All language subtitles for Loves.Rebellion.You.2024.S01E26

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

(شورش عشق)

(قسمت بیست و شش)

خواهر جون

یا اِر

من برگشتم

خواهرجون

پدر

پدر

پدرم چطورن؟

پدر

پدر

با اهریمن دوستی کرد

بدون اجازه قبیله روباه رو آزاد کردی

پسره کله خر

چطور جرات کردی؟

میخوای منو بکشی؟

...نه پدر شما

مگه وضعیتتون جدی نبود؟

اگه همینطوری خرابکاری کنین

بزودی میمیرم

صبرکنین پدر

بذارین توضیح بدم

چه سودی داره؟

مسئله آرایش مهروموم کننده اهریمن

به گوش مسیر برتر رسیده

اگه متهم بشی

شورشی میشی

مهم نیست چقدر که

از روابطم استفاده کنم

نمیتونی به قلمروی تهذیبگران برگردی

واستید

مسیر برتر درست و غلط رو تشخیص نمیشه

ساکت شو

به افراد شهر بگین که

جلوی دروازه شهر جمع بشن

این پسر ناخلف رو مجازات میکنم

بازم منو میزنین؟

برای همینه که

نه تنها یک خواهر دیگه دارم

یک دایی

و یک داگه دارم

میخواستم درمورد همه

بعد بیرون اومدنت

درمورد همه تجارب خودم بگم

ولی وقتی شروع کردم نتونستم متوقف بشم

خسته شدی گوش کردی؟

معلومه که نه

فقط اینکه

چیزای خوبی گفتی

میخوام بشنوم

چقدر سختی کشیدی

چقدر اذیت شدی

و اینکه

...موی سفید تو

یجورایی

ازش خوشم میاد

و اینکه

دوست نداشتی که

سرکش بودم

الان ببین

بالغ شدم

دا گه گفت

خوش شانس هستم

مشکلات

سمتم نمیان

خواهرجون

واقعا توی این سالها

سختی ای نکشیدم

نگران نباش

و اینکه

قبیله روباه

توی جنگ انسان و اهریمن ها نبودن

ولی بازم سختی کشیدن

فکرمیکنم بدشانسی

در اون زمان

تموم شد

بعد از این

فقط شانس خوب منتظر ماست

باشه

از الان به بعد

اینجا در سکوت زندگی میکنیم

ظاهر شدن سن لو یک شایعه نیست

زندان یو چوان باز شده

اهریمنان اگه بیرون بیان

میترسم سن لو سواستفاده کنه

خواهرجون

...من

شاید بهتره که

منتظرم بمونی

باید یکاری رو تموم کنم

داری میری؟

مردم به جادو وابسته هستن

ولی فرقه شمشیر به شمشیر

اگه میخوای عضو فرقه ما بشی

باید هرروش تهذیبی که کردی

فراموش کنی

میتونی فقط

به شمشیرت اعتماد کنی

فهمیدم

قبول کردن راحته

ولی دهه ها تهذیب

از دست دادنشون راحت نیست

آماده این که (سونگ جو، شاگرد ارشد فرقه شمشیر)

