All language subtitles for Operation.Parindey.2020.All.Web.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دانلود شده از سایت Subgir.ir تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

پاهات رو دراز نکن، تو يه زنداني هستي مثل يه زنداني رفتار کن

يه خمير دندون بهم بده

فکر کنم اونها با "لنگر" مشغول‌اند، برو بررسي کن (جمع شدن مردم با هر آييني براي خوردن غذاي رايگان)

ساعت 8:41 دقيقه صبح زندان ايالتي نابا

اومدن- جدي؟-

خب، زود باش

زنده باد، قربان- اسمت چيه؟-

دالبير سينگ- دالبير سينگ-

خيلي وقته داريم بوق مي‌زنيم چرا نمي‌شنوي؟

سر صبحي نئشه‌اي؟ ....لعنتي

قربان، همه‌مون مشغول تدارکات لنگر بوديم (جمع شدن مردم با هر آييني براي خوردن غذاي رايگان)

نشنيدم

يه زنداني جديد آورديم واسه اونم غذا بيارين

حتما، جناب

زود تر بايد برگرديم

چشم، جناب

دروازه‌ي دوم رو باز کن

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.xyz مترجم: مهشيد.ظ

صبح بخير، جناب زندانبان

صبح بخير

يه زنداني جديد آوردم

کاغذها رو نشونم بده

کاغذها رو نشونش بده

يالا، عجله کنيد

هي، انگار صداي شليک گلوله ست

سوارشيد

شماها بريد عقب

از زندان ايالت

امروز صبح شش زنداني به شيوه‌ي فيلم‌ها فرار کردند

و کاري از دست پليسمون بر نيومد

خب، شما چي ديدين؟

صداي شليک گلوله شنيديم

بعد ديديم چهار پنج تا ماشين از اينجا رفتن

مونتي سينگ تروريست خطرناکيه

که سال 2014 توي فرودگاه دهلي دستگير شد ساعت 9:58 صبح - فرماندهي پليس، پاتيالا

اون يه جنبش آزادي رو رهبري مي‌کنه

سازمان اطلاعات پاکستان و بقيه‌ي سازمان‌هاي تروريستي بهش کمک مي‌کنن

ولي از وقتي گير افتاده همه‌ي کارهاش متوقف شد

بعد از حمله‌ي فوري

مدام از آژانس اطلاعات گزارش‌هايي دريافت مي‌کرديم

که خبر از يه حادثه‌ي اساسي مي‌دادن

باوجود اين همه احتياط باز هم از زندان فرار کردن

اين لکه‌ي ننگشي براي سازمان ماست

نيروي ويژه با آژانس اطلاعات ملي و دايره‌ي جاسوسي هماهنگي خواهد کرد

و تا 24 ساعت ديگه مونتي سينگ رو مي‌خوام

بدون هيچ بهانه‌اي

آره، دقيقا

يادتون نره که توي کايتال مانع بذاريد

ماشين رو نگه داريد

اونجا مخصوصا نيروي اضافه مستقر کنيد

...مي‌خوام همه‌ي راه‌هاي ورود و خروج- کارت شناسايي-

اگه قبلا اينقدر هوشيار و به گوش بودين

ما اينجا نبوديم- کارتار، بذار وظيفه‌شون رو انجام بدن-

تازه يه ساعت از فرارشون گذشته زياد دور نشدن

تا شعال 50 کيلومتري نابا ايست بازرسي بذاريد

اگه اتفاق غير منتظره‌اي افتاد، بهم زنگ بزن

...کارتار

بريم

آهاي

آبيناو ماتور، نيروي ويژه کارتار و شريني

جزو تيم منن

زنده باد، قربان- زنده باد-

بازرس ارشد ساتنام سينگ پليس پنجاب

اون دستيار زندانبانه، بيم سينگ

قربان

داشته برنامه مي‌ريختيم

که رد مجرم‌ها و کارکنان زندان رو بزنيم

ساتنام، زندانيا از زندان فرار کردن

اونها برنامه ريختن

شما فقط از صفر شروع به تحقيق مي‌کنيد

ببخشيد، قربان

بله، آقاي بيم سينگ

اينجا دقيقا چه اتفاقي افتاد؟

با جزئيات برام تعريف کن

ساعت 10:33 صبح بونا، هريانا

تجيدنر، همه‌شون رو سوار اين دو تا ماشين کن

به مستگار که رسيدين بازم بهتون ماشين ميدن

چشم باباجي

قربان، همه‌شون به روز ترين سلاح‌ها رو داشتن

نتونستيم جلوشون رو بگيريم- نتونستين بهشون شليک هم کنيد-

نگهبان‌ها چيکار مي‌کردن؟ چرا شماها در مقابل شليک نکردين؟

