All language subtitles for Manifest.S03E12.480p.WEB.H264-STRONTiUM

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنچه در منفیست گذشت تو یه سری چیز می شنوی رندال؟

تو خیلی درگیر الهام ها و

قایق نجات شدی

اون کجاست؟

ان وای پی دی در واقع دیگه باید مستقیما

پرونده های مسافرای 828 به اف بی ای گزارش بده

بنظر میاد که داره دنبال همه مون میاد، درسته ؟

.تو بعد از شب آتیش سوزی کلاب گم و گور شدی

ما از مرگ برگشتیم

تا پیام آوران قیامت باشیم

من سرگرد کشتم

تو ی وظیفه داری

من دیگه نمی تونم به سیستم اعتماد کنم

تو اخراج شدی؟

استعفا دادم

هواتو دارم

این ما هستیم در برابر دنیا

ببین آنجلینا

چه غلطی داشتید می کردید؟؟!

اولیو می دونست ی چیزی در مورد آنجلینا عجیبه

اگه یه وقت احتیاج داشتی جایی بمونی

. یه کلید زیر فرش قدیمی باغچه کنار در هست

الهام ها در حال بیشتر شدنه

آزمایش کردن رو قطعه کشتی باعث همین زلزله

توی شهر حسش کردیم شده

تصور کن دم هواپیما به این بزرگی چیکار می تونه بکنه

خدا تورو انتخاب کرده که این الهام کامل کنی

وقتی ماموریتت کامل بشه درمان میشی

فکر میکنم باید کاری بیشتر از متوقف کردن آزمایشات توی اریکا بکنیم

ما باید دم هواپیما رو نابود کنیم

تو چه پیشنهادی میدی تا داخل شویم و کارش تموم کنیم؟

اسم من کل استون هستش

اومدم اینجا تا دم هواپیما رو ببینم

شماها خوبین؟

!کل،هی

!بن به من نگاه کن

بتانی

!بتانی

بن لطفا بگو چه خبره

بن لطفا

سانوی

!سانوی، اینجا رو ببین

!سانوی

میک؟

میک؟

!میک !آه

تو خوبی؟

...این

وحشتناک بود دست از تکون خوردن برنمیداشتی

.تا حالا ندیده بودم الهامی به این قوی ایی داشته باشی

برگشته بودیم به پرواز ۸۲۸

خون بود که فقط از دیوار می اومد

مثل یه فیلم ترسناکه

خیلی خون بود خیلی خون بود...

فکر میکنی قراره اتفاقی برا مسافرا بیفته؟

چیزی نیست که من بتونم کمکی کنم

خب بهترین موقعیت که بتونیم وارد بشیم

از طریق درب جنوبی هستش

- چر اونجا؟ - اقدامات امنیتی اونجا کمتره

اگه میک‌ حواسشون پرت کنه

سانوی برای نابود کردن دم هواپیما یه فکری داره

من یه جورایی خوشحالم داری اینکارا میکنی

حتی اگه برای دلیل اشتباه باشه

سلام

متاسفم

باورم نمیشه که آنجلینا چیکار کرده

باید اینجا کنارتون می بودم

لازم نیست عذرخواهی کنی باور نمیشه که متوجه نشدم

چه اتفاقی داره تو خونه خودم میفته

احساس بدی دارم از اینکه بهت اعتماد نکردم

اشکال نداره مامان

هی چه خبر

- لطفا بگو که توهم دیدی؟ - تو الهام داشتی؟

بن از در و دیوار خون می اومد

یکی قراره اتفاقی براش بیفته یا بدتر

باید دنبالش برم

نه،نه باید بری اریکا

شاید الهام در مورد اینه

بن الهامش می تونه درباره ی هرچیزی باشه

تو، کل

در مورد اریکا نیست

در مورد بن یا کل هم نیست

- چر اینو میگی؟ - من بتانی دیدم

توی الهام اون می تونست صدامو بشنوه

ولی تو، کل و سانوی هیچ تکونم نخوردید

شاید ی چیزی میدونه که میتونه کمک کنه

باشه، باشه به منم خبر بده

این یه عقب گرد موقته

و شماها فقط یکبار شانس دارید تا وارد اریکا بشین

اینطوری خوبه، زمان بیشتری دارید تا روی نقشه کار کنید

...میدونم، میدونم فقط ای کاش می تونستم

خودم انجامش بدم

.خب راستش تا حالا از اینا از نزدیک ندیده بودم

- یه جورایی خیلی خفنه - نه نیست

شرمنده ام از اینکه تو و کل مجبور شدید ببینیدش

- بگذریم، کل کجاست؟ - چند وقت پیش رفت بیرون

.تا دیدن بخوابونم رفتـه بود

چقدر عجیب

منتظر چی هستی؟!

