All language subtitles for Whistle.2025.1080p.KING_SUBTITLE-FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili Download
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫ t.me/king_subtitle

‫تایم اوت! تایم اوت! داور! داور! تایم اوت!

‫دین!

‫خیلی خب، حواستونو جمع کنین. بجنبین.

‫خیلی خب، خیلی خب. شما ۴۴ ثانیه وقت دارین.

‫همین. کل چیزی که دارین همینه.

‫پس تشویق کردنا، جمعیت، اونایی که اومدن بازیتونو ببینن رو فراموش کنین.

‫هیچکدوم از اینا وجود نداره.

‫دین، توپو پیدا کن و هورس رو پیدا کن.

‫حله رئیس. - هورس،

‫سبد رو پیدا کن. - اوم‌هوم.

‫خیلی خب، بزن بریم. گرگ‌های پولادین، زوزه بکشین.

‫بزن بریم، بزن بریم، بزن بریم!

‫یک. دو. سه! - یک. دو. سه!

‫بجنب، بجنب!

‫هی، هی! بده به میسون! - توپ، توپ، توپ!

‫هورس آزاده! - آره، آره.

‫فرار کن، فرار کن، فرار کن!

‫هورس!

‫آره، بزن بریم. - آره!

‫بزن بریم پسر. - هووو-هوو!

‫آره! از پسش برمیای، میسون!

‫هوو! - آره!

‫از پسش برمیای، میسون!

‫میسون...

‫هورس!

‫برو! برو! برو!

‫می‌بینمش. آآآه!

‫اینجا، اینجا! هورس!

‫شوت کن! شوت کن! شانستو امتحان کن!

‫آره! آره!

‫حرکتش بده!

‫میسون...

‫آره! - آره!

‫آره! آره!

‫هی، پس این هورس کجاست؟

‫گرگ‌های پولادین! - گرگ‌های پولادین!

‫میسون...

‫میسون...

‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم! هنوز نه!

‫باشه؟

‫نگاه کن! نگاه کن!

‫نگاه کن!

‫دیدی؟ دیدی؟ رفته!

‫باشه؟

‫تنهام بذار!

‫اوناشش! سلطان لحظه‌های حساس!

‫هورس، تو خودتی! آره، آره!

‫آره!

‫بزن بریم! بزن بریم! بزن بریم، مرد!

‫فکر کردیم اون بیرون گمت کردیم.

‫شوت قشنگی بود.

‫می‌دونی؟ - آره.

‫هورس!

‫یالا دیگه مرد! یه قرنه اون تویی!

‫مطمئنی اون تو تنهایی، رفیق؟

‫چه خبره؟ - آره.

‫فقط منم و مامان...

‫آآآآههه!

‫هورس! نه!

‫زود باش، زود باش! یکی کمک کنه!

‫یکی کمک کنه!

‫هورس!

-♪ We're living in desperate times ♪

♪ These are desperate times, my dear ♪

♪ There's no way out of here ♪

♪ There's no way out, I fear ♪

♪ I've been holding back all my tears ♪

♪ Just so the pressure don't show ♪

♪ Like a time bomb ticking away ♪

♪ I might blow up someday ♪

♪ Don't push, don't shove ♪

♪ You better watch what you do ♪

♪ When my back's ♪

♪ To the wall ♪

♪ I might do anything at all ♪

♪ When my back's ♪

♪ To the wall ♪

-♪ To the wall ♪

-♪ I might take any chance at all ♪

♪ When my back's ♪

♪ To the wall ♪

-♪ Back's to the wall ♪

-♪ I might do anything ♪

♪ You've got the upper hand ♪

♪ Well, I've got nothing to lose ♪

‫صبح بخیر!

‫یا خدا، رل! - اوه!

‫چه فایده در می‌زنی

‫وقتی قراره همینجوری بیای تو؟

‫خوشحالم می‌بینم جا افتادی، دخترعمو.

‫می‌دونی، مثلاً، فضا رو مال خودت کردی.

‫یعنی جدی می‌گم، کریس،

‫اگه برای باز کردن بقیه وسایلت کمک خواستی...

‫از وقتی آخر هفته‌ها تو کارخونه فولاد کار می‌کنم،

‫شدم یه پا دریل‌کار قوی و سریع،

‫واسه همین همیشه خوشحال می‌شم کمک کنم.

‫اوه، صفحه‌ی گرامافون! باحاله.

‫آخرین باری که دیدمت، آهنگای روز گوش می‌دادی.

‫ما ۱۱ سالممون بود، رل.

‫کی رفتی تو کار این چیزای پیرمردی؟

‫قدیمی نمی‌شه...

‫موسیقی خوب. - اوه!

‫فقط موسیقی بده که تاریخ مصرف داره.

‫خب، هروقت پیپ

‫و دمپایی کنار شومینه‌تو خواستی بهم بگو.

‫می‌دونی، دندون مصنوعیت کنار تختت.

‫اوه! اوه.

‫جورابای بوگندو. جورابای بوگندو.

‫به هر حال، نمی‌خوایم روز اولت دیر برسیم.

‫مدرسه جدید، شروع جدید.

‫همه این... چیزای خوب.

‫باشه، من می‌رم ماشینو بیارم دم در.

-♪ Cat got my tongue ♪

‫خیلی خب. بزن بریم.

‫اگه نمی‌خوایم دیر کنیم باید بجنبیم.

‫اوه، ای بابا.

‫تقریباً «انتقام‌جو» رو یادم رفته بود.

‫شاید یه کم با مدرسه‌ی قبلیت

‫تو شیکاگو فرق داشته باشه،

‫ولی خب...

‫به دبیرستان پلینگتون خوش اومدی!

‫اوه، ببین، کریس، می‌دونم دخترعمومی و اینا،

‫ولی لطفاً حس نکن مجبوری با من

‫یا رفیقای خوره کتابم بگردی.

‫و... اونم گریسه. اون...

‫اون الان با بچه‌های باحال می‌گرده.

-♪ I broke a glass, I tripped and fell ♪

♪ I told secrets I shouldn't tell ♪

‫من دنبال جمع و رفیق نیستم، رل.

‫باشه. - جلوی کمد منی.

‫برو کنار. - هوم! باشه. هوم!

-♪ ...I'm alive ♪

♪ It's social suicide ♪

♪ Social suicide ♪

‫چرا روش نوشته «هورس»؟ - هان؟

‫اوه، این لقب، اه، میسون ریموره.

‫اون بچه‌ای بود که مرد...

‫اوه!

‫تو نمی‌تونی از این استفاده کنی.

‫این کمد رو به من دادن.

‫این مدرسه هیچ احترامی برای مرده‌ها قائل نیست، داداش.

‫پلینگتون خیلی وقته که هست، بچه‌ها.

‫صاحب همه‌ی این کمدا مرده‌ها بودن.

‫هی، گریس، موهات امروز خیلی قشنگ شده.

‫ممنون، رل.

‫هی، این، اه... دوستت کیه؟

‫کی؟ اوه.

‫اوه، اه، نه.

‫ام، این دخترعمومه.

‫وایسا، وایسا، وایسا.

‫تو دختر جدیده هستی؟

‫شنیدم...

‫که تازه از کمپ ترک اعتیاد اومده بیرون

‫بعد از اینکه باباشو کشته یا یه همچین چیزی.

