Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـند [ TvWorld.iNFO ] [ Stark Man ] ترجــمه و زيـرنويـس از سياوش
ارباب کايسيليوس
اون طلسم فقط برات مصيبت به همراه مياره
!اي رياکار
وقته چالشه، بيلي
،اوه، بيخيال بيلي حتماً داري سر به سرم ميذاري
نه دکتر
چه حس خوبيه"، "چاک منجياني"، سال 1977"
بیخیال بیلی. گفتي اين يکي ميتونه سخت باشه - هاه! مال سال 1978ه -
نه بيلي، عجب حسي داره ممکنه تو ،ليست آهنگ هاي سال 1978 ثبت شده باشه
اما اون آلبوم در دسامبر سال 1977 پخش شد
...نه، نه، طبق ويکي پيديا - دوباره چک کن -
این همه اطلاعات بدردنخور رو کجات ذخیره کردی؟
بدردنخور؟ اون مرد با يه فلوگهورن جزو ده آهنگ برتر سال شد
چي شد بيلي؟ - سال 1977 -
،اوه، بيخيال ازت متنفرم
عجب حالي داد"، مگه نه؟" [ منظورش اسم آهنگه هم هست ]
.اوه، خودم ترتيبشو ميدم استيفن تو کارت تمومه. خودمون بخيهاش ميزنيم
چي شده؟ - يه بيمار تير خورده -
جالبه که زنده نگهش داشتي
ايست تنفس، آزمايشات بيشتر روي ساقه مغز بعد از آزمايش رفلکس
فکر کنم فهميدم مشکل کجاست، دکتر پالمر
توي مغزش يه گلوله جا گذاشتين - نه بابا، به پياز مغز اصابت کرده -
به يه متخصص براي تشخيص مرگ مغزي احتياج داشتم
از نظر من يه جاي کار مي لنگه
فوراً بايد بريم
!دکتر وست! چيکار ميکنيد؟ هي - ميخوام قطع عضوش ميکنم. يه اهدا کنندهست -
صبر کنين. من باهاش موافقت نکردم - لازم به تاييد شما نيست، از قبل - بهمون اعلام مرگ مغزی شده
خيلي نارسه. بايد براي يه عمل جمجمه شکافي در قسمت پس سري آمادش کنيم
اجازه نميدم رو يه آدم مرده عمل کنيد - بگو ببينم چي ميبيني؟ -
يه گلوله؟
يه گلوله بي نقص. کاملاً جا افتاده، تو با يه آلياژ سرب و آنتيموئان گلوله رو جا انداختي
يه فلز سمي. و همينطور هم به درون ...مايع ستون فقرات مغزي ترشح ميشه
با يه حمله سريع به سيستم اعصاب مرکزي از کار ميفته - بايد بريم -
.مريض نمرده. اما داره ميميره هنوزم ميخواي قطع عضوش کني؟
کمکت ميکنم - نه! دکتر پالمر کمکم ميکنه -
ممنون
عکس از وضعيت مغز ، فوراً - وقتشو نداريم -
با دست نميتوني اينکارو کني - ميتونم و اينکارم ميکنم -
الان وقت خودنمايي نيست، استرنج
ده دقيقه پيش چطور، وقتي زمان مرگ رو اشتباه گزارش کردي؟
اعصاب مغزي کاملاً سالمن
دکتر وست، ساعتتون رو بپوشونيد
ميدوني، مجبور نبودي اونطوري جلو همه ذليلش کني
،مجبورم نبودم مريضشو نجات بدم. ولي
ميدوني، بعضي وقتا نميتونم جلو خودمو بگيرم
نيک دکتر خيلي خوبيه - تو که اومدي پيش من -
آره، خب، تاييد ثانويه رو ميخواستم - تو که تاييد ثانويه داشتي -
پس بگو يه دکتر ماهر واسه عمل ميخواستي
خب، اينم يه دليل ديگه بر اينکه تو بايد جراح مغز حاضر به خدمتم باشي
ميتوني خيلي مفيد باشي
نميتونم توي قصابیـت کار کنم - ...هي! ببين -
ببين، من از برش هاي متقاطع طناب نخاعي براي
.تحريک بافت اعصبزايي سيستم مرکزي اعصاب استفاده ميکنم اين کار من دست کم سالانه هزاران نفر رو نجات ميده
فقط من بودم که تونستم توي اورژانس جون يه احمق مَست که تير خورده بود رو نجات بدم
،آره، حق با توئه. توي اورژانس تو فقط ميتوني جون همه رو نجات بدي
،نه آدم معروفي هستي نه از طرف سي.اِن.اِن باهات مصاحبه ميکنن
خب، گمونم بايد پيش نيک بمونم
...اوه، يه لحظه صبر کن. تو که ...شما ها که
چي؟ - با هم خوابيدين؟ -
ببخشيد، شرمنده که غير صريح گفتمش
راستش خيلي هم صريح گفتي، و خير، من براي قرار گذاشتن با همکارام يه قانون سفت و سخت دارم
واقعاً؟ - "اسم قانونمو گذاشتم "سياست استرنج -
اوه، خوبه! نمرديم و اسم يه چيز از اسم من اقتباس شد
ميدوني، من يه روش جديد جراحي لامينکتومي کشف کردم [ عمل بريدن و برداشتن صفحه ى مهره ى ستون فقرات ]
و با اين حال به نظر کسي نميخواد "اسمشو بذاره "تکنيک استرنج
ما" اون روش رو ابدا کرديم"
ميدوني، بايد بگم، خيلي تاحت تاثير سياستـت قرار گرفتم
امشب تو مراسم شام جامعه پزشکان مغز و اعصاب سخنراني دارم، باهام بيا
يه سخنراني ديگه؟ چه رمانتيک
قبلاً عاشق اين بودي که باهام به اينجور مراسم ها بياي
با هم خوش ميگذرونديم - نه، به تو خوش ميگذشت -
اون مراسم ها براي ما نبودن، براي تو بودن
فقط که براي من نبودن - استيفن. همه چيز راجع به توئه -
.شايد بتونيم اسم هر دو مون رو روش بذاريم مثلاً تکنيک استرنج-پالمر
پالمر-استرنج
بيلي
بيلي! برام چي داري؟
.يه سرهنگ 35 ساله نيروي هوايي ستون فقران قسمت تحتانيش
.بخاطر يه جور زره آزمايشي شکسته مهره هاي وسط سينهاش هم شکستن
خب، ميتونم کمکش کنم، ولي پنجاه نفر ديگه هم ميتونن
يه چيزي پيدا کن که ارزش وقت گذاشتنمو داشته باشه
يه زن پير 68 ساله هم دارم با يه تومور مغزي پيشرفته توي ساقه مغزش
آره، ميخواي گند بزنم به سابقه بي نقصم؟ قطعاً نه
يه زن 22 ساله که تو سرش يه ايمپلنت الکتريکي براي دفع حملات روان گسيختگيش بخاطر رعد و برق کار گذاشتن چي؟
بنظر جالب مياد
عکسش رو برام...گرفتمش
هي
چيزي نيست. حالت خوب ميشه
اونا چيکار کردن؟
.بعد از پيدا کردنت فوراً با هليکوپتر رسوندنت اما پيدا کردنت يه کم طول کشيد
هر لحظه اي که تو ماشين بودي ضربه عصبـیـت شديد تر ميشد
اونا چيکار کردن؟
يازده تا پين آهني ضد زنگ توي استخوانات کار گذاشتن
چند مورد پارگي رباط ها
آسيب عصبي شديد به هر دو دست
يازده ساعت تحت عمل بودي
اين تثبيت کننده ها رو ببين
هيچکس نميتونست کاري بهتر از اين کنه
خودم ميتونستم
نه، نه - به بدنت فرصت التيام بده -