قربان، تا تونستيم شليک کرديم

ولي چون مشغول تدارک ديدن براي لنگر بوديم

همه‌ي اسحه‌هامون رو کنار گذاشتيم

چند نفر از ما مصدوم شده؟

يه نگهبان، به اسم منشي يه زندانبان، با اسم بيرندر

توي بيمارستان غير نظامي بستري‌شون کرديم

بله، جناب وزير- خبراي فرار رو فهميدي؟-

پليس تا الان داره چيکار مي‌کنه؟

قربان، ما تازه رسيدين- برو پيداشون کن

بله

بهتون گزارش ميدم زنده باد هند

هويت‌شون رو شماسايي کردين؟- اونها پليس بودن، قربان-

هيچ کدوم از حمله کننده‌ها رو نشناختين؟

اونها پليسن، قربان

منظورم.. جنايتکارايي که لباس پليس پوشيده بودن

چنان آشوبي به پا کردن

که نتونستيم هيچ کدومشون رو شناسايي کنيم

ميشه جزئيات زندانياي فراري رو بهم بدين؟

بله قربان- بياريشون-

اونها 6 نفر بودن

...نوتج سينگ، بالد- ليست رو بررسي مي‌کنم-

بله، شريني- قربان، همه چيز رو بررسي کردم

موقعيت‌هاي مختلف دوربين‌ها و همينطور اتاق دوربين‌هاي مداربسته رو

قربان، وقتي کل زندان رو زير و رو کردم

سيم کارت و اسکناس‌هاي هزار روپيه اي پيدا کردم

از توي سلول شماره 7- حتما مال اونور مرزه-

سلول شماره 7 کي توش بود؟

مونتي؟

بله قربان مونتي باباجي

مونتي باباجي؟

آقاي بيم سينگ

بيرون بودن اون باباجي قديستون

نه تنها براي پنجاب بلکه تهديدي براي کل کشوره

فهميدي؟

قربان

قربان، بشينيد

قربان از بين 4 تا دوربين سالم

فيلماي سه تاشون به درد نمي‌خورن

چون موقعيت دوربين‌ها عوض شد

يکيشون آسمون رو نشون ميده ..و اون يکي پرنده‌ها رو

قربان، صبح که جاي دوربين‌ها هيچ مشکلي نداشت

بعد واسه آماده کردن لنگر صدام کردن

نمي دونم چطوري جاشون عوض شده

قربان، تو محوطه‌ي اصلي، يه دوربين هست

اون رو بزرگ کنم و فيلما رو نشونتون بدم؟

شريني، يه کاري کن

فيلماي 5 دقيقه قبل از ورود ماشين رو چک کن- چشم-

شريني، اون آقاي بيم سينگ نيست؟

درسته، قربان

بيم سينگ، داشتي چيکار مي‌کردي؟

...قربان، مشغول تدارکات واسه‌ي- لنگر؟-

بله

داري با کي حرف مي‌زني؟

اون کامالجيت سينگه

هموني که صبح از اينجا فرار کرد؟

موقع تيراندازي مونتي کجا بود؟

قربان، اون توي مغازه‌ي منشي بود هموني که امروز مجروح شد

حق با شما بود، قربان همه‌ي پول‌ها تقلبي ان

و همه‌ي سيم کارت‌ها هم بلاکن

آفرين

از رفتنشون بيشتر از دو ساعت مي‌گذره

و از ايست بازرسي‌هامون هيچ خبري بهمون ندادن

مطمئنم يه جايي قايم شدن

يا اينکه يه جوري تونستن با زرنگي از ايست بازرسيا عبور کنن

حتما ماشين‌هاون رو عوض کردن

ساتنام، گوش کن

...هاريانا، يوپي، پنجاب

به همه‌ي خروجي‌هاشون خبر بده

و بهشون بگو به قيافه‌ها خوب دقت کنن نه به ماشين‌ها

چشم جناب

قربان، يه در هم بر همي وجود داره

يه کبوتر چطور مي‌تونه

با کلاغ‌ها پرواز کنه؟ چطوري؟

براي رهايي از قفس

هر پرنده‌اي بال بال مي‌زنه

فقط بايد فرصتش پيش بياد

بذار هر چي مي‌خوان پرواز کنن

وقتي لازمشون بشه که بالاخره ميان رو زمين

همه‌ي تلفن‌ها‌ي اين منطقه رو زير نظر بگيريد

ببينيد به کدوم يکي از گوشي‌هاي زندان زنگ زدن

و از بين اونها، کدوم يکيشون الان اينجا نيست

بياين شروع کنيم عمليات پرنده

حالا همه‌تون بايد گوشي‌هاتون رو خاموش کنيد

اونها يا ردشون رو مي‌گيرن يا شنودشون مي‌کنن

بله سلام عليکم

اينجا همه چيز روبراهه هيچي نشده شروع کردم

خيلي وقته کار بزرگي نکردم

واسه‌ي اين کار حمايت شما خيلي شروريه

اگه متحد بشيم مي‌تونيم به آسوني

