All language subtitles for The.Owl.House.S03E03.Persian.@Soft_Animations

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ها؟

ها؟

!مامان

!امیتی

چه اتفاقی افتاده؟

!آهای

تازه داشتیم وارد آرشیو میشدیم

!آهای

ما تازه میخواستیم ایدا و کینگ رو نجات بدیم

!لوزِ انسان

باید بیدار شی

خانه جغد [فصل سوم قسمت آخر]

چطور کارم به اینجا کشید؟

این دیگه چیه؟ یه رویاست؟

استرینگ‌بین، تویی

نودل کوچولوی شیرین من

خیلی خوشحالم که میبینمت

مامان و بقیه خوبن؟

.:: سافت انیمیشن با افتخار تقدیم می‌کند ::.

*در تـلـگـرام* .:: @Soft_Animations ::.

ترجمه شده توسط AMIR JM | AR Suber

بقیه کجان؟

نه! نه نه نه کی این بلا سرشون اومد؟

یادت نمیاد؟

همه‌ش زیر سر تو ـه

تو به بلوس کمک کردی که به کلاکتر برسه

کارای تو منجر به این شد

توی تمام این مدت تو آدم بده واقعی این داستان بودی

.گوش کن، من نمیدونم چه اشتباهی کردم اما هیچوقت این کارو نمیکنم

میبینی؟

متاسفم لوز

اما باید کارتو یه سره کنم

امیتی، لطفا

.این یه رویا نیست یه کابوسه

ها؟

لیلی؟ هوتی؟

کینگ؟

ها؟

اگه خیال کردی میتونی منو از خونواده‌م دور نگه داری

باید فکر دیگه ای کنی

.نگران نباش ادلین همه‌مون صحیح و سالمیم

!لیلی! مامان خداروشکر

هی کمکم کنید باید کینگ رو پیدا کنیم

نه. تو همینجا میمونی

ها؟

به هر حال، جونور های خطرناک باید توی قفس نگهداری ـشن

راجب چی داری حرف میزنی؟

چرا ایدا؟

من تو رو بخشیدم

خوش میگذره، مگه نه؟

.بیلِ آشغال خل و چل چطور کارم به اینجا کشید؟

آوردمت اینجا

میخواستم کالکشن جدیدمون رو بهت نشون بدم

مشکل چیه؟

خواهر و برادرت رو یادت نمیاد؟

.اما نگران نباش ما بهترین جا رو برای تو نگه داشتیم

درخت؟

ویلو! اوه، ویلو از دیدنت خیلی خوشحالم

میدونی جریان چیه؟ ...من همین الان امیتی رو دیدم و

میدونی لوز، زندگی من بعد از آشنایی باهات تغییر کرد

