Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه بزرگ نایــتمــووی تقدیم میکند WwW.NightMovie.Topرسانه بزرگ نایــتمــووی تقدیم میکند WwW.NightMovie.Top
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
« ترجمه از: علیرضا نورزاده و احسان جولاپور » @MrLightborn11 & @Mister.Cloner
سر رایم در قیاس با لردفرماندههای محافظان پادشاهی
بسیار بیهمتا و قدرتمند بود
ولی مدتی رو بیمار بود
امیدوارم آسوده با این دنیا وداع کرده باشه
آری سرورم. در خواب خوش مرگی آرام را تجربه کرد
خواهران مسکوت درحال مهیا کردن تدارکات دفن وی میباشند
جانشین ایشان، سر هارولد
«اصرار بر انتخاب جایگزین «سر رایم در بخش محافظان پادشاهی دارند
اعلیحضرت
سرورانم
ضروریست هفت عضو اصلی محافظین پادشاهی همچون همیشه، تکمیل گردند
با یاری «دست» قادر به دعوت تعدادی از داوطلبان واجد شرایط به دربار بودم
همه شایستگی خود را به اثبات رساندند
چهار کشتی، مفقود گشتهاند
آخرینشان، تحت بیرق من بودند
استپاستون زیر شعلههای آتش میسوزد
با اینحال مجلس تشکیل دادهاید تا به مسائل دربار بپردازید
...لرد کورلیس، اگر حرفی برای گفتن دارید
خواستهی من آگاهی بر اقداماتیست
که میبایست در راه نجات کشتی و افرادم انجام شود
سلطنت، غرامت کشتی و خدمهتان را پرداخت کرده
و برای خانوادههایشان جبران مافات میکند
غرامت دردی از من دوا نمیکند
خواستهی من تصاحبِ استپاستون با زور شمشیر
و جزغاله کردن این «خرچنگ سیرکن» ملعون است
فعلا آمادگی جنگ با شهرهای آزاد رو ندارم
این دزدان دریایی، ارتباطی با شهرهای آزاد ندارند
فکرکردی کی داره بهشون سکه و کشتی میده؟
سرورم، اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم
متوجه خواهیم شد که هفت پادشاهی هرگز وارد جنگ علنی، با شهرهای آزاد نشده
در صورت وقوع جنگ
تعداد تلفات، بیشمار خواهند بود
خرچنگ سیرکن، چه دلیلی برای هراس از ما دارد؟
اجازهی تصاحب به برادر پادشاه داده شده
و با ارتش ردا طلاییهایش به قدرتی بیبدیل رسیده
حال شش ماه است که آنجا چمباتمه زده
بدون آنکه کوچکترین اعتراضی از جانب سلطنت، شکل گیرد
حرفهایتان را مزه مزه کنید، لرد کورلیس
همنشینی بر سر یک میز با پادشاه، شما را در مرتبهای مساوات با ایشان، قرار نمیدهد
بیکار ننشستهام، کورلیس
دَه پیک به پنتوس و ولانتیس فرستادم
بلکه بتونیم وجه مشترکی برای اتحاد پیدا کنیم
افراد و کشتیها بسیج میشن
مسائل مربوط به استپاستون رو حل میکنیم
البته به وقتش
پدر جان، اژدهاسوار که دارید
ما رو اعزام کنید
به این سادگیها نیست، رنیرا
اینطوری قدرتنمایی میکنید
اقلاً شاهدخت، نقشهای در بساط دارند
...من فقط - ...شاید -
استفادهای بهتر از استعدادهای شاهدخت بتوان کرد، اعلیحضرت
نظرتون چیه شاهدخت رو ببرید تا لرد فرماندهی جدید رو انتخاب کنه؟
ایدهی جالبیست، سرورم
این شوالیه، قراره از تو هم محافظت کنه پس بهتره خودت تصمیم بگیری که کی باشه
سر دزموند کارن
شوالیهای ماهرند
به پیش آیید، سر دزموند
پسر «سر رویس کارن» هستند
سر دزموند، قدرت و ثبات خود را
چه در مسابقات و چه در خارج از آن تثبیت نمودهاند
هنگامی که در مسیر رسیدن به قدمگاه پادشاه از جنگلهای پادشاهی عبور میکرد
...یک شکارچی غیرقانونی را
به سزای اعمالش رساند...
