Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
زیرنویس توسط مترجمین آریایی ترجمه شده تنظیم, ویرایش, تبدیل: حمید سروری کیا sorourikia@gmail.com مترجم: آرش
دامدوک
دامدوک, تو!
سه نفر زره طلايي پوشیدن
اونا فریبمون دادن
کال سامو ... من ...
در مورد نيروهاي ما که به سمت گوان میسونگ میرن چي؟
براي اونا بیشتر از یه نصفه روز طول مي کشه برگردن
چندتا سرباز برامون باقي مونده؟
بو یوهونگ
اعلیحضرت, من فکر مي کنم شما باید براي مدتي ويري سونگ رو ترک کنید
ترک کنم؟
ازم مي خواي که ويري سونگ رو رها کنم؟
ما به اندازه ي كافي سرباز براي دفاع از ويري سونگ نداریم
سربازاي باکجه گوش کنید
سربازاي باکجه گوش کنید
آسین
آسین در چنین موقعیتی ما به هیچ طرح و نقشه ایی, نیاز نداریم
ما فقط باید رو در رو باهاشون بجنگیم
ما باید این وضعیت رو حل و فصل کنیم حتي اگه اینجا بمیریم
من همینجا کنار شما مي مونم
نترسید
بله اعلیحضرت
چه تعداد سرباز تو قلعه ها باقي موندن؟
هوانگ هون اونا فقط اینقدر هستن که, بتونن از ويري سونگ دفاع کنن
دامدوک
دامدوک ما باید صدمات به نیروهامون رو به حداقل برسونیم
از آتش استفاده کنید
بله اعلیحضرت
ما باید ويري سونگ رو تسخیر کنیم و هرچه سریعتر, آسین رو دستگیر کنیم
مفهوم شد؟
حمله!
تیر بزنید تیر بزنید
روغن بریزید!
تیر بزنید!
تیرهاي آتشي بزنید!
ويري سونگ رو بگیرید!
نردبان ها رو جلو ببرید!
جلوشونو بگیرید!
اعلیحضرت, شما باید از اینجا برید
اونا ده برابر ما, سرباز دارن!
اعلیحضرت, شما باید برید!
این تنها راه نجات دادن سربازامون هست
راهي نیست
اگه ما ببازیم باکجه نابود میشه
اینجا تنها امید ماست
اعلیحضرت!
در حال حاضر اونا چندین برج رو گرفتن
اونا به زودي دروازه رو باز مي کنن
دامدوک, من ...
قلعه رو رها کنید!
اعلیحضرت!
من یه مسیر باز میکنم
از این طرف
قلعه رو رها کنید!
اعلیحضرت
آسین رو پیدا کنید
بله اعلیحضرت
آسین رو پیدا کنید!
به نظر مي رسه که باکجه کاملا فریب خورده
ما باید از اینجا خارج بشیم
من باید دویونگ رو پیدا کنم
آماده ي ترک باکجه بشید
ارباب
شاهزاده
شما چطور؟
نگران نباشید
من زنده مي مونم
ارباب
شاهزاده
بیاید
از این طرف, عجله کنید
داري چیکار مي كني!
اونو ببرید کنار!
اطاعت!
بریم!
دویونگ
شاهزاده
سربازاي زيادي اینجا هستن ممکنه اونا تو رو بکشن
با من بیا!
اگه الان برید؛ جفتتون مي میرید!
دروازه رو باز کنید! دروازه رو باز کنید!
دامدوک!
شمشیرتون رو پایین بیارید
ما همینجا تمومش مي کنیم
اعلیحضرت!
چطور مي خواي منو با چنین بازوي ضعيفي, شکست بدي؟
من هنوز به اندازه ي كافي نیرو براي بریدن سرت دارم
دست نگه دارید!
دویونگ
بو یوهونگ, تو ...
اعلیحضرت ...
آسین
يعني تا این حد ترسو بودي؟
چي؟
اعتماد به نفست و مبارزه جسورانه ات, کجا رفته؟
تو جنگ رو باختي
من این همه راه رو براي مبارزه ي منصفانه اومدم
این وضعیت تصمیم من نبود
بهانه احساساتي, نیار!
بو یوهونگ!
همین الان ولش کن
اعلیحضرت!
نمی شنوی؟
این جنگ بین من و دامدوکه
من نمي تونم از این دستور اطاعت کنم
زندگي شما از ما مهمتره
به سربازات بگو عقب نشيني کنن, یا اون مي میره
بو یوهونگ داري از من نافرماني مي کني؟
من نمي تونم از این دستور اطاعت کنم
مي خواي بذاري اون بمیره؟
تو ...
