All language subtitles for The_Night_They_Came_Home_2024_1080p_WEB_DL_AC3_FLUX

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

در طول دوران تب زمین در سال 1889 سرزمین اوکلاهوما مسکونی اعلام شد

قاضی آیزاک پارکر، قانونگذار فورت اسمیت با صدور قانونی وظیفه حراست از

سرزمین‌های وسیع مرزی را به مارشال‌های ایالات متحده

و نیروی پلیس سرخپوستی سپرد

مبلغان مذهبی برای آموزش تعالیم مذهبی به ساکنین بومی منطقه اعزام شدند

این پیش درآمد مناقشاتی بود که در تابستان سال 1895

و با ظهور گروهی از جوانان یاغی به نام دار و دسته روفوس باک به اعمال خشونت منتهی شد

بر اساس یک داستان واقعی

منطقه اوکلاهوما، قوم چوکتاو زندان فورت اسمیت، 1 جولای 1896

سلام خورشید

هیچوقت فکر نمی‌کردم چیز زیادی برای از دست دادن داشته باشم

ولی حالا که من رو از برادرهام جدا کردن

ولی می‌دونم که وقتی این زمین رو ترک کنیم دوباره به هم می‌پیوندیم

این آخرین باریه که طلوعت رو می‌بینم

آخرین صبح من روی زمین سبز

وقتی می‌دونی آخرین باریه که دنیا رو می‌بینی

همه‌چی قشنگتر به نظر میرسه

دیگه با موسیقی کفرآمیزت نمی‌رقصی روفوس باک

خدایان حیوانیت رو نمی‌پرستی

و به اون زبان حیوانی تکلم نمی‌کنی

سرخپوست درونت رو می‌کشیم روفوس باک

و انسان درونت رو نجات میدیم

سلام رفیق

شنیده‌م گورکنی

میگن چندتا آدم معروف هم چال کردی

یه نوشیدنی برات بخرم؟

کنیاک

ردیف بالا

بالاتر ردیف بالا باب

اشکال نداره گورکن صدات کنم؟

گورکنی شغلمه

دوست ندارم فکر کنم هویتم هم هست

ولی هست

میگن دوران هفت‌تیر کشی داره به سر میاد

به خصوص واسه آدمهایی مثل من و تو

تو آدم دوران‌دیده‌ای هستی بگو ببینم چی‌ها دیدی؟

کلی جوون بی‌پروا دیدم

که کارشون با یه گلوله تموم شده

ولی در مورد اینکه دوران غرب وحشی سر اومده

باید بگم اون دوران از نظر من اول جولای 1896 ختم شد

مگه اون موقع چه اتفاقی افتاد؟

آخرین گروه یاغی‌ها اعدام شدن

تو جاده فورت اسمیت

اونی که تو یه قبر بی نام و نشون خاکشون کرد من بودم

مگه این گروهی که میگی چه خصوصیتی داشت

که غرب وحشی رو با خودشون به گور بردن؟

آروم باش این طلای مایعه

میخوای آخر داستان رو بشنوی یا نه؟

اسم خودشون رو گذاشته بودن دار و دسته روفوس باک

یه مشت نوجوون بودن یه رگشون سیاه بود یه رگشون اینجون

تو مراسم اعدام چروکی بیل با هم آشنا شده بودن

تو جاده فورت اسمیت ماس سال 96

میخواستن قیام کنن

یا از سفیدپوست‌هایی انتقام بگیرن که زمین‌هاشون رو دزدیده بودن

بعضی‌ها میگن ارواح وحشی تو جسمشون حلول کرده بودن

اشباح اینجون‌های مرده و برده‌ها

بقیه میگن فقط یه مشت قاتل بی‌عقل بودن

جوون‌تر از اونی بودن که چیزی حالیشون باشه

کلانتر جان گرت رو ناکار کردن

ولی دوران وحشت‌پراکنی‌شون

با خانواده پالمر شروع شد

بیا بریم با پائول و تامی خداحافظی کنیم

من دیگه دارم میرم بابا

عجله نکن تامی

کار من الان تموم میشه

بیا بغلم ببینم

تامی

به اندازه دو روز برات غذا گذاشتم

برای سه روز هم کافیه

در صورتیکه کارت طول بکشه

ممنونم

گوشت دودی هم برات گذاشتم می‌تونی تو مسیر بخوری

واسه موقع مبادا

تامی

دوستت دارم - من هم دوستت دارم -

واسه خودت مردی شدی

تو و بابات باید حواستون به همدیگه باشه - لوسش نکن مامان -

فورت اسمیت کلا 20 مایل با اینجا فاصله داره تا شب می‌رسیم

صبح آذوقه‌ها رو میگیریم و برمی‌گردیم

فقط چراغ ایوون رو روشن بذار

به محض اینکه صدای درشکه رو شنیدیم قهوه دم می‌کنم

مگه نه مامان‌بزرگ - آره -

فردا کیک شکلاتی درست می‌کنم

من هم میخوام باهات بیام بابا

از مارس پارسال تا حالا شهر نرفته‌م

می‌دونم

دفعه بعد، باشه؟ - خواهش می‌کنم -

تو باید اینجا بمونی

باید به مامان و مامان‌بزرگ کمک کنی کنسرو درست کنن

باشه؟ برگشتنی برات یه کادوی ویژه میارم

من از کنسرو درست کردن متنفرم

تا وقتی بگردی حواسم به همه‌چی هست

راستی، چند وقته هیچ صدایی از قبیله‌ها در نمیاد

به خصوص از وقتی قاضی پارکر داره یکی یکی اعدامشون می‌کنه

راه بیفت بریم تامی داره دیرمون میشه

به سلامت چاک

سلام ما رو به پدر و مادرت برسون

خداحافظ بابایی. دوستت دارم - من هم دوستت دارم -

قول میدم کنسروهای درجه یک درست کنم - باشه -

اگه خواستی غافلگیرم کنی

می‌تونی اون لباسی که از تو کاتالوگ انتخاب کردم رو برام بخری

نه - شاید؟ -

نمی‌دونم در مورد چی حرف میزنی

ولی من خیلی دوستت دارم - من هم دوستت دارم -

بابابزرگ میگه قاضی پارکر خوب کاری می‌کنه

که یاغی‌ها رو تو ملأ عام دار میزنه

کار وحشتناکیه پسرم

به نظر من تو دنیای متمدن

نباید از این کارهای افراطی کرد

ولی کشیش میگه تو انجیل نوشته چشم در برابر چشم

ولی چشم در برابر چشم

باعث میشه هردو نفر کور بشن چه فایده‌ای داره؟

...فکر کنم یه نهر

اونجاست بهتره یه خورده استراحت کنیم

برو قمقمه رو پر کن

باشه

بابا

بابا

حالت خوبه؟

فکر کنم اسبت رو پس گرفتیم کلانتر

همون نیست که کالسکه رو می‌کشه؟

اگه نباشه پس من کورم

خب، خب

انگار اینجا دوتا اسب دزد داریم

ما اسب دزد نیستیم

نه، نه، نه

...نه، این

این اسب مال منه

پنج سال پیش تو فورت اسمیت خریدمش

سندش رو هنوز دارم

سندش الان پیشته؟

نه، الان پیشم نیست

ولی همه گله‌دارهای این اطراف میدونن که این اسب مال منه

اسمش کیسیه

ما که از گله‌دارهای این اطراف نیستیم

اون اسب هم مال منه

اسمش هم کیسی نیست، دیمونه

تو هم دزدیدیش

که این اطراف حکمش اعدامه

البته اگه من قانون رو درست فهمیده باشم

خوب گوش کن رفیق

بد کاری کردی اسب کلانتر ما رو دزدیدی

این هنوز 19 سالش هم نشده

چطوری کلانتر شدی؟

سنش بیشتر از اونیه که نشون میده

ما هم افرادشیم

روسای قبیله کریک قانونا ما رو منصوب کردن

از اسب‌دزدها هم خوشمون نمیاد

بچه‌ها، میگم بهتره اول محاکمه‌شون کنیم

همیشه قبل از اعدام باید یه دادگاه عادلانه برگزار بشه

سم

مائوما

برید طناب پیچش کنید

قربان، دارید اشتباه می‌کنید

قسم میخورم این اسب مال منه

مائوما - این اسب مال منه. من دزد نیستم -

