Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
والت هستم
صبح بخیر والت
تماس گرفتم که بیدارت کنم
میدونم که میدونی و نمیخوای چیزه به این مهمی
...رو فراموش بکنی یا
خدا نکنه... که دیر بشه اما ...فقط خواستم یادآوری کنم
امروز دادگاه داری
امیدوارم خوب خوابیده باشی
من که نتونستم. ساعت ۸:۵۰ میبینمت
ترسیدی؟
...خب دوست دارم بگم نه اما
خودت دیدی که پولامو دفن کردم
کاش میتونستم اونجا یه کاری بکنم
خودم یه کاریش میکنم
لانگ مایر - فصل ششم - قسمت پنجم ( اشکهای سوخته من ) زیرنویس توسط مصطفی مرادزاده
Sync: AliNet
اینو به فال نیک میگیرم
اولین باره که سر وقت حاضر میشی
من همیشه سر وقت میام
خب دیگه جای بحثی نیست
حالا یادت باشه چیگفتم
وقتی که رفتی توی دادگاه باید جوری به نظر بیای که
انگار نگران هیچی نیستی
تاکر حرفای ناراحت کننده ای در مورد تو میزنه
تحت تاثیرش قرار نگیر
اما جوری رفتار نکن که به نظر بیاد حرفاش روت اثری نذاشته
این فرق میکنه. مردم میتونن هرحرفی بزنن
بهترین کاری که میتونی بکنی اینه که هیچ کاری نکنی
...فقط نفس بکش و
سلام کن
خیلیخب، ببین، نمیتونی اینکارو بکنی
چیکار؟
به نظر میاد میخوای بکشیش
نمیخوام بکشمش
قیافت اینطور میگه
بیخیال، بزن بریم
خانومها و آقایان
همیشه در مورد این شغل نگرانی هایی داشتم
چون نمیتونم تنهایی انجامش بدم
به کمک شما احتیاج دارم
حالا دیگه از این به بعد مردم میگن
والت لانگ مایر یه افسانه اس
من میگم هرگز با افسانه ها ملاقات نکنین
اونا ناامیدتون میکنن
البته به غیر از باک اوونز
...تعدادی از شما گفته بودین که احراز صلاحیت
چند چندیم؟
شهود در مورد آشنایی با والت لانگ مایر ادامه داشته باشه
خب میدونین که اون آدم کم حرفیه
اما مراقب باشین... همونطور که مادرم همیشه بهم میگفت
هرگز به مردی که زیاد حرف نمیزنه اعتماد نکنین
اون چی رو مخفی میکنه؟
چهره والت لانگ مایر
از یه مرد دروغگو و بی قانون محافظت میکنه
کسی که به خاطر منافع شخصی خودش کار میکنه
و هر کسی بخواد با این کلانتر مقابله بکنه
مثل موکل من بارلو کانلی میمیره
پس خانومها و آقایان، لطفا
نذارین کلانتر به سوءاستفاده از قدرتش ادامه بده
و زندگی شهروندان عادی رو به تباهی بکشه
چون به من اعتماد دارین، من مدرکی دارم
یک مدرک بسیار با ارزش
که ثابت میکنه والت لانگ مایر خلافکاره
و میخوام شما رو در جریان تمام جزئیاتش قرار بدم
...اما
اما نمیخوام دوباره باعث رنجشتون بشم
نه
من حالا میخوام برم به جایگاه خودم
میخوام برم به جایگاه خودم و والت لانگ مایر باهوش رو ببینم
که وکیلش چطوری میخواد از این
مرد غیرقابل دفاع، دفاع بکنه
مشکلی هست؟
نه فقط میخوام مطمئن بشم که همه چی رو ثبت کردم
اگه اظهاراتت رو تایید میکنی
فقط لازمه اینجا رو امضا کنی
یه چیز هست که منو شگفت زده کرده
چی؟
اگه میتونستی به رسانه ها بگی که من ...همونی هستم که به چنس گیلبرت شلیک کرده
منظورم اینه که... من دنبال مشهور شدن یا از این جور چیزا نیستم
...فقط
والت الان وسط یه محاکمه اس
و همین الانش هم اونا دارن میگن که اون به چنس شلیک کرده
و در این شرایط نباید شایعاتی بر علیهش وجود داشته باشه
در حالیکه اونا قبلا اونو به عنوان یه یاغی هفت تیرکش معرفی کرده بودن
خب، خودت باید در این مورد با کلانتر لانگ مایر حرف بزنی
چرا؟
اون به صراحت گفت که توی رسانه ها نباید
اسمی از تو به عنوان تیرانداز برده بشه
اون بیشتر نگران در امان بودن تو بود تا خودش
اه... داشت یادم میرفت
اسلحه کمری کلانتر رو بهش پس دادم
گفتم شاید مال خودت هم بخوای
آره
یه گلاک ۱۹
یکم استراحت کن معاون
منم وضعیت تو رو داشتم
فکر نمیکنم اینطور باشه
به عنوان کلانتر کامبرلند کانتی
تصور میکنم که شما سالهاست با همتای خودتون قطع رابطه کردین
همینطوره
چرا ما رو در جریان درگیری اخیرتون
با کلانتر لانگ مایر قرار نمیدین
چند ماه پیش، واکر براونینگ
یکی از شهروندان محترم شهر من
باهام تماس گرفت و گفت که رفیقش ترات سیمیک
توسط شلیک کلانتر لانگ مایر
در زمینهای کرو کشته شده
در حال حاظر دی ان ای کلانتر لانگ مایر در کرو وجود داره؟
منظورم اینه که چرا اون میخواسته به کرو بره؟
من از پیگرد قانونی منصرف شدم
چون در رس مسئولیت رسیدگی به جسد به عهده پلیس قبیله ایه
و اونا در این رابطه دچار کمبود نفرات هستن
هوشمندانه اس
پس وقتی که والت لانگ مایر آقای براونینگ رو
به قتل متهم کرد چه اتفاقی افتاد؟
خب والت بهش شلیک کرد
و بعدش با دستبند به تخت بیمارستان بستش
چی؟
تو داری بهم میگی که کلانتر لانگ مایر به دوستت آقای براونینگ شلیک کرد
و بعد از تیراندازی آقای براونینگ رو دستگیر کرد؟
اون کسی رو دستگیر نکرد
اون فقط با دستبند بستش به تخت
بنابراین به آبساروکا کانتی رفتم
و یه مرد بیگناه رو آزاد کردم
خوشحالم که به خوبی به پایان رسید
این پایانش نبود نبود؟ -
تو اونکارو کردی میدونم -
نه قربان
بعدش کلانتر لانگ مایر واکر براونینگ رو
به طور غیرقانونی در شهر من تحت پیگرد قرار داد... بدون هیچ مدرکی
بدون مجوز و بدون هیچچیزی
من قرار منع اونو برداشتم
اما فکر میکنین تونست جلوی اونو بگیره؟ نگرفت؟ -
اینکارو نکرد
اگه من از لحاظ فیزیکی مداخله نکرده بودم
