Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یالا، بیسی یالا
یالا
با بو کشیدن همه چیز را می فهمی،ها؟
خوب،من نمی تونم سرزنشت کنم تمام روز محبوس هستم
بله، حس خوبی بیرون رفتن دارد اینطور نیست
بله، 8 ساعت پشت یک پیشخوان بدون هیچ سرگرمی
اینجا، می خواهی یک خورده تمرین بکنی؟
استخوانهام
این ببین؟ برش دار
برو
بیارش، بیارش
عزیزم،عزیزم بیارش،یالا
یالا، دختر خوب دختر خوب، بیسی
دخترخودمی،آماده ای؟ برو دوباره بگیرش
برو
پیدایش کن
پیدایش کردی،هان؟
بگیرش
دختر کوچولو، دخترخوب
حالا بیارش اینجا یالا
آه،من بتو افتخار می کنم
خودشه، خودشه تو دختر خوبی هستی
ستوان
بفرما، عکس دختره پل بروکلین
پتی، به من آن پرونده را بده بله البته
حالا یک نگاه سریعی به میز اونطرفی بینداز
یکمرتبه سقوط عشقی نکنی؟
اون صاحب خونه دختره هست
خانم "ویسبرگر
خانم ویسبرگر من ستوان ویلیامز هستم
این دختره هستش؟ اوه،بله،ستوان،خودشه،بسیار خوب
خب،او بنظر نمی رسه که یک ذره شبیهش باشه
منظورم این هستش که در زندگی واقعی او خیلی خوشکلتر بود،یک عروسک واقعی
بیچاره، او کشته شده،نشده؟
من سئوالاتی می پرسم اگر حضور ذهن داشته باشید،خانم ویسبرگر
آه، آخرین دفعه کی این دختره را دیدیدینش آنا لولیم؟اسم واقعیش بود،درسته؟
نه،اسم شغلیش "نوامی" پالوما" یا هرچی بود
خدای من؛ اگر به اندازه او زیبا بودم نمی گذاشتم مردم اسم واقعیم را بدانند
او مدل بود، می دونی ژستهای عجیب و غیره،اوم
او همه چیز داشت او برای آینده اش مصمم بود
خوب، من دیگه بیشتر از این گوش تو را بدرد نمی آورم،ستوان
اما،آخرین دفعه ای که او را دیدم اوم،جمعه گذشته بود
اون،اوم، دقیقاً 6 روز قبل بود
آسپرین داری؟ کشوی دومی پایین
او ساعت 7 آپارتمان را ترک کرد،بیاد دارم چون برنامه دالاس را روشن کردم
می دونی،اون سریال تلویزیونی درباره اون خانواده ای،که پول داره
گوش می دهی؟
خوب،ساعت 7 بود
او یک تماس تلفنی از شخصی داشت
عجیب ترین صدایی که من تابحال شنیده بودم مثل اردک بود
مثل اردک کواک،کواک،کواک،کواک، درست مثل این
دقیقاً او کواک کواک نمی گفت اما تن صداش اینطوری بود
او برای دیدنش یک قرار ملاقات باهاش گذاشت
بله،ها؟
چطوری مکالمه تلفنش را شنیدی؟
خوب،اوم تلفنم روی حالت چشمک زدن هستش
و اغلب همزمان با "آنی" زنگ می خورد
خب، البته من جواب می دهم و اتفاقی گوش هم می دهی
نه من فضول نیستم خدا نکنه
خدا نکنه
خیلی ممنون خانم ویسبرگر
شما واقعاً کمک بزرگی کردید من بینهایت قدردان شما هستم
خب،اگر مجدد بشما احتیاج داشتیم ما تماس خواهیم گرفت،بسیارخب؟
او مرده؟ او نمرده؟
یازده نفر در یک روز اینجا در این شهر جالب کشته شدند که بیشتر از نصفشون زن بودند
خدانگهدار
خدانگهدار، خانم ویسبرگر
خدا لعنتت کنه،چرا خوب نگاه نمی کنی که کجا داری میری
متاسفم،من به بوستون فکر می کردم اون فقط یه خراش باریکه در چند ثانیه برطرف میشه
شما زنها باید خونه بمونید جایی که بهش تعلق دارید
شما برای جامعه یک تهدید هستید
و تو مغز یک جوجه را داری
و تو یک احمقی،خدانگهدار
اگر آنها دارای یک برگه مشخصات وزنی نباشند آنها سوار کشتی نمی شوند. دوره
آنها می گویند که بدون آن هم حق دارند
خب، پس اونا میتونن برای یه قایق منتظر بمونن
صبح بخیر کاپیتان به قوانین اهمیت نمی دهد،آره
سه دقیقه تاخیر
خب،او حقش اینه این با کمی آب براحتی شسته میشه
لطفاً،شما افسر پلیس هستی؟نیستی؟
من فکر نمی کنم،اوم
بهرحال،اسم من "روزی" هستش
بله،اینطوری خیلی راحتم وقتی دوچرخه سواری می کنم
خصوصاً در جزیره استاتن
احمق،تنها چیزی که میتونی بهش فکر کنی اینه؟
اینجا چطوره؟
حرکت کنید
این بی مصرف را از اینجا تکونش بده انتقال تمام شده
تو که داخل فولکس واگنی،تکونش بده ماشین از اینجا ببر
برو حرکت کن
حرکت کن برو
برو
باری
باری؟ چیه؟
خب،اخبار خوب چی داری؟
او از تیغ استفاده کرده
او اینو بالای اینجا فرو کرده و با لذت ادامه داده تا یک شکاف پهن باز بشه
او می توانست کارش کمی بهتر انجام بدهد
اگر به اندازه کافی وقت داشت
اما بطور کلی،سلاخی خوب و موثری بوده
سکس؟ عجیب،بدون نشونه
هیچ فکری نداری؟
من صدها دختر را دیده ام
در بدترین شکل خودت که می دونی
اما این خانم جوان دکتر "بری جونز" به خون شناسی
چه چیزی در مورد او بسیار خاص هست؟ تو باید بیاد داشته باشی
اون دختری که آنها 5 یا 6 هفته قبل پیدایش کردند
همون مدله آنا لیین
روشش دقیقاً یکسان هستش
من روی دندانهای مصنوعیم شرط می بندم که
او بوسیله همین شخص کشته شده
یک چپ دست
با یک تمایل شدید برای از بین بردن خانمهای جوان
دیگه
بهر حال،ممکنه،من چیزهایی داشته باشم که مورد علاقه تو باشه
من آثاری از گروه خونی دیگه ای پیدا کردم که با او مخلوط شده بود
احتمالاً قاتل ما هستش
سم
ساموئل،ممکنه پرونده را بمن بدهی بسیار خوب، حالا دیگه چه موضوع جهنمی هستش؟
اوم خب،خب،خب
اگر خودش رئیس بزرگ نباشه؟
سلام،"فرد"،گوش کن،"فرد من می خواهم با تو حرف بزنم و این باید تا حدی مخفی باشد
آه،یک جایی هستش که ما بتوانیم، بدون مزاحم حرف بزنیم؟
قطعاً، اون کلیسای اونطرف خیابان چطوره؟
فرد،فرد،تو قاطی کردی یا می خواهی من زخم معده بگیرم؟
اون الاغ باهوش،مامور پزشک قانونی رفته بیرون زبون لقی کرده
و تو فوراً رفتی در اطراف اعلام کردی که یک دیوانه در شهر ول داره می گرده
بله،بنابراین تو می خواهی من بیشتر از این چی بگم که یک پسر پیش آهنگ با چاقوش شروع به کشتن دخترها کرده
بخاطر مسیح،اشتباه نکن من نمی خواهم روش شما را خراب کنم
اما می توانی وقتی این چیزها را میگی کمی احتیاط کنی؟
روزنامه ها اینو دنبال می کنند این ممکنه وحشت ایجاد کنه،خودت که می دونی
شما نمی خواهید مشکل دیگه ای مثل "آتلانتا" درست کنید،می خواهی
تلاش کن،ببین،این راهش هستش،فرد
بله،بسیارخب،بسیارخب
امم،خب،بیا امیدوار باشیم که این یک پرونده جداگانه ای باشد
بمن بگو،چرا تو صاحب ماشین را ولش کردی،رفت؟
آیا تو انتظار یک پاسخ جدی برای سئوالاتت را داری یا می خواهی یک داستان خنده دار بشنوی
تو فکر می کنی "نرد" کیه وقتی که او را در دستشویی مردانه پیدا کردیم، فریاد می زد
آیا می شود در یک معبر شلوغ، دل روده یک دختر را با چاقو بیرون کشید؟ چند دقیقه صبر کن،فرد
آلان در این پرونده در چه نقطه ای قرار داری؟
خب،من مقداری از خون مقتولین را برای بچه های آزمایشگاه فرستادم
آنها آن را در دستگاه مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند
پاسخی که آنها گرفتن اینه که می تواند هر شخصی مابین یک میلیون نفر باشه
آنچه ما می دانیم اینه که او،آه،مابین
شاید،شاید،او مابین 28 الی 30 سال سنش هستش و تمام عمرش در "نیویورک" زندگی کرده است
اوم،شما یک نقشه عملیاتی دارید؟
نه،نمی دانم،چکار باید بکنم
شاید،شاید،من باید پیش روانپزشک برم و مشخصات روانشناختی این دیوانه را بگیرم
این ممکنه که کمی دایره جستجو را کم کنه و سرنخی گیرم بیاید
بله،مطمئنم آن احتمالاً فکر خوبیه
نکته مهم گرچه،فرد
آیا روزنامه نیویورکر باور دارد که ما بخوبی اوضاع را تحت کنترل داریم
که برای نیروی پلیس متروپلیتن یک مثال از میزان کارآیی هستش
فهمیدی؟ اوم،هووم
در تماس باش،بله،فرد؟
ستوان هی،یک شخصی تماس گرفته
بله؟،کیه؟ یک نفر با صدایی عجیب؛او گفته که مجدد تماس می گیره
صداش مثل اردکه
مثل اردکه
کجا قبلاً شنیدمش؟
هیچی بمن نگو شما بشکست من فکر می کنید
بازه
یک لحظه
من دنبال دکتر "دیویس" می گردم
مشکلت چیه؟ خب، مشکل من اینه که می خواهم با دکتر "دیویس" حرف بزنم
این یکی را حلش کردی
بله،ظاهراً
تو انتظار
یک پیرمرد قدیمی با شقیقه های خاکستری و لهجه آلمانی را داشتی
چقدر غیرقابل باور برای شما پلیسها می تونه باشه
این مربوط به همان دیوانه ای هست که دوست دارد با برش دادن دخترهای جوان را بقتل برساند
چطوری حدس زدی؟
هویج زیاد می خورم
بیخیال،برگردیم به موضوع
شما از من می خواهید که با شما در این پرونده همکاری کنم نمی خواهی؟
بله،کم و بیش ظاهراً اگر من در این پرونده با یک دیوانه طرف باشم
ممکنه،بخواهم از یک متخصص مقداری کمک بگیرم
دستمزدش چی؟ اووم
هنر خوبی برای طفره رفتن هستش
حقیقتش من سرم خیلی شلوغه و اووم
زمانی را که من بشما اختصاص می دهم من را از کارهای دیگرم عقب می اندازد
من پیش بینی می کنم که اداره کل بقدر کافی بودجه دارد که بتواند دستمزد تو را بدهد
هیچ پیشنهادی نداری که یک نابغه ساعتی چقدر می گیرد؟
نه،نه،من فقط می دانم که دستمزدم چقدر هستش
بسیارخب،تو باید تمام اطلاعات را بمن بدهی و
ما صبر می کنیم تا یه دختر دیگه را قصابی بکند
بنابراین،تو فکر می کنی که دوباره انجامش بدهد،ها اگر او جداً دیوانه باشه،قطعاً
اجرای زنده
اجرای زنده
نمایش جنسی اون بگیر،آقا
دختران خوشکل جنسی واقعی
بهنرین نمایش در شهر
تشریف بیارید،دختران افسانه ای در برابر چشمهای شما عشق بازی می کنند
سکسی ترین دخترهای نیویورک صحنه هایی می بینی که اصلاً فکرش هم نمی کردی
دخترهای لخت،خوشکل اینجا هستند
بهترین با کیفیت ترین شوی جنسی نیویورک
تشریف بیارین دختران خوشکل عشق را زنده می کنند
چطور شد ای
مردکه حرومزاده ایتالیایی
جو
جو
جو،خدا لعنتت کنه،جو
اوه، این مکان لعنتی
لعنتی
عوضی احمق،جو
جو؟
از اونجا بیرون بیا
جو؟
حرومزاده
سلام ستوان ویلیامز اینجاست؟
ها؟ ستوان ویلیامز اینجاست؟
چی میگی ستوان ویلیامز
چند لحظه صبرکن
هی تو گمشو
اوه
بله؟ این برای تو هستش
من؟
تو ستوان ویلیامز، هستی یا نیستی؟
بله؟
مزاحم شما که نشدم،ویلیامز؟
کی هستی؟
راستش را بگو؟ تو درحال رابطه جنسی با یک فاحشه هستی؟نیستی؟
تو دیگه کدوم خری هستی؟
نمی تونی حدس بزنی،ویلیامز؟
حالا،فهمیدی،ها؟غافلگیرشدی
باید یک چیزی بتو بگم اون دوباره اتفاق افتاده
اون دوباره امشب اتفاق افتاده
اوه،او خوشکل بود
خیلی زبیا،او آن را خواستش و من اون را بهش دادم
اما تو نخواهی فهمید، هیچوقت نمی فهمی تو خیلی کودنی
کی بود؟ چه صدایی داشت
میشه،برای من مقداری قهوه درست کنی؟
عزیزم،من فاحشه هستم همسرت که نیستم
قهوه می خواهی خودت درستش کن
آیا تا بحال به شخصی گفتی که من اینجا می آیم چی؟
اوه،احمق نباش فاحشه منظورم گرفتی؟
هی،آسونه،ها من شغلم را جدی می گیرم
مشتریهای من همشون ناشناس باقی می مانند
من بتو خیلی چیزها گفتم اما تابحال اشاره به اسمی کردم،ها؟
پس چطوری اون حرومزاده می دانسته که من اینجا هستم
دلبندم
بله؟
من بیرون میرم
فکر می کنی من بتونم پورشه را ببرم؟
ببرش،بفرما
من امروز در بیمارستان کار نمی کنم
راستش
من باید برای برخی کارها صحبت بکنم بله، چارلی رابسون
ما نهار را در باشگاه می خوریم
حال کردی؟
ممنون
جین
بله،دلبندم؟
نقشه ات برای امشب چیه؟
من مطمئنم که تو چیزی برای انجام دادن پیدا خواهی کرد
ببخشید،اما
من،بله،سرم شلوغه
نگران نباش،دلبندم
من بیخیالشم
من قبلاً برای بعدازظهر برنامه ریزی کردم
خیلی سخت کار نکن
باشه
من آلان فکر می کنم
من می دونم که هر کسی می تونه خارج از اینجا این تلفنها را به دوست تو زده باشه
بنابراین؟
و بنابراین من 3 تا نتیجه گیری کردم
یک اون واقعاً خیلی خوب شخصیت واقعیش را پنهان می کند
که بمعنی کنترل کامل خودش هستش
دو
او می خواهد تو را تحریک کند و
این احتمال وجود دارد که چیزی او را برای انجام دادنش تحریک می کند
و سومی
مرد ما
بهرحال،چشم چران،هیز چشم هستش منظورش "لذت بردن جنسی بانگاه کردن" هستش
که دوست دارد مورد توجه باشد
عصبی و خودخواه
اوهم
ده میلیون نفر در این شهر وجود دارند که این صفات را دارند
بله، من هم موافقم
اما ما حداقل می دانیم که او قربانیان خودش را برای خوشی و بشکل تصادفی نمی کشه
و شما کاملاً مطمئن باشید که ما در مقابل یک ذهن عالی قرار داریم
نه،باید سخت باشه،مجدد امتحان کن
لعنتی
چشمهای تو باید برابر خط پایین چوب باشه
صبر کن،من می خواهم یک چیزی بتو نشان بدهم
از اینجا
داخل سبد
خوب نگاه کن
هی،مورالز
تو از من بپرس آنها ابریشم خالص هستن
لعنتی،این دختره هیچی نپوشیده
بدون لباس زیر هستش؟
تمیز نیستش
کی مراقبشه،مرد؟ وقتی یک واژن گرم اینجاست،اون خیلی راحت هستش
می خواهی شرط ببندی؟ باشه
یک آبجو
یک آبجو
من اشتباه کردم
گرچه،او نیازی ندارد که هیچی داخل واژنش باشه
تمامش موی طبیعی دارد
خانم،من برای شما پیشنهادی دارم
من برای شما یک آبجو می خرم و دوست من شما را به گردش می برد
تو اینو دوست داری،ها؟ نه واقعاً
لمسش کن،لمسش کن با پات اونطرفش لمس کن
اینو دوست داری؟ درسته
هی،"چیکو"، از اون خوشش اومده
اوه،بله،از اون خوشت اومده،عزیزم
تو از اون خوشت اومده به او گوش کن "چیکو"، او ازش خوشش اومده
خواهش می کنم تمومش کن،تمومش کن
او ازش خوشش اومده
لطفا،ًبگذار من برم
او بهرحال جایی نمیره؟میره؟
بیا،بنوش
بیا عزیزم
بله
اوه،بله
بمن بگو که دوستش داری؟ نه
بما بگو عزیزم که دوستش داری
تو نمی خواهی که من بروم؟ می خواهی؟
تو بیشتر،بیشتر می خواهی
بازش کن
درسته
گشاد،خودشه
عالیه و خیسه
مورالز انگشتر نقره ای را بگیر
بتو نگفتم که او ازش خوشش می آید؟
اوه،تو خوشکل هستی،عزیزم
بمن بگو ازش خوشت می آید
ازش خوشت می آید
زود باش،بگو
بگو
بمن بگو که دوستش داری
دوستش دارم دوستش دارم
خانم دوستش داره اوه
انگشتر نقره
فی
فی
فی
چه اتفاقی داره می افته؟
بلند بشو تو کلاه خودت گرفتی؟نگرفتی؟
من همینجا هستم عزیزم دوباره گم شدی
اوه،زنکه من تو را گرفتمت
سرت پایین نگه دار
من را ول کن،آقا
پرستار "کارتر" به اتاق کنترل،لطفاً شما یک تماس تلفنی دارید
پرستار"کارتر"به اتاق کنترل
دکتر "سندرز" به اپراتور دوم
وای دکتر سندرز به اپراتوردوم
باید یک تجربه وحشتناک برایش بوده باشه
بله،اما تعجب نکن چون برای تعداد زیادی از مردم هر روز اتفاق می افته
شوخی می کنی؟
سلام،دلبندم
بخاطر خدا
خب،بمن بگو،چی شده
اون،اون،ترسناک بود کاملاًغیرواقعی بود
خدایا،اون چطور امکان دارد
او می خواست به تو تجاوز کنه؟
من نمی دونم
سرم هنوز گیج میره
پلیس کلی سئوال از من پرسیده
من فکر می کردم که می میرم،پیتر
آلان چطوری؟ زخمی چیزی شدی؟
پاهام درد می کنه
من مطمئن نیستم
بدترین چیز بود در مورد آن بود
آروم باش،در موردش فکر نکن نه
اون حالا دیگه تمام شده نه
نه،نه،من باید بتو یک چیزی بگم
بعداً نه،من آلان باید بتو بگم
بعد از اینکه بمن حمله شد
من حتماً دچار کابوس شده بودم
من در یک سالن سینمای خالی بودم
کارتون تماشا می کردم
اما مثل یک توهم بود
بعدش تو آمدی و من را کشتی
بله،تو من را به قتل رسوندی،عزیزم
تو چی فکر می کنی من نمی دونم
دختره تا حدی هنوز در شوک هستش و بنظر خیلی گیج میرسه
من به تو یک چیزی می گویم برای چیزی که ارزشش را دارد
شاید،مردی که به او حمله کرده همون دوست ما هستش که مثل اردک حرف میزنه
خوب،او فقط مرتکب اولین اشتباه بزرگش شده
بله
بهرحال،تمام پنج تا شهرک تحت مراقبت هستند
ما این را از تمام ایستگاه های رادیویی اعلام خواهیم کرد
نباید زیاد سخت باشد پیدا کردن فردی را که دو تا انگشت در دست راستش ندارد
می خواهی سوار بشی؟ نه،ممنون،می خواهم قدم بزنم
بسیارخب
در تماس باش اوهم
فکر کنم،می دونم چرا
رویا دیدم که تو من را کشتی
بله،بخاطر این
چیزهای وحشتناکی
که من درباره "سوزی" گفتم
من متاسفم،دلبندم
مرا ببخش؟
هیچی برای بخشیدن وجود ندارد
نگرانش نباش
تو هیچی نگفتی
من باید بدونم که تو بمن باور داری؟پیتر
من خیلی ترسیدم درون من چه اتفاقی افتاده
خب،البته،من می تونم
اما من معتقدم که واقعیت یک جهنمه که خیلی خطرناکتر از رویاها هستش
اما حقیقت اینه که تو از دست یک دیوانه حرومزاده فرار کردی
کسی که قبلاً سه تا زن را بقتل رسونده
تو خیلی خوش شانسی
پلیس چی میگه؟
آنها می خواهند درباره این شخص بدانند
چه کسی من را در مترو تعقیب کرده؟
چطوریه؟
اوه،عجیب،غریب
چشمهاش از نوعیه که
از تو خوشش اومده
و او دو تا انگشت در دست راستش ندارد
میکلیس هستم
بله، البته ما اینجاییم در اطاق من
بشما اطمینان می دهم که این دختره هرزه عجیبتر از یه دیوانه سیرک هستش
بله،تمام بسته بندی و آماده برای رفتن
او،بله،او هستش درست بالای اون کوچه فرعی
این یکی؟این یکی که اینجاست؟
درسته،قربان اوه،بله
و یک روزنامه بفرمایید
این سه دلار میشه
بعدازظهر خوبی داشته باشید
من نمی دونم،اگر هنوز بیرون نیآمده
اوه،من نمی خواهم اینو از دست بدهم تو اینو می خواهی؟بگیرش
شما می تونید به اون شماره زنگ بزنید این "فیل باروز" بزرگ هستش، همگی
من گریه و ناله می کنم و شلاق میزنم و من هزاران پیام برای شما دارم
اما اول از همه من می خواهم از شخصی که دو تا انگشت در دست راستش ندارم بپرسم
یک سئوال بزرگ
مرد،چرا،عزیزم لطفاً خانمها را رها کن
چاقوکش،اونها را راحت بگذار
اینجا "فیل باروز"بزرگ هستش از صدای شبانه
و در ساعت 4 صبح من می خواهم شماره بعدی را اختصاص بدهم
به تمام عاشفهای جوان که اغلب دلربایی را در چنته دارند
شاید تو این کار رو کردی ولی فقط گذاشتی اون دختره وحشی بره
من متاسفم که اگر نمی تونم بهتر از این بشما خوش آمد بگم،ستوان
بله،خوب،من درک می کنم
متاسفم ازاینکه تو را بزحمت انداختم
بمن بگو دکتر لوج چقدر همسرتان را می شناختی؟
جین یک همسر قابل ستایش بود یک همسر کامل
من او را کاملاً می شناختم،ستوان
و به اعتقاد من هیچکس دیگه ای نمی تواند؛جای او را بگیره
هیچکس نمی تواند جای خالی او را پر کند
همسرم مرده،ستوان
و تو باید به اندازه کافی زرنگ باشی تا بفهمی که
که روابط خاص براساس
اعتماد متقابل و آزادی هستند
همسرم بدون هیچ قید و بندی زندگی می کرد می دونم،می دونم
بله،من تمامش قبلاً شنیدم بدون تعصب و بدون خط قرمز داشتن
همسرت آزاد زندگی کرد و آزاد هم مرد
بهرحال،متشکرم
ممنون
بله، بخاطر سرگرمی کوچک شما در اینجا حالا ما هویت چاقوکش را می دانیم
"میکلیس کالندا" یک یونانی
کارمند شب اون هتل کثیف او را از روی عکس پرونده اش شناسایی کرد
حالا نوبت تو هستش
متوجه نشدی که تو خیلی عصبی و هیجانزده شدی،هیدر
پل،تو بعضی وقتها خیلی عوضی هستی اینو می دونی
داری توی میز من سرک می کشی و بعدش من عوضی هستم؟ها
گوش کن، اون پروفایلهایی که جنیفر در خواست کرده بود هیچ کاری در موردشون انجام ندادی؟
من امروز صبح اونها در دستهای کوچک و چاقم گرفتم برای اولین دفعه و یک دفعه
آیا ارزشش برای من یک نهار آرامش بخش در "بارنیز" هستش؟ آرامش بخش؟
این پرونده چاقوکش نیویورک خیلی وقت من را اشغال کرده از اون زمان من تقریباً فراموش کرده بودم که چه غذایی را می خورم
با اون حقوق نکبت معلمی که من دارم،من باید نور مهتاب استفاده کنم،تبدیل به دایره سختی میشه
اممم،تو داری بمن میگی؟
پل،بمن بگو چطور این چاقوکش را تصور می کنی؟
خب
جوان،باهوش
مهربان بدون شک از یک خانواده خوب
اون فقط یک عیب جزئی دارد
و تو می دونی چیه؟
او هنوز تو را انتخاب نکرده که قربانی بعدی باشی
هشدار جدی:سو ار ماشین شخصی که دو تا از انگشتهای دست راستش را از دست داده نشی
باشه؟
دی47 9-8 اینجا دی47 9-8
اون هنوز درب را باز نکرده مایک،تمام
سعی کنید و تماس بگیرید بمحض آنکه چیزی پیدا کردید
من نمی دونم من نمی دونم که او کجا هستش
این یارو همیشه می آید و می رود
اون هر کاری را که می خواهد می کند من از کجا بدانم که او کجاست
هر زمانی که او اینجا می آید همیشه مقداری دردسر و انواعی از مشکلات
او هنوز دو ماه اجاره بمن بدهکار هستش حرومزاده
بعلاوه 200 دلار بهش دادم
من فقط اینو دیگه بیشتر از این نمی تونم تحمل کنم
تو هیچ چیزی اینجا پیدا نمی کنی چرا تو فقط میری و من رو تنها میذاری؟
بله
تو حق نداری برای یک شهروند مطیع قانون گردن کلفتی بکنی
نگاه کنید شما با آپارتمان من چکار کردید
خدایا دیگه نمی تونم تحمل کنم
چه غلطا از من چی می خواهی؟
من کاری نکردم
چرا من را تنها گذاشتی
مدرک آ
و مدرک بی
دوست ما واقعاً باید یک خل و چل باشد،ها
آره،همون چیزی که "دیویس" گفت
باشه،عزیزم،آخرین دفعه کی پسر خوبه را دیدی؟
چه خبر هستش تو افرادت کر هستین یا چیزی تان شده؟
من بشما گفتم،دوشنبه گذشته یا سه شنبه بود،درست یادم نیست
او با یک فاحشه برای رابطه جنسی بیرون رفت
من نمی دونم چه خبره دخترها این یارو را می بینن
مشکل اینه که آنها فقط یک دفعه او را می بینند
مراقب باش؛مراقب باش
من نمی تونستم یک ثانیه دیگه در بیمارستان بمونم
از ذهنم بیرون رفته
بله بیمارستانها واقعاً آزار دهنده هستند
علاوه بر این، من یک جورایی از این فکر خوشم می آید
برای مدتی به خانه تو بیایم
تو را در آغوش بگیرم به تو آرامش بدهم
خب،اگر تو درست رفتار کنی و به استخوانهای خودت یک کم استراحت بدهی
تو هرگز به حالت اولیه ات بر نمی گردی
من فکر می کردم که تو می خواهی،مقداری طلا در لس آنجلس ببری،بله،رقابتهای ملی دختر شایسته
هنوز زمان زیادی وجود دارد
حالا آروم می گیرم و مقداری عشق را درک می کنم
تو کله خر هستی
جند دفعه باید...ببین تو می دونی،آه مشکل من پایم هستش نه سرم
مخت خوبه،اون ماهیچه هستش
این بیشتر از استعداد برای برنده شدنه،عزیزم
تو باید اراده قوی داشته باشی
اوم،بله تو کم آوردی
در این کشور
اگر تو در بعضی کارها خوب نباشی در هیچ کاری هم خوب نیستی
اگر تو بهترین،باهوشترین و سرسخت نباشی،همین
تو گندزدی تو به هیچ جایی نمی رسی
خب،پات چطوره؟
اون از لحاظ بالینی درمان شده اما من باید ماهیچه هایم را تقویت کنم
آه،من می خواهم قهوه درست کنم یک خورده می خواهی؟
نه،ممنون من زیاد نمی مونم
ریاضیدان؟
فیزیکدان،من روی آنتروبی"آشفتگی" در صفر مطلق تحقیق می کنم آنتروپی:واحد اندازه گیری صفر مطلق
اوم،جالبه
شرط می بندم که شطرنج باز خوبی هم هستی
حالا،چرا من آمدم اینجا که مزاحم تو بشوم؟
خوبه که بدانید
آه،آیا تو قطعاً مطمئنی
که اون یارویی که بتو حمله کرد میکلیس کیلیندا بود؟
چرا؟منظورت چیه؟ حرفم را باور نمی کنی؟
یکدفعه دیگه می پرسم
منظورت چیه،آلان نه؟
مرد این مزخرفات را بمن تحویل نده فقط اون چیزی را که می خواهم انجام بده
من همه پلیسهای شهر را قال گذاشتم
خیلی خب،یک کم دیگه برمیگردم تو به چیزی احتیاج داری؟
نه،فقط تو،عزیزم
گاهی اوقات من تعجب می کنم که دختری مثل تو با ضریب هوشی182
میتونه اینقدر احمق باشه
تو هم هستی،عزیزم
نوازشهای گرم تو باعث اتصالی کردن مدارهای مغز من می شود
خیلی خب،بعداً می بینمت
بهتره که درب را برای کسی که نمی شناسیش باز نکنی
نگران نباش،من از این ملک نگهبانی می کنم و اگر کسی بیاید داخل پارس خواهم کرد
می دونی،من شک و تردد زیادی در مورد شهادت "فی ماجور" دارم
یک چیز مشکوکی در این مورد وجود داره
ابهامات زیادی وجود دارد
مثل اینکه،آه،او ما را می پیچونه
بیا،حالا،ما باید "میکلیس کیلیندا" دستگیر کنیم ببریمش به دادگاه
آیا این نوار مربوط به رابطه جنسی با "جین فوستر لج" هستش
پروفسور،آیا می تونی اینو امضائ کنی؟ بله
این چهارمین قربانیش بوده،درسته؟
بله
اما به شخصیت "کیلیندا" نگاه کنید
این یارو فقط برای سکس زندگی می کنه ژیگولوی خیابان 42 هستش
از سویی اون تماسهای تلفنی
بله،تماسهای تلفنی نشان دهنده یک شخصیت بسیار باهوش هستش
که دارای خانواده ای با سابقه خالص فرهنگی هستش
یالا،ما می دانم او یاروی ما هستش بقیش چرت و پرته برای کارشناسهایی مثل تو،نه برای من،باشه؟
بهرحال،"والرین" توضیح می دهد که ماهیت چیزها دقیقاً در آن قرار دارد
بیمارستان یادبود؟
فاخشه
اوه،نه
چرا؟
فی
تو یک خانم کوچولوی قشنک خوش شانس هستی،منظورم اینه که این دفعه دومی هستش که تو از دست این چاقوکش فرار کردی
اگر بخاطر "پیتر"نبود،ایندفعه من نمی دونم
و اگر بخاطر پلیسهای شما نبود که من را برای یک بررسی معمولی متوقف کرده بودند من خیلی زودتر اونجا می رسیدم
بله،خب،من متاسفم اما بسیاری از پلیسها شبانه روز ماشینها را متوقف می کنند
سعی کن که اون حرومزاده را بگیری
اما،شما گفتید که من از او مراقبت می کنم، که او باید در خانه تو بماند و در آنجا امنیت بیشتری خواهد داشت
اون بله،اون چیزیه که من گفتم اما من مجبور شدم از خانه بیرون بروم
بهرحال،اگر چیز دیگه ای مجدد اتفاق بیافته تو فوراً با من تماس بگیر،باشه؟
شب بخیر
به تمام واحدها در بخش 8-9 به نمام واحدها در بخش 8-9
آر 4-4-9 و 6-2 آر 4-4-9 و 6-2
این همگانی هستش برای تمام واحدها در بخش9-8
تماس می گیرد دی47، 6-2-9 به 3-2-7
من یک گزارش از ماشین دزدی در منطقه 12 دارم هرکی نزدیکش هستش،سراغش برود
همه دی 47ها, مشخص شده اند از 5-2-1
زد- ام- ایکس سبز هستش تکرار می کنم زد- ام- ایکس سبز هستش
ای-زد- گورخر 104 ما در پرواز هستیم
ارتباط رادیویی برقرار هستش
چه ساعتی او گفته که تماس می گیرد؟ تقریباً بعد از ساعت 8،ظاهراً
چیز دیگه ای نگفته؟ گفته
او گفته که شما را کاملاً غافلگیر می کند،ستوان
اگر زنگ بزنه یه غافلگیری واسه اون حرومزاده دارم
تو اینو گفتی
ستوان ویلیامز لطفاً بزن بریم
ستوان ویلیامز؟
حرف بزن،تو چی می خواهی؟
یک قتل به تو اهدا بکنم
من یک زن را قربانی می کنم فقط برای تو،فکر خوبیه؟
تنها چیزی که خوشم میاد، واقعاً خوشم میاد
با تو یک ملاقات چهره به چهره داشته باشم
دیر یا زود این اتفاق می افته اما باید منو بشناسی
در ضمن، اجازه بده این پیشنهاد ویژه رو بهت بدم
ما ردش گرفتیم، یک دقیقه بیشتر
اون یکجایی پایین در قسمت پایینی سمت غربی،بخش پنجم هستش
حرکت را بسمت انتهای غربی آغاز کنید
بله پلیس هدیه ای از این نوعش دریافت می کند
متشکرم بهرحال، تو من را نا امید کردی،اردک
تو یک مبارزه را در پیش من گذاشتی
اگر جراتش داری اونجا به دیدن من بیا تا بینی که چه اتفاقی برای تو می افته
صبربکن تا همه چیز تمام بشه
در حال حاضر باید تنها به دیدن نتایج بسنده کنید
به هرحال
ای- زد- گورخر 104 به سمت بخش اسکله شماره 14 حرکت کنید
راجر،پایگاه ما در راه هستیم
من تقریباً مهم ترین قسمتش را فراموش کرده بودم
یک دوست بتو سلامش می رسونه درسته،کیتی؟
کیتی میگه درسته فهمیدم
لنگرگاه، یک باجه تلفن درست نزدیک اسکله شماره 11
من به ای-پی-بی خبر می دهم برو کنار حرومزاده
دی47 ها 5-0-3 و 1-7-4 دروازه جنوبی به دی-یو-ایکس 14
ای-زد گورخر 104 ادامه بده
بله،همه چیز رو فهمیدم دی-یو ایکس 14 حالا
من اون باجه تلفن خال دار را پیداکردم خوبه،همون جا بمون
دی-47، 9471-0 ماشین ستوان ویلیامز را دنبال کنید
ای-زد گورخر به پایگاه چقدر بایداینجا بمونیم
میشه 10 دقیقه صبر کنی؟ پنج تا بکنش
باشه، 5 دقیقه دیگه پیشت بر می گردم
دی 5-0-473 و 1-7-4 به دی-یو-ایکس 14 ورودی جنوبی را مسدود کنید
هفت دقیقه و22 ثانیه
زمان ثبت شده،تبریک می گویم
حقیقت رو بگو تو واقعاً انتظار داشتی که منو تو اون باجه تلفن پیدا کنی، مگه نه؟
حرومزاده
پلیس احمق بیچاره
من آنقدر هم مبتدی نیستم که شما بتوانید مکان من را با اون ردیاب احمقانه مشخص کنید
و آلان تو باید از من معذرت خواهی بکنی فقط میخواهم کشتن "کیتی"را شروع بکنم
باید ببینیش
تو میدونی باید چیکار کنی، مگه نه؟
تو حتی مطمئن نیستی که اون فاحشه کوچولوت همراه منه یا نه
پوستش خیلی گرمه
و نرمه
یادته؟
تو باید بدونی
دلم برایت میسوزه،آقای پلیس
می خواهی اطمینان حاصل کنی که "کیتی" بامن هستش می خواهی؟
می خواهی صدایش را بشنوی؟
خب،فکر کنم حق با تو باشه
شماره 293 خیابان فالتون حرکت،حرکت،حرکت
نه،نه
مات
تو فکر می کنی طبق الگوهای ثابت، مثل یک پلیس
کارت خوب بود،قلبت چطوره؟
می خواهی یک نگاهی بهش بندازی؟
دکتر بمن میگه که سیگار کشیدن را ترک کنم اگر ولش کنم اون ساده هست، من زنده می مونم در مورد اون چی میتونی بهم بگی؟
خب، از روی آزمایش ریوی علت مرگ خفگی بوده
می دونی،کیسه نایلونی پوشیده بوده
زمان مرگ؟ دقیق بخواهم بگم،سه شنبه، دهم، 8 روز قبل
هشت روز؟ مزخرفه،مرد
اون حرومزاده "کیتی"را 4 روز قبل به قتل رسوند
او نمی توانسته برای 8 روز مرده باشه اشتباه می کنی
یالا،چه مدت هستش که ما همدیگر را می شناسیم؟ شانزده سال شایدم بیشتر،نه؟
اگر به شما بگویم که زمان مرگ هشت روز پیش است یعنی هشت روز پیش بوده
مطمئناً،من چند ساعت را می توانم بپذیرم؛ اما بیشتر را نه
یا خدا
موضوع چیه؟
اوه،هیچی
هیچی
اون "میکلیس کیلیندا" نیستش بنابراین برگشتیم سرخونه اول
خب،ما هستیم و نیستیم
زیرا با از بین بردن کیلیندا کسی که واقعاً یک دلال محبت بود
باعث می شود که ما به عقب به ایده اصلی من برگردیم
کسی که باید بقیه را سرزنش کند از جامعه برای کاستیهای خود استفاده کند
بگذار بگم او یک زن هستش،او قربانیهاش را دستچین می کند چون آنها جوانتر هستند،آنها خوشکلتر هم هستند
و عامل اصلی خوشبخت تر از خودش
و اگر یک مرد باشه،چی؟
... خب، یه مرد با یه زن که او را دوست می دارد …
اما چه کسی با او مشکل دارد؟ او مثل یخ سرده و می تونه یک آدمکش ترسو باشد
در اینصورت او از "میکلیس" استفاده کرد که دور بر زنان او بدود
اینطور بنظر می رسد
نه،کیلیندا یک مجرم کوچک بود که اون وسط گرفتار شده بود
بله،اون یک منحرف بود که سعی کرد به "فی ماجور" تجاوز بکنه
و وقتی بهش دست زد؛او سعی کرد اونه بکشه
خودش را در یک خیابان بن بست پیدا کرد
و فهمید که احتمالاً بخاطر تمام قتلها مقصر شناخته خواهد شد او یک کیسه را روی سرش کشید
دکتر "ریچاردسون" به بخش پنج
حالا،در مزرعه ننه اردک،یک خوک کوچولو وجود داشت
یک بچه خوک،فقط بدنیا آمده
وقتی آنها آن را دیدند همه از خوشحالی بالا و پایین می پریدند
اوه،اونها هیجان زده بودند
چقدر شیرین است چقدر کوچک،کوچک
من هیچوقت نمیدونستم که اون بچه خوک میتونه خیلی با مزه باشه کاش می تونستیم اونو به خانه ببریم
مادربزرگ گفت،کواک،کواک ازش خوشت می آید
او یک خوک کوچولوی خوبه
اگه بخواهی میتونی اونو داشته باشی، اما تو باید از داییت اجازه بگیری
بدین ترتیب آنها داییشون صدا زدند و او با صدای بلند گفت،کواک،کواک
اما دایی،تو گفتی که یه توله سگ داشتی، وقتی کوچک بودی آیا ما هم می تونیم یکی داشته باشیم؟
و دایی آنها رفتش کواک،کواک،باشه،باشه
اما بهتره که خیلی بزرگ نباشه یا غذا خیلی بخوره
اوه،متشکرم،دایی
آنها به این شکل خوک را برداشتند و اونو به خانه بردند
و وقتی دایی اونو دید،او دیوانه شد
من فکر می کنم که حقه کثیفی بود
تو بمن نگفتی که تو حرف می زنی درباره بچه خوک
کواک،کواک،اونو برش گردون
اوه دایی خواهش می کنم او خیلی کوچکه
خب،باشه،کواک،کواک تا زمانی که اون کثیف نباشه
خب،من متوجه شدم که "فی ماجور" در دانشگاه ثبت نام کرده
بنابراین،من می رفتم و آزمونهای استعدادیش را پیدا کردم
بغیر از یک ضریب هوشی فوق العاده بالا
اینجا همچنین یک یادداشت با پنج ستاره میگه که او به سمت توهمات گرایش دارد
و اغلب هم خیالاتی در سر می پروراند که به نظر او واقعیت دارد
حالا،اون صدای زنگ نیستش؟
من فقط یک پلیس احمقم،درسته؟
بنابراین ممکنه متعجب بشی وقتی بدونی که من از اول صبح دنبال این چیز بودم
تویی فی؟
فی؟فی؟
سلام عزیزم کجا بودی؟
اطراف
امشب چی می خوری؟ هر چی تو بخواهی؟
باشه
هیچ کس نمی آید او را ببیند در چند ماه اخیر
چند وقته که او اینجا را ترک نکرده؟ تقریباً هیچی
تمام سیستم لنفاویش را فرا گرفته است خیلی ناراحت کننده است
یک دختر شیرین و باهوش
فقط اینجا دراز کشیده، روز پس از روز در حال ناپدید شدن هستش
یک روند وحشتناکه آن ورم غدد لنفاوی هستش
و او اینجا بستری شده بوسیله یکی از والدینش که در برزیل هستش
از طرفی،تو میگی که صورتحساب ها را می پردازند اما به ملاقاتش اصلاً نمی آیند
نه،والدینش به تعهدات عمل می کنند
اما آنها فقط یکدفعه آمدند او را ببینند آنهم بعد از عمل قطع عضوش بوده است
او هیچوقت برای زن شدن رشد نخواهد کرد
حالا من فهمیدم
انگیزه اش زیر آن چادر هستش
ستوان، من می خواهم که خانه "پیتر" فوراً زیر نظر گرفته بشود
تو واقعاً بما باوری نداری،داری؟ اون قبلاً آمده هستش
سلام؟
این یه اردک کوچولو هست،حالتون چطوره؟ ما خیلی وقته که بازی رو شروع کردیم
تو به مرکز فرماندهی زنگ زدی؟
نه،آنها فقط می توانند گند بزنند
خدانگهدار
فی؟
فی؟ فی؟
فی به اطاق سوزی نرو
از اطاق سوزی دور بمون
تو مثل،تو مثل،بقیشون می مونی
جوان،خوشکل،سالم
زمانی که من دارم می پوسم و می میرم در یک تخت کثیف در یک بیمارