All language subtitles for Echo.of.Her.Voice.2024.S01E01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara

[پژواک صدایش]

[قسمت 1]

[شهر ابری در دونگ‌ شنگ]

ببینین،گمونم کشتی ارباب جوان اومده

نگاه کنین

ارباب جوان

مشکلی تو چای وجود داره؟

نه

فقط بازتاب صورتم

شگفت زده ام کرده

صبر کن

چی شده؟

بیا نزدیک تر

شمشیرت آینه بهتریه

چشم

بقیه اشراف

با خودشون محافظ دارن

چرا ارباب جوان

با خودش زیبارو داره؟

چطور ممکنه ارباب آسودگی

بدون زیبارو باشه؟

ل...لطفا بیاین بیرون،ارباب جوان

ارباب جوان

چی شده؟

ارباب جوان

هیچی

مردم میخوان شما رو ببینن

واسه همین صداتون میکنن

کجا میرین؟

از اونجایی که میخوان منو ببینن

نباید ناامیدشون کنم

نه

اگه یه قاتل بین شون باشه چی؟

...یادتون نره که دوازده سال پیش

هیچ قاتلی نیست

!ایول! ژائو هو

ارباب جوان بیرون اومد

ارباب جوان

ارباب جوان

ارباب جوان

مردم دیدنتون

بریم داخل

ارباب جوان

رقص خیلی خوبیه

ارباب جوان

من یه شکایت دارم

...من یه شکایت

بزنش

ادامه بده

ار...ارباب جوان

حالتون خوبه؟

ارباب جوان؟

ارباب جوان،عرض ادب

ارباب جوان

میخوام بابت انتخاب نوازنده

...یه شکایت کنم

یه ساز دیگه میزنی؟

بیا

صبر کنین ارباب جوان

من برای یه کاری اینجام

...درمورد

بزنش

[شانگ]

شنیدم مو با مسیر آبی اومده

و حتی یه کشتی تفریحی گرفته

چقدر با شکوه

منم یه روزی یکی میگیرم

و شان شان رو میارم

...من- فرماندار-

سربازها اینجان

خب که چی؟

اونا سربازای منن

بچه ها

یه روز، یه کشتی تفریحی می گیرم

و میبرمتون گردش

چطوره؟

ممنونیم فرماندار- ممنونیم فرماندار-

[شانگ]

فرماندار

کشتی ارباب جوان رسیده

فرماندار

چند نفر رو میبرم ازشون استقبال میکنم

برو

اطاعت

ارباب جوان مشکلی داره؟

فقط واسه گوش دادن به

پیپا زدنم آوردتم اینجا؟

ولش کن

میتونه کارگاه موسیقیم رو نجات بده

هر چی بشه مینوازم

اسمت چیه؟

سو رو فی، رئیس کارگاه جرقه سبز

سو رو فی؟

از الان دنبالم کن

[لنگرگاه آب و ابر]

من، هوانگ فو، توسط فرماندار شهر ابری فرستاده شدم

تا بهتون عرض ادب کنم

شما یه ژنرال ماهر هستین

بیخیال تشریفات

ممنون

ارباب جوان

بفرمایین

ارباب جوان اینجان

مو

عمو،عرض ادب

سلام ارباب جوان

عمو

چه احترام نظامی ای

[رودخانه های پاک و دریاهای آرام]

مو، بیا اینجا

دلم برات خیلی تنگ شده بود

بذار خوب نگات کنم

بد نیست

قوی تر و بلندتر شدی

چهره ات ظریف تر شده

جوان و خوش تیپ

همه چیو میدونم

برادرم بهت لقب ارباب آسودگی داده

الان

تو هم سطح منی

یه فرمانداری

حتما شوخی میکنین

شما از مناطق جنوبی محافظت می کنین

و دویست هزار سرباز رو رهبری کنین

تحسین برانگیزه

[رودخانه های پاک و دریاهای آرام]

