

‫چون الان...

‫فقط می‌خوام واقعیت رو ازت بشنوم.

‫[کرواسی - جزیره والمارین]

‫تیم امنیتی براوو

‫شما مراقب قایق باشید

‫- و توی قایق رو بگردید. ‫- دریافت شد.

‫تیم امنیتی دلتا، ‫شما حواستون به...

‫عملیات جست و جوی تیم براوو باشه.

‫نام آهنگ: Future Starts Slow ‫نام خواننده: The Kills

‫- قایقِ محموله اینجاست، همه‌چیز امنه. ‫- ادامه بدید.

‫چی شده؟

‫صبح بخیر.

‫تا جایی که به اونا مربوط میشه، ‫تو یه فرصت داشتی و از دستش دادی.

‫و این تنها چیزیه که براشون مهمه.

‫پروژۀ ریور تا 48 ساعت دیگه ارائه میشه.

‫اصلاً اهمیتی به این قضیه میدی؟

‫چون باید اهمیت بدی.

‫منم برای عشق و حال نیومدم اینجا.

«روز شغال» «قسمت نهم»

:مترجمین مریم صرافها و رضا فتحی

‫وقتی بچه بودم،

‫مادربزرگم، ‫یعنی مامانِ مامانم،

‫اهلِ حِبرون بود.

‫بهم می‌گفت یه مرز باریکی هست بین...

‫تحسین شدن

‫و تُف تو صورتت انداختن.

‫و حالا ما اینجاییم،

‫یه روز قشنگه...

‫و هیچکس تو صورتم تُف نمی‌ندازه.

‫فقط سعی دارن من رو بُکشن.

‫تلاششون رو می‌کنن، ‫ولی از پسش بر نمیان.

‫اما...

‫اگه من نتونستم موفق بشم،

‫بهم قول بده که... ‫کاری می‌کنی پروژۀ ریور منتشر بشه.

‫اوله، من می‌تونم بهت قول بدم، ‫ولی جفتمون می‌دونیم، اونجوری بهت دروغ گفتم.

‫اعضای هیئت مدیره، از پروژۀ ریور متنفرن.

‫اونا هرکاری بخوان می‌کنن ‫چون ازت وحشت دارن.

‫منظورت اینه از من می‌ترسن؟

‫آره، دقیقاً منظورم همینه.

‫ولی از من نمی‌ترسن.

‫پس به نظرم هر جور شده باید زنده بمونی ‫مگه نه؟

‫[اونا برای چی مُردن؟]

‫[جست و جو در پایگاه اطلاعات] ‫[کاپیتان مایک بالدوین]

‫کاپیتان بالدوین، حالتون چطوره؟

‫خیلی افتضاحم.

‫هممم.

‫سرطان ریه...

‫بخاطر حوضچه سوزاندن ‫توی هلمند سرطان گرفتی نه؟ ‫(محلی برای سوزاندن زباله‌ها)

‫هشت تا از افرادت اونجا مُردن، ‫درسته؟

‫بابت اتفاقی که افتاد واقعاً متاسفم.

‫حتماً تجربۀ خیلی بدی برات بوده.

‫دربارۀ الکساندر دوگن چی می‌تونی بهم بگی؟

‫تو دکتر نیستی؟

‫کی هستی؟

‫من عضو ام‌آی6 ام.

‫باید یه سری سوال ازت بپرسم.

‫دربارۀ اتفاقایی که توی هلمند افتاد.

‫همه‌اش توی گزارش نوشته شده. ‫به نظرم دیگه باید بری.

‫نمی‌تونم برم. ‫مگر اینکه جواب سوالام رو بدی.

‫من با اعضای ام‌آی6 حرف نمی‌زنم. ‫بزن به چاک.

‫نیاز به پرستار دارم.

‫پرستار لازم دارم.

‫البته، هروقت حرفامون تموم بشه ‫پرستار هم میاد.

‫باید بازم مورفین بهم بزنن.

‫پس زودتر حرف بزن.

‫[کرواسی - اسپلیت]

‫«زیرنویس پارسی اختصاصی و‌بـسـایـت ا‌مـپـایـر‌بـسـت‌تـی‌و‌ی»

‫بله؟

‫اوه، بیا تو بیانکا.

