All language subtitles for Hulchul.1995.All.Web.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشي از منوچهر

وايسا

!نه

!نه

تو روز روشن، جلوي هزاران نفر

شوهرت رو به قتل رسوندي

و هنوز ادعا مي‌کني که جرمي مرتکب نشدي؟

...دوازده سال قربان

دوازده سال با خشونت با من رفتار کرد

مثل يه حيوون کتک ـم ميزد

...من کار مي‌کردم و اون

پول‌ها رو توي قمار و مشروب به باد ميداد

...به خاطر اعتيادش به شراب و قمار

نه تنها وسايل خونه بلکه خونه رو هم فروخت

و وقتي ديگه چيزي براي فروش نمونده بود

،تمام شب چهار تا کثافت

از من سوء استفاده مي‌کردن

اون مي‌نشست و نگاه مي‌کرد و مشروب مي‌خورد

حالا شما به من بگين آقاي قاضي به اين ميگن شوهر؟

آره؟ نه...نه

اون شوهر نبود اون حتي انسان هم نبود

به خاطر همين اون عوضي رو کشتم

دادگاه با خانم دورگا کاملا احساس همدردي مي‌کنه

اما جرم او قابل بخشش نيست

بنابراين دادگاه دورگا را ...متهم شناخته و او را

به 14 سال زندان محکوم مي‌کند...

مادر! مادر

دِوا.... پسرم

پسرم! عزيزم مامان!.. خواهش مي‌کنم من رو تنها نذار-

مامان، لطفا من رو تنها نذار.....نرو مامان

آقا، مامان من رو نبريد

خواهش مي‌کنم

شما مامان من رو گرفتين ديگه نه؟

اگه شما بگين اونا ولش مي‌کنن

من جز اون کسي رو تو اين دنيا ندارم

التماس مي‌کنم آقا به پاتون مي‌اُفتم، مادرم رو ول کنيد

پسرم- مامان، مادرم رو نبريد-

مادرم رو نبريد

ولم کنيد دوا، پسرم، عزيزم

پوشپا، تو اينجا چيکار مي‌کني؟

...به نظرت، قانون شما

همراه مادر، اين بچه رو هم مجازات نمي‌کنه؟

هي، ولش کنيد

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.xyz

خدايا، اگر شوهرم دانسته يا ندانسته گناهي مرتکب شده

لطفا او را مورد بخشايش قرار بده

اوه قادر توانا" "به بندگان خود رحم کن

اوه قادر توانا" "به بندگان خود رحم کن

"باشد که پرهيزگار شويم"

باشد که پرهيزگار شويم" "و از گناه دست برداريم

اوه قادر توانا" "به بندگان خود رحم کن

بگيريدش بزنيدش-

بگيريدش

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مبين - زمان‌بندي و ويرايش: سارا

اين بچه گدا ديگه کيه مامان و بابا آوردنش خونه؟

گشنم نيست

هي دِوا مامانت بابات رو کشته؟

هي، بگو ببينم چرا مامانت بابات رو کشته؟ آره بگو-

چي گفتي؟ مدرسه نميري؟

آره، نميرم مدرسه

چون اينجا همه ازم ميپرسن که

چرا مامانم بابام رو کشته؟ نمي‌خوام درس بخونم

ولم کنيد

"باشد که ما دشمن کسي نشويم"

"باشد که صلح در جهان فراگير شود"

"باشد که صلح در جهان فراگير شود"

"...باشد که صلح فراگير شود"

"که اين دنيا مانند خانواده‌اي خوشحال شود"

باشد که ما پرهيزگار شويم" "و گناهان را ترک کنيم

اوه قادر توانا" "به بندگان خود رحم کن

...دِوا، پسرم، چندبار بايد بهت توضيح بدم که

بايد تشريفات مذهبي رو براي خدا انجام بدي؟

...چند بار بايد برات توضيح بدم که

خداي من، تويي مادر

به اون مجسمه‌ي سنگي اعتقادي ندارم و به قانون هم اعتقاد نداري-

الان ديگه بچه ـم چيکار کرده؟

اين قطره‌هاي خون رو ميبيني؟

قطعا پسرت با بيرحمي تمام کسي رو کتک زده

سر صبحي رفتي پياده روي يا دعوا؟

حتي شياطين هم تو ساعات اوليه روز بيرون ميزنن، بابوجي

مي‌خواستن عفت يه دختر بيچاره رو خدشه دار کنن

وظيفه‌ي من بود که کمکش کنم

وظيفه‌ت اين نبود که از قانون کمک بگيري؟

قانون شما تو اون ساعت خواب بود

...و حتي اگر هم قانون شما به زور

خودش رو براي کمک به اون ميرسوند

اونوقت يه بچه بغل اون دختر مي‌بود

گوش مي‌کني؟ بخاطر همينه که هرجا قانون دير ميرسه

تو عدالت رو اجرا مي‌کني

عدالتي که دير اجرا بشه خودش يه بي‌عدالتيه بابوجي

معمولا قانون شما وقتي ...براي مداواي بيمار ميرسه که

اون مرده...

نفرتي که تو از قانون تو سينه‌ت داري

،باعث ميشه باور کنم که

يه روز خودت رو تو مخمصه ميندازي

بابا بنظر مياد که وقتي اون روز برسه

خودت دستبند رو به دستش ميزني

از تو چيزي نپرسيدم

معذرت مي‌خوام بابا

...دِوا، براي آخرين بار بهت هشدار ميدم- بسه ديگه-

اينطور مي‌خوايد روز رو شروع کنيد؟

پسرم، تو برو زود آماده شو

وگرنه بازم دير ميرسي سر کار

لاکشمي صبحونه رو زود بيار

پوشپا، ميترسم

...که يه روز من و پسرت

مقابل هم قرار بگيريم

خدا اون روز رو نياره

چون هر کدوم از شماها که پيروز بشيد

من شکست مي‌خورم

بخاطر همين ازت مي‌خوام کاري کني تا دِوا سر عقل بياد

چرا اون هميشه برخلاف خواسته‌ي من عمل مي‌کنه؟

...تو بگو....چرا اون بايد مثل

يه مکانيک معمولي تو گاراژ کار کنه؟

پدر تو هم اين همه ثروت برات به جا گذاشته

پس چه نيازي هست که تو نيروي پليس کار کني؟

من به اين کار نياز ندارم اين کار برام يه سرگرميه

اين کار رو مي‌کني تا بهت احترام بذارن

...اون نمي‌خواد هر روز دستش رو

جلوي تو دراز کنه

قبلا فکر مي‌کردم من رو از همه بيشتر دوست داري

...اما الان حس مي‌کنم که

پسرت رو خيلي بيشتر از من دوست داري

عذر مي‌خوام آقا گوش کنيد- بله؟-

کمکتون مي‌کنم تا از خيابون رد شين- ممنون-

از بچگي اين طور بودين؟ نه نه-

اين چشم‌ها خيلي چيزا رو ديدن

...اما يه حادثه- حادثه؟-

داستان غم انگيزيه، مي‌خوايد بشنويد؟ بله-

خيلي سال پيش وقتي داشتم از ...خيابون رد ميشدم، يه کاميون

زد بهم

اينطور شد که زندگي من پر از تاريکي شد

فقيرم

وگرنه چشم‌هام رو درمان مي‌کردم

ببينيد، من چيز زيادي نمي‌تونم بهتون بدم غير از حقوق اين ماهم

خيلي ممنونم

کاش همه‌ي پليس‌هاي اين کشور مثل شما بودن

پليس؟ از کجا مي‌دوني که من پليس ـم؟

وقتي دستم رو گرفتين يه چوب تو دستتون بود

و فقط دو گروه با خودشون چوب حمل مي‌کنن پليس‌ها و کورها

شما بدون چشم هم خيلي چيزها رو مي‌تونيد ببينيد

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

دزد مي‌دوني خجالت يعني چي؟

کي اسم تو رو گذاشته شارميلي؟ (شرم=خجالت)

کي مي‌خواي آدم شي؟ کي؟

اگه دستمو بگيري آدم ميشم

با من ازدواج کن و من رو ببر خونه ت

...اگه تو رو ببرم خونه که

فردا بايد بيام دنبال خونه‌م بگردم

هي دوا ديگه به تو که خيانت نمي‌کنم

برات غذا ميپزم بچه‌هات رو با عشق و علاقه

بزرگ مي‌کنم

بسه ديگه به تو نميشه اعتماد کرد

کي مي‌دونه، شايد بچه‌هام رو هم ببري بفروشي

نه بابا، باهام ازدواج کن و ببين

زندگيت عالي ميشه

اگه به من اعتماد نداري برو از فالگير بپرس

...اگه واست طوطي در اومد

زندگيت بهشت بهشت ميشه

هي عجوزه،با جادوگر قبرستون هم ازدواج مي‌کنم اما تو نه

"اگه ما مرغ عشق بوديم"

"اگه ما مرغ عشق بوديم"

"بدون ترس در آسمان آزاد پرواز مي‌کرديم"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

"اگه ما مرغ عشق بوديم"

"اگه ما مرغ عشق بوديم"

"خواب و خيالم رو بهم ميزدي"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

"روي تمام ديوارها مينويسم که تو معشوقه‌ي مني"

"روي تمام سقف‌ها مينويسم"

"و روي تمام ديوارها، که تو معشوقه‌ي مني"

"روي تمام سقف‌ها مينويسم"

"ولم کن"

"تو خيلي عاشقي"

"مي‌دونم که من رو بدنام خواهي کرد"

"اي عشقم، بگو که دوستم داري"

"اين عشق بي‌معنيه"

"بدون عشق چيزي در اين دنيا وجود نميداشت"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

"وقتي تو رو ميبينم قلبم تند تند مزنه"

"تو ديوونه‌م کردي"

"بذار برم"

"ساکت شو و انقدر از من تعريف نکن"

"انقدر دنبالم نيا چون تو قصدت شومه"

"قلبم برات بيقراري مي‌کنه"

"من هرگز موافقت نخواهم کرد"

"چرا نميفهمي چه دردي ميکشم؟"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

"اگه ما مرغ عشق بوديم"

"اگه ما مرغ عشق بوديم"

"بدون ترس در آسمان آزاد پرواز مي‌کرديم"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

"شدم شدم" "چي شدي؟"- "عاشق شدم"