‫باشه، بس کن، دین. - نه، نه، این مسخره‌ست.

‫یعنی، مدرسه به گند کشیده شده.

‫شاید وقتی کشتش هم نشئه بوده.

‫خفه شو، تانر.

‫چی؟

‫خب، بهتره حرف نزنی

‫چون هیچی نمی‌دونی.

‫خب، راسته؟ تو معتادی؟

‫یعنی، با این ژاکت سمساری که تنت کردی

‫حتماً شبیه معتادا هستی.

‫اوه! - هی!

‫همینه که هست! این دخترعموی منه، بچه‌ها!

‫هی! خفه شو، عجیب غریب! - هی! کافیه!

‫کافیه!

‫آه. شما چهارتا تو راهرو دعوا می‌کنین...

‫بازداشت، بعد از مدرسه.

‫این روانی همین الان وحشیانه به من حمله کرد،

‫آقای کریون. - بیا با بازداشت شروع کنیم.

‫باشه؟ و بعداً می‌تونیم در مورد تعلیق هم صحبت کنیم.

‫ام، آقای کریون؟ - بله؟

‫من دیدم چی شد. اون کاری نکرد.

‫نه، نه، نه. اون با زانو زد تو اونجای یه پسره، خانم گینز.

‫این واقعاً یه کاریه. - نه. من...

‫شش، شش. و به خاطر تحمیل کردن نظر ناخواسته‌ات به من،

‫تو هم می‌تونی تو بازداشت به ما ملحق بشی.

‫باشه؟ خوبه. بعداً همه‌تونو می‌بینم.

‫اونجا می‌بینمت.

‫خب، قرار استخرمون پرید، عزیزم.

‫کارت عالی بود. - فکر می‌کنی هنوزم می‌تونن

‫بچه‌دار بشن؟ - حال به هم زن.

‫هی. جدی می‌گم.

‫کارت عالی بود.

‫اوه، ببین، حالت خوب می‌شه، مگه نه؟

‫آره؟ آره؟ باشه. روز خوبی داشته باشی!

‫هی. متاسفم بابت حرفایی که زدن.

‫اوه، نباش. یعنی...

‫در مورد هیچکدومش اشتباه نمی‌گن.

‫ام... اوه. وایسا. کمکت می‌کنم.

‫من... من به کمکت احتیاج ندارم.

‫باشه.

‫گل داوودی...

‫گل داوودی...

‫یالا، فقط یه ساعت وقت داریم.

‫هدرش ندیم.

‫آه. چه خوب که به ما ملحق شدی.

‫گل داوودی.

‫گل داوودی؟ لعنتی.

‫در واقع کریسه.

‫اوه!

‫وای! اون چیه؟

‫اون پایپه؟

‫نه. - اه، آقای کریون؟

‫بله، دین؟ - یه سوال...

‫ما اجازه داریم، مثلاً، لوازم مصرف مواد تو مدرسه داشته باشیم؟

‫می‌دونی، مخصوصاً وقتی یکی خودش رو

‫یه معتاد معرفی می‌کنه.

‫پایپ نیست. - هی، بیارش بده به من.

‫من اینو تو کمدم پیدا کردم.

‫اوه. واو.

‫فکر می‌کنین چیزی ارزش داشته باشه؟

‫نمی‌دونم.

‫شبیه یه ساز موسیقیه، مگه نه؟

‫یه جور سوت یا کازُو.

‫یعنی، این قسمت‌هاش قطعاً مال تمدن مایاست،

‫ولی بقیه‌ش، یعنی... نمی‌دونم.

‫شاید مال اولمک باشه.

‫می‌تونین چیزی ازش ترجمه کنین؟

‫نمی‌دونم. بذار... بذار یه نگاهی بندازم.

‫خیلی خب.

‫خیلی وقته از دوره فوق لیسانسم گذشته.

‫اوه، نگاه کن. اینجا یه کلمه هست.

‫این احتمالاً «کابا» تلفظ می‌شه...

‫اوه، که یعنی «حرف زدن»

‫یا می‌تونه به معنی «صدا زدن» هم باشه.

‫یه کلمه دیگه هم این طرف هست.

‫اون شاید «پیکسان» باشه.

‫با P-I-C نوشته می‌شه؟

‫اه، نه. «P»... به نظر میاد...

‫که P-I-X-A-N باشه.

‫چرا؟ چیکار داری می‌کنی؟

‫«مرده‌ها را احضار کن.»

‫واو. هوم.

‫دیگه حتی به مدرک هم احتیاج نداری.

‫فقط همین.

‫ببین، من اصلاً نباید...

‫آه، فکر کنم بهتره من از این مراقبت کنم.

‫ممکنه واقعاً، اه، ارزش تاریخی زیادی داشته باشه.

‫و... و تو خودت گفتی

‫که از یه کمد که جزو اموال مدرسه است درش آوردی.

‫مال تو نیست. خوبه. خیلی خب.

‫ببین، فکر کنم همینجا جای خوبیه

‫که بازداشت رو برای امروز تموم کنیم.

‫آه! - بله. بله.

‫ممنون، آقای کریون. - فکر خوبیه.

‫به جاش، می‌خوام که یه انشای پنج صفحه‌ای

‫در مورد نقش قربانی‌های از پیش آماده شده

‫در آمریکای میانه باستان بنویسین.

‫جدی؟ - شش صفحه بنویس. شش صفحه.

‫نه، نه. خوبه، خوبه. ما داریم می‌ریم.

‫آره. - ما رفتیم.

‫هی. ام، همه‌مون داریم خونه گریس جمع می‌شیم

‫تا ببینیم چطوری یه هایکوی شش صفحه‌ای در مورد قربانی کردن با خون می‌نویسه.

‫پس ساعت ۷ می‌بینمتون؟

‫یعنی الان همه‌مون دعوتیم؟

‫آره، دین کوچولو، همه‌مون دعوتیم.

‫حتی تو.

‫به این می‌گن مهمون‌نواز بودن و عوضی نبودن.

‫خیلی خب، من می‌رسونمتون.

‫می‌خوام سالم برسم خونه.

‫من اونجا می‌بینمتون.

‫رو گریس کراش داری، هان؟

‫آره.

‫یه روزی، شانسمو امتحان می‌کنم.

‫وای.

‫کریون. کریون...

‫هی، ام، گوش کن...

‫در مورد امروز صبح...

‫اونا حق نداشتن در مورد اتفاقی که برای بابات افتاد

‫اونجوری حرف بزنن.

‫یعنی، اشکالی نداره.

‫تقصیر تو نبود. می‌دونی؟

‫واقعاً نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

‫آره. آره. آره، باشه.

‫خب... روز اولت تو دبیرستان پلینگتون چطور بود؟

‫ام، اِلی دختر خوبی به نظر میاد.

‫اوه، خدای من.

‫یعنی، چیز خاصی نیست، ولی خب...

‫«انتقام‌جو.»

‫اوه! باشه.

‫آه. خوبه.

‫هوم.

‫آه.

‫آه.

‫هوم.

‫هوم.

‫این...

‫بیشتر از یه کازُو هست.

‫هان.

‫یه تصادف شدید داشتیم. دو تا جسد هست.

‫یه مرد فوت شده.