مطمئن نیستم ممکن بود چه اتفاقی بیوفته
منظورم اینه که همین هفته گذشته بود که شنیدم
اون به چنس گیلبرت تیراندازی کرده
اعتراض دارم. شایعه اس
عالیجناب، این شواهد
نشون دهنده شخصیت والت لانگ مایر هستن
و ما سعی داریم یه الگوی رفتاری از اونو ترسیم کنیم
بهترین ترفند شیطان اینه که تو رو متقاعد بکنه که وجود نداره
ادامه بدین
تاکر بگت نمیتونه شغل و زندگیمو
با این دروغا نابود کنه
خب، خبر خوب اینه که من امروز صبح ویلکینز رو امتحان کردم
میخوام بعضی از چیزای نادرست رو اصلاح کنم
منظورم اینه که بعضی از این حرفا نادرستن، درسته؟
تو که ترات سیمیک رو توی رس نکشتی، کشتی؟
نه اینکارو نکردم عالیه -
اونجا شاهد دیگه ای هم بود؟
فقط همونی که میگه من اینکارو کردم
و یه شاهین
شاید
خیلیخب، متلاک، منو به جایگاه احضار کن
قبلا فکرشو کردم. ایده خوبی نیست
برا چی؟
هیشکی به اندازه من نمیتونه
صداقت والت لاگ مایر رو تایید بکنه چی رو از دست میدیم؟ -
همیشه چیزایی برای از دست دادن هست
اما بگیر بشین
بذار چندتا سوال که امکان داره مطرح بشه ازت بپرسم
بفرما
خب، چه مدت که بازنشست شدی؟
خب، هنوز این دور و اطراف کار میکنم
اما فقط به طور غیر رسمی
چقدر از زمانی که به طور رسمی کار میکردی گذشته؟
یه ۱۰ سالی، کم و بیش کم و بیش یعنی چقدر؟ -
پنج سال
پس حدود ۱۵ سالی میشه
تو طرف کی هستی؟
خیلیخب، بذار یه جور دیگه بپرسم
برادر مرحوم تو، بارلو... برات پولی گذاشت؟
من اهمیتی به پول نمیدم سوال دیگه ای ندارم -
بهتون گفتم که اینکار نمیکنه چرا؟ -
من والت لانگ مایر رو به صداقت و درستکاری میشناسم
و برادرم یه عوضی کله خر بود
اون ظالم و طماع بود
من توی این شهر حقیقتو درمورد همه میدونم
آره، اما موضوع حقیقت نیست
موضوع احساسه. احساسی که تو نسبت به والت داری نمیذاره
که تو اونو بیشتر از این بشناسی
تو به خاطر کینه ای که از برادرت داری داری از والت دفاع میکنی
...خب، احساسات من، آقای وکیل
اگه من جای اون هیئت منصفه لعنتی بودم اونو دارش میزدم
اون گناهکاره
برای همین یکی باید یه کاری بکنه
حق با لوسینه
یکی باید یه کاری بکنه
سلام پانک پدر -
سلام. بیا تو
من... داشتم شام درست میکردم
حالت خوبه؟
...آره، رفتم... دفترت
...اما اونجا نبودی، پس منم
اخیرا تا حدی دفتر نمیرم
بشین
نه. برای همین امروز اومده بودی دادگاه؟
برای حمایت کردن از تو اومدم دادگاه
...خب، ازت ممنونم، اما
مطمئن نیستم که توی این اوضاع
...کسی بتونه کار درستی انجام بده
گوش کن، میدونم که من و تو این اواخر اختلافایی با هم داشتیم
اما هیچکدوم از اینا این واقعیت رو تغییر نمیده که
من هنوزم بیشتر از همه به تو اعتماد دارم
...بنابراین
پدر
پدر، این یه سند واگذاریه
این برای چیه؟
من همه چیزمو به تو واگذار میکنم
چرا؟
نمیتونم بذارم تاکر بگت خونه و زمینمو ازم بگیره
وقتی که این پرونده رو باختم
داراییم نباید به اسم من باشه
پدر امروز روز بدی بود
...دیو میلگرام یه ...نمیخوام درباره این فکر کنم -
که امکان داشت به این نقطه نرسیم
اما اینطوری شد، باشه؟
پدر صبر کن
...خواهش میکنم کیدی
دیگه به دادگاه نیا
دوست ندارم منو اینجوری ببینی
باید برگردی سر کار، باید به مردمی که کمک لازم دارن کمک کنی
نمیتونم اینو داشته باشم
ریختنو شروع کن
ریختنو شروع کن، لطفا
نه، ویسکی، لطفا
یه روز خوب در رد پونی با شب نشینی های مداوم
هنری هستم
هی، هنری زیادی طولش داد
ادامه بده
ویک؟
ویک؟
ویک؟ نه ماتیاسم -
همین الان باید بیای به رس
...نمیتونم
با روبی تماس بگیر، فرگ رو بفرسته
من... من دادگاه دارم
من فرگو نمیخوام و نمیخوام پای تلفن باهات حرف بزنم
تو رو لازم دارم، همین الان
چی شده؟
دنبالم بیا
دستمال کاغذی یا چیزی میخوای؟
آره، فکر نمیکنم دیگه این بخواد کارتو خراب کنه
امیدوارم یه بهونه داشته باشی
من اینکارو نکردم
خیلیخب، دیشب کجا بودی؟
...توی کافه رد پونی بودم
ویسکی میخوردم
خیلی زیادتر از اونیه که من بتونم بوش کنم
...خونی روی زمین ریخته نشده
فقط روی لباس
فکر نکنم تاکر اینجا تیر خورده باشه
این صحنه جرم تو نیست، کلانتر
حالا بهتره راه بیوفتی و
بری تا دادگاهت دیر نشده
به هر حالا گمونم یه نفر هست که دیرتر از تو میرسه
این با عقل جور در نمیاد
چرا قاضی محاکمه رو کنسل نکرد؟
اگه یه وکیل بمیره محاکمه به طور خودکار بی نتیجه اعلام میشه
...باید اعتراف کنم
قبلا هرگز مثل این برام اتفاق نیوفتاده بود
منظورم اینه که یه وکیل در طول مدت محاکمه به قتل رسیده باشه
اینکار جنایتکاراست
میتونم از تلفنت استفاده کنم؟
اینطور فکر نمیکنی؟
کار جنایتکاراست؟
ویک، چرا گوشی رو برنمیداری؟
...من
لازمه باهام تماس بگیری
باید بدونی که اون نمیتونه باهات تماس بگیره
چون تو موبایل نداری، مجبوره به من زنگ بزنه
لانگ مایر. باید حرف بزنیم
نه، فقط والت
این دیگه چیه، یه صحنه از فیلم رفقای خوب؟
وکیل مدافعی که بر علیه تو بود به قتل رسید
این جنایت یه مقدار جهان سومی به نظر میاد
من تاکر بگت رو نکشتم
چرنده و قبل از اینکه به فکرت برسه که بلایی هم سر من بیاری
باید بدونی که راننده ام مسلحه
ساویر من اینکارو نکردم
هیچ مدرک قاطعی وجود نداره
مگه کسی هم میتونه جلوی تو رو بگیره؟