هل بدين

آره خودشه

هي کارن، اين دغل بازي ـه

...تو داداش من رو سيگاري و مشروبي و

قمار باز کردي

حالا هم داري دختر بازش مي‌کني؟

اون دختره رو خيلي با تو ديدم

اون دوست دختر تو بود نه؟ آره بود-

الان ديگه اون دوست دختر کارن ـه اين چيزا بين ما دوستا عاديه

آدمايي مثل شما رو خوب ميشناسم

امروز دخترها رو هم شناختم

راجع به خودت بگو رفيق حسوديت ميشه؟

ببين

امتحان‌هاي برادرم نزديکه پس ازش فاصله بگيريد

....وگرنه- وگرنه چيکار مي‌کني؟-

تو کي هستي که دست رو دوستاي من بلند مي‌کني؟ ببين داداش-

...هي به من نگو داداش

همين که به مادرم مي‌گي مامان

و به پدرم مي‌گي بابوجي کافيه

اما به من نگو داداش، فهميدي؟ کارن-

اونايي که تو بهشون مي‌گي دوست دوستت نيستن، بلکه دشمنت ـن

دشمن

من خيلي خوب تفاوت بين دوست و دشمن‌هام رو مي‌دونم

دشمن من بيرون از اينجا نيست بلکه همينجاست، تو همين خونه

فقط فکر کن کن کارن دختري که خيلي راحت مي‌تونه توي بغلت توي شهر بچرخه

چه دختري مي‌تونه باشه! اون يه دختر هرزه و ناپاکه

هرزه؟

مي‌دوني هرزه ترين آدم دنيا کيه؟ تويي

!پدر خودت که زنش رو ميداد مرداي ديگه

يا مادرت که پدرت رو به قتل رسوند

يادت رفته بود، مگه نه؟ به همين خاطره دارم يادت ميندازم

که پدرت يه دلال و قمار باز بود و مادرت يه قاتل

اون دختره از مادر تو نمي‌تونه هرزه تر باشه

اگه کسي ديگه‌اي غير از تو امروز اين چيزا رو بهم ميگفت الان کشته بودمش

برو شکر کن که مادرت برام خيلي عزيزه

به خاطر اونه که الان زنده اي

مامان! تو به خاطر اون زدي تو گوشم؟

اون هم مثل تو پسر اين خونه است

...تنها فرقتون اينه که

اون از تو با لياقت تره

آها اون با لياقت تره؟ اون بي‌سواد احمق

فقط به خاطر توئه که اون الان احمق و بي‌سواده

اگه يه بار ديگه دلِ بچه ام رو بشکني

با بابات طرفي نه من

فهميدي

!دِوا! دِوا

بچه عزيزم، پسرم

مامان بله،پسرم-

اوني رو که به دنيا آوردم بهش شير دادم

ولي به تو فقط مي‌تونم اشک‌هام رو بدم

نه مادر، اينطوري نگو

بعضي وقت‌ها فکر مي‌کنم که با آوردن تو به اين خونه

بغير از حقارت چي بهت دادم؟

مامان در عوض اون همه عشقي که شما و پدر به من دادين

مي‌تونم همه عمرم اين حقارت رو تحمل کنم

پسرم، کارن قلب پاکي داره

فقط يه کم نادونه ولي يه روز درک مي‌کنه

مادر، کي درک ـم مي‌کنه؟

امشب ميبينم که حالت زياد خوب نيست

نکنه از من خسته شدي

نه آمريتا! چطور مي‌تونم از تو خسته بشم

پس به چي بغير از من داري فکر مي‌کني؟

دارم درباره دِوا فکر مي‌کنم

امروز جرئت اين رو پيدا کرده بود که يقه من رو بگيره

مي‌دوني آمريتا؟ به عنوان يه نوکر اومد توي خونه من

ولي امروز پدر و مادرم اون رو بيشتر از من دوست دارن

اون خودش رو تو عشق پدر و مادرم نسبت به من شريک کرده

...از اين ميترسم که يه روز

خودش روي توي ارث و ميراثي که قراره بهم برسه هم شريک کنه

اون يه عوضي باهوشه

الو؟

آمريتا وقته اجراي توئه باشه راکي الان ميام-

کارن آروم باش

برو لباسات رو عوض کن

من بايد برم پايين

پس مست مياي خونه

مي‌دوني اگه پدرت بفهمه چي ميشه

چي ميشه؟

از خونه ميندازم بيرون؟

به هرحال توي اين خونه بيشتر از من به ديوا

احتياج دارن

اون بيچاره با تو چيکار کرده؟

چرا اينقدر ازش متنفري؟

من ازش متنفرم چون تو خيلي دوسش داري

آره دوسش دارم چون اون بغير از عشق من هيچ چيز ديگه‌اي نداره

...سرنوشت توي بچگي همه چيز رو از

اون بچه بدبخت گرفت

اگه من هم محبت مادري خودم رو بهش نميدادم

اون کجا رو داشت که بره؟

پس به اين خاطره که محبت مادريت رو تقسيم کردي؟

تقسيم کردن محبت، محبت رو از بين نميبره کارن

پس چرا احساس مي‌کنم که من رو کمتر دوست داري؟

حتما دليلي داره مامان

براي اين که دِوا رو عضوي از اين خانواده بکني

تمام عشق و محبتت رو به اون نشون دادي

...و به اين فکر نکردين که پسر خودتون

توي خونه خودش احساس کنه که يه غريبه ست

اينطوري فکر نکن پسرم

دِوا نه سالش بود که آوردمش تو اين خونه

ولي نه ماه تو رو توي شکمم نگه داشتم

تو قسمتي از جسم مني

کي مي‌تونه براي من مهمتر از تو باشه

به خاطر اون سيلي که بهت زدم اينقدر ناراحتي؟

يه مادر اينقدر هم حق نداره که بتونه پسرش رو تنبيه کنه؟

تو گفتي حق

حتي اگه جونم رو هم بگيري يه کلمه هم چيزي نميگم

ولي اگه يه بار ديگه به خاطر دِوا بهم سيلي بزني

ولت مي‌کنم و ميرم

نه پسرم

اگه من رو ول کني و بري من ميميرم

اگه بري ديگه نمي‌تونم زندگي کنم

عمو چي شده شارميلي؟-

آقاي دوگال از اين راه ميره مگه نه؟

دخترم، اون مثل ما فقير و بدبخت نيست، پولداره

حتما توي دفترش هنوز کار داره

الان مياد

يه ماشين داره مياد فکر کنم اونه

حاضر باش

مي‌تونم تا جايي برسونمت؟

کجا؟ هتل يا خونه؟

خونه. کسي خونه نيست زنم هم بيرونه

اسمت چيه؟ اسمم؟-

اسمم چه اهميتي داره اهميت داره، واسه همين ميپرسم

خب، راجيو دوگال دوگال، پس بزن بريم-

راحتي؟

آره

ويسکي

ببخشيد

ويسکي که مي‌خوري؟

آره

خيلي خوبه

مشروب

...و يه کم

مرسي

مثل خونه خودت راحت باش

فکر کن خونه خودته

اين وقت شب کي مي‌تونه باشه؟

امي‌دوارم زنم نباشه،چون قرار بود فردا برسه

بازرس

چرا ازم عکس گرفتين؟

از وقتي که قانون مجرم رو براي نداشتن مدرک آزاد مي‌کنه

من اول مدرک جمع مي‌کنم بعد مجرم رو مي‌گيرم

مجرم؟ مگه چه جرمي مرتکب شدم؟

جرم؟

مشروب بدون مجوز و داف بدون اجازه

طبق ماده 210 ميشه دو سال زندان دو سال؟-

بله

جناب بازرس اين اولين بارمه اين کار رو مي‌کنم

بهرحال من يه آدم نجيب ـم و متاهل هم هستم

متاهل؟ يعني داري به زنت خيانت مي‌کني

طبق ماده 420 چهارسال زندان داره

چهار سال؟ توي اين چهار سال بچه‌هام چي ميشن؟

بچه؟ خفه شو و رعايت نکردن وظيفه پدري

ماده 840 يعني 8 سال زندان

و همه اين‌ها چند بار براي تو اعمال ميشه

حداقل پنجاه سال حبس ميکشي؟ پنجاه سال؟-

براي گذروندن اين بايد دوبار زندگي کنم

جناب بازرس هيچ راه ديگه‌اي وجود نداره؟

وجود داره، 25 هزارتا برات آب مي‌خوره

بيست و پنج هزار؟ چيه کمه؟-

خيلي زياده، از پسش برنميام

نيازي نيست پول رو بهش بدي

بازرس نمي‌تونه هيچ کاري باهات بکنه واقعا؟-

فقط مي‌تونه ببرتت

اداره پليس و تحويلت بده

و فردا با بردنت به دادگاه آبروت رو ميبره

و طلاق زنت رو ازت مي‌گيره

کار ديگه‌اي از دستش برنمياد

مگه کار ديگه‌اي مونده انجام بده؟ مونده؟

نه نه-

بيست و پنج هزار تا رو بهت ميدم.الان برو-

چطوري توي اين مصيبت افتادم؟

بفرما بازرس اين بيست و پنج هزار تا که با زحمت درآوردم

نه اصلا زحمت نکشيدم

دختر با من بيا

جناب بازرس، لطفا فيلم دوربين رو بهم بده

هيچ فيلمي توي دوربين نبود

نبود! چقدر خوش شانسم نجات پيدا کردم

هيچ فيلمي توي دوربين نبود!؟

تو؟ تو اينجا چيکار مي‌کني دختره لات؟

رفتم جهيزيه رو حاضر کنم

الان اومدم ببينم کي با من ازدواج مي‌کني

ببين دختره عجوزه اگه تو آخرين دختر دنيا هم بودي

باز هم باهات ازدواج نمي‌کردم

ولي من اگه آخرين دختر دنيا بودم

بازم با تو ازدواج مي‌کردم

ازدواج؟ داداش وينود

کي مي‌خواد ازدواج کنه؟ کي عروسيه؟ اين کدوم مدله؟

...داداش وينود اين زن آينده شم-

زن! خيلي عاليه

توي هر خونه، بودن زن و تلويزيون ضروريه

کي موتورتون با هم اوکي شد؟

داداش وينود هي اينقدر نگران نباش-

حتي من هم امروزه

عاشق کلمه‌هاي عروسي و عروس و داماد

ماه عسل و همه اين چيزا شدم

چرا؟ چون يه ماه ديگه هم عروسي منه

با شارميلي

...دِوا، شارميلي بي‌شک يه دختر

با اصل و نسب و با استعداده...

...ولي عموش

هيچوقت توي عمرم يه همچين مدلي نديدم

خيلي ساده و خيلي معصومه خودش يه الهه ست

پس يعني عموش رو هم ديدين

آره امروز صبح ديدمشون

لباس عروسي

جواهرات عروسي، همه پول‌هاي عروسي

و بليط‌هاي ماه عسل رو دادم بهش با خودش برد

شما دوتا بايد بياين عروسيم همه رو دعوت مي‌کنم

براي همه کارت دعوت ميفرستم

!کارت اي واي بايد برم چاپخونه

دختره عجوزه

تو و عموت مي‌خواين داداش وينود رورشکست کنين؟

به جون تو قسم مي‌خورم که

نمي‌دونم عمو کي اين نقشه رو کشيده

ولم کن دروغ گو، به جون تو قسم خوردم بعد تو بهم مي‌گي دروغگو

يه بار نه بلکه هزار بار ميگم

تو يه دروغگويي

اگه مي‌خواستم مي‌تونستم لبت رو هم ببوسم

ولي اين تنبيه بهتريه

خوب مواظب دستات باش

چون اين هرجايي رو لمس مي‌کنه يعني من اونجا رو بوسيدم

دستات چي شده؟ هيچي نيست عمو-

پس چرا قايمشون کردي. نشونم بده

هيچي نيست زودباش نشونم بده-

چيزي که اينجا نيست

الکي بازي در مياري! دستات چقدر خوشگلن

چرا خنديد؟

چيزي اينجامه؟

"شونزده سالمه"

"داره هفده سالم ميشه"

"چرا قلبم تند تر نزنه؟"

"چرا قلبم تند تر نزنه؟"

"شونزده سالمه"

"داره هفده سالم ميشه"

چرا قلبم تند تر نزنه؟

"جواني من سر رسيده"

"ولي احساس مي‌کنم بدون تو"

"خيلي ناقصم"

"حتي اين شب رمانتيک هم ناقصه"

"عزيزم"

"بدون تو"

شونزده سالمه" "داره هفده سالم ميشه

"چرا قلبم تند تر نزنه؟"

"عطري توي هوا هست"

"هوا فريبنده و دلرباست"

"اين فصل به خاطر تو زيباست"

" امشب بخاطر تو جوون شده"

"چيکار کردي که توي قلبم آتيش به پا کردي؟"

با نگاهت چي به من گفتي" "که قلبم رو ديوونه کرد؟

"اين شب و اين قلب خيلي مشتاقه"

"عزيزم.بدون تو"

"شونزده سالمه و داره هفده سالم ميشه"

"چرا قلبم تندتر نزنه؟"

"چرا اين فاصله بين ماست؟"

"اين ناتواني چيه؟"

"تو دل من رو بردي"

"و مال من شدي"

"چطوري تنها مي‌تونم بدون تو زندگي کنم؟"

"چطور مي‌تونم از تو دور باشم عزيزم؟"

"الان ديگه نمي‌تونم قلبم رو کنترل کنم"