صبر کن‌ببینم کسی میدونه تو اینجایی؟

نه، به هیچکس نگفتم که دارم میام

چون اونوقت بهم‌ می گفتن که نمی تونم

و این خیلی مهمه

درست همونطوری که به اون خانومه که لبخند نمی زنه گفتم

!این دم هواپیما دیگه نمیشه اینجا بمونه

تو خیلی داری شبیه پدرت میشی

- مرسی - تعریف نکردم

مگراینکه دارید اریکا رو می بندید، .الان وقت مناسبی نیست

خب این یعنی جفتمون هم نظریم

اینجا یه چیزی دارم که متعلق به توئه

- اونجا چیکار داره؟ - نمیدونم، هیچ فکری ندارم

ونس گفت خودش همینطوری تنهایی رفته

- باید بریم از اونجا بیاریمش - بابا چیکار میکنی؟

میخوام پابندم باز کنم

بن اینو باز کنی دوباره دستگیرت میکنند

اونوقت بخاطر یه جرم دیگه گناهکارت میکنند .بذار من برم

به اونجا اعتماد ندارم، .نمی ذارم که اونجا تنهایی بری

صبرکن،صبرکن بذار من امتحان کنم

بن لطفا

واقعا حیرت انگیزه چه چیزهایی تو اینترنت می تونی پیدا کنی

...عزیزم تو نمی تونی همینطوری

حالا اونها فکر میکنند که تو خونه ای

نه اُول تو نمی تونی

بابا من نمیدونم این حقه جادویی تا چند وقت دیگه کار میکنه

برید سراغ کل، من حواسم به ایدن هست

جواب نداد این مهماندار هواپیما؟

براش دو تا صدای صوتی و کلی پیام گذاشتم

دیگه حس استاکر بودن دارم

چند ماه شده از آخرین باری که باهاش صحبت کردی

شاید خارج از شهره

اون حتما الهام رو داشته،مطمئنم

هرجا که نگاه می کردم

خون بود که از دیوار می اومد زیک

بتانی بیشتر از من دیده

من بدون اون گیر افتادم

اگه فقط تنهات گذاشته بودم

اونوقت شانس اینو داشتی ببینی چی بتانی ترسونده

هی تو که نمیدونستی من دارم چی میکشم

تنها کاری تونستم انجام بدم این بود ترست حس کنم

چه فایده داره از مرگ زنده بمونم و

این احساسات همدلانه داشته باشم

ولی نتونم به همسر خودم کمک کنم؟

تو هر روز داری بهم‌ کمک میکنی

و این حس همدردیت؟ امیدوارم همه ی ما هم بدستش بیاریم

چون این یه هدیه است

واقعا؟

منتظر مهمون بودی؟

شاید بتانی هستش

هی،اوووه همه چی خوبه؟

نه نیست

چطوری میتونی به همین راحتی استعفا بدی میکلا ؟

بدون اینکه حتی به همکارت بگی

فردا بهش میگم

جرد میدونی اصلا ساعت چنده؟

متاسفم

تو جواب پیاممو ندادی

منم همینطوری شیفتم ول کردم

چه خبره؟

من نمی تونم از ان وای پی دی باشم و مسافران آزار بدم

شغل من اینه ازشون محافظت کنم ...نه اینکه بیفتم دنبالشان و

اگه هم امنتاع کنم اونها دنبال من میفتن

من نمی ذارم این اتفاق بیفته

- میک من از محافظت می کردم - جی، میدونم که اینکار می کردی

ولی این فرق داره من...

نمی تونم توضیح بدم

امتحانم کن

...ببین

هرچقدر هم که بخوای هیچوقت نمی تونی

این الهام ها را درک کنی

یا مسئولیتی که میاره و باید باهاش زندگی کنی

نمی تونی

اگه فکر میکنی می تونیپ به عنوان یه غیر نظامی

...بیشتر از یه پلیس واقعی به این آدمها کمک کنی

داری سر خودت کلاه میذاری

شب بخیر جرد

تو خوبی؟

از این وضع خوشم نمیاد از اینکه حقیقت در مورد سانوی بهش نگم

ولی اون هیچوقت نمی تونه بفهمه

چون در غیر اینصورت اون تنها کسی نیست که میره زندان

تو هیچ معذرت خواهی بهش بدهکار نیستی

تا حالا هیچوقت ازش راز نگه نداشته بودم

و اون از این خوشش نمیاد که .دیگه قهرمان زندگیت نیست

- نه اون فقط ناراحته - بیخیال

نیازی به حس همدلی نیست تا بفهمم

اون هنوز نسبت به تو احساس داره

اونهاش

دقیقا چه خبره؟

همونطوری که پای تلفن به شوهرت گفتم

کل خودش اینجا سروکله اش پیدا شد

ما حتی نمیدونیم چطور اومده اینجا

- تاکسی گرفتم - ما رو ترسوندی رفیق

من ی الهام داشتم باید می اومدم

قکر می کردم تو بازداشت خونگی هستی

چه اتفاقی برای پابند الکترونیکی ات افتاد؟

نپرس

- بیا بریم کلامندر - نه مامان بهت گفتم

- من..‌ - شنیدم تو یه الهام داشتی

هرچی که هست تو خونه در موردش حرف میزنیم

- لطفا بیا بریم - نه مامان من‌باید اینجا بمونم

ببین

این دم هواپیما خطرناکه

یه اتفاق بد قراره بیفته اگه جلوش نگیریم

- خطرناک؟چطوری؟ - نمیدونم

فقط،فقط دیگه نباید اینجا باشه!

