Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha
♫ کینه و کارما، درست و غلط ♫
♫ اشک و خون در زندگی گذشته ♫
♫ جدایی که سالها ادامه دارد ♫
♫ حقیقت را پنهان نگه می دارد ♫
♫ سرنوشت پر از پیچ و خم است ♫
♫ بدبختی و خوشبختی در هم تنیده شده ♫
♫ بگذار باد وسواس و دروغ را از بین ببرد ♫
♫ در میان طوفان ها و عدم قطعیت ها ♫ ♫ خودم را وقف تو میکنم ♫
♫ حداقل در شادی و غم من شریک باشید ♫
♫ کشف راز بدون ترس در این رویا ♫
♫ دست در دست تو ♫ ♫ در این دنیای باشکوه سرگردانم ♫
♫ قلب من از غبار فانی بی آلایش می ماند ♫
[آوای دوران طلایی]
[قسمت 4]
صبح بخیر، رئیس بزرگ
دیگه صبح نیست
به نظر میرسه که
وزارت دادگستری قوانین سختگیرانه ای نداره
به لطف تو
دیشب خیلی خوب خوابیدم
گفتی خاندان دوم لیانگ قاتل نیستن
چقدر مطمئنی؟
تقریباً قطعیه
پس برو تحقیق کن
حالا سرت
هنوز روی گردنته
اگه تموم شب رو بیدار بمونم
حتی با سرم
بازم باید برم عالم اموات
ارباب
ارباب، بانو
وقت صبحانه است
اشتها ندارم
خدای من
چه افتضاحی
یان شینگ
لیو نیانگ
چوی چوی
واقعا؟
عمارت شن بهت غذا نمیده؟
اگه باهاش غذا بخورم- هنوز زنده است-
میترسم خفه شم- به نظر میرسه حالش خوبه، بیا بریم-
خفه بشی؟
به هیچ وجه
شنیدم که تو و شبح سفید
خیلی عاشق همدیگه ایین
یه زوج عالی
و باهمدیگه هماهنگین
همه چیز رو درباره اسب سواریتون شنیدم
راستشو بگو
واقعا که همینطوره، خبرهای خوب پخش نمیشه
اما خبرهای بد تا آخر دنیا هم میره
خبر بد؟
تو الان یکی از مشهور ترین زن ها
بین بانوهای نجیب پایتختی
اون زمان یه زنی بود وانمود کرد بیهوش شده
و خودشو انداخت توی بغل شن دو
گارد امپراتوری دستگیرش کردن
و محکوم به
جرم توهین به رئیس بزرگ شد
واقعا سبک اونه
از اون زمان
زن های شهر شیانگ آن
وقتی شبح سفید رو می بینن
ازش دوری میکنن
باورم نمیشه تو خیابون بهت محبت کرده
و بغلت کرده
بهتره کمتر بهم نزدیک باشیم
...این
توی شب عروسیتون
تالار مینگ توی آتش سوخت
ملکه مادر خشمگین شد
چند نفر از گارد امپراتوری تنبیه شدن
حتی شوهرت هم با حقوقش تنبیه شد
اینو نمیدونستم
درباره اون محقق فقیر به اسم چن بای یی شنیدم
اون توی تالار مینگ خودشو آتش زد
چون دنبال شهرت بود اما موفق نشد
اون مرده
خانواده اش باید درگیر میشدن
...اما
توی خانواده اش فقط
یه پیرزن و پیرمرد نابینا
و ناشنوا داشته
ملکه مادر رحم کرد
و خواست اونو ببخشه
اما این پیرزن
برای التماس
به وزارت دادگستری اومده
و اصرار میکنه عدالت میخواد
یک روز و یک شبه که نشسته
فقط فکر کن، توی وزارت دادگستری
کی جراتش رو داره؟
میخوای بمیری؟
دیر یا زود باید بمیرم
به هر حال فقط یکبار میتونم بمیرم
مادربزرگ لطفا اول بلند شین
اگه واقعا بی عدالتی باشه
حتما بهتون توضیح میدم
ممنونم بانو
کی اینقدر جرات داشته که
پرونده اون پیرزن رو گرفته؟
بیاین جلو
امروز حالم خوبه قول میدم تا سر حد مرگ نزنمت
کی پرونده اش رو گرفته؟
