All language subtitles for The.Kings.Affection.E01.WEB-DL.DramaDL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh Download
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz Download
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت adrama.ir مترجم: Erfan♥Mahdis♥Mahla♥ ☺️Editor:HAMI☺️

یکم بیشتر.فشار بدید

عالی بانوی من

بانوی من یه پسر به دنیا اوردید

بانوی من

دو قلو داخل خانواده سلطنتی یه اتفاق شومه

کی یه شاهزاده رو به رسمیت می شناسه

وقتی با یه دختر داخل یه رحم بوده؟

اما پدر

من پسرت رو به عنوان ولیعهد به رسمیت می شناسم

به خاطر نقشی که تو موقع نشستنم به روی تخت پادشاهی داشتی

این گندی که زدی رو چجوری میخوای تمیزش کنی؟

اگه موقعیت من به خطر بیوفته

تو و طرفدارات جونتون از دست می دید

مطمئنم که می دونی

امشب، تنها فرزندی که در خانواده سلطنتی به دنیا آمد

پسر بزرگ ولیعهد

هیچ کس نمی دونه که ایشون دوقلو به دنیا اوردن

بنابراین لطفاً اجازه بدید نگرانیتون رو برطرف کنم، اعلیحضرت

لطفاً اجازه بدید زنده بمونه، اعلیحضرت

،دختر به دنیا آمدن

نباید دلیلی برای مرگ اون باشه

لطفا جونش رو نگیرید

خارج از کنترل من ـه

اما اون دخترتونه

.دختری که در یه روز و در یه ساعت با پسرتون به دنیا اومده

پادشاه قبلاً دستورشون رو دادن

و خانواده سلطنتی موافقت کردن

نه، اینطور نیست

اون چیزی که اهمیت بیشتری داره

پدرش، تصمیم ولیعهده

بنابراین لطفاً به من بگید

بهم جواب بدید

منم هیچ فرقی ندارم

اگه برای این کشور سودی نداشته باشه

دورش می ندازم

هر کسی که موقع زایمان اونجا بوده رو بکش

بدون اجازه ی من هیچ کس نباید زنده بمونه تا بعدا داستان سر هم کنه

خودتون معرفی کنید

خدایا ... لرد سانگئون؟

شما به خوبی به اعلیحضرت، مشاور دادید و بهشون خدمت کردید

ولیعهد کجاست؟

اون همراه پزشک سلطنتی داخل اتاق اند

اعلاحضرت همراه ولیعهد در حال استراحت هستن

چطور جرات می کنید دردسر درست کنید

کافیه

بچه پسره

،بزرگترین نوه پادشاه

الان خواب ـه

دختره کجاست؟

دختره

مرده

شاهزاده خانم چند لحظه بعد از به دنیا آمدن دیگه نفس نکشیدن

بسوزونیدش

بله قربان

اعلیحضرت

عجله کن نجاتش بده

بله قربان

تمام جسدها رو بسوزونید و دفنشون کنید

نبضش ضعیف

به محض خروج از قصر ببرش پیش یه پزشک

بله سرورم

♥♥علاقه ی پادشاه قسمت 1

فقط کسانی که آزمایش خون طوطی رو پس دادن

می تونن به اعلیحضرت خدمت کنن

خودشه- می تونی انجامش بدی-

برو - اعلیحضرت-

نگاه کنید اعلاحضرت چه انرژی داره

انرژی یه پادشاه قوی رو میتونم درونشون حس کنم

قبول ندارید؟

البته

اینجا- جلوش بگیر-

رفت تو گُل

تونستید

خیلی خوب بود