کجا باید باشه؟

باشه، نه اون با تو صحبت نمیکنه

.اون با هیچکس اینجا صحبت نمیکنه

کل لطفا دیر وقته

بیا بریم خونه، باهم حلش میکنیم،باشه؟

نه،اه

چی شده؟ کل چته؟

خدای من

کل

- چی شده - گفتم که

من یه الهام داشتم

رسانه تلگرامی ٱنیکس مووی با افتخار تقدیم میکند. @OnyxMovie_DL

ترجمه و زیرنویس : mahSa

باید ببریمش نیویورک پرس

آنها یکی از بهترین واحدهای سوختگی در سطح شهر هستند

- اونها درک نمیکنند - حق با پسرتونه

اگه این توضیح پزشکی نداشته باشه

قابل قبول تره که ما معاینه اش کنیم

.درست همونطور که شما رو معاینه کردیم

- سانوی صدا کنید - اون دیگه اینجا کار نمیکنه

برام مهم نیست

اون تنها دکتریه که میذارم نزدیک کل بشه

فقط بیارش اینجا

یا ما میریم بیرون

تو به من نگفته بودی که خیلی سحر خیزی

هی

نمیخواستم بیدارت کنم

. قهوه تازه جبرانش میکنه

ببخشید من دیشب خیلی دیر اومدم

ممم

مرسی

همه چی خوبه؟

.با تشکر از تو بالاخرء گواهی مرگ مادرم گرفتم

.و بانک هم بالاخرء صندوق اماناتش را آزاد کرد

پیک دیروز آوردش

شهامتش نداشتم که خودم تنهایی بازش کنم

خیلی سخته

هی

هیچی تو اون جعبه نیست پیدا کنی

که احساسات نسبت بهش تغییر بده

باید برم حاضر شم میخوام برم سرکار

امشب بازش میکنم

اینجا هستی؟

هیچ جای دیگه ای نخواهم بود

هی منم،کل حالش خوبه

این واقعا سرده و یه کمی میسوزونه

ولی جلوگیری میکنه از عفونت

و به درمانش کمک میکنه،باشه؟

باشه،بهت اعتماد دارم

خب ،فکر میکنی چرا اینطوری شده؟

.من یه نمونه بافت استخراج کردم

...تروی هم داره یه سری آزمایش انجام میده ولی

ببین در این زمان هم من روی کل شروع میکنم

مایعات ای وی گرفتن تا بدنش هیدراته نگه دارم (I.V.: یکی از روش های رایج درمانی،تجویز وریدی یک مایعات یا دارو مستقیما در جریان خوبن بیمار تجویز میکنند)

و بهش هم داروی ضد درد میدم

-حواسم بهش هست گریس -میدونم

مرسی

من با میک صحبت کردم الهام اون اصلا

هیچ شعله ای نداشته و هیچ سوختگی هم نداره

بنظر میرسه کاملا الهام های جدا هستند

این زخم ها واقعا شدیده کل

گفتی یهو ظاهر شدن؟

آره، ولی اولش خیلی کوچیک بودن

الهام ها داره تغییر میکنه

و از زمانی که دم هواپیما ظاهر شده اینطور شده

خب...چی؟ این راهش که بهمون بگه

دست از آزمایش روی دم هواپیما برداریم؟

!منم تمام این مدت دارم همینو میگم

به جز اینکه اینو میدونستیم

و وقتی که گوش ندادیم

یه چیزی فرستادن که نتونیم نادیده اش بگیریم

اما چرا کل مجازات میکنن؟

اینطوری نیست که اون مسئول همه کارا باشه

از بین همه ی ما کل همیشه

یه ارتباط قوی تری با الهام ها داشته

اون ... به نوعی حساس تره نسبت بهشون

بافت پوست کل هم با ترکیب یاقوت کبود پوشیده شده

که روی دم هواپیما پیدا کردیم

و روی دست تو

چطوری ممکنه؟ .اون حتی به دم هواپیما دست نزده

....خب،هنوز نه ولی

.یه چیزی درست نیست

.ما باید جلوشون بگیریم

.ببخشید اینقدر زود در خونه ات اومدیم

...ولی تو جواب تلفنت نمی دادی و

درست میگی،نمی دادم‌

شما نباید اینجا باشید.

