Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«مرغ»
سینهفیلیا تقدیم میکند: https://t.me/Video_Archives
مترجم: پالادین
این چیه؟
مرغه، نمیبینی؟
رئیس این یکی رو قبول نمیکنه.
زنم باهاش یه سوپ خوشمزه درست میکنه.
پرش کن.
ممنون! خداحافظ!
اینجا چی کار میکنی؟ برو بیرون!
بیا، بیا، از این طرف.
برو بیرون!
این لعنتی داره دیوونهم میکنه.
لعنت بهش!
چه آشغالیه! دیگه هیچکس براش اهمیتی قائل نیست.
رستوران دریایی
کجا بودی، تایتان؟
کجا بودی، شیطون؟
چی آوردی؟
ساکت.
ساکت.
تو دیگه چی هستی؟
آره، زندهای.
صبر کن.
فکر کردی میتونی قسر در بری؟
بیا اینجا.
لعنتی.
تایتان!
میای؟
آره.
اول بذار یه گپی با پدرت بزنم.
یه هدیه کوچیک.
این مرغ چشه؟
نمیدونم، تایتان آوردهش.
یه جوری درستش میکنیم.
فردا صبح میکسرها هم میرسن.
برای کنترل کیفیت.
این مال دفعه قبله.
پول خوبی درمیاریم.
چه خبر؟
-کوچولو خوابیده؟ -خودت میدونی خوابیده، پس چرا میپرسی؟
برای باز کردن سر صحبت.
خیلی خوب بهبود پیدا کردی.
میذارمت توی لونه.
نکن!
مامان!
-چیه؟ -یه مرغه!
چه مرغی؟ بس کن دیگه هی «مامان» نگو.
این دیگه اینجا چه غلطی میکنه؟
بیا اینجا، عزیزم.
آره، آره.
خدا لعنتش کنه.
چه خبر، بچهها؟
نیکوس!
اومدن!
سلام، بچهها.
شما هم میتونستین یه سلامی بکنین.
چه خبر، جورجوس؟
پسرم کجاست؟
پسر کوچولوم چطوره؟
پسرم چهطوره؟
اینجا چی کار میکنی؟
کِی فرار کردی؟
ها؟ کی فرار کردی؟
کی فرار کردی؟
بیا اینجا، گرفتمت.
کجا رفته بودی؟
بگو «خداحافظ، مرغ کوچولو».
خوش بگذره.
شب از خواب بیدار شدم و در ذهنم چراغها روشن شدند.
بیدعوت به درِ ذهنم آمدی.
به قلبم راهت دادم، عشق من.
عشق حقیقی من، ملکه قلبم، که سالهاست گمشده.
عشق حقیقی من، ملکه قلبم، که سالهاست گمشده.
کاش رویای امشب
واقعی بود.
رویای امشب
کاش واقعی بود.
سلام، بچهها.
آب و دون خوردین؟
-صبح بخیر. -صبح بخیر.
شب از خواب بیدار شدم و در ذهنم چراغها روشن شدند.
بیدعوت به درِ ذهنم آمدی.
به قلبم راهت دادم، عشق من.
عشق حقیقی من، ملکه قلبم، که سالهاست گمشده.
عشق حقیقی من، ملکه قلبم، که سالهاست گمشده.
کاش رویای امشب
واقعی بود.
رویای امشب...
کاش واقعی بود.
یادم رفت اینو بهت بدم.
من دیگه میرم.
بیا دیگه! میتونی برای بچه یه نوتلا هم بگیری؟
عاشق نوتلاست.
برو بیرون.
صبح بخیر.
این برای توئه.
چی کار میکنی؟
برو بیرون.
بیا اینجا!
برگرد تو.
لعنتی!
بیا اینجا!
همونجا بمون.
لعنتی!
بیا اینجا.
بیا اینجا، لعنتی...
سلام، بچهها.
آب و دون خوردین؟
کلی دردسر درست میشه.
داری با من حرف میزنی؟
چرا باید ما به دردسر بیفتیم؟ با خودش حرف بزن.
حالا میخوای چی کار کنی؟
میخوای دوباره همون کارها رو انجام بدی؟
بازم میخوای مشروب بخوری؟
من دیگه توی این سن و سال نمیرم زندان.
