Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::. آی مــووی و شــوتـايـم با افتخار تقديم ميکنند .:: « WwW.iMovie-DL.Co » « WwW.Show-Time.iN »
.:: ترجمه و زیرنویس: ماردین، آقای سیَه چُرده، هادی ::. :: @Mardin5 & r.reza83 & Hadi Es ::
.هيس گوش کن
همهی اينا يه مدت پيش در شهر زادگاهم اتفاق افتاد
نمیتونم برای صحت تموم جزئيات قسم بخورم
ولی برای بيشترشون ميتونم
پس برام مهم نيست روزنامه چی گفت
یا پدرمادرتون چی بهتون گفتن
قبل از اينکه طوفان بشه
و همهی دنيا رو با خاک يکسان کنه
اين اتفاقی بود که افتاد
من ميرم ديدن پدرت
ميخوای بيای؟
دنيل"، اگه ميخواستم با چيزی صحبت کنم" ...که جوابم رو نده
يه گربه مياوردم خونه
فکر ميکنی برای من آسونه؟ آره؟
...فکر ميکنی من
نيست، خب؟ خيلی بده. واقعاً
...ولی داره... منو ميکشه
که ببينم داری تموم تابستونت رو حروم ميکنی
اينطور که نشستی و هيچ کاری نمیکنی
دارم مديتيشن ميکنم
ده دقيقه ديگه ميرم
دوست داشتم باهام بيای
..."پدر "دنيل ميدلتون
از آدمايی بود که ديگه توليدشون تموم شده
...سيگارش رو با کبريت روشن ميکرد
مثل يه کابوی تو فيلمای قديمی
و روغن اتومبيلش رو خودش عوض ميکرد
لامصب تو جنگ ويتنام جنگيده بود
ميرفت کليسا زنش رو دوست داشت
مردم دوستش داشتن
،ولی وقتی مُرد دنيل اوضاعش خيلی بد بود
بی سر و صدا کارش رو بيخيال شد
...و بعد از يک هفته
خانم "شريدر" ميخواست زنگ بزنه به پليس
تا گزارش کنه که ...بچههای پورتو ريکويی
روزنامههاش رو ميدزديدن
...اون ديسکتهايی که
پدرش تولدش براش خريده بود رو آتيش زد
...الويس"، "جانی کش" لعنتی"
فرانک سيناترا
گفت شايد اينطوری فراموشش کنه
به مادرش گفت اتفاقی بوده
...ولی روانشناس مدرسه
چيز ديگهای به مادرش گفت
به اين ميگن گريه برای کمک
تابستون رو با خاله "بارک" ميگذرونی
لعنتی
مراقب باش. خونوادهمونه
.و مراقب حرف زدنت باش مثلاً تو قبرستونی
من نمیتونم نظری بدم؟
،دنيل، اگه نظرت رو ميخواستم .ازت میپرسيدم
باز منو تابستونا دست به سر ميکنی
چه کليشهای شده
ميدونی من تابستون بعد دبيرستان چيکار کردم؟
منظورت سالهای قبل از مشروب خوردنت وقت صبحونهست؟
...ميدونی
اميدوارم تو اين سنت
يکم از وجود پدرت درونت باشه
فقط يه کم
...وقتی دنيل ميدلتون به اونجا رسيد
شهر خيلی با شهرهای ديگه فرق نداشت
تابستونا گرم و زمستونها سرد بود
و وقتی که کريسمس بود
شش ماه با چهارم جولای فاصله داشتی (روز استقلال آمريکا)
...و روز چهارم جولای
دوباره 6 ماه با کريسمس فاصله داشتی
مردم عاشق سالاد ماکارونی و حضرت مسيحن
...و پرچمهای آمريکا رو
...از بالای درهاشون که هيچوقت قفل نمیکردن آويزون ميکردن
همه دوتا بچه داشتند
و شنبه صبحها چمنهاشون رو کوتاه ميکردن
حتی بعضی از پيرها هنوز شيرفروش خودشون رو داشتن
اونسال خيلی اتفاقات افتاد (1991)
آمريکا رفت به جنگ (جنگ خليج)
فردی مرکوری" با ايدز مُرد"
و من شدم 13 سال
...و در شهر "هايانيس" ايالت ماساچوست
گرمترين تابستان 68 سال اخير بود
شنبهها مراسم رژه بود
،و بعد يکشنبهها (پرندههای تابستون" پيداشون ميشد (توريستها"
و حال و هوای کل شهرو عوض ميکردن
عاليه
از "کنديکت" و نيويورک ميومدن
با ماشينهای سفيد
و لباسهای سفيد و دندونهای سفيد تر
...و بچههاشون هميشه اسمهايی مثل
"تنر" - "کندال" -
دو نوع آدم تو اين شهر بود
پرندههای تابستون مثل اين از خود راضيا
و بعد، بومیها
چرت و پرتت برای خودت. ديرمون شد
ببينيد
دنيل ميدلتون" هيچکدومش نبود"
،بچه شهر نبود چون اونجا بزرگ نشده بود
و پرندهی تابستون هم نبود
چون پدرمادرش پولدار نبودن
برای اين جور آدما اسم نداشتن
،ولی هرچيزی که بود شما نمیخواستيد اينطوری باشه
اون تابستون چيزی درون دنيل عوض شد
هيچوقت نفهميدم چی باعث اين شد
برام سواله که اينطور بود يا نه
تو پرندهی تابستونی؟
چی؟ آره. چی؟
تو پرندهی تابستونی هستی؟ - نه -
اهل اينجايی؟
...آره. صبرکن
بچهی اينجايی؟ - چی؟ -
بچهی اينجايی؟ - نه. نه -
.باشه - باشه -
...دما 35 درجه بود
اولين باری که ...اون حرومزادهی خونسردو ديد
"هانتر استرابری"
و هانتر استرابری، عين خيالش نبود
...اوه. يادم رفت بگم
اين پرنده تابستونیها عاشق علف کشيدن بودن
،منظورم اينه بیشرفا چندين تُن علف ميکشيدن
هر وقت که ميتونستن حتی بزرگتراشون
و بايد از يکی ميگرفتن
...برای يه خفه کن جديد ميومدن تو
...و با يه بسته از بهترين جنس
از جنوب خيابون ششم ميرفتن
بعلاوه، اونا اينجا کمتر برای خريد مواد احساس گناه ميکردن
تا از یه بچهی پرتقالی
تو پايين لنگرگاه
،يعنی ...اگه در طول سالهای اواخر دهه هشتاد
،و اوايل دهه نود ....توی شبه جزيره بودی
حتماً اونو ميشناختی
اين پسر يه جنايتکاره
استعدادش الکی هدر ميره
خيلی خيلی سکسی
.بده - باحاله -
همه اون داستانها رو شنيده بودن
شايد حتی توی رختکن يا تو پيک نيک هم میشنيدی
