Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollywoodiha.com سفارشي از خانم نازيلا نوغانيان
سيا، بريم؟
.من ميترسم
.سيا، مطمئنم چيزيت نميشه
.منم باهاتم
.آقا، همگي بيرون منتظر شمان
بريم؟
.سلام .سلام-
.سلام .سلام-
.مبارکه .ممنون-
.سلام .سلام-
دو سال قبل
توي سقوط هواپيما من نه تنها برادر بزرگم
.بلکه بهترين دوست و قديس خودم رو از دست دادم
کمتر کسي برادري مثل ويکرام ديوان .نصيبش ميشه
مطمئنم همتون در اين فکرين
که من با وجود اينکه يه هتلدار موفقم
.چرا يه بيمارستان به يادبود اون ساختم
.ميخوام يه داستان براتون بگم
.من 8سالم بود و داداش ويکرام 13سالش بود
.اون يه دوست به اسم کاران داشت
ويکرام تقريبا همهي وقتش رو با اون .ميگذروند و باهاش بازي ميکرد
يه روز وقتي از مدرسه اومديم خونه
ويکرام غذا نخورد
.چون اون روز کاران به مدرسه نيومده بود
.بعدش فهميديم که اون توي بيمارستانه
.مشکل کبد داشت
و تنها راه نجاتش
اين بود که اهداکنندهاي گيرش بياد
.که گروه خونيش بهش بخوره
.داداش ويکرام و کاران گروه خونيشون يکي بود
اون بدون اينکه يه لحظه بهش فکر بکنه
براي نجات دوستش
.تصميم گرفت نصف کبدش رو بهش اهدا کنه
.از اون روز به بعد، داداش ويکرام الگوي من شد
تا جايي که توانايي داشت .دست نيازمندي رو رد نميکرد
براي همين، کمک به نيازمندان
در بيمارستان يادگار ويکرام ديوان .سرلوحه اصليه
امروز براي اولين بار احساس ميکنم
.که يه کم به اخلاقيات برادرم نزديک شدم
خبرنگاراي نيوز اينديا منتظرن .باشه-
خانم، خبرنگاراي نيوز اينديا
.براي مصاحبه رو در رو با شما حاضرن
اين کار لازمه؟
.نترس
.فقط روراست باش
.باشه
.سلام، پريا ورما هستم از نيوز اينديا
در برنامه مخصوص امروزمون
.در مورد زنان بانفوذ صحبت خواهيم کرد
از بيمارستان فوق تخصصي
يادگار ويکرام ديوان که همين چند لحظه پيش افتتاح شد
.در خدمت شما هستيم
مهمان مخصوصمون زني هست که
در تحقق آرمانهاي آديتيا ديوان .همراه و ياور اون بود
خانم سيا ديوان
در ابتدا، تبريک صميمانه دارم
.به خاطر افتتاح اين بيمارستان
.ممنون
.ميگن که پشت هر مرد موفقي يه زن موفق هست
پس شما همون زني که پشت آديتيا ديوان هست؟
!فکر نميکنم
.فکر نميکنم که يک زن هيچوقت توي سايه قرار بگيره
پس ترجيح ميدم بگم
که من اون زني هستم
.که هميشه در کنار موفقيات آديتيا ديوان هستم
.نه پشت سر اون
خانم ديوان، يکي از مسئوليتهاي رسانهها
.از بين بردن شايعات هست
ما شنيديم که شما قبل از ازدواج
.با برادر بزرگتر آديتيا يعني ويکرام رابطه نزديکي داشتين
اين حقيقت داره يا نه؟
.بله حقيقت داره
.و اين يه شايعه نيست
.وقتي ويکرام فوت کرد
.من بچهي اونو حامله بودم
.ولي هنوز با هم ازدواج نکرده بوديم
و آديتيا نميخواست که بچهي برادر بزرگش
.بي فاميل بمونه
.واسه همين با من ازدواج کرد
.بعد از چند وقت از سقط جنين رنج کشيدم
.و بچهام رو هم از دست دادم
شايد خدا نميخواست
.من يادگاري از گذشته داشته باشم
ولي خدا براي سفر زندگيم
.همسفري مثل آديتيا تقديم کرد
.تا بتونم رو به جلو حرکت کنم
.تيم ترجمهي باليووديها با افتخار تقديم ميکند Www.Bollywoodiha.Com
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
" که تو مال من بشي "
" باعث ميشه عادت بدي داشته باشم "
" اين چيزي که ميخوام بهت بگم "
" در اقيانوس بدنم " " يک موجي ساکن شده "
" داره همينطور ميره "
" در اين چشمان مست "
" بذار يه شعر رو بازخواني کنم "
" در بارش روياي عشق، خيس شو "
.."بيا"
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
" که تو مال من بشي "
" بذار در چشمانت ساکن بشم "
" اين چيزي که هميشه ميخوام بگم"
:ترجمه تخصصي توسط باليووديها کريم خان و سامان کياني
" ديگه جلوي من رو نگير "
" من ديگه پاک خيره سر شدم "
"ديوانگي عشق اطرافم موج ميزنه "
"بيا يه نگاهي بهم بکن "
" ببين من چه حالي دارم "
" بعد از شکسته شدنم، هنوزم نتونستم عين اول بشم "
" ديگه نميخوام که احتياط کنم "
"هرچي هست حس ميکنم درسته "
.."بيا"
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
" که تو مال من بشي "
" بذار نزديکت باشم "
" اين چيزي که هميشه ميخوام بگم"
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
" که تو مال من بشي "
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
.نمايندگان هنگ کنگي از فرودگاه دارن ميان
.و يه ربع ديگه اينجان
.ممنون آقا
.کايا، ميخوام که تو اين جلسه رو مديريت کني
.آديتيا اين يه معامله 5ميليارديه
.و اگه مشکلي پيش بياد
.شرکت ما قادر به تحمل همچين ضرري نيست
.و فکر ميکنم که هنوز اين قابليت رو ندارم
کايا، اينکه تو چقدر قابليت داري رو .من بيشتر از خودت ميدونم
.دو سال پيش بعنوان منشي وارد اين شرکت شدي
.و امروز داري با موفقيت شرکتهاي منو اداره ميکني
.و فراموش نکنيم
کار درخشاني که در محصولات نوشيدني کردي
.باعث شد که فروشمون 7برابر بشه
.پس برو و جلسه رو مديريت کن
.موفق باشي
...نميدونم چطوري ازتون تشکر کنم، ولي
.ممنون
.به چشمام نميتونم اعتماد کنم
مگه چي ديدي، آقاي واسواني؟
باورم نميشه که يه آدم ناشناس
.همچين هديهي گروني بهتون بده
.چه هديهاي؟ نشونم بده
.آقا، همونطور که گرونه بزرگ هم هست
چي؟
.منظورم اينه خودتون بيايين پائين و ببينيد
کيه، آقا؟
.پيداش کن
.ساوراو سينگانيا
.قبلا اسمشو نشنيدم
چيکاره هست؟
واسواني ميگه که
.صاحب يه صندوق بينالملليه
.و يه چندتا کارخونه آهن و فولاد داره
.جالبه
.و دليل اين کارش چي بوده
.واسه دونستنش دعوت نهارش رو پذيرفتم
دعوت نهار؟
.آره، هردومون رو به دفترش دعوت کرده
تو هم مياي ديگه؟ .نه-
چرا؟
من اونجا چيکار کنم؟
.گذشته از اينا، اين جلسات کاري خيلي خستهکننده هست
.که اينطور
يعني نميخواي کسي رو
که نديده و نشناخته ماشين آئودي هديه ميکنه رو ببيني؟
...ميخوام
خب، خوشتيپه؟
خوشتيپ مثل يه گوزن خوشتيپ
.خوش اومدين
.به قلمرو من خوش اومدين
.ممنون بخاطر قبول دعوتم
.ممنون که مارو به اينجا دعوت کردين
.باعث افتخار منه
.ايشون آقاي ديکشيت هستن
.مدير برنامههاي من هستن
.حتما تو فکرين که چرا مشتاق ديدارتون بودم
.خب، بايد يه چيزي رو نشونتون بدم
.بنظرم خودمون هم اينقدر اطلاعات از خودمون نداريم
ميتونم بپرسم چرا اينقدر زندگيمون براتون مهمه؟
.تصور کنين که من طرفدار شمام
توي کشور ما طرفدارا ماله
.بازيگرا و کريکتبازا هستن .جناب سينگانيا
اولين بار ميشنوم که يکي