شما نابودم کردين
...چه مدت طول ميده که من
دکتر استرنج...اون بافت ها هنوز در حال ترميمن
پس به ترميمشون سرعت بده. يه استنت از زير سرخرگ بازويي و از زير سرخرگ پرتاوي رد کن
امکانش هست
يه کار تجربي و گرونه، اما امکانش هست
تموم چيزي که ميخوام ممکن بودنشه
بالاتر
بالاتر
قدرتـت رو نشونم بده
بي فايدهست - بي فايده نيست رفيق، از پسش بر مياي -
پس جواب سوالمو بده ببينم، ليسانس مملکت
تا حالا کسيو با اين آسيب عصبي شديد ديدي که اينکار ها رو کنه، و در واقع خوب بشه؟
.آره، يه نفر در حادثه توي کارخونه، کمرش شکست فلج شد، پاش تحليل رفت
اينقدر رو ويلچر نشسته بود که شونهاش درد ميکرد
سه بار در هفته ميومد
.اما يه روز ديگه نيومد فکر کردم مرده
چند سال بعد، توي خيابون از کنارم رد شد
راه ميرفت؟ - آره، راه ميرفت -
مزخرفه، پروندهاش رو نشونم بده
برداشتن پروندهاش از بايگاني يکم زمان ميبره
،اما اگه ثابت کنه که غرورت نابه جاست
ارزشش رو داره
تموم تحقيقاتـت رو نگاه کردم
،تموم نامه هايي که فرستاده بودي رو خوندم اما... هيچکدومشون دردي رو دوا نمي کنن
من...فکر نميکنم متوجه اين باشي که ،آسيبت چقدر وخيمه
...ببين، مسئله اينه که من - در بهترين حالت، تلاش ميکنم و موفق نميشم -
.ببين، متوجهام ...مسئله اينه که من
چيزي که ازم ميخواي غير ممکنه استيفن - بيخيال -
بايد اعتبار و آبروم رو هم در نظر بگيرم - ايتن، وايسا -
نميتونم کمکت کنم - !نه، نه، نه، وايسا -
سلام
حاضر نيست اينکارو کنه؟
اون يه مزودوره
.يه روش عمل جديد تو توکيو هست
اونا ميان سلول هاي بنيادي اهدا کننده رو ميکارن و بعد برداشتشون ميکنن
و به صورت يک داربست بصورت سه بعدي چاپشون ميکنن، ...اگه بتونم يه وام بگيرم
استيفن - يه وام کوچيک. 200،000 دلار -
استيفن. هميشه به همون اندازه که سريع پول در مي آوردي سريع هم خرجشون ميکردي
اما حالا ميخواي پوليو خرج کني که نداريش
شايد بايد به فکر دست کشيدن باشي
نه، حالا دقيقاً زمانيه که نبايد دست کشيد
،چون که، ميبيني !من قرار نیست بهتر بشم
.اما اين که ديگه درمان نيست ديووانگيه
بعضي چيزا قابل ترميم نيستن
...زندگي بدون کارم - بازم زندگيه -
اين که همه چيز نيست. چيزاي ديگه اي هم هستن که ميتونن به زندگیـت معنا بدن
مثلاً چي؟ تو؟
الانه که بايد معذرت خواهي کني
الانه که تو بايد بري
باشه. ديگه طاقت ندارم ببينم داري اينکارو سر خودت در مياري
خيلي برات سخته، مگه نه؟ - آره، سخته -
و ديدنت در اين حال قلبمو ميشکونه - نه، دلت برام نسوزه -
دلم برات نميسوزه - اوه، واقعاً؟ پس اينجا چه غلطي ميکني؟ -
ميري پنير و شراب ميگيري مثلاً که دو تا دوست قديمي هستيم و با هم ميريم پيک نيک؟
،ما دوست نيستيم، کريستين ما بزور هم ديگه رو دوست داشتيم
تو فقط عاشق يه داستان غم انگيزي، نه؟ الان برات مثل يه داستان غم انگيزم؟
استيفن استرنج بيچاره، يه فقير بدبخت
بالاخره بهم نياز پيدا کرد. يه آدم بدبخت ديگه که روش کار کني
،درمونش کني و برگردونيش به جامعه ...قلبت براش مي تپه
خيلي برات مهم هستم؟! نه؟
خدافظ استيفن
"بهت که گفتم"
"جاناتان پنگبورن" "بيمارستان عمومي شهر"
يالا رفيق - بفرست -
يالا رفيق! به اينم ميگي مسابقه؟
!خيلي فَک ميزني
جاناتان پنگبورن، آسيب کامل به طناب نخاعي سي-7-سي-8
تو کي هستي؟ - از وسط قفسه سينه به پايين فلج شدم -
و دو دستم به طور ناقص از کار افتادن
نميشناسمت
.من استيفن استرنجم. جراح مغز و اعصاب هستم راستش بودم
راستش، ميدوني چيه رفيق؟ فکر ميکنم بشناسمت
.يه بار به مطبت اومدم قبول نکردي ويزيتم کني
هيچوقت نتونستم از منشیـت رد بشم
تو غير قابل درمان بودي - عمل کردن من برات افتخاري نداشت، نه؟ -
از وضعي نجات پيدا کردي که !هيچ راه نجاتي ازش وجود نداشت
دارم سعي ميکنم راه نجات خودمو پيدا کنم
هي پنگبورن، هستي يا نه؟
خيلخب
بيخيال بدنم شده بودم
فکر ميکردم مغزم تنها چيزيه که واسم باقي مونده. حداقل بايد سطحش رو بالا مي بردم
پس با روحانيون و زنان مقدس ملاقات کردم
غريبه ها منو براي ديدن انسان های مقدس به بالاي کوه بردن
آخر، معلمم رو پيدا کردم
.و ذهنم فرهيخته شد و روحم عميق تر شد
...و يجورايي - بدنت التيام پيدا کرد -
آره
و راز هايي عميق تري براي فراگيريشون وجود داشت، اما من قدرت دريافتشون رو نداشتم
،تصميم گرفتم بعد از اون معجزه دست نگه دارم و برگردم خونه
مکاني که تو دنبالشي اسمش هست "کامار تاج"
اما هزينهاش زياده - چقدر؟ -
منظورم پول نيست
موفق باشي
!توپو بفرست
"کاتماندو - نپال"
ببخشيد. کامار تاج؟
ميدونيد کامار تاج کجاست؟
"ثبتنام کنيد، التيام هيماليايي" "!به آرامش دست پيدا کنيد! خودتان را پيدا کنيد"
کامار تاج
کامار تاج
عالي شد
رفقا، من پول مول ندارم - ساعتت -
نه، خواهش ميکنم، تموم چيزيه که واسم مونده - ساعتت -
باشه
دنبال کامار تاج ميگردي؟
واقعاً اینجاست؟ مطمئني درست اومديم؟
...اون يکي بيشتر کامار تاجي به نظر ميرسه
!من يه بار شرايط تو رو تجربه کردم
منم گستاخي ميکردم
ميتونم يه نصيحت بهت بکنم؟
هر چيزي که فکر ميکني ميدوني رو فراموش کن
باشه
.معبد اُستادمون "بانوي فرزانه"
بانوي فرزانه؟ اسم واقعيش چيه؟
صحيح، هر چيزيو که فکر ميکنم مي دونم رو بايد فراموش کنم. شرمنده
!بابت... هاه
...خيلخب، عجب مهمان نوازياي
ممنون
سلام
.ممنونم از تو هم ممنونم
بابت ملاقات با من ممنون، پير فرزانه
خيلي خوش آمديد
بانوي فرزانه
ممنونم ارباب موردو. ممنونم ارباب همير
!آقاي استرنج
راستش دکتر استرنج - خب، نه، مطمئناً ديگه نه -
