All language subtitles for Lawless.Lawyer.E11

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

(+هشدار: گروه سني 15)

*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Nasrin":مترجم

جلسه ي دوم دادگاه پرونده ي قتل چه ده وونگ رو شروع ميکنيم

عاليجناب، ميخوام يه شاهد رو به جايگاه احضار کنيد

شاهدتون کيه خانوم وکيل؟

...درخواست ميکنم آن اوه جو شهردار گيسانگ

رو به عنوان شاهد به جايگاه احضار کنيد

قاضي چا مون سوک

...من شهردار گيسانگ، آن اوه جو

حقيقت رو بهتون ميگم

...اين بونگ سانگ پيل که اونجا نشسته

قاتل نيست

تو...باهام چيکار داري؟

ميخواي بيگناهي وکيل بونگ رو ثابت کني؟

اي خدا، تو و بونگ سانگ پيل لنگه ي همين

خيلي کم صبري

ميدونم که تو واسش پاپوش دوختي

چيه نکنه ميخواي بري دادگاه اعتراف کني؟

...خب، در مورد اون قضيه

من هيچي نميگم

...از کجا معلوم؟ شايد با خودت ميکروفون

يا ضبط صوت آورده باشي اينجا

همونجوري که تو فيلما هميشه ميبينيم

بيا

حالا تو بهم بگو چرا يه همچين درخواستي دادي

خب، مگه بخاطر اينکه بنظرت پيشنهاد جالبي بود پا نشدي اومدي اينجا؟

اگه اين پرونده بيشتر از اين کش پيدا کنه

بونگ سانگ پيل ميفته تو يه خطر بزرگتر

خدا ميدونه تو زندان ممکنه چه بلايي سرش بياد

چي ميخواي؟

چي ميخوام؟

هي، گان دونگ - بله -

برو دو تا ليوان چاي واسمون بيار - چشم قربان -

وقتي دادگاه تموم شه

خودت ميفهمي چي ميخوام

کنجکاوي بدوني که من اين وسط چي گيرم مياد؟

گيج شدي؟

رک بگم، اينکه اون بچه ننه بونگ سانگ پيل

بميره يا نميره اصلا واسم مهم نيست

تصميمتو بگير

خانوم وکيل

با درخواستتون موافقت ميکنم

جناب شاهد لطفا به جايگاه بريد

..:.:: قسمت يازدهم ::.:...

دليلي داره که ادعا ميکنين بونگ سانگ پيل گناهکار نيست؟

بله، البته

لطفا برامون توضيح بدين

امروز دلم ميخواد به همه ي مردم گيسانگ

...که امروز اينجان، حقيقت رو در مورد

اين پرونده بگم

...کسي که

...متوفي رو کشته

باديگارد منه

باديگاردتون؟

انگيزه ـَش چي بوده؟

...اون شاهد ِهمه ي کارايي که بونگ سانگ پيل

واسه تهديد و اذيت و آزار من کرد بود

...وفاداري غلطش به من

باعث شد اين فاجعه اتفاق بيفته

يعني شما راضيش کردين که اعتراف کنه؟

بله

راضيش کردم بره خودشو تحويل بده

جناب دادستان، حتما به خاطر اين موضوع خيلي زود باهاتون تماس ميگيرن

( بازجو گونگ جانگ سو )

