Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سلام
،من اهل اون طرف دیوار هستم
جایی که ما تقریباً همدیگه رو نابود کردیم
،ما به عنوان آزمایش شهر شما رو طراحی کردیم
به باور ما این تنها راه برای بازیافتن انسانیتیــه که از دست دادیم
و فرقههایی بهوجود آوردیم تا صلح و آرامش تضمین بشه
،ولی به باور ما ...کسانی در میان شما هستن
،که نسبت به این فرقهها برتری پیدا خواهند کرد
اونها "ناهمتا" خواهند بود
،اونها هدف اصلی این آزمایش
و برای بقای بشریت حیاتی هستن
،اگه الان دارید اینو تماشا میکنید حداقل یک نفرتون نشون میده که
آزمایش ما نتیجهبخش بوده
...زمانش فرا رسیده
که از انزوا بیرون بیاید و دوباره به ما بپیوندین
،"به دستور "اِولین !این دروازه دیگه بستهست
،اجازه دادیم که باور کنید ،شما آخرینها از نسل ما هستین
ولی اینطور نیست
،انسانها با امید در پشت دیوار منتظر شما هستن
« « مجموعهی ناهمتا: وفادار
« ارائهای از تیم ترجمهی ایرانفیلم » .:: WwW.IranFilm.Net ::.
« مترجمیــن: پــویـا، مــحـمـــد و مـهـرداد » .:: Toxicity, Dunham & Mehrdadss ::.
تقریباً رسیدیم
آره، پشت سرت دارم میام
چته، از ارتفاع میترسی؟
نخیر، کی گفته؟
،گاهی اوقات ،وقتی به اونطرف دیوار نگاه میکنم
بنظرم میتونم یه چیزی اونطرف ببینم
تو چی؟
نه، نمیبینم
شاید باید با دقت بیشتری نگاه کنی
دارم نگاه میکنم
فقط چیزی که تو میبینی رو نمیبینم
وقتی دقیقاً جلوت باشه، میبینیش
مطمئنی میخوای انجامش بدیم؟
آره
،مردم شیکاگو
میدونم در این باره کنجکاوین که ،چه چیزی اونطرف دیواره
ولی گاهی اوقات دیوارها برای مراقبت از ما هستن
یادتون باشه، بنیانگذاران بودن که ما را به فرقهها تقسیم کردن
،پس تا وقتی که قصد و غرضشون رو بفهمیم دیوار باید بسته بماند
"جنین" مُرده
امروز، محاکمهی توطئهگران او را شروع میکنیم
،خیانتکارا رو محاکمه میکنه دروازه رو میبنده
خیلی طول نکشید که همون اشتباه جنین رو تکرار کنه
باید باهاش حرف بزنم
بنظرم هنوز میشه سر عقلش بیاری
ولی این چیزی رو تغییر نمیده، نه؟
نه
میخوام یه چیزایی برام گیر بیاری
فقط همین؟
مطمئنی ماه و خورشید رو هم نمیخوای؟
- میدونم زیاده - غیرممکنه
- خب؟ - خب، ممکنش میکنم
سلام خانما
کجا میرین؟ میشه منم بیام؟
- برو گمشو پیتر !- چه کینهای
،فرقهای که نیست میتونیم دوست باشیم، نه؟
نمیشه با هم دوست داشیم؟
""تریس
باید همراه بقیهی رهبرای شهر اون بالا باشی
.نه، من اینطوری نیستم نمیخوام قانونی بذارم
،رهبرای بزرگ دنبال قدرت نیستن وقت نیاز فراخونده میشن
بهت نیاز دارن
!منو ببین! منو ببین خائن
!- قراره اون تو بمیری - برو عقب
!قراره اون تو بمیری
!یالا
تکون نخور
همهی ما در شرایط جدیدی قرار گرفتیم
،من زندگیم رو وقفِ یافتن حقیقت کردم ولی در دوره جنین، همهش از دست رفت
و به این خاطر، فروتنانه عذرخواهی میکنم
ولی شکست شخصی من فقط باعث تقویتِ ارادهم برای درست کردن اوضاع شده
"در حالیکه فرقهی "صداقت ،شاید دیگه وجود نداشته باشه
میخوام همه بدونن که همچنان ،به جستجوی صداقت ادامه میدم
همون طوری که شهرمون رو دوباره ساختیم
!- آره !- آره
!اجازه بدید محاکمه شروع بشه !عدالت اجرا خواهد شد
!- آره !- آره
بیا عزیزم
باشد که حقیقت تو را آزاد کند
مکس، شکی نیست که ،به جنین کمک کردی شیکاگو رو بگیره
و نظارت بیرحمانهای بر شهروندانش اعمال کنه
...پس تنها سوالم ازت اینه
کشتن مردم برای حمایت از رژیمش رو کار درستی میدونستی؟
کاملاً
،مردم مثل گوسفند هستن به یه چوپان نیاز دارن که راهنماییشون کنه
و وقتی مقاومت کنن، ذبح میشن
هیولا
!باید تو رو ذبح کنیم
!بکشینش !بکشینش
!- بکشینش !- نکشینش
!- بذارید زنده بمونه !- بکشینش
!- بذارید زنده بمونه !- همین الان بکشینش
ببخشیدش
!نباید اینکارو بکنید، دست نگه دارید
!بذارید زنده بمونه !ما همچین آدمایی نیستیم
ببخشیدش
!جنین
!جنین مُرده
بیاید اجازه ندیم روحش زنده باشه
!- بکشینش !- بذارید زنده بمونه
میخوای چیکار کنی؟ اونا جواب میخوان
این مراسم اعدامــه
نه، محاکمهست
و من تسلیم خواستههای مردم هستم
!وقتشه که گذشته رو پست سر بذاریم
!- آره !- آره
!باید بمیری
نمیخوام بمیرم
گوسفندات هم نمیخواستن بمیرن
ایول
،یه زمانی بود که میگفتم تو رو با عشق ترک میکنم نه با نفرت
اون زمان دیگه گذشته
!- بکشینش !- خائن
!بکشینش !بکشینش
!خائن
!گمشو بیرون !گمشو بیرون
!گمشو بیرون !گمشو
!"بئاتریس"، متاسفم
،یه جماعت رو تحریک کردی توی کنترل کردنشون موفق باشی
!بئاتریس تو رو خدا !نذار منو بکشن
!بئاتریس! نه
!بئاتریس
آخه این چه کاریه که میکنی؟ باید خودمون رو متحد نشون بدیم
مخصوصاً، بعد از اینکه تریس موافقت نکرد کنارمون وایسه
- من به تریس نمیگم چیکار کنه !- خب، باید تلاشت رو بکنی
بنظرت واقعاً میتونی جلوی مردم رو بگیری که این شهرو ترک نکنن؟
،دیوار کاملاً بستهست سربازام هم دستور گرفتن
کسی بیرون نمیره
،برای چی همراه جنین رفتی جنگ
اگه قرار بود تو هم مثل اون بشی؟
،رهبرها برای محافظت از مردمشون باید تصمیمات سختی بگیرن
وقتی جای منو گرفتی متوجه میشی
اینکارا رو بخاطر تو میکنم
میدونی، شاید الان بهترین زمان برای رفتن نباشه
میدونم، ولی نمیتونیم برای هر جنگی اینجا باشیم
و توی پیام گفته بود بیاید بیرون و بقیهی دنیا رو ببینید
