Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
هماهنگسازی با بلوری از آرمان Armanpe
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
همه توی این هواپیما ،قراره بمیرن
.از جمله من
.من فرنکلین فاکسم بعضیا منو به اسم "مرهم" میشناسن
یه وبلاگ دربارهی دستیابی به سلامت مطلوب مینویسم
مرد صندلی کنارم ،سیگ تورنسونه
کسی که اگه بازار دارو رو
با دارویی که میدونست
به شدت اعتیادآور و کشندهست
...پر نمیکرد، الان
.توی این مخمصه قرارنمیگرفت
،میگن که وقتی یه تجربهی نزدیک به مرگ داری
لحظات زندگیت از جلوی چشمات میگذره
.اما من فقط سه ماه گذشتهم رو دیدم
بذارید ببرمتون .به جایی که شروع شد
مترجم: سپهرطهماسبی SepSensi
توی مرکز سایترینیتی به عنوان بلیطگیر جا رزرو کردم
به امید اینکه بتونم برای وبلاگم
،با استاد فناوری و سلامت، آنتون بورل مصاحبه کنم
کسی که درآستانهی کشف ابزاری
برای سلامت مطلوبه
.چیزی که نیازی به قرص یا داروی معمولیای نداره
،از برنامه عقب بودم
و خیلی زود فهمیدم که بازی کردن با زمان
.هزینهی سنگینی داره
کار شما اسکن کردن ترایباندهاست
فقط رنگ سبز رو قبول کنید
...ترایباند کنترل از راه دور جدید، بهبود یافته
.دیرکردی
ببخشید
.کارتت رو بکش - ...ترایباند -
گفتم که فقط برای دیدن آنتون بورل
اینکارو گرفتم؟
،درموردش تحقیق کردم
اما دربارهی این کار کم حقوق تحقیق نکردم
.سادهتر و کارآمدتر
.سلامت مطلوب رو تجربه کنید
.ممنون
.روز اولمه
.لباس فرم
.دکمه بالا
.به مرکز سایترینیتی خوشاومدین
سفر خودتون رو
.به سمت سلامت بهتر برای دنیایی بهتر آغاز کنید
،داشتم میگفتم .فقط سبز رو قبول کنید
آنتون بورل
.ورود شما رو به مرکز سای ترینیتی خوشآمد میگه
.ممنون
از در عبور کنید
.تا وارد مسیر سلامت مطلوب بشید
ام، ببخشید
.معذرت میخوام، خانم
.این کارمند درست اسکنتون نکرده
.معذرت میخوام
.کار کوفتیت رو یاد بگیر، اسکل
...داریم کمک میکنیم
توی ماموریت دیدار با بورل بودم
،و نمیخواستم حواسم پرت بشه، اما میدونید
بعضیوقتا زندگی به صورت عجیبی میاد سراغت
.دفعه بعد، دستبندها رو اسکن کن، نه جیگرا رو
خب، لویی، نباید زنایی که باهاشون کار میکنی رو جیگر صدا کنی
دوست ندارم یه گزارش دیگه .به رئیست بدم
.عالی بود
فکرمیکنه برای این کار کوفتی .باهاش کنار میام
.شرط میبندم هنوز داره نگاه میکنه
.اوف. کاملاً
آره، و میخوای بدونی چرا؟ - چرا؟ -
.چون واقعاً جیگرم
.اه، شوخی بود
.اه، نه، نیست
.واقعاً جیگری
.هی، من فرنکلینم
.جیلا - جیلا، خوشبختم -
.لطفاً جاتون رو پیدا کنید
هی، میخوای، مثلاً، بعضیوقتا باهام بیای غذا بخوریم؟
بریم شام یا چیزی؟
باشه، الان چطوره؟
...الان؟ اه، من فقط
.اه، فهمیدم قرار اولمونه
.و همین الانشم یه کار بهتر داری
،نه، نه
.فقط اینکه برنامه داشتم مراسم رو ببینم
اوه، یه دعوتنامهی مخفی داری؟
.من که ترایبندت رو نمیبینم
.نه، نمیتونم پولشو بدم
داشتم جمع میکردم تا تورو شام بیرون ببرم
،خیلیخب، پسری که آینده رو میبینه
.طرفدار بورل
بیشتر اهل فناوریای هستم که نمیتونم بگیرم
فردا شب چطوره؟ - .نه، امشب -
.کوگان ساعت هفت
وایسا، بیا، بذار محض اطمینان .شمارهتو بگیرم
درمواقع اضطراری
درطول اجرای امشب
پیامهای هشدار به صدا درمیان و از صندلیهاتون هدایت میشید
...وایسا، اون - شمارهم؟ نه -
.اما برای 6:30 زنگ هشدار گذاشتم
باید به اندازهی کافی بهت وقت بده تا
.هرکاری که میخوای انجام بدی
مطمئن نبودم که ته این مسیر چی میشه
اما واقعاً میخواستم بفهمم
اما درحال حاضر، باید ،میرفتم پیش اندی
.کلید دیدارم با بورل
اندی؟
اندی؟ - احمق -
.ترسوندیم
شاید تو باید دستشویی باشی
چرا انقدر طولش دادی؟ داره شروع میشه
...ببخشید، من، اه
فکرکنم شاید با زن آیندهم آشنا شده باشم
پسر، سه تا احساس هست که میتونه یه مرد رو بکشه
.عشق، طمع، و انتقام
.حواست باشه خیلی خطرناکه
همم؟ - اوه -
نمیتونستی دیروز اینو برام بیاری؟
یه روز کار کارگری انجام نمیدادم؟
توی بدبخت پول لازم نداری؟
تازه، این بندهای کارمندی با دسترسی کامل
.امروز صبح رسیدن اینجا
.مال تورو از رئیسم کش رفتم
متوجه نمیشه؟
.با ترایباند دو جایگزینش کردم
.هیچوقت فرقشو نمیفهمه
.بههرحال، اونو هک کردم
از یه بطری آبجو دیانایت رو بارگزاری کردم
.آسون نبود
امنیت این چیزا .واقعاً قویه
اما کار میکنه، درسته؟
!مراقب باش
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا
...شاید، شاید اون
.خب، حل شد. برو - باشه -
.لطفاً سرجاهاتون بشینید
آقای بورل درخواست دادن که عکاسی با فلش صورت نگیره
کی... و چرا؟
.اه، آقای بورل، من فرنکلین فاکسم
.دوست دارم باهاتون مصاحبه کنم
...من، من یه وبلاگ دارم که
کی... و چرا؟
مال تو نیست، درسته؟
--قربان، من - وقت نمایشه -
.همینجا بمون، از نمایش لذت ببر
همم؟
.اوه، نباید حواسم از محصول پرت شه
.خانمها و آقایان، آنتون بورل
درحالت عادی من با کلی سروصدا
.نور، موسیقی، یکی که اسممو فریاد میزنه، معرفی میشم
"امروز گفتم، "فقط همین کافیه
.شما منو میشناسید
ما همدیگه رو میشناسیم چون توی این سفر
باهم همراه شدیم، دست در دست یا باید بگم
مچ در دستبند؟
.ماموریت ما یکیه
و ما یه باور اصلی داریم که ،ایجاد یک دنیای بهتره
...ما باید
!وضعیت سلامت بهتری بسازیم
!وضعیت سلامت بهتری بسازیم
.سلامت روانی، سلامت جسمی، سلامت روحی
،وقتی این سه گانه باهم اختلاف داشته باشن .ما مریضی رو تجربه میکنیم
،وقتی در نظم و هارمونی باشن
.سلامتی مطلوب رو تجربه میکنیم
چند نفر از شما، از زمان ادغام
،یک ترایبند به زندگیتون
سلامت جسمی بهتری به دست آوردین؟ همم؟
چندنفر از شما آرامش بیشتری حس کردین ،و در عین حال
زندهتر از همیشه بودین؟
چندنفر یک ارتباط عاشقانهی جدید
با دنیای اطرافتون حس کردین؟
فناوری ما فیزیولوژی ،شما رو بررسی میکنه
دیانای شمارو رمزگشایی میکنه تا یک برنامهی سلامتی
.مخصوص شما طراحی کنه
،بعد
چون به یاد آوردن همهی اینا میتونه طاقتفرسا باشه
بهتون یادآوری میکنه که چه زمانی، و چطور باید ورزش کنید
.چه زمانی بخورید و چی بخورید
اما اگه لازم نباشه که بهتون یادآوری بشه چی؟
اگه فقط به صورت طبیعی از انجام همهی کارایی که
برای سلامتیتون خوبه لذت ببرید چی؟
...دوستان
.میخوام ترایبند پنج رو معرفی کنم
اینو بپوشید و دیگه نه تنها
هرروز صبح میخواید بیدارشید و ورزش کنید
بلکه بدون فکرکردن انجامش میدین .و لذت میبرید
،دیگه به قرصهای دیابت