گفتم باید بریم. من بدون تو میرم

یه لحظه. تقریبا گرفتمش

اگه به خاطر دیر رسیدن سرزنشت کردن نگی نگفتما

هی، ای وول

میشه توپ رو بهم بدی؟

مرسی

چیه؟

چیزی رو صورتمه؟

نه اینطور نیست

چقدر طول کشید یه توپ بیاری؟

یه خدتکار رختشورخونه شبیه تو؟

به خدا دروغ نمی گم اگه موهامون شبیه هم می بستیم

هر کی می دیدتمون فکر می کرد دوقلو ایم

درست نمی گم، بوک دانگ؟

بله؟

درسته

دیگر هرگز در این مورد صحبت نکن

دوقلو؟ چرا اینقدر مزخرف میگی؟

فقط خیلی تعجب کردم

شما هم اگه اونو می دیدید تعجب می کردید

به اندازه کافی شنیدم

چجوری یه خدمتکار پست می تونه شبیه نوه بزرگ امپراتور باشه

این چیزی که هیچ کس نباید بشنوه

دیگه هیچ وقت به این موضوع اشاره نکن

شنیدی؟

بله مادر

مطمئنی که دخترم پایتخت رو ترک کرده

بله مطمئنم

نگهبان دست چپ ولیعهد اونو داخل یه معبد کوچیک خارج از پایتخت رها کرده

باید باهاش ​​حرف بزنم

همین الان

دنبال دختری بگرد که شبیه پسرمه

چشم

اعلیحضرت با زیرکی از شما حمایت می کند

از شما حمایت می کنه

همه ی ما معلم ها باعث ،افتخارمون که

به ایشون درس میدیم

به خاطر من نیازی نیست که ازش تعریف و تمجید کنید

شنیدم، به جای کتاب خوندن

بیشتر به بازی فوتبال علاقه داری

و دوست داری با خواجه ها تو فضای باز بازی کنی

درسته؟

طبق حرف های معلمم اگه من شبیه شما باشم پس این درست نیست

اگه شبیه شما نباشم پس درسته

چی؟

نمی تونید بیاید داخل- برو کنار-

چطور جرات می کنید اینجوری وارد اینجا بشید

گستاخی من را ببخشید، اعلیحضرت

بگیریدش- بله قربان-

این چکاریه؟ استاد؟

همین الان ولش کن

پادشاه دستور بازداشت پیشگام سلطنتی رو صادر کردن

چی

ولیعهد وارد میشوند

دلیل دستگیری استاد شاهزاده سلطنتی چیه؟

اون استادی که نوه شما بهش اعتماد داره و دوسش داره

بنابراین لطفا فرمان سلطنتیتون رو لغو کنین

ایشون دربار پادشاهی رو با درخواست های ابله هانش مختل کرده

کسی مثل او نباید مسئول آموزش ولیعهد باشه

،قطعا نگرانی های ایشون درباره ی ملت و مردم

نباید به عنوان برهم زدن صلح دیده بشه

ایشون به من و سایر موضوعات دیگه تهمت زده

و به اعطای شایستگی های اعلیحضرت بی حرمتی کرده

دیگه چه جرمی از این بزرگتر؟

درمورد مجازات ایشون

من در واقع نگران شوکی هستم که ممکنه به نوه اعلیحضرت وارد بشه

برای همین پیشنهاد می کنم

که حواسمون بهش باشه تا وقتی که همه چیز معلوم بشه

پس بزار همین بشه

خوبی؟

هنوز برای عوض کردن لباساتون و برگشتن

دیر نشده

استاد خیلی وقته که نیست

پدر و افرادی که تو شوران چیزی در موردش به من نمیگن

اونوقت به جز اینکه خودم بیرون دیوارای قصر دنبالش بگردم چه کار دیگه ای می تونم بکنم؟

