All language subtitles for Narrow.Road.to.the.Deep.North.S01E02(1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی‌نما تقدیم می‌کند ‫www.30nama.com

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫بهم یادآوری کن که چرا ‫می‌خوایم این کار رو بکنیم

‫به‌خاطر خیریه‌ست

‫نمیشه فقط پول بدیم؟

‫پولت رو نمی‌خوان. ‫حضور فعالت رو می‌خوان

‫فقط باید بشینی ‫و به موسیقی گوش بدی

‫مگه چقدر سخته اون کار؟

‫می‌دونی، آدم‌های ‫خیلی مهمی امشب قراره بیان

‫مطمئنم می‌درخشی

‫حتماً

‫یکی دیگه می‌گیرید؟

‫- ریک ‫- دوریگو

‫جیب‌هام امشب پر از پولن

‫عصر بخیر، دوریگو

‫- لینت ‫- ممنون که دعوتمون کردی

‫خب، از اِلا تشکر کنید. ‫اون همه چیز رو سازماندهی کرده

‫- ممنون ‫- اوه...

‫اوه، ریک؟

‫نیکوکار جراحی‌مون، کیث تامسون،

‫امشب اومده

‫شاید بخوای در ادامه

‫با شوخی‌های همیشگیت سرگرمش کنی

‫از تو خوشش میاد

‫خب، سلیقه‌ی خوبی داره

‫اومم

‫تمام تلاشم رو می‌کنم

‫عزیزم

‫باشه

‫لینت امشب خیلی خوشگل شده، نه؟

‫آره

‫مثل خودت

‫ببخشید، دوریگو

‫به نظرت ظاهر من ‫با قیافه‌م همخونی داره؟

‫نظرت درمورد من چیه؟

‫برای یه مرد قضیه فرق داره، ‫اصلاً مهم نیست

‫مخصوصاً توی این سنی که تو داری

‫به نظرم تو...

‫حیرت‌آوری

‫شوهرم نگاهش به من ‫مثل تو نیست

‫فکر می‌کنه من هنوز جوونم

‫فکر می‌کنه خودش توی دوران جوونیه

‫و ما الان فقط...

‫لینت

‫اگه می‌خوایم این رابطه رو ادامه بدیم،

‫باید قوانینی داشته باشیم

‫باشه؟ پس...

‫دیگه شب‌ها پیش هم نمی‌خوابیم

‫و سر کار هم به دیدن هم نمی‌ریم

‫اگه می‌خواستی با هم ناهار بخوریم، ‫بهم زنگ بزن

‫و...

‫ناخن‌هات

‫ناخن‌هام؟

‫ناخن‌هات رو بگیر

‫لطفاً

‫با توجه به حرف‌هات انگار ‫قبلاً هم چنین کاری کردی

‫♪ Sing Sing Sing - Benny Goodman ♪

‫ببینش

‫واقعاً عاشقشم

‫تیم خوبی هستیم

‫ولی آسون نیست

‫می‌دونی، بعضی‌وقت‌ها ‫حس می‌کنم آدمی‌ام

‫که سرش توی گیوتینه ‫و منتظره تا سرش رو قطع کنن

‫و می‌دونم چرا شب‌ها میره توی شهر

‫برای اینکه از من ‫و این مکان دور بشه

‫برای اینکه جوونی کنه

‫می‌دونی، فقط... ‫برای اینکه بتونه جوونی بکنه

‫و من اینجا منتظر می‌مونم، ‫و دعا می‌کنم که برگرده

‫هی، اِیمی! اِیمی، اِیمی!

‫لطفاً دو تا لیوان برامون بیار!