.فشار خون بالا، اعتیاد غذایی، اعتیاد به مواد مخدر نیازی ندارید
با وجود ترایبند پنج روی دستتون همهی اونا قدرتشون رو از دست میدن
یه نخ دندون کشیدن ساده
.بهتون احساس گرمی و لطافت میده
چه خبر؟
تیزر جدید رو دیدی؟
.نه - .خوبه -
حالا چطور همهی اینا ممکنه؟
.سوال خوبیه
ما یک فناوری عصبی توسعه دادیم که بهتون اجازه میده
تا بدون تلاش کردن .بهترین خودتون باشید
،هنوز خودتونید .فقط در بهترین حالت
!سایترینیتی داره کنترلتون میکنه
.آشغال عوضی
!دستگاههای کشتار
!دستگاههای کشتار
.ببخشید، اینو از روی پایه انداختم
.ممنونم
.خواهش
،اوه، و اه، فرنکلین ،اون مصاحبهای که میخواستی
.اتفاق میفته
ضمناً، یکی رو میفرستم تا یه نگاه به دستت بندازه
.و تو از طریق درپشتی اومدی
.آره - باشه -
.خب، فعلاً باید اینو نگه دارم
،قرار نبوده اینجا باشی
اما خوب بود که بودی، نه؟
.اوه لعنتی
حالت خوبه؟
من باید اینو نگه دارم، باشه؟
،تو قرار نبوده که اینجا باشی، اما من
.فکرمیکنم خوب بود که بودی
خیلیخب؟ - آره -
.خیلی خوب بود - .آره، فوقالعاده بود -
!به سلامتی
هی، هنوز منتظری؟
.آره - اگه چیزی خواستی
بهم بگو، باشه؟
باشه - اوه، حلقهی باحالیه -
.خیلی خوب بود - آره، فوقالعاده بود -
.عجیبه
.دوباره امتحانش میکنم
.خب، وقتی سفیدی کار نمیکنی
!به سلامتی
.تولدت مبارک
هی، هنوز منتظری؟
.آره
باشه،خب، اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو، باشه؟
.باشه
.اینم از این
.خب
چه مدت؟
خب داریم دربارهی چقدر زمان حرف میزنیم؟
...وقتی به سنگش دست بزنم
.باورنکردنیه
.شرط میبندم ساعت هفت اینجا بودی
.اوه - ،به موقع، منتظر من
و... نگو که میخوای خواستگاری کنی؟
.اوه، اه، آره، نه
...اه
.فوقالعاده شدی
.خب، ممنون
خب یه دختر با یه قهرمان اومده شام بخوره
.توی ویدیوها دیدم که بورل رو نجات دادی، ابرقهرمان
.اوه، نه، من فقط واکنش نشون دادم
درد میکنه؟
...اوه، نه، این فقط
.این یه زخم سطحیه
زخم سطحی گلوله؟
.آره، اما سطحی خورد
میخوای از اینجا بریم؟
گرسنه نیستی؟
.نه، م،من خیلی گرسنهمه
اما فقط وقتی که دربارهی طرفم
.مطمئن نیستم، میام اینجا
.امنه، اما غذاش ریده
و حالا، دربارهم مطمئن شدی؟
نه، اما من خیلی دعواییم
و تو فقط یه دست سالم داری، پس .شانسی نداریم
.باشه
نقاشی میکشی و از این چیزا؟
.آره، آره
چیه، فکرکردی بلیط گرفتن برای عرصه ورزشی
رویام بوده؟ - قضاوت نمیکنم -
خب، رویای تو که نیست، درسته؟
نه، نه، نه من اونکارو انجام دادم
.تا بتونم یواشکی برم برای مراسم
.اوه، باشه -
اما مینویسم
اوه، نویسندهای؟
.مثل رمان
.مقاله برای مجلات یا سایتها
دربارهی چی مینویسی؟
.دربارهی تاثیر تکنولوژی روی سلامت
اوه، پس یه جورایی خبرنگار تحقیقاتی هستی؟
آره - جالبه -
آره، درواقع سه تا قطعه دارم که
تونستم توی هافینگتون پست ثبت کنم
...و امشب بورل موافقت کرد که باهام مصاحبه کنه، پس
خب، وقتی هوش رو میبینه .میفهمه
...خب، احتمالاً بیشتر سمجم تا باهوش، اما
.سرسختی یه ویژگی قابل تحسینه
تاحالا برات اتفاقی افتاده که از عجیب بودن زیادی
به سختی بتونی باور کنی که اتفاق افتاده؟
.فرنکلین، تازه همو دیدیم
.مگه اینکه، منظورت این نباشه
.دقیقاً منظورم همین بود
.آره
.اوه
.چه اوضاعیه
.اینجا واقعاً کثیفه. ببخشید
.نه، اشکال نداره من با عمهم زندگی میکنم
و از کیفم دزدی میکنه
.و هرچی که داره بوی سیگار میده
.پس اینجا رو خوشم میاد
خوبه - آره -
آره، هنوز به کارای شرکتی بیشتری نیاز دارم
.ریدم تو وبلاگ
بیشتر پول دربیارم
.مشکل همیشگی
اشتیاق دربرابر امور مالی
و میدونی دربارهی پول چی میگن؟
.کاملاً فاسد میکنه
مگه قدرت نبود که کامل فاسد میکنه؟
.پول، قدرت
فرقشون چیه؟ - خیلیخب -
بههرحال، اشتیاق به همهش غلبه میکنه، نه؟
.آره
ام، اوه، فرنکلین؟
.بله
دوست دختر داری؟
نه، چرا؟
اون کیفا مال کیه؟
.اه، میتونم توضیح بدم، اما شاید بعداً
...اون - آره، نه، مشکلی نیست
...حله، حله، مشکلی نیست، ام
.شاید داریم زیادی تند پیش میریم
باشه - ...ام -
...من فقط
ام، فرنکلین اون دوست دخترته؟
.اوه
...اه
...ام
...من فقط - باشه -
.وایسا
میتونی انگشتای پامو ببوسی؟
انگشتای پات؟
فکرمیکنی عجیبه، درسته؟
.خیلی متاسفم، لازم نیست
نه، نه، نه
.اوه، وای، فرنکلین
فکرمیکنی برنامهریزی شده بود؟
شاید، بورل میدونه چطور بازاریابی کنه
حالا این بچهای که بورل رو نجات داده کیه؟
.نویسندهست
.چیز مهمی نداره گزارشات سالانه
مقالات روابط عمومی با حس خوب برای شرکتهای کوچیک
.شاید باید برای ما یه چیزی بنویسه
کلورت، این بچه رو دنبال کن ببین برای بورل کار میکنه
اگه بتونیم ثابت کنیم که این حمله دروغ بوده
.کل روایت عوض میشه
.میرم سراغش، آريالای تورنسون
رنی، تحقیق کن
مچبند سلامت کامل مزخرفه
باید یه چیزی پشتش باشه
.کلاهبرداریه، نمیتونه واقعی باشه
و اگه باشه، نمیتونیم بذاریم به بازار برسه
اگه هیچکس مریض نشه چطور قراره پول دربیاریم؟
.اوه - بله -
.عمیقتر برو
.لعنت به بورل
.صبح بخیر
.هی
،ببین، میدونم ساعت از 12گذشته اما صبحونه میخوای؟
.انگار ذهنمو خوندی
،فقط بیکن. کسایی هم که بیکن دوست ندارن .بیکن دوست دارن
نه، نه، نه، نه
.دارم دربارهی دیشب حرف میزنم
.انگار توی سرم بودی
.فکرمیکنم دیگه بقیه به چشمم نمیان
.همم
.یه ثانیه وایسا
.اوه، لعنتی
.اه
.وایسا، وایسا
!وایسا، وایسا
.اه، زودباش
.کلیدام
!جیلا
!جیلا
میدونی چقدر طول میکشه تا بتونم پول
بیرون آوردن ماشین رو دربیارم؟
هرروزی که اونجا میمونه
.قیمت رو بالا میبرن
.خب، هنوز اون مصاحبه با بورل رو داری
باید به یه دردی بخوره دیگه، درسته؟
،آره، خب، اگه واقعاً انجامش بده
،و ممکنه هفتهها طول بکشه تا بفروشمش
و چندهفته دیگه هم طول میکشه تا
...اون فردی که بهش فروختم چک بفرسته، پس
.فقط یکم باید باور داشته باشی، فرنکلین
.اقامتگاه کازینوی پاراگون
.تو آدم خوبی هستی، یه اتفاقی میفته
.شاید همین الانشم افتاده
.هی، راستش باید برم یه کاری انجام بدم
داری سعی میکنی از شرم خلاص شی؟ - چی، نه، نه. میتونی بمونی -
نه، شوخی کردم. شوخی بود خیلی راحت وحشت میکنی
.باید سگ عمهم رو ببرم پیادهروی
.باشه - اگه نبرم، میرینه به خودش -
.منظورم عمهمه، نه سگه
.خیلیخب - بای -
.بعداً میبینمت
!بردم، بردم - ایول -
.آره، تونستی
سلام، چطوری؟
سلام - آمادهای؟ -
اه، اره، شرطت رو بذار
.و شرطبندی تمومه
.موفق باشی بفرمایید قربان
ممنون، عدد هفت شانس
خیلیخب
.نمیتونی تغییر بدی
.15سیاه
15.
