Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« ترجمه از یاشار جماران و امـیرحـسیـن » .:: AmirH_Na & TAMAGOTCHi ::.
،اگه حالا به یه موضوعی اشاره کنم
قول میدی مؤدبانه باهام برخورد کنی؟
هر وقت همچین حرفی میزنی
متوجه میشم که دستهی ماهیتابه رو
!یهخرده محکمتر میگیرم
اینطور نیست که قدردانِ
کارهایی که واسه من و خونواده میکنی نباشم
حرفت رو بزن
پاچهی شلوارم یه طرفش یهکم از اون یکی کوتاهتره
مشکل از چشمهاتـه
حواست به ساعت هست؟
حواسم هست
آخه نگاه کن. اینجا رو ببین
وقتی دوختمش یه اندازه بودن
باشه، مشکلی نیست ها
،ولی وقتی مطبام
تیپم یه طوری شده انگار از این یارو رپرها هستم
بعید میدونم هیچوقت کسی
!خیال کنه تو رپری چیزی هستی
ساعت چنده؟
.هنری! اومده .بدو بیا، هنری
!چه زود اومده
مواظب باش. جلوی پات رو بپا
هیس. سر و صدا نکن
حواست به بچه باشه
...نمیتونم. نمیتونمـ
یه کاری کن ولم کنه
!محکمتر! حله
!نه، نه، نه
هیس. سر و صدا نکن
هیس
هیس، هیس
« هر کاری بهخاطر جکسون »
الوها» هم معنی سلام میده هم خداحافظ»
بههوش اومده
هوم؟
اوه
سلام، اسم من آدری ـه
...و ایشون هم همسرم
خب، الانـه که بیاد
یه چند ثانیه طول میکشه تا از پلهها بیاد بالا
بفرما
...داشتم میگفتم .اسم من آدری ـه
و ایشون هم همسرم، هنری، ـه
شانون، پیشاپیش جا داره بهخاطر اینکه
.امروز صبح ترسوندیمت ازت عذرخواهی کنیم ،اما بعد از بررسی بسیار
به این نتیجه رسیدیم که این
بهترین راه واسه گم شدنتـه
تا الان حتماً همسرم هنری
که تو به اسم دکتر والش میشناسیش رو .بهجا آوردی
سلام، خانم شانون
دکتر والش رسیدگی بهت و نظارت بر .اوضاع بارداریت رو تو خونه ادامه میده
باید بدونی که
ما قصد نداریم
کوچکترین آسیبی به تو یا بچهی تو شمکت بزنیم
با عرض پوزش بهخاطر کاری که مجبوریم بکنیم
لازم به ذکر ـه لطفاً هیچ خطایی ازت سر نزنه
باید این کار رو انجام بدیم و ،هرچقدر التماس کنی
.هرگز تردید نخواهیم کرد ،با اینکه همهمون از احساسات بویی بردیم
اما لطفاً تلاش بیهوده نکن
حالیت شد؟
اوهوم. اوهوم
فهمیدی که نمیخوایم نه به خودت نه به بچه
آسیبی بزنیم؟
میشه به نشانهی تأیید سرت رو تکون بدی؟
پس فکرکنم حل شد و دیگه نیازی به این نداریم
شاید دیگه وقتشـه که امتحان کنیم
همین حالا؟
یه لحظه بهم فرصت بده
خیلیخب. من آمادهام
هیس
هیس، هیس، هیس
!کمک
!لطفاً یکی کمکم کنه !خواهش میکنم
هیچی
!کمک !لطفاً یکی کمکم کنه
خب، صدای کمی میاد یا کلاً هیچیِ هیچی؟
مشکلی نداریم
!خواهش میکنم
!کمک! کمک
هیس
!گوش کن ببین چی میگم، گوش کن .هیچکس صدات رو نمیشنوه
این اتاق رو عایق صوتی کردیم
هیس
،لطفاً شرایط رو از اینقدری که هست
ناخوشآیندتر نکن
ما دلمون میخواد اینجا راحت باشی
هم بهخاطر خودت هم بهخاطر بچه
میدونی، دلم نمیخواد باز دهنت رو ببندم ،ولی اگه مجبور شم
باز این کار رو میکنم
شیرفهم شدی؟
چرا این کار رو میکنید؟
باید نوهمون رو زنده کنیم
و این تنها راهشـه
نمیتونم تو ماشین بخورمش
!تادا
اون رو؟
چی میبینی؟
تموم شد
میبینیش؟
!وای! خبر داره
خبر داره که واسه نجاتش اینجایی
نمیفهمم چی میگی
.جکسون رو میگم، عزیزم .اون مُرده
...بذار یهکم ببریمش بالاتر
!وای، یا عیسیمسیح
اوه، نه. ما اون اسم رو .توی این خونه نمیاریم
.خیلیخب، تو استراحت کن ،منم یهکم دیگه
برات ناهار میارم
جکی عاشق موسیقیـه
میبینی؟
!کمک
!کمک
!خواهش میکنم یکی کمک کنه
!لطفاً کمکم کنید
سوییچ ماشینم رو ندیدی؟
!فکر میکردم تو جیبمـه
تو جیب کُتم هم که نیست
چیه؟
خودش رو بهش نشون داده
!الکی نگو
اوهوم
نشونهی خوبیـه، مگه نه؟
آره
...مرحلهی
ظاهر شدن
ظاهر شدنش برای میزبان اتفاق خوبیـه دیگه، نه؟
.اوهوم .برمیگرده پیشمون
...میدونی
فکرکنم امروز رو خونه بمونم
...زنگ میزنم و برنامهم رو تغییر
نه
نه، برو خودت رو نشون بده
نباید برنامههای روتینمون تغییری کنن
حق با توئه
همیشه حق با منـه
روز خوبی داشته باشی
خب، فکرشم نمیکردم
تا عمر دارم شاهد همچین چیزی باشم
!چی؟
شما دیگه. هنوز خونهای
برفتون رو پارو میکنم
آها، اسمت رِی بود، درسته؟
روری - !روری -
،اگه دو دقیقه بهم فرصت بدی خیلی سریع اینجام برات
یه راه باز میکنم
خانم والش شدیداً مریضاحوالـه
امیدوارم اتفاق بدی براتون نیفتاده باشه
.اوه، نه، چیزی نیست ،فقط یهکم علائم ناخوشی داشت
واسه همین دیر دارم میرم سر کار
پس فکرکنم بهتر باشه امروز صبح .مزاحم استراحتش نشیم
صدالبته
خب، اگه بخوای میتونم پاروم رو بردارم و
خیلی بی سر و صدا کارم رو انجام بدم
