Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
مطمئن نیستم. امیدوارم حالش رو داشته باشم.
که با بچهها موجسواری کنم و فوتبال بازی کنم.
سی، سی و پنج سالگی که سنی نیست.
پدرخواندهی بچه اولم تویی.
عمو و پدرخواندهاش میشی.
پدرخواندهای که دور زندگی میکنه؟
به نظرت مناسبه؟
از کجا معلوم، شاید اگه برادرزادهات به دنیا اومد پیشمون موندی.
[متل دستینو]
ژورژه میگه میخوای دریا رو ول کنی و بری توی جنگل سیمانی...
و توی یه گاراژ کار کنی.
دیوانهای پسر؟
صرفا تا وقتی از پس خودم بر بیام. بعدش خودم گاراژ میزنم.
بعد تو چیکار میکنی ژورژه؟
به هم دیگه وصل نیستیم که.
من میمونم.
همه جمع بشین.
بشینین.
برو اون طرف بشین.
اول شما.
روشن کن کوفتی رو.
یعنی چی بامبینا؟
بیارش.
میخوای جدا بشی؟
جدا بشی؟
متاسفانه کار ناتموم داریم پسر.
فهمیدی؟
میتونم اینجا کار کنم...
و باقیش پول رو از سائو پائولو بدم.
اینطوری نمیشه پسر.
اون ماکسیم فرانسوی...
خیلی بهم پول بدهکاره.
اصلا بدون بادیگارد پاش رو جایی نمیذاره.
کار دو نفره.
با ژورژه برو.
بعدش در مورد آیندهات تصمیم میگیریم.
یه پک بکشم؟
خوبی؟
اسمت چیه؟
هرالدو.
هرالدو.
اسم آدم حسابیهاست.
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
عصربخیر.
ارزونترین اتاق لطفا.
عاشقتم.
نوشته نمیشه اینجا سیگار کشید.
آره بابا.
بیا دوش بگیریم.
الان میام.
صبح بخیر. از اتاق شماره چهار تماس میگیرم.
خب گوش کنید. من با یه دختری بودم.
گمونم رفت و من رو داخل زندانی کرد.
همهجا رو دنبال کلید گشتم، ولی پیداش نمیکنم.
میشه کمکم کنید؟
ممنون.
صورتحسابتون.
میدونین ساعت چنده؟
پنج و چهل دقیقهی صبح.
میشه باز کنی که حرف بزنیم؟
عمرا.
فکرش رو نمیکردم گیر کلاهبردار افتاده باشم.
خونه پول دارم. واست میارمش خانم...
دیانا.
درسته. خانم دیانا.
واسه یه قراری دیرم شده. نباید وقت تلف کنم.
بعدا حلش میکنیم. برات پول میارم.
اگه خواستی مدارکم رو پیشت میذارم.
کارت شناساییم.
اون تصمیمش با مدیریته. متاسفانه کاری از دستم برنمیاد، خب؟
پس...
میتونم همین الان گردنت رو بشکنم. خب؟
از گردن مرغ هم نحیفتره.
پس بشکنش.
بشکنش!
بشکن دیگه. ترسیدی؟
کارت شناسایی کوفتیت رو بده.
زود.
گوشیت هم بده.
گوشی ندارم.
صورت قربانی رو بپوشونید.
صورت قربانی رو بپوشونید.
خیلی تخم داری که اومدی اینجا.
ژورژه منتظرت بود و پیدات نشد.
بخاطر تو مرد احمق.
برادرم بود.
بگیرش رافائل.
- برو عقب. - آروم باش.
اسلحه رو بذار زمین.
- برادرم بود. - آره، رفیق من هم بود.
بامبینا دخلت رو میاره کسکش.
[باجه بلیت]
یه مدت ناپدید میشم...
ولی در ارتباط میمونیم.
پسرها همین اطرافن. چیزی خواستی بهشون بگو.
- هرالدو چی؟ - آره، اون چی؟
صبر داشته باش کارول.
همهجای شهر سپردم که دنبالش باشن.
