Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.سنگ معدن گمشدهـمون
.دزیده، انبار و در خارج فروخته میشه - توسط "جک" و "تس"؟ -
نباید به همسر یه دوست کمک کنم؟
.حالا بیوهی یه دوست شده
.خبرایی داریم - .منتظر بچهاییم -
!بچه؟ چه خبر خوبی
"صمیمت بین خانواده "انیس .و "دسپارد" باید متوقف بشه
...هر چقدرم به دنبال انگیزه و دلیل باشم
.حفظ برتریـمون در طولانی مدت خیلی بهتره
...تصور میکنی که یه انگلیسی وفادار
.به کشورش خیانت نمیکنه
اما اگه اون کشور قدرتی نداشته باشه چی؟
شاید بعد از این همه .از کلمه جمهوری استفاده کنی
بیا توافق کنیم ...وقتی پا توی اون کشتی میذارم
.فراموش میکنی که اصلا منو میشناختی - تو هم فراموشم میکنی؟ -
..."کارام شاید برای "دملزا
.عجیب باشه و همینطور برای تو ...بزرگترین قماری ـه که
.تا حالا انجام دادم
تصورش میکنی؟ - ناوگان فرانسوی در افق؟ -
.خدا همراهمون باشه
رسانهی نایت مووی تقدیم میکند NightMovie.CO
ترجمه از Highbury & illusion
پنج ماه بعد
.هیچوقت حرفی از خانوادهـت نزدی
.وظیفهم در اینجا اولین نگرانی منه
اما همسرت سوالی نمیپرسه؟
.همسرم جایگاهـشو میدونه
.چه روز خوبی بود که منو اخراج کرد
برای همین فکر دزدیدن سنگ معدن ...به سرم. بدون این سنگ معدن
فرانسویها چطور میتونستن به ساحل بیان و نقشه بکشن؟
.و راه رو برای ژنرال "توسان" و ارتشش باز کنن
.واقعا
."حالا نه "تس
.ببخشید
.من بیاحتیاطی کردم
.کلی کار داریم
.یکم قویتر به نظر میای
...بعضی روزا تقریبا دو ساعتی
.صورتشو فراموش میکنم
نصیحت منو یادت میاد؟
یه هدف پیدا کنم؟
.الانش یه هدف داره
.عموزادهـم سربازه
.فکر کنم همیشه برای عمل حاضره
.درست متوجه نمیشم
ماههاست که ...داریم سنگ معدن باارزش رو از دست میدیم هنوزم
.هیچ حرکتی نکردی تا جلوی "جاکا" یا "تس" رو بگیری
...موافقت نکردیم صبر کنیم تا
وقتی که وسعت دزدی رو بفهمیم؟
خب هنوز نفهمیدیم؟
و سر انبار اسلحه چی اومد؟ چی شد؟
"ادینگتون" و "بناپارت" .موقتا صلح امضا کردن
.به نظر میاد حمله به زودی اتفاق میافته
"اما نگفتی "ادینگتون اگه به فرانسویا اعتماد کنه احمقه؟
...درسته گفتم اما
یه مهتر روستایی .باید کاری به مسائل لندن نداشته باشه
آقایون هنوز اینجایین؟
"همراهی کردن با "سر جورج .حتما خیلی جذاب بوده
.اینکه مدام به کورنوال سر میزنین مایهی دلگرمی ـه
از آبوهوا خوشتون اومده؟- ..."راس" -
.برخلاف لندن که به تصورم خیلی گرمه
.شوهرت فکر میکنه به پیروزی رسیده خانم
.اسم ما رو لکهدار کرده
به دخترم کمک کردم با اون زن .دسپارد" عوضی فرار کنه"
.و حالا امیدواری به خاطر فساد منو دستگیر کنی
...سوگندشکنی، آشوب
.وحشیگری و قتل
این حرفا رو شنیدی خانم؟ .میخواد بگه من یه خائنم
.منم قصد دارم دارش بزنم
میخوای شرط ببندی کی اول موفق میشه؟
.راس" بیا بریم"
.نه بذار نوشیدنی بخورم - ..."متوجه شدم سروان "پولدارک -
.در چند ماه گذشته سری به لندن نزده
.و دلیل خوبی هم داره
.نامش در وستمینستر لکهدار شده
در چه مورد؟ - .تمایلات ضد دولتش -
.طرفداریش از خائنان