اون پیرزن در دروازه؟
قبلا فرستادمش خونه
میتونین برین
برو، برو
[فنگ گوی]
چرا دوباره تویی؟
راستش اون پیرزن
باید خوب بهش دلداری بدیم
وگرنه بازم همچنان پشت
دروازه وزارت دادگستری می شینه
در مورد پرونده چن بای یی ...قبلا خیلی بهش جدی فکر کردم
...پیگیری این پرونده رو به
فنگ گوی بسپار
مواظب اون پیرزن باش نذار دیگه بیاد
بیخیال من بشین
...سرپرست وو، فکر میکنم
بیاین اینجا
پرونده قتل لیانگ چن زونگ از عمارت لیانگ
توسط گارد امپراتوری برعهده گرفته شده
همگی
ازش دوری کنین
گارد امپراتوری
جایی نیست بتونین به میل خودتون دخالت کنین
اگه کسی اطاعت نکرد
به شدت مجازاتش میکنم
چشم
برین به کارتون برسین
...سرپرست وو، من
یان شینگ
چوی چوی
مگه شما دونفر هنوز چندتا
پرونده برای مرتب کردن ندارین؟
تلاش کنین
...من
لیو نیانگ
یهویی یادم اومد
که رئیس بزرگ شن تو رو برای ناهار دعوت کرده
الان دیره
خب خیلیم فوری نیست
میتونی بری ناهار بخوری
برو ناهار بخور
بریم
[تالار تانگ مینگ]
به تجارت کوچکت اهمیتی نده
دنبالم بیا- باشه-
پس فقط دنبالت میام
متاسفم، نمیتونین وارد بشین
[وزارت دادگستری]
تالار تونگ مینگ قوانینی داره
که فقط مهمانان مرد پذیرفته میشه
هیچ مهمان خانومی نمیپذیریم
ما مهمان نیستیم
اومدیم درباره یه پرونده تحقیق کنیم
خوب
یه بازرس مرد رو برای بررسی بفرستین
شاید یه دفتردار باشم
اما اون یک مقام مهم رتبه نهمه
که توسط وزارت دادگستری ثبت شده
اگه جلوی ما رو بگیرین
شاید
به تصمیمات دربار برای
انتخاب مقامات اعتراضی دارین
لطفا کار رو برای من سخت نکنین
اگه امروز بهتون اجازه بدم
وارد بشین
میترسم
نتونم کارمو نگه دارم
خوب
دوباره با دقت نگاه کن
مهمان مرد هستیم
یا مهمان زن؟
مهمانان مرد، لطفا وارد بشین
[مالک تالار تانگ مینگ، رونگ ژوی] ژانشین چطور میتونه اینقدر بدبخت باشه؟
فکر کردم که
اون میتونه همسر لیانگ چن زونگ باشه
و یه خانواده شاد داشته باشه
کی میتونه اینقدر ظالم باشه
که اونو بکشه؟
لطفا آروم باشین
یادتون هست که
قبل از ناپدید شدن کوانگ ژان شین
اتفاق غیرعادی رخ داده یا نه؟
یا اینکه
تا به حال با کسی اختلاف داشته یا نه؟
ژان شین همیشه ملایم بود
و خیلی خوب
با همه کنار میومد
تا قبل از اینکه دیشب مسئولین اطلاع بدن
نمیدونستین که کوانگ ژان شین گمشده؟
اون هفدهم ماه گذشته برای
گردش با لیانگ چن زونگ رفت
لیانگ چن زونگ
قبلا اونو برای تفریح میبرد بیرون
فکر کردم اینبار
یکم بیشتر بیرون موندن
اگه به اطلاعات بیشتری نیاز داشتیم
بازم میایم ازتون میپرسیم
لطفا آروم باشین
شنیدم چن بای یی خودشو آتش زده
و تالار مینگ رو هم به آتش کشیده
خوشبختانه زود انداختیش بیرون
دا سانگ ارزش زیادی به خانواده اشخاص میشده
اون از یه خانواده فقیر بود
ولی میخواست نجیب زاده بشه
مسخره است
اینکه میتونست مقاله های منو بنویسه
از خوش شانسیش بود
ولی بازم راضی نبود
این محقق های بیچاره