به خواسته‌هامون برسيم، خيلي زود

بله

خداحافظ

هي، همينجا وايسا

اونجا رو ببين ايست بازرسيه

...لعنتي

مي‌خواي از کدوم جاده بري؟

داشتم فکر مي‌کردم به سيوان بريم

و بعد از طريق گذرگاه کايتال از مرز‌هاريانا عبور مي‌کنيم

نه

حتي توي کايتال هم پليس جاده رو مي‌بنده

..بهتره که

از کري غلام علي به سمت تيترام بري

راه رو نشونت ميدم الان بپيچ چپ

خب، يه چيزي رو بهم بگو امروز چه اتفاقي افتاد؟

ساعت 11:10 صبح بيمارستان غيرنظامي، نابا

قربان، بعضي وقتها توي زندان يه لنگر ترتيب ميديم

امروز صبح تدارکاتش در جيان بود

قربان، روزهاي لنگر

چند تا از زندوني‌ها رو آزاد مي‌کنيم

تا کمکمون کنن ولي وقتي مونتي رو

بيرون انفراديش ديدم

شوکه شدم بعد، اون ماشين‌ها اومدن

و ديگه خودتون مي‌دونيد بعدش چه اتفاقي افتاد

آقاي منشي نظر من اينه

که بدون کمک يه نفر از داخل

هيچکسي از بيرون نمي‌تونست يه همچين عمليات بزرگي رو انجام بده

نظر شما چيه؟

ديروز عصر داشتم به طرف مغازه‌م مي‌رفتم

"بذار هر کي دلش پريدن مي‌خواد، پرواز کنه"

به چيزي که قولش بهت داده شد مي‌رسي" "روي کارت تمرکز کن

موضوع به اين مهمي رو به بيم سينگ گفتم

ولي اون خنديد و اصلا بهم توجه نکرد

تو لکه‌ي ننگ کل دپارتماني پدر سگ

قربان اين حرف رو زده

حالا تو بگو

راجع به اين فرار از زندان چي مي‌دوني؟

ديشب مونتي پاي تلفن داشت با کي حرف مي‌زد؟

قربان، يه سوءتاهم پيش اومده

..کارتار

الان مونتي سينگ بايد سرجاي تو مي‌نشست

داري يه چيزي رو ازمون پنهون مي‌کني

قربان، قسم مي‌خورم

من چيزي نميدونم

...ببين

اين رو ببين

سه ميليون بازديد

"کمک! ولم کن" ...ها-

نگاه کن- "ولم کن"-

اين فيلم 6 ماه پيش توي زندان جلندر گرفته شده

"کمکم کنيد"

مردم توي زندان به گا ميرن

فقط يکي از زندانياي زندانت رو تصور کن

که داره ترتيب تو رو ميده

و اون ويديو پر بازديد بشه

آزاد کردن زندانيا که هيچ

حتي نمي‌توني پاي خودت رو هم از اينجا بيرون بذاري

يالا بلند شو شريني، از سلول شماره‌ي 15

دلاور گنده بک رو بيار بذار ترتيبش رو بده

حرف بزن- نميدونم-

ننه خبرا، حرف بزن

گفتم حرف بزن- قربان، لطفا بذاريد برم-

زودباش، حرف بزن- ...قربان-

قربان، قربان،...بهتون ميگم- حرف بزن-

بنال

قربان، امروز صبح

مونتي سينگ

بايد توي انفرادي مي‌بود

ولي من گذاشتم

که واسه مدت کمي بياد بيرون

خريدن خرت و پرت رو بهونه کرده بود

...قربان

نميدونستم که فرار مي‌کنه

اون بهت گفت و تو هم گذاشتي بره مگه دوست جون جونيت بود؟

من هرگز نمي‌تونم

به ايشون نه بگم

ايشون؟

قربان، من خيلي

تحت تاثير ايشون بودم

چطور؟

مونتي باباجي هر روز عصر

براي دو ساعت از انفراديش بيرون آورده ميشد

و توي اين دو ساعت واسه زندانيا

خطبه مي‌گفت

چند بار سعي کردم جلوش رو بگيرم

زودباش، باباجي وقت برگردوندنت به انفرادي شده

شماها هم برگردين

...برگردين- بيم، داري چيکار مي‌کني؟-

باباجي رو نمي‌شناسي؟

خطبه‌هاي باباجي

بيشتر از زندانت، زندانيا رو اصلاح مي‌کنه

باباجي، راه راست رو به همه‌مون نشون ميده

اون ما رو از اين پرتگاه آزاد مي‌کنه

...کمال

هر کسي حق داره انتخاب خودش رو بکنه

در اين دنيا، هر کسي بايد

وظايف و مسئوليت‌هاي خودش رو انجام بده

بيم هم هيمنطور

بيم، همه‌ي ما اسيريم

اسير خدا

اين زندان، اين ديوارهاش

مي تونن جلوي رستگاري و ازخودگذشتگي مردم

رو بگيرن؟...