يا تو شب نيشينای چيزی
مثل اونی که ميگفتن ...از مدرسه انداختنش بيرون
چون ترتيب زن مدير مدرسه فينی" رو داده"
از پشت، بدون کاندوم
و هيچوقت بهش زنگ نزده
ولی چندتا از اين داستانا واقعيت داشت؟
هيچ کسی نمیدونست
شنيدم يه موتورو با سرعت 290 کیلومتر رونده
شب، توی طوفان بدون کلاه ايمنی
شنيدم آلتش 25 سانتيمتره
28 احمق
...شنيدم يه بستنی فروشی رو آتيش زده
چون روی قيفش پودر نبات زده
هانتر استرابری" پودر نبات دوست نداره"
...ولی يه چيز بود
که همه باهاش موافق بودن
شنيدم يکی رو کشته
شنيدم يکی رو کشته
شنيدم يکی رو کشته
گورشو کنده
...ولی آخر شب
همه ميرفتن خونه
و ما فقط يه بچه شهری بوديم
و اون ميدونست اين تنها چيزيه که تو ما ميبينن
ديروز به اين يارو علف فروخت
و شب قبلش با دخترش خوابيده بود
،ولی ميبينی قضيه اينه
،جلوی جمع همه يه طور ديگه نشون ميدن
هيچ کس افتخار نمیکرد که اونو ميشناسه
امروز آسمان آفتابيست
در بوستون، دما از 30 درجه گذشت برای دهمين بار
در اين تابستان
و هنوز در ساعتهای آخر بعدازظهر گرم است
اينو قايمش کن
نوشيدنی مجانيه
بخاطر گرما
ميزنی؟
چه بلايی سر آدام اومد؟
گفتی اسمت چی بود؟ - دانيل -
...دَن، خب مامانم
ميخوام صدات کنم دَنی
.دَنی. خوبه - آره -
دَنی؟ چرا دَنی؟
چون باحاله
.اينو بگير
آره
ماريجوانا، برگرفته از گياه شاهدانه
...باعث جلوگيری و به هم زدن عملکرد مغز
و سيستم عصبی ميشود
به شيوهای متفاوت از ترياک
خدای من
گمشو بابا
!آره. گاييدمت
خوشگلترين روباه تو شعاع 100 کيلومتری بود
...بيشتر بچههايی که ميشناختم
حاضر بودن تخماشون رو ببُرن فقط تا به موهاش دست بکشن
"يه بار "فيل لمبرت يه جفت لباس زير ازش دزديد
از تو رختکن دخترا
و برای اثباتش عکس ازش گرفته بود
يعنی، تقريباً همهی پسرای شهر
روش خودارضايی کرده بودن
ميدونم. منم
هنوزم ميزنم
قبل از اينکه اون ...و دوست مراسم رقصش
"به دست يه رانندهی مست در "مس پايک کشته بشن
"ريکی ورل" ...به جون مادرش قسم ميخورد
که يه بار اونو لختی ديده
...ميگفت اگه درست به موقع
...با دوچرخه بری پشت خونهشون
ميتونی از پنجرهی اتاق خوابش دزدکی نگاه کنی
به همه گفته بود که روی ممهی سمت چپش يه خال گوشتی داره
...که اگه راست بگه
تنها عيبيه که ازش ثبت شده
خيلی بد شد که تنها بوده کسی نمیتونه تأييدش کنه
"اين آدامس "بازوکا
ممکنه شبيه ترين چيز به بوسيدنش باشه
تا روزی که مُرد اون آدامسو نگه داشت
بقيه شانس بهتری داشتن
سال اول دبيرستان
با يه سال آخری به اسم "کربی ولز" بود
اون اولين بچهی شهر بود که خالکوبی داشت
ولی وقتی اون تابستون ...تو خليج لويز غرق شد
دختره عين خيالش نبود
.اينطوری تعريف ميکنن
"ولی "کربی ولس آخرين دوست پسرش نبود
که ميميره
،سال سوم ...با يه خط دفاع قرار ميذاشت
توی تيم فوتبال کالج بوستون
و اون هر هفته ...از "چستنات هيل" سوار ماشين ميشد
فقط تا اونو آخر هفته ببينه
فوتبال بازی ميکنم - ...ولی وقتی ولش کرد -
اونقدر افسرده شد که از تيم رفت
...و بعد
...وقتی شنيد يه دوست پسر ديگه گرفته
بدبخت خودشو از حلق آويزون کرد
اينجا بوی گه ميده
ميشه منو ببری خونه
بيخيال خوشگل خانوم
هيجان بسه، خب؟
داری خودتو کوچيک ميکنی
برو گمشو. عوضی
اين موش مرده کيه، ها؟
ميتونی همينجا هم بمونی
يدونه ميخوای؟
چی؟
نه نه مرسی
آسم دارم
چه بد
...شبيه يه
شبيه يه احمق به تمام معنا بود
تو از کجا فهميدی؟
داشت شکلات کشمشی ميخورد
...خوراک
خوراک احمقا
چيه؟ به چی داری ميخندی؟
ميخوای يه جوک برات تعريف کنم؟
البته
ولی نمیخندی چون خندهدار نيست
باشه
باشه
.خب
يه مرده ميرسه ...به يه مرد ديگه با سگش
...و
از اول ميگم
يه مرده ميره توی يه بار که زرافه نگه ميدارن
و زرافههه ميخوابه کف زمين
و يه فروشنده توی باره
،ميگه: "هی هی "اين چيه اونجا دراز کشيده؟
...ميشه
...اون يکی ميگه
شير که نيست
!اين زرافهست
اين جوک من بود
کسخولی
اسمت چيه؟
...دنيل ولی
بقيه "دَنی" صدام ميکنن
چرا دَنی؟
...چون
باحاله
فکر نکنم باحال باشه
پس من همون دنيل صدات ميکنم
خب؟ - باشه -
خيلی خوبه
هی... اسم تو چيه؟
لعنتی
ميدونی، ديشب بردمش خونه
با ماشينم
...و
نمیتونم فکرشو از سرم بيرون کنم
...ناخوناش انگار
لاک مشکی داشتن
... ولی خيلی کوتاهشون کرده بود
...پسر اون نگاهی که بهم انداخت
...اون نگاه لعنتی
من حتی اسمش رو هم نمیدونم
...چی ميگی اگه بهت بگم
ميخوام شروع کنم به فروش علف؟
نه. نگو که قضيه به خاطر دخترهست
نه. نه
نه - قضيه دخترهست -
نه نه نه
واو. خيلی چتم
خيلی خيلی رو فضام
اون دخترک کجا زندگی ميکنه؟
چی؟
دختره کجاست خونهشون؟ - ...اون -
انگار نزديک فرودگاهن
لعنتی
چرا لعنتی؟
تو هم باهاش خوابيدی؟
چرا مگه کيری چيزی داره؟
.اون خواهرمه عوضی
...خب. اشکال نداره من
کاريش نداشته باش
باشه - باشه"؟" -
نه نه. جدی ميگم. "باشه" نداريم - باشه داداش -
.جدی ميگم - باشه. باشه -
