All language subtitles for Lucky.Strike.2026.2160p.iT.WEB-DL.DD5.1.H.265-DUDU

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫لاکی استرایک »

‫19 December ‫« دسامبر ۱۹۴۴»

‫ ‫، بلژیک منطقه‌ی جنگلی آردن »

‫ ‫الهام گرفته از وقایع واقعی »

‫ارائه‌ای از وب سایت دیجی موویز ‫.::DigiMoviez.Com :: .

‫آدرس دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫@DigiMoviez

‫دهنتو صاف کن، اوانز

‫حواست رو جمع کن

‫شرمنده، تاپ. ‫امان از این جاده‌های وامونده

‫چشم چشم رو نمی‌بینه ‫از بس مه غلیظه

‫تو نبودی می‌گفتی

‫توی شیکاگو راننده‌ی ماشین سنگین بودی؟

‫دیترویت، سرگروهبان درسته

‫پس زبون به دهن بگیر

‫بلکه زودتر این تجهیزات رو برسونیم شونبرگ و

‫خلاص شیم

‫چشم، سرگروهبان

‫از خدامونه زودتر خلاص شیم

‫همه می‌گن تا کریسمس برمی‌گردیم پیش خانواده

‫چی زر میزنی اوانز؟

‫این حرومزاده‌ها عین آب خوردن خط مقدم رو

‫سوراخ کردن اومدن جلو و

‫عمداً توی این هوای خراب حمله کردن که

‫مبادا کمک هوایی بهمون برسه

‫اونا که خر نیستن

‫خیلی خطرناکه که ‫فکر کنیم ختم به خیر شده

‫این کابوس تموم شدنی نیست و

‫چشمم آب نمی‌خوره ‫به این زودی ها تموم بشه

‫فقط فرمون رو بچسب و برو اوانز

‫باید تا ۸ صبح اونجا باشیم

‫ترجمه از نهال و محیا مبین مقدم » ‫.::MM Mahya & iredprincess :: .

‫یا خدا!

‫گندش بزنن

‫باید از اینجا بریم

‫بذار یه نگاهی بهش بندازم

‫در تلگرام: t.me/IRedSub

‫وایسا وایسا نگه دار

‫اوانز این طوری به جایی نمی‌رسیم

‫لعنت بهش

‫گیر افتادیم بچه‌ها

‫لنکستر بیا یه کمکی بده سر این وینچ

‫قضیه چیه سرگروهبان؟

‫رو چشمم تاپ

‫- صدای چیه گروهبان؟ ‫- تکون نخورید

‫مراقب باشید

‫شلیک

‫برید. بریم کلکشون رو بکنیم

‫اسم اون یارو سیاه‌پوسته چی بود توی برلین؟

‫جسی اونز

‫همه‌شون یه شکلن

‫منتها سرعت دویدنشون یکی نیست

‫ده ساعت تأخیر خوردیم. راه بیفتید

‫- بریم ‫- حالم از لاکی استرایک به هم می‌خوره

‫دهنت رو ببند. بجنب ‫- چشم، قربان

‫اشمیت رو ولش وقت نداریم

‫چشم قربان

‫گفتم سوار شو

‫خانم کالدول؟

‫بله

‫سلام بنده جان کسل هستم

‫سرهنگ ارتش ایالات متحده ام

‫اسم و آدرستون رو از شرکت گالوین گرفتم

‫بله، امرتون؟

‫خب اومدم درباره ی طرح مستمری‌تون ‫صحبت کنیم، خانم

‫از کارکنان شرکت گالوین اید؟

‫بله

‫اما خانم قول می‌دم زیاد وقتتون رو نگیرم

‫پیاده نظام ۹۹ ام

‫لشکر ۹۹ ام. مهندسین گردان ۳۲۴

‫هوم

‫نبرد آردن

‫درسته

‫بله پسرم...

‫پسر من هم اونجا خدمت میکرد گردان ۷۶۱

‫شنیدم یگان‌شون خیلی کاردرسته

‫- اونا... ‫- سرهنگ کسل

‫گفتید برای شرکت گالوین کار می‌کنید؟

‫باهاشون کار می‌کنم نه براشون

‫خب، وکیلم قدغن کرده ‫با آدم‌های مرتبط به گالوین

‫هم کلام بشم

‫بوی قهوه است خانم؟

‫بله، تازه...

‫تازه قهوه دم کردم بریزم براتون؟

‫از نون شب واجب تره برام

‫باورم نمی‌شه شرکت گالوین

‫این‌قدر راحت آدرسم رو لو داده

‫خب...

‫کلی پیله کردم و ‫یه خرده هم زبون ریختم

‫خاطرتون جمع خانم ‫به این راحتی ها نبود

‫شرکت‌شون بی‌نهایت مقرراتیه

‫پرسنل‌شون هم به شدت سختگیر

‫قشنگ در جریانم

‫اون قدر مقرراتی ان که...

‫یه قرون از مستمری‌ام رو هم بهم ندادن

‫ممنونم

‫- واسه همینه که خدمت رسیدم خانم ‫- واقعاً؟

‫بله، خانم

‫والا چندین ساله دارم ‫براشون خط‌ونشون می‌کشم

‫هوم

‫می‌دونن من پول شکایت و ‫دادگاه‌کشی ندارم

‫نکنه وکیل ارتشی چیزی هستید؟

‫نه نه

‫منتها چند نفری رو ‫توی گالوین می‌شناسم

‫می‌دونم خیلی براتون احترام قائلن

‫-برای من؟ ‫- اوهوم

‫جداً؟

‫کارمند درجه‌یک

‫بله خودشون گفتن کارمند درجه‌یکی بودید

‫توی پرونده‌تون قید شده

‫البته نه اینکه نیازی باشه ‫کسی بهم بگه

‫خودم می‌دونم

‫می دونید؟

‫با چشم های خودم دیدم

‫ایرادی نداره؟

‫عادت همیشگیمه

‫راحت باشید

‫نوش

‫هی شما دوتا. ‫جیره‌ها تو ماشینه بریم

‫میلر داری چه غلطی می‌کنی؟

‫هی، مگه نشنیدی؟ ‫اون آشغال‌ها رو ببر بیرون

‫- خیلی خب الان... ‫- بجنب دیگه، لعنتی

‫راستی رم، احتمالاً سر این قضیه ‫به کمکت نیاز دارم

‫- تاپ ‫- قربان

‫- چقدر وقت داریم؟ ‫- آشغال‌ها رو ببر بیرون

‫حدوداً نیم ساعت، قربان

‫کسی میلر رو ندیده؟

‫HEADQUARTERS COMPANY CHARLIE ‫BattalionEngineering 324th

‫کش ‫- قربان

‫- بیا اینجا ببینم ‫کسی میلر رو ندیده؟

‫KRINKELT ‫Belgium

‫بله قربان ‫- باید بری مداوا شی

‫KRINKELT ‫Belgium

‫با سرهنگ برمی گردی عقب و ‫احتمالاً با کشتی بخار و

‫زخم یک میلیون دلاری‌ات ‫راهی خونه می‌شی

‫مبارکه

‫خونه برم که چی قربان؟! ‫ما هنوز کارمون تموم نشده

‫خب کار تو تموم شده

‫الان اصلاً وقت رفتن نیست، قربان

‫واجبه توی گروهان بمونم

‫خب پس گمونم مجبوریم بدون تو

‫پیروز جنگ بشیم

‫احتمالاً سریع‌تر هم پیش می‌ره

‫آره کش، خیال کردی تخم دوزرده ی یگانی؟

‫اسمت چی بود جوجه سرباز؟!