‫داشتم سعی می‌کردم از گل و گیاه سر در بیارم. ‫ولی همه‌اش دارم از بین می‌برمشون.

‫اوه، سرگرمیه سختیه.

‫به شدت هم حوصله سر بره.

‫می‌خوام دربارۀ پروندۀ شغال ‫اطلاعات جدیدی بهم بدی.

‫اطلاعات بیشتری از داگن به دست آوردم.

‫ظاهراً آدم منزوی‌ای بوده.

‫بشین.

‫تنها کسی که باهاش صمیمی بود ‫دیده‌بانش بود.

‫یه یارویی به اسم گری کاب.

‫پس اگه داگن زنده باشه.

‫یعنی احتمالش هست که کاب هم زنده باشه.

‫احتمالش هست، ولی بعیده. ‫چون هیچ مدرکی موجود نیست.

‫ولی این خودش یه سرنخه.

‫بیشتر از اینکه سرنخ باشه، یه تئوریه. ‫بیا با هم روراست باشیم.

‫من ترجیح میدم این تئوری رو امتحان کنم ‫و ببینم به چیزی می‌رسم یا نه.

‫فکر نکنم همچین اتفاقی بیفته.

‫برای چی؟

‫چون دارم تحقیقاتمون ‫روی این پرونده رو لغو می‌کنم.

‫نمی‌تونی اینکار رو بکنی.

‫من نمی‌تونم بر اساس یه سری حدس و گمان ‫تصمیم بگیرم.

‫- مردم مُردن. ‫- بله، یه عالمه آدم.

‫ولی من یه سری منابع محدود دارم

‫و یه نفر آدم ‫ارزش این همه ضرر و زیان رو نداره.

‫یعنی باید شکست رو قبول کنیم؟

‫واقعاً باید یاد بگیری ‫کمتر صفر و صدی فکر کنی.

‫دارم بهش نزدیک میشم.

‫مسئله تو نیستی، بیانکا. ‫باید قبول کنی و تمومش کنی.

‫بخاطر حنبۀ اصلی ماجراست.

‫بخاطر مصلحتشه.

‫یکم دیگه زمان لازم دارم.

‫منم لازم دارم بیخیال بشی.

‫اگه نشم چی؟

‫فکر نکنم دلت بخواد جواب سوالت رو بدم.

‫سلام، با اوسیتا هالکرو تماس گرفتین. ‫لطفاً پیغام بذارید.

‫اوسی، منم بیانکا!

‫کجایی؟ ‫لطفاً باهام تماس بگیر.

‫نشنیدی؟

‫چی رو؟

‫امروز اوسی رو ندیدی، نه؟

‫نه، ‫چی رو نشنیدم؟

‫هیچی...

‫- چرا من باز اینجام هارکر؟ ‫- بردار، بردار، بردار.

‫هنوز سوالاتی داریم که جوابی بهش داده نشده

‫دربارۀ اینکه اطلاعاتمون ‫به دست آدم اشتباهی افتاده.

‫دربارۀ نورمن، ‫دربارۀ بلاروس...

‫- دربارۀ مجارستان. ‫- قبلاً این بحث‌ها رو کردیم.

‫چیزی که تو بهمون نگفتی...

‫اینه که چرا پرینت تلفنت...

‫بهمون نشون میده که تو از سمت یه شماره ‫توی آمریکا پیام دریافت کردی.

‫ولی وقتی دنبال پیام‌ها گشتیم،

‫تو پاکشون کرده بودی.

‫هوم.

‫[اسپانیا - کادیز]

‫نام آهنگ: Preacherman ‫نام خواننده: Melody Gardot

‫نوریه؟

‫بیرون تختت چیکار می‌کنی تو؟

‫سلام پسر کوچولوم.

‫سلام کوچولوی من.

‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

‫باورت نمیشه ‫چقدر دلم برات تنگ شده بود عشق من.

‫مسیر هواپیمات کجاست؟

‫کجا داره میره، کوچولو؟

‫بذار یه چیزی بگم، ‫نظرت چیه من و تو و مامانی...

‫سوار هواپیمات بشیم...

‫و بریم یه جای دور؟

‫فقط هم خودمون سه تا!

‫ولی خودت باید باهاش پرواز کنی...

‫چون من یکم خسته‌ام.

‫فکر هم نکنم که ‫مامانی بلد باشه هواپیما برونه.