ولی کلاً هیچی دربارهی آدمایی که فرستادنش، نمیدونیم
کنجکاو نیستی که بفهمی چجوریه؟
خونهمون چی؟
بنظرم دیگه خونهمون از بین رفته
شاید راه کمک به شیکاگو، بالا رفتن از دیواره
اگه هیچی اون بیرون نباشه چی؟ اگه چیزی باقی نمونده باشه چی؟
اگه همراهم باشی، میتونم باهاش کنار بیام ولی نمیتونم امتحانش نکنم
میدونی، محاکمهی "کیلب" فرداست
آره میدونم
من دِینی بهش ندارم
نه. نه، نداری
ترتیب این یکی رو خودم میدم
بنظرت الان دارم ازت اجازه میگیرم؟
!نه، تو رو خدا. نه فور، نه
فور، فور
!تو رو خدا منو نکش !متاسفم
!فور، متاسفم
،سعی کردی خواهر خودتو بکشی کیلب خودت خودتو بدبخت کردی
متاسفم، بابت همهچی
یالا، میریم بالا
یالا، یالا
- بئاتریس؟ - آروم راه برو
!هی
،"تمام زندانیان فرقهی "دانش باید در قفس باشن
!وایسا
خودم از پس این یکی برمیام
!بیارینشون
میتونی بیای بیرون کیلب
ممنون فور، ممنون
از من تشکر نکن، ایدهی خواهرت بود
تو منو نجات دادی؟
آدم برای خانوادهش هرکاری میکنه
سوار ماشین شو
میدونستم
سلام شُرکا
چیکار میکنی پیتر؟ راهتو بکش برو
،آره دارم همین کارو میکنم دارم میرم
...ببین، وقتی ننهی دیوونهت هر کسی که
،برای جنین کار میکرده رو میکشه نمیخوام اینجا باشم، خب؟
...ببین، میتونم بهتون ملحق بشم یا میتونم
!داد بزنم، کمک، کمک، کمک !دارن فرار میکنن
سوار شو پیتر. سوار شو
- حالا شد - سوار شو
مرسی
چه خبر کیلب؟
!آره
!ما حقیقت رو میخوایم
.اون مُرده، آره زود باشین بکشینش
!عدالت برای همه
یه نقشهای داری، نه؟
چیزی در مورد انتقال زندانی بهم نگفتن
خب، من دارم بهت میگم
بذار حُکم انتقالت رو ببینم
!دست منه! اینجاست
.همهچی رو آوردم پس دروازه رو باز کنید
.یکی دیگه مونده، یالا !یالا، یکی دیگه مونده، آره
ادگار، "توبیاس ایتون"، کیلب پرایر رو از قفسش بُرد بیرون
یالا، زود باش بریم
!یالا! بیاین بازم بکشیم
مگه مجسمهای؟
دروازه رو باز کن
از اینجا رد شدن؟
بیاین از اینجا بریم
دارن فرار میکنن
،توبایس ایتن شریک فرار کیلب پرایرــه این یعنی خائنــه
به قصد کُشت بزنیدش
،کسی اونطرف دیوار نمیره ما دستورات خودمون رو داریم
آمادهاید؟
آره
مثل اون چیزی که توی کتاب خوندی نیست، نه؟
خیلیخب، کنارهی دیوار امنه
وقتشه ببینم اونطرف چه خبره
خیلیخب، با علامت من
،گندش بزنن !زود شلیک کنید
میارمش
شرمنده فور
یالا، یالا
""کریستینا
- خوبم - اینم جز نقشه بود، بدعنق؟
اِولین حصارها رو برقی کرده
موفق شدیم
""توری
توری
!توری، توری !توری
خیلیخب، توری
یالا، باید بریم
!- یالا !- نه، توری
توری
!یالا، سوار شید
خیلیخب، بریم
!یالا، از این طرف
دهنش سرویس
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
دقیقاً همون گروه استقبال که گفته بودن رو برات نفرستادن بدعنق
خفه شو پیتر
.بشریت با امید ازت استقبال میکنن کدوم بشریت؟
این گودال بنظر رادیواکتیو میاد
یا حداقل در 200 سال گذشته بوده
که یعنی چی دقیقاً؟
یه نفر حسابی دنیا رو ترکونده
گندش بزنن
،بهتر از این نمیشه حالا از آسمون داره خون میاد
!از این طرف
!یالا، بیاین بریم
زود، یالا
،خیلی خوش میگذره خوشحالم که اینکارو کردیم
اگه چیز دیگهای اون بیرون نباشه چی؟
باید باشه
من میترسم
آره، بنظرم این چیز خوبیه
شما شنیدین؟
- صدای موتوره - یکی داره میاد دنبالمون
!- "ادگار"ــه. برو، برو !یالا -
!برین، برین !برگردین، برین
!"هولیس"! نه !هولیس
چی... این دیگه چیه؟
نترسید، چیزی برای نگرانی وجود نداره
دیگه جاتون امنه
خوش اومدی فور
تریس پرایر، دیدنت باعث افتخاره
اسمامون رو از کجا میدونید؟
این دیگه چه کوفتیه...؟
به آینده خوش اومدید، منتظرتون بودیم
حبابهای پلاسمایی ما در مقابل سمیتِ جو از شما حفاظت میکنن
هی
- مشکلی برامون پیش نمیاد - آره
ببین
فوقالعادهست
!روانیــه
!دهنش سرویس
تریســه
،به "سازمان رفاه ژنتیک" خوش اومدید من "متیو" هستم
حالا اجازه بدید به بخش آلایشزدایی ببریمتون
.خودشه، بئاتریس پرایرــه موفق شد
نیازی به نگرانی نیست
،دارید از سمومی که برای دنیای ما مُضره آلایشزدایی میشید
لطفاً لباسهاتون رو دربیارید و داخل دریچهی سوزاندن بندازید
لطفاً جلو بیاید
روی نشانه بایستید
تمیز شدید
لطفاً دستتون رو توی مجرای داخل دیوار قرار بدید
نیازی به نگرانی نیست تریس
لطفاً دستتون رو توی مجرای داخل دیوار قرار بدید
،تا حالا تو عمرم انقدر احساس تمیزی نکرده بودم
بهترین دوش عجیبغریبی بود که تا حالا گرفتم
البته یکم سرد بود
هی، مال تو فرق داره
چرا همشون با هم فرق دارن؟
سلام، به "سازمان رفاه ژنتیک" خوش اومدید
در اوایل قرن 21اُم، دانشمندان ...برای اولین بار راهی برای نگاشتن
و سپس، اصلاحِ ژنوم انسان پیدا کردند
میتونید انتخاب کنید که "معمولی" باشید یا "ممتاز" باشید
یک راهحل ژنتیکی شما رو مسئول کنترل زندگیتون میکنه
،پس چرا امید به آیندهای بهتر داشته باشیم وقتی میشه کمال رو انتخاب کرد؟
"پرفکسیا" رو انتخاب کنید
ولی اقدامی که ،برای حذف نقصهای بشریت آغاز شد
تقریباً خود بشریت رو از بین بُرد
،اصلاح ژنتیک تفرقه بین مردم رو عمیقتر کرد
،و در حالیکه استحکام بیشتری پیدا کردند ،دنیا شروع به فروپاشی کرد
،تا اینکه بشریت از خط قرمزی عبور کرد که دیگر قابل جبران نبود
،در خاکستر تمدن پیشین
،گروه کوچکی از افراد اصلاحنشدهی ژنتیکی ...سازمان رفاه ژنتیک رو اینجا