‫اول باید آرم لاکی استرایک رو بسوزونی

‫باشه فهمیدم

‫باشه، فهمیدم

‫قربان

‫قربان

‫سروان کسل

‫عالم و آدم می‌دونن معافیت شامل حال شما می‌شه

‫حرف خاصی داری؟

‫بله

‫منظورم اینه که نرفتید، سروان

‫صحیح، پای حقیقت، عدالت و ‫آرمان‌های آمریکایی درمیونه

‫دقیقاً، جفتمون اینجاییم که ‫دینمون رو ادا کنیم

‫درسته

‫کش سه تا انگشت از دست دادی ‫جمع کن برو بیمارستان

‫راننده‌ی سرهنگ لعنتی هم تا اونجا می‌برتت

‫کیف کن

‫- بله، قربان ‫- صبح به خیر، قربان

‫بریم تو

‫هوا همچین سرده که فکر کنم ‫خایه‌هام تو راه یخ زدن و افتادن

‫آره من هم همینم

‫گروهان چارلی در چه حاله؟

‫یه سری یگان کامل و ‫مهندس های تکاور داریم که

‫هر جا بتونن مین گذاری و ‫پل ها رو منفجر می‌کنن

‫چند نفری رو هم فرستادم خط مقدم

‫غیر این تقریباً برای عملیات آماده ایم

‫خیلی خب در حال حاضر گروهان ایبل و بیکر ‫با تفنگ‌های ام‌وان اونجان

‫واسه همین چشم امیدم به گروهان چارلیه

‫خیلی خب بچه‌ها نقشه‌ها رو دربیارید

‫هی رم، نقشه‌هامون رو بیار

‫الان، تاپ

‫- بفرمایید، قربان ‫- کلم‌خورها

‫خوراکشون سروصدا کردنه

‫- آره ‫- خیلی خب اونتی بی‌سیم رو خاموش کن

‫Raisie ‫چشم، قربان

‫خیلی خب وقت واسه اختلاط نیست

‫این جاده‌ی بین لزنرت و السنبورن

‫به نظرتون ۸ کیلومتر با اینجا فاصله داره؟

‫فکر کنم همین قدره قربان

‫مسیرش رو بلدم قربان ‫احتمالاً یه خرده کمتره

‫بسیار خب، شما باید امروز صبح ‫اون جاده رو مسدود کنید

‫خب؟

‫سه روزه که ضدحمله‌ی آلمانی ها شروع شده و

‫به شدت هم گسترده است

‫هیتلر احتمالاً داره جق میزنه

‫چون همون تاکتیک چهار سال پیشش توی آردن رو

‫پیاده کرده و ‫باز هم داره جواب می‌ده

‫ولی ما نمی‌ذاریم این افتخار

‫نصیب پیشوا بشه روشنه؟

‫جلوی این حرومزاده‌ها رو می‌گیریم و

‫نمی‌ذاریم پاشون به انبارهای سوخت ما برسه

‫یه چیز دیگه هم هست

‫لشکر یکم زرهی اس‌اس داره ‫از همون جاده می‌اد پایین

‫لعنتی

‫قدیم محافظ‌های شخصی هیتلر بودن

‫کثیف‌ترین‌هان

‫شماها تا حالا ‫با همچین جونورهایی سرشاخ نشدید خب؟

‫هیچ‌کس توی لشکر ۹۹ هم ‫به پست اینا نخوره، خیالتون تخت

‫ببینید این یابوها اصلاً ...

‫سرباز نیستن خب؟

‫یه مشت قاتل بی‌شرف ان

‫همین دو روز پیش یه سری از ‫سربازهای گردان ۲۸۵ تسلیم شدن

‫اسلحه شون رو انداختن و ‫دست‌هاشون رو بردن بالا

‫اس‌اس‌ها هم همه‌شون رو به‌خط کردن و ‫تک‌تکشون رو همون جا

‫درجا به رگبار بستن عین خیالشون هم نبود

‫یا خدا

‫یه بند هم دارن همین کار رو می‌کنن

‫پس وقتی پای اس‌اس درمیونه ‫هیچ خط قرمزی در کار نیست

‫K ‫هیچ حقوق بین‌المللی وجود نداره

‫فرصتش گیرتون اومد ‫کلک این حرومزاده‌ها رو بکنید

‫- شیرفهم شد؟ ‫- بله قربان

‫این هیولاها زیر بغلشون یه خالکوبی دارن که

‫نشان و مهر مخصوص‌شونه

‫فکر کنید آدم نشان شیطان رو ‫روی تن خودش حک کنه

‫جاده رو مسدود می‌کنیم قربان

‫خودم صفر تا صدش رو نظارت می‌کنم

‫چقدر وقت لازم دارید؟

‫یه نیم ساعتی توی راهیم قربان و

‫بعدشم راه‌اندازیش حدوداً دو ساعت طول میکشه

‫قبوله

‫خیلی خب

‫باشه، خیلی خب

‫فوق العاده است

‫بریم تمومش کنیم پسرها ‫ببینیم چه کاری از دستتون برمیاد

‫چشم قربان

‫کش، کجایی؟

‫قربان

‫خیلی خب، وسایلت رو جمع کن. ‫تو با من می‌ای

‫می برمت بهداری ارتش

‫ممنون قربان ولی فکر کنم. ‫کش اما و اگر نداریم

‫رو حرف فرمانده ات حرف نزن ‫گمشو سوار جیپ وامونده‌شو

‫تو رو خدا برو دیگه

‫حتی نمی‌تونی کیرت رو بگیری بشاشی

‫خرت‌وپرت‌هات رو بردار بریم خب؟ ‫بهت دستور می‌دم

‫- یالا، برو! ‫- چشم، قربان

‫خیلی خب پسرها، ما حدوداً ‫صد قالب تی‌ان‌تی لازم داریم.