"عزيزم.بدون تو"

"حتي اين شب رمانتيک هم ناقصه"

"عزيزم،بدون تو"

"شونزده سالمه و دارم هفده ساله ميشم"

"چرا قلبم تندتر نزنه؟"

"شونزده سالته و داره هفده سالت ميشه"

"چرا اين قلب تندتر نزنه؟"

چي مي‌خواين؟ !اون دختره رو-

اين چه مزخرفاتيه مي‌گي؟ مگه ديوونه شدي

ببينين آقا

اگه جونت رو دوست داري

پس بهتره بي‌سر و صدا از اينجا بري

چرا ترسيدي؟

از نگاه من ميترسي؟

کاريت ندارم نه-

روي صورت من تف ميندازي؟

الان حاليت مي‌کنم با کي در افتادي

...هي، من رو با کتک از خيابون

تا اينجا آوردي

اين رو يادت بمونه

پدرم همينطوري تو رو از شهر ميندازه بيرون

مي‌دوني پدرم کيه؟

خودت مي‌دوني کيه يا بايد مادرت بياد اينجا ازش بپرسيم؟

اين برات گرون تموم ميشه

جواب اين سوال رو من نه پدرم بهت ميده

عصر بخير قربان

عصر بخير

منشيم،مديرم و حتي وکيلم هم اينجاست

حتما اتفاق خيلي مهمي افتاده، چي شده؟

قربان لطفا ناراحت نشيد

ولي ما همه مي‌دونيم که شما فقط يه ضعف دارين

چه بلايي سر نيرانجان اومده؟ قربان، نيرانجان به يه دختر تجاوز کرده-

واقعا؟ اينقدر بزرگ شده که بتونه اين کار رو بکنه

شما‌ها خيلي عجيبي ـن

...واسه مسئله به اين کوچيکي من رو از يه جلسه

مهم کشوندين اينجا...