نمی شه حداقل لباسامو بهم پس بدین؟

دروازه اصلی درست بیرونه

این تنها راهیه که می تونم بدون اینکه لو برم کارمو بکنم

می شه منو ببری بالاتر؟

خودشه. یکم بیشتر

یکم بیشتر

پایین. بزارم پایین- چی؟-

منو بزار پایین- اوه-

شنیدم می خواستی منو ببینی

بالاخره اومدی

ما دقیقا شبیه هم هستیم

موافق نیستی؟

...درسته، ولی

لباسارو بیار

ولی اگه کسی مارو ببینه چی؟

نمی بینه

سریع لباسارو بیار

هنوز نپوشیدی؟

من کل روزو وقت ندارم، پس سریع باش

حالا، لباساتو بده

ببخشید؟ چطور می شه لباسای داغون منو بخواین؟

یکم صداتو آروم و بم تر کن

ببخشید؟- اونجان؟-

صبر کنین

من اونو به عنوان کنیز دربار نوه پادشاه نمی شناسم

اون هنوز درحال آموزشه و اومده فقط یه دستورو اجرا کنه

فقط داشتم راهو بهش نشون می دادم

باید از این دروازه بری

عالیجناب کجاست؟

الان از دروازه خارج شدن

اعلیحضرت، دیوان غذاهای خاص

براتون یکم تنقلات آوردن -زودباش

می تونید وارد شید

ما سیکه و مجاکوای مورد علاقتون رو آوردیم

بسیارخب، می تونین برید

می خوای تو هم بخوری؟

نه

منظورم اینه که، خیر سرورم

اینجوری نباش، بیا

خیر، سرورم

شیرینه نه؟

شنیدم نوه پادشاه تورو فرستاده

حالش چطوره؟

ایشون بخاطر اینکه بدون خداحافظی رفتم

ازم عصبانی نیستن؟

من نگران بودم، نه عصبانی

تو که کاری نکردی ناراحت بشم

ا...اعلیحضرت؟

اعلیحضرت، واقعا شمایین؟

چطوری؟

اخه این چیه پوشیدین؟

استاد، شما برای من مثل پدر می مونید

اعلیحضرت نمی ذاشتن قصرو ترک کنم

برای همین مجبور شدم این کارو بکنم

،اعلیحضرت

لطفا منو عفو کنید ازینکه نتونستم کامل به شما خدمت کنم

استاد

خداوندا

اون هر روز اینو مطالعه می کنه؟

ولیعهد اکنون وارد می شوند

شنیدم از بیماری معده رنج کشیدی

حالت خوب شده؟

بله، الان بهترم

طبق گفته های معلمت، جو جوآن رو خودت تنهایی خوندی

ببخشید؟

منظورم اینه که، بله، همینطوره، اعلیحضرت

درسته

اونوقت کدوم جمله خیلی روت تاثیر گذاشت؟

ببخشید؟

...اوه، خب

...خب

شما چطور، پدر؟

منظورم اینه که

می خواستم بدونم کدوم جمله بیشتر روی شما تاثیر گذاشته

اینجابولوو، جیجابولهو، یونجابولگو

نیکو کاران نگران نخواهند بود

عاقلان فریب نخواهند خورد

و شجاعان نخواهند ترسید

این در گلچین ادبی کنفوسیوس هم نوشته شده

و همچنین اولین درسیه که توسط پیشگام سلطنتی به من آموخته شده

فهمیدن کلمات

مهم تر از خوندنشونه

پس دوباره جو جوآن رو بخون

و در مورد معنی کلمات فکر کن

چیزی شده؟

نه، فقط فکر میکنم شما عالی هستین

...منظورم

منظورم اینه که، طرز حرف زدنتون رو

ستایش می کنم، پدر

!اعلیحضرت

چرا انقدر دیر کردین؟ نمی دونین چقدر نگران بودم

این لباس بهت میاد

ببخشید؟

کارت خوب بود

پدر

بریم؟

ما می ریم بیرون -حتما

باورم نمی شه برای ضیافت به قصر اومدم

انگار دارم رویا می بینم

در آینده نزدیک، شما هم اینجا به اعلیحضرت خدمت می کنی

جی یون

!هیون

نباید شاهزاده جئون رو اینجوری صدا کنی

مشکلی نداره‌‌. من پیشنهاد دادم دوستانه حرف بزنیم

هیون

می ری سالن ضیافت ، درسته؟ اونجا می بینمت

بعدا می بینمت -می بینمت

چند لحظه اینجا وایسا

بله، پدر

وایسا

!چی...هی

صبر کن

یعنی چی ؟ الان اب شد رفت زمین؟

گ

گیا

چجوری تونستید بیاید اینجا؟

مطمنم در بسته بود

منظورم اشتباه برداشت نکن. من فقط

جو جوآن

این کتاب جو جوآن است؟

خدمتکارهای قصر هم می تونن این کتاب بخونن؟

یه لحظه

وای نه. کتابم

متاسفم

دیونه ای؟ چیکار می کنی؟

اینو از کسی قرض گرفته بودم

باید پسش بدم

همه ی ورقه هاش تا الان خیس شدن

یکی دیگه بهت می دم

ولم کن. باید پسش بدم

رفتن تو آب کار بیهوده ای- ولم کن ولم کن-

ارباب جوان