دوباره شروع کنین؟

که چی؟

سالها تهذیب کردم

ولی وقتی با مسیر شیطانی روبرو شدم

قدرتی نداشتم

تا وقتی بتونم قوی تر بشم

میتونم همه گذشته رو

کنار بذارم

منم همین نظر رو دارم

شما دوتا

یک شاخه قطع کنین

بیارین ببینمش

دراون زمان

میتونم در سرنوشتتون

تصمیم بگیرم

بریدن یک شاخه با شمشیر

کجاش سخته؟

بریم

فرقه شمشیر زن و مرد رو

یکسان میدونه

دقت خوبی دارین

ولی قدرتمند نیستین

براساس ظاهرش

پنج بار از شمشیر استفاده کردین

باهوش هستین

دقیقا پنج بار بود

این رو

همین الان کندی؟

نظرتون چیه؟

خیلی صاف هست

خیلی ضربه خوبی بوده

درمورد دقت

و قدرت

یک در میلیون هست

استاد شمشیر نظرتون چیه؟

فرقه شمشیر

شما رو قبول نمیکنه

قبولم نمیکنین؟

گفت من استعداد دارم

مطمئنین؟

از اول گفتم

برای عضو فرقه شمشیر شدن

باید گذشته رو فراموش کنین

جادو مزاحم شمشیر هست

همو نابود میکنن

فو لانگ

از قدرت معنویت استفاده کردی

و با یک هدف بد تقلب کردی

چطور فرقه شمشیر قبولت کنه؟

لطفا بیرون بیرون

همه این سالها

نان یان مراقب من بود

اگه بخاطر اون نبود که

مروارید رو بهم قرض داد

نمیتونستم وارد آرایش بشم

الان

زندان یو چوان باز شده

میترسم تو خطر باشه

باید برم کمکش

نه

نمیتونی بری

الان فقط میتونیم در اینجا بودن

زنده بمونیم

چرا میخوای خودت رو

در خطر بندازی؟

وقتی نبودی

اون خواهرم بود، مراقبم بود

ازم محافظت کرد

الان توی خطر هست

باید کمکش کنم

اگه بری دیدنش فقط مشکلات بیشتری درست کنی

نگران نباش خواهر

الان هفت دم دارم

که چی؟

قبیله اهریمنی قوی بودن

ولی به راحتی مهروموم شدن

مردم در برابر اهریمن قضاوت بدی دارن

اگه بری جلو

فرقه مسیر برتر بهت اعتماد نمیکنه

گوش کن

هرکسی میتونه کمکش کنه

بجز ما

خواهرجون

همه این سالها خواب شبی رو میدیدم که

گفتی فرار کنم

راستش پشیمونم

اگه میدونستم که

این همه جدا میشیم

فرار نمیکردم

احساس فرار کردن

خوب نبود

الان دوستم

توی خطره

نمیتونم فرار کنم

یا اِر

جی یانگ

جی یانگ

جی یانگ

بیدار شدی؟

چرا اینجایی؟

هنوز حالت خوب نیست؟

جی یانگ کجاست؟

جی یانگ؟

جی یانگ؟

جی یانگ

اون رفت

رفت؟

گفت وقتی بیدار شدی

اینو بهت بدم

آ یان

منو ببخش بدون خدافظی میرم

میخواستم صبرکنم بیدار بشی

ولی میترسم که

نتونم ترکت کنم

فکرمیکردم که

با داشتن یک بدن شیطانی مشکلی نیست

بازم میتونم ازاد باشم

ولی فهمیدم که

روزایی که باهات گذروندم

از همیشه آزادتر بودم

ولی نتونستم سن لو رو کنترل کنم

تو رو در خطر انداختم

اگه نتونم تاابد ازت محافظت کنم

حداقل نمیخوام

بخاطر من در خطر بیوفتی

یک راه حل پیدا کردم

وقتی این شیطان از بین بره

برمیگردم پیشت

هیچوقت جدا نمیشیم

با این نامه خدافظی میکنم

امیدوارم همیشه آرامش داشته باشی

♫هنوزم گذشته رو به خاطر داری؟♫

♫این زندگی رو بگذرون♫

♫در شب همراهیم کن♫