مائوما، پسره رو بگیر

نه، نه، نه، نه نه، نمی‌تونید، نمی‌تونید

تو نمی‌تونی به ما بگی چکار نمی‌تونیم بکنیم

بابا

ولی اگه درست رفتار کنی

میذارم پسرت زنده بمونه

بابا، نه

ناراحت نباش پسر

اونموقع که من بچه مدرسه‌ای بودم

یه داستانی در مورد خدای سفیدپوست‌ها برامون می‌گفتن

در مورد اینکه چطوری همه‌تون رو تو سیل غرق کرده

چون شرور و گناهکار بودید

تو به خدا اعتقاد داری پسر؟

معلومه خدا خوبه

خدا خوبه

پس چرا دوباره شماها رو زنده کرد

تا بیاید زمین‌های سرخپوست‌ها رو غصب کنید؟

می‌بینی؟

شاید یه سیل دیگه لازم دارید

...ما

ما آسیبی به مردم شما نرسوندیم رفیق

هی

ما رفقای تو نیستیم

هی، لوئیس

ما چندتا آدم دار زدیم

که ادعاع می‌کردن بی‌گناهن؟

ولی به حرف هیچکدومشون گوش نکردم

گل گفتی لاکی

معلوم بود دروغ میگن

بهت التماس می‌کنم التماس می‌کنم بس کن

خب، نیازی به شهادت دادن نیست

عدالت رو اجرا می‌کنیم

آره

خب بچه‌ها، شما هیئت منصفه‌اید

من هم قاضی ...حالا

چند نفرتون فکر می‌کنید این اسب دزد گناهکاره؟

موافقم - موافقم -

طبق نظر هیئت منصفه گناهکار شناخته شدی

و محکوم میشی به مرگ اعدام با طناب دار

بابا

نه

سم

بابا

بابا

بابا! بابا نه

دست نگه دار

بذار یه دقیقه با پسرش تنها باشه

تامی، بیا اینجا - بابا، نه -

هی، هی - نه -

پسر خوبی باش، باشه؟

مراقب مامانت باش نذار مامانت غصه بخوره

نه بابا - بهش بگو -

من برگشتم پیش خدا، باشه؟

سم - نه -

ولش کنید بس کنید

بابا، خواهش می‌کنم

نه

نه! بابا

نه! بابا

بریم اسب‌ها رو جابجا کنیم پسره هم بهتره ول کنیم بره

هی، دختر

صاحبت کجاست؟

خودت میدونی در مورد کی دارم حرف میزنم

پیتا نوکونا

صاحب حرمسرا

برو صداش کن

واسه چی اومدید اینجا؟ - از اینجا برید -

دختر، به نفعته همین الان بری صداش کنی

چه کمکی از دست من برمیاد؟

کلانتر گرت اخیرا کشته شده آقای نوکونا

ولی خودت خبر داری

به عنوان یه پزشک

از هر اتفاقی تو قبیله کریک میفته خبر داری

مردم با من حرف میزنن چون بهم اعتماد دارن

من میخوام ناهار بخورم بیاید داخل

جان گرت پایین جاده کشته شد

بخورید یه نوشیدنی مهمون من باشید

میگم جسدش رو براتون بیارن

پس حدس میزنم با قاتلش آشنایی

آشنایی کلمه قدرتمندیه

حدس میزنم کار روفوس باک جوان بوده باشه

و چند نفر دیگه

برادران دیویس لوئیس و لاکی

...و شاید

سم سمپسون و مائوما جولای

همه‌شون مراسم اعدام چروکی بیل تو فورت اسمیت رو از نزدیک دیدن

کلاغه برام خبر اورده که

دیدن صحنه اعدام این جوون‌های دورگه رو به خشم اورده

احساس کردن باید یه نفر رو بکشن

یه سفیدپوست

فکر می‌کنی این 5 نفر الان کجا باشن؟

خدا میدونه

ولی زیاد دور نمیشن

چطور مگه؟

چون خیلی احمقن

هیچکس خطرناک‌تر از ادم احمق نیست

به خصوص که حالا مزه خون هم چشیده‌ن

به نظرت باید سرزنششون کرد؟

بابت قتل؟

مگه میشه سرزنششون نکرد؟

شما چطور آقای مالدون؟

من سرزنششون نمی‌کنم

اعدامشون می‌کنم

به حکم قانون

قانون سفیدپوست‌ها قبلا هم حکم کرده که چندین نسل از زنان و مردان سرخپوست

باید تو زمین خودشون قتل عام بشن

بماند که مردم آفریقا هم به حکم همین قانون به زنجیر کشیده شدن

این قانونی که شما ازش دم می‌زنید

قاضی خوبی برای اجرای عدالت نیست

هی، ظرفی داری که بشه توش تف کرد؟

ممنونم

تف کردن عادت کثیفیه قربان

تو کلی زن جوون دور و بر خودت جمع کردی

این هم عادت کثیفیه یا فقط از سر علاقه‌ست؟

من مدام این دوتا رو با هم قاطی می‌کنم

من از مردمم مثل خانواده خودم مراقبت می‌کنم آقای هک توماس

آقای ناکونا، شما اسم قاتل‌ها رو بهمون دادید

بابتش خیلی ازتون ممنونیم

اون مبلّغ‌های مذهبی مدارس سرخپوستی

فکر می‌کردن دارن به وظایف الهی‌شون عمل می‌کنن

و شیطان رو از جسم ما کفار وحشی بیرون می‌کنن

هر اتفاقی که برای روفوس باک و دار و دسته‌ش افتاده

کار سفیدپوست‌ها بوده

من اسمش رو میذارم مرگ به دست تمدن

چه داستان غم‌انگیزی

این روفوس چه ویژگی خاصی داره؟

فکر می‌کنن سرنوشتش اینه که رهبر بزرگی بشه

و سفیدپوست‌ها رو از این سرزمین بیرون کنه

من در مورد آینده‌ش مطمئن نیستم

ولی خب، من فقط یه پزشک ساده‌ام

...پس

هنوز نوبت پیاده‌روی تو نشده جورج؟

بذار یه خورده دیگه بریم

کمردرد داره من رو میکشه

تو که کمردرد نداری

صد دفعه دیده‌م مثل گربه‌ای که دنبال قناریه

رو سکوی اعدام بالا پایین می‌پری

عمرا اگه کمردرد داشته باشی

من همیشه کمردرد دارم

فقط نمیذارم مردم ببینن

پس به خاطر غرورت سواره میای

نه، فقط به خاطر وجهه‌م

آدم باید وجهه خودش رو حفظ کنه

آدم بدون وجهه چیزی جز پوست و استخون نداره

درضمن، یه نویسنده می‌شناسم به اسم کروزبی

قراره تو رمانش در مورد من بنویسه

نکنه قراره بیل بوفالوی بعدی بشی؟

نه، فقط یه مأمور اعدام ساده

که باید افسانه خودش رو حفظ کنه

جورج، تو چطوری با اعدام کردن مردم انقدر معروف شدی؟

من فقط مأمور اعدام نیستم

معاون مارشال هم هستم درت مثل خودت

و با کلی پرونده پیچیده سر و کله زده‌م

نه به اندازه تو، ولی پنج شش‌تایی میشه

جورج، اونجا رو نگاه کن

پسر

وسط بیابون چکار می‌کنی؟

چیزی نیست پسر

ما مارشال‌های فدرالیم تحت فرمان قاضی پارکر از فورت اسمیت

مردی که بابام رو کشت هم نشان کلانتری داشت

گفت بابام اسب دزده

اونی که پشت گاریه باباته؟

بله قربان

اونی که نشان داشت اجازه داد ببرم خاکش کنم

یعنی این بلا رو اون‌ها سر بابات اوردن؟

کلانتر و 4 نفر دیگه

می‌گفتن معاون‌هاشن

همه‌شون جوون بودن چندتاشون هم دورگه بودن

چطوره با خودمون ببریمش؟

خیلی خب تامی

ازت میخوام همینجا بمونی، باشه؟

چشم قربان - به اسب‌ها رسیدگی کن -

بریم جورج

جولین کجاست؟

لعنت بهت جورج پسره رو ببر بیرون

لازم نیست این چیزها رو ببینه از اینجا ببرش

جولین! ممکنه هنوز اینجا باشه

مرگ حقه امروز نوبت اون‌ها بوده

آروم باش آروم باش

هک توماس مثل یه پوتین کهنه سرسخت بود

آدم‌های زیادی مثل مائوما رو تحویل داده به آدم‌هایی مثل من

ولی هیچکس فکر نمی‌کرد جولین کوچولو