دیر یا زود پیداش میشه.
کمکی از دستم برمیاد؟
کارت شناساییم دستته.
پول آوردی؟
میتونم اینجا بمونم؟
منتظر کسی هستی؟
یه لحظه.
[ورود کودکان ممنوع]
زود برگشتی.
یه جا میخوام که شب بمونم. میشه اینجا بخوابم؟
خیلیخب.
عزیزم...
همیشه خوب غافلگیر میکنی.
الانم دیگه به خلافکارها پناه میدیم.
خلافکار نیست.
دیشب اینجا موند و کارت شناساییش رو گذاشته بود.
گفت در حال گذره و جای خواب نیاز داره.
دلت واسش سوخت و بهش اتاق دادی.
اتاق خالی بود.
خوشگله؟
خیلی چیز خاصی نیست.
میخوای پول بدم؟
خانم دیانا گفت دنبال یه نفری که کاربلد باشه.
چه کاری بلدی؟
معمولا کارهای عجیب، هر کاری.
برقکاری و مکانیکی بلدم.
اینجا بدون کولر مثل سونا میشه.
کولر رو تعمیر میکنم.
ولش کن.
متخصص گفت بخاطر رطوبت دریاست.
باید جدید بخریم.
گاهیاوقات شن خرابش میکنه.
فردا یه نگاهی بهش میاندازم.
کمکی از دستم برمیاد؟
الیاس.
روشنش کن.
مطمئنی جرالدو؟
- هرالدو. - هرالدو.
ببین.
نسل شما حرف نداره.
هر کاری بلدین.
ببخشید.
یه لیوان آب بهم میدید؟
از آشپزی متنفرم.
یکم میوه بخور که تا ناهار شکمت خالی نباشه.
ممنون که کمکم میکنید.
وقتی همه چیز مرتب بشه میرم سائو پائولو.
دیروز توی شهر تیراندازی شده بود. از یه فروشگاه سرقت کرده بودن.
خبر داری؟ موضوع مواد بود.
چیزی نشنیدم.
حداقل...
خلافکاره رو دخلش رو آوردن. یه عوضی دیگه کمتر شد.
سینهاش رو با تیر سوراخ سوراخ کرده بودن.
وای.
تف توش.
بیا.
گوشی رو جواب بده.
گوشی رو جواب بده.
تف توش.
پس واسه این انقدر طولش میدی.
دوست داری نگاه کنی؟
شوخی کردم.
دستت چطوره؟
خوبه.
حصار برقیت خراب شده.
میتونم درستش کنم.
کاش زندگی به همین راحتی بود...
این درخت بادام هندیه.
درخت انبه.
و حیوانات.
اون هم ادواردوئه.
این یکی کارلوسه.
اینجا رو بهت میگفتم.
یکم شلوغه ولی...
توی کیفت چیه؟
سبک به نظر میاد.
لباسه. همین.
وسایل زیادی نداشتم.
یه سری چیزهای قدیمی داشتم که فروختم.
باقیش مال پسرعمومه.
ولی کار میکنم و باز میخرم.
همینجاست. دنج و خلوت.
این ننو رو اونجا یا همینجا وصل کن.
اینطوری خنکتره.
آخر هفته پولش رو پرداخت کن. اگه موندی هم که یه کاریش میکنیم.
تو جوانی.
کار عاقلانهایه که اینجا بمونی و پولهات رو پسانداز کنی.
سائو پائولو خیلی گرونه.
سلام موکو.
- هنوز آشنا نشدین؟ - نه.
شیفت شب با موکوئه.
به لطف اون میتونم امشب بخوابم.
- عزیزم... - برو پشت پیشخوان.
اونجا.
- رسید میخوای؟ - نه.
رسید نه.
مرسی، به امید دیدار.
یه دختر پولدار این رو اینجا جا گذاشته.
اولین کاری که میکنی اینه که در رو میبندی.
روتختی رو بردار لطفا.
ببین آبکیر روش نریخته باشه.
معمولا ملت از ساحل میان اینجا.
کل اتاق رو شنی میکنن.
