Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
من یه تـونل دیـدم
آدمـایی رو دیـدم که از اونجـا رد میشـدن
آدمـای تـو زندگیـم
اونـا گفتن که حالش بهتـره
سیتی اسکنش .هیچ آسیب مغزی رو نشون نمیده
ولی هنوز روی آسیب مغزی تروماتیک .داریم مطالعه میکنیم
...در حالی که .از اون طرف اقیانوس منتقلش کردن
.باید قویتر میبود تا جون سالم بدر ببره
،آقای گیبس
،مثل پسرت، مستقیم میری تو دهن دشمن
.کلی تو دردسر میوفتی چیکار کرده؟
.متاسفم، فکر کردم میدونی
گزارش کامل رو .از دکتر گلفاند برات میگیرم
نه، نه، نه، اینجا .منتظر نمیمونم که تایپش کنه
...نه، اون دویده وسط میدون جنگ
تا چی... به یکی از همرزمهاش کمک کنه؟
.نه
.تازه خبر همسر و دخترش بهش رسیده بوده
.خیلی داغون بوده
.میخواسته کشته بشه
.یه معجزهست که زنده مونده
.باید روش تمرکز کنیم
بهوش میاد؟
.نمیدونم
بـابـام رو میدیدم که بهم ماهیگیـری یـاد میداد
مـادرم رو میدیـدم، روزی کـه بدنیـا اومـدم، تو بیمارستان بغلـم گرفته بود
مرد بیچهـرهای رو دیـدم .که خانوادهام رو به قتـل رسوند
اونـا تو تـونل بـودن
داشتـن ازش رد میشـدن
قصد داشتـم اونجـا بمـونم
تو یه حالـت بینابیـن زنـدگی میکـردم
.پُرش کن
بهت گفتم مایک .همه چی رو جمع کردیم
اسمیتی کجاست؟
چند بار باید بهت بگم؟
.امشب نمیاد
.هواشو دارم
بهش زنگ زدی؟
.خائن لعنتی
.خب، بریم
.دیگه حالم ازت بهم میخوره
تـو این فاصـله، انگـار زمـان ایستـاده
.هی، مایک
.مایک
اونجـا تـو اون تـونل
خـوابی وجـود نـداره
... :: ترجمه از سعیـد پردیـس :: ... .:: Saeed_Pardis ::.
کانال تلگرام: @Saeed_Pardis_Sub
،آلبرت هوپ، دارای دکترا
.استاد سابق الهیات
.بیش از شش ساله که در انتظار اعدامه
دیشب آخرین درخواست تجدیدنظرش رد شد .و دو روز دیگه اعدام میشه
به نظرتون بیگناهه؟
نه. طرف تا خرخره گناهکاره .به قتل دو نفر اعتراف کرده
همسرش، آنا لارسن .و معشوقهاش رو به قتل رسونده
کاپیتان جاناتان رایس ،توی یه بار با هم آشنا شدن
.عشق در نگاه اول و این حرفا
پروفسور هوپ از تدریس بحثی ،درباره خدا به خونه برمیگرده
،همسرش رو تو رختخواب با کاپیتان میبینه
بعد تو حالت عصبانیت جفتشون رو .با خودکارِ تو جیبش به قتل میرسونه
.بعدش، جسدشون رو رها کرده
گزارش میگه .یه جعبه دیگه هم هست که من نمیبینم
یه احمق باید .اونو جای اشتباهی گذاشته باشه
.هی. با این دو نفر کمی محتاط باش
.اونا دوست دارن باهوش به نظر برسن
.ولی این پرونده قبل از زمان اونا بوده
.مهم نیست
.همه ازش خبر دارن
.خیلی رواج پیدا کرده
.حرف بزرگ، از مغز بزرگ
.فهمیدیم
.فرانکس امروز صبح نیومده
.باشه، فکر خوبیه
.فرانکس امروز صبح نیومده
خب فکر میکنی ممکنه به همه اینا ربطی داشته باشه؟
داره؟
.آره، داره
.فرانکس تنهایی روی این پرونده کار کرد
شش سال پیش .فکر میکردم هم تیمی ورا شده
.اون یه هفته قبل از همکاری انصراف داد
.تا این پرونده پیش اومد
کمبود نیرو داشتیم .بنابراین فرانکس تنهایی روش کار کرد
.جسد دوست پسر رو تو صحرا پیدا کرد
.جسد همسر هرگز پیدا نشد
.فرانکس این بار رو به دوش کشید