چکار کنم؟

چیکار می کنی؟

ارباب جوان شما هنرهای رزمی هم بلد نیستید؟

چجوری می تونید بیوفتید تو آب؟

می دونید چقدر نگرانتون شدم؟

چی کار می کنی؟

سعی می کنم تعادلم حفظ کنم؟

تعادلت؟

شمشیر برای بازی کردن نیست

هدفش محافظت از کسانی که آنها رو دوست داری

پس میشه بهم یاد بدید پدر

!جی اون، خدای من

سیگو جوجیا

تقصیر من بود

بیا

صبر کن ، این

جو جوآن

مگه بهت قول ندادم یه نسخه ی دیگه بهت بدم

کتابش راحت توی کتابخونه پیدا میشه

برای همین لازم نبود بری توی آب

همه ی اینها رو تنهایی آویزون کردی؟

چی؟ ...بله

اونقدر زیاد نیس

بدش به من. با سرعت تو، کل روز طول می کشه

نه، مشکلی ندارم. بزار- وایسا-

اینجوری انجام می دی؟

واقعا لازم نیس

دام ایی

دام ایی؟

این اسمو بهم دادن

چون کنار دیوار پیدام کردن

پس تاحالا خانوادتو ندیدی؟

بهرحال، بابت امروز مرسی

چی؟ می خوای بری؟

اگه دیر کنم ایی وول نگران می شه

ایی وول؟- اون دوستمه،باهاش کار می کنم-

وایسا

واسه جشنواره برنامه ای داری؟

ببخشید؟

پس بهم بگو

کی این کتابو به اضافه پاورقی رو نویسی کرده؟

رونویسی شده؟

دست خط مرتبش به من می گه

که اون مرد معمولی نیس

برام جالبه

از کدوم خانوادس؟

اونو من نمی دونم، اعلیحضرت

نسبت به یه خدمتکار دی وان احساسات عاشقانه داری؟

خیلی خطرناکه

احساسات عاشقانه؟

نیازی نیس وحشت کنی

نگران نباش. دهنم قرصه

عالیجناب، خبر وحشتناکی دارم

،به گفته کارآموز خواجه شاه

اعلیحضرت دستور دادن سر معلم سلطنتی رو بزنن

چی؟

اونجاس

دام ایی، بیا اینجا

تو دام ایی هستی؟

بله

دنبالم بیا

از زمانی که پسرم درباره ات گفته

می خواستم ببینمت

شنیدم

مدت زیادی تو یک معبد کوهستانی بدون پدر و مادر زندگی کردی

پس چطور شد که خدمتکار دی وان شدی؟

...خب

به خاطر آتیش سوزی نیم سال پیش

راهب ارشد فوت شد

وقتی تو خیابونا می چرخیدم و طلب غذا می کردم یه خانم دلش به حال من سوخت

و کمک کرد که اینجا بیام

حتما سخت بوده

توی زندگی حس تنهایی نداشتی؟

مجبور بودی بدون پدر و مادر تک و تنها تو جنگل زندگی کنی

اونایی که تو رو به دنیا آوردن رو

سرزنش نمی‌کنی؟

من از اولش هم هیچ خانواده‌ای نداشتم

پس نمی‌دونم تنهایی، یا دل‌تنگ کسی بودن چه حسی داره

فکر کنم به همین خاطر، هیچ وقت سرزنششون نکردم

...می‌تونی

بیای نزدیک‌تر؟

نوه‌ی پادشاه بود که این کتاب رو بهت قرض داد؟

بله درسته، من گفتم که می‌خوام بخونمش

ایشون هم به من قرضش دادن

واقعا از اینکه شاهزاده‌ی جوان

کتابشون رو بهت قرض دادن فقط

بخاطر اینکه تو میخواستی بخونی بهت قرض دادن تعجب کردم

،حقیقتش

یکی من رو به خوندن این کتاب ترغیب کرد

اون کی بود؟

این دیگه یه رازه

امروز، برای خودم یه هدف جدید پیدا کردم

امتحان دولتی رو با موفقیت قبول میشم

و کنار شاهزاده، می‌مونم و بهش خدمت می‌کنم

الان دیگه خدمت کردن به ایشون هدف من شده

یهویی این چه هدفیه پیدا کردید؟

به نظرم ایشون قابل ستایش اومد

مگه ایشون کسی نبودن که بهت اجازه دادن امشب بیای بیرون؟

ما فقط به لطف سرورمون

امشب تونستیم هم رو ببینیم

و من دوست دارم این لطفشون رو جبران کنم

آه راستی، یادم افتاد، بفرما

بازش کن

یون سون

سون سون؟

این چیه؟

دا می اسم قشنگیه

اما من میخواستم با اسم پرمعنا تری صدات بزنم

گل های نیلوفر آبی من رو سمت تو کشوندن

به همین خاطر فکر کردم این مناسبه

یون سون

یون سون

این واقعا اسم قشنگیه

یون سون

یون سون

همینطور ادامه بده- بله قربان-

کارتون عالی بود سرورم

سرورم

پدر

دارید میرید خونه؟

این وقت شب اینجا چیکار میکنی؟

...خب، بخاطر این که

اون دختر کیه؟

وقتی برای دیدن مراسم رفته بودم قصر دیدمش

پس یه بانوی قصره؟