وقتی گروهی سکس میکنن خیلی بده.
گاهی اوقات انقدر اتاق کثیف میشه.
یه سری چند تا دخترباز اومده بودن و هشتصد دلار خرج مشروبشون شده بود.
یه کیرمصنوعی جا گذاشته بودن که انقدر بود.
آدم باید پهلوان باشه که اون رو بکنه تو کونش.
همه چیز رو بررسی میکنی.
به پیشخوان خبر میدی.
خیلیخب الیاس، اتاق 13 خالیه.
چقدر حیف شد.
باورم نمیشه.
نوشیدنیت.
ممنون موکو.
- حالا میتونی بری. - خیلیخب.
خوب استراحت کن.
- فردا میبینمت. - ممنون.
پهنش میکنی.
و میزنیش داخل.
محکم.
آفرین هرالدو.
پهنش کن.
خیلی ساکتی.
اصلا مثل اون یارویی نیستی که...
میخواست گردنم رو بشکنه.
صاف بایست.
کمرت درد میگیره.
این هم کیر کوچولومون.
شیش دلار خیلی ارزونه.
این حلقه کیره.
راستش میکنه.
تا حالا حلقه انداختی دور کیرت؟
ببین.
عجب کیر مصنوعی ترسناکی.
ولی وقتی راست نمیشه...
باهاش ور میری، وقت میذاری، روش کار میکنی...
خلاقیت داشته باش بابا.
بشین.
چند سالته؟
داره بیست و یک سالم میشه.
بچهای پس.
و من دارم از کیر مصنوعی و کیری که راست نمیشه برات حرف میزنم.
گوش کن...
نگی گفتمها ولی...
دوست داشتی هر کسی رو خواستی بیار اینجا.
مال خودته.
نمیشه بدون کص سر کنی که...
یه وقت میگیری مرغام رو میکنی.
نبینم بکنیها، خب؟
نگران نباش.
مردها اصلا ناله نمیکنن.
دارن از اسباببازیهامون استفاده میکنن.
من برگردم نظافت رو تموم کنم.
ببین، موکو هم خبر نداره که میتونم این کار رو بکنم.
یعنی انقدر بهت اعتماد دارم.
عجب ماریه.
آروم.
از مشتریها عذرخواهی کردم.
درکمون کردن.
سه شب اقامت بهترین اتاقمون رو بهشون پیشنهاد دادم.
خیال کردی بعد حمله مار کسی میاد اینجا؟
یه بار صاریغ اومده بود و جهنم به پا شده بود.
گفتم در رو باز نذاری دیانا.
تف توش.
من باز نذاشتم.
شاید موکو باز گذاشته.
یا تو.
من؟
من؟
خیلی حواسپرتی. بخاطر سنه دیگه. پیش میاد.
گوش کن.
خسته شدم دیگه. روی مخم نرو. دلقک که نیستم.
الیاس.
- آروم باش. - چیه؟
تقصیر من بود.
من در رو باز گذاشتم.
دیانا خانم بهم گفته بود ولی یادم رفت.
حواسپرتی نکن. در رو ببند.
دیگه تکرار نمیشه.
ترتیبش رو دادم.
ببرش، دفنش کن، بسوزونش، هرچی.
برگرد سرکار، داره شلوغ میشه.
[باز هستیم]
عصربخیر.
یه سری جوری ناله میکنن که انگار دارن میکشنشون.
الیاس کجاست؟
رفت فورتالزا.
که اسباببازی جنسی بخره.
نقاشی توی اتاق دوازده.
میدونی کار کیه؟
بامبینا.
یه هنرمند محلی. الیاس کارهاش رو دوست داره.
ردی ازش نیست.
ظاهرا توی یه سرقت در مرکزشهر...
توی فروشگاه فرانسوی نقش داشته.
باید از اینجا برم.
میدونی که اینجا جات امنه.
کسی توی متل پیدات نمیکنه.
گمون نکنم اینجا جای کسی امن باشه.
وایستا، دوربین، دوربین.