.موفق باشی
بفرمایید قربان - اه، 15
خیلیخب -
.نمیتونی تغییر بدی
.15سیاه
خیلیخب
21.
!آره - 21قرمز -
اون چقدر پرداختیه؟ - 3.500تا
!آره
فکرمیکنم 13، با 13 میرم
.دوتا میلر سبک
!آره - 29سیاه
.ایول، مرد
خیلیخب، ممنون، ممنون، ممنون
همهش درشت؟
ببخشید؟ - ،صدی -
یا پول خرد میخوای؟
.اوه، اه، آره، صدی خوبه
.خیلیخب
.خداحافظ
!ممنون
.ممنون - خواهش میکنم -
.بفرمایید
.خیلی ممنونم
.ممنون - خواهش میکنم -
.هی
!هی
!برگرد اینجا
!جلوشو بگیرید
.تو با دیک برو
.هی، رفیق
.داری کلاهبرداری میکنی
هیچکس نمیتونه توی رولت اینطوری پیش بره
اه، من اونو پول بردم پس ریدم دهنت
.کفشهات رو خراب نکن، تیمی
هی، گمشو، کلورت به تو هیچ ربطی نداره
خیلی کارتون رسمی به نظرنمیرسه
.اونم این بیرون توی پارکینگ
انگار دارین برای خودتون خوش گذرونی میکنید
،و به عنوان یه شهروند عادی از چیزی که میبینم شوکه شدم
.دیگه نمیخوام اینجا ببینمت
.باشه
میدونی بعد از اینکه دهنت سرویس میشه چی خوبه؟
خب جریان چیه؟
آهنربا؟
با مسئول کازینو جوری؟
.نه
.بیخیال پسر
.بین خودمون میمونه
جریان چیه؟
هیچکس بدون هیچ خطایی اون همه برد نداره
.باید بگم که فقط شانسه، همین
.شانس
البته، اون پسرا میخواستن پوست سرتو جدا کنن
.پس شاید واقعاً خوششانسی
.یکی هست که دوست داره تورو ببینه
کی؟
سیگ تورنسون رو میشناسی؟
سیگ تورنسون از داروسازی رنسون؟ آره
چرا میخواد منو ببینه؟
آره، شرکت داره با یه سری
--مطبوعات منفی درباره - زوناستین؟ -
همونی که داره به اپیدمیای که هزاران نفرو میکشه کمک میکنه؟
...خب
یه سری از کارای روابط عمومیای که
برای شرکتهای دیگه انجام دادی رو دیده
معتقده که ممکنه تو بتونی
.اوضاع رو تغییر بدی
.آره
میتونی به سیگ تورنسون بگی بره به جهنم
.برای برگر ممنون
.وایسا
.اگه تصمیم گرفتی که خودت بهش بگی
.سلام - سلام، چطوری؟ -
حالت چطوره؟ - خوبم -
این آپارتمان کیه؟
.اوه، این آپارتمان منه
بانک زدی؟
من فقط، رفتم کازینو
.خیلی خوششانسی آوردم - میتونم یکم از اون شانس رو داشته باشم؟ -
آره، میتونی یکم از اون شانسو داشته باشی
.نه، فقط، یکم برتری داشتم
برتری مثل پخش کردن کارتا؟
.آره، یه همچین چیزی
یه چیزی هست که میخوام نشونت بدم
،گوشیم خاموش شده میتونم از لپتاپت استفاده کنم؟
.آره البته
...ام
فرنکلین، این کیه؟
گذشته داشتن اشکالی نداره اما واقعاً گذشته؟
.آره
.آره، دیگه گذشته ...اه
.اون خواهر دوقلوم، ناتالینه
اون روز کیفهاش رو توی اتاقم دیدی
.کدوم کیف؟ چیزی ندیدم
...درسته، اه
نه، فکرمیکنم از زمانی که فوت شد
.همهچیش ذهنمو درگیر کرده
...یه سری از وسایلش رو توی خونه دارم، پس
.اوم
آره
.اه، من... متاسفم
کی اون... البته اگه نمیخوای دربارهش حرف بزنی
.درک میکنم - نه، نه، آره -
.چهارسال پیش، همین ماه فوت شد
.درواقع روی زوناستین اوردوز کرد
انگار قرص مسکنی بود که بعد از یه تصادف ماشین بهش دادن
و وقتی شروع کرد دیگه نتونست
.جلوی مصرفشو بگیره
من، هرچی داشتم رو خرج کردم تا کمکش کنم
.بازپروری و بستری و توانبخشی ...اه
.هیچوقت نتونستم به اندازهی کافی کمکش کنم
--اون قرص خواهرم رو کشت، اما
.متاسفم - برای همینه که مینویسم -
سعی میکنم مطمئن شم که .دیگه برای کسی اتفاق نمیفته
بیا، بذار نشونت بدم
.همم
"سلامتی افسارگسیخته توسط "مرهم
آره، من بیشتر برای مدیریت درد
.و این چیزا جایگزین تبلیغ میکنم
اما خیلی شدید دنبال کسایی هستم که
از اون قرصها درست میکنن .و توی دنیا پخش میکنن
.برای همین توی کار عادی، از اسم واقعیم استفاده میکنم
،اما وقتی که دارم از اونکارا میکنم شرکتهایی هستن که
برای کاری که با مردم میکنن یه عالمه پول میگیرن
.ترسناکن، بزرگن و کلی پول دارن
بنابراین از اسم مستعار، مرهم، استفاده میکنم و آیپیم رو مخفی میکنم
.تا نتونن پیدام کنن
.یه فعال مدنی هستی
--فعال
میدونی، اون روز
واقعاً فکرمیکردم که دیگه گیرافتادم
یه یارو اومد و گفت که
.برای سیگ تورنسون کار میکنه
که یه دلال بزرگ قرصه که زوناستین رو تولید میکنه
،کلی هم پست دربارهش نوشتم
اما خیلی حقایق رو دربارهش گفتم
"و وقتی اومد سراغم، گفتم "اوه لعنتی، گیرافتادم
.اما آره، ترسناک بود
هی، فقط دربارهی این اسم مستعار
.به کسی چیزی نگو
.گوش کن، نه، نه، رازت پیش من جاش امنه
.خب، فکرمیکنم این خیلی قهرمانانهست
قهرمانانه؟ - آره -
میتونم بهت بگم چیزی که قهرمانانه نیست
ظاهر قبلی آپارتمانمه
برای همین تصمیم گرفتم تا استعدادهای غیرنویسیندگیم
برای پول بیشتر استفاده کنم
.و اینطوری بودم که "یه دختر واقعاً خاص هست
"و میخوام یه چیز خاص بهش بدم برات اینو گرفتم
فرنکلین، اون برای منه؟
.اوم
.آره
.واو
جیلا، خیلی وقته که
کسی توی زندگیم نبوده که واقعاً بهش اهمیت بدم
و میخوام بدونی که اگه برای تو مهمه
.برای منم مهمه .فقط یه کادوی کوچولوئه
.ممنون، مرسی
.اومم
...فرنکلین، یه اسباببازی جدید گرفتی یا
میخوای ببینیش؟
آره - آره؟ -
.نمیدونم، شاید زیادی باشه
فرنکلین - عاشقشم -
.دوست ندارم اینجا پارکش کنم
.فرنکلین، فوراً اینو بذار توی پارکینگ
آره - آره -
میبینی که کجاییم؟
.میدونم - .آره -
الو؟
الان وقت خوبیه؟
ببخشید؟
.مصاحبهای که میخواستی
.مصاحبهی بورل
اه، یعنی همین الان؟
اه، اگه وقت داری؟
.آره، آره، آزادم
.خوبه
.حمل و نقل رو فراهم میکنم
حمل و نقل؟
.به زودی میبینمت، آقای فاکس
.ممنون
.بیا، خوش بگذره
.بعداً میبینمت
.خیلیخب، موفق باشی
.آقای فاکس
.قهرمان من
.خوش اومدی
.اینگرام اتاق جلسه رو نشونت میده
اوه، آقای بورل، ممنون که وقت گذاشتین
نه، قربان، ممنون از تو .برای تفکر سریعت