مگه به همين خاطر نيومدي اينجا؟ تو تحت عمل هاي زيادي قرار گرفتي
هفتا عمل، درست ميگم؟ - آره -
چاي خوش طعميه
شما يه مرد به نام پنگبورن رو درمان کردين؟ يه مرد فلج
تا حدودي - کمکمش کردين دوباره بتونه راه بره؟ -
بله
چطوري يک آسيب کامل به طناب نخاعي سي7-سي8 رو درمان کردين؟
اوه، من درمانش نکردم
،نميتونست راه بره اما من متقاعدش کردم که ميتونه
نگين که يجور "روان تني" بوده؟ [علمي که با آرام کردن روان بدن، بخش هاي فيزيکي بدن را درمان ميکنند ]
وقتي که يه عصب آسيب ديده رو دوباره پيوند ميزني، اين تو هستی که باعث مرمت دوبارهاش ميشه يا بدنـتـه؟
کار سلول هاست
و سلول ها فقط براي اين برنامه ريزي شدن که خودشونو به يه شکل خاصي به هم پيوند بدن
صحيح
اگه بهتون بگم که بدن خودتونم ميتونه متقاعد بشه که به هر راهي سلول هاش رو دوباره سرهم کنه چي؟
"داري درباره ي "بازسازي سلولي حرف ميزني؟
اين...نهايت تکنولوژيه پزشکيه
،به همين خاطره که اينجا کار ميکني بدون هيئت پزشکي دولت؟
منظورم اينه که...اين شيوه درمانت تا چه حد تجربيه؟
کاملاً تجربيه
پس تو يه راهي واسه برنامه ريزي دوباره سلول ها عصبي براي خود ترميمي پيدا کردي؟
نه آقاي استرنج
من ميدونم که چطور روح رو به سمتي هدايت کنم که باعث ترميم بهتر بدن بشه
هدايت روح...به منظور ترميم بدن
.خي...ل...خب روشش چطوريه؟ از کجا شروع کنيم؟
از اين نقشه خوشت نمياد؟
.اوه، نه، اين...خيلي خوبه ...فقط
.ميدوني، قبلاً ديدمش توي کادو فروشي
و اين يکي چي؟ - طب سوزني، عاليه -
واقعاً؟
اين يکي...چي؟
داري يه اسکن ام.آر.آي رو نشونم ميدي؟ باورم نميشه
هر کدوم از اين نقشه ها توسط اشخاصي کشيده شدن که تنها مي تونستن بخشي از کار رو ببينن، نه کُلش رو
من تا آخرين قرونمو خرج بليط يه طرفه
به اينجا کردم، اونوقت تو از درمان از طريق ايمان برام حرف ميزني؟
تو يه آدمي هستي که داره از طريق ،يه سوراخ کليد به دنيا نگاه ميکنه
و کل عمرتو وقف پهن تر کردن اون سوراخ کليد کردي
،براي اينکه بيشتر ببيني، بيشتر بدوني، و حالا بدون که اون سوراخ ميتونه با راه هايي
،که حتي تصورشم نميتوني بکني پهن تر بشه احتمالشو رد ميکني؟
نه، ردش ميکنم چرا که به شايعات درباره چاکرا ها يا انرژي يا قدرت ايمان باور ندارم
!چيزي به نام روح وجود نداره
ما از ماده ساخت شديم، نه چيز ديگه اي
ما فقط نقاطي فاني و کوچيک در يه دنياي بي گرش هستيم
خيلي خودتو کوچيک ميپنداري - اوه، فکر ميکني درونمو ميتوني ببيني، مگه نه؟ -
!خب نميتوني. اما من درون تو رو مي بينم
چه بلايي سرم آوردي؟ - بُعد روحيـت رو از بُعد جسمانيـت جدا کردم -
توي اون چايي چي بود؟ سولوسابين؟ شيشه؟ [ دارويي هزيان آور ]
چاي معمولي
با يکم عسل
چه اتفاقي افتاد؟ - براي يک لحظه، وارد بعد روحيـت شدي -
چيه روحی؟ - جايي که روح از بدن جدا ميشه -
چرا داري اين کارا رو باهام ميکني؟ - که نشونت بدم چقدر ناداني -
چشمتو باز کن
!نه! نه...نه! لعنتي
!خداي من! خداي من نه، نه، نه
اين واقعيت نداره، اين واقعي نيست
ضربان قلبش بطور خطرناکي داره افزايش پيدا ميکنه
از نظر من حالش خوبه
فکر ميکني ميدوني ساز و کار جهان چطوريه؟
فکر ميکني فقط اين جهان ماديه که وجود داره؟
چه چيزي واقعيت داره؟
چه راز هايي فراتر از دامنه شعور و خرد تو وجود دارن؟
،در سرچشمه هستي ذهن و ماده بهم ربط پيدا مي کنند
افکار، حقايق رو شکل ميدن
اين دنيا فقط يکي از تعداد بيشمار دنياست
جهان هايي بي پايان
برخي پر عظمت و زندگي بخش
برخي هم خبيث و بينهايت طلب
مکان هايي تاريک، جايي که قدرت هايي بسيار باستاني آرميدهاند
منتظر و...بسيار درندهاند
،شما کي باشي توي اين جهان هاي چندگانه بي کران آقاي استرنج؟
پس گفتي که قبلاً اون نقشه ها رو توي کادوفروشي ديده بودي؟
!تعليمم بده
نه
!نه...نه
!نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
!نه! درو باز کن! خواهش ميکنم
ممنونم اربابان
فکر ميکني دارم اشتباه ميکنم که اونو بيرون ميندازم؟
پنج ساعت گذشته، هنوزم جلوي دره
اون يه قدرت خاصی داره
...خود سري، غرور، جاهطلبي !همهشو قبلاً ديدم
اون تو رو ياد کايسيليوس ميندازه؟
نميتونم دوباره يه شاگرد با استعداد رو به سمت قدرت هدايت کنم تا آخر سر تاريکي برش چيره بشه
بر من که چیره نشده. من بخاطر غلبه بر دشمنام اون قدرتو ميخواستم
تو بهم اون قدرتو دادي تا بر شياطينم غلبه کنم
و در سايه قوانين طبيعت زندگي کنم
ما هيچوقت شياطينمون رو شکست نميديم، موردو
فقط ياد مي گيريم که چگونه برتر از اونا زندگي کنيم
کايسيليوس هنوز صفحات دزديده شده رو داره
،اگه رمز گشائيشون کنه ميتونه نابودي و هلاکت رو به سراغ ما بياره
روز هاي تاريکي ميتونه در پيش رو باشه
شايد کامار تاج بتونه از انساني مانند استرنج استفاده کنه
!دست رِد به سينهام نزنين
جاي ديگه اي واسه رفتن ندارم
ممنونم
تخت خواب
استراحت کن
در انديشه فرو برو
البته اگه ميتوني
بانوي فرزانه دنبالت آدم ميفرسته
اين چيه؟ ذِکرمه؟
رمز واي-فاي
ما که عقب مونده نيستيم
"در گذر زمان مي بيني که چقدر دوست دارم" "از طرف کريستين"
زبان هنر هاي عرفاني به اندازه اولين تمدن قدمت داره
ساحران عهد باستان به استفاده "از اين زبان ميگفتن " جادو
اما اگه اين کلمه باعث ،رنجور شدن عواطف مدرنيزت ميشه
"ميتوني بهش بگي"برنامه
کد اصلياي که واقعيت رو شکل داده
ما انرژي جذب شده از
بُعد هاي جهان هاي ديگه رو
،براي تشکيل طلسم ها
احضار سپر
و اسلحه
و ساخت جادو استفاده ميکنيم
