All language subtitles for The.Rebel.Princess.E06.AsianMoviee.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم:شکوفه هلو

شاهدخت یاغی

قسمت ششم

ملکه و ولیعهد اینجان

علیاحضرت

وضعیت اعلیحضرت امپراتور چطوره؟

اعلیحضرت مسموم شدن

خوشبختانه اقدامات درمانی به موقع بود

دیگه خطر جدی زندگیشون رو تهدید نمیکنه

اما لازمه کاملا در آرامش استراحت کنن

رسیدگی به امور دربار حتی برای یه روزم نمیتونه به تاخیر بیفته

امروز همه مقامات عالی رتبه چه داخلی چه خارجی همه توی تالار سلطنتی حاضرن

با صدراعظم مشورت کردم

از الان به بعد

ولیعهد موقتا به عنوان پشتیبان و

صدراعظم به عنوان نایب السلطنه منصوب میشن

مقامات

نظرتون چیه؟

از دستورتون پیروی میکنیم

عالیجناب

عالیجناب

خواهش میکنم

خواهش میکنم به خانوادم کمک کنین

التماس میکنم

وان رو

معشوقه سلطنتی شیه مرتکب همچین جنایت فجیعی شده

حالا که شواهد واضحن

چطور ازم انتظار داری نجاتش بدم؟

نه ربطی به عمه جان نداره

عمه جون و اعلیحضرت احساسات عمیقی دارن

که برای همه واضحه

چطور ممکنه امپراتور رو مسموم کنه؟

اگه کار معشوقه سلطنتی شیه نبوده

پس کی همچین جنایتی کرده؟

خودم دیدمش

اگه ندیده بودمش

منم نمیتونستم باور کنم

این سالها

عمه ات ، بانو شیه ، تنها مورد علاقه پدرم بود

او زی تان رو ترجیح میداد

مادر و دایی جان خیلی وقته که ناراضین

حالا دارن یه کارایی میکنن

بهم گوش بده

فراموش نکن

که شیه وان رو یی

تو هم نام خانوادگیت شیه است

حالا که همه خاندان شیه ات زندانین

به جز تو

به اندازه کافی خوش اقبالیه

فکر میکنم

نباید گرفتاریای جدیدی درست کنی

در غیر اینصورت به خطر میفتی

عالیجناب

الان فقط شما میتونین کمکم کنین

اگه اتفاقی برای پدرم و عمه بیفته

منم نمیخوام زنده بمونم

تو

عالیجناب التماستون میکنم

نجاتشون بدین

میدونم

حالا که ما زن و شوهریم

با مادر صحبت میکنم تا مطمئن بشم در امانی

اما درمورد پدر زن و بانو شیه

فقط پدرم الان میتونه نجاتشون بده

اگه فقط پدرم بتونه بیدار بشه

هنوز امیدی برای همه چیز هست

فعلا

به دیدن پدرم میرم

میخوای روی زندگیت مثل اونا

خطر کنی؟

برادر

برات امتحانش میکنم

باید افکار جدی تری تو ذهنت داشته باشی

بله

ون زونگ شن

درباره اون مقامات پیری که خیلی به خاندان شیه نزدیکن

باید حواست بهشون باشه

بله فهمیدم

اما برادر

امروز وقت خوبیه

چرا کارا رو با یه تلاش مضاعف انجام نمیدین؟

چرا امپراتور رو زنده نگه داشتین؟

فقط برای امپراتوره

چه زنده بمونه

یا بمیره

تنها اینطوری

میتونیم اون اربابای خارجی رو تثبیت کنیم

در غیر اینصورت برادرایی که برای سلطنت باهاش جنگیده بودن

به اسم عزاداری

نیروهاشون رو به پایتخت میارن

چطوری میتونیم با چند هزار نفر محافظ سلطنتی جلوی اون همه سرباز و اسب رو بگیریم؟

اونایی که میتونن باهاشون رقابت کنن

فقط دویست هزار سرباز نینگ شو تحت فرمان شیائو چین

خاندان شیه چی میشن؟

و شاهزاده سوم