ولش کن به حال خودش - باشه. باشه -
آره
بهش نگو من چيزی گفتم
ديگه باهام صحبت نمیکنه
چرا؟
ميخواد از اينجا بره
ميخواد بره زندگی بهتری داشته باشه
آره
.باشه
خيلی خب، فراموشش کن ميدونی که
هنوز ميخوام باهات کار کنم
چرا؟ - ...ببين -
پليسا دوروبرتو گرفتن رفيق
...کسی منو کسی منو نمیشناسه
جدی ميگی؟ - .آره -
جدی ميگم
چرا که نه؟
دقيقاً
آره؟ - آره -
آره
خب، قيمتگذاری استاندارد چطوريه؟
گرمی ده تا
بهش ميگيم پک ده تايی
اين چيزيه که تو پارتی کشيديم
.دقيقاً. خوبه زود ياد ميگيری
اين يکی چيه؟
اين سه ونيم گرمه "بهش ميگن "يک هشتم
بين سی تا چهل قيمتشه بستگی داره آدم خوبی باشه يا نه
بيشتر مردم ميخوان اين چيزا رو بخرن
اين پسرناقلا چی؟
.اين يه زيپه يه اونس ميشه
پس اين ميشه 200 دلار کم و بيش
...اگه مردم بيشتر از اينا بخرن
زندگيم خيلی از اين بهتر ميشه
پس بايد بيشتر از اينا بفروشيم
.آره بايد از اينا بيشتر بفروشيم
ولی نمیتونی مجبورشون کنی چيزي که لازم ندارن رو بخرن
پس چيکار کنيم که بخوانش؟
تو کوچولوی کثيف و زرنگی هستی ميدونی؟
برای خودت زيادی زبر و زرنگی
خب؟
و اينگونه بود که شروع شد
تا ماه بعد
آنها تمومش رو به کل شهر و پنج شهر اونورتر فروختن
...و اگه مثل من بودی
...يعنی نعشه ميکردی
و اون تابستون پايين شبه جزيرهی "کيپ کاد" بودی
موادت رو از ..."هانتر استرابری"
و دنيل ميدلتون جور ميکردی
انگار تازه واردی
.بله آقا - سوال نکردم رفيق -
هر تابستون اتفاق میافته
،و وقتی هوا سنگين ميشه نفس کشيدن سخته
شب دراز و پر بیخوابی ميشه
و انگار ستارهها بالاسرت دارن ميسوزن
...کل دنيا
...انگار
داره مچاله ميشه
وقتي بیصبرانه منتظر روزهای خنکتر هستی
...ميدونی چيه که
داره تو رو از هم ميپاشه؟
نه قربان
به زودی خواهی ديد
پايين جاده میبينمت آقای ميدلتون
آره شبيه کارای "کالهون"ـه
کی؟
کالهون، کار خودشه
فقط ميخواد ترس تا حد مرگو ...بندازه به جون هر کسی که
من بهش اجازه ميدم - باشه -
منو مث سگ ترسوند
معلوم نيست از کی پشت سرمه
و من هنوز اينجام
هی، من تو رو نمیدونم
ولی من نمیخوام "کارم بيفته به زندون "والپول
و يه کله کچل تو حموم بهم تجاوز کنه
.هی، هی، هی !آروم باش داداش
نه. من 200 گرم علف تو صندوقعقب ماشينم داشتم
.وقتی منو نگه داشت داشتم ميمردم
صدای لامصبتو بيار پايين هی. جدی ميگم
،الان، خطر، در مقابل سودش خيلی داغونه
هی، چی ميخوای؟
ميتونم برات يه آبجو بگيرم؟
بستنی ميخوای با پودر نبات؟
.نه. نگرفتی چی ميگم
...اگه از الان شروع کنی به سگ لرز زدن
پس اين لامصب کار تو نيست
،ما یه انتخاب داریم بايد انتخاب کنیم
داری گیجم میکنی
میخوای آدمی باشی که بنزین اون ماشینها رو میزنه
یا میخوای آدمی باشی که صاحب کل پمپبنزینه؟
- این خوبه - آره
[- [جایی در نزدیکی بوستون ،- خب الان چی داریم
۲۵تا یا شاید ۳۰تا مشتری؟
روی هم رفته میشه هفتهای یک پوند، درسته؟
این پول خوبیه
پول محشریه
ببین، مشکل اینه
ما داریم بهصورت چسمثقالی به نوجوانها میفروشیم
خیلیخب؟ ما به مشتریهایی نیاز داریم که بهصورت عمده خرید کنن
تا یه ماه قبل، بلد نبودی
.چهجوری از قلیون ماریجوانا استفاده کنی درسته؟
حالا داری سعی میکنی به من یاد بدی چهجوری ماریجوانا بفروشم؟
من تاحالا ناامیدت کردم؟
ببین، مشکل در مقدارِ تقاضا نیست
مشکل در تهیهی جنسه، باشه؟
،همین جنس تا بیاد به دست ما برسه
،همینجوری هم از یه عالمه دلال خریداری شده
هرکسی یه سهم ازش برداشته
ما به یکی احتیاج داریم که بتونه عمده بفروشه
درضمن تمام این موادها هم از پورتلند میان
- پورتلند از ایالت ارگان؟ - نه، ایالت مین
اما مساله این نیست
یکی از اون کلهگندههای دیوس
عمراً با دوتا بچهی تخمی معامله کنه
خواهیم دید
ببین، میخوای بهم بگی
اینجا چه گُهی میخوریم؟
یا... دنبال کی میگردی؟
همون کلهگندهی دیوس
- خیلیخب - نه، نه، همینجا بمون
پسرعموم گفت این یارو فقط بهشرطی که من تنها باشم، باهام صحبت میکنه
مشکلی نیست. نگران نباش
- من نگران نیستم - آره. نگران نیستی
،تو خونسردی نگران نیستی
برمیگردم
هی
هی
آرام، آرام، آرام، پسر کوچولو
تو حق نداری همینطوری سرتو بندازی پایین بیای تو خلوت مردم
مثل یه مار کوچولو میلولی، هان؟
شرمنده
شنیدم ماریجوانا داری
کُس که همهجا ریخته، هان؟
نه... ماریجوانا کجاست؟ شنیندم ماریجوانا میفروشی
بیا اینجا
- تو کی هستی؟ ...- تیلورم، پسرعموی
پسرعموی تیلور؛ دنیل
- مأموری؟ - چی؟
- مأمور - مأمور؟
تیلور بهت نگفت من دارم میام؟
نه، تیلور بهم نگفت تو داری میای
- پس مأموری نیستی، هان؟ - نه
تیلور بهت نگفت
دارم میام؟
- ردیفی؟ - آره، ردیفم
خوبه. خیلیخب
میخوای پارتی بگیری، هان؟
- هان؟ پارتی راه بندازی؟ - خیلیخب
خب، من واقعا میخوام ماریجوانا بخرم
.شنیدم تو ماریجوانا داری زیاد
- هر چهقدر میتونی گیر بیاری - اوه، واقعا؟
چند پوند، میدونی؟