بالاخره به این باور رسیدم که یه آینده بزرگ و روشن در انتظارم بود

اما خیلی هم طول نکشید، نه؟

تو خونه‌م و هر شانسی که برای خوشبختی داشتم رو به فنا دادی

.من حالا دیگه آینده ای ندارم هیچکدوم نداریم

.همه اینجا رو ببینید لوز دوست داشتنیه

و میشه گفت اون یکی از دو رو ترین های کل دورانه

چی؟

همه برای برگشت پیش مادرت بهت کمک کردن

در ضمن، به خاطر تو دیگه هیچوقت قرار نیست بابامو بیبینم

گاس، نه قسم میخورم برشون میگردونیم

همه رو بر میگردونیم.تا وقتی که این کار رو نکنیم جا نمیزنم

اینارو به اون بگو

من همیشه خدا فقط دستورات رو دنبال کردم

هیچوقت فکر پیدا کردن دوست و مدرسه رفتن نبودم

.بعدش با فلپ‌جک آشنا شدم اون بیشتر از یه پالیسمن بود

.اون بهترین دوستم بود و بعد اونو به لطف تو از دست دادم

اما تو بازم میتونی پالیسمن خودتو داشته باشی؟

چرا لوز؟ چرا باید همه چیزا مال تو باشه؟

متاسفم

اما بخاطر تموم صدمه هایی ...که به همه زدی

لطفا. اینکارو نکن

من تو رو به نبرد ساحره دعوت میکنم

وایسا ببینم. دوباره بگو

گفتم، من تو رو به نبرد ساحره‌ دعوت میکنم

نبرد ساحره‌ها؟

تو شبیه امیتی هستی

حسِ امیتی رو میدی

اما تو امیتی نیستی، نه؟

.تو اون نیستی هیچ کدوم از شماها خودتون نیستید

چطور جرات میکنی؟ البته که ما خودمونیم

درستش "من تو رو به دوئل ساحره "دعوت میکنم" ـه، نه "نبرد ساحره

و اون امیتی که من میشناسم هیچوقت از جادوگر خوب آزورا اشتباه نقل و قول نمیکنه

.پس بجنب، بهم حمله کن الان میدونم اوضاع از چه قراره

لوز؟

امیتی خودتی؟ واقعا خودتی؟

آره. همه‌مون تحت کنترل در اومدیم، از جمله کامیلا

...کلاکتر از آسمون اومد و

الان داره با تو بازی میکنه لوز

داره سعی میکنه تو رو از ایدا و کینگ دور نگه داره

اما اگه میخوای کسی رو نجات بدی باید بیدار شی

چطوری؟ راجبش فکر کن

اولین کاری که بعد از بیدار شدن از خواب میکنی چیه؟

چراغ رو روشن میکنی

: این قسمت "تماشا کنید و رویا بپردازید"