اصلاً متوجه نمیشه که اینجا بودم
ممنون، ولی فکرکنم بهتر باشه بذاریم استراحت کنه
باشه، باشه
چند روز دیگه که حالش بهتر شد
برمیگردم
حالا، چون واسه کار یهکم دیرم شده
خیلی خوب میشه لطف کنی .ماشینت رو ببری کنار تا برم
!من رو ببین تو رو خدا .اومدم روزتون رو خراب کردم
از طرف من برای خانم والش آرزوی بهبودی سریع کنید و
هروقت خواستین فقط باهام یه تماس بگیرید
کارِتون رو ردیف میکنم
.ممنون .روز خوبی داشته باشی
شمام همینطور
!سلامعلیکم
وقت ویتامینهای صبحـه
باید حواسمون باشه خوب به مامانی رسیدگی شه، مگه نه؟
اوپس. اینم از این
خیلیخب. بفرما
.نه، نگران نباش .واقعاً فقط قرصهای ویتامین هستن
میبینی؟
بفرما
باشه. درک میکنم
صبح خیلی سختی داشتی
کوتاه میام
!هی
نگران نباش. نگران نباش
.اوه، اوه .خودتم که قرص آوردی
اینام قرصهای دوران بارداریان؟
خدایا! نمیتونم روش رو بخونم
!کاش هیچوقت پیر نشی
باید برم عینکم رو بیارم
زودی برمیگردم
باشه؟
!تو رو خدا
!تو رو خدا
!ایول
!نه، نه
گوشی رو بده من - نه -
استرس اضافی نباید بهت وارد شه. بده ببینم
ممنون
خیلیخب. اینم از این
بذار ببینم
5-0-2-9
!بس کن! بس کن
نه، نه، هیچ مشکلی نیست
همهی اینا بخشی از کارمونـه
!گوشیِ کیریم رو بده ببینم
!وای، نه
حرف زشت زدن واسه بچهمون ضرر داره
اینم از این
،شرمنده که تصور میکنم خانمی هستی
که ممکنه اینجور کارها ازت سربزنه
ولی کار از یهخرده محکمکاری عیب نمیکنه
نه، نیازی نیست همچین کاری کنید
!نیازی نیست این کار رو کنید
خواهش میکنم
خیلیخب، ببخشید
.ببخشید .ولی نمیتونم همزمان حواسم به دو کار باشه
هیس، هیس
خیلیخب... خب
بذار ببینم
خیلیخب
خوبه
طوری هستی که بنویسی «یه روز مختصِ خودم»؟
من و هنری سر این جمله خیلی بحث داشتیم
من میگفتم بنویسیم « مامانی میخواد یهکم تنها باشه »
ولی میدونی... بعضی وقتها آدم مجبوره کوتاه بیاد
!بهبه، چه محبوبم هستی
اوه
پوس؟
یعنی معنیش چی میتونه باشه؟
...پو... پایه واسهی سکـ
!وای، خدای من
!خب، تعجبی نداره که روش نشده درست بنویسدش
میدونی، آدم اگه روش نمیشه ،کاری رو به زبون بیاره
نباید انجامشم بده
بهنظرم این یه قانون کلیـه
خیلیخب
ساعت 2 بیا دریاچهی فیری»
«همدیگه رو ببینیم
ارسال
خیلیخب
اینم از این
خب
سلام، عزیزم. آره
فقط خواستم بهت خبر بدم که نقشهمون جواب داد
کار لازم رو کردم و به نتیجهی مطلوب رسیدم
.عالیـه .دیگه واسه خودت یه پا حرفهای شدی ها
روز خوبی داشته باشی، عشقم
خداحافظ
وقتی بهت میگم فکر همهجاش رو کردیم .بدون حرفم الکی نیست
هیچکس بیشتر از یه خونوادهی عزادار .واسه فکر کردن وقت نداره
هیچکس
دکتر والش، از بیمارستان تماس گرفتن
خواستن ببین امکانش هست .برنامهتون رو باهاشون یه مروری بکنید
بله، البته که میشه
خوبه
میشه لطفاً این رو بفرستی؟
!چشم، همین الان
دکتر والش
کالین - سلام -
چی شده که افتخار ملاقات باهات نصیبمون شده؟
اول اینکه... میدونم چی میخوای بگی
آره، کاملاً امکانش هست که به .ویروس پاپیلوم انسانی آلوده نباشم
بهخاطر رفتار بیادبانهم معذرت میخوام
ولی الان بدجور مضطربم، خب؟
خیلیخب
،اگه بذارید زودتر از شما کارم رو انجام بدم
واقعاً ازتون ممنون میشم
بیا همین الان بریم تو اون اتاق پشتی
الان خانم بِکِر نوبت دارن
.نه، نه .ایشون تا جمعه صبح نمیان
.نه، اتفاقاً برنامهشون رو تغییر دادن .یه چندتا سؤال ازتون داشتن
نه، نه، دکتر الان باید به کار من رسیدگی کنه
!خب؟ - ...وایسا، وایسا. نه، ایشون گفتـ -
!به کار من رسیدگی کنید - ...ایمیل فرستادنـ -
.نه، نه .من که چیزی نمیبینم
...مستقیم به خود شما ایمیل فرستادن یا
نه، راست میگی
.امروز صبح دیدمش ...مشغول پیادهروی بود
!تا الان کار من تموم شده بود ها !کار من راه افتاده بود
و گفت که امروز نمیتونه بیاد
باشه. خب، دکتر والش ایشون 37 هفته بارداره
یعنی امروز یه زمان دیگه میان؟
...آخه بیمارستان همهش از من جواب میخواد
.بیخبرم !ممکنه لطفاً تو این وضعیت با من همکاری کنی؟
دکتر والش، به خدا قسم که اون ویروس رو گرفتم
.خب، بیا بریم تو اتاق .ممنون
...اوه
خیلی متأسفم
ایناهاش
این چیه دیگه؟
امروز صبح اینجا پیداش کردم
خیلیخب؟
مُرده، مگه نه؟
خب، من که حاضر نیستم بهش دست بزنم .ولی آره، ظاهراً مُرده
خب
!چیکار میکنی؟
نباید این کتاب رو با خودت بیاری اینور اونور
!هزار سال قدمت داره
خودم میدونم
.فقط بگیرش تو .بذار بازش کنم
وای
بیا، بگیرش. خیلیخب
فقط نگاه کن
حاضری؟
خیلیخب