.فقط یه دقیقه از وقتت میگیریم

ببخشید، ایشون شوهرم هستن، زیک

آره یادمه

.همونی که تو آتیش سوزی به ما کمک کرد

بتانی من یه الهام وحشتناک دیشب داشتم

توهم بودی میدونم توهم داشتیش

شاید داشتم

اما به این معنی نیست که بخوام با تو در موردش صحبت کنم

نه باید بدونیم این در مورد چیه

درست مثل وقتی که توماس نیاز به کمک داشت

ما قراره دوتایی باهم حلش کنیم

مردم ترسیدن

از ما؟

اره از تو، از هرچیزی می ترسن

مسافرا دارن بدون هیچ توضیحی دستگیر میکنند و میفرستنشون زندان

من هیچ لیست پروازی ندارم

دیگه شغلم ندارم

حدس بزن چی شده؟

هیچکس نمیخواد یه 828 بیکار استخدام کنه

!برای هرچیزی

من خیلی متاسفم منم دیگه پلیس نیستم

من استعفا دادم چون رفتار . درستی با مسافرا نمی کردن

...ولی برادرت

طوری که رفتار کرد و مردم تهدید کرد

باور کن اون از اشتباه هاش درس گرفته

بتانی تو میکلا رو می شناسی

از وقتی که هواپیما فرود اومده کاری نکرده به جز

کمک کردن به همه مسافرا

شما همه تو یه قایق نجات هستید

.بخاطر همینم اینجام

الهام به من هشدار داد که یه نفر در خطره

یا بدتر

کمک کن جلو این اتفاق بگیرم،لطفا

در مورد حق و حقوق لعنتیم چی؟

.من گوسفند نیستم که بی سروصدا دخلم بیارید

بله، هیچکس شما رو بخاطر ساکت بودن نمیگیره دوست من

این برای تو یه شوخیه؟

پس ترس از خدا برای

این پرداخت کنندگان مالیات چی میشه؟

- .شما برای ما کار می کنید - برای شهر در واقع

و شرط می بندم همش یک دقیقه از پرداخت مالیاتتون گذشته

شهر چه زمانی قصد داره ما را آزاد کنه؟

ما از دیشب اینجایم

شما به محض اینکه این مراحل طی کردید آزاد میشید

"مراحل" این بزرگترین دورغ مسخره

که ای تا حالا دیدم

اوه، آره چرا اینو با وکیلت در میون نمیذاری؟

شاید بتونی وکیل بن استون برام جور کنی

خود آقای ان اس ای

یدونی اصلا در مورد چی داری صحبت میکنی؟

قشنگ معلومه

بن استون ان اس ای تو جیبش داره

اون حتی اون دکتر سرطانی، سانوی بال هم با پارتی بازی

براش یه آزمایشگاه مخفی ان اس ای جور کرد

منظورت همونیه که تو وایت پلینز؟ (یکی از شهرستان های وست چستر در حومه نیویورک)

همونی که شبیه ستاره مرگ تو حومه شهره؟

آره

هی

هی گوشت قربونی

خوشحالم یکی دیگه به اندازه من عصبانیه از این مذخرفات

توهم یه 828 هستی؟

آره

و این یارو هم همینطور ولی ظاهرا

روزه سکوت گرفته

نفسم نگه میدارم

هیچی عوض نشده

تو واقعا از دیروز اینجایی؟

آره

دقیقا همینطوری شروع میشه

لیست پرواز ممنوع، انگشت نگاری

دی ان ای ما رو هم میگیرن

چیزی بعدی که میدونی اینکه ما رو رجیستر کردن

این اصلا چطوری قانونیه؟

داریم در مورد یه کشوری حرف میزنیم

که مهاجران در قفس نگه میداره در حالیکه صحبت میکنیم

حقوق هیچ معنی نداره وقتی که پای امتیت ملی وسط باشه

همه ی اینها از کنترل ما خارجه

درست مثل جهنم آره

ما مسافرانی هستیم که سفری بزرگتر از خودمون در پیش داریم

آخر الزمان نزدیکه

وقتی که ساکت بودی بیشتر ازت خوشم می اومد

...منظورت چیه

از آخر الزمان؟

لطفا هرکاری که داری .روی دم هواپیما میکنی تمومش کن

سوختگی های روی بدن کل نمی بینی؟

کل مایل ها دور بود وقتی .یه تصویر از خودش توی آتیش می دید

این چطور می تونه ربطی به کار

ما توی اریکا داشته باشه؟

سوختگی های کل درست مثل زلزله اند

یه هشداره که باید بهش گوش کنیم

ذره از شواهد برای تاییدیه این نظریه وجود نداره

شما از همه ی مردم باید بهتر اینو بدونید

باید بهمون اعتماد کنید همه چی بهم ربط داره

ما اینجا داریم به اقدامات الهی دخالت میکنیم

ونس ما باید جلوش بگیریم

بن میدونی که این از درجه حقوق من بالاتر میره

نگران چی هستی اینقدر؟ توبیخ بشی؟ اخراج بشی؟

زود باش

توهم یه پدری

تو زندگی پسر خودتو به خطر میندازی؟

موقتا آزمایشات توقیف میکنم

- نمی تونی اینکار بکنی - می تونم و میکنم

پتانسیلی وجود داشته باشه که اثبات کنه

این آزمایش ربطی به سوختگی کل داره

مرسی

چرا بهمون نمیگی دقیقا چی دیدی

.هر جزئیات کوچیکی می تونه کمک کنه

خب همه برگشته بودیم به پرواز 828

.تلاطلم شد ولی چیز بزرگی نبود

...ولی بعدش

.خون بود که همه جا بود

.که داشت از سقف می اومد

.خون روی دیوار هم بود

انگار اینطور بود که هواپیما .خودش داره خون ریزی میکنه

آره منم دیدمش

و تورو دیدم که داشتی .با عجله به سمت عقب می رفتی

!بتانی

آره صدای جیغ شنیدم

میدونستم که یه نفر به کمکم احتیاج داره

.دیدم که یه نفر سعی داشت در اضطراری باز کنه

قد کوتاهی داشت

ریش بزی داشت

ایگان

.احساس می کردم قراره همه ی ما را بکشه

.مطمئنم همکارت برات میزت خالی میکنه

راستش اومدم که با تو صحبت کنم

ام خب ایگان

لازم دارم منو ببری پیشش

میکلا اینجا جایی نیست که سرتو بندازی پایین و هر وقت دلت خواست بیایی

.تو انتخابت کردی، دیگه اینجا کار نمیکنی

.من اینجا نیومدم سعی کنم سپرم پس بگیرم

.میخوام چند دقیقه باهاش صحبت کنم

،نه . تو اینجایی تا هرکاری دلت میخواد انجام بدی

.جرد اگه مهم نبود اینجا نمی اومدم

- من الهام داشتم - البته که داشتی

مسافرا در خطرن و واقعا تو تنها کسی

.که می تونه بهم کنه

102.