نمیدونن چطور تشکر کنن
چقدر جرات داره که
برای مقام اول مسابقه ادبی مدرسه هونگ ون رقابت کنه
بیا، بنوش- بیا-
لیو نیانگ
بریم
لیو نیانگ- ژنرال شو-
بانو لو
ژنرال شو، شما برای یه پرونده اومدین تالار تونگ مینگ؟
همون پرونده اییه که
افتاده دست شوهرت
حدس میزنم دیگه نباید لیو نیانگ صدات کنم
باید بانو شن صدات کنم
ژنرال شو، مثل همیشه
منو لیو نیانگ صدا کن
خوب پس از این به بعد
دیگه منو ژنرال شو صدا نزن
منو برادر شو صدا کن
باشه، برادر شو
بعد از اینکه موضوع کوانگ ژان شین پخش شده
صاحبان مغازه های
نزدیک کوچه پینگ کانگ
جوری رفتار میکنن انگار جادو شدن
احساس میکنن بانوهای مغازه اشون
که خیلی وقته رفتن بیرون و برنگشتن
همشون گمشدن
در حال حاضر ده تا پرونده هست
افراد بیشتری گمشدن؟
نه
بین هفده تا دختری که گزارش گمشدنشون رو دادن
پونزده تاشون قبلا پیدا شدن
و اون دوتای باقی مونده
احتمالا حالشون خوبه
اما یه چیزی هست که
هنوز تصمیم نگرفتم گزارشش کنم یا نه
تا اینکه شما رو اینجا دیدم
این عریضه اسم
[پرونده های افراد گمشده] پرونده های گمشده های چند ساله اخیره
عجیبه
این رقاص ها
محبوب ترین نیستن
اما همه به موسیقی مسلط بودن
و در یه ساز مهارت کامل داشتن
مخصوصا ساز پیپا
دقیقا
خیلی تصادفیه
برای همین احساس میکنم مشکوکه
اینا نقاشی زن های گمشده است
این زن ها
همه مدل موهای پری یکسانی دارن
چیز دیگه اییم هست؟
نگاه کن
چهره این زن ها
متفاوته
اما همشون یه چیز مشترک دارن
به خصوص در رفتار
خیلی شبیه همدیگه هستن
درسته
در نگاه اول
واقعا شبیه همدیگه هستن
فکر کردم این پرونده ها رو به وزارت دادگستری تحویل بدم
اما به نظرم دور زدن گارد امپراتوری خوب نبود
حالا به نظر میرسه
بهتره تو اینو تحویل بگیری
مطمئنم شبح سفید بخاطر این با شمشیر همسرش رو نمیکشه، درسته؟
پس مرخص میشم
صبح بدون هیچ خبری
یهویی رفتی بیرون
فکر کردم پرونده مهمی داری
پس اینجا حرف میزنی
من درباره پرونده با
ژنرال شو که فرمانده همه بازرسای
شهر امپراتوریه صحبت میکردم
فرمانده همه بازرس هاست؟
خیلی عالیه
اون زمان، ژنرال شو
یک جنایتکار بزرگ تحت تعقیب دربار امپراتوری بود
با جایزه 100000 تیل بود
بنابراین، ژنرال شو
یکی از افسانه هایی بود که وارد قصر شد
و بالش یشمی ملکه مادر رو دزدید
اگه اینقدر شگفت انگیز بود
گرفتار نمیشد
درسته گرفتار شد اما ملکه مادر از استعدادش قدردانی کرد
نه تنها تنبیهش نکرد
بلکه از بردگی هم آزادش کرد
بهرحال اینکه گرفتار شده
یعنی باهوش نبوده و مهارت کافی نداشته
...من
حرف زدن با همچین کسی
چه اطلاعاتی میتونه بهت بده؟
میتونم اطلاعات بدست بیارم
در مورد شرط بندی روی خانواده لیانگ
تقریبا دارم برنده میشم
الان همه شواهد
نشون میده که
این یک سری قتل های زنجیره ای چند ساله است
وقتی قاتل رو پیدا کردم
خانواده دوم لیانگ میتونه
اسمش رو پاک کنه
رئیس بزرگ، کسی که حواسش به خانواده لیانگ بوده
