All language subtitles for truth.and.treason.2025.1080p.angl.web-dl.h264.sdr.ddp.5.1.persian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

این فیلم مورد تایید گروه آنجل گیلده

یه جامعه با بیشتر از یک و نیم میلیون عضو

ترجمه و تنظیم : پ.ایمانی و علیرضا

حقیقت و خیانت

همینطوری ادامه بده، سالومون

اصلا داریم کجا میریم؟

مسابقه بدیم، بچه ها بدو دیگه

آها، فهمیدم کجا میریم

هامبورگ، آلمان بهار ۱۹۴۱

بپرین دیگه، ترسوها

لازم نیست اینکارو بکنیم

خودت گفتی

ایده خفنی بود وقتی پایین بودیم

هلموت میترسه موهای خوشگلش خراب شه

آروم

باشه. اگه تو بپری، منم میپرم تا سه میشمارم. یک

وااا، صبر کن، صبر کن

چقدر ترسواین شماها

خودتم که نمیپری

دو

الان میبینی

هووو! هاها

هیچی نبود بپر، رودی

ای بابا. سه

بپرین دیگه، ترسوها

بجنبین

هلموت! هلموت

به چی فکر میکردم؟

هلموت! هلموت هلموت! هلموت

هلموت

یک ملت! یک رایش

یک پل

سالومون! میای باهامون گرهارد رو بیاریم؟

نمیدونم، قطارش کی میرسه؟

شنبه، شیش و نیم

آها، داداش بزرگه برمیگرده

ببینم میتونم خودمو برسونم یا نه

ای وای

خیلی دیرتون شده

خیلی دیر؟ میدونستم دیره ولی نه انقدر دیر

لباست کجاست، کارل؟

خشکشوییه، رولف

مثل هفته پیش؟ یادداشت کن

به چی میخندی؟

هیچی

هیچی؟

پس فکر کنم باید درست حسابی معذرت بخوای

بابت اینکه به من خندیدی اونم الکی

چرا جوابمو نمیدی، رولفی؟

ساکت شو

دوست دخترت الان ازم معذرت میخواد

ببخشید

آفرین، ترسوی کوچولو

هیچکس به دوست من نمیگه ترسو

حرکت کن

گزارشت میکنم، کارل شنیدی؟

پشیمون میشی

عزیزم، آماده ست

میای؟

صبح بخیر

شیفت شب چطور بود؟

وای چقدر خوشتیپ شدی

مامان، خواهش میکنم آب دهن نریز دیگه

صبح بخیر، هوگو

صبح بخیر

وقتی تموم شد بهت میدم

امروز روز بزرگیه، هان؟

اولین روز کاری هلموته تو شهرداری

چی گفتن؟

جوانترین کارآموزی که تا حالا گرفتن

استرس داری؟

نه خیلی

یه کم شاید ولی حس میکنم آماده ام

بیانیه میهن پرستانتو نوشتی؟

هیچوقت آلمان انقدر برامون وطن نبوده

مثل همین الان

تو این عصر آتنی

سپیده دم هزاره ناسیونال سوسیالیستی

به چهره های بی نقصی که تو خیابون میبینید نگاه کنید

به هیکل های قویشون

به سختکوشی رفتار و حرکاتشون

دوران پولدارای مفت خور تموم شده اشرافیت غرق ثروت

املاک گسترده بورژوازی فاسد هم رفته

منتظرتن

امروز ملت ما محکم و استواره

روی شونه های پیشوای ما آدولف هیتلر

اگه عصاره حرف قبلی رو بگیریم

دو تا سوال پیش میاد

اول اینکه چی ما رو بالاتر از بقیه کشورای صنعتی میذاره

و... نکته دوم

یا... ام... سوال دوم

چطوری به این مقطع مهم از تاریخ رسیدیم؟

جواب هر دوتاش یکی و همونه

چیزی نیست جز پشتکار آلمانی ما

خونمون، ذاتمون

خیلی خوب بود شانزده سالته؟

بله، قربان

عالی بود

از متن تو تو بولتن اداره استفاده میکنیم

نظرت چیه؟

میتونست عالیه-

یادداشتاتو بده به خانم کلوگه اینجا

اون تایپشون میکنه

ام... یا میتونم

به اداره بالادستی خوش اومدی

یادداشتات؟

الان؟

پس تو همونی هستی که میگن نویسنده بااستعدادیه

همونی که همه ازش حرف میزنن

جوانترین کارآموزی که تا حالا گرفتیم

اینطور که شنیدم

هوم

بیا

این میشه میز کارت

ولی فعلا برای امروز همه اینا باید بایگانی بشه

به اینجا میگیم سیاهچال. حداقل من این اسم رو گذاشتم

جایی که همه چی میاد اینجا و فراموش میشه

اون عقب مال کارمندای رسمی دولته

و خدمتگزارای دولت

این طرف مال کارمندای ایالتی و نیروهای خدماتیه

به ترتیب زمان

اینجا نسخه های بایگانی شده کتاب های ممنوعه رو نگه میداریم

به دلایل واضح، قفل شده

و اینا هم بخشنامه ها و به روزرسانی های محلی و کشوریه

کلا همه چی الفباییه

اون یکی ها هم بقیه کارای اداریه

خودت کم کم میفهمیش

به اداره بالادستی خوش اومدی

هایل هیتلر هایل هیتلر-

کار به اینجا کشیده، آره؟

هنوز سیگار میکشی؟ فکر میکردم آنه وادارت کرده ترک کنی

همین کارو کرد

میبینی، زن منم میخواد مجبورم کنه ترک کنم

یه آلمانی درست و حسابیه

پیشوا سیگار نمیکشه اونم دیگه نمیکشه

ازدواج کردی؟

میپرسم ازدواج کردی

ولی انگار دارم کاملا راستشو نمیگم

ما امروز صبح زنت رو آوردیم

هیلده، درسته؟ و دخترت رو هم

همین پایین راهرو هستن

چند دقیقه دیگه باهاشون صحبت میکنیم

ولی خودت که میدونستی، نه؟

اگه دستگیرت کنیم خانواده ات رو هم میاریم

بازجویی شون کنیم

آره، حتما به این فکر کرده بودی