اه، من، فقط واکنش نشون دادم، قربان
.من جنگجو نیستم
.یه هدیه دارم
.اوه
.شاید بخوای بیای نزدیکتر
.درسته
.ممنون، اینگرام
.بیا، برای توئه
از همین مدل جدیداست؟
.نه، اما بهترینیه که میتونی بگیری
.مگه اینکه من باشی برای تو و اون دوست خانمت
.تکالیفم رو انجام دادم
.میدونم فارغالتحصیل امآیتی بودی
میدونم که شرکت بیوتکنولوژی خودت رو با خواهرت
...شروع کردی، خواهری که از دست دادی
.خب، بذار بگیم به خاطر شرایط ناگوار
سوال؟
ببخشید؟ - مصاحبهت -
.اوه - سوال -
.مگه اینکه بتونی ذهنمو بخونی - نه، نه، نمیتونم -
اه... داشتم فکرمیکردم که شاید بتونیم ...قوی شروع کنیم، ام
خب، فکرمیکنی که یه روز
تکنولوژی ترایبندت
،جایگزین مناسبی برای دارو
قرص، شربت، استنشاق میشه؟
.جایگزین خوبه
.جایگزینی کامل بهتره
...تکنولوژیای که دارو و درمان رو غیرضروری میکنه
.یادگار باستانی
اما همهی نیازهای پزشکی
.ناشی از عادات مراقبتی ضعیف نیست
حوادث چی؟ تصادف ماشین، جراحت اسکی، افتادن
چه چیزی غیراز دارو میتونه درد رو مدیریت کنه؟
.داری سوالات اشتباه میپرسی
این چیزی نیست که برای مدیریت درد حوادث نیاز داریم
اصلاً چرا از اول حوادث رو داشته باشیم؟
،بیا یکم بریم بیرون
.یکم احساس خفگی میکنم
باشه؟ زودباش
،در آینده
ترایبندهات قراره حوادث رو حذف کنن؟
.ترایبندها نه
چیزی که دارم روش کار میکنم ترایبندهارو
.مثل تلفنها قدیمی میکنه
.پلتفرم محدودیتهایی داره
.واکنشیه
،برای حذف حوادث
.یه راه حل پیشگیرانه لازم داریم
و یکی داری؟
خصوصی بگم؟
.حتماً
سالها پیش، به مادهای برخوردم که
.حاوی ذرات کوانتومی بود
.مثل کریستالهای کوانتومی - اوهوم -
.فکرمیکردم که تازه کشف شدن
.اه، خب، اون چیزیه که دنیا فکرمیکنه
دههها پیش، وقتی داشتم
،روی تکنولوژی لیزر کار میکردم، کشفشون کردم، اما اوایل دهه شصت
،باتوجه به وضعیت
،چقدر طول میکشید تا تکنولوژی دزدیده بشه
یا منو بکشن؟
برای همین مخفی نگهش داشتم و آزمایشات رو ادامه دادم
اما معتقدم که ادغام کردن هوشمصنوعی
.با این ماده حوادث رو حذف میکنه
،حوادثی نباشه
،جراحتی نیست جراحت نباشه، درد نیست
.درد نباشه، نیازی به درمان و دارو نیست
.اون، اون فوقالعاده به نظرمیرسه
خب، ببخشید یکم رک صحبت میکنم
اما اگه بخوام حقیقت رو بگم کاری که من انجام میدم فوقالعادهست
.اما تو کاملاً باهام روراست نبودی
دربارهی؟
.دربارهی جنگجو بودن
.ببین، حس میکنم که تو مرد متواضعی هستی
قدرت و چیزای مادی کشش زیادی ندارن
،اما میل به عدالت رو تشخیص میدم
میل به اینکه .دنیا رو جهای بهتری کنی
اجازه نده ترس فکری در اینجا
تورو از دنبال کردن چیزی که اینجا میجوشه دور کنه
،جی، تو
فکرمیکنی که باید جلسه با تورنسون رو قبول کنم؟
چی شده، اول میری فرشته رو میبینی
و بعد میخوای با شیطان روبرو شی؟
منظورم اینه، مگه نگفتی که خواهرت رو کشته؟
.آره، اما فقط، فقط یه دیداره
،میدونی، شاید بتونم، نمیدونم
شاید بتونم مجبورش کنم چیزی که نباید بگه رو بگه
.و توی دنیا پخشش کنم، نمیدونم
.شاید یکم عدالت رعایت شه
.باشه
،هرچقدر تلاش کردم
.نتونستم حرفای بورل رو از سرم بیرون کنم
واقعاً میل به عدالت داشتم
.یه آتیش داره درونم میسوزه
این فرصتی بود که میتونستم با مسئول
.مرگ خواهرم روبرو شم
و میخواستم اون آتیش رو بردارم
.و باهاش سیگ تورنسون رو به جهنم بفرستم
.فقط باید از ترسم عبور میکردم
.فقط باید وارد عمل میشدم
.نظرت عوض شد
.خوبه پسر
.دنبالم بیا
.خیلیخب
.آقای تورنسون، با فرنکلین فاکس آشنا شو
.فرنکلین فاکس
.سیگ تورنسون
اون زن زیبا .رینی رنزلره
هوشش عالیه، تجارتم رو سرپا نگه میداره
برای همین مشکلی ندارم که
.خارج از محل برام وقتی نمیذاره
درسته، کلورت؟
.اما همونطور که میبینی، اوضاعم خوبه
اوم. یه دقیقه وقت بده، شیرینم، باشه؟
اه، بیخیال مخالفین، فرنکلین
.چون پول میتونه برات یه عالمه خوشحالی بخره
میخوای دوستدختراشو ببینی؟
.اوه، نه، نمیخواد. من کار و لذت رو قاطی نمیکنم
.اوه، کسل کنندهست، اما خوشم میاد
نه، داروسازی رنسون
میتونه از صدای متقاعدکنندهای مثل مال تو
استفاده کنه تا کمکمون کنه دوباره طرفدار بگیریم
چون حقیقت اینه که زوناستین
.توی مواجهه با درد به خیلی از مردم کمک کرده
همونطور که به خواهرم کمک کرد؟ - همم؟ -
دردش رو از بین برد - اوه؟ -
.چون کشتش به صورت دائمی از بین رفت
تو دربارهی خطرات اون دارو میدونستی .و بازم پخشش کردی
پس حقیقت اینه که مرگ اون .کاملاً گردن توئه
.خب، این بده
قبل از اینکه به یه خاطرهی شکسته تبدیل شی حرف دیگهای داری؟
.اره
.این
...داروسازی رنسون میتونه
از صدای متقاعدکنندهای مثل مال من استفاده کنه تا این شرکت دوباره
.طرفدار بگیره، داستانت پخش شه
خب، حقیقت اینه که زوناستین
توی خیلی از دردها .به خیلیا کمک کرده
.انگار داشتی کلمات توی دهنم رو میگفتی
.اوه
.کلور میگه که یه موهبت داری
درسته، تو خوششانسیای داری .که هیچکس نداره
،نمیشه گفت ک همهش شانسه .بیشتر یه مهارته
،میدونی، میتونم یه سری چیزا رو ببینم
.اما یه جورایی تواناییهام محدودن
فقط میتونم چیزایی که درحال وقوع هستن .رو ببینم
.پس میتونی ببینی که دارم به چی فکرمیکنم
.آره
داری فکرمیکنی که .چقدر چرند میگم
.خوشم اومد. خوشم اومد
،بیا یه کاری کنیم یه شرطبندی، ها؟
ثابت کن که کلورت درست میگه
و بهت به اندازهی... برای یه مقاله چقدر میگیری؟
.حدود هزارتا
خب، حرف کلورت رو ثابت کن
و به ازای هرمقالهای که
به دنیا بگه سیگ تورنسون
دربارهی اثرات اعتیادآور زوناستین هیچی نمیدونسته
و اسم داروسازی رنسون رو بالا بکشه
.صدبرابرش رو میدم
100,000?