بسوزونیدش

یون سون

یون سون

سه روز دیگه یه مراسم برای سالخوردگان بیرون از قصر گرفته میشه

لطفا روی پلی که فانوس هامون رو رها کردیم منتظرم بمونید

یه چیزی هست که دلم میخواد بهتون بدم

صبر کن بمون

وقت نداریم

پسرم و اون دختر نباید بیشتر از این باهم در ارتباط باشن

...پس

واسه بیرون کردن اون دختر آماده بشید

باید عجله کنید

بله سرورم

پدر

پدر لطفا

چطور جرات میکنی من رو گول بزنی

فکر کردی تا کی میتونی این رو مخفی نگه داری؟

مگه دستور پادشاه که گفتن نباید یکی از قل ها زنده بمونه رو یادت رفته؟

لطفا بزارید زنده بمونه

اون هیچی نمیدونه

همین روزا هم به یان جینگ فرستاده میشه

همینطور که تا الان انجامش دادم

مطمئن میشم از این به بعد هم مثل یک روح زندگی کنه

پس لطفا

این دفعه رو چشم پوشی کنید پدر

،نمیذارم بخاطر اون دختر

هرچی که تا الان ساختم خراب بشه

مهم نیست که کجا میره

تا وقتی که زنده اس

پیداش میکنم و میکشمش

،تا وقتی که زنده باشه

اون راز میتونه افشا بشه

دختری که اسمش دا میه کجاست؟

شنیدم برای کمک به برگذاریه جشن سالخوردگان که بیرون

دیوارهای قصر هستش انتخاب شده

مجرم کانگ هوا گیل با خیانتکاران تبانی کرده

علاوه بر آن خانواده ی سلطنتی و کشور را به خطر انداخته

،تحقیقات

نشان داده است که او مغز متفکر این توطئه بوده

به همین علت خیانتکار کانگ هوا گیل بدین وسیله سرش از تنش جدا خواهد شد

همونجا وایسید

لطفا دا می این آخرین باره

ولی اون روز نزدیک بود ولیعهد همه چیز رو بفهمند

با این حال چیزی متوجه نشد

حتی پدرم هم نمیدونست

پس مشکلی نیست

ولی

راستش من برای اون روزکلی برنامه چیده بودم

استادم برام مثل یک پدره

نمیتونم بزارم همینطوری بمیره

لطفا کمکم کن اینطوری حداقل میتونم ازش خداحافظی کنم

تو توی دردسر بدی افتادی لطفا دنبالم بیا

ولم کنید گفتم ولم کنید

پدرم شما رو فرستاده تا پیدام کنید؟

ببخشید؟

بذارید برم من هنوز باید با استادم خداحافظی کنم

سرورم شمایید؟

خدای من

اون یه تیره

کسی الان تیر انداخت؟

چی...اون چی بود؟

باید به جای امنی برید

لطفا عجله کنید برگردید به قصر

چرا اون فرد میخواست من رو بکشه؟

نه صبرکنید اون دنبال منه یا دنباله دا می؟

اگر که دنبال دا میه چرا میخواد که اون رو بکشه؟

همین که به قصر برگردید با سوالاتتون پاسخ میدم

عجله کنید

تمومش کن من

نه

منتظرم می مونی؟

می مونم تاوقتی که نیاید نمیرم

متاسفانه باید برم حرمسرا

خودتون تنهایی از پسش برمیاید؟

چی؟

باشه

صبرکن

سرورم

همونجا وایسید لعنت بهش منظورم اینه که سرورم

وایسید

وایسید!منظورم اینه که لطفا وایسید

همونجا وایسید

سرورم صبرکنید

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم؟

اشتیاق

ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت adrama.ir مترجم: Erfan♥Mahdis♥Mahla♥ ☺️Editor:HAMI☺️

من رو عفو کنید من فقط دستورات شاهزاده رو انجام میدادم

از الان به بعد تو شاهزاده ای

به زودی برای درس هام به مینگ میرم

برای اینکه سر قولم بمونم تمام تلاشم رو میکنم و به عنوان کسی

برمیگردم که بتونید بهش افتخار کنید

کاری که ازش مطمئن نیستی رو انجام نده این توی محدوده ی من یک قانونه

ولیعد تند خو هستن؟

ما سزاوار مرگیم -هیچ ایده ای نداری

همونطور که خودت میخوای امروز آخرین روزیه که نفس میکشی

اسم سگ دقیقا مناسبشه

به نظر میاد ولیعهد دارند چیزی رو مخفی میکنند

به دلایلی یه سری ا خُلق و خوی های زنانه به ایشون میخوره

تو..تو

ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت adrama.ir مترجم: Erfan♥Mahdis♥Mahla♥ ☺️Editor:HAMI☺️

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.