.میخواست پرونده رو برای خانواده ببنده
.بارها رفت پیش هوپ
و از هر راهی تلاش کرد .تا وادارش کنه محل جسد رو لو بده
ولی اون حرومزاده .حاضر به حرف زدن نشد
.بخاطر همین، فرانکس کنترلش رو از دست داد
.برای مدتی طولانی گم شده بود
براش یه جهنم بود .که نتونست جسدشو برگردونه خونه
.هی
!اوه، خـدای مـن، ایـن چـه وضعشـه
.اینجا بوی پای خیس عرق و ویسکی میده
به جهنم تیش چرا گذاشت تو بیای اینجا؟
.تیش .هی، پاشو
.باید زودتر خودتو به دفتر برسونی
نگاه کن، نمیدونم فکر میکنی ،چیکار باید بکنی
.ولی... هوپ دیگه جذابیتش رو از دست داده .دو روز دیگه میذارنش تو قبر
.آره، خبر دارم
...خواهر قربانی داره میاد، پس
هی. شنیدی چی گفتم؟
.هی، یالا پاشو
جدی؟
میخوای چیکار کنم؟
نمیدونم، باشه؟
.اصلا چرا پا شدم اومدم اینجا
باید برم، چون یه عالمه چیز دارم .که باید برای ارائه ام پرینت کنم
میخوای چیکار کنم، برم تو سلولش و التماسش کنم که بهم بگه جسد کجاست؟
اینو امتحان کردم، استریکلند .شیش سال تموم
.همه راهها رو امتحان کردم
.این آدم فکر میکنه خداست
...نمی دونم چطور وارد
وارد سرت میشه، تحت تاثیر قرارت میده
آخرین بار که رفتم .نزدیک بود اون عوضی رو خفش کنم
.مجبور شدن مثل دیوونهها بکِشنم بیرون
.مثل مجسمه وایستاده بود
.با اون پوزخند بزرگ روی صورتش
.این کار اصلا فایدهای نداره
.هیچوقت قرار نبود جسد رو پیدا کنم
.باشه، باشه
،هی .فهمیدم
.نه، نفهمیدی
.تو اونجا نبودی
.باشه
.خب، این چیزیه که ازش مطمئنم
.جولی لارسن همین الان راهیه دفتره
میخواد خواهرش رو پیدا کنه و یه خاکسپاری درست و حسابی براش بگیره
و فقط دو روز دیگه .وقت داره که این کارو بکنه
،خب اگه فکر میکنی فایدهای نداره
پس باید شلوارت رو بپوشی .و خودت بهش بگی
.حواستون باشه رفقا، دارم با سرعت میام
کووالسکی اون جعبه پروندهای رو .که دنبالش بودی پیدا کرد
یه عالم عکس دیگه و .کتاب پروفسور هم توش بود
.نگاه کن، خودش نوشته
در جستجوی خدا" "نگاهی به ادیان مختلف
.من نیستم
.ولی تو عاشق خوندنی .بعلاوه، فرانکس توش یادداشتهایی نوشته
.این به تنهایی ارزش دیدنش رو داره
آره، خوش بگذره بهت .عکسها رو بده به من
پرینتر کار نمیکنه؟
.یه ضربه محکم بهش بزن
هی، ورا؟ بله؟
.فکر کردم گفتی فرانک داره میاد
خب، امیدوارم قبل از اینکه بیاد .یه دوش گرفته باشه
خواهر مقتول چطور؟
من براش قهوه گرفتم . هنوز ده دقیقه نشده
چرا چند دقیقه صبر نمیکنی، عقل کل؟
بهت قول میدم .این پرینتر آخرش دیوونم میکنه
،باشه، خب، اگه ویلر سند رو نداشته باشه
...کل ارائهام .ارائهام جواب نمیده
.دیگه خسته شدم از بس گفتی
....خب، پس ...صحرای آنزا-بورگو
اینجا جاییه که .جسد کاپیتان رایس رو پیدا کردن
.مایک
.داریم پروندهها رو بررسی میکنیم
ببینیم چیزی هست که .ارزش نگاه دقیقتر داشته باشه یا نه
اون کجاست؟
.اتاق کنفرانس
حالا بهت بگم از کجا اومده؟
آنا تو تولد 16 سالگیمون .از یه پمپ بنزین دزدیدش
.یکی برای من، یکی برای خودش
.خیلی تلاش کردیم، ولی توجهی نکرد
"یه چیز خاص بین دوقلوهاست"