چرا دمای بدنش داره میره بالا؟

.تب یعنی عفونت داره

و خب معمول هم هست بین سوختگی های شدید

ولی میخوام چندتا آنتی بیوتیک توی آی ویش قرار بدم

که همین اول کار نابودش کنه

گوش کن، اونها چند ساعت . پیش آزمایش کردن متوقف کردن

.اون اصلا حالش بهتر نشده .شاید باید کار دیگه ای بکنیم

مثلا چی؟

...مثلا قرار دادن خودمون

مثلا الان نقشه مون عملی کنیم

واقعا فکر میکنی نابود کردن دم هواپیما

حالش بهتر میکنه؟

شاید

میدونم دکتر گوپتا تنش میخاره . دوباره آزمایش کردن شروع کنه

.و نمیدونم چقدر دیگه ونس می تونه معطلش کنه

ببین من نمی تونم همزمان تو یه مکان باشم

.باید اینجا بمونم و حواسم به کل باشه

.پس منو مسئول کن

اگه تنها راه نجات کل .نابود کردن دم هواپیما باشه

.پس اینکاری که باید بکنم

فقط بهم بگو چطوری

- کارت سریع تموم کن - بهت مدیون شدم

آره، منم به برگه ات اضافه کردم

تو اینجا چیکار میکنی ادرین؟

تجدید دیدار 828 ئه

دوستای ان اس ای ایت برات کارت دعوت نفرستادن؟

امیدوار بودم که بتونیم حرف بزنیم

.برخلاف تو من چاره ای جز بودن تو اینجا ندارم

ولی مجبور نیستم که صحبت کنم

من یه الهام خیلی وحشتناک دیشب داشتم

که همه برگشتیم به هواپیما، کس دیگه ای هم دیده اتش؟

نوپ، من خیلی وقت پیش به بن گفتم

من نمیخوام فرشته تاریکی ها باشم، .که توسط نشانه ها و شگفتی ها دُور شده

فکر نمیکنم نادیده گرفت الهامات یک انتخاب باشه آدرین

اشتباه میکنی

وقتی بدنت عادت بدی به رزق و روزی کافی که فقط زنده بمونی

و همه چیو به جا بذاری . در نهایت صداها ساکت میشه

تو داری میگی که دیگه الهام نمی بینی؟

فکر کنم اینطوری بهتره

هرچند که چیز خنده داری هم نیست

چیه؟ توهم دیگه نمی بینی؟

اگه داشتم چی میشد؟ کاری نمی تونستم که از اینجا بکنم

کاری میشه کرد، کارآگاه؟

من نشونه ام پس دادم ، باشه؟

.من طرفمو انتخاب کردم .انتخاب کردم طرف مسافرا باشم

اینطوری بخوایم بگیم تو آزادی ولی نمی تونی ما را ببری بیرون

اگه اینقدر مدافع مسافرا هستی

چرا کمکم نمیکنی این مسئله رو حل کنم؟

چون توهم به اندازه من میدونی اگه کاری نکنیم

یه نفر قرار بمیره چه اتفاقی برای داداشت افتاد؟

کاپیتان سیاره کجاست اونم وقتی که بهش احتیاج داری

اون الهام نداشت

واقعا؟

الهام ها از پسر قدیمی بنی بوی نا امید شدن؟

میدونی توی الهام ایگان

تو داشتی در اضطراری باز می کردی

تو کسی هستی که همه رو خطر قرار میده نه برادر من

تو خطر ؟ !من سعی داشتم همه رو نجات بدم

شاید الهام ها خودشون با بن به زحمت ندادن

چون خیلی اون غیرقابل کنترله

شاید باید من و تو مسئول باشیم

و اوضاع به سمت دیگری هدایت کنیم

خب اگه تو اینقدر رهبری، پس رهبری کن

بهم بگو چی دیدی

درست همونطور که فکر می کردم تو یه M.O هستی (یک عبارت لاتین که برای عادات یک شخص به کار میره، به ویژه در زمینه تجاری یا جنایی)

که نیاز های خودشو مقابل نیاز های دیگران می بینه

خون همه جا بود

احساس خطر کردم

برای همین رفتم در باز کردم

باید می رفتیم بیرون

فروش و پرمیوم سازی اکانت های فیلتر شکن ها و اپ های روز دنیا مثل : اسپاتیفای و نتفلیکس و... از 33 تومن در : T.me/king_Of_Nord_VPN

...بعد دیدم

یه پرنده سیاه کوچیک دیدم

شاید کلاغ بود یا زاغ

چیز دیگه ای ندیدی؟

باد ، تلاطم، مردم مثل چی جیغ می کشیدن

پرنده مشهور به چیدن بقایای مردگان

دیگه چی میخوای؟

نمیدونم

الهام محل جرم بود

ایگان یه نفر قراره بمیره .و ما قرار شاهدش باشیم

.و همه ی ما دیدیمش از نقاط مختلف

- تو باید هرکسی از صندلیش خارج شده بود صحبت کنی - چرا

هیچکدوم صندلی ها .هیچ عکس العملی نشون نمی داد

مهماندار هواپیما، تو ، من و هرکسی دیگه تو صندلیش نبود

ما تنها کسایی هستیم که الهامو داشتیم

تو کسی رو دیدی که اطراف باشه ؟

هیچکس

گرچه من 17 تا صندلی خالی دیدم

فقط14 تا صندلی خالی تو 828 بود

خدمه پرواز از صندلی پرش استفاده می کنند

ولی اگه در مورد رزرو نشده ها حق با تو باشه

حتما به جز ما شخص دیگه ای هم باید باشه

اون شخص پیدا کنی، .شاهد چشمی خودت رو پیدا کردی

ایگان تو یادته چه صندلی هایی خالی بودن؟

لطفا یه ذره احترام بذار

33E.

33C.

32E.