- چند پوند؟ - اوهوم
چند تن؟
...خب
،یهکم نئشهام الان پس بذار مرور کنیم
...تو میای خونهی من
نه من میدونم کی هستی، بچهی موذی
نه تو میدونی من کی هستم
بعد ازم میخوای چند پوند بهت مواد بفروشم؟
بذار بهت یه چیزی بگم
بهنظرت من رو کلهام گوش دارم، هان؟
...- میدونی، بذار برم - نه، نه، نه، نه
...به اون پسرعم ی کسکشِ یهودی کوچولوت بگو
...نه، نه، نه، نه
بریم
دفعهی بعد که اونو دید چهارشنبه بود
'در ابتدای اونروز، 'گری پینکس ،بچهی دیابتی
بهخاطر چشیدن «نوتلا» برای اولینبار
میفته استخر و تا نزدیکی غرقشدن پیش میره
همینطور همون روز بود که «ترمیناتور ۲» بیرون اومد
فکر نمیکنم هیچکدوم از اون اتفاقات بههم مرتبط بودن
ولی نمیتونم بهطور قاطع بگم
- دنیل؟ - چی؟ سلام
اینجات چی شده؟
سر دعوا پیش اومد. نمیدونم
- شیطون - آره
فکر کنم باید برم اونیکی طرف رو ببینم
آره
چرا؟
یه ضربالمثله
خب از کِی داشتی تعقیبم میکردی؟
...تعقیب چی؟ تعقیبت میکردم؟
تعقیبت نمیکردم
بوی کرم ضدآفتابم رو استشمام میکنی؟
آره. نارگیلیه
- خوبه - مرسی
دنبال نمک فرنگی میگردم
چرا؟
تاحالا نمک فرنگی روی حلزون پاشیدی؟
نه. چی میشه؟
خیلی باحاله
ولی نمیتونم پیدا کنم
حلزون؟
نمک
اوه، خاک بهسرم
خب، باید جدا شیم
پنجشنبه میای جشن آتیشبازی؟
شاید
شاید. باشه
شاید یه آبنبات چوبی دیگه با هم بخوریم؟
رویاهات رو ادامه بده
!- هی - چیه؟
- بیا اینجا. بیا اینجا - چیه؟
...- مـن - بیا اینجا. بیا اینجا
مشکلی نیست
اگه قرار بود بهت آسیب بزنم
آسیب میدیدی
- متوجه هستی؟ - آره
چیزی رو دارم که میخوای
چیزی که دنبالش میگشتی، هان؟
...- خیلیخب. هی، من - سوار شو
...- من سوار هیچی نمـ - درخواست نمیکنم
تحتنظرتون داشتم
طولانیتر از اون مدتی که اگه بدونید چهقدر ناراحت نشید
،نفوذ دارید دیدم
شما هم باهوشاید هم محتاط
ولی نه به اندازه کافی محتاط
،اون بچه که زدید کلّهشو شکافتید
،الان توی کیسه میرینه ولی زندهاس
،شانس آوردید. اگرچه
توجه منو جلب کردید
،که یعنی خیلی طول نمیکشه
تا توجه آدمِ اشتباهی رو جلب کنید
ببین، نمیدونم چهقدر از نزدیک تحتنظرمون داشتی، داداش
ولی این محل رو چندباری گشتم
پس پلیسهای اینجا رو میشناسم
به هیچ وجه مهم نیستن
،من دربارهی پلیسها حرف نمیزنم
داداش
میدونید مشکلتون چیه؟
یه حسی دارم خودت میخوای بهمون بگی
شما دارید بستههای ۱۰ دلاری رو به توریستها میفروشید
شما دارید قلکبازی میکنید
اونوقت میخواید پولدار هم بشید
واسه منکه تا اینجاش راضیکنندهاس
خیلیخب. بهتون میگم چیه
تنها کاری که شما میخواید انجام بدید
بهدستآوردن پول به اندازهی کافی
برای خرید کاستهای ویدیویی تریسی لرده
این موضوع رو همینجا حل میکنم
.راهمون از هم جدائه هیچ عشقی بههم نداریم
یه چیزی بهم میگه شما دنبال چیزی بیشتر
از جابهجایی این بستههای کوچولو موچولو
توی جورابهاتون هستید
البته که هستیم
البته که هستید
،همهی دوندگیهاتون همهی
...معاملاتتون
ادامهاش بدید
به یکی از این دو راه ختم میشه
یا سر از زندان درمیارید
درحالیکه توی حموم یه کچل داره بهتون تجاوز میکنه
...- یا - دقیقا همونی که من گفتم
که میتونم بهتون اطمینان بدم، خوشایند نیست
«یا تمامی لاتولوتهای «جاماییکا پلاینز
...میان اینجا و همهی
منظورِ کیریت رو رسوندی
اوه
اوه! ممنون، خانم. سلام
بله، بله، بله
کارِ شما
اینه که کسایی رو پیدا کنید که میخوان عمده خرید بکنن
و کار شما چیه؟
هوم؟
- شما چه گُهی میخورید؟ - اه
،کسی که من براش کار میکنم
کسی که مثل روز برام روشنه شما هیچوقت نخواهید دیدش
واسهتون به همون اندازه جنس که میتونید از پسش بربیاید فراهم میکنه
کار من اینه که مطمئن بشم بهموقع پولمون رو پس میدید
دوستت چکار میکنه؟
دوستم که اینجاست، رانندگی میکنه
همینطور اگه لازم باشه کارِ کتکها رو انجام میده
ولی اون یه داستان دیگهاس
از کجا بدونیم
این یه دسیسهی پلیسی نیست؟
از کجا بدونیم مأمور نیستید؟
.سؤال خوبیه سؤال خیلی خوبیه
.پلیسها نمیتونن اینکارو بکنن بشین
خیلیخب
بشین؟
چیزی که مِنبعد اتفاق میافته
«چیزیه بهنام «دورهی دادرسی
،ما یه مقداری جلوتون میذاریم
،شما باید تا پنجشنبه
،نه یک ثانیه بیشتر
تا بفروشید و سود کنید و قیمتِ اصل رو بهمون برگردونید
هرچی اضافی بهدست آوردید رو میتونید نگهدارید
- این میشه ۲روز - اوهوم
این یه معاملهی کیریه، مرد
داریم درمورد چهمقداری حرف میزنیم؟
۲پوند. جنسش هم توپه
از هرچی که اینجاها پیدا میشه سرتره
...مثل
یخ در بهشت در یه شب داغ تابستونی میفروشه
۵ پوند چطوره؟
فکر میکنی بتونی از پس ۵تا بربیای؟
مشکلی نداره
ولی اگه چیزی پیش بیاد چی میشه؟
...اگه دیر کنیم اونموقع چی میشه؟
خودتون که فیلمها رو دیدید
۵ پوند؟ نکنه عقلت رو از دست دادی؟
حالا گیرِ این کسکشها شدیم
دقیقا همون مقداریه که تو گفتی احتیاج داریم
۵ پوند
- بهطرز کیریای احمقانه بود - یه نقشه دارم