♫قبل اینکه بیدار بشم پیشم بمون♫

♫دنبال سرنوشتت برو♫

♫در زمان سفر کن♫

♫تا بتونی که♫

♫زیبایی عشق رو ببینی♫

♫و تبدیل به یک پروانه میشه♫

♫تا روی انگشتت بشینه♫

♫به ستاره دنباله دار آرزو میکنم♫

♫امیدوارم این زندگی♫

♫به آرومی اولین دیدارمون باشه♫

♫وقتی نتونستم مسیر برگشت رو پیدا کنم♫

♫تو تنها راه برگشتم بودی♫

♫زمان باعث شده عشق در استخونم حک بشه♫

برای درست کردن دارو، ارباب جوان یین

یک شب کامل

در زیر بارون زانو زدن

مجبور شدن آتش خورشیدی رو تحمل کنن

همینطور سرمای استخوان سوز رو

بعد یک عالمه سختی

تونستن این دارو رو درست کنن

جی یانگ

♫دنبال سرنوشت زندگی قبلیم میرم♫

وقتی که دارو رو خوردین

جادوی کتابچه راهنمای هفت گناه

فعال شد

ارباب جوان یین بخاطر شما خیلی اذیت شد

درد مشابه رو کشید

جی یانگ

♫به ستاره دنباله دار آرزو میکنم♫

♫امیدوارم این زندگی♫

♫به آرامش اولین دیدارمون باشه♫

جی یانگ

جی یانگ

جی یانگ

جی یانگ

جی یانگ

کجا رفته بودی؟

واقعا فکرکردی

وقتی بری

آروم میتونم باشم؟

فکرکردی کی هستی؟

چطور میتونی

هردفعه بدون خدافظی بری؟

باشه

اگه میخوای برو

بهت اعتماد دارم

مهم نیست چه روشی

برای از بین بردن شیطان یاد گرفتی

اینجا منتظرت میمونم

منتظر میمونم برگردی

باید زنده برگردی

یکم خرابه اس

ارشد

این محل استراحت

برای تهذیبگران سرگردون هست

فرقه شمشیر گفتن اینجا بمونی

ولی نگران نباش

برای خواب اینجا میمونی

عجله نکن

فکرکن بعدش چیکار کنی

این فقط یکمه؟

بعدش چی؟

نگران نباش

بعدا یک ارشد

منو میبره پایین

بعدش برمیگردم

چیزای معمول برات میارم

یینگ یینگ

چطور میتونم تنهات بذارم؟

باهات میام

نمیتونم همراهت

بیام فرقه شمشیر

ولی حالا که صدام میزنی ارشد

سعی میکنم حمایتت کنم

ممنو

ولی اونجا شاگردان فرقه شمشیر زندگی میکنن

قانون دارن که

غریبه ها

حق ورود ندارن

غریبه؟

غریبه؟

چه قانون بزرگی

یینگ یینگ

میدونی که

چیزی که استاد شمشیر گفت درست نیست

میخواستم شاگردشون بشم

میخواستم کنارت بمونم

انتظار نداشتم

به این چیزا اهمیت بدن

نگران نباش

استاد شمشیر حتما

دلیل داشتن

شاگرد شدن یک سرنوشته

نگران نباش

و اینکه

یاد گرفتن روش های کشتن شیاطین

برای انتقام فرقه

آرزوی منه

بهتره که

عضو فرقه شمشیر نشی

ولی تو

آخرین فرد موردعلاقه منه

بدون تو

کجا میتونم برم؟

درسته

همه کسایی که دوست داشتیم مردن

برای همین باید بالاتر برم

ارشد

خیلی چیزا

جدیدا عوض شده

حتما خسته ای

استراحت کن

یینگ یینگ

...من

اگه در آینده چیزی خواستی

بهم بگو

بعضی وقتا میام بهت سر بزنم

ارشد

خودت رو در آینده

دست کم نگیر

تا وقتی سخت تمرین کنی

پیشرفت میکنی

نان یان اینجاست؟

نان یان؟

روباه کوچولو

از روستایی ها شنیدم

صدمه دیدی

کجا صدمه دیدی؟

درد داری؟

خوبم

خوبم

بیا بشین

مال توئه

وقتی رفتم ارایش مهروموم کننده اهریمن

کسی رو دیدم که