در فرودگاه "اُهیر" شیکاگو بنا کردند
...ماموریت ما نظارت بر آزمایش بزرگی
برای پاکسازی ژنوم انسانــه
اون آزمایش شهر شیکاگوست
مشارکتتون در کار این سازمان، یعنی اینکه شما از الان نگهبانان آینده هستین
تقدیر شما از امروز آغاز میشه
حالا، لطفاً دنبال من بیاید
فرودگاه دیگه چیه؟
زندگی در سازمان میتونه سخت باشه
ولی اینکار ارزش هر فداکاریای رو داره
،البته همهی منابعی که میخوایم رو نداریم
ولی بنظرم منابع رفاهی از حد نیازتون هم بیشتر باشه
وای
!خودشون اومدن اینجا
- اینا کین؟ - از مناطق حاشیهای آوردیمشون
،بهشون سلامتی دادیم بهشون یه شانس دوباره دادیم
- سلام فور - سلام فور
سلام فور
سلام
از کجا میدونن ما کی هستیم؟
تمام تمرکز این سازمان روی آزمایشــه
تکنولوژی نظارتی ما، قرنها از اون چیزی که در شیکاگو هست، جلوتره
اونا در حال تماشای شما بزرگ شدن
این یکی مشکلی نداره
...باید بخاطر خیره شدن ببخشیدشون ولی
برای بعضی از ما، اومدن شما هیجانانگیزترین اتفاق عمرمونه
به خونهی جدیدتون خوش اومدید
فور کجاست؟ بهش صدمه زدی؟
بهت گفتم که سالم میخوامشون
،همراهشون رفت اونم به خواست خودش
- ولی زندهس - شنیدی چی گفتم؟
بهت خیانت کرد
...نه
- این فقط عشقه - اون پسرته
!باید وفادار باشه. من وفادارم
!آره هستی
.پس استراحت کن میخوام برای جنگیدن آماده باشی
نظرت چیه؟
بنظرم 200 ساله که دارن ما رو بررسی میکنن و ما هم باید همون قدر بشناسیمشون
یه شانس بهش میدیم، نه؟
آره، حتماً
کاش تنها بودیم
ببخشید، رئیس آمادهست که شما رو ببینه
.نه، ببخشید منظورم تریس بود، تنها
نمیشه با هم بریم؟
از اونجایی که اون جعبهی دعوتتون ...به اینجا رو تو باز کردی
رئیس میخواد حضوراً ازت تشکر کنه
بعداً میبینمت
- لباس - مرسی
از این طرف
بفرما، مُچـت رو زیر این اسکنر قرار بده
اجازهی دسترسی صادر شد
ناب
هیچوقت تصور نمیکردم دنیا به این بزرگی باشه
شیکاگو فقط یکی از 50 شهر بزرگیــه که قبلاً رو این قاره...
وجود داشته
اونطرش، اقیانوسها و خشکیهای بیشتریــه که نمیتونی تصور کنی
ولی الان همهشون این شکلی شدن؟
آره
"همهجا غیر از "پراویدنس [[پراویدنس: شهری در ایالت رودآیلند
برای همین، کاری که اینجا میکنیم خیلی مهمه تریس
سلام
- شما باید رئیس باشین - خواهشاً منو "دیوید" صدا کن
باعث افتخاره که بالاخره دیدمت
حتماً کُلی سوال داری
یکم دستپاچه شدم و هنوز در حال هضم کردن اینا هستم
تریس، من میشناسمت
متولد شدنت رو تماشا کردم
عشقی که پدر و مادرت بهت داشتن رو دیدم
دختر کوچولویی رو دیدم که بچگی شادی داشت ...و به یک زن جوان و دلیر
تبدیل شد که قادر به تصمیمگیریــه
بیباک بود، جنین رو به مبارزه طلبید
شیکاگو رو نجات داد
برای مردمت، یه ناهمتایی
برای شورا، یه عجیبالخلقهای
برای من، یه معجزهای
دیوید، از وضعیت الان شیکاگو باخبری؟
البته، آره
،مردم فرقهی دانش واقعاً اوضاع رو بهم ریختن
ولی نمیخوام تو نگرانش باشی
برگردوندن نظم به شیکاگو بههمون اندازه که برای تو مهمه، برای منم مهمه
این تنها راه برای نجات دادن "معیوب"هاست
معیوبها کین؟
دگرگونی ژنتیکی عواقب فجیعی داشت
.زیاد شجاع باشی، ظالم میشی زیاد صلحطلب باشی، مطیع میشی
،زیاد باهوش باشی، دلسوزی و شفقتو از دست میدی مثه برادرت
- کیلب هم معیوبه؟ - بله
به مدت حدوداً دویست سال
برترین مغزهای حوزه علوم تجربی اینجا زندگی کردن تا یه تئوریو آزمایش کنن
اینکه آیا میتونیم آدمایی که از لحاظ ژنتیکی معیوبنو از محیط سمّیِ
مناطق حاشیهای نجات بدیم یا نه
،و بعد بذاریمشون تو یه مکان امن مثه شیکاگو
اونوقت شاید بر اثر گذر زمان مواد ژنتیکی انسان بتونن خودشونو درمان کنن
و به حالت اصلیشون برگردن
و من یکی از اون آدما هستم؟
تو تنها نفرشون هستی
ولی اینکه اصن با عقل جور درنمیاد
،فور هم ناهمتائه خیلیای دیگه ناهمتائن
،ناهمتا نه، تریس ناب
،تو از لحاظ ژنتیکی "ناب"ــی ولی بقیه هنوز "معیوب" ــن
- فور چی؟ - معیوبه
،به اندازه کیلب نه ولی بازم معیوب به حساب میاد
اگه ما بتونیم بفهمیم چی باعث به وجود اومدن تو شده
شاید بتونیم از اون دانش برای کمک به معیوبا استفاده کنیم
این چه ربطی به شیکاگو داره؟
من به شورا جواب پس میدم
اونا هستن که در نهایت تصمیمات سرنوشتساز ما رو میگیرن
هم برای من هم برای تو
من میخوام تو رو با خودم به پراویدنس ببرم تا باهاشون ملاقات کنی
،وقتی ببینن امکانش هست ،وقتی ببینن به وجود اومدن تو ممکن بوده
همهچیز عوض میشه
متوجهم سخته که حرف من رو قبول کنی
ولی اگه حرفای من رو باور نداری حرفای مادرتو باور کن
مادرم؟
،مادرت، ناتالی تو شیکاگو به دنیا نیومده بود
اون متولد مناطق حاشیهای بود و توسط سازمان نجات یافته بود
نه، این غیرممکنه
بیا خودت ببین
اینا چیَن؟
ذخیرهسازهای حافظه مادرتن
با اینا میتونی دنیا رو از چشمای اون ببینی
باید چیکار کنم؟
هرکدومو روی یکی از گیجگاههات بزار
!ناتالی، بیا بریم
من ناتالی نیستم
!باید قایم شیم !یالا
!دارن میان !فرار کنین
!حاشیهنشینها اومدن
!فرار
!حاشیهنشینها
من ناتالی نیستم
!ناتالی، نه
!نه
!سربازای سازمان
!چپ !از چپ محاصرهشون کنین
!شماها از راست! از راست !از راست
ما میبریمت به سازمان جات امنه
دیگه لزومی نداره بترسی
- امروز چندتای دیگه رو نجات دادی؟ - به اندازه کافی نیست
هیچوقت به اندازه کافی نیست