قبل از اینکه اون کودتای کوچیکتو بچینی، نه؟

اوه، شاید هم نه

چطوره که همیشه این بخشو یادشون میره؟

خب، بهتره کش ندیمش، آلبرت

اسلحه ها رو از کی خریدی؟

پیداشون کردم

هوم

گرهارد

هه! بالاخره پیدات شد

چرا ایستگاه قطار نیومدی؟

فرانسه چطور بود؟

مسخره بود. عین آب خوردن غذاهاش خوب بود البته

سالومون، میای برای دسر بالا؟

که نمیشه ازش گذشت، نه؟

معلومه که میاد

خب، نظرت درباره هوگو چیه؟

آره، همونی که فکر میکردم

ولی مامان انگار خوشحاله نه؟

فکر کنم هنوز تو ماه عسله

میتونی یه راز نگه داری؟

اون رو از کجا آوردی؟

موج کوتاهه

میدونم چیه از کجا آوردیش؟

له مارشه نوآر بازار سیاه فرانسه

هیس! صداشو کم کن

گیرندگیش محشره

از همه جا خبر میگیره روسیه، هلند، بی بی سی

صبر کن، صبر کن برگرد عقب

مندلسون

از تو بعیده

گوش دادن به آهنگ یه آهنگساز ممنوعه با یه رادیوی غیرقانونی

این میتونه حکم اعدام داشته باشه

حالا این... این یه چیز دیگه ست

آره. موسیقی آمریکایی ممنوعه کاملا فرق داره

بلند شو دیگه

نمیتونم

بجنب داداش کوچولو

نمیتونم میتونی-

پاهاتو تکون بده مثل من-

میتونی، بیا دیگه

همینه

هیس

این سر و صدا چیه؟

داشتیم میرقصیدیم

چی؟

میگم الکی بازی میکردیم

آها. خب داره دیر میشه

و مطمئنم مادرتون صبح هر دوتونو میکشونه

کلیسا، پس بهتره

درسته. من میخوابونمش

و تو. باید بری بعد از ساعت مقرره

خوشحالم سالم برگشتی

منم همینطور

کلیسا میبینمت

آره، میام

زیادی بدون من خوش نگذره

من تموم کردم

آه، ممنونم

شب بخیر، بچه ها

شب بخیر

آروم باش

هایل هیتلر

هایل

دیر وقته بیرونی بعد از ساعت مقرره

اینجا زندگی میکنم

مدارکت

از کجا میای؟

هامربروک

سالومون شوارتز سالومون؟

وابستگی مذهبی مورمون؟ اون دیگه چیه؟

یه کلیساست

ها. اینجاست یهودی. دیدی؟

مادرش نیمه یهودیه. همین جا نوشته

تقریبا غیرممکن شده حقیقت رو تشخیص داد

وقتی ماشین تبلیغاتی نازی های هیتلر

حقیقت رو به کلی تحریف میکنه

همین باعث شد وینستون چرچیل اعلام کنه

خلبانان شجاع ما مرگ و ویرانی رو

بر سر آلمان نازی میارن

خون اروپایی که زیر وحشت گشتاپو خفه شده

نباید بی تاوان بمونه

چند نفر دیگه از همسایه هاتون قراره تو روز روشن

بدون حکم دستگیر بشن

و دیگه هیچوقت برنگردن؟

تا کی قراره این بی اعتنایی وقیحانه به حقیقت رو تحمل کنید؟

تا کی قراره

دخترها، خوشحالم میبینمتون

الیز، آنا

برادران و خواهران به همگی خوش اومدید

در این صبح زیبای روز سَبَت

اونایی که امروز مهمون ما هستن اسم من اسقف آرتور زاندره

و من مراسم امروز رو اجرا میکنم

هایل هیتلر

هایل هیتلر

سرود آغازین ما اینه

کار درست رو انجام بده بذار عاقبتش هرچی میخواد باشه

بعدش برادر لودِرمان دعای افتتاحیه رو میخونه

کار درست رو انجام بده سپیده دم داره میشکنه

نوید آینده ای پر از آزادی و نور

چی شده؟

هیچی. افتادم

افتادی؟ از کجا از بالای ساختمون؟

بعدا

چطور پیش میره؟

سرباز اورباخ عزیز

مطمئنم از طرف کل جماعت صحبت میکنم

وقتی میگم چقدر به خدمتت افتخار میکنیم

عالیه. خیلی قشنگه

واسه همینه که تو داری اینو مینویسی نه من

اوه! راستی شهرداری چطور بود؟ کار جدید چطوره؟

عالیه! خیلی خوبه ممنون بابت معرفیتون

اسقف، یه لحظه؟

راهت رو پیدا میکنی جوون حرف منو یادت باشه

بله، اوتو؟

اینجا کلیساست جای سلام نظامی نیست

اینجا گردهمایی سیاسی نیست

میفهمم

حق با اونه

میبینی، موضوع اینه که

من فقط فکر میکنم مهمه که

بفرما

مکس. مکس

شام چی داریم؟

کنودل

بفرما

مامان، میشه فردا بعد مدرسه برم فوتبال بازی کنم؟

اِ... از مامانت بپرس

نه

درباره این حرف زدیم تروخدا؟-

نه. نه، نه باید درس بخونی، عقب افتادی

امروز تو و مامان چیکار کردین؟

رفتیم باغ وحش

باغ وحش؟ آره-

چی دیدین؟

یه شیر دیدیم یال خیلی بزرگی داشت

یه گرگ هم دیدیم

البته مطمئن نیستم گرگ بود یا روباه

ولی به جای اینکه دنبال غذاشون بدوند یا شکار کنن

توی برف گودال میکنن بعد میپرن توش

تا به غذا برسن

میدونستی به یه گروه شیر میگن گله؟

واو

لاکپشت هم دیدیم حتی دیدیم

بجنب. مکس، کیفت رو بردار بجنب. بریم

اشکالی نداره

همه چی رو برداشتی؟

هرچی لازم دارم

برای سفر با قطار

ممنون، مامان

خداحافظ. دوستت دارم

بهت افتخار میکنیم

مواظب خودت باش، باشه؟

حواست به این دوتا عاشق پیشه باشه

اون رو بده من

بریم

این کار، کار ادارته یا کار کلیسا؟

کلیساست

بیا بریم بخوابونمت مرد گنده

به بابا شب بخیر بگو