دویونگ
اعلیحضرت!
از اعلیحضرت محافظت کنید!
دامدوک رو بکشید!
ما فقط باید دامدوک رو, بکشیم
شما باید از اینجا برید!
بیا! دویونگ!
ارباب! دویونگ!
آسین
یون سالتا!
بانو دویونگ!
نه!
دویونگ
چرا؟ چرا!
چرا؟
چرا این کارو كردي؟
اگه اون توسط شما کشته مي شد کینه همچنان پابرجا مي موند
دویونگ
لطفا این جنگ رو تموم کنید
باشه, من الان این کارو مي کنم
اعلیحضرت
لطفا جنگ رو متوقف کنید
نذارید هیچ کینه اي براي فرزندانتون بمونه
مردم رو نجات بدید
من هیچ وقت از شما ناامید نبودم
باري که من رو دوشتون گذاشتم رو بردارید
دویونگ
شاهزاده
حرکت کنید!
دویونگ! دویونگ!
اونا دنبال ما هستن
ارباب
صبر کنید!
وایسید!
من تسلیمم
من کاملا شکست خوردم
حالا سرم رو ببر
الان مي دوني که چرا دویونگ مرد؟
این به خاطر ما بود که به نیروها, ملحق بشیم و آینده ي جديدي براي گوگوریو و باکجه رقم بزنیم
اگه من الان بکشمت, نمي دوني که مردم باکجه فقط ...
رنج و حسرت مي برن؟
چطور جرأت مي كني به این راحتي زندگیتو بگيري وقتي که اون چنین عزم بزرگي داشت؟
دربار ويري سونگ
من مي خواستم تا آخرش, باهات بجنگم
اما این فقط جاه طلبي یه فرمانده بود
من مسئولیت حفاظت از مردمم رو دارم
لطفا روح باکجه رو حفظ کنید
لطفا به سنت ها و اعتقادات ما احترام بذارید
سپس من با خوشحالي بنده ي گوگوریو میشم
اگه با این موافقت نكني...
من تا آخرش مي جنگم حتي اگه باکجه به خاکستر تبدیل بشه
من نمي خوام باکجه به خاکستر تبدیل بشه ,
من شاه باکجه, به شکست, اعتراف و تسلیم گوگوریو میشم
من براي هميشه خدمتگزار گوگوریو ميشم
هورا براي گوگوریو!
هورا براي باکجه!
هورا براي گوگوریو!
هورا براي باکجه!
هورا براي گوگوریو!
این به معنای برد یا شکست یک ملت, نیست
این براي فراموش کردن تمام جنگ هامون هست
و ملحق شدن به نيروهاي متحد براي برداشتن اولین قدم براي آینده ي جدید
آسین
بله اعلیحضرت
روياي من اینه که پرچم پرنده ي سه پا در تمام این قاره ي پهناور برافراشته بشه
ما هم خونیم
شما با من همكاري مي کنید؟
من هر کاري که بتونم انجام میدم
بر طبق لوحه ي تاريخي پادشاه گوانگتو
پادشاه گوانگتو در سال 396 پایتخت باکجه را تسخیر کرد
شاه باکجه تسلیم شد
بیش از 1,000 نفر و 1,000 تخته پارچه پیش کش, شد
و سوگند بندگي, براي هميشه خورده شد
باکجه قبل از این هرگز فتح نشده بود پادشاه گوانگتو باکجه را بخشید
او به همراه بو یوهونگ و ده وزیر دیگر, به گونگنا سونگ برگشت
پادشاه گوانگتو یک پایه ي محکم براي تمرکز روي حمله به دشت مركزي ایجاد کرد .
گونگنا سونگ, پایتخت گوگوریو
مشكلي که الان داریم هویانه
فرمانده مو دویونگ
ما نباید در مورد باکجه و بیریو و موهه نگران باشیم
ما باید حالا به هویان حمله کنیم
وقتش نشده
هوانگ هو
هوانگ هو اعلیحضرت, سربازا به خاطر تمام جنگ ها خسته هستن
هویان حركتي انجام نداده اما ما نمي دونیم که اونا چیکار مي کنن
من مایلم به هویان برم
شما؟
بله اعلیحضرت
شاهزاده خانم دامجو, به تازگی یک پسر به دنیا آورده
من میرم بهشون, تبریک بگم
من مایلم شخصا به این سفر برم
این فرصت مناسبي براي بررسي وضعیت هویانه
این چیزیه که منم در موردش نگران بودم
نزاع قدرت بین مورونگ بائو و مورونگ ژی
درباره اين مي دونستید؟
منم این انتظارو دارم
اگه اختلاف داخلي وجود داشته باشه ما مي تونیم طبق جدول زماني خودمون, براي اهداف بزرگمون حرکت کنیم
بسیار خب, با سول چي برو
بله
اعلیحضرت و ...