،آزمایش شیکاگو باید نتیجهبخش باشه تنها امیدیه که برامون مونده
،از خاکستر تمدن پیشین گروه کوچکی ...از افراد اصلاحنشدهی ژنتیکی
،سازمان رفاه ژنتیک رو در اینجا فرودگاه "اُهیر" شیکاگو بنا کردند
جات امنه
آزمایشی بزرگ برای پاکسازی ژنوم انسانی
دیگه جات امنه
تقدیر شما از امروز آغاز میشه
تریس
،وقتی نیازش بود مادرت کاری کرد
که تا پیش از اون کسی انجام نداده بود
داوطلب شد تا امنیت سازمان رو ترک کنه
و خودش وارد آزمایش بشه
این کارو انجام داد چون میدونست معیوبها ارزش نجات یافتنو دارن
اونقدر به آزمایش باور داشت که حاضر بود خودش هم قسمتی از اون باشه
اگه من بتونم به شورا نشون بدم معجزه تو میتونه تکرار بشه
اونوقت کارایی که مادرت انجام داده بیثمر نمیمونه
شورا مجبور میشه هر انسانیو
،فارق از اینکه کجا به دنیا اومدن لایق زندگی بدونه
،کمکم کن ،تو یه شهرو نجات دادی
کمکم کن دنیا رو نجات بدم
خیلی فوقالعاده بود
انگار جای مادرم بودم و همهچیو از چشمای اون میدیدم
هنوز نمیتونم باور کنم مامانم اینجا به دنیا اومده
من که دارم میبینم چرا اینجا رو ترک کرده
به اون اعتماد داری؟ دیوید رو میگم
به مادرم اعتماد دارم
آره
اجازه دسترسی ندارید
تریس
اجازه دسترسی داده شد
،اینجایی پس حاضری؟
از طرف من به دیوید سلام برسون
توبایس ایتن
مسئولیتت به من داده شده
،اسمم نیتائه بیا بریم
چرا همه اجازه ندارن بیان بالا؟
یکی از قوانین بیشمار شورائه
من چنین قانونی نذاشتم
از این جداسازی خوشم نمیاد
باهات موافقم و وقتی وقتش برسه نیازی هم به این جداسازی نخواهد بود
ولی تریس، نمیدونم کی بهت گفته متفاوت بودن چیز بدیه
چون میدونم مادرت نبوده که گفته
حالا میدونم که میتونم این فرایندو تکرار کنم و فقط به زمان نیاز دارم
ببین، رجینا، بیا صحبت کنیم به نظر میاد خانوم با کمالاتی باشی
ولی من از اون آدمایی نیستم که اهل پشت میز نشینی باشم
اصن از فضای بسته میترسم
باید توی میدون عمل باشم
کار مامور نظارت تحت نظر داشتن
اتفاقات در حال وقوع در شیکاگوئه
میدون عمل همینجائه
هِیز، اینجا اتاق توئه پرایر، تو توی اتاق کناری هستی
مقاومت در حال گسترشه و اِوِلین داره شروع به پاسخگویی میکنه
ببین چه اتفاقی میافته و گزارش بده
وایسا، وایسا... صبر کن من تازه از شیکاگو فرار کردم
حالا داری میگی باید بشینم اینجا
و تا آخر عمرم زل بزنم به شیکاگو؟ اونم با کیلب؟
شاید ترجیح بدی به مناطق حاشیهای تبعید بشی؟
تکنولوژی این سیستم نظارتی معرکهست
- هرکی درستش کرده یه نابغهست - خیلی ممنونم
همهش از سر عشق و علاقه بوده
خایهمال
به کارِت ادامه بده، پرایر
تو هم برو شروع کن
قدرت آتشش خیلی زیاده
مناطق حاشیهای پره از آدمای خطرناک
اینو تنت کن
- اینا چیَن؟ - پهپادهای شخصی
میدان دیدتو گسترش میده و یه مدل سهبعدی از محیط اطراف فراهم میکنه
،درست مثه همون روزای قدیم توی فرقه بیپروائه مگه نه؟
با این تفاوت که هیچ کدوم از این وسایل قدیمی نیستن
بیا
ممنون
دستگاه روی سرتو فعال کن
دست چپ پهپادها رو فعال میکنه
««در حال اسکن
««هویت: فور
کارِ دیگهای هم میکنه؟
نه زیاد
از پهپادها برای پیدا کردن اهداف استفاده کن
یه کم طول میکشه قلقش دستت بیاد
آره
باشه
««شناسایی شد
««در حال اسکن
««هدف شناسایی شد
فکر کنم قلقش دستم اومد
میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
- آره، البته ،- اگه مادرم توی مناطق حاشیهای به دنیا اومده بود
پس چجوری سر از شیکاگو درآورد؟
منظورم اینه که، نمیتونستی همینجوری از در اصلی بفرستیش تو که، درسته؟
نه
شورا خیلی حواسش جمعه که چجوری عناصر جدیدو به آزمایش وارد میکنن
صحیح، ولی وقتی نیاز باشه دخالت میکنن
بله
پس چرا الان دخالت نمیکنن؟
،میکنن فقط قبلش باید قانعشون کنیم
- هنوز میتونم روی کمکت حساب کنم؟ - آره
من میتونم روت حساب کنم؟
جنین هرگز در برابر تو شانسی برای پیروزی نداشت
هرچه زودتر کارمون تموم شه زودتر میریم به پراویدنس
اسم خودتونو گذاشتین وفاداران
مَوَدّت دیگه اسم مناسبی به نظر نمیاومد
خب دقیقاً به چی وفادار هستین؟ به سیستم فرقهای؟
فرقهها تا مدتی طولانی شیکاگو رو امن نگه داشتن
من نمیتونم با این حرف کنار بیام چون به زور از فرقهم بیرونم کردن
زندگی و بچهم و همهچیزمو ازم گرفتن
،من خشمت رو درک میکنم، اوِلین واقعاً درک میکنم
...- اما مسیر فردا - مسیر فردا از همین الان مشخصه
میدونم بهت گفته بودم تنها میام
ولی نه از فرقه صداقت ــم و نه مودّت
پس اگه مجبور بشم هم دروغ میگم هم میجنگم
این جای زخما رو میبینی؟ من توی فرقه مودّت به دنیا نیومدم
و بهت اطمینان خاطر میدم از مبارزه کردن برای چیزی که بهش باور دارم، هراسی ندارم
انگار جفتمون قصد نارو زدن داشتیم
ولی لزومی نداره اینجوری باشه
میتونیم با هم به یه توافق برسیم
!- برو عقب !- بخواب زمین
!- از اینجا برین !- بیاین بریم
!- برو !- برو
بسیار خب، کیلب
اگه چیزی تغییر کرد بهم خبر بده، باشه؟
- سلام - سلام
کیلب گفت بعضی از اعضای فرقه بیپروا دارن به جوآنا میپیوندن
ولی بقیه فرقه صداقت هنوز به اوِلین پایبندن
بالاخره اوضاع از کنترل خارج شده
دیوید نگفت چه کاری میتونه بکنه؟
چرا، وقتی با شورا صحبت کنیم سازمان میتونه وارد عمل شه
پس همهچیز به تصمیم این شورای اسرارآمیز وابستهست، مگه نه؟
- اگه نه بگن چی؟ - دیوید مطمئنه که جواب نه نمیدن
دیوید مطمئنه، صحیح