بگیر. نامه استعفات رو تایپ کردم
کوتاهه
چون آدم کم حرفی هستی
امضاش کن
همین الان ماشینو نگهدار -
والت، این برای همه خیلی آسانتر میشه که تو اینکارو داوطلبانه انجام بدی
!والت
!والت
!والت
هی والت دادگاه چطور بود؟
ماتیاس، اینجا چیکار میکنی؟
...سوال کردن از معاونینت
یا بهتر بگم معاونت... درباره قتلی که توی رس اتفاق افتاد
بهش گفتم که چیز دیگه نمیدونم
فیلی کجاست؟ بالا نبود؟
ویک؟ نمیدونم
جالبه
آدرسشو داری؟
اون سیاره
خب کجا ممکنه رفته باشه؟
متوجهی که هنوز هیچ مجوزی برای
تحقیقات در مورد رس نداری؟
تو هم متوجهی که با همکاری نکردنت
به نظر میرسه که تمایلی به همکاری نداری؟
...اصلا اهمیتی نمیدم که چه طوری به نظر میرسه
خیلیخب
من سعی کردم این شانسو بهت بدم که تو
نشون بدی هیچی رو مخفی نمیکنی، والت
خب بابتش ازت ممنونم
امیدوارم درک کنی که نمیخوام
وقتی اینجا نیستم از معاونینم تحقیق بکنی
کلیدا رو داری فرگ؟
آره خوبه، بزن بریم -
خیلیخب، جو مگا
اگه ویک برگشت لطفا فورا باهام تماس بگیر
آره
خب، اون توی محل پارک خونه های سیار نیست
مطمئنی تماس نگرفته یا چیز دیگه ای؟ - آره، هیچی -
ببین والت، میخوام بدونی که من به ماتیاس چیز زیادی نگفتم
تازه رسیده بودم
وقت نکرد ازم سوالای بیشتری بپرسه
فقط میخواست بدونه آخرین بار تو رو کی دیدم
بهش گفتم از وقتیکه دادگاه شروع شد دیگه ندیدمت
اوناهاش
پس تو واقعا مظنون قتل تاکر بگت هستی؟
آره
میشه دستکش داشته باشم؟
فکر میکنی تاکر بگت توی
خونه خودش کشته شده باشه؟
نمیدونم اما توی رس کشته نشده
مطمئنی این ایده خوبیه؟
منظورم اینه که این تحقیقات مربوط به ماتیاسه
و تو مظنونشی
آره
و من هنوزم کلانترم
اثری از به زور وارد شدن نیست
زنگ خطر خاموشه
فرگ
درست اینجا
گلوله ای که به تاکر بگت اصابت کرده
ازش رد شده و به اینجا خورده
حفره ای برای خارج شدن نیست
پس احتمالا گلوله توی صندلی گیر کرده
تاکر یه ساک مشکی داشت، یه ساک با بند چرمی
ببین میتونی پیداش کنی
یه نگاهی هم به کامپیوترش بنداز
تقویم، موبایل، هر چیزی
هیچ کیف یا ساکی رو نمیبینم
...اما
هفت تیرش اینجاست
به نظر میاد تاکر ازش استفاده نکرده
گلوله نیست
هر کی جنازه رو جابه جا کرده اونقدر باهوش بوده که گلوله رو هم برداره
فرگ، عکس بگیر
از چی؟
همه چی
نه، نه، از موبایلت استفاده کن
فقط بهم بگین شما دوتا اینجا چه غلطی میکنین؟
تحقیقات در مورد یه جنایت
یکی از شما مظنون اصلی نیست؟
فقط دارم توی شهرم کارمو انجام میدم دیگه نه، تو نیستی -
شهردار ازم خواست اینکار رو ازت تحویل بگیرم
تو رسما از این پرونده کنار گذاشته شدی
حالا، مجبور نیستم که بگم شما توی چه موقعیت بدی قرار گرفتین
حضور در اینجا
به هم زدن صحنه جرم دستکاری شواهد
دستکاری نشده... فقط داشتیم نگاه میکردیم
تو هر چی که دوست داری رو میبینی؟
باید چکش کنم
خیلیخب، خودتون که بلدین
راه بیوفتین، دستا رو بذارین روی دیوار بجنبین
خب، همونطوری که انتظار داشتم بد به نظر میای
یکم کمک میخوای؟ نه، ممنون -
یه سری اخبار هست که ممکنه
یکم حالتو بهتر بکنه
امروز رفتم شرکت کانلی
به نظر میرسه با مرگ تاکر اونا مجبور شدن یه آدم جدید رو
به عنوان سرپرست اموال بارلو انتخاب کنن
و حدس بزن کی رو انتخاب کردن
من پیرمرد رو
یعنی تو الان پولدار هستی؟
فقط روی کاغذ
...یعنی اینکه، والت
به عنوان مامور اجرا این اختیار رو دارم که تو رو تحت پیگرد قرار ندم و
میتونم این پرونده رو رها کنم نه لوسین، تو نمیتونی -
چرا نه؟
چون بعدا اونا میگن که تو و من با هم تبانی کردیم
من تاکر رو کشتم، تو هم اختیار دار اموالش شدی
و بعدش پرونده رو کنار گذاشتی بیخیال والت -
کی توی این جهنم دره باورش میشه که تو تاکر رو کشته باشی؟
خب اولیش شهرداره
اون منو از پرونده کنار گذاشت و
منو با جیم ویلکینز عوض کرد
اون دروغگو؟ آره -
خب، تو مجبوری مظنونین دیگه ای رو پیدا کنی ...منظورم اینه که
تاکر یه وکیل بود
از اینجا تا نصف جهنم برای خودش دشمن درست کرده بود
...پرونده های گذشته دفترش رو بررسی کن
نمیتونم لوسین، قانونا من قدرتی ندارم
همین احساس رو داشتم
کجا میری؟
فقط میخوام تنها باشم
کجا بودی، ویک؟
متأسفم. سعی کردی باهام تماس گرفتی؟
...بیشتر از ۱۰۰ بار باطری گوشی فرگ رو نابود کردم
فکر کنم گوشیم رو جایی گم کرده باشم
میدونی، شاید توی کلبه تو جا گذاشتم
ویک، کجا بودی؟
بیرون میدونم -
کی رفتی؟
دیروز
میخوام جزئیات بیشتری بگی
خیلیخب
...بعد از اینکه
صبح با مارشال هاموند صحبت کردم رفتم
میخواستم رانندگی کنم
احساس میکنم داری ازم بازجویی میکنی
چه خبر شده؟ تاکر بگت به قتل رسیده -
یه نفر بهش شلیک کرده
و اونا فکر میکنن کار منه
یا خدا
و تو شاهدی نداری چون من اینجا نبودم
...حقیقتش، ویک
این تویی که شاهدی نداری
چی داری میگی؟
میخوام یه نگاهی به اسلحه ات بندازم
گمونم مارشال اونو بهت برگردوند
آره
حتما
با ۹ میلیمتری بهش شلیک کردن؟
نمیدونم
هر کسی اینکارو کرده به اندازه کافی
اطلاع داشته که فشنگ رو از محل جرم برداره
...همینطور هم میدونسته که باید جنازه رو به رس ببره
چیزایی که یه پلیس میدونه باید انجام بده
...یعنی در این قتل ۲ تا مظنون وجود داره، تو
و من...