‫هرچند با این مامانی که داری...

‫با این مامانی که داری، ‫توام یاد نمیگیری.

‫تو هواپیما رو برون،

‫کاپیتان کارلیتو.

‫فکر کنم دیگه وقت خوابته، کوچولوی من.

‫بیا بذاریمت تو تختت. ‫بیا بغلم ببینم.

‫پسر خوب.

‫پسر خوب.

‫بخواب.

‫دیگه بگیر بخواب.

‫تو کی هستی؟

‫خوب می‌دونی من کیم.

‫واقعیه؟

‫منظورت چیه؟

‫این.

‫این.

‫این.

‫اصلاً هیچ کدوم از اینا واقعیه؟

‫هوم؟

‫بذار بهت بگم تو کی هستی.

‫تو یه دروغگویی.

‫پس الان...

‫الان تو واقعیت رو بهم میگی، ‫چون این آخرین فرصتیه که بهت میدم.

‫من رو ببین.

‫چشمت رو از من نمی‌دزدی!

‫این تویی؟

‫آره.

‫بخاطر پول آدم می‌کُشی؟

‫آره.

‫- بگو. ‫- چی رو بگم؟

‫این رو خودت با زبون خودت بگو.

‫این رو خودت با زبون خودت بگو.

‫بخاطر پول آدم می‌کشم.

‫ببخشید، چی؟

‫نه، نمی‌شنوم. ‫نمی‌شنوم چی میگی.

‫چی گفتی؟

‫بخاطر پول آدم می‌کشم.

‫دوباره بگو.

‫- بخاطر پول آدم می‌کشم. ‫- دوباره بگو و دقت کن ببین چی داری میگی.

‫بخاطر پول آدم می‌کشم.

‫- دوباره. ‫- بخاطر پول آدم می‌کشم.

‫- دوباره بگو. ‫- بخاطر پول آدم می‌کشم.

‫بخاطر پول آدم می‌کشم. ‫می‌خوای این رو بشنوی ازم؟

‫کافیه؟

‫کافیه؟

‫کافی نیست.

‫ولی حالا می‌تونیم با هم حرف بزنیم.

‫پس تو نمُردی.

‫چرا تلفنت رو جواب نمی‌دادی؟

‫سرم شلوغ بود.

‫فهمیدم که داگن و دیده‌بانش ‫گری کاب، نمی‌تونن از هم جدا بشن.

‫- خب که چی؟ ‫- که چی؟

‫قطعاً می‌دونی که ‫این عملیات و پرونده بسته شده.

‫ببخشید، جریان چیه اوسی؟

‫اگه شغال یو‌دی‌سی رو بُکشه، ‫بعدش دیگه هیچکس، هیچ‌چیز به تخمشم نیست.

‫قضیه رو شخصی نکن، ‫ولی تو رو خدا خفه خون بگیر.

‫نه.

‫نمی‌تونم.

‫این بحث رو ادامه نمیدم.

‫ببین، اگه بخوای می‌تونی من رو نادیده بگیری

‫ولی من ناامید شدم.

‫من به تمام آدمای آشغالی که ‫اینجا هستن فکر کردم

‫تو تنها کسی بودی که با بقیه فرق داشت.

‫توی این کارمون...

‫متفاوت بودن، ضرر داره.

‫اوسی؟

‫[بیانکا: من بیرونم!]

‫- آنجلا خونه است؟ ‫- طبقۀ بالاست.

‫همه‌چیز مرتبه؟

‫نه.

‫نه، فعلاً هیچ چیز مرتبه نیست.

‫من همیشه...

‫خیلی واضح گفتم چی می‌خوام

‫- و چرا دارم اینکار رو می‌کنم... ‫- کارت رو میگی؟

‫- آره، ولی همه‌چیز... ‫- نمی‌خوام درباره کارت حرف بزنم بیانکا.

‫باشه.

‫چون اینکاریه که یه شوهر واقعی انجام میده.

‫و من الان نمی‌دونم چیکارۀ توام.

‫- نمی‌دونم رابطمون به کجا داره کشیده میشه. ‫- من می‌دونم.

‫آره، منم می‌دونم ‫دلم می‌خواد رابطه‌ام چجوری باشه.

‫ولی چیزی که می‌خوایم ‫با چیزی که واقعاً هست...