.طرفدار يه مرد تاجر شده
خب، من طرفدار هر آدمي هستم
.که در زندگي به جايي رسيده
طوري که شما بعد از فوت پدر
و برادر بزرگترتون، شرکت رو گستردهتر کردين
.واقعا جاي تقديره
.شما شم اقتصادي خوبي دارين
.قرار بود در مورد تجارت صحبت کنيم
.بله
اشکالي نداره چند لحظه شوهرتون رو قرض بگيرم؟
.حتما
.آقاي ديکشيت، دفتر رو به سيا خانم نشون بدين
.بفرمائيد
!با يه نوشيدني چطورين
اسکاچ. ودکا. بوربن (برند مشروب)
.آبجو .عاليه-
ميدوني فرق بين انسانها و پرندهها چيه؟
پرندهها آشيانه ميسازن
.درست به اندازهاي که توش جا بگيرن
و انسانها
.و انسانها، هيچوقت توي آشيانهاش خوشحال نيست
.ميخوان بزرگتر بسازنش
همونطور که من مطمئنم
.تو ميخواي آشيانهات رو بزرگتر بسازي
و من ميخوام براي تحقق اين آرزوت .بهت کمک کنم
.هر چقدر پول بخواي من بهت ميدم
ديوان اينقدر اسم بزرگيه
که هر بانک و موسسه مالياي پشت درش براي وام دادن
.صف کشيدن
.بسلامتي
.گيريم که اين درست باشه
ولي براي وام
مجبوري املاکت رو رهن بذاري .و بهشون سود بدي
.هر وامدهندهاي همچين خواستهاي داره
.ولي من ندارم
.با من، نه گارانتياي لازم دارم
.نه رهني ميگيرم. نه سودي
مگه زده به سرت؟
بدون گارانتي و سود بهم پول قرض ميدي؟
.هر مبلغي که بخواين
ولي چرا اينکارو ميکنين؟
نه تنها شما
چرا کسي بخواد همچين کاري بکنه؟
.بقيه رو نميدونم ولي من يه تاجرم
.و اين يه معامله تجاريه
چه معاملهاي؟
.اين يه چک سفيد امضاست
.ميتوني هر مبلغي رو که خواستي روش بنويسي
.فقط يه شب سيا رو بفرست پيش من
.حرومزاده
.ميکشمت
.چطور جرأت کردي
.تا امروز کسي جرأت نکرده به سيا چپ نگاه کنه
.دوباره اين اشتباه رو تکرار نکن
.وگرنه دفعه بعد، پشيمون ميشي
.توي اين شهر تازه واردي
.نصيحت منو گوش کن و از اينجا برو
چون تا وقتي که آديتيا ديوان هست
تجارت که هيچ حتي نميتوني .يه نفس راحت بکشي
.خواهيم ديد
.خواهيم ديد
.سيا، بريم
چي شده آديتي؟ .هيچي، فقط بريم-
آديتيا، چي شده؟
.بازي شروع شده
:به کانال رسمي ما در تلگرام بپيونديد Telegram.me/Bollywoodiha
هي آقا، قبل باز کردن در اطراف رو نگاه نميکني؟
اين در واسه متوقف کردنت نبود
.بلکه دري بود که تورو رو به جلو ميبره، ساتيا
اسم منو از کجا ميدوني؟
برادرت راگونات کامات توي زندانه، درسته؟
بله، ولي تو از کجا ميدوني؟ .ولش کن-
.اينو ببين، مدارک وثيقه برادرت
.اگه ميخواي برادرت آزاد بشه
.بايد يه کاري برام بکني
چه کاري؟
.موره .بله-
.تو برو من ميام
چي شده؟
نمياي واسه نهار؟
.نه، جناب آکاش يه کاري بهم گفته
.ميرم انجامش ميدم. تو برو من ميام
.من ميرم. دير نکني .باشه-
.تو با 21 بار تونستي از خط بگذري
.ولي من ناک اوتت کردم .خفه-
.هارشيت .هارشيت-
.هارشيت چي شد؟-
.هارشيت.هارشيت چي شد؟-
هارشيت. چي شد؟ .بگو ديگه-
.بله آقا، درسته
.باشه، اينکارو ميکنم آقا
.ممنون آقا
.درسته .آديتيا، مشکلي پيش اومده-
.شکايتهايي از نوشيدنيها شده
چه شکايتهايي؟
.بعضي با نوشيدنش بالا آوردن
.بعضيها هم مريض شدن
منابع بهمون اطلاع دادن
.قراره مورد بازجويي قرار بگيريم
.منم اصلا نميفهمم چطور همچين اتفاقي افتاده
...مرگ بر .آديتيا ديوان-
...مرگ بر .آديتيا ديوان-
...مرگ بر .آديتيا ديوان-
.لطفا برين عقب
...مرگ بر .آديتيا ديوان-
.گفتم برين عقب ...مرگ بر- .آديتيا ديوان-
.برين عقب
.برين عقب
.برين کنار
.اين زهر رو ديگه توليد نکنين
.تعطيلش کنين
.اين زهر رو ديگه توليد نکنين
.تعطيلش کنين
.اين زهر رو ديگه توليد نکنين
.تعطيلش کنين
.آقاي آديتيا ديوان
بايد آخرين نمونه اين نوشيدني رو
.براي آزمايش ببريم به آزمايشگاه
و تا وقتي که نتايج آزمايش مشخص ميشه
.کارخونه بايد تعطيل باشه
.تعطيلش کنين
.تعطيلش کنين
.باشه بازرس
منم نميخوام کسي با نوشيدنش .مريض بشه
.آمادهي همکاري هستم .ممنون-
.سرکار
.مرگ بر آديتيا ديوان
.اينا فقط بلدن پول دربيارن
.براي اينکار حتي به خورد ملت زهر هم ميدن
.دارن بهمون زهر ميفروشن
.بايد همچين آدمايي رو اعدام کرد
همونطور که ميبينيد
.مردم عصباني پشت سر من جمع شدن
...پليس آخرين نمونه رو براي آزمايش
.الو .الو سيا خانم-
شما؟
اي واي، به اين زودي منو يادت رفت؟
.سوراو سينگانيا
.بله
هديه دوم من چطور بود؟
هديه؟ کدوم هديه؟
.اوه، پس آديتيا هنوز بهت نگفته
درباره چي؟
.همون چيزي که همهي مشکلات رو برطرف ميکنه
نفرت رو تبديل به عشق ميکنه
فقط اگه تو بخواي
اگه من چيو بخوام؟
.درواقع، بهتره از شوهرتون بپرسين
.اون بهتون ميگه
.امروز همه اخبار در مورد تو بود
.حتما خيلي نگراني
.قسمتي از کاره
مخفي کاري هم قسمتي از کاره؟
چي؟ چيو ازت مخفي کردم؟
هرگز بهم در مورد اتفاقاتي که اون روز
.بين تو و سوراو سينگانيا افتاده چيزي نگفتي
.اون ديوونهست. در موردش فکر نکن
.همهي اين چيزا کار اونه
چي؟
همهي اتفاقاتي که براي کارخونه نوشيدني .افتاده کاراونه
.اين يه خرابکاريه .اون پشت همهي اين چيزاست
کي اين چيزارو بهت گفته؟ .خودش بهم گفت-
.بهم زنگ زد چي گفت؟-
.اينکه تو ميدوني که چرا داره اينکارو ميکنه
.و اگه من بخوام اين اتفاقا اصلا نميفته
.سيا، فراموشش کن
چرا؟
مگه چي ميخواد؟
چرا بهم نميگي؟ .نميتونم بهت بگم-
.آديتيا خواهش ميکنم، بهم بگو
اون ميخواد
.يه شب باهات بگذرونه
.اون ديوونه احمق اينو ميخواد
واسه همينه که اون
سيا
.اون يه پولداره بيشرفه
.نه آديتيا، دليلش فقط اين نميتونه باشه
.مطمئنم يه دليل ديگهاي داره
،شايد با گفتن اين حرف ميخواد ناراحتت کنه .تا گيج بشي
.و بخواد هدف اصليش رو مخفي نگه داره
.برو دنبالش آديتيا آمارشو درار
"هيچوقت دوام نمياره، ميتوني بياي بالا؟"
"هيچوقت دوام نمياره"
" اينو درياب حالا "
"..وقتي نميتونم آزادانه "
"لمست کنم"
"وقتي نميتونم آزادانه لمست کنم"
"توي روياهام آزادانه لمست ميکنم"
"ولي حتي اگه توي روياهام بخوام لمست کنم"
"از خواب ميپرم"
"از اينطور حرف زدن شرمت نمياد؟"
"مامان و خواهرت بهت اين چيزارو ياد ندادن؟"
"خداروشکر که عزتنفس من هنوز باهامه"
"زماني که ميخواي لمسم کني از خواب ميپري"
"براس رو ببين "
"براس رو ببين "
"بذار لمست کنم، اونوقت طرز راه رفتنت تغيير ميکنه"
.."لباتو بذار رو لبام"
" قلبت از حرکت وايمسته"
"اين حرفارو ول کن و بيا در آغوش من آروم بگير"
"در قلبتو برام باز کن و از زندگي لذت ببر"
"اين شيطونيهاتو درک ميکنم"
"مامان و خواهرت بهت اين چيزارو ياد ندادن؟"
"خداروشکر که عزتنفس من هنوز باهامه"