منظورتون سرهنگ "دسپارد" ـه؟
.شاید "پولدارک" باید به ارتش فرانسه ملحق بشه
...چونکه هیچ شانسی نداره
.دوباره در ارتش انگلیس پذیرفته بشه
خیانت مایهی خندهـس آقا؟ - ...خیانت -
.دو طرف داره آقا
...اگه کشور خودتون به شما خیانت کنه
اونوقت باید به کی وفادار باشین؟
.روز بانو بخیر - ."تس" -
.این روزا دیگه زیاد تو رو "سال" نمیبینیم
.نه خانم
.جاهای دیگه کار دارم
.به نظر بهتر شده
چطوری زخمی شدی؟
.یادم نمیاد
."باید مراقب باشی "راس
...چیزی به جز یه خراش کوچیک نیز اما
...اگه عفونی بهش و چرم کنه
."نمیخوام از دستت بدم "راس
از این میترسی؟
.گاهی
.این اواخر بیشتر
.نمیدونم کجا میری
.باید معدن رو اداره کنم
.و چرا اینقدر غیبتت طولانی ـه
ترجیح میدی توی لندن باشم؟
...در این مورد هم شاید بهتره باشی چون
.هنسون" و "مرسرون" تا اینجا تعقیبمون میکنن"
.هیچ عواقبی نداره
چرا در این مورد شک دارم؟
.شاید به هر چیزی که میگم شک میکنی
دلیلی هم دارم؟
.نه
.هیچ دلیلی
.نه آقای "ولنتاین" نمیتونین
چرا باید از معدن دور بشم؟
.میخوام در مورد مس چیز یاد بگیرم
.و معدنکاری تو خون منه
.باید معدن خودمو داشته باشم
میشه یکی بهم بدی بابا؟
بهم یکی میدی؟
!"آقای "ولنتاین
.لوس و گستاخ
.باید برای گستاخیش شلاق بخوره
...یا هر چی پیرتر میشی
حساستر میشی؟
نه به این ...فکر میکنم صاحب قبلیش چقدر عصبانی میشه
...اگه با معدن دوستداشتنیش "لژر" بازی کنم
.و به دست یه بچه بدمش
.خب ببین موعظهگر "کارن" اومده
!خیلی وقت از کتاب خوندنمون با هم گذشته
یادگیری در چه وضعیه؟
تس"؟"
.الان دنبال صید بزرگتری از توام موعظهگر
.الان 27 تا شاگرد دارم
.و دلم براشون تنگ میشه
.اما میدونم به دستان توانایی میسپرمشون
چطوری مدیریتش کنم؟
در این چند ماه گذشته .برای خیلی از چیزا بهت وابسته شدم
...انگار که ما - خواهریم؟ -
.نه
.این اتفاق هرگز نمیافته
.سم" و "تس" دیگه با هم درس نمیخونن"
...شاید تمام درسهایی که
.وجود داشته رو یاد گرفته
.بدون شک منم درسمو یاد گرفتم
راس"، کلی شایعه در" .مورد اینکه کی با "بناپارت" دمخور میشه شنیده میشه
.فقط فرصت کافی و تفنگ مناسب میخواد
الان؟ - .الان نه -
چرا نه؟ - .یکی ممکنه بیاد -
.بهشون بگو فرار کنن
.پس بزنم کنار
.بگو منو نمیخوای
جراتشو دارم؟ - .پس بدنتو بهم بده تا منم بدنمو بهت بدم -
.هر دو خیلی وقته منتظرشیم
...و به خاطر همین بذار یه جای مناسبتر
...و موقعیت بهتر پیدا کنیم
.تا برای هم وقت بذاریم و حسابی لذت ببریم
.برو به ساحل. منتظرن
."ایناهاش، "ویل لژر
.معدنی پر از شگفتی
کی اینو میگه؟ - ."عمو "راس -
!به، به
.به نظر عضو شریف ترورو چندان هم صادق نیست
!موندم که اون کلفت بدبخت چی داره بگه
...البته ممکنه یه قاچاق ساده باشه
.با توجه به خلافهای سابقش
...اما همدستی با فرانسویا، به هر شکلی
.در حالی که قرارداد صلح امضا نشده
.خیانت ساده و واضخ
و چطوری باید طوری ...نشون بدیم که بیشتر از یه قاچاق سادهـس
معدن چطور بود؟
.مثل هر معدنی
.تاریک، عمیق، سرد و مرطوب
تنها بودی؟