اما...حتي اگه انگشتام ميتونستن ،همچين کاري کنن
.دستام فقط توي هوا ميلرزن ،منظورم اينه که
چطوري از اين مرحله به اون مرحله برسم؟
چطور تونستي عصب هاي آسيب ديده رو ،دوباره بهم پيوند بزني
و ستون فقرات انسان رو استخوان به استخوان دوباره سرهم کني؟
با سال ها مطالعه و تمرين
سلام
آقاي استرنج - لطفاً استيفن صدام کنيد -
و شما؟ - وانگ -
،وانگ وانگ خالي؟
مثلاً...ادل؟
يا...ارسطو؟
دريک. بونو
اِمينم
کتاب خورشيد نامرئي
اختر شناسي
مجموع قوانين قدرت مطلق
جادوي سليمان [ کتابي با موضوع جادو و قدرت هاي حضرت سليمان ]
همهشونو تا آخر خوندي؟ - بله -
دنبالم بيا - باشه -
اين بخش فقط براي اربابانه
،اما اگه من صلاح ديدم بقيه هم ميتونن ازش استفاده کنن
بايد با کتاب الفباي ماکسيم شروع کنيم
زبان سانسکريتـت چطوره؟ [ زبان آريايي و مادر گويش هاى امروزى شبه قاره ى هند ]
!تو گوگل ترنسليت راحت ميتونم بخونمش
.اين کتابو بخون سانسکريت کلاسيک
اون کتابا چي هستن؟
کلکسيون شخصي بانوي فرزانه
پس ممنوعهان؟
.هيچ دانشي در کامار تاج ممنوع نيست فقط بعضي از جادوها ممنوعهان
اون کتاب ها براي همه به جز ساحر اعظم بيش از حد پيشرفته هستن
اين يکي چند تا صفحه نداره
.اين کتاب کاگليوستروئه مطالعه ي زمان
چند تا صفحه يکي از کتاب ها توسط يکي از ارباب هاي سابق دزديده شد
يک فرد متعصب به نام کايسيليوس
بعد از اينکه کتابدار سابق رو دار زد، و سرشو از تنش جدا کرد
الان من محافظ اين کتاب ها هستم
پس اگه قرار باشه که يه کتاب از اين کلکسيون دوباره دزديده بشه، من مطلع ميشم
و قبل از اينکه محوطه رو ترک کني میمیری
اگه يکي از کتاب ها رو دير تر تحويل بدم چي؟ ميدوني؟
مثلاً...مبلغ کرايه رو بيشتر ميکني يا ...شايدم
ميدوني، قبلاً مردم فکر ميکردن با مزهام
اونايي که واست کار ميکردن؟
خيلخب، از صحبت کردن باهات لذت بردم
بابت کتاب ها و اون داستان وحشتناک و تهديد زندگیم !ممنونم
حالا قدرت نابودي کسي که بهمون خيانت کرد رو بدست مياريم
کسي که به دنيا خيانت کرد
تسلط بر "حلقه زنجيري" امري ضروري در هنر هاي عرفانيه
این حلقه ها بهمون اجازه ميدن که در سر تا سر ساير دنيا ها سفر کنيم
تنها کاري که بايد کنيد اينه که تمرکز کنيد
تصورسازي کنيد
و توي ذهنتتون مقصد رو ببينيد
به فراتر از دنياي روبروتون نگاه کنيد
همه جزئيات رو تصور کنيد
،هر چقدر تصورتون واضح تر باشه دروازه عبور سريعتر و آسانتر باز ميشه
کافيه
ميخوام چند لحظه با آقاي استرنج تنها باشم
البته
دستام - مشکل دستات نيست -
پس اگه مشکل دستام نباشن چيه؟
ارباب همير
ممنونم ارباب همير
نميتوني يک رودخانه رو مطيع خودت کني
،تا زماني که تسليم جريانش بشي و از قدرتش بعنوان قدرت خودت استفاده کني
با واگذاري کنترلم کنترلش کنم؟ با عقل جور در نمياد
.هيچ چيز با عقل جور در نمياد همه چيز که نبايد حتماً با عقل جور در بياد
خرد و دانشت تو رو به اين مرحله و پيشرفت از زندگي رسونده
اما بيشتر از اين به پيشرفتـت کمک نميکنه
تسليم بشو استيفن
نفسِت رو ساکت کن
و اون وقته که قدرتت بر ميخيزه
دنبالم بيا
...وايسا ببينم. اينجا - اورست -
زيباست - ،آره، حق با توئه. زيباست. دارم يخ ميزنم -
ولي...زيباست
،توي اين دما يک شخص عادي ميتونه 13 دقيقه بدون
از دست دادن علائم حياتي بدنش دووم بياره - عاليه -
اما به احتمال زياد تو توي دو دقيقه اول شوکه ميشي - چي؟ -
تسليم شو استيفن - نه، نه! نرو -
حال شاگرد جديدمون چطوره؟ - بايد ببينيم -
هر لحظه ممکنه بياد
نه، دوباره نه
...شايد بهتره
استيفن - وانگ -
چي ميخواي استرنج؟ - کتاب هايي راجع به سفر به خارج از بُعد روحي -
آمادگيش رو نداري - امتحانم کن بيانسه - [ خواننده زن آمريکايي ]
.بيخيال، مطمئنم اسمشو شنيدي مثلاً ستاره خيلي معروفيه ها، نه؟
تا حالا شده بخندي؟
،اوه، بيخيال کتابا رو رد کن بياد، هاه؟
نه
،يه روزي توي اين اتاق التماسم کردي که تعليمت بدم
،حالا، شنيدم که که تمام درس ها رو زير سوال ميبري و ترجيح ميدي خودت يادشون بگيري
،يه روزي توي اين اتاق گفتي چشمم رو باز کنم
حالا بهمون ميگن که کورکورانه قوانيني رو بپذيريم که اصلاً منطقي نيستن
مثل قانون ضد احضار دروازه توي کتابخونه؟
وانگ زير آبمو زده؟ - مهارت هاي جادوگريت خيلي سريع دارن پيشرفت ميکنن -
به يه جاي امن براي تمرين جادو هات نياز داري
تو الان درون بعد آينه هستي
هميشه حاضر، اما کشف نشدني
دنياي واقعي تحت تاثير اتفاقاتي که اينجا ميوفته قرار نميگيره
،ما از بعد آينه براي تمرين، زيرنظر گيري
و بعضي وقت ها هم براي دفع خطرات استفاده مي کنيم
اصلاً دلت نمبخواد بدون حلقه زنجيريـت اينجا گير بيوفتي
صبر کن، ببخشيد، منظورت از خطرات چيه؟
فراگيري جهان هاي چندگانه بي شمار شامل يادگيري خطرات بي شماري هم ميشه
اگر من هر چيزيو که تا حالا نميدوني رو بهت بگم از ترس فرار ميکني
اون چند سالشه؟
هيچکس سن ساحر اعظم رو نميدونه
فقط اينکه نژادش کلتيکه و درباره گذشتهاش با هيچ کس حرف نميزنه
تو در حالي که نميشناسيش ازش پيروي ميکني؟
،ميدونم که اون يه زن پر ارادهست اما غير قابل پيش بيني
بي رحم در عين حال مهربون
اون منو تبديل به انساني کرد که الان هستم
.به استادت اعتماد کن و از راهت منحرف نشو
مثل کايسليوس؟ - آره -
تو ميشناختيش
،وقتي براي بار اول اومد پيشمون تمام عزيزانش رو از دست داده بود
،يه مرد غمگين و از هم پاشيده بود که در هنر هاي عرفاني در جستجوي جواب بود
يه شاگرد باهوش، اما مغرور و خود سر