میدونی، بالاخره فهمیدم چرا نمیتونم برم بالا
من معیوب ــم و تو ناب ــی
میدونم
تو که میدونستی کِی میخواستی به من بگی؟
نمیدونم
- فکر کنم گمون نمیکردم اهمیتی داشته باشه - چرا اهمیتی نداره؟
چون ناب یا معیوب بودنت تفاوتی ایجاد نمیکنه
واسه من فرقی نمیکنی
ببین، میدونم اصلاً و ابداً شرایط عالیای نداریم
،ولی سازمان مادرمو از مناطق حاشیهای نجات داد اگه به خاطر اونا نبود من اینجا نمیبودم
اصلاً میدونی توی مناطق حاشیهای واقعاً چه اتفاقی میافته؟
فقط چیزایی که بهت میگنو میدونی
...- آره، ولی - ببخشید
طبقه بالا با شما کار دارن
طبقه بالا با شما کار دارن
،اونا آدمای خوبین عجیبغریبن، ولی خوبن
آره، صددرصد عجیبغریب که هستن
بهتره عادت کنی
- جداً؟ - آره
دفعه بعدی که رفتی به مناطق حاشیهای منم میام
آمادگیشو نداری
من میام
تریس
من کاملاً در جریانم که جدایی
برای تو و فور سخت بوده
ولی اونقدر هردوتونو تماشا کردم که بدونم
فکر کنم شما دوتا از پسش بربیاین
رابطه ما خوبه
همهچی خوبه
،چه خوب بیا بریم سراغ کارمون
!داریم میریم !همه به صف شین
،هوا صافه !برای پرواز چراغ سبز داریم
!- تو، بجنب، بجنب - یالا، یالا
!- تکون بخورین !- آماده رفتن بشین
!بجنبین
،خیلی خب، قضیه از این قراره !گوش بدین
ممکنه ماموریت ما بشردوستانه باشه
ولی این نواحی خیلی خطرناکن
- همه متوجه شدن؟ !- بله
- طول عمر آدمای اینجا چقدره؟ - بیست و پنج تا سی سال
ولی اگه توی سنین پایین بگیریمشون میتونن توی سازمان تا پنجاه سال و شصت سال هم زندگی کنن
آقای بیپروا، اگه دست من بود نمیذاشتم اینجا باشی
میدونم فکر میکنی توی شیکاگو شرایط سختی داشتی ولی اینجا مناطق حاشیهایه
- فهمیدی؟ - بله
ماموریتمون اینه که تا جای ممکن بچهها رو نجات بدیم
اونا توی وضعیت اسفناکی بزرگ میشن
ولی اسلحهتون دم دست باشه و طبق پروتکل پیش برین
نمیخوام کسیو از دست بدم
اسلحههاتونو آماده کنین
!یالا، بجنبین
!برو! برو! برو !باید حرکت کنیم
!پهپادها
!برو
!کمک
وایسا، وایسا، وایسا چیزی نیست
،من بابامو میخوام !خواهش میکنم
!نه! نه !بابا
،همهچیز درست میشه بیا بریم، بیا بریم
!یالا
!فرار کن
« « در حال جستجوی هدف
از این طرف از این طرف
« « هدف شناسایی شد
!برو
!- حرکت نکنین !- به ما نزدیک نشو
- آروم باش، ما برای کمک اومدیم - ما به کمک شماها نیاز نداریم
- من فقط میخوام باهات صحبت کنم !- من حاضر نیستم خانوادهمو از دست بدم
!هِی !بس کن
!- ولش کن! ازش دور شو !- ولش کن
!ولش کن !به پسر من دست نزن
چیکار کردی؟
،چیزی نیست عیبی نداره
- میخوام بابامو ببینم - میدونم، میدونم
!فور، بیا بریم !باید حرکت کنیم
،عیبی نداره چیزی نیست
،باید بریم باید بریم
،چیزی نیست بیا بریم
!- رامیت - دستتو بکش
تو این خراب شده چه خبره؟
فقط کارتو انجام بده، آقای بیپروا
!بیا بریم !حرکت کن
!بیاین بریم
!این یه مرد و دوتا بچه رو سوار هواپیما کن، برو
!برگرد اینجا
!نه
گفتم خفه شین
!وایسا
،بهش میگن صابون امتحانش کنی بد نیست
چطوری، بدعنق؟ راه گم کردی؟
میخواستم فور رو ببینم
من و دیوید داریم میریم به پراویدنس
پس رئیس رو به اسم کوچیک صدا میزنی، آره؟
- چه سریع باهاش رفیق شدی - پیتر، اذیتش نکن
نمیخوام ازم دفاع کنی
!توجه
مقدمات سفر ما به پراویدنس رو مهیا کن تا یه ساعت دیگه با سفینه من میریم
- چشم، قربان - دنبالم بیا
دیوید، سلام
میخواستم اگه بشه باهات درباره شغلم صحبت کنم
...آخه خیلی تایپیست خوبی نیستم و
البته اگه امروز سرت شلوغه درک میکنم
اصن ایرادی نداره فردا صحبت میکنیم
ایده خوبی بود
متشکرم
باید باهات صحبت کنم
اینا چیه، نیتا؟
دارن واکسیناسیون میشن
منظورت چیه که دارن واکسیناسیون میشن؟ ما که واکسیناسیون نشدیم
فور
اینجا رو ببین
سلام، اسمت چیه؟
اسمم؟
سلام
- بابت بابات متاسفم - بابام؟
- بسیار خب، توی پایگاه میبینمت - باشه
این یه ماموریت بشردوستانه نیست
،ما بچهها رو نجات نمیدیم داریم میدزدیمشون
،کارِ ما همینه حالا دیگه فهمیدی
دیوید بچهها رو از اینجا خارج میکنه
حافظهشونو با گاز پاک میکنه و توی سازمان بزرگشون میکنه
اگه تمام چیزایی که میدوننو ازشون بگیرین اونوقت شخصیتشونو ازشون گرفتین
،آره فکر میکنم هدف هم همین باشه
اونا همه غیرمسلح بودن
من تسلیم این ناجوانمردی نمیشم
هرکی مونده رو جمع کن
مبارزه رو میبریم در خونه اوِلین
،آره دارم پر میکنمش
بیاین بریم
حرکت کنین
!ما امروز اوِلین رو به زیر میکشیم
!هرجور که شده
همه اینا به طور زنده داره اتفاق میافته
تکنولوژی سیستم نظارتیای که اینجا دارن معرکهست
کیلب، میشه یه ثانیه وراجی کردنو بزاری کنار؟
اینجا خونه مائه
داره یه جنگ راه میافته
کجا میری؟
میخوام هرکاری از دستم برمیاد انجام بدم
فور، میخوای چیکار کنی؟
،میرم پیش تریس باید از اینجا بریم
تو نمیتونی بری اون بالا
- فکر کردی داری چیکار میکنی؟ !- فور
- تو نمیتونی داخل این آسانسور بیای - فور
- کارِت نتیجه نمیده « - « ناب
آسانسور مرکزی دچار نقض امنیتی شده
- سلام - ما داریم از اینجا میریم
- چی؟ - همین الان
چی؟ من نمیتونم بیام
الان متوجه نیستی ولی این آدما داشتن بهت دروغ میگفتن
دروغ میگفتن؟ چی داری میگی؟
...هرچی که بهت گفتن
تفنگها رو بزارین کنار
اون بچهها رو از خانوادههاشون میدزده
ما بهشون یه زندگی بهتر میدیم