.به غیر از چند تا موش گرسنه، بله
..."راس" - .خیلی خوشمزهـس -
...به نظرت صداقت بین
زن و شوهر چقدر اهمیت داره؟
باید همیشه به دنبال صداقت بود؟
.نظر من که اینه
به هر قیمتی که شده؟
.بله
...بااینحال تصور کن
...مسائلی وجود نداره
...اشخاص و
...اتفاقهای گذشتهای نیست
...یه سری اتفاقهای خاص
که هرگز ازت نپرسیده باشم؟
...و برای تو
...چیزی به مثل
نادیده گرفتن وجود نداره؟
...چونکه سوال پرسیدن
.یعنی اینکه هرگز نمیتونی سوال نپرسی
.جوابش هم شنیده نمیشه
پس هیچوقت نباید به دنبال دونستن حقیقت باشیم؟
واقعا مطمئنی که همیشه میخوای بشنویش؟
.کیفت رو بردار
.کلونس" کلاهـتو بردار"
میری "کیلروارن"؟ - .گریک" زود باش" -
میشه بپرسم چرا؟
کی از دستت دادم "راس"؟
.منو از دست ندادی
.وقتی به صورتت نگاه میکنم یه غریبه میبینم
.اگه بخوای ازم فرار کنی غریبه میشم
!پس تبدیل به مردی بشو که قبلا بودی
.اون مرد دیگه وجود نداره
.پس باید برم
...منو ببخش به نظرم
.یکم زیادهروی میاد
...چونکه به نظرت وفاداری در ازدواج
خستهکنندهس؟ - مگه من اینو گفتم؟ -
...با کلمات که نگفتی
.اما با رفتار و افکارت چرا - کدوم افکار؟ -
.وابستگیـت - .وابستگیـم -
کرولاین" باید مدام سر این مسئله بحث کنیم؟"
.بله "کیتی" رو تحسین میکنم
از هیچکسم مخفیش نمیکنم اما چرا؟
چرا تصور میکنی احساساتم فراتر از این رفته؟
...چونکه اولین باری نیست که
.عاشق همسر یکی دیگه میشی
."کرن دنیل"
.لطفا منو ببخش - کجا میری؟ -
.کاری رو بکنم چند ماه پیش باید میکردم
.بله گذاشتم بره .فکر کنم برای همه بهتره
چطور میتونی اینو بگی؟ - ...ماهها پیش بهت گفتم رفتارم -
.شاید عجیب به نظر بیاد - .و واقعا هم عجیبه -
.همینطور ازت خواستم سوالپیچم نکنی - ...و ماهها -
...این کار رو نکردم اما
.وقت خوبی برای شروع نیست
،راس" غرورت" ...تصورت اینه که این مسئله
.به کسی جز خودت مربوط نیست ...هنوز متوجه نشدی که
که این بهانه از بین میره؟
.از روی تجربه حرف میزنی - .بله از روی تجربه -
...زندگیهایی رو دیدم که بد بوده
.رفتارهایی که عواقبی داشتن - چه رفتارهایی؟ -
رفتارهای من؟ - .رفتارهای تو -
چه عواقبی؟
چه عواقبی؟ - .از "جورج" بپرس -
.هر روز باهاشون زندگی میکنه
...از دست دادن همسرش
.اینکه میدونه زمانی تو رو دوست داشته - .نمیتونم تغییرش بدم -
.نه، اما میتونی تغییرش بدی ..."دروغ گفتن به "دملزا
.بهش چی نمیگی - ...برای محافظت از خودشه، اگه میدونست -
...اگه متوجه میشدی - .کمکم کن متوجه شم -
بعضی از رفتارام .اگه زیر ذرهبین ممکنه بدبرداشت بشه
مثل رابطهـت با "تس"؟
دملزا" خبر داره؟" - .میدونه -
...و هر چی زودتر بشکنه و تقاضای بخشش کنی
...و بهش التماس کنی که برگرده خونه پیشت - .نمیتونم -
..."راس" - ...نه، این کار رو نمیکنم -
.برام بهتره که "دملزا" رو از نامپارا دور کنم
دیگه دوستش نداری؟ - !دوستش داشته دارم؟ خدای مهربون -
.نه دیگه دوستش ندارم
یادداشت رو گرفتم. کی میرسه؟
.هر لحظه
.اسمش "توسان" ـه
ژنرال "توسان"؟
میشناسیش؟
.در مارلو کلی حرف زدیم