شب بخیر، بابا شب بخیر-

اوضاع کارت چطوره؟

اِ... خوبه

انگار قراره بیانیه میهن پرستانمو

تو بولتن اداره چاپ کنن

آها، داری راهتو پیدا میکنی جوون حرف منو یادت باشه

بیخیال. بریم تو میخواد چیکار کنه مگه؟

نه، تو برو

میخوای لو بدنت؟ احمق بازی درنیار

سالومون

برو

دوازدهمین اصل ایمان ما میگه

و اگه خواستین با همون صفحه رو باز کنین

ما باور داریم تابع پادشاهان، روسا

حاکمان و قضات باشیم

قانون رو اطاعت کنیم حرمتش رو نگه داریم و حمایتش کنیم

این شامل پیشوای ما

و قوانین فعلی رایش نمیشه؟

هرکدوم از ما باید از خودمون بپرسیم

آیا میتونیم انتخاب کنیم کدوم قانون خدا رو اجرا کنیم؟

فقط اونایی که به نفعمونه؟

اونایی که اتفاقا باهاش موافقیم؟

من... من نمیفهمم

همسایه ات رو مثل خودت دوست داشته باش

بله

تمام عمرت اومدی تو این کلیسا

و درباره چیزهای صلح آمیز پادشاهی یاد گرفتی

درباره برادری و مهربونی

و عشق

نمیتونیم بذاریم یه عمر آموخته هامون

که تو این دیوارها یاد گرفتیم

به خاطر اتفاقی که امروز بیرون افتاد از بین بره

من کشورمو دوست دارم

ولی چیزهای مهمتری هم هست

پس چیکار باید بکنیم؟

هرکاری از دستمون برمیاد

چی میخونی؟

توماس مان

این یکی رو که نسوزوندن، نه؟

فکر کنم از قلم افتاده

همه خیلی به هم ریختن

نه همه

فکر کنم دیگه فقط مسئله زمانه

میتونم قایمت کنم

با هوگو تو خونه جالب میشه

نه اونجا، یه جای دیگه

من... نمیدونم

من آلمانیم

به همون اندازه ای که تو هستی

به همون اندازه کارل یا رودی

یا اسقف زاندر

من هیچ جا نمیرم

از لندن اینجا بی بی سی است

برای شنونده های آلمانی ما حقیقت

نه تبلیغاتی که آن روباه‌های حیله‌گر به خوردتون میدن

از رادیوی مردم

و مستقیم از خبرگزاری

گزارش میدیم از آخرین حمله بی دلیل

نیروهای هیتلر

که جون ۱۷ هزار غیرنظامی بیگناه رو گرفت-

سالومون؟

ما همیشه نمیتونیم انتظار داشته باشیم

بفهمیم چرا اتفاقا اونجوری که میفتن، میفتن

حداقل فعلا

مردم به جماعت کوچیک ما نگاه میکنن

و فکر میکنن ما

هوادار دشمنیم

که اصلا حقیقت نداره

برای همینه که باید حتی ظاهر بدی رو هم دوری کنیم

هیچوقت نذار چیزی ایمانتو بلرزونه

به باور‌هات وفادار بمون

و خدا ازت استفاده میکنه برای پیشبرد کار پادشاهیش

حرفام قابل فهمه؟

بله

خب، پس میذارم برگردی به تایپ کردنت

اسقف؟

هوم؟

کار زیادی دارم

اشکالی نداره ماشین تحریر رو قرض بگیرم؟

هی، اون پایین کیه؟

کشوری رو میشناسی که آزادی نداره؟

کشور وحشت و استبداد؟

آره، خوب میشناسیش ولی میترسی درباره اش حرف بزنی

اون آلمانه. آلمان هیتلر

با روش های بی وجدان ترور و وحشتشون

دارن شما رو تبدیل میکنن به عروسک های بی اراده

تا هرچی میخوان انجام بدین

نذارید اراده آزاد شما

با ارزشترین چیزی که دارید ازتون گرفته بشه

آلمانی ها، بلند شید

قبل از اینکه دیر بشه تصمیم بگیرید

خب، پایین اونجا کی اداره رو میچرخونه؟

دیشب کل هامربروک رو گشتم

آره، وسط حمله هوایی

حتی یکی از آدمات رو هم ندیدم با اینکه دوبار درخواست کرده بودم

و حالا دارم به یه اعلامیه قرمز کوچیک نگاه میکنم

که پیشوا رو صدا کرده

فریبکار بزرگ مردم

پس امشب. خوبه هایل هیتلر

یولیوس

حالا ببین این اس این اس تیز

در واقع یه بی بزرگه که روش یه پی تایپ شده

ماشین تحریر آمریکاییه یا انگلیسی

اینجا رو ببین

تی کوچیک هر بار جا میندازه

میبینی تو کلمه هیتلر دوبار ضربه زده

پایین تر و اینجا هم همینطوره

این یه اثر انگشته

فریب خورده با حرفای کلیشه ای

رهبر مستبدتون

دروغ، دروغه فرقی نمیکنه چند بار

بگه این حقیقته

حاضرید در برابر یه دیکتاتور وایسید

که با وحشیگری به همسایه های دموکراتیکش حمله میکنه؟

و با این پخش امشب ما تموم میشه

فردا شب ساعت ده برای شنیدن حقیقت بیشتر، همراه ما باشید

و تا اون موقع V یعنی پیروزی

میتونی یه راز نگه داری؟

این رو از کجا آوردی؟

پیداش کردم

از نظر ظاهر چیز خاصی نیست، ولی

فکر کردم متنش خیلی درخشان بود

کجا پیداش کردی؟

تو ماشین تحریرم

خب، بجنب

میای؟

کجا داریم میریم؟

بعد از ساعت مقرره

میدونستی مندلسون پونزده سالش بود

وقتی اولین سمفونیش رو نوشت؟

خب، پس همه چی رو توضیح میده

با اون اعلامیه ها چیکار میکنی؟

دارم نابودشون میکنم

توی صندوق پست ها کیوسک های تلفن، تابلوهای حزبی

چرا؟ چون من نمیتونم موسیقی بنویسم-

بازم موسیقی

رفتم اون بالا

به اتاق خواب خالیش

اون چیزی که ازش مونده بود

سالومون میخواست معلم بشه