چی؟ نقشهی نکبتت چیه؟
بهم اعتماد کن
- اگه جواب نده چی؟ - باید بده
حالا یکی از اون سیگارها بده
دنیل میدلتون یه پسرعموی دیوانه
داشت که توی «کوینسی» زندگی میکرد
اونو توی ۱۰سالگی فرستادنش بره
بعد از اینکه توی یه شام خانوادگی
یه موشخرما رو انداخت توی آتیش
بچگیهاش
بابای مستش با ماشین
با یه رستوران چینی تصادف کرد
و فقط اون زنده موند
و بعد از اون اسم خودشو گذاشت ««یهودی خوششانس
ولی چند سال بعدش
یهجا خارج از شهر سوفالزِ داکوتای جنوبی
...دیگه خوش شانس نبود
،ولی برای مدتی زندگی خوب بود
اون تمام کلاهبردارها، شیرهایها، دزدها
نئشهها، قماربازها، خلافکارها و کارتونخوابهای بوستون جنوبی رو میشناخت
اگه هرکس میتوست یهشبِ ،۵ پوند ماریجوانا رو آب کنه
خودش بود
!تف تو روت، پسر عجب سریع بزرگ شدی
چرا داری میدوئی؟ چرا داری میدوئی؟
.داشتی میدوئیدی چرا داشتی میدوئیدی؟
والا نمیدونم
!- برو - چی؟ گرفتیش؟
!- برو - گرفتیش؟
!برو
بزرگترین ریسکی بود که
.دنیل میدلتون تاحالا کرده بود و جواب داد
فقط بذار
- من حرفها رو بزنم، باشه؟ - باشه
دهنت رو ببند
حدس بزنید کی غوغا کرده؟
کی؟
شما اسکلها
،توی ولفلیت، چاتام
،بیشتر فالموث نصف نیو بدفورد آدم داریم
پسرخالهام هم توی کوینسی
،رفیقم توی ماربلهد
،اگه بتونیم توی فرمینگهام هم گیر بیاریم ...میشه
میشه هفتهای ۱۵ پوند ماریجوانا
خواهر مادر
!- فـاک! فـاک !- فـاک
- دنیل؟ ...- بله، فقط
خیلیخب، فقط بهش بگو بعداً زنگ میزنم
یه دور میزنی؟
بیشتر میخوان
بیشتر میخوان
!بیشتر میخوان. هه هه
بیشتر میخوان
خب آخرهفته کی میاد توی خونهی ساحلی؟
هان؟
اوه، بهنظر محشر میاد
هی، میرم
از ماشین چندتا دیگه آبجو بیارم
شما خانمها امری ندارید؟
یه چیز قوی
جاکش بدجوری جذابه، کی
از پولداریـش هم نگم برات
بدک نیست
همیشه اینجوری میکنی
اگه «پرنس چارمینگ» هم صاف بیاد تو دهنت
- قدرش رو نمیدونی - چه حال بهمزن
این جانور داره چکار میکنه؟
سلام
سلام به خودت
امیدوار بودم پیدات بشه
حدس بزن کی شانس آورده
برات یه چیزی آوردم
امتحانش کردم
خیلی ناجوره
،ولی حق با توئه
فوقالعادهاس
خب همهشونو یهجا نکُش
واسه این حرفا خیلی دیره
گیر افتادم
فکر کنم نوار بهداشتیم فرو رفت توی معدهام
خب کی گذاشته اون دهاتی
- از شالیزار بیاد؟ - مگه نه؟ چیه آخه؟
،هی، وایسا، قورتدهندهی گه بکش عقب
- جدی؟ - آره، میدونم
اون شبیه یه مرد بزرگترِ واقعا نازه
منکه نمیبینم
اون متأهله
خیلیخب. من متأهل نیستم
- مگه خانهمان برانداز هستی؟ - اوهوم
- نه هنوز - اَیی
،صحبت از خانهمان براندازی شد
شنیدید توی آتیشبازی دیشب
یه جوجوی غریبه مککیلا استرابری رو بوسیده؟
اوه، خدای من، خیلــی خوشگله
یه فاحشهاس
فکر میکردم با اون بچه پولدارِ
از ایالت کنکتیکوت بود
دقیقا
اوه، خدای من، امی، اون بدجور بهت زل زده الان
- عجب جیگریه - اَیی
.- نه - نه
.مهم نیست من بودم میذاشتم یه گازم بگیره
!ایششش
من دوستپسر دارم
نه، نهخیرم، نداری
ولی اگه اینقدر دست ،از ناز بودن برنداری
بهزودی خواهی داشت
تو هیچی دربارهام نمیدونی
میدونم کچاب دوست داری
!هی! هی
باید بشاشم
نگهشدار
نه، خیلی ناجوره
این بهترین بخششه
!دی
ترسوی کسکش
هی
سلام همگی
فقط میخوام آدامس خرسی بگیرم
فکر کردی کی هستی؟
.و حلقههای ترش هلو معذرت میخوام. چی؟
جداً بگو. فکر کردی کدوم اِشّکی هستی؟
فکر کردی میتونی همینطوری بیای
و دخترا رو جلوی دوستپسرهاشون از دهن ببوسی؟
.از دهن .جلوی دوستپسرهاشون
شانس آوردی که فقط بهت مشت زد
خیلی شانس آوردی
...گوش کن
متأسفم؟
- نهخیرم، نیستی - نهخیرم، نیستی
...گوش کن
واقعا باید بشاشم
ای کیر مدادیِ موشچهرهی کوچولوی خر
چرا هنوز اینجا وایسادی؟
گمشو
،حلقههای ترش هلو ...احمقِ کسخل
،حلقههای ترش هلو ...احمقِ کسخل
،حلقههای ترش هلو ...احمقِ کسخل
خواهش میکنم؟ بیا
- خواهش میکنم - نه
نه، خیلی حال میده
حق نداری چهرهات رو اینقدر ناز کنی
- حالا هرچی. فقط برو تو - فقط برو تو
!اوه
خیلی بود
قراره حالم بد بشه
اوه! میتونیم یهدونه از اونا بگیریم؟
- یهدونه از چیا؟ - یهدونه از اونا
...هی. هی
هی، هانتر
نگاهم کن
یه چیز بهتر بلدم
آره، میدونم کجا زندگی میکنه
خيلی محافظه کاره
...ولی خيلی مهربونه و
مرسی، جوليا
...به خدا، تو و ايمی
،انگار تنها کسايی هستين تو زندگيم ...که من رو
همونطور که هستم قبول دارين. ميفهمی؟ آره -
.بهم دروغ نگو منو اسکل نکن
چيز زيادی خواستم؟ - نه -
ديشب رفته بودي آتيش بازی، آره
...شنيدم يه پرنده تابستونی
رفته سراغ خواهر کوچولوم
لباشو بوس کرده
...هانتر، من
نمیدونم اون يارو کيه
قسم ميخورم پيداش ميکنم
،و وقتی اينکارو کردم ...يه کاريش ميکنم
که تا عمر داره به خواهرم دست نزنه
به هيچ دختری دست نزنه
منظورت چيه؟
!اوه. لعنتی
داشتی باور ميکردی - !گه خوردی -
آره. عجب حرومزادهی خوش باوری هستی
حالت بعد طوفان رو دوست دارم