"زماني که ميخواي لمسم کني از خواب ميپري"
"بوسههات مهجورم ميکنه"
" يه وقت منو عاشقت نکني"
"از نيتت ميترسم"
" يه وقت روزهامو به شب تبديل نکنه"
"اين عشوههارو بذار کنار"
" چرا نوميدانه در پي مني؟"
ميدونم اين تب عشق رو که تمام وجودت رو گرفته" " چطوري خاموش کنم
"چرا هر روز بهم قول ميدي و پاش واينميستي؟"
"بعد مياي به روياهام و منو تحريک ميکني"
"ولي حتي اگه توي روياهام بخوام لمست کنم"
"از خواب ميپرم"
اين مسئله کارخونه نوشيدني
وجهه بقيه شرکتهاي تجاريمون .رو تخريب کرده
نه فقط باعث توقف توليدمون شده
درواقع، بايد هرچي توليدات که به بازار هم داديم .بايد برگردونيم
.بايد يه راهي باشه
.يه راهي هست
اون چيه؟
.واسواني
.آديتيا .ببين کايا-
.تو استعفا بده و همه تقصيرهارو به گردن بگير
اين تنها راهيه
.که شرکت رو از نابودي کامل نجات بديم
.تو که ميدوني من بيگناهم .کاري نکردم
.ميدونم
ولي بايد يکي غير از من اين مسئوليت .رو به گردن بگيره
.نميتونم به کس ديگهاي اعتماد کنم
.شرکت از هر نظر پشتيبانته
تا آخر عمر
.حقوقت بهت ميرسه
و قانون هم لطمهاي نميتونه بهت بزنه
.چون ما بهترين وکلا رو براي اين پرونده خواهيم داشت
و اگه من قبول نکنم چي؟
.متاسفم، هيچ راهي نداري
شرکت متعاقبا يک گزارش رسانهاي پخش کرده
که مسئوليت همهي کارهارو به گردن .تو انداخته
ميدوني چيه آديتيا؟ .تو يه کلاهبردار واقعي هستي
.من نيازي به اين ترحمهات هم ندارم
.اينم يادت باشه، حقوق رو واسه خودت نگه دار
.شايد لازمت بشه
.وايسا. وايسا
خانم کايا، شما از قبل ميدونستين
که نوشيدنيها قابل استفاده نيستن؟
.خانم لطفا بهمون بگين
آديتيا با مقصر اعلام کردن کايا .نقشههاتون رو خنثي کرد
.اين فقط شروعشه
تا کِي ميخواد پشت دختراي معصوم قايم بشه؟
.بايد براي نشست شرکاي تجاري بريم مالزي
.فکر کنم بايد بريم
.اين دختره، کايا
،به زنگ بزن .ميخوام در مورد کار باهاش صحبت کنم
.خوش اومدين
.ممنون
.من ديکشيت هستم .سلام-
سفرتون چطور بود؟
.عالي بود
.بفرمائيد .ممنون-
.بفرمائيد. اتاقتون رو نشونتون ميدم
.بفرمائيد
..آقاي سينگانيا بابت قبول دعوتشون
.خيلي خوشحالن
.ولي ازتون معذرت خواهي کردن
چون بخاطر شرکت در جلسه
.شخصا نتونست به پيشوازتون بياد
.مشکلي نيست، درک ميکنم
.جناب سينگانيا ميخواد که امشب باهاتون شام بخوره
.البته. -ممنون
.بسلامتي .بسلامتي-
.ممنون که دعوت منو قبول کردين
.ممنون بخاطر مهمان نوازيتون در اين شب زيبا
معتقدم اگه چيزي رو از ته دلت بخواي
.نتيجهاش يه چيز زيبا ميشه
.حقيقته
.ميخوام يه چيزي بهتون پيشنهاد بدم
از ته قلبم
.دوستي
.من اينقدر زود با کسي دوست نميشم
.از اين گذشته، شما تمايلي به دوستي با من ندارين
منظورتون چيه؟
چون ميدونم شما ازم ميخواين استفاده کنين
.تا زندگي آديتيا ديوان رو به جهنم تبديل کنين
.آخه، دشمنه دشمن من، دوست منه
.ايول
.زيبا و باهوش
.تو بايد خيلي خطرناک باشي
.نه به خطرناکي تو
ولي هوش من بهم ميگه
.که تو هر قيمتي حاضري براي اين بدي
.ولي آقاي سينگانيا، من فروشي نيستم
ديگه به کي ميخواي وفادار بموني کايا؟
اوني که با بيشرمي
.تو از شرکتش انداخت بيرون
.من دوستامو از جنبه مالي نگاه نميکنم
.کاريه که شده
بهرحال، پيشنهادت چيه؟
.دو برابر اون چيزي که آديتيا بهت ميداده
.مايل نيستم
.4برابر .مايل نيستم-
،هرچي تو بگي
.نه
اگه پيشنهادم رو نميپذرفتي
.هرگز به اينجا نميومدي
و غيرممکنه
.با اومدن به اينجا پيشنهادم رو رد کنين
فقط اين منظور رو ميرسونه .که دارم سوال رو اشتباهي ميپرسم
:سوال درست اينه که چي ميخواي؟
.پرواز من فردا صبحه
و تو تا فردا صبح فرصت داري
.تا بفهمي من چي ميخوام
.شب بخير
.اميدوارم از ميزباني ما خوشتون اومده باشه
.خيلي فراتر از انتظارم بود
.ممنون .خواهش-
ميخواستم ازتون بخوام چند روز ديگه .مهمون ما باشين
.ولي حق با شماست
.کسي نميتونه قيمتي براي دوستيتون بذاره
.اشکالي نداره
.ممنون بخاطر مهمان نوازي عاليتون
.آديتيا خواهر منو کُشت
والدينمون وقتي کوچيک بوديم .توي تصادف کُشته شدن
از اونموقع من سنگيتا رو مثل دخترم .بزرگ کردم
.اون توي کالج با آديتيا آشنا شد
.و با هم دوست شدن
.و کم کم دوستيشون تبديل به عشق شد
.آديتيا همه چيز سنگيتا بود
ولي اون
.مثل يه برده با خواهرم رفتار ميکرد
سنگيتا نتونست اين چيزارو تحمل کنه
.و با خوردن زهر خودکشي کرد
هنوز اون شبي رو
.که وارد اتاقش شدم رو يادم مياد
خواهرم توي همين دستام
.جون داد
.اون روز تصميم گرفتم
به هر قيمتي شده
.زندگي آديتيا رو نابود کنم
اگه تو بهاي دوستيم رو بدوني
.بايد بدوني که منم واسه تو جون ميدم
اين هارد درايو حاوي اطلاعات کامل
.از تجارت آديتيا هست
.بهت کمک ميکنه تا نابودش کني
.ممنون
و خب، هدف من براي اومدن به اينجا
.اين بود که دليل سکوتت رو بدونم
و حالا اين دليل
.منو ترقيب ميکنه که بيشتر بشناسمت
"بده، بده، بده، بده، عشقتو ارزونيم کن"
"يه کم هم از من عشق جذب کن"
"عشق من بهم عشق بده که محتاج عشقم"
"عشق من بهم عشق بده که محتاج عشقم"
"بازم بازم بازم"
"چه خطرناکه، خطرناکه ، خطرناکه"
"منو از خود بيخود کن"
"چه خطرناکه، خطرناکه ، خطرناکه"
"منو از خود بيخود کن"
"منو از خود بيخود کن"
"منو از خود بيخود کن"
" نشونم بده که ميتوني عشق بورزي "
"آهاي عزيزم، منو به آغوش بکش "
"هرچي توي روياته"
"عزيزم، فقط نشونم بده "
" نشونم بده که ميتوني عشق بورزي "
"آهاي عزيزم، منو به آغوش بکش "
"هرچي توي روياته"
"عزيزم، فقط نشونم بده "
"تو عشق مني"
"تو سرمستي شبهاي مني"
"تو عشق مني"
"جسم خوابم رو بيدار کن"
"تو عشق مني"
"تو سرمستي شبهاي مني"
"تو عشق مني"
"جسم خوابم رو بيدار کن"
"تنها دليل دوري من از بقيه"
"عشق توئه"
"دليل طولاني بودن عمرم"
"عشق توئه"
"دليل افسون کردنت، دليل لغزشم بهش "
"عشق توئه"
"دليل برگشتنم و دوري از بقيه"
" تنها دليلي که نميتونم ديگران رو دوست داشته باشم"
"عشق توئه"
"دليل طولاني بودن عمرم"
"عشق توئه"
"دليل افسون کردنت، دليل لغزشم بهش "
"عشق توئه"
"دليل برگشتنم و دوري از بقيه"
"در شب تارم، اين چشمهاي ديوونه منو اغوا ميکنه"
" براي منو نفسهام انگار اتفاقي افتاده"
"در شب تارم، اين چشمهاي ديوونه منو اغوا ميکنه"
"يه چيزي به تندي از لابلاي نفسهاي خستهام رد ميشه"
"تو عشق مني"
"تو سرمستي شبهاي مني"
"تو عشق مني"
"جسم خوابم رو بيدار کن"
"تو عشق مني"
"تو سرمستي شبهاي مني"
"تو عشق مني"
"جسم خوابم رو بيدار کن"