‫خیلی خب تا شماها کارتون تموم شه ‫گردان اینجا رو خالی کرده

‫پس فرکانس‌ها رو باز میذاریم که ‫بدونید کجا بیاید پیشمون

‫- اطاعت قربان ‫- خیلی خب یادتون نره

‫پدر‌سوخته‌های ما یه سر و گردن ‫از پدر‌سوخته‌های اونا بالاترن

‫- دقیقا ‫- اونتی

‫حواست باشه برای بی‌سیم ‫باتری اضافه برداری

‫موفق باشید، قربان

‫خیلی خب پسرها ‫بریم اون کامیون دو و نیم تنی رو بار بزنیم

‫یالا، بجنبید. سریع

‫مورف

‫- قربان ‫- چقدر تی‌ان‌تی مونده؟

‫حول‌وحوش ۴۵ کیلو

‫ولی کافیه

‫- خیلی خب بذاریدش توی ماشین ‫- چشم قربان

‫بریم بریم

‫- یالا زود باشید ‫- اومدم

‫میلر، همین الان اون وسایل رو ‫ببر توی ماشین

‫بیاید بالا

‫یالا، بجنبید

‫آماده ی حرکتیم قربان

‫سگکی سرده

‫بریم

‫ ‫حواستون به مین‌ها باشه

‫حواستون به مین‌ها باشه

‫LEFT CAUTION ‫حواستون به مین‌ها باشه

‫CAUT ‫HAND

‫دانتلس ۰۶ رومئو دانتلس ۰۶

‫در یک ۰۶ صحبت می‌کنه رومئو صدام رو...

‫هی میلر مسئولیت مین‌ها با من و توئه

‫چاشنی هاشون با من ‫بررسی و بسته بندی با تو

‫اونتی تست بی‌سیم به کجا رسید؟

‫مشغولم

‫مورف ‫مورفی

‫شرمنده، قربان

‫حالیت هست تقریباً ۱۸۱ کیلوگرم مواد منفجره

‫پشت ماشینه دیگه مورف؟

‫لااقل اونا قبل ما به فنا می‌رن قربان

‫باز خوبه همیشه به فکر بچه‌هایی

‫سروان رو خبر کن

‫اگه تموم و کمال آماده نباشه ‫دخلم رو میاره

‫آهای تاپ

‫تا حالا یکی از اینا رو سر هم کردی؟

‫معلوم نیست شما چلغوزهای اسکل ‫چطوری پاتون به اینجا باز شده و مهندس شدید

‫من حتی نمی‌دونم این نوع مین از چی ساخته شده

‫اسید سولفوریک اسید نیتریک و دی‌متیلین

‫تاپ جرم مولی‌اش ۲۸۷ ئه

‫قربان اشکال نداره ‫یه سؤال شخصی ازتون بپرسم؟

‫بپرس راحت باش

‫شنیدم داشتید با کش صحبت میکردید

‫راسته که قبل جنگ ‫مهندس کشاورزی بودید؟

‫آره

‫پس تو کار راه اندازی و تعمیر ‫سیستم های آبیاری و اینا بودید؟

‫آره، درسته

‫پس، معافیت از جنگ ‫شامل شما میشد

‫بله میشد

‫خب خانمتون چه حسی داشت ‫وقتی داوطلبانه اسم‌نویسی کردید؟

‫خیلی خب مورف ‫سین جیم کردن دیگه کافیه

‫شیش‌دونگ حواست به جاده باشه خب؟

‫ببخشید، قربان

‫در یک ۰۶ دریافت شد

‫دانتلس ۰۶ صحبت می‌کنه دریافت شد. ‫صداتون رو واضح و رسا دارم

‫صدای من رو چی تمام؟

‫واضح و رسا، تمام

‫دریافت شد، در یک ۰۶

‫خدا به همراهتون. بهشون رحم نکنید

‫بی‌شرفها رو درجا زمین‌گیر کنید. ‫۰۶ ختم ارتباط

‫وصل شدیم بچه‌ها وصل شدیم

‫قربان عکس خانمتون همراهتون هست؟

‫شرط می‌بندم خیلی خوشگله

‫محاله عکس زنم رو ‫به تو یا کس دیگه نشون بدم

‫همه می‌دونیم نتیجه‌اش چیه

‫هنوز که نرسیدیم، رسیدیم؟

‫هنوز که نرسیدیم رسیدیم؟

‫گندت بزنن

‫- چیه؟ ‫- الان نه پسر

‫باز هم این پمپ بنزین بی‌صاحابه

‫لعنتی روشن شو عزیزم یالا

‫گوه

‫مگه توی پایگاه ردیفش نکرده بودی؟

‫باز موتور خفه کرده، قربان

‫چقدر طول میکشه؟

‫یه ساعتی کار داره

‫- یک ساعت؟ ‫-شرمنده، قربان معذرت

‫سگ توش

‫خیلی خب طوری نیست. عیب نداره

‫پیاده می‌ریم راه بیفتید

‫داریم پیاده می‌شیم قربان ‫- بله

‫خفه‌خون بگیرید. الان می‌فهمم چشه

‫- تاپ ‫- قربان

‫خفه کرده

‫وامونده دوباره موتور خفه کرده خیلی خب

‫ظاهراً ماشین سواری منتفیه

‫خیلی خب قربان بریم پسرها بیاید

‫یاد سواحل پورتوریکو افتادی رم؟

‫من بچه‌ی آپر وست‌سایدم میلر

‫زمستون‌های نیویورک شرف داره ‫به این خراب‌شده

‫این سرما رو بد می‌دونید؟

‫حالا فکر کنید اون بیچاره‌ها ‫توی استالینگراد چی کشیدن

‫آره اونجا به قدری سرد بود که

‫روده‌ی بچه‌ها موقع ریدن متلاشی می‌شد

‫آهای سروان

‫بله، چی شده؟

‫اگه موقع ریدن مردم ‫تو نامه به مامانم نگید ها

‫نگران نباش اونتی

‫خیلی خب بچه‌ها معطل نکنید

‫- اونتی ‫- بله

‫- اونتی ‫- بله

‫عیب نداره اگه بخوای ‫بی‌سیم رو بدی دست یکی دیگه

‫عیب نداره اگه بخوای ‫بی‌سیم رو بدی دست یکی دیگه

‫راحتم، قربان

‫فکر کنم همین جاست، قربان بله

‫توپ ۸۸ میلی‌متریه، پسرها ‫توپ‌های سنگین‌شون رو آوردن

‫بجنبید، زودتر تمومش کنیم

‫خیلی خب رم. اون درخت با تو

‫رفتم تو کارش تاپ

‫- بجنبید، پسرها ‫، میلر، اونتی بیاید اینجا

‫- بجنبید، پسرها ‫میلر اونتی بیاید اینجا

‫تاپ فوراً اون سیم‌ها رو تا اینجا بکشید

‫مورف، کارت با مین‌ها تمومه؟

‫چشم

‫چشم

‫خیلی خب مورف این یکی هجدهمیه

‫بله، قربان

‫هی مورف، سیم چاشنی رو بردار بیار

‫هی مورف، سیم چاشنی رو بردار بیار

‫الان

‫گندش بزنن لعنتی

‫تک‌تیراندازه‌ان

‫- مورف ‫- یعنی چی؟

‫- مورف ‫- یعنی چی؟

‫- مورفی ‫- نرو اونجا

‫- وایسا ‫- لعنتی، سگ توش

‫بخواب رو زمین بخواب اونتی

‫کجاش تیر خورده؟ ‫نامردیه ولش کنیم بریم

‫میلر بخواب رو زمین

‫گندش بزنن

‫- لعنتی! ‫- لعنتی!