هوا خيلی روشن ميشه
آسمون فوقالعاده صاف ميشه
انگار رو هوا شناورم
شايدم خيلی نعشه باشم
...ميدونی، ميتونم
...بيشتر. يعنی
خيلی بيشتر بزنم
تو که گرفتار چیز تاریک و مشکوکی نشدی، درسته؟
چی؟
...چیز مشکوک؟ این چی ...تو فکر میکنی من
من اونجوری نیستم
بهتره که نباشی
تو چیزی راجب برادرم میدونی؟
...اه
.راجبش چیزایی شنیدم
چیز دیگهای نیست؟
نه، درواقع نه
ما دیگه با هم حرف نمیزنیم
خیلی وقته که با هم حرف نزدیم
این مربوط به زمانیه که ماردم حسابی مریض شد
...برادرم
حسابی گند میزد
مواد میفروخت
دعوا میکرد
و از مدرسه اخراج شد
مامانم ازش خواست که دست از این کاراش برداره
اون گفت که اگه این کار رو بکنه یه دنیا براش ارزش داره
اما اون این کارو نکرد
و بعدش مامانم مُرد
...اون واسمون پول گذاشت و
من هرگز نمیتونم ازش استفاده کنم
من فقط، نمیتونم
متأسفم
خب، امشب صورت حساب رو چطوری پرداخت میکنید؟
نـقـدی
هی
واوه چه مرگته پسر؟
رفیق، ما موفق شدیم
این 75میه؟
صد تا؟ - بیشتر -
چی؟ چی، چی، چی؟ 150 تا؟
زر بزن دیگه پسر چقدر؟
دویست و پنجاه - کون لقت -
دویست و پنجاه
کیرم دهنت - کیرم دهنت رفیق -
گاییدمت پسر - گاییدمت رفیق -
باشه - بسیارخب، برو -
سلام، بابا
تموم شب رو همینجا بودی؟
آره، پس میخواستی کجا باشم؟
خب... بهتره دیگه بخوابی
میدونی که صبح میریم به کلیسا
باشه، بابایی
شب بخیر
شب بخیر، عزیزم
گاییدمت - نه، نه -
تو چی؟
اگه میتونستی هرچی باشی؟
نمیدونم، این مسخرهـست
نه، این فقط خیال پردازیه زیاد مهم نیست
من نگران همینشم
آره
!بدو
...من... من تا حالا
تجربه شو نداشتم
منم همینطور
جداً؟
گه نخور - نه -
جداً؟
آره
فکر کردم گفتی که بازیت خوبه
من دارم نابودت میکنم
حدس میزنم که جونت زد شده این یه حرکت ناشیانه ـست
خفه شو
میتونی منو بزنی؟ میتونی منو بزنی؟
تو رمزی چیزی زدی این منصفانه نیست
چون این تویی که قبلاً این بازی رو داشته
...هی، تو
هی، بازم سکه بیار عجله کن
پول داری؟ - آره -
دنی کوچولو
تو اینجا چیکار میکنی؟
اونم خودت تنهایی .بازندهی لعنتی
تو حالت خوبه؟
...تو چــ
...این، اه
اوه
اِمی، دَنی. دَنی، اِمی - سلام -
اون خیلی زیباست مگه نه؟ هان؟
میتونم اینو بگم - بس کن، نه -
تو خیلی زیبایی
میخوام با مُشت بزنم توی صورتت، ها؟
شما دوتا همدیگه رو میشناسید؟
...اه
نه، ما تاحالا همدیگه رو ندیدیم
...آره، اون، اه
یه بار رسوندمت خونه
...اما، اه
احتمالاً، تو یادت نمیاد
از کی تا حالا آرکید بازی میکنی؟
نمیکنم
اوکی" یادش رفت که منو برسونه" ...برای همین مجبور شدم، اه
چندتا 25سنتی بگیرم تا باهاش تماس بگیرم
بابا حالش خوبه؟
نامه های پستی بدست میرسه، درسته؟
تا خونه پیاده میرم
از ملاقاتت خوشحال شدم
هی، درست میشه - نه، من خوبم -
برادرِ منو از کجا میشناسی؟
...راستش نمیشناسم، فقط
یه بار توی یه پارتی دیدمش
اون تورو میکُشه
ما همچنان مراقب وضع آب و هوا هستیم
درحال ردیابی طوفان شدید
که قراره پیامدهای بزرگی
برای چندین شهرستان داشته باشد
بنگاه ملی هواشناسی به ما اطلاع داده
که این طوفان احتمالاً به طبقه بندی نوع چهار
ارتقاء پیدا میکنه
این یعنی شما باید گوش به زنگ
راهنمایی ها و دستورالعمل های بیشتر باشید
.چنانچه نیاز به تخلیه اجباری باشد
ما هنوز نمیدانیم
...اگر شما در یک منطقه قرمز هستید
بابا، تو منو ترسوندی
...از بین تمام پسرهای توی این شهر
شب گرمیه، مگه نه؟
این یه ملک شخصیه، میدونی که
میتونم به پلیس زنگ بزنم
...اه
چرا من و تو با ماشین نریم یه چرخی بزنیم؟
چرا گورتو گُم نمیکنی؟
بذار یه چیزی نشونت بدم
توی ماشین منتظر میمونم
این خیلی رومانتیکه اما ما اینجا چه غلطی میکنی؟
...میدونی، تو منو یادِ
یه پسره بود چند سال پیش
کایل تیت، درسته؟ آره من تمام ماجرا رو میدونم
بنظرت من شبیه کسی ام که دلش میخواد
بیست سال آینده زندگیش رو با پوسیدن توی "والپول" بگذرونه؟
من این شکلی نمیام بیرون
اینجوری نه
تا حالا به این فکر کردی که این کارو رها کنی؟
آره، حتماً و چیـ... چیکار کنم؟
برم دانشگاه احتمالاً، یه کار واسه خودم جور کنم
فکر نکنم این بتونه غذای میتلف برای شام
و نرده های چوبی سفید
واسم فراهم کنه
خب، بنظرت این قض ه میخواد چجوری تموم بشه؟
...ببین، اگه میخواستی منو دستگیر کنی
تا حالا این کار رو کرده بودی
وقتی که یه بچه کوچیک بودم
اونا رو با اون شیشه های دهن گشاد میگرفتم
منو یاد این میندازه که وقتی هواپیما ها
اون بالا توی آسمونن چه شکلی بنظر میرسن
چرا از این کار دست کشیدی؟
همش میمُردن
افسرده شدم
...فکر کنم که تو باید
دوباره جمع کردن شب تاب ها رو شروع کنی
نمیتونی همه چی رو پیش خودت نگه داری
فکر کنم بعضی چیزها رو بتونی
پس امیدوارم تحمل آسیب دیدن رو داشته باشی
خیلی خب، که چی؟
خب، آخرین باری که بررسی کردم این غیرقانونی نبود
که دوستِ پسرت حسابی گند بزنه به خودش
الان گفتنش یه خورده سخته