‫- خیلی با هم فرق داره. ‫- دلم برات تنگ شده.

‫آره، منم دلم برات تنگ شده.

‫می‌دونم خیلی وحشتناکم.

‫و تو الان باید می‌گفتی...

‫تو وحشتناک نیستی بیانکا. ‫خیلی هم عالی‌ای.

‫- تو وحشتناکی. ‫- توام دوست داری.

‫نه؟

‫- تو دوستم داری. ‫- معلومه که دوستت دارم.

‫و منم دوستت دارم. ‫مگه همین مهم نیست؟

‫نه.

‫بیانکا، تو اینجا نیستی... ‫تو بخاطر ما اینجا نیستی.

‫بخاطر اینکه سر کارت به مشکل خوردی اینجایی.

‫این... ‫این حرفت، خیلی درست نیست.

‫ببین، وقتی یاسمین به دنیا اومد ‫تو خیلی جوون بودی.

‫- خب! تو خیلی جوون بودی وقتی که... ‫- آره دقیقاً.

‫- این تصمیم رو گرفتی. ‫- دقیقاً.

‫ولی این تصمیمی نبوده که ‫فقط همون یه بار باشه!

‫خب! تو این تصمیم رو ‫برای تمام روزای زندگیت گرفتی.

‫نه فقط برای روزایی که از همه‌جا درمونده‌ای.

‫ولی...

‫ولی این چیزیه ک تو واقعاً می‌خوای.

‫عه...

‫ببین، ‫اگه...

‫اگه آنجلا تو رو اینجا ببینه، ‫اون...

‫باز کنترلش رو از دست میده. ‫پس...

‫آره.

‫فکر کردی می‌تونی ‫دو تا زندگی موازی داشته باشی؟

‫راستش تاحالا بهش فکر نکردم.

‫ولی می‌خوام تمومش کنم.

‫تموم شد. ‫خلاص.

‫پایان. ‫تموم!

‫- جداً؟ ‫- آره، جداً.

‫آره.

‫اما؟

‫چارلز.

‫دیگه هیچ کاری برام نیست که...

‫بخوام تمومش کنم.

‫می‌دونستم.

‫من فقط 24 ساعت وقت می‌خوام.

‫داری کجا میری؟

‫قهوه می‌خوام.

‫آلوارو.

‫سلام!

‫خیلی خوشگل شدی.

‫چارلز اینجاست، درسته؟

‫می‌خوام باهاش ناهار بخورم.

‫آلوارو، الان وقتش نیست.

‫نوریه، ببین...

‫من براش یه موقعیت فوق‌العاده دارم.

‫بمونه یه روز دیگه، باشه؟

‫نه.

‫نمیشه بمونه یه روز دیگه.

‫تو مشکلت چیه؟

‫مشکلم چیه؟

‫مشکلت چیه؟

‫هیچی...

‫چارلز باید بیاد، من قول دادم.

‫قول دادی؟ به کی؟

‫جیمی، همون کوباییه.

‫جیمی تهرو؟

‫واسه چی با اون حرف می‌زنی؟

‫فقط دارم روی یه چیزهایی کار می‌کنم،

‫و به کمک چارلز نیاز دارم.

‫بهش راجع به چارلز چی گفتی؟

‫چی می‌خوام بهش بگم؟ هیچی.

‫فقط این که چارلز می‌تونه ‫شریک و سرمایه‌گذار خوبی باشه.

‫لعنت به من.

‫دختر، نگران نباش، توی این قضیه گند نمی‌زنم.

‫فقط راجع به پول حرف زدم.

‫ببین...

‫فقط راجع به پول حرف زدم،

‫بعد هم می‌تونستم در مورد همه چیز بگم،

‫ولی نگفتم.

‫چی شده؟

‫آلوارو همین الان بهم گفت که...

‫با جیمی تهرو ارتباط داره.

‫جیمی تهروی لعنتی!

‫جیمی تهرو کیه؟

‫اون لعنتی یه گانگستره.

‫آدم خطرناکیه.

‫بدترین آدمیه که می‌تونی توی کادیس ببینی!

‫- آلوارو در مورد من حرف زده؟ ‫- آره.

‫من به آلوارو اعتماد ندارم.

‫اون... یه سری قول‌ها به جیمی داده.

‫به خاطر این که می‌دونه...