‫دیدمشون قربان سمت چپ ‫تو فاصله‌ی ۳۰۰ متری‌مان

‫آره می‌بینمشون قربان ‫انگار مسلسل ام‌جی ۳۴ ئه

‫خیلی خب باید دخل این بی‌شرف رو بیاریم

‫رمیرز

‫- بله قربان ‫- با من بیا

‫منتظر دستور شمام قربان

‫قربان بذارید من برم ‫نه نه

‫تو باید این کار رو تموم کنی

‫راه که باز شد خبرتون می‌کنم

‫- آماده؟ ‫- بریم

‫- خیلی خب برو ‫هواتون رو داریم قربان

‫-حواسمون بهتون هست بچه‌ها ‫-برید برید

‫دو نفرن

‫آره، فهمیدم

‫خوبی، سروان؟

‫آره، خوبم

‫آره، خوبم

‫رم

‫تا سه می‌شمرم

‫یک دو...

‫یک دو...

‫نارنجک

‫پرتاب‌تون حرف نداشت، قربان

‫امن و امانه

‫فقط مطمئن شو این کلم‌خورها سقط شدن

‫مهمات رو حروم نکن

‫فقط برو داخل

‫برام مهم نیست ‫بقیه پشت سرتون چی می‌گن قربان

‫شما خیلی کارت درسته

‫آره برو سر وقت جنازه‌ها

‫کلم‌خور تخمی

‫چی؟

‫ببند گاله رو

‫چی داره بلغور می‌کنه قربان؟

‫می‌خواد خلاصش کنی

‫با کمال میل

‫این دیگه چه آشغالیه؟

‫نارنجک

‫-قربان برید عقب ‫- نه!

‫نه نه

‫لعنتی

‫یالا، برید کنار

‫بجنبید یالا قایم شید، بچه‌ها

‫لعنتی

‫یالا

‫ای بابا برید دیگه

‫برید، بچه‌ها

‫خیلی خب خیلی خب

‫بجنبید دیگه

‫گوه توش

‫کثافت

‫حروم‌زاده

‫لعنتی

‫آخ

‫یالا

‫یالا

‫یالا

‫یالا تو رو خدا خواهش می‌کنم

‫بجنب

‫در یک ۰۶، در یک ۰۶

‫هنوز صدامون رو دارید؟

‫در یک ۰۶، تمام

‫دانتلس ۰۶

‫در یک ۰۶ به گوشم، تمام

‫کسی اونجا هست؟

‫دانتلس در یک ۰۶ صحبت می‌کنه تمام

‫در یک ۰۶ دانتلس ۰۶ صحبت می‌کنه، ‫دریافت شد

‫اعلام وضعیت کن تمام

‫دریافت شد، دانتلس

‫مأموریت انجام شد

‫وضعیت فعلی ۵ کشته

‫خودم تیر خوردم

‫ماشین از کار افتاده

‫به کمک نیاز دارم تمام

‫دریافت شد، در یک مفهومه

‫مختصاتت رو بده تمام

‫در یک ۰۶ به گوشم ‫مختصات به شرح زیره

‫ایبل، فاکس، دو، هفت، پنج ‫هشت، نه، دو، تمام

‫بین ما و شما

‫درگیری سنگینی برقراره

‫باید تنهایی تا نقطه‌ی تجمع السنبورن بری

‫نه مفهومه دانتلس یه لحظه

‫یه لحظه صبر کنید

‫۰۶ دریافت شد. در یک صحبت می‌کنه

‫مسیرش... برای پیاده روی خیلی زیاده

‫من پیاده می‌ام ولی مطمئن شید

‫هیچ گروه جامونده ای دور و برم نیست که ‫بهشون ملحق بشم تمام

‫نمی‌دونم کی اون طرف ها هست

‫الان اصلا نمی‌تونیم ‫به این قضیه رسیدگی کنیم

‫شدیداً زیر آتیش توپخونه ایم

‫دانتلس ۰۶

‫باز هم تکرار می‌کنم ‫ما ۵ تا تلفات دادیم

‫می‌فهمم. شرمنده

‫رأس هر ساعت بی‌سیم بزن و ‫من‌بعد از کدهای رمزگذاری‌شده استفاده کن

‫حواست باشه شارژ باتری بی‌سیمت تموم نشه

‫الان تنها راه نجاتت همینه

‫ختم ارتباط

‫KILOMETERS 30.5 ‫۳۰/۵ کیلومتر تا نقطه‌ی تجمع السنبورن »

‫KILOMETERS 27.5 ‫۲۷/۵ کیلومتر تا نقطه‌ی تجمع السنبورن »

‫از پسش برمیام

‫زنده می‌مونم

‫یالا

‫آمریکایی آمریکایی آمریکایی

‫آمریکایی؟

‫آمریکا، خواهش می‌کنم

‫خیلی خب

‫هوم

‫آها

‫خیلی خب

‫اوهوم. آره آره

‫آره؟

‫آره

‫خیلی خب

‫اوه

‫آره

‫یالا

‫نمی... نمی‌فهمم

‫خرگوش

‫خرگوش

‫غذا

‫- خرگوش ‫- آره

‫آره آره، گشنمه، آره

‫- خیلی خب ‫آره

‫اوه

‫مرسی

‫آره

‫می‌دونم ترسناکه، نه؟ آره

‫ترسناکه، آره

‫- این... خونه ‫- اوهوم

‫روی نقشه

‫ایسی

‫ایسی

‫- اینجا؟ آسی؟ ‫- ایسی؟

‫- ایسی ‫بله

‫خیلی خب، ممنون

‫خیلی خب، ممنون

‫خیلی خب

‫خیلی خب بجنب، بی‌سیم

‫یالا، دخترجون

‫دانتلس ۰۶ تمام

‫دانتلس...