گفت دایی توئه

اولش باور نشد که

دایی تو باشه

ولی این مروارید

صاحبش رو شناخت

رفت توی دستش

براساس ظاهرش

بنظر نمیرسید دروغ بگه

اسمشون رو گفتن؟

درمورد مادرم

چیزی گفتن؟

اسمشون نان یی بود

برادر مادرته

و اینکه

مادرت

در قدیم

رهبر نان فانگ از قصر یائو بودن

چی؟

مادرم

رهبر نان فانگ از قصر یائو بودن؟

راستش وقتی در دره بودیم

نان یانگ درمورد هویت مادرت

بهم گفته بود

ولی گفت راز نگهش دارم

چونکه مادرت

قبل مرگش اینو خواسته بودن

مجبور شدم که

قایمش کنم

در خاطراتم

مادرم همیشه یک نون فروشی

توی شهر ماه داشتن

ایشون همیشه

یا بازی میکردن یا مینوشیدن

چطور ممکنه که

رهبر نان فانگ از قصر یائو باشن؟

...پس ایشون

چرا هویتشون رو

پنهان کردن؟

از من هم پنهون کردن

...خب

نمیدونم

ولی حتما

دلیل خودشون رو داشتن

بعدش میخوای چیکار کنی؟

میخوای جی یانگ رو پیدا کنی؟

گفت وقتی شیطان رو کشت

میاد دنبالم

بهش اعتماد داری؟

اعتماد دارم

ولی نمیتونم ببخشمش

درسته

نمیتونیم راحت بذاریم قسر دربره

سن لو اونو کنترل میکنه

مثل یک سگ هار مردم رو گاز میگیره

نزدیک بود بکشتت

اگه برگشت

...من حتما

...من

حتما چی؟

چیکار میتونم بکنم؟

اگه نتونستم بزنمش زانو میزنم

به هرحال طرف منو میگیری

درسته

حتما طرف تو رو میگیرم

حالا که میدونی

داییت کجاست

چطوره که

به عمارت مجازات بریم

باهاش رودرو بشی؟

اگه مادرم

رهبر نان فانگ از قصر یائو بودن

پس حتما یک نیمه خدا بودن

پس بیماری قلبی

مشکوک هست

در آخر

کسی که گیره سر ققنوس خونین رو برد

بنظر میرسید مادرمو میشناسه

خیلی خب

میرم دیدن دایی

شاید اگه پیداشون کنم

حقیقت مشخص بشه

تازه زخمت خوب شده

باید استراحت کنی

قاتل رهبر منگ

یک روز پیداش میکنیم

دیر نیست که

انتقام گرفت

وقتی داییت رو دیدی

حتما راهی پیدا میکنن

چون خیلی فهمیده ان

...اگه خبری درموردش شد

سریعا بهت میگم

همینجا کافیه

از خدافظی نمیشه فرار کرد

بانوی جوان

چیکار میکنی؟

بانوی جوان

میشه باهاتون بیام؟

شما و ارباب جوان لطف بزرگی بهم کردین

به ارباب جوان قول دادم

مراقبتون باشم

خون من

میتونه به روش درمانی

مسیر شیطانی کمک کنه

...بخاطر وضعیت پاهای برادرم

من برادرت نیستم

لازم نیست که برای درمانم

خودت رو زخمی کنی

اگه میخوای بیای دنبالم

فقط کافیه که

از قوانین دریای تهذیب و کوهستان غم پیروی کنی

بیا بیرون

مگه نگفتی اگه منو دوباره ببینی

زانو میزنی؟

مگه نرفته بودی؟

چرا هنوز اطراف میچرخی

و قایم شدی؟

میخوای با نان یان چیکار کنی؟

اگه کنارش بمونم

فقط بهش صدمه میزنم

پس وقتی توی نامه گفتی

راهی برای کشتن شیطان داری

دروغ بود؟

نمیخوام اون درگیر بشه

خوبه وجدان داری

یک شیطان هست که

خدای دست خونین نمیتونه بکشتش

توی این دنیا

فقط یک نفر میتونه

این نقاشی ها

شخصا توسط استاد مقدس کشیده شده

اون زمان