برای تبلیغات خوب قیمت کمیه
اگه شکست بخوری، کلورت رو به خاطر یه دروغ مسخره یا اینکه
نتونست کلاهبرداری تورو بفهمه اخراج میکنم
و با نصف نرخ همیشگیت .پنج تا مقاله بهم بدهکار میشی
نظرت چیه؟
.فقط اسم بازی رو بگو
اه، نه، نه، نه بازی نه
فقط بهم میگی که قراره بعد از
.سوت زدنم چه اتفاقی بیفته
میخوای سوت بزنی؟ - .و تو نتیجه رو پیشبینی میکنی -
زودباش، 100هزارتا اگه همین الان انجامش بدی
.بیا خوش بگذرونیم
...حتماً. اه
خب، سوت میزنی
و بعد سگت
.از بیرون میدوئه و میپره روی پات
.اه
.همم
،کلورت، اخراجی
.و فرنکلین، پنج تا مقاله بدهکاری
نه، نه، نه، بازی نه
فقط بهم میگی که قراره بعد از
.سوت زدنم چه اتفاقی بیفته
.پس میخوای سوت بزنی
.و تو نتیجه رو پیشبینی میکنی
.آره
خب زنی که الان اینجا بود .برمیگرده
توی راه پاش لیز میخوره
میاد دورت، گردنت رو بوس میکنه
.و دستاش رو میذاره روی شونههات
.شاید یه ماساژ هم بگیری
...چی
بد نبود، ها؟
چطور تو...؟
،یه جورایی آنتون بورل پشت این جادوئه
.میتونم حسش کنم
سیگ، دربارهش مطمئنی؟
اینکه اینجا کار کنه؟
.بذارش توی دفتر شرکت
،نه، دوستا نزدیک دشمن نزدیکتر
...پیشپا افتادهست، اما .درسته
پس میخواد که یه مقاله بنویسی تا خوب به نظر برسه؟
.آره، 100هزارتا
اما فرنکلین، اون مثل
فروختن همهی خوانندههای وبلاگ
.و خواهرته
میخوای بذاری تورو بخره؟
.جیلا، دربارهی پول نیست
فکرمیکنی وقتی جلوش وایساده بودم
نمیخواستم بکشمش؟
،اما اگه برم و براش کار کنم میتونم
توی عمق کارش نفوذ کنم و یه سری مدرک واقعی بگیرم
که تموم مدت دربارهی زوناستین میدونسته
.و کل دنیاشو بهم بزنم
...درحالی که نظرات درخشانی دربارهش مینویسی. اوم
.آره
.نه، میدونم
.یه راهی پیدا میکنم
،درعین حال
پولش رو میگیرم
و برای یه چیز با ارزش ازش استفاده میکنم، مثل خودمون
خودمون؟ - آره، خودمون -
،میتونیم از این عندونی بریم یه خونهی محشر بگیریم
...میتونم پرش کنم با رنگ و سه پایه و
...فرنکلین، این یه جورایی شبیه
.درخواست معکوس ازدواجه ...من
.هی - هوم؟ -
.میدونی که دیوونم
.آره - میدونی که دیوونهی توام -
این مال مادربزرگم بود و داده بودش به خواهرم
.میخوام باهات ازدواج کنم نمیخوام وقتمو هدر بدم
.میخوام باهم دیوونگی کنیم بیا انجامش بدیم
...فرنکلین، ام
.اه، خیلی دیوونگیه
.نه، نه، نه، دیوونگی نیست
تو میدونی که چی میخوای و منم میخوامش
تو هم میخوایش؟ - آره، حلقه رو بپوش -
واقعاً؟ - فرنکلین لطفاً -
.آره - همینه، خودشه
خب نظرت چیه؟
خب، داشتم فکرمیکردم به جای
،یه سری مقالهی خرده ریز
چرا یه رویداد خیلی بزرگ انجام ندیم
جایی که کاملاً داروسازی رنسون و خودت رو
تغییرنام بدیم؟
مثل اون سیرکی که بورل انجام میده؟
خب، داشتم به یه چیزی که بیشتر توی خط ارتباطی
داروسازی رنسون به جامعه
.و سلامت هست فکرمیکردم
.وقت و هزینه
.آره
.وقت و هزینه - پروسهی سریعی نیست -
...من میگم... شیش ماه تا درست انجام بشه. ام
زمان زیادی لازم داری تا بتونی درمورد شرکت تحقیق کنی
میدونی دررابطه با محصولات و خط تولید، و این چیزا
.درمورد هزینه، میتونم براتون بودجه درست کنم
.توی آگوست جلسهی سهامداراست
.میدونم
.خب توی آگوست جلسهی سهامداراست
میدونی، قرار بود هرمقاله بهت پول بدم
اما بیخیال، رنی اونو توی لیست حقوق بذار
.بیا مقالات یکسالش رو پرداخت کنیم
مطمئنی؟ - کاملاً -
تو مشکلی نداره؟ - نه، اصلاً -
.عالیه
.خب حالا برای من کار میکنی
.پول گنده، نتایج گنده
.فهمیدم
.تو قراره اینجا باشی
سیگ توی اتاق بغله .و منم توی سالنم
باشه. ممنون
.باشه
.سلام
.سلام
و تو...؟
.هدیهی روز اول
.اوه
...ام
اون...؟
...اوه
.پسرهی لوس
.باید براش یه فکردیگهای کنیم
باید بفهمیم چطور اونکارو انجام میده
و بهتره که ربطی به
.اون ترایبند مسخره نداشته باشه
شاید باید بفهمیم که وقتی دستش نیست هم
.میتونه انجامش بده یا نه
مطمئنم بار اولی که دیدمش نداشتش
مطمئنی؟ واقعاً این نهایت کمک رسانیته
کلورت، مطمئنی؟
.فکرمیکنم وقتشه یه سفر کوتاه بریم
همم؟
بذارید اون حیله رو جلوی چشم یه عالمه آدم انجام بده
.خیلیخب، این خوبه
.آره، بیاید همینکارو کنیم
و بیاید یکم بهش هیجان بدیم
تا براش راحتر باشه که خودشو ابراز کنه
گفتی که دوستدختر داره؟
.تازه نامزد کرده
عالیه، اونم دعوت کن
رنی، یکم صحبت دخترونه داشته باش
.ببین میتونی یکم اطلاعات بکشی
خب راه بیفتین، برید برید برید
.بریم از فرنکلین فاکس آتو بگیریم
.بریم تو کار آتو گرفتن
این نیست؟ - نه -
...اما
.اما مال من خوبه
...باشه،خب
بیا قبل از طراحی همهشو انجام بدیم
.آره - باشه -
.و بعد این مبل کوچولو رو میخوام
.خوش اومدین
چمدونهامون رو میارید، درسته؟
.جیلا، ایشون آقای تورنسون، رنی و کلورت
خب، فرنکلین
.نگفته بودی که این خانم مدل بوده
نه، اینطور نیست
.اما ممنون، و همچنین برای دعوت
اه، من دوست دارم هرازچندگاهی با تیمم خلوت کنم
.خوش بگذرونم
،بشینید و استراحت کنید خیلی زود به میامی میرسیم
.باشه - خیلیخب -
آره، فقط باید ازتون بخوام که
وقتی به میامی میرسیم ترایبندهاتون رو همینجا بذارید
یه کازینو بوتیک کوچیکه که مال دوستمه
و کاملاً میدونه که من نمیتونم آنتون بورل رو تحمل کنم
اگه ببینه که یکی از کارمندام از اونا پوشیده
.هیچوقت نمیفهمم آخرش چی میشه
.آره. باشه
بیصبرانه منتظرم تا ببینم چقدر میتونی از رفیقم بدزدی
.اوه، شیرینه
!اوه وای
.هفت
.اوه خدای من
.دوباره انجامش داد
.خیلی باحاله
.هیچی
همهتون حواستون هست و هیچی ندیدین؟
از ثانیهای که در اومده تو
.تیمم داره نگاهش میکنه
،هرکاری که داره انجام میده غیرقابل شناساییه
.آره، اما بازم، هیچی نداری
سیگ، باور کن، اگه یه نصف دلیل هم داشتم
.که اون پولارو پس بگیرم، میگرفتم
کلورت، مطمئن شو که رنی
از دوست دخترش .اطلاعات ارزشمندی میگیره
خیلیخب؟
.متوجه شدم .باشه
خب چه مدته که تو و کلورت باهم هستین؟
باهم؟
.کارمون با سیگ تمام وقته
.پس آره، باهمیم، اما فقط برای راحتی
.خیلیخب
.نه مثل تو با اون حلقه
شما مرغ عشقا تند پیش رفتین، ها؟
خب وقتی میدونی که میدونی، چرا صبرکنی؟
.فهمیدم آره
.خیلی باهوش و نازه
.آره. آره واقعاً
خیلی عجیبه که قبل از دیدار با سیگ
.انقدر داغون و پرت بود
.آره، فکرمیکنم خسته شده بود
میدونی، وقتی آدما یه کاری رو ادامه میدن
.از پا درشون میاره و خسته میشن
.فکرنمیکنم اصلاً برای پول اینجا باشه
.اوه، اما خیلی توی درآوردنش خوبه
چطور اون کار رو انجام میده؟
.باید یه چیزایی بدونی
.نه، فکرکنم فقط واقعاً خوششانسه
.هی
چطور پیش رفت؟
با یه پول گنده شروع کردم
.و بعد دوباره به پله اول رسیدم
دیدی، همهی پولشو از دست میده
".و بازم میگه "آره، مهم نیست
.خدای من
این واقعیه؟ - آره واقعیه -
.پسرت فرنکلین دوباره انجامش داد
.برای هردومون کلی پول درآورد
آره، آقای تورنسون از بازیم حمایت مالی کرد
.و اون تیکه که نگه داشتی، به تو تعلق داره
البته اگه فرنکلین بذاره نگهش داری
.اون برای جادوییه که انجام میده
خب، زودباش، زودباش، بیا
.بریم جشن بگیریم - باشه -
خب، تاثیرگذار بود، آقای فاکس
بهم بگو که چطور انجامش میدی؟
رازت چیه؟
رازی درکار نیست. به صورت عجیبی .کارش با ریتم خوبه
فکرمیکنم سوال سیگ اینطوری بود، رازت چیه؟
چطور انجامش میدی؟
.ذهنهای پرسشگر می خوان بدونن
اه، خب، میدونی
...وقتی رئیست یکی از ثروتمندترین آدمای آمریکاست
.دوست دارم بدونم که رازهاش چیه
.خب، فرنکلین رازم اینه که حرومزادهم
اما راز موفقیت تجارتم
اینه که هرچی که لازم هست رو دربارهی
.کارمندام میدونم
سیگ تورنسون؟
.وقت تلافیه
.نه، نه، نه، نه
کس دیگهای هم با این عوضیه؟
!حلقه
!نه،نه، نه، نه، نه شلیک نکن
.به صورت عجیبی، کارش با ریتم خوبه
فکرمیکنم سوال سیگ اینطوری بود، رازت چیه؟
.ذهنهای پرسشگر می خوان بدونن
هی، پسر، شنیدی چی گفت؟
سیگ تورنسون؟
!لعنتی
سیگ، تو خوبی؟
.من خوبم، خوبم
.فکرمیکنم جونم رو نجات داد
تو خوبی؟
.آره - خب خوبه -
.فرنکلین، ببین
.عکستو گذاشتن - اوه خدایا -
.انگار تو یه ابرقهرمان خیلی سکسیای
فرنکلین فاکس چندماه بعد از نجات آنتون بورل
"همون کار رو برای سیگ تورنسون هم انجام داد
.معروف شدی. مرد من
.اوه خدای من
یادته که فردا چه شبیه، درسته؟
.نمایشگاه هنرم قراره بیای، درسته؟
.البته - ،چون نمیدونم -
فکرنمیکنم بتونم قضاوت مردم رو بشنوم
.و اینجا تنها باشم
به نامزد ابرقهرمانم نیاز دارم
.که اونجا باشه و ازم حمایت کنه
.خیلیخب، به یه شرط میام
.دیگه ابرقهرمان صدام نکنی
خب، ببخشید که
پرواز میکنی به کازینو، برنده میشی
.جلوی قتل رو میگیری و برمیگردی
.اون کار ابرقهرماناست
.اخبار فوری مردی که در ترور دیشب
...سیگ تورنسون
چی شده؟... - دستگیر شد -
...شناسایی شده - عزیزم؟ -
.میدونستم که یارو رو شناختم
کی، شلیک کننده؟ - آره -
،دو سال پیش، همسر مظنون، سوزان میلر
داخل دفتر شرکت داروسازی رنسون
.به صورت مرده پیدا شد
اون با مدیراجرایی رنسون که خودشو
.توی دفترش دار زده بود، ازدواج کرده بود
،سعی کردم برای مصاحبه برم دنبالش
.اما هیچ پوشش رسانهای ازش نبود
.داروی شرکت، زوناستین ...