با ساعت بانکدارا میای
فرگ
اون اینجا چیکار میکنه؟
گفت یه سورپرایز داره
لازم نیست از دستم عصبانی باشی، والت
چون درست اینجا اسامی مظنونین زیادی رو که ممکنه
نقشه قتل تاکر بگت رو کشیده باشن رو گیر آوردم
جدی؟
من اینو توی خونش ندیدم. چطوری گیرش آوردی؟
چون تو جای اشتباهی رو میگشتی، فرگوسن
...من اینو توی اون یکی دفترش
توی شرکت کانلی پیدا کردم
جایی که به عنوان مدیر عامل شرکت کار میکرد
چطور فهمیدی باید بری اونجا؟ ...چون این همون دفتر لعنتی که -
من از دیروز مسئول انجام امور شرکت شدم
فقط رفتم اونجا
اونا گذاشتن وارد اونجا بشی؟
فرگوسن، هیشکی به یه آدم پیر توجه نمیکنه
وقتی بین جمعیت زیادی باشی
هیشکی بهت دوتا تخم مرغ یکسان نمیده
تاکر توی آخرین روز یه چیزایی رو بد خط نوشته
اینجا اسم یه نفر رو نوشته
نوشته آلن اوبراین
آلن با یه ای
سعی میکنم پیگیریش کنم
اونجا، چیز دیگه ای هم پیدا کردی؟
خب، بگو
خب... تاکر روی اسم یه نفر غلطگیر زده
لوسین
...عینکمو نزدم
خدایا
الکس گراهام
حالا دیدن این اسم توی روزی که ...به تاکر تیراندازی شده
چه احتمالی میتونه داشته باشه؟
نمیدونم اما میتونم بپرسم
الکس؟
والت لانگ مایرم
آره، خیلی وقت میشه
توی شهری؟
گمونم اگه بارلو ما رو توی
اتاق این هتل میدید
حتما به هردومون شلیک میکرد
سلام الکس
...میخوای برات قهوه بگیرم
قهوه دارم. بیا تو
خیلی متاسف شدم
وقتی در مورد مارتا شنیدم
نامه منو گرفتی؟
آره - اوه -
با هر کلمه اش قصدم ابراز تاسف بود
چرا کتت رو در نمیاری؟
نه ممنون
چرا تاکر بگت میخواست باهات ملاقات بکنه؟
میدونی، بعضی وقتا مردم دوست دارن
قبل از اینکه کاری رو به طور جدی شروع بکنن
یه مدت دربارش حرف بزنن
ممنون
فکر کنم هیچوقت توی اینکار خوب نبودم
نه... آهسته مثل شهد اما همیشه در عجله
فقط میخوام ازم حمایت بکنی
منظورت چه جور حمایتیه؟
خب، من مدت زیادیه که با اون
بارلو حرومزاده ازدواج کردم
و برای این سالها استحقاق چیزای باارزشی رو داشتم
بهت خرجی نمیداد؟ نه به اندازه کافی -
و توی وصیتنامه هم اسمم نبود
فکر کنم لیاقت بیشتر از اینا رو دارم... مثلا اون خونه
من پیداش کردم، طراحیش کردم و ساختمش
حالا فقط نصفی از فروش اونو میخوام
تاکر چیگفت؟
خب اون تلفنو روم قطع کرد
اما میدونی من دوست ندارم نه بشنوم
بنابراین تصمیم گرفتم بیام اینجا و یه درخواست شخصی بنویسم
...من میتونم
آدم متقاعد کننده ای باشم
میتونی تاکر رو متقاعد بکنی؟
هیچوقت این شانسو نداشتم
اون قرارمون رو کنسل کرد
ظاهرا مجبور بود بره دادگاه
...یه چیزی درمورد یه کلانتر
که به شوهر سابقم تیراندازی کرده
اینم میدونی که الان تاکر مرده؟
شنیدم
بیچاره
چرا هنوز اینجایی الکس؟
فقط میخواستم اینجا یکم وقت بگذرونم
میدونی، چیزایی در مورد این
...شهر کوچیک وجود داره
که قبلا دوستشون داشتم
همینطور هم یه سرپرست جدید برای
نظارت بر املاک بارلو گذاشتن
که امیدوارم
با درخواست من موافقت بکنه
برای قهوه ممنون
مطمئنی نمیخوای بمونی؟
...متأسفم
من به قدر کافی با همسر سابقت مشکل دارم
ویک؟ اینجا چیکار میکنی؟
نباید الان توی خونه استراحت بکنی؟
بدون من شروع نکن
مجبور بودم برگردم
باید ثابت کنم والت اون وکیل عوضی رو نکشته
چرا ویلکینز روی این پرونده اس؟
گمونم شهردار مخالف این بوده که
والت مسئول تحقیق پرونده قتل تاکر باشه
آره. اینجام
پرینتی توی صحنه جرم پیدا کردی؟
وقت کافی برای نگاه کردن نداشتیم
بگو
باشه. عالیه
خیلی ممنونم
خیلیخب، ببین... من آلن اوبراین رو پیدا کردم
کسیکه ممکنه مضنون این پرونده باشه
دارم میرم باهاش صحبت بکنم
اینجا راحتی؟
آره، معلومه
والت، کجایی؟
دارم برمیگردم اداره
ویک، چرا روی بیسیمی؟
تو که برنگشتی سر کار، برگشتی؟
چرا و تو میتونی بعدا دربارش سرم داد بزنی
اما الان نباید بیای اینجا
ویلکینز جلوی در پارک کرده و گمونم برات کمین کرده
والت، الو؟
اینجام
تا وقتی که اونجایی لازمه سوابق
الکس گراهام از پارک سیتی در یوتا رو بررسی بکنی
الکس گراهام؟ کیه؟
همسر سابق بارلو
اون قرار بود توی روزی که تاکر کشته شد باهاش ملاقات بکنه
اونجوری که خودش گفت اونا هیچوقت همدیگه رو ندیدن
اما وقتی شنید اون مرده از حالت افسردگی بیرون اومد
فکر میکنی ممکنه کار اون باشه؟
میخواسته ازش شکایت بکنه
بارلو اونو از وصیتنامه اش حذف کرده بوده
چک کن ببین کی رسیده و
ببین کی برنامه پرواز داره
بعدش سوابق تماسهای تلفنش رو چک کن
و وضعیت مالیش رو
باشه، اما تو نمیتونی بیای اینجا