کجا بودی؟
کجا بودی؟ منتظرت بودیم.
کجا بودی؟
خوشت میاد؟
دوس داری؟
بیا یه چیزی بخور!
-گرسنه نیستم. -بیا بریم.
-برو بیرون! -خفه شو!
ولش کن، قرار نیست کسی رو گاز بگیره.
بیا اینجا. بیا، بس کن. برو اونور!
خودم میبرمش بیرون.
چی شده؟
یه مرغ زیر تخت بود!
این دیگه چه کوفتیه؟
امان از این مرغ لعنتی.
لعنت بهت.
هی! چه خبره؟ خفه میشی یا نه؟
چرا واق واق میکنی، تایتان؟
بس کن، سر و صدا نکن.
چی شده؟ بیا اینجا.
فقط وقتی دلیلی داری سر و صدا کن.
صبر کن، بذار ببینم.
اینجا چی کار میکنی؟
اینجا چی کار میکنی؟ برو بیرون.
اونجا چی داری؟
لعنت بهت.
چقدر زیادن.
اینجا! از این طرف!
از این طرف! از این طرف!
بجنب! عجله کن.
برو داخل.
برو.
بریم.
ســینه فــیلیا
بیدار شو!
بیدار شو، رفیق!
این رو بگیر!
چه خبره، رفیق؟
بیدار شو، آقا.
رفیق، تکون نمیخورن.
رفیق!
بجنب!
بیدار شو! بیدار شو! نه، نه، نه!
اصلاً تکون نمیخورن.
اون عوضی همهچی رو به باد داد.
این کارو با من نکن.
اصلاً تکون نمیخورن.
نفس نمیکشن.
باشه، رئیس.
بجنب، بلند شو.
بلند شو!
-درستش میکنیم. -داری چی کار میکنی؟
بریم بچهها. درستش میکنیم.
-برو، عوضی. -داری چی کار میکنی؟
چیه، عوضی؟ میخوایم براشون مراسم ختم بگیریم؟
به چی نگاه میکنی؟ بریم!
بدجوری به فنا رفتی.
تا آخر عمرت باید کار کنی تا خسارتش رو پس بدی.
همینه، مرغ کوچولو.
این چیه؟
بالاخره از پسش براومدی، عوضی.
خدا روحشون رو قرین آرامش کنه.
الله، یا هر خدای دیگهای که بهش باور داشتن.
من نمیشناختمتون.
نمیدونم از کجا اومده بودین.
اینجا نوشته برای سوختگیه، مگه نه؟
تاریخ مصرفش گذشته...
از سال ۱۸۲۱.
ولی بهت آسیب نمیزنه. بیا اینجا.
بیا پیش من.
بذار یه نگاهی بهت بندازم.
بذار ببینم.
صبر کن.
همونجا بمون.
آره، همینجا.
بیا اینجا.
بیا اینجا.
هنوز زندهایم.
یه فرصت دوباره.
بذار ببینیم.
بهت گفتم. این چیزی که اینجاست...
گوش میدی؟
گوش میدی؟
این خونه منه.
اصلاً نمیدونی چی رو از دست میدی.
برام مهم نیست. من کار خودمو دارم.
دفعه بعد که چند روز غیبت زد، اول به من خبر بده.
سرم شلوغ بود. از پلهها افتادم.
آره، حتماً! فقط بگو داشتی چی کار میکردی.
به تو ربطی نداره! خفه شو!
پس از اینجا برو! برگرد همونجایی که ازش اومدی...!
بیا اینجا.
ون رو بده به من.
سیگارها مشکلی ندارن، ولی دیگه آدم نمیخوام.
اون رو هم از حیاط من جمع کن.
پیرمرد عوضی.
-باز کجا داری میری، عوضی؟ -خفه شو!
دارم با تو حرف میزنم!
خفه شو!
هر جا میخوای برو!
نیکوس؟
دارم با تو حرف میزنم!
اگه الان بری، دیگه هیچوقت برنگرد!
عوضی!
نیکوس!
خب، شما دوتا یه کم به هم فرصت بدین.