و اون اعلامیه هایی که تو ماشین تحریرت پیدا کردی

قراره همه چی رو عوض کنه؟

یه مرد یکی شون رو توی صندوق پستش پیدا میکنه

میخونه اش از سرش بیرون نمیره

میده به یه دوستش سر کار

اونم میده به یکی دیگه

و یکی دیگه بعدش؟-

و آدمای کافی میفهمن واقعا چه خبره

و میایستن

جلویش رو میگیرن

من هستم

میتونیم اوضاع رو عوض کنیم

نه با اسلحه بلکه با اینا

میدونی اگه بگیرنت چی میشه

کار درست رو انجام بده بذار عاقبتش هرچی میخواد باشه

درسته. عاشق این سرودم

برای سالومون

چندتا میخوای؟

نمیدونم، بیست تا

گیر نمیفتیم

بیست و پنج تا بده

برو

صبر کن، همین الان؟ اینجا؟

آره، همین الان

فکر میکردی زدن رولفی حال میده

صبر کن اینو امتحان کنی

الی

صبح بخیر

صبح بخیر

مواظب باش

نمیدونی کی داره نگاهت میکنه

ممنون، من

خب، حالا دیگه رسمیه

رسمی

خب، چی تو سرت میگذره؟

فکر میکنم سریعتره از اون طرف بریم

این خیابونا رو بزنیم

میخوای خیابون زودر رو بزنی؟

سر راه خونته

باشه

سلام، کارل

دیر اومدی خونه

بعد از ساعت مقرره بیرونی

مگه؟ حتما حواسم به زمان نبوده

چی میخوای، رولفی؟

میخوام بهم بگی کجا بودی

هایل هیتلر

الان برمیگردم

بجنبید! بجنبید! بجنبید

تو از اون طرف برو

اروین

اروین! این طرف

برادران و خواهران

ازم خواستن چند کلمه ای درباره پیدا کردن آرامش

از طریق عیسی مسیح بگم

خب... اِم

عیسی یه انقلابی بود

ما دوست داریم همیشه اونو مهربون تصور کنیم

و سرشار از عشق و لطف

و همینطور هم بود

اما کتاب مقدس میگه اون سرشار از لطف و حقیقت بود

حرفی که لازم بود رو میزد

می‌ایستاد ولی آروم و مسالمت آمیز

اونجا که باراباس با شمشیر میجنگید،اون با کلمه میجنگید

هم رومی‌ها ردش کردن هم خاخام‌ها

فریسی‌ها و صدوقی‌ها

حتی بیشتر اونایی که میشناختنش

اما کار درست رو انجام داد و عاقبتش رو به خدا سپرد

ای کاش ما هم پر از لطف و حقیقت باشیم

و وقتی لحظه ای رسید که باید بایستیم بایستیم

به نام عیسی آمین

آمین

میشه دوباره کلیداتو قرض بگیرم؟

واو

بذار کمکت کنم

ممنون

هلموت

بیا، این یکی رو جا انداختی

مرسی

بهتره حواست به راهت باشه

حتما. آره

واو، باحاله

روزت تو اداره چطور بود؟

جالب

خب، امشب کجا بریم؟

اِ، برنامه عوض شد

یه کم تایپ دیگه دارم

خداحافظ، هلموت

فردا میبینمت

باشه. میبینمت

اون کی بود؟

یه دختره... اِ همکارمه

یه دختر؟

چه دختری؟

همکارت؟

همکار یعنی چی؟

جدی میگی؟

دوباره میتونیم ببینیم تایید این واقعیت رو

که با وجود اینکه گوبلز

و همراهش همه قلم به دستای

مرکز نفرت برلین

دروغگوهای فوق العاده ای هستن

فقط یه ذره نور کافیه

تا فریبکاریشون رو ثابت کنه

تا نشون بده که تبلیغات نازی‌ها

با اینکه تا آخرین جزئیات طراحی میشه

تقریبا تو هیچ موردی با واقعیت جور درنمیاد

دوباره میبینیم تایید این واقعیت رو

که با وجود اینکه گوبلز

و همراهش همه بروکرات‌ها

از کجا آوردیش؟

پرسیدم، این رادیو از کجا اومده؟

میخوای هممونو به کشتن بدی؟ قصدت همینه؟

میخوای مادرت رو بفرستن اردوگاه؟ بلند شو

گفتم بلند شو

نمیدونم داری چه غلطی میکنی، پسر احمق

میخوام از این خونه بری

برو خونه مادربزرگت

اصلا برام مهم نیست

و یه کلمه هم به مادرت نگی

فهمیدی؟

اون آروم نمیشینه تا نقشه‌هاش

برای فتح جهان امپریالیستی رو به عمل تبدیل میکنه

اینجا بی بی سی است با برنامه وی یعنی پیروزی

برای شنونده های آلمانی حقیقت

نه تبلیغاتی که هیتلر و دار و دستش به خوردتون میدن

چی شده؟ هیچی بهم نمیگه

نگام کن

یه کم میسوزه

بدتر از چیزی که هست به نظر میاد

بله، زنگ زدم ببینم

اون رمینگتون رو هنوز دارید

که براتون سرویس کرده بودیم

طبق سوابقمون پونزده نوامبر پارسال

هلموت

خوبی؟

آره

دیدم رو اون کاغذه چی نوشته بود اون قرمزه

بازم داری؟

نه

خوبه

هیتلر میدونه داریم کم کم میفهمیمش

سرکوبگر ملت‌های آزاد

قاتل میلیون‌ها نفر

اروپایی که زیر ترور گشتاپو خفه شده

نباید بی تاوان بمونه

یه اقدام قاطع هنوز میتونه

تو و کشورت رو از پرتگاهی که هیتلر

با دروغ‌هاش کشونده نجات بده

میخواید تحمل کنید شادیتون

ازتون گرفته بشه و بچه‌هاتون

از بهترین سال‌های عمرشون محروم بشن؟

میخواید اینو تحمل کنید؟

میدونی چی رو درباره ات دوست دارم؟

اینکه امشب همه غذاتو خوردی

حتی لوبیا سبزتو

این مامان رو خوشحال میکنه

یکی دیگه

یکی دیگه؟ باشه

میدونی دیگه چی رو درباره ات دوست دارم؟ اینکه

بزن بریم

آن؟

مکس!