نمیام... تا وقتی که یه دلیل خوب داشته باشم
الکس گراهام
الکس گراهام
اون موقع تو رو ندیدم
اما تو کلیدای ماشینمو داشتی درسته -
پس من نمیتونستم جایی رفته باشم
مگر اینکه یه ماشین یا یه تاکسی گرفته باشی
من فقط دارم چیزی رو مطرح میکنم که ممکنه کلانتر ویلکینز بگه
فکر میکنی من تاکر بگت رو کشتم؟
تو کشتی؟
والت اون شب رو یادت میاد؟
اغلبش رو
یه مقدارش رو
جزئی
اسلحه ات رو چک کردی؟
نیازی به چک کردن اسلحه ام ندارم، هنری
تو منو اونجا دیدی
من دیدم تو نشسته بودی اما بعدش رفتم
چطوری؟ ماشینت که داغونه
آره اما همونطور که گفتی کلیداتو داشتم
تو ماشینمو بردی؟
چند شب پیش، حومه شهر
من و نایت هورس بوسیله یه نفر که
به شکل هکتور لباس پوشیده بود از جاده منحرف شدیم
شب بعد شنیدم که یه اتفاق دیگه توسط هکتور توی رس افتاد
باید میرفتم و میدیدم که میتونم اون کسی که اینکارو کرده رو پیدا بکنم
چرا این چیزا رو الان داری بهم میگی؟
تو اخیرا مشغله زیادی داشتی
هنری، واقعا یه هکتور دیگه وجود داره
یا سعی میکنی که فکر کنم وجود داره؟
تویی که اینکارو میکنی؟
تو ماسک زدی و تاکر بگت رو به خاطر من کشتی؟
...من یه بار به خاطر توبه یه نفر شلیک کردم
اما نه اینبار
کی به خاطر من به یه نفر شلیک کردی؟
...وقتی با گب توی زمینهای رس بودی
و با واکر براونینگ
تو به ترات سیمیک شلیک کردی؟
به نظر تنها انتخاب ممکن میرسید
گمونم باید ازت تشکر کنم
...و منم باید ازت معذرت بخوام
چون نمیتونم برات یه دلیل پیدا بکنم
فقط میخوام بیشتر از این گناهکار به نظر نیای
بیشتر از یه ساعته که اینجایی
چی میخوای؟ میخوام با رئیست حرف بزنم -
اون تاکر بگت رو نکشته
و تو از کجا میدونی؟
چون من باهاش بودم
تو اون شب باهاش بودی؟
نه
کاروانمو بیرون از کلبه اش پارک کرده بودم
پس تو با اون زندگی میکنی؟
...چیزی که دارم میگم
اینه که اون تموم شب توی خونش بود
پس اون نمیتونسته تاکر رو کشته باشه
خیلیخب، یادم میمونه
چیه؟
چیز دیگه ای هم هست که بخوای بگی؟
آره
داری دیر میکنی
مشغولم
منم... والت
بیا تو
میبینی... میلیونها و میلیونها و
میلیونها ورق کاغذ اینجاست
هنوز دنبال گنج انسون همیلتونی؟
همه اون گنج پشت یه تیکه شعر مخفی شده
اما تو نیومدی اینجا تا درباره گنج حرف بزنی
میتونم اینو بفهمم چون خودمم کلانتر بودم
پس چی توی ذهنته؟
اسلحه ام رو چک کردم
نمیتونم بگم که من دو شب پیش به تاکر شلیک کردم
سه تا گلوله گمشده
...اما نمیتونم کل شب رو به یاد بیارم
خیلی ویسکی خورده بودم
بذار اسلحه ات رو ببینم
بدش بهم
آخرین باری که مطمئنم شلیک کردم به چنس گیلبرت بود
یادم نمیاد چند بار بود
تو اینکارو نکردی والت
از کجا میدونی؟
من شخصیت تو رو میشناسم همونطوری که به وکیلت هم گفتم
مردان نا امید کارای ناامیدانه انجام میدن لوسین
و فکر تاکر بی اختیار
ذهنمو درگیر خودش کرده بود
ذهنتو فراموش کن والت، من روحتو میشناسم
تو باید دنبال مظنونین دیگه ای باشی والت
...آلن چی شد
آلن اوبراین
آلن اوبراین... دربارش چی فهمیدی؟
نتونستیم پیداش کنیم
درباره زن سابق بارلو چی؟ چی فهمیدی؟
هنوز چیزی نمیدونم
در مورد اون... پی بردن بهش... سخته
میدونستی اولین بارش نیست که برای ملاقات یه نفر میاد اینجا؟
میدونم اون یه نامادری داره
اما فهمیدم که چقدر شرم آوره و فکر نمیکنم این درست باشه
اینطور فکر میکنی؟ این درست نیست
ویلکینز مسئول این پرونده شده
برای همین نمیتونم مدرکی علیه اون پیدا کنم
مدارک رو فراموش کن والت
باید کارو با انگیزه شروع بکنی
...همونطور که سالها پیش بهت یاد یاده بودم
...فقط دوتا دلیل برای قتل یه نفر وجود داره
عشق، پول
خب اگه اون اینکارو کرده پس برای پول بوده
اون بهم گفت که نصف سود حاصل از
فروش خونه بارلو رو میخواد
پس تو قبل از اینکه من کاری کنم از این موضوع با خبر میشی
موضوع چیه؟ ...اون گفت که میخواد با -
مسئول جدید اموال بارلو ملاقات بکنه
خب، از خبر دادنت ممنون
مطمئنم که برای اون ملاقات باید مسلح برم
بفرما والت
هیچوقت سه تا گلوله ازش گم نشده بود
...گوش کن
تو اینکارو نکردی
ممنون که از وضعیت اینجا باخبرم کردی
چی شد ویلکینز از اینجا رفت؟
اون خیلی تنبله
فکر کنم خسته شد و از کار دست کشید
راستی در مورد زن سابق بارلو تحقیق کردم
اون همون روزی که گفته بود پرواز کرده اما با یه بلیط یه طرفه
اگه اون یه نفر رو کشته باشه
عجیب نیست که این اطراف پرسه میزنه؟
...خب
...اینجا دیگه چیزای عجیب و غریب عادی شدن