در ازای بازگرداندنِ
یک روح
و حیات بخشیدن
خون خود را به
ایوسوث پیشکش میکنم
!چطور همچین کاری کردی؟
تو کتاب روشش رو پیدا کردم
باید امتحان میکردم ببینم واقعاً جواب میده یا نه
مطمئن نبودم که واقعاً عملی شه
!نباید مُردهها رو زنده کنیم
.خب، میبینی که من میتونم .کل صبح مشغول این کار بودم
!کل صبح؟
!آره هنری، میفهمی این یعنی چی؟
واقعاً جواب میده. کتاب واقعیـه
میتونیم کاری که میخوایم رو انجام بدیم
زندهش میکنیم، عشقم
هنری؟
هنری؟
بهنظر مضطرب میای
شاید بهخاطر اینـه که یه زن باردار رو
!تو خونهمون حبس کردیم
باید خودمون رو نشون بدیم
حله
سلام، ایان
هنری. آدری
اوه
خیلی بهخاطر کتاب ممنونم، ایان
خوندنش شدیداً برام جالب بود
خوشحالم دوستش داشتی
اگه دوست داری میشه پیشت بمونه
نه، نه. خوندمش، عزیزم
...میدونی فقطـ
بریم تا دیرمون نشده، هوم؟
خیلیخب
هنری؟ هنری؟
اون کتاب «بیور» که دنبالش بودی رو یادتـه؟
.اوه، آره .فقط از روی کنجکاوی بود
خب، اعضای اکثر گروههایی که عضوشون هستم .معتقدن اصلاً وجود نداره
خب، ممنونم که دنبالش گشتی
خب، اما به یه سرنخی رسیدم
،سرنخ رو پیدا کردم ها .ولی طرف گفت کتابه رو فروخته
اگه راستش رو بخواید بهنظرم طرف کلاً خالیبنده
جریان کتاب رو بهش گفتی؟
.قبل از اینکه خودم پیداش کنم .اون موقع به هر دری میزدیم
اگه جریان رو به کسی بگه چی؟ ...اگه جریان فاش بشه
خب، قرار نیست فاش بشه پس .اینقدر حرفش رو نزن
منم باید غذا بخورم، میفهمی؟ .آخه... همه باید غذا بخورن
!آدمیم دیگه
انگار همهی اعضا اومدن
امیدوارم همگی هفتهی خوبی رو سپری کرده باشین
آره - این هفته که واسه من افتضاح بود -
دوستپسرم لطف کرده واسه همگی خوراکی آورده
ولی اگه اشکال نداره
ترجیح میدم بعد از کارمون از خوردنشون لذت ببریم
خیلی هم عالی
بیاید شروع کنیم
جلال ازآن ابلیس است، پدرِ زمین
و شیطان، نور راهنمای ما
چنان که در بَدوِ خلقت از هیچ بوده است
.و هماکنون نیز هست ،ملکوت ابلیس تا ابدالآباد
لایتناهی باد
و ارادهاش بر هرچیز محقق گردد
درود بر ابلیس
درود بر ابلیس. درود بر ابلیس
درود بر ابلیس
خب، خانم بکر
گمونم میشه با اطمینان
احتمال آلودگیتون به هرگونه کرم نواری رو .منتفی دونست
!خب، پس تنها احتمال اینـه که باردار باشم
دقیقاً همینطوره
!وای، خدای من! شوخی کردم
خیلی متأسفم
فکر میکردم این براتون خبر خوبی باشه
ممنون
البته میدونی... راهکارهایی هم وجود داره
اما متأسفانه توی ایالتهای دیگه
اگه بخواید میتونم با پدر بچه هم صحبت کنم
خیلی وقتـه که دیگه ازش بیخبرم
حتی اسم واقعیش رو هم بهم نگفت
درضمن من به اون
راهکارها... باور ندارم
که اینطور
باور کنید معمولاً تصمیمات درستی میگیرم
البته که همینطوره
دوست یا بستگانی ندارین؟
ببخشید ها! راستش این مسائل .اصلاً به من مربوط نمیشه
مامانم فلوریدا زندگی میکنه
...ممکنه که اونـ
وای، نمیخوام یه بهونهی دیگه دستش بدم تا
بهم بگه بیعرضه
این اتفاق دلیل بر بیعرضه بودن شما نیست
درسته
انگار دارم بچهدار میشم دیگه « یه مورد پیدا کردم »
بله. همینطوره
اوه، شرمنده
بعضی وقتها منم یهکم احساساتی میشم
اتفاق نو و هیجانانگیزیـه
حس خوبیـه که میدونم .شخص دلسوزی حواسش بهم هست
فکرکنم باید دیگه واسه .یه کارهایی برنامهریزی کنم
،اشکال نداره
یه عکس ازتون بگیرم؟
عکس؟ - آره، واسه تکمیل اطلاعات پرونده -
باید کنار اسم هر بیمار عکسش هم باشه
،متأسفانه بهخاطر سن بالام
به چیزی نیاز دارم که واسه یادآوری کمکم کنه
چرا که نه
!الانم که چقدر از همیشه خوشگلترم
باید بگم «سیب»؟
«بگو «معجزه
معجزه
!نه، نه
!وای، خدای من !وای، خدای من
!اونی که اسمش رو میاری اینجا نیست، عزیزم
!نه، نه
!نیازی نیست همچین کاری کنید
!لطفاً این کار رو نکنید
!نیازی نیست همچین کاری کنید
سرت رو قشنگ پایین نگه دار - نه، نه -
...فقط یه ذره
یه لحظه بیشتر طول نمیکشه - لطفاً این کار رو نکنید -
لطفاً این کار رو نکنید
خیلیخب
اینم از این
!نیازی نیست همچین کاری کنید
بدترین... بدترین بخشش دیگه تموم شده
مشکلی نیست. چیزی نیست
به ما توجه فرما
میخواهیم که ارباب تاریکی را ،به خانهی خود فراخوانیم
تا بر صدر خانهی ما نزول اجلال فرماید
از تو استقبال میکنیم
.لطفاً این کار رو نکنید .لطفاً این کار رو نکنید
خون من خونِ توست
خون من خونِ توست
.به بچهم آسیبی نزنید .لطفاً به بچهم آسیبی نزنید
!لطفاً به بچهم آسیبی نزنید! نه
خوندن رو شروع کن
ما سِرگَت را به خانهی خود دعوت میکنیم
لطفاً بگشا