‫حالت خوبه؟

‫نمی‌خواستم بترسونمت.

‫تازه اومدی اینجا؟

‫خیلی تابلوعه، هان؟

‫یه کم.

‫نوآ... هگرتی.

‫من کشیش جوانان تو کلیسای سنت مارک هستم.

‫تو عبادت می‌کنی؟

‫من خیلی اهل دین و مذهب نیستم.

‫آه. منم همینطور.

‫ولی خیلی اهل خدا هستم.

‫باید یه وقتی بیای کلیسای من.

‫با چند نفر آشنا بشی. آدمای خوبی‌ان.

‫آدمای واقعی که عاشق مسیح هستن. درسته؟

‫ولی، خب، می‌دونی...

‫...پایه‌ی خوش‌گذرونی هم هستن.

‫به عنوان یه تازه‌وارد تو شهر،

‫شاید ندونی اگه چیزی لازم داشتی کجا بری.

‫لازم ندارم.

‫خب، حتماً، حتماً. می‌فهمم.

‫تو پاکی.

‫ولی اگه یه وقت خواستی یه کم کثیف‌کاری کنی...

‫ببین، نظرت در مورد یه هدیه خوش‌آمدگویی به شهر چیه؟

‫هی، ازش فاصله بگیر!

‫هی! - اوه!

‫بس کن!

‫خدا برای همه یه کاری در نظر گرفته.

‫من فقط دارم سعی می‌کنم به نیازمندا کمک کنم.

‫باشه؟

‫باشه.

‫پس نه خانی اومده نه خانی رفته.

‫اگه منو لازم داشتی من همیشه هستم.

‫آه! - حالت خوبه؟

‫من خوبم.

‫هی، پس اون کشیشه...

‫آدم حسابی‌ایه، هان؟

‫جالب اینجاست که، پدر و مادرا بچه‌هاشونو می‌فرستن کلیسای اون...

‫فکر می‌کنن اون یه الگوئه.

‫اون فقط یه آدم عوضی نیست.

‫به بچه‌ها مواد می‌فروشه.

‫و یه سال پیش، یکیشون اُوِردوز کرد.

‫یه روزی، به سزای عملش می‌رسه.

‫بیا از اینجا بریم.

‫آه.

‫هوم.

‫هوم.

‫آآآه!

‫لعنتی...

‫هوو!

‫چه خبر؟ - هی.

‫شماها انشاتون رو تموم کردین؟

‫صورتت چی شده؟ - چی؟

‫اوه، با نوآ هگرتی درگیر شدم.

‫چیزی نبود. به هر حال...

‫ببینین چی آوردم.

‫تادا!

‫لعنتی!

‫چارلی؟

‫چارلی.

‫چارلی؟

‫چارلی.

‫متاسفم آقا، مدرسه تعطیله.

‫شما... شما دارین به حریم خصوصی تجاوز می‌کنین.

‫من همین الان به حراست زنگ زدم، پس...

‫بهتره راهتونو بکشین و برین.

‫آقای کریون؟ - عجب غلطی کردم!

‫حالتون خوبه؟ - اوه، خدای من!

‫اسمتونو صدا زدم، ولی...

‫می‌خواین یه دقیقه بشینین؟

‫نفسی تازه کنین؟

‫نه، نه، نه. من خوبم. فکر کنم فقط...

‫فقط اخیراً یه کم زیادی کار کردم.

‫خوبه.

‫اوه، آقای کریون؟

‫رازتون پیش من محفوظه.

‫اون چیه؟

-♪ It's an omen ♪

‫من می‌خوام پدربزرگمو احضار کنم.

‫ولی پدربزرگت که نمرده.

‫ولی، خب، خیلی پیره. و از این

‫نوشیدنی‌های دست‌ساز فوق‌العاده درست می‌کنه.

‫تیمی، برو تو اتاقت!

‫اون یه کوچولوی عجیب و غریبه.

-♪ Now the writing's on the wall ♪

‫اوه، کریس.

-♪ It's an omen ♪

‫می‌دونی، واقعاً یه جورایی قشنگه.

‫اگه کار کردن تو اورژانس چیزی بهم یاد داده باشه،

‫اینه که مرگ هیچوقت قشنگ نیست.

‫من قرار نیست بمیرم.

‫اوه! چرا به فکر خودم نرسیده بود؟

‫اوه!

‫کریون...

‫خب، دختر پسرا.

‫بیاین به عزیزای از دست رفته فکر کنیم.

‫امتحانش کن، عزیزم. جراتشو داری.

‫فکر کنم من از کل ماجرای

‫سوت مرگِ احضارکننده ارواح کنار می‌کشم.

‫خداحافظ، گل داوودی. - خداحافظ.

‫خداحافظ! - هی.

‫لازم نیست بری.

‫اوه، من... من باید وسایلمو باز کنم.

‫یالا دیگه، عزیزم. یعنی، بدترین اتفاقی که می‌تونه بیفته چیه؟

‫اشکالی نداره. بهتره برم.

‫اون، اه...

‫...شدید بود.

‫حالا چی؟

‫وایسا. وایسا، وایسا.

‫گوش کنین. شماها می‌شنوین؟

‫فکر کنم صدای چیزی رو شنیدم که داره میاد.

‫اوه! چی؟! اوه! - دین!

‫اه! کثافت!

‫اوه، خدای من. - خیلی چندشی!

‫اه! - خب، با این حساب، من رفتم.

‫خنده‌دار نیست.

‫ببین، بهت گفتم همه‌ش چرت و پرته.

‫باشه؟

‫هی!

‫ببخشید اگه امشب عجیب بود.

‫اوه، فردا باید بیای.

‫جشنواره سالانه برداشت محصول پلینگتونه.

‫سیب کاراملی، کنده‌کاری کدو تنبل،

‫ماز ترسناک با بسته‌های کاه.

‫خوش می‌گذره.

‫و ما همیشه می‌ریم.

‫و احتمالاً آخرین سالیه که همه‌مون با هم هستیم

‫قبل از اینکه بریم و زندگی‌های فوق‌العاده جدی بزرگسالیمون رو شروع کنیم.

‫باحال به نظر میاد.

‫آره، من فقط... دوست دارم که بیای.

‫هی، اِلی!

‫تو اینو جا گذاشتی، اه...

‫ممنون.

‫دیابت دارم.

‫داروهام.

‫دیرم شده برای شیفتم، ولی، ام...

‫اوه، در مورد جشنواره برداشت محصول بهم پیام بده.

‫رل شماره‌مو داره.

‫باشه.

‫رل، اون استریته؟

‫نمی‌دونم.

‫هیچوقت خیلی مشخص نبوده.

‫ولی، اه...

‫یه چیزی بهم می‌گه که قراره بفهمیم.

-♪ In the dark and lonely night ♪

♪ I gave my heart to you ♪

♪ Now I'm dreaming of a love known only by we two ♪

♪ You didn't want my heart to keep ♪

♪ Now our love's drifted away ♪

♪ And in shadows of the night ♪

♪ My heart it will remain ♪

‫نه.

-♪ In the night is where we met, and ♪

♪ In the night is where we parted ♪

♪ In the night is where we'll meet again ♪

♪ If only in my dreams ♪

♪ But the night is on my side ♪

♪ Your thoughts will turn to me ♪

♪ In the moments you're alone ♪

♪ Before you fall asleep... ♪

‫براتون شکلات داغ آوردم!