‫ممنون، عشقم

‫ممنون

‫همه‌ش رو نخورید

‫نه، نمی‌خوریم

‫بیا، بزن به بدن

‫یالا. خیلی‌خب، حالت خوبه

‫آروم باش

‫الان برمی‌گردم

‫خدایا

‫- ببخشید ‫- تقصیر تو نیست

‫حالت خوبه؟

‫به نظرت همه‌ش رو بالا آوردی؟

‫می‌خوای برقصیم؟

‫با این شرایطی که داری، نه

‫خیلی‌خب. یه‌کم آب برات میارم

‫کارت عالی بود، کیث

‫آه، چیزیش نمیشه

‫ببخشید، رفیق، من... ‫خودم تمیزش می‌کنم

‫نمی‌خواد امشب تمیزش کنی، رفیق. ‫برو توی اتاقت. بخواب تا خوب بشی

‫می‌دونی من رو یاد کی میندازه؟

‫نه، تو رو یاد کی میندازه؟

‫اون... اون بازیگر لامصب...

‫اسمش چی بود؟ آم...

‫اوه، اون رو میگی؟

‫رابین هود

‫اِرول فلین رو میگی؟

‫آره. آره، خودشه

‫شاید با هم فامیل باشن

‫مجبور نبودی کاری بکنی بالا بیاره

‫اوه، چیزیش نیست

‫اون آموزش‌های رقص جواب دادن

‫تا حالا بهت گفتم چقدر ‫عاشق لبخندت هستم؟

‫چند باری گفتی

‫میشه لطفاً ببینمش؟

‫نمی‌تونی همینطوری درخواست کنی

‫باید کاری کنی به وجود بیاد

‫حالت چطوره؟

‫ببین...

‫شرمنده

‫ممنون

‫- شرمنده نباش ‫- ببین چی آوردم، رفیق،

‫چند تا سوسیس بیش‌تر برات گذاشتم ‫تا جون تازه‌ای بگیری

‫بیا امیدوار باشیم بتونی ‫توی دلت نگهشون داری، باشه؟

‫- ممنون ‫- چه صبح فوق‌العاده‌ایه، نه؟

‫خیلی عالیه

‫آره، برو پی کارت، گم شو، ‫برو پایین

‫آبکی دوست نداری؟

‫نه، خوبه، نه

‫نون بزن توش بخور، رفیق. ‫درستش همینه

‫بزن به بدن. می‌خوای ‫برات نون تست رو ببرم؟

‫نون رو برات برش بزنم؟

‫خدایا، دیشب بهمون ‫خوش گذشت، نه؟

‫پشت در یه هدیه‌ی ‫کوچیک هم برات هست

‫کیث

‫شرمنده بابت دیشب

‫به‌خاطر کارهای کیث. ‫بعضی‌وقت‌ها بی‌رحم میشه

‫عاشق بازی کردنه

‫عاشقشی؟

‫عاشق کیثم؟

‫آره

‫با هم ازدواج کردیم، نه؟

‫خب، اِلا چه شکلیه؟

‫اون...

‫همه میگن خیلی خوشگله

‫- همه میگن خیلی خوشگله؟ ‫- آره

‫انجام دادنش روی تپه سخته

‫بیا اینجا

‫مشکلی نیست

‫بمون اینجا

‫کارهای من رو تقلید کن

‫عقب

‫یک، دو

‫رو به جلو، یک، دو

‫عقب، یک، دو

‫جلو، یک، دو

‫عقب، یک، دو. ‫جلو، یک، دو

‫بعدش این کار رو بکن

‫...فقط به نظر می‌رسه

‫یهویی ناپدید شده

‫خب، منم با خودم میگم ‫اصلاً به جراحی نیاز هست یا نه

‫به نظرم جراحی تنها گزینه‌ایه که داری

‫دکتری که قبل از شما به دیدنش رفتم

‫بهم گفت جراحی اشتباهه

‫آره، اشتباه اینه که به حرف ‫اون دکتر گوش بدی

‫مطمئنید که خطرناک نیست؟

‫اگه عمل نکنی، سرطانت پخش میشه

‫و می‌میری، خانم دِیویس

‫این رو مطمئنم

‫آره...

‫البته

‫سلام، ریک

‫ماشینت رو دیدم و در پشتی هم ‫باز بود، پس...