بانداري چند هزار روبيه واسه اون دختره بفرست

قربان دختره مرده

قربان، نيرانجان الان توي بازداشتگاه

قربان اون افسري که نيرانجان رو دستگير کرده

آدم خيلي سرسختيه

قربان، پسرتون رو خيلي بد کتک زده

راجيو و اسماعيل هنوز پيش نيرانجان توي بازداشتگاه ـن

...به زور تونستيم فرار کردين؟

پسرم رو تنها توي مصيبت ول کردين و فرار کردين؟

چيکار مي‌کرديم؟ الان پاي پرونده قتل درميونه

و قتل رو هم ما نه نيرانجان مرتکب شد

ساکسنا، اين دوتا رو ببر به يه جاي امن

...تا وقتي اين پرونده حل نشده

نبايد دست پليس بهشون برسه،با اين برين

خيلي ممنون،عمو

بانداري توي انگليس يه ضرب المثل هست که ميگه

اگه وجود تو باعث مرگ من بشه پس بهتره تو بميري

اگه وجود اونا باعث مرگ ما ميشه پس بهتره اونا بميرن

فورا به مايکل خبر بدين

متاسفم قربان آزادش نمي‌کنم

مگه مي‌خواي خودت رو به کشتن بدي

تو رو دوست دارم به همين خاطره بهت ميگم

اين خواهش شخصي خودمه

قربان، وقتي يونيفرم تنم ـه هيچ خواهشي رو قبول نمي‌کنم

پس بهت دستور ميدم

دستور اشتباه رو هم وقتي يونيفرم تنم ـه قبول نمي‌کنم

پس مجبورم انتقالت بدم

شما حتي نمي‌تونين اين کار رو هم بکنين

چون خودم مي‌خوام استعفا بدم

...همچين شغلي رو نمي‌خوام که

فقط به فکر اشراف زداه‌ها باشه

و فقرا رو به عدالت نرسونه

اين نامه استعفاي منه

افسر سيدانت رو برگردونين

!!مرگ بر شوبراج

افسر سيدانت رو برگردونين

بفرماييد روزنامه امروز و اون کسايي

نمي‌تونن بخونن خودم براشون مي‌خونم

چه جور دولتي داره بر اين کشور حکومت مي‌کنه؟

....عدالت در کجاي اين

دولت مخفي شده؟

با فشار آوردن به اين پرونده نخست وزير چقدر پاداش گرفته؟

جناب کميسر

مردم و حزب ما

از ما جواب مي‌خوان

چه جوابي بايد بهشون بدم

قربان اين اولين باره بله-

صداقت داره رنگ واقعي خودش رو نشون ميده

اولين باره که مردم براي گرفتن حقشون و برقراري عدالت

به خيابون‌ها اومدن

قبل از اين که اين مسئله بزرگتر بشه اون مامور پليس رو خبر کنين

قربان صداتون زدن برين داخل

من رو خواستين قربان

...مرکز پليس به افسر‌هاي صادق

و وفادار مثل شما نياز داره

از فردا دوباره برو سر وظيفه ات

قربان من براي دستور شما احترام قائلم

ولي براي اين کار بايد دو تا شرط من رو قبول کنين

ديوونه شدي بازرس سيدانت؟

ميفهمي داري با کي حرف ميزني جناب تيواري-

شرط‌هات چي هستن؟

مي‌خوام جايي قبلي که بودم باز هم همونجا خدمت کنم

و مجرم آخرين پرونده ام که الان آزاده

مي‌خوام دوباره حبس بشه

جناب کميسر امي‌دوارم عقل تون رو از دست نداده باشين

مي‌دونين دارين چي مي‌گين؟

چي شده بابا؟ چيزي نيست پسرم-

بايد با من بياي چي؟-

متاسفم جناب شوبراج مجبورم

اين دستوره نخست وزيره

نخست وزير! باشه

پسرم با شما ميره

ولي قبل از بردنش خوب گوش کن

اون شامش رو خورده

و صبحانه رو هم فردا همينجا با من مي‌خوره

ولي پدر نگران نباش! من هستم

باهاش برو

اينا همه کارت‌هاي دعوتي از طرف شماست

توي بيست سال گذشته است

ببيينيد که چقدر با عشق و با قلبمون ازش محافظت کرديم

با وجود اين همه دعوت من هنوز هم خونه شما رو نديدم

به اين خاطر که مردم فکر نکنن تجارت من

به خاطر شماست

ولي امروز بايد ميومدم

چون تو امروز تنها کسي هستي که مي‌تونه کمکم کنه

شوبراج

...هر چند که امروز به خاطر

کمک‌ها و حمايت‌هاي تو اينجام

ولي کاش مي‌تونستم بهت کمک کنم

يادته گوتام

وقتي که مي‌خواستي نامزد رياست بشي

توي انتخابات دانشگاه

ولي حتي پول نداشتي پوستر هم چاپ کني

اون وقت من کمکت کردم

و اين رو هم در نظر داشتم که تو رئيس بشي

بله،من همه چيز رو يادمه

پنج سال بعدش يه بار ديگه اومدي خونمون

وقتي که حزبت بهت فرصت داده بود عضو مجلس بشي

و يه بار ديگه کمکت کردم

و عضو مجلس شدي بعدش نماينده ايالت شدي

بعدش وزير شدي و الان هم نخست وزيري

ولي تا امروز اين حقيقت رو به تو نگفتم ...اون عضويتي که

حزب براي شرکت در انتخابات بهت داد

بخاطر کار‌هاي خوبي که انجام داده بودي نبود

بلکه من اون رو برات خريدم

به قيمت ده هزار روپيه

مي‌دونم، بعدا فهميدم

من توي زندگيم فقط ياد گرفتم که پول بدم

هيچوقت چيزي درخواست نکردم

ولي امروز دارم يه چيزي از تو مي‌خوام

لطفا پسرم رو برگردون

اون هدف زندگي کردن منه

همه ثروت منه همه چيز منه

کاش امروز مي‌تونستم لطف‌هات رو جبران کنم

ولي اون توي يه پرونده قتل مجرمه

و مي‌دوني که با لغو کردن اين پرونده که آشوبي به پا شد

همه حزب‌هاي مخالف منتظرن

تا يه اشتباه کوچيک مرتکب بشم

و افسري که پسرت رو دستگير کرده

آدم خيلي سرسختيه

اون نه از تهديد ميترسه

نه با پول خريده ميشه

خريدني نيست

همه افراد دنيا خريداري ميشن گوتام

همه قيمت خودشون رو دارن

فقط بايد قيمت درست خودش رو بهش بدي

اگه کاري نمي‌کني پس نکن

ولي حداقل اون افسر پليس رو بهم معرفي کن

بيا سيدانت، نه احتياجي نيست

امروز براي درگيري‌هاي نخست وزير

صدات نزدم که بياي اينجا براي مشکل يه فرد عادي گفتم بياي

بگيد قربان، چيکار مي‌تونم براتون انجام بدم

ايشون آقاي شوبراج هستن

دوست دوران دانشگاه من

مي‌خواست درباره يه چيزي باهات حرف بزنه

اگه بين شما تصميمي گرفته بشه

مطمئن باش اين تصميم بين خودمون ميمونه

خونه من، مثل خونه خودته

اينجا ميشينم ولي فکر کن من نيستم

سلام سلام-

بشينين

زياد وقت‌تون رو نمي‌گيرم

چون وقت خيلي ارزشمنده

توي انگليسي يه ضرب المثل هست که ميگه

قانون برده ثروت ـه

يعني قانون نوکر ثروتمنداست

و من کاملا به اين ضرب المثل اعتقاد دارم

ولي معتقدم که تا حالا همچين ثروتمندي به دنيا نيومده

که بتونه صاحب قانون بشه

نمي‌خوام زياد با شما جر و بحث کنم فقط مي‌خوام بگم

اون پسري که شما دستگيرش کردين پسر منه

!!تنها پسر من

من هيچ تقصيري تو اين مورد ندارم

شما براي پرونده تون يه مجرم مي‌خواين مگه نه؟

به شما قول ميدم اون دو تا پسري

که شما با پسر من دستگيرش کردين

خودشون با زبون خودشون توي دادگاه اعتراف مي‌کنن

که اونا اون دختر رو به قتل رسوندن

ببينيد آقاي شوبراج هنوز حرفم تموم نشده-

دادگاه اون دو نفر رو مجازات مي‌کنه

تو از نظر مردم يه قهرمان ميشي

و خواهيم ديد که ترفيع مي‌گيرين

و در برابر اين کاره تون

به اندازه وزن خودتون بهتون طلا ميدم

معلومه که شما تا الان فقط تجارت و بازار رو ديدين

و انسان‌ها رو نديدين

جناب سيدانت

درخواست من رو قبول کنين خيلي به نفعتون ميشه

هر چيزي که بخواين بهتون ميدم

اون دختري رو که مرده زنده کنين

من هم بهتون قول ميدم که بچه‌تون نجات پيدا مي‌کنه

و هيچ پرونده‌اي باقي نميمونه

دستتون رو بردارين

دوست ندارم روي بزرگتر از خودم دست بلند کنم

شما با خودتون چه فکري کردين؟ که قانون در اختيار شماست؟

يا يه سگي که جلوي در خونه شماست

و با اشاره شما واق واق مي‌کنه؟

يا شما قانون رو کارت بازي در نظر گرفتين

که هرجوري بخواين بازيش بدين؟

خوب گوش کنين

پسرتون يه حيوون وحشيه

و بابت جرمي که مرتکب شده قانون حتما مجازاتش مي‌کنه

خودم مجازاتش مي‌کنم

ببخشيد، نوار ضبط تموم شد

قربان شما يه آدم صادق و نجيب ايد

به اين خاطر اين رو ميدم به شما

ولي لطفا

دست از خريدن من برداره وگرنه

نوار بعدي رو ميدم دست اخبار و رسانه‌ها

مي‌دونم که وقتي يه پسر جوون پشت ميله‌هاي زندانه

پدرش چه رنجي رو تحمل مي‌کنه

با شما همدردي مي‌کنم اما اصلا ناراحت نيستم

سيدانت

قبل از رفتن خوب گوش کن

من کسي هستم که خيلي دوست دارم

خيلي دوست دارم ولي اصلا دشمن ندارم

کاري نکن که تنها دشمن من بشي

توي کار من فقط دشمن وجود داره و هيچ دوستي نيست

از امروز يه دشمن ديگه اضافه شد

نگران نباش مادر

دکتر گفته که همه چيز خوب ميشه

دِوا، پسرم

مامان مي‌دوني من مي‌تونم درياي از خون رو ببينم

ولي تحمل ديدن حتي يه اشک توي چشم‌هاي تو رو ندارم

قربان، فاکتور

گوش کن بله-

...چرا توي هتل شما اينقدر

عکس مادوري ديکشت روي ديوارا هست؟

رئيسمون طرفدار پر و پا قرص ايشونه

طرفدار؟ الان يه طرفداري نشونش بدم

عمو

شارميلي اينجا چيکار مي‌کني؟

خودم رو به عنوان خواهر کوچيک مادوري جا زدم

اينجا رو بيخيال بز خودمه خودم قربانيش مي‌کنم

برو يه جا ديگه برا خودت پيدا کن

کمکم مي‌کني واسه قرباني کردنش؟

کمک مي‌کني ديگه،حالا بيا

قربان مي‌تونيم يه زنگ بزنيم؟ آره راحت باش-

امي‌دوارم خواهرم واسه فيلمبرداري نرفته باشه بيرون

منم مي‌خوام همين رو بدونم خواهر؟ فيلمبرداري؟-

سلام

مادوري

آره منم

امروز توي شهرک فيلمسازي دو شيفت کار مي‌کنم

آره، با کارگردان سوباش گاي

آره شارميلي هم با منه. مي‌خواي باهاش صحبت کني؟ بگير

سلام خواهر، نه امروز نرفتم دانشگاه

بايد ميرفتم يکي از فيلم‌هاي تو رو ميديدم

آره خيلي ازش خوشم اومد

خواهر، دارم ميام سر فيلمبرداري

فعلا

خانم داشتين با کدوم مادوري حرف ميزدين؟

اينجا رو ببين. اين مردم چشون شده؟

هزارتا عکس ازش اينجا چسبوندي

بعد داري ميپرسي با کدوم مادوري حرف زدين

اون داشت با اين مادوري حرف ميزد

اين؟

شما اين مادوري رو ميشناسين؟ ميشناسم؟اون دخترمه-

دخترتون؟ دختر منظورم اينه که من تا اينجا آوردمش

توي صنعت فيلمسازي ما اينطوري مي‌گيم.من منشي شخصيشم

منشي شخصي؟

و اين خواهر کوچيکشه

احساس کردم

همون لحظه‌اي که ديدمت

فهميدم که خواهر کوچيکِ مادوري هستي

خانم شارميلي

مي‌خوام يه چايي از هتل خودم به خواهرتون بدم

فقط چاي؟ بعضي اوقات خواهرم رو ميارم اينجا

مي‌توني بهش شام بدي واقعا؟-

گوش کن فاکتور ما چقدر شد؟

چرا خجالتم ميدين؟

من از شما پول بگيريم؟

فقط قضيه فاکتور نيست

ايشون مي‌خوان چند دست غذا هم ببرن

کي جلوتون رو گرفته؟

اين هتل متعلق به خودتونه

پيتر بيا ببين آقا چي مي‌خوان؟

آقا که خيلي چيز‌ها مي‌خواد

دِوا، وايسا

تبريک ميگم!يه کم شيريني بخور

دوباره بابا شدي؟

من نه يه سال ديگه تو بابا ميشي

با شارميلي نامزد کردي و به ما نگفتي

با شارميلي!کي اين رو بهتون گفت؟ خود شارميلي-

تازه حلقه نامزدي رو هم از مغازه من برداشت

و بهم گفت که پولش رو از شوهر آينده اش يعني

دِوا بگيرم بيا اينم فاکتورش ميشه پنج هزار روپيه

شارميلي،چيکار کردي؟

توي خونه نشستي و در رو قفل کردي

و من همه کار‌هاي عروسي رو انجام داده بودم

و توي اتاق عروس منتظرت بودم

آبروم رو جلوي همه

دوستا و اقوامم بردي

داداش وينود درواقع نگو داداش فقط وينود-

من تو رو شناختم

تو به خاطر پول همه رو سرکار ميذاري،مگه نه؟

ببين من باغ و خونه ام رو به اسمت زدم

الان باهم ازدواح مي‌کني، مگه نه؟

باز هم نمي‌تونم باهات ازدواج کنم

چون دِوا رو دوست دارم

دِوا! مکانيک گاراژ من؟

شايد فکر کني که اين دختر

براي پنج روپيه سر همه کلاه بذاره

چرا پنجاه هزار روپيه رو رد مي‌کنه؟

ولي عشق اينطوريه

اگه کسي بفهمه يا نه اونش رو نمي‌دونم

ولي تو قطعا درک مي‌کني،مگه نه؟

ولي دِوا تو رو دوست نداره

ولي من عاشقشم

از بچگي عاشقشم

نمي‌تونم بگم که چقدر دوسش دارم

ولي آره

وقتي توي بچگي جلوي در دادگاه مينشست و گريه مي‌کرد

نمي‌دونم چرا ولي منم گريه‌م ميگرفت

با ديدن روياهاي اون بزرگ شدم

و تا وقتي زنده ام تلاش مي‌کنم روياهام رو به حقيقت تبديل کنم

اون يه روز قطعا ميگه که شارميلي، دوست دارم

شارميلي تو از بيرون مدلت يه جوريه و از داخل موتورت فرق مي‌کنه

...دِوا خيلي بد شانسه که

نمي‌تونه عشق تو رو بفهمه

مي‌دونم چه به سر قلب مياد

وقتي عشق رو انکار مي‌کنه

قلبت رو شکستم

لطفا من رو ببخش وينود

فقط وينود نمي‌گي داداش وينود؟

عقلم رو از دست داده بودم

يه دختر شيريني مثل تو فقط مي‌تونه مثل خواهر کوچيک من باشه

باشه، خداحافظ

شارميلي، عاشقت ـم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

"اين نتيجه عشق منه"

"اين نتيجه عشق منه"

"براي اولين بار دلم بي‌قرار شده"

"قلبم خيلي بي‌قرار شده"

"توي بغل تو"

"توي بغل تو" "قراره عروس بشي"

"براي اولين بار دلم بي‌قرار شده"

"قلبم خيلي بي‌قرار شده"

"حتي تا ديروز هم هوا و بهار معطر بود"

"حتي تا ديشب هم ستاره‌ها و ماه ميدرخشيدند"

"پس چرا امروز همه چي جديد به نظر ميرسه؟"

"نزديکتر بيا تا با قلبم بتونه تو رو ببينم"

"نگاه تو"

"نگاه تو، من رو ديوونه کرد"

"براي اولين بار دلم بي‌قرار شده"

"قلبم خيلي بي‌قرار شده"

"همه حرف دلم رو بهت زدم"

"بگو تا کي با من ميموني؟"

"ما ديگه تا آخر عمر با هم زندگي مي‌کنيم"

"وفاداري تو از جونم عزيز تره"

"بدون تو زندگيم"

"بدون تو زندگيم سخت ميشه"

" براي اولين بار دلم بي‌قرار شده"

"قلبم خيلي بي‌قرار شده"

"در بغل تو"

"توي بغل تو" "قراره عروس بشي"

" براي اولين بار دلم بي‌قرار شده"

"قلبم خيلي بي‌قرار شده"

عمو

عمو شارميلي،دخترم-

دخترم من امروز خيلي خوشحالم منم امروز خيلي خوشحالم-

مي‌دوني چرا خوشحالم؟

تا امروز همه رو سرکار ميذاشتيم تا توي اين دنيا زندگي کنيم

ولي از الان به بعد براي زيبا کردن زندگيمون دنيا رو سرکار ميذاريم

تو خودت اين کار رو بکن من ديگه دختر پاکي شدم

پاک، چه بلايي داره سر اين کشور مياد؟

دخترم، خوبي؟

اينجا بشين، بذار ببينم عمو، من کاملا خوبم-

عمو من تغيير کردم

داري چي مي‌گي؟

عمو من دارم با دِوا ازدواج مي‌کنم

با دِوا؟

يعني تو قراره عروس افسر پليس جناب سيدانت بشي؟

بله عمو قراه من و اون فاميل بشيم-

اون وقت جواب همه‌ي بدهکارام رو ميدم

فکر کن تو مادر دو تا پسر بزرگي

ولي هنوزم همه کارهاي خونه رو انجام بدي

مامان چرا يه زن براي کارن نمي‌گيري؟

عروس مياد به خونتون

و همه کارهاتون رو انجام ميده

اگه اينقدر نگران مادرتي

پس تو چرا ازدواج نمي‌کني؟

تا حالا درباره اش فکر نکردم

ولي اگه شما اصرار مي‌کنين

پس خوبه من يه دختر خيلي خوب رو در نظر دارم دختر؟-

کدوم دختر مامان؟

بريجموهانجي از لاکناو رو که ميشناسي

مگه نه؟دختره اون

لاکناو!؟

اگه بخوايم کاروان عروسي رو ببريم اونجا

که پدر همشون درمياد

نزديکتر سراغ نداري؟

دختر آقاي دوبي؟

ناگپور که زياد دور نيست، مگه نه؟

ناگپور زياد دور نيست ولي مي‌تونيد نزديک ترم بياين

به يه نفر نزديکتر فکر کنين

نزديکتر دختر آقاي ماتور هست

خونشون فقط ده دقيقه از خونه ما دوره

اينقدر نزديک اومدي پس يه کم نزديکترم بيا کجا؟-

يه دختر خيلي خوب پشت خونه ما زندگي مي‌کنه

کي؟ شارميلي؟

آره مامان

مي‌دونستم که اون دختره کلاهبردار يه روز دل يکي از پسرهاي من رو ميبره

مامان،لطفا با بابا صحبت کنين

هروقت وقتش برسه باهاش صحبت مي‌کنم

افسر پليس سيدانت صحبت مي‌کنه

عمو من دوست کارنم از کلوب سه ستاره زنگ ميزنم

لطفا خيلي زود بياين اينجا

پاشو

چي بهت گفته بودم؟ بگو

که نري خونه من و نري ديدن پدرم، فهميدي؟

آره،قطعا ميرم اونجا

اگه اين جرئت رو دارم که قبل از ازدواج حامله بشم

پس جرئت اين رو هم دارم که حق و حقوق بچه‌م رو بگيرم

آره مي‌دونم

مي‌دونم که دختر‌هايي مثل تو چه جرئتي دارن

بگو، مطمئني که اين بچه مال منه؟

عوضي

آمريتا، چيکار مي‌کني؟

ولم کن

آمريتا

نه کارن

کارن فرار نکن، وايسا

کارن

کارن،وايسا نه

"شايد همه ما شامل فضيلت و دور از شر باشيم"

"در اين دنياي نفرت،همه دل‌ها رو پر از محبت کن"

"در اين دنياي نفرت،همه دل‌ها رو پر از محبت کن"

"همه دل‌ها رو از محبت پر کن"

"همه گناهان رو از جهان پاک کن"