اين آدم خودشو تحويل داده و مدعي شده) (چه ده وونگ رو کشته

خيله خب

...دوست دارم بدونم

چرا شما خودتون شخصا اومدين شهادت بدين در حاليکه لو دادنش به پليس کافي بود

سوال خيلي خوبيه خانوم وکيل

...اول از همه

...از صميم قلب از وکيل بونگ سانگ پيل که مجبور شدن

بخاطر من اينجا باشن معذرت ميخوام

...باديگاردمم بايد

بخاطر کاري که از سر وفاداري نابه جاش کرده مسئوليت قبول کنه

به عنوان رئيسش

...اومدم اينجا که کمک کنم

تا تو مجازاتش تخفيف بگيره

...خب

تقاضا ميکنم ببخشينش

دادستاني و وکيل متهم، لطفا بيايد جلو

خب شاهد، شهردار آن همين الان گفتن

تماسي در اين مورد باهاتون گرفته نشده؟

يه پيامک واسم فرستادن، انگار بايد بيشتر در موردش تحقيق کنيم

يه نفر الان خودشو تحويل پليس داده پس ادامه ي اين دادگاه ديگه بي معنيه

متوجه شدم، برگردين سر جاتون

...شهردار آن اوه جو

اين همه راهو اومدن اينجا تا شخصا شهادت بدن

لطفا با دقت صحت ادعاي ايشون رو بررسي کنين

دادگاه رو همينجا خاتمه ميديم

بين کروکوديل و پرنده ـَش شکاف افتاده

چرا منصب شهرداري رو به خطر انداختين و اومدين شهادت دادين قربان؟

شما پيشنهاد اون کار رو به باديگاردتون دادين؟

جوابي نميدم

چرا شخصا اومدين دادگاه؟

شما هيچ ربطي به اين پرونده ندارين قربان؟

...خب

بذارين براي جلوگيري از هر سوءتفاهمي يه چيزيو بهتون بگم

...من اينجا نيومدم که از قاضي بخوام

يکي دو سال تو حکمش تخفيف بده

باديگارد من جرم خيلي بزرگي انجام داده

و حقشه به خاطر کاري که کرده مجازات شه

ولي ميدونين

اون، اون کارو از سر وفاداريش به من کرده

فکر کردم به عنوان رئيسش

...بايد به جاش معذرت خواهي کنم

و درخواست بخشش کنم. واسه همين امروز اومدم اينجا

جناب شهردار - لطفا بيشتر توضيح بدين -

قربان - يه سوال ديگه فقط قربان -

قاتل ِچه ده وونگ امروز خودش رو به پليس تحويل داده

...ضمنا، آقاي بونگ سانگ پيل که

متهم به قتل شده بودن، تبرئه ميشن

از همه ي اتهامات تبرئه ميشن

...مايلم از طرف

کل تيم دادستاني از وکيل بونگ سانگ پيل عذرخواهي کنم

...قربان، تکليف - ...لطفا در مورد -

ها جه يي

جه يي

...ببينم، تو بخاطر من

با آن اوه جو معامله کردي؟

نميتونستم بذارم يه روز ديگه ـَم اون تو بموني

آن اوه جوئم ميخواست يه چيزي از اين دادگاه نصيبش بشه

جفتمون از اين قضيه سود برديم

بنظرتون اين کار خيلي خطرناک نبود قربان؟

خطرناک؟

هي، گان دونگ - بله قربان -

ميدوني

من هر روز دارم رو لبه ي تيغ راه ميرم

رو لبه ي يه تيغ خيلي تيز

...بايد يه همچين خطرايي رو به جون بخريم

تا در عوض يه چيز بزرگ نصيبمون شه

متوجه ميشي چي ميگم؟

بله قربان

...زنگ بزن تيم روابط عمومي

بگو يه داستان قشنگ ازش دربيارن

...ولي من نگرانم که قاضي چا

چطور به اين قضيه واکنش نشون ميده

...چا مون سوک و من

همين الانشم با هم تو جنگيم

فقط صداي شليک گلوله رو نميشنوي

قاضي چا

يه مشکل بزرگ داريم

لطفا يه نگاهي به اين بندازين

("گيسانگ شهردار آن اوه جو را دارد")

چطور جرات ميکنن اونو با شما مقايسه کنن

از روزنامه ها گرفته تا اينترنت

همه الان مشغول پاچه خواري آن اوه جوئن

("دولتمرد بانفوذ گيسانگ، آن اوه جو")

دولتمرد بانفوذ گيسانگ؟ چهره ي جديد؟ آره جون خودشون

شمايين که به گيسانگ حکومت ميکنين

حالا چون اون يه بار سرزده رفته دادگاه ستاره شده؟

اي خدا

اين نشون ميده که مردم چقدر احمق و خرن

آن اوه جو بازيشون داده

عجب احمقايي

فايده نداره

رئيس - دوباره امتحان کن -

رئيس - رئيس -

رئيس - اومدي -

حالتون چطوره؟

خوب - عاليه -

دلم براتون تنگ شده بود

خيلي خوب طاقت آوردي

نيگا زندان چه بلايي سر صورت خوشگلش آورده

ولي هنوزم خوشگله

بچه ها کارتون عالي بود، ممنون

همه ي کارا رو وکيل ها کرد

تشويــــــــق

بفرمايين - بفرمايين -

اين خيلي زياد نيست؟

نه - معلومه که نه -

به خورشت ماهي، توفو اضافه کرديم

من ميميرم واسه اين غذا - بخوريم -

بيا، بخور - ممنون -

دور هم بودن چه حالي ميده - آره -

بونگ سانگ پيلُ تبرئه کن

جه يي، نشونم بده به عنوان يه وکيل چند مرده حلاجي

اين دادگاهو ببر

بنظرت چرا چا مون سوک اون حرفو زد؟

اينکه بهت گفته دادگاهمو ببري؟

فکر کنم اوني که دستور داده بود من و ...آن اوه جو رو بکشن

چا مون سوک بود

چي؟

ميدونستم ميونه ـشون شکرآبه

ولي نه ديگه تا اين حد

دشمنامون حالا برعليه هم شدن

بنظرت اين قضيه به نفع ماست؟

بستگي به اين داره که قاضي چا ميخواسته اين اتفاق بيفته يا نه

منم همين فکرو ميکنم

حس ميکنم اين همه وقت دقيقا داشتيم تو همون جهتي که چا مون سوک ميخواسته پيش ميرفتيم