‫شوهرت با زن من رابطه داره

‫الان زنم رو تا یه مسافرخونه تعقیب کردم ‫و شوهرت اونجا منتظرش بود

‫توی راه که بودم

‫سعی می‌کردم راه معقولانه‌ای ‫برای گفتنش پیدا کنم

‫و متوجه شدم ‫که هیچ راهی وجود نداره

‫نه، فکر کنم وجود نداره

‫حدس می‌زنم نمی‌دونستی؟

‫شک کرده بودم

‫همیشه فکر می‌کردم ‫اون دوستمه، اِلا

‫فکر نمی‌کنم دوریگو ‫دوستی داشته باشه

‫هوم

‫الان می‌خوای چیکار کنی؟

‫منظورت اینه که می‌خوام شهرت بی‌نقصِ ‫قدیس دوریگو رو خدشه‌دار کنم یا نه؟

‫هوم؟

‫خب، نگران نباش

‫طبابت برام مهم‌تره

‫تو می‌خوای چیکار کنی؟

‫به خودم ربط داره

‫شاید خودمون هم بتونیم...

‫خودمون هم بتونیم رابطه داشته باشیم

‫اوه، ریک، برو خونه

‫قیچی

‫باشه، محکم نگهش دار

‫سرطان به کبد رسیده. ‫باید درش بیارم

‫به نظرم نباید اون کار رو بکنی

‫اوه...

‫یه برش کوچیک دیگه

‫خونریزی داره

‫فشار خون داره افت می‌کنه

‫آره، باشه، باید خونریزی رو کنترل کنیم

‫فشار خون هنوزم داره افت می‌کنه

‫بهت گفتم این کار رو نکن

‫خون بیش‌تری می‌خوایم

‫اینجا رو فشار بده

‫نمیشه یهویی عمل ‫برداشت کبد انجام بدی

‫وقتی فقط قرار بوده ‫سرطان رو از روده خارج کنیم

‫بهش قول دادم ‫که سرطان رو ریشه‌کن می‌کنم

‫الان هم ممکنه بمیره

‫بس کن

‫خب، می‌خوایم درموردش حرف بزنیم؟

‫درمورد چیش حرف بزنیم؟

‫الان یه عمل جراحی کاملاً موفق داشتیم

‫اوه. می‌خوای بگی کاملاً موفق بوده؟

‫آره، ریک. به نظر تو چی بوده؟

‫به نظرم من تو یه زن رو سلاخی کردی

‫و عملی رو انجام دادی ‫که براش آماده نبودیم

‫اگه الان انجامش نمی‌دادم،

‫مجبور بودیم بعداً انجامش بدیم

‫اما به‌خاطر اینکه انجامش دادی، ‫جونش رو روی تخت عمل‌مون به خطر انداختی

‫آره، تخت منه، ریک. ‫لطفاً یادت باشه

‫آه، کیت. منم اِلا

‫شوهرم هنوزم سر عمله؟

‫پس کجاست؟

‫قرار بود بیاد به بیمارستان نظامی

‫وقتی برگشت میشه لطفاً ‫بهش بگی به اینجا زنگ بزنه؟

‫ممنون

‫متاسفانه باید بهتون اطلاع بدم ‫که شوهرم امروز نمی‌تونه بیاد،

‫اما برای من یه افتخار بزرگه که رسماً

‫این مرکز بهبودی رو ‫برای بیمارستان افتتاح کنم

‫چند هفته‌ی اول اونقدر بحرانی بودن

‫که اصلاً نمی‌دونستم کجام و بعدش...

‫من رو توی حالت کما قرار دادن

‫و بعدش باید تصمیم می‌گرفتن ‫که می‌خوان پاهام رو قطع کنن یا نه

‫چرا توی کما بودی؟

‫گوش کنید، باید بگم تقریباً خوشحالم ‫که شوهرم نتونست بیاد

‫آره، آره

‫پس ممنون بابت این فرصتی که بهم دادید

‫ممنون. از آشنایی ‫باهاتون خوشحال شدم

‫دیگه وقت‌تون رو نمی‌گیرم، می‌دونید،

‫می‌ذارم برید به کارهاتون برسید، ‫پس ممنونم

‫توی سخنرانیت می‌خوای چی بگی؟

‫نمی‌دونم

‫باید بهشون بگی چه اتفاقی افتاده

‫دوست ندارن اون اتفاق رو بشنون

‫پس دوست دارن چی رو بشنون؟

‫داستان‌هایی از...