.این چیزیه که به همه میگفت
...آخرش یه زنجیر قشنگتر گیرش اومد، ولی
.هیچ وقت زنجیرش رو در نیاورد
.میدونم چرا زنجیر خودتو بهم دادی
،گفتم که آنا رو میارم خونه
.تا بتونی جسدش رو به خاک بسپاری
بهت قول داده بودم و .نتونستم بهش عمل کنم، بابتش متاسفم
مایک، باید بفهمیم .هوپ الان چه حسی داره
.میدونه که قراره بمیره
.این میتونه آدم رو تغییر بده .نه، اون نه. اون آدم نیست
.دو روز فرصت داریم باید یه تلاشی بکنیم
.من دیگه پامو اونجا نمیذارم
من باهاش بازی نمیکنم .چیزی که میخواد رو بهش نمیدم
.اون هرگز بهمون نمیگه همسرش کجاست
.باید راهی پیدا کنیم که باهاش کنار بیایم
.امروز صبح باهام تماس گرفت
.گفت میخواد منو ببینه
.نه
نمیتونی بری اونجا، میفهمی؟
...من... یعنی شاید اگه برم
.بهم بگه کجاست .داره بازیت میده
،میدونم میخوای ازم محافظت کنی
.اون میخواد بهت آسیب بزنه .میدونم. مایک
.باید امتحان کنم
.باید تلاش کنم
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
.این دفعه نمیتونم بذارم بری تو، فرانکس
.دستور زندانبانه
این بار کاری به کار کسی ندارم .قول میدم
.باید یه چیزی اضافه بدی
.صد تا دیگه
.بازش کن
.بریم
تا دو روز دیگه ،دوباره سعی کنی بهش زنگ بزنی
.خودم میام اینجا و میکشمت
دالایی لاما گفت فقط دو روز هست که
.هیچ کاری نمیشه کرد
.دیروز و فردا
ازت میخوام تو چشمام نگاه کنی .و بهم بگی که حرفامو شنیدی
،اون شب که... رفتم تو اتاقش
.آنا از شراب ناب مست بود
اینو میدونستی؟
میدونی زندگی با یه الکلی که خیانت میکنه چه شکلیه؟
.نیومدم اینجا که درباره آنا حرف بزنم
.اومد اینجا تا در مورد جولی حرف بزنم
.دوقلویی که زنده مونده
.خیلی ازش مراقبت میکنی
.این عالیه
.ولی باید جولی رو ببینم
.میخوام گناهها بخشیده بشه
میخوای بابت کاری که کردی بخشیده بشی؟
برو واسه خودت .یه کشیش لعنتی پیدا کن
.مامور فرانکس، من
.ازت میخوام تو چشمام نگاه کنی
.و بهم بگی که حرفامو شنیدی
.من میخوام ...جولی رو ببینم
.میخوام گناهها بخشیده بشه
در عوض، میتونم .بهت بگم که آنا کجا دفن شده
به نظـرم جـولی مشکلی با ایـن کـه
...تـو به جـاش حـرف بـزنی نـداره، پس
.بگو که قبول میکنی-
.نگهبان
.اهوم
.گیبس
داری چیکار میکنی نگهبانی توالت میدی؟
...نه، من
.میدونی، یه رفیق تو کره داشتم
.حساس بود
فقط وقتی تنها بود .میتونست کاری رو شروع کنه
.من اون مشکل رو ندارم
.حالا که راه بازه، شروع کن
هی. اینجا منتظر من بودی؟
.فرانکس با پروفسور معامله کرده .آره
.شنیدم. داره میگرده و به همه میگه
صورتش دیگه اونقدر خسته و .افتاده نیست، پس نشونهی خوبیه
.هی
فکر میکنی حالش خوبه؟
یعنی، واقعا براش سخت بود .که این کارو تنهایی انجام بده
ولی حالا ما رو داره، درسته؟
.به پیش، تیم
دیگه بیرون دستشویی مثل یه تکتیرانداز دنبالم نباش، باشه؟
.عجیب غریبه
با این پیشنهاد، تحقیقات ما
به سطحی پیشرفته و .مدرن در قرن 21 میرسه
،اگه لطف کنین، اگه برگردین
...به سند خودتون تو صفحه چهار
...اونو میبینیش
.صفحه چهار
یه لیست از دورههای پروفایلینگ جنایی که قبلا از .طرف اف.بی.آی گذروندم رو بهتون نشون میدم