اما یه زمانی خیلی وقت پیش
بابات باحال ترین چیز توی این 100 مایلی بود
آره
...یه آدمی که میتونه قلب یه دختر رو
فقط با قدم گذاشتن توی یه اتاق بشکنه
"جیمی استرابری"
آره، ببین، ما دوستای خیلی صمیمی بودیم، من و اون
...ما، اه
به یه کم مشکل برخوردیم
دوران خوبی بود
میدونی، بخشی از من دوست داره باور کنه
که این اون بود که منو نجات داد
که اون میدونست کیه
و میدونست که زندگیش به کجا رسیده
و اون نمیخواست که منم اینجوری زندگی کنم
انتخاب هایی که میکنیم
همیشه درباره خودمون نیست
...من تاحالا این حرف رو نزده بودم
...اه
...اما فکر کنم که من
...هرچیزی که میخوای بگی
صبر کن
...و اگه تابستون تموم شد و هنوز خواستی بهم بگی
اونوقت بهم بگو
هانتر؟ شنیدی چی گفتم؟
...یه یارو هست توی پورتلند
اون جنسهای خوبی داره قیمتهای خوبی هم داره
اون میخواد ما رو ببینه
نظر... نظر "دکس" راجب این قضیه چیه؟
دکس خبر نداره
چی؟
دکس خبر نداره ...اما، میدونی
میتونم تصور کنم که مشکلی پیش نمیاد
بسیارخب، بسیارخب، ببینم درست متوجه شدم؟
ما بهترین شبکه پخش علف رو توی تمامِ شمال شرق داریم
و تو میخوای گند بزنی توش، اونم واسه چی؟
...این یارو
اون علف نمیفروشه
...اوه
پس تو الان فکر میکنی که یه دلال کوکائین هستی
...این قضیه بیشتر از
چیزی که تاحالا دیدیم پول توشه
این... این واقعاً همه ی ماجراست؟
چه چیز دیگه ای میتونه باشه؟
تو که فکر نمیکنی این مزخرفات اتفاق بیفته؟
تو که اینطور فکر نمیکنی، مگه نه؟ کوکائین؟
همه ی حرفم اینه
تا کی میخوای زیردست "دکس" باشی؟
ما تنها کسایی نیستیم که اون بهشون جنس میفروشه
آخه چرا اون باید تنها یارویی باشه که ما ازش خرید میکنیم؟
چونکه این قضیه فقط اینجوری پیش میره، دَنی
همیشه اینجوری جواب داده
...من مجبور نیستم که این رو توضیح بدم
باشه، اگه ما هیچوقت روش کارمون رو عوض نمیکردیم
الان درست اون گوشه بودیم و داشتیم بسته های پنج دلاری
و بسته های ده دلاری به پرنده های تابستون و نوجوونا میفروختیم
اگه "دکس" بفهمه، که میفهمه، منو ببین
...باز بدو بدو
نیا پیشِ من...
...اون چیزایی که مردم درباره تو میگن
حقیقت دارن؟
هی، اون کی بود؟
...وایسا، صبرکن. میشه میشه فقط باهام حرف بزنی؟
مکیلا، خواهش میکنم
بخاطر مامان متأسفم، باشه؟
من میدونم که اذیتش کردم
ازت انتظار ندارم که منو ببخشی
...همچین انتظاری ازت ندارم، من
...من فقط دارم سعی میکنم که آدم خوبی باشم
من واقعاً دارم سخت تلاش میکنم
...خیلی خب؟ من
خودم تنهایی نمیتونم انجامش بدم - دیگه مواد نفروش -
...میدونی، اینقدرا هم آسون نیست
خب من قراره چجوری... چجوری؟ باشه، بسیارخب
این تنها چیزیه که اون میخواست
...مردم پراویدنس، شما قراره
که یک خیزآب شدید داشته باشید
این ممکنه بسیار خطرناک باشه
چرا هنوز شروع نکردی؟
...شما قراره که
طوفانی با نیروی بسیار زیاد داشته باشید
اطلاعات بیشتری از این طوفان رو به سمع شما میرسانیم
سرعت باد 105 مایل بر ساعت میباشد
این دیگه چه کوفتیه؟
اینجا چخبره؟
...میخوام یه چیزی ازت بپرسم
و میخوام که باهام روراست باشی
تو اونو میدیدی؟
نه
این دیگه چه کوفتیه؟ - !این مال منه! ولش کن -
!صبرکن، دخترهی کله شق کجا میری؟
کجا میخوای بری؟
اون زری که قبلاً زدم راجب اینکه
نمیخوام نزدیکش بشی
دیگه برام اهمیتی نداره
فقط راستش رو بهم بگو
گفتم که نه
تو حالت خوبه، رفیق؟
عوضیهای لعنتی
هی
!هی، وایسا، صبرکن
!صبرکن، صبرکن
هی، هی
بیا تو
یه کم قهوه میخوای؟ هان؟ هی، بشین
هی، تو که قهوه نمیخوای تو جوونی
وقتی که جوونی و آزادی
قهوه نمیخوری
یه نفر که تمام زندگیش با مردم خوبه
سعی میکنه که اونا رو خوشحال کنه، و اون چی گیرش میاد؟
یه زنِ هرزه و بچههایی که ازش متنفرن
این منصفانهـست؟ هیچکدوم اینا منصفانه نیست
.قرار هم نیست که باشه پس نظم کجاست؟
هیچ نظمی وجود نداره
دیگه دنبالش نگرد
فکر میکنی همسر فاسدِ من براش مهم بود
وقتی حسابی گند زد به زندگی من
و همهی پول های منو دزدید
و به بچه هام گفت که من یه آدم مست الکلی بودم؟
.من بهت میگم براش مهم نبود
آیا من دردی توی زندگیم داشتم؟
بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی، برادر
!"دیزی"
.اونا میگن، خوشحال باش
اونا میگن، زندگی خیلی کوتاهه
خوشحال باش. خوشحالی چیه؟
خوشحالی چجوری بنظر میرسه؟
یه ماشین جدید؟ هی
زنِ خوشگل کیر بزرگ
من سعی دارم چی بگم؟
نمیدونم
من فکر میکنم که زندگی باهات خوب تا میکنه
پول اون توئه؟ - آره -
.بله
همش؟ - آره -
بدش به "چستر" لطفاً
به سلامتی دوستیهای جدید
به سلامتی تجارت و کاسبی جدید
دیزی، عزیزم یه چیزِ شاد بنواز
...اوه، گوش کن
بگیر امتحانش کن
...من احتمالاً احتمالاً به زودی میرم
بگیرش
جنس خوبیه، نه؟
خیلی عالیه
زودباش، منو بزن
.زودباش، انجامش بده .منو بزن
من واقعاً نمیخوام این کارو انجام بدم
زودباش، ببین، ببین