من میرم بخوابم، میخوای بیای؟
.خودکشی توسط پزشکی قانونی تایید شد...
.اه، یکم دیگه میام - .باشه -
.یک قتل مرتبط با محلی که سیگ تورنسون در اون قرارداره...
.تنهام نذار - شب گذاشته میلر -
تلاش کرد که با دستای خودش .عدالت رو برقرار کنه
!دربارهی سیگ تورنسون تحقیق کنید
!دربارهی رنی رنزلر تحقیق کنید اونا از همه اخاذی میکنن
،فرنکلین، ببخشید
.نمیخواستم بترسونمت
.نه، مشکلی نیست
قهرمانمون چطوره؟
.دارم از این مسئلهی قهرمانی خسته میشم
میدونی، یه سری کار دارم .که باید انجام بدم
چطور میتونم کمکت کنم؟
...خب، میخواستم ببینم که پروندهی
.مرتبط با کارمند قدیمی، سوزان میلر رو داری
چرا باید اونو بخوای؟
.شوهرش کسیه که میخواست سیگ رو بکشه
،دربارهی اعتیاد زوناستین میدونسته
،به کسی نگفته
و تورنسون هنوز به خاطرش .سرزنش میشه
.یک سهم مالی درگروی موفقیتش بود
فکرمیکنم پول از جون آدما براش مهمتر بود
برای همین میخوام یکم بیشتر دربارهش بفهمم
ببین، وقتی دارم سعی میکنم کل شرکت رو
دوباره چارچوب بندی کنم
باید تا حد امکان اطلاعات داشته باشم
و داشتن پروندهی کارمندش
.ممکنه بتونه یکم مفید باشه
.ببینم چیکار میتونم بکنم
.ممنون، رنی
میدونی، اگه بتونم ابرتاریکی که هنوز
آقای تورنسون و این شرکت رو پوشونده کنار بزنم
.اون موقعست که خودمو قهرمان خطاب میکنم
دارم میگم که آقای تورنسون
.اول بورل رو نجات داد و بعد شما
.فکرمیکنم کار خودشه
خب، شاید برای این بود که داشت کار تورو انجام میداد، کلورت
.سیگ، فرنکلین میخواد پروندهی سوزان میلر رو ببینه
دیدی؟
.آره، شاید
.شاید فقط یه درخواست سادهست
شاید باید به درستی از آقای فاکس تشکر کنم که
.داره کار تورو انجام میده
.فرنکلین - .بله -
به رنی گفتم اینو از گاوصندوق دربیاره
.سوزان میلر، رنی گفت که میخواستی ببینیش
...اوه، آره، اما فکرمیکردم که شما
.خالیه - .آره -
اینکه بهمون نگفت که دربارهی زوناستین میدونسته
.هزینهی زیادی برای اعتبارمون داره
احتمالاً باید سوابقش رو نگه میداشتیم
.منظورم اینه که غریزهت درست بود
.و این غیرقابل انکاره
،بعد از نجاتم توی میامی
.میخوام ازت تشکر کنم
.نه، میخوام تشکر کنم
.اوه، نه خودتو اذیت نکن .الانش هم کردی
.نه، ژاکتت رو بردار
.دنبالم بیا
.واقعاً به خاطر کاری که کردی ممنونم
.اوه، آره .دیشب
.نه، نه، نه
.خودتو دستکم نگیر هی، بیا بریم بچرخیم
کدوم رو باید ببریم کدومو باید برداریم؟
کدوم رو دوست داری؟
.من از اون خوشم میاد، بیا اینو ببریم
.خیلیخب - زودباش بپر بالا
.خوش میگذره
.آره
.قراره قدرتشو حس کنی
ها؟
.همینه، بزن بریم
.نیازی به کمربند نیست. زندگی کن
آقای سیگ، چیکار میتونم براتون بکنم؟
چند شات چطوره؟
.تکیلا
خوبه؟
.اه، حتماً
.برای توئه
منظورت چیه؟
.کاملاً مال خودته
.اون هدیهی من برای نجات جونمه
.همم
.ممنون
.بفرمایید
.بیا
.به سلامتی یه کارمند واقعی
!اممم
آمادهست، سمی؟
.دقیقاً همونطوری که خواستی
.خیلیخب
.زودباش، هدیهی آخر
.درست این بالاست
.زودباش، قراره خوش بگذره
.وقت جشنه
.اوه، ببینید کی اینجاست
.نه، نه
اوه، نه، باید برات پسر میاوردم؟
...نه، من - .قراره حسابی خوش بگذرونی -
.برو تو کارشون، پسر
.زودباش - نه نه -
...نمیخوام - اوه، بذار روش زوم کنم -
یه سری چیزا بهت دادم
،یه سرتو سنگین میکنه .اون یکی رو سفتش میکنه
.خیلی فتوژنیکی، فرنکلین
.اوه، لعنتی
هی، هنوز اینجاست؟
.اه، چندساعت پیش رفت
اما بهت گفت که وقتی اوضاعت برای رانندگی
.خوب شد، اینو بهت بدم
بیخیال، چیه؟
بهت خوش نگذشته؟
.دخترای خوشگلی بودن
.تو چیزخورم کردی
.اونم بخشی از خوش گذرونی بود
.قطعاً توی اون وسیله خودشو به کشتن میده
.هی، هی
.ببخشید، ببخشید خیلی دیرکردم
.توی یه جلسه با تورنسون گیر کردم
فرنکلین؟
.آقای بورل
چی؟ چه خبره؟
اه، منظورت چیه که چه خبره؟
نمایشگاه نقاشی این بانوی جوان با استعدادی که
.باهاش نامزد کردی
.آره، برای گالری اومد
انقدر نقاشیهاش برام جذاب بود
که مجبور شدم قبل از تصمیمم
.برای خرید، خیلی فکرکنم
.و نتونستم تصمیم بگیرم
.همهشونو خرید
.اونو به صورت مستقل ثروتمند کردم
.و تو، سرشار از سوپرایزی
تجزیه و تحلیل قابل پیشبینی، ها؟
.نجات تورنسون؟ انتظار اون یکی رو نداشتم
...اون، اون الان گفت
تو با تورنسون توی جلسه بودی؟
.آره
...فکرمیکنی این چیزا جاسوس
.فرنکلین، بیخیال ترایبند ...فکرمیکنی این چیزا جاسوس
.فرنکلین، بیخیال ترایبند
،تو با تورنسون جلسه داشتی
.برای همین منو کاشتی
.نه، نه، تورو نکاشتم کار داشتم
.اه، حالا شده کارت
فکرمیکردم کار تو این بود که به اندازه کافی مدرک جمع کنی
.تا بتونی از کار بیکارش کنی
.آره، همینه
برای همینه که بوی فاحشههای ارزون قیمت و آبجو میدی؟
یا چیز دیگهای هم هست؟
خیلی به میخکوب کردنش نزدیک شدم، خب؟
چرا نجاتش دادی؟
--اگه میخواستی از شرش خلاص شی
نجاتش دادم تا تورو نجات بدم، خب؟
کی میدونست که چند نفر ممکنه تیر بخورن
.ظاهراً تو
.دارم یه پرونده میسازم
باشه؟ گوش کن، چهار ماه دیگه
همهی اینا توی جلسهی سرمایهگذاری سالانهش میترکه
چهار ماه؟ همهی اینا توی جلسهی سرمایهگذاری سالانهش میترکه
چهار ماه؟
.فرنکلین، این دربارهی خواهرت یا دنیا نیست
.این دربارهی تو، و قدرت و این مزخرفاته
فکرمیکنم داری از گرفتن پولش لذت میبری
پول اون بود که نمایش هنریت رو راه انداخت
.میدونستم اونو میزنی تو صورتم
.میگی که به پول اهمیت نمیدی، اما میدی، جیلا
.تنهام بذار - این تورو دو رو و ریاکار میکنه
من ریاکارم؟ - آره، تو یه ریاکار میشی
من ریاکارم؟ - آره -
چی؟ چی؟
اون چی بود؟
.داشتی منو میزدی نه، نه، نه، نه
.ما اون بیرون توی آب بودیم
چیزی نیست، چیزی نیست، مشکلی نیست --م،م، میتونم توضیح بدم