شاهدخت، مناسب است تا به پاس خدمت وفادارانهاش
تقدیر و تشکر بهجای آورید
بابت خدمت وفادارانهتون به سلطنت سپاسگزارم، سر
سر رایمون ملیستر
پسر لرد لایمون ملیستر
«پیروز مسابقهی «مله» در تالار «شراب سیب [ سایدر هال ]
وی آخرین شرکتکنندهی باقیمانده در میان 23 شوالیه بود
همچنین در سن 18 سالگی به مقام شوالیه، نائل گردید
چندتا از این شوالیهها سابقه جنگ دارن؟
البته مقابله با شکارچیهای غیرقانونی رو درنظر نگیرین
سر کریستن کول
فرزند خوانسالار بلکهیون
قدمتان فرخنده، سر کریستن
در نبرد استورملند حضور داشتید؟
در تاختن بر دورنیها حضور داشتم، شاهدخت
در مبارزه با دورنیها سرباز پیاده نظام بودم
پس از حمله به برجهای نگهبانی سر آلن دانداریون، به بنده
مقام شوالیه را عطا کرد
انتخابم سر کریستون کوله
عجولانه تصمیم نگیرید، شاهدخت
شکی در با کفایت بودن سر کریستون وجود ندارد
ولی خاندانهایی چون ملیستر و کریکهال، همپیمانان مهم سلطنت هستند
برای مثال؛ سیگارد محافظ بی چون و چرای قلمرو در برابر شورشگران جزایر آهنیست
اینا شوالیههای مسابقهای هستن
محافظ پدرم باید فردی باشه که از مبارزه سر دربیاره
اینطور نیست؟
البته، شاهدخت
پس بیاید تدارکات انتصاب سر کریستن رو مهیا کنیم
پایتخت والریا، بر روی یک آتشفشان ساخته شده بود
مثل دراگوناستون
...اصیلترین لردهای اژدهاسوار
همینجا، نزدیک به دهانهی آتشنشان
یعنی منبع قدرت و جادوشون، زندگی میکردن
و این، آنوگریون بود
جایی که جادوگران خونین به جادوگری میپرداختن
به راستی آنچه که ساختید بسی شگفتانگیز است
من صرفا تاریخ رو مطالعه و این طرحها رو طبقش، خلق میکنم
این سنگتراشها هستن که بنا رو میسازن
سرورم، به عقیدهی شما آیا وستروس میتواند یک والریای دگر باشد؟
بستگی داره که مالکیت مطلق در دوران اوج یا نزولش باشه
یا هزار اژدها وجود داشته باشن
و اونقدری بزرگ باشن که سرتاسر دریاهای دنیا رو پوشش بدن
دیگه هیچوقت شاهد شکوه والریاییها نخواهیم بود
ای لعنتِ هفت جهنم
حال رنیرا چطوره؟
منظورتان چیست؟
اینروزها زیاد باهام حرف نمیزنه
فکرکنم براش سخته
که دربارهی مسائل شخصی باهام صحبت کنه
زمانبر است
همچون من به هنگام فوت مادرم
ای کاش میاومد باهام حرف بزنه
چرا شما به نزد او، جهت صحبت نمیروید؟
بعضی وقتها ترجیح میدم با اژدهای «وحشت سیاه» روبهرو بشم
تا با دختر 15 سالهم
به گمانم اگر آغوش محبت باز کنید اسرار دل بر شما بگشاید
چون سرورم، درد دل با شما امریست بس آسان
دربارهی صحبتهامون چیزی به رنیرا که نگفتی؟
...میترسم
که گفتههامون رو درک نکنه
نه، سرورم
همهش شیش ماه از مرگ مادرم گذشته
اونوقت پررو پررو میخوان برای پدرم زن بگیرن، تا وارثش به دنیا بیاد