خوب، بگو ازم چی میخوای، استریکلند؟
برای اجرای آزمایشی برنامه .به مقداری بودجه نیاز دارم
میخوام با گروه کنترل متخلفان مصاحبه کنم
و یه ابزار آموزشی .برای مأموران داخلی ایجاد کنم
بعلاوه یه پایگاه داده از پروفایلها که به .پیشبینی ویژگیهای مهاجمان آینده کمک میکنه
....قربان ما هیچ وقت .من با هوپ معامله کردم
.قراره فردا ببرتمون سر جسد
و تو باور میکنی؟
،راستش نه ولی نمیتونم امتحان نکنم؟
.ببخشید قربان
مارشالها منتقلش میکنن؟
...آره، اونا طبق معمول یه مشت احمقن، ولی
،بیا پایین پیش بچهها .دارم برنامه ریزی میکنم
.باشه، یه دقیقه دیگه میام پایین ...قربان
...این .بودجه کمه
بنابراین تو سال مالی آینده .به موضوع تو برمیپردازیم
.ویلر
.بله
.فرانکس
،ببین، سرم شلوغه .فرانکس
چیه؟
به چی نگاه میکنی، جف؟
چت شده زن؟
سه هفتهست که ،منتظر اون جلسه با ویلر بودم
...سرتو انداختی پایین اومدی تو .تو هم یهو پریدی تو اتاق خوابم
.پس به نظرم بیحسابیم
این برنامه ای که من دنبالشم بزرگه، فرانکس، باشه؟
.برای من خیلی مهمه
.قبلا برای تو هم مهم بود
...من چیزی در موردش نمیدونم
.پروفایلینگ، فرانکس
یه دقیقه ازم میخوای ... نه، التماسم میکنی
که یه پروفایل برای ،یه نفر خارج از پرونده درست کنم
و دقیقه بعد، میگی "چی"؟
استریکلند "کیه"؟ چیه"؟ها؟"
پروفایل چیه"؟" حرفایی که در مورد هوپ زدم رو شنیدی؟
جهنم، دلیل اینکه امروز صبح .از خواب بیدارم کردی همینه
حالا میخوای در این مورد بهم گیر بدی؟
.به من گوش کن
.ویلر ازت حساب میبره
.میتونی درمورد من باهاش حرف بزنی
.هر چی تو بگی انجام میده
.من کنترلی روی ویلر ندارم
.و تعجب میکنی که چرا رفتم
میدونم چرا رفتی .دیگه نمیخواستی شریک من باشی
چطور میتونم با کسی پارتنر باشم وقتی میاد توی اتاق و
حتی نمیبینه من اونجام؟
من تو رو خوب میبینم، ورا .همیشه میدیدم
.ولی بعضی وقتا به تو ربطی نداره
.باشه
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
هوپ گفت که جسد یه جایی .تو صحرای انزا-بورگو قرار داره
مگه کاپیتان رایس اونجا دفن نشده؟ .تو پرونده اومده که اونجا رو گشتین
.نمیشه کل صحرا رو گشت، دومینگز
،سرپرست مارشالها بهم زنگ زد
اون تایید کرد که هوپ ساعت هشت سوار ون .میشه و کاروان بلافاصله بعدش حرکت میکنه
.ما به سمت شرق جاده 78 حرکت میکنیم
وقتی از این تاکستان رد شدیم دومینگز، تو و پروبی عقب بمونین و
.اون نقطه دسترسی رو ایمن کنین
هوپ با کسی از بیرون در تماس بوده؟ به نظرتون ممکنه نقشهای داشته باشه؟
.من هیچ احتمالی رو رد نمیکنم
،شرایط معامله اینه
،میخواد جولی رو ببینه
.ازش بخواد که گناهاش رو ببخشه
.اون در واقع یه فصل درموردش داره
" به نام "رهـایی از گنـاه
.رئیس، اینجا یادداشتی در موردش نوشتی
"کل فصل یه مشت چرنده"
.خب، مطمئنم اشتباه نکردم، راندو
بهش گفتم ،اول ما رو به سمت جسد هدایت کنه
.بخشش گناه بعدش
.اون میخواد تموم مدت جولی رو نگاه کنه
.اون آماده همکاریه
ولی میخوام .هر لحظه ازش محافظت بشه
راندو .تو اونو با ماشین همراهی میکنی