- رفتاری که باهات داره عصبیم میکنه. - جدا؟
دیگه چی؟
- به نظرت خوشگلم؟ - معلومه.
- خیلی خوشگل؟ - آره، خیلی خوشگل.
[متل دستینو]
دیگه توی لیست چی هست؟
ضد...
ضدعفونیکننده.
اون بالا. نردبون رو بیار.
چقدر از مدرسهات مونده؟
دبیرستانم تموم شده.
واقعا؟
دبیرستان معمولی یا بزرگسالان؟
معمولی.
پودر شوینده.
دو کیسه.
حالا الکل.
میخوام باز هم اتاق بسازم.
با یه تخت لرزان، تخت آبی...
مثل متلهایی که توی ریو دیده بودم.
گرون در میاد ولی ارزشش رو داره.
سکس باکیفیت.
یه چرخ دستی بیار.
من الکل رو میارم.
میبینمت.
صبح بخیر.
خوش بگذره.
اومده اینجا خودش رو غرق کنه.
واقعا اتفاقهای عجیبی توی این متل رخ میده.
الیاس رفته کلیسا دیگه؟
همیشه عشای یکشنبه شرکت میکنه.
بیا، برو.
تخت خوبیه.
خوشت اومد؟
بهترین اتاق همینه نه؟
انگار روی ابرهام.
واقعا چیز خوبی پیدا کردی دیانا.
ولم کن دیگه.
همچنان باید پیشش بخوابم دیگه؟
چطوره پیش من بخوابی؟
بهش فکر میکنم.
برقص.
واست رقص سکسی میکنم.
پسره رقص بلده.
استعداد داری.
خیلی خوبه.
وای الیاس.
- الیاس؟ - ببخشید.
عادت بود دیگه.
دردت اومد؟
آره عزیزم.
انگار توی عمرت ممه ندیدی.
خیلی خطرناکه.
اگه بفهمه...
خطر خوبه. هیجانیش میکنه.
من جواب میدم.
کمکی از دستم برمیاد؟
مسواک؟ چند تا؟
اتاق دوازده.
لخت تلفن رو جواب دادم. اصلا نفهمیدم.
خوشبختانه موکو پشت پیشخوانه.
- الیاس بچه نمیخواد؟ - چرا.
ولی من نمیخوام حامله بشم.
رسیدگی به خودش به اندازه کافی سخت هست.
یواشکی قرص میخورم.
اگه بفهمه من رو میکشه. دمنوش مخصوص هم میخورم.
چی شده؟
اینجا قایم شدن مثل کابوسه.
نمیتونم مجبورت کنم...
که اینجا بمونی.
خیلی در موردت اطلاعات ندارم.
کاش میدونستم که به چی فکر میکنی.
مثلا همین الان.
توی ذهنت چیه؟
چی شده؟
امروز قرار بود تولد داداشم ژورژه باشه.
چند سالگیش؟
بیست و پنج.
اون بود که من رو بزرگ کرد.
ولی همیشه دوست داشت که...
مراقبمون باشه...
یعنی من و مامانم.
مامانم یه دوست پسر داشت.
طرف عوضی بود.
ما رو کتک میزد.
بیشتر ژورژه رو میزد چون جوابش رو میداد.
- گوش میکنم. - برادرم همیشه جلوش ایستادگی میکرد.
یه بار ژورژه انقدر بد کتک خورد که توی پیادهرو بیهوش شد.
- مامانم جیغ کشید... - انقدر بلند نه.
سرش داد میزد که «پسرم رو کشتی عوضی. کشتیش.»
ولی باز برمیگشت پیشش.
یه روز...
وقتی مامانم نبود اومد خونه.
من و ژورژه خونه تنها بودیم.
به زود اومد داخل.
حرص میخورد. دندونهاش رو به هم فشار میداد.
به سرش زده بود که پولهاش رو جا گذاشته.
ژورژه بهش گفت که...
ما پولت رو نمیخوایم بابا.
همین دیگه. افتاد به جون ژورژه. میزدش، لگد میزد، مشت میزد.