لیزل

لیزل؟ نفس بکش

لیزل

ببخشید

خدا رو شکر آن و مکس حالشون خوبه

آره

آره، خدا رو شکر

خیلی متأسفم... ببخشید

هاله دروغین هیتلر فرو ریخته

حرف‌هاش چیزی جز حباب‌های بدبو نیست

که تو هوا محو میشن

این آدم کوچولو رو همونجوری که هست ببین: یه شارلاتان آدمکش

پ.ن: این یه نامه زنجیره‌ایه دست‌به‌دستش کن

هلموت، بریم

چی؟

اگه یه روزی گیر بیفتم

هیچوقت اسم شماها رو لو نمیدم

منم همینطور

همشو میندازم گردن اسقف

تا حالا درباره استاد دانشگاه‌م باهات حرف زده بودم؟ شولتس؟

همون یه سالی که دانشگاه میرفتی؟

آره، قبل از اینکه ولش کنم

گوتلیب شولتس

استاد تاریخ جهان. اون

خب، چشمهامو باز کرد، میدونی

اولین بار دور از خونه بودم و یهو

دنیا خیلی بزرگتر شد

اولین دوست‌دخترم رو داشتم

کلارا؟

آره

آره، شولتس فقط درباره ملت‌ها و فرهنگ‌ها

سخنرانی نمیکرد

با کلماتش میبردت اونجا

یه جورایی هوامونو داشت من و کلارا رو

در واقع همه‌مونو

و بدون اینکه حتی بفهمم درباره زندگی یاد گرفتم

درباره وفاداری و درستکاری

اینکه مرد درست بودن یعنی چی

برای همین تصمیم گرفتم ادبیات فرانسه بخونم.شاعر بشم

بعدش یکی از دوستام بهم گفت شولتس

تمام این مدت با دخترم میخوابیده

چیکار کردی؟

من... اِ

سر همون دوستی که بهم گفت خالی کردم

ناک‌اوتش کردم

بخاطر گفتن حقیقت؟

آره. بخاطر گفتن حقیقت

آرزو میکنی کاش هیچوقت نمیدونستی؟

حقیقت رو؟

الی عزیز

خیلی خوشحال میشم

این آخر هفته همراهم به اپرا بیای

اپرت جودیتا اثر فرانتس لهار اجرا میشه

که همیشه با حال‌وهوای ایتالیاییش دل میبره

اگه این پیشنهاد برات جالبه، خبرم کن

همراهیت باعث خوشحالیمه

با احترام، هلموت

پس اپرا دوست داری؟

من... عاشقشم

داری ازم قرار میگیری؟

اِ... آره

میخوام

جمعه بیای دنبالم اینجا

راس ساعت هفت

خیلی قشنگ بود

واقعاً فکر میکنم یکی از بهترین کارای لهاره

کجا داریم میریم؟

همین پایین‌تره

از نظر فنی اپرته ولی در واقع—

اون آریا رو خیلی دوست داشتم

اسمش چی بود؟

بوسه سوزان لب‌هام

آره، همونه

قشنگ بود

هرچند اگه جنی لیند زنده بود

حتماً بهتر اجراش میکرد

جنی لیند کیه؟

یکی از معروف‌ترین سوپرانوهای قرن نوزدهم بود

و از محبوب‌های فلیکس مندلسون

که بعضی از بهترین آریاهاشو براش نوشت

فلیکس مندلسون کیه؟

شوخی میکنم! میدونم مندلسون کی بوده

خوبه، چون دیگه اجازه نداریم

بهش گوش بدیم چون یهودی بوده

بگذریم

میدونی کجا به دنیا اومده؟

لهار؟

مندلسون

نه

همینجا

هامبورگ؟ نه، همینجا-

مقصد‌مون اینجا بود

میدونی کی سفارش اون پلاک رو داده؟

مطمئنم الان میخوای بگی

کسی جز جنی لیند

مشهورترین سوپرانوی قرن نوزدهم

آره، و بیشتر از بیست سال بعد از مرگش، اون

حرف نزن

بهتره برسونیم خونه

داره بارون میاد

الو؟

دارن از نویسنده‌های ممنوعه نقل قول میکنن

دارن از توماس مان نقل قول میکنن

بعدش شیله حتی یه تیکه هم از

اِ... کجاست

آها، اینجاست

و به این ترتیب سرباز انگلیسی هیچوقت حس نمیکرد

کشورش فریبش داده

برخلاف سرباز آلمانی

که هرچی از این منبع میومد رو

کلا کلاهبرداری و چرندیات میدونست

میدونی این از کجاست؟

نبرد من

آها، معلومه

داره بین شیله توماس مان و پیشوا مانور میده

حتی یه کم شکسپیر هم چاشنیش کرده

هملت

خیلی هوشمندانه ست

پس یه روشنفکره

یه استاد دانشگاه یا چیزی شبیه این

یا کسی که به کتاب‌های ممنوعه دسترسی داره

یه آرشیو دارن نسخه‌هایی از کتاب‌های ممنوعه. کجا؟

اِ... برلین

اینجا هم هست؟ شهرداری چی؟

اول وقت دوشنبه بررسیش میکنم

و فکر میکنی

خوبه، انجامش بده

آفت این روزگار اینه

که کورها رو دیوونه‌ها رهبری میکنن

اِ، باشه

ببخشید من... من

بله

به یه گزارش جدید از پروژه لایروبی رودخونه نیاز داریم

هاینریش مونز؟