که خانواده اول روی خانواده دوم خون مرغ پاشیدن
بانوی دوم دیوانه تر شده
لیانگ سان لانگ برای تسلیم کردن خودش به وزارت دادگستری رفته
و شاهدخت یینگ میخواد شما رو ببینه
[غذاخوری گوانگ یو]
شاهدخت فقط میخوان رئیس بزرگ رو ببینن
شاهدخت یینگ
لیانگ چن یو زندانی شده
این چیزی نیست که ملکه مادر میخواد
اگه درست یادم باشه
ملکه مادر
ازت درخواست نکرده بود
این پرونده رو بررسی کنه
در عوض خواسته بود از خاندان دوم لیانگ محافظت کنی
هنوز شواهد کافی ندارم
بنابراین هیچ نتیجه ای وجود نداره
رئیس بزرگ، شما همیشه دقیق بودین
اما اینبار
درست از قوانین پیروی نکردی
مثل پدرت نباش
که در سکوت حرکتای مهمی میزد
جراتش رو ندارم
شاهدخت یینگ حتما کار رو برای رئیس سخت میکنه
ملکه مادر درباره این پرونده به رئیس دستورات مخصوصی داده
که از خاندان دوم لیانگ محافظت کنه
اما شما اصرار کردین که تا انتها تحقیق کنین
الانم، لیانگ سان لانگ افتاده توی زندان
حالا رئیس چطور اینو توضیح بده؟
من مسئولیت این پرونده رو برعهده میگیرم
و حتما بهتون توضیحات منطقی میدم
ملکه مادر بهتون اعتماد داره
البته که منم بهتون اعتماد دارم
اما امیدوارم شما
ما رو ناامید نکنین
شنیدم بانو شن
خیلی جالبه
ملکه مادر بهم ازدواج رو اعطا کردن
خیلی ازشون سپاسگزارم
رئیس بزرگ
پنج جفت جسد در معبد شی مینگ پیدا شدن
دقیقا شبیه دو نفر قبلی مردن
در این صورت
این موضوع واقعا هیچ ربطی به خاندان دوم لیانگ نداره
با دو نفر قبلی از پرونده لیانگ چن زونگ
شش جفت زن و مرد هست
در مجموع دوازده جسد
قاتل به همین ترتیب همشون رو کشته
مرد ها قلبشون بیرون آورده شدنه
و زنها مسخ شدن
این خاک معبد شی مینگ نیست
این جسد ها
به تازگی جابجا شدن
و دوباره دفن شدن
صورتشون بنفش شده
و گوشت بدنشون فاسد شده
اما هنوزم میتونم بگم
این یه زن جوونه
میتونی زمان مرگ رو حدس بزنی؟
این دو نفر
باید یک ماه قبل کشته شده باشن
در اطراف اجساد
لایه های زیادی از زغال چوب و خاکستر گیاه هست
باید برای پوشوندن بوشون استفاده شده باشه
این عطر دقیقا چیه؟
چیز عجیبی هست؟
اگه استادم اینجا بود
قطعا میتونست بگه دیگه چی هست
به نظر من
قبلا همه درس های استادت رو یاد گرفتی
و مهارتت کمتر از پان چی، بازرس برتر نیست
خیلی فاصله دارم
بعد از بازنشستگی استادم
اون برای سفر رفته
احتمالا تا الان شاگردش رو یادش رفته
این اولین جفت از اجساده که تا الان خاک شدن
تجزیه بدنشون بیشتر از همه است
گفتن زمان مرگش
خیلی سخته
باید حدود
چهار تا شش سال پیش باشه
اگه قاتل همون باشه
حتما یه آدم روانیه
میتونه روده و قلب رو جدا کنه
باید مرد قوی ای باشه
شاید یک قصاب
به نظر من
به احتمال زیاد قاتل یک زنه
چرا؟
موقعیت، طول
و عمق زخم ها
در هر صورت از بدن زن ها
تقریبا یکسان هستن
و قدرت استفاده شده در چاقو زدن
به نظر نمیرسه کار مرد باشه
اگه قاتل زن باشه
در طول این سالها دوازده نفر رو کشته
این قربانیان مرد
افراد مسن یا بیمار نبودن