‫لطفاً در بزن!

‫اوه! ببخشید. - یکی داره نگاه می‌کنه.

‫بیا. داغه. مواظب باش.

‫فکر کردم یکی رو تو درخت دیدم.

‫من کسی رو نمی‌بینم.

‫احتمالاً چشمات دارن گولت می‌زنن.

‫اوه، خدایا.

‫اوه، خدایا. اوه، نه.

‫چی؟ - اشتباهی به اِلی پیام دادم.

‫اوه، ای بابا. - باید از شهر برم، باید برم.

‫آره، اون... اون...

‫آره. بده.

‫آره، فکر می‌کنی؟

‫چی بگم؟

‫اه... اه... - چی بگم؟

‫ام، وانمود کن یکی گوشیتو دزدیده.

‫آره، و به یه دختری که کمتر از ۲۴ ساعته می‌شناسم

‫پیام سکسی احساسی داده؟

‫آره. - آره.

‫آره، جواب می‌ده. - اوم، آره، حتماً.

‫داره تایپ می‌کنه... اوه، آره. داره... داره جواب می‌ده.

‫ام...

‫علامت سوال؟

‫چرا علامت سوال؟ چی بگم؟

‫هی، هی، هی، هی.

‫عادی باش، باشه؟ فقط آروم باش.

‫باشه؟

‫هر کاری می‌کنی...

‫آویزون بازی در نیار.

‫باشه.

‫اوم.

‫«اگه خوش‌شانس باشی.»

‫چی؟ چی؟! نه!

‫عادی، نه کارداشیانی.

‫بذار ببینم...

‫«پس اونجا می‌بینمت.»

‫«پس اونجا می‌بینمت»؟ - تمام.

‫به نظر میاد یکی داره می‌ره جشنواره برداشت محصول.

‫هان؟

-♪ In the night is when we'll meet again ♪

♪ If only in my dreams ♪

‫من دارم چیکار می‌کنم؟

-♪ If only in my dreams ♪

♪ If only in my dreams ♪

♪ If only in my dreams ♪

‫تو، دوست من، نباید رانندگی کنی.

‫من، دوست من، تمرکزم بالاست، رفیق.

‫یعنی، رسیدیم خونه، مگه نه؟

‫اینو ببین، اینو ببین.

‫شوت می‌کنه...

‫و گل نمی‌شه!

‫داستان زندگی توئه، لبران.

‫برو بابا، داداش.

‫من، اه... تو مدرسه می‌بینمت؟

‫آره. - لبران.

‫برو پی کارت.

‫برو پی کار مامانت.

‫گرگ‌های پولادین زوزه می‌کشن!

‫چی؟ - هان؟

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫ t.me/king_subtitle

‫گریسی...

‫تیمی، صداتو می‌شنوم!

‫تیمی! بس کن!

‫الو؟

‫تیمی؟

‫گریسی...

‫دین؟

‫تویی؟

‫این خنده‌دار نیست.

‫تیمی!

‫مامان می‌گه باید بیای تو

‫وگرنه چروک می‌شی.

‫بقیه کجان؟

‫یالا. بیا بریم.

‫ما مشاوران سوگ رو در دسترس قرار خواهیم داد

‫اگه هر دانش‌آموزی نیاز به کسی برای صحبت کردن داشته باشه.

‫این برای همه‌مون سخته.

‫آقای کریون عضو فداکار پلینگتون بود...

‫چه خبره؟

‫آقای کریون دیشب فوت کرد.

‫چی؟ چطوری؟

‫معلوم شد سرطان ریه مرحله چهار داشته.

‫دکتر ولز گفت عجیبه که دیروز اصلاً سر پا بوده.

‫حدس می‌زنم دیگه لازم نیست اون مقاله رو بنویسیم.

‫ولی جاش خالی خواهد بود.

‫مطمئنم آقای کریون می‌خواست شما بدونین

‫که چقدر عاشق تدریس اینجا بود،

‫و چقدر سپاسگزار بود که سال‌های زیادی

‫از زندگیش رو به این مدرسه داد.

‫هم آقای کریون و هم میسون ریمور

‫اعضای پرافتخار...

‫اِلی...

‫کریس...

‫اینو دیشب جا گذاشتی.

‫مال من نیست. - من نمی‌خوامش.

‫حس بدی بهم می‌ده.

‫من می‌گم اون چیزای جادویی رو بنداز دور.

‫خبرای بدی با خودش میاره.

‫من یه سمساری می‌شناسم

‫اون طرف شهر، واقعاً. می‌تونیم...

‫یا می‌تونیم فقط به خانواده میسون برش گردونیم.

‫آره.

‫آره، موافقم. ام...

‫آره، نه، اون... اونم پیشنهاد بعدی من بود.

‫من... من می‌تونم رانندگی کنم اگه بخوای.

‫خودت طراحیشون می‌کنی؟

‫چرا قایمشون می‌کنی؟ قشنگن.

‫ام، نمی‌دونم. حدس می‌زنم شخصین.

‫من همیشه دلم می‌خواست یه تتو بزنم.

‫مامانم هیچوقت بهم اجازه نمی‌داد.

‫از کجا می‌دونی چی می‌خوای طراحی کنی؟

‫حدس می‌زنم فقط یه چیزی که دوست داری پیدا می‌کنی

‫و می‌ذاری تا آخر عمر روت اثر بذاره.

‫به همین راحتی، هان؟ - اوم. راحت.

‫اینجارو نگاه کن.

‫الو؟

‫در باز بود.

-♪ Folks, I'm going down to St. James Infirmary ♪

♪ See my baby there ♪

♪ She's stretched out on a long white table ♪

‫ما یه چیزی داریم که مال میسون بوده.

-♪ So sweet, so cold, so fair ♪

‫من تو این خونه به دنیا اومدم.

‫امیدوار بودم اینجا هم بمیرم.

‫ولی بانک می‌گه دیگه حتی مال منم نیست.

‫متاسفم، ما فقط...

‫شاید شانس بیارم

‫و امروز سکته کنم و بمیرم.

‫یادآور مرگ.

‫یادآورهای فناپذیری.

‫همه‌ش باید بره.

‫من دنیا رو گشتم و اینا رو جمع کردم.

‫هر فرهنگ، هر دین و فلسفه‌ای مال خودشو داره.

‫بعضی‌ها با مرگ کشتی می‌گیرن،

‫بقیه‌شون باهاش می‌رقصن.

‫اینم بخشی از کلکسیون شماست؟

‫من اینو تو کمد میسون ریمور پیدا کردم.

‫تو پیداش نکردی.

‫اون تو رو پیدا کرد.

‫همونطور که نوه منو پیدا کرد.

‫همونطور که منو پیدا کرد.

‫نصف عمر پیش.

‫یه بازار تو کوچه‌پس‌کوچه‌های گواتمالا.

‫نوه‌ام رو گرفت، دخترم رو گرفت.

‫و بیشتر هم خواهد گرفت.

‫این چیه؟

‫این چوکا.

‫فریاد.

‫یه گنج دزدیده شده از یه قوم غارت شده.

‫به ما گفتن نوشته‌هاش یعنی «مرده‌ها را احضار کن»؟

‫نه...