اون کیه؟
یه نفر به اسم آلن اوبراین
فرگ با یه گروه آوردش اینجا
فرگ
یه ثانیه
چیزی دستگیرت شد؟
آره... تعداد زیادی ایرلندی توی وایومینگ هستن
این ۱۳امین نفر از ۲۰ تا آلن اوبراین بود الو -
مشکل اینجاست که هیچکدوم از این آلن اوبراین ها
هیچ ارتباطی با تاکر ندارن و حتی اسمش هم نشنیدن
خیلیخب، خبرشو سریع بهم بده باشه -
ممنون. از بخش حفاظت بود.یه ورود غیرمجاز داریم
کجا؟
املاک بارلو کانلی
عادیه، درسته؟
ویک تو نباید بیای
مسئول آقایون اوبراین تویی
فررگ با من بیا باش -
الکس اسلحه ات رو بذار زمین
بندازش
فرگ به بخش حفاظت اطلاع بده آژیرو خاموش کنن
من این زنو میشناسم
یادم بود بارلو کلیدو کجا گذاشته
فقط کد زنگ خطر یادم نبود
باشه
الکس چرا اومدی اینجا؟
شگفت انگیزه، اینطور نیست؟
بارلو توی این خونه ۳۵ تا اسلحه داره
اما حتی یه عکس هم از برنچ نداره
میدونی، بارلو اجازه نمیداد بعد از طلاقمون من برنچ رو ببینم
نمیدونم اون بهش چیگفت ...احتمالا گفته من گول خوردم
و فرار کردم...
من هرگز فریب نخورده بودم
الکس اینجا چیکار میکنی؟
دارم اموال خودمو جمع میکنم
ببخشید
میدونی والت، من تونستم این جعبه ها رو با دستای خودم جا به جا کنم
معاونت به نظر قوی میاد
شاید بتونی بهم کمک کنی اینا رو از اطراف بیارم و یه جا جمع بکنم
خیلیخب، عالیه، فقط همونجا وایسا
و اگه سرپرست جدید با این مشکلی نداره
میخوام ببرمشون پارک سیتی
الکس بس کن
با اون تفنگ چیکار کردی؟
کلکسیون اسلحه بارلو جای خوبی
برای مخفی کردن اسلحه قتله
تو بعد از اینکه به تاکر شلیک کردی اونو برگردوندی؟
من هرگز کسی رو نکشتم، خیلیخب؟
و این وسایل مال منه
بارلو گفته بود همه چیز مال منه
و پسر خوندم
میدونستی هر سال کریسمس هدیه هایی رو برای
برنچ میفرستادم، هر سال و هر سال
و اون بدون اینکه بازشون بکنه بهم برشون میگردوند
تا وقتی که بالاخره تسلیم شدم
چون بارلو و تاکر به دادگاه گفته بودن که من آدم مناسبی نیستم
که حتی بتونم از خودم مراقبت بکنم
همش دروغ بود
و تو میدونی چه اتفاقی افتاد
من متوجهام... باور کن همینطوره
اما لازمه که فرگ اون اسلحه رو پیدا بکنه
و تو همراه من بیای
والت، من خیلی متأسفم
نمیخواستم بذارم مورتی باهات تماس بگیره و هشدار بده که من الان اینجام، والت
لعنتی، نزدیک بود ماتیاس برای اینکارش اونو بندازه توی سلول
اما اینجا شهر من نیست
درسته
و اداره کلانتری تو هم نیست
پس برو بیرون
حقیقتش توسط شهردار دورانت
من ۱۰۰ درصد اختیار اینو دارم که اینجا باشم
من در مورد قتل تاکر بگت تحقیق میکنم
و چندتا سوال ازت داشتم
این زن زیبا کیه و
چرا بازداشتش کردی؟
اون مظنون به قتله
قتل تاکر بگت؟ اون میگه-
خب، این تحقیقات اون نیست
متأسفم که شما رو ناراحت کرد شما آزادین که برید
ممنونم کلانتر
تو با من میای والت
نه نمیام
تو اختیاری نداری - چرا دارم -
من یه شاهد عینی شایانی دارم که ماشین تو رو
در شبی که تاکر کشته شد توی رس دیده
حالا، میتونی همه چی رو برای من و شهردار توضیح بدی
اون منتظر ماست
بزن بریم
میدونی چیه مورتی؟
تو هم میتونی همراه ما بیای
ببخشید
بهتره بری، فیلی
مطمئن نیستم که بتونم دلیل تو رو
برای کاری که امروز بعد از ظهر دستم دادی قبول بکنم، مورتی
معاون
معاون من کلانتر ویلکینز رو
برای پیگیری تحقیقات انتخاب کردم
و من اینجا به عنوان نماینده همه مقامات شهر هستم
و میخوایم حقیقت رو در مورد تمام این آشفتگی ها بدونیم
پس لطفا به سوال جواب بده
چرا به خاطر والت لانگ مایر دروغ گفتی؟
معاون تو واقعا میخوای روی یه قتل سرپوش بذاری؟
من اینو نمیخوام
تو قویترین انگیزه رو داشتی والت
مجبورم در مورد اسلحه ات ازت سوال کنم خوبیه اینکار چیه؟ -
تو حتی یه گلوله هم نداری که باهاش مقایسه بکنی
اینو از کجا میدونی؟
به خاطر این نیست که گلوله رو از صندلی در آوردی؟
جیم تو رو حین دستکاری صحنه جنایت گرفت
اون سریع تفتیشم کرد و نتونست چیزی پیدا کنه
تو فرصت اینو داشتی که گلوله رو از صندلی در بیاری
بعد از اینکه تاکر رو کشتی و
قبل از اینکه جنازشو به رس ببری
مگر اینکه اونشب یه نفر دیگه با ماشینت
اطراف رس رانندگی میکرده
متصدی بار رد پونی بهم گفت که
شبی که تاکر به قتل رسید تو یه کت و شلوار شیک پوشیده بودی
اون کت و شلوار کجاست والت؟
شرط میبندم خون تاکر روش باشه
میخوام اون کت و شلوار رو ببینم ...و منم اسلحه و نشانت رو میخوام -
الان
معذرت میخوام. اتاقو درست اومدم؟
دنبال کسایی میگردم که دارن به طور غیرقانونی