یا پیغمبر
بزن تو صورتم، زودباش
بزن تو صورتم
زودباش، تو، منو بزن
...این... این
این شیر خشکـه
چی... چیه؟
این، کوکائین نیست این شیرخشکـه
.دیزی، دیزی
...بس کن
!دیزی
...اوه
...ببین
من پولت رو میگیرم، باشه؟
من پولت رو ازت میگیرم ...چونکه تو احمقی
و ضعیفی و چونکه من میتونم
سرتو بیار بالا زودباش، به من نگاه کن
من میدونم تو کی هستی و میدونم برای کی کار میکنی
اون نمیدونه که تو امروز اینجایی و داری این کارو انجام میدی، مگه نه؟
دکس" میدونه که تو امروز اینجایی" و داری این کارو انجام میدی؟ هان؟
وقتی که بفهمه تو اینجا چیکار کردی، ناراحت میشه
...حالا، اگه من جای تو بودم
میرفتم یه جای خیلی دور
و خیلی سریع هم اینکارو میکردم
هی، دکس
تو قلبم رو شکوندی
در ساعت تقریباً 4:15 دقیقهی منطقه شرقی
طوفان باب در ساحلِ "ماساچوست" به زمین نشست
دوشنبه بود و دمای هوا 74 درجه فارنهایت بود
...طوفان به مناطقی همچون "بلاک آیلند" در
ساعت حدود 1:30 دقیقه بعدازظهر رسیده با سرعت بادِ 125 مایل بر ساعت
در فالموت، ماساچوست
سرعت باد 94 مایل بر ساعت گزارش شده
...فرماندار "ویلیام ولد" هم اکنون
در سراسر ماساچوست شرقی
اعلام وضعیت اضطراری کرد
خودت میدونی که این قضیه باید الان چطوری تموم بشه
گیرت انداختم
ای کاش یه جور دیگه تموم میشد
!هی! هانتر
!هانتر
هی، هی، واوه، واوه
من نمیدونستم که چجوری راجب قضیه من و اون بهت بگم
بسیارخب، من میخواستم بگم !من فقط نتونستم
!حالا من گند زدم
!بسیارخب، من حسابی بگا رفتم
تا سه میشمارم
!هانتر، به حرفم گوش کن
!دکس داره میاد تا منو بکشه
!اون داره میاد تا منو مثل سگ بکشه
...یک
...دو
خیلی خب، گوربابات منو بکش
!لعنت به تو
فرار کن، هیچوقت هم برنگرد
من فقط میخوام باهاش خداحافظی کنم
بعدش میرم، بسیارخب؟
فقط برو
دوستت کجاست؟
دوستت کجاست؟
نمیدونم
الان وقتِ سرافرازی نیست
بهم بگو دوستت کجاست
اون خودشو نشون نداده
چه بلایی سرت اومد بچه؟
تو واقعاً میتونستی یه چیزی بشی
مثل تو؟
تو میدونستی که همهی این ماجرا چجوری تموم میشه، مگه نه؟
همهی زندگیت
کیرم دهنت
باشه
خونه ی "اوون شافرد" با آب دریا از بین رفته بود
و سگِ "کیلی فاین" توی سیل مُرد
تا موقع هالووین برق نداشتم
...و سینمای ماشینی هم که
از زمانی که مادربزرگم یه دختر کوچیک بود پابرجا بود
.با خاک یکسان شده بود
...اه، تاحالا دلتون خواسته که
دوباره یه خونه لب ساحل داشته باشید؟
نه، ما امیدواریم که بازسازی بشه
...به طور کلی، اونا میگن که
بیشتر از یک میلیارد دلار خسارت وارد شده
جسدِ "هانتر استراوبری" 20ام اگوستِ 1991 پیدا شد
اون در جوانی مُرد و یه جسد خوشگل به جای گذاشت
تبدیل شد به همون چیزی که همه همیشه انتظارشو داشتن
...در پایان
فقط چهار نفر در مراسم خاکسپاری اون حضور داشتن
معلم کلاس اولش "خانمِ "وولکات
پات شونسسی" کوچولو"
از مغازه ماهی فروشی توی خیابان جنوبی
"اِمی، و گروهبان "فرانک کالهون
هی
اِمی
برای یه مدت یه شایعه میپیچید
که کالهون پولِ مراسم خاکسپاری رو داده
و اینکه توی یه لحظه حتی چشماش هم یه خورده خیس شده بودن
اما هیچکس نمیدونه که این حقیقت داره یا نه
نمیتونم بابتش قسم بخورم
اما دوست دارم فکر کنم که در این لحظه بود
که "دانیل میدلتون" فهمید
زندگیش توی این شهر بالأخره به پایان رسیده
و میدونست که اگه عاشق اون دختر بود
بهترین کار این بود که اونو رها کنه
بعضیا میگن که اون سر از "وایومینگ" یا "نوادا" در آورده
در یه شهر کوچیک فراموش شده در لبه ی صحرا
دیگران بهتون میگن که اون یه جایی توی یه شهر بزرگه
و در شلوغی جمعیت گُم شده
در هر صورت اون هرگز دوباره دیده نشد
...تا به امروز
نمیتونم بهتون بگم که چرا از پنجره اون بیرون رو نگاه کردم
اما وقتی اونو دیدم که اونجا وایساده
یه جورایی میدونستم که هیچکدوم از ما هرگز اون آدم قبل نمیشه
من آخرین نفر توی این شهر هستم که اونو زنده میبینه
و نمیدونم که درباره این قضیه چه حسی دارم
من واقعاً نمیدونم
...وقتی که اون از شهر رفت
رویاهای تمام پسرایی که اونو میشناختن رو از بین برد
.حتی اگه اونا رویاهای کوچیکی بودن
مثلِ استشمام کردن بوی عطرش
یا مزه کردنِ یه تیکه از آدامسش
یا حتی، شاید یه روز که اون .اسممون رو بدونه
اون آخرین بار توی یه رستوران خارج از پئوریا، ایلینوی دیده شد
.و به سمت غرب رفت
نمیدونم اون سالم به اونجا رسیده یا نه
.به هرجایی که داشت میرفت
و برام سواله که اون الان کجاست و حالش چطوره
حدس میزنم این همیشه برام سوال خواهد بود
.:: ترجمه و زیرنویس: ماردین، آقای سیَه چُرده، هادی ::. :: @Mardin5 & r.reza83 & Hadi Es ::
تخصصي ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.
.:. ارائـه ای دیـگـر از تـيـم تـرجــمه شــوتايـم .:. .:. WwW.Show-Time.iN .:.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.