‫دقیقاً نه.

‫نوشته‌هاش می‌گه...

‫«مرگت را احضار کن.»

‫روزی که به دنیا میای...

‫مرگت هم به دنیا میاد.

‫از اون روز به بعد، اون دنبال تو می‌گرده.

‫اگه سرنوشتت این باشه که تو ۹۰ سالگی بمیری،

‫۹۰ سال طول می‌کشه تا پیدات کنه.

‫اگه سرنوشتت این باشه که تو ۳۰ سالگی بمیری، فقط ۳۰ سال.

‫ولی اگه صدای جیغ سوت رو بشنوی،

‫همه چیز رو عوض می‌کنه.

‫یه صدا از این چوکا مرگت رو راهنمایی می‌کنه.

‫پس زودتر پیدات می‌کنه.

‫چه شکلیه؟

‫مرگ.

‫مثل خودت، البته.

‫تو تبدیل به همون چیزی می‌شی که

‫در آخرین نفست می‌شدی.

‫این رو نگه دار.

‫هیچوقت مال من نبود که برش دارم.

‫اگه نخوام بمیرم چی؟

‫پس نباید به دنیا می‌اومدی.

‫یعنی، خودت دیدیش.

‫اون کلی دارو مصرف می‌کنه.

‫و تازه خانواده‌شو از دست داده.

‫این هر کسی رو به هم می‌ریزه.

‫و به عنوان دکتر گینز آینده،

‫یعنی، هیچ علم پزشکی

‫پشت حرفایی که می‌زنه نیست.

‫اوه، آره، نه.

‫می‌دونم.

‫چرت و پرت بود.

‫بیشترش.

‫ولی فکر می‌کни آقای کریون هم مثل میسون ازش استفاده کرده؟

‫شاید.

‫پرونده‌هاشون تو بیمارستانی که من کار می‌کنم هست.

‫اونجا یه چیزی پیدا می‌کنیم.

‫وقتی اسم میسون رو آوردی، یه فکری به ذهنم رسید.

‫وای.

‫یه چیزی در مورد مرگش هست

‫که هیچوقت جور در نمیومد.

‫اون تو یه کابین دوش آتیش گرفت،

‫و اونا انداختن گردن نشت گاز.

‫اونجاست. ریمور.

‫مجبور شدن از سوابق دندون‌پزشکیش برای تایید هویتش استفاده کنن.

‫اوه، خدایا.

‫خیلی بد سوخته بود.

‫من فقط باید سوابق یه بیمار رو چک کنم...

‫ای بابا!

‫هیس!

‫ای بابا!

‫«ساختار استخوانی نشون می‌ده اواخر دهه ۴۰ بوده.»

‫اِلی، میسون وقتی مرد چند سالش بود؟

‫اِلی. سنش چنده؟

‫اه، ۱۷. چرا؟

‫چون گزارش پزشکی قانونی می‌گه اواخر دهه ۴0.

‫«تو تبدیل به همون چیزی می‌شی که در آخرین نفست می‌شدی.»

‫پس میسون قرار بوده وقتی پیرتره به خاطر نشت گاز بمیره؟

‫آره. آقای کریون، اون سرطان بالاخره می‌کشتش.

‫من بهش ۱۰ تا ۱۵ سال دیگه وقت می‌دادم.

‫آره، ولی نه دیشب.

‫اینجا دکتر اندروز...

‫یکی تو اتاق سوابق بوده و با پرونده‌ها ور رفته.

‫اِلی...

‫سیستم رو چک کنین ببینین کی اینجا بوده...

‫همه‌مون اون سوت رو شنیدیم.

‫ممنون.

‫باید به بقیه خبر بدیم.

‫اونا تو جشنواره برداشت محصولن.

‫الو؟

‫یاااه!

‫هی. چی می‌خوای؟

‫فقط یه کم. - یکی از اینا؟

‫بله لطفاً. ممنون.

‫خدا حفظت کنه. - خداحافظ.

‫یالا، گریس. هی!

‫تو به این چیزا احتیاج نداری.

‫فقط علفه. طبیعیه.

‫نظرت چیه به جای اینکه با این آدمای بی‌خود بگردی،

‫بریم سمت غرفه بازی؟

‫برات یه خرس عروسکی می‌برم.

‫تیراندازیم حرف نداره، می‌دونی.

‫چک-چک...

‫بوم!

‫همیشه همینطور بودی، رل.

‫پس، بهم یه فرصت بده.

‫می‌تونیم اینجارو تو آینه عقب بذاریم و بریم.

‫مثل، شازم!

‫رفت.

‫تو پسر مهربونی هستی، رل.

‫و آدم خوبی هستی.

‫واقعاً خوب.

‫یه روزی، یکی بهتر از من رو

‫خیلی خوشحال می‌کنی.

-♪ Then you say, "Go slow" ♪

♪ I fall behind ♪

‫گریس!

‫بیا پیشم!

-♪ If you're lost, you can look, and you will find me ♪

♪ Time after time ♪

♪ If you fall, I will catch you, I'll be waiting ♪

♪ Time after time ♪

‫اومدم خونتِو بمکم!

‫اه، چندش. بس کن.

‫آماده‌ای بترسی؟ - آره. بیا.

‫ولی باید یه دو دقیقه کامل بهم فرصت بدی.

‫باشه؟ چون من می‌خوام به اون زنگ برسم

‫و با تمام وجودم به صدا درش بیارم، باشه؟

‫دو دقیقه. فهمیدم. - دو دقیقه.

‫بعدش می‌رم دختر شیطون جذابمو پیدا می‌کنم.

‫اوم.

‫موفق باشی با اون.

‫تو هم می‌خوای بیای، بتمن عجیب و غریب بی بال؟

‫شاید، اه، بذارم تماشا کنی.

‫ها، ها، ها. نه. نه. اون انتقام‌جوئه!

‫بتمن بال نداره!

‫شما احمقای ورزشکار.

‫رل هنوز جواب نمی‌ده.

‫باید پیداش کنیم.

‫اوناشش.

‫همه دوستات اون تو دارن حال می‌کنن.

‫منم یه سس مخصوص خودم دارم اگه بخوای.

‫هی.

‫سلام.

‫تو مثلاً چی هستی؟

‫یه لزبین؟

‫وای خدای من.

‫اینو از تو یاد گرفتم.

‫هی، شماها!

‫من نمی‌خواستم به کسی آسیب بزنم.

‫آره؟

‫اون پسری که با موادت کشتی چی؟

‫به اون آسیب زدی؟

‫نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی.

‫این قضیه تموم نشده!

♪ Hey, little girl ♪

-♪ I long for the taste of your lips ♪

♪ Hey, little girl ♪

‫یاااه!

-♪ I long for the crack of your whip ♪

‫گریس، عزیزم، کجایی؟

‫وای خدای من...!

‫هی، اگه یه چیز دیگه بپره جلوم...

‫فکر می‌کنی کتک زدن یه زامبی غیرقانونیه؟

‫نگران نباش، داداش. من هواتو دارم.

‫یاااه!

‫باشه. بیخیال این.

‫باشه، گریس!

‫گریس، عزیزم، کجایی؟

‫دو دقیقه‌ت تموم شد!

‫اووووه!

‫گریسی!

‫گریسی...