مال من فقط یه جایگاه اسمی ئه

بر خلاف شما

من نه ارتش دارم و نه زمین

فقط یه عنوانه

تا سفر کنم و شاد باشم

بیا تو راه حرف بزنیم

عمو

ارابه کافی آوردین؟

[رودخانه های پاک و دریاهای آرام]

ابزار سرگرمی

توی قایق

باید به عمارتتون آورده بشن

چرا این همه

ابزار سرگرمی آوردی؟

تنهایی سفر کردم

یکی باید همراهیم کنه

جین

بله

برو همه ابزار

سرگرمیش رو بیار

اطاعت

تماشا کن

موسیقی

چطوره؟

نوازنده های کارگاه نغمه من عالی نیستن؟

بد نیستن

اگه تحمل رها کردنشون رو دارین

می خوام چند نفرشون رو استخدام کنم

تا بشن نوازنده های خصوصیم

راستی، هوانگ فو

به رئیس سو اطلاع دادی؟

فرماندار

بانو سو گفتن قبل اومدن به عمارت

میرن کارگاه جرقه سبز

باشه

بهترین نوازنده شهر ابری رو

بهت معرفی میکنم

فقط کافیه

به نواختنش

گوش کنی

واقعا؟

زنه یا مرد؟

چرا؟

مو، بذار بهت بگم

میتونی به این نوازنده نگاه کنی

اما نباید دوستش داشته باشی

فهمیدم

بریم

بریم

[رودخانه های پاک و دریاهای آرام]

ارباب جوان

وایسین منم بیام

کجا میری؟

الان با ارباب جوان صحبت کردم

خواستن دنبال من بیای

میریم کجا؟

عمارت فرماندار شهر ابری

عمارت فرماندار شهر ابری؟

رئیس

ارابه راه نمیره

چرا اینجا منتظر نمیمونین؟

ماموریتت پلمپ کردن کارگاهه

به کسی صدمه نزن

اگر خواهرم رو دیدی

بیارش پیش من

اطاعت

شما ها، بیاین

[کارگاه آموزشی جرقه سبز]

چی؟

شکایت صورت نگرفت

و فی رو به عمارت فرماندار بردن؟

چی کار میتونیم کنیم؟

فقط منتظر خبر باشین

خودمم

نمیدونم

شنیدم ارباب جوان دختربازه

شاید از فی خوشش اومده

و میخواد صیغه اش کنه

دهن کثیفتو ببند

ممکنه

حقیقت تلخه

باور کنین یا نه

من اول میرم

رو اعصابه

افراد کارگاه نغمه دوباره اومدن

برو سلاح ها رو بیار

بریم

گوش کنین. اول بانو روفی رو دستگیر کنین

و بعدش کارگاه رو پلمپ کنین

اطاعت

!عقب نشینی!عقب نشینی

برین

برین

بریم

بیاین دیگه

بیاین- بیاین دیگه-

رئیس

چی شد؟

هنوزم همکاری نمیکنن

فی رو پیدا کردین؟

ندیدیمش

فکر کنم اصلا اونجا نبود

شما ها چتونه؟

با سنگ و آب فلفل بهمون حمله کردن

یه مشت دلقکن

رئیس

با تمام احترام

با...بانو رو فی

خیلی نسبت به شما بی ملاحظه ست

به خاطر شما

کارگاه جرقه سبز هنوز بازه

اون خواهر منه

البته که باید ازش محافظت کنم

خب، دو روز دیگه بهش فرصت میدیم

رئیس

اما اگه این روند ادامه پیدا کنه

...بانو روفی

رئیس

رئیس

رئیس

بانو روفی توسط ارباب جوان به عمارت فرماندار برده شده

چی؟

[عمارت فرماندار]