خب چطوریه؟ - ...یه استراتژیست برجسته نظامی -
.شمشیر زن بسیار ماهر چرا اونو فرستادن؟
.تا برای حمله نقشه بکشه - .خیلی جدیـن -
نقطه ضعفی داره؟
.غرور زیاد. عشق به خانمها، شراب خوب و تخت نرم
فکر نکنم "ویل لژر" چندان به .مذاقش خوش بیاد
.به خاطر همین یه جای بهتر رو پیشنهاد دادم
..."معرفی میکنم ژنرال "جولز توسان
.سناتور و مارشال امپراطوری
."سروان "راس پولدارک
."عموزادهـم دانشجوی افسری "چارلز پولدارک
.هر در خدمتیم ژنرال
اینجا تنها زندگی میکنی سروان؟
.همسرم و خانوادهـم رفتن بیرون
.کسی مزاحممون نمیشه
."ممنون "برکت
!ژنرال؟
خب پس گیرش انداختیم ...که با مقامات بلند رتبهی فرانسوی
.همکار میکنه - ...دار زدنش باید -
.خیلی تماشاییتر از دوستش باشه
.و عموزادهی لوسش هم همراهشه
.و به طور تمام و کمال لطفمون جبران میشه
-
...خب اولین موج حمله
...کوچیک و محلی ـه اما اگه موفق بشه
.بلافاصله موج دوم رو شروع میکنیم
و چه وقتی رو پیشنهاد میدی؟ - .همین ماه بعد -
قبل از اینکه صلح حتی امضا بشه؟ - .بله -
.عالیه
.نامه براتون دارم آقا
به بچهها هدیه میده؟
.بله
.یه ستارهی دنبالهداره
میخوام بهم قول بدی .هر چی بهت میگم رو به "دملزا" نگی
.بهت قول میدم
.آره - .اون یکی -
...فکر کنم داره با آدمای
.کلیسا حرف میزنه
چطور فکر میکنی هنوزم جواب میده؟
.چون هیچ راه دیگهای نداره
.بسیار خب، باشه بهت کمک میکنم
.شاید اینطوری شانس موفقیتت بیشتر بشه
.ممنونتم
.سرعت خیلی مهمه
.ژنرال و من امروز به "ویل لژر" سر میزنیم
وقتی رفتیم خودت تنهایی .برو نامپارا و سراغ کتابخونه
...زیر قالیچه کنار پنجره
.یه دریچه کف اتاقه
...وقتی در نامپاراییم
.یه گروه دیگه باید در "ویل لژر" باشه
برای چی؟
آتیشبازی؟ ریزش سنگ؟
.اونم از بهترین نوعش
.به خاطر همین یه متخصص خبر کردم
میتونم رو شماها حساب کنم؟
.برای خدا، شاه و کشور
.زود باشین برین بیرون - ...عزیزم -
مامان؟ - کجا میری؟ -
.پرودی" لطفا بچهها رو ببر بیرون"
.چشم خانم
.از اینطرف فسقلیها، بیرون منتظر بمونین
..."کرولاین"
.در مورد کاری که باید بکنم حسابی فکر کردم
.هیچ راه دیگهای ندارم
...وقتی شنیدم چطوری با "تس" حرف میزنه
.یاد "الیزابت" افتادم
.این دو تا خیلی با هم فرق دارن
.دردش که یکی ـه
...و امیدوار بودم که
.راس" درس گرفته باشه"
برام دردناکه ببینم .هیچی یاد نگرفته
...و
...همیشه باید فکر کنم
...فکر کنم که
در بغل همدیگهـن یا نه؟
...مثل زمانی که کلمات قشنگ
توی گوشم زمزمه میکرد بهش میگه یا نه؟
...رنج اینکه هرگز یه لحظه آرامش نداشته باشم
.نه نمیتونم
.ایمانم شکسته شده
.دیگه درست شدنی نیست
خوشحالم که میبینم .چقدر خوب از معدن محافظت میشه
.و انبار اسلحهـمون واقعا عالیه
...این اطراف کلی طرفدار داریم
و همونطور که متوجه شدین .اصلا براشون کمبود اسلحه نداریم
.بدرود دوست من
..."امشب میرم پیش "ورتی
"تا سروان "بلیمی ...برامون یه کشتی به لیسبون
.یا جاماییکای آمریکا پیدا کنه
جاماییکا؟ - ...چرا نه؟ خب -
.یه گروه خواهرانه درست میکنیم
.کیتی"، "سیسیلی" و من" - ..."دملزا" -