‫رل، بقیه کجان؟

‫رل، گریس کجاست؟

‫رل؟

‫نمی‌دونم. تو ماز، فکر کنم؟

‫باید بریم پیداشون کنیم.

‫رل، یالا، باید باهاشون حرف بزنیم.

‫هی! هی، هی! من... من زدمش!

‫من...

‫بچه‌ها، وایسین! وایسین!

‫این برای گریسه.

‫یالا.

‫خب، اه، اینا همه‌ش برای چیه؟

‫گریسی...

‫لطفاً جواب بده. لطفاً جواب بده، لطفاً جواب بده.

‫گریسی...

‫اوه!

‫هی، یالا، باید یه سرنخی بهم بدی.

‫دین، نه، نه، گوش کن. گوش کن، من...

‫من نزدیک مرکزم، و این... نمی‌دونم،

‫این پیرزن دیوونه داره سعی می‌کنه دنبالم بیاد.

‫عزیزم، آروم باش. این یه ماز جن‌زده‌ست.

‫اونا باید دنبالت بیان.

‫دین، خواهش می‌کنم. باید بیای منو پیدا کنی.

‫اون... اون هی اسم منو می‌گه، ولی من اصلاً نمی‌دونم کیه.

‫خواهش می‌کنم زود باش. خواهش می‌کنم زود باش.

‫من گم شدم.

‫گریسی...

‫گم شو، پیرزن دیوونه!

‫عزیزم؟

‫عزیزم، چه خبره؟

‫عزیزم...

‫گریس؟ گریس؟

‫هی، تان، بیا بریم. یالا.

‫گریسی...

‫کمک!

‫دین! خواهش می‌کنم!

‫گریس، کجایی؟

‫بهم بگو کجایی.

‫داداش، چه عجله‌ای داری؟

‫گریس؟

‫یکی کمکم کنه!

‫دین! خواهش می‌کنم!

‫گریس!

‫کمک! دین!

‫گریسی!

‫[غرش می‌کند]

‫کمک! کمک!

‫کمک! کمک!

‫کمک!

‫گریس!

‫گریس!

‫دین! من تو مارپیچم! من اینجام!

‫گریس! گریس!

‫اون گریس نبود.

‫نمی‌دونم اون کی بود که اونجوری لباس پوشیده بود،

‫ولی اون گریس نبود.

‫اون گریس بود.

‫اون قرار بود از پیری بمیره.

‫منظورت چیه «قرار بود»؟ اون ۱۸ سالشه!

‫گوش کن!

‫گریس اونی بود که سوت رو زد.

‫ولی ما همه‌مون باهاش کنار استخر بودیم.

‫اِلی راست می‌گه. ما همه‌مون اونجا بودیم.

‫همه‌مون اون... صدا رو شنیدیم.

‫اون مرگ همه‌مونو احضار کرد.

‫و من...

‫من حس می‌کنم داره نگاهم می‌کنه.

‫منم دیدمش.

‫امروز صبح تو مراسم صبحگاهی.

‫یه چیزی شبیه تشنج بود.

‫نه، نه. من... من رفتم.

‫هی، هیچکدوممون الان نباید تنها باشیم، دین!

‫ببین، نمی‌دونم چه خبره

‫یا گریس کجاست،

‫ولی همه این اتفاقای ترسناک

‫از وقتی شروع شد که اون اومد تو این شهر.

‫شوخیت گرفته؟

‫تو جراتشو بهش دادی که اون سوت لعنتی رو بزنه.

‫تو مجبورش کردی این کارو بکنه.

‫تقصیر توئه که اون مرده!

‫هی! دین، دین!

‫وایسا!

‫ما فهمیدیم.

‫یه کوچولو روش کراش داشتی.

‫ولی آدمایی مثل تو...

‫...هیچوقت شانسی ندارن.

‫رل.

‫رل!

‫به بازی «اسکوبی دو» تون ادامه بدین.

‫من می‌رم مست کنم و منتظر بمونم تا گریس برگرده خونه.

‫دین...

‫دین؟ تویی؟

‫اشکالی نداره. من فقط... من فقط یه کابوس دیدم.

‫مامانتو بیدار کردی. اون باید بره مغازه...

‫آره، فقط برگرد بخواب.

‫بهتره دوباره مست رانندگی نکنی، پسر.

‫این کارت تو رو به کشتن می‌ده.

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫ t.me/king_subtitle

‫حالش چطوره؟ - دلش شکسته.

‫از بچگی عاشق گریس بوده، خب...

‫ام، چیزی در مورد این چوکا پیدا کردی؟

‫نه واقعاً.

‫فقط چندتا فرقه عصر جدید

‫و چندتا کلاهبرداری.

‫ولی باید یه راهی برای متوقف کردنش پیدا کنیم.

‫آره. باید فردا برگردیم پیش خانم ریمور.

‫تا حالا مردن کسی رو دیدی؟

‫چند نفرو. تو بیمارستان.

‫من حدود یه سال پیش اُوِردوز کردم.

‫بابام منو پیدا کرد و منو برد بیمارستان،

‫و ما...

‫ما نیم مایل باهاش فاصله داشتیم، و...

‫...یه کامیون بهمون زد.

‫خیلی متاسفم.

‫الان...

‫آهنگاشو دارم، می‌دونی، من...

‫من بهشون گوش می‌دم.

‫باعث می‌شه حس کنم بهش وصلم، مثل...

‫مثل یه پل، حدس می‌زنم.

‫سلیقه‌ش خوب بوده.

-♪ But we got lucky once before ♪

♪ And I don't wanna close the door ♪

‫کارای من بابامو کشت، و...

‫هیچ کاری هم نمی‌تونم در موردش بکنم.

‫بعضی وقتا آرزو می‌کنم کاش من بودم.

‫ولی نبودی.

‫و تو اینجایی.

‫من همین الان بهت گفتم چقدر داغونم.

‫همه داغونن.

‫فقط تو اینو می‌دونی.

‫و اون کاری که با نوآ کردی...

‫واقعاً باحال بود.

‫آره، ولی تو وضعت رو به راهه.

‫می‌دونی، تو... تو باهوشی و بامزه‌ای، و...

‫و من فقط...

‫تو گل داوودی هستی.

-♪ But if it's love you're looking for ♪

♪ Then I can give a little more ♪

♪ And if you're somewhere drunk and passed out on the floor ♪

♪ Oh, Joey, I'm not angry anymore ♪

‫تو دیوونه‌ای. اون گریس نبود.

‫مرگ آینده‌مون داره ما رو شکار می‌کنه.

‫ما همه‌مون اونجا بودیم. همه‌مون اون... صدا رو شنیدیم.

‫از وقتی آخر هفته‌ها تو کارخونه فولاد کار می‌کنم.

‫...کارخونه فولاد...

‫ما همه‌مون اون... صدا رو شنیدیم.

‫اون مرگ همه‌مونو احضار کرد.

‫لطفاً زیاد طولش ندین. حالش یه کم بد شده.

‫اون دوستمون رو گرفت.

‫چی می‌خواد؟

‫اولمک‌ها روح قربانی می‌کردن

‫تا خدایان مرگشون رو راضی کنن.

‫این چوکا هزاران ساله که داره اونا رو جمع می‌کنه.