"توي اين هواي سرد چه گرمايي وجود داره"
" کاملا احساس بيشرمي ميکنم"
"فقط تا جايي که اجازشو داشتم اشتباه کردم، عشق من"
"توي اين هواي سرد چه گرمايي وجود داره"
"کاملا احساس بيشرمي ميکنم"
"فقط تا جايي که اجازشو داشتم اشتباه کردم، عشق من"
" هميشه اين خوابو ديدم "
"لبانم رو ميارم نزديک لبانت "
"هرچي توي روياته"
"همشو بهم نشون بده"
"تو عشق مني"
"تو سرمستي شبهاي مني"
"تو عشق مني"
"جسم خوابم رو بيدار کن"
"تو عشق مني"
"تو سرمستي شبهاي مني"
"تو عشق مني"
"جسم خوابم رو بيدار کن"
"تو سرمستي شبهاي مني"
"جسم خوابم رو بيدار کن"
الو .الو-
.بله کايا، بگو. آديتيا داره صبحونه ميخوره
.باشه، گوشي رو بذار رو آيفون .وقت ندارم. زود
.بله کايا. بگو
آديتيا، اطلاعاتي که به سوراو دادم
.هيچ ضرري بهمون نميزنه .خوبه-
.ولي يه چيز مهم فهميدم
چيه؟
دختري به اسم سنگيتا
از زمان دانشگاه ميشناسي؟
.آره يادمه
.يه دختري بود، آره
.عاشق همديگه هم بودين
.مزخرفه. اون عاشقم بود .من احساسي بهش نداشتم
.يه دختر ديوونه بود. ميدوني که .وسواس داشت
.اون خودکشي کرده .بخاطر تو خودشو کشته
چي؟
.من در اين مورد چيزي نميدونستم
.آره. سوراو سينگانيا برادر سنگيتاست
چي؟ .بله-
و ميخواد با نابود کردنت
.انتقام مرگ اونو بگيره
.حالا فهميدم قضيه از چه قراره
يادت نره که گوشي سوراو رو هک کني
.و دائم بهم گزارش بدي .باشه-
.حق با تو بود سيا
.اين يه داستان انتقامه
.اون فقط يه پولدار بيشرم نيست
.بلکه يه پولدار بيشرم مکاره
ولي آديتيا، اگه سوراو بد برداشت کرده
چرا نميري پيشش و براش توضيح نميدي؟
.ولي فايدهاي نداره سيا
اگه بخوايم سوراو رو متوقف کنيم
اونوقت مجبوريم اين بازي رو .به روش اون انجام بديم
چي؟
.قانع کردن. حقالسکوت .مجازات و جدايي
.واسواني .بله آقا-
دختري به اسم سنگيتا
توي دانشگاه باهام بود .بله-
.ميخوام شجرهنامه داداشش رو برام در بياري
.چشم آقا
اگه اون همه چيزو در مورد ما ميدونه
.ما هم بايد همه چيزو در مورد اون بدونيم
Instagram.Com/BollywoodihaOfficial Facebook.Com/BollywoodyHa
مجبوري بري؟ .منم نميخوام برم-
.ولي خيلي وقته مامانم رو نديدم
.دلش برام تنگ ميشه
.قلبم در گرو توئه
.نميتونم دوريت رو تحمل کنم
.بهم قول بده، زود برميگردي
.قول بده
.قول ميدم
.وقت پرواز من و جلسه توئه
بريم؟
.سوراو، کايا رو به دام انداخته
.اطلاعاتي که ميخواستيم رو بهش رسيديم
.نقشه داره عملي ميشه
.تلفن رو پيدا کردم
.حالا خوب گوش کن
.اول، سيمکارت رو از گوشي سوراو در بيار
.انجام شد
.سيمکارت رو بذار توي دستگاه سيمکارتخوان
.همونطور که توي موبايل ميذاريش
.انجام شد
.سيمکارتخوان رو به آداپتور وصل کن
.و آداپتور به تلفنت وصل کن
بعد از وصل کردن
.يه پنجره توي گوشيت باز ميشه
.دو گزينه بله يا خير آورده
بله رو بزن و 10ثانيه صبر کن .تا فرآيند کامل بشه
.بعد از کامل شدن اين روند، کليد اوکي رو بزن
.اميدوارم انجامش داده باشه
.زودباش
،بله آقاي سينگانيا چه کمکي ازم برمياد؟
.احمق بيشعور
هزاربار بهت گفتم
،وقتي توي تلفن با هم صحبت ميکنيم .اسم همديگه رو نمياريم
.ببخشيد آقا .حالا با دقت گوش کن ببين چي ميگم-
طبق منابع تو
شرکت آديتيا مبلغ هنگفتي
در شرکت مخابراتي بيل سرمايهگذاري کرده
.که بزودي از پارلمان مجوز ميگيره
،و اگه اين اتفاق بيفته .شرکت آديتيا به سود هنگفتي ميرسه
درسته؟ .بله، اطلاعات موثقه-
.و اگه مجوز نگيره
.شرکتش ضرري رو متحمل ميشه
.که براي هميشه تعطيل ميشه .البته-
.دقيقا
.فقط بايد اين مجوز صادر نشه
ولي آقا، اين وسط چي به شما ميرسه؟
تو ميتوني بگي
.که ضرر آديتيا مانند سود براي منه
.فهميدم آقا
.نگران نباشين. نميذارم مجوزش صادر بشه
اون اين چيزارو از کجا فهميده؟
.هر کسي رشوه رو قبول ميکنه
حالا چيکار ميکني آديتيا؟
.آديتيا ديوان هستم
.جناب آديتيا چرا منو با بردن اسمت شرمنده ميکنين
قولت رو يادته؟ .البته که يادمه-
.نگران نباش
.من بيشتر نمايندگان رو دارم
.فردا صبح مجوز صادر ميشه
.باشه، 10نفر ديگه رو بخر
.نيازي نيست
.ميدونم، ولي نميخوام شانسم رو از دست بدم
.برات پول بيشتري ميفرستم
.باشه، هرجور راحتي
حالا ببينيم سوراو سينگانيا چيکار ميکنه؟
الو
.کايا
بايد 500ميليون
.به خونه وزير ارتباطات داتا برسونيم
.يه آدم مورد اعتماد رو انتخاب کن
.نگران نباش
.من از منابعمون تاييديه رو گرفتم
.اون مجوز هرگز صادر نميشه
.و با توجه به نقشه پيش رو
.کارمون شروع شده
.ميدوني که چيکار کني .فقط مواظب باش
.نگران نباشين خانم .قبلا هم اينکارو کردم
.يادت باشه، بخاطر امنيت تلفنت رو خاموش کن
.اينطوري کسي نميتونه ردت رو بگيره
.بله خانم .برو-
.آقا، به مشکل بزرگي برخورديم چي شده؟-
.سوراو سينگانيا داداش سنگيتا نيست
چي؟ .بله آقا-
.داداشش 5سال پيش توي تصادف کشته شده
.با اين دروغ کايا گمراه کرده
و ما اينجا خوشحاليم
.که بخاطر کايا اطلاعات خوبي بدست آورديم
.يعني اون از قبل ميدونسته که ما کايا رو ميفرستيم
بله
.خداي من
واسواني، پولي که قرار بود براي داتا بفرستيم .رو در هر صورتي جلوشو بگير
.بله آقا
.الو .ميخواستم بهت زنگ بزنم-
.پول توي راهه
هرطور شده متوقفش کن چي؟-
.آديتيا، ماشين يه ربع پيش حرکت کرده
.و تلفنش هم خاموشه
.هرطور شده متوقفش کن .اين يه تله هست
تله؟ چه تلهاي؟
.کايا، الان وقت ندارم برات توضيح بدم
.برو دنبال ماشين و متوقفش کن
.آقاي داتا
آقاي داتا با يه تلفن ديگه داره .با نخست وزير صحبت ميکنه
.لطفا بعدا تماس بگيرين
.بايد فورا با آقاي داتا صحبت کنم
.بهش بگو آديتيا پشت خطه
.آقا، هيشکي مهمتر از نخست وزير نيست
.وقتي تموم بشه باهاتون تماس ميگيرم
.الو
.احمق
.گوشي لعنتي رو بردار
.گوشي رو بردار
اين تاجرا بغير از زنگ زدن کار ديگهاي ندارن؟
.الو آقا، وزير هنوز سرش شلوغه
.بهتون زنگ ميزنم
.احمق بيشعور، بهت گفتم ضروريه
.فورا گوشي رو بده به آقاي داتا
.بايد همين الان باهاش حرف بزنم
!الو! الو
.لعنتي
کجا ميري؟
.به اقاي داتا بگو که محموله رسيده
.دربان، بذار بياد داخل .باشه برو-
.بذار بياد
.مستقيم
.بيا پائين .چرا آقا-
.بيا پائين
.اين انبهست .انبه-
بله
بذار نشونتون بدم داخلش چيه؟-
.جعبههارو باز کن. زودباش
...آقا کجاست؟-
.نميدونم مال کيه
وزير ارتباطات داتا
بخاطر گرفتن رشوه دستگير شد
وزير کشور مجوز پيشنهادي
.مخابراتي را از پارلمان رد کرد
و همچنين گفت
با تشکيل يک کميسيون بازرسي
.در مورد رشوه گرفتن داتا تحقيقات بعمل مياد
منابعمون ميگن