‫کسی روی این فرکانس صدام رو می‌شنوه؟ تمام

‫مامان

‫مامان

‫دانتلس ۰۶

‫دانتلس ۰۶ در یک ۰۶ صحبت می‌کنه تمام

‫گندش بزنن

‫آره

‫انبار سوخت

‫سوخت؟

‫انبار سوخت

‫سوخت

‫سوخت

‫مامان؟

‫نه

‫نه

‫نه

‫هی هی هی

‫هی هی هی

‫هیس، هیس، هیس

‫هیسه، هیس، هیس

‫هیسه، هیس، هیس

‫بیا باید بریم، باید بریم

‫برو اون پایین چیزیت نمی‌شه

‫ای لعنتی

‫نه

‫شرمنده، شرمنده

‫لعنتی

‫یالا، بجنب

‫بیا از اینجا بریم

‫خیلی خب

‫کثافت

‫وامونده

‫بجنب

‫یالا، جان

‫همین‌طوری ادامه بده

‫برو برو

‫بجنب

‫لعنتی

‫یالا یالا

‫لعنتی ‫بی‌خیال

‫برو کنار

‫برو برو دیگه

‫سگ لعنتی، برو کنار

‫دور بزن زود باش دیگه

‫بجنب

‫گندش بزنن

‫باز شو دیگه

‫ای بابا

‫عمراً توی تانک کلم‌خورها بمیرم

‫آشغال قراضه

‫یالا باز شو دیگه

‫زود باش

‫خدایا

‫خدایا، بی‌خیال

‫اگه بازم نمی‌خوای دست یانکی‌ها رو بگیری

‫لااقل تو رو خدا من رو ‫از این تانک بی‌ناموس بکش بیرون

‫اوه، آها!

‫ممنون

‫عوضی‌ها

‫کسی نیست؟

‫هی

‫سلام سلام

‫حالت خوبه؟

‫سؤال احمقانه ای پرسیدم

‫معلومه که حالت خوب نیست

‫آره

‫آمریکایی‌ها توی راهت باشه؟

‫اونا...

‫اونا کمکت می‌کنن

‫کاری از دیجی موویز

‫خیلی خب خیلی خب

‫یه کاری بکن، جان

‫متأسفم

‫باید سریع‌تر می‌ومدم

‫متأسفم

‫این رو نگه دار که از خودت محافظت کنی، باشه؟

‫به هیچ‌کس هم نگو وگرنه ‫من رو می‌فرستن دادگاه نظامی

‫موفق باشی، جان

‫برو جلو

‫برو برو

‫دانتلس، موقعیت فعلی من

‫ILOMETERS ‫دانتلس، موقعیت فعلی من

‫KILOMETERS 19 ‫۱۹ کیلومتر تا نقطه‌ی تجمع السنبورن

‫RS اوبو ویلیام پیتر، 19 ‫born اوبو ویلیام را جرم شوگار rato

‫خیلی خب، ظاهراً مسیر سختی تا اینجا ‫در پیش داری

‫شاید...

‫کلم‌خورها همه‌جا هستن. ‫به نظرم...

‫نمی‌تونیم خودمون رو بهت برسونیم

‫این رو دفعه‌ی قبل هم گفتی

‫دور و برم پر از نیروهای اس‌اسه

‫لطفاً راهنمایی کنید

‫ببین ‫خودمون فعلاً سعی داریم

‫موقعیتمون رو حفظ کنیم، در یک

‫اینجا مثل جهنم شده

‫به همون مسیر قبلی ادامه بده ‫من رفتم

‫خدا لعنتش کنه

‫191

‫KILOMETERS 17 ‫۱۷ کیلومتر تا نقطه‌ی تجمع السنبورن »

‫KILOMETERS 14.7 ‫۱۴/۷ کیلومتر تا نقطه‌ی تجمع السنبورن »

‫این دیگه چه وضعیه؟

‫ایستگاهی...

‫ایستگاهی روی این شبکه صدام رو می‌شنوه؟

‫در یک ۰۶ هستم

‫هیچ دانتلسی صدام رو می‌شنوه؟ تمام

‫دانتلس هستم ‫در چه حالی؟

‫دانتلس، من...

‫من طرف بلینگن نرفتم

‫فکر کنم دوباره به مسیر اصلی برگشتم

‫دارم در جهت شمال و شمال غربی ‫به طرف نقطه‌ی تجمع حرکت می‌کنم

‫جبهه‌ی جنوبیمون رو محاصره کردن

‫یعنی تو پشت خطوط دشمنی

‫به شدت دارن ما رو می‌کوبن

‫یه پناهگاه پیدا کن

‫نه، جواب منفیه دانتلس

‫پناهگاهی وجود نداره

‫باید به حرکت ادامه بدم

‫ریسکش رو قبول می‌کنم که پیداتون کنم

‫فقط مراقب باش

‫لشکر اول اس‌اس هرچی مهمات داره ‫روی سرمون خالی می‌کنه

‫موفق باشی

‫KILOMETERS 10.2 ‫۱۰/۲ کیلومتر تا نقطه‌ی تجمع السنبورن »

‫خدای من

‫اوه

‫خدای من

‫اوه، هی

‫اوه، هی

‫هی

‫هی

‫هی هی

‫حالت خوبه؟

‫وای پسر

‫غیر از اینکه دو بار تیر خوردم، آره خوبم

‫خیلی خب، گروهبان

‫آره

‫مارن، این اسم کوچیکته؟

‫پیرس

‫پیرس

‫کامیون کار می‌کنه؟

‫آره، ولی گیر کرده

‫گیر کرده

‫باشه

‫خیلی خب خیلی خب

‫ببین من...

‫این کامیون رو آزاد می‌کنم، باشه؟

‫- آب داری؟ ‫- آب؟

‫آره

‫آره

‫آره، ببخشید

‫آره معلومه

‫بفرمایید

‫بیا، بیا

‫بیا، بخور

‫بخور بخور

‫آره، آفرین

‫لعنتی

‫خیلی خب

‫وای پسر، طنابی چیزی لازم دارم که ‫این لکنته رو دربیارم

‫لعنتی

‫باید از وینچ استفاده کنی ‫- وینچ

‫پس وینچ داری، خوبه

‫باشه، تصمیم خوبی بود

‫خیلی خب می‌رم بیارمش

‫بجنب مرد، باید باهام صحبت کنی، باشه؟

‫پیرس باهام حرف بزن، باشه؟

‫تف توش

‫خب تو اهل کجایی؟

‫بریج‌پورت

‫آها، کنتیکت

‫تا حالا اونجا نرفتم

‫شنیدم...

‫شنیدم جای خوبیه

‫درسته؟

‫آره فکر کنم از اونجا خوشت بیاد

‫پیرس، پیرس

‫یالا

‫یالا

‫یالا رفیق ‫با من بمون

‫از کی اینجایی، هان؟

‫خیلی وقته

‫خیلی خب، خیلی وقته

‫خیلی خب خیلی خب

‫بگو ببینم آماده‌ای بری خونه؟

‫KILOMETERS 3.3 ‫Elsenbornpoint -rallyto

‫لعنتی

‫لعنتی

‫تو رو خدا بسه

‫بسه دیگه

‫خدایا ازت خواهش می‌کنم

‫خواهش می‌کنم کمکم کن ‫من رو ببر خونه

‫در اقدامی قهرمانانه و فداکارانه... »

‫هانتر

‫هی نکن ‫فیدو، ساکت باش هی

‫ساکت باش هی، آمریکایی

‫تو کی هستی؟

‫سروان کسل هستم ‫از گردان ۳۲۴ مهندسین

‫گروهبان بلینگهام هستم قربان ‫از چهاردهمین...