...برادر، تو

مادر

پدرت چطوره؟

اومدم اینجا که از پدر مراقبت کنم

اما پدرم

هیچ پاسخی نداره

پدرت بهت ظلم کرده

اگه بیدار بشه

و بفهمه چقدر فرزند خوبی هستی

از کارایی که درحقت کرده پشیمون میشه

مادر

زی تان و بانو شیه واقعا قاتل بودن؟

شرابی که بانو شیه پیشکش کرده بود دراصل مسموم شده

به هر حال

همش تقصیر منه

نباید عجله میکردم تا مهر رو به پدر برسونم

اما نمیتونم بفهمم

چرا همچین کاری کردن؟

پدر خیلی زیتان رو دوست داشت

واقعا که

طمع بی حد و مرزه

تمام امپراتوری و من بهت اعتماد داریم

مادر

ناامیدتون نمیکنم

داری تحت فشارم میذاری

اینطور نیست

دارم این کار رو برای ولیعهد و خاندان وانگ میکنم

خیلی خوب

اگه واقعا مجبورم کنی انجامش بدم

هیچ راه برگشتی برای من و ولیعهد نیست

اما یه چیزی هست

لازمه بهم قول بدی

بگو

برای رقابت تاج و تخت

هرکاری میخوای انجام بده

توکارت دخالتی نمیکنم

اما اگه بخوای به زی لونگ صدمه بزنی

پس به من صدمه زدی

اگه دفعه دیگه شبیه اتفاقی که امروز افتاد ، رخ بده

به جای روش های برادر ، به شیوه خودم عمل میکنم

نه تنها سرنوشت پسرت در گروی

خاندان وانگه

هر وانگی هم قراره تضمینش باشه

یه حکم سلطنتی صادر کن

که شیائو چی و آوو باهم ازدواج کنن

بعدش هیچ نگرانی برای خاندان وانگ نیست

چون تویی

نمیتونم کوتاه بیام، میتونم بگمش

پس وقتی کنارت نیستم چی؟

وقتی کنارم نیستی

کجا میری؟

نباید جایی بری

خیلی خوب

جایی نمیرم

امیدوارم سال بعد تو همین روز

...تو ومن

اگه از آرزوت حرف بزنی

برآورده نمیشه

بعد از ازدواجمون دیگه دختر خاندان وانگ نیستی

منم شاهزاده سوم نیستم

باهمدیگه احساس آزادی میکنیم

و بدون هیچ مسئولیتی به سفر میریم

خیلی زیباست

برای کل زندگیم

هیچوقت از برادرم زیتان جدا نمیشم

هیچوقت

برادر زیتان ، آوو

برادر زیتان

آوو

طبیب سلطنتی سمی که

توی نوشیدنی امپراتور بوده شناسایی کرده

به این سم میگن آکونتیوم

ایالت چن خیلی ازش تولید میکنن

دستور تفتیش عمارت شیه رو دادم

درواقع

شواهد محکمی وجود داشت

کل خاندان شیه الان دستگیر شدن

باهاشون مثل گناهکاران رفتار میشه

گزارش به ولیعهد

خاندان شیه همیشه از مقامات عالی رتبه در حکومتمون بودن

بااینکه در اقامتگاه بانو شیه

زهر رو پیدا کردیم

اگه فقط به این خاطر

کل خاندان شیه رو به زندان بندازیم

میترسم درست نباشه

پیشنهاد میدم

برای جلوگیری از هر مشکلی درآینده قبل از اینکه تصمیم بگیریم منتظر بمونیم

تا امپراتور بهوش بیان و حقیقت رو بفهمیم

مشاور ون

از این لحظه ولیعهد حکم پشتیبان حکومت رو داره و به دستور اعلیحضرت عمل میکنه

سعی دارین از دستور امپراتور سرپیچی کنین؟

علیاحضرت ملکه

درسته که ولیعهد پشتیبانن

اما اگه هر تصمیم نادرستی گرفته بشه

حتی اگه امپراتور شخصا دستور بدن

من ون زونگ شن

نظر امپراتور رو هم رد میکنم

ولیعهد تازه به عنوان پشتیبان شروع به کار کردن

و میخوای تحت کنترلت باشن؟

جرات ندارم

اما این قضیه از همه جوانب عجیبه و