هایل هیتلر

شنیدم اینجا کتاب‌های ممنوعه رو آرشیو میکنید

بله، بله، همینطوره

نشونم بده

قربان، کمکی از دستم برمیاد؟

ببین چی پیدا کردم

دیگه کی کلید این اتاق رو داره؟

این چیزی نیست که الان گفتی

منظورم این بود که

فقط من نیستم که میرم پایین

تو آرشیو

کی میره اونجا؟

آرشیو؟

جایی که کتابهای ممنوعه رو نگه میدارن. و اینا

مردی

آروم

اون داره برای یکی کار میکنه میگه کیه

پروفایل

حالا نگام کن

کله‌شقه

درش بیار

ببخشید

کتابه برای کیه؟

برای خودم

چی، شکسپیر دوست داری؟

بلند شو

چرا همه تقصیرو تو به گردن بگیری؟ تو فقط پخش کننده ای

اینارو کی مینویسه؟

خودم

در واقع نقشه شوم پیشوا

برای حمله به اتحاد جماهیر شوروی

برخلاف همه توافق‌ها

و با وجود پیمان عدم تجاوز

این رو تو نوشتی؟

بیا. خودت بخونش میخوام صداتو بشنوم

اگه بتونی

به همون اندازه جانبدارانه

و توهم آمیزه کارزار تبلیغاتی هیتلر

بلندتر

اما هیتلر و همدستاش میدونن

باید اراده آزاد شما رو بگیرن

تا شما رو تبدیل کنن به موجوداتی مطیع

بی ستون فقرات

چون هیتلر میدونه داریم کم کم میفهمیمش

سرکوبگر ملتهای آزاد

قاتل میلیون‌ها نفر

این رو خونه مادربزرگش پیدا کردن

جایی که زندگی میکرد

یه اعلامیه نیمه تمومه

چی؟ دستگیرش کردن-

میدونستم اینطوری میشه

من... من... یه پسرعمو دارم بازل، الان میتونیم بریم

میتونیم بریم سوئیس

بعدش چی؟

فرار کنیم... میدونی با پدر و مادرمون چیکار میکنن؟

با همه؟

دارن با هلموت چیکار میکنن؟

ازشون زرنگتره

هلموت رو میشناسی

به قولش عمل میکنه

به پدر و مادرم چی بگم؟

دروغ میگیم

هیچی بهشون نگو

همه‌چی درست میشه

با‌هات خشن رفتار کردیم. خب دیگه لازم نیست، مگه نه؟

باشه

فردا حرف میزنیم

سعی کن یه کم استراحت کنی

بلند شو

لطفاً پدر به من قدرت بده

پیشوا صلح میخواد

یه تیکه از لهستان یه تیکه از چکسلواکی

یه تیکه از فرانسه

نه؟

یه دوست دارم که اسکیزوفرنی داره

توهم داره که یا

آدولف هیتلره یا وینستون چرچیل

بدترین دشمن خودشه

آره

میدونی، همکارای من فکر میکنن برای پخش این اعلامیه‌ها

کمک داشتی

داشتی؟

هیچکس دیگه‌ای نبود

میدونی، مطمئن نیستم دیگه‌ای در کار بوده باشه

همیشه یکی دیگه هم هست

چرا امروز بیخیال نمیشی؟

بذار من روش کار کنم

تو راه خودتو برو منم راه خودمو

ببینیم کی میبره

جدی میگم، یه کم دست نگه داریم

نه، این زود تموم میشه

گفتم دست نگه دار

باشه

یه کاری دارم برام انجام بدی

چرا؟

چرا؟

چون... چون دوستم رو بردن

سالومون. سالومون شوارتس

بخاطر یه یهودی؟

آره... و بخاطر حقیقت

حقیقت

پس این حقیقت رو برام توضیح بده

یه نفر چطوری میتونه کل هامبورگ رو تو یه شب پوشش بده؟

چطوری اینا رو هم تو هامر‌بروک میچسبونم

هم تو آلتونا هم بالای ایلبک همه تو یه شب؟

چطوری؟

که نمیتونم همزمان دو جا باشم، مگه نه؟

میدونم یکی کمکت کرده

کیا بودن؟

هیچکس

هیچ— نه، نه، هوممم-

حقیقت

حقیقت؟

اگه جلو هیتلر رو نگیریم آلمان رو نابود میکنه

هیچکس در امان نیست

نه تو. نه خانوادت

هیچکس

کی باهات بود؟

هیچکس

کی باهات بود؟

هیچکس

کی باهات بود؟

هیچکس

مادرت ناپدریت

باهاشون دیدار کردیم

ناپدرت عضو خوب حزبه مادرت هم همراهه

بعیده تو اینا دخیل باشه

ولی هیچوقت معلوم نیست

شاید مجبور شیم دوباره بیاریمش اینجا

فقط برای اطمینان

اون هیچی نمیدونه

منم بهش شک نکرده بودم

ولی بعد اینو بین وسایلش پیدا کردیم

اپرا دوست داری؟

با ماشین‌تحریر تو تایپ شده

با امضای خودت

اون هیچی نمیدونه

آه، احتمالاً حق با توئه

ولی ژولیوس میفهمه این قول رو بهت میدم

لازم نیست بهم بگی کی کمکت کرده

فقط اسم‌هاشون رو بنویس

اشکالی نداره

لازم نیست بی‌نقص باشه

ویران‌کننده‌ست، نه؟