‫که تو پول داری و...

‫چیکار می‌کنی و... ‫دیگه نمی‌دونم چی می‌دونه.

‫اگه جیمی قضیه‌ی تو رو می‌دونه...

‫- نگاهم کن. ‫- ما جامون امن نیست، کارلیتو هم همینطور.

‫- بهم نگاه کن. ‫- من از پسش برنمیام.

‫- بهم نگاه کن. ‫- باید یه کاری بکنی، خواهش می‌کنم.

‫بهم نگاه کن.

‫قضیه هرچی که هست، هرچی که شده...

‫من درستش می‌کنم.

‫- هوم؟ ‫- باشه.

‫باشه؟

‫باشه.

‫باشه.

‫آلوارو؟

‫- چارلی. ‫- سلام.

‫سلام.

‫خب، شنیدم کمک می‌خوای؟

‫- آره. آره، آره، آره. ‫- آره؟

‫آم...

‫خب...

‫گوش کن...

‫من یه...

‫موقعیت کاری فوق‌العاده دارم،

‫واسه تو، واسه خودم، واسه همه.

‫باشه، پس می‌خوای کِی کجا باشم؟

‫- پس میای؟ ‫- آره.

‫- میای؟ ‫- آره.

‫باشه. باشه، باشه.

‫کجا؟ این...

‫- ویکتوریا رو می‌شناسی؟ همین ساحله؟ ‫- آره.

‫اون هتل بزرگ که کنار ساحل...

‫- اوه، سیرا. ‫- رستوران داره.

‫سیرا. هتل سیرا، آره.

‫- باشه، چه ساعتی؟ ‫- هوم، یک؟

‫ساعت یک توی سیرا.

‫یک، هتل سیرا، من و تو؟

‫- آره. ‫- باشه؟ باشه.

‫دلم می‌خواد ببوسمت!

‫ممنونم.

‫خیلی زیاد، خیلی زیاد.

‫بعد هم نگران نباش،

‫مشروب داریم، خوش می‌گذرونیم، ‫تو هم پول هیچی رو نمیدی، ها؟

‫این یکی رو مهمون منی.

‫[کرواسی - جزیره‌ی والمارین]

‫خب مارجوری، چی توی ذهنته؟

‫هیئت مدیره ازت خواسته که ریور رو ‫یک ماه به تعویق بندازی.

‫امکان نداره.

‫سهام داگهاوس داره سقوط می‌کنه.

‫توی سه روز گذشته خودت شخصاً...

‫یک میلیون و 200هزار دلار از دست دادی.

‫رسانه‌ها دارن بزرگش می‌کنن.

‫داگهاوس خیلی بیشتر از ریوره.

‫فناوری‌ها و نرم‌افزارهای ما...

‫برای اقتصاد جهان بنیادی‌ان.

‫ولی...

‫بذار یه چیزی رو...

‫کاملاً روشن کنم.

‫اگه یه شرایط برابر...

‫مثل همینی که ریور داره ممکنش می‌کنه،

‫معنیش اینه که آدم‌های خیلی پولدار ‫مثل من و تو...

‫مجبورن بیخیال قایق‌های تفریحی ‫و جت‌های خصوصی‌شون بشن،

‫که جوون‌ها...

‫بتونن آینده‌ی خوبی داشته باشن،

‫خب، برای من شخصاً...

‫این چیزیه که...

‫با آغوش باز می‌پذیرمش.

‫باشه.

‫اگه فردا منتشرش کنی،

‫کل هیئت مدیره کناره‌گیری می‌کنه.

‫من کاملاً با تایید اونا اومدم اینجا.

‫خب، اگه همه‌تون می‌خواید برید،

‫به نظرم باید برید.

‫واقعاً به تعویق انداختنش رو نمی‌پذیری؟

‫ریور فردا منتشر میشه.

‫[آمریکا - نیویورک]

‫ممنونم.

‫- جرمی. خوشحالم دوباره می‌بینمت. ‫- همیشه باعث افتخارمه تیم.

‫- خواهش می‌کنم. ‫- ممنونم.

‫بله، بله. ببخشید که خبرهای بهتری ندارم.

‫ولی... خب، با همکارم صحبت کردم،

‫با وزیر تجارت، در مورد احتمال این که...