و هیچ مدرک مستدلی براش نیست

فقط به خاطر یه تنگ شراب مسموم

بخوایم یه خاندان صدساله طبقه نجیب رو از بین ببریم

میترسم

که به این سادگی نباشه

اگه بانو شیه خودش بپذیره

که این کار توسط او و شیه ها انجام شده

بعدش میخواین چیکار کنین مشاور ون؟

بعدش خواهید دید

که اینجام تا از ملکه بخوام عدالت رو برای مردم اجرا کنن

خوبه

مرخصین

مرخصین

بدرود عالیجناب و بانوی بزرگ

خاندان شیه بی گناهن

بی گناهیم

بهمون ظلم شده ، بیگناهیم

وانگ ها پایان خوبی ندارن

به خاندان شیه ظلم شده

خاندان شیه بی گناهن

خواهش میکنم

به خاندان شیه ظلم شده

بذارین بریم

وانگ ها پایان خوبی ندارن

وانگ ها انسان نیستن

ولمون کنین

بذارین بریم

اگه من شیه یوان خوش اقبال باشم و از اینجا خلاص بشم

کل عمرم رو صرف این میکنم

که کاری کنم وانگ ها سزای کاری که باهامون کردن رو ببینن

قسم میخورم انتقاممون رو بگیرم

برخلاف انتظار تا امروز

آروم بودی و هیچ معرکه ای نگرفتی

معمولا

خوش ندارم نجیب زاده خطابت کنم

اما امروز

یه جورایی تحت تاثیر قرارم دادی

تو و من سالها باهم جنگیدیم

شنیدم که

اونایی که دارن میمیرن

قبل از اینکه بکشنشون

یه وعده غذا بهشون میدن

اومدی باهام خداحافظی کنی؟

نمیترسی نوشیدنیت رو مسموم کرده باشم؟

دیر یا زود میمیرم

وقتی دیدم اومدی اینجا

فهمیدم امپراتور نمیتونه خوب بشه

اینجا بودن یا نبودنم

تفاوتیم میکنه ؟

حقیقتا که عاشق امپراتوری

بیا میخوام به سلامتیت بنوشم

برای سرنوشت زنان طبقه نجیب

اینجا اومدی

نه فقط برای اینکه باهام بنوشی مگه نه؟

حرف اصلیت رو بزن

آوو التماسم کرده

نمیخوام ناراحتش کنم

اینجام که بهت بگم

یه راه فرار برای پسرت بذار

چه راهی؟

بن بستش چیه؟

من امپراتور رو مسموم کردم

هیچ ربطی به پسرم نداره

برای سالها تو شهر ممنوعه بودی

و هنوزم ساده لوحی

مگه مهمه که کی قاتل واقعیه؟

ازم چی میخوای؟

چیزی که میخوام

همیشه زندگیت بوده

زیتان میتونه زندگی کنه

اما تو

باید بمیری

در غیر اینصورت

کل خاندان شیه کشته میشن

اونی که الان میخوام

نامه اعترافته

که به همه درباریا توضیح بدم

میتونم برات بنویسمش

اما باید بهم قول بدی

اگه قولت رو زیرپا بذاری

به پسرم و خاندانم صدمه بزنی

یه روح خبیث میشم و دست از سرت برنمیدارم

اعلیحضرت

باهاتون میام

تو دنیای بعد از مرگ یه زوج معمولی میشیم

بانوی من

بانو شیه خودش رو با دار زدن کشت

بالاخره میتونم راحت بخوابم

بانو شیه یه نامه اعتراف از خودش به جا گذاشته

وخودکشی کرد تا از مجازات فرار کنه

شواهد و مدارکی وجود دارن که ثابت کنن خاندان شیه این کار رو کردن

مسموم کردن امپراتور

به قصد تصاحب تاج و تخت انجام شده

برای این نوع جرایم

فکر میکنین باید چه مجازاتی درنظر بگیریم؟

تصور نمیکردم

که خاندان شیه انقدر جاه طلب باشن

اون فقط یه مرزبان بود

صدراعظم

فکر میکنم طبق قانون

کل خاندان شیه به علاوه ۹ خاندان فرعی شیه باید کشته بشن

مشاور