فرنکلین، اون چه کوفتی بود؟ - میتونم توضیح بدم -
چه خبره؟
توی آب چه اتفاقی افتاد؟
...من من - اونجا بودم، دیدمش -
کار حلقهست، باشه؟
اون چیه؟
.پیداش کردم
و این کار اونه؟
آره، آره، 57ثانیه توی زمان به عقب میبرت
.نه، نه، نه، نه
.اون، اون واقعی نیست
--اگه میخوای میتونم نشونت
.نه، دوباره انجامش نده دیگه هیچوقت انجامش نده
.حس میکنم دارم دیوونه میشم
از کجا آوردیش؟
اون شبی که بورل رو نجات دادم .روی صحنه پیداش کردم
.اما نمیدونم از کجا اومده
.نمیدونم چطور کار میکنه
شبی که همدیگه رو دیدیم؟
پس تموم مدت داشتیش؟
چندبار تاحالا اونکارو کردی؟
و چرا نمیتونم به یاد بیارم؟
.خب، نمیدونم
حدس میزنم فقط کسی که لمسش میکنه به یاد میاره
.و برای بقیه ریست میشه
ازش استفاده کردی تا این چیزا رو بدست بیاری..؟
کار اونه، درسته؟
.این خونه، و همهی این چرت و پرتا
.کار اونه
روی منم ازش استفاده کردی؟
اینطوری منو به دست آوردی؟
انقدر تکرار کردی تا چیزی که میخوام بشنوم رو بگی؟
این حلقه همهچیزمون رو بهمون داده، باشه؟
.کل زندگیمون یه دروغه، فرنکلین
دروغ نیست، چون وقتی فشارش میدی
انگار اصلاً اتفاق نیفتاده، خب؟
.اما اتفاق افتاده اتفاق افتاده و خودتم میدونی
.اتفاق افتاده، تو میدونی، من فراموش میکنم
میدونی چیه؟ باید از اول به حرف دلم گوش میدادم
.تو یه دروغگویی
.جیلا
.با رنی صحبت کن
.میدونه که همهی اجساد کجا دفن شدن
.دارن از همه اخاذی میکنن
.فرنکلین
.شنیدم که یه هدیه خوب از آقای تورنسون گرفتی
.آره، گرفتم، راستش خیلی خوب بود
اما میدونی چی هدیه بهتری میشه؟
.همم - رمز اون گاوصندوق -
.وقتی جدی شدی خبرم کن
الان چطوره؟
.ترکیب رو بهم بده
!کلورت
!لعنتی
...به خدا قسم اگه جیغ بزنی،من
!اوه
.اه، لعنتی
.جیغ نزن وگرنه دوباره میکشمت
.خیلیخب، رمز اون گاوصندوق لعنتی رو بنویس
.بنویسش
.بنویسش
.هفت، دو، یک، سه، یک
.هفت، دو، یک، سه، یک
سلام رنی، میخوای یه حیلهی جادویی ببینی؟
.باشه
میخوام با استفاده از ذهنم رمز
.این گاوصندوق رو بگم
.فرنکلین، اون اسباببازی نیست
.فقط با بازی همراهی کن، رنی
.هی، رنی - ها؟ -
.اینو ببین
.بذارش روی پات - چی؟ -
خب، دفعهی بعد روی رونت نیست مستقیم تو سرته
.و باور کن، اصلاً خوب نیست
حالا بگو رمز گاوصندوق چیه؟
.بگو که رمزش چیه
.پنج، سه، پنج، هفت، هشت
.پنج، سه، پنج، هفت، هشت
.پنج، سه، پنج، هفت، هشت
.فرنکلین - خفه شو -
راحت بود نه؟
.فرنکلین
.شنیدم که یه هدیه خوب از آقای تورنسون گرفتی
.آره، خیلی خوب بود
امشب تا دیروقت میمونی؟
.نه، نه، تقریباً کارم تمومه
.باشه، خب، میخوام یکم بیشتر بمونم
یه سری کارا دارم که میخوام تموم کنم
.وای
هی، توی بازی فردا کار میکنی؟
بازی بسکتبال؟
آره، پسر، فکرمیکنی فینک بدون من میتونه انجامش بده؟
.نئاندرتال احتمالاً ساختمون رو به آتیش میکشه
.ببین، توی یه چیزی به کمکت نیاز دارم
چی شده؟
.دارم رنسون و سیگ تورنسون رو زمین میزنم
تلافی خواهرت؟
.آره
.البته که هستم
اما، اما، چطور؟
.ببین
اینا چی هستن؟
اینا یه سری چرت و پرتن
که تورنسون برای نگه داشتن کارمندهاش استفاده میکنه
وای، اونا پولارویدهای لختی هستن؟
.آره، همیشه مشغول این کار بوده
این آتوها و مدارک رو از کارمندهاش میگیره
.تا به حرفش گوش بدن
خب من مدرک اینکه دربارهی زوناستین میدونسته
و همهی این چیزایی که دنیا رو میترکونه رو
توی یه فایل گذاشتم و دارم برات میفرستم
.وایسا وایسا، صبرکن، صبرکن
چی؟ اون تویی؟
چرا پسرت رو دعوت نکردی؟
ببین، چیزخور شدم
و هیچکدومش رو یادم نمیاد، باشه؟
.ناراحت کنندهست
ببین، هرچی که برات میفرستم رو
باید روی صفحه نمایش قرار بدی
و قبل از بازی توی دنیا پخش کنی باشه؟
این یعنی من اخراج میشم و بعد ورشکست میشم و قبل از بازی توی دنیا پخش کنی باشه؟
این یعنی من اخراج میشم و بعد ورشکست میشم
.نه، نه، نه - و احتمالاً بیخانمان میشم -
.خیلی سریع برو حساب بانکیت رو بررسی کن
!پشمام، پسر
--چطور تو - هی، هی، هی -
سوال نپرس، باشه؟
.فقط میخواستم هواتو داشته باشم
.انجامش میدم - ممنون، مرد -
کل شب طول کشید
تا یه پست نهایی برای وبلاگم درست کنم
و توضیح بدم که چرا یه مدت نبودم
.و چرا باید این بازی رو نگاه کنن
روز بعد درحالی که منتظر شروع بازی بودم
برای خروج از شهر آماده شدم
.و سعی کردم اوضاع رو با جیلا درست کنم
.هی، جیلا هستم
.میدونی که باید چیکارکنی
.جیلا، ببین، حق با تو بود
خب، اجازه دادم که پول و قدرت بهم غلبه کنه
.و واقعاً متاسفم
اما حالا برگشتم به حال خودم، باشه؟
،اگه میتونی بازی رو روشن کن .خودت میفهمی
یه مدت از شهر خارج میشم، باشه؟
.و... دوست دارم
.و ببینید کی اینجاست
--آنتون بورل، صاحب
.زودباش، اندی
این پیام به طور همزمان برای تمامی
.رسانههای خبری ارسال میشه
مدیرعامل داروسازی رنسون سیگ تورنسون
.سالهاست که متهم به تخلفه
!بذار بیام داخل، اندی
چه مرگت شده؟ .این در کوفتی رو باز کن
.اینطوری اخراج میشی
همهی مرگها رو گردن اون انداخت
...چون با نادیده گرفتن گزارش بعد از گزارش
!بازش کن - برام مهم نیست -
،یه عالمه مدرک دارم
.اما بیاید با شوکه کنندهترین شروع کنیم
چیزی که شما شاهدش هستین یکی از زیردستای سیگ تورنسونه
که داره قتل کارمند، سوزان میلر رو صحنهسازی میکنه
تا به عنوان یک خودکشی به نظربرسه
تا بتونه تمامی مرگهایی که
به خاطر نادیده گرفتن گزارشات قرص اعتیادآورش
زوناستین، که باعث مرگ هزاران نفر شده بود رو
.گردن اون بندازه
.اه، زودباش، زودباش
،تورنسون قطعاً میدونسته
چون خودش اونجا پشت دیوار قایم شده
و داره بعد از برنامهریزی صحنهسازی
.از زیردستش آتو میگیره
درحال حاضر مطمئن نیستیم