کم کم حرفاي باباجي روم اثر گذاشتن

کمال جي و رنديپ که از قبل

مريدش شده بودن

ولي دقت کردم که باباجي

وقت بيشتري رو با پابي مي‌گذرونه

پرابجيوت رو ميگي؟

هموني نيست که به حبس ابد محکوم بود؟

به جرم قتل يه افسر پليس؟- بله، قربان-

قربان، يه ماه قبل از جشن برداشت امسال

پابي سکته‌ي قلبي کرد

اون رو به بيمارستان غيرنظامي بردن

و بعد، از اونجا فرار کرد

باباجي، من چرا نمي‌تونم همراهتون بيام؟

...کمال

گفتم بعدا در اين باره حرف مي‌زنيم

شريني، يه گمانه هست

يه نظريه ست فقط ببينيد چي ميگم

فيلم رو از جايي پخش کن که حمله کننده‌ي اصلي

از ماشين بيرون مياد

...قربان

بفرماييد

...اونجا، اونجا

اونجا، استوپ کن

...بيم سينگ

با دقت به اين دو تا عکس نگاه کن

واي اون پابي‌ـه

آبيناو، تا کجا پيشرفت کردين؟- فرارشون فقط 12 دقيقه طول کشيد-

اين نقشه رو يه روزه نريختن

يه توطئه ست

با جزئيات خيلي دقيق اين نقشه رو ريختن

و باتوجه به پرس و جوهايي که تا الان انجام شده به نظرم مياد

که مجرم‌ها براي آزاد کردن همدست‌هاشون به اينجا اومدن

و تروريست باهاشون فرار کرد

يا شايد هم برعکس

نگران نباشيد قربان، مهم نيست چقدر پرواز کنن من مي‌گيرمشون

ساعت 12:23 ظهر تيترام، هريانا

لعنتي، جاده پر از دست اندازه يا دست انداز پر جاده ست؟

تا حالا بايد به دهلي مي‌رسيديم

پابي، خشمت رو کنترل کن

از اينجا مسيرهامون جدا ميشن

تو و رانا به سمت يوپي بريد

اونجا که رسيدين شماهم بايد از هم جدا بشين

و شما؟

شما کجا ميرين باباجي؟

به وعده‌اي که بهت داده شده، عمل ميشه

وقتي که به دهرادون برسي

فهميدي؟

چهل ميليون

گوشي‌هاتون رو روشن نکنيد

سه ساعت از فرار زنداني‌ها مي‌گذره

احساس درونم بهم ميگه

که راهشون رو جدا کردن

کبوترها و کلاغ‌ها، راه‌هاي خودشون رو رفتن

قربان

رد يه ايميل کدگذاري شده از دهلي زده شده

بعد از شکستن رمز، اين نوشته شده "فصل دنباله‌ها، تا 24 ساعت ديگه"

"حمله‌ي اوري 2"

کارتار، شريني

اين اونجوري که به نظر مياد نيست

اخبار فوري

منابع محرمانه مون به ما اطلاع دادن

که در بنگارلو، حيدرآباد، دهلي و مومبي

وضعيت اضطراري اعلام شده درسته

گمان ميره که اين تروريست‌ها در حال انجام

يه توطئه‌ي خيلي بزرگ باشن...

قربان، مبدا پيغام رمزي از اسلام آباده (پايتخت پاکستان)

و فرار از زندان فقط يه انحرافه

نقشه يه چيز ديگه ست، يه کار بزرگ- ممکنه درست بگي-

ولي بعد از "اوري" همسايه‌هامون هيچ نقشه‌اي رو با کشي درميون نميذارن

به هرحال، خودم به شخصه پا پي اين قضيه ميشم تو روي مونتي تمرکز کن

حتما، قربان

ساعت 1:20 ظهر پوندري، هريانا

سلام، باباجي- زنده باشي، روپي-

ساعت 3:50 بعد از ظهر مکان نا مشخص، هنگ کنگ

باباجي، داريد چيکار مي‌کنيد؟ مکانتون داره رديابي ميشه

با اينکه نشستم تو هنگ کنگ قشنگ پيداست که توي هرياناييد

گوشيتون خاموشه، ولي تا وقتي که باطري داخلش باشه

گوشيتون رو مي‌تونن رديابي کنن- مي دونم دارم چيکار مي‌کنم، روپي-

ببخشيد، باباجي- نقشه‌ي معرکه‌ايه، روپي-

پليس تا سه چهار روز آينده

مشغول تعقيب گنگسترهاست

همه‌ي تدارکات آماده شده

توي دهلي پول و ساير دستورالعمل‌ها رو مي‌گيرد

خوبه، روپي

حالا قطع مي‌کنم

...قربان

با نظارت گوشي موبايل، يه جزئياتي پيدا کردم

از ديشب، بيش از 1500 تماس گرفته شده

از دکلي که نزديک زندانه

همه‌ي شما رو‌ها رو رديابي کردم

از بين اونها، دو تاشون يه خرده قبلتر کنار هم بودن

يه نگاه بندازيد، قربان

اين شماره رو ببينيد، قرببان 9990.

کل شب با يه نفر توي زندان بود

تمام شب فعال بود

و اين يکي 3725...

تا فرار از زندان امروز صبح فعال بود

توي همون منطقه

بعدش اين دو تا شماره تا تيترام يعني نزديکاي کايتال با هم بودن

و از اونجا، از هم جدا شدن

يکي به شمت کرانا رفت

و اون يکي به سمت شرق پوندري

تونستي هيچ کدومشون رو شنود کني؟

نه، قربان از صبح هر دو تا گوشي خاموش بودن

3725.