مامان

مامان

مادر،لطفا نجاتم بده چي شده؟-

چي شده پسرم؟

چيکار کردي؟ همه کار کردم مادر-

دزدي کردم. قمار کردم. مشروب ...خوردم همه کار کردم ولي

ولي اين قتل رو مرتکب نشدم

چي داري مي‌گي؟ عقلت سرجاشه؟

مي‌دوني داري چي مي‌گي؟ مي‌دونم مامان-

ولي به جون تو قسم مي‌خورم مامان اين کار رو نکردم

نکردم.لطفا نجاتم بده مامان اون داره مياد دستگيرم کنه

کي؟

مامان

دستگيرش کن

نه نميذارم دستگيرش کني،اون هيچ کاري نکرده

حتي مي‌توني فکرش رو هم بکني که پسرمون کسي رو کشته باشه؟

فکر نمي‌کنم، مي‌دونم

نه، تو اشتباه مي‌کني

ببينش وضعيتش رو ببين

قاتل‌ها اينجوري اند؟

اونا مثل پسرم اند؟ نه اون نمي‌تونه همچين کاري کرده باشه

آره بابا باور کن

من هيچ کاري نکردم، بيگناهم

...بعد از مرتکب جرم

هر مجرمي ميگه که بيگناهه

نه،مامان تو بهش بگو

نه

نميذارم پسرم رو ببري برو کنار پوشبا-

گفتم برو کنار پوشبا نه نمي‌توني بچه‌م رو ازم جدا کني-

دارين چي رو نگاه مي‌کنين؟ ببرينش

ببرينش

نه لطفا نبرينش

ولم کنين

پوشبا گوش کن نه-

پوشبا ولش کن

مامان

پسرم

بس کنين

اين بازي مسخره رو تموم کنين

هيچکس برادرم رو از اينجا نميبره

توي قانون دخالت نکن، دِوا

من اين قانون شما رو قبول ندارم

که فقط خانواده ات رو ازت دور مي‌کنه و بهم نميرسونه

هزار بار قانون شما بيگناه‌ها رو مجازات کرد

هزار بار قانون شما بي‌عدالتي کرد

چون قانون شما مي‌دونه

اگه اشتباهي بکنه هيچکس نيست مجازاتش کنه

چطوري اينقدر با اطمينان مي‌توني بگي اين بيگناهه؟

چون هربار کار اشتباهي مي‌کرد مادرم بهم ميگفت

ولي مادرم امروز ميگه که پسرش بيگناهه

پس از ته دل مطمئنم که بيگناهه

و به هرحال اون نمي‌تونه به جون مادرش قسم دروغ بخوره

قانون صداي دل و قسم رو نمي‌خواد مدرک مي‌خواد

و شاهد مرتکب شدن جرم توسط اون خود منم

و اين رو بدون که من اينجا به عنوان يه پليس

اومدم نه بعنوان يه پدر

بيا گفتم ولش کن-

پسرم رو نجات بده

مادر، من هيچ کاري نکردم بيگناهم

مامان، مامان

افسر سيدانت

مامان، نجاتم بده من کاري نکردم

...پانزده سال پيش تو و قانون

يه پسر رو از مادرش جدا کردين

و مادرش رو کشتين

و امروز بعد از پانزده سال دوباره

قانونت مي‌خواد يه مادر ديگه رو از بچه اش جدا کنه

نه

نميذارم اين داستان دوباره تکرار بشه

نه ميذارم اين مادر بميره

نه ميذارم اون پسر اعدام بشه

اين قول من به شماست

جناب سيدانت

زنتون دچار حمله قلبي شده

و بذاريد يه چيز ديگه بهتون بگم

تحمل يه شوک ديگه رو نداره

مامان بگير داروت رو بخور

دِوا دارو نمي‌خوام، پسرم رو مي‌خوام

تا وقتي که پسرم برنگرده خونه هيچ دارويي نمي‌خورم

مادر، کارن خيلي زود برميگرده

ولي مي‌دوني اگه بعد از برگشتنش تو رو

اينطوري ببينه

چقدر عصباني ميشه؟

...و ازم ميپرسه که

بعد از رفتنم هم

از مادرش مواظبت نکرديم

چه جوابي بايد بهش بدم؟

حتي اگه يقه ام رو هم بگيره نمي‌تونم جلوش رو بگيرم

بيا اين دارو‌ها رو بخور

پوشبا

دِوا، بهش بگو نمي‌خوام باهاش حرف بزنم

نمي‌خوام باهاش حرف بزنم

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مبين - زمان‌بندي و ويرايش: سارا

ديدي؟

نتيجه کار‌هاي بدت رو ديدي؟

ببين به کجا رسيدي؟ تو که بايد خيلي خوشحال باشي ديوا؟

بزرگترين مانع راه تو خود به خود از بين رفت

مامان هميشه ميگفت که کارن يه روز تو رو درک مي‌کنه

ولي امروز برام مشخص شد تو هيچوقت من رو درک نمي‌کني

من نيومدم جشن بگيرم يا بهت بخندم

بلکه اومدم کمکت کنم کمک!؟-

طناب براي اعدام کردنم آوردي؟

گوش کن اين بار خوب گوش کن

از بچگي تا حالا تو من رو عذاب دادي

همه زندگي من رو حقير کردي

اگه يکي ازم بپرسه بزرگترين دشمنم کيه، ميگم تويي

اگه بپرسه از همه بيشتر از کي متنفري؟ ميگم از تو متنفرم

ولي من اونقدري که مادرم دوست داره نفرت ندارم

و امروز به خاطر اون عشق و محبت

همه عصبانيت و نفرتم رو فراموش کردم

تو بازهم من رو دشمن و برادر ناتني خودت بدون

ولي من قطعا جونت رو نجات ميدم

حتي اگه جون خودم رو هم بدم

اينطوري شايد مادر زنده بمونه

براي بيرون آوردن تو از اين سلول

با همه دنيا ميجنگم کارن

ولي نمي‌تونم با تو بجنگم

داداش اگه تو از من حمايت نکني

من مي‌بازم

مي بازم داداش

داداش

چي گفتي؟ داداش-

با بغل کردن اين برادر نادونت، ببخشش

داداش من اين قتل رو انجام ندادم

من بيگناهم

لطفا، نجاتم بده داداش

احمق

نمي‌توني جلوي پات رو نگاه کني

منم مي‌تونم همين سوال رو از تو بپرسم

ياد نگرفتي چطور با بزرگترت حرف بزني؟

اون بزرگتر‌هايي که نمي‌دونن چطوري با کوچيک تر از خودشون رفتار کنن

اينطوري باهاشون حرف ميزنم

وقتي حرف ميزني سرت رو بنداز

تو حتي گرد کفش‌هاي من هم نيستي

حتي گرد و خاک هم از غرور و تکبر خوشش نمياد

اگه لگد بزنه تموم ميشه

خوب نيست که اينقدر خونت به جوش بياد

قبل از تهديد کردن حداقل بدون که

فرد روبروت کيه

خدا رو شکر کن که از عمد تهديدت نکردم

و دعا کن که واقعا تهديدت نکنم

وگرنه برات خيلي گرون تموم ميشه

راجيو، عمو

سلام عمو

سلام

نيرانجان، پدرت اومده

سلام بابا

نيرانجان

چطوري پسرم؟

وقتي تو با مني چه مشکلي مي‌تونم داشته باشم

فقط يه مشکل هست عمو

اگه همينطوري پر خوري کنيم خيلي چاق ميشيم

نگران نباشين پسرا خيلي زود آزادتتون مي‌کنم

مي‌دونم بابا

بهت اعتماد دارم

پدرم هر حرفي رو بزنه انجامش ميده

حق با توئه پسرم

پدرت هر حرفي بزنه قطعيه

بهت قول ميدم که هيچ اتفاقي برات نميافته

يه ضرب المثل توي انگليسي هست که ميگه

بعضي وقت‌ها روز‌ها درازن و بعضي وقت‌ها شب‌ها

شارميلي دخترم ببين چي آوردم

ببين چه بلايي داره سر اين کشور مياد

قبل از فاميل شدن با سيدانت

همه اينا داره اتفاق ميافته

بعد از اون که ديگه ميليونر ميشم

چي شده؟ عروسکم ناراحته؟

فکر نکنم که ازدواجم اتفاق بيفته

اينقدر نفوس بد نزن

وگرنه سکته ميزنم

برادر دِوا يعني کارن به جرم قتل دستگير شده

و شايد اعدام بشه

قتل؟ اين که خيلي خوبه

خيلي خوب شد

اگه کارن اعدام بشه همه ارث و ميراث به دِوا ميرسه

بعدش واسه ما عالي ميشه

من ميليونر ميشم تو هم ميلياردر ميشي

عمو من دارم درباره قصاص و اعدام حرف ميزنم

...يعني مرگ، در اون خونه‌اي که مرگ باشه

ازدواج غيرممکنه

نه

الانشم من از اين رابطه مايه گذاشتم

اگه اين ازدواج کنسل بشه، من بدبخت ميشم

اي احمق

تو گفتي جناب افسر پليس فاميلشونه

و 40 هزار روپيه ازم گرفت

از منم 20 هزار روپيه گرفت

کي پولمون رو ميدي؟

بهتون برميگردونم

ولي شما به خاطر اين کتکي که زدين بايد

بهم تخفيف بدين

تخفيف که هيچ بهت پاداش هم ميديم

تو يه آدم معصوم رو توي پرونده تجاوز درگير کردي

و يه زن پير رو هم

بزنيدش

کمک کنيد چي شده عمو؟-

چي شد عمو؟ هيچي-

هيچي نشد فقط داشتم فکر مي‌کردم

که اين ازدواج خيلي ضروريه

چون اگه اين ازدواج لغو بشه

ديگه توي زندگيت نمي‌توني ازدواج کني چرا؟-

خودت فکرش رو بکن

اگه کارن بميره که تنها نمي‌ميره

توي شوک اين اتفاق مادرش هم مي‌ميره

اين يعني دو تا مرگ تو يه خانواده

اون خونه‌اي که قبل اين که توش پا بذاري

دو تا مرگ به خودش ديده

ديگه اون خونه تو رو به عنوان عروس قبول مي‌کنن؟

هيچ خانواده‌اي با اين وضعيت تو رو قبول نمي‌کنن

دخترم

به همين خاطر بايد کارن رو نجات بديم، بايد هردومون به دِوا کمک کنيم

به کمک شما هم احتياج دارم شارميلي

دوست کارن يعني بابلو

که گفتن توي کلوب سه ستاره خودش رو قايم کرده

براي بيرون آوردن موش از سوراخش بايد يه تله با پنير بذاري

و دقيقا مثل اون ما هم بايد يه کارايي بکنيم

تا اون رو از سوراخش بکشيم بيرون

"چند قطره از بارون يه هيجان و آشوب به وجود مياره"

"و همه دل‌هاي جوون با خوشي شروع به رقصيدن مي‌کنن"

"...فصل بارون رو"

"سخته که به تنهايي بگذروني"

"فصل بارون رو سخته که به تنهايي بگذروني"

"يه دختر زيبا مي‌خوام"

"يه دختر زيبا و جذاب مي‌خوام"

"يه دختر زيبا مي‌خوام"

"يه دختر زيبا و جذاب مي‌خوام"

"جولي، نوري، بابي و يا"

جولي، نوري، بابي و حتي" "ميناي خودمون هم مشکلي نيست

"...فصل بارون رو"

"سخته که به تنهايي گذروند"

"سخته که به تنهايي فصل بارون رو گذروند"

"يه پسر خوشتيپ مي‌خوام"

"يه جذاب و پسري که مثل سوپرمن باشه"

"يه پسر خوشتيپ مي‌خوام"

"يه جذاب و پسري که مثل سوپرمن باشه"

"راکي، هيرو، چاليا و حتي"

راکي،هيرو،چاليا و يا حتي" "بيماي خودمون هم مشکلي نيست

"تو زيبايي تمام دنيا رو داري"

"خدا من رو براي تو درست کرده و من مال توام"

هردوي ما تنهاييم پس بيا" "دلهامون رو به هم پيوند بزنيم

"بيا که با هم بودن رو با هم ياد بگيريم"

هر دوي ما تنهاييم پس بيا" "دلهامون رو به هم پيوند بزنيم

از ايران تا چين، اروپا و آمريکا حتي" "انگلستان رو هم گشتم

همه جاي دنيا رو گشتم ولي فقط توي هند" "مرد خوشتيپي مثل تو ديدم

"يه دختر زيبا مي‌خوام"