.عزیزم نباید بری
."کرولاین"
.دوایت" هرگز منو نمیبخشه"
.شمشیر خوبیه سروان
مهارتی در شمشیرزنی دارین؟
.در مقایسه با شما هیچی
اجازه هست؟ - .البته -
.حقیقت داره که چالاکی خاصی دارم
...تمرین کردن خیلی مهمه
.مثل هر سلاحی
...و همونطور که خانمهای فرانسوی شهادت میدن
.حسابی و زیاد تمرین میکنم
بناپارت" نظرش در مورد نخستوزیرمون چیه؟"
.حقارت تمام
.فکر میکنه یه احمق بیشعوره
...خب این معاهدهی پیشبینی شده
...بهمون فقط یه فرصت میده
.تا نیروهامون استراحت کنن و دوباره مسلح بشن
...همیشه فکر میکردم قبل از اینکه امضا بشه
.حمله نمیکنی
.که انتخاب ارجحم همینه - .و انتخاب من -
.این کشور لیاقت آزادی رو نداره
وفاداری رو تنبیه و .فساد و تشویق میکنه
.بیا یه نقشه بکشیم
.میدونی تا چه حد سلاح داریم
همونطور که میدونی، من منطقه رو ،به خوبی میشناسم
.جزر و مدها، محلیها
خب، میخوای چند نفر برامون بفرستی؟
.دو هزار نفر
پس، اجازه داده بهش وابسته بشه؟
ترسید انجام خلاف این کار .تمام نقشه رو به خطر بندازه
!خدای من
چطور تونست چنین کاری بکنه؟
،که این همه مدت بهم دروغ بگه با گستاخی؟
!و سوءاستفاده از تس؟
.نمیتونی براش دلسوزی کنی - .میکنم -
،قلبش رو بهش باخته .و میدونم چقدر آسونه
احمقم؟
.یا قدیس
.هرگز نمیشم .نمیخوام بشم
.همه چیز آماده است .میتونید بهم اتکا کنید
.خدمت به فرانسه باعث افتخارمه
.و فرانسه در پاداش دادن بهت تردید نمیکنه
به اتاق نشیمن بریم؟
.عرق نیشکر خوبی دارم
از فرانسه وارد شده؟ - .طبیعتاً -
پس بیا به سلامتی موفقیت .اقداممون بنوشیم
.میدونم چی فکر میکنی، دختر
و میدونم اگه آقای راس ،چنین دردهایی برای محافظت ازت رو تحمل کنه
.با ملایمت برخورد نمیکنه
.شک ندارم
.نترس - چطور میتونم نترسم؟ -
.ازش خواستم بیاد پیشت
.به لندن، با تمام سرعت ممکن - .بله، قربان -
از پولدارک؟
ناو فرانسوی آمادهی حمله است"
".به زودی ماه آینده
فکر دیدنش که به طرف !زندان ترورو بره
با اون خدمتکار دماغویی .که دنبالش شیون میکنه
این جزئیات رو، که مشقات زیادی تحمل کردم"
تا از ژنرال توسان کسب کنم، به زحمت
و مخفیانه توسط دوایت انیس .نوشته شدند
امیدوارم به عنوان مدرک ،نیت فرانسه
و علاقهی خودم برای خدمت به پادشاهی ".به کار بیان
...لعنت بهش! پس .به عنوان قهرمان شناخته میشه
چطوری؟
.این گزارش هرگز به ویکام نمیرسه
...ولی اگه به ژنرال برسه
من زیاد به وفاداری زناشویی .اهمیت نمیدم
...اگه موقعیتش پیش بیاد
.و خانومه راضی باشه
...خودم، هیجان
.تعقیب رو دوست دارم...
کی نداره؟
.ببخشید
.نمیدونستم مهمون داری
ایشون زن جذابتون هستن؟
...ایشون
...دملزا، ایشون
یه دوست قدیمیم .از دوران آمریکا بودنه
،ژولز توسان .در خدمتم، مادام
.ببخشید مزاحم شدم، آقا
.مزاحم نشدید
.هر چی نباشه، خونهی خودتونه
فکرش رو کن نزدیک بود افتخار .ملاقاتتون رو از خودم انکار کنم
.شوهرم انحصارطلبه .دوست داره واسه خودش نگهم داره
نمیتونید ازش سرپیچی کنید؟
چطور میتونم، آقا؟
.اون لرد و اربابمه
...همچنین یه خائنه
.به تو...