برای ده سال توی غار

در انزوا تهذیب میکردن

بعد ظاهر شدن سن لو

استاد مقدس

بیرون اومدن تا با شمشیر یشم

شیطان رو سرکوب کنن

با سن لو

چهل و نه روز جنگیدن

در آخر سن لو شکست خورد

بااینحال

سن لو نمرد

استاد مقدس روح اونو

در پنج زندان مختلف سرکوب کردن

برای همینه که سن لو

منو به پنج زندان میکشونه

هروقت یکیشون رو میگیرم

یین جو درونم قدرتمندتر میشه

و یک قدم به برگشت سن لو نزدیک میشیم

برای همینه که

بعد اینکه زندان یو چوان رو گرفتی

بلافاصله توسط سن لو

تسخیر شدی

برای همین تصادفا به نان یان صدمه زدی

استاد

چطور میتونیم

روح سن لو رو از بدنش بیرون بکشیم؟

استاد مقدس خودشون رو برای سرکوب شیطان فدا کردن

مرگشون رو

فدای آرامش دنیا کردن

قبل مرگشون

باقی مانده شمشیر یشم رو باقی گذاشتن

و تبدیل به پنج سوزن کشنده شیطان کردن

در غار پنهونشون کردن

استاد مقدس

پیش بینی کرده بودن

سن لو برمیگرده؟

درسته

روشنگری ای که در زمان انزوا بهش دست پیدا کردن

سرنوشت چهار دریا

و پنج ایالت در یک قرن بود

این پنج سوزن شیطان کش

میتونه باقی مونده روح سن لو رو سرکوب کنه

و هاله شیطانیش رو ضعیف کنه

خوبه

ازشون استفاده میکنیم

اون و سن لو

یک بدن شیطانی دارن

اگه از اینا استفاده کنیم

باهم درد شدیدی میکشن

بعد صدسال، جسم اون

همراه با روح سن لو

ناپدید میشه

فقط اون موقع

اون آزاد میشه

باهم ناپدید میشن؟

این مرگه

این سوزن ها میتونه روحش رو

از سن لو حفظ کنن

اون تسخیر نمیشه

و دیوونه نمیشه

اگه سرکوب نشه

یک روز

کاملا تسخیر میشه

و سن لو میشه

غیرممکنه

اگه این سوزن ها استفاده بشه

صدسال زجر میکشه

باهم میمیرن

بدون اون هم

تبدیل به سن لو میشه

هیچکدوم گزینه خوبی نیست

...استاد، سن لو

نمیشه بهش رسیدگی کرد؟

نه

اینطوری نمیشه

اگه نان یان بفهمه

چیکار کنیم؟

استاد

راه دیگه ای نیست؟

شاید راه دیگه ای باشه

وارد شدن به هوشیاری سن لو هست

اینطوری میتونی اونو بکشی

چطوری وارد هوشیاریش بشیم؟

روش اون

روش مخفی قبیله روباه هست

ولی اون زمان سرکش بودم

یادش نرگفتم

خواهرم

تنها کسی هست که بلده

درسته

روش مخفی و ممنوعه قبیله روباه

میتونه باعث شه وارد هوشیاری کس دیگه ای بشی

ولی بااینکار

معلوم نیست بازم بتونی

سن لو رو بکشی یا نه

شاید اون

در هوشیاری بمیره

و انرژی الهی اون توسط سن لو نابود بشه

فقط شنیدم که

استاد مقدس درموردش میگفتن

توی تاریخ

هیچکس موفق نشده

میخوام سعیمو بکنم

آماده مردنی؟

حتی اگه بمیرم پشیمونی ای ندارم

میرم دنبال خواهرم

استاد

بعد آزاد شدن قبیله روباه

برای بهبودیشون آوردیشون اینجا

تنها کسی که این روش ممنوعه رو بلده

خواهر یین یا هست

پس

سرنوشت و کارما

باعث دیدار ما شده

جواب مشخص نیست

فقط میتونیم

منتظر حلال مشکلات باشیم

نمیتونیم که

کمکی کنیم

خواهرجون

نمیترسی که نان یان

بخاطر ظاهر شدن سن لو صدمه ببینه؟