بايد برم ببينمش

جه يي

تنها ميرم

بايد جوابمو ازش بگيرم

حالا که دادگاهو بردي

اومدي بپرسي چرا بهت گفتم دادگاهو ببر

ولي حق شنيدنشو نداري

چرا؟

تو بخاطر شهادت شهردار آن دادگاهو بردي

نه با تلاشاي خودت

پس يه چيز ديگه ازتون ميپرسم

رفع محروميتم از کار شروع نقشه ـتون بود؟

شروع؟

...راستش دلم ميخواست ازت

يه مامور قضايي بسازم و جا پاي ِ من بذاري

فکر نکنم اين حرفو باور کني ولي

...دلم ميخواست چيزي رو بهت بدم

که مادرت نتونست بهت بده

اگه منظورت از "شروع" اينه، آره، اين شروعش بود

هرچند، بونگ سانگ پيل نقشه ـمو خراب کرد

به لطف وکيل بونگ، من حقيقتو فهميدم

اون کمکم کرد تا چهره ي واقعيتونو که پشت اون ماسک زشت قايم کردينو ببينم

بنظرم ديگه لزومي نداره همديگه رو ببينيم

...جه يي، احيانا اگه يه وقت

مادرت زنده باشه چي؟

حاضري برگردي همون جه يي ِسابق شي؟

يا اينم به خاطر بونگ سانگ پيل نميشه؟

از مادرم و بونگ سانگ پيل

واسه وسوسه کردن من استفاده نکنين

...اگه اينکارو بکنين، مجبور ميشم

همه ي کارايي خوبي که در حقم کردينو فراموش کنم

داداش - ها، کانگ سو -

داشتين به چي فکر ميکردين؟

نکنه...نگران وکيل هايين؟

اون واسه کمک به من با آن اوه جو يه معامله اي کرده

دارم مجبورش ميکنم زيادي به خودش سختي بده

داداش - ...نميدونم -

واقعا بايد زندگي رو انقدر واسش سخت کنم

رئيس پارک، ميدوني که من خيلي بانفوذم

خيله خب، پس بعدا مي بينمت

اومدي؟ بونگ سانگ پيل

... اومدي ازم تشکر کني که تو دادگاه

نجاتت دادم؟

فکر کردي واسه اين اومدم؟ - بيا بشين -

چيه؟

...اومدن به دم و دستگاه من

تو رو ميترسونه؟

اينجوري که شنيده ـَم

تو و چا من سوک ميونه ـتون شکرآب شده

بونگ سانگ پيل

از اين به بعد کارت دوبرابر سخت ميشه

خب نقشه ـَت چيه؟

وقتي حرکتمو انجام بدم خبردار ميشي

بشين و تماشا کن چي به سر قاضي چا مياد

...از اين به بعد مرتب اخبار رو دنبال کن چون

بعد از چا مون سوک ميام سر وقت ِتو

...ميخواي بگي که من از قاضي چا

شکار دونه درشتتري ـَم؟

چيه؟

خوشت اومد؟

...سانگ پيل، چرا اين همه راهو بري

وقتي ميتوني همين الان منو بکشي؟

همينجا، منو بکش

چرا ميخواي کار رو از اون چيزي که هست سختتر کني؟

دلم که ميخواد اين کارو بکنم

ولي من با قانون انتقام ميگيرم

آره، اين خيلي خوبه

منم قانونو دوست دارم سانگ پيل

ولي

انگار تو هنوزم سر عقل نيومدي

...تو گيسانگ، يه قانوني فراتر از

اون قانوني که تو بهش اعتقاد داري وجود داره

قانون ِگيسانگ

...روزي که تو دادگاه گيسانگ حاضر بشي

روزيه که قانون ِگيسانگ در هم ميشکنه

از اين به بعد ديگه به ها جه يي نزديک نشو

اگه سمتش بري، اونوقت ديگه قانونم فراموش ميکنم

خانوم

فکر کردم قاضي چا امروز به ماساژ احتياجي ... ندارن

چي شده صدام کردين؟

قاضي چا اينروزا خيلي تحت فشار و استرس بودن

خوب ماساژشون بده

چشم خانوم

قاضي چا، نميدونستم اينجايين

ديگه ميتوني بري خانوم نام - چشم خانوم -

واسه ماساژ آماده ميشم

صبر کن

برو گوشيمو از تو اتاقم وردار بيار

چشم، الان ميارم

بله قربان؟

اينجوري عالي ميشه

بياين بعضي وقتا با هم تمرين کنيم

...قضيه اينه که

بايد واسم يه کاري بکني

گان دونگ تابلو شده، زود لو ميره

...تو هم هنوز

تحت تعقيبي

اگه دلت نميخواد گير بيفتي

بايد بيشتر مواظب باشي

چشم قربان

...حواست به قاضي

چا مون سوک باشه

چشم قربان

رئيس، رئيس

هي

هي

عوضي، بيا اينجا بينــَم، هي

چطور جرات کردي - آروم باش -

هر قبرستوني رو رفتم دنبالت گشتم حيفِ نون

زخميه

رئيس

اي احمق، چه بلايي سرت آوردن؟

داروي بيهوشي، اون داروي بيهوشي رو تو اينجا قايم کرده بودي، نه؟

واقعا کار تو بود؟

نه

...وقتي خواب بودم

کي بود اون يارو؟

...آها، منشي سابق ِآن اوه جو

منشي سابقش؟ - آره -

همون پسره ي لندهور که تو دادگاه روش ردياب کار گذاشتيم؟

آره، همون

اون عوضي اومد اينجا يه جعبه ـَم دستش بود

...بهش گفتم گورشو گم کنه بره بيرون ولي

اون تو رو برده بود؟ - آره -

واسه همين اين ريختي شدي؟

آره

منو ببخشين وکيل بونگ

...بخاطر من

نه، اشکالي نداره

تقصير تو نبوده، برو به خودت برس

وقتي يکي از زيردستام يه کار اشتباهي ميکنه

بايد درکش کنم و سعي کنم کمکش کنم

چيکار ميتونم بکنم؟

يه مهمون مهم داريم

فعلا

خداي من، چي شده اين ورا تشريف آوردين؟

بايد بهم زنگ ميزدين خودم خدمت ميرسيدم

اين هديه ي قاضي چا واسه توئه

خداي من، خيلي ممنونم

خب، ميخوام دليل اصلي اينکه اومدي دادگاهو بدونم

اون چيزي که به خبرنگارا گفتي رو نه ها