سعی کردم جلوش رو بگیرم ولی من رو هم زد.
چهرهاش رو یادمه...
سرشار از خشم و تنفر بود.
خیلی نشئه بود.
ژورژه که چاقو دستش بود پشت طرف بود.
یه چاقو کرهخوری مثل همین بود.
ژورژه تند تند با چاقو میزدش...
افتاده بود روی زمین.
ژورژه همینطوری میزدش...
خدا میدونه چند بار زد.
توی حیاط پشتی دفنش کردیم.
ژورژه توی چشمهام نگاه کرد و گفت که...
این کار من تنهایی بوده.
تو از چیزی خبر نداری.
چیزی ندیدی.
کار من بود.
یا اون زنده میموند یا ما.
بخور.
تف توش.
نگاه کن.
بیا فیلم دوربین مداربسته رو ببینیم.
بیا.
زود.
جنده فرار کرد.
اون فیلم رو بزن عقب.
باهات چیکار کنم دیانا؟
خودت بگو عزیزم. چطور ندیدی؟
الان شد تقصیر من؟
گفتم که حصار برقی رو تعمیر کنی.
درست میگفتم.
برو بیرون دیانا.
بذار ببینم چیکار کنم. بذار فکر کنم.
بیا کمک کن.
اینها رو دستت کن.
زودباش هرالدو.
چی شده؟
من باید از اینجا برم
بیخیال شو.
طرف ویاگرا زیادی خورده...
و سکته کرده دیگه. پیش میاد.
این فرانسوی کسکش برادرم رو کشت.
فرانسویه اینه؟
بیایین کسکش رو توی این ننو بپیچیم.
- اتاق شیش تنها اتاقیه که پره؟ - نه، اتاق شیش...
و دوازده و سیزده.
تف توش.
در رو ببند.
خب متل رو میبندیم، صبر میکنیم که تاریک بشه...
تا جنازه رو ببریم.
جنازه رو توی ننو میپیچیم.
مطمئنی؟
اگه پلیس بیاد بدبخت میشم.
گند میزنه به تجارتمون.
تو هم با مایی.
خب؟ بزن بریم.
کسخل.
نخند کوفتی.
روتختی رو بردار.
به چی میخندی؟
اضطراب دارم.
کجا میریم الیاس؟
[دور برگردان]
صورتش رو بپوشون.
گفتم یه استراحتی با هم بکنیم. حقمون دیگه.
خوش بگذرونیم مثلا.
یکم خوشگذرونی.
از طرف من.
♪ سوار اتوبوس شو و بیا ♪
♪ سوار اتوبوس شو و بیا ♪
♪ بیا پیش عزیزت ♪
♪ مواظب من باش و من هم مواظب تو هستم ♪
بهم ضدآفتاب بزن که وگرنه مثل هرالدو سیاه میشم.
اگه موکو خبردار بشه حسودی میکنه.
تا حالا با اون اینطوری حال نکردیم.
دیانا میگه موکو ازم خوشش میاد.
- تمومه؟ - آره.
همونطوری که دوست داری.
سوسیس هم باشه واسه بعدش.
گوشت میخوری هرالدو؟
دهنت رو باز کن.
حواست به کباب هست؟
برم شاش کنم.
هرالدو.
مطمئن باش کسی آبکیرش رو توی استخر نریخته.
- لباس شنام رو نیاوردم. - اگه خجالت میکشی...
یکی واست جور میکنم.
نه، اشکالی نداره.
بیا.
- بالاخره مشتری اومد. - من میرم سراغش.
تعطیله؟
نه، هیچوقت تعطیل نیست.
حتما رفتن پیش جان.
هی، چه خبره؟
هرالدو کجا غیبش زد؟
من میرم.
- نمیخواد، من میرم، تو خیسی. - عزیزم.
ظهر بخیر.
ظهربخیر. چقدر طول دادی؟
کلید ارزونترین اتاقتون رو بدید.
کارت شناسایی لطفا.
بفرما.
اتاق شماره 9.
ممنون.
اسمش رافائله.