منظوری نداشتم، منظوری نداشتم منظوری نداشتم

ها؟

ها؟ لوز؟

!لوز

سلام رفیق

این واقعی ـه؟ اون لوز ـه؟

واقعا دو تاتون اینجایید؟

بیا اینجا ببینم ساحره

!اوه

من فکر کردم که گفتی این کار میکنه، ری-ری

گفتی که کاری میکنه که اونا "اشتباهات مسیر"ـشون رو ببینن

ولی "کینگ" بخاطر این ازم متنفر میشه حالا چیکار کنیم

چرا خودمونو اذیت کنیم و بهشون چیزی یاد بدیم وقتی میتونیم نابودشون کنیم

من میخوام که دوستـشون باشم

و علاوه براون قدرت هام رو "کینگ" کار نمیکنه

سگه؟

اره، جون اون یه تایتانه

تو خودت تو قصر کار کردی، ری-ری

تو قلب بزرگی رو دیدی، که هنوز در حال تپیدنه

تایتان ها شگفت انگیزن

وقتی که کاملا بزرگ شدن از هرکسی قوی تر میشن

میدونی یه ایده جالب به ذهنم رسید

اره؟

نه، بعید میدونم کار کنه

چی؟ چی کار کنه؟

بهم بگو یا نفسمو واسه یه میلیون سال حبس میکنم

خب، اگه اصرار داری

اگر خودت با اون سه نفر بازی کنی چی؟

بهشون نشون بده که چقدر بازی هات در حضور تو جالبن

بعد همشون میخوان که دوستت بشن

اینطوری فکر میکنی؟

خیلی خب

برام ارزوی موفقیت کن، ری-ری

شاید این از اون چیزی که فکر میکردم اسون تر باشه

اه، فکر میکردم که دیگه نمیبینمت

چطور برگشتی به قلمروعه شیاطین؟

داستانش طولانیه نمیدونم از کجا شروع کنم

بلوس اومده بود تو قلمروعه انسانی

چی شد؟ چی؟

بعد کیکیمورا رو دیدیم واقعا رو مخ بود

میتونم تصور کنم

...بعد مامانم تصمیم گرفت

واو چطور اون اتفاق افتاد؟ - اه، قضیه داره-

اوه، این "پالیسمن" ـته؟

هی هی، خیلی دوست دارم ببینم که جفتتون سر شیرکاکائو بحث میکنید

ولی اول باید یه راه خروج از این خراب دونی پیدا کنیم

نمیفهمم، کینگ واقعا نمیفهمم

فکر میکردم عاشق بازی کردن بازی هامونی

چرا "نون بیار کباب ببر"اینارو به من ترجیح دادی؟

چون بازی هات افتضاحن، کوچولو

و چون همین "نون بیار کباب ببر" فوق العاده‌ست

اره، بخصوص قسمت کباب ـش

یجور رفتار میکنی که انگار دارم کار بدی میکنم

ولی من فقط دارم خوش میگذرونم

به تله انداختن ادما و ترسوندن و کنترول کردنشون

خوش گذرونی نیست، کالکتر

و تقریباً همه در اثر جادوی تخلیه تو جون شون رو از دست دادن

اسباب بازی ها همیشه میشکنن فقط لازمه درست ـشون کنی

تو واقعاً متوجه معنی مرگ برای موجودای فانی نمیشی؟

خب نگران نباشید چون من دیگه نمیخوام بترسونمتون

من فکر میکنم ما میتونیم دوست های خوبی باشیم

پس بزارید بعضی از بازی های مورد علاقم رو بهتون نشون بدم

! بزار من برم

رین همیشه نسبت به بقیه قوی تر بود

حالا فکر کنم بهتر باشه یکم بیشتر نگه‌ت دارم

ممنونم ... از هر کسی که هستی

فکر کنم نزدیک ۱۲ بار کم مونده بود بالا بیارم

آماده ای برای بار ۱۳ ـم

! ایداااااا

لوز

ایدا بزار بره

اگه کسی واقعاً بتونه درست باهاش حرف بزنه و درکش کنه اون لوز

کالکتر ؟ میدونی که نمی تونیم اینکار رو برای همیشه انجام بدیم

چرا ؟ چون میدونی میبازی ؟

من فقط دوست میخواستم که بهم دروغ نگه ، فریبم نده

ولی همه‌تون مثل هم‌ هستید

کینگ دروغ گفت ، بلوس دروغ گفت حتی اونها هم دروغ گفتن

اونها ؟

آرکیویست ها خواهر و برادرام

«اوه بیا یه بازی انجام بدیم» اونا گفتن

"بیا قایم موشک بازی کنیم"