همشون سالم و سرحال بود
چرا نتونستن جلوی یه زن رو بگیرن؟
برادر شو
اگه چون تا حالا ندیدی
فکر میکنی غیر ممکنه
پس خیلی از پرونده های عجیب این دنیا
قابل حل نیست
بریم
...تو
میخوای چیکار کنی؟
شاهدخت یینگ دستور دادن
که پرونده معبد شی مینگ و عمارت لیانگ
با هم ادغام و بررسی بشن
و تحت بررسی گارد امپراتوری قرار بگیرن
افرادی وزارت دادگستری
دیگه نباید دخالت کنن
باشه دخالت نمیکنم
بیا ببرمت یه جایی
کجا میریم؟
...تو
رایحه ماگنولیای سفید از لباسش پخش میشه
لباس ابریشمی با الگوی یشم
گیره موی گل مخملی یشمی
بادبزن ابریشمی سفید با تزئین گل صد تومانی
اگه برای گیج شدن وقت داری
بهتره با دقت فکر کنی
چطور سرت رو نگه داری
دوباره کجا میریم؟
وزارت دادگستری
منو بذار زمین
فاصله زیادی با وزارت دادگستری نداریم
خودم میتونم راه برم
قاتل هنوز پیدا نشده
و لیانگ سان لانگ هنوز توی زندانه
اگه اون بمیره
توام باهاش میمیری
رئیس بزرگ شن
شرطی که گذاشتم
هیچوقت زیرش نزدم
رئیس بزرگ، چی باعث شده
تشریف بیارین اینجا؟
نمیتونم بیام اینجا؟
رئیس بزرگ، این چه حرفیه؟
خوش اومدین
اومدم ازت یه نفر رو بخوام
تا به گارد امپراتوری کمک کنه
رئیس بزرگ اگه میخواین کسی رو منتقل کنین
آسونه
کی رو میخواین؟ فورا مقدماتش رو انجام میدم
اونو میخوام
پرونده ده جسد در معبد شی مینگ
به طور کامل به گارد امپراتوری سپرده شده .
وزارت دادگستری باید ازش دوری کنه
چشم
رئیس بزرگ، هنوز پرونده های زیادی رو مرتب نکردم
میترسم نتونم به گارد امپراتوری منتقل بشم
دفتردار یان، در مورد چی حرف میزنی؟
هرچی پرونده مونده
رو به بانو لو بسپار
عجله کن و با رئیس بزرگ برو
اگه نمیای
پس این پرونده همینجا تمومه
سرپرست وو
اون اجساد رو ببرین بیرون شهر
و همینطوری یه جایی دفنشون کنین
به هیچ وجه
الان میام- لیو نیانگ-
اینو از خونه چن بای یی گرفتم
همه مقاله هایی رو که نوشته خوندم
هر مقاله به زیبایی نوشته شده
این روزا
خیلی سخت تلاش کردی
چیزی نبود
بیا نمایش رو توی باغ فورونگ تماشا کنیم
باشه
مراقب باش
رئیس بزرگ
افرادمون بررسی اولیه جسدا رو انجام دادن
جینگ لین
اگه مشخص بشه که افرادی از وزارت دادگستری در حال بررسی خصوصی این پرونده هستن
باید به عنوان اقدام برای منافع شخصی باهاشون برخورد بشه
چشم
پس باید از حمایت
و لطفتون بهم تشکر کنم
که بهم اجازه تحقیق درباره این پرونده رو دادین
مطمئنا تمام تلاشم رو میکنم
تا در اسرع وقت پرونده رو حل کنم
خوشحالم که میدونی
حالا که به گارد امپراتوری منتقل شدم
پس من یکی از افراد گارد امپراتوریم
و باید قوانین گارد امپراتوری رو رعایت کنم
من فقط یکی از افرادتم
چطور میتونم با شما
سوار یه اسب بشم؟
توی سوارکاری مهارتی ندارم
اما معتقدم که جناب جینگ نسبت به زیردستاش دلسوزه
مطمئنم منو پشت سرت نمیزاری بری درسته؟
من؟
پس امروز
باید بهتون زحمت بدم
و با شما سوار اسب بشم
اگه میخواین سوار اسب بشین