و بدون داشتن وکیل بازجویی میشن
اوا، اونا اینجان
کلانتر، معاون مورتی
لطفا بفرمایین
فکر نکن تموم شده والت
من ساکت نمیشینم و نمیذارم یه پلیس قاتل توی شهرم باشه
تو رو نمیدونم اما همه مردم میدونن که
بدون حضور وکیل نباید با پلیس صحبت کنن
کیدی، چطوری فهمیدی که بیای اینجا؟
ماتیاس باهام تماس گرفت
پس حالا وکیل منی؟
میخواستم یه وکیل جنایی خوب برات بگیرم
فکر کنم باید زمان بیشتری بذارم
اما گمونم نتونم
ویک
شبی که تاکر بگت به قتل رسید تو اینجا نبودی
پس هیچ خبری نداشتی که من اینجا بودم یا نه
چرا دروغ گفتی؟
چون تو نمیتونستی اینکارو بکنی
نمیتونستی اینکارو بکنی
...تو میدونی من اینکارو نکردم
چون کار خودت بود؟
وقتی اسلحتو به مارشالها دادم خالی بود
وقتی دیشب چکش کردم یه خشاب جدید گذاشته بودی
اما یه گلوله کم شده بود
گفته بودی آرزو داری که یه چیزی باشه
که بتونی به من کمک کنی
حالا اون گلوله گمشده از اسلحت رو پیدا کردم
...پس
چیکار کردی؟
...من فقط
رفتم تا رانندگی بکنم
کجا؟
نمیدونم
چی میدونی؟
فقط روندم و روندم
و... و زمانو از دست دادم
...به خاطر همین خسته شدم
و به سمت یه اردوگاه کشیده شدم
یه خونواده اونجا بود
داشتن از ماشینشون پیاده میشدن
و اولش اونا داشتن به آرومی قدم میزدن
...و بعدش
بعدش اون دختر کوچیک که به نظر ۶ ساله میومد
شروع کرد به دویدن
و بعدش همشون برای رسیدن به دستشویی مسابقه گذاشتن
اون خونواده، اون دختر بچه اونا همگی خوشحال بودن
اونا... اونا خیلی شاد بودن
من فقط داشتم نگاشون میکردم
...اونا... و اون دختر بچه و... من فقط
فقط داشتم فکر میکردم
و نمیدونم... نمیدونم اینکار چقدر طول کشید
...بالاخره
یه کم هوا احتیاج داشتم
...پس
از کاروان پیاده شدم
این اولین لحظه ای بود که آرامش داشتم
...آخرش
یه راه خروج دیدم
اما نتونستم تا آخرش برم
به خاطر همین یه گلوله از اسلحم گمشده بود
چون درش آوردم
من نمیتونستم اینکارو برات بکنم
...نمیتونستم
کاری که برات دردسر بیشتری میاره رو انجام بدم
پس چیکار کردم؟ دروغ گفتم و وضعیت رو بدتر کردم
نه
نه، اگه تو الان اینجا نبودی
وضعیت من میتونست بدتر بشه
به خدا قسم
حالا هیچوقت هرگز دوباره اینکارو نکن
بهم قول بده
قول میدم
سلام کلانتر، میخواستی منو ببینی؟
آره ماتیاس
همینطوره
فقط خواستم ازت بابت خبر کردن کیدی
درمورد وضعیت دیروز ویلکینز تشکر کنم
آره، خب، روش اونو دوست ندارم
مثل مهندسی معکوس شواهد جرم میمونه ( اول مجرم رو میگیره بعد دنبال مدرک میگرده )
پس منو باور داری؟
وقتی اونروز باهات تماس گرفتم شوکه شدی
اداشو درنیاوردی
برای همین، آره، باور دارم که بیگناهی
اما کلانتر ویلکینز نداره
اون فکر میکنه یه پلیس این جرمو مرتکب شده
باید قبول کنی والت
با توجه به برداشتن گلوله و حرکت دادن جسد
یه نفر میدونسته چیکار باید بکنه
متاسفانه سرنخ های دیگه ای ندارم
در مورد الکس گراهام و آلن اوبراین چی؟
توی دفاتر تاکر اسمی ازشون بود؟
کدوم دفاتر؟ ما چیزی پیدا نکردیم
توی خونه چیزی نبود
اون یکی دفترش چی؟ همونی که متعلق به تشکیلات کانلی بود
اون دفتر دیگه ای اونجا نداشت
تاکر فقط توی خونه کار میکرد
واقعا؟ آره -
پس منم درمورد الکس گراهام یا آلن اوبراین چیزی نمیدونم
همه میدونن تو و دوستانت تنها افرادی هستین که
انگیزه کشتن تاکر رو داشتین
پس، موفق باشین
...یک جعبه از
زسلام
...اونا توی خونه سالمندان بهم گفتن که
...تو اینجایی
آره، خوشحال شدم دیدمت
میتونم ازت برای آمار موجودیه اینجا کمک بگیرم
بارلو مثل یه انبار دار اجناس گرون قیمت بود
منظورم اینه که اون یه چیزی مابین یه حسابدار کوچیک
یا یه انباردار وسایل گمشده بود. نمیدونم
خب، ما الکس گراهام رو دیروز در حین سرقت
بعضی از وسایل بارلو گرفتیم. اون گفت که متعلق به خودشه
اون چیزی رو که میخواست نمیتونست به طور قانونی بدست بیاره
پس دزدیدشون؟
یا اونو به خاطرش کشت؟
فکر نمیکنم کار الکس بوده
فکر کنم آلن اوبراین باشه
اون کیه؟
اسمش توی آخرین یادداشت تاکر بود
یادت میاد، قرار بود آلن اوبراین
در روزی که تاکر کشته شد باهاش ملاقات بکنه؟
آره، پیداش کردین؟
ما ۲۰ نفر رو پیدا کردیم
پس کارمون در اومد
من فهمیدم آلن اوبراین کیه
کدومشون بود؟
خب، اون برادر شان اوبراینه
کمک کن یادم بیاد
اون یه گله داره
اولین بار اسمشو توی صفحه ۱۲۱ کتاب فاخته تنها دیدم
از اونجایی که شما برای قتل ما ناراحت نمیشین
من خودمو معرفی میکنم، اون میگه