برو به اونجا و ببین تایتان ها میخوان باهات بازی کنن

پس منم باهاشون بازی کردم

و فوق العاده بود بچه تایتان ها مثل کینک خیلی کیوت بودن

و اونا بهم خوش آمد گفتن

اما آرکیویست ها از قدرت های اونا میترسیدن

پس یکی یکی ناپدید شدن

تا اینکه آخرین تایتان باقی موند

و اون فکر کرد که من آدم بده ـم

اون منو گرفت و زندانی کرد

اما من به همه شون نشون دادم

حتی زمانی که اون شکارچی های مسخره شروع به رفتار های عجیب کردن

حتی وقتی بلوس به من دروغ گفت

من کینگ رو پیدا کردم من آخرین تایتان رو پیدا کردم و حالا اون دوست منه

... کالکتر

میدونم دارید تظاهر میکنید. واسم مهم نیست

تظاهر کردن تنها چیزی که نصیبم میشه

اما این چیزی نیست که تو واقعاً میخوای مگه نه ؟

تو چی میدونی ؟

ما میدونیم ترد شدن چه حسی داره

و گیر افتادن

و درک نشدن

هی نظرت چیه بهت نشون بدیم ما چطور باهم دوست شدیم

کینگ همین الانش هم درمورد ماجراجویی های شما به من گفته

فرق داره با چیزی که ما میخوایم بهت نشون بدیم

نظرت چیه ؟

میزاری داستان مون رو برات تعریف کنیم ؟

! من گفتم ... بیرون

اشکالی نداره

فقط یه چیز اونقدر گنده ـست که ظرفیت تامین خواسته‌ی من رو داره

! نه

تو میدونی این چیه مگه نه ؟

این آخریش ولی هنوز میتپه

! این قلب تایتان ـه

رین بیچاره

تو خیلی تلاش کردی

مگه نه ؟

خدای من کار کرد

خانم لیلیث ؟

ما کجاییم ؟

اینجا احتمالاً آرشیو ـه

! کامیلا

ویلو کمکم کن بیارمش پایین

... بچه ها

لوز کجاست ؟

من فکر میکردم فقط قراره عکس ها رو ورق بزنیم

پس همچی از خونه پرنده شروع شد

خانه جغد

حالا که حرفش شد چی به سرش اومده؟

اوه آره هیچوقت به این بدی نبوده

برای من از بعد انسانی شروع شد

اوضاع خوب نبود اما من راهم رواینجا پیدا کردم

و با اَول‌برت ، هوتی ، ایدا بانوی جغدی آشنا شدم

و پادشاه شیاطین

هیچکدوممون فکر نمی‌کردیم بتونیم باهم کنار بیایم

بخاطر همین تصمیم گرفیتم که باهم کنار نیایم

یعنی انقد اسون بود، ها؟

نه حقیقتاً

من چیز های زیادی باید یاد میگرفتم

اما بعد مدتی با افراد جدید آشنا شدیم که به من کمک کردند

این بازی به نظر باحال میاد میخوام برم اونجا

اینجا جایی ـه که ما گرج‌بی بازی میکنیم

توپ ها میتونن تو رو گاز بگیرن قوانینش مسخره ـست

اما هنوزم سرگرم کننده ـست

مسخره؟

.این روز ها هکساید ورزش های جادویی زیاد داره

گرج‌بی تنها چیزی بود که ما داشتیم و توش هم بهترین بودیم

و تو ستاره بازی بودی ایدا

میدونستی لیلیث کاپیتانش بود ؟

حالا این نبردی که دوست دارم تماشا کنم

سلام ! من کالکترم میخواد هم تیمی های گراج‌بی من باشید ؟

!خودشه ! فرار کنید ! بدو ! بدو

میخوام برم یه جای دیگه

از اینجا خوشت میاد کالکتر

برای من اینجا خیلی خاصه

اینجا جایی بود که ایدا بهم یاد داد با جزیره ارتباط برقرار کنم

حتی یه بچه هم میتونه این کار رو بکنه

با این حال، عنکبوت کوچیکی رو ندیدم که بتونه این کار رو بکنه

هرکسی نمیتونه زبان جادوی تایتان ها رو یاد بگیره

اون حتماً خیلی تو رو دوست داره که انقدر بهت یاد داده

هیچوقت درمورد اون چیزی بهم نگتی

آیا اونو هم محبور کردی که دوستت باشه ؟