‫- آخ ‫- اوه

‫گرفتمتون ‫گرفتمتون

‫بی‌سیمتون رو بدید به من

‫آره آره

‫- انگار ترکش خوردید ‫- آره

‫یا خدا اینجا چی شده؟

‫...

‫فکر کنم جیپمون رو با خمپاره زدن

‫درست یادم نیست چی شد

‫اصلاً این چه جهنمی بود که یهو شروع شد؟

‫نمی دونم

‫آره

‫زخم ناجوری به نظر می‌اد قربان

‫باید شما رو بنشونیم

‫من هواتون رو دارم قربان

‫اینم از این

‫قبل از اینکه اینجوری بشه کجا می‌رفتی؟

‫باید خودم رو به فرماندهی لشکر ۹۹ برسونم

‫و یه بسته به فرمانده تحویل بدم

‫به ژنرال لاور؟

‫- بله قربان ‫- آره

‫نمی‌دونم الان کجان ‫شما می‌دونید؟

‫نه نمی‌دونم

‫من فقط با گردان در تماسم ‫نه با لشکر

‫فرکانس اضطراری برای صحبت باهاش داری؟

‫اگه داری، ما...

‫میتونیم سعی کنیم ‫باهاش تماس بگیریم

‫این چیزها فراتر از سطح اختیارات منه

‫صحیح

‫پس سعی می‌کنیم با گردان ۳۲۴ تماس بگیریم

‫این‌طوری عالی می‌شه

‫باید این گزارش‌ها رو به دستشون برسونم

‫آره آره این رو گفته بودی

‫گزارش پیشروی ارتش سوم

‫یعنی چی؟ ‫پاتون دیگه اجازه نمی‌ده...

‫ارتش ها با خطوط مخفی ‫با هم ارتباط داشته باشن؟

‫هیچی نمی‌بینم

‫می‌شه اون رو برام روشن کنی؟

‫بذار ببینیم اصلاً کار می‌کنه یا نه

‫پاتون، آره؟

‫ژنرال فوق‌العاده‌ایه

‫ولی خیلی روی مخه

‫آره

‫ممنون

‫خودتون چی قربان؟

‫شما اینجا چی کار می‌کنید؟

‫از واحدتون جا موندید یا ‫یه چیزی توی همین مایه‌ها؟

‫آره

‫آره یه چیزی توی همین مایه‌ها

‫گرسنه‌اید، قربان؟

‫خوراک تن ماهی دارم

‫ممنون

‫چه غنیمت خوبی

‫یه کلت لوگر دارید

‫از وقتی اومدم اینجا دنبالشم

‫آها، آره آره

‫فقط باید ایستگاهشون رو پیدا کنم

‫زود باش پیردختر ‫خواهشاً کار کن

‫هیچی به هیچی

‫هیچی به هیچی

‫فکر کنم باتریش هنوز کار می‌کنه

‫اجازه میدید، قربان؟

‫آره خیلی داغون شده

‫تو از بی‌سیم سر درمی‌آری؟

‫بذارید ببینم

‫اسمش رو گذاشتید لسی؟

‫آره آره، پسر

‫بی‌سیم چیمون این اسم رو روش گذاشت

‫این‌قدر تا الان کاردرست بوده که ‫این اسم واقعاً برازنده‌ش بود

‫من که رین تین تین رو ترجیح می‌دم

‫انگار واقعا کارش درسته

‫- این رو چی می‌گی؟ ‫- آره

‫آفرین می‌دونستم درست می‌شه ‫داره سیگنال می‌گیره

‫- کارت خوب بود ‫- آره

‫خیلی خب

‫خیلی خب

‫لعنتی، قربان. ‫داره ازتون خون می‌ره

‫آره می‌دونم

‫- این خوب نیست ‫- اوهوم

‫بیا روی این تمرکز کنیم که ‫از اینجا بزنیم بیرون

‫توی لشکر ۹۹ رابط داری؟

‫نه نه نه نه

‫قرار بود مستقیم به مقر فرماندهی گزارش بدم

‫نقشه‌ی مهروموم‌شده ی موقعیت‌ها پیشمه ولی...

‫به‌جز اون هیچی نمی‌دونم

‫خیلی خب. ‫ایستگاهی صدام رو می‌شنوه؟

‫توی این شبکه کسی صدام رو می‌شنوه؟

‫کسی صدام رو می‌شنوه؟

‫در یک ۰۶ هستم، تمام

‫آره

‫هیچ‌کس خونه نیست

‫کلم‌خورها

‫عاشق اینن که شب‌ها بجنگن

‫آره از خداشونه...

‫از خداشونه که...

‫برای سرزمین پدریشون بمیرن

‫درسته

‫دلیلش رو بهت می‌گم

‫چون انگیزه‌ای برای زندگی ندارن

‫آره، ببخشید

‫آره، ممنون قربان

‫وقتی می‌گید انگیزه‌ی زندگی ندارن

‫نمی‌دونم والا ‫آخه از دید خودشون.

‫هیتلر اقتصاد خیلی خوبی ‫براشون درست کرده

‫المپیک رو آورد توی کشورشون

‫و صادقانه بخوام بگم ‫هر کشوری...

‫نخاله‌های خودش رو داره

‫مثلاً ببین خودمون ‫با سرخپوست‌ها چی کار کردیم

‫ببین، سوءتفاهم نشه باشه؟ ‫هیتلر یه هیولاست

‫یه دیو کثیفه

‫ولی تا وقتی خودشون و انگیزه‌شون رو ‫درک نکنیم

‫دست‌کم می‌گیریمشون

‫اوهوم

‫در یک ۰۶، در یک ۰۶

‫صدام رو می‌شنوی؟ تمام

‫دریافت شد، دریافت شد. ‫خود در یک ۰۶ هستم

‫در یک، ما السنبورن رو گرفتیم

‫سعی داریم چند تا نیرو آزاد کنیم که ‫بیان دنبالت

‫می‌دونی الان کجایی؟ تمام

‫آره، صبر کن، صبر کن

‫خیلی خب

‫گوش کن فکر کنم ما سمت جنوبی...

‫هیتنبرگ باشیم، شاید

‫دریافت شد. ‫گفتی ما؟

‫کسی همراهته؟ تمام

‫آره آره، کنار من...

‫اسمت چیه؟ ‫اسمت چیه؟

‫بلینگهام. ‫بلینگ...