...خب، من بخاطر شما

تصميم گرفتم بيام دادگاه خانوم

چي؟

ميشه خصوصي درباره ي اين موضوع حرف بزنيم؟

بيرون منتظر باش

چشم خانوم

يه لحظه لطفا

هي، تو چيزي ميدوني که من نميدونم؟

ها؟ من؟ نه بابا

خانوم نام، من از هيچي خبر ندارم

ولي اگه چيزي ـَم بدونم، نميگم

واقعا زحمت کشيدي

من از کجا بايد چيزيو بدونم که حتي خودتونم نميدونين؟

راستي

ميگن شما عين دسته ي دري واسه قاضي چا

گمونم جز در وا کردن واسه آدما به هيچ درد ديگه اي نميخورين

چي؟

الان چه زري زدي؟ عوضي، سرت خورده به جايي؟

...روز دادگاه

...اينو با يه

تماس تلفني تهديدآميز واسم فرستادن

روز دادگاه؟

...بهم گفتن که

...اگه نرم شهادت ندم

اتفاق هيجده سال پيش رو همه جا پر ميکنن

...خب، شرمنده که نشد قبل از دادگاه

اينو بهتون بگم

بنظرت کار بونگ سانگ پيل بوده؟

...به جز اون تو گيسانگ

ديگه کي يه همچين کاري ميکنه؟

قاضي چا

...من هر کاري که ميکنم

...بخاطر اينکه ميخوام ازتون محافظت کنم

و وفاداريم به شماست

...ميدونين

...عين باديگاردم که با يه مشت پول حاضر شد

بره زندان تا پرونده ـم مخفي بمونه

رئيس بسته دارين

يه سري حيوون احتمالا فهميدن که ميخوام شهردار شم

و دارن با اينکارا تهديدم ميکنن

خداي من، کي فکرشو ميکرد اين عکسا انقدر به درد بخورن؟

ولي چرا بهش دروغ گفتين قربان؟

هيچ تماس تلفني تهديدآميزي در کار نبود که

هي

فکر کردي چا مون سوک باور ميکنه؟

خب، نميدونم

گان دونگ - بله قربان -

من الان يه سياستمدارم، سياستمدار

...يه دروغ خوب

بايد يکم توش صداقتم باشه

يه دروغ موثق و معتبر

...بايد يکم توش صداقت باشه

که مردم باورش کنن

پس يعني قاضي چا امروز يه جلسه ي مهم داره، آره؟

آره، فردا ساعت 3 تو باشگاه برون شهري گيسانگ

باشه، ممنون

چقدر خوب شد

ايشون همکارمَن، وکيل بونگ سانگ پيل

ايشون همون خانومي ـَن که تو ملک خصوصي قاضي چا کار ميکنن

من ديگه بايد برم

کي اينا رو بهت داده؟

يه زنه

فکر کنم داييتو ميشناخته

ميتونين به وکيل بونگ اعتماد کنين

من و ايشون همه ي کارا رو با هم انجام ميديم

وکيل ها خيلي راجع به شما واسم تعريف کردن

ببخشين که اينقدر رک ميگم

ولي ميشه بپرسم داييمو از کجا ميشناختين؟

آقاي چه ده وونگ قبل از فوتشون، خيلي به من کمک کردن

منم براي جبران لطف ايشونه که دارم به وکيل ها کمک ميکنم

اگه اينطوره، نبايد اول ميومدين سراغ من؟

وکيل بونگ - شنيده ـَم شمام ميخواين با قاضي چا بجنگين-

ميشه بپرسم چرا؟

من امروز خيلي گرفتارم

يه وقت ديگه ميام ميبينمتون

ماما

ماما

وکيل بونگ خيلي نگران منه، فقط همين

معذرت ميخوام

اشکالي نداره، ديگه بايد برم

وکيل ها جه يي

خيله وقته بيرون نرفتيم، مياي بريم سر قرار؟

هفت تا ساندويچ بزرگ ميبريم دو تام ميخوريم

لطفا يکيشون آووکادو داشته باشه

خيلي خوب ميشه

از کجا ميدونستي من آووکادو دوست دارم؟

خداي من

وقتي با يه همچين چيز کوچيکي تحت تاثير قرار ميگيري

با چيزاي بزرگ ميخواي چيکار کني؟

تو با من خيلي خوبي

نميشه با بقيه ـَم همينقدر خوب باشي؟

قيافه ـَت داد ميزنه که بهش شک داري

من به همه ي حرفاش اعتماد دارم

نميشه تو هم بهش اعتماد کني؟

...ميدونم بهش اعتماد داري ولي

امنيت تو واسه من تو درجه اوله

آقاي ته، همه ي بچه ها رو خبر کن

امشب شام گروهي که نه

جلسه داريم

رئيس اتحاديه ي گلدن سيتي هيجده سال ...پيش به قتل رسيد

ولي تو پرونده ـَش ثبت کردن که گمشده

...چا مون سوک و آن اوه جو

قتلي که قاضي چا مرتکب شده بود رو لاپوشوني کردن

داداش، بچه ها همه حاضرن

ورق برگشته آقاي ته

حالا ميخوايم مستقيما چا مون سوک رو هدف قرار بديم

منظورتون قاضي چاست؟

آره

حق با وکيل بونگه

ما الان تو يه جنگ همه جانبه ايم

لوکيشنش، باشگاه برون شهري گيسانگه

...بچه ها ماموريت شما اينه که

برين اينجا و ببينين قاضي چا کي رو ميخواد ببينه

و صحبتاشون در مورد چيه

اوکي؟

ميشه از دن دنگي استفاده کنيم؟

رئيس، دن دنگي؟

دلم واسه استفاده ازش لک زده

تا جايي که يادمه...اين شکلي بود، نه؟

مگه نه؟

فکر خوبيه، ولي حق ندارين دن دنگي رو تو زمين گلف بفرستين هوا

حيف شد، ميخواستم دوباره ازش استفاده کنم

گوم جا - واي قلبم -

چرا يهو اسممو صدا زدين؟

فقط تو ميتوني اين ماموريتو انجام بدي

من؟ - ...غير از گوم جا -

هر کي بره در جا لو ميره

ميخواين دزدکي بره؟

من برم بهتره ها

خنگول، ميگه تو رو ديدن ميشناسن

کله پوک

خيله خب بچه ها، اينجا رو ببينين اينجاها زمين گلفه

گوم جا، به عنوان کدي* برو اونجا و (حامل چوب گلف)