میدونم اون مردکها وقتی من نیستم
توی شوراهای محرمانهشون چه توطئههایی میچینن
خودت رو درگیر و نگران امور پادشاهان و حاکمان نکن، رنیرا
اصلا فرض کنیم پدرت بخواد تجدید فراش کنه
پدرت، "تو" رو دوست داره
تو رو به عنوان وارثش انتخاب کرده
من رو انتخاب نکرد، قصدش محروم کردن دیمون بود
باهام زانو بزن
این رو راهی برای بودن با مادرم میدونم
اینکه توی سکوت معبد سپت، غرق بشم
حس میکنم بهش نزدیکم
میدونم احمقانه بهنظر میاد
چنین فکری نمیکنم
اصلاً و ابدا - خوبه -
چون گفتم شاید بخوای یه امتحانی بکنی
...من
به خاطر من هم نمیخوای اینکار رو بکنی بهخاطر اونا بکن
چی باید بگم؟
هرچی دوست داری
بین خودت و خدایاناته
نمیخوام پدرم، صرفا به دید دخترش بهم نگاه کنه
پدر من هم، راه ارتباط با دخترها رو بلد نیست
مواقعی که دوست دارم با پدرم صحبت کنم
میدونم که من باید پیشقدم بشم
ممنونم
سرورم
خوشحالم که تونستیم دیدار کنیم
میدونم این روزها، اعصاب درستدرمونی ندارید
خواستم خیالتون رو جمع کنم که خیلی برای پیوند بین خاندانهامون، ارزش قائلم
هرچی نباشه، رینیس دخترعموی موردعلاقهامه
سرورم، میخوام بابت رفتارم
توی شورا، عذرخواهی کنم
خدایی نکرده، قصدم توهین نبود
لرد کورلیس، ارتش ناوگان شما یکی از داراییهای ارزشمند قلمروی ماست
ولی باید این هم درنظر بگیری
که به عنوان پادشاه، وظیفه دارم تا از جنگ جلوگیری کنم
مگه اینکه دیگه به مو برسه
باورکنید هیچکدوم از ما خواهان جنگ نیستیم
سرورم، میشه رک و پوستکنده باهاتون صحبت کنم؟
همیشه از افکار افسارگسیختهی اعضای شورام استقبال میکنم
متاسفانه نگرانیم از اینه که دشمنانمون به آرامگاه سرخ، چشم طمع داشته باشن
ملکه فوت شدن
برای اولین بار در تاریخ دختری به وراثت گماشته شده
برادر پادشاه که از وراثت محروم شده
ایتان دراگوناستون تارگرین رو بدون هیچ چالشی، تصاحب کرده
و حالا هم یک قدرت سقوط کرده، قلمرویی رو در حساسترین راه دریاییمون، استعمار کرده
چه تصویر مایوسکنندهای رو از حکمرانیم ترسیم میکنی، لرد کورلیس
خب حقیقت محضه
درحال حاضر، سلطنت آسیبپذیر ظاهر شده
و حملهی کورکورانه به استپاستون قراره حاکی از عدم آسیبپذیریمون باشه؟
حین وقوع طوفان
یا باید بادبان رو تنظیم کرد و رفت تو دلش
یا باید دورش زد
و هیچوقت نباید انتظار اومدنش رو بکشید
لرد عزیز، اقدامات خاصی برای انجام، مدنظرته؟
با خانوادهمون وصلت کن
دخترمون لینا رو به همسری دربیار
دو خاندان باقیموندهی والریایی رو متحد کن
با پیوند خونی اژدهایان و ارتش ناوگان والریایی
میتونی به قلمرو نشون بدی که روزهای عظیم سلطنت، در راهه
و دورانش تموم نشده
...باید اعتراف کنم
که زیاد به ازدواج فکر نکردم...