یالا

شما دوتا

تا بال شرقی همراهیش کنین

شما باید بانو سو روفی باشین

میدونی اون نگهبانی که منو آورد اینجا

کجاست؟

گفت منو به دیدن ارباب جوان میاره

شیائو چی رو میگین؟

اون سرش شلوغه

منو به اینجا فرستاد تا به شما کمک کنم

میتونی منو ببری دیدن

ارباب جوان؟

بعدا میبرمتون اونجا

ممنون

شما ها،همراهیش کنین

از این طرف لطفا

نوازنده های ارباب جوان

واقعا زیبان

معلومه

مردم اطراف ارباب جوان

باید با ظاهر خوبشون مطابقت داشته باشن

شنیدم

همه رو خودشون انتخاب کردن

همچنین شنیدم ارباب جوان یه دختربازه

و کلی معشوقه داره

ساکت

نذار بقیه حرفاتو بشنون

واقعا که مو

چرا این همه

چیز رویایی ولی بی فایده آوردی؟

خسته کننده نیست؟

چطور اینا رویایی اما بی فایده ان؟

هر روز ازشون

استفاده میکنم

به عنوان مثال

این گلچین عطرهاست

وقتی رقصنده ها اینو روی لباسشون میپاشن

موقع رقصیدن

اتاق پر میشه از بوی عطر

فوق العاده ست

اینا رو مخصوص شما

آماده کردم

بوش کنین- نیازی نیست-

بابتش ممنونم

یه ژنرال عرق کرده مثل من

به این چیزهای

رویایی احتیاجی نداره

واسه خودت نگهش دار

اینو نگین

از اونجایی واسه شما آوردمش

باید ازش استفاده کنین

ژنرال هوانگ هم میتونه ازش استفاده کنه

بانو سو

ارباب جوان خواستن اینجا منتظرشون بمونین

باشه

گفت کی میاد؟

...خب

نگفتن

چرا منتظر نمیمونین؟

ممنون

صحبت کردن با ارباب جوان آسونه؟

تو کشتی منظورش چی بود

که گفت دنبالش کنم؟

خیلی مبهم بود

داره دیر میشه

اگه نیاد

کارگام پلمپ میشه

باید دنبالش بگردم

...این

این چیه؟

بانو

ارباب جوان خواستن حمام کنین و لباس عوض کنین

حمام؟

بله

چرا ازم میخواد حمام کنم؟

همچنین شنیدم ارباب جوان یه دختربازه

و کلی معشوق داره

واقعا از من خوشش اومده؟

واسه همین خواست دنبالش کنم

و آوردتم خونه

حالا حتی ازم میخواد حمام کنم

صبر کنین

ببخشید

اما من عادت ندارم موقع حمام نگام کنن

چرا نمیرین بیرون؟

وقتی کارم تمام شد صداتون میکنم

پس حمام کنین

باشه

بی دقتی کردم

فکر می کردم از استعدادم خوشش اومده

اما بخاطر شهوت بود

[چشمه شبنم]

باهام بیاین

[چشمه شبنم]

شما ها اینجا نگهبانی بدین

اجازه ندین حتی یه پشه هم پر بزنه

چرا آوردنم به چشمه حمام؟

دارم میرم تو دهن شیر

چقدر گلبرگ

حتما برای یه بانو ئه

عجب دختربازیه

چرا اونه؟

بد شد

دستی دستی خودم رو فرستادم پیشش

اینجا چیکار میکنی؟

بهت هشدار میدم

کاری کنی

داد میزنم

"داد میزنم میگم "مزاحم

...من باید کسی باشم که

داد میزنه

اتفاقی بود

ببخشید

ببخشید

...ارباب جوان، شنیدم

برو بیرون

بله

به اندازه کافی دید زدی؟

من دید نمیزدم

بعد از دید زدن و لمس بدنم

میخوای بری

مزخرفه

تو رو دید نمیزدم

میخواستی کی رو دید بزنی؟

...میخواستم

نه

هیچکی

...میخواستم

من اینجام تا شکایت کنم

شکایت کنی؟

[چشمه شبنم]