با یه چنگک کشاورزی دخل مائوما رو بیاره

جایی در محدوده قبله چروکی

سلام پسرعمو

بالاخره چشممون به جمال چارلز باک روشن شد

ماهی‌گیری چطور پیش میره؟ شام ردیفه یا نه؟

هنوز چیزی صید نکرده‌م

یه ماهی نوک زد ولی نتونستم بگیرمش

حالت چطوره روفوس؟

بهتر از همیشه تو چطوری؟

داغون مامان و بابا میخوان دوباره برگردم

به اون مدرسه سرخپوستی

نمیذارن ترک تحصیل کنم

مدرسه سرخپوستی

مگه اونجا چی یادت میدن؟

که چطوری شبیه سفیدپوست‌ها بشی؟

که شیوه زندگی ما منسوخ شده؟

من دیگه گوشم به این حرف‌ها بدهکار نیست

واسه همین زدم تو کار دزدی کردن از سفیدپوست‌ها و کشتنشون

کاری می‌کنم دمشون رو بذارن رو کولشون و از این سرزمین برن

زن‌هاشون هم اسیر می‌کنیم همونطوری که زن‌های ما رو اسیر کردن

ما وحشی و آزادیم

وحشی و آزاد، ها؟

ما یعنی کی روفوس؟

می‌شناسیشون

سم، لاکی، لوئیس

مائوما چی؟

یه دختر سفیدپوست کشتش

وقتی داشتیم می‌دزدیدیمش

الان هم داریم میریم بفروشیمش

به اون دکتره تو قبیله کریک

ولی تو راه کریک

قراره یه کار بزرگ بکنیم

کاری می‌کنیم که تمام این سفیدپوست‌ها به وحشت بیفتن

به نظرت من می‌تونم جای مائوما رو پر کنم؟

دقیقا داشتم به همین فکر می‌کردم

وقتی خونِ روی لباست رو می‌بینم خون مائوما

دلم میخواد به عزای برادر مرحومم خودم رو بکشم

خب، برنامه چیه رئیس؟

چیزی که اومدیم دنبالش رو می‌گیریم

دقیقا لاکی

هی

هی، بارت

بیا بیرون

چه خبرتونه انقدر سر و صدا می‌کنید؟

هول کردم لیوان ویسکی از دستم افتاد

پس بخواب لیسش بزن

تو که از چیزها زیاد داری

مگه نه بارت؟

...من

...آره، من

الان میرم تو انبار

یه خورده دوآتیشه براتون میارم

نگو دو آتیشه عوضی

دو آتیشه اونیه که آب میبندی بهش و میدی دست اینجون‌ها

مستشون می‌کنی، جیبشون رو خالی می‌کنی

می‌دونی

من با پدر مرحومت برو بیایی داشتم

همیشه مجانی بهش نوشیدنی میدادم

یادت نیست پسر؟

چرا، معلومه که یادمه

یادمه کلی آب بهش می‌بستی

و بابت هر بطری سه برابر پول می‌گرفتی

همون بطری‌هایی که سفیدپوست‌ها بهش دست هم نمی‌زدن، درسته؟

همون سفیدپوست‌هایی که زمین‌هامون رو مفت از چنگمون در اوردن

یادته؟

ما میخوایم همه سفیدپوست‌ها رو از اینجا بندازیم بیرون

تعداد ما خیلی زیاده

الان سال 1895ه نمیشه با کشتار و پوست کندن و اینجور کارها

سفیدپوست‌ها بیرون کنید

باید با هم کنار بیایم

سفیدپوست‌ها، سرخپوست‌ها

و حتی سیاه‌پوست‌ها

خفه شو پیر مرد برو اون نوشیدنی‌ها رو بیار

خسیس‌بازی در نیار واسه هرکدوممون یه بطری بیار

...مشکلی نیست، فقط

من جنس‌های خوب رو اون پشت قایم کرده‌م

الان برمی‌گردم آقایون

یه لحظه منتظر باشید

چکار داری می‌کنی بارت؟

هی، روفوس

اینجا رو باش

این نوشیدنی‌ها و تفنگ‌ها کلی می‌ارزن روفوس

دستخوش لاکی

پس بریم یه مهمونی مشتی راه بندازیم

برو این رو تقدیم کن به برادر مرحوممون مائوما

اون در راه هدفمون مرد

من اگه میخواستم یه نفر رو انتخاب کنم

که اون کافرها رو دستگیر کنه

هک توماس رو انتخاب می‌کردم

تو تا حالا چند نفر رو شکار کردی؟

من مرد قانون نیستم

...اجرای قانون کار مردهایی

مثل قاضی پارکر

و مأمور اعدامشه

جورج مالدن

این‌ها شرورترین حرومزاده‌های این محدوده‌ن

دوست دارم نسخه خودشون رو واسه خودشون تجویز کنم

کارشون به طناب من ختم میشه

قول میدم

جورج، تو کسی رو اعدام نمی‌کنی

من هم کسی رو اعدام نمی‌کنم

خدا به سرتاسر این سرزمین اشراف داره

قانون اعدامشون می‌کنه

قانون، جورج

حالا میگی که حداقل یکی از این جنایتکارها

قرار نیست بالای طناب دار جون بده؟

هک پیداش کرد

مثل خوک با چنگک کشته بودنش

یکی از پالمرها دخلش رو اورده بود

فکر می‌کنی یه دختربچه می‌تونسته همچین کاری بکنه؟

خدا میدونه کار کی بوده

ولی دختره رفته

هک هم میخواد قبل از اینکه اتفاق بدتری بیفته پیداش کنه

این هک توماس از اون آدم‌های مرتده

قبول داری جورج؟

اون مجری عدالته به اینجور آدمها احتیاج داریم

بعد از اینکه جسدها رو خاک کردیم پسره رو با خودم اوردم

هک هم صبح اول وقت میره ردّشون رو پیدا کنه

یا خیلی شجاعه یا خیلی احمق

شاید هم جفتش

میخواد دختره رو نجات بده

واقعا فکر می‌کنی هنوز زنده باشه جورج؟

امیدوارم

چون اگه زنده نباشه دوبار دارشون می‌زنم

من گشنمه - انقدر غر نزن -

صبور باش، چارلی به زودی با آذوقه برمی‌گرده

من باید یه لحظه تنها باشم

من باید یه لحظه تنها باشم

دستش رو باز کن

بذار بره کارش رو بکنه

کارش که تموم شد

ببر ببندش به اون درختی که اونجاست

حواست باشه محکم ببندیش

نگران نباش روفوس

جایی نمیره

به خصوص اگه بسپریش دست من - صبر کن ببینم -

اول نوبت منه

شماها برید واسه آتیش هیزم جمع کنید

تو که رئیس من نیستی - انقدر غرغر نکنید -

اگه میخوایم ارتش جمع کنیم باید با هم کنار بیایم

من هم حرفی که زد رو تأیید می‌کنم

برید سراغ کارتون - باشه روفوس -

رفتیم، جوش نیار

راه بیفت

فکر کردی می‌تونی از دست ما فرار کنی سلیطه؟

خدا خودش من رو نجات میده

خدا سمت ما نمیاد

خائن

میخواست تلگرام بفرسته

من هم دخلش رو اوردم

نه بابا! بذار تلگرام بفرستن

بذار اسم دار و دسته روفوس باک بیفته سر زبون‌ها

بذار همه بفهمن که میخوایم خواب رو از چم مردم این شهر بگیریم

حالا دیگه معروفیم

الان سر و کله‌شون پیدا میشه بهتر نیست بزنیم به چاک؟

بذار بیان

دخل همه‌شون رو میاریم

چیزی که مال ماست رو با خون پس می‌گیریم

سم سیکسکیلر دوست قدیمی

فکر می‌کردم سر و کله‌ت پیدا بشه هک

این آقا سرجوخه پیدن تولبرته

شنیده دیشب رفته بودی ماسکوگی

در مورد دار و دسته روفوس پس و جو می‌کردی

هیچکدومشون با غریبه‌ها حرف نمی‌زنن

مخصوصا با افسرهای موگانی

افسرهای موگانی

باشه

افسر موگانی دیگه چه کوفتیه؟

سفیدپوست‌هایی مثل خودت

تولبرت، درسته؟ سرجوخه تولبرت

تو پلیس سرخپوستی

پس امیدوارم این اطلاعات

برات جالب باشه

روفوس باک و دار و دسته‌ش

افسر موگانی جان گرت رو به قتل رسوندن

و بعد از کشتنش

رفتن سراغ دوتا زن مزرعه‌دار موگانی

و بهشون تجاوز کردن و شکنجه‌شون کردن