که وزير کشور گفته تا موقعي که
نتايج تحقيقات رشوهخواري بدست نياد
.لايحه مجوز شرکت مخابراتي به پارلمان نخواهد رفت
.نه
.آديتيا گوش کن، آروم باش .حرومزاده-
.آديتيا گوش کن، آروم باش
.سوراو عوضي، نابودش ميکنم
.خب من اينجام آقاي ديوان
.منو نابود کن
تو ديگه چه خري هستي؟
چرا داري اينکارو ميکني؟
.خب حالا ديگه فهميدي که اسم من سوراو نيست
.خب بذار بگم که من گوراو هستم
چطوره؟ .من احمق نيستم-
.نميدونم چرا داري اينکارو ميکني
ولي ميدونم که داري منو نابود ميکني
.و من نميذارم همچين کاري بکني
.خب حرفتم زدي
.پس تا هنوز هيچي حاليت نشده
.سيا، لطفا شوهرت رو قانع کن
منظورم اينه که لازم نيست زندگيتونو بخاطر
.يه خواهش کوچيک نابود کنين
.حرومزاده .آديتيا-
.آديتيا ولش کن
من فقط عشق رو باور دارم .نه خشونت
.منو عوضي گرفتي
هرکي که باشي حقيقت رو پيدا ميکنم
.حتي اگه لازم باشه جونم رو هم بدم
.ميفهمم که کي هستي و نابودت ميکنم
.کارت رو تموم ميکنم
.آدم عجيبي هستي
ميخواي جونت رو بدي
.ولي حاضر نيستي باهام شريک بشي
.داره جالب ميشه
چون من ياد نگرفتم که ببازم
.و تو دوست نداري که ببازي
.حالا فقط بايد ببينم کي برنده ميشه
.چون مطمئنا دوتامون برنده نميشيم
.و منم عاشق اين رقابتم
!لطفا! لطفا! لطفا
.لطفا آروم باشين
.وزير داره مياد
.داستان رو با جزئياتش بهتون ميگه
بعد از اون هرکي سوال داشت
.ميتونه بپرسه
.لطفا صبور باشين
.برين عقب لطفا. برين
در مورد پولي که
وزارت اطلاعات از کاميوني که در حياط خونهام
پيدا کرده، بايد بگم که
.من هيچ ارتباطي با اون ندارم
و نه چيزي از
.اينکه اين پول رو کي و چرا فرستاده، نميدونم
جناب وزير، کاميون توي حياط خونه .شما پيدا شده
پس براي شما فرستادن درسته؟
يه گاو بياد در خونهتون وايسه
اونوقت ميشه مال شما؟
بر طبق منابعمون
اين پول رو براي خريد چندتا از نمايندگان .فرستاده بودن
آيا حقيقت داره؟
خواهش ميکنم قبل از پرسيدن سوالي .در موردش فکر کنين
همهي کشور ميدونن
.حزب ما اکثريت آرا رو در پارلمان داره
خب واسه چي بريم نمايندگان حزبهاي ديگه رو بخريم؟
پس اين پول مال کيه؟
.پليس در اين باره داره تحقيق ميکنه
ولي طبق تجربه سياسي که دارم
به صراحت ميتونم بگم که يک تاجر
که با حزب مخالف دوسته سعي در .رسوايي من داره
.منو ببخشيد
.ممنون
آقا، با گفتن اين به رسانهها
که اين کار يه تاجره
.داتا خودش رو مبرا و شمارو متهم جلوه ميده
حالا ديگه براي نگه داشتن کرسي وزارت
.هرکاري ميکنه
آقا، اينم ممکنه که
.اون سوراو با وزير دستش توي يک کاسه باشه
.سوراو رو بکش
کارشو تموم کن، برام مهم نيس چطوري .فقط کار اون حرومزاده رو تموم کن
.آديتيا
براي خروج از اين وضعيت
،قبل از شناختن سوراو اول بايد بفهميم
اون چطوري فهميده که ما .کايا رو ميفرستيم پيشش
کايا کجاست؟
.نميدونم آقا
،خيلي وقته دارم شمارش رو ميگيرم .ولي گوشيش خاموشه
.نميدونم کجاست
"چطور اين اتفاق افتاد؟ "
"چطور اين اتفاق افتاد؟ "
"چطور اين اتفاق افتاد؟ "
"چطور اين اتفاق افتاد؟ "
"هربار که بهت فکر ميکنم اشکم جاري ميشه "
" اي شکنجهگر، بايد بدوني "
" دوست دارم که از تو متنفر باشم، عزيزم "
"هربار که بهت فکر ميکنم اشکم جاري ميشه "
" اي شکنجهگر، بايد بدوني "
" دوست دارم که از تو متنفر باشم، عزيزم "
" دوست دارم که از تو متنفر باشم، عزيزم "
" دوست دارم که از تو متنفر باشم، عزيزم "
" ... آخه چرا "
"به حرف مادرت گوش ندادي؟ "
" يه زماني ميگفتم بهشت زيرپاهاي توست "
" ... آخه چرا "
"به حرف مادرت گوش ندادي؟ "
" يه زماني ميگفتم بهشت زيرپاهاي توست "
" چرا خاموش موندم؟ "
" ميگم چرا داد نزدم؟ "
" هربار که منو شکنجه ميدي "
" دوست دارم که از تو متنفر باشم، عزيزم "
" دوست دارم که از تو متنفر باشم، عزيزم "
" دوست دارم که از تو متنفر باشم، عزيزم "
کاري از رسانه باليووديها کريم و سامان
!کايا! کايا
.تو يه متقلبي
.وقتي از پشت بهم خنجر ميزني عاشقت ميشم
.و تو خنجر رو گرفتي و بهم از پشت خنجر زدي
.دلم برات تنگ شده بود
ببين، من هرکاري کردم بخاطر آديتيا بوده
.تو بردي و من باختم
.خواهش ميکنم ولم کن
.نگران نباش. من آديتيا نيستم
.من بهشت رو نشونت نميدم تا بندازمت توي جهنم
.ولي انتخاب با خودته
.اگه بخواي دوباره ميتوني باهام باشي
.کنار خودم
.شبهاي در کنار هم بودن رو يادم نرفته
يا ميتوني توي زندون با .محکومهايي مثل خودت بموني
و اونام ميتونن بهت
شبهاي زيباي زيادي بهت بدن .که هرگز فراموش نکني
.داشت يادم ميرفت .بايد يه چيزي رو بشنوي
"الو"
"کايا"
"بايد 500ميليون"
"به خونه وزير داتا بفرستيم"
"کارو به يه فرد مطمئن بده"
"نگران نباش"
فکر کردي فقط تو ميتوني تلفن رو .هک و کنترل کني
اولين قانون دشمني چيه؟
.هيچوقت دشمنت رو دست کم نگير
.دشمنت رو ساده فرض نکن
.اين ديالوگ توي هر فيلمي تکرار ميشه
.واقعا. شرم بر تو
اگه ميخواستم اين صدارو .ميتونستم به رسانهها بدم
.يا بدمش به پليس
ولي ميدونستم توي اين بازي .تو فقط يه مهره بيارزشي
و براي رهايي از اين وضعيت
.ميخوام يه شانس بهت بدم
چي ميگي؟
ميخواي از اين بازي خلاص بشي؟
چي ميخواي ازم؟
.کايا
الو کايا. کجا بودي؟
آديتيا. من خسته شدم
اول، اون پرونده کارخونه نوشيدني
.و حالا اين قضيه مجوز مخابراتي
آخه تا کِي ميخواي بخاطر سود خودت .منو قرباني کني
.ميخوام بيام بيرون
.لطفا ازم حمايت کن
.من خسته شدم آديتيا .خسته شدم
برگرد به بمبئي. يه جوري حلش ميکنيم، باشه؟
.نه! ديگه خبري از معامله نيست
من فقط يه بيمهنامه ميخوام
که توش نوشته باشه اين چيزا .ربطي بهم نداره
.همين بهم اعتماد نداري کايا؟-
.نه، به هيشکي اعتماد ندارم
اگه کمکم نکني و بيمهنامه رو بهم ندي
به رسانهها ميگم که تو سعي .کردي به وزير رشوه بدي
.سادهست آديتيا
.اگه من گير بيفتم .تورو هم با خودم ميکشم پائين
.لعنتي
.و جايزه ميرسه به آديتيا
کايا تو اينقدر خوشگل و با استعداد و خطرناکي
.بايد يه بازيگر ميشدي .جدي ميگم
.باشه کافيه. متاسفم
.خواهش ميکنم، گريه نکن
.خواهش ميکنم، بس کن
.گفتم که من باهاتم
.کافيه
.تو حالا تحت حمايت مني
.همين
ما يه تيميم باشه؟ .باشه-
.ما يه تيميم
.بيا به روياهام و بهم بگو
.البته اگه زندگياي بعد از مرگ باشه
باشه؟
.ترتيبش رو بده
.کايا مُرده
.آديتيا
.اين کايا نبود
منظورت چيه؟
منظورم اينه که صداي کايا بود
.ولي حرفهاي اون نبود
.من يه زنم. ميتونم حس کنم
.منظورت اينه سوراو سينگانياست