قضیه اینه که

شنیدم دارین نوازنده های کارگاه هم آوایی رو

انتخاب میکنین

انتخاب کننده ها شانس اینو دارن که

بشن بهترین نوازنده های دونگ‌ شنگ

و وزیر موسیقی

و تو ضیافت جیو رو

برای بانو یائو شان اجرا کنن

درسته

اما نظام انتخاب نوازنده

خیلی ناعادلانه ست

رو شان

چرا ما نمیتونیم تو آزمون شرکت کنیم؟

تو اطلاعیه فرماندار به صراحت اومده که

همه نوازنده ها واجد شرایطن

اول اینکه باید نوازنده باشی

اما دوستای تو

حتی آزمون سطح هفت رو

هم از سر نگذروندن

چون اجازه شرکت توی

امتحان رو نداشتن

ژائو هو رد صلاحیت شد

چون خیلی چاق بود

بیائو واسه پیشینه پَستش رد شد

شی یی بخاطر معلولیت و داشتن شش انگشت

با وجود این شرایط

همشون با استعدادن

قوانین مشکل دارن

من قوانین رو تعیین نکردم

تو هم توی کارگاه نغمه بودی

باید قوانین رو بدونی

پس ما شانسی نداریم؟

اونا ندارن

ولی تو داری

گفتم دیگه

با اون آدما نگرد

تو دومین بانوی جوان خانواده سو هستی

با عزت به کارگاه نغمه ملحق شو

اونوقت واجد شرایط

آزمون موسیقی هستی

نه

نمیتونم ولشون کنم

باید همراه اونا ملحق شم

کِی دیگه

انقدر نگرانم نمیکنی؟

فعلا به کارگاه جرقه سبز نرو

تو خونه بمون

از فردا به بعد

فرماندار تمام کارگاه های خصوصی از جمله

جرقه سبز رو پلمپ میکنه

چرا؟

این کارگاه های خصوصی خیلی مبتذلن

چی میشه اگه یکی که نالایقه

به آزمون بپیونده؟

اگه به ارباب جوان بر بخوره

آبروی شهر ابری میره

این ناعادلانه ست

پس فقط

نوازنده های کارگاه نغمه میتونن شرکت کنن؟

فرماندار قوانین رو تعیین کرده

به من مربوط نیست

پس واسه همین طبق طبل میزدی

تا بخاطر این شکایت

توجه منو جلب کنی؟

آره

یه راهی برای نجات کارگاهت دارم

اما باید یه قولی بدی

نه

هنوز نگفتم که

شنیدم یه دختر بازی

درسته که میخوام کارگاهم رو نجات بدم

ولی هرگز

بدنم رو نمیفروشم

بهتره بیخیال شی

فکر می کنی بهت علاقه دارم؟

اینطور نیست؟

میخوای دوستت داشته باشم؟

کی به این چیزها اهمیت میده؟

پس چرا ازم خواستی دنبالت بیام؟

...حتی گفتی

واسه ملاقات باهات حمام کنم

به عنوان یه رعیت

برای ملاقات با من

باید این کار رو بکنی

علاوه بر این

خواستم دنبالم بیای

تا نوازنده شخصیم بشی

نوازنده شخصی؟

آره

عمرااا

من رئیس کارگاه جرقه سبزم

چطور میتونم نوازنده شخصیت بشم؟

کارگاهت انقدر مهمه؟

گوش کن

کارگاه جرقه سبز

بهترین کارگاه شهر ابری ئه

باشه

بهت یه فرصت میدم

بعدا به کارگاهت سر میزنم

اگه موسیقی تون منو تحت تاثیر قرار داد

شاید برای اجرای هم آوایی

در نظرتون گرفتم

واقعا؟

معلومه

قول انگشتی

بلد نیستی؟

میرم آماده شم