‫قهرمانان و...

‫رفاقت

‫تو ترجیح میدی اونا چی بشنون؟

‫حقیقت رو

‫ممنون بابت مدادها

‫فقط نذار بقیه دفتر نقاشیت رو ببینن

‫خیلی‌هاشون کونشون رو

‫با برگ درخت کائوچو پاک می‌کنن

‫نگران نباش،

‫تمام وسایلم رو از دست ژاپنی‌ها

‫لای کیسه‌ی برنجم قایم می‌کنم

‫چرا اصلاً ریش‌هات رو می‌زنی؟

‫چرا اصلاً نقاشی می‌کشی؟

‫چون مردم باید بدونن ‫که اینجا چه خبره

‫با هیچ کلمه‌ای توصیف نمیشه، نه؟

‫به نظرت مردها ناراحت میشن ‫اگه بفهمن نقاشی‌شون رو می‌کشم؟

‫نه

‫تو ناراحت میشی ‫اگه نقاشیت رو بکشم؟

‫نه

‫سیصد و سی

‫سیصد و ده

‫سیصد و بیست و چهار

‫سیصد و بیست و سه

‫سرباز میدلتون توانایی کار کردن رو نداره

‫بعدی

‫سرگرد، اون مرد مالاریا داره. ‫نمی‌تونه نفس بکشه

‫بعدی!

‫ارائـ ــه از ســایـ ـت سـی‌نـ ـمـا

‫ای... حرومزاده!

‫سرگرد...

‫من صبح میرم

‫وقتی برگردم دوست دارم ببینم...

‫پیشرفت زیادی داشتید

‫سرهنگ،

‫نگران اینم که شاید کمبود ‫نیروی انسانی داشته باشم

‫از هر مرد کار زیادی برنمیاد

‫تعجب می‌کنی وقتی ببینی ‫چه کارهایی از یه مرد برمیاد...

‫اگه انگیزه داشته باشه

‫متوجهم، سرهنگ

‫اما من از همون اول توی طراحی ‫این راه‌آهن نقش داشتم

‫اصلاً به همین دلیل الان اینجام

‫می‌دونم که توی این مرحله ‫دقیقاً چه چیزی نیازه...

‫سرهنگ، به نیروی بیش‌تری نیاز داریم

‫نیروی بیش‌تری وجود نداره

‫باید کاری کنی ممکن بشه، سرگرد

‫ما ژاپنی‌ها اومدیم اینجا ‫که به اروپایی‌ها نشون بدیم...

‫اونا نژاد برتر نیستن

‫گوش کن...

‫این یه خط راه‌آهن نیست، ‫اینجا میدون مبارزه‌ست

‫توی میدون مبارزه هم آدم می‌میره

‫باید انضباط رو نشون بدی! ‫تنبیه‌شون کن!

‫فهمیدید؟

‫شروع کنید!

‫محکم‌تر!

‫بزنید!

‫محکم‌تر!

‫بزنید!

‫رفیق، شروع کن دیگه

‫شروع کن

‫شیپ

‫یالا

‫بریم، بیخیال شو

‫برو

‫چرا اومدی اینجا؟

‫اسهال خونی

‫هر روز مردهای بیش‌تری رو درگیر می‌کنه

‫تجهیزات بیش‌تری می‌خوام ‫تا آب بیش‌تری بجوشونم

‫برای اینکه خط راه‌آهن شما ‫سریع‌تر آماده بشه،

‫باید مردها رو زنده نگه داریم

‫خیلی‌هاشون دارن می‌میرن

‫راه‌آهن ممکنه باعث مرگ آدم‌ها بشه...

‫...اما من راه‌آهن می‌سازم، نه انسان

‫می‌بینی...