از فوت اما، 6 ماه هم نگذشته
سرورم، قلمرو ازت انتظار داره که دیر یا زود، ازدواج کنی
تا نسلت رو حفظ کنی و وارثهای بیشتری رو به دنیا بیاری
جفت بهتر و قویتری نسبت به لینا، پیدا نمیکنی
زیاد باهم صحبت نکردیم
...از وقتی که
احساس ندامت میکنم
باید آزادانه حرف دلمون رو به همدیگه بزنیم
هرچی که فکرمیکنی نیازه رو باید گی
ناسلامتی پادشاهی
عاشق مادرت بودم
خیلی زیاد
من هم همینطور
سر هارولد، 20 شوالیه رو بهم معرفی کرد
...ولی حین سوال پرسیدنهام
متوجه شدم که سر کریستن، تنها شوالیهای بود که تجربه نبرد واقعی رو داشت
محافظ خوبی میشه
...امروز توی شورا - بهش فکر نکن -
...گفتم شاید بتونم - جوونی و جاهل -
عاقل میشی
این بهترین اقدام و فرصت ما برای نجات انشگتتان از قطع شدن میباشد
سرورم
زالوها میتونن گوشت عفونی رو بِکَنن و از گند بیشتر جلوگیری کنن
امروز با لورد کورلیس و شاهدخت رینیس
دیدار کردم
نظر لطف و نشانهی مرحمتتون بوده، سرورم
مطمئنم لرد کورلیس، قدردان خواهد بود
پیشنهاد داد ازدواج کنم
با کی، سرورم؟
بانو لینا
تا پیوند بین خاندانهامون رو قویتر کنیم
و نشون بدم که روزهای عظیم حکمرانیم در راهه
و دورانش تموم نشده
این نشانهی گستاخیشه، سرورم
برای چنین مسائلی، باید با شورا مشورت کرد
همین الان حی و حاضر دارم همینکار رو میکنم
خب
چه توصیهای داری، آتوی عزیز؟
...بانو لینا
جوان است، سرورم...
قطعا، ولی پادشاهم؛ زخمهایی که شورای اعظم سبب شدند، پابرجا خواهد ماند
ولی ازدواج با دخترشون
در ترمیم این زخمها نقش بسزایی دارند
و متحد کردن دو خاندان بزرگ والریایی
پیغام اتحاد بزرگی را به سرتاسر قلمرو خواهد رساند
و همینطور فراتر از آن
استدلال استاد اعظم بسی منطقیست
از برداشت رنیرا میترسم - چه اهمیتی داره، سرورم؟ -
مادرش فوت شده
پدرش میبایست نسل سلطنتی را حفظ کند
بنده عمیقاً همسرم را دوست داشتم
زخم ناشی از سوگش همچنان مرا عذاب میدهد
...ولی مجبور شدن
به جایگزینیاش برای بهجای آوردن وظیفه خود نعمتیست
حال شما پادشاهید
و بنده بخلی نمیورزم
اژدهاسواری بر وحشت سیاه چطوری بود؟
شما آخرین سوارکار بالریون بودید
تا مدت کوتاهی البته
بعدش مُرد
بالریون، همراه با والریای باستان به تاریخ پیوست
ولی وگار همچنان زندهست
یه جایی همین اطرافه
اونقدری بزرگه که توی چالهی اژدها جا نمیشه
بعضیها میگن برای دنیامون هم زیادی بزرگه
میدونید کجا لونه کرده؟
ببخشید؟
میدونید الان وگار کجاست؟
نگهدارندههای اژدها؛ معتقدن که یه جایی توی ساحل دریای باریک، مستقر شده
در بندر ایبن، بعضی وقتها صداش رو میشنویم
میگن گویا غمانگیزه
به گمونم اژدهایان هم تنهایی میکشن
سرورم
افتخار بزرگیه
که خاندانهامون همچون والریای باستان باهم وصلت کنن
فرزندان بیشماری را با خون والریایی پاک به شما هدیه میدم
تا ابقای نسل سلطنتی و قلمرو مهیا صورت بگیره
پدرت این حرفها رو گذاشته توی دهنت؟
مادرت بهت چی گفت؟
گفت مجبور نیستم تا 14 سالگیم باهاتون همبستر بشم
اذیتت میکنه، نه؟
پدرم پادشاهه
وظیفهش ازدواج و ادامهی نسلشه
نگفتم بزنی توی خط سیاست گفتم اذیتت میکنه یا نه؟
.این سوال رو از خودتون بپرسید لینا دختر شماست
معلومه که میکنه
ولی نظم امور رو درک میکنم
فکرنکنم برای تو صدق کنه
شاهدخت، اگه میخواید من رو خشمگین کنید
باید بگم که دارید ضعیف عمل میکنید
اتفاقاً برعکس
چه دختر من باشه، چه یکی دیگه پدرت تجدیدفراش میکنه
دیر یا زود داره، ولی سوخت و سوز نه
زن جدیدش، براش وارثین جدیدی پس میاندازه