چا مون سوک رو تعقيب کن، باشه؟

واي خدا، خيلي نزديک بودا

خداي من، عالي بود

شما فوق العاده اين

قاضي چا، آموزش ديدين؟

بريم

تو پياده بيا

خداحافظ

خيلي گرمه

گذاشتيش؟

آره، گذاشتم

آفرين، چقدر بهمون مياد

...امروز

ازتون يه جواب ميخوام

از اين به بعد، بايد تو سئول بازي کنيم

اين جواب مثبتتونه؟

بله

ولي من کارا رو به روش خودم انجام ميدم

...به روش خودتون يعني

من يه دليل ميخوام

دليل؟

تا جايي که ميدونم، منصب رئيس ديوان عالي کشور خاليه

ميخوام يه دليل توجيه آميز بهم بدين

چا مون سوک ميخواد رئيس ديوان عالي کشور بشه؟

...حکم امروز

بخاطر مرديه که چند سال تمام مزاحم يه دختر بيست ساله ميشده

بهش تجاوز کرده و اونو کشته

و بعد هم جنازه ـش رو به شيوه ي بيرحمانه اي از بين برده

چطور تونسته؟ - عجب هيولايي -

اين خيلي بيرحمانه ست

حکم رو اعلام ميکنم

به نام قانون و عدالت

حکم ميدهم که اين مرد رو براي هميشه از اجتماع جدا کنيم

...من متهم رو

به شديدترين حکم ممکن محکوم ميکنم

متهم رو به اعدام محکوم ميکنم

شما بهترينين - آره -

آفرين

به اينم ميگي پسر؟

اعدام؟

اعدامش ميکني؟

به چه جراتي پسر منو اعدام ميکني؟

اعدام؟ مگه تو کي هستي؟

فکر کردي کي هستي؟

اميدوارين که حکم اعدامي که دادين اجرا بشه؟

من اين حکم رو بعد از کلي فکر کردن دادم

ولي تصميم نهايي، تصميم رئيس جمهوره

چون نامزد رياست ديوان عالي کشور، تو جلسه ي استيضاحشون، رد صلاحيت شدن

اسم شما دوباره سر زبونها افتاده

نظري در اين مورد ندارين؟

يکي از چيزايي که هميشه موقع دادن حکم ...به خودم يادآوري ميکنم

...اينه که بايد در چارچوب قانون

وضعيت فعلي جامعه رو انعکاس بدم

پدر

...روز عملي کردن قولم به شما

نزديکه

فقط يکم ديگه منتظر باشين

حتما به قولم عمل ميکنم

چقدر تاثيرگذار

چون هميشه عادت داري که از بالا به مردم نگاه کني

انگار از اين وضعيت خوشت نمياد

مردم واسه تو هيچي جز يه مشت عروسک خيمه شب بازي نيستن

نه

من هيچوقت اينجوري راجع به مردم فکر نميکنم

هميشه ميخواي برازنده و باکلاس بنظر بياي ...حتي موقع درآوردن ماسکت

که چهره ي واقعيتو نشون ميده

تو يه همچين آدم ترسناکي هستي

...هنوزم فکر ميکني

از انتقام آدماي امثال تو ميترسم؟

...به نظرم

يه کلمه هست که بيشتر از انتقام واست مناسبه

قضاوت

قاضي چا

من قضاوتت ميکنم و در موردت حکم ميدم

همينجا تو گيسانگ

"Nasrin" :مترجم

منشي کيمي؟

قاضي چا با کي تو باشگاه قرار داشت؟

...شما تا الان همه ي نامزدهاي - يه دقه -

رياست ديوان عالي رو رد کردين

نظرتون در مورد قاضي چا مون سوک چيه؟

...بنظرتون رئيس ديوان عالي کشور

نبايد کسي باشه که در بالاترين سطوح قانونم بتونه تصميمات عادلانه اي اتخاذ کنه؟

...قاضي چا

آدم درستکاريه و کل زندگيشو وقف قانون کرده

صلاحيت ايشون همين الانم از نظر من تاييده شده ـست

ايشون به وضعيت پيچيده ي دستگاه قضا سر و سامون ميدن

خانوم نام

خداي من، سوپراستار گيسانگ واسه چي افتخار دادن به ما؟

بيا با هم حرف بزنيم

ها؟ بيا دفترم

يه ماشين ميفرستم دنبالت

نه که ماشين نداشته باشما، حال اومدنو ندارم

خدافظ

ميخوام راجع به دادستان کانگ باهات صحبت کنم

چي؟ - بهتره زود بدويي بياي اينجا -

هي آن اوه جو، هـــي

اگه مردم بخوان اين سِمَت رو قبول کنم

منم آرزومه که خواسته هاي مردمو عملي کنم

حتما هدفش قاضي چا رياست ديوان عاليه

قبلا چند باري پيشنهادشو رد کرده

چرا الان جواب مثبت داده؟

اون مرده که قاضي چا باهاش گلف بازي ميکرد

اين آقاست، رئيس جو يونگ جون

رئيس فعلي حزب مين سِنگ

گرفتين چي ميگم؟

...هدف قاضي چا

خيلي بزرگتر از اون چيزيه که ما تصورشو ميکنيم

خب، چا مون سوک و آن اوه جو که همين الانشم راهشونو از هم سوا کردن

بايد از اين موضوع استفاده کنيم

خوشحالم دوباره مي بينمتون

خيلي از کمکتون در مورد قضيه ي رئيس بانک ممنونم

من ازتون ممنونم که يه خبر دست اول دادين دستم

اين دفعه ديگه چي شده؟

...زنگ زدين بيام بيرون

پس يعني اين دفعه، از دفعه ي قبل لقمه ي چرب و نرمتريه

...اينبار

سوژه قاضي چا مون سوکه؟

آره، درسته

کسي که بيشتر از همه احتمال داره رئيس ديوان عالي کشور شه

هيچ خبرنگاري تو گيسانگ حاضر نميشه اين عکسا رو چاپ کنه