دروازههای نفرینشده را
ادامه بده
خواستاریم که
عاقبت در خانهی ما
میزبان را به تصرف خود درآوری
!جکسون! دارم میبینمت
وای، جکسون
وای، اینجاست
جکسون
بیا و بچه رو تسخیر کن
زودباش، جکی. تو میتونی
یالا، خوندن رو ادامه بده
مُرده را فرامیخوانیم
به خانهی خود فرامیخوانمیش
حالِت خوبه؟
آره، خوبم
...هنری
حالش خوبه
بده منم گوش کنم
بده
خودشـه
...آدری
ضربان قلب نوهمون رو میشناسم
.آره، معلومـه که میشناسی .ببخشید
موفق شدیم
میرم یهکم چای دم کنم
آد؟
!شب اصلاً نتونستم خوب بخوابم
!فکرکنم باید انتظار یهخرده عوارض جانبی رو داشته باشیم
شرمنده، شوخیِ لوسی بود
همهچی خوب پیش میره
ته دلم شک داشتم
ولی حق با تو بود
الو؟
هنری، میشه بیای کمکم خریدها رو ببری؟
نگو که هنوزم خوابی! آره؟
!آد... آدری؟
گمشو
...نیا نزدیکـ
!آدری
!آدری
چی شده، هنری؟
!هنری! چیه؟
چیه؟ چیزی نیست؟ - ...منـ... تو -
نه، من همینجا پیشتم. چی شده؟
چیه؟ - ...همهی اونا -
خب، فقط... چیه؟
نگاه کن، هیچی اونجا نیست
بله؟
معذرت میخوام، دکتر والش
یه مأمور واسه دیدنِ شما اومدن
مأمور؟
بله، گفتن میخوان با شما صحبت کنن
الان میام
باشه
دکتر والش؟
بله؟ - کارآگاه بلوز هستم -
مشکلی پیش اومده؟
دارم به پروندهی یه فرد گمشده رسیدگی میکنم
خانم شانون بکر رو میشناسید؟
اوه، بله، البته که میشناسم
ایشون یکی از بیمارانمـه - ...خب -
متأسفانه ایشون چند روزیـه که
سر کار نرفته
و چند نفری شدیداً نگرانشن
!اوه... چه وحشتناک
به سرنخی هم رسیدین؟
خب، فعلاً سعی داریم ردی ازش به دست بیاریم
،خانم بکر دقیقاً روز گم شدنش
نوبت ویزیت شما رو داشته
چه ساعتی اومد اینجا؟
خب، راستش اون روز نوبتش رو لغو کرد
میدونید چه ساعتی تماس گرفت؟
احیاناً تماسهای تلفنیتون رو ضبط نمیکنید؟
بدم نمیاد اون تماس رو گوش کنم
راستش تماس نگرفت
جداً؟
خب، یادتونـه که ازتون پرسیدم تماس گرفته یا نه
گفتین صبح همون روز دیدینش
درست نمیگم، دکتر؟
اوه، درسته
.ممنون، تالیا. اشتباه از بنده بود .درسته
ایشون رو حین پیادهروی دیدم
پیادهروی؟ - اوهوم -
کجا این ملاقات صورت گرفت؟
یادتونـه تو چه خیابونی بود؟ توی چه ساعتی از روز؟
هر اطلاعاتی بدین به دردمون میخوره
بله
.داشتم میاومدم سر کار .ایشون از دم خونهمون رد شد
حدود ساعت نُه، نُهونیم
شرمنده. باید یادم میبود
نه، نه، نه. اشکالی نداره
توی چه خیابونی؟
محل سکونتم. خیابان هیبیسکوس
ممنون
خیلی کمک کردین
هر دوتون
خب، لطفاً اگه خبری شد ما هم در جریان بذارید
!بیخودی وحشت کردی
!اومده بود مطبم
.خب، میدونستیم اینطور میشه .اصلاً چیز عجیبی نیست، هنری
واسه همینم برنامهریزی کرده بودیم
گفتیم میان و
بهشون میگی وقتِ ویزیتش رو لغو کرده
.بعد کارهایی که کرده رو بررسی میکنن .برنامهی دوستیابی روی گوشیش رو میبینن
و میبینن که با یه غریبه قرار گذاشته
همهی اینا رو باهم مرور کردیم
خب، ولی یه اشتباهی رخ داد
مجبور شدم به پلیس بگم دیدمش که ...مشغول پیادهروی بوده
!چی؟
.خب، مشکلی نیست .چیزی تو اصل مطلب عوض نمیشه
فقط گفتم اتفاقی موقع پیادهروی دیدمش و
گفته واسه ویزیت نمیاد
دلیلش واسه لغو ویزیت چی بوده؟
...خب، ما که نمیـ
آخرش از چپ رفت یا از راست؟
...آخه - ...حواسم هست چیکار میکنیـ -
اصلاً واسه چی پیگیرش بودی ببینی
آخرش کجا میره؟
از دخترهای جوون خوشت میاد، هنری؟
اگه تا آخر طبقش پیش نری !که دیگه نمیشه بهش گفت نقشه
...خیلیخب
معذرت میخوام، اشتباه کردم
ولی امشب کل جریان رو باز باهم مرور میکنیم
باشه، آدری؟
لعنت - چی شده؟ -
خب... احتمالاً پلیس اومده دمِ در
دارم میام
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
!یعنی چی؟
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
این اصلاً شوخی بامزهای نیست
!از این بازیها خوشم نمیاد
،هرکی بهت گفته این کار رو کنی .واقعاً آدم بدجنسیـه
لطفاً دیگه در نزن
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
!نه
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
لطفاً
الو؟
هنری؟ !هنری، باید به دادم برسی
چی شده؟
!میخواد یه بلایی سرم بیاره
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
!گمشو بیرون
شاید بهتر باشه روحت رو تسلیمش کنی
!چی؟
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟ - یعنی چی؟ -
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
!چی؟
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟ شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