بهت گفتم، این خونه منه و من دیگه از این کارها کنار کشیدم.
کی میخوای بیای اینو جمع کنی؟
چرا؟ اذیتت میکنه؟
نه...
ولی چهار هفته دیگه اذیتم میکنه.
دارم اینجا رو بازسازی میکنم.
مجوزها صادر میشن و اینجا همهچی عوض میشه.
امکان نداره!
کل اینجا رو طوری عوض میکنم که دیگه نشناسیش.
یه دنیای دیگه.
جدی میگی؟
باید خوشحال باشی که قسر در رفتیم.
فکر کردی با کی طرفی؟
با مادرم؟ فکر میکنی من مادرم هستم؟
که ساکت بمونم تا یه روز منفجر بشم؟
بخور!
زندگیمو به باد دادی. پیرمرد خودخواه عوضی.
دیگه من رفتم.
کی میخوای دست از نابود کردن زندگیم برداری؟
دارم با تو حرف میزنم، مرد.
گشنمه.
گشنمه.
گشنمه.
خفه شید!
ساکت!
دیگه از این وضع خسته شدم.
برو بخواب.
دیگه از این وضع خسته شدم.
ببرمت خونه جدیدت.
بریم.
چه خبر، تایتان؟
خوش بگذره.
چشمهای سیاهت.
وقتی میبینمشون، سرم رو به دوران میندازن.
قلبم رو دیوونهوار به تپش میندازن.
وقتی میبینمشون، یادم میاندازن
یه عشق قدیمی رو.
چشمهای سیاهت.
وقتی میبینمشون، سرم رو به دوران میندازن.
قلبم رو دیوونهوار به تپش میندازن.
وقتی میبینمشون، یادم میاندازن
یه عشق قدیمی رو.
توی چشمهات
کسی رو میبینم که تا همین دیروز عاشقش بودم.
همونی که قلبم رو از سینهم بیرون کشید.
چشمهای سیاهت درونم آتیش به پا میکنن.
فرار نکن!
راه بیفت.
دستهات رو ببر بالای سرت.
بریم. بجنب.
دیمیتری، این نیکوسه، میشناسیش که.
ولش کن. خودت میدونی بیگناهه.
ولش کن! این نیکوسه، هیچ کاری نکرده.
خجالت بکش!
پلیس!
-سلام. -خوش اومدین!
میخواین اینجا بشینین؟
صبر کنین. فقط یه لحظه.
-خب؟ -سالاد؟
پیشغذا میل دارین؟
زیتون؟
-یه کم زیتون. -ممنون.
سالادتون آمادهست. فقط یه لحظه.
پارچها... بفرمایین...
منو که بهتون ندادیم، درسته؟
کالاماری رو امتحان کنین.
خانمها و آقایان، لطفاً توجه کنید.
میخواستم به اطلاعتون برسونم
که هزینه غذا و نوشیدنیهاتون رو مهمون ما هستید.
لطفاً وسایل شخصیتون رو بردارین و برین.
هرچه سریعتر اینجا رو ترک کنید.
بریم!
تکون بخورید! تکون بخورید!
بریم! بریم!
-برو! وسایلت رو بردار! -چرا؟
تکون بخور! بجنب! بجنب!
بریم.
ممنون، خیلی ممنون.
-یه چیز تازه برامون درست کن. -چشم.
همین الان.
پانوراما.
آمادهست.
یه صندلی بردار. بشین.
حالا دیگه جدی...
همهچی معنی پیدا میکنه.
ایلیاس؟ خفهش کن.
-مامان، چی شده؟ -هیچی عزیزم، بیا.
-همهچی درست میشه! -بچه رو ببر توی ماشین.
-لطفاً همین الان برو توی ماشین. -چرا؟ چه خبره؟
-گفتم برو. برو. -من جایی نمیرم. بابا...
بخور، مرغ.
بخور، مرغ، مرغ...
ببین. میبینی؟
حق با من بود. اینها از خوردن همدیگه هم ابایی ندارن.
امیدواریم که از تماشای این اثر لذت برده باشید.
[ ارائهای از سیـنهفیلیـا ] کانال تلگرام: @Video_Archives
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.