- با کشتن پدر و مادراشون؟ - یه اتفاق ناخوشایند امروز رخ داد، قربان
چون یه اتفاق بد افتاده دلیل نمیشه کار ما اشتباه بوده
تریس، اینجا جایی نیست که ما فکر میکردیم
اگه بتونی یه نفرو نجات بدی
و مجبور باشی بین یه بچه سالم ،و یه مرد مریض پیر انتخاب کنی
- کی رو انتخاب میکردی؟ !- انتخاب نمیکنم
چه خوب، حالا هردوشون مُردهن
ما باید بریم
،تریس، ما میریم شیکاگو اصن هرگز نمیبایست اونجا رو ترک میکردیم
- نه، باید صبر کنیم - آره، تا الان داشتیم صبر میکردیم
دیوید اون آدمی نیست که تو فکر میکنی
فور، تو هیچی درباره دیوید نمیدونی
اصلاً فکرشم نمیتونی بکنی ما این بالا روی چی کار میکردیم
این بالا روی چی کار میکردین؟
اصن میتونی فکرشم بکنی اون بیرون چه اتفاقی داره میافته؟
آره، البته
فکر میکنی چرا میخوایم بریم با شورا ملاقات کنیم؟
تریس
ازت میخوام به حرفم گوش کنی
تریس
تو با من میای
من باید برم
داری اشتباه میکنی
آمادهای؟
آره
« « خلبان خودکار فعال شد
اگه میخوای برگردی به شیکاگو من میبرمت
نه، ممنون
من که فکر نمیکنم دلت بخواد پیاده از بین مناطق حاشیهای بری
هیچ قانونی جلوی خونه رفتنتو نمیگیره، فور
بیا بریم
- باشه - منم باهاتون میام
ما آمادهایم
ما رو ببر شیکاگو
ببین، متوجهم چه احساسی داری
ولی کاری که میخوای انجام بدی به مردم سرتاسر جهان کمک میکنه
،اگه فور نمیتونه اینو درک کنه تقصیر تو نیست
دیوید هرگز نمیخواست اون چیزایی که توی مناطق حاشیهای دیدیو ببینی
،حواسش به همهجا هست هیچ کاری بدون تایید اون انجام نمیشه
و سفینهش، تنها سفینهایه که میتونه از دیوار استتارکننده رد شه
چرا اینو بهم میگی؟
ما تو رو به شیکاگو نمیبریم
!سفت بچسب
به پراویدنس خوش اومدی
الان میبینم چرا نمیخوان این امکاناتو با بقیه به اشتراک بزارن
یه روزی، تمام دنیا به این زیبایی میشه
پس همونطور که میبینید چندین
نشانگر ژنتیکی از این استنتاج پشتیبانی میکنن
،اون از آزمایشات استاندارد شخصیتشناسی ارزیابی رفتاری و سنجش واکنش به محرک
با افتخار و سربلند بیرون اومده
اگه حقیقت همینی باشه که میگی خیلی عالیه
فیلیپ
،دیوید قبلاً هم به ما دروغ گفته مگه نه، دیوید؟
من دوست دارم حرفای خود دختره رو بشنوم
نمیدونم چرا فکر میکنی اون میتونه چیزی بگه که من نمیگم
حالا حرف ما رو زمین نزن، دیوید
،حتماً این جریانات خیلی برات شوکهکننده ست خانم پرایر
اینکه فهمیدی نابی
من حتی مطمئن نیستم ناب دقیقاً چه معنایی داره
ولی بله، برام خیلی شوکهکننده ست
برام شوکهکننده ست که هرچی بیشتر درباره گذشته اطلاعات کسب میکنم احساس میکنم
که انگار شماها دارین همون اشتباهاتو هِی پشت سر هم تکرار میکنین
- تریس، این راهش نیست - بزار حرفشو بزنه، دیوید
چه اشتباهاتیو میگی، تریس؟
انسانها رو نمیشه اینجوری دستهبندی کرد
نتیجه نمیده
شاید وقتش رسیده باشه همه رو همونجوری که هستن قبول کنین
به جای اینکه توی گروههای مختلف تقسیمبندیشون کنین
حالا چه میخوان ناب باشن چه معیوب
- ما برای صحبت درباره این موضوع اینجا نیومدیم - ولی باید دربارهش صحبت شه
میدونم همه اینا برای شماها فقط یه آزمایشه
ولی این آدمایی که توی شیکاگو دارن زندگی میکنن واقعین
و به خاطر تقسیمبندیهایی که شماها به وجود آوردین الان وارد جنگ شدن
و شماها هیچ کاری برای کمک بهشون انجام نمیدین
دیوید مسئولیت سازمان شیکاگو رو داره
فقط برای گرفتن بودجه بیشتر اومده اینجا
که ما هم حاضریم با کمال میل انجام بدیم
،ولی اگه شرایط اونقدری که تریس میگه بده، دیوید
بهتر نیست قبلش اوضاع شیکاگو رو روبهراه کنی؟
تو گفتی کاری از دستت برنمیاد
دارم یه کاری میکنم دارم فرقهها رو برمیگردونم
چی؟ چرا؟
امیدوارم وفاداران مشکلو برام حل کنن
فرقهها نتیجهبخش بودن، تریس
فرقهها بودن که صلح و آرامشو حفظ کردن و تو رو به وجود آوردن
هرگز نمیبایست بهت اعتماد میکردم
تو میخوای بدون فداکاری ،به تغییر دست پیدا کنی
میخوای بدون زحمت ،و کشمکش به صلح و آرامش برسی
چرخ دنیا اینطوری نمیچرخه
حالت خوبه؟
خوب میشم
سازمان خیلی با اینجا فاصله نداره
من باید خودمو برسونم به شیکاگو و به اوِلین بگم
مشکل بسیار بزرگتری از جوآنا داره
برای گذر از دیوار استتارکننده این لازمت میشه
ما به کمکت نیاز داریم، توبایس
تو نمیدونی چه کارایی از دیوید برمیاد
تریس چی میشه؟
تا وقتی که توی سازمان بمونه جاش امنه
اون خیلی واسه دیوید ارزشمنده
باید بتونم تا جای ممکن از اینجا فاصله بگیرم
وقتی دیوید ازت پرسید چی شده
میخوام بهش بگی من ولت کردمو رفتم
باشه؟
- چرا؟ - چون تریس میفهمه داری دروغ میگی
« « در حال اسکن
« « ناب « « اجازه دسترسی داده شد
یه حادثه پیش اومد
آشفتگی جوّی به وجود اومد در حد یه توفان معمولی بود
شاید رعدوبرق هم زد
- ما سقوط کردیم - فور کجائه؟
نمیدونم
من بیهوش شدم وقتی به هوش اومدم دیدم همه مُردن
فور من رو ول کرده و رفته بود
خیلی خب، ما مناطق مسکونی رو میگردیم مناطق حاشیهایو هم جستجو میکنیم
تا مطمئن شیم اونجا نیست
نگران نباش ما پیداش میکنیم، بهت قول میدم
فور هرگز کسیو توی محل حادثه ول نمیکنه
،آره بهم گفت این حرفو میزنی
فور داره تلاش میکنه برگرده به شیکاگو
- پیتر - سلام، دیوید
فکر نمیکردم اسم من رو بدونی
من همه آدمای مهم اهل شیکاگو رو میشناسم
واقعاً؟
خب، پس اگه انقدر آدم مهمیام
چرا چنین شغل افتضاحی بهم دادی؟