و وقتی کارشون تموم شد

گلوشون رو مثل حیوون بریدن

بعد از اون سه‌تا مرد موگانی پیدا کردن

یکی از اون سه‌تا مرد رو گرفتن

و تصمیم گرفتن دارش بزنن

اون هم جلوی چشم پسر موگانیش

فقط به خاطر اینکه جون دادن باباش رو ببینه

پس وقتی میگی مردمی که تو باهاشون حرف میزنی

خوش ندارن با یه افسر موگانی حرف بزنن

تعجب نمی‌کنم

چیزی که باعث تعجبم میشه اینه که آدم‌هایی که تو باهاشون حرف میزنی

حاضرن باشن با هر مأموری از هر نژادی حرف بزنن

...بگذریم، سم

من ردّشون رو چند مایل دنبال کردم

ولی تو دورهام کریک گمشون کردم

نکنه میخوای من آدم جمع کنم بیفتم دنبالشون؟

نه، لازم نکرده آدم‌های تو برن ول بچرخن

اگه به تو باشه که عمرا نمیشه پیداشون کرد

میخوام برگردم برم دوباره ردّشون رو پیدا کنم

بعدش هم بگردم مخفیگاهشون رو پیدا کنم

و براشون کمین کنم

می‌دونم که خوشت نمیاد همکار داشته باشی

ولی پیشنهاد می‌کنم پیدن رو با خودت ببری

اینجوری می‌تونید هوای همدیگه رو داشته باشید

خوش ندارم تو چروکی قیام راه بیفته

اگه مردم فکر کنن اون پسرها بدون محاکمه کشته شدن

اوضاع به هم میریزه

اوضاع همین الانش هم بهم ریخته سم سیکسکیلر

تو هم من رو خوب میشناسی

این افسر موگانی پیر

تنهایی بهتر کار می‌کنه - من هم همینطور -

بدون تو بهتر می‌تونم این قائله رو ختم کنم

تو فقط دست و پا گیرم میشی - بفرما! حل شد -

بله، حل شد هک توماس

این عادت کثیفیه

اون سیگاری که دستته چی؟

این سیگار دعاست

تنباکو محصول مردم منه

ویسکی چی؟

اون که محصول موگانی‌هاست

سفیدپوست‌ها اختراعش کردن

که نذارن چروکی‌ها به دنیا حکومت کنن

پس به سلامتی همین

سم سیکسکیلر نیمه سفیدپوسته

پدرش یه چروکی بود به اسم ردبرد سیکسکیلر

رد با اهالی کریک درگیر شد و 6 نفر رو کشت

اون‌ها هم کشتنش

نمی‌دونستم بعدش چی شد؟

مادرش نمی‌تونست از پسش بر بیاد

به خاطر همین فرستادش به یه مدرسه سرخپوستی شبانه‌روزی

تو کارلایل، پنسیلوانیا

اونجا تحصیل کرد

تو کجا تحصیل کردی؟

من خوشم نمیاد در مورد خودم حرف بزنم

فقط در مورد بقیه؟ - فقط در مورد بقیه -

کارآگاه واقعی این شکلیه

اپراتور تلگراف وسترن یونیون

یه پیام قطع شده از پایگاه تجاری ارتش دریافت کرده

سعی کرده جواب بده، ولی نتونسته

خط قطع شده

فکر می‌کنه سیم تلگراف رو بریده‌ن

پیامی که فرستادن چی بوده

پیام خطر ارتش

همونی که برای حمله سرخپوست‌ها استفاده می‌کنن

باشه، ممنون

امیدوارم اون سیگار دعات کار کنه

و برامون شانس بیاره

واسه سواری حاضری آقای پیدن تولبرت؟

به اندازه خودت، هک توماس

کاش تو کلیسا با هم آشنا شده بودیم

می‌تونستیم عاشق معشوق بشیم

ترجیح میدادم بمیرم

چیه عشقم؟

از پسرهای سرخپوست خوشت نمیاد؟

من کلا 17 سالمه

از هیچکس هم نمی‌ترسم

وقتی 18 سالم بشه

یه مرد پولدارم تو دار و دسته روفوس باک

زیاد زنده نمی‌مونی

یا به ضرب گلوله می‌میری یا دارت میزنن

یعنی مثل بابات؟

در جریان هستی که روفوس همین بلا رو سرش اورد؟

حسابی کشیدش بالا

بد اخلاق

حسابی

ازت متنفرم - بیخیال عزیزم -

من بچه خوبی‌ام

چارلز

دست از سرش بردار

اون مال منه، نه تو

باید زودتر جمع کنیم بریم

بیخیال روفوس چه عجله‌ای داری؟

باید آماده بشیم

چرا؟ به خاطر سربازهای فورت اسمیت؟

تا سه ساعت دیگه نمی‌رسن

حتی اگه چهارنعل بیان

تازه، قبلش باید آماده بشن

گفتم باید جمع کنیم بریم

ولی روفوس، مگه نباید جولین رو تر و تمیز کنیم؟

مگه نمیخوایم بفروشیمش؟ - درسته -

...اگه میخوایم یه خریدار درست درمون براش پیدا کنیم

میشه من یه پیشنهادی بدم رئیس؟

نمیشه نفری یه دور ازش سواری بگیریم؟

که بشه جنس دست دوم؟

که مجبور بشیم مفت بفروشیمش؟

بذارید همین الان یه چیزی رو بهتون بگم اونی که قراره این رو بهش بفروشیم

از اون مکزیکی‌های بی پدر مادره

پیتا نوکونا

سلیقه‌ش هم که میدونید

دخترهای جوون

سفید

لاکی

و باکره

...رئیس

سلیقه من هم همینه

من هم

سلیقه همه همینه

بسه دیگه

لوئیس لوئیس

چرا انقدر دمغی؟

با ما حال نمی‌کنی؟

به خاطر کشتن اون آدم‌های بیگناه عذاب وجدان دارم

همه‌شون نه، فقط بعضی‌هاشون

لعنت بهت لوئیس

سفیدپوست بی‌گناه نداریم

یادت رفته؟

اون‌ها زمین‌های ما رو دزدیدن

هزارتا هزارتا کشتنمون

هیچکدومشون بی‌گناه نیستن

زورشون زیاده روفوس

شاید یه مدت بتونیم ادامه بدیم

ولی میان سروقتمون و همه‌مون رو می‌کشن

نه اگه یه ارتش سرخپوست پشتمون باشه

یه نسل جدید از سربازهای نترس

که از مردن به خاطر سرزمینشون نمی‌ترس

نفست طلا

واقعا فکر می‌کنی بتونیم همه‌شون رو فراری بدیم پسرعمو؟

تنها چیزی که سفیدپوست‌ها ازش می‌ترسن اینه

حالا، اگه از من پیروی کنید

همه‌تون رو می‌کنم پادشاه دنیای جدید

باشه؟

هرچیزی که می‌بینید هرچیزی که بخواید

مال شماست می‌تونید بگیریدش

شرارت آدمیزاد از کجا میاد؟

مسیح گفته دیده که شیطان مثل آذرخش از آسمون افتاد رو زمین

شیطان تبعید شد به زمین تا بین ما قدم بزنه

این چه ربطی داره به داستان؟

یه چیزی اون پسرها رو تسخیر کرده بود

کاری که کردن طبییعی نبود

...مگر اینکه

یه چیزی رفته باشه تو وجودت

مثل انگل

اختیارت رو به دست گرفته باشه

و فرشته درونت رو پرت کرده باشه بیرون

هک و پیدن چطوری گیرشون انداختن؟

با هم درگیر شده بودن؟

آروم باش

انقدر عجله نداشته باش

کلی پول خرج این داستان کردی

تامی

نترس

دیگه هیچوقت نمی‌تونن بهت آسیب بزنن

من هر دفعه که اون اهرم رو می‌کشم همین رو به خودم میگم

دیگه به هیچکس آسیبی نمی‌زنن

اون‌هایی که هنوز فراری‌ان چی؟

تو پسر خوبی هستی

دوست داری اتفاقی که برات افتاد

چطوری برای مردم نقل بشه؟

من یه نویسنده می‌شناسم

می‌تونه داستانت رو چاپ کنه

روفوس باک و دار و دسته‌ش هنوز اون بیرونن

...آره، ولی

دیگه زنده نمی‌بینیشون

هک رفته دنبالشون

می‌تونن مثل موش فرار کنن و قایم بشن

...ولی چیزی که طعم گلوله هک رو نچشه

طعم طناب من رو می‌چشه

بیشتر از همه نگران خواهرمم

به نظرت هنوز زنده‌ست؟

دعا می‌کنم زنده باشه

و هک برش گردونه

کسی اینجا نیست؟

کسی اینجا نیست؟