‫ولی الان وقت ما نیست، و ما باید متوقفش کنیم.

‫مرگ غیرقابل توقفه.

‫وقتی صدا زده بشه، کوتاه نمیاد.

‫ولی یه راهی هست که مسیرش رو عوض کنیم.

‫ولی چطوری؟

‫چطوری... چطوری مسیرش رو عوض کنیم؟

‫به مرگت...

‫زندگی یکی دیگه رو بده.

‫منظورت چیه؟

‫به این چوکا...

‫...یه قربانی جدید تقدیم کن.

‫وقتی مرگت نزدیکه،

‫یکی دیگه رو با خونت علامت‌گذاری کن،

‫و تو نجات پیدا می‌کنی.

‫با خونمون علامت‌گذاریشون کنیم؟

‫نه. نه، ما نمی‌تونیم این کارو بکنیم.

‫مردن یه انتخاب نیست.

‫گل داوودی...

‫اجتناب‌ناپذیره.

‫ولی زندگی کردن...

‫...اون به خودت بستگی داره.

‫فکر کنم اون آماده بود.

‫خب، من آماده نیستم.

‫و اون دقیقاً چیزی که باید بدونیم رو بهمون گفت.

‫نه. من هر راه حلی که نیاز به قتل داشته باشه رو وتو می‌کنم.

‫پس چی، همینه؟ فقط منتظر بمونیم تا بمیریم؟

‫من دیدمش.

‫مرگ خودم رو.

‫من اُوِردوز می‌کنم.

‫با یه سرنگ تو دستم.

‫کریس...

‫من نمی‌خوام دوباره مصرف کنم.

‫من نمی‌خوام دوباره به آدما آسیب بزنم.

‫من نمی‌خوام به خودم آسیب بزنم.

‫ترجیح می‌دم بمیرم.

‫ببین، من... من متاسفم، ولی ما داریم وقت از دست می‌دیم.

‫همه‌مون مرگامونو دیدیم، و اونا نفر بعدی میان سراغ ما،

‫پس ما الان انتخابی نداریم.

‫نه، رل، اگه کنار هم بمونیم حالمون خوب می‌شه.

‫واقعاً اینو باور داری؟

‫رل... - من فقط باید فکر کنم!

‫باشه؟

‫رل! وایسا!

‫من به دین زنگ می‌زنم.

‫و حالا برمی‌گردیم به گزارش محلی در پلینگتون،

‫و اتفاقات تراژیک جشنواره برداشت محصول دیشب.

‫همین چند لحظه پیش، امدادگران جسدی را از صحنه خارج کردند.

‫در حال حاضر، اطلاعات زیادی نداریم،

‫ولی چیزی که می‌دونیم اینه که هویت این زن هنوز مشخص نشده.

‫پلیس از هر کسی که ممکنه او را بشناسد خواسته که جلو بیاید.

‫در عین حال، اینجا روی زمین

‫وضعیت بسیار آشفته‌ای است.

‫پلیس کاملاً منطقه را نوارپیچی کرده

‫و به تحقیقات خود ادامه می‌دهد.

‫ما منتظر هستیم، و به محض اینکه...

‫مامان؟

‫بابا؟

‫مامان، تویی؟

‫مامان.

‫بابا؟

‫دین...

‫تنهام بذار!

‫دین؟ اون تو چه خبره؟

‫بابا؟ نه، نه! نه! بابا!

‫بابا، می‌بینیش؟

‫حالش خوبه؟

‫دین، درو باز کن.

‫داری مامانتو می‌ترسونی.

‫من... من نمی‌تونم!

‫چه خبره؟

‫عزیزم، فقط درو باز کن.

‫من... من نمی‌تونم. - دین، درو باز کن.

‫میاد تو. - در مورد چی حرف می‌زنی؟

‫دین! یالا، عزیزم.

‫ببین، باید به من گوش کنی، خواهش می‌کنم!

‫بذار بیایم تو!

‫خواهش می‌کنم.

‫دین!

‫اون تو چه خبره، دین؟

‫یالا، عزیزم!

‫دین!

‫رل؟

‫رل؟

‫انتقام‌جو.

‫اِلی. اینجا کجاست؟

‫کارخونه فولاد اون طرف شهره.

‫ای بابا!

‫چیه؟

‫مراقب خودتون باشین، همه.

‫هفته دیگه همین موقع.

‫ممنون. ممنون که اومدین.

♪ Are you washed in the blood of the lamb? ♪

♪ Are you fully trusting in His grace and power? ♪

‫سختش نکن.

‫این چه کوفتیه؟

‫یه یارو تو کارخونه بهم فروختش.

‫پُره.

‫داری چیکار می‌کنی، مرد؟

‫باید کاری که می‌گم رو بکنی، باشه؟

‫اوه، باید بکنم؟

‫شرط می‌بندم حتی نمی‌دونی چطوری از اون چیز استفاده کنی.

‫لعنتی!

‫حالا...

‫پدر سوخته!

‫کارت تمومه حالا، دوست من.

‫کارت خیلی تمومه.

‫چی خنده‌داره؟

‫تو نمی‌فهمی.

‫من اینجوری نمی‌میرم.

‫تو دیوونه‌ای.

‫هی! بهت هشدار دادم!

‫ای بابا!

‫لعنتی! لعنتی!

‫چه فایده‌ای داره منو تا اینجا بکشونی؟

‫اینجا جاییه که من می‌میرم.

‫پس اینجا جاییه که تو قراره بمیری.

‫چی؟

‫چی، دیوونه شدی؟ هان؟

‫اینو به اونا می‌دی؟

‫به، اه...

‫...مؤمنان جوونت؟

‫یه کم می‌خوای؟ همه‌ش مال تو.

‫یالا برش دار.

‫چندتاش لازمه؟

‫یکیش خوشحالت می‌کنه،

‫دوتاش به پرواز درت میاره.

‫من سه تا می‌خوام.

‫قورت بده. قورت بده!

‫قورت بده.

‫هی، مرد، می‌شه لطفاً فقط بهم بگی این قضیه چیه؟

‫هان؟

‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

‫هی. هی.

‫یا خدا!

‫هی، بذار... بذار در موردش حرف بزنیم، مرد.

‫اون چیز چیه، هان؟

‫جادوگریه، مرد؟

‫این چیزیه که تو کارشی؟ تو یه شیطان‌پرستی؟

‫هی، ببین...

‫مرگ نزدیکه.

‫باید همین الان علامت‌گذاریت کنم.

‫چی؟

‫نه، لازم نیست منو علامت‌گذاری کنی، مرد!

‫اون چیزو از من دور کن!

‫رل!

‫رل، لازم نیست این کارو بکنی!

‫اِلی!

‫رل. اسلحه رو بذار زمین.

‫این منصفانه نیست. - رل، اسلحه رو بذار زمین.

‫یه آشغال قاتل مثل اون زنده بمونه،

‫در حالی که تو یا من یا گریس بمیریم؟

‫فکر می‌کنی این اصلاً منطقیه؟

‫این منطقی نیست. - رل...

‫بس کن.

‫عقب بمون.

‫خواهش می‌کنم، عیسی. خواهش می‌کنم، خدا.

‫من ابزار تو خواهم بود. من طلب بخشش می‌کنم.

‫خفه شو! - من برای کاری که کردم متاسفم.