حتي خارج از گيسانگ

واسه همين اومديم سراغ شما خانوم يو

فکر کردين من انقدر شجاعم؟

...بيشتر از شجاعت

نميشه گفت که احساس وظيفه ـست؟

...اين يکي

اصلا شبيه قضيه ي رئيس بانک نيست

بايد بخاطر اين موضوع رو کار و زندگيم ريسک کنم

اينو ميگين

ولي نميتونين چشم از عکسا بردارين

زود بِنال ببينم

چرا اسم دخترمو بردي؟

ببين

...ميدونم دادستان کانگ

بيشتر از هر چيز ديگه اي تو دنيا واست مهمه

برو سر اصل مطلب

...وقتي قاضي چا

رئيس ديوان عالي بشه و از گيسانگ بره

فکر ميکني کي هواي دخترتو داره؟ ها؟

اين چه ربطي به تو داره؟

...واقعا بايد

بيشتر به مخت فشار بياري

بيا اينجا، بيا

...وقتي قاضي چا

از گيسانگ بره

...فکر کردي مسئوليت شهر

با کي ميشه؟

اونوقت گيسانگ ميشه شهر من، لونه ي من

لونه ي تو؟

قاضي چا

چرا وقتي بهت زنگ نزدم پا ميشي مياي اينجا؟

برو بيرون

شما واقعا قراره رئيس ديوان عالي کشور بشين؟

داري چي ميگي؟

اونوقت تکليف دادستان کانگ چي ميشه؟

واقعا دارين از گيسانگ ميرين؟

قاضي چا

سعي نکن سر از کاراي من دربياري

ديگه تموم شد

خانوم کيم خسته نباشي

باورم نميشه اين دختر منه

خيلي گرفتارم

مجبوريم اين کارو بکنيم؟

آره، بيا چند دقيقه بشين اينجا

بنظرم يه توفان بزرگ تو راهه

چي؟

...ميدوني

...ازت يه کسي ميسازم که

تا لحظه ي مرگت همه بهت احترام بذارن

اين تنها هدف زندگيمه

مامان، همين الانشم به لطف تو خيلي بهم احترام ميذارن

آره، آره

بيا اينو بزن

واقعا که

از اين به بعد حواست باشه ببين قاضي چا

چيکار ميکنه

تکليف قاضي چا و شهردار آن چي ميشه؟

مسئله ي مهم الان همينه

کي ميدونه که از کدوم ابر، بارون ميباره؟

يا خيس ميشم يا يه نفر بالا سرم يه چتر ميگيره

من بايد طرف کسيو بگيرم که چتر داره

مگه نه؟

خوش اومدين

داداش، اوضاع با خبرنگاره چطور پيش رفت؟

يه مقاله واسمون چاپ ميکنه

ولي فکر نميکنم رو شدن يه عکس هيجده ساله قاضي چا رو نابود کنه

مگه با اين عکسا ديگه داستان تموم نميشه؟

قاضي چا به روش خودش عکس العمل نشون ميده

بايد واسش آماده باشيم

...خب، ما هميشه ذهنا و جسما آماده ي

مبارزه ايم

آماده؟

آماده ايم - آماده ايم

خبر بزرگ قاضي چا واقعا تحت تاثير قرار گرفتم

حتي موقع ديدن مصاحبه ـَم شک داشتم

انتظار نداشتم انقدر يهويي اعلام کنين

گيسانگ خيلي واسه قاضي چا کوچيکه

ديگه قراره ايشون کل کشور رو اداره کنن

بريم - بريم -

اين حکم اعدام آخريتون، حکم خيلي به جايي بود

زمان مناسب خيلي مهمه

...من هميشه واسه مجرمين براساس

اعتقادم حکم ميدم

زمان مناسب چيه ديگه

...ايشون سِمَت رئيس ديوان عالي رو قبول کردن

و يه مرد رو به مرگ محکوم کردن

شما واقعا فوق العاده اين

تبريک ميگم

تبريک ميگم

خيلي ساکتي خانوم نام

شهردار آن رو نميبينم

خانوم نام

واسه چي اسمشو جلوي من ميبري؟

عذر ميخوام قاضي چا

از کي تا حالا انقدر شهردار آن واست مهم شده خانوم نام؟

اي بابا

کي گفته واسم مهمه؟

من ديگه ميرم

دادستان کل جانگ

بله؟

هر وقت وقتي کردي بيا دفترم

يه نفر هست که ميخوام بهت معرفيش کنم

چشم قاضي چا

شب خوش

قاضي چا تا خونه همراهتون ميام

نه ممنون

بيا بخوريم - باشه -

اي واي، گوشيم زنگ زد - چرا انقدر سرت شلوغه؟ -

ها، سلام

مشتاق ديدار

خب در موردش فکر کردي؟

...تو واقعا

هواي دخترمو داري؟

دخترم تنها چيزيه که واسم مهمه

واسه همين دارم اينکارو ميکنم

چا مون سوک هيچوقت هواي دخترتو نداره

ولي ميدوني

آن اوه جو هيچوقت به خوديا پشت نميکنه

من وقتي هواي يه نفرو داشته باشم

مسئوليت هر کاري که بکنه رو قبول ميکنم

آره فکر کنم

به عکسهايي از هجده سال پيش دست TVG پيدا کرده است

که پرده از گذشته ي قاضي چا مون سوک، قاضي اعظم گيسانگ برميدارد

اين عکسها که از يه منبع ناشناس به دست ما رسيده

بنظر ميرسد هان چول گيو، رئيس اتحاديه ي ...گلدن سيتي را نشان ميدهد

که هجده سال پيش ناپديد شد

و همه ي مردم را در شوک فرو برده است

بنظرت اينام شد مدرک؟

صورت هيشکي توش معلوم نيست

خب پس چرا پاره ـَشون کردي؟

يه شاهدم داريم

تو کشتيش

من هيچي نميدونم

اون کسي که تو عکس داخل ماشينه شمايين؟

شما تو جريان مفقود شدن اون مرد تو هيجده سال پيش دست داشتين؟