چیه؟
شما باید فرمانده هاي مورد اعتماد بيشتري, به بیریو بفرستید
درسته
اونا خودشون رو به ما ثابت کردن
اما ما نمي دونیم که چه زمان ممکنه, دوباره شورش کنن
من مایلم که برم
تو باید چونگون رو رهبري كني
چونگون وضعیت مستحكمي داره
چونگون وضعیت مستحکمی داره
یون سالتا این نيروي اصلي ارتش گوگوریوست
یون سالتا
کسي که از من بهتره, مي تونه چونگون رو رهبري کنه
این به خاطر دویونگه؟
باشه, ممکنه تو براي مدتي به بیریو بري
که نگراني هات در این مدت از بین بره
ممنونم اعلیحضرت
ژونگسان پایتخت هویان
من از باکجه برگشتم
من فکر نمي کردم دیگه برگردي
چرا برگشتی؟
منظورتون چیه؟ وفاداري من به هویانه
وفاداری؟
مورونگ بائو وفاداري؟
مورونگ بائو
مورونگ بائو نتیجه وفاداري تو به شکست, برابر گوگوریوست؟
نتیجه وفاداري تو به شکست, برابر گوگوریوست؟
فنگبا
دربار به تو مظنونه که جاسوس گوگوریو هستي
اینو مي دونستي؟
تمام کارهايي که تا الان انجام دادم به خاطر شما بود
اون تو هدفش شکست نخورد
مورونگ ژی اون تو هدفش شکست نخورد
چرا شما اینقدر از دستش عصباني هستید؟
این به تو ربط نداره!
اقامتگاه دامجو, هویان
سلام شاهزاده خانم
من مشاور نظامي, هاموجي هستم
من چونگ میونگ هستم
من سول جي هستم
شما از راه درازي اومدید
چه چيزي مشاور نظامي رو از این راه دراز, به اینجا کشونده؟
من میخواستم اطلاعاتی از وضعیت اینجا, به دست بیارم
شما مي دونید مسائل بین مورونگ ژي و مورونگ بائو به چه شكلي پیش میره؟
من فکر مي کنم مورونگ ژي مي خواد که قدرت بيشتري به دست بیاره
همچنین شنیدم که مورونگ ژي، اغلب کو اون رو, ملاقات مي کنه
مورونگ ژي و کو اون ...
من ها موجي از گوگوریو هستم
من از طرف اعلیحضرت اومدم که به شاهزاده دامجو, تبریک بگم
اونا نمي تونن یه مشاور نظامي رو براي چنین كاري بفرستن
من مایل به درخواست یه گفتگوی خصوصي هستم
اجازه مي دید؟
باشه
ما رو تنها بذارید
اما ...
گفتم تنهامون بذارید
چرا مي خواستي خصوصي باهام حرف بزني؟
من شنیدم شما تو خطر هستید
چه ربطي به گوگوریو داره؟
اگه امپراطور فوت کنن, شما جانشینش میشید
اما قدرت شاهزاده مورونگ ژي داره خيلي زیاد ميشه
این چه ربطي به شما داره؟
اگه براي شما اتفافي بیافته
براي شاهزاده دامجو هم بد ميشه
داري مي گي من نمي تونم از پس, مورونگ ژی بر بیام؟
نه
من فقط دارم بهتون میگم که در حال حاضر مردم چطور به مسائل, نگاه مي کنن
برید و به پادشاه گوگوریو بگید که ...