‫من بهش موادمو فروختم. نمی‌خواستم بمیره.

‫تو اون پسرو کشتی! - یه تصادف بود.

‫تو کشتیش! - من نمی‌دونستم، باشه؟

‫من نمی‌دونستم قراره بمیره.

‫خفه شو! - من آدم بدی نیستم.

‫من در خون تطهیر شدم.

‫عیسی، من پتک در دست تو خواهم بود، خداوندا.

‫خدایا کمکم کن، فقط همین الان نجاتم بده.

‫رل، خواهش می‌کنم!

‫رل، بس کن! این کارو نکن!

‫این کار اشتباهه. بس کن، باشه؟

‫لازم نیست این کارو بکنی.

‫خواهش می‌کنم. - می‌تونیم درستش کنیم.

‫خواهش می‌کنم، رل. خواهش می‌کنم.

‫رل.

‫ممنونم، عیسی.

‫من فقط توسط خدا علامت‌گذاری شدم. من فقط توسط خدا علامت‌گذاری شدم.

‫من فقط توسط خدا علامت‌گذاری شدم. و من نجات یافتم.

‫حدس می‌زنم همه باید یه بار بمیرن.

‫دوباره بگو؟

‫گفتم همه باید بمیرن.

‫تو گفتی یه بار.

‫همینه.

‫همینه. اینجوری متوقفش می‌کنیم.

‫چطوری؟

‫اوه، ای بابا...

‫اینجاست.

‫چی اینجاست؟

‫رل...

‫رل، چه خبره؟ چیه؟

‫رل...

‫نه! نه!

‫برش گردون!

‫این چه کوفتیه؟!

‫رل!

‫کریس...

‫تقصیر تو نیست. کاری نمی‌تونیم بکنیم.

‫کریس. کریس، باید بریم.

‫باید بریم!

‫گفتی یه راهی برای خلاص شدن از این هست.

‫من نمی‌ذارم به تو برسه.

‫خب، نقشه چیه؟

‫ما مرگ رو احضار کردیم، و نمی‌تونیم ازش فرار کنیم.

‫حالا باید بمیریم.

‫این به این معنی نیست که باید مرده بمونیم.

‫همینارو داری؟

‫من انسولین یدکی برای مواقع اضطراری دارم.

‫چقدر لازم داری؟

‫به اندازه‌ای که یه قلب رو متوقف کنه.

‫انسولین برای ایجاد ایست قلبی کافی نیست.

‫اه...

‫من یه فکری دارم.

‫همه‌شو بیار!

‫باشه، خب، یه بار دیگه.

‫من بهت تزریق می‌کنم،

‫مطمئن می‌شم نبض نداری، ضربان قلب نداری،

‫پس از نظر فنی مردی.

‫و بعد گلوکاگون، تا وقتی دفیبریلاتور قلب رو دوباره راه می‌ندازه

‫قند خونمون نیفته.

‫باشه. یکی از اونا رو بده به من.

‫من... من برای تو انجام می‌دم، و تو می‌تونی برای من انجام بدی.

‫من باید مطمئن بشم تو زنده می‌مونی.

‫متاسفم.

‫نه...

‫اِلی!

‫کریس!

‫متاسفم!

‫گلوکاگون.

‫ممنونم، خداوندا.

‫ممنونم که منو نجات دادی.

‫ممنونم که منو نجات دادی.

‫خواهش می‌کنم کار کن.

‫باشه. باشه.

‫باشه.

‫کریس.

‫نه.

‫کریس. یالا.

‫کریس. نه!

‫یالا.

‫کریس، یالا. یالا.

‫یالا. - صداتو می‌شنوم.

‫نه. هنوز نه. هنوز نه، هنوز نه، هنوز نه!

‫یالا، یالا!

‫مرگ غیرقابل توقفه.

‫وقتی صدا زده بشه، کوتاه نمیاد.

‫این چه جور کارای شیطانیه؟

‫آآآه!

‫کریس، یالا.

‫برگرد پیشم.

‫خواهش می‌کنم!

‫برگرد پیشم. باید زنده بمونی!

‫گل داوودی.

‫گل داوودی.

‫گل داوودی!

‫مردن یه انتخاب نیست.

‫اجتناب‌ناپذیره.

‫ولی زندگی کردن...

‫...اون به خودت بستگی داره.

‫اِلی!

‫تو گل داوودی هستی.

‫اِلی!

‫اِلی!

‫اِلی!

‫بیدار شو.

‫نه!

‫ازش فاصله بگیر!

‫همونطور که بهت گفتم.

‫خدا برای همه یه کاری در نظر گرفته.

‫من فقط دارم سعی می‌کنم به نیازمندا کمک کنم.

‫ولی تو...

‫تو غیرقابل بخششی.

‫در حالی که من...

‫من در خون بره تطهیر شدم.

‫آره.

‫باشد که بدن خداوند ما عیسی مسیح

‫روح تو را در زندگی جاودان حفظ کند.

‫آمین.

‫آیا کاملاً به لطف و قدرت او اعتماد داری؟

‫هی...

‫این چیه؟

‫نوآ...

‫چی؟ صدامو می‌شنوی؟ نه. عقب بمون!

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫ t.me/king_subtitle

‫هی. هی.

‫بمون، بمون، بمون.

‫متاسفم.

‫عجب قرار اولی بود، هان؟

‫کریس...

‫سه ماه و دو هفته و چهار روز گذشته.

‫من الان تک تکشون رو می‌شمرم.

-♪ Keeping secrets until everything became a bit too loud ♪

‫من همیشه فکر می‌کردم مرگ دشمنه.

‫ولی الان دیگه خیلی مطمئن نیستم.

-♪ I could drown it out ♪

‫هیچکس تا ابد زنده نیست.

‫ولی ما همین الان رو داریم.

-♪ By writing sentences I used to think were quite profound ♪

‫فکر کنم می‌تونم با این قضیه کنار بیام.

-♪ And it feels like the weight is too much to carry ♪

♪ I should quit, maybe go get married ♪

♪ Only time will tell ♪

♪ In the final cut ♪

♪ In the final scene ♪

♪ There's a final girl ♪

♪ Does she look like me? ♪

♪ In the final cut ♪

♪ In the final scene ♪

♪ There's a final girl ♪

♪ And you know that she should be screaming now ♪

‫آشا...

‫آشا...

-♪ Oh, yeah ♪

♪ Yeah ♪

♪ Oh, yeah ♪

♪ Oh, yeah ♪

♪ Oh, yeah ♪

♪ Ooh, yeah ♪

♪ You walk through the subway ♪

♪ His eyes burn a hole in your back ♪

♪ A footstep behind you ♪

♪ He lunges, prepared for attack ♪

♪ Scream for mercy ♪

♪ He laughs as he's watching you bleed ♪

♪ Killer behind you ♪

♪ His bloodlust defies all his needs ♪

‫صبح همگی بخیر.

‫طبق رسم دبیرستان پلینگتون،

‫برای شروع ترم جدید،

‫به دانش‌آموز سال اولی، آشا نلسون، خوش‌آمد می‌گوییم،

‫که سرود مدرسه ما را با ویولن خود خواهد نواخت.

‫وایسا! بس کن! - بس کن!

‫بس کن! - بس کن! بس کن!

‫بس کن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.