"يه دختر جذاب و زيبا مي‌خوام"

"يه دختره زيبا مي‌خوام"

"يه دختره خيلي جذاب و زيبا مي‌خوام"

"جولي،نوري،بابي يا حتي"

"جولي،نوري،يا حتي مينا هم مشکلي نيست"

"سخته که فصل بارون رو تنهايي بگذروني"

"ما چرا پيش هم اومديم؟"

"اين جادوي عشقه"

"فکر مي‌کنم ما زوج خوبي ميشيم"

"عشق تو مثل شراب حالم رو جا مياره"

"فکر مي‌کنم ما زوج خوبي ميشيم"

"اگه با من آروم حرف بزني زوج خوبي ميشيم"

"فکر مي‌کنم ما زوج خوبي ميشيم"

همه با عشق اينجا سرمست ميشن" "من رو بغل کن وگرنه از هوش ميرم

نمي‌دونم چرا حالم اينطوريه" "ولي حس مي‌کنم سرم داره آتش مي‌گيره

"يه دختر زيبا مي‌خوام"

"يه دختر خيلي جذاب و زيبا مي‌خوام"

"يه دختر زيبا مي‌خوام"

"يه دختر خيلي جذاب و زيبا مي‌خوام"

"جولي،نوري،بابي و حتي"

"جولي،نوري،بابي و حتي مينا هم مشکلي نيست"

"تنها زندگي کردن توي فصل بارون سخته"

"يه پسر خوشتيپ مي‌خوام"

"يه پسر جذاب که مثل سوپرمن باشه"

"يه پسر خوشتيپ مي‌خوام"

"يه پسر جذاب که مثل سوپرمن باشه"

"راکي، هيرو، چاليا و حتي"

"راکي، هيرو، چاليا و حتي بيما هم مشکلي نيست"

"توي فصل بارون تنها زندگي کردن سخته"

"توي فصل بارون تنها زندگي کردن سخته"

"توي فصل بارون تنها زندگي کردن سخته"

نگران نباش

عموم در رو بست

تا کسي نتونه مزاحم ما بشه

تو؟

چرا من رو آوردين اينجا؟

درباره قتل آمريتا چي مي‌دوني؟

چي مي‌دونم؟ همون چيزايي رو که تو مي‌دوني

هموني که پليس مي‌دونه

تموم دنيا مي‌دونه کارن کشتش

کارن اون رو کشته؟ آره-

حرومزاده

قبل از قتل چطور مي‌دونستي اتفاق مي‌اُفته؟

منظورت چيه؟ قبلش به پليس زنگ زدي-

مگه زنگ نزدي؟ قبل از مرگ

...چون

چون داشتن باهم دعوا مي‌کردن

پس چرا تو هيچ کاري نکردي؟ مگه تو دوست صميم کاران نيستي؟

...چون

حرف بزن

حرف بزن

بگو چرا به پليس زنگ زدي؟

حرف بزن

ميگم

هيچي درباره قتل نمي‌دونستم

راکي بهم گفت به پليس زنگ بزنم

راکي کيه؟

مالک اين کلوب

الان کجاست؟

بعد از اون قتل هيچ جا ديده نشده

بله؟

راکي کجاست؟

اون دوستته يا با تو هم دعوا کرده؟

نه، دوستشم

...پس چرا شماها

حاليش نمي‌کنين که اين کارا چيه؟

هميشه بايد مخفي بشه

من تازگي توي دعوا پام رو از دست دادم

مي‌خواد جونم رو هم بگيره؟

اگه ديديش بگو مامان تو بيمارستانه

و اگه مي‌خواد براي آخرين بار ببينتش بگو بياد

راکي، برادر کارن اينجا بود

بهتره همونجا بموني

نگران نباش

اون که هيچ، حتي نميذارم دست پدرش هم بهم برسه

پوشبا هنوز بيداري؟

دکتر گفته بايد استراحت کني

منتظر تو بودم

تو قبلا قبل از غروب برميگشتي

ولي امروز براي اولين بار

خيلي منتظرم گذاشتي

فراموش کردي؟ امروز ساگرد ازدواج ماست

آره پوشبا

واقعيت اينه امروز براي اولين بار اين روز رو فراموش کردم

نه فقط اين روز رو تو خيلي چيزارو فراموش کردي

...يادت رفته که

جلوي عابدي که توي مراسم ما بود

...قول دادي که

توي خوشي و غم من رو همراهي مي‌کني

امروز با مني؟

اون وقتي که دست من رو گذاشتي تو دست خودت قسم خوردي

که هيچوقت نميذاري اشک تو چشم‌هاي من بياد

داري به اون قسمت عمل مي‌کني؟

وقتي براي اولين بار کاران رو گذاشتم تو بغلت

گفتي پوشبا

امروز تموم خوشي دنيا رو به من دادي

ولي امروز

خودت خوشي رو با دست‌هاي خودت

حبسش کردي

امروز فقط مي‌خوام اين رو بدونم که

،که رابطه و پيوند قانون

از پيوند مادر و فرزند هم بالاتر و محکم تره؟

بعد از اين همه سال زندگي کردن با شما

براي اولين بار فهميدم

که فقط يه افسر پليسي

يه افسر پليس خيلي خوب

ولي پدر خوبي نيستي

اصلا پدر خوبي نيستي

...من، سيدانت شيکاوانت قسم مي‌خورم که

به قانون کشورم وفادار ميمونم

رويا‌ها خرد شده اند" "قلب‌ها نگران اند

"چشم‌ها از غم و غصه اشک ميريزن"

"آيا ايمان از وظيفه بالاتره؟"

"انسان توي اين معضله"

"انسان توي اين معضله"

"درست و غلط رو به ما نشون بده"

"شايد ما پاکدامن باشيم"

"شايد ما پاکدامن باشيم و از بدي رها شويم"

"اي خدا به عزيزان خودت رحم کن"