بله عالیجناب چه خبر شده؟

بانو شیه نامه اعتراف نوشتن

و در زندان خودکشی کردن

دستور کشتن همه خاندان شیه

و همینطور شاهزاده سوم داده شده

یه شایعه تو قصر پخش شده

که ملکه میخوان فرمانی صادر کنن

ایشون میخوان وانگ شوان با ارباب یو ژانگ ازدواج کنن

چه حرکت خوبی

وانگ لین از دختر خودش برای معاوضه

با ارتش دویست هزار نفری نینگ شو استفاده کرده

چه معامله خوبی

بله

به اون روز فکر کن

زی لونگ به شیه وان رو تجاوز کرد

اون وانگ لین پیر کاملا آروم بود

ازقبل یه نقشه داشته

حرکاتش

سریع عوض شدن

عالیجناب

وانگ لین مدتهاست افکار خبیثی داره

اما اربابان خارجی خیلی قوین

وانگ لین جرات هیچ کاری نداشته

این دفعه که امپراتور مسموم شدن

اگه بقیه اربابا بفهمن

ممکنه ارتششون رو به سمت پایتخت بیارن

اگه وانگ لین بخواد دربرابرشون دفاعی بکنه

باید به ارتش نینگ شوی ارباب یو ژانگ اعتماد کنه

برای همین خاندان شیه رو از بین برد

و به ارباب یوژانگ نزدیکتر شد

واقعا که با یه تیر دونشون زدن بوده

میتونم ارباب یو ژانگ رو مجبور کنم با شیه وان رو ازدواج کنه

همینطور میتونم کاری کنم با وانگ شوانم ازدواج نکنه

شاهدخت

شاهزاده سوم...ایشون

دیگه صبر نکن

او برنمیگرده

اتفاق بزرگی توی قصر افتاده

پدرت امروز برنمیگرده

نه

منتظرش میمونم تا برگرده

لازمه بدونم که چرا

زیتان دستگیر شده

زیتان پسر دایی جان امپراتوربود

چرا باید پدرش رو مسموم کنه؟

مادر

شما شاهدخت ارشدی

همه بهت گوش میدن

میتونی بری قصر و نجاتشون بدی؟

زیتان رو اشتباهی گرفتن

باید اشتباهی گرفته باشنش

مادر

مادر، خواهش میکنم ، مادر

آوو

حتی نمیتونم برادرم رو نجات بدم

بهم میگی که کس دیگه ای رو نجات بدم؟

خواهر کوچولو

مادرت الان تو وضعیت نامناسبیه

بهتره الان برگردی

آوو

اون اینجاست برادر برگشته

برادر چطور پیش رفت؟

نتونستم پدر رو پیدا کنم

ملکه گفتن که

اگه میخوای زیتان رو نجات بدی

باید با ارباب یو ژانگ ازدواج کنی

آوو

آوو

آوو

شاهدخت

شاهدخت مراقب باشین! آوو

شاهدخت مراقب باشین

شاهدخت

اعلیحضرت هنوز بیدار نشدن

و ملکه دستور دادن احدی حق ورود نداره

دایی جان

اوضاع چطوره؟

دایی جان

بیدارشین

دایی جان

دایی جان

زیتان رو اشتباهی گرفتن

دایی جان

خواهش میکنم بیدار شین

خواهش میکنم بیدار شین و نجاتش بدین

دایی جان

زیتان رو اشتباهی گرفتن

خواهش میکنم نجاتش بدین

فقط خودت

میتونی تو این لحظه زیتان رو نجات بدی

سو آر احتمالا بهت گفته که

برای نجات زیتان

لازمه با ارباب یوژانگ ازدواج کنی

آوو

میدونم خیلی برات سخته که این کار رو بکنی

عمه دوستت داره

اما من ملکه ام

نمیتونم برات احساس تاسف کنم

این تاج رو از شونزده سالگی پوشیدم

بعد از اون مسئولیتی رو به عهده گرفتم

قبل ازدواجم از اتفاقاتی که بعدا قراره بیفته به اندازه تو بی اطلاع نبودم

منم تو خونه مثل یه مروارید مورد توجه بودم

و فکر میکردم همه چیز تو زندگیم خوب پیش میره

بااین حال

از وقتی که این ردای ققنوس رو پوشیدم