همه ما باید یه کم از آسایش خودمونو فدا کنیم
نمیبینم تو چیزیو فدا کنی
پیتر
من در رابطه با یه کاری توی شیکاگو به کمک نیاز دارم
به من چی میرسه؟
اگه کارتو خوب انجام بدی میتونی هر شغلی که بخوای داشته باشی
به جز شغل من رو
تو میدونی پیتر کجائه؟
توی اتاقش نیست؟
نه
نه، نمیدونم کجاست
کمکی از دست من برات برمیاد؟
میتونی فور رو پیدا کنی؟
نمیتونی به کسی چیزی بگی
باشه، حتماً
هرکاری داشته باشی انجام میدم، بئاتریس
یالا، فور، کجایی؟
،اوِلین بیرون دیوار پیداش کردیم
برش دار
پسر من کجاست؟
نمیدونم
ادگار بهم گفت اون بیرون چی وجود داره
،پس بهتره شروع کنی به حرف زدن !وگرنه همین الان محاکمهتو برپا میکنیم
نخیر، چنین کاری نمیکنی
چون من یه چیزی دارم که بهش نیاز داری
واقعاً؟ چی هست؟
راه پیروزی در جنگت
- سلام - سلام
خبر جدیدی به دستت اومده؟
نه
متاسفم
!تریس
- پیداش کردی؟ - آره، فور رو پیدا کردم
و یه چیز دیگه هم هست که بهتره ببینی
خیلی خب، شروع کن
!اونجا رو! خودشه !پیداش کردیم
فور
نگران نباش، حالش خوبه بقیهشو ببین
اینجا کجائه دیگه؟
وقتی ببینی عاشقش میشی
چی هست؟
امتحانش کن و ببین
فقط روی کسایی که بهشون علاقه داری امتحانش نکن
در عجب بودم کِی بالاخره جرئتِ رو در رو شدن با من رو پیدا میکنی
سه هفتهست که من رو اینجا ول کردی
!من رئیس یه فرقهم
من از پسرمون در برابر گردنکلفتای جنین محافظت کردم
به اون کاری که انجام دادی میگی محافظت کردن؟
بچه خودتو کتک میزدی
همون کتکا باعث شد به این آدم امروز تبدیل شه
مطمئن شو به مقدار کافی تنفس میکنه
توبایس، من داشتم تلاش میکردم ازت آدم بهتری بسازم
توبایس، من داشتم تلاش میکردم ازت آدم بهتری بسازم
...من متاسفم، ولی
تو کی هستی؟
فقط تصور کن اگه اینو روی وفاداران خالی کنی چی میشه
حتی جوآنا هم زمانیو به یاد نمیاره که تو در راس قدرت نبودی
کی بهت درباره اینا گفته؟
،اگه تصمیم بگیری به جای آماده شدن ،حمله رو شروع کنی
یه دوست خیلی قدرتمند اون بیرون داری
- این دوست اسمی هم داره؟ - دیوید
دیوید؟
میتونی بری به دوستم بگی فقط در صورتی از اون گاز استفاده میکنم که چاره دیگهای نداشته باشم
چرا دیوید داره از اوِلین حمایت میکنه؟
اصلاً با عقل جور درنمیاد
حالت خوبه؟ نگرانت شده بودم
اوِلین، تو باید با وفاداران صلح کنی
نه، جوآنا تصمیمشو گرفت من هیچوقت نمیخواستم کار به این جنگ بکشه
ولی بهت قول میدم خودم تمومش کنم
اصلاً فکرشم نمیتونی بکنی علیه چی داری مبارزه میکنی
- مشکل جوآنا نیست - ببین
میدونم از دست من عصبانیای و درکت هم میکنم
...من فقط ...من هیچوقت نمیخواستم
این برای منم سخته
نمیخوام مجبور باشم تو رو این تو نگه دارم
پس بزار برم بیرون
،نمیتونم باید به مسئولیتهام عمل کنم
،یه روزی معنی حرفمو درک میکنی ولی فعلاً ازت میخوام همینجا بمونی
من هرجور که شده به این قائله خاتمه میدم
چجوری میخوای تمومش کنی؟
،نگران نباش مجبور نیستی زیاد اینجا بمونی
چی داری میگی؟
،اوِلین هنوز تصمیمشو نگرفته
ولی اگه از سرم حافظه استفاده کنه ممکنه کل مردم شیکاگو اسمشونو فراموش کنن
ما باید بریم
برو کریستینا رو بردار و بیرون بیا پیشم
کجا داریم میریم؟
خونه
« « اجازه دسترسی داده شد
اوضاع توی شیکاگو در چه حاله؟
داری مطمئن میشی شرایط اوِلین و بیفرقهها بدون خطر باشه؟
تریس
تو دیگه باید شیکاگو رو فراموش کنی
میدونی، خیلی برام خندهداره، دیوید
سالهاست که داری من رو تماشا میکنی ولی هیچی ازم نمیدونی
داری حافظه تمام مردم شیکاگو رو پاک میکنی، مگه نه؟
...- خیلی خب - تو هرگز از وفاداران حمایت نمیکردی
،این آدما خیلی باهات بدرفتاری کردن اونا بودن که پدر و مادرتو کشتن
!- فور اونجائه - ای وای، فور
،بله، بله فور اونجائه
ولی اونم مثه بقیهشون معیوبه
داری کجا میری؟
دارم سفینهتو میبرم و دیگه برنمیگردم
تو نمیتونی پرواز کنی
تماشا کن
« « خلبان خودکار فعال شد
،تریس پرایر داره سفینهمو میدزده برش گردونین
زود باشین
- کریستینا، اینا برای تو و تریس ــن - از کجا میدونستی ما داریم میریم؟
فقط شماها نیستین که از دیوید متنفرین
!- زود باشین - دستت درد نکنه
!- حرکت نکنین - سوار شو، سوار شو
دستت بهم بخوره پرتت میکنم بیرون
بریم فور رو نجات بدیم
انگار سهتا سفینه دارن تعقیبمون میکنن
- سفینه پلاسمایی پیدا شد - محاصرهش کنین
هلش بدین به سمت زمین خلبان خودکار خیلی آروم فرودشون میاره
اونا میخوان چیکار کنن؟
!میخوان مجبورمون کنن فرود بیایم
!سیستم هدایت دستی رو فعال میکنم
!- برو بالا! برو بالا !- دارم تلاشمو میکنم
!دارم تلاشمو میکنم
« « خطر کاهش ارتفاع
موفق شدم
دستورتون چیه، قربان؟
بهش شلیک کنین
،تا به دیوار استتارکننده نرسیده نمیتونین دنبالش از دیوار رد شین
دیگه مُردیم
!الان میمیریم !الان میمیریم
سفت بشینین
!داریم نزدیک میشیم
باید یه راهی برای قطع کردن پخش گاز باشه
،یه نگاهی به سیستم تهویه هوا بنداز توی سرتاسر شهر هست
اون پایین
جوآنائه
درست به موقع رسیدیم اینجا
دیگه وقتشه، اوِلین
تو گفتی اگه چاره دیگهای نداشته باشی از گاز استفاده میکنی
خب؟
فکر میکنی محاکمه خودت چجوری تموم میشه؟
به محض اینکه سرم آزاد شد بهم خبر بده
،باشه موفق باشین
ممنون
این پهپادها چجوری کار میکنن؟
دستگاه روی سرتو روشن کن
- و؟ - من رو ببین و یاد بگیر
همونجا وایسین و اسلحههاتونو بندازین