قاضي چا، داخلين؟

قاضي چا - يه چيزي بگين -

آن اوه جو

چطور جرات ميکني؟

قاضي چا، داخلين؟

جناب قاضي - لطفا يه چيزي بگين -

يه چيزي بگين - قاضي چا -

قاضي چا

نمياد بيرون

اگه واسه اين کارش توضيحي نداشته باشه

تو جلسه استيضاح ديوان عالي کشورم رد ميشه

نقشه هاش واسه رياست ديوان عالي کشور نقش بر آب شده

اون نفر ديگه اي که صورتشو تار کرده بودن کي بود؟

پس يعني يه نفر ديگم غير از قاضي چا اونجا بوده

بشين و تماشا کن چي به سر قاضي چا مياد

...از اين به بعد مرتب اخبار رو دنبال کن چون

بعد از چا مون سوک ميام سر وقتِ تو

بونگ سانگ پيل، اي آشغال

با يه تير ميخواي دو تا نشون بزني؟

قاضي چا، صحبتي ندارين؟ - قاضي چا -

چه توضيحي دارين؟

يه چيزي بگين

من بايد برم دادگاه

...تو يه کنفرانس مطبوعاتي در مورد همه ي

اين مسائل توضيح ميدم

قاضي چا لطفا - قاضي چا -

کل زندگيش حساب شده ـست

به زودي ِزود مجبور ميشه اون ماسک رو از رو صورتش برداره

چا مون سوک

(قاضي چا سکوت کرده است، آن مرد کيست؟)

خوبه - اين عاليه -

آفرين - ممنون -

دندون در ازاي دندون

در ازاي دندون - در ازاي دندون -

نميدونستم اينم يه استراتژيه

داداش تو بهتريني

من قبل از اين، هيچي از اين دنيا نميدونستم

واقعا؟ - واقعا -

الان حال نکردي؟ - آره، چرا -

فکر ميکنين الان قيافه هاشون چه شکلي شده؟

...خب

چا مون سوک به خون آن اوه جو تشنه ـست

و آن اوه جوئم به خون من؟

بهرحال موفق شديم

خيله خب، بياين به سلامتي بخوريم

بياين بخوريم

خب

...دفتر حقوقي بي قانون هميشه

رو به جلو - رو به جلو -

بخوريم

خيلي خنکه

عاليه

وکيل بونگ سانگ پيل

اگه اشکالي نداره، ميشه باهاتون حرف بزنم؟

وکيل ها جه يي کجاست؟

امروز من تنها اومدم

بفرمايين

عکسهاي چا مون سوک خيلي بدردمون خورد

ممنونم

خب

ولي ديگه نميتونم ازتون کمک بگيرم

تا وقتي از هويت کسي مطمئن نشم نميتونم بهش اعتماد کنم

خصوصا کسي که دور و بر چا مون سوک باشه

من نگران يه چيزم

اونم اينکه جه يي بهتون اعتماد داره

واسه همين اومدم ببينمتون

...لطفا

ديگه نياين ديدن جه يي

خواهش ميکنم

وکيل بونگ سانگ پيل

ممنونم

که مواظب دخترم بودي

بدو

فرار کن

زود باش

فرار کن

وکيل بونگ سانگ پيل

ممنونم

که مواظب دخترم بودي

بدو

فرار کن

زود باش

فرار کن

الان چي گفتين؟

ها؟

گفتم چي گفتين؟

...جه يي

...جه يي

دختر شماست؟

ميدونم

خيلي سال گذشته

از کجا بفهمم دروغ نميگين؟ ها؟

چطور بهتون اعتماد کنم؟

فکر ميکني من داييت، چه ده وونگ رو از کجا ميشناختم؟

فکر ميکني چرا عکسهاي چا مون سوک رو به جه يي دادم؟

...شما واقعا مادر

مادر جه يي اين؟

هيجده سال پيش

اون خانومي که نجاتم داد

واقعا همون خانومين؟

خيلي بزرگ شدي

خيلي به مادرت رفتي

(چا مون سوک)

(آن اوه جو)

يعني کي اينو فرستاده؟

...ميدونستم

...که اگه برگردم گيسانگ

جون جه يي و شوهرم تو خطر ميفته

واسه همين تو تايلند موندم

...ما نبايد اينجا باشيم، الان بايد

فعلا اين قضيه بين خودمون بمونه

بعدا خودم بهش ميگم

فقط يکم زمان لازم دارم

وکيل بونگ

ميشه يه لطفي بهم بکني؟

بله

تو تو حالا خيلي خوب تونستي از جه يي محافظت کني

ولي فکر ميکني تا کي دخترم اينجوري تو امنيته؟

...تا وقتي که با تو باشه

ممکنه اين حرفم ناراحتت کنه

ولي به عنوان مادرش دارم اينو ميگم

ميخوام جه يي از اين قضيه دور بمونه

اگه واقعا دخترمو دوست داري

تو رو خدا ولش کن

دلم نميخواد دوباره از دستش بدم

ميدونم که نبايد يه همچين چيزي ازت بخوام

...ولي

ولي اين کار خيلي خطرناکه

منو ببخش

سانگ پيل

داداش جونگل

تازه آزاد شدي؟

يه چند روزه

بيا بريم دفترم

نه، نه، فقط ميخواستم ببينمت

حتما خيلي بهت سخت گذشته

راستي

تو کي رفتي زندان گيسانگ؟

داداش چه ده وونگ ازم خواست برم اونجا

ولي دليلشو بهم نگفت

...پس

داري برميگردي سئول؟

نه، يه کاري اينجا دارم

تو گيسانگ ميمونم

تو گيسانگ؟

بايد برم، اگه کمک خواستي بهم زنگ بزن

چشم داداش

مَن به گفت تو قاتلي

...ميخواي بفهمي چرا انقدر بااطمينان

گفته من قاتلم؟

آره

خودمم کنجکاوم بدونم

اگه جوابو فهميدم

ميام پيشت

("حقيقتِ پشت عکسهاي هجده سال پيش چيست؟")