مي‌تونه شماره‌ي پابي باشه

هموني نيست که به سمت کرانا ميره؟ بله، قربان-

منطقه‌ي شاملي

شريني، کارت خوب بود

...الو، کمال

يه چيزي رو نفهميدم

باباجي چطور اومد؟

ما فقط راجع به اون سه تا بحث کرديم

کي دلش نمي‌خواد از چنين فرصت فراري استفاده کنه؟

شانس فرار کردن گيرش اومد باباجي هم فرار کرد

باشه، تو برو

توي دهرادون مي‌بينمت- دهرادون و بعد از اون نپال-

و بعدش يه زندگي جديد رو شروع مي‌کنيم باشه؟

مي‌بينمت

داري چيکار مي‌کني؟

نقشه‌ي گوگله

حداقل بذار ببنيم کجاييم

ساعت 4:53 دقيقه بعد از ظهر حومه‌هاي شهر کرانا، يو پي

زنده باد هند

غذا چطوره؟

خوبه

هي، چرا جوجه سفارش دادي؟

مزه اش خوب نيست

لاکان، گوش کن

دو تا ماسالاي گوشت بيار

واسه‌ي اون و من

امتحانش کن

هميشه يادت مي‌مونه

کومال باردواج

کميسرپليس کرانا

و تو؟

بوشان سينگ- از؟-

چي؟- پليس کدوم منطقه اي؟-

هي، زودباش

...خب

سنگرور پليس پنجاب

امروز صبح چند تا زنداني از زندان ايالتي فرار کردن

شش نفرشون

حتما مي‌دوني

تو هم روي اون پرونده اي؟

تازه بهم اطلاع دادن که رهبر اون حمله

يه جايي نزديک کرانا ست

دارم دنبالش مي‌گردم

با بي‌سيم مشخصاتش رو گفتن

قد حدود 6 فوت

رنگ سفيد

يونيفرم پليسي پوشيده

يه اشتباه اساسي

گوشيش رو روشن گذاشته

مادر به خطا يه گوشت آوردن اينقدر طول مي‌کشه؟

وقت پابي تموم شده

شرمنده

هرزه

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

آبيناو

پابي رو گرفتيم

ساعت 9:10 شب اداره‌ي پليس کرانا، يوپي

آره

آفرين کومال کارت خوب بود

مجروح داديم؟- نه، قربان-

تو ماشين پابي چي پيدا کردين؟- کلي چيز داشت

اي کي47 دو تا تفنگ

اين گوشي اين همون موبايليه که ردش رو مي‌زديم

هم چنين شماره‌اي که به سمت راجستان ميرفت رو

توي صندوق عقبش پيدا کردبم

مونتي داره گمراهمون مي‌کنه- واضحه-

پابي در چه وضعيه؟- لوله‌اش کرديم-

ولي دهنش بسته ست

مشکلي نيست کارتار رسيدگي مي‌کنه

کومال، يه لطفي بهم کن لطفا چيزايي که از ماشين پابي پيدا کردي

رو به شريني بده...

حتما- ...من بايد-

قربان، خيلي کتک خورده

يه کلمه هم حرف نميزنه

به جون مادرم قسم، قربان

من چيزي نمي‌دونم

...ببين

اين رو ببين، ننه خراب

اين ويديو مال همون زندانيه که يازده ساعت پيش ازش فرار کردي

نگاهش کن

اون رو مي‌شناسي؟

چرا اين رو بهم نشون ميدين؟

من واقعا چيزي نمي‌دونم

امروز صبح هم بيم سينگ چيزي يادش نميومد

ازش پرسيديم، کتکش زديم

و بعد...همه چيز يادش اومد

خودت ببين

خدا ميدونه شايد تو هم همه چيز يادت اومد

...قربان، من

من فقط راننده بودم

قربان، من رو ببخشيد

چيزي نمي‌دونم

...من

قربان، من دستاش رو مي‌گيرم

وقتي يکي ترتيبش رو بده، مثل بلبل حرف مي‌زنه

نه

مي‌خواين چيکار کنين؟ ولم کن

بهتون ميگم

من به حبس ابد محکوم شده بودم

و به زندان ايالت فرستاده شدم

پدرسگ‌هاي کثافت

ولم کنيد

گفتم، ولم کنيد

...يه سال بعد

ژانويه 2016

اين روح بي‌قرار، کيه؟

آرومه، با اين وجود بي‌قراره

دوستمه، پابي ...اخاذي، قتل، مواد

شريک جرم همديگه بوديم قبل از زندان پادشاه دنياي زير زمين بود

هيچ کاري تو دنيا نيست که پابي نتونه از پسش بر بياد

ولي به شرطي که پول خوبي توش باشه

اون از پليسها متنفره

حتي يه افسر رو هم کشته، باباجي

به خاطر همين افتاده زندان ...اما

رفيقم عاشق پوشيدن يونيفرم پليسيه

ايشون رو ببين باباجي هست

ناجي ما

تا که مي‌خواي اسير بموني؟

اسير افکار خودمون

روزي که تصميم بگيري خودت رو براي عزيزانت فدا کني

...اون روز

هيچکسي نمي‌تونه جلوت وايسه

اين زنجيرها رو پاره کن

خودت رو آزاد کن- ...آروم آروم-

حس کردم حق با باباجيه

پابي، اگه قراره بميريم چرا موقع انجام يه کار خوب نميريم؟

مردن واسه آدماي خودت

بجاي اينجا مردن برو بيرون و يه زندگي نو شروع کن

بفهم، پابي

قربان، رانا دوست خيلي خوب من بود

و معلوم بود که مريد سرسخت باباجي شده بود

...چونکه، کمالجي و رانا

شرايطشون مثل هم بود...