به احتمال زیاد، یکیشون پسر خواهد بود
و بعد از رسیدن اون پسر به سن قانونی و فوت پدرت
مردان قلمرو، اون رو برای پادشاهی درنظر میگیرن، نه تو رو
چون این نظم اموره
ملکه شدم، نظم جدیدی وضع میکنم
ایکاش ممکن بود، رنیرا
مردان قلمرو، قبلا فرصتش رو داشتن
تا در شورای اعظم، ملکه انتخاب کنن
اما نکردن
شما رو ملکه نکردن، شاهدخت رینیس
ملکهای که هرگز به این مقام نائل نشد
ولی در برابرم زانو زدن و من رو وارث خطاب کردن
وقتی برای پدرت، پیالهداری میکنی وارث بودنت رو بهشون یادآور میشی؟
این حقیقت تلخیه که هیچکس دل گفتنش بهت رو نداره
مردان حاضرن این قلمرو رو به آتیش بکشن
تا اینکه زنی رو بر تخت آهنین بنشونن
پدرت هم احمق نیست
شورای کوچک، من رو به تجدید فراش سوق داده
گویا قلمرو، ملکه جدیدی میخواد
یک ملکهی مهربان و سربهزیر باعث آسودگی خاطرتون میشه، سرورم
شورای کوچک، کسی رو هم براتون زیر سر داره؟
لرد کورلیس بلاریون، دخترش رو پیشکش کرده
بانو لینا رو
جفت خوبیست، سرورم
...باید اعتراف کنم که
لینا رو زیاد نمیشناسم
مطمئنم مهربون و سربهزیر هستن
و از حضور شما در زندگیشان لذت خواهند برد
همچو من، سرورم
برایتان تحفهای آوردهام
از سنگتراشها خواستم تا برایتان درستش کنند
...این
مهربونیت رو میرسونه، آلیسنت
مهربونی بسیارت رو
وارد شو
دست هستند، سرورم
سرورم، شورای کوچک را برای امری مهم، فراخواندم
چرا؟
بهنظرم شایسته است که آن را مستقیماً بشنوید
بسیار خب
شب هنگام رخ داد
و سارق از دست ما گریخت
چگونه تخم اژدها را در برابر انظار 50 نفر به سرقت بردند؟
شاهزاده دیمون، سارق تخمها بود
دیمون؟ - ...شاهزاده -
نامهای را به جا گذاشتهاند که حاوی توضیح لازم است
...باعث افتخار دیمون تارگرین
شاهزادهی دراگوناستون
و وارث برحق تخت آهنین است
که بنابه رسومات والریا مایل به گرفتن زنی دوم است
نام ایشان، بانو میساریای دراگون استون تلقی میشود
ایشان باردار هستند و بنا بر رسم خاندان تارگرین
یک تخم اژدها در گهوارهی نوزاد قرار داده میشود
شاهزاده
شما را به مراسم ازدواجشان دعوت کردهاند، سرورم
دو روز دیگر برگزار خواهد شد
پناه بر خدایان
این بانو میساریا کی هستند؟
- گویا... - فاحشهی دیمون
این اقدامی شورشیانهست
کاملاً موافق هستم، سرورم
برادرم دنبال این است
که من را تحریک کند
دنبال پاسخی از جانب من است
کل قلمرو در تماشاست، سرورم
انتظار داری چه کنم؟
بفرستمش دیوار؟
شاید هم باید سرش را نیزه کنم؟
دیمون دراگوناستون را قصب کرده، دور خود رداطلایی جمع کرده
و حالا سلاحی خطرناک را ربوده
کدوم تخم رو دیمون برداشته؟
تخم دریمفایر، شاهدخت عزیز
همان که برای گهوارهی شاهزاده بیلون انخاب کرده بودید
گروهی تشکلی بده، آتو
خودم میرم دراگوناستون
- و دیمون رو به سزای اعمالش میرسونم - اعلیحضرت
عذرخواهی میکنم، اما اجازه نخواهد داد
بسیار خطرناک است
دیمون حد و مرز را گذرانده است
بگذارید من به دراگوناستون برم
تو که انقدر دلربا هستی
چرا این بلا رو به سر خودت میاری؟
امشب دیدار پادشاه میری؟
اگه شما مایل باشین
- روز بهخیر، سر کریستون - بانوی من
جناب دست، بیست تا از بهترین محافظان خانوادگیتون رو جمع کردم
همچنین سر هرولد همراهیتان خواهند کرد
از جناب دست محافظت کنید، سر کریستون
به دراگوناستون خوش اومدی، آتو
اشغال این جزیره توسط تو به پایان رسیده
ملزم هستی تخم اژدها رو تسلیم، ارتشت رو منحل
فاحشهات رو ترک
و از دارگوناستون خارج شوی
به دستور شخص...