!وای! ای بابا
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
نه
واسه چی جیغ میزدی؟
جیغ میزدم؟
چند دقیقه پیش. صدای جیغت رو شنیدم
دخترم اومده بود دیدنم
هر سال هالووین خودش رو شکل یه روح میکرد
،سعی داشتم راضیش کنم
یه بار لباس شاهدختها یا بالرینها رو بپوشه
!هر چیزی بهجز اون روح کوفتی
ولی رو همون چیزی که خودشون دوست دارن .پافشاری میکنن
باورم نمیشه سعی داشتم .نظرش رو عوض کنم
الان که به کارم فکر میکنم .بهنظر خیلی احمقانه میاد
دخترت الان کجاست؟
من عاشقِ جکسونِ عزیزم هستم
و جکسون هم عاشق شیرینیهای مامانبزرگشـه
میرم همین الان یهکم درست کنم
نمیتونم در رو باز کنم
آد؟
چه خبر شده؟
بخیهش زدم
آسیب جدیای ندیده
خیلی متأسفم
نه
هر چیزی که هست، کارِ جفتمونـه
میدونی، فکرکنم دیگه از کنترل خارج شده
گوگلش که نمیتونیم بکنیم
به نظرت اشتباه کردیم؟
بیا بگیریم بخوابیم
صبح بخیر
دقیقاً سر وقت
اگه صبحها این کار رو نکنم، کلاً نمیکنم
و ظاهراً یه نفر خواستار ثباتـه
بهتره بهش عادت کنی
به زودی اون کوچولو قراره صاحباختیار بشه
دارم همین کار رو میکنم
ببخشید؟
منظورم اینه که دارم بهش عادت میکنم
میدونم نگران بودم
ولی اون روز روی تخت دراز کشیده بودم
و نگران مخارج و شیرخشک بودم
و یکدفعه این کوچولو .شروع به پیچوتاب خوردن کرد
خب
تمام نگرانیهام رو از بین برد
بالاخره خونوادهم رو پیدا کردم
،بچهها مکرراً وارد قلب آدم میشن
مگه نه؟
واقعاً همینطوره
خب، خوشحالم
از این که قراره مامان بشی، هیجانزدهای
تازه کجاش رو دیدی! پنجشنبه میبینمتون؟
حتماً
بازم هست؟
بله
از کجا میدونی؟
متوجه حضور یه دسته کلاغ !توی حیاط خونهم میشم
بهخاطر کاریـه که کردیم؟
آره
بهخاطر کاریـه که کردیم
ای وای
اون اینجا چیکار میکنه؟
برو بالا. ساکت نگهش دار
.دکتر والش؟ صبح بخیر .اومدم ورودی خونهتون رو تمیز کنم
خب، مگه در موردش حرف نزدیم؟ .هنوز لازم نداریم
مطمئنم که من و تو معانی متفاوتی .از «لازم نداشتن» تو ذهنمون داریم
آره، ولی من زنگ زدم
چی گفتی؟
،بعد از دفعهی قبل
به خانمت زنگ زدم
و توضیح دادم که یکیدو ماه .بهت نیاز پیدا نمیکنیم
!اخراجت نمیکنیم ها
صرفاً لازمت نداریم
ای وای
باید راستش رو بگم، دکتر
من چند وقتیـه نرفتم خونه
که اینطور
شمارهای که بهش زنگ زدید، برای جِنی ـه
،بهخاطر مالیات .همهچی به اسم اونه
اونم ولم کرده و پرتم کرده بیرون
درک میکنم. من اشتباه کردم
یه اشتباه خیلی احمقانه
و وضعیت الانم رو ببین تو رو خدا
دارم کسبوکارم و خونهم رو از دست میدم
خدایا! حتی نمیذاره دو تا دخترم رو هم ببینم
این چه انصافیه آخه؟
.از شنیدنش ناراحت شدم، روری ...ولی شاید بتونی
براش گُلی چیزی بفرستی
چیکار دارم میکنم من؟
این تقصیر تو نیست
آره
دیگه کافیه. دیگه بسه
از شنیدنش خوشحال شدم
پس میبینمت، روری
.نه، نه، نه. نمیرم .برات مفتی ردیفش میکنم
نه، نه. همهچی مرتبه
.نه. تموم شد و رفت .هم تو لازمش داری هم من
حله. برات ردیفش میکنم
هنری؟
اون دیگه چه کاری بود؟
.سر من داد نزن .من دکتر نیستم
مگه نگفتی فرستادیش رد کارش؟
چرا! جوابِ نه قبول نمیکنه
!هی
!هی
!سلام، خانم والش
دست تکون بده
!سلام
لبخند بزن
!خوشحالم حالتون بهتر شده
ممنون، روری
مشکل چیه؟
...من فقط
نمیدونم روحهای دیگه چیان
نمیفهمم چرا اومدن اینجا
اگه همهش رو اشتباه انجام داده باشیم چی؟
...اگه... اگه جکسون داخلشـ
،نه. ظرف چند روز
...جکسون رو برمیگردونیم، میریم مکزیک
خیلیخب
و من این خونه و روحها و تمام چیزهای داخلش رو
کاملاً میسوزونم. قول میدم
!هی
.شما درست انجامش دادین .جکسون داخلشه
داره برمیگرده پیشتون
به من نزدیک نشو
نه، فقط اومدم تمیزت کنم. همین
خیلیخب
اینم از این
خون اصلاً به مچهات نمیرسه
لطفاً تکون نخور
اینم از این
خیلیخب
...این برات خیلی
نرمترش میکنه. باشه؟
امیدوارم جواب بده
آمادهای؟
بیا. چه حسی داری؟
من رو میکُشید؟
وقتی تموم شد
و نوهتون برگشت پیشتون؟
هیچی نمیگی
...سکوت
خودش پر از حرفـه
این یعنی آره؟
شانون، اولین قانونی که ما برای خودمون ،معین کردیم
این بود که تو نباید آسیبی ببینی
میدونی، تو من رو یاد اون میاندازی
دخترت؟
دختر خیلی خوبی بود
همیشه از باقی بچهها .خیلی باهوشتر بود
همیشه میدونست چی میخواد
سعی کردید دخترتون رو برگردونید؟
فکرنکنم بتونه برگرده
...اون تو ماشین بود، ولی
درجا نمُرد
ما این خونه رو نوسازی کردیم
تا بهش هرچیزی که لازم داره رو بدیم
من و هنری سعی کردیم تا حد ممکن .راحت باشه