.فهمیدم
متغیرهای زیادی هست، پس از همتون .میخوام که بیسیمهاتون دم دستتون باشه
.یالا، کلیف
چی میتونه اشتباه پیش بره؟
.هی، یالا، سوارش کنین، بریم
.راه میوفتیم
.دومینگز، عقب بمون
.همونطور که گفتم محیط رو حفظ کنین
دریافت شد گفت چقدر دیگه مونده؟
...آره، ما مستقیم تو این جاده برای
.میریم-
مایک؟
آیک، تو... دریافت شد؟
به ارل گفتم .این بیسیمهای لعنتی رو چک کنه... رفتیم
.به... عقب بمونین
...پلیس
دریافت شد، دومینگز؟
اینجا به راست میپیچیم
.مستقیم میریم جلو
.اینجا کمپ میزنیم
به نظرم باید سر راه برگشت .سری به اون تاکستان بزنیم
ممکنه جایی برای خرید با ماشین هم داشته باشن؟
.بیسیم لعنتی رو بده به من
.یه مشت احمق
.اینجا کمپ زدن
ببینم میتونم اونا رو .روی یه کانال دیگه بگیرم
از واحد پی.ایی.20
.صدامو داری؟ تمام
،اون کاکتوسِ اون بالا
.همون جاییه که کاپیتان رایس دفن شده
.اینجا پی.ایی.20، کسی اونجاست؟ تمام
.فرانکس، رندی
واحد پی.ایی.20 .صدامو دارین؟ تمام
.به واکی-تاکی تغییر میدم صدامو داری،رندی؟
.بله، اینجاییم
.اونو تو ماشین نگهدار تا من بگم
دومینگز، با ما هستی؟
واحد پی.ایی.20 .صدامو داری؟ تمام
.حرکت کنین. یالا
.حرکت کنین
.متاسفم، جاده بستهست
اسلحه و همه چی داری، ها؟
ازت میخوام دور بزنی .و از همین راه برگردی
لعنتی رفیق...خیلی خوشگله .دقیقا همون چیزیه که تو دوست داری
اوه، جدی؟
تو به مامورای فدرال علاقه داری؟
وای، داداش، دختره سفیدپوست .اسپانیایی حرف میزنه
سلام، خوبی؟
چی میگه؟ هوپ رو میشناسه؟
درباره چی حرف میزنه؟ هوپ؟
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
.اینجاست
درمورد چی حرف میزنه؟ .فقط میخوایم یه شب اینجا چادر بزنیم
خب دیگه ساکت شو و زودتر از اینجا برو، باشه؟
از ماشین پیاده شو . از ماشین پیاده نمیشیم
.نه صبر کن، نه، مشکلی ندارن .هوپ رو نمیشناسن
.عموم پلیسه. کارتش رو دارم
.اگه بخوای میتونم بهش زنگ بزنم
.داشبورد، هی، هی
آروم باش، آروم باش .از ماشین پیاده شو
.پیاده شو، الان
آروم باش، آروم باش .از ماشین پیاده شو، الان
.دهنتو ببند .از ماشین پیاده شو، گیبس
گیبس
.هیچی ندارم، اسلحه ندارم
.گیبس، اون چیزی نداره
.بیا بیرون
اسلحه ندارم .اگه بیام بیرون بهم شلیک میکنه
.نمیام بیرون
گیبس؟
.اسلحهات رو بیار پایین، همین الان
.برگرد و از اینجا برو همین الان
.یالا دیگه
.اینجاست
.مامور ویژه فرانکس
توافقمون؟
.راندو، حله
.برید
.تو بهم دروغ گفتی
نه، نه، نه، نه، دارم سعی می کنم ،تحویل رو برنامهریزی کنم
ولی شماها .اصلا گوشی رو جواب نمیدین
.نه، نه، من از قبل یه میز دارم
ولی ازتون میخوام ،وقتی میز جدید رو تحویل میدین
.اون یکی رو ببرین
.هیجدهم خوبه
.ممنون
اگه چیزی برای جابجایی داری .من کامیون دارم
.ازت پولی نمیگیرم
.نه، فقط... فقط یه میزه
.ادی برای کار ازش استفاده میکنه
.داره اسباب کشی میکنه
.مارشالها اینارو از محل دفن برداشتن
.بقایا الان پیش دکتر تانگوئه
.برای فرانکس برد بزرگیه
از اول میدونستی ماشین گیتیآپ چیه؟
کسی بهت نگفته بود؟
.شبیه چیزاییه که تو کویت دیدم