‫...پیشرفت نیازی به آزادی نداره

‫من که هیچ پیشرفتی نمی‌بینم

‫فقط بی‌رحمی می‌بینم

‫کدوم جنگ بی‌رحمانه نیست؟

‫این مردها به غذا نیاز دارن، قربان. ‫به دارو نیاز دارن

‫اگه بتونید یه روز ‫بهشون استراحت بدید،

‫می‌تونم اون نیرویی ‫که می‌خواید رو براتون فراهم کنم

‫همه‌مون دستوراتی داریم، سرهنگ دوم

‫نمی‌تونم یه روز استراحت بدم

‫سعی‌ام رو می‌کنم...

‫و به سربازهام میگم اجازه بدن

‫تا اون آبی که می‌خوای رو داشته باشید

‫به افتخار راه‌آهن می‌نوشیم

‫ترجیح میدم ننوشم

‫ولی مجبوری بنوشی

‫تاینی، رفیق، برو اونور

‫یالا، تاینی

‫برو اونور دیگه، رفیق

‫فرانک...

‫ببین!

‫لعنتی!

‫برج کج پیزاست

‫لعنتی، گفتم خیلی بزرگه!

‫پشمام!

‫روستر، هی

‫برو یه حالی بهش بده، روستر

‫مریضه. محض رضای خدا ‫بذارید حرومزاده یه‌کم بخوابه

‫مثل خرس خوابیده. ‫نمی‌تونم بلندش کنم

‫بلندش کنی؟ ‫خودش بلند شده!

‫میشه کمکم بدی، رینبو؟

‫محض رضای خدا ‫یه‌کم بهش احترام بذارید

‫الان خودم بهت احترام ‫نشون میدم، روستر

‫رفقا!

‫تاینی کوچولو که اینجاست ‫اخیراً به مقام پاپ رسیده

‫بهتر شد، روستر؟

‫کون لق همه‌تون

‫داری چه غلطی می‌کنی، رفیق؟

‫اوه، دوست داری بذارمش سر جاش؟

‫- منحرفی، روستر؟ ‫- منحرفم؟ عوضی من منحرفم؟

‫خیلی منحرفی، روستر

‫این پوسته‌ی تخم‌مرغ ‫نشسته بود روی دسته‌ت

‫رفیق، تو...

‫- سگ کثیفی هستی، روستر ‫- خفه شو بابا

‫بذار ببینمت، ‫به من نگاه کن. فرانکی

‫بلندش کنید، بلندش کنید

‫فرانکی، حالت خوبه، رفیق؟

‫خوبی، رفیق؟

‫حالت خوبه، فرانکی؟

‫تا کردی!

‫رفیق، تا کردم... ‫اون لامصب رو تا کردم

‫ولی تای تو به سمت داخل بود

‫باید به سمت بیرون تا کنی

‫نه، چیزیش نیست

‫حالش خوبه، چیزیش نیست...

‫داری چیکار می‌کنی، ربیت؟

‫رفیق، تو روی کار خودت ‫تمرکز کن، و من فقط...

‫باشه، خیلی‌خب

‫می‌تونی بوش رو از بین ببری؟

‫شرمنده، رینبو

‫متأسفانه بافت مرده بوی خاصی داره

‫چیکار می‌کنی، بانکس؟

‫خب، من... دارم زخم رو ‫تمیز می‌کنم، قربان

‫خب، خوب دقت کن. ‫بخش صورتی رو می‌بینی؟

‫آه... آره، آره

‫خب، اون بافت تازه‌ست

‫کرم‌ها زخم رو پاکسازی می‌کنن،

‫و بافت‌های مُرده رو می‌خورن

‫نباید بهشون دست بزنی

‫می‌تونی مُرده‌ها رو جمع کنی

‫و کرم‌های جدید بذاری

‫سرهنگ...

‫چند روز پیش داشتم با ‫یه دکتر استرالیایی مشروب می‌خوردم...

‫و اون ازم پرسید که چرا ‫ژاپن جنگ رو شروع کرده

‫تو چی گفتی؟

‫گفتم ما داریم آسیا رو ‫از استعمار اروپایی‌ها نجات می‌دیم...