معاون مارشال ایالات متحده هک توماس

اسلحه‌هاتون رو بذارید زمین

دست‌هاتون رو ببرید بالا و بیاید بیرون

قول میدم عادلانه محاکمه بشید

خدای من

من افسار رو نگه میدارم

تو برو داروهای من رو بگیر عزیزم

وقعا فکر می‌کنی این داروها فایده‌ای هم دارن؟

من یه چیزی در موردشون خوندم

همه‌ش الکل و مسکّنه

خب، کمک می‌کنه بخوابم

سلام

آقای فوستر؟

ببخشید مری

می‌دونستم داری میای، ولی باید رفع حاجت می‌کردم

داروی سم رو آماده کرده‌م

هفتادوپنج سنت، مثل همیشه

سم؟

سم

همونطور که انتظار داشتیم خط تلگراف رو قطع کرده‌م

پس نمی‌تونیم به سم سیکسکیلر خبر بدیم

که برامون نیروی پشتیبانی بفرسته

در نتیجه

بهتره قبل از اینکه صحنه جرم از بین بره برم بررسیش کنیم

چی می‌بینی؟

انگار قاتل‌ها از اینطرف رفته‌ن

اون رو که خودم می‌بینم

ولی اینجا رو ببین

چندتا اسب اینجا داریم

با سوار

انگار به یکیشون گاری وصل کرده‌ن

درسته

جولین چی؟

به نظرت چه اتفاقی براش افتاده؟

شاید زنده نگهش داشتن که ازش سوءاستفاده کنن

شاید هم واسه باجگیری نگهش داشته باشن

هیچی جلودار این بی‌همه‌چیزها نیست

نکنه داری از طرز رفتار این سرخپوست‌های بی دین و ایمون دفاع می‌کنی؟

سرخپوست نیستن، دورگه‌ن

بعضی وقت‌ها دیوونه میشن

باید این نکته رو تو محاسبات بعدیم اعمال کنم

به نظرت کی حاضره واسه خاطر آزادی جولین یه باج تپل بهشون بده؟

از ظاهر مزرعه‌شون مشخصه که خانواده‌ش مال و منالی ندارن

پیتا نوکونا چی؟

طبیب سرخپوست

از دخترهای جوون خوشش میاد

میگن واسه دخترهای خوشگل خوب پول میده

شاید برن سراغ اون

من چند روز پیش رفته بودم خونه‌ش

به نظرم حرفت بی‌راه نیست

کاملا منطقیه همکار

حالا دیگه همکاریم؟

اتفاقی مسیرم افتاد به اون سمی سیکسکیلر سفید دوست

دخل خودش و زنش رو تو درشکه‌شون اوردم

خیلی وقت بود میخواستم دخلش رو بیارم

مردک مایه ننگ سرخپوست‌ها بود

این یارو که قراره جولین رو بخره چقدر باهامون فاصله داره؟

زیاد دور نیست

اونطرف قلمرو کریک

بیست مایل بیشتر نمونده تا غروب می‌رسیم

یعنی همینجوری میخوایم بفروشیمش؟

به چه دردش میخوره؟

یارو چهارتا زن داره

خوشش نمیاد سن زن‌هاش از 18 رد بشه

یا خفه‌شون میکنه یا پوستشون رو می‌کنه

چه اهمیتی داره؟

بعضی‌هاشون رو نگه میداره که کارهاش رو انجام بدن

آشپزی، نظافت

زن‌ها به درد همین کارها میخورن دیگه

به درد سواری دادن و کار کردن

خب دیگه، سوار شید

تامی

خوشحالم که می‌بینمت می‌ترسیدم دیگه نیای اینجا

بیا تو

اسم من سم کازبیه، تامی

برای روزنامه مصور فرانک لزلی مطلب می‌نویسم

رمان‌های ده سنتی هم می‌نویسم

همین الان هم دارم رو یه رمان در مورد آقای مالدون کار می‌کنم

بهم گفته

آقای مالدون برام تعریف کرد که چی به سرت اومده

تو جوون شجاعی هستی

خودم که اینطور فکر نمی‌کنم

شب‌ها بهم خیلی سخت میگذره

با پدربزرگ و مادربزرگت در مورد این اتفاق‌ها حرف نزدی؟

مامان‌بزرگم هرشب گریه می‌کنه

سعی می‌کنه با بالش صداش رو خفه کنه

ولی باز هم می‌شنوم

من فقط میخوام کسایی که خانواده‌م رو کشتن و خواهرم رو بردن رو بکشم

چه کمکی از دست من برمیاد؟

چه کمکی از دست من برمیاد پسرم؟

سلام

ما داریم میریم سمت قلمرو قبیله کریک

الان یه روز و نیمه که تو راهیم

میخواستیم ببینیم میشه خانومتون یه وعده غذای گرم برامون درست کنه؟

البته 20 دلار بابتش می‌پردازیم

اسمت چیه پسرم؟

ادبم کجا رفته؟ کلانتر جان گرت

پلیس سرخپوستی

این‌ها هم معاون‌های منن

دنبال یه نفربه اسم روفوس باک می‌گردیم

اسمش به گوشتون خورده؟

اسمش رو شنیده‌م

ولی این اطراف کاری نکرده

ما هم فکر نمی‌کنیم این اطراف باشه

فکر می‌کنیم شاید تو قلمرو کریک قایم شده باشه

ولی باید اقدامات لازم رو به عمل بیاریم

تا مطمئن بشیم که ردّش رو گم نمی‌کنیم

راستش ما هم خسته‌ایم هم گرسنه

میشه یه مقدار غذا برامون فراهم کنید؟

احتمالا می‌تونم یه چیزی براتون جور کنم

شاید برای سیر کردن همه‌تون کافی باشه

فقط شاید غیر از اون قد بلنده

میرم از خانومم بپرسم مرغ داریم یا نه؟

قراره یه مدت اینجا بمونیم دختر خانوم

بهتره سر و صدا نکنی

وگرنه هم تو رو می‌کشیم هم این کشاورز رو

باشه؟

میگه به اندازه کافی غذا واسه سیر کردنتون داریم

بیاید تو بشینید سر میز

فکر کنید خونه خودتونه

واقعا ازتون ممنونیم قربان

اشکال نداره اول اون 20 دلار رو بگیرم؟

البته که نه قربان

چه کمکی از دستم بر میاد آقایون؟

در رابطه با روفوس باک اومدیم

این رفیق چروکیت کیه؟

همکارمه

پیدن تولبرت

تولبرت

اسم فرانسویه

پدرِ پدربزرگم تو جنگ فرانسوی‌ها و سرخپوست‌ها ردیاب بود

یه فرانسوی این اسم رو روش گذاشت

انگار پا گذاشتی جای پای جدّت

حالا هم داری ردّ این یاغی‌های جوون رو می‌گیری

ما شواهدی داریم که نشون میده اون‌ها

یه دختر رو دزدیده‌ن و خانواده‌ش رو کشتن

و فکر نمی‌کنیم بخوان برای باجگیری ازش استفاده کنن

فکر می‌کنید قصدشون چیه؟

شاید فکر کنن که می‌تونن بفروشنش به شما

نگفتم احمقن؟

بله، یه چیزی تو همین مایه‌ها گفتی

من بابت اون دختر هیچ پولی نمی‌پردازم

چون نمیخوام اعدام بشم

مالدون با کمال میل اعدامت می‌کنه

...ولی چطوره

تو روند تحقیقات به ما کمک کنی؟

اینجوری طرف قانون قرار می‌گیری

یعنی طرف شما

طرفی که شماها بهش میگید قانون

به اندازه طرف خلافکارها فاسده

با این تفاوت که شماها بزک دوزکش کردید

همه‌چی به پول ختم میشه

هر دو طرف دنبال پولن

...منظورت اینه که

باید بابت اطلاعاتت بهت پول بدیم؟

نه، نه

منظور این نبود

بهتون کمک می‌کنم آقایون

چه اطلاعاتی داری ناکونا

...اگه مسیرشون به سمت اینجا باشه

وحشی‌گری می‌کنن تجاوز می‌کنن و آدم می‌کشن

کی رو می‌کشن آقای پزشک؟

کشاورزهای منطقه رو

ممکنه برن سراغ مزرعه پترسون

اونجا رو می‌شناسم

این بچه‌ها از خانواده‌هاشون جدا شده‌ن

بهشون تعرش شده همونطوری که به من ووقتی جوون بودم تعرض شد

اینجوری نمیشه کارهاشون رو توجیه کرد

توجیه نیست

...بلکه

چی؟

بذر شرّه

غذای محشری بود خانم الی

خیلی ممنونیم