.آداب و رسوم تدفین
از سنگ استفاده می کنن ،تا جسد رو بالا ببرن تا به خاک نچسبه
.بعد با یه پارچه سفید میپیچن
ولی آنا مسلمان نبود، نه؟
.تو پرونده که چیزی نگفته
رندی میگه هوپ تو کتابش .در مورد ندانمگرا بودنش صحبت کرده
تعجب میکنم به جای اینکه اونو با کاپیتان دفن کنه
.چرا این همه دردسر کشیده
.شاید نمیخواسته با هم باشن
.مثل وقتی که زنده بودن
...ببین
.اونجا چه اتفاقی افتاد-
آره. فرانکس طوری راه میرفت .انگار دنیا به آخر رسیده
...و بعدش، اون مرد ،طرز نگاهش به تو
.و بعد، نمیدونستم که اسلحه داره یا نه
.و نمیتونستم حرفاشو بفهمم
.ولی من میتونستم
.نمیتونم این بحث رو باهات ادامه بدم، گیبس
،وقتی بچه بودم
.یه سگ داشتم
.ماشین بهش زد
.من عاشق اون سگ بودم
.بعد از رفتنش عصبی شدم
،و به دیگران حمله میکردم
.بدون ذرهای فکر، دعوا میکردم
.پدرم ماهیگیری یادم داد
.کمکم کرد درست ببینم
.مامانم که فوت کرد
.بیشتر ماهیگیری کردم
.خیلی وقته ماهیگیری نکردم
طبق پروتکل باید .ماجرا رو به فرانکس گزارش بدم
.مخصوصا با توجه به ارزیابیت
.میفهمم
.هی
،اگه اخراجم کرد
حداقل بهم میگی ارزیابیم چی گفته؟
هی، آنجلا
سلام، رندی
.دکتر تنگالکت کارش تقریبا تموم شده
.ممنون
.هی، هی، هی، رفیق
.دمت گرم، بزن قدش، رئیس
.میدونی که از اینجور کارها نمیکنم
،آره، میدونم. فقط فکر کردم
.شرایط خاصیه
باورنکردنیه که چطور .پروفسور رو متقاعد کردی
.واقعا، رئیس
جولی رو رسوندی خونه؟ .آره
...امم، اون، میدونی
.خوشحال بود
ولی در عین حال ناراحت هم بود
.و همینطور، خیلی سپاسگزار
.میخواد بعد از این بهش زنگ بزنی
...اون
.چند تا سوال داره
در مورد چی؟
.وضعیت جسد
.این نشون میده که آنا چقدر عذاب کشیده
.نتونستم منصرفش کنم
.متاسفم. نمیدونم چی بگم
میدونم سالها .برای این کار وقت گذاشتی، مایک
مطمئنی؟
از دکتر فریدمن و .دو تا از همکارهاش تاییدش رو گرفتم
.اینها بقایای آنا لارسن نیستن
.قطعا متعلق به یه مرد هستن
،اگه اینجا رو نگاه کنی
استخـون لگـن یه بریدگی سیاتیـک باریـک
.و یه سطـح گـوشی صـاف داره
به نظـر میرسـه علـت مـرگ
.ضـربه شدیـد به سـر باشـه
بهش چی گفت، وینس؟
.آره، همینو میپرسم
.آره، باشه
.حرومزاده
،پیش کشیش اعتراف کرده
جسدی که ما رو برد و بهمون نشون داد .مردی بوده که اتفاقی از اونجا رد میشده
در حالی که هوپ کاپیتان رو دفن میکرده از هوپ پرسیده کمک نیاز داره؟
.خیلی چیزا دیده، هوپ هم کشتش
.با افراد گمشده مطابقت داشت
اون تو یه سفر جادهای بوده، هیچکس .فکر نمیکرده اونو به هوپ ربط بده
.الان دارن به خانوادهاش اطلاع میدن
جولی؟ .میخواد بره ببینتش
،هنوزم فکر میکنه که اگه ببخشدش
.اونم بهش میگه آنا کجاست
.اشتباه میکنه
.شایدم نه
.اگه میخواد ببینتش، یه روز مونده
تو کی هستی که جلوشو بگیری؟
.این به تو ربطی نداره
چی؟
.گفتم به تو ربطی نداره
وقتی میاریش تو خونه .به من ربط پیدا میکنه
نمیتونی بهم بگی .چیکار کنم و منم انجامش بدم
.شش سال
.اینو نگو
،شش سال .چند ساعت باهاش گذروندی
ازش محافظت کردی، براش غصه خوردی؟