.که اونجا چه خبره
من نباید نگاه میکردم
.اما میخواستم بشینم و ببینم
و حالا که حرفش پخش شده، قطعاً وقت رفتنه
چون همونطور که انتظار داشتم هرلحظه یکی بیاد جلوی درخونه
.یکی اومد، اما جلوی در خونه نبود
.واقعاً لازم نیست
.جداً منو به فنا دادی
.اما قراره درستش کنی
آره، این روزا همه میدونن که میشه
.کلی ویدیوی جعلی درست کرد
.اون دقیقاً چیزیه که قراره به دنیا بگی
.همهش فریب بود
.همچین اتفاقی نمیفته
.اوه، فکرمیکنم میفته .ازت آتو دارم
.اوه، عکسای احمقانه؟ اهمیت نمیدم
.اه، نه، یه چیز خیلی بهتر
.فرنکلین - حرومزاده -
.دقیقاً خودمم
.فرنکلین، دیدم چیکار کردی
.کار درستو انجام دادی
.حلقه رو بزن و فرار کن
وایسا، کجا؟ - باید بریم، دارن میان -
دربارهی چی داری حرف میزنین؟
!الان انجامش بده، بدو تمومه
.آتو دارم
.فرنکلین - .جیلا، متاسفم -
.نه، اشکال نداره .کار درستی کردی
.باید بریم، دارن میان
!اوه برگرد اینجا
!بگیرش! من اینو دارم
.من دختره رو میگیرم
.بیخیال اون
!فقط بیارش توی هواپیما، بریم
!بیاید بریم
.زودباش، اینو بلند کن
.مرکز کنترل هستم
.مسیر برای پرواز باز نیست
.دارن مسیر رو میبندن
...برای پرواز
از بالاشون برو، از روشون رد شو فقط منو ببر
.مسیر برای بلندشدن خالی نیست
...روی زمین
!وسایل نقلیه توی مسیر قرار دارن
!مسیر شما برای پرواز خالی نیست
کلورت؟
اوضاع خوبه، درسته؟ - یه مقدار آسیب دیدیم -
.باید برگردیم روی زمین
.نه، نه، نه، پرواز میکنیم، لعنتی
،کلورت درست میگه .بیاید برگردیم
شخصاً، ترجیح میدم که از یه جزیرهی شخصی
.برای پروندهم بجنگم تا از توی سلول
.حداقل باید از مرز رد شیم
اینا همهش تقصیر توئه، میدونی، درسته؟
.هی، دارم با تو حرف میزنم
این چه کوفتی بود؟
اون حلقه؟
.خودشه، اون کاریه که داشتی انجام میدادی
حلقه؟ سیگ، دربارهی چی حرف میزنی؟
...من اینجا بودم، بعد تو، تو
!اون حلقه رو بده به من
.فرنکلین، لطفاً
.لطفاً
!محکم بشینید بدهش به من
.بدهش به من، عوضی داریم سقوط میکنیم
نمیخوای دوباره دخترت رو ببینی؟
حلقه؟ سیگ، دربارهی چی حرف میزنی؟
.انفجار حلقه، اون رو برمیگردونه
چه انفجاری؟ .اون نمیدونه
.اما تو میدونی
.میدونی
.میدونم
.بدهش به من
.خودشه، خیلی دیرشده
.دیگه وقت نداریم بیا، بگیرش
منظورت چیه که وقت نداریم؟
.حلقه فقط 57ثانیه به عقب میره
.پس فقط مارو ببر عقب
ببر عقب، برگردون عقب
.کار نمیکنه
!کار نمیکنه، کار کن
.بیا، بیا
.درستش کن، کارش بنداز
.اولین بار که دیدمت بهت گفتم
.قدرت محدودی داره
دربارهی چی حرف میزنه؟
.دیگه تمومه، کارت تمومه
.اگه من کارم تموم شه، تو هم تمومی میخوای بمیری؟
.قرصهات، شرکتت تو خواهرمو کشتی
.سزاوار هیچکدوم از چیزایی که داری نیستی
.پس اگه بمیری، اهمیت نمیدم
!سیگ - برو بالا -
برو بالا
!برگرد
.خانم، لطفاً داخل ماشین بمونید
.خانم، خانم، به منطقهی سقوط نزدیک نشید - فرنکلین؟ -
!خانم، برگردید
فرنکلین؟
!فرنکلین
فرنکلین کجاست، فرنکلین کجاست؟
.نمیدونم
!فرنکلین، فرنکلین اوه خدایا -
خوبی، حالت خوبه؟ - من خوبم -
.خوبم، خوبم
تو خوبی، خوبی؟
.تورنسون مرده
هی، میخوای یه نگاه بندازم؟
.حالش خوبه
فرنکلین، اون اینجا چیکار میکنه؟
و از کجا میدونه که حالش خوبه؟
مدار اینگرام با حلقه .ادغام شده
.حلقه
میدونستی که حلقه رو دارم؟
.ببخشید، باید بهت پسش میدادم
.خب، میخواستم که داشته باشیش
چرا؟
،لحظهای که اونو برداشتی
اینگرام تشخیص داد که
--تو میتونی یه شخص عالی
برای امتحان کردنش باشه؟
.من حلقه رو امتحان نمیکردم
.تورو امتحان میکردم
داشتم نظارت میکردم تا ببینم
...چطور تکنولوژی روی تصمیمات
.و اعمالت تاثیر میذاره
.کریستالهای کوانتوم
کریستالهایی که منو توی مسیر .توسعهی ترایبند قرار داد
...اما موفقیت واقعی - .سفر در زمان -
،فرنکلین
دنبال یه فرد با استعداد میگشتم
تا کنارم کار کنه
تا بهترین نحوه استفاده
از پتانسیلهای گسترده این تکنولوژی .رو برای جهان تشخیص بده
.بنابراین از تو میخوام که همراه شی
.کمکم کن تا کشفش کنم
،نمیتونی
...نمیتونی همینطوری به عقب بری و
همهچی رو انقدر تکرار کنی .تا درست بشه
یه آیندهی بهتر این شکلیه؟
مرگ؟
تو که قصد نداری برای سیگ تورنسون .سوگواری کنی
.نه
.اما ممکن بود آدمای بیگناه بمیرن
.ممکن بود جیلا توی اون هواپیما باشه
.پس یعنی جوابت منفیه
.خب، در اون صورت، حلقه رو میخوام
.نه
.این وسیله خطرناکه
...اعتیادآوره، مثل
.همون چیزیه که خواهرم رو کشت
نمیتونستم ازش استفاده نکنم .و نمیخواستم
.وایسا، فرنکلین، وایسا
.ببخشید. باید تمومش کنم
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: سپهرطهماسبی SepSensi
باید فرار کنیم؟
.نمیتونم بدوئم، تو بدو
.نه، بهت گفتم که ولت نمیکنم
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
.پیشنهاد هنوز سرجاشه
چی؟ تو الان ثابت کردی که
.یک شریک عالی هستی
.تو که شریک داری
،اون آنالیز میکنه .کاری که گفته شده رو انجام میده
آخرین چیزی که لازم دارم "جواب " بله قربانه
یکی رو میخوام که از گفتن .نه" نترسه"
حالا نظرت چیه؟
کمکم میکنی تا دنیای بهتری بسازم؟
.الان کمک کردم
.میتونی اینا رو هم داشته باشی
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
.خیلی چیزا رو باید توضیح بدی
.میدونم
اما کاری که انجام دادی .خیلی جذاب بود
.اخ - ببخشید، ببخشید -
.متاسفم
زمان عامل جهانی
.همگامسازیه
اگه حتی برای 57ثانیه، قانون رو زیرپا بذارید
.ناهماهنگی، نابرابری و ناهمبستگی ایجاد میکنید
.دنیایی از "نا"ها
...و واقعاً
کی میخواد توی اون دنیا زندگی کنه؟...
هماهنگسازی با بلوری از آرمان Armanpe
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.