تو میدونی که شبیه ساز چطوری کار میکنه؟

سانوی گفته که قدرت اصلی رو داره

کاری که من می تونم از ایستگاهش انجام بدم

... و من

تابش روی صفحه به حداقل تنظیم کن

به جای شلیک رد و برق سیاه

.هرچی که نشون بدی میتونی شلیک کنی

باشه، پس من به سمت دم هواپیما نشون بگیرم

و مثل بازی ویدیویی فقط شلیک کنم؟

من بیشتر به" تاج و تخت بریتانیا "هستم

ولی اینم خوبه

.گوپتا توی جلسه است

جلسات توجیهی اون با واشنگتن سر ساعت کاری تموم میشه

حداقل سه دقیقه وقت داریم

خیلی خب زود باش

تروی بعد از اینکه فعال کردی دور شو

مجبور نیستی تو این قضیه گیر بیفتی

اونها ورود من به سیستم می بیند

ولی اشکالی نداره

من هرکاری برای سانوی میکنم

!آقا هر کاری می کنید تمومش کنید همین حالا

کل، چی شد؟

من خوبم

فقط یه الهام داشتم

چی؟

من و بابا زیر آب بودیم

اوه، خیلی تاریک بود

نمی تونستیم زمین ببینیم

ولی دم هواپیما رو دیدیم

و فکر کنم بدونم چرا

نقاشی

مال زیر آبه

برا ته اقیانوسه

- این چه معنی ایی میده؟ - استون چه غلطی میکنی؟

لازم نیست که دم هواپیما از بین ببریم

باید برگردونیمش

هی اُول چه مچ بند پای قشنگی

خبر جدیدی از پدر و مادرت در مورد حال کل نشد؟

نه، نه هنوز ، چه خبر؟

.ما باید یه نگاهی به لیست پرواز بندازیم

شماها چی میخواین حل کنید؟

فکر کنم یه مسافر قراره بمیره

.ولی فکر کنم بدونم چطوری جلوش بگیرم

بذار کمک کنم

فکر بدی نیست

چی در مورد زاغ ها میدونی؟

ام نوح کلاغ فرستاد قبل از اینکه قمری بفرسته

تا یه زمین خشک پیدا کنه ولی هیچوقت برنگشت

بابا منو فرستاد تا حسابی در مورد افسانه ها بگردم

خب هرچی می تونی در مورد کشتی نوح پیدا کنه

- .زاغ، قمری هرچی که هست - باشه

.بریم بفهمیم کی دیگه این الهامو داشته

چقدر روشن تر از این می تونه باشه؟

تمام این مدت درست جلوی چشممون بوده

این تاریکی برای انتهای اقیانوسه ونس

!ببین، ببین

الهام ها میخواد که دم هواپیما برگرده به اقیانوس

- ما اینکار نمیکنیم -حداقل ها رو بگو

اون سعی داشت که دم هواپیما نابود کنه

اونم با وسایل خودمون لازمه که دستگیر بشه

ما اینکار هم نمی کنیم

دم هواپیما یک وسیله با ارزش

که در اختیار دولته و و از کل جهان بالاخرء داریم نتیجه میگیریم از نتایج

اما تو میخوای که بندازیش بره؟

.نه دور نمیندازم، برگردونده شه .این به ما تعلق نداره

اون قابل تاییده و میخوام که از اینجا بره

من حلش میکنم تو برو ببین

.به دم هواپیما آسیبی نرسیده باشه

برو

- تو باید بهم گوش کنی ونس - بهت گوش کردم

آزمایشات متوقف کردم

سوختگی کل کوچکترین تغییری کرده؟

.هنوز نه، چون الهام کامل نکردیم

چرا الهام ها از ما میخوان دم هواپیما پیدا کنیم

ولی روش آزمایش نکنیم؟

.چون قرار نبوده هیچوقت پیدا بشه

.نقاشی کوبا ما را به سمت کوبا هدایت کرد

برای این بود که دم هواپیما رو برگردونیم

به جایی که ماهیگیر ها پیداش کرده بودن

الهام ها هنوز اینو میخوان

من روی زندگیم بخاطر تو ریسک کردم .تا اون دم هواپیما بگیرم

.میدونم و متاسفم من اشتباه کردم

چی باعث شده انقد مطمئن باشی که الان اشتباه نمیکنی؟

...من اخیراً

.سهم عادلانه ای از اشتباهاتم مرتکب شدم

...اما انقدر که سر این مطمئن هستم

سر هیچ چیزی دیگه ای برای مدتها نبودم ونس

زودباش تو باید باورم کنی

این در مورد این نیست که باورت کنم

این در مورد اونهاست که منو باور کنند

من پیشنهاد بدم که دم هواپیما با پرتاب به اقیانوس برگردونند

خودمم از اینجا پرت میشم بیرون

اونوقت دیگه نمی تونم به تو . یا هر مسافر دیگه ای کمک کنم

خب بهشون نمیگیم انجامش میدیم

ما قبلا اینکار کردیم، .می تونیم دوباره انجامش بدیم

!ونس

هرگز ازت نمیخوام چیزی به خطر بندازی

روی خودمم خطر نمیکنم

...بخاطر پسربچه ام، پسرم

.زندگیمم به خطر میندازم

.اینکار به روش من میکنیم یا اصلا نمی کنیم

بله آقا

من حقیقت رو میگم

استون ها هیچوقت همدیگر تنها نمیذارن

همه سقوط میکنند

وقتی که رعد و برق در آسمان باشه

وقتی زمین لرزه در مکان های مختلف رخ میده

به زودی پایان فرامیرسه

هرکسی که مجبورتون کرد به دنبال الهام ها بروید

.شما را مجبور به کاری کنند، انگیز پنهانی دارد

زیرا آنها کسانی اند که باعث آخر الزمان هستند

مخصوصا بن استون

این رفیق اومد به خونه ام تا بهم بگه

باید به صدای تو سرم گوش کنم

.نزدیک بود به سرش شلیک کنم

.باید میزدی کله اش می پوکوندی

.اونوقت دیگه این خرابکاری ها اتفاق نمی افتاد

چی باعث میشه که اینو بگی؟

اون طرف ما نیست

اون به ما خیانت کرده

بن استون برای اون یارو ان اس ای کار میکنه

.همون یارویی که اولین بار از ما بازجویی کرد

اونها 828 ها توی یه مکان مخفی قایم کرده بودن

و اونها یه تیکه از کشتی نوح پیدا کردن

این چطور ممکنه؟

اونها اف بی ای اند هرچیزی ممکنه

اونها سعی دارند اثبات کنند که 828 ها به کشتی نوح ربطی دارند

و اگه اینکار بکنند ما

رو میذارن درست کنار خرس های قطبی

بن همیشه خودش رو نوح امروزی تصور کرده

هرکاری که میکنه آخر الزمان نزدیکتر میکنه

درست مثل این دولت کوفتی

دقیقا اینم بخشی از پیشگویی هستش

شما را تحویل خواهند داد

و تا حد مرگ آزار و اذیت می دهند و نفرت انگیز می شوید در چشم همه

وقتی که از اینجا رفتیم بیرون، مسافرا باید

باهم باشند که بتونیم جلوی دولت بگیریم

که با متوقف کردن بن استون شروع میشه

پایه ای؟

دشمنه دشمنم دوست منه

33E.

امم هیچ کس تعیین نشده

33C.

نوپ، برای هیچکس نیست

32E.

چانگ فکر میکنی خودشه؟

نه، طبق یادداشت های بن چانگ به صندلی راهرو منتقل شده

این پیچیده تری از چیزیه که فکر میکردم

خیلی خب من یه چیزی پیدا کردم

کلی افسانه در مورد نوح هست

تو حماسه های گیلگمش هست (اولین ادبیات برجسته برجای مانده و دومین متن مذهبی قدیمی بعد از متون هرمی که مربوط به سلسله اور است.)