بله. فکر ميکنم ميخواد از کايا .برعليه ما استفاده کنه
.حق با سيا هست آقا
.ميخواد شمارو توي منجلاب بزرگي بندازه
.نصيحت منو گوش کن آقا
.شما و سيا خانم چند روزي از هند برين
واسواني، منظورت چيه؟
.آقا، من به قوانين اينجا واقفم
.حرف منو گوش کن و امشب برو به آمريکا
.مقدماتش رو براتون فراهم ميکنم
.من ترسو نيستم. جايي نميرم
...آقا .آديتيا. واسواني راست ميگه-
.ما نياز به تمرکز داريم تا خوب فکر کنيم
.بريم
.الو
.انجام شد
.بيا يه کم بخور .البته-
بله آقاي سينگهانيا
..بهتون گفته بودم که من ..تنها مردي هستم که ميتونه
.شما رو از اين مرداب خارج کنه
حالا ديگه لازم نيست نگران چيزي باشيد
جناب سينگهانيا، من هرگز نگفتم .به قابليتهاي شما شک دارم
پس من انتظار دارم شما .تا آخرش رو قولت بموني
البته، جناب سينگهانيا
البته
متاسفم، آقاي ديوان شما بازداشتي
چطور جرأت ميکني به من دست بزني؟
من يه دزد خرده پا نيستم که يه پليس معمولي مثل تو دستگيرم کنه
اسم من آديتيا ديوانـه ميدوني من کي هستم؟
ميدونم
..همينطور ميدونم که
به جرم قتل خانم کايا شارما .هم دستگير هستين
چي؟
اولين روز جلسه دادگاه اطلاعاتي دريافت کرديم
..که پليس جسد کايا شارما رو
چند مايلي بمبئي پيدا کرده در يک جاده درن دشت
قاتل با سياسيون روابطي داشته
بله خب، اين ميتونه بزرگترين پرونده سال باشه
و همينطور که ميبينيد پشت سر من
ما بيرون اين دادگاه ايستاديم
..هر گونه خبر جديدي
اين پرونده به نظر جذاب مياد
حتي قبل شروع شدنش مشخصه
همه برن عقب، همگي عقب
قربان، ما سوالي داريم
ارتباط شما با قاتل کايا شارما چيه؟ ..قربان -
شما ارتباطي با پرونده قتل کايا شارما دارين؟
قربان لطفا جواب مارو بدين -
قربان، خواهش ميکنم
قربان، خواهش ميکنم لطفا جواب منو بدين
قربان، خواهش ميکنم بايد جواب بدين
بنشينيد لطفا
آقاي دادستان؛ ادامه بدين
..عاليجناب، با توجه به مادهي کشندهاي که
..در کارخانه نوشيدني آقاي ديوان پيدا شده
..تا صورتحساب ارتباطات
آقاي ديوان با زيرکي تمام از خانم کايا سو استفاده کردند
..وقتي آقاي ديوان فکر کردن
کايا براي ايشون و تجارتشون خطرساز خواهند شد
تصميم ميگيرند که از شر ايشون خلاص بشن
عاليجناب
پروندهاي در کار نيست
اين جلسه به صرف تعيين قرار وثيقهست
..چه موکل من، آقاي ديوان
گناه کار باشن چه نباشن
در اون مورد بعدا بحث ميکنيم
آقاي دادستان، شما ميتونيد ..ثابت کنيد که
آقاي ديوان درگير اين قتل هستند؟
و بايد ازش بازجويي بشه؟
عاليجناب، من مدارکي براي اثبات تمام مسائل دارم
عاليجناب، اين گزارشات دو مکالمه تلفنيه
که آقاي آديتيا و کايا داشتند
..به همراه تاييديه آزمايشگاه
که اثبات ميکنه، اين صداها ..متعلق به آقاي ديوان
و خانم کايا شارما هستند
الو کايا -
..بايد 500 ميليون رو به
آقاي دوتا، وزير ارتباطات بديم
اين کارو به يه فرد معتمد بده
نگران نباش
!نظم رو رعايت کنيد
سکوت لطفا
عاليجناب، اين دومين گزارشه
که نشون ميده خانم کايا تمام تلاشش رو کرده
تا از تمام ماجراها دور بمونه
الو کايا، کجا بودي؟
آديتيا، من سعيمو کردم
اولش پرونده کارخونه نوشيدني
حالا صورتحساب ارتباطات
تا کي ميخواي از من براي منفعت خودت استفاده کني؟
ميخوام بکشم کنار
لطفا مراقبم باش
من خسته شدم، آديتيا خسته شدم
کايا، برگرد بمبئي يه فکري ميکنيم، باشه؟
نه، من ديگه به کسي اعتماد ندارم سادهست، آديتيا
اگر برم پايين، تو هم با خودم ميبرم
..عاليجناب، نگران بوديم که آقاي ديوان
..با مدرک سازي يا خريدن شاهد کاري کنه
پس از دادگاه درخواست دارم
که آقاي آديتيا ديوان ..تا قبل اينکه تحقيقات پليس
به پايان نرسيده حکم وثيقه رو دريافت نکنند
همين، عاليجناب
..بعد از شنيدن تمام دلايل
دادگاه دستور ميدهد که آقاي آديتيا ديوان
در توقيف پليس باقي بماند
تا زماني که نتايج تحقيقات پليس مشخص نشده است
برو، بريد عقب
حقيقت داره شما کايا شارما رو به قتل رسونديد؟
برو کنار
دست اشخاص ديگهاي هم تو اين ماجرا هست؟
شواهد برعليه شماست چطور ميخواين از اينجا برين؟
چطور به پرونده قتل کايا شارما مرتبط هستين؟
لطفا بهمون بگو
آقاي ديوان، چه رازي بود که کايا در مورد شما ميدونست؟
لطفا برامون بگين
قربان برو کنار، بذار برم -
ايمان من نسبت به قوانين اين کشور برگشته
مخالفين، يکي از دوستان کارخانهدارشون رو به کار گرفتند
تا من رو تحقير کنند
اسمش چيه؟
آديتيا ديوان
بله، آديتيا ديوان
اولين باره که حتي اسمش رو ميشنوم
ولي قول ميدم
..پدري ازش در بيارم
که هرگز اسم منو فراموش نميکنه
اين سياسيون خيلي لاشي هستن
بهشون کمک ميکنيم که قدرت به دست بيارن
حالا اونا از آقاي ديوان بعنوان طعمه استفاده ميکنند
براي ديپلوماسيش، اونو قرباني ميکنه تا جايگاهش رو حفظ کنه
نميذاره هيچجوره از زندان خارج بشه
نميدونم چيکار کنم
تو فقط پنج دقيقه وقت داري
سيا، به واساني بگو بهترين تيم قانونيش رو بکار بگيره
منو از اينجا سريعا بياره بيرون
منو از اين گوهدوني بيار بيرون
..رديفش ميکنم، ولي
ولي چي؟
..وقتي رفتي، بيرون دادگاه
ميدوني که ميتونم همسرت رو !از زندان در بيارم، اگر بخواي البته
ولي ميدوني
فقط من خواسته برآورده نميکنم
تو هم بايد بکني
!عوضي
سيا، به دقت به حرفم گوش کن
حتي اگر تا ابد تو زندان باشم
نبايد بذاري ساورا تورو بترسونه
!بهم قول بده
!فقط بهم قول بده
خيلي دير کردي
تو برنده شدي
نميدونم چرا دارم اينکارو ميکنم
..ولي امشب، من
نميدونم چي بهت ميرسه
که از ضعف يه آدم بيپناه سو استفاده کني
ولي من مدرکي ميخوام که آديتيا رو بيگناه نشون بده
پدرم بهم ميگفت
هيچکس ساده پولدار نميشه
پشت هر خوشبختي يه جنايتي هست
..نه تو بيپناهي نه من
نميدونم در مورد چي حرف ميزني
مشکلي نيست
،و بهرحال تو نيومدي اينجا که مذاکره کني
پس چرا داري منو وارد بحث ميکني
بايد کاري رو بکنيم که تو بخاطرش اومدي اينجا
پس زود باش
منو حشري کن
من بردهاي نيستم که بابتش پول داده باشي
واسه پول کاري نميکنم
هيچکس واقعا بخاطر پول اينکارو نميکنه
حتي فاحشه هم براي پول بهت حال نميده
براي اين پول ميگيره که بعد از کارت بذاري بري
تو هم ميتوني بري
با مدرک
تو يه عوضي بيارزشي
:به کانال رسمي ما در تلگرام بپيونديد Telegram.me/Bollywoodiha
بيا
بهت کمک ميکنه
ببين، اينطور که من ميبينم تو فقط دوتا گزينه داري
يا برده ميشي
يا بيوه
"چطور بگم که عشقم، بيتاب توام"
"چشم در چشمان تو روياهاتو مال خودم بکنم"
"چطور بگم که عشقم بيتاب توام"