واسه بامبینا کار میکنه و اومده سراغ من.
واسه سکس اومده.
آروم باش، بیا.
بیا بریم اتاقمون.
آروم باش.
من میرم پشت پیشخوان. موکو زود میاد.
آروم.
برو.
♪ سوار اتوبوس شو و بیا ♪
♪ سوار اتوبوس شو و بیا ♪
بیا بریم الیاس.
بیا بریم داخل.
صحبت خانم دی شد...
داشتم به هرالدو میگفتم که...
رقص میلهات حرف نداره.
پشت و رو میشی و کلی کار خفن میکنی.
- حرفهای هستی. - هستم.
داری کولم میکنی؟
من که مست نیستم.
یه لطفی بکن و ویسکی بیار هرالدو.
دیانا میخواد واسمون برقصه.
- دیگه خیس شد دیگه. - باشه، باشه.
ویسکی بیار...
تا شورتم رو در بیارم.
قهوه بهتره.
قهوه؟ این پیرزن بازیها چیه در میاری.
بیا اینجا.
بیا اینجا دیانا.
بیایین هم رو بغل کنیم.
زوجی که توی اتاق شماره 9 بودن...
- رفتن؟ - آره.
شرط میبندم...
نکن، خستهست.
خستهست؟
آدم به این جوونی که خسته نمیشه.
شرط میبندم تا الان...
سینههای دیانا رو دیدی.
بیخیال الیاس.
- در بیار عزیزم. - نکن.
میخوام قیافهاش رو ببینم.
نکن عزیزم.
نشونش بده دیگه. میخوام قیافهاش رو ببینم.
بیا.
همینطوری که سینههام رو نشون نمیدم کثافت.
- شلوغش نکن دیگه. - این چه کاریه؟
یه هل کوچیک دادم دیگه.
شوخی میکنیم دیگه.
میرم یکم قهوه بیارم.
آخه قهوه دیانا؟
ویسکی میارم.
- ویسکی میارم بکنی توی کونت. - زود باش.
اگه خیلی طولش بدی بدون تو ادامه میدیم.
وایستا.
- اینطوری خوشت میاد دیگه؟ - وایستا.
دوست داری رئیس باشی؟
- چه خبر؟ - ترسوندیم.
قهوه مونده؟
آره، از صبح مونده.
گردنت کوفته شد؟
بذار ماساژ بدم.
نکن، برگرد پشت پیشخوان.
فضول.
سکس خیلی خوبه.
چرا نمیای با هم فرار کنیم؟ جدی میگم.
با کدوم پول؟ نمیتونیم جایی بریم.
گفتی نصف اینجا مال توئه.
به این سادگی که نیست.
یه بار سعی کردم که برم.
رفته بودم پیش دوستم توی موسورو.
همه جا رو گشت.
نمیدونم چطوری پیدام کرد.
حتما از آشناهایی که توی پلیس داره کمک گرفته.
واسه همین برگشتم.
و بعد...
عقلش رو از دست داد دیگه.
تفنگ گذاشت روی سرم.
وقتی که آروم شد وسایلم رو جمع کردم که برم.
با نفت سفید اومد توی اتاق...
و ریختش روی وسایلم.
من و خودش رو غرق نفت کرد و فندکش رو درآورد...
و گفت که اگه بخوام برم خاکسترم از اینجا میره.
ازم قول گرفت...
که هیچوقت ازش جدا نشم.
من میخوام با تو از اینجا برم. همین.
باهام بیا.
میتونی تصور کنی اینجا چه پولی با هم در میاریم؟
پول زیاد هرالدو.
بهم اعتماد داری؟
تو از ماشین سر در میاری.
تصور کن که...
تصادفا مثلا...
ماشینش ترمز ببره.
بخاطر رطوبت هوا.
جدی.
واقعا روانیای دیانا.
دیوانهی تو ام.
بیا بکشیمش.
خیلی وقته بیدار شدی؟
خیلی سردرد دارم.
فکر کنم ویسکیش تقلبی بود.
عزیزم.