‫یه گروهبان بلینگهام اینجاست که

‫مأموریت داره نقشه‌ها رو ‫به مقر فرماندهی ۹۹ برسونه

‫میتونی موقعیتشون رو بهم بگی؟

‫خیلی خب بذار بررسی کنم تمام

‫دریافت شد، از این طرف ‫دریافت شد

‫خب تو اهل کجایی؟

‫میلواکی

‫میلواکی

‫خب طرفدار کابز هستی یا وایت‌ساکس؟

‫نه نه نه، من زیاد اهل بیسبال نیستم

‫پس فوتبال دوست داری؟

‫- صد درصد، آره ‫- آره

‫آره، بازی محبوبمه

‫توی خونه ی ما بازی نیروی دریایی‌ـ‌ارتش

‫مثل تعطیلات ملی می‌مونه

‫هر سال دور رادیو جمع می‌شیم و ‫بازی رو گوش می‌دیم

‫چند وقته اومدی اینجا؟

‫خدایا، حسابش از دستم در رفته

‫من رو فرستاده بودن آفریقا که ‫پشت تانک بشینم

‫تا اینکه یه نفر دهن‌لقی کرد

‫و بهشون گفت من توی کشور خودم ‫مهندس بودم

‫الانم اومدم اینجا و پل منفجر می‌کنم

‫توی خونه دوست‌دختر داری؟

‫نه

‫نه دو هفته بعد از شروع آموزشی ‫نامه‌ی خداحافظیش به دستم رسید

‫خودت چی؟

‫بچه داری؟

‫آره

‫آره، یه پسر دارم، هانتر

‫ظاهراً به زودی می‌بینیش

‫آره برنامه‌م همینه

‫زنم برادرش رو توی میدوی از دست داده ‫برای همین بهتره برم خونه

‫حتماً می‌رید، قربان

‫برتون می‌گردونیم خونه

‫من می‌رم

‫من می‌رم دست به آب

‫برمی‌گردم

‫« لاکی استرایک »

‫گفتی توی بازی نیروی دریایی‌ـ‌ارتش ‫طرفدار کدومشونی؟

‫در یک ۰۶ صدام رو می‌شنوی؟

‫آره

‫آره، دریافت شد

‫خیلی خب آماده باش یادداشت کنی

‫باشه، بگو

‫اس‌او‌آی ‫بیکر، چارلی، ایکس‌ری

‫یوک

‫لاو

‫ایبل

‫تر

‫آنکل

‫تمام

‫باشه

‫دریافت شد

‫هی یه لطفی بهم بکن

‫به بچه‌ها بگو...

‫به بچه‌ها بگو عجله کنن، باشه؟

‫وضعیتم خوب نیست

‫خدا به همراهت سروان کسل

‫تمام

‫خدا به همراهت

‫بیا اینم اطلاعاتی که می‌خواستی

‫موقعیت مقر فرماندهی ‫- ممنون، قربان

‫نمی‌دونی چی جلوته، نه؟

‫همون‌طور که گفتم ‫اینا فراتر از سطح اختیارات منه

‫رمزگذاری اس‌او‌آیه

‫اس‌او‌آی

‫«دستورالعمل‌های عملیاتی مخابرات

‫ولی طبیعیه که تو این رو ندونی

‫قربان

‫لطفاً اسلحه رو بذارید زمین

‫غنیمتم رو می‌گی؟

‫قربان

‫شما بدجوری زخمی شدید، باشه؟

‫فکرتون درست کار نمی‌کنه ‫- خفه شو!

‫هیچ‌کس... هیچ‌کس یادت نداده که

‫سیگار لاکی رو درست روشن کنی، نه؟

‫خواهش می‌کنم قربان ‫ما این کار رو می‌کنیم ...

‫تا شما عوضی‌ها نتونید ‫ردمون رو بزنید

‫خواهش می‌کنم قربان

‫دفعه‌ی بعد حواست رو جمع کن عوضی

‫در مورد آشغال‌هایی مثل تو ‫بهمون هشدار داده بودن

‫توی آمریکا به دنیا اومدید ‫ولی آمریکایی‌ها رو می‌کشید

‫فکر کردید چون ‫من یه جور دیگه سیگار می‌کشم

‫پس طرفدار نازی‌هام؟

‫طرفدارشون نیستی ‫خودت نازی هستی

‫گفتم که من عضو اس‌اس نیستم. ‫من آمریکایی‌ام

‫عه، جدی؟

‫- بله قربان من... ‫- نشونم بده

‫نشونم بده که زیر دستت ‫خالکوبی اس‌اس نداری

‫در یک ۰۶، در یک صدام رو می‌شنوی؟ ‫تمام

‫دوتا گلوله مونده

‫در یک ۰۶ ‫دابلین ۰۶، رایدر هستم

‫تمام

‫در یک ۰۶، در یک ۰۶ ‫صدام رو می‌شنوی؟

‫تمام

‫آمریکا ۲۷۴۸۲۹ »

‫بی‌سیم کجاست؟

‫خوبید، قربان؟ ‫صدای من رو می‌شنوید؟

‫ما کجاییم؟

‫خیلی خوب دوام آوردید قربان ‫داریم می‌رسیم بیمارستان صحرایی

‫بی‌سیم کجاست؟

‫اینجاست، قربان

‫HOSPITAL FIELD 45th ‫زود برمی‌گردم

‫AL بیمارستان صحرایی ۴۵ ‫اردوگاه السنبورن C

‫سروان کسل؟

‫بله قربان اونجاست

‫عصر بخیر سروان

‫خوشحالم که هنوزم کنارمون هستی

‫قربان

‫آزاد باش پسر

‫راحت باش

‫من ژنرال لاور هستم

‫از آشناییتون خوشبختم قربان

‫طبق بررسی‌هایی که کردیم

‫واقعاً خیلی سختی کشیدی

‫سر راهت کلی نازی کشتی

‫و اون آباتی که درست کردی ‫متوقفشون کرد

‫و چند ساعت وقت گرانبها برامون خرید

‫آره

‫ولی موقعیت آخری که توش قرار گرفتی...

‫اصلاً ...

‫واقعاً یادم نمی‌اد چی شد

‫کلم‌خورهای لعنتی اونجا رو ‫منفجر کردن

‫چون می‌خواستن مسیری باز کنن که

‫خودشون رو به السنبورن برسونن

‫تو فقط بدشانسی آوردی که اونجا بودی

‫می‌خوام بدونی که می‌خوایم اسمت رو

‫برای دریافت ستاره‌ی نقره‌ای ‫رد کنیم، سروان

‫واقعاً لیاقتش رو داری

‫اوه، من...

‫اون سربازه...

‫اون مردی که جایی بود که ‫من رو پیدا کردید چی شد؟

‫یکی از سربازهای اس‌اس بود که ‫خودش رو جای آمریکایی‌ها جا زده بود

‫اون مرده

‫تو کشتیش

‫و منابع اطلاعاتیمون می‌گن که...