البته که باید با رئیس برین
...درباره من
من اسب رو براتون هدایت میکنم
این که درست نیست
بیا با هم سوار اسب بشیم
موقع رسیدگی به پرونده هیچ تمایزی بین زن و مرد نیست
فقط میتونی باهم مثل
یک همکار معمولی رفتار کنی
بانو بهتره بشینین
چقدر دیگه میخواین حرف بزنین؟
اگه بازم تمومش نکنین
حقوق شش ماهتون کسر میشه
...من
رئیس بزرگ
اینا رو از
جسدای اولین قربانی برداشتیم
تحت نظارت
سال اول دوره شنگ لی
این مال مردی بود که اولین بار کشته شده
اولین جنایت قاتل
باید مال شش سال پیش باشه
چرا؟
قاتل هربار با همین روش
قتل هاشون انجام داده
باید یک الگویی برای
زمان بندیش باشه
یه اشتباه خیلی کوچیک
تفاوت بزرگی ایجاد میکنه
اگه اشتباه کنیم
پس پیدا کردن قاتل
برامون آسون نمیشه
الگوی ماهی دوتایی
کارگاه جین شیو
این الگوی ماهی دوتایی
اون زمان یک الگوی ویژه بود که توسط کارگاه جین شیو انجام میشد
خیلی محبوبه
کارگاه جین شیو
بزرگترین ابریشم فروشی شهر امپراتوریه
در روز اول هرماه ابریشم های زیادی رو به قصر میده
با این حال، در ژوئن سومین سال دوره شنگ لی
کارگاه جین شیو برای تاخیر در تحویل دادن لباس های تابستانی شاهدخت رن نینگ
به جرم نافرمانی متهم شد
پس برای همین
بعد از اون هیچکس جرات نداشت
لباس های کارگاه جین شیو رو در ملاء عام بپوشه
این مرد باید قبل از
نافرمانی کارگاه جین شیو مرده باشه
آویز طلا در سال اول دوره شنگ لی ساخته شد
پس ممکنه در سال اول
دوره شنگ لی مرده باشه
غیر ممکنه
الگوی ماهی دوتایی
سبک لباس های بهاری بود که
کارگاه جین شیو در سال سوم دوره شنگ لی ارائه داد
اون زمان فقط از فوریه تا آوریل در دسترس بود
اینقدر واضح یادته؟
پرونده کارگاه جین شیو توی بایگانی هست
تعداد زیادی سند ازش هست
که الگوهای کارگاه رو در طول ده سال ثبت کرده
جینگ لین برو تاییدش کن
اشتباه نکنین
چشم
[شهر چانگ آن]
بانو، بایگانی
پر از گنجینه و کتابه
این اطراف قدم نزنین
یا به هرچیزی دست نزنین
فهمیدم، بیا جدا جدا بگردیم
تو برو اونجا- به چیزی دست نزن-
مجموعه ای از مقالات مکتب هونگ ون
[آزمون مقاله چهارم]
عجله کن
عجله کن، ولش نکن
چخبر شده؟
صبر کن
صبر کن، چرا اینجایی؟
مگه به گارد امپراتوری منتقل نشدی؟
میخوام سرپرست وو رو ببینم
درباره خودکشی چن بای یی یه سری پیشرفت داشتم
اون قبلا دستور داده که
هیچکس نمیتونه دوباره به پرونده
تالار مینگ اشاره کنه
اگه کسی اسمشو بیاره باید استعفا بده
واقعا پشتش یه داستانی هست
میخوام سرپرست وو رو ببینم
صبر کن
مگه ندیدی
کل وزارت دادگستری
بخاطر اون
شعر بچگونه دچار مشکل شده؟
هیچکس وقت رسیدگی
به پرونده خودکشی رو نداره
شعر بچگونه؟
نمیدونی؟
حواست به سرت باشه
این بین همه خانواده های شهر امپراتوری پخش شده
نمیدونم اینبار
کجا صدمه می بینه
مراقب باش، حواست به پله ها باشه
مردم بی رحم
بودای بی رحم
تحت حاکمیت، نظم در هرج و مرجه
بودای بی رحم گناه رو مخفی میکنه