رانا که مدام برام توضيح ميداد، موافقت کردم

روز بعدش با خوردن قرصي که باباجي بهم داد

همه فکر کردن دچار ايست قلبي شدم

يه خرابکاري درست کردم

و بعدش من رو به بيمارستان غيرنظامي نابا بردن

توي بخش خودم بودم که يهويي

صداي شليک گلوله شنيدم

چهار تا مرد مسلح وارد شدن

و جلوي همه من رو از اونجا بردن

بله، روپي

آره، همه چيز خوب پيش رفت

آره، اومد

سلام جناب پابي من تجيندر ام

از باباجي خيلي راجع بهت شنيدم

چند ماهي توي اون خونه موندم

غذا، نوشيدني، لذت بند و بساط همه چيز به راه بود

اجازه نداشتيم بريم بيرون

بعد يه روز

تجيندر با دو نفر ديگه اومد

بايد ناوتج، راويندر و بالجيت رو از زندان ايالتي

آزاد کنيم...

فعلا واسه خرج و مخارج

اين رو نگهدار ده ميليونه

يه چيزي بپرسم؟- بپرس-

داريم اينکارها رو واسه مونتي باباجي مي‌کنيم؟

ارباب، نه فقط ما

اون توي کل دنيا طرفدار داره

اون يه قديسِ

هري

يه کار توپ گيرم اومده

جناب؛ من مقدمات هدفم رو شروع کرده بودم

انتخاب ماشين، تفنگ...و چند تا آدم ديگه

يه روزي با آدمام به نابا رفتيم (اکتبر 2016)