مدرکی داری، آقا؟ - ،دارم، توی جیبم -
یه نامه از طرف این مرد، که .در راه لندن متوقف شده
،توضیح کامل برنامههاتون
که آدرسش برای رئیس .خدمات سرّی ما بوده
چرا داری بهم میگی؟
.چون به کشورش وفاداری و احترام نداره
.بله، حقیقت داره
و چیزی که در حال حاضر میخوام ،مرگ این مرده
.به هر شکلی که درست میبینی
.کاپیتان
.بدجوری ناامیدم کردی، کاپیتان
.فکر کردم یه متحد پیدا کردم
...به جاش
اجازه هست؟
،ببخشید اگه فرشت لکه دار میشه خانوم ولی باید یه اعدام کوچیک انجام بدم
قبل از اینکه صحبتمون رو .ادامه بدیم
...آقا
...از ته قلبم، من
.دعاتون میکنم
واقعاً میتونید شر این موجود پلید رو از سرم کم کنید؟
...تو
براش التماس نمیکنی؟ - التماس؟ -
.ازش متنفرم
!چی؟ - .یه دروغگوئه، و قلدر -
مدام عهدهای ...ازدواجش رو میشکنه و
.قلب من رو
.پس بله، ازش بدم میاد
اگه خلاصش کنید .رهایی خجسته است
.با خوشحالی اطاعت میکنم، خانوم - .ولی نه با عجله -
...میخوام ببینم
...قبل از مرگش
.تحقیر بشه
.چیزی باعث خوشحالی بیشترم نمیشه
،ببخشید، موسیو
بهتر نیست قضیه رو تموم کنیم؟
.تو آقا، بیذوقی
...چرا از زور حیوانی استفاده کنیم
وقتی میشه هنر به خرج داد؟...
.پس سلاحت رو استفاده کن
پیستول یا شمشیر؟ - .البته که شمشیر -
.بعد حداقل مثل یک سرباز میمیری
!چی فکر میکردی؟
فکر نکردی به کسی بگی؟
.نذاشت بگم
!بهت هشدار دادم بهش نگی
.زکی، افتخارش رو از آن خودت کن
!عجله کنید
!شاید یکم زیادی باروت کار گذاشتم
!کار خوبی بود
.بعداً میذاریم فرانسویها بیان بیرون
،بهت میگم، موسیو !این یه حواس پرتی احمقانه است
شروع کنیم؟
میخوای برات آسونترش کنم، کاپیتان؟
شروع کنیم؟
تهش همین بود؟
.خیلی آسونه
.مادام
!عشقم
.مرده - مرده؟ -
چی؟ من... ؟
،ترجیح میدادم اون یکی رو بکُشی !ولی نباید طمع کنیم
.وایسا، بذار ببینم
.نگو میخوای بذاری بره .خلاصش کن
.هر دو جسد رو گم و گور کن کی میفهمه؟
...وسوسه کننده است، ولی
.یه ایدهی بهتر دارم...