هِی، ای وای، داری چیکار میکنی؟
!من رو بذار زمین
خیلی خب، این یکی کار خودته
!- حواستو جمع کن !- ببخشید
!همونجا بایستین
آفرین دختر خوب
برو نگاه کن
!گور بابای اینجا !من که رفتم
اون دیگه چه کوفتیه؟
ببخشید
هرگز نمیبایست بهش اعتماد میکردم
تو کاریو کردی که فکر میکردی درسته
دوستت دارم
باید بریم اوِلین رو پیدا کنیم
بیاین بریم
« « وضعیت سرم: آماده
حالا
اگه اون دکمه رو فشار بدی
جامون داخل این اتاق امنه
...و
هیچکسی هرگز نمیفهمه چه اتفاقی براش افتاده
تصمیمگیری با توئه
« « آغاز فرایند تبخیر سرم
بچهها، همین الان پخش سرم رو شروع کردن
راهی برای قطعش پیدا کردی؟
هنوز نه
از این طرف
قفله
من برم ببینم میتونم وارد اتاق کنترل بشم
اوِلین، باید همین الان این کارو متوقف کنی
...من
من نمیخواستم این کارو کنم ولی مجبورم
فقط منم که میدونم چجوری میشه شیکاگو رو نجات داد
حق با من بود که میگفتم دروازه رو ببندیم !ولی هیشکی به حرفم گوش نداد
!هیشکی
حتی شماها
این بلاییه که خود وفاداران به سر خودشون آوردن
اوِلین، اون سرم فقط حافظههای وفاداران رو پاک نمیکنه
حافظه تمام مردم شهرو پاک میکنه
چی؟
هرچی اونا بهت گفتن یه دروغ بوده
چی؟
- بیخیال - اوِلین
من میخوام کنار تو بایستم
...ولی هرکاری با مردم این شهر کنی
با من کردی
مامان
توبایس
اونوقت دیگه نمیدونم تو کی هستی
این کارو نکن
خواهش میکنم
این کارو نکن
!نه
واسه همینه که دیوید آدمی مثه من رو برای کاری مثه این انتخاب کرد
!امیدوارم در حال تماشا باشی، دیوید
کریستینا، هنوز نفهمیدی چجوری میشه در رو باز کرد؟
وقتی از داخل قفل بشه دیگه باز نمیشه
!بازم تلاش کن
« « آغاز فرایند آزادسازی سرم
!نفس نکش !این گازو استنشاق نکن
!کیلب، ما کار دیگهای اینجا ازمون برنمیاد
صبرکن فکر کنم یه چیزی پیدا کردم
یه محل انسداد در جایی که بخار به بیرون پمپاژ میشه هست
ارتباطشون با سفینه رو قطع کن
کیلب؟
- کیلب؟ - تریس؟
تریس، صدامو میشنوی؟
!کیلب
میرم تو
چی!؟
!ای دهنتو
!چی؟
!- متوقفش کن !- قفل شده
!- درو باز کن !- درو باز کن
!پیتر، درو باز کن
!من پیدات میکنم، پیتر
توبایس
چیزیت نیست
!لعنتی
- میتونی متوقفش کنی؟ - نه
کیلب، صدامو میشنوی؟
کیلب، کجایی؟
!کیلب پرایر
ببخشید
،ادامه بده حواست به من باشه
تریس، اینجا رو ببین نقشه خیلی هوشمندانهایه
اونا لوله رو از داخل مجرای تهویه هوا رد کردن
،کیلب، تمرکز کن فقط بهم بگو کجاست
اینجائه، یه دریچه ایزولاسیون وجود داره که جریان هوا رو کنترل میکنه
ولی نمیدونم چجوری میخوای بری اون پایین
،من میدونم !فور
!برو
تریس، انتهای راهروئه
درو ببند
تریس، کنترل همهچیز در اختیار منه
حتی میتونم اتاقی که الان توشی رو ببندم
دست از مبارزه بردار
،یه راه دیگه هست از پلهها برو پایین
،این کارا ابلهانهست، دست بردار من تو رو درست کردم
،اصن خیلی راحت میتونی جای بچهم باشی الانم داری مثه بچهها رفتار میکنی
مثه یه بچه لوس
تریس، در انتهای راهرو یه مسیر دیگه در سمت چپ هست
دیگه تموم شد، تریس
« « در حال جستجوی هدف
« « در حال جستجوی هدف
« « در حال جستجوی هدف
« « هدف شناسایی شد
پیدات کردم
،حق با توئه، دیوید دیگه تموم شد
!نه
« « فرایند آزادساری سرم متوقف شد
تا تو باشی دیگه به ما نگی معیوب
« « محوطه امن است
بیرون امنه
گازه رفته
« « محوطه امن است
« « محوطه امن است
موفق شدیم
آدم برای خانوادهش هرکاری میکنه
کیلب، یه کار دیگه هم هست که ازت میخوام انجام بدی
میخوام یه پیام برای دیوید بفرستم
اسم من تریس پرایر ــه
و میخوام حقیقتو آشکار کنم
آدمای دیگهای هم روی زمین وجود دارن
و ما رو برابر با همدیگه نمیدونن
اسم خودشونو گذاشتن ناب و به ما میگن معیوب
اونا دیواری ساختن تا ما رو از دنیای خودشون جدا کنن
و فرقهها رو به وجود آوردن تا ما رو از خودمون جدا کنن
!کسی نیست !باز کن دیگه
فکر کردی میتونی به این راحتی من رو بپیچونی؟
دادی کارای کثیفتو برات انجام بدم
و میخواستی حافظه من رو هم مثه بقیهشون پاک کنی؟
!ما با هم یه قرار داشتیم، رفیق
ما موجودات آزمایشی اونا بودیم که نزدیک بود باعث نابودیمون بشه
خلبان خودکارو تنظیم کردم که بره توی محله دوستمون
یه غافلگیری کوچولو هم برای وقتی که از دیوار استتارکننده رد میشه توش گذاشتم
اونا میخواستن کاری کنن که ما هویتمونو فراموش کنیم
،و ندونیم کجا به دنیا اومدیم ولی در کارشون موفق نشدن
،پس ما الان در کنار هم میایستیم
نه به عنوان پنجتا فرقه بلکه به عنوان یک شهر
ما دیوارشونو خراب میکنیم
هِی، چه خبر شده؟
!من پنتهاوس رو میخوام
!آره، همینی که گفتم
...یا
یه اتاق توی اون محوطه باحال طبقه بالا میخوام
!خیلی خب، ببین
!حاضرم اتاق سابقمو داشته باشم
!فقط بیا این در لعنتیو باز کن
!خواهش میکنم
،شما ما رو دیدین و حالا این ماییم که شما رو میبینیم
به اونایی که آنسوی دیوار زندگی میکنن میگم
به حرفایی که میزنم با دقت گوش بدین چون میدونم دارین میشنوین
،شیکاگو آزمایشگاه شما نیست
خونه مائه
و همیشه هم خواهد بود
« مترجمیــن: پــویـا، مــحـمـــد و مـهـرداد » .:: Toxicity, Dunham & Mehrdadss ::.
« دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم » .:: IranFilm.Net ::.
Follow us on Instagram @Toxic.Subs
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.