محله ي‌هاي اونجا و راه‌هاي خروج رو بررسي کردم

و بعد درست جلوي زندان، يه ليوان چايي خوردم

يکشنبه‌ها روز خوبيه

روز لنگره

همه سرشون به کارخودشون مشغوله

بخاطر لنگر، هچ کدوم از نگهبانها پيششون اسلحه نيست

روزش مشخصه ولي تاريخش نه

که اونم چند روز ديگه مي‌فهميم

طبق تصميم نخست وزير

اسکناس‌هاي 500 و 1000 روپيه اي ديگه ارزشي ندارن

بيرون بانک صف طولاني‌اي هست

...دو هفته از بي‌ارزش شدن اسکناس‌ها گذشته

بهم اسکناس صد روپيه‌اي ميدين!؟

اشتباه من چيه؟

هيچکسي توي کشور نمي‌دونست که همچين اتفاقي قراره بي‌اُفته

و پول پيش رو هم که بهت دادم

تا وقتي پولم رو ندي، هيچکاري انجام نميشه

اول پول ور بده، تا کارِت انجام بشه

اول پول بعد کار

آروم باش

جناب مشکل خيلي بزرگي پيش اومده

بخاطر تعويض پول، کل کار خوابيده

حواست باشه پول‌ها وارد بانک نشن

چشم

اون اسکناس‌ها تقلبي ان- ...بله، شما-

داداش، منم پابي

نمي‌تونم با اين شرايط کار کنم بگو چيکار کنم؟

داداش جان، محموله توي کاميون‌هاي اسلام آباد خوابيده

تو فقط کارت رو انجام بده

به دلار پولت رو مي‌گيري دوبرابرش رو مي‌گيري

فقط زود کار رو تموم کن

فرض کن شمارش معکوست شروع شده

با مونتي باباجي حرف زدم

...خواهر حتي نميدونم دارم با کي حرف مي‌زنم

مي‌خوام با باباجي حرف بزنم

سلام، باباجي- فرزندم-

وظيفه ات رو انجام بده

در درجه‌ي اول بايد وظيفه ات رو انجام بدي بعد خدمت

بذاري هر کي پريدن دوست داره، پرواز کنه

به چيزي که بهت وعده داده شده ميرسي

روي کارت تمرکز کن

با حرف باباجي موافقت کردم

ازش پرسيدم کي بايد کار رو شروع کنيم

....اون گفت

فردا ساعت 8 صبح

تجيندر

ما اداي پليس در مياريم و تو زنداني

خب؟

لعنتي...لنگات رو دراز نکن

خير سرت زنداني اي مثل زندانيا رفتار کن

نقشه‌ي باباجي عالي بود

صبح بعد، قبل از رسيدنمون به زندان

کمالجيت همه‌ي دوربين‌هاي مداربسته رو جابجا کرده بود

چهل ميليون برامون پول خيلي زيادي بود

تا اونها رو آزاد کنيم

رانا دوست من بود

پس اون رو هم آزاد کردم

...اما

هيچ کدوممون نمي‌دونستيم که مونتي باباجي و کمالجيت

هم مي‌خوان فرار کنن اين جزو نقشه نبود

قراره به اسم "اوري2" به کشور حمله بشه

در اينباره چي مي‌دوني؟

چي؟

چي دارين ميگين، قربان؟

من هيچي ازش نميدونم

...قربان

بعد از فرارش

فکر کنم باباجي با يه نفر از پاکستان حرف زد

با يه تلفن ماهواره اي

و درمورد يه نقشه حرف مي‌زد

فکر مي‌کردم دارن درمورد فرار از زندان حرف ميزنن

يه قديس و شاگردش

اون کجا رفت؟

قربان، بعد از رسيدن به تيترام همه‌مون راهمون رو جدا کرديم

نميدونم بعدش چه اتفاقي افتاد

يونيفرم تقلبي

پول تقلبي

اطلاعات تقلبي جراتت هم تقلبيه

قربان، مونتي يه تلفن ماهواره‌اي داره

پرونده‌ي مونتي رو خوندم قبل از اين

با حملات کوچيم توي مومبي، کارش رو شروع کرده بود

دزديدن ديپلمات‌هاي خارجي حمله به سارا ساچا سودا

کشتن ارتشي‌ها، بمبگذاري گمراه کردن جووناي مردم

آموزش دادن بهشون براي انجام ماموريت‌هاش

و بعد، بنگلور بمبگذاري 2014

بعدش ديگه هيچ فعاليتي نبود

کومال، نظر تو چيه؟ مونتي سينگ کجا ميره؟

بعد از بمبگذاري بنگلور توي فرودگاه دهلي بازداشت شد

پس از يه سوراخ دوبار نيش نميخوره

به نظرم اون به مومبي ميره- به نظر من، نپال-

چرا؟

فکر کنم اطلاعاتي‌هاي پاکستان اونجا کمکش مي‌کنن

اون سمت مرز نميره نيروهاي امنيتي مرزي اونجان

ساعت 12:53 دقيقه‌ي شب جيپور، ميروت - 28 نوامبر 2016

هنوزم فکر مي‌کنيد اين فقط يه پرونده‌ي فرار از زندانه؟

فکر کنيد، چرا الان از زندان فرار کرده؟

اينقدر ناگهاني- قربان -

نمي‌فهمم

آدماي زيادي به فرار مونتي کمک کردن

و مطمئنم از کشور ميره بيرون و يه نقشه‌ي بزرگ مي‌کشه

نقشه‌ي يه حمله‌ي بزرگ به هند رو مي‌کشه و براي انجام اينکارها

اول از همه يه جايي قايم ميشه که بتونه آماده بشه

و اولين کاري که مي‌کنه ...اينه که ظاهرش رو عوض کنه. شريني

چند تا عکس از قيافه‌ي مونتي بکش و دست به دستشون کن

قربان، خب...؟

فقط ظاهر‌هاي احتماليش رو بکش و به دهلي بفرستشون

چرا دهلي؟

پابي بهمون گفت که آخرين مکان شناخته شده‌ي مونتي سينگ، تيترام بوده

تيترام توي‌هارياناست

...و بزرگترين شهر نزديک تيترام

دهليه

من رسيدم

به مقصدم نزديک ترم ساعت 4:45 صبح، ان سي آر دهلي

...حالا

راجع به تدارکات و سلاح‌هاي پاکستان برام بگو

مطمئنم در غيابم اتفاق بدي افتاده

باباجي، ما سريازهاي توييم

مي‌تونيم تو مبارزه بجنگيم، نه يه جنگ

براي اينکار خودت بايد به اينجا بياي

ببين فردا ساعت ده و پنج ديقه‌ي صبح

از ايستگگاه راه آهن نظام الدين يه بليط قطار مي‌گيري

صبح روز بعد ساعت 8 به پانول مي‌رسي

بخاطر دلايل امينتي، توي کابين عمومي سفر ميکني

و از اونجا مستقيم با ماشين به گوا ميري

و به اسم جوگيندر سينگ، با پرواز انگليس

سفر مي‌کني

همين که به لندن برسي

همه‌ي نقشه‌هايي که براي هند کشيدي شروع ميشن، باباجي

توي فرودگاه هيترو مي‌بينمت، باباجي (فرودگاه لندن)