خداحافظ

می بینمت

منتظرت میمونم

ارباب جوان

چ...چرا ولش کردین؟

تو این دوازده سال

همه چی رو برای درمان

شنوایی تون امتحان کردیم

...چطور تونستین ولش کنین

جالبه

واقعا میتونم صدای موسیقیش رو بشنوم

پس چرا ولش کردین؟

بعدا بیا بریم یه جایی

رو شان؟

فی

چرا اینجایی؟

به نظرت چرا اینجام؟

چی کار کردی؟

چرا ارباب جوان دستگیرت کرده بود؟

متوجه شدی؟

من از همه چیز

شهر ابری خبر دارم

کِی دیگه

نگرانم نمیکنی و

درست رفتار میکنی؟

دردسر درست نکردم

فقط از ارباب جوان کمک خواستم

چیه که حتی منم

نمیتونم کمکت کنم؟

یه مسئله خیلی بزرگ

انقدر بزرگه که مزاحم ارباب جوان شدی؟

از ارباب جوان خواستم کارگاهم رو نجات بده

رو شان

ارباب جوان موافقت کرده

باید برم

و کارگاه رو آماده کنم

خداحافظ

[عمارت فرماندار]

[عمارت فرماندار]

حمام کردن مو

صد سال طول میکشه

[دانش از قوانین طبیعت می آید]

شان شان

عرض ادب،فرماندار

بهت گفتم

وقتی فقط خودمونیم

انقدر مودب نباش

باید مهربونی تون رو با

احترام جبران کنم

باشه باشه.هر طور میلته

بیا بشین

بیا

فرماندار

ارباب جوان اومدن؟

آره

داره خودشو میسابه

ببخشید رک گفتم

شما خیلی رک هستین

اشکالی نداره

شان شان

موقع شام تمام سعی ات رو بکن

ازت تعریف میکنم

تو این مدت

خیلی هوام رو داشتین

خیلی ممنونم

وظیفمه

میخوای به کارگاه هم آوایی بپیوندی

باید بهت کمک کنم

اما یه کم که فکر کردم

شهر هم آوایی و ابری خیلی از هم دورن

نگرانم نتونی بهش عادت کنی

نگاه کن

پدر و مادرت

و خواهرت اینجان

منم هستم

مجبوری بری شهر هم آوایی؟

میدونین که

همیشه هدفم

وزیر موسیقی شدن بود

چیش خوبه آخه؟

از همسر فرماندار بودن بهتره؟

من مصمم که

تو آزمون قبول شم

اگه نگرانین

لطفا خودتونو ناراحت نکنین

شان شان

امروز چم شده؟

همش دارم حرف های اشتباه میزنم

...من- فرماندار-

عرض ادب،فرماندار یون

...خودشو سابید

کارش تموم شده؟

ارباب جوان بعد از حمام خسته بودن

خواستن بهتون بگم که

شام میل نمی کنن

واقعا که

مگه یه حموم چقدر آدمو خسته میکنه؟

باشه، فهمیدم

بذار استراحت کنه

چشم

به برادرزاده ام نگاه کن

باید باهام بمونه

و آموزش ببینه

بیش از حد ظریفه

اشکالی نداره

بیاین خودمون از غذا لذت ببریم

بریم

از اونجایی که ارباب جوان برای تماشای اجرام نیومدن

دیگه مرخص میشم

شان شان عجله نکن

ببخشید که حرف های

اشتباه زدم

چرا باید از فرماندار عصبانی باشم؟

فقط درگیر امور کارگاهم هستم

دوباره بهتون سر میزنم

واقعا از دستم عصبانی نیستی؟

بیا...بیا بدرقه ات کنم

نمیتونم بدرقه ات کنم؟

[حیرت انگیز و درستکار]