‫اونا می‌خواستن ‫موقعیت ژنرال لاور رو پیدا کنن

‫پس کار درستی کردی که ‫به اون حرومزاده شلیک کردی

‫صحیح

‫راستی چطوری دستش رو خوندی؟

‫اوه، اون...

‫حرف‌های اشتباهی زد

‫مارک روی سیگار لاکیش هم نسوزوند

‫گناه شماره‌ی یک

‫خب، سه تا هورا به افتخار ‫آموزش مزخرف آلمانی‌ها

‫از قیافه‌ت معلومه هنوزم ‫باید استراحت کنی

‫پس به زودی می‌بینمت

‫قربان، من... نمی...

‫همه ی افرادم مردن

‫آره می‌دونم

‫و خیلی متأسفم

‫به نظر خودم مستحق هیچ مدالی نیستم

‫خوشبختانه تو تصمیم‌گیرنده نیستی

‫قربان با کمال احترام می‌گم که...

‫باید بگم نه ممنون

‫من یه افسرم و محافظت از افرادم...

‫وظیفه‌ی من همینه ‫منم شکست خوردم

‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

‫فکر می‌کنی وظیفه‌ت اینه که ‫افرادت رو زنده نگه داری؟

‫بله، قربان

‫خب این تصورت

‫کاملاً چرت‌و‌پرته، پسر

‫سربازها توی جنگ می‌میرن

‫وظیفه‌ی تو این نیست که ‫افرادت رو زنده نگه داری

‫وظیفه‌ت اینه که مادر من رو ‫زنده نگه داری

‫وظیفه‌ت اینه که مادر خودت رو ‫زنده نگه داری

‫با کمال احترام می‌گم سروان ‫این «نه ممنون» رو بردار

‫و بکنش توی کونت

‫اینها یه جور معجزه‌ان، نه؟

‫از معجزه بیشتر می‌شه روشون حساب کرد

‫استراحت کن

‫استراحت کن

‫خانم ترزا مورفی » ‫خانم مورفی عزیز

‫در اقدامی قهرمانانه و فداکارانه »

‫اون کامیون ۲٫۵ تنی رو آماده کن

‫سلام، قربان

‫کش

‫- خوشحالم می‌بینمت همکار ‫منم خوشحالم می‌بینمت

‫آره

‫پرستارتون رو دیدم، قربان

‫من این‌قدر خوش‌شانس نبودم

‫آره

‫فکر کنم درجه‌ی بالا ‫مزایای خودش رو داره

‫آره، فکر کنم همینطوره

‫شنیدم افرادتون قهرمانانه مردن قربان

‫آره، واقعاً همینطوره

‫شما زنده موندید

‫فکر کنم از این بابت میتونیم ‫خدا رو شکر کنیم

‫مطمئن نیستم زنده موندن ‫اون‌قدرها عالی باشه کش

‫همون‌طور که گفتید ‫دارن من رو می‌فرستن خونه

‫سوار اون کشتی بخار می‌شم و ‫می‌رم به بیمارستان توی پاریس

‫شما چی؟

‫بالاخره می‌رید خونه پیش همسر زیبا و پسرتون؟

‫آره

‫می‌گن شاید خیلی بیشتر برف بباره

‫آره برف اصلاً این جنگ رو آسون‌تر نمی‌کنه

‫ولی این برای هر دو طرف صدق می‌کنه مگه نه؟

‫بعداً می‌بینمتون، قربان

‫- بیا ‫نه مال خودتون باشه

‫واقعاً گفت مسابقه‌ی نیروی دریایی‌ـ‌ارتش؟

‫آره

‫هرکی توی آمریکا باشه می‌دونه ‫مسابقه‌ی ارتش‌ـ‌نیروی دریایی درسته

‫آمریکایی‌هایی که برای نازی‌ها می‌جنگن

‫پناه بر خدا اولین باره همچین چیزی می‌شنوم

‫آره یه پچ‌پچ‌هایی در مورد خائن‌ها و ‫جاسوس‌ها شنیده بودم

‫آره

‫ولی فکر می‌کردم اینا ‫دیگه چقدر باید بدشانس باشی که...

‫به تور اونا بخوری؟

‫خیلی باید بدشانس باشی

‫هوم

‫ولی اون‌قدر شانس آوردی که زنده بمونی

‫خب، قطعاً شانس آوردم

‫ولی اگه کسی نبود...

‫اوه فکر کردی من ساختمش...

‫نه

‫نه نه نه نه نه

‫نه

‫من توی خط مونتاژ شرکت گالوین کار کردم

‫سری ۳۰۰ رو هم ساختم

‫ولی هیچ جوره نمی‌شه مطمئن شد که ‫اونم من ساختم...

‫واحد تولید شماره ۵۲۰۴

‫خط مونتاژ ۴ ‫ایستگاه ۷ دسته ۵۲

‫تاریخ تحویل ‫پنج نوامبر ۱۹۴۳

‫US ‫مسئول اون روز

‫US ‫رز کالدول

‫مشخصاتش رو حفظ کردی

‫مثل تاریخ تولد بچه‌هام خانم

‫اون احتمالاً جون‌سخت‌ترین بی‌سیم کل جنگ بود

‫هوم

‫هدفمون هم همین بود

‫این رو ببینید

‫هوم

‫نه، هزارتا

‫ممنونم، سرهنگ

‫سال‌ها سعی کردم با این جماعت ‫به توافق برسم

‫سال‌ها

‫ولی فایده نداشت

‫- تو چطوری... ‫- خب، فقط بهشون گفتم...

‫اخلاقیات حکم می‌کنه که...

‫به عنوان یک کارگر نمونه...

‫باید حق شما رو ادا کنن

‫دیگه داری چرت‌و‌پرت می‌گی

‫شاید بهشون گفته باشم ‫از اونجایی که من...

‫مسئول خرید تجهیزات رادیویی ‫برای ارتش ایالات متحده...

‫در کل کشور هستم

‫باید به درخواستم توجه کنن

‫وگرنه می‌رم سراغ یه تأمین‌کننده‌ی دیگه

‫هشتاد سال دیگه...

‫همه می‌فهمن توی اون نبرد ‫چه اتفاقاتی افتاده

‫ولی درکش هم می‌کنن؟

‫امیدوارم درکش کنن

‫در تلگرام: t.me/IRedSub

‫فردا بازی می‌کنیم ‫ولی باید بخوابی، باشه؟

‫خیلی خب

‫خیلی خب

‫کی دوستت داره رفیق؟

‫- بابا ‫- درسته

‫بگیر بخواب

‫خیلی خب این دفعه دیگه واقعاً بخوابید

‫ترجمه از نهال و محیا مبین مقدم » ‫.::MM Mahya & iredprincess

‫آدرس دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫@DigiMoviez

‫ارائه‌ای از وب سایت دیجی موویز ‫.::DigiMoviez.Com :: .

‫به یاد پسرهامون »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.