‫دادگاه‌های اروپا می‌تونن یه حکمی بدن،

‫که جلوی انتشار ریور گرفته بشه یا نه.

‫ولی... خب راستش...

‫اون خوش‌بین نیست،

‫من هم نیستم.

‫متاسفم.

‫وقتی می‌خوایم به چیزهای بزرگ دست پیدا کنیم،

‫بهترین سیاست اینه که با موتوری کار کنیم،

‫که دنیا هرگز نمی‌بینتش.

‫آره.

‫- یادم رفته، این جمله‌ی کیه؟ ‫- خب، این...

‫خیلی جمله‌ی درستیه، حتی فوق‌العاده‌ست.

‫اوه! شاید جمله‌ی منه؟

‫آره.

‫آره، شاید جمله‌ی شما بوده.

‫پس فقط برامون...

‫آخرین برگ برنده‌مون مونده،

‫- شغال. ‫- آره نسبتاً.

‫الان شغال کجاست؟

‫[اسپانیا - کادیس]

‫اوه اوه!

‫چارلز!

‫- گیرمو. ‫- خیلی وقته ندیدمت.

‫خیلی وقته. حالت چطوره؟

‫- خوبم. تو چطور؟ ‫- خیلی به نظر خوب میای. مرتبی.

‫اوه، ممنونم.

‫خیلی ممنونم که لحظه آخری ترتیبش رو دادی.

‫- چه مدت می‌خوای ماهی‌گیری کنی؟ ‫- فقط چند ساعت به نظرم.

‫آره، فقط می‌خوام یه ذره... فاصله بگیرم.

‫- خب، می‌تونی حسابی استراحت کنی. ‫- آره.

‫آب هم عالیه، پس فقط...

‫- کلیدها رو بذار همون جای همیشگی. ‫- عالیه، حتماً.

‫- باشه. ‫- ممنون گیرمو.

‫- موفق باشی. ‫- خداحافظ.

‫نام آهنگ: Spanish Grease ‫نام خواننده: WILLIE BOBO

‫یه بطری دیگه بیار.

‫خب بچه جون...

‫این انگلیسیه همیشه دیر می‌کنه یا چی؟

‫نه.

‫نه، نگران نباش. به زودی میاد.

‫گفت که می‌خواد....

‫از این فرصت موقعیت درست کنه.

‫گفت می‌دونه موقعیت خیلی خوبیه.

‫راجع به چقدر پول داریم حرف می‌زنیم؟

‫چندهزارتا؟

‫یا چند میلیون؟

‫پسر، میلیون، چند میلیون.

‫این یارو به شدت پولداره.

‫از کجا پولش رو آورده؟

‫اون پول...

‫بازار بین‌المللی.

‫بازار بین‌المللی؟

‫جیمی؟

‫اون تیر خورده!

‫این تیر از کجا اومد؟

‫نام آهنگ: Spanish Sahara ‫نام خواننده: FOALS

‫[کرواسی - اسپلیت]

‫تو واقعاً هنرمند بودی نورمن.

‫من واسه پول آدم می‌کشم. ‫همین رو می‌خوای بشنوی؟

‫کافیه؟

‫نه، کافی نیست.

‫[یک گانگستر در یک رستوران اسپانیایی ‫توسط یک تک‌تیرانداز کشته شد]

‫[یک گانگستر در یک رستوران اسپانیایی ‫توسط یک تک‌تیرانداز کشته شد]

‫[کشته شدن جیمی تهرو: ‫دقت بسیار زیاد تک‌تیرانداز]

‫سبک تیراندازی تک‌تیرانداز. ‫این عملیات نشون دهنده‌ی...

‫سطح بالایی از مهارت و دقته.

‫خب، چند سالیه که دارم سعی می‌کنم یه عکس...

‫از چکاوک گندمزار بگیرم.

‫چکاوک گندمزار رو می‌شناسی؟ ‫پرنده‌ی خیلی خوشگلیه.

‫شنیدم یه جفت ازشون توی جزیره‌ی پلاونیک هست.

‫این که چرا باید بری پلاونیک به خودت مربوطه.

‫تو پولش رو دادی، من می‌برمت.

‫میشه اینجا وایسیم لطفاً؟

‫می‌خوای اینجا وایسیم؟

‫آره، به نظرم یه چیزی رو اونجا دیدم.