چقدر بده؟ - ،چند هفته علیل میشه -
.ولی حالش خوب میشه
!خانوم، سریع بیا
چیه؟ چی شده؟
.ممنون، دوست من - !واسه چی؟ -
.نشون دادن طبیعت واقعی وفاداری
.بدو
.که مطمئنم به زودی سودش رو خواهی برد فکر کنم نامهام
.به ویکام رو پس میگیرم
میتونم برندی توصیه کنم؟
.ممنون، نه
فکر میکنی ممکنه مسمومت کنم؟
.با اطمینان نمیتونم بگم نه
مشخصاً، هیچوقت قرار نیست ...رفیق صمیمی بشیم
.یا هر جور دوستی
.ولی فکر کنم باید تشکر کنم - .لازم نیست -
کارم به خاطر نگرانی ،برای تو نبود
.بلکه به خاطر وفاداری به کشورم - ...با این وجود، مدیونتم -
.که این وضعیت رو دوست ندارم
.ولی من ازش لذت میبرم
...خب
برگردیم سراغ دشمنی معمولیمون؟
.با افتخار
...مورونا
!مورونا .چیزی نیست
.چیزی نیست، مورونا
.رزینا، دستش رو بگیر
.پیشتیم
.طاقت بیار، مورونا
.چیزی نمونده، مورونا .چیزی نمونده
!آفرین، مورونا، آفرین
!زیباست
.بیا، دخترت رو ببین
!دختر خوشگلم
!عشقم
!دختردار شدیم
!دختر
.و تو در امانی .همه چیز خوبه
.همه چیز مثل چیزیه که امید داشتیم
.چه روزی. چه عشقی
،همین اسم رو روش میذاریم
.لاودی [ روز عشق ]
.لاوی کارن
.خوش اومدی، لاودی
.شک دارم بتونم برات جبران کنم
!چطور چنین نقشهای ریختی
.نقشهای نبود ترسیده بودم و فقط اولین چیزی
.که به ذهنم اومد رو گفتم - ...غرورش به فناش داد -
...میدونستم اگه فقط بتونم وقت بخرم
.منم روش حساب کرده بودم
.هرگز نباید ازت مخفیکاری میکردم
.نجاتم دادی
،مثل تو ...خیلی وقتها پیش
،وقتی از یه دعوا درم آوردی
،خدمتکار آشپزخونهات کردیم .و بعد زنت
.تنها فکرم محافظت ازت بود
.راس، خیلی وقته مدیونت بودم
اگه این کار به شکلی ...جبرانش کنه
...دینی که گردنم داری هرگز جبران نمیشه
،تا آخر عمرم
.تلاش میکنم جبران کنم
،به تو رفته، مورونا .که چیز خوبیه
میتونم بغلش کنم؟
.التبه
میشه باهات حرف بزنم؟ تنهایی؟
،باعث شادیه که اینقدر راضی ببینمشون اینطور فکر نمیکنی؟
.و بچه، نعمت بزرگیه
و فکر نمیکنی تو هم لایق اینقدر شادی باشی؟
یا میذاری عذاب وجدان اربابت باشه؟
من؟ ...حقمه
.برای دردی که باعثش شدم شکنجه بشم
.که بابتش هیچ کینهای بهت ندارم
.قضاوتت هم نمیکنم
کی توی این دنیا هیچوقت گمراه نشده؟
.من و تو زمانی قرار بود ازدواج کنیم
نمیشه دوباره اینطوری بشه؟
هنوز میپذیریم؟
ازم نمیپرسی؟
.کیتی دسپارد
.متوجهم
.کاملاً به حق
ترسیدی ممکنه بیخردی گذشتهام رو .تکرار کنم
.نه
،ترسم نبود
.ولی بهونهام بوده
واسه چی؟
.پس زدنت
مانع هرگونه ارتباط دوبارهی .دوامپذیر بینمون شدن
عواقبش میتونه چی باشه؟
.یه بچهی دیگه
.دوباره قلبم باز بشه
.یه فقدان دیگه من رو میکشه
.من رو هم
،ولی با اینحال، بدون چنین احساسی درست نیست که نیمه زندهایم؟
.چرا
و حاضری تا ابد خودت رو ازش محروم کنی؟
.نه
.نمیخوام تو رو هم محروم کنم
.اعترافم این بود
بله. این اطلاعات گزارشات دیگهای ،که بهم رسیده رو ثابت میکنه
.از فرانسه و انگلستان
.ولی ادینگتون بهشون توجهی نداره
...روی حفظ صلح مصممه، پس
.به هیچی نرسیدم
.نه، کاملاً نه
،وفاداریت شناخته شده
تونستیم حملهی غریبالوقوع فرانسه رو ،از جنوب غرب دفع کنیم
و بعلاوه، زندانیهای فرانسویای که گرفتین
.دارن اطلاعات میدن
،و به نظر میاد
...پادشاهی تو رو بخشیده، پس
و پادشاهی حاضره در عوض چیکار کنه؟
رالف هنسون و جوزف مرسرون .همچنین وفاداری نشون دادن
.فقط به خودشون