تازه فهمیدم که

همه اون چیز های شگفت انگیز

فقط یه مشت توهم بودن

به علاوه عمه کوچیکت

با ارباب چینگ یانگ که بیست سال ازش بزرگتر بود ازدواج کرد

که اونم فقط برای

کنترل نیروهای نظامی بود

آوو

به اندازه کافی برای

ازدواج بزرگ شدی

خانواده ات نمیتونن

برای همیشه ازت محافظت کنن

باید یواش یواش درک کنی که

کلی چیز های خلاف میلت هست که باید انجام بدی

هرکسی توی زندگیش

باید سرنوشتش رو بپذیره

راه دیگه ای نیست عمه جون؟

ارباب چینگ یانگ پیره

خاندان وانگ نیاز به قدرت بیشتری دارن

اگه قبول نکنی

...فردا زیتان

بهتون قول میدم

بهتون قول میدم

فرمان سلطنتی

شاهدخت شانگ یانگ

برازنده و زیبا و مناسب ازدواجن

ارباب یو ژانگ شیائو چی

شجاع و در جنگ ماهرن

بدین وسیله با ازدواج ارباب یوژانگ و شاهدخت شانگ یانگ موافقت

و در سراسر امپراتوری اعلام میشود

این مراسم واقعی سنجاق سرمه

رویای کودکانه یه دختر

با واقعیت بی رحم شکسته شد

من از خون نسل

مقامات قدرتمند

خاندان وانگم

قیدهایی که هیچوقت نمیتونم پاره اشون کنم

حق با خواهر وان رو بود

عمه نمیتونست فرار کنه

پس انجامش داد

و منم همینطور

آوو یی که خوشحال بود و

دنیارو نمیشناخت

در این لحظه مرد

ملکه حق دارن

فقط من میتونم زیتان رو

نجات بدم

شاهدخت برگشتن

به عنوان شاهدخت ارشد

باید بدونی که موضوع یه امر حکومتیه

نه یه موضوع خانوادگی

چه امر حکومتی؟

چه شاهدختی؟

همه چیزی که میدونم اینکه یه مادرم

به عنوان یه مادر

بچم رو بیشتر از

منافع شخصیم دوست دارم

مگه

تو پدر آوو نیستی؟

ناراحت نیستی؟

ازدواج آوو

فقط یه ازدواج که به من و تو مربوط بشه نیست

یه ازدواج بین خاندان وانگ

و حتی یه ازدواج بین طبقه نجیب با یه ژنرال قدرتمنده

بذاری دخترمون ازدواج کنه تا ارتش رو بدست بیاری

همه کاری که میکنی؟

وقتی برادرم درگیر بیماری شد

با من و

دخترت جوری رفتار میکنی

انگار لازم نیست از دخترم و من محافظت کنی؟

فکر میکنی طبقه نجیب

هنوز به قدرتمندیه گذشته است؟

و دنیا

به آرامیه که قبلا بود؟

تو تو قصر متولد شدی و با صدراعظم ازدواج کردی

برای همین زندگیت پراز زرق و برقه

این روزا دربار سلطنتی گرفتار بیماری بدی شده

و قدرت نظامی از کنترل امپراتور دراومده

همه خاندان های برجسته قبل

الان دارن شکوهشون رو از دست میدن

باید به چشم ببینی

که خاندان شیه چطور تو این دنیا سرنگون شدن

روی قدرت تسلط داشتن

به خاندانهای سلطنتی مسلط بودن

فکر میکنی این فقط

سهم آوو برای برجستگی خاندان سلطنتیه؟

دوتا خواهرام تو زندگیاشون بهترین بودن

اما یکیشون با امپراتور که عاشقش نبود ازدواج کرد

و اون یکی هم با ارباب چینگ یانگی که

درحال مرگ بود و قدرت نظامی داشت از دواج کرد

به این ترتیب

خاندانمون تونست به شهرت و اقتدار واقعی برسه

با درهم شکستن پرخاشگری دشمن

برای نجات خاندانهای سلطنتی از پوسیدگی

در غیر این صورت

چطور میتونستی

تو زرق و برق غرق بشی؟

ارباب چینگ یانگ الان مرده