.این کار منه. بهش قول دادم
چرا؟ چرا بهش قول دادی؟
.بهم بگو
تو و اون دختره؟
.نه
.تیش
.هیچی نیست
پس داری چیکار میکنی؟
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
تو با من نمیای اون تو؟
.روزی خاص، آخرین وعده غذایی
.قاشق و بطری
.بریم هوپ
چه کاری میتونم برات انجام بدم، مامور فرانکس؟
.حله. بیا تو
به آنا گفتم که باید .دیگه موهاشو رنگ نکنه
.به حرفم گوش نداد
.رنگ طبیعی خیلی بهتره
.دهنتو ببند و گوش کن
.آل، من تو رو میبخشم
.تو رو بخاطر کشتن آنا میبخشم
تو منو میبخشی؟
.بخشیده شدی
.حالا لطفا بهم بگو کجاست
.خیلی متاسفم جولی
.یه سوء تفاهم شده
بخشش رو برای خودم نمیخواستم .برای تو میخواستم
.کارمون اینجا تمومه .مایک، نه
چرا شروع کرد به بیرون رفتن و مشروب خوردن؟
کی متقاعدش کرد که تو این بارهای شیک و پیک، خوش میگذره؟
.اون از زندگی ناامید بود
.میخواستم یه زندگی داشته باشه
کی شب ملاقاتش با اون تفنگدار جوون، بردش بار؟
کی بردش؟
.من بردم
.تو باعث مرگش شدی، جولی
.اما من میبخشمت
حرومزا... لعنتی، فرانکس .من به کمک نیاز دارم
.فرانکس، فرانکس
اون کجاست؟ .ببرش بیرون
.بگو کجاست
.التماسم کن
.بهم بگو .بهم بگو
.بگو کجاست .بگو کجاست
.بگو کجاست
.التماسم کن. ببرینش بیرون
.بهم بگو
.بهم بگو
.التماسم کن
فرانکس سر هوپ داد میزد جسد کجاست"؟"
جسد کجاست"؟"
.و مجبور شدن بکشنش بیرون کی بهت گفت؟
گیل صدای ویلر رو ،پشت تلفن شنید، به مری جو گفت
مری جو به من گفت .بعد رفت برای فرانکس قهوه بگیره
.الان بیرونه
.سبیلش بهم ریختهست
.اوضاع وخیمه، مرد، باید کمکش کنیم
چطوری؟
نمیدونم. دوباره پروندهها رو بررسی کنیم؟
.باید کتاب هوپ رو تموم کنم
.هی
لالا از وقتی برگشته باهاش حرف زده؟
کی، فرانکس؟ .آره
در مورد چی؟
.هی، بچهها
.به اینا نگاه کنین
چی میبینین؟
.محل دفن کاپیتان رایس
.آره، ولی ببین
.این یکی، متوجه سایه کاکتوس نمیشین
.چون روی محل حفاریه
.اینو دیروز گرفتم
.به سایه نگاه کنین .این یه صلیبه
تو پرونده کاپیتان رایس .نوشته بود کاتولیکه. آره
،و قربانیای که هوپ دیروز ما رو برد پیشش
...سنگها، پوشش کفن مانند اون مسلمونه؟
.خواهرزادهاش تایید کرد
.حتما قبل از کشتنش ازش پرسیده
.قربانیهاش رو طبق دینشون دفن میکرده
دین آنا چی بوده؟
.نمیدونم، تو پرونده نوشته نشده
تلفن خواهرشو بگیر، باشه؟
.مری جو
از گیل بپرس، گیل؟
مری جو، میشه این پرینتر رو از روی میز من برداری؟
.آره، حتما
چطوری بردارمش؟
.از دستات استفاده کن، عزیزم
چقدر دیگه وقت مونده؟
.حدود 52 دقیقه
به جولی قول دادم .خواهرشو برگردونم خونه
.دادن همچین قولی، اشتباه یه تازهکاره
.اون موقع دیگه تازهکار نبودی
.من تنها بودم
منظورت اینه که چون ورا نمیخواست پارتنرت باشه؟
تقصیر اون نیست که قولی دادی .که نتونستی بهش عمل کنی، عزیزم
.بدون اون نمیدونستم بالا کدوم طرفه
...خب
.الان یه تیم کامل اون تو داری
.دارن از جون مایه میذارن تا درستش کنن
.هی
.میدونی که من همه چی رو میبینم
.و میدونی که من یه گاوصندوقم
،اون فایلی که ورا برات درست کرد
هیچوقت ازت نمیپرسه ...برای چی بوده، ولی