پادشاه کجاست؟
- نمیبینمش - اعلیحضرت
هرگز وقتشون رو با چنین بازیهای بیهودهای تلف نمیکنن
سر کریسپین، درست شناختم؟
سر کریستون کول، سرورم
عذرخواهی میکنم به خاطر نداشتم
شاید سرورم لحظهای که از اسب انداختمشون پایین رو یادشون باشه؟
احسنت
واقعاً رقتانگیزه، دیمون
انقدر دنبال جلب توجه پادشاهی که چنین جسارتی رو مرتکب شدی؟
صرفاً دنبال حفظ رسومات خاندانم هستم همون کاری که برادرم برای ولیعهدش انجام داد
اون رسومات برای فرزندان بر حق سلطنتی هستن
نه حرامزادههایی که در شکم یه رعیت فاحشه پرورش یابن
- بانو میساریا همسر آینده منه - این عملی شنیعه
با هر نفست مایه ننگ اسمت، خاندانت
و حکومت برادرتی
عشق ما جایگاه و آداب نمی شناسه
شما چطور، مردان نگهبانان شهر؟
شاهزاده رو در عمل خیانتآمیزش همراهی میکنید؟
پادشاه من رو فرماندهشون منصوب کرد، اونها به من وفادارن
تو اومدی دنبال تخم
بفرما
عقلت رو از دست دادی؟
چطور میخوای قسر در بری؟
تو هم قرار نیست قسر در بری
اقدام به خشونت در این موقعیت
به معنای اعلان جنگ
در مقابل پادشاهته
فوقالعادهست
حتی اگه منجر به مرگ فرزند توراهیت و مادرش بشه؟
همه به گوش
شمشیرهای کیری رو غلاف کنید
- اینجا چیکار میکنید، شاهدخت؟ - جلوی خونریزی رو میگیرم
سر کریستون، لطفاً شاهدخت رو به جای امن همراهی کن
جلوی سایرکس رو نمیتونن بگیرن، عالیجنابان
اون از من محافظت میکنه
پدرم من رو شاهدخت دراگوناستون کرد
الان قلعه من رو اشغال کردید، عمو جان
وقتی پا به سن بذاری مال تو میشه
تو باعث خشم پادشاهت شدی
مگه چیکار کردم عصبانی شده؟
امروز جشن ازدواج ماست
تو که همسر داری
همسری که خودم انتخابش نکردم
پس مجبور شدی تخم اژدهای برادرم رو بدزدی؟
شما توی گهوارههاتون اژدها بوده
برای فرزند من هم همینطور خواهد بود
قراره بچهدار شی؟
روزی
من همینجا ایستادم، عمو
دلیل خشمت
دلیل اینکه وراثت بهت نرسیده
اگه آرزو داری که وراثت بهت برگرده باید من رو بکشی
پس بُکش
و این کارهای بیخودی رو تموم کن
ازدواجمون رو اعلام کردی؟
فردا
و اینکه داریم بچهدار میشیم چی؟
بچهی تو
شاید بعد از ازدواجمون بتونیم علنیش کنیم
خیلی وقت پیش اطمینان حاصل کردم که هرگز ترس حاملگی سراغم نخواهد آمد
چه بهتر، بچهها میتونن موجودات مزاحمی باشن
تو قسم خوردی ازم محافظت کنی، دیمون
دراگوناستون کاملاً امنه
تا پادشاه تصمیم بگیره تخت اجدادش رو پس بگیره
افرادش شاید سر شاهزاده رو به نیزه نکشن