و فرزندانش مدتهاست اعتبار خدای جنگ رو از دست دادن

اگه خاندان وانگ با یه ژنرال قدرتمند با ازدواج متحد نشه

فکر میکنی افتخار

شاهدخت ارشد و دختر خاندان وانگ بودن

چقدر دووم میاره؟

صدراعظم

به نظر میاد یکی رو برای این

این افتخار گم کردی

قبلا

به خاطر ازدواج باهام

شاهدخت پیر جین مین تحقیر میشدی

و برای سالها وانمود میکردی که عاشقمی

حالا

میخوای دخترت رو به ازدواج

یه مرد فرومایه رعیت دربیاری

یه مرد فرومایه رعیت؟

میتونی مردای توانمندی

که توی این شهر میتونن توی میدون نبرد بجنگن رو بشمری؟

تو دنیای امروز

اگه هیچ جنگجوی فرومایه ای

مثل شیائوچی که دشمنای داخلی و خارجی رو ازپا درآورد نبود

چه هرج و مرجی بود

شیائوچی پشت هم ترفیع گرفت

تا اینکه ارباب شد

درواقع شبکه قدرت نظامی خاندان سلطنتیه

چه برسه الان که با دختر خاندان وانگ ازدواج کنه

امپراتور اجازه میدن

حتی اگه از شاهدخت ها باشه

پدر

تحکیم وضعیت خاندان با ازدواج یه زن

کار یه مرد نیست

اگه پدر موافقه

دوست دارم به ارتش ملحق بشم

سو آر

عالیه

تواناییش رو داری

تواناییش رو داری

تنها کاری که باید بکنی اینکه یه نوه بهم بدی

به عنوان فرزند خاندان وانگ

میتونی بری و ازمرز دفاع کنی

و اونجور که میخوای توی پیروزی پیش قدم بشی

میتونم قولی هرچی بخوای بهت بدم

به خودت بستگی داره که زندگی کنی یا بمیری

میتونی فردا یه نوه

بهم بدی؟

میتونی؟

الان برات خیلی دیره که

یه مسئولیت رو بگیری

اگه همچین جاه طلبی داشتی

ممکن بود بذارم خواهرت

برای اتحاد بایه ژنرال قدرتمند باهاش ازدواج کنه؟

برو گمشو

هیچکس نمیتونه با دخترم به زور ازدواج کنه

مگه از روی جنازه ام رد بشه

پدر

مادر

فرمان سلطنتی داده شده

مایلم با ارباب یوژانگ ازدواج کنم

آوو

آوو

درباره چی حرف میزنی؟

ارباب یوژانگ خیلی وقته دخترت رو تحسین میکنه

و قبلا نجاتم داده

ازدواج بایه قهرمان آرزوی دخترته

خواهش میکنم برای براورده شدنش کمکم کن

از وقتی از قصر بیرون اومدی یه کلمه هم باهام حرف نزدی

و فقط فرمان سلطنتی ازدواج رو از ملکه تحویل گرفتی

همش فکر میکنم یه چیزی پشت این قضیه عجیبه

واقعا نمیدونم بهت تبریک بگم یا باهات همدردی کنم

چرا اینطوری فکر میکنی؟

این شاهدخت شانگ یانگ

سرکش ترین دختریه که هواین تاحالا دیده

اما در ظاهر و خلق و خو واقعا عالیه

اگه واقعا بتونی باهمچین زن زیبایی ازدواج کنی

حتما بهت تبریک میگم

اما درباره همدردی

تو به وضوح نجاتش دادی

صدراعظم این رو عمومی کرد که

دخترش رو تو آغوشت گرفتی

امپراتورم که الان مسموم شده

صدراعظم وانگ مجبوره

دخترش رو به ازدواجت دربیاره

این یه جور دادوستد قدرته

اینطورنیست

چطوری با این

تجارت با زور برخورد میکردی؟

اگه من ارباب بودم

فقط کاری که باید رو میکردم

بااین حال

نباید فقط با صدراعظم وانگ همراهی کنی

میخوای چیکار کنی؟

بخوابم

خوا...خواب؟

سرورم از اونجایی که سنگدلین

من وانگ لین رو برای ناصالح بودنم سرزنش نکنین