،بانوي فرزانه رو زير سوال برد تعاليم ما رو نپذيرفت
کامار تاج رو ترک کرد
پيروانش مثل گوسفند دنبالش رفتن
اونا با تعاليمي اشتباه گمراه شده بودن
اون کتاب ممنوعه رو دزديد، درسته؟ - آره -
باهاش چيکار کرد؟
سوال پرسيدن کافيه
اين چيه؟ - بازم سوال -
اين يه اسلحه مقدسه
،بعضي جادو ها براي اجرا بسيار قدرتمندن پس با اشياء اجراشون مي کنيم
بهشون اجازه ميديم که فشاري رو تحمل کنن که ما تحملش رو نداريم
"اين چوب دستي "محکمه جاودانه [ نام يک شخصيت در کميک هاي مارول ]
سلاح هاي مقدس زيادي وجود داره
عصاي واتومب
چکمه هاي آهني والتور
!چقدر هم که اسمشون رو زبون راحت ميچرخه من کي ميتونم سلاح خودمو داشته باشم؟
وقتي آماده باشي - فکر ميکنم آمادهام -
وقتي آماده اي که اسلحت مشخص کنه
،فعلاً
يه اسلحه احضار کن
باشه
بجنگ! جوري بجنگ که انگار !زندگيت بهش بستگي داره
چون شايد يه روز، واقعاً همينطور بشه
کريستين
...دارم يه بار ديگه بهت ايميل ميزنم تا
وانگ؟
خيلخب
در ابتدا چشم آگاموتو رو باز کنيد
خيلخب
خداي من
دورمامو
بُعد تاريکي
زندگي جاودانه؟
!دست نگه دار
!دست بردن در زنجيره احتمالات ممنوعه
فقط داشتم چيزايي که کتاب گفته بود رو مو به مو اجرا ميکردم
و راجع به خطرات اجراي اين طلسم توي کتاب چي نوشته بود؟
آره، نميدونم. هنوز به اون بخشش نرسيدم
دستکاري بُعد دنيوي ميتونه باعث بوجود اومدن چاله هايي در زمان بشه
دروازه هاي بُعدي ناپايدار
!پارادوکس هايي وسيع! حلقه هاي مکرر زماني
ميخواي تا ابد يه لحظه از زندگيت رو بصورت مکرر تجربه کني؟ يا اصلاً وجود خارجي نداشته باشي؟
واقعاً بايد قبل از دستور اجرای طلسم متن هشدار بذارن
کنجکاويت ممکن بود تو رو به کشتن بده
تو نه تنها داشتي زنجيره فضا-زمان رو دستکاري ميکردي، بلکه داشتي خرابش ميکردي
،ما در قانون طبيعت دست نميبريم بلکه ازش دفاع ميکنيم
چطوري ياد گرفتي اون کارو انجام بدي؟
از کجا ياد گرفتي که احضار جادو ها ملزم به درکشونه؟
من حافظهي تصويري دارم. همين طوري همزمان مدرک دکترا و پي.اچ.ديم رو گرفتم [ حافظه اي خيلي خوب ]
کاري که تو کردي مستلزمه چيزي بيشتر از يک حافظه قويه
تو براي هنر هاي عرفاني زاده شدي
ولي با اين حال، دستام هنوزم ميلرزن - فعلاً آره -
نه براي هميشه؟ - ما که پیشگو نيستيم -
پس کي بهم ميگي که ما چي هستيم؟
در حالي که قهرماناني مانند "انتقام جويان" از دنيا در برابر آسيب هاي فيزيکي محافظت ميکنن
ما ساحران ازش در مقابل تعداد زيادي خطرات عرفاني محافظت مي کنيم
بانوي فرزانه آخرين ساحر اعظم در صف ساحران اعظمه
صفي که ابتداش برميگرده به هزاران سال پيش يعني پدر هنر هاي عرفاني
آگوموتو بزرگ
همون ساحري که چشمي رو ساخت که تو با بي ملاحظگي قرضش گرفتي
آگاموتو 3 تا عبادتگاه در محل هاي منشا قدرت بنا کرد جايي که حالا شهر هاي بزرگ بنا شدن
،اون در تو رو به عبادتگاه هنگ کنگ ميرسونه
اون در هم به عبادتگاه نيويورک
اون يکي هم به عبادتگاه لندن
سر جمع، عبادتگاه ها يک سپر محافظتي در دور تا دور دنيامون ايجاد ميکنن
،عبادتگاه ها از دنيا محافظت ميکنن و ما ساحره ها از عبادتگاه ها محافظت مي کنيم
در برابر چي؟
وجود بعد هاي ديگه اي که دنيا ما رو به خطر انداختن
مثل دورمامو؟
اين اسمو از کجا ميدوني؟
،تو کتاب کاگليوسترو خوندمش چرا ميپرسي؟
دورمامو در بعد تاريکي زندگي ميکنه
فراتر از زمان
،اون فاتح کيهانه نابود گر جهان ها
يه شخصيت با قدرتي نامحدود ،و اشتياقي بي پايان
در تلاش براي نابود کردن تمام دنيا ها و آوردن تمامشون به بُعد تاريکيش
و بيشتر از همه هم به زمين علاقه داره
اون صفحه هايي که کايسيليوس دزديد
طلسمي براي ارتباط با دورمامو و جذب قدرت از بُعد تاريکي توشون بود
خيلخب، خيلخب
...من...يه لحظه وايسا اومدم اينجا تا دستامو درمان کنم، نه اينکه تو يه جور جنگ عرفاني مبارزه کنم
"لندن"
!کايسيليوس
!نه
وانگ؟ موردو؟
خيابون بليکر 177-الف
آهاي؟
آهاي؟
دنيل. مي بينم تو رو ارباب عبادتگاه کردن
ميدوني معنيش چيه؟
يعني اينکه در راه محافظت ازش خواهي مُرد
!دست نگه دار
چه مدت توي کامار تاج بوديد آقاي...؟
دکتر
دکتر خالي؟ - (اسم من استرنجه(معني دومش يعني عجيبه -
شايد. من کي باشم قضاوت کنم؟
استفاده ازشو بلد نيستي، نه؟
چي؟
همينجا ميميري - اوه، بس کن -
!گفتم بس کن
نميتوني جلوي اين اتفاق رو بگيري آقاي دکتر - چرا...ببين، من حتي نميدونم داري از کدوم اتفاق حرف ميزني -
اين هم پايان و هم يک آغازه
،بي نهايت ها تبديل به اقليت ميشن متحد ميشن
ببين، اگه قرار نيست منطقي حرف بزني من بايد برم و اون چيزو برگردونم سر جاش
بگو ببينم آقاي دکتر
خيلخب، ببين. اسم من دکتر استيفن استرنجه
تو يه دکتري؟ - بله -
يه دانشمند؟
،تو قوانين طبيعت رو درک ميکني همه چيزا پير ميشن. همه چيزا ميميرن
،در پايان، خورشيدمون خاموش و دنيامون شديداً سرد و نابود ميشه
...اما بُعد تاريکي
مکاني فراتر از زمانه
همينکارو ميکنم. ميرم اينو برگردونم سر جاش - دنيا محکوم به نابودي نيست دکتر -
اين جهان ميتونه در ميان ،جهان هاي ديگه جايگاه حقيقيش رو پيدا کنه
به عنوان بخشي از جهاني واحد
جهاني زيبا و بزرگ
و همه ما ميتونيم تا ابد زندگي کنيم
واقعاً؟
از اين بُعد آرماني چه چيزي نصيبت ميشه؟
همون چيزي که تو نصيبت ميشه، همون چيزي که همه نصيبشون ميشه. زندگي. زندگي ابدي
مردم همه دشمن ها رو بصورت خوب يا بد مي سنجن، اما حقيقت اينه که، زمان دشمن اصلي همه ماست
زمان همه چيز رو ميکُشه
اون آدمايي که جنابعالي کُشتي چي؟