"چشم در چشمان تو روياهاتو مال خودم بکنم"
"عشق من هرجا تو با مني"
"انگار که سايه من همرامه"
"تنها دليل زنده بودنم "
" تنها تويي "
"تنها دليل زنده بودنم "
" تنها تويي "
"اين سرمستيه يا زهر؟"
"اين چه عشقيه؟"
"اين چه عشقيه؟"
"اين سرمستيه يا زهر؟"
"اين چه عشقيه؟"
"اين داستان خيلي وقته ناتمومه"
"بيا همينجا تمومش کنيم"
"چطور فراموشت کنم؟"
"تو اولين اشتباه زندگيمي"
"تنها دليل زنده بودنم "
" تنها تويي "
" تو از نيت من چي ميدوني؟ "
"نفسهاتو مال خودم ميکنم"
"دلم ميگه که گنهکار بشم"
"پشت آتش اين گناه آرامش بزرگي نهفته"
"من مثل شبي گمشده هستم"
"تو صبح روشن مني"
"تنها دليل زنده بودنم "
" تنها تويي "
من مدرک بيگناهي اديتيا رو ميخوام
چه عجلهايه؟
به چي فکر ميکني؟
سه ماه ميشه که بابا مُرده
وکيل به زودي وصيتنامهاش رو ميخونه
ترسيدم که بابا بهم مسئوليتي داده باشه
که من نتونم از پسش بر بيام
نگران نباش
مطمئنم که بابا هيچ مسئوليتي بهت نداده
که تو نتوني از پسش بر بياي
داداش، هنوز لباس نپوشيدي
داره ديرمون ميشه ده دقيقه -
با اجازه حضار
ميخوام وصيتنامه رو بخونم
من، راگاوندرا ديوان هستم، اين ..وصيتنامه را
با سلامت و حواس کامل به دور از اجبار هرکسي مينويسم
..باور دارم اگر کمپاني ديوان
ميخواهد به موفقيتهاي عظيم دست يابد
به همان اندازه که تجربه ميخواهد لازمه رغبت ميباشد
پس من خود را خوشبخت ميدانم
که دو پسر دارم که به يکديگر عشق و اعتماد دارند
ويکرام و آديتيا
ميخواهم که پسر بزرگم ويکرام ديوان
وارث تمام دارايي من باشد
..و رياست تمام کمپانيهاي ديوان باشد
و پسر کوچکم آديتيا ديوان
نايب رئيس باشد
تبريک ميگم ممنون -
همونکارو ميکنيم که بابا خواسته
من خيلي خوشحالم
تبريک ميگم، رئيس
من امروز خيلي خيلي خوشحالم سپاس -
آديتيا، مطمئنم که يه خبرچين تو دستگاه ما هست
وگرنه سيا از کجا ميدونسته از امروز رياست من شروع ميشه؟
بايد همون واسواني باشه
خانم، چندتا خبر دارم اونه، نه؟
آديتيا، تو خيلي بدجنسي
آره، واسواني بود حله -
حالا بيا، بغلم ميکني يا نه؟
آره
الان وقت شاديه امشب جشن داريم
مهموني
حالا هواي سالن رو داشته باش من ساعت 8 ميام دنبالت
حله؟
ميبينمت
ويکرام، يه ربع زود اومدي
داره حاضر ميشم
!متقلب
داشتي عشقت رو امروز بهش ميدادي نه؟
از وقتي که رئيس شده و همه چي رو برده
داري رنگ واقعيت رو نشون ميدي
حالا نقشه واقعيت رو فهميدم
..اولا، خوش گذروني با هر دو برادر
و بعديش عشق و حال با مايه داره
زده به سرت؟
ميدوني که دوستت دارم
اين انتخاب خودت بود که رابطمون رو مخفي نگه داريم
ما تصميم گرفتيم عاشق هم بشيم
نه با عشق معامله کنيم
فکر کردي دارم معامله ميکنم؟
اگر واقعا عاشقمي پس ثابت کن
ثابت کن بخاطر پول نيست
امشب بعد از مهموني
با من مياي اتاق خوابم
و اگر اينکارو نکني
قول ميدم ديگه صورتت رو نبينم
اگر باهام نباشي
در مقابل مني
هي تبريک ميگم -
متشکرم
سلام آديتيا آديتيا -
ويکرام کجاست؟
ميزبان تو مهموني خودش دير مياد
بي انصافيه به سلامتي -
سلام سلام -
تبريک ميگم ممنون -
سلام آديتيا، ويکرام کجاست؟
به زودي مياد اينجا
نه، اومده
!اوناهاش مرد لحظهها
تبريک ميگم
خيلي ممنون
سلام سيا
سلام
با آقاي مهتا آشنا بشين
همکاري قديمي سلام -
سلام سلام -
خوبي؟ خوبم ممنون -
خوبي؟ عالي -
دوستان، ميشه لطفا توجه کنيد
سپاسگزارم
آديتيا کجاست؟ آديتيا -
آديتيا
اونجا، بيا
آره برادر کوچکتر خوشتيپم-
اول از همه، ما دو نفر ميخواستيم ازتون تشکر کنيم، از همتون
که با يه اشاره کوچيک اومدين اينجا
با اومدنتون به اينجا ..ثابت کردين که
براي همين گفته پدر درست بود
..هميشه ميگفت
دوست اونه که توي دنيا شادت کنه
و ما خيلي خوشبختيم
که کلي دوست داريم که بخشي از شاديمونه
پس از همگيتون ممنونم
..اما
..يه نفر اينجا هست که
ميتونه به شادي ما اضافه بشه
سيا، ميدوني که خيلي دوستت دارم
و ميدونم بدون تو خوشحال نخواهم بود
پس چرا براي هميشه باهم زندگي نکنيم؟
و همديگه رو شاد نکنيم؟
باهام ازدواج ميکني؟
يالا بگو بله بگو بله -
بله رو بگو
بله رو بگو بله رو بگو -
زودباش
بگو بله
!بله
سيا
اينقدر بهم شک نکن
چندبار بايد بگم که فقط تورو دوست دارم؟
نميتونم بدون تو زندگي کنم
اگر اينطوره پس کمکم کن که ويکرام رو بکشم
چي؟
..آديتيا
..آديتيا، من
نميتونم کسي رو بکشم
نميتونم اينکارو بکنم
!عجب عشقي داري تو
نميخواي شادي عاشقت رو ببيني
با کشتن برادر بزرگترت چه شادي گيرت مياد؟
اون برادر بزرگتر من نيست
دشمن منه
هرچي خواستم ازم گرفت
پسر محبوب مادر احترام پدر
مدرسه، کالج، درس، ورزش
تو همش از من بهتر بود
وقتي عاشقت شدم تو هم گرفت
از نفر دوم بودن خسته شدم
ميخوام نفر اول باشم بهترين باشم
کافيه
!کافيه
تا وقتي اون زنده باشه چيزي نصيب من نميشه
ميخوام رئيس باشم
صاحب
باهامي يا نه؟
بامن هستي يا نه؟
قطعا هستم، اوکي
بگذريم، بيا حرف بزنيم و همو ببينيم
اوکي، ميبينمت داش
مرسي، ميبينمت
نها، به خلبان بگو ما حاضريم
اوکي قربان
دلم برات خيلي تنگ ميشه منم همينطور -
ميبينمت
تو زندهاي
..ولي صورتت
چطور ممکنه؟
چطور کسي از اون سقوط زنده ميمونه؟
براي همين هيچ جسدي پيدا نشد
..و با جراحي پلاستيک
باورم نميشه
ببين ويکرام، اين تقصير من نيست
!فقط گوتو بخور
نميخواستم
يه لحظه هم باهات باشم
هنوزم نميخوام
اين کارو کردم که بهت حقيقت رو نشون بدم
..و بگذريم
تو هميشه خيلي بيارزش بودي
هنوزم هستي
فقط قيمتت رفته بالا
اين چيه؟
..با اين اوراق
بايد همه چيز رو برگردوني
که تو و شوهرت ازم گرفتين
مگه براي بيگناهي آديتيا مدرک نميخواي؟
فکر کنم بايد بري
چطور ممکنه؟
ساراو همون ويکرامه
مطمئني؟ آره، آديتيا -
خالکوبي و هرچي که به ويکرام گفتم
همه چيز رو ميدونه
قطعا خود ويکرامه
گاهي حس ميکنم
خدا قطعا در مقابل منه
گاهي بازي با من ميکنه
ميتونم صداي خندهش رو بشنوم
ميخواد اين اوراق رو امضا کني
و داراي و تمام تجارتش رو برگردوني
اونموقع مدرک بيگناهيت رو بده
اون واقعا نقشه خيلي بزرگي رو بازي کرد
نقشه ما بياثر شد
حالا چيکار کنيم، آديتيا؟
نميذارم خدا برنده بشه (گوتو بخور)
شايد ويکرام رو نجات داده باشه
و منو پشت ميله انداخته باشه
و دنيا رو برعليه من کرده باشه
ولي من ميبرم
آديتيا، خواهش ميکنم
داري منو ميترسوني
!اگر بيفتي، بازنده نميشي
اگر بلند نشي، بازندهاي
وقتشه تو اين بازي بلند بشي
اينم از اوراق
اول اوراق بيگناهي آديتيا رو بده
..اه
بذار اول اوراق رو بررسي کنم بله -