مي‌دوني؟

بعد از چند سال زندگي کردن با من

براي اولين بار اون فهميده که

من فقط يه افسر پليسم

يه افسر پليس عالي ولي

پدر خوبي نيستم

اون چي فکر مي‌کنه؟

که اون تنها کسيه که دوست داره؟

اون تنها کسيه که داره براي تو پرپر ميشه؟

که فقط اون غصه داره؟ اون چي فکر مي‌کنه؟

که توي اين سينه، سنگ وجود داره؟

که هيچوقت درد نمي‌گيره؟

اون فکر مي‌کنه که اگه مجازات بشي

براي من هيچ اتفاقي نميفته

براي من هيچ اتفاقي نميفته

اگه اتفاقي برات بي‌اُفته

من اولين کسي ـم که ميشکنم

کارن

ميميرم

قربان آخرين جلسه دادگاه پسرتون هفدهمه

همه آمادگي‌ها انجام شده

تنها خطر، افسر پليس سيدانته

نه اون هيچ خطري نداره

اون به نفع ما شهادت ميده

يه ضرب المثل تو انگليسي هست که ميگه

فقط يه پسر عالي توي دنيا وجود داره

و همه پدر‌ها اون رو دارن

توي دنيا فقط يه پسر با لياقت وجود داره

و هر پدري اون رو داره

بچه آدم رو خيلي ضعيف مي‌کنه

و امروز پسرش اون رو آورده تو همون کشتي که داره غرق ميشه

و تا امروز فقط ما سوارش بوديم

اين مسئله خيلي خوشحال کننده نيست آقاي شوبراج

چون فکر نمي‌کنم تو اين چيزي به نفع شما وجود داشته باشه

توي انگليسي يه ضرب المثل هست که ميگه

خم شدن بهتر از شکسته شدنه

يعني خم شدن بهتر از شکسته شدنه

با مافوق خودت سازش کن جناب سيدانت

وگرنه بدجوري شکسته ميشي

فقط بهش فکر کن

اگه اتفاقي براي پسرت بي‌اُفته

مي‌توني توي صورت زنت نگاه کني؟

و بچه‌ت تازه يه جوونه

و هنوز هيچ چيزي روي توي دنيا نديده

بچه‌ها معمولا همچين اشتباهاتي مي‌کنن

...اين به اين معني نيست که

پسر خودمون رو اعدام کنيم

فقط يه راه مونده تا اين پرونده رو حل کنيم

با من دست دوستي بدين

عجيبه

...مردم دوست دارن که از کسي که انگشتر

الماس دستشه حتي سيلي هم بخورن

ولي شما حتي حاضر نيستين دست هم بدين

جناب شوبراج بهتره که از اينجا برين

باشه من ميرم

ولي بهم اعتماد کن

اگه پسرم رو تبرئه کني

قول ميدم پسرت رو آزاد مي‌کنم

شايد ندوني ولي دست من مي‌تونه

تا جايي بره که حتي

هنوز علم هم اونجا نرفته

آقاي نه،نه آقاي سيدانت-

من عجله ندارم

اول برو و وضعيت پسرت رو ببين

بعدش بهم جواب بده

منتظر جوابتون ميمونم

شب خوش

يکي از شاهد‌هاي مهم اين پرونده

يعني مالک اون مغازه مي‌خواد يه بار ديگه به دادگاه شهادت بده

اجازه داريد

قربان اين که مسئول تجاوز و مرگ اون دختر نيرانجان بود رو

پليس مجبورم کرد که بگم

عاليجناب واقعيت اينه که

من هيچوقت اين مجرم رو نزديک مغازه ام هم نديدم

جناب قاضي

ما مي‌دونيم که ارتکاب به قتل چه جرم بزرگيه

و حتي چه محاکمه سختي نصيبمون ميشه

ولي واقعيت اينه جناب قاضي

اون دختر توسط نيرانجان کشته نشد

کار ما بود

نيرانجان حتي اون وقت اونجا هم نبود جناب قاضي

جناب قاضي

من روز اولش هم مي‌دونستم که

شاهد‌ها خريده ميشن

و واقعيت تبديل به دروغ ميشه

به همين خاطره که آقاي شوبراج

با مقامات بالا دست شهر در ارتباطه

ولي من هنوز يه شاهد دارم که

هيچ پولي نمي‌تونه بخرش و هيچ تهديدي نميترسونتش

به اين خاطر چون اون

پدر اون دختر معصوم و بيچاره است

به جاي خداحافظي از دخترش توي عروسي

توي مراسم عزاش ازش خداحافظي کرد

جناب قاضي

اين مرد اون تجاوز رو با چشم‌هاي خودش ديده

جناب شارما، شما روز 13 بعد از ظهر کجا بودين؟

نهار برده بودم براي دخترم

اونجا چي ديدين؟

که اين سه تا اومدن اونجا

بعد از قفل کردن در از داخل

دخترم رو مثل حيوون کتک زدن

جناب قاضي خيلي سعي کردم جلوشون رو بگيرم

ولي مثل اين که اونا طلسم شده بودن

جناب قاضي اون به دخترم تجاوز کرد

اين قاتله، جناب قاضي

قاتل دختر من! اعدامش کنين

داره چرت و پرت ميگه من کاري نکردم

تو هيچ کاري نکردي؟ تو دختر من رو نکشتي؟

اين پيرمرد داره دروغ ميگه دروغ؟ من دارم دروغ ميگم؟

جلوي چشم‌هاي خودم دخترم رو کشتي

داخل مغازه داشتم همه چيز رو ميديدم

تو توي مغازه نبودي هيچکس توي مغازه نبود

وقتي که تو توي مغازه نبودي

...پس چطور مي‌دوني که اين

توي مغازه بوده يا نه

!ساکت! ساکت

جناب قاضي

قربان، مجرم داره راست ميگه

اون وقت هيچوقت توي مغازه نبود

...چون اون وقت

فقط مجرم و دوستاش توي مغازه بودن

،از طرف خودم و اين پدر بيچاره

از دادگاه معذرت خواهي مي‌کنم

بهش گفتم دروغ بگه تا حقيقت مشخص بشه

و حقيقت براي دادگاه مشخص شده

خيلي ممنون، جناب قاضي

اين دادگاه راجيو و اسماعيل رو

براي شرکت در انجام جرم به هفت سال حبس محکوم مي‌کنه

و نيرانجان شوبراج رو به جرم

تجاوز و به قتل رسوندن بيلا شارما

طبق ماده 302 به مرگ محکوم مي‌کنه

!!!نه

مايکل پسرم نبايد مجازات بشه

همه زندان رو بخر

قاضي هر چقدر مي‌خواد بهش بده

ولي پسرم بايد برگرده

هر جور شده و به هر قيمتي شده

راستوگي

آمادگي لازم براي فرار رو انجام بده

هرچه زودتر پسرم رو از زندان فراري ميدم

مي‌خوام بفرستمش به يه جاي خيلي دور

نيرانجان

پدرت ما رو فرستاده تا تو رو از اينجا بياريم بيرون

زود بيا بيرون زود بيا

نيرانجان چرا وايسادي؟ بيا بريم

اون حرومزاده رو هم با خودمون ميبريم

داري به چي نگاه مي‌کني؟

پدرم با اين که خيلي پولداره ولي نتونست من رو نجات بده

پدر تو که کلا طرف قانون وايميسته

اون خودش دارِت ميزنه

داري به چي فکر مي‌کني؟

هيچوقت فرصت بهتر از اين گيرت نمياد

من رو نزن

راکي اومد پيشم بود ولي الان نمي‌دونم کجا رفته

به جون بچه‌هام قسم دارم راستش رو ميگم

بيايد مايکل اونطرف منتظرمونه

کارن

کارن، زودباش بيا

هي برادرم رو نزن

بايد با پدرت هم همين کار رو بکنم

من دارم به سختي تلاش مي‌کنم تا بيگناهي تو رو ثابت کنم اون وقت تو

...مي‌دوني اگه اينا

لطفا من رو ببخش داداش

بعد از فرار کردن از زندان

بازم برگشته به اون سلول‌هاي تاريک

و تو نتونستي هيچ کاري انجام بدي اون وقت من اونطرف منتظرشون بودم-

ديشب هر اتفاقي افتاد

اشتباه نيرانجان افتاد

اگه اون پسر جناب پليس رو با خودش نمياورد

برادرش هيچوقت اونجا نميرسيد

کدوم برادر؟ کي اونجا اومد؟ دِوا-

وايسا

مي‌دونم که بين شما و قانون مشکلاتي هست

و شما قانون رو بشکنيد يا قانون شما رو بشکنه

اين ربطي به من نداره

فقط اينجا اومدم که اين رو بفهمونم

که ديگه هيچوقت برادر من رو وارد اين جنگ نکنين

وگرنه قانون رو توي دستام مي‌گيرم

و اين براي شما خيلي بد ميشه

بزرگتر از دهنت حرف ميزني

قبل از اين تهديد کردن

بايد جايگاه خودت و مقام من رو ميديدي

تهديد کردن يه فيل کار خيلي بديه

يه مورچه خيلي کوچيکه، جناب شوبراج

ولي اگه به گوش‌هاي مورچه برسه

دليل مرگش ميشه

و اون مقامي که درباره اش حرف ميزنيد

خيلي خوب ميفهمم

شما خيلي پولدارين

ولي براي نجات پسرتون از پدر من گدايي کردين

شنيدم شما با اين دست

يقه پدرم رو هم گرفتين

با بلند کردن وزنه‌هاي آهني و ورزش کردن براي پانزده دقيقه

اين رو نشون نميده که شما خيلي قوي شدين

هر روز 15 ساعت

توي پانزده سال گذشته با آهن کار کردم

و وقتي شيشه با آهن برخورد کنه

تيکه تيکه اش مي‌کنه

که ديگه حتي شمردن تيکه‌هاش غير ممکنه

توي انگليسي يه ضرب المثل هست که ميگه

عصبانيت

براي يه نفر ديگه بگو

من فقط يه زبان بلدم اونم هنديه

و يه ضرب المثل توي هندي هست که ميگه

...يه آهنگر با

صدتا زرگر برابره

برادرم، دليل زنده موندن مادرمه

و به مادرم قول دادم زندگيش رو برميگردونم

هرکسي بخواد که جونش رو بگيره من

نفسش رو توي سينه اش حبس مي‌کنم

اين رو به خاطر بسپارين

قربان اگه شما بگين نه مايکل-

فکر مي‌کردم که فقط پدرش يه ماره

ولي اين حرومزاده از مار کبري هم بدتره

بايد يه راه ديگه براي نابودي

هردوشون پيدا کنيم

چي داشت ميگفت؟

که برادرش دليلي زنده موندن مادرشه؟

پس اون حرومزاده هرچه زودتر بايد اعدام بشه

ترتيب يه کنفرانس خبري رو بده

روزنامه‌هاي امروز رو ديدي؟

بله قربان

تا ديروز همه روزنامه‌ها ميگفتن که

افسر پليس سيدانت خيلي صادقه

و همون روزنامه‌ها ميگن جناب افسر چقدر وفاداره

توي محاکمه کردن بچه‌هاي ديگران خيلي سريعي

چرا اينقدر نوشتن گزارش اتهامات

پسر خودت رو لفتش ميدي؟

بازرس وير سينگ مسئول اين کار هستن

ولي مگه تو اعترافات و تحقيقات اين پرونده رو انجام ندادي؟

بله قربان

ولي نمي‌خواستم هيچکس بگه که

داره از پسر خودش طرفداري مي‌کنه

به همين خاطر اين مسئوليت رو به ايشون سپردم

اين رو هم بهش گفتم که هروقت بخواد

...مي‌تونه من رو صدا بزنه تا عليه

پسر خودم توي دادگاه شهادت بدم

چيز ديگه‌اي هست قربان؟ آره-

امشب اون اظهارات و گزارش رو حاضر کنين

فردا صبح دقيقا بعد از باز شدن دادگاه

مي‌خوام اون مجرم رو توي دادگاه ببينم

مفهومه ؟ بله قربان-

از کجا شروع کرديم؟

من دو نفر رو تعقيب کردم

عمو نمي‌توني يه جا بشيني؟

چرا هي اينور و اونور ميري؟

دارم فکر مي‌کنم پس يه جا بشين و فکر کن-

حتي براي فکر کردن هم اجازه مي‌خوايم

چيه؟

اينطوري نگام نکنيد حواسم پرت ميشه

فکر کردن کار آسوني نيست

يکي بايد راه بره

يکي هم بايد وارونه بخوابه تا ايده‌اي به ذهنش بياد

شما اين رو مسخره گرفتين

دارم درباره دادگاه فردا برادرم ديوونه ميشم

ديوونه؟

آره ديوونه درسته فکر کنم شما ديوونه شدي-

من نه، برادر اين بايد ديوونه بشه

ولي آسون نيست که ديوونگي يه فرد رو ثابت کرد

هيچ چيزي براي من سخت نيست

چون اون تيمارستاني که من چهار سال پيش بودم

دکترش قطعا گواهي ديوونه بودن کارن رو امضا مي‌کنه

شما چهار سال بيش توي تيمارستان بودين؟

آره خب اونجا چرا رفته بودين؟-

...خب،رفته بودم که

چي بهش بگم که چرا توي تيمارستان بودم؟

اين راز من رو فاش مي‌کنه، مگه نه؟ جناب قاضي-

به دليل وارد شدن يه شوک بزرگ و ناگهاني

حال رواني مجرم بهم ريخته

ببينيدش

ببينيدش با وجود اين که اينجا آبي وجود نداره داره تو هوا شنا مي‌کنه

سکوت

عاليجناب

مي‌تونم با اطمينان بگم

ديوونه کردن مجرم فقط يه نمايش براي دست انداختن دادگاهه

اگر اجازه بدين من چند تا سوال از جناب گوتيوالا

براي ثابت کردن اين بپرسم

اجازه دارين

جناب گوتيوالا

شما با اطمينان کامل مي‌تونين بگين که

مجرم ديوونه است؟

قربان من بيست و پنج ساله که روانپزشکم

من فقط با يه نگاه به صورت فرد مي‌تونم بگم که

کي ديوونه است

و کي داره ديوونه ميشه

ولي براي يهو ديوونه شدن

بايد يه دليلي وجود داشته باشه

وجود داره، اگه اتفاقي و ناگهاني اتفاق‌هاي زيادي براي فرد بي‌اُفته

اون فرد مي‌تونه يهويي ديوونه بشه

جناب قاضي

قربان اگه يه پسر ناگهان جرم قتل بهش وارد بشه

...و ناگهان پدرش فقط براش

مثل يه پليس باشه

و پدرش با دست‌هاي خودش بنداذتش زندان

دليلش به وجود مياد

جناب قاضي

مي‌خوام دوباره به دادگاه بگم که اين فقط يه نمايشه

و کسي که اين رو راه انداخته

خوب ميشناسم

کارن

کارن

ببين، من دشمن تو نيستم