‫و ژاپن رو رهبر

‫نظم جدیدی از سازگاری ‫و رفاه آسیایی می‌کنیم

‫اما فکر نکنم درک بکنه

‫فقط وقت خودت رو هدر دادی که می‌خواستی ‫ایده‌های ما رو برای یه زندانی توضیح بدی

‫می‌دونی...

‫کاری که ما اینجا انجام می‌دیم، سرگرد،

‫تا ابد توی ذهن همه می‌مونه...

‫آره

‫من و تو، تا ابد توی ذهن‌ها می‌مونیم،

‫تا ابد توی ذهن‌ها می‌مونیم...

‫تا حالا سر یه مرد رو بریدی؟

‫هم شادی‌آوره و هم ترسناک

‫انگار...

‫انگار خودت داری می‌میری، ‫فقط برای اینکه دوباره متولد بشی

‫اولین بار که دیدمت، ‫گردنت رو خوب نگاه کردم

‫می‌دونم دقیقاً شمشیر باید ‫کدوم قسمتش فرود بیاد

‫پاشو بریم

‫می‌خوام یه چیزی رو نشونت بدم

‫از وقتی که اومدم این دومین باره

‫گوش کن

‫برای اینکه سریع بمیره...

‫باید روی ضربه و مکان ‫فرود شمشیر تمرکز کنی

‫یه ضربه‌ی خوب باعث میشه ‫یه متر جلوتر بیُفته

‫یه ضربه‌ی بد...

‫منجر به سلاخی میشه

‫باید ضربه‌ت سریع و دقیق باشه

‫نگران نباش، فقط دارم آموزش میدم

‫سرگرد...

‫برو اونجا و توی ‫موقعیت مناسب قرار بگیر

‫اول باید شمشیر رو دربیاری

‫آره، اونطوری

‫بعدش تمیزش می‌کنی

‫حالا تعادل

‫مرکز ثقلت رو ثابت کن

‫حتی یه مرد لاغرمردنی مثل اون...

‫باعث میشه چربی زیادی ‫روی شمشیرت بمونه

‫عجیبه، نه؟

‫ببین چیکار می‌کنم

‫اینطور

‫ای پدر ما که در آسمانی...

‫♪ فقط من و ماه... ♪

‫♪ تنها روی پل محل دیدارمون... ♪

‫♪ سرما رو حس می‌کنیم ♪

‫و گناهان ما را ببخش...

‫چنان‌که ما نیز، آنانکه بر ما ‫گناه کردند را می‌بخشیم

‫و ما را در آزمایش میاور،

‫بلکه از شریر رهایی ده

‫زیرا ملکوت، قدرت...

‫سرهنگ... دیگه برگردیم

‫...و جلال از آن توست، پروردگار

‫سرهنگ

‫آمین

‫چامی، رفیق

‫میشه یه آهنگ برامون بخونی؟

‫♪ اوه، کاش یکی رو داشتم ♪

‫♪ که دوستم داشته باشه ♪

‫♪ یکی که من رو مال خودش بدونه ♪

‫♪ اوه، کاش یکی رو داشتم ♪

‫♪ که کنارش زندگی کنم ♪

‫♪ چون از تنها بودن خسته شدم ♪

‫♪ اوه، لطفاً امشب زیر نور ماه به دیدنم بیا ♪

‫♪ لطفاً امشب تنها بیا به دیدنم ♪

‫♪ چون یه داستان غم‌انگیز برات دارم ♪

‫♪ داستانیه که تا حالا گفته نشده ♪

‫♪ چون اگه مثل یه فرشته بال داشتم ♪

‫♪ از بالای دیوارهای این زندان پرواز می‌کردم ♪

‫♪ و به آغوش عزیز طفلکم می‌رفتم ♪

‫♪ و اونجا با آغوش باز به استقبال مرگ می‌رفتم ♪

‫یوهو! وای...

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫گندش بزنن

‫بس کن، تمومش کن

‫« مـسـیـری بـاریـک بـه ژرفـای شـمـال »

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.