ما نقاطي کوچک و فاني در دنيايي بي گرش هستيم
،بله. ميبيني
ميبيني داريم چيکار ميکنيم؟
.جهان چيزي نيست که بايد مي بود ،در دنيايي فراتر از زمان
،بشريت تا ابد باقي ميمونه چرا که اين زمانه که ما رو اسير خودش کرده
زمان يه توهينه به ماست
مرگ هم همينطور
...دکتر
ما در پي اين نيستيم که بر دنيا حکومت کنيم
،ما دنبال اينيم که نجاتش بديم ،بسپاريمش به دورمامو
کسي که مقصود تمامي تکامله
ماهيت تمام هستي
ساحره اعظم از هستي محافظت ميکنه
،چي تو رو به کامار تاج کشوند دکتر؟ از روي روشنفکري بود؟
يا قدرت؟
تو اومدي که درمان بشي، مثل همه ما
کامار تاج مکاني براي جمع آوري انسان های فروپاشی شدهست
ما همهمون با حساب اينکه درمان ميشيم ،به اينجا اومديم
اما بجاش، بانوي فرزانه ،شعبده بازي تحويلمون ميده
جادوي واقعي رو براي خودش نگه ميداره
تا حالا به اين فکر نکردي که چطور تونسته تا الان زنده بمونه؟
خيلخب
من اون طلسم ها رو تو کتاب کاگليوسترو ديدم
پس با خبري
اون طلسم بهم اين قدرتو ميده تا بانوي فرزانه رو نابود
و عبادتگاهش رو با خاک يکسان کنم تا بذارم بعد تاريکي وارد بشه
،چون چيزي رو که بانوي فرزانه احتکار ميکنه ،دورمامو رايگان اونو ميبخشه
زندگي، جاودانگي
،اون نابودگر جهان ها نيست دکتر اون ناجي جهان هاست
.نه، منظورم اينه که، بيخيال قيافتو ببين
دورمامو از تو يه قاتل ساخته
پادشاهي اون چقدر ميتونه خوب باشه؟
فکر ميکني خنده داره؟
نه، نه دکتر
چيزي که خنده داره اينه که تو حلقه زنجيريـت رو گم کردي
جناب، ميتونم کمکتون کنم؟ - دکتر پالمر، اون کجاست؟ -
...جناب، بايد - کجاست؟ -
اتاق پرستار ها
!کريستين
استيفن؟ اوه خداي من
بايد همين الان .عملم کني فقط خودت
!همين الان! وقت زيادي ندارم
چي شده؟ - چاقو خوردم. تامپوناد قلبي -
اين چيه پوشيدي؟
قفسه سينهات سالمه - خونريزي...توي بافت برون قلبي -
نه، نه نه نه نه نه نه نه !استيفن! استيفن
يالا يالا
يه خورده بالاتر
لطفاً حواست به سوزن باشه
استيفن؟
خداي من. خداي من. چي دارم مي بينم؟ - بدنم در بعد روحيم -
مُردي؟ - نه، کريستين، اما دارم مي ميرم -
صحيح. صحيح
باشه. باشه
تا حالا...همچين زخمي نديده بودم
با چه چاقويي زدنت؟
نميدونم
مجبورم الان محو بشم - نه، من -
زنده نگهم دار، باشه؟
!باشه! باشه
!اوه لعنتي
افزايش ولتاژ به 200 ژول
يالا استيفن
!دوباره شوک بده - !ديگه اينکارو نکن -
ولتاژ رو ببر و بالا و دوباره شوک بده
!نه، قلبت داره ميزنه - !کاريو که گفتم بکن -
افزايش ولتاژ به 360 ژول
!اوه خداي من
حالت خوبه؟ - آره -
خيلخب
،بعد از اين همه مدت يهو سر و کلهات اينجا پيدا ميشه
و از بدنت به بيرون پرواز ميکني؟ - آره، ميدونم -
منم دلم برات تنگ شده بود
،برات دو تا ايميل نوشتم ولي هيچوقت جواب ندادي
چرا بايد جواب ميدادم؟
کريستين، خيلي خيلي متاسفم
.بابت همه اون اتفاقات
و حق با تو بود، من يه کصخل تمام عيار بودم خيلي بد باهات رفتار کردم
تو لياقتـت خيلي بيشتر از اينا بود - بس کن...معلومه که شوکه شدي -
منظورم اينه که، چه اتفاقي داره ميفته؟
کجا بودي؟
،خب، بعد از اينکه از پزشکي غرب نااُميد شدم
به شرق رفتم، و آخر سر از کاتماندو سر در آوردم
کاتماندو؟ - آره -
چي، مثل آهنگ باب سگر؟
،سال 1975، بدبخت زيبا، بخش اول
و بعدش رفتم به يه جايي به اسم کامار تاج
و با يه نفر به اسم ...بانوي فرزانه صحبت کردم، و
اوه. پس به يه فرقه ملحق شدي - ،نه، نشدم. دقيقاً نه. منظورم اينه که -
اونا بهم ياد دادن که چطور از قدرت هايي استفاده کنم که هيچوقت حتي نميدونستم وجود دارن
آره، مثل يه فرقه ميمونه - فرقه نيست -
خب، يه فرد عضو فرقه همچين حرفايي رو ميزنه - اوه، نه -
صبر کن استيفن، فکر ميکني داري چيکار ميکني؟
واسه جلسه فرقه ديرم شده
اين ديووانگيه - آره -
کجا ميري؟
ميشه فقط حقيقت رو بهم بگي؟
خب، يه ساحره ي قدرتمند، که خودش رو تسليم يه موجود باستاني کرده
،کسي که ميتونه بسياري از قوانين فيزيک رو دستکاري کنه ،سخت تلاش کرد که منو بکشه
اما من غل و زنجيره شده تو روستاي گرينويچ ولش کردم
و سريعترين راه براي بازگشت به اونجا از طريق يک دروازه بُعديه که
من توي اتاق نظافت بازش کردم - خیلخب، حقیقتو نگو. باشه -
واقعاً بايد برم
!استرنج
حالت خوبه؟ - بستگي داره، اما آره، حالم خوبه -
خرقه پرواز
اومده پيش تو
چيز کمي نيست
خرقه بي وفائيه
فرار کرده - کايسيليوس؟ -
آره
اون ميتونه در هر زماني فضا و زمان رو در هم آميخته کنه
اون ماده رو خارج از بُعد آينه ترکيب ميکنه؟ توي دنياي واقعي؟
آره
چند نفر ديگه بودن؟ - دو تا -
يکيشون رو توي بيابون انداختم
اون يکي چي؟
بدنش توي تالاره، ارباب دروم هم توي لابيه - اون رو به کامار تاج برگردوندن -
عبادتگاه لندن سقوط کرده
در حال حاضر فقط عبادتگاه هاي نيويورک و هنگکنگ براي محافظت از ما در برابر بعد تاريکي باقي موندن
تو از عبادتگاه نيويورک در برابر حمله دفاع کردي
حالا که اربابش مرده، به يه ارباب ديگه نياز داره
ارباب استرنج
نه
اسم من دکتر استرنجه
نه ارباب استرنج، نه آقاي استرنج
دکتر استرنج
،وقتي يه دکتر شدم قسم ياد کردم که هيچوقت به کسي آسيب نزنم
!و من به تازگي يه نفرو کشتم !دوباره اينکارو نمي کنم
،بخاطر نجات جون انسان ها دکتر شدم نه گرفتنشون
تو بخاطر اين دکتر شدي تا زندگياي که از همه والاتره رو نجات بدي
زندگي خودت
هنوزم درونمو ميبيني، مگه نه؟ - چيزيو ميبينم که هميشه ميديدم -
ضمير پر از تکبر بيجات رو