اینقدر پای یه آرمان وایستی بعد بفهمی

به کسایی که بیشتر از همه دوستشون داری آسیب زدی

حق با تو بود

هیچکس در امان نیست

ولی خودت اینو میدونستی

و بازم انجامش دادی

دختره رو بفرست خونه

چی رو نگاه میکنی؟

اونجا چی شده؟

دست بهش نزن

از گرهاد نامه اومده

خوبه؟

خوبه

میگه احتمالاً تا تابستون میاد خونه

و خب روزنامه‌ها هم همینو میگن

اوضاع روسیه داره خوب پیش میره

کارل و رودی؟

خوب نیست

بشینش بالا. بشینش

فردا تو دادگاه با کت‌وشلوار و کراوات میای

موهات شونه‌خورده مرتب و آبرومند. و

این رو میخونی

با صدای بلند. بخون ببینم

من، هلموت هوبنر

عمیق‌ترین پشیمونیمو

نسبت به اعمال خائنانه و بدخواهانه‌ای که مرتکب شدم ابراز میکنم

اگه میخوای از قاضی‌ای مثل کارل انگرت

کوچیک‌ترین ارفاقی ببینی باید قانع‌کننده‌تر از این باشی

یه راز کوچولو

یه گپ خوب با قاضی زدم

اونم مثل من به‌عنوان وکیلِ تو

نمیخواد این قضیه به بدترین شکل تموم بشه

داریم درباره جونت حرف میزنیم

این خیانته

تو هنوز هفده سالم نداری

اما کارل اون یکی آقای اشنبه، هجده سالشه

بزرگساله

و یه دردسرسازِ شناخته‌شده

حمله به رهبرای هیتلر یوگند و از این کارا

این متن رو تو دادگاه میخونی

از ته دل بخونش

جونتو نجات بده

و بذار کارل-هاینتس تاوانش رو بده

خب، دوباره امتحان کنیم باشه؟

ها؟ از اول

همه بایستند

ریاست محترم دادگاه قاضی ارشد کارل انگرت

رئیس سنای دوم دادگاه مردمی

به نمایندگی از پیشوای ما آدولف هیتلر

در پرونده علیه هلموت هوبنر

کارل-هاینتس اشنبه و رودلف ووبه

هایل هیتلر

هایل هیتلر

اتهامات مطرح‌شده در برابر دادگاه عبارت‌اند از

آماده‌سازی برای خیانت بزرگ

همکاری و معاونت با دشمن در زمان جنگ

گوش دادن به پخش‌های غیرقانونی خارجی

و چاپ و توزیع

مطالب فتنه‌انگیز

متهمان اکنون در برابر شما ایستاده‌اند

در این روز یازدهم اوت ۱۹۴۲

بنشینید

با احساس بخونش

این‌ها اعلامیه‌هایی هستند

که توسط متهمان نوشته و توزیع شده

با یک ماشین‌تحریر دزدیده‌شده از کلیساشون، همون

هوم، مورمون‌ها جالبه

پس مذهبی

اما با این حال اینجا به اتهام خیانت بزرگ ایستادید

به نظرم طعنه‌آمیزه

خب

قصد من اینه مشخص کنم چه کسی واقعاً این گروه رو راه انداخته

و اینکه آیا رهبر اصلی گروه

در واقع همون فرد بزرگسال آقای اشنبه نبوده؟

اکنون فراخوانده می‌شود به جایگاه

دبیر جنایی اروین موسنر

از پلیس مخفی ایالتی هامبورگ

چند تا از این اعلامیه‌ها توزیع شده بود؟

بیست‌ونه اعلامیه جداگانه بود

که یا خودمون پیدا کردیم یا تحویل داده شد

بعضی‌هاش چند نسخه داشت

اما دقیقاً نمیدونیم چندتای دیگه هنوز جمع نشده

فکر می‌کنید بیشتر هم بوده؟

بله

حدس می‌زنید چندتا؟

نمیدونیم شاید خیلی بیشتر

باید بگم محتوای این اعلامیه‌ها

به‌شدت خوب نوشته شده بود

بسیار قانع‌کننده

هیچ‌کدوم‌مون انتظار نداشت با یه پسر شانزده‌ساله طرف باشیم

قانع‌کننده؟

دارید میگید حرفهای یه پسر شانزده‌ساله

میتونه مردم آلمان رو تحت تأثیر قرار بده؟

دارم میگم خوب نوشته شده بود

من دنبال یه استاد دانشگاه بودم کسی مسن‌تر

ولی اینجا یه نفر مسن‌تر داریم

آقای اشنبه. کارل-هاینتس

کارل-هاینتس اشنبه

نویسنده اعلامیه‌ها نبود

ما ماشین‌تحریر رو پیدا کردیم میدونیم توسط— استفاده شده

اما آیا محتمل نیست که این جوان تحت تأثیر قرار گرفته باشه

شاید متقاعد شده توسط دوست بزرگ‌ترش؟

آقای اشنبه یه دردسرسازِ شناخته‌شده؟

این امکان نداره؟

کمیسار؟

نمیدونم

ببخشید؟

نمیدونم نمیدونید؟-

پرسیدم امکانش هست

البته که امکانش هست

کافیه

ریاست محترم دادگاه

موکل من یک اعتراف‌نامه مکتوب آماده کرده

که به‌روشنی نشان می‌دهد

توسط دوست بزرگ‌ترش مجبور شده وارد این گروه مقاومت شود

همین فرد اینجا آقای اشنبه