برای دنبال کردن آدم بدها

انرژی لازم داشتیم

روفوس باک از بد هم بدتره

من در مورد یه چیزی کنجکاوم آقای اسپنسر

میشه بدونم

این ملک رو چطوری به دست اوردید؟

پدر و مادرم برامون به ارث گذاشتن برای من و الی

ما هم کنار جاده یه کلبه درست کردیم

که تو کارهای کشاورزی کمکشون کنیم

ولی حالا دیگه خودمون اینجا زندگی می‌کنیم

و کلبه رو گذاشتیم برای مهمون‌ها

چه عالی

زندگیمون می‌چرخه، ولی خیلی باید زحمت بکشیم

ولی هنوز برای من سواله که

پدر و مادرتون چطوری صاحب این مزرعه شدن

اینجا رو از کی خریدن؟

از کسی نخریدیم

وقتی منطقه برای سکونت باز شد

مردم اومدن، زمین‌ها رو گرفتن

و برای خودشون زندگی درست کردن

کلی زحمت کشیدن

تو شرق همچین فرصت‌های وجود نداره

یعنی برای شما یا باباهاتون اصلا مهم نبود که

این زمین‌ها مال بومی‌هاست؟

راستش رو بخوای هیچوقت به این چیزها فکر نکردیم

قانون رو دولت تعیین می‌کنه نه سرخپوست‌ها

تازه، اون‌ها که رو زمین کار نمی‌کردن

فقط داشتن حرومش می‌کردن

ما کار اشتباهی نکردیم پدر و مادر شوهرم هم کار اشتباهی نکردن

هرکاری کردن قانونی و منصفانه بود

طبق قانونِ کی؟

سرخپوست‌ها هم قانون دارن مسلک دارن

از نظر من این زمین دزدیه

آره، کل این قضیه رو مخ منه

نباید اینجوری باشه روفوس

منظورم کلانتر گرت بود

پاشو بریم روفوس

زیاد وقت نداریم

چطوره مذاکره کنیم؟

غذایی که بهمون دادی محشر بود خانم الی

ولی غذا جزء نیازهای حیوانیه

پس چطوره قیمت غذا رو 20 دلار حساب کنیم

سه دلار هم بابت بقیه نیازهامون

تو دیوونه‌ای

حق نداری به زن من دست درازی کنی

چرا؟

از قیمت راضی نیستی؟

اگه 25 سنت بذاریم روش چی؟

ببین الی

الان این شانس رو داری که جون شوهرت رو نجات بدی

ما یه حق انتخاب بهت میدیم

حقی که شماها وقتی زمین‌های ما رو دزدیدید، به زن‌هامون تجاوز کردید

و بچه‌هامون رو کشتید بهمون ندادید

این چیزها هیچ ربطی به ما نداره

مال هزار سال پیشه

تو هی به من میگی دیوونه

ولی متوجه نیستی که الان اختیار دست منه؟

یا احمق‌تر از اونی که متوجه بشی، کشاورز؟

مشخصه. من هر کاری لازم باشه برای نجات جونمون می‌کنم

حرف عاقلانه‌ای بود خانم الی

تازه، اگه شل کنی شاید خوشت هم بیاد

آدم همون چیزی رو برداشت می‌کنه که قبلا کاشته

درست نمیگم رفقا؟

آره - درسته -

من زن دست‌خورده نمیخوام روفوس

ساکت - ...چطوره -

قرعه‌کشی کنیم؟

هرکی کارتش بالاتر باشه می‌بره

من آس اوردم

هیچکدومتون نمی‌تونید بالاتر بیارید

قبول نیست این بچه‌ست

شاه

انگار نفر دوم منم

می‌بینید من چقدر دیپلماتیک رفتار می‌کنم

شیش آشغالی

مال من بدتره سه اوردم

چه حیف

پاشو برو چارلز

نگفتم پیوستن به ما برات سود داره؟

بیا بریم خانومی

همه‌تون میرید حهنم

بذار یه چیزی بهت بگم به نفعته من رو بکشی

برو تو دختر - زود تمومش کن -

بچه‌ها آتیششون تنده

آره

دست از پا خطا کنی خودت میدونی

اگه هرکاری میگم بکنی زنده میمونی باشه عشقم؟

اصلا هم نگران نباش

من کارم درسته لذت می‌بری

انقدر گریه زاری نکن

زن‌های سرخپوست از سن پایین شروع می‌کنن

نگران نباش

مسخره‌بازی در نیار بس کن

خوش میگذره

بس کن

بس کن

بس کن

زود باش

آروم، آروم، آروم

اینجوری؟

بیا

آره

یالا پسر

آروم باش آروم، آروم، آروم

شرمنده رفقا

ایندفعه هم شانس با منه

یالا

الی و جولین فرار کردن

مأمور قانون هم تو قلمرو سخپوست‌ها دنبال اون پسرها بود

جایی که مرز بین دنیای متمدن و سرزمین وحشی مشخص نیست

درست مثل اصول اخلاقی آدمها

که به خاطر زندگی تو محیط بی‌رحم و طاقت‌فرسا از بین رفته

مارشال

مارشال مارشال

من الی پترسون هستم

اون‌ها شوهرم رو کشتن و میخواستن به من تجاوز کنن

ولی فرار کردم

الان کجان؟

تو خونه

یه مشت دورگه‌ن

گفت اسمش کلانتر گرته

این دختره کیه؟

من جولین پالمرم مادرم و خانواده‌م رو کشتن

چند روزه من رو خلاف میلم زندانی کرده‌ن

تا اینکه این خانم اومد - گوش کن خانوم -

ببرش شهر پیش دکتر

چهار نعل بتاز

به قربان - برو -

این داستان همینجا تموم میشه

زود باش چارلی

بچه‌ها منتظرن دست بجنبون

زود باش

در رو باز کن

بسه دیگه چارلی

وقتت تموم شد

سلیطه

هی، زنه فرار کرده

مارشال ایالات متحده هک توماس

شما بازداشتید

برید سر جاهاتون

برید دم پنجره دم پنجره

میخوای ما رو بگیری؟

بیا بگیر

هی، میخوام باهات حرف بزنم - بنال -

زود باش آشغال

می‌تونید همینجا بجنگید و بمیرید

یا تسلیم بشید و دست و پا بسته با عدالت روبرو بشید

گندش بزنن

تا وقتی یه طرف درگیری مسلحانه نبوده باشی نمی‌فهمی چطوریه

حواست مختل میشن

انگار زمان متوقف میشه و میری تو حالت خلسه

تو اون دنیا هر چیزی ممکنه

شاهکارهای شجاعانه یا خفّت‌بار

مردهای سرسخت تمرکزشون رو حفظ می‌کنن

و بقیه مثل سگ می‌میرن

شلیک نکن لعنتی داریم گلوله‌هامون رو هدر میدیم

اون‌ها هم همینطور

باید تو خونه زمین‌گیرشون کنیم، باشه؟

مهماتشون تموم میشه

خوب به حرفم گوش کن گوش کن لعنتی

برو پشت خونه

از اون پشت می‌تونی من رو پوشش بدی، فهمیدی؟

شنیدی چی گفتم؟ - نقشه خوبیه -

به شرطی که من تو مسیر کشته نشم

گفتم رمان خوبی میشه هک

از کجا فهمیدی ما اینجاییم؟

یه سر رفتم پیش پیتا نوکونا

فکر کردم کمردرد داری

دارم

خبرهای بدی برات دارم

سم سیکسکیلر و زنش کشته شدن

فکر کنم کار دار و دسته روفوس بوده

کجا؟ - تو ماسکوگی -

اون‌هایی که کشتنش

الان دارن از تو خونه به ما شلیک می‌کنن

من پشت رو پوشش میدم - هوات رو دارم -

حالا چکار کنیم؟ - من یه نقشه‌ای دارم -

یکیمون حواسشون رو پرت میکنه سمت خودش

دو نفر میرن دنبالش

دو نفر دیگه هم از پشت میرن بیرون

چطوره یکیمون زمین‌گیرشون کنه

سه نفر دیگه فرار کنن؟

فرار کنیم بریم کجا؟ - بریم تو جنگل -

هرجا که این‌ها نباشن

به روش کاستر و افرادش عمل می‌کنیم

کاستر؟ کاستر چکار کرده؟

عوضی

وقتی دیدن کاری از دستشون ساخته نیست

گلوله آخرشون رو نگه داشتن واسه خودشون

مغز خودشون رو متلاشی کردن

افسرهای کاستر فقط می‌خواستن شکنجه نشن

طاقت درد کشیدن نداشتن

نمی‌خواستن مجازات بشن