ميخواي برگردي به توهمي که در اون ميتوني همه چيزو کنترل کني
حتي مرگ، چيزي که هيچکس نميتونه کنترلش کنه
حتي دکتر استرنج بزرگ هم نميتونه
حتي دورمامو؟
اون جاودانگي رو بهت پيشنهاد داد؟
اين ترس از مرگ ماست که به دورمامو زندگي ميبخشه
اون از اين ترس تغزيه ميکنه - مثل خودت که ازش تغزيه ميکني؟ -
.درباره کنترل مرگ برام حرف ميزني خب، ميدونم چطور کنترلش ميکني
صفحات گم شده کتاب کاگليوسترو رو ديدم
مراقب حرفي بعدي که از دهنت بيرون مياد باش دکتر
چون ممکنه ازشون خوشت نیاد؟
چون که نميدوني داري چي ميگي
منظورش چيه؟ - منظورم عمر طولانيشه -
سرچشمه ي جاودانگيش
اون براي زنده موندن از بعد تاريکي قدرت جذب ميکنه
حقيقت نداره - من طلسم ها رو ديدم و اجراشون کردم -
ميدونم چطوري اينکارو ميکني
،به محض تجديد قوا متعصب ها" بر ميگردن"
به نيروي کمکي نياز پيدا ميکنيد
اون کسي نيست که تو فکر ميکني - حق نداري اينو بگي -
روحتم خبر نداره که چه مسئوليتي روي دوشـشه
نميدونم، و دلمم نميخواد که بدونم
تو يه بزدلي - چون که قاتل نيستم؟ -
اون متعصب ها مارو ميکشن
و فکر کردي ميتوني قدرتي رو به دست بياري که ما اول اونا رو بکشيم؟
فکر ميکني چند دقيقه پيش چيکار کردم؟ - !تو زندگي خودتو نجات دادي -
و بعد مثل يه سگ زخمي ازش ناليدي
اگه تو بودي انجامش برات آسون تر مي بود؟
روحتم خبر نداره ...من چيکارا که نکردم
و جوابـت بله هست
بي درنگ بله - حتي اگه يه راه ديگه هم باشه؟ -
راه ديگه اي نيست - تو فقدان تصور داري -
نه، استيفن، تو جربزه نداري
برگشتن
همين حالا بايد !تمومش کنيم
!استرنج! بيا اين پايين و بجنگ
بعد آينه
اينجا نميتوني رو دنياي واقعي اثر بذاري
حالا کي به ریش کي ميخنده عوضي؟
من به تو
،اونا حلقه زنجيري ندارن. منظورم اينه که نميتونن فرار کنن، درسته؟
!فرار کن
ارتباطشون با بعد تاريکي اونا رو در بعد آينه قدرتمند تر ميکنه
نميتونن رو دنياي واقعي اثر بذارن اما با اين حال ميتونن ما رو بکشن
!اومدن به بُعد آينه باهوشي نبود خودکشي بود
!خيلي خنده داره
اشتباه کرديم
حقيقت داره
اون از بُعد تاريکي قدرت جذب ميکنه
کايسيليوس
،در حالي که يه مرد از هم فروپاشيده گم شده و در حال خونريزي بودم اومدم پيشت
بهت اعتماد کردم که استادم بشي و تو دروغ به خوردم دادي
سعي کردم ازت محافظت کنم - از حقيقت؟ -
از خودت
حالا يه استاد جديد دارم - دورمامو فريبـت داده -
روحتم خبر نداره اون واقعاً کيه
زندگي ابدي اون چيزي با شکوه نيست بلکه عذاب و شکنجهست
دروغگو
!کريستين - حتماً داري سر به سرم ميذاري؟ -
واي خداي من
...ضربان قلبش نامنظمه
بافت عصب زائيشه؟ - آره -
نيک؟
بايد فشار روي مغزش رو از بين ببريم
هنوزم کاهش نبض داره - داره از دستمون ميره -
بايد اکسيژنش رو زياد کني
!ميز چرخ دار لازم دارم - !واکنشي نشون نميده -
... مردمکاش گشاد شدن هيچ فعاليت مغزي نداره
چيکار ميکني؟
!داري ميميري
.همين حالا بايد به بدنت برگردي وقت زيادي نداري
زمان چيزي نسبيه. بدن خودت حتي هنوزم رو زمين نيوفتاده
سال هاي زيادي صرف خيره شدن ،به زمان کردم
نگاه به همين لحظه کنوني
اما بعدشو نميتونم ببينم
از آينده هاي بيشمار و خطرناکي دوري کردم
،و بعد از هر کدوم هميشه يکي ديگه هست
و همشون به اينجا ميرسن، اما هيچوقت جلوتر نميرن
فکر ميکني اينجا جائيه که ميميري
ميخواي بدوني در آينده تو چي ميبينم؟ - نه -
بله
هيچوقت آينده تو رو نديدم. فقط احتمالاتش رو ديدم
،ظرفيت خوبي زيادي داري
،تو هميشه برتر بودي
اما نه به اين خاطر که مشتاق موفقيت بودي، بلکه بخاطر ترست از شکست
اين خصلت از من دکتر بزرگي ساخته
اين دقيقاً همون چيزيه که تو رو از بزرگي دور نگه ميداره
تکبر و ترس هنوز تو رو از يادگيري ساده ترين و مهم ترين درس ها دور نگاه داشته
چه درس هايي؟
راجع به تو نيست
،وقتي بار اول اومدي پيشم
ازم پرسيدي که من جاناتان پنگبورن رو درمان کردم يا نه
من درمانش نکردم
اون مستقيماً انرژي هاي بُعدي رو به درون بدنش سوق ميده
براي راه رفتن از جادو استفاده ميکنه - بصورت هميشگي -
،اون يه حق انتخاب داشت يا برگرده به زندگي خودش
يا به چيزي بزرگتر از خودش خدمت کنه
پس ميتونم دستام رو پس بگيرم؟
زندگي قبليم رو پس بگيرم؟
ميتوني
و جهان تماماً در برابر این هدفت بي ارزش خواهد شد
از جذب قدرت از بُعد تاريکي متنفرم بودهام
اما همونطور که خوب ميدوني، بعضي وقتا يه نفر بايد براي خدمت به چيزي بزرگتر قوانين رو زير پا بذاره
موردو اينطور فکر نميکنه
روح موردو بسيار استوار و ثابته، و از شوق و اشتياق جووني هاش شکل گرفته
،اون به انعطاف پذيري تو نياز داره همونطور که تو به قدرت اون نياز داري
تنها با هم فرصت متوقف کردن دورمامو رو دارين
من آماده نيستم
هيچکس هيچوقت آماده نيست
اين ما نيستيم که زمان رو انتخاب مي کنيم
مرگ چيزيه که به زندگي معني ميده
باعث ميشه بدوني که روز هاي عمرت به شماره افتادن
بدوني وقتت خيلي کوتاهه
حتماً فکر ميکني من بعد از اين همه مدت بايد آماده باشم
اما منو ببين، ،يه لحظه رو به اندازه هزار لحظه کشش دادم فقط براي اينکه بتونم بارش برف رو ببينم
حالت خوبه؟
نميفهمم چه اتفاقي داره ميوفته - ميدونم -
اما بايد برم
تو گفتي که از دست دادن دستام به معناي آخر خط نيست، گفتي ميتوني يه آغاز باشه
آره
چون که راه هاي ديگه اي هم براي نجات جون آدما هست
يه راه سخت تر
يه راه عجيب تر
،دکتر پالمر به اورژانس لطفاً دکتر پالمر به اورژانس
دلم نميخواد بذارم بري
بس کن
هنگکنگ
عاقلانه اسلحهتون رو رو انتخاب کنيد
هيچ کس نبايد پاشو تو اين عبادتگاه بذاره
هيچکس
کايسيليوس - توي جبهه اشتباهي از تاريخ هستي وانگ -
مُرده - حق با تو بود -
اون کسي نبود که من فکر ميکردم
زن پيچيده اي بود
پيچيده؟
بُعد تاريکي ناپايداره
خطرناکه
اگه برش چيره ميشد چي؟
،اون بهمون ياد داد که بُعد تاريکي ممنوعه
در حالي که خودش داشت براي قرن ها زندگي ازش قدرت مي ربائيد
اون کاريو کرد که فکر ميکرد درسته
هرکاري يه تقاصی داره
متوجه نيستي؟
اشتباهات اون متعصب ها رو به سمت دورمامو هدايت کرد
ماجراي نافرماني کايسيليوس تقصير خودش بود
و ما الان به لطف فريب دادناش به اينجا رسيديم
جهانمون در حال نابودیه - موردو، عبادتگاه لندن سقوط کرده -
.و عبادتگاه نيويورک هم دو بار هست که مورد حمله قرر گرفته خودت ميدوني که هدف بعديشون کجاست
هنگکنگ
يه روز بهم گفتي که جوري بجنگم که انگار زندگيم بهش بستگي داره
.چون ممکنه يه روز واقعاً همينطور بشه خب، امروز همون روزه
نميتونم تنهايي شکستهشون بدم
عبادتگاه همين الانشم سقوط کرده
بُعد تاريکي
دورمامو داره مياد
خيلي دير شده
هيچ چيز نميتونه مانعش بشه
لزوماً نه
نه
جادو داره جواب ميده
يه فرصت ديگه داريم
!نه
!وانگ
!دارم قوانين طبيعت رو زير پا ميذارم، خودم ميدونم
خب، فعلاً دست بر ندار
وقتي عبادتگاه ترميم شد، دوباره حمله ميکنن. بايد ازش دفاع کنيم
!زودباشيد
!بلند شو استرنج. بلند شو و بجنگ
به اين قضيه خاتمه ميديم
نمي تونيد با يه چيز !اجتناب ناپذير بجنگيد
زيبا نيست؟
جهاني فراتر از زمان
فراتر از مرگ
فراتر از زمان
!استرنج
اون رفته
استيفن استرنج رفت تا تسليم قدرتش بشه
!دورمامو !اومدم واسه مذاکره
اومدي بميري
،جهان شما حالا ديگه جهان منه مثل همه جهان ها
!دورمامو! اومدم واسه مذاکره
اومدي بميري
...جهان شما حالا ديگه جهان منه
اين چيه؟
يه خيال باطله؟ - نه، واقعيه -
خوبه
!دورمامو! اومدم واسه مذاکره
اومدي که...چه اتفاقي داره ميوفته؟
درست همونطور که تو از قدرت هاي بُعدت به کايسيليوس بخشيدي
منم واسه خودم يکم قدرت دست و پا کردم
اين زمانه
يه حلقه مداوم و بي پايان زماني
!چطور جرئت ميکني
!دورمامو! اومدم واسه مذاکره
براي هميشه نميتوني !اينکارو کني
راستش ميتونم
اوضاع ديگه از اين قراره
تو و من، تا هميشه توي اين لحظه گير افتاديم
پس تا ابد تو اين لحظه ميميري
آره. اما همه آدم هاي روي زمين زنده ميمونن
اما تو رنج ميکشي
درد براي من يه دوست قديميه
!دورمامو
اومدم واسه مذاکره
!تمومش کن
!دورمامو!...دورمامو
!دورمامو
هيچوقت پيروز نميشي
نميشم
اما مي تونم ببازم
،دوباره و دوباره و دوباره تا هميشه
و اين يعني تو زنداني من هستي - نه -
!بس کن! تمومش کن
!آزادم کن - نه -
اومدم واسه مذاکره
چي ميخواي؟
متعصب هات از زمين خارج کن
و به تجاوزت به جهان من !خاتمه بده
و هيچوقت برنگرد
اينکار ها رو کن، و من حلقه رو ميشکونم
بلند شو استرنج
!بلند شو و بجنگ
!به اين قضيه خاتمه ميديم
زيبا نيست؟
جهاني فراتر از زمان
فراتر از مرگ
چيکار کردي؟ - مذاکره کردم -
چه اتفاقي داره ميوفته؟ - خب، اين...تموم چيزيه که هميشه ميخواستي -
زندگي جاودانه به عنوان بخشي از واحد
اصلاً ازش خوشت نمياد
گمونم اون واقعاً ،بايد کل کتابو ميدزديد
...چون اون هشدار ها
هشدار ها بعد از دستور اجراي جادو ها نوشته شدن
اوه، خيلي خنده داره
موفق شديم
آره
آره، موفق شديم
با دستکاري قوانين طبيعت
اطرافتو ببين. همه چيز تموم شد
هنوزم فکر ميکني که عواقبي در کار نخواهد بود استرنج؟
تقاصي براي پس دادن نخواهد بود؟
،ما قوانينمون رو زير پا گذاشتبم درست مثل اون
هر کاري يه تقاصی داره
هميشه
يه جور تاوان
ديگه اين راه رو ادامه نميدم
باشه، اشکال نداره
انتخاب عاقلانهايه
وقتي بر قدرت هاي آگاموتو مسلط شدي ميتوني چشمـش رو بپوشي
،تا اون موقع
"بهتره که با يه "سنگ بي کران تو خيابونا پرسه نزني
يه چي؟ - تو يه هديه براي اجراي هنر هاي عرفاني داري -
اما هنوز بايد کلي چيز رو ياد بگيري، خبر مرگ بانوي فرزانه در سرتاسر جهان هاي چندگانه خواهد پيچيد
زمين هيچ ساحر اعظمي
براي دفاع از خود نداره
بايد آماده بشيم - آماده ميشيم -
[ TvWorld.iNFO ] [ Stark Man ] ترجــمه و زيـرنويـس از سياوش ...فيلم ادامه دارد
پس زمين هم حالا واسه خودش جادوگر داره، نه؟
چايي؟ - چاي نمي نوشم -
پس چي مينوشي؟
هر چي غير چايي
من يه فهرست تحت نظر از افراد و موجوداتي در سياره ي ديگه اي
که شايد براي جهان ما خطر محسوب بشن دارم، ،برادر ناتـنـیت، لوکي، يکي از اون موجوداته
عجب جسم ارزشمندي - آره -
پس واسه چي آورديش به اينجا توي نيويورک؟
.داستانش مفصله يه جور کشمکش خانوادگي و از اينجور چيزا
اما...داريم دنبال پدرم ميگرديم
،اوه، خيلخب. اگه اودين رو پيدا کردين احتمالاً همتون برميگردين به آسگارد، درست ميگم؟
اوه، آره، شايد - عاليه -
پس کمکت ميکنم
...فيلم ادامه دارد
ميتونم کمکتون کنم؟
با يه برانکار تو رو به کامار تاج آوردن
حالا يه نگاه به خودت بنداز
پنگبورن - موردو -
چه کاري از دستم بر مياد رفيق؟
چند ماهی هست که نديدمت و يه چيزايي شنيدم
هدف حقيقي يک ساحره بيرون کشيدن اجسام از شکل صحيحه شونه
،قدرت ربايي، فراهم سازي طبيعت همون کارايي که تو کردي
،من هيچ قدرتی ندزديدم. اين قدرت منه قدرت خودم
قدرت...يک هدف در بَر داره
چرا اينکارو ميکني؟
چون بالاخره دارم متوجه !میشم که مشکل دنیا چیه
دنیا ساحره هاي زيادي داره
دکتر استرنج باز میگردد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.