به خاطر من اتفافي براي شاهزاده دامجو نمي افته
بله ولیعهد
من بهش میگم
شاهزاده مورونگ ژي مي خواد شما رو ببینه
مي خواستي منو ببيني؟
در مورد چیزهایي که من شنیدم, داري ميگي؟
فقط این نیست
اعلیحضرت از من خواستن که شخصا بهش تبریک بگم
تبریک به اون؟
براي داشتن یه پسر؟
ولیعهد به زودي صاحب تاج و تخت میشه
چطور جرأت مي کني؟
امپراطور هنوز تاج و تخت رو داره
چرا گوگوریو در مورد تاج و تخت ما حرف مي زنه؟
نيازي نیست که عصباني بشید
فقط اجازه بدید که یه چیز دیگه هم بگم
ولیعهد قبلا توسط گوگوریو اسیر شده بود
حتي اگه اون امپراطور هم بشه, گوگوریو ازش ترسي نداره
چطور جرأت مي کني؟
فکر کي کني من با چنین بحثي, موافقم؟
شما باید اول از همه, نگران امنیت خودتون باشید
چي؟
من شنیدم که هر دوي شما با هم رقابت دارید
اگه اون تاج و تخت رو به دست بیاره فکر مي کني که باهات چیکار مي کنه؟
گونگنا سونگ, پایتخت گوگوریو
اعلیحضرت!
این به نامه ي سري از هویانه
ها موجي گفته تنش شديدي, بین مورونگ بائو و مورونگ ژي وجود داره
فکر كردي همش همینه؟
اگه مورونگ بائو بخواد مورونگ ژي رو از بین ببره
هویان یه فرمانده و ستونش رو از دست میده
اگه مورونگ ژي هم بخواد قدرتشو زیاد کنه یک نزاع داخلي تو هویان به وجود میاد
من هرگز به فکر ایجاد یک اختلاف داخلي نبودم
اما اگه مورونگ ژي قدرت رو به دست بياره, چي؟
شاهزاده دامجو ممکنه تو خطر بیافته
مورونگ بائو تاج و تخت رو مي گیره
چطور مي توني اینقدر مطمئن باشي؟
ممکنه مورونگ چوي بیمار باشه, اما باید از وضعیت آگاه باشه
مورونگ ژي مي تونه مورونگ بائو رو, بکشه
از اونجايي که سرنوشت هویان به این موضوع بستگي داره اون دنبال یه راه حل مي گرده
اگه مورونگ ژي مرتکب خیانت بشه
ما حمله مي کنیم و توجیه کارمون هم حفاظت از شاهزاده دامجو و پسرش میشه
اقامتگاه مورونگ ژي, هویان شاهزاده
اقامتگاه مورونگ ژي, هویان چي تو رو به اینجا کشونده؟
من مطمئنم که شما خيلي نگرانید من اومدم تا, بارتون رو کم کنم
نگراني؟
دوست دارید هویان سقوط کنه؟
در مورد چي حرف مي زني؟
کشمکش براي به دست آوردن تاج و تخت مي تونه هویان رو به سمت نابودي بکشونه
حتی اگه من شخصي باشم که امپراطور میشه؟
همه چیز باید به ترتیب انجام بشه
اگه تو الان کاري بكني, این فقط موجب اختلاف داخلي ميشه
نميخوام, اینو بشنوم!
کسي که هویان در آینده بهش نیاز داره, بائو نیست
منم
شاهزاده
اقامتگاه مورونگ چوي
چي فهميدي؟
همونطور که انتظار داشتید حرکات شاهزاده مورونگ ژی, کمي مشکوکه
یانگیو همونطور که انتظار داشتید حرکات شاهزاده مورونگ ژی, کمي مشکوکه
ولیعهد مي دونه؟
بله, به نظر میاد بدونه
شاهزاده مورونگ ژي, ولیعهد رو براي تولدش دعوت کرده
دعوت براي تولدش ...
مورونگ چوی دعوت برای تولدش ...
دعوت براي تولدش ...
برادر؛ تولدت مبارک
سلام؛ بشینید
من اینو به خاطر هیچ چيزي از دست نمیدم
شرابي که آماده کرده بودم رو بیارید
بله شاهزاده
تو شراب آماده کردي؟
من یه شراب ویژه دارم فقط مخصوص شما
که اینطور
ما کمي از هم دور شدیم
اینجا
امپراطور اینجا هستن
خوبه
پدر پدر
چرا اینقدر غافلگیر شدید؟
من نمي تونم به جشن تولد پسرم بیام؟
شما هنوز بیمارید ...
من خوبم
من مي خوام با دوتا پسرام بنوشم
برام نوشيدني بریز
زود باش
بله پدر
زیرنویس توسط مترجمین آریایی ترجمه شده تنظیم, ویرایش, تبدیل: حمید سروری کیا sorourikia@gmail.com مترجم: آرش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.