میخوای نجاتش بدی؟

وقتی دیدم در امانی

خوشحال شدم

چرا اون شیطان رو

برگردوندی اینجا؟

میخوای نجاتش بدم؟

اون شیطان نیست

دوست منه

قبل اینکه شیطان بشه

اون الان سن لو هست

نه خواهر

همه کارایی که جی یانگ کرد

و همه زجری که

بخاطر نابودی سن لو کشید

باور دارم

از پسش برمیاد

اون از کنترل خارج شده

وگرنه

چرا باید نان یان رو فراری میدادی؟

اون زمان سن لو میخواست وارد مسیر شیطانی بشه

و برای قلمروی فانی ها هرج و مرج درست کنه

باعث جنگ انسان ها و اهریمن ها شد

باعث شد همه اهریمن ها

توی آرایش مهروموم کننده اهریمن زندانی بشن

اون باعث همه چیز شد

قدرت سن لو

از تجسم ما خارجه

قبیله روباه

تازه آزاد شده

باید استراحت کنیم

نمیتونیم الان

درگیر سن لو بشیم

یا اِر

میتونی هرکسی رو نجات بدی

جز اون

ولی بالاخره

کمک سوزن شیطان کش رو داریم

تا وقتی که بتونه

وارد هوشیاری سن لو بشه

باور دارم جی یانگ

میتونه باقی مانده روح سن لو رو

نابود بکنه

اینطوری نمیکشیمش؟

خواهرجون

نمیتونم ببینم که

جی یانگ تبدیل به سن لو میشه

باشه

حتی اگه سن لو نباشه

و اونو جی یانگ

دوستت ببینم

جی یانگ

دشمن مسیر برتر هست

قبیله روباه

توی این سالها

توسط اونا سرکوب شده

الان آزاد شدیم

اگه کمکش کنم

...پس

دوباره اونا رو نمیرنجونیم؟

به عنوان ملکه روباه چطور میتونم

قبیله رو به خطر بندازم؟

نگران زندگی دوستت هستی

ولی من

میخوام قبیله روباه در آرامش باشه

و دیگه یک قرن دیگه زجر نکشه

یا اِر

التماست میکنم

مگه نگفتی که

اگه دوباره تصمیم میگرفتی

همراه ما

وارد آرایش میشدی

تنهایی فرار نمیکردی؟

پس اینبار

میشه که تصمیم بگیری

با ما بمونی؟

درک میکنم

سن لو تسخیرم کرده

فراری مسیر برتر هستم

منطقیه خواهرت

نخواد کمکم کنه

کاری که باید بکنی

اینه که کنار خواهرت بمونی

از قبیله روباه محافظت کنی

ولی یین یا

لازمه که

درمورد یک چیز کمکم کنی

چی؟

به نان یان بگو

شخصا دیدی که وقتی خواستم

شیطان رو سرکوب کنم مردم

اگه نان یان بفهمه

دنیا رو زیر و رو میکنه

تا بدنت رو پیدا کنه

نمیتونم

همچین دروغی بگم

یک قرن بخاطر اون سوزن زجر میکشه

اون هم

یک قرن زجر میکشه

همینو میخوای ببینی؟

یک قرن

تنهایی

درد

ناامیدی

تا وقتی نمیری نمیتونی آزاد باشی

میتونی سختی رو تحمل کنی؟

این روزا

همراهی آ یان

کوتاه بودن

ولی بهتر از هرچیزی توی دنیا بود

با این خاطرات

صدسال

سخت نیست

استاد

ترتیب کارا رو بدین

تصمیمت رو گرفتی؟

راه برگشتی نیست

وقتی شروع بشه

پایانی نداره

درد بی پایانی میکشی

همه عواقب رو

قبول میکنم

میخوای ادامه بدی؟

لازمه استراحت کنی؟

اگه هر پنج سوزن وارد بشه

مثل اینه که در پنج زندان زندانی بشی

و روحت متلاشی بشه

در مقابل

دردی که در بدن شیطانیت هست

بدتر میشه

میتونی تحمل کنی؟

ادامه بدین

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.