خیلی بوی خوبی میدی.
نه دیگه، بس کن.
دیانا.
خیلی خوشگلی.
عجب خماریم.
گفتم میتونی بری موکو. برو استراحت کن.
میخوام دوربینها رو درست کنم.
یه مشکلی هست.
چی شده؟
هیچی.
میبینمت.
جام رو توی پیشخوان پر کن.
هنوز کارم تموم نشده.
سردرد دارم.
میخوام دراز بکشم.
- خیلیخب. - برو.
یه چیزی انداختن توی توالت.
درش آوردم ولی هنوز گیر داره.
یه نگاهی هم به حصار برقی انداختم.
اکثرش سالمه.
یه لیست خرید درست میکنم.
باشه الیاس؟
چی؟
حصار برقی رو میگم.
بیا بریم مغازه که وسایلش رو بخریم.
گفتی سرت درد میکنه و میخوای...
خوب شد.
بخور هرالدو.
بیا.
موکو.
فیلمش رو دیدم.
کار تو بود دیگه؟
- من نبودم. - اعتراف کن.
اعتراف کن که از هرالدو خوشت میاد.
اینطوری نیست دیانا.
و از الیاس. واقعا مثل یه دختر هرزهای.
میخوای من رو به کشتن بدی موکو؟
توی اتاق هرالدو دوربین گذاشتی حرومزاده.
خب دیگه، برو گمشو.
گمشو. زود.
دیگه از الیاس و هرالدو و بقیه خبری نیست.
برو گمشو لکه آبکیر. کونی بدبخت.
گمشو خائن.
قشنگ نیست؟
مادرت چطوری مرد؟
سرطان سینه.
درمان نداشت؟
چرا، ولی دیر شده بود.
پدرت چی؟
پدرم چی؟
ماهیگیر بود.
گفتن که توی دریا مُرده، ولی مامانم باور نکرد.
از بچگیش شناگر بود.
یکی یه نفری رو شبیهاش دیده بود که...
توی بازار خیابانی سائو پائولو فروشندگی میکرد.
چه سرنوشت غمانگیزی.
مراقبت از خودت بدون پدر و مادر.
این همه مدت چطور دوام آوردی؟
دزدی؟
موادفروشی؟
کی ازت مراقبت میکرد بچه؟
نگران نباش.
دیگه تنها نیستی.
میشنوی؟
چیزی نیست.
ول کن.
تف توش.
از کی داری زنم رو میگایی؟
از کی داری به ریشم میخندی؟
باید همین الان تخمهات رو ببرم کسکش.
لیاقت امثال تو همینه.
اگه دوباره ببینمت سرب داغ میریزم توی کونت.
هرالدو کجاست؟
مشتری نیومده؟
نه.
برو توی مستراح و کثافتی که سرش بود رو تموم کن.
- چیکارش کردی؟ - گفتم برو.
متل رو تعطیل میکنم.
- موکو کجاست؟ - نیومده.
من نظافتچیت نیستم.
من هم اینجا سهم دارم.
باهات چیکار کنم؟
دوست دارم صورتت رو بکنم توی کاسه توالت.
الیاس.
ببخشید.
بذار ماساژت بدم. نکن.
- نکن الیاس. - بیا اینجا.
- بذار ماساژت بدم. - نه.
- میخوام ببوسمت. - نه، دردم میاد.
چیه الیاس؟ دلت برام تنگ نشد؟
دستها بالا.
دستها بالا.
ما داریم میریم، فهمیدی دیانا؟
تکون نخور بدبخت.
بدبخت.
واقعا که احمقی.
زود باش...
تفنگ میگیری سمت من؟ کسخلی؟
روانی شدی؟
دیوانه.
- آروم باش. - اینجا ترتیبت رو نمیدم.
تمیز کردنش خیلی سخته.
آروم باش الیاس.
گفتم که برنگردی کثافت.
- الیاس. - آروم باشم که چی؟
برو اونجا.
سیگارم رو لازم داشتم.
زود، بدوید.
برید کسکشها.
از اون سمت.