...تا بتونه
از اون اتفاق بگذره
...ولی
متوجه نبودم که گذشتن از
...مرگ فرزند، چقدر غیرممکنه
تا اینکه فرزند خودم مُرد
،ولی میدونی
مطمئنم از اینکه تو داری به
بازگشت جکسونمون .کمک میکنی، خوشحال میشه
لعنتی
بله. الو؟
دکتر والش؟
خودمم
کارآگاه بلوز هستم
چند روز پیش تو مطبتون باهم آشنا شدیم
ببخشید که مزاحمتون شدم
فقط میخوام .اطلاعات بیشتری بهدست بیارم
یادمـه شما گفتید که خانم بکر رو
صبحی که گم شد .در حال پیادهروی دیدید
خواستم ببینم میشه برای یه گفتگوی کوتاه بیام ببینمتون؟
بله، حتماً
همیشه از کمک کردن خوشحال میشم
تونستید خانم بکر رو پیدا کنید؟
تو اخبار دیدم که ممکنه .مظنونی پیدا کرده باشید
اجازه ندارم در این مورد .با شما صحبت کنم
بله، البته. بنده فقط نگرانش بودم
میدونید که... الان دیگه .هر روزی ممکنه بچهش به دنیا بیاد
میشه یه سر بیام خونهتون؟
خب، راستش من الان بیرونم
ولی چطوره که فردا صبح اول وقت
تو درمانگاه همدیگه رو ببینیم؟
،ای بابا، دکتر
در یه همچین موقعیتهایی ،زمان حرف اول رو میزنه
متوجهاید که؟
البته. بله
...میدونید، منـ... راستش میتونم ظرف یک ساعت
خودم رو برسونم اونجا
راستش الان تو محلهی شمام
بیاید خونهتون همدیگه رو ببینیم
حاضرم کمک کنم
منظورت چیه؟
...مامان جکسون میشم
با شما و دکتر والش
همینطوری الکی داری میگی
...خب، هنری بهم هشدار داد که
ممکنه سعی داشته باشی از احساساتم .سوءاستفاده کنی
خجالت بکش
...من نمیـ... من
...من
من با این وضع... موافق نیستم
...ولی
...انجام هرکاری برای اون رو
درک میکنم...
منم فقط میخوام همین کار رو .برای بچهم بکنم
نمیدونم
شما و دکتر والش جوون نیستید
به یه نفر نیاز پیدا میکنید
تا از جکسون مراقبت کنه
.میتونید من رو یه جا زندانی کنید ...برام مهم نیست. فقط
من فقط... فقط میخوام .جزوی از زندگی بچه باشم
واقعاً فکر میکنی بتونی این کار رو کنی؟
یعنی واقعاً داری میگی برم با هنری صحبت کنم؟
بله. هرکاری بخواید میکنم
خواهش میکنم
ببخشید
یه دقیقه دیگه میام برشمیدارم
!هنری والش
!هنری، سعی کردم جلوش رو بگیرم
دستهات رو بذار روی سرت و زانو بزن
حالِت خوبه، عشقم؟
!هنری، خیلی متأسفم
هنری والش، فوراً زانو بزن
!من رو باز کن - متأسفم -
نه، همهش تقصیر منـه، سرکار. خواهش میکنم
.زنم هیچ ربطی به این قضیه نداشت !خواهش میکنم
لطفاً بذار بره
.لطفاً بازم کن .باید به بچهم کمک کنی
دکتر والش، شما رو به جرم دزدیدنِ
خانم شانون بکر بازداشت میکنم
!خواهش میکنم
خواهش میکنم، نه! بذار برم فقط
خانم بکر، آروم باش
باید بذاری برم
میدونم ترسیدی، ولی دیگه همهچی تموم شده
فقط باید یه کار دیگه بکنم
...اوه، هنری
...امکان نداره
...میشه کمکم کنی؟ هنری
اینم از این
وای، خدای من
.نگاه نکن درخواست پشتیبانی نکرد؟
نمیدونم
پلیسه - چی؟ -
درخواست پشتیبانی نکرد؟
نه، نه - نه؟ -
نه، صدای بکر رو شنید
سعی کردم از شرش خلاص شم، هنری
سعی کردم از شرش خلاص شم
میدونم. بیا... بیا از اینجا ببریمش
چی؟ - زود باش -
وای، خدای من
،من این دستش رو میگیرم .تو اون یکی رو بگیر
دستش رو بگیر. زود باش
کجا ببریمش؟
داخل حیاطخلوت
خیلیخب. خیلیخب
خوبه
میشه لطفاً بس کنی؟
عصبیام
میدونم
باید در مورد بکر صحبت کنیم
...داشتیم باهم حرف میزدیم
میدونم من اونیام که همیشه .با نقشهها مخالفـه
ولی ببین چی میگم فقط
بذار برای بعد، باشه؟
واقعاً داریدش؟ واقعاً واقعاً؟
بیا تو
از کجا پیداش کردین؟
.رفتم یه موزه .با چندتا تاریخنگار صحبت کردم
،یکیشون من رو فرستاد پیش یکی دیگه .و اونم من رو فرستاد پیش یکی دیگه
درنهایت رفتم اورشلیم
و از شخصی که خیلی مشکوک .بهنظر میرسید خریدمش
انگار خوشحال شده بود که .داره از شرش خلاص میشه
چقدر هزینه برداشت؟
دیگه برامون پسانداز بازنشستگی نمونده
میتونی بخونیش، ایان؟
معلومه که میتونم
البته بعضیهاش رو، نه همهش
ظاهراً طی چندین سال نوشته شده
توش زبان و لهجه و دینهای متفاوتی هست
این شاید قدیمیترین کتاب جهان باشه
ایان؟
باهم دوستیم، مگه نه؟
من هیچ دوستی ندارم
ولی بهواسطهی کلیسای شیطان .به همدیگه مقید هستیم
معلومه
...پس
ممکنه بهم بگی از این قسمت که ،نوشته با «فراخوانی» میشه
روحی رو به میزبان جدیدی دعوت کرد، چی میفهمی؟
،خب، اولاً
...نمیشه روح مشخصی رو
شما این کار رو کردین؟
اگه کرده باشیم چی میشه؟
...در اون صورت من احمقم که اینجا وایسادم، پس
چیزی نیست
...شما
...باید فوراً دقیقِ دقیق بهم بگین
که چیکار کردید...