همه نصيحت‌هاي من هميشه به صلاح توئه

هيچوقت عروسک بازي هيچکس نشو

و گرنه توي دردسر مي‌اُفتي

به همين خاطر به دادگاه بگو

که تو ديوونه نيستي ديوونه؟-

کي ديوونه است؟

من که کاملا سالمم

ولي يه راز بهت بگم

همه اونايي که من رو به اين مهموني دعوت کردن ديوونه اند

تا حالا مسخره ترين و خسته کننده ترين مهموني مثل اين نديده بودم

نيم ساعته که اينجام

ولي هيچکس حتي بهم مشروب هم تعارف نکرده

به هرحال اين مهم نيست

حداقل مي‌تونين يه سيگار بهم بدين

بدين ديگه،لطفا يه سيگار بهم بدين

قربان بايد به مريضم فورا سيگار داده بشه

وگرنه ديوونگيش بالا ميزنه

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

داشتي چيزي ميگفتي؟

چي شد؟ بلندش کنين-

قربان مريضم ناگهان حالش بد شده

بايد به بيمارستان منتقل بشه

...اين دادگاه دستور ميده که

مجرم براي پانزده روز براي درمان به بيمارستان رواني فرستاده بشه

بيا زود بريم ببخشيد حالش بد شد، ببرينش-

دِوا، چيکار کردي؟

پسرم رو فرستادي تيمارستان

بجز اين راه ديگه‌اي ندارم

براي ثابت کردن بيگناهيش وقت بيشتري مي‌خواستم

خريدن زمان هيچ کمکي بهت نمي‌کنه، دِوا

اون نمايشي که تو و برادرت راه انداختين

خيلي زود تموم ميشه

امروز به برادرت کمک نکردي

بلکه بيشتر توي دردسر انداختيش

مي‌دوني وکيل دولت

يه دکتر ديگه براي درمان درخواست کرده

و اون قطعا ثابت مي‌کنه که برادرت ديوونه نيست

قبل از اين که اونا ثابت کنن که برادرم ديوونه نيست

ثابت مي‌کنم که گناهکار نيست

به مادرت اميد الکي نده

اگه نتوني به قولت عمل کني

اون خيلي ناراحت ميشه

فقط مادر رو نه بلکه مي‌خوام شما رو هم

از اين ناراحتي در بيارم

چون مي‌دونم اون روزي که کارن محاکمه بشه

قبل از همه شما ميشکنين

تو تمام تلاشت رو بکن دِوا

...ولي فکر نکنم بتوني من رو

از اين غصه نجات بدي

نگران نباش

نيومدم دنبال راکي

فقط اومدم دنبال آدرس اون دکتري که اينقدر زود

کار کرد بالا پايين بپري

به خاطر مشکل برادرم يه پات رو از دست دادي

مي‌خواي اون يکي رو هم بشکنم؟

لطفا من رو نزن، ميگم

راکي، فردا با پرواز اول صبح ميره

اين رسيد بليطشه

الان کجاست؟

نمي‌دونم الان کجاست

عمو؟

عمو؟

عمو

خوابيدي؟

ساعت چهار صبحه

از خاندان جغد نيستم که شب‌ها خوابم نياد

...راکي هنوز نيومده و اون وقت شما

مطمئنم مياد پسرم

يه پرنده قبل از رفتن به لونه جديدش

يه بار برميگرده به لونه قديميش

مثل اين که اومد

داري دنبال اين ميگردي، مگه نه؟

ولي تا وقتي اسم قاتل آمريتا رو نگي

خارج شدن از کشور رو که هيچ خارج شدن از اينجا هم برات غيرممکنه

چطور بعد از مرگ تو برم

قربان

بعد از همه آزمايشات و تحقيقات

فهميديم که پسر شما ديوونه نيست

تو هم بايد اين کار رو بکني

کارن با من بيا کجا بيام؟ هنوز شريشاسنم تموم نشده-

کاران با اين نمايش بازي کردنت هيچ اتفاقي نمي‌افته

حال مريض من خوب نيست خفه شو-

داري به دکتر گوتياوالا مي‌گي خفه شو

...دکتر گوتيوالا براي اظهارات دروغ

به زودي دستگير ميشه

بيا کارن

بيا کارن آخه،داري من رو کجا-

بهت قول ندادم که قبل از اين که شما

ديوونه نبودن برادرم رو ثابت کنين

من هم گناهکار نبودنش رو ثابت مي‌کنم

اين مجرم اصلي شماست

قاتل واقعي اون رقاص بار

کسي که حتي پليس هم نتونست پيداش کنه

اين واقعيت داره؟ بهم بگو

بله قربان، من آمريتا رو کشتم

تو من رو زدي ديوونه شدي؟-

آمريتا بس کن ولم کن-

ولم کن

جناب

مادرم خيلي وقته منتظره که ...پسر بيگناهش

برگرده خونه...

مي‌تونم برادرم رو ببرم خونه؟

فقط يه روز ديگه مي‌خوامش

بذاريد فردا جلوي قاضي اعتراف کنه

بعدش برادرت آزاد ميشه، ببريدش

خيلي بهت افتخار مي‌کنم دِوا

خيلي بهت افتخار مي‌کنم

نه بانداري اين اتفاق هرگز نبايد بيافته

اگه راکي اعتراف کنه که

اون رقاص بار رو به دستور ما کشته

اون وثيقه‌اي رو که براي پسرم گذاشتيم

رد ميشه

براي نجات پسرم خيلي‌ها رو کشتم

يه نفر ديگه هيچ تغييري ايجاد نمي‌کنه

هر اتفاقي بي‌اُفته مايکل

راکي نبايد به دادگاه برسه

"اونجوري که راجا و هير بودن"

"همونطوري عاشق بشين"

"اونجوري که راجا و هير بودن"

"همونطوري عاشق بشين"

"همونطوري عاشق بشين"

جوري عاشقم باشه که تاحالا" "هيچ معشوقي اينطوري عاشق نبوده

جوري عاشقم باشه که تاحالا" "هيچ معشوقي اينطوري عاشق نبوده

"بيا همه معشوقه‌ها رو خجالت زده کنيم"

جوري عاشقم باشه که تاحالا" "هيچ معشوقي اينطوري عاشق نبوده

جوري عاشقم باشه که تاحالا" "هيچ معشوقي اينطوري عاشق نبوده

"بيا همه معشوقه‌ها رو خجالت زده کنيم"

"ما عاشقيم"

"بذار همه دنيا اين رو بشنون "عاشقتم، ديوونه نيستم

"عشق ما بهم هيچوقت شکست نمي‌خوره"

"ما عاشقيم"

"قلبم فقط براي توئه"

"ما عاشقيم"

شايد عشق عبادت باشه" "عشقم به تو خداي منه

شايد عشق عبادت باشه" "عشقم به تو خداي منه

"ما عاشقيم"

"شب و روز من رو ملاقات کن"

"شب و روز من رو ملاقات کن"

"بيا همه معشوقه‌ها رو خجالت زده کنيم"

"ما عاشقيم"

"هيچوقت تو رو تنها نميذارم"

"ما از هيچکس نميترسيم"

"قدم قدم مثل سايه کنار تو ام"

"ما عاشقيم"

من ماهي و تو دريايي" "وجود تو هستي منه

من ماهي و تو دريايي" "وجود تو هستي منه

"ما عاشقيم"

"در عشق غوطه ور شو و عطش من رو فروکش کن"

"در عشق غوطه ور شو و عطش من رو فروکش کن"

"بيا همه معشوقه‌ها رو خجالت زده کنيم"

جوري عاشقم باشه که تاحالا" "هيچ معشوقي اينطوري عاشق نبوده

"بيا همه معشوقه‌ها رو خجالت زده کنيم"

چطوري اين اتفاق افتاد؟

دارم ميپرسم چطوري اين اتفاق افتاد؟ خفه شو نمي‌دونيم قربان-

با اين همه افراد پليس و نيرو باز هم يه نفر

توي اداره پليس به قتل رسيده

اون وقت شما مي‌گين نمي‌دونيم؟

همتون داشتين چه غلطي مي‌کردين؟

همتون رو تعيلق مي‌کنم

چرا به من زل زدي؟

جنازه رو ببرين براي کالبدشکافي

بابا، راکي

دِوا، يه نفر راکي رو کشته

پس چه بلايي سر برادرم مياد؟

اول از همه بايد قاتل راکي پيدا بشه

و اگه قاتلش پيدا نشد چي؟

برادرم به جرم قتل

دوباره مي‌اُفته زندان؟ بهم اعتماد کن دِوا-

بيگناهي برادرت رو ثابت مي‌کنم

خودم با مافوق‌هام و قاضي حرف ميزنم

بعد از دونستن همه واقعيت

باز هم بايد بهتون ثابت بشه که پسرتون بيگناهه

به همين خاطره از اين قانون شما متنفرم

مي‌دونستم که اين قانون کور شما

برادر بيگناه من رو اعدام مي‌کنه

به سختي اون مدرک رو آوردم پيش شما

و شما به راحتي از بينش بردين

کاش من مثل قانون به شما هم اعتماد نمي‌کردم

دِوا شايد براي ثابت کردن حقيقت به قانون

يه کم زمان ببره

ولي حقيقت قطعا ثابت ميشه

پس مشکلي نيست

ديروز ازم يه روز وقت خواستين

و امروز من به شما يه روز وقت ميدم

هر حقيقتي رو که مي‌خواين ثابت کنين

وگرنه براي آزاد کردن برادرم

نه احتياجي به اجازه شما نه احتياجي به اجازه قانون خواهم داشت

الو؟ شوبراج-

گوتام،همه چي خوبه؟

رئيس درخواست پسر شما رو رد کرده

و آخرين خواسته نيرانجان اينه که

جلوي چشم‌هاي شما اعدام بشه

تو، الو؟

الو شوبراج؟

از اينجا برين تنهام بذارين

تولدت مبارک پسرم

امروز برام آهنگ تولدت مبارک نمي‌خونين بابا؟

من فقط توسط خود شما چشم خوردم

شما من رو بدبخت کردين

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

نه، من اين نقاب رو نمي‌خوام همينطوري دارم بزنين

مي‌خوام وقتي ميميرم پدرم صورتم رو ببينه

تا شايد بقيه عمرش

احساس نا اميدي و بدبختي کنه

کل عمرم فقط يه اشتباه کردم

به اين آدم اعتماد کردم

خودت گفته بودي بهم، مگه نه؟

گفتي که هيچيم نميشه تو يه دروغگويي

تو يه دروغگوي بزرگي

اون چهاردهم ساعت چهار و ماه چهارم به دنيا اومد

و دقيقا همون

وقت هم مرد

بهش مي‌گين تصادف يا بدشانسي

ولي شماره چهار هميشه با پسرم گره خورده بود

توي زندگيش چهارتا دوست داشت

و آدمي که اون رو به کشتن داد

يه خانواده چهار نفره داره

...روح پسرم تنها وقتي آرامش مي‌گيره که

که با جنازه اون

چهارتا جنازه ديگه هم همزمان بسوزن

جنازه افسر پليس سيدانت و خانواده اش

قربان

چندسال پيش شما خيلي به ما کمک کردين

خواسته شما براي ما يه دستوره

شايد اين شهر زير دست دولته

ولي قوانين توي دست‌هاي ماست

شما دستور بدين که بايد چيکار کنيم

اون افسر پليس فکر مي‌کنه مشکلاتش تموم شده

بايد کاري کنين که بفهمه که مصيبت تازه داره شروع ميشه

پوشبا! پوشبا

پوشبا! پوشبا

!پوشبا

خانم لاکشمي

خانم لاکشمي

الو؟

توي انگليسي يه ضرب المثل هست که ميگه

انتقام، غذايي که وقتي هر چقدر سردتر بشه خوشمزه تر ميشه

هرچي آروم تر انتقام بگيري

لذتش بيشتره

براي مراسم عزاي پسرم

همه شهر به خونه من اومدن

فقط تو نيومدي

مهم نيست

براي ديدن پسرت که مياي، مگه نه؟

نيم ساعت ديگه بيا روي پل جديد ...شوبراج اگه-

نه ،سيدانت

تو خيلي حرف زدي

امروز من حرف ميزنم فقط گوش کن

هنوز بهت نگفتم که زنت

کجاست

پس براي ديدن پسرت تنها بيا

وگرنه زنت اول نفر کشته ميشه

شوبراج

دوا؟ زيادي انتظار کشيدم بابا -

مادر و برادرم رو نجات ميدم

پسرم کجاست شوبراج؟

بيا بشين

بشين

هنوز جنازه اش رو نسوزوندم

ولي امروز ميسوزونمش

ولي قبل از اون کاري مي‌کنم

...که بفهمي چي توي دل

،يه پدر ميگذره وقتي پسرش

جلوي چشمش کشته بشه

!بابا

!مامان

...اينطوري توي زندان تو يه

نفر رو اعدام مي‌کنن، مگه نه؟

همينطوري براي پسرت ترتيبش داديم

اگه چيزي جا مونده بگو

يه چيز رو خيلي خوب گوش کن

امروز تهديدي در کار نيست

هيچ تهديدي نيست،امروز اين ماييم که دستور ميديم

اونجا رو ببين

سيدانت، پسرت امروز اعدام ميشه

ولي هيچکس نيست که زير پاش رو خالي کنه

تو اين کار رو مي‌کني با دست‌هاي خودت

دِوا

زودباش پسرت رو اعدام کن

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

لطفا کاري رو که ميگن انجام بدين

بذارين من بميرم ولي مادرم رو نجات بدين

پسرم پدر به جون خودم قسم‌تون ميدم-

پسرم

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مبين - زمان‌بندي و ويرايش: سارا

"سخته که به تنهايي فصل بارون رو گذروند"

"سخته که به تنهايي فصل بارون رو گذروند"

"يه دختر زيبا مي‌خوام"

"يه دختر زيبا و جذاب مي‌خوام"

"يه دختر زيبا مي‌خوام"

"يه دختر زيبا و جذاب مي‌خوام"

"جولي،نوري،بابي و يا"

جولي،نوري،بابي و حتي" "ميناي خودمون هم مشکلي نيست

"فصل بارون رو"

"سخته که به تنهايي گذروند"

"سخته که به تنهايي فصل بارون رو گذروند"

"يه پسر خوشتيپ مي‌خوام"

"يه جذاب و پسري که مثل سوپرمن باشه"

"يه پسر خوشتيپ مي‌خوام"

"يه جذاب و پسري که مثل سوپرمن باشه"

"راکي، هيرو، چاليا و حتي"

راکي، هيرو، چاليا و يا حتي" "بيماي خودمون هم مشکلي نيست

First Edited - Farsi Version 09.07.2019 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.