چی از چی؟

افسانه دینی بین النهرین باستان

بگذریم، کلی متون هست

. نوح رو به عنوان ناجی جهان توصیف میکنه

. آره داستانیه که من باهاش بزرگ شدم

دیگران اون را به عنوان ویرانگر می دونند

منظورت از ویرانگر چیه؟

اون یه کشتی ساخت و حیوانات نجات داد

آره و توی این نسخه

نوح بیزار شده از شر توی جهان

و پس از ناکامی اش توی متقاعد کردن آدمها به کار خوب

از خدا میخواد که سیل برپا کنه

.بنابراین نوح آدمها از سیل نجات نداد

باعثش شد؟

اون پیامبر آخر الزمان بود

تو داری مثل ادرین حرف میزنی

اون وسواس اینو گرفته بود که مسافرا

باعث بوجود آوردن آخر الزمان هستن

ادرین الان توی زندانه

.اون گفتش که دیگه الهام نمی بینه

21C. فهمیدم

داره دورغ میگه

ادرین توی صندلیش نبوده

باید برگردیم به واحد

واو تو حالا ساعات بیشتری نسبت

به قبل که اینجا کار می کردی اینجایی

من باید همین الان با ادرین صحبت کنم

مگه باهاش صحبت نکردی؟

نه اون بهم دورغ گفت و فکر کنم

می تونه تو این الهام کمک کنه

خب ای کاش می تونستم کمک کنم

زندگی یه آدم در خطره جرد

.نمی تونه کمکی کنم چون ادرین رفته

.ما همه ی مسافر ها رو آزاد کردیم

چرا؟

اون انگشت نگاری شد و همینطور عکسبرداری کارش تموم شده بود

نمی تونی یه رزمناور بفرستی تا دنبالش بره

نه، نه ، نه تو از نیرو استعفا دادی ، باشه؟

تو از پلیس بودن استعفا دادی که این به معنی اینکه

.دیگه لازم نیست من گند کاری هاتو انجام بدم

نمی تونی هردو طرف داشته باشی

دیگه نه

لطفا مامان بهش بگو، بابا! من‌باید اینجا بمونم

کل به تنها چیزی که من اهمیت میدم اینه که تو خوب بشی

که نیستی

بیا بریم رفیق

خیلی خب من به بیمارستان زنگ زدم

اطلاع دارند که شما دارید میرید

و اونها مستقیم کل به بخش سوختگی منتقل میکنند

آمبولانس بیرون منتظر شماست

!بدون‌ دم هواپیما نمی تونم برم

هی،هی

روی منم حساب کن رفیق

بهم اعتماد داری

آره

خیلی خب بیا

چیکار داری میکنی؟

من دستور توقف به همه آزمایشات دادم

تو هیچ حقی اینجا نداری

اوه ولی دارم مدیر زیلمر شما رو نادیده گرفت

بدون تو اینکار نمی تونستم بکنم

مرسی که هستی

البته

عجله نکن

هوم

.مدال من از اولین و آخرین شنام

مقام سوم

باورم نمیشه اینو نگه داشته

همه ی اینها رو میدونم چین به جز این

اس،بال؟

.حتی نمیدونم کی یا چی هست

من میدونم

.فکر کنم تو سرگرد کاترین فیتز میشناسی

اون حتی دکتر بال جور کرده

.با یه خرخون از آزمایشگاه مخفی ان اس ای

.سانوی بال یه مسافر از هواپیماست

سارا مادرت قبل از اینکه بمیره

از اون بازجویی کرد

. مادرم باید حتما کلی آدم بازجویی کرده باشه

چرا این باید تاثیر شخصی داشته باشه؟

فکر میکنی سانوی بال ربطی به

به مرگ مادرم داره؟

نمیدونم

ولی اگه داشته باشه،میرم که پیداش کنم

چطوره برات یه چایی داغ بیارم ها؟

اعصاب آروم میکنه

بنظرت اشتباه کردم؟ اینکه استعفا دادم ؟

نه، اینکار با خودت نکن

بدون کمک جرد

نمیدونم چطوری می تونیم ادرین پیدا کنیم

اون‌ بالاخره پیداش میشه

باورم نمیشه پا پیش نذاشته

اگه میدونسته که می تونه یه زندگی رو نجات بده

اگر با خودش فکر کرده باشه این زندگی مستحق نجات دادن نباشه چی؟

مثلا کی؟

مثلا برادرم، مثلا من

!میک

!ایگان

!ایگان