شیطان سیاه اینجاست
بچه کوچولو
متوجه شدی چیزی که الان گفتی
یه خیانت بزرگه؟
بگو
چطور باید مجازتت کنم؟
این اختراع جدیدم رو امتحان کن
بعدا
قابلمه رو روی آتش میزاریم
حتی بیشتر لذت میبری
نگهبانان
نه، لطفا نه
نه، لطفا نه
نه، ارباب اون فقط یه بچه است
لطفا بهش رحم کنین
اگه هرکسی بتونه همچین
حرفای خیانت باری رو بزنه
پس شهر امپراتوری
تبدیل به یه شهر بی قانون میشه
نه ارباب- لطفا بهمون رحم کنین-
اگه بچتون رو درست تربیت نمیکنین
پس من براتون انجامش میدم
نه، ارباب
راه رو برای کالسکه شاهدخت یینگ باز کنین
شاهدخت یینگ
یکم آشنا به نظر میاد
اینجا چه خبر شده؟
شاهدخت لطفا بچم رو نجات بدین
شاهدخت لطفا بچم رو نجات بدین
امروز اومدم توی خیابونا گشت بزنم
یهویی صدای یه بچه رو شنیدم که
حرفای خائنانه میزنه
پس اونو دستگیر کردم
ببخشید مزاحمتون شدم
فهمیدم
شاهدخت لطفا رحم کنین
متاسفم که بچم مزخرف میگه
وقتی برگشتم حتما
خوب تربیتش میکنم
بله، شاهدخت
والدین در بدرفتاری فرزندان مقصر هستن
شماهم باید سرزنش بشین
معاون وزیر لای
همه اشتباه میکنن
علاوه بر این
اون فقط یه بچه است
معاون وزیر لای، شما همیشه مهربون بودین
پس چرا برای
یه بچه آبروتون رو خراب میکنین؟
...حتی اگه اینطور باشه
از اونجایی که امروز شاهدش بودم
یعنی
این بچه باید منو میدیده
معاون وزیر لای
میتونین بخاطر من
از این بچه بگذرین؟
حالا که شما دستور میدین
طبیعتا باید ازتون اطاعت کنم
آزادش کنین
ممنونم- همین که حال بچه خوبه، مشکلی نیست-
ممنونم- میتونین برین-
ممنونم شاهدخت
شاهدخت یینگ واقعا مهربون و درستکاره
شاهدخت یینگ واقعا سخاوتمند
و مهربونه
بدرود شاهدخت
برو 20 ضربه شلاق بخور
چشم
اون زن دقیقا کیه؟
[گارد امپراتوری]
چیشده؟
لای لو ژی گزارش داده که
رئیس نتونسته پرونده رو حل کنه
بنابراین ملکه مادر دستور داد رئیس رو ببرن
شما دوتا از در نگهبانی بدین
فورا هرخبری از رئیس شد بهم خبر بدین
چشم
نمیتونین برین داخل
رئیس دستور داده بدون اجازه اشون
هیچکس اجازه نزدیک شدن به دفتر رو نداره
...اگه شما
میخواین رد بشن، از جنازه ام رد بشین
ورق نزنین
اگه ورق بزنین بهتون رحم نمیکنم
ورق نزنین
اگه بازم بخونی خودمو میکشم
اگه میخوای رئیست بمیره
پس خودتو بکشن
جوهر رو آسیاب کن
جوهر رو آسیاب کن
امیدوارم دیر نشده باشه
[ژنرال بزرگ]
[گارد امپراتوری]
دست خطش به طرز شگفت انگیزی شبیه دست خط رئیسه
مطمئنی این میتونه رئیس رو نجات بده؟
نمیتونم ازش مطمئن باشم
اما باید حداقل امتحانش کنیم
شاید بتونه جلوی مجازات شدیدش رو بگیره
منتظر چی هستی؟ عجله کن
من اینجا منتظرم
دیگه نخونش
ملکه مادر
گارد امپراتوری چند روزه که بررسی پرونده رو برعهده گرفته
اما هنوز حلش نکرده (م: مردشی خودت برو جلو)
حالا شایعاتی به گوش میرسه که
دربار سلطنتی توی انتخاباب مقامات ناتوان بوده
حتی بدتر از اون، خیلی ها درباره نیت امپراتور حدس میزنن