(يک عکس، جنجالي در شهر به راه انداخته است)

(قاضي چا مون سوک)

قاضي چا

...يا به سوءظنها در مورد اين عکس توضيح بدين

يا از شرش خلاص شين

درغير اين صورت

مجبورم پيشنهادمو پس بگيرم

فقط به خاطر يه عکس دارين نظرتونو عوض ميکنين؟

اون عکس هيچ ربطي به من نداره

از شر پدرمم همينجوري خودتونو خلاص کردين، نه؟

يادتونه

بهتون گفتم سياست جنگيه که توش بايد با لبخند جنگيد، در حالي که يه شمشير پشتته

بنظرتون چرا با شمشير ميجنگن؟

...چون در صورت لزوم

يه سري چيزا رو قطع کنن

يه روز بهتون فرصت ميدم

فکر ميکني تا کي دخترم اينجوري تو امنيته؟

...تا وقتي که با تو باشه

وکيل بونگ

...ببينم، تو به خاطر من

با آن اوه جو معامله کردي؟

نميتونستم بذارم يه روز ديگه ـَم اون تو بموني

تا صبح بيدار بودي؟

آره، زود اومدي

جه يي

مياي باهام بريم بيرون؟

بايد بريم يه جايي

الان؟

هميشه دلم ميخواست ياد بگيرم، عاليه

امروز چند تا حرکت کوچيک اصلي رو بهت ياد ميدم

ميدوني که زورم خيلي زياده، منو دست کم نگير

اگه درست انجامش ندي ممکنه صدمه ببينيا، جدي ميگم

حالا تمرکز کن

دلم نميخواد دوباره از دستش بدم

اگه واقعا دخترمو دوست داري

تو رو خدا ولش کن

آسون نيستا

هر وقت وقت اضافي داشتم بهت ياد ميدم

...تا بتوني

از خودت دفاع کني

دستامو محکم بگير

تعادلتو حفظ کن

...تعادل

دونه دونه، آروم

محکمتر

قاضي چا، ما به شما ايمان داريم

قاضي چا، ما طرف شماييم

(ما به قاضي چا ايمان داريم)

ما به شما ايمان داريم - قاضي چا -

لطفا يه چيزي بگين

جناب قاضي، لطفا يه توضيحي بدين

...اول اينکه

...صادقانه و از صميم قلب از همه ي

...مردم کشور که حمايتشون رو ازم نشون دادن

عذرخواهي ميکنم

...اين عکس مربوط به مفقود شدن

رئيس اتحاديه ي گلدن سيتي تو هيجده سال پيشه

حتي تا همين اواخرم

...از اين عکس که يه منبع ناشناس فرستاده

براي اخاذي از من استفاده ميشد

من اين قضيه رو مخفي نگه داشتم چون ... فکر کردم

اين فقط يه اقدام واسه کارشکني تو پروژه ي ساخت گلدن سيتيه

هرچند

حالا ميفهمم که کل بار مسئوليت اين موضوع نبايد گردن من باشه

...من، چا مون سوک

...با قطعيت ميگم که هيچ ربطي

...به مفقود شدن رئيس اتحاديه ي گلدن سيتي

ندارم

قاضي چا

(ما به قاضي چا ايمان داريم)

چا مون سوک - چا مون سوک -

منظورت از اينکه گفتي بهم ياد ميدي تا بتونم از خودم دفاع کنم

چي بود؟

چي شده؟

سانگ پيل

منظورت چي بود؟

پاشو

داداش، وکيل ها

قاضي چا يه کنفرانس مطبوعاتي فوري برگزار کرده

...من، چا مون سوک

با اين تهديدها از پا در نميام

...و همينجا اعلام ميکنم که

...رسما نامزدي ِرياست

ديوان عالي کشور رو ميپذيرم

تبريک

قاضي چا، ما به شما ايمان داريم

قاضي چا موفق باشين

(ما به قاضي چا ايمان داريم)

...غلط يا درست بودن اين اتهامات تو جلسه ي

استيضاح ديوان عالي معلوم ميشه

...من، چا مون سوک

...بخاطر دستگاه قضايي اين کشور - هي -

چطور جرات ميکني پسرمو به مرگ محکوم کني؟

فکر کردي کي هستي؟

بگيرينش

بگيرينش

قاضي چا، يه نفر زنگ بزنه اورژانس

قاضي چا

خداي من، قاضي چا

عجب فيلمي

*پرشـين دريــم تيم* "Nasrin" :مترجم

"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال تلگرام ما ملحق شويد" @PersianDreamTeam

~ وکيل بي قانون ~

منظورت اينه که سوءقصد نقشه ي خودش بوده؟

من نميخوام مجازات بشه

داره بحران رو با بحران حل ميکنه

اين ماموريت، فقط ماموريت ماست

همونجوري که داييمو زجر دادن، زجرشون ميدم

پروژه ي ساخت گلدن سيتي بطور کامل متوقف شده

تو ميدونستي اون مامانمه؟

بهم نگفتي که از مامانم سوءاستفاده کني؟

ديگه نميتونم بهت اعتماد کنم وکيل بونگ

اون به عطش من واسه انتقام نياز داشت تا از شر اون خلاص شه

اون منو انتخاب کرد

چا مون سوک

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.