مثل ... اسم اونا چی بود ؟

لیلیث و امتی ؟

اون هیچکس رو مجبور نکرد که کاری رو انجام بده

آره مردم پیچیده‌اند

و گاهی وقت ها نیاز که با اونا مهربون و بخشنده برخورد کنی

مهربون و بخشنده آره ؟

شما هم میشنوید ؟

چی رو ؟

نفس کشیدن

اون چشم ها ... نگو که اون

! بلوس

همه چیز از قلعه میاد

! بالاخره

! خودم این آشفتگی رو نابود میکنم

اون بلوسه؟

چطور بدون بدن به اینجا رسیده ؟

حالا باید چیکار کنیم ؟ ! هیچ راهی وجود نداره که جلوش رو بگیریم

چرا وجود داره

و من میدونم چطور

نه ، اون داره چه غلطی میکنه ؟

الان میفهمم تو فقط به مهربونی و بخشش نیاز داره ، مگه نه ؟

لوز نگاه کن

الان همه ما میتونیم با هم دوست باشیم

! کالکتر

! نه

اما من فکر میکردم دارم کار درست رو میکنم

نه نه تو کارت خوب بود کالکتر

اما این یکم پیچیده ـست

نگران نباش فکر کنم خطا ... زد

لوز ؟

داره چه اتفاقی میوفته ؟

... ایدا ... کینگ انگار قرار از هم جدا بشیم

احساس میکنم الان به این احساس عادت کردم اما

هنوز نمیدونم باید چی بگم

اون کجا رفت ؟

لوز ؟

! لوز

!آهای میتونی الان بیای بیرون

اشکال نداره اون شکسته من فقط باید درستش کنم

چی چرا کار نمی کنه ؟

آرکیویست ها اینجا نیستن اونا میتونستن برش گردونن

بانو جغده تو میدونی لوز کجاست دیگه، مگه نه ؟

عقب وایستا بچه جون

الان نمی تونم خودم رو کنترل کنم

اون واقعاً مرده

الان میدونم باید چی میگفتم

باید از اونها تشکر میکردم

کینگ ؟

نه

اما اون به خوشتیپی من نیست

اوه تایتان

اوه، آره خودمم

خوشحالم که میبیمنت، لوزِ انسان

تو که واقعاً تایتانِ تایتان ها نیستی، نه؟

... تو جزایر جوشانی و اون تایتان یکمی

مرده به نظر میاد ؟

... پس این یعنی که منم

اوه نه نه نه، نگران اون نباش

اگه بدون پورتال بری بیرون آره شبیه مرده ها میشی

باورم نمیشه. تو پدر کینگی

فکر کنم کینگ منو اینجوری صدا میزد

من هم بهترین ملکه و هم بهترین پادشاهم ، بهترین جفتشون

اما پدر هم خوبه

اینجا کجاست ؟

... اینجا فضای بین

خب بین مکان های زیادی

و من از زمان زیادی اینجا گیر افتادم

اما حداقل میتونم بچه‌ام رو ببینم

و کسایی که باهاش مهربونن

من خیلی مهربون نبودم

وقتی کالکتر رو دیدم داره میره سمت بلوس

- با تمام وجود امیدوار بودم اونو نابود کنه و

میفهمم

منم هر کاری رو برای در امان نگه داشتن بچه ام انجام میدادم

اما من به آدم اشتباهی حمله کردم

گیر انداختن و آوردن کالکتر به اینجا برای هیچی بود

یعنی ما هم اندازه بلوس بد هستیم ؟

چی ؟ ببینم خون سیب دست ساخت ایدا رو که نخوردی ؟

خب بلوس گفت سعی داره انسانیت رو نجات بده

و ما گفتیم ما میخوایم خانوادمون رو نجات بدیم

خب کاری که ما داشتیم میکردیم یکی نبود ؟

خب هدف بلوس و تو از یه نقطه نشعت میگیره

اما برای اون مرد هیچ چیز دیگه ای مهم نیست

اما اون میخواد از نظر خودش قهرمان باشه

و بخاطر همینه از چیزی که نمیتونه کنترلش کنه میترسه

حالا اون ترس قرار پیروز بشه

آه لعنتی

فکر کنم زمان زیادی برام نمونده

اما بلوس بزودی تمام کنترل رو به دست میگیره

آماده‌ای که متوقفش کنی ؟