،خیلیخب
،ما... خب
از این یکی درخواست کردیم .تا نوهمون رو برگردونه
از سِرگَت درخواست کردین تا اون رو برگردونه؟
کتابه نوشته میتونه
...نه. هنری
ترجمههای شما خیلی با اصلش متفاوتن
بله، این سِرگَت ـه
اهریمنی که دروازهی بین ما .و روحهای عذابدیده رو باز میکنه
و بله
درواقع اون اولین قدم
در برگردوندنِ... یه نفره
ولی این یه دعوتِ خصوصیِ کوفتی نیست
،باشه؟ وقتی که اون دروازه باز بشه
تمام روحهای برزخ
تلاش میکنن میزبان پیدا کنن
از چه میزبانی استفاده کردید؟
زندهست؟
بله. بهش آرامبخش زده شده
کِی... کِی این کار رو کردین؟
چند روز پیش
این مال اونـه؟
نه. اون... مال یکی دیگهست
جکسون داخلشه؟
جکسون کیه؟
...نوهی ما
بهخاطر اونـه که... .داریم این کار رو میکنیم
نه
ولی امکان بودنش هست. امکانش هست
شما فقط نصفِ مراسم رو انجام دادین
...نمیتونم انتخابهاتون رو .تأیید و تمجید کنم
ولی... در حقیقت کار درست رو کردین
الان باید ادامهش بدین
حیات رو مبادله کنید و
دعوتش کنید داخلش
مبادله؟
مادر زندگیش رو مبادله میکنه
تا روح عذابدیده بتونه برگرده
فکر میکنی بتونی انجامش بدی؟
معلومه که میتونم
من تمام عمرم برای انجام این کار .مطالعه کردم
فقط باورم نمیشه که واقعیـه
،بعد از اینکه کارمون تموم شد .من کتابه رو نگه میدارم
حتماً
و همینطور ده هزار دلار
...من همچین پولدار نیستم
بهنظر میاد شما بیشتر دارید
مشکلی نیست
بهنظرت کِی میتونی این کار رو بکنی؟
چقدر سریع؟
در اسرع وقت
فردا خوبه؟
من باید برم چندتا چیز بگیرم
حتماً چندتا روح دیدین، نه؟
سنگ نمک لازمتون میشه
حتماً باید کوشر باشه
دور و برِ این... زن بریزیدش
به معنای واقعی کلمه ،اون بچهی متولدنشده
راه آسونی برای بازگشتِ اون روحها به زندگیـه
نمک اونا رو دور نگه میداره؟
من از کجا بدونم، هنری؟
.ولی یه جا خوندم کمک میکنه پس انجامش بده. باشه؟
و دور خودتون هم بریزید
شما ایدهآل نیستید .ولی اونا هم سختگیر نیستن
فکرکنم دیگه... بهتره برم
تا قبل از انجامش، فکرنکنم اینجا .همچین امنیت داشته باشم
اون میگه باید من رو بکُشید
خانم والش گفت من میتونم .مامانِ جکسون باشم
در موردش باهات حرف زد؟
...چند نفر دیگه باید بمیرن
فقط برای اینکه نوهی شما برگرده؟
همهشون. هرچقدر لازم باشه
روری، پلیسه، تو، من
نمیتونی من رو با اخلاقیات متقاعد کنی
من با شیطان معاملهای کردم
تو هنوز معامله نکردی
من همون روزی که جکسون از دست رفت .اون معامله رو کردم
میدونم نوهت رو دوست داری
زنم رو دوست دارم
،وقتی اون اتفاق افتاد .هیچی یادش نمیاومد
ولی میدونم که حواسش پرت شده بود
هیچوقت نمیتونست از ابراز محبت به جکسون .دست بکشه
مخصوصاً در حین رانندگی
اون داشته رانندگی میکرده؟
فهمیدم که نمیتونه اتفاقی که .افتاده رو قبول کنه
...و نباید ازش انتظار داشته باشم که
به حالت قبلش برگرده
...برای همین
من همراهیش کردم
داری تمام این کارها رو بهخاطر اون میکنی؟
هر کاری میکنم بهخاطر اونـه
متأسفم
مردم به جای درست کردن وضعیت .«میگن «متأسفم
تو میتونی درستش کنی
ولی درست نکردن رو انتخاب میکنی
پس... متأسف نیستی
...اگه
امیدوارم تا آخر عمرتون .همهش این اتفاق تکرار شه
ایان، لطفا بیا شام
گشنهم نیست
برات تو فِر گرم نگهش میدارم
مطمئنی فقط یه کوچولو نمیخوای؟
.عزیزم، واقعاً برام فرقی نمیکنه .غذا رو برات میارم پایین
!گشنهم نیست
هنری؟
آدری؟
بچهها؟
بچهها؟
امشب همهش داشته این کار رو میکرده
پات رو نذار روی نمک
خیلیخب
صفحهای که داخلش نشانگر گذاشتم رو باز کن .و بخون
«...این خونه»
«این خانه»
،این خانه متعلق به ابلیس است»
«.بیابش پیش از رفتن
حالا این یعنی چی؟
...نمک سرعتشون رو کم میکنه
قربانی نمیذاره نزدیک بشن
...این بیرون نگهشون میداره
...تا وقتی که
آمادهی... انجامش بشیم
لطفاً جاش رو تغییر ندید
...یکیتون این رو
شروع کنه
میدونم یه جایی... داخل همینه
یکیتون این رو شروع کنه
اون یکی همراه من بیاد
یک، دو
سه، چهار، پنج، شش
اینجا. اینجا
میدونی، وقتی زمانش شد
تو باید کسی باشی که اون رو میکُشه، هنری
من نمیتونم این کار رو برات بکنم
نیازی نیست نگرانش باشی
ترتیبش رو میدم
نباید تردید کنی
...باشه؟ اگه حس کنه آماده نیستی
...هنری
!هنری
همهمون میمیریم. همهمون میمیریم...