شان شان

مراقب باش

منو ترسوندی

مثل روح

ظاهر نشو

فرماندار

الان دیدم ارباب جوان و شیائوچی

از در پشتی خارج شدن

نمیخواست استراحت کنه؟

کجا رفت؟

بر اساس جهت شون

احتمالا از شهر خارج شدن

...چرا از این فرصت استفاده نکنیم تا

جواب منو بده

چرا شان شان از من خوشش نمیاد؟

چون به اندازه کافی جوان نیستم؟

چهره یون مو رو دیدی؟

خوش قیافه ست

و جوانه

چرا منم صورتمو نسابم؟

بسابش

[عمارت فرماندار]

رئیس

کجا داریم میریم؟

کارگاه جرقه سبز

چشم

فی- فی-

شی یی.بیائو

بیاین

فی

بالاخره

فی، بالاخره برگشتی

بهت سخت گرفتن؟

نه

کی جرئت میکنه؟

ار...ارباب جوان رو دیدی؟

شکایت

کردی؟

آره

ارباب جوان بزودی میاد

باید با موسیقی مون

تحت تاثیر قرارش بدیم

واقعا که فی

میشه بهش اعتماد کرد؟

نشنیدی

اون اشراف زاده ها

همه دروغگو هستن؟

فراموشش کن

باید همه تلاشمون رو بکنیم

این تنها شانسمونه

مشکلی نیست

تا زمانی که کر نباشه

میتونیم تحت تاثیر قرارش بدیم

آره- باشه-

برین آماده شین

باید از اون ارباب جوان ببریم

ما میتونیم- ما میتونیم-

بریم- بریم-

شما ها، از اون سمت

اطاعت

شما ها، این طرف

اطاعت

چی کار کنم؟

نیستش

برین اونجا

اطاعت- اطاعت-

هی، حالت خوبه؟

تعقیبت میکنن؟

حالت خوبه؟

ارباب جوان

حالتون خوبه؟

خوبم

الان یه چیزی یادم اومد

ارباب جوان

نباید با سو روفی

میومدیم؟

حتی نمیدونیم این

کارگاه جرقه سبز کجاست

ارباب جوان

زنگ باد

زنگ باد رو دنبال کن

چشم

[کارگاه آموزشی جرقه سبز]

بیائو، نزدیکتر بیا

ژائو هو برو عقب

کافیه، همین

خودتونو معرفی کنین

ما...کارگاه

جرقه

سبز

هستیم

لبخند

بزرگتر

اینه

فی

هنوز نیومده

چرا از الان باید لبخند بزنیم؟

واسه تمرینه

اگه از ظاهرمون

خوشش نیاد چیکار کنیم؟

ما اجراکننده هستیم

نه دلقک

باید همه این کارها رو انجام بدیم؟

بهتون گفته باشم

...وقتی اومد

فی

ببین کی اینجاست

عجله کنین

نه فی- نه نه-

ببین کیه

رو شان؟

رو شان

چرا اینجایی؟

فی

دوباره میخوای چیکار کنی؟

هیچی

خب.امروز به

ارباب جوان چی گفتی؟

بهت نگفتم؟

نگران نباش

من مشکلی ندارم

خوبه

بیا بریم خونه

الان نمیتونم

رو شان

چرا تو زودتر نمیری؟

ارباب جوان میاد تا

اجرامون رو ببینه

میاد موسیقی تون رو گوش بده؟

عمرا

ارباب جوان اومده

ارباب جوان اومده

عجله کن

سلام بر ارباب جوان- سلام بر ارباب جوان-

بلند شین

ممنونم ارباب جوان- ممنونم ارباب جوان-

به عنوان یه مقام رسمی

بابت این خوشامدگویی

شلخته پوزش میطلبم

مقام رسمی

هستی؟

ارباب جوان

سو روشان هستم، رئیس کارگاه نغمه

کارگاه رسمی شهر ابری

من یه مقام ارشد موسیقی هستم

پس تو رئیس سو هستی

میتونم بپرسم اینجا چیکار میکنی؟

...من

اون خواهر منه

اینجا بودنش طبیعیه

ارباب جوان

بفرمایین

اجرا رو شروع کنیم؟

بیاین

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.