بودای بزرگ خواهش میکنم بهم بگو

جین رو دیگه چیکار میتونه بکنه؟

کم پیش میاد شاهدخت ارشد به تالار ژائویانگم بیان

خوش اومدین

کاری هست که بتونم برات انجام بدم؟

الان رفتم برادرم رو دیدم

نمیدونم طبیب سلطنتی

گفته کی بیدار میشه یانه؟

خدمتکار

برای شاهدخت ارشد چای بیارین

بفرمایین

صحبت ازش

منم ناراحت میکنه

طبیب سلطنتی گفته که

امپراتور خیلی خوش اقبال بودن که زنده ان

در مورد اینکه چقدر طول میکشه تا بیدار بشن

یا اینکه اصلا بتونن بیدار بشن

وابسته به خواست آسمونهاست

ملکه

میشه به ندیمه ها بگین برن؟

چون حرفی دارم که باید

در خلوت بهتون بگم

همتون میتونین برین

شاهدخت ارشد فقط برین سر اصل مطلب

آوو هرگز نمیتونه با ارباب یوژانگ ازدواج کنه

چه ارباب یوژانگ و وانگ لین متحد بشن چه نشن

به محض اینکه مراسم عروسی تموم بشه

شیائوچی تو ارتش بازداشت میشه

حتی اگه وانگ لین شورشم بکنه

ارتش دویست هزار نفری نینگ شو

فکر میکنن شیائوچی فرمانبردار وانگ لینه

و کاری نمیکنن

و با نیروی وانگ لین

همه اربابان خاندان ما

ممکنه حریفش نشن

تاوقتی که شیائوچی حرکتی نکنه

حق با ارباب هوانه

ازدواج بین آوو و شیائو چی هرگز نباید اتفاق بیفته

وگرنه

خاندان وانگ

ارتش دویست هزار نفری نینگ شوی ارباب یوژانگ رو خواهند داشت

خاندان ما تو خطره

عالیه ارباب هوان

برای این موضوع

عالیجناب شاهزاده نباید شخصا خاضر بشن

میدونم

یکی باید پیدا بشه

که این موضوع رو درست کنه

شاهدخت ارشد خواهر امپراتورین

و از بچگی توی قصر بزرگ شدین

تاحالا دیدین فرمان سلطنتی صادر و

بلافاصله لغو بشه؟

یه ماه پیش

برادرم یه بار ازم پرسید که

جین رو

بااینکه سالهاست با صدراعظم ازدواج کردی

چقدر درباره اش میدونی؟

حالا میخوام از ملکه

درباره برادرتون بپرسم

چقدر میشناسینش؟

برادرم همیشه ولیعهد و خاندان وانگ رو دراولویت میذاره

و صاحبخونه مسئولیت پذیریه

واقعا؟

چرا ملکه نگفتن که صدراعظم

آدم جاه طلبیه؟

کدوم آدمی جاه طلب نیست!

اما اگه این جاه طلبی

روی سر امپراتور بلند بشه

تغییر حکومت رو ترجیح میده

ملکه

شما دختر خاندان وانگین

و همینطور عروس خاندان ما

مادر ولیعهدین

اگر در آینده

صدراعظم ازتون بخواد قدرت ولیعهد رو

به خاندان وانگ بدین

براتون اهمیتی نداره؟

شاهدخت ارشد مراقب حرف زدنت باش

برای ازدواج آوو

ترجیح میدی برچسب غصب سلطنت

به شوهرت بزنی؟

خطری که برای برادرم رخ داد

واقعا باعثش خاندان شیه بودن؟

صحبت مخفی

بین همسرم و وانگ شو رو شنیدم

او عنوان عموی مادری شاهزاده رو نمیخواد

اما قدرت خاندان ما

داری مزخرف میگی

ولیعهد خواهرزاده اشه

آوو هم دخترشه

برای گرفتن تمام قدرت نظامی

حتی تونست آوو رو فداکنه

یه مقایسه کنین

چرا

ولیعهد نباشه؟

شاهدخت ارشد خواهش میکنم برین

ترجیح میدم فکر کنم اصلا نیومدین

آسیامووی باافتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم:شکوفه هلو

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.