اما با یه رعیت فاحشه که مدعیه به همسری گرفته شده
و بچهدار شده، چیکار میکنن؟
کسی به تو آسیب نمیزنه
از زمان تولدم، در سرزمینی که از یادم رفته
انقدر من رو به عنوان املاک فروختن که حسابش دیگه از دستم در رفته
بیشتر سالهای عمرم رو در وحشت سپری کردم
تو جات پیش من امنه، قسم میخورم
تو تارگرینی
تو از پسش برمیای که پادشاه رو به بازی بگیری
اما من نه
من بهخاطر ثروت به خدمتت درنیومدم
یا قدرت
یا مقام
اومدم پیشت تا آزاد بشم
آزاد؟
از چی آزاد شی؟
از ترس
نه، بفرمایید، لرد لایونل
اومدم یه نظر بیپرده بشنوم
من همهی نظراتم بیپردهست، سرورم
از وقتی اسمم رو استاد اعظم در شورای اعظم خونده
سوءظن حسودانهی کورلیس ولاریون رو از اون طرف بلکواتر
حس کردم که نسبت به من شکل گرفته
شما بر والاترین مقام قلمرو تکیه زدید، سرورم
آدمهای مغرور دوست ندارن سرشون رو بالا بگیرن
لینا ولاریون
لرد کورلیس ارباب کشتیهای شماست
و اون دختر ارشد ثرتمندترین خاندان
کل قلمروئه
اون از سرمایه والریایی برخورداره که قابل انکار نیست
و خون تارگرین در رگهاشه
موضوع چیه؟
دوازده سالشه
بزرگ میشه
من هیچوقت نخواستم دوباره ازدواج کنم
به عنوان پادشاه، همه چیز در اختیار شماست
حتی چیزهایی که نمیخواهید
ازدواج اجباری نیست که بتوانید آن را به تعویق بیندازید
اگه پیشنهاد لرد کورلیس رو رد کنم چی؟
احتمالاً واکنش خوبی نخواهد داشت
بهغیر از ارتباطی مستقیم به تخت آهنین، چیزی او را راضی نخواهد کرد
همچنین باید در نظر بگیرید که ممکن است در استپاستونز ملزم به جنگ شویم
و مار آبی تقریباً به نیمی از کشتیهای قلمرو سلطه دارد
جرئت نخواهد کرد که در موقع نیاز آنها را از حکومت سلب کند
- اون کیه که بخواد جلوی من بایسته؟ - هیچکس، سرورم
اما، بهتره که دریفتمارک متحدمون باشه تا دشمنمون
مار آبی حرکت حسابشده و دقیق انجام داده
درخور مقام و منصبش
- اگه واقعاً نظر بیپردهی من رو میخواین.. - میخوام
باید با لینا ولاریون ازدواج کنید، سرورم
لرد کورلیس رو راضی نگه دارید و پیشخودتون جایگاهش رو حفظ کنید
جایگاه همیشگی، به عنوان متحد
اعلیحضرت
شاهدخت از دراگوناستون بازگشتند
از دراگوناستون؟
اعلیحضرت
تو از فرمان من سرپیچی کردی
بدون خبر دادن از قدمگاه پادشاهی خارج شدی
و بدون رخصت پادشاهی
وارد عمل شدی
تو تنها وارث منی
ممکن بود کُشته بشی
میشه بشینم؟
که رفتی دراگوناستون
من بدون خونریزی تخم اژدها رو برگردوندم
بعید میدونستم آتو تنها از پسش بربیاد
آره، خب...