من آلن اوبراین هستم و اینم شان جوان هستش
خب، این یه تصادفه لعنتیه، والت
آره
آره
میدونی، تو بودی که این کتابو بهم دادی
گفته بودی که یکی از کتابای مورد علاقته
لعنتی، من اونو سالها نخونده بودم
این واقعا حقیقت داره؟
این واقعا حقیقت داره که تو اون دفترچه یادداشتای روزانه رو
توی دفتر تاکر در شرکت کانلی پیدا کردی؟
آره و هنوزم داری ازش استفاده میکنی
تاکر هیچوقت توی شرکت کانلی کار نمیکرد
اون اونجا دفتری نداشت
پس تو اونو اونجا پیدا نکردی
فکر کنم اون دفترچه رو از خونه تاکر برداشتی
بعد از اینکه کشتیش
به نظر میرسید این جنایت کار یه پلیس باشه
یه پلیس سابق
تنها یه حرفه ای میدونسته که باید گلوله رو خارج بکنه
و جسد رو بندازه توی رس
تو از آلن اوبراین به عنوان بهانه ای برای دیدن تاکر استفاده کردی؟
چندتا کتاب توی زندگیت خوندی، والت؟
میتونی همه رو به یاد بیاری؟
آلن اوبراین بیستمین فرد مهم
توی کتاب فاخته تنهاست
اون رمان بیش از ۸۰۰ صفحه داره
خب، کتاب خوبی بود
آره همینطوره
کتاب خوبیه
فقط میخواستم آخرین کار خوب زندگیمو انجام داده باشم والت
یه کار باوقار
منظورم اینه که خدا میدونه من به اندازه کافی مردم رو
با به زندان انداختن و کشتن مجازات کردم
میخواستم به یه نفر کمک کنم
یه آدم خوب
میخواستم به تو کمک کنم والت
خب آره
من با تاکر بگت تماس گرفتم
خودمو به عنوان دوست قدیمی بارلو جا زدم و اسممو آلن اوبراین گذاشتم
به تاکر گفتم به کمکش نیاز دارم
داشت روی یه طلاق کثیف کار میکرد
تو آلن اوبراین نیستی
و مطمئنا هیچ دوستی با بارلو نداری
سلام، تاکر
معذرت میخوام که کلک زدم
میدونستم که نمیخوای منو ببینی
رفتی اونجا تا اونو بکشی؟
نه قربان
رفتم اونجا تا باهاش صحبت کنم، مثه یه مرد با یه وکیل
واقعا فکر کردم میتونم متقاعدش کنم
ازت میخوام اون پرونده رو بذاری کنار
و چرا باید همچین کاری بکنم؟
چون تو میتونی
چون والت یه مرد خوبه
منظورم اینه که، یه نگاهی به خونت بنداز
تو به پول بیشتری احتیاج نداری
و دنیا به مردانی مثل والت نیاز داره
گوش کن تاکر
رئیس هانکپاپا لاکوتا خرس نشسته همیشه یه چیزی میگفت
دوتا سگ درون من هستن
یکی شیطانی و دیگری خوب
و اونا هر روز با همدیگه مبارزه میکنن
وقتی یه نفر از خرس نشسته سوال کرد که ...کدومشون برنده میشه
اون گفت: اونی که از من بیشتر تغذیه بکنه
برادرم بارلو هر روز به اون سگ شیطانی غذا میداد، تاکر
و میدونم که تو درونت اون سگ خوبو داری
میدونم که داری اون سگ خوبو تغذیه میکنی
نذار بسته شدن در بهت ضربه بزنه
باید اینو ازت بپرسم که
چرا داری اینکارو میکنی؟
چرا؟
خب، چون میتونم
بذار ثبت بشه که من سعیمو کردم
هرگز توی خواب هم نمیدیدم که اونا سعی کنن اینو به تو بچسبونن
به خاطر این متأسفم
بعدش، اصلا فکر نمیکردم
اون مردی با یه همچین ادبیاتی باشه
سعی کردم ردم رو مخفی بکنم ولی گمونم چندتا چیزو فراموش کردم
هنوزم فکر میکنم بهترین کاری بود که انجام دادم
از کی تا حالا کشتن یه مرد کار خوبیه، لوسین؟
وقتیکه باعث نجات تو بشه، والت
اون میخواست تو رو نابود کنه
اون بود که بهت حمله کرد
تو خودت گفتی یه نفر باید یه کاری بکنه
تو اینو گفتی
و تو قبول کردی
لازمه بهت دستبند بزنم لوسین؟
تو نباید بهم دستبند بزنی والت
چون من زندان نمیرم
همونقدر که مطمئنم مرده ها به جهنم نمیرن
آلزایمر پدرمو در آورد
...لعنتی
دیگه پیر شدن کافیه
لوسین
لوسین
لوسین صبرکن
نه و میدونم هیچوقت نمیخوای از پشت بهم شلیک کنی
گفتم وایسا باشه-
ما اینجا ایستادیم و داریم مثه دوتا مرد بهم تیراندازی میکنیم
من بهت شلیک نمیکنم لوسین
پس من بهت شلیک میکنم
نه میخوام روت اسلحه بکشم والت
اینکارو نمیکنی چرا میکنم -
و میدونی اینکارو میکنم، همین الان
لعنتی
لعنتی
خدایا
خدایا
لعنتی
لعنت بهش
خوشحالی؟ همینطوره -
دارم بهش میرسم
...حالا بیا
بیا و تمومش کن والت
فکر کنم زیادی توی این نمایش موندم
توی این شغل
توی این زندگی طولانی
آلن اوبراین میگه
این شهر لعنتی
اشکهای منو سوزوند
پس بهم احترام بذار، والت و کارمو تموم کن
تمومش کن
لعنتی، میدونستم
!لوسین
!لوسین
نه
!لوسین
!لوسین
!لوسین
!لوسین
!لوسین
.لوسین، لوسین
!لوسین
.لوسین
والت
...مرد
...نمیتونستم
نمیتونستم بذارم اونا نابودت کنن
چرا داری میخندی؟
فکر نمیکنم هیشکی به مراسم خاکسپاریم بیاد
من از دستش نمیدم، بی فک و فامیل
از دستش نمیدم
:زیرنویس از مصطفی مرادزاده
Sync: AliNet
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.