چی ؟ من چیکار میتونم بکنم ؟

تو همین الان خیلی به کینگ کمک کردی

پس بزار با آخرین قطره های زندگیم بهت کمک کنم

مطمئنی که میخوای این قدرت رو بهم بدی ؟

خب ، تو تنها کسی هستی که اینجایی و به نظر یه جادوگر خوب هستی

اما نمیتونم این قدرت رو بهت بدم اکه خودت نخوای

بنابراین سوال اینکه خودت اینو میخوای ؟

حالا بلوس میتونه همه چیز رو کنترل کنه

پس باید سریعاً اونو شکست بدید

- اما

قدرت من همیشگی نیست پس ازش درست استفاده کن

- اما درمورد

و سلام منو به بانوی جغدی بفرست من از طرفداراشم

نه کینگ درمورد کینگ

نمی‌خوای بهش چیزی بگی ؟

اوه اون عاشق این میشه

خداحافظ لوز

اون بیدار شد

چه اتفاقی افتاد ؟

لوز کجاست ؟

... آم

چی به سر جادوم اومده ؟

نمی تونی جادو کنی ؟

تو خسته ای

همه تون خسته اید

چند روزی هست درست استراحت نکردید

اما باید چیکار کنیم ؟

نمیتونم بقیه رو اینجوری رها کنیم

و درمورد لوز چی ؟

لوز یه نوزداست

میدونید یعنی چی ؟

یعنی انقدری سرسخت هست که با این چیز ها کم نیاره

اون حالش خوبه

و در حال حاضر

من فکر کنم میدونم چطور میتونیم بهشون کمک کنیم

حتی بدون جادوتون

! نه ! لطفاً تمومش کنید ! بیخیالش شید

چرا هیچ چیز کار نمیکنه ؟

من دیگه نمیخوام هیچکس دیگه ای بره

من دیگه نمیخوام هیچکس دیگه ای ناپدید بشه

من بخاطر همه چیز متاسفم

این دیگه چیه ؟

چرا تموم نمیشه ؟

نه نه ازش دور شو

ها ؟ امکان نداره

!‌ من برگشتم

ام، وایسا ببینم

... نمیتونی منو از

بیخیال

آه! هنوز نمیدونم چی باید بگم

لوز حالش خوبه

.یکم لگد داره هنوز نمیدونم چطوری باید از قدرتش استفاده کنم

اوه نه ، بقیه هنوز تو آرشیو هستن

بسپاریدش به من

بجنب هنوز میتونم این کار رو انجام بدم

تمرکز کن فکر کن روی چیزی که میخوای بعد

! آره

لوز، با شماره سه

یک

دو

!ایدا

سفت بچسبید

کالکتر؟

داره...؟

داره کمک میکنه

ما باید بلوس رو از تایتان جدا کنیم

چی تو فکرته؟

بیخیال ایدا

میدونی که جادو از کجا میاد

!از قلب

کی اونجاست؟

ازم دور شو

چیزی نیست، رین

حواسم بهت هست

من هنوز به این قیافه جدید عادت نکردم

.اما مهم نیست خوشحالم که اینجایی

لوز؟

تو فرق کردی

من چقدر بیهوش بودم ؟

ما وقت زیادی نداریم

بیایین تمومش کنیم

بالاخره

تو نمیتونی منو شکست بدی

منو دست کم نگیر، بلوس

چراکه من ساحره‌ی خوب لوز هستم

فرزند قلمرو انسان‌ها

شاگرد قلمرو شیاطین

و جنگجوی صلح

!حالا اینو نوش جان کن، نفله

لوز، من آزادم

ممنونم که منو از اون

نفرین وحشتناک نجات دادی

آره، منو جادوی سیاه با یه بیماری وحشتناک نفرین کرده بود عین مربی ـت

اون منو مجبور به همه این کار های وحشتناک کرد

اما --اما حالا من آزادم

سریع، سریع باش

مگه نمیخواستی صلح به پا کنی؟

همیجوری اونجا واینستا

تو به همون اندازه بد خواهی شد به همون اندازه توطئه‌گر ، به همون اندازه شیطان و به اندازه جادوگرا حرام

ما انسانیم

از اینا بهتریم

خب ما نیستیم

چی ؟

حقیقتاً دلم خنک شد

چندش، روی پنجه هام موند

یعنی اون

آره فکر کنم اونه

تو ژن خاصی داری بچه

اوه پدرت یه پیام برات داره

من دوزدت دارم

گوجه سبز (آلوچه سبز)

فوق العاده نیست؟

ما انجامش دادیم

بعد از همه‌ی اتفاقایی که پشت سر گذاشتیم

ما کنار هم موندیم

آره ما درست انجامش دادیم

موافقم

و اینطوری شد که ما جزایر جوشان رو نجات دادیم

خب تا جایی که میتونستیم

خیالمون راحت شد وقتی دیدیم همه سالم و سلامت از آرشیو خارج شدن

البته اونا هنوز باید با چیز های زیادی دست و پنجه نرم کنن

به همین دلیل، همه باید با خانواده ها و عزیزان خود متحد شوند

! بابا

و اگر بعضی ها فکر می کردند که کسی منتظر اونا نیست

خب قرار سوپرایز بشن

با این حال بازسازی جزیره هزینه زیادی خواهد داشت

و همه هم مشتاق تغییر نیستن

به بعضی ها هم باید شانس داد

همه ما مستحق یه سانس دوباره ایم

... راجب کالکتر هم

من و اون بهم یه قول انگشتی دادیم که همیشه بهترین تلاشمون رو بکنیم

اون گفت که کار های بزرگ زیادی برای انجام دادن داره

پس، تصمیم گرفت که دوباره برگرده به ستاره ها

هیچکس جلوش رو نگرفت، اما فکر کنم کینگ تو گوشش گفت "امیدوارم دوباره ببینمت"

.این پایان خوش ما بود اما من اون لحظه متوجه یه چیزی شدم

وقتی که تایتان بالاخره مرد

جادوی گلیف های من هم از بین رفت

من تازه داشتم زبون تایتان ها رو یاد میگرفتم اما حالا کسی رو ندارم باهاش حرف بزنم

این به من کمک کرد جایگاهم رو پیدا کنم زمانی که احساس میکردم جایگاهی ندارم

در قلبم من هرگز فراموشش نمیکنم

یه فصل کامل از زندگیم به پایان رسید

اما یه جدیدش تازه آغاز شده

تو اینجایی ؟ میشه کمک کنی مادورو ها رو جمع کنم ؟

الان میام

باورم نمیشه دیگه داری میری دانشگاه

میشه دوباره بگی کدوم رشته رو انتخاب کردی ؟

بیخیال مامان تو که منو میشناسی

من همه‌شون رو انتخاب کردم

همه‌شون آره ؟

چطور بدون گلیف هات موفق شدی ؟

سخت بود، اما من و استرینگ‌بین تونستیم راهمون رو پیدا کنیم

و این فوق‌العاده ـست که قراره بعد از این همه مدت دوباره بقیه رو ببینم

لوز

تو همین هفته پیش پیششون بودی

اون که حساب نمیشه

من داشتم واسه‌ی امتحان میخوندم

وقتشه

برو بقیه رو خبر کن

(فروخته شده به نوسدا ها)

به جزایر جوشان (بویلینگ آیلز) خوش اومدید

مراقب باشید پاتون رو کجا میذارید

«بعد از تیتراژ هنوز ادامه داره»

.:: ارائه ای از سافت انیمیشن ::.

*در تـلـگـرام* .:: @Soft_Animations ::.

ترجمه شده توسط AMIR JM | AR Suber

امیدواریم که از تماشای این مجموعه این انیمیشن با ترجمه‌ی سافت انیمیشن راضی بوده باشید

بجنب، بجنب

عجله دیگه واسه چیه وی

کسی که ناراحت نمیشه اگه یکم دیر کنیم

آره اما امروز روز خاصی ـه

خیله‌خب، خیله‌خب

!سوپرایز

این دیگه چیه ؟

خب از اونجایی که تولد 15 سالگیت رو اینجا بودی و داشتی توی بازسازی جزیره کمک میکردی

و البته 16 سالگی و 17 سالگیت هم همینطور

ما خواستیم تا جبران کنیم

کامیلا همه چیز رو راجب این جشن زمینی به ما گفته

و نسبت به تولد های ما کمتر جن و پری داشت

بخاطر همینه مو به مو دستورات کامیلا رو اجرا کردیم

همگی کارتون عالی بود

!و ببین، ببین

نیروی کینگ هر روز داره قوی تر میشه

و آره به نظر میرسه با مال باباش فرق داره

اما هی، یه زبون جدید گلیف هست که باید یادش بگیری

... بچه‌ها

ما به سوپرایز دیگه هم داریم

کالکتر نزدیک ماعه

اون میخواست یه چیز خاص رو نشون بده

اونجا رو

ایدا ، کینگ واسه همچی ممنون

ما هم همینطور، بچه جون

عجیب و غریب ها ؟

عجیب و غریب ها

کم کم داره میره

خیلی خب بچه‌ها، همه با شماره سه

یک

دو

سه

خــــــدافــــــظ

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.