‫آره، یه چیزی دیدم.

‫اون چیه؟

‫کلی تجهیزاته.

‫پنج ساعت.

‫می‌خوای تا اون موقع توی تخت بمونی؟

‫شب وحشتناکی داشتم.

‫فکر نمی‌کنم امروز بتونم شنا کنم.

‫تو که توی بزرگ‌ترین روز زندگیت...

‫روتین خودت رو خراب نمی‌کنی.

‫شنا کردن برات خوبه. ذهنت رو آزاد می‌کنه.

‫همیشه همین رو میگی.

‫بیخیال.

‫- اون قایق کیه؟ ‫- بوگدان.

‫تا حالا ندیده بودم بوگدان ‫اونجا واسه ماهی‌گیری وایسه.

‫خارج از فضای سه کیلومتریه.

‫می‌دونم، ولی حواست بهش باشه.

‫دریافت شد.

‫- صبح بخیر آقا. ‫- صبح بخیر.

‫همه چیز آماده‌ست.

‫مثل همیشه بادیگاردتون همیشه کنارتون هست و...

‫- میشه فقط بریم؟ ‫- روندش رو می‌دونه.

‫بله قربان.

‫مدیر الان دارن از ویلا خارج میشن.

‫دریافت شد.

‫همه‌ی واحدها، من زیرو آلفا هستم.

‫مدیر حرکت کرده و داره به سیرا میره.

‫همه‌تون هشیار باشید، ‫نظارت پهبادی متمرکز بر...

‫گزارش بدید. تمام.

‫تیم امنیتی دلتا داره...

‫- همه چیز درسته. محوطه امنه. ‫- ممنونم.

‫ادامه بدید. از شناتون لذت ببرید قربان.

‫مدیر الان داره خارج میشه.

‫دریافت شد.

‫زیرو آلفا با مدیر در موقعیت سیرا باشن.

‫کنترل زیرو، اگر امنه گزارش بده.

‫زیرو هستم، امنه می‌تونید ادامه بدید.

‫لعنتی.

‫زود باش.

‫قایق بوگدان حرکت نکرده.

‫جت‌اسکی واحد گشت داره میره بررسی کنه.

‫دلتا یک هستم،

‫فعالیت مشکوکی رو نزدیک قسمت...

‫زود باش.

‫زود باش.

‫دریافت شد! روی وظیفه‌تون تمرکز کنید.

‫جت‌اسکی رو زدن! ‫توی قایق بوگدان یه نفر مسلحه.

‫تک‌تیرانداز داره.

‫دلتا یک رو زدن.

‫- یه فرد مسلح... ‫- کد قرمز!

‫روی قایق یه تک‌تیرانداز هست!

‫کد قرمز!

‫نیروهای مسلح رو به سمتش ببرید!

‫اون رو ببرید زیر آب!

‫حواس‌تون به آب باشه!

‫برید پایین! برید پایین!

‫پایین! پایین! پایین! ‫برید زیر آب و همونجا بمونید!

‫یک...

‫دو، سه...

‫هفت، هشت،

‫نه، ده.

‫- اوه، لعنتی! ‫- مایندر رو زدن!

‫زیر آب بمونید قربان!

‫برید زیر آب!

‫نه، برید پایین! برید پایین!

‫یک، دو...

‫سه، چهار...

‫اونجایی.

:مترجمین ‫مریم صرافها و رضا فتحی

‫نام آهنگ: DAVID BOWIE ‫نام خواننده: Something In The Air

‫مدیر رو زدن،

‫مدیر رو زدن.

‫تیم پزشکی به موقعیت سیرا برن،

‫تیم کنترل زیرو،

‫به تیم پزشکی بگو سریعاً اعزام بشن.

‫تیم واکنش سریع یک، ‫ما فرد مسلح رو تحت نظر داریم.

‫تیرانداز داره به سرعت فرار می‌کنه.

‫«امپایر بست تی‌وی کهکشانی از فیلم و سریال» ‫.:::EmpireBestTV.Com:::. ‫«در شبکه‌های اجتماعی» ‫@EmpireBestTV

‫«امپایر بست تی‌وی، حرفه ای ترین اپلیکیشن دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال» ‫.::: EBTV.App :::.

‫[قسمت بعدی پنجشنبه‌ی بعد منتشر خواهد شد.]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.