،این اطلاعات خیانت رو نشون میده ،نبود وجدان
.افتخار یا رحم
مطمئناً وقتش رسیده .که به اجرشون برسن
بحث چند وقت پیشمون چی؟
نقش مخفیانهی شخصی با مهارتهای تو؟
بله؟
شاید الان وقتش باشه که قبولش کنی؟
واقعاً نمیشد تا صبح صبر کرد؟
.مطمئنم موضوع به خصوصیه
مالیکت برندیای که گمرکش پرداخت نشده؟
اتهام اینه؟
میدونید مالکیت جنس قاچاق
یه جرم جدیه؟
.از قانون برام سخنرانی نکن، آقا
من رو نمیشناسی؟
.نه، آقا کی هستی؟
.یه رئیس دادگاه
پس برام سؤاله چقدر با قانون آشنایی نداری
.که براش ارزشی قائل نیستی
تا وقتی پرونده به دادگاه بیاد .در زندان ترورو خواهید بود
کدوم پرونده؟
ده دوازدهتا اسم بهت میدم که آزادمون میکنن
...قبل از اینکه بتونی بگی
ند دسپارد؟
.آقا
.لیست اتهامات
،رشوه، فساد، کلاهبرداری ،اخاذی، شهادت نادرست
.رفتار نادرست با زندانیان، قتل
برای به زندان انداختنشون کافیه؟
.برای زمان قابل توجهی
.در خدمتم، آقا
.همچنین
.پس، باید معدن خودم رو داشته باشم
.نزدیک به نامپارا و عمو راس
.میریم دیدنش
.میتونه بهم توصیه بده
،بابا به معدنها اهمیت نمیده .ولی عمو راس خیلی اهمیت میده
تو این دو هفته دومین ملاقات؟ .باعث افتخاره
لندن چطور بود؟
.مفید
.حالا رسماً از شر مرسرون خلاص شدیم
اومدم بهتون اطلاع بدم .که دارم ترنویث رو میبندم
بنابراین، ترور و لندن .خونهی من خواهد بود
.که اینطور
ولنتاین خواسته که
.بیاد اینجا
ممنون میشم اگه .بهش اجازه ندید
.هر چی نباشه، فامیل نیست
.روز پر نعمتیه، خانوم کارن
.روزی که فکر میکردم هیچوقت نبینم، آقای کارن
یه لحظه بهم وقت میدی؟
.کار خوبی بود
،اون فرانسویها رو گول زدی
.و من رو هم
چی مدیونتم، تس؟
،از زنم بدت میاد، بچههام رو تو خطر انداختی .خونهام رو آتیش زدی
.نمیتونی ثابت کنی من بودم
.جفتمون میدونیم تو بودی
.من نجاتت دادم، تس
.نذار پشیمون بشم
.خب، بالأخره خبر رسید
.طبق انتظار
،سفر به فرانسه، مخفیانه ،مشاهدهی ساختمان نیروها
.اطلاع از تجدید آماد بناپارت
.ما هنوز باید از صلح آمیان جلوگیری کنیم
ما؟
.دوایت اونجا میاد دیدنم
در تغییر قیافهی مطالعه با دکتر پینل مشهور
.در آسایشگاه روانیش در بیستره
.ولی فاصلهام تا پاریس کمه
و تا راس، تا دوباره .همرزم باشید
خب، رضایت میدی؟
رضایتم رو داری
اگه قول بدی سالم
.برگردی، و قبل از برداشت
برای برداشت ذرت؟
.خوشآمد گویی به پسر یا دختر جدیدت
.عشق من
.از طرف مارلو
.دوباره یه محل بهم پیشنهاد دادن
.عالیه
،پس سخت مطالعه میکنم
،سخت تمرین میکنم
.به کشورم خدمت میکنم
و مطمئنم روزی دختری رو بیشتر از عشق اولم
.دوست خواهم داشت
.تمام دنیای اون بیرون منتظره
به زودی فانوسها رو روشن میکنن
.در انتظار صلح
.فرانسه قدردان میشه
،سرزمینی که امید داشتن فتحش کنن .روشن شده تا همه ببیننش
...اگه پسر بود
.بهش میگیم هنری...
...ولی اگه دختر بود
.ایزابلا رز
ترسیدی؟
.البته
.هر لحظهی هر روز
.منم
.نباید بترسیم
ایمانمون کجاست؟
قدردانیمون؟
،اینجاییم، زندهایم .خون توی رگهامونه
.و گذشته رد شده
...فردا
.وجود نداره
.فقط الان مهمه
.و ما
.دو قلب
.یه ضربان
.بیشتر از این نمیخوام
.چیز بیشتری واسه خواستن نیست
.راس
بر میگردی؟
...بهت قسم میخورم، عشقم
.بر میگردم
ترجمه از Highbury & illusion
نایت مووی NightMovie.CO
!پایان فصل پنجم 27/08/2019
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.