بیاریدش جلو

من، هلموت هوبنر

عمیق‌ترین پشیمونیمو

عمیق‌ترین پشیمونیمو ابراز می‌کنم

از اینکه آلمان دنبال یه دیوونه راه افتاده

و وارد جنگی شده که هیچ شانسی برای بردنش نداره

نه، نه، نه، نه اینجا دادگاهه

متهم حق داره صحبت کنه

خب، این حرفِ کمی نیست

واقعاً باور داری آلمان این جنگ رو می‌بازه؟

کاملاً

تو نداری؟

اما فقط یه سال پیش بود که خودت نوشتی

هیچ‌وقت آلمان این‌قدر خونه‌ی ما نبوده

که حالا هست در این عصر آتنی

سپیده‌دم هزاره‌ی ملی‌سوسیالیستی

و چطور به این نقطه‌ی تاریخی رسیدیم؟

با لگدمال کردنِ کشورهای فتح‌شده

اینجوری به اینجا رسیدیم

قدرت این رایش تو خون بی‌گناها غرق شده

تو لهستان، تو فرانسه

آینده‌ی آلمان یخ‌زده و مرده

روی دشت‌های روسیه فقط برای اینکه هیتلر

به فضای حیاتی دلخواهش برسه

آه بله متفقین خیلی نگران فضای حیاتی ما هستن

مگه نه؟ تا حالا چیزی از

امپریالیسم بریتانیا یا سرنوشت آشکار آمریکایی‌ها نشنیدی؟

ها؟

ریاکارن

این دقیقاً همون توسعه‌طلبیه

که پیشوای ما بهش رسیده

چی فکر می‌کردی، پسر؟

فکر کردی با یه اعلامیه کوچولو می‌تونی رایش رو سرنگون کنی؟

من فکر می‌کردم

حقیقت رو بنویسم

و بذارم حقیقت رایش رو سرنگون کنه

رایش از کاغذبازی‌های تو نمی‌ترسه

پس ما چرا اینجاییم؟

اتهام زدن به برنده‌ها خیلی راحت شده

همین باعث شد ارسطو بگه در زمان جنگ

اولین قربانی، حقیقته

منظورت آیسخولوسه

در جنگ حقیقت اولین قربانیه

حق باهاش بود

هیتلر هر چی بتونه میگه تا حقیقت رو بپوشونه

اینکه عطش قدرتش میلیون‌ها جون رو گرفته

میلیون‌ها جون؟ هر آلمانی میدونه

ما داریم این جنگ رو می‌بریم

تو فقط همونی رو میدونی که گوبلز میخواد بدونی

تو دادگاه من باید با احترام حرف بزنی

دادگاه تو؟ یا دادگاه هیتلر؟

دادگاه من دادگاه پیشوا دادگاه مردم آلمان

مردم سزاوار دونستن حقیقتن

هیتلر حد و مرز نداره حقیقت یعنی وفاداری به پیشوا—

اون آلمان رو می‌فرسته تو آتیش

دهنت رو ببند بنشونینش

تا جنایتهایی رو که شروع کرده تموم کنه

مردم سزاوار حقیقتند

نه به صورتش

افشاش کنین که چی هست خفه‌ش کنین! ساکت شو-

یه قاتل جمعیِ بی‌پروا—آخ

دادگاه تنفس اعلام می‌کند اعلام حکم متعاقباً انجام می‌شود

همه بایستند

در پرونده علیه هلموت هوبنر

کارل-هاینتس اشنبه

و رودلف ووبه

دادگاه هر سه نفر را به جرم خیانت بزرگ گناهکار می‌داند

و همچنین همکاری با دشمن در زمان جنگ

رودلف ووبه

به پنج سال حبس محکوم می‌شوی

کارل-هاینتس اشنبه

به ده سال حبس محکوم می‌شوی

هلموت هوبنر

به خاطر جنایتهایت علیه رایش

حکم تو مرگه

با گردن زدن

حرف آخر از متهمان؟

بله

من هیچ جرمی مرتکب نشدم

من می‌میرم در حالی که هیچ کار غلطی نکردم

اما نوبت شما هم می‌رسه

قاضی قضاوت میشه و حقیقت پیروز میشه

رودلف ووبه کارل-هاینتس اشنبه

بیاین

تو بمون

یه لحظه. لطفاً

یه روزی

این تموم میشه

تو زنده می‌مونی

تا یه زندگی بهتر داشته باشی

توی یه آلمان بهتر

ما هر کاری از دستمون برمیومد کردیم

منو یادت باشه

بد نیست بدونی

این به‌خاطر تو ثبت شده بود

درخواست عفو؟

رد شد

ممنونم

این رو می‌رسونی؟

خواهش می‌کنم؟

مادر

تا وقتی اینو بخونی من دیگه رفته‌ام

از مردن نمی‌ترسم

پدر آسمانی میدونه من هیچ کار اشتباهی نکردم

اون قاضیِ واقعیِ این ماجراست

بزرگترین پشیمونیم دردیه که به عزیزام زدم

از خدا میخوام مراقبشون باشه و سالم برگردونتشون

لطفاً با مهربونی منو یادتون بیارین

و بدونین دوستتون دارم

و اینکه دوباره همدیگه رو می‌بینیم

توی اون دنیای بهتر

برای درخواست زیرنویس فارسی فیلمهای خود به کانال تلگرام تیما گروپ مراجعه کنید ✰✰✰ telegram: timagroupfilm ✰✰✰

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.