تو میخوای؟

این سفید پوست ما رو شکنجه نمیده

فکر می‌کنه از ما بافرهنگ‌تره

پس چکار می‌کنن؟

محاکمه‌مون می‌کنن

اونموقع می‌تونیم از خودمون دفاع کنیم

به همه دنیا می‌گیم چکار کردیم و چرا کردیم

بعدش احتمالا اعدام میشیم

ولی ممکنه دلرحم باشن

دیگه تموم شد

همه‌مون می‌دونستیم تهش اینجوری میشه

همه علیه ما صف کشیدن

تمام عمرمون همینطوری بوده

آشنایی با شما افتخار بزرگی بود

هی، هی، هی، چی داری میگی روفوس؟

نکنه... نکنه میخوای جا بزنی؟

مگه نمی‌گفتی قراره یه ارتش سرخپوستی راه بندازیم؟

قرار بود یه ارتش سرخپوست جمع کنی پس چی شد؟

دیگه تموم شد برادرها

بهتره دیگه بیخیال بشیم

مگر اینکه کسی بخواد بره بیرون

و حواس اون مأمورها رو پرت کنه

تا بقیه‌مون از پشت خونه فرار کنیم

باعث افتخارمه روفوس

لوئیس

جهنم به پا کن

به مامان بگو دوستش دارم

کلاهم رو به افتخار دار و دسته روفوس باک از سر برمی‌دارم

اگه میخواید تسلیم بشید

تفنگت‌هاتون رو بذارید زمین

دست‌هاتون رو ببرید بالا و بیاید بیرون

فکر کردی با خر طرفی؟ همه‌مون رو به رگبار می‌بندید

اگه تسلیم بشید نه احمق

من مارشال ایالات متحده، هک توماسم

حرفم سنده

بیاید بیرون

پیدن، تو همون پشت بمون

بیاید بیرون

یالا عقب‌مونده بیا بیرون

بقیه‌تون کجان؟

سوراپرایز، سورپرایز

حواست بهش باشه جورج

تکون نخور

گردنت جون میده واسه طناب دار

همه‌شون اومدن بیرون؟ - آره -

من دیگه زیاد مهمات ندارم روفوس

واسه چیزی که تو سر منه زیاد مهمات نمیخوایم

باید سرعتمون رو بیشتر کنیم

باید فاصله‌مون رو باهاشون بیشتر کنیم

باشه؟ - باشه، بریم -

اینجا دوتا رد داریم

یه تکی اینجا

دو سه نفر هم از اینجا رفته‌ن

بهتره از هم جدا بشیم تو از اینطرف برو، من هم از اینطرف

چه خبر مارشال؟

برگرد ببینم

خیلی آروم

آروم، آروم

تفنگت رو بنداز زمین

گفتم تفنگت رو بنداز زمین

اون یکی هم همینطور

حالا که داری زحمت می‌کشی چاقوت هم بنداز

نگران نباش، نمیخوام لختت کنم

خیلی ممنون

هک توماس بزرگ

اومده روفوس باک رو بگیره

هیچکس به اندازه تو سرخپوست اعدام نکرده

واقعا باعث افتخارمه

به همه‌شون فرصت دادم تسلیم بشن

الان هم به تو همین فرصت رو میدم

نه بابا

والا

یه گلوله بیشتر ندارم

کثافت هی، سم

حالت خوبه - من خوبم لاکی -

مال خودم پسر

...اسم لاکی رو یادت بمونه

لاکی

بندازش پسر

وگرنه نعشت رو میندازم

مرگ یا محاکمه؟

انتخابش با خودته

انگار قراره به عنوان کسی ازت یاد بشه

که روفوس باک کارش رو ساخت

از تو هم قراره به عنوان یه جانی بزدل یاد بشه

که به زن‌ها و بچه‌ها تجاوز می‌کرد

به خطر چی پسر؟ رنگ پوستت؟

مردم تو هم همین کارها رو کردن

ما فقط براتون تمدن و فرصت اوردیم

نمی‌تونی جلوی پیشرفت رو بگیری پسر

پس انگار مجبورم جلوی پیشرفت رو بگیرم

پیدن

تو برو به همکارت کمک کن

این دوتا رو بذار به عهده من

برش دار برش دار پسر

سرعتت چقدره؟

اگه فکر می‌کنی به اندازه کافی سریع هستی برش دار

خوشحالم که موفق شدی همکار

می‌بینم که واسه خودت عروسک پیدا کردی

اینجون کوچولوی بدبخت

همه دستوراتت رو از این میگیری؟

زیر پرچمشون سوگند وفاداری یاد کردی

با پلیس سرخپوستی بیعت کردی؟

این سفیدپوست هیچ اهمیتی واسه تو قائل نیست

واسه هیچکدومتون اهمیتی قائل نیست

من می‌تونم دوباره ملتمون رو سرپا کنم

می‌تونم غرورمون رو برگردونم

فرهنگمون، زمینمون، زبونمون

بهت قول میدم قول میدم

انقلاب می‌کنم

به حرف این سفیدپوست گوش نده

این هیچ کاری بلد نیست جز چاپیدن ماها

ازت میخوام فقط یه کار بکنی

فقط یه کار

این سفیدپوست رو بکش می‌شنوی چی میگم؟

می‌شنوی چی میگم؟

این سفیدپوست رو بکش

این سفیدپوست رو بکش

همن حالا این سفیدپوست رو بکش

نمی‌تونم

تو رفیق من رو کشتی

دار و دسته‌ت محاکمه میشن

هر مردی یه روز باید تصمیم بگیره

که میخواد برتر از حیوون‌ها باشه یا نه؟

نه اینکه حیوون‌ها بد باشن

غرایزشون خالصه ...ولی آدمیزاد

آدمیزاد می‌تونه صورت خدا رو لمس کنه

و در کنار اون ذاتِ الهی زندگی کنه

برای فهمیدنش باید مرگ خیلی‌ها رو ببینی

و باور کن

من و بیلم زیاد دیدیم

تهش چی میشه؟

نمی‌دونم

من که عزرائیل نیستم

من یه گورکن ساده‌ام

که به کنیاک فرد اعلا علاقه داره

برای آدمهای داستانت، نه من

خیلی دلمون میخواد بدونیم

داستان زندگی هرکسی پره از داستان‌های بقیه

این رو یادت باشه غریبه

تنها چیزی که نمیشه شکستش داد قبره

و همین باعث میشه کار و کاسبی من ادامه داشته باشه

ولی من روح همه‌شون رو دیده‌م

و بهت میگم

کدومشون اول به خالقش پیوست

گوش کنید

میدونم که مخواید عدالت اجرا بشه

و میخواید همین حالا اجرا بشه

آره

ولی طرز کار قانون اینطوری نیست خودتون هم میدونید

کلانتر

قانون این طرف‌ها زیاد جوابگو نیست

ولی حاضرم باهات شرط ببندم

که این طناب خوب کار می‌کنه

فکرش هم نکن رفیق

از این خبرها نیست

کی گفته کلانتر؟

یه کاری نکن بهت شلیک کنم آقای محترم

کلانتر، خودت خوب میدونی که این پسرها باید اعدام بشن

باید همین امشب اعدام بشن، خودت هم میدونی

چیزی که من میدونم اینه که این آقایی که سمت راستم وایستاده جورج مالدونه

مأمور اعدام

دست راست قاضی پارکر برای گره زدن طناب دار

من و جورج کلی جون کندیم تا این قاتل‌ها رو دستگیر کنیم

تا عدالت در موردشون اجرا بشه

و خدا شاهده که عدالت رو اجرا می‌کنیم

فردا این پسرها رو می‌بریم به فورت اسمیت

تا با قاضی پارکر روبرو بشن

و هرکسی

هرکدوم از شما عوضی‌ها بخواد جلومون رو بگیره

با همون مجازاتی روبرو میشه که در انتظار این پسرهاست

این پسرها فردا ظهر سوار قطار زندان میشن

حالا برید پی کارتون

برید خونه‌هاتون

برید

یالا

دیگه اینجا کاری نداری

طنابت هم بردار ببر آقا

حرومزاده‌ها

تو دیگه چی میخوای؟

هک

باید داستان تعریف کنیم

این همون نویسنده‌ایه که بهت گفتم

بذار بیاد تو

طبق چیزهایی که من شنیدم

شما پسرها دفاع خاصی ندارید

پس اگه مایل باشید

می‌تونم این فرصت رو در اختیارتون بذارم تا داستان رو از زاویه دید خودتون تعریف کنید