برای گیبس بود؟
مردی که خانوادهاش رو کشته؟
.دوسِت دارم، مری جو
.آنا لارسن
نه، اس.ایی.اِن
اونجا تو مراسم شرکت میکرد؟
اینجا یه کوره مردهسوزی حیوونای خونگیه .شاید اونم سوزونده شده باشه
.شاید به بودیسم علاقهمند شده .نه، با زمانبندی جور در نمیاد
حداقل دو ساعت طول میکشه .تا جسد یه انسان سوزونده بشه
از کدوم گوری اینو میدونی؟
چیزای زیادی تو این کتاب هست .که نمیتونم فراموششون کنم
اتفاقا 28 جهنم وجود داره .اینو فقط هندوئیسم میگه
فرانکس کنار موارد .مورد علاقهاش ستاره گذاشته
تو اینجایی؟
.منو در جریان بذارین
هوپ قربانیهاش رو ،طبق دینشون دفن میکرده
،اگه بتونیم بفهمیم دین آنا چی بوده
.دینی نداشته
.جولی هم همینو گفت
.بدون تو باهاش تماس گرفتیم، رئیس .امیدوارم اشکالی نداشته باشه
.فصل آخر
ببخشید؟
،فصل آخر کتاب
.در مورد یافتن دین شماست
اون در مورد اینکه .هر کسی یه دین داره گفته
یادمه چون تنها فصلی از کتابه .که کمی منطق کوفتی داشت
.بجز جهنمها که کنارشون یه ستاره گذاشتم
"بفرما، "هر کدوم از ما یه سیستم پرستش داریم
"چه اسمشو دین بذاریم چه نه"
"هر چیزی میتونه خدای شما بشه"
"پول، سکس، الکل، قدرت"
هر چی رو که بپرستی" "از قوانینش پیروی میکنی
رئیس؟
.میزان 500 میلیگرم میدازولام
.فرانکس، وایستا
.وایستا، حرومزاده
.فکر کردی خدای اون شرابه
.تو تاکستان دفنش کردی
.دارم میبرمش خونه
.دارم میبرمش خونه
.استریکلند
.بعدا میام
.درخواست رو دادم و تایید اولیه رو گرفتم
.برنامه پروفایلسازی تو
سال مالی آینده چی شد؟
.هی، مایک
.منو برگردون
.حرومزاده
تو هنوز میزت رو جمع نکردی؟
.شوخی کردم
گفتم فرانک این هفته به اندازه کافی .دردسر داشته، بیشتر بهش فشار نیارم
ارزیابیت گفته که ،تو حالت افسردگی قرار داری
.به دلیل ضربه روحی
تمایلات تکانشی .مشکلات خشم حل نشده
ارزیاب به شدت ،درمان گسترده رو توصیه کرده
،و نتیجه گرفته
.در درازمدت تو ان.آی.اس موفق نمیشی
.باید بشنوی تو ارزیابی من چیه
...اوف
و من حتی نمیخوام .بدونم که تو ارزیابی فرانکس چی بوده
.فکرت رو جمع کن
.هفتهای یه بار برو ماهیگیری
.ثابت کن اشتباه میکنن
میدونـم از وقتی سگت مُـرد خودت نیستی
مامانتو نگـران کـردی
.بیـا
ماهیگیـری بهت یـادآوری میکنه کـه
همه چی میـاد و میـره
وقت بـرای نفـس کـشیدن هست
.قلابـت رو بنـداز، پسـرم
.اینـم از ایـن
تـازه اول راهـی
میشنـوی؟
تـازه اول راهـی
میشنوی، پسرم؟
.هنوز تموم نشده
تـازه اول راهـی
.تمام عمرت رو پیش رو داری
دکتر، دکتر لین؟
وقتی تـو تـونل هستـی خـوابی وجـود نـداره
.آقای گیبس، باید بری عقبتر
چی شده... چه خبره؟ چه اتفاقی داره میوفته؟
.ضربان قلبش بالاست
.لروی. لروی
.لروی
.ولی آدما دارن رد میشن
مثـل همیشه، درست مثـل زندگی
اگـه یکی از اونـا بتونـه ...دیـوارها رو به لـرزه دربیـاره
.لروی. لروی
شاید به یاد بیاری که باید بیدار بشی
ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس @Saeed8362
کانال تلگرام: @Saeed_Pardis_Sub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.