منظوری از این حرف ندارم
ولی این معاملهی توئه
من فقط اومدم واسطه باشم
بهت که گفتم، ترتیبش رو میدم
ایان، این جواب میده، مگه نه؟
،داره گوش میده
هنری
واقعاً میخواد حرفت رو بشنوه
لطفاً دیگه هیچوقت
در حضور من بهش شک نکن
سه تای دیگه مونده
امروزه؟
بله
و با دکتر والش صحبت کردید؟
در مورد اینکه منم همراهتون بیام؟ و جکسون رو کنارتون بزرگ کنم؟
بله
به نظرش فکر خیلی خوبیـه
،پس وقتی این قضیه تموم شد
...و جکسون با مراسم برگشت پیشتون
اینا رو باز میکنید؟...
بله
ما... ما حتی قراره یه اتاق هم با گهواره .و اینجور چیزها بهت بدیم
داشتم فکر میکردم که
،هروقت بچه به دنیا اومد ...شاید بتونیم برای مامانم
یه عکس از بچه بفرستیم؟
...ما به هم نزدیک نیستیم ولی
بههرحال مامانبزرگ شدن .خیلی خوشحالش میکنه
فکر خیلی خوبیه. حتماً
یهکم گشنهمـه
...منـ
فقط میخوام حتماً .توان انجام این کار رو داشته باشم
خیلیخب
بذار برات یه چیزی آماده کنم
شانون؟
!خانم والش
!خانم والش - چیه؟ -
کیسهی آبم پاره شد
وای، خدای من
!هنری! هنری
اون جلسات رو با دعا شروع نمیکنه
هیچوقت تلاشی که من میکنم تا
جلسات تشکیل بشن رو به روی خودش نمیاره
فکر میکردی اون کُسخل میتونه تو این کار کمکت کنه؟
نه، نه
مطمئناً تو اونی هستی که .باید جلسات رو اداره کنه
آره. حتی کلیسای شیطان هم واسهش مهم نیست
...اون یه جندهی
خیلی احمقـه
حلالزادهست
!هنری
خیلیخب. بذار این رو دربیارم
بین انقباضها چقدر فاصله بود؟
...فهمیدنش سخته. منـ
منتظر چی هستی؟
خیلیخب
.به ما توجه فرما»
ما از شیطان درخواست میکنیم «.تا به ما در اینجا بپیوندد
اگه جکسون داخلش نباشه چی؟
«.به ما توجه فرما»
داخلشه. روی بکر تمرکز کن فقط
.تا به ما در اینجا بپیوندد...»
«...حیاتی برای تو
لعنت بهش
داره جواب میده
داره جواب میده
داره جواب میده
،حیاتی برای تو»
.و میزبانی به تو پیشکش میکنیم، ای شیطان
.نزول اجلال فرما
«.به ما توجه فرما
...هنری
بگو
همهش سعی داشتم باهات تماس بگیرم
چی شده؟
در مورد ایان ـه
اون یهو دیوونه شده، مرد
دیشب مادرش رو کُشته
و یه مشت نمادِ کیری .روی دیوار کشیده
پلیس داره در مورد کلیسا .ازم سؤال میپرسه
من اصلاً به این خزعبلات اعتقاد هم ندارم، میفهمی؟
هنری؟
الو؟
!هنری
لعنتی
ایان یه مشکلی داره
هیچی نگو فقط
همهچی مرتبه، هنری؟
آره. ادا... ادامه بده فقط
.به ما توجه فرما»
حضورت ضروریست، ای شیطان
به ما بپیوند
«.و در این جسم سکنا گزین
«...به ما بپیوند»
ایان؟ - «ای شیطان...» -
جکسون کِی میره داخلش؟
«...نزول اجلال» !هروقت تموم شد
میخوای نوهی کیریت رو ببینی؟
!خفه شو! میدونم دارم چه گوهی میخورم
!بهش آسیبی نزن
...هنری - پاهام رو باز کن -
نکن
نه! نکن. هنری، لطفاً نکن
پاهام رو باز کن !وگرنه به خدا گلوش رو میبُرم
!نه! نه
!شیطان...» نکن! نکن! نکن»
!سوییچ رو بده !سوییچ رو بده
!نه
!میدونم نمیذاری بلایی سرش بیارم. سوییچ رو بده
«...نزول اجلال فرما»
!بده ببینم - !بهش نده، لعنتی -
هنری، این کار رو نکن
!کرهخر احمق
ما لازمش داریم! باشه؟
این قضیه از زن جندهی احمق کیریت مهمتره
!نه! نه
...هنری
احمق دیوث
ای احمق دیوث
!ایان، خواهش میکنم .من فقط می خوام جکسونم برگرده، خواهش میکنم
من فقط جکسونم رو میخوام
مادر مادره
...هنری
.همهچی مرتبه .چیزی نیست
چیکار داری میکنی؟
!بس کن .چیزی نیست
!دارم یه خونه براش فراهم میکنم
!هر کدوم رو که میخوای بردار ببر
!زمین رو از این گوسفندهای کیری تطهیر کن
«!میزبان ازآنِ توست»
سردمـه
فقط یه پتو لازم دارم
«!به ما بپیوند، ونث»
دوستت دارم، آدری
اون داره میاد
!داره میاد
،و تو
!تو نمیتونی جلوش رو بگیری
!لعنتی
!مادرجنده
...هیس
!هنری! هنری
!هنری! هنری! هنری
!یه کاری کن ولم کنه
!کمکم کن
...آدری
برو
شانون... ما رو ببخش
آدری؟
!دکتر والش، زود باش
شکلات میدی یا شیطونی کنم؟
،خانم بکر
دیگه خطری تهدیدت نمیکنه
همراهم بیا
خانم بکر، از چی داری فرار میکنی!؟
!میتونم کمکت کنم
!باید بذاری بچههام رو ببینم، جنی
آخه این چه انصافیه!؟
!حق نداری بچههای لعنتیم رو ببری، جنی
!تو بودی که خیانت کردی
!تو این خونواده رو خراب کردی
« ترجمه از یاشار جماران و امـیرحـسیـن » .:: AmirH_Na & TAMAGOTCHi ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.