تو رهبر گروهی، درسته؟

روفوس باک، رهبر دار و دسته بدنام روفوس باک

درسته خودشم

فرمانده ارشد و شهید قیام بعدی

یعنی کل داستان سر همین بود؟

یه جرو جنبش آزادی‌طلبانه؟

این کتاب‌ها و کاغذها به لطف اسم من فروش میرن، نه؟

من روفوس باکم

پس فکر کنم تنها چیزی که مهمه حرفیه که من میزنم

بله آقای باک نکته قابل توجهی بود

در ضمن، میخوای مردم اسمت رو به خاطر بسپرن، درسته؟

آره

روزنامه مصور فرانک لزلی

بهترین مکان برای این کاره

جسی جیمز یه قاتل بی‌رحم بود

جسی جیمز؟ - جسی جیمز بزگ -

ولی ما وجهه‌ش رو پاک کردیم

و حالا قهرمان ارتش جنوبه

که بهش تهمت زده شده

جسی جیمز

جورج

باید بهت اطلاع بدم که

من و پیدن فردا نمیایم فورت اسمیت

میدونی که من از دادگاه خوشم نمیاد

همینجا تو ماسگوکی می‌مونیم

...خب، هک

بابت تمام تلاش‌هایی که کردی ازت ممنونم

قابلت رو نداره رفیق قدیمی

فکر می‌کنی ظلمی که بوقتی بچه بودید بهتون تحمیل شده

باعث شد یاغی بشید؟

...خب، راستش

بابای خودمون بدتر بود

خیلی بدتر از مدرسه سرخپوستی

...بابامون

احتمالا بدجنس‌ترین آدم روی زمین بود

شاید فکر کن آزاد شدن از قید بردگی درمانش کرده

ولی همه بدبختی‌هاش رو سر من و داداشم خالی می‌کرد

و مامانمون که اهل قبیله کریک بود

این هم می‌نویسی؟

بله - خوبه -

شما چطور آقای باک؟

خواننده‌های ما بیشتر علاقه دارن

داستان شما رو به عنوان رهبر این انقلاب بشنون

مامان و بابای من

شبیه مامان بابای این‌ها نبودن

یه ذره بدی هم تو وجودشون نبود

مامانم سیاه بود، بابام کریک

و عاشق زندگی تو قبیله بودن

از نظر من هم هیچ مشکلی نداشت

تا اینکه بزرگ شدم

و دیدم که شماها چه بلایی سر مردم ما اوردید

و کم کم از مامان و بابام متنفر شدم

که انقدر ضعیفن

میخواستن شبیه شما سفیدپوست‌ها باشن

برام داستان سرخپوست‌هایی رو تعریف می‌کردن که آزادانه تو سرزمینشون می‌چرخیدن

و اینکه چند میلیون بوفالو تو زمین‌هاشون بوده

وقتی ازشون پرسیدم چه بلایی سر اون بوفالوها اومد

گفتن سفیدپوست‌ها همه‌شون رو کشتن

و بدون بوفالو سرخپوستی هم وجود نداشت

دیگه بوفالویی نمونده بود که شکار کنن و بخورن

بوفالویی نبود که از پوستش چرم درست کنیم

و باهاش لباس و سرپناه دست و پا کنیم

این یکی از دلایلیه که از همه‌تون متنفرم

ولی شماها فقط سفیدپوست‌ها رو نکشتید

سرخپوست‌های دیگه‌ای قربانی کردید

اون‌ها تو جبهه دشمن می‌جنگیدن

انگار یه چیزی تسخیرمون کرده بود

یه روح شیطانی

با اون روح بزرگی که قبلا در موردش حرف زدی فرق داره؟

شاید اصلا میدونی چیه؟

شاید من همون شیطانی باشم

که شما انجیل پرست‌ها ازش دم میزنید

همونی که تو مدرسه سرخپوستی در موردش حرف میزدن

تو مدرسه سرخپوستی چه اتفاقی برات افتاد؟

نگران اون نباش

همون اتفاقی افتاد که برای بقیه پسرها هم افتاد

ولی اون منشأ تمام این شرارت‌ها بوده

داستانت رو واسه خودت نگه دار

من ازشماها متنفرم، چون اجازه نمیدید

این دنیا اونجوری باشه که روح بزرگ میخواد

میخواد چطوری باشه؟

جایی که بابام آزادانه توش بچرخه

جایی که مامانم به زنجیر کشیده نشه

و جایی که شماها برگشته باشید به همونجا که ازش اومدید

به چیزی که میخواستی رسیدی؟

بله قربان، رسیدم

خوبه

گفتم ککه معروفت می‌کنم

...خب، نمیدونم بچه‌ها ولی

فکر کنم داستان رو باور کرد

معروف میشیم، نه؟

تو چی روفوس؟

اون بوفالوها و روح بزرگ که جدی جدی واست مهم نیستن؟

من حتی نمی‌تونم بوفالو رو از گاو تشخیص بدم

روح بزرگ هم حتی مطمئن نیستم وجود داشته باشه

همونطور که سفیدپوست‌ها مطمئن نیستن خدایی وجود داشته باشه

ولی اگه وجود داشته باشه

امکان نداره بذاره قسر در بریم

ما که قسر در نرفتیم

هی، روفوس

فکر می‌کنی داستانت رو نظر دادگاه تأثیر میذاره؟

عمرا

ولی حداقل وقتی بریم زیر خاک یه داستان ازمون باقی می‌مونه

پس نباید توقع داشته باشم آخر داستان خوب تموم بشه

نه رفیق

اینجور داستان‌ها پایان خوش ندارن

مثل اون رمان‌های ده سنتی نیستن که کلی بکش بکش داشته باشن

وسطشون هم تبلیغ سیگار و صابون کار کرده باشن

عدالت شاید کور باشه

ولی با آدمی که تو قل و زنجیره مثل سگ رفتار میکنه

بریم پسرها

راه بیاید

به مردم شهر گفتم سر ظهر

ولی با قطار 6 صبح میریم

شاید قطار اصلا نیاد پیرمرد

دقیقا سر وقت

نه تامی پالمر نه جولین پالمر

تو دادگاه شهادت نمیدن

چرا؟

تامی که دیده باباش رو چطوری دار زدن

جولین هم دیده که به مادرش تجاوز کردن و کشتنش

آره

اعدامشون حتمیه

اینطور به نظر میاد

دادستان تصمیم گرفته اول یه جرم تجاوز به خانم رزتا حسن دادگاهیشون کنه

سه هفته پیش اتفاق افتاده

مجازات اون هم مثل قتل اعدامه

ولی موفق نشدن زن بیچاره رو بکشن

به نظرم بعضی‌ها فکر می‌کنن تجاوز بدتر از قتله

تا دلت بخواد جنایت کرده‌ن

کی به بیگناهیشون رأی میده؟

دادستان فکر می‌کنه برای تامی و جولین زیادی غم‌انگیزه

به خصوص با توجه به سن و سالشون

و میگه اگه هیئت منصفه گناهکار اعلامشون نکنه

میتونیم بعدا به اتهام قتل خانواده پالمر دادگاهیشون کنیم

من هیچوقت قانون سفیدپوست‌ها رو درک نمی‌کنم

اینجوری دیگه تلاش نمی‌کنی چیزی رو درک کنی که قابل درک نیست

یه چیز دیگه هم میخواستم بهت بگم

ممنون که هوای من رو داشتی همکار

من هم همینطور همکار

مهمون ما رفقا

پیدن تولبرت برو بالا

به امید اعدام روفوس باک و دار و دسته‌ش

اصلا عجله نکنید خانم حسن

ازشون پرسیدم شکارچی‌ان؟

بهم خندیدن

و از شوهرم خواست یه مقدار آب بهش بده

شوهرم آدم سخاوتندیه

برادرم رو فرستاد دم رودخونه تا یه سطل آب بیاره

بعد اون زشت بد قیافه

اسبش رو جلوتر از بقیه راه انداخت

و کلاهش رو از سرش برداشت

بعد من به شوهرم نگاه کردم

چون مطمئن بودم خیلی باید خوش‌شانس باشیم

که یه روز دیگه زنده بمونیم

میخواستم شوهر و بچه‌هام رو نجات بدم

به خودم گفتم زندگی من ارزشی نداره

باید هرطور شده جونشون رو نجات بدم

ولی خدا از سر تقصیراتم بگذره

فکر می‌کنم می‌خواستم جون خودم رو هم نجات بدم

حالا باید به این زندگی خفت‌بار ادامه بدم

چون به اندازه شهدا و قدیسینی که بهشون اعتقاد دارم شجاعت نداشتم

لطفا ادامه بدید خاانم حسن

من رو بردن پشت طویله

و مجبورم کردن لباس‌هام رو در بیارم

یکیشون اسلحه‌ش رو گرفت سمتم

و چهار نفر دیگه بهم تجاوز کردن

نظم دادگاه رو رعایت کنید

می‌تونید اون چهار نفری که این بلا رو سرتون اوردن شناسایی کنید؟

اون‌ها

یه شعر نوشتم

که دیگه کسی بهم نگه احمق

خواب دیدم اینجا نیستم

و چون فرشته‌ها سقوط کردند

دیدم که زیباترینشان

موهایی طلایی و مجعد داشت

چه تمیز بودند

و چه دلنشین آواز می‌خواندند

و چنگی طلایی می‌نواختند

خواستم یکی را بردارم

و در قلبم بنشانم

تا زبان به درخواست گشودم

به تو اندیشیدم محبوبه من

که تا کنون چیزی به این زیبایی ندیده بودم

نه در زمین و نه در آسمان

بدرود همسر عزیزم

بدرود مادر عزیزم

و خواهرانم

وقتی اعدامشون کردن تو اونجا بودی؟

آره

جولین و برادش تامی هم داخل جمعیت بودن

از دیدن اون صحنه حیرت کرده بودن

...دار و دسته روفوس

سعی می‌کردن جلوی هق‌هقشون رو بگیرن

میخواستن قوی جلوه کنن

ول شبیه پسربچه‌ها شده بودن

هیچ شباهتی به وحشت‌آفرینان غرب وحشی نداشتن

غیر از روفوس باک

مشتاق به نظر می‌رسید

حتی یه بار هم ازشون چشم بر نداشت

جولین جوان

قسم میخورم که دیدم وقتی مالدون اهرم رو کشید

یه قطره اشک از چشم‌های قشنگش سرازیر شد

دار و دسته روفوس باک برای همیشه نابود شد

هی، رفیق

صبح بیلم رو میارم

دیر نکنی

یه سرباز دیگه مرده

مرسی که روزم رو ساختی

خدانگهدارتون

ماجرای جالبی بود

موافقم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.