اين ديگه چه شوخيه؟
امضاش کو؟
انگشتت خون مياد
!ساوراو
ساوراو، چي شده؟
خوبي؟
سارواو حالت خوبه؟
باهاش چيکار کردي؟
!ساوراو
!ساوراوي عزيزم
!ساوراو
!ساوراو
حالت خوبه؟
!ساوراو
آقاي ديکشيت، اون تا يک ساعت ديگه ميميره
فورا ببرينش بيمارستان
آزمايش ميگيرن و پادزهر بهش ميدن
دير ميشه
پس چيکار کنيم؟
يه راه هست آره -
اگر بگم سم چيه
!بگو
ولي براي اين کار بدون اينکه زمان از دست بره
بايد فورا تمام مدارک رو تحويل بدي
که آديتيا رو بيگناه نشون ميده
يالا، بخاطر اون عجله کن
ساوراو، همينجا بمون
ساوراو، همينجا بمون
بيا
اسمشو بگو
!ساوراو
!ساوراو
اسمشو بگو
ساوراو، تو خوب ميشي
بلادونا
ساوراو، تو حالت خوب ميشه
!ساوراو
آقاي ديکشيت
آقاي ديکشيت
بله دکتر
ما به آقاي سينگهانيا پادزهر رو داديم
ولي تا 12 ساعت آينده هيچ قولي نميتونم بدم
هر اتفاقي ممکنه بيفته
و نميدونيم کي به کجا تاثير بذاره
فقط زمان ميتونه بگه
نگران نباش
فشار هوا روي درياي عرب کاهنده ست
با توجه به تغيير وضعيت هوا
اگر در مورد شمال هند حرف بزنيم
تمام ساکنين شمالي هند
تحت تاثير سرمايي که در موردش حرف زديم قرار گرفتهاند
با توجه به برف سنگين در سريناگار
دمايي بالاي 3 درجه منفي
..خبر داغ همين ساعت اين است که
قاتل واقعي کايا شارما پيدا شد
پليس اخيرا اعلان داشت
جسد مردي به نام مانيش ساروه در ون پيدا شده
بيرون خونه باغ پيدا شده
پليس اعلام کرده که اين يه پرونده خودکشي هست
پليس يک نامه عاشقانه نيز پيدا کرده
و يه عکس از خانه مانيش
چيزي که براي کايا نوشته
..پليس همينطور گفته که
..اين تصاوير و نامههاي عاشقانه ثابت ميکنه
مانيش سور يک عاشق خاموش بوده
و عقده روحيش پشت قتل کايا بوده
آقاي ديوان، حالا که شما تبرئه شدين چه حسي دارين؟
ميدونيد کي بوده که قصد داشته شما رو گير بندازه؟
تمام چيزي که هست اينه که من ايمان کامل به سيستم قضايي دارم
و خوشحالم حقيقت در مقابل دنيا پديدار شد
و همه ميدونند که من بيگناهم
ممنونم قربان، يک سوال ديگه -
قربان خواهش ميکنم، قربان -
بله
بله
،همين حالا تمام کاري که ميتونيم بکنيم "صبر"ـه
دکتر گفت هر چيزي ممکنه
قربان، آقاي سينگهانيا توي اتاق نيستن - چي؟
خوش آمدين قربان ممنون -
صبح بخير صبح بخير -
واسواني، واجب بود امروز بياي اينجا؟
منو درست وقتي اوردي اينجا که از زندان آزاد شدم
قربان، اين پروژه سالهاست که متوقف شده
و ما کلي پول پاش ريختيم
گفتم چرا تصويب نهايي رو ازتون نگيرم
و دوباره شروعش نکنم اوکي -
ميرم پرينت ميگيرم
تا دو هفته
گروه کمپاني آديتيا بايد همه چيزش در مقابل دنيا
شفاف باشه
بله، ما نميتونيم وقت بيشتري رو هدر بديم
نگران نباشيد، از قبل ترتيب يه راهي رو داديم
اين تنها راه براي پوشش شکستمون هست
ما تمام گزارشات رو داريم قربان، جون شما در خطره -
بايد فورا برين چي شده؟ -
ساوراو اومده
بايد فورا بريم، يالا
!اي خدا
چي شده؟ بدو، سريع -
زودباش
متاسفم، ويکرام
من واقعا متاسفم
اين همش نقشه آديتيا بود نه من
گذاشتم در موردش با من حرف بزنه
لطفا يه فرصت بهم بده که بهت اثبات کنم هنوز دوستت دارم
حق با من بود
هميشه بيارزش بودي و هنوزم هستي
خواهش ميکنم، باور کن ويکرام
هرچي بخواي بهت ميدم
هرچي
فهميدم آديتيا مال کسي نيست
متاسفم
جدي؟
بذاريد پيشنهاد شما رو بشنوم
پينشهاد من پشت سرته
فرقي بين من و تو نيست
هرکاري که من کردم براي پول بود
و هرکار تو ميکني هم براي پوله
يه فرقي هست
نقشههاي تو فضاييه
و روياي من رو زمين خيلي محکم شده
:به کانال رسمي ما در تلگرام بپيونديد Telegram.me/Bollywoodiha
بيشتر از اينکه بخندم يواشکي گريه کردم
ازت متنفرم بودم
چيزي که عجيبه اينه
بعد از دو بار کشته شدن چطور زنده موندي؟
ولي فکر کنم خدا امروز روياي منو برآورده کنه
براي مرگ من به درگاه خدا هي دعا کردي
منم براي مرگ تو دعا کردم
حالا ميفهمي چه حسي داره وقتي عشقت بهت کلک بزنه
و ترکت کنه
هيچوقت سعي نکردي برادر بزرگت رو درک کني
ميتونستي يه بار بگي
و اون با شادي همه چيز رو بهت ميداد
همه چي رو ميداد من؟
پس تو کي هستي؟
تو کي هستي؟
متاسفم که هرگز نميتوني اين راز رو تو زندگيت بفهمي
!ساوراو
!ساوراو
حالت خوبه؟ ساوراو
کاران به هوش اومده
زنده ميمونه
بازي شروع شده
ساوراو، کايا رو تو تله انداخت
کايا مرد
ويکرام دوستي به نام کاران داره
ويکرام وقتش رو باهاش ميگذروند و بازي ميکردن
مشکل کبدي داشت
ويکرام حتي مردد نکرد
تصميم گرفت نصف کبدش رو بده بهش
کاران رفيق من، بالاخره به مشورتم گوش دادي
آره فکر کنم
شخصا دوستم رو به عروسيم دعوت کردم
تو ازدواج ميکني؟ کِي؟
خيلي زود
و تو ميتوني سيا رو پشت دستاويز ببيني
خبر بزرگيه مرد، مبارکه
و لطفا به سيا هم تبريک بگين
قطعا
بگذريم، هر وقت همو ديديم در موردش حرف ميزنيم
اوکي، زودي ميبينمت تو فرودگاه ميبينمت -
دلم برات تنگ ميشه منم همينطور -
- 7. بله
54..
.رسانه باليووديها تقديم کرد مترجمين: سامان کياني و کريم خان
آديتيا
..سيا
قول ميدم
..تمام چيزايي که ازت گرفتن
رو بر ميگردونم
!قول ميدم
!قول ميدم
اگر آسيب ميديدي، چي؟
من مرده بودم
تو اين زندگي رو بهم دادي
تو يه چيز رو ثابت کردي
رابطهها به خون نيست
رابطه واقعي درده
راحته که بهت بگن داداش
ولي براي اينکه به کسي بگي نه
تو داداش واقعي مني
داداش واقعيمي
داداش واقعيمي
:جديدترين و نادرترين عناوين باليوود در Www.Bollywoodiha.Com
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
" که تو مال من بشي "
" باعث ميشه عادت بدي داشته باشم "
" اين چيزي که ميخوام بهت بگم
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
" که تو مال من بشي "
" ديگه جلوي من رو نگير "
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
"ديوانگي عشق اطرافم موج ميزنه "
"بيا يه نگاهي بهم بکن "
" ببين من چه حالي دارم "
" بعد از شکسته شدنم، هنوزم نتونستم عين اول بشم "
" ديگه نميخوام که احتياط کنم "
"هرچي هست حس ميکنم درسته "
.."بيا"
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
" که تو مال من بشي "
" بذار نزديکت باشم "
" اين چيزي که هميشه ميخوام بگم"
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
" که تو مال من بشي "
" خيلي وقته که يه روياي شديد تو ذهنمه "
First Edited - Farsi Version 02.17.2016 - By Samandf Copyright© Bollywoodiha.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.