گفتن ما قصد داریم از خانواده لیانگ محافظت کنیم
این باعث بی احترامی به شماست
ملکه مادر، لطفا
اجازه بدین بازرس های سلطنتی این پرونده رو به دست بگیرین
چیزی که گفتی
دقیقا همون چیزیه که نگرانشم
شن دو از گارد امپراتوری اینجاست
شن دو، رئیس بزرگ گارد امپراتوری
به شما ادای احترام میکنه، ملکه مادر
زنده باشید ملکه مادر
وزیر شن
پرونده خانواده لیانگ
هنوز حل نشده
باید یه توضیحی بهم بدی
ملکه مادر
پرونده قتل خانواده لیانگ یک پرونده جدا نیست
بلکه مربوط به اجساد متنوعیه که
به صورت متوالی در معبد شی مینگ دفن شدن
و توسط همون قاتل انجام شده
بر اساس شواهد، گارد امپراتوری
به حل پرونده ها سرعت بخشیده
پرونده عمارت لیانگ شامل مقامات مهم درباره
و معبد شی مینگ مکانی برای تمرین و عبادت مذهبی بوداییه
الان پرونده حل نشده
و یه شعر بچگونه توهین امیز
در شهر پخش شده
بهم درباره اش بگو
پس من
این شعر رو برای
شما میخونم
مردم بی رحم
بودای بی رحم
تحت حاکمیت، نظم در هرج و مرجه
بودای بی رحم گناه رو پنهان میکنه
!مضحکه
ملکه مادر، آروم باشین
معتقدم که گسترش این شعر بچگونه
همه به خاطر پرونده قتل معبد شی مینگه
که هنوز حل نشده
اگه گارد امپراتوری نتونه قاتل رو پیدا کنه
پس ما ممکنه به کارهایی
مثل جن گیری رو بیاریم
ملکه مادر همه شما رو تحسین میکنن
همچین حرف های بی پروایی مهم نیست
رئیس بزرگ شن
اینو فراموش کردین
گارد امپراتوری ناگهان برای دستگیریم اومدن
و من درحال حل کردن پرونده بودم
میخوام به شما ارائه اش بدم
در دنیای صلح آمیز تنها قلب بودا غالب است
افکار شیطانی از طریق بلایای بی شمار هرگز زنده نمیمونه
باز کردن تارها برای پاک کردن نارضایتی ها
با بینش دقیق، جهان در صلحه
خیلی خوب
حالا که سرنخ هایی
درباره خانواده لیانگ
و معبد شی مینگ داری
بیاین ادامه بدیم
اطاعت میشه
وزیر شن
توی عریضه اتون اشاره کردین که
یه داستان پشت خودکشی تالار مینگ هم هست
و اون شخص برای ابراز نارضایتش اینکارو نکرده
بلکه از مرگش برای ابراز عزمش
به من استفاده کرده
این درسته؟
در حال بررسیش هستم
و در اسرع وقت گزارش میدم
ملکه مادر
خیل خوب
شما دو تا
هر دو دست راست من هستین
و هر کدوم شایستگی خودتونو دارین
برای امروز کافیه هر دوتون میتونین برین
وزیر شن
لطفا بمون
یه چیز دیگه هم هست
که میخوام فوری بری سراغش
اطاعت میکنم
رئیس بزرگ شن
امروز جلوی ملکه مادر
متواضع
و خوش زبون بودی
واقعا شگفت انگیزه
معاون وزیر لای، خیلی ازم تعریف میکنین
فقط حقیقت رو گفتم
مردم میگن
گارد امپراتوری
چشمان ملکه مادره
اما بهتره چشمات
در جهت اشتباهی نباشه
تمام کاری که ما انجام میدیم
در حیطه وظایفمون هستن
برخلاف بازرس های سلطنتی
با دندان های نیش برهنه، همه جا میرن
اگه یکی دیگه بود
حتما آخرش دیوونه میشد
پس امیدوارم هرچه زودتر پرونده رو حل کنی
افراد زیادی هستن که
چشمشون به توئه
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.