اون طرفی.
♪ سوار اتوبوس شو و بیا ♪
♪ سوار اتوبوس شو و بیا ♪
♪ مواظب من باش و من هم مواظب تو هستم ♪
بیا اینجا.
اون سمت رو نگاه کن.
نکن.
کلید.
آروم پیاده شو.
اونجا.
بوی تعفن جنازه رو حس میکنین؟
اینجا.
همینجا وایستید.
بوی گند بدن خودتونه.
بِکَنید.
بِکَنید.
این کار رو نکن الیاس.
من به هرالدو هیچ حسی ندارم.
دروغه.
گفتم متوقف بشی؟
میخوای من رو بکشی؟ خب بکش.
شلیک کن دیگه.
کثافت لجن.
بیا اینجا.
اینطوری گاییدیش؟
- اینطوری؟ - ولش کن کسکش.
ولش کن.
الان داری کلهگنده بازی در میاری، دخلت رو که آوردم، کونت هم میذارم.
فرار کن هرالدو.
شما دو تا بیایید اینجا.
همراهم بیایید.
لطفا یه چیزی بیارید که خودشون رو بپوشونن.
ممنون.
تا حالا چنین چیزی ندیدم.
از کجا شروع شد؟
از جایی که به دنیا اومدم.
کل زندگیم داشتم از مرگ فرار میکردم.
امروز هم همین روال بود.
جرئت کردم که از سرنوشتم سرپیچی کنم.
حتی قبر خودم رو هم کندم.
الیاس باهام مثل وسیله رفتار میکرد، مثل یه حیوان.
مثل یکی از حیواناتی که ازشون نگهداری میکرد.
همیشه میخواستم بکشمش.
و بعد یه اسب پیداش شد...
و کارش رو تموم کرد.
چه اسب خوشگلی هم هست، نه؟
حیوان کثافت میخواست من رو بکشه.
اولین کسی نبود که میخواست من رو بکشه، آخریشون هم نیست.
بقیه هم به زودی پیداشون میشه.
نمیتونم تا ابد از مرگ فرار کنم.
همیشه نشونه روی من هست. دائم در حال فرارم.
خسته شدم.
خسته شدم.
خیلی عصبانیم میکنه.
خیلی عصبانی.
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
چه خبر رافائل؟
می... میپرسن که کی برمیگردی.
کلی توریست اومده ساحل پ... پونتال...
و د... دنبال اکسن...
و کوکایین و ماریجوانا. همهچیز.
ظاهرا اوضاع... آروم شده.
ظاهرا...
خودشون میگن.
وای بامبینا. دقیقا شبیه هرالدوئه.
یه سری آدمها رو نمیتونی از حافظهات پاک کنی.
همونجا میمونن...
حکاکی میشن.
سلام دیانا.
دیشب خوابت رو دیدم.
با هم توی راهروی متل بودیم.
من یه سمتش بودم و تو سمت دیگه.
ولی هر چی به سمت هم میاومدیم...
بیشتر از هم دور میشدیم...
انگار که راهرو داشت کش میاومد.
حتی توی خوابهام هم دستم بهت نمیرسه.
ولی سرنوشت عجیبه.
توی مسیرم به سائو پائولو با آقایی به اسم اکسپدیتو آشنا شدم.
گفت یه کارخونه یخ توی اسپیریتو سانتو داره...
و خواست که واسش کار کنم.
اولهاش فکر میکردم که سرما میتونه باعث بشه که گرمای سئارا رو فراموش کنم.
ولی نمیتونم فراموشش کنم دیانا.
نه حتی وقتی که ستون فقراتم...
و استخوانهام دارن یخ میزنن...
و ضربان قلبم آروم میشه.
دیانا...
هر روز بیشتر به این باور میرسم که سرنوشت تو رو از من گرفت.
واسهی رام کردن سرنوشتم باید میرفتم.
ولی امید دارم که باز هم هم رو میبینیم.
توی میخانهای جایی...
یا توی ساحل...
یا توی یه زندگی دیگه.
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
[متل دستینو]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.