شريني طراحي‌هاي صورت مونتي سينگ چي شد؟

بله، قربان- نشونم بده-

قربان، از جلندر توسط نظارت مخابراتي يه پيام اومده

آخرين مکان تلفن ماهواره‌اي مونتي سينگ به روز شده

دوباره رد يه تماس به هنگ کنگ رو گرفتيم

مادر به خطا

اين حرف قربانه نه من

حالا جاي مونتي رو بهمون ميگي يا نه؟

دهليه، دهلي...اما نتونستم مکان دقيقش رو بفهمم

رد مونتي سينگ رو زديم يه جايي توي دهليه

براتون طراحي‌هاي جداگونه و متفاوت از مونتي سينگ مي‌فرستم

براي همه بفرست- باشه، قربان-

مطمئنم تا الان تغيير قيافه داده

زنده باد هند قربان- زنده باد-

همه جا پليس مستقر کرديم

فرودگاه‌ها، ايستگاه‌هاي راه آهن و اتوبوس

کارت خوب بود کندرا زنده باد

قربان، توي مکان‌هاي مختلف دهلي بمب پيدا شده

در ترمينال سوم فرودگاه بين المللي گاندي

يک کيف مشکوک پيدا شده

امنيت فرودگاه چنديد برابر شده

پيغام رمزي "اوري2 "رد گم کني نبود

فرار از زندان ايالتي راه گم کنيه

از صبح دنبال اونيم

درحاليکه تو دهلي بمب کار گذاشته شده

هيچ فکر کردي چطور يهويي تو دهلي بمب پيدا کردن؟

مخصوصا حالا که مونتي سينگ از پنجاب فرار کرده

مطمئنم همه‌شون کار خودشه

قبلا هم بهتون گفتم

اگه مونتي سينگ مي‌خواد کار بزرگي بکنه

اول بايد از هند خارج بشه

و براي اينکار

هيچ جايي بهتر از دهلي نيست

بعد از گزارشات آژانس‌هاي مخفي پليس ان سي آر دهلي

بخاطر جلوگيري از حملات تروريستي در هشدار جدي به سر مي‌بره

همه‌ي مکان‌ها رو روي نقشه مشخص کن و بهم نشون بده

بله، قربان

بذار ببينمش- اينجا-

ايستگاه اتوبوس شيواجي

جاده‌ي چودري چارن سينگ

پمپ بنزين

روگذر جيل رود آکواريوم رويال

شادرا ترمينال اتوبوس درون ايالتي

پارک پنجاب

توش يه الگو وجود داره

چرا همه‌ي بمب‌ها توي شرق و غرب و شمال دهلي کار گذاشته شدن؟

جنوب و جنوب شرقي دهلي خاليه

اون مي‌خواد توجه ما رو به اين بخش‌ها جلب کنه

تا بتونه وقتي جنوب دهلي خاليه خيلي آروم از اينجا بره

درست ميگين، قربان

جنوب دهلي دو تا خروجي اصلي داره

ايستگاه‌هاي راه آهن اوکلا و نظام الدين

کُندرا مونتي سينگ مي‌تونه از دو راه فرار کنه

ايستگاه‌هاي نظام الدين و اوکلا

تو مراقب اوکلا باش من و تيمم هم حواسمون به نظام الدينه

ساعت 8:41 صبح ايستگاه حضرت نظام الدين

کسي مثل مونتي ديدين؟

نه، قربان

دارم به سمت ورودي ميرم

باشه، قربان

مونتي رو ديدم ژاکت شطرنجي، دستار آبي

بيست و پنج فوت اونورتره محاصره‌ش کنيد

قربان، باجه‌ي بليط

باجه‌ي بليط دارم ميام پيشت

دريافت شد، قربان

الان مونتي رو ديدم داره از روي پل استفاده مي‌کنه

تا به اون سمت برسه

من ميرم دنبالش

ماتار

کارتار، شريني، هيچ کسي شليک نکنه مونتي رو زنده مي‌خوام

کارتار، ريل سوم

اون رو نکشيد

چشم، قربان

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.xyz مترجم: مهشيد.ظ

خيلي دوييدي، باباجي

ديگه برگرديم؟

مهم نيست، جناب

اين دفعه پابي بود

دفعه‌ي بعد يکي ديگه ست

پابي‌هاي بيشتري رو توي اين کشور پيدا مي‌کنم

کي جلوم رو مي‌گيره؟

و براي گرفتن هر پابي يا مونتي سينگ

توي اين کشور

افسراي بيشتري مثل آبيناو ماتور ميشن

ببريدش

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

قربان

گرفتيمش! داريم برش مي‌گردونيم

زنده باد هند، قربان

مانميت سينگ معروف به مونتي سينگ محاکمه و محکوم شد، و متعاقبا به حبس ابد محکوم شد

او اکنون در حال گذراندن حبسش در زندان پاتيالاي پنجاب است

پابي در زندان ايالتي گوالير قرار داده شد و در کمتر از 5 ماه دوباره فرار کرد، هيچ گزارشي از مکانش نيست

ولي هر از گاهي شايعه‌هاي تاييد نشده از ديده شدنش در تايلند، مالزي و نپال به گوش ميرسد

رنويرسينگ ملقب به روپي که منابع فرار مونتي سينگ از زندان را فراهم کرد

در 19 نوامبر سال 2019 دادگاه عالي هنگ کنگ شرقي بالاخره او را به هند ديپورت کرد

رانا در فوريه‌ي سال 2017 هنگام تلاش براي عبور از مرز پاکستان، توسط پليس گجرات کشته شد

کمالجيت سينگ در اکتبر 2017 در نپال دستگير شد .او در حال حاضر به زندان ايالتي پنجاب بازگشته

First Edited - Farsi Version 12.03.2020 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.