!ادرین یه جا همینجاست !باید پیداش کنیم

!زود باش، کمکم کن

!زود باش

♪♪

♪♪

!ادرین،هی !میدونم که اینو می بینی

هی، ادرین تو چی میدونی؟

کی قراره بمیره؟

این یه مقاومته

ما باید تو این ماموریت

و این مبارزه آینده متحد باشیم

باید مبارزه کنیم برای این بی عدالتی و بایستیم دفاع کنیم بر سر حقوقمون

-!آره -!همیشه

ولی مسافرانی هستند که طرف دیگری انتخاب کردن

که همدست دولت شده اند

که از پشت به ما خنجر بزند

!خیانتکاران

دقیقا درسته

.و هیشکی خطرناک تر از بن استون نیست

اون خودشیفته

رهبر منصوب شده 828 ها

ولی من به کسی نیاز ندارم . تا بهم بگه چطوری زندگی کنم

-آره -آره گفتی

.ادرین شانون استون ها خیلی بهتر می شناسه

ادرین از چشمهاش خون می اومد

و اون...اون دورغ گفت ولی نمیدونم در مورد چی

میک من احساسش کردم

توی الهامم؟

چی احساس کردی؟

اون پر شده از حس گناه و شرم

.انگار که میخواد یه کار خیلی بد بکنه

زیک چی میشه اگه در مورد مرگ مسافرا نباشه؟

اگه مربوط به کشته شدن مسافر باشه چی میشه؟

فکر میکنی ادرین قراره کسی رو بکشه؟

درست مثل کشتی نوح و قبل از او

.پرواز 828 قاصد پایان زمان است

.و بن استون پیامبر آخر الزمان هستش

اون خودش یه رهبر میدونه ولی درست مثل نوح

فقط قصد که خانواده خودش نجات بده

وقتی که بقیه ما داریم .توی سیل دست و پا میزنیم

فکر کردید که نوح دنیا رو نجات داد؟

در موردش مطمئنی؟

!دکتر گوپتا من دستور توقف میدم

اینکار نمیکنم

به نظر میرسه شما حل و فصل کردید . و دیگر تحت تاثیر هستید

چرا، چون جاه طلبی خودشو بالاتر

از رفاه حال یک پسر جوون قرار نداده؟

چون اون وظیفه خودش در قبال کشور فراموش کرده

دارید شوخی میکنید ؟

شما اصلا روح ندارید؟

یه نگاه بهش کن

می بینی داری چیکار میکنی با پسر من!؟

همه اینجا میخوان که پسر شما حالش خوب بشه

.ولی ما یه ماموریت داریم که تکمیلش کنیم

شاید اگه ادامه بدیم بتونیم یه راهی پیدا کنیم

تا به پسرتون کمکی بکنیم و همینطور به بقیه مسافرا

این مذخرفاتت برای یکی دیگه نگه دار

شما اصلا اهمیتی نمی دهید به درمان پسرم

همه اش به شما مربوطه و تحقیقاتتون

نه بیشتر

.وقتی هیچکس نوح رو باور نکرد عصبانی شد

.و وقتی که عصبانی می شوند انتقام جو می شوند

نوح از خدا خواست تا نابودی به بار بیاره

تا از شر ستمکاران رها بشه و تنها خودش

و خانواده اش نجات پیدا کنند

اینها اقدامات یک منجی نیست

.اینها اقدامات یک جلاد هست

اینها اقدامات بن استون هست

بدون ریختن خون هیچ بخششی از گناهان وجود ندارد

خانم استون بهتون التماس میکنم

از تصمیم خودتون تجدید نظر کنید

.تیم پزشکی ما اینجا از بهترینا هستند

و اونها این قابلیت دارند

چی دارند؟ که با کل مثل یک خوکچه هندی رفتار کنند؟

هیچوقت اصلا اجازه نمیدم

هی

چی داری بگی دکتر؟

کجا داری میری؟

اونها متوجه نیستند

باید نشونه شون بدم

چی نشونه شون بدی عزیزم؟

دوستت دارم مامان

به زودی می بینمت

کل؟ کل

کل!

!کل،وایسا،کل

!کل،نه !نه

!کل وایسا

کل وایسا

!کل

!کل

!کل !کل،نه

!خاموشش کن !کل، نه

!نه

!نه

!نه! نه

!نه

ترجمه و زیرنویس : mahSa

رسانه تلگرامی ٱنیکس مووی با افتخار تقدیم میکند. @OnyxMovie_DL

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.