گاهی اوقات یادم میره که چهقدر شبیه مادرتی
نبود مادرت
مثل یک جراحته که هیچوقت خوب نمیشه
بدون اون
آرامگاه سرخ گرمایی رو از دست داده که میترسم دیگه هیچوقت بهش برنگرده
خوشحالم که از شما هم این رو میشنوم
دونستن اینکه در این درد تنها نیستم
ای کاش عقلم میرسید که بعد تولد باهات درست حرف میزدم
درکش برام سخت بود که دخترم به همین زودی به زنی بالغ تبدیل شده
اما میدونم که
مادرت درک میکنه
که الان چه انتظاری ازم میره
پادشاه باید همسر جدیدی اختیار کنه
هرگز نمیتونم جای خالی مادرت رو پر کنم
همونطور که قصد ندارم کسی رو به جای تو وارث کنم
اما تو تنها وارث منی، و سلسله ما آسیبپذیره
خیلی راحت میشه بهش پایان داد
با ازدواج مجدد، میتونم اطمینان حاصل کنم که جامون امنتره
در مقابل چه کسی؟
هرکسی که جرئت کنه ما رو به چالش بکشه
خواستهی من این نیست که بینمون فاصله بیفته
شما پادشاهین
پس اولین وظیفهتون، نسبت به قلمروتونه
مامان هم بود درک میکرد
درست مثل من
روز بخیر، حضرات
تصمیم گرفتم، همسر جدیدی اختیار کنم
قصد دارم...
بانو آلیسنت هایتاور را
تا قبل از فرا رسیدن بهار به همسری بگیرم
چرنده
خاندان من والریاییه
بزرگترین قدرت تمام قلمرو
و من پادشاهتونم
رنیرا
ریشهی خاندان ولاریون برمیگرده به والریای کهن
حتی از خاندان تارگرین هم باستانیتره
مطابق برخی نوشتهها
اما برخلاف تارگرینها،
ما لردهای اژدهاسوار نیستیم
خاندان من چندین قرن مجبور بود از دریا به زور امرارمعاش کنه
با خوششانسی و سختی کشیدن
وقتی به حاکمیت دریفتوود رسیدم
میدونستم دنبال چیام
پس از دستش ندادم
برخلاف تمام لردهای دیگر قلمرو،
من میتونم بگم که تختهای بلند خاندانم رو با نون بازوم ساختم
به نظرم همیشه من و تو
از یک جنس بودیم
خبر نداشتم برادرت پادشاه بوده
هردوی ما افرادی بودیم مجبور به یافتن مسیر خود در این دنیا
ما رو کنار زدن، به دفعات
فرستادی دنبالم که بیام دریفتمارک تا موقعیت جدید من رو بهم یادآوری کنی؟
یا دلیل دیگهای داشته؟
درگیریای در استپاستونز در حال شکلگیریه
یک شاهزاده میری
دریانوردهای وستروسی رو به خورد خرچنگها میده
از پادشاه درخواست کردم که ناوگان من رو به محوطه بفرسته
اما جواب رد به من داده
هیچوقت خصیصه اصلی برادرم این نبوده
چه چیزی؟
پادشاهی کردن
خرچنگ سیرکنها با کمک گونههایی قدرتمند در شهرهای آزاد
که آرزو دارن ضعیف شدن وستروس رو ببینن
شکستهای پادشاه باعث میشه که قدرت اونها بیشتر شه
اگه اون مسیرهای آبی از دست برن،
خاندان من فلج میشه
اگه قرار باشه پادشاهمون وقتش رو با جشن و مسابقه تلف کنه
من دست روی دست نمیگذارم تا دریفتمارک بدبخت شه
من هرطوری که بخوام با برادرم حرف میزنم
تو حق نداری
ماندنت در استپاستونز فرصتیه برای اثبات خودت
برای هرکسی که تاحالا به لیاقتت شک داشته
ما فرزندان دوم این سرزمین هستیم، دیمون
ارزشمون رو اونا تعیین نمیکنن
خودمون باید بهدستش بیاریم
« ترجمه از: علیرضا نورزاده و احسان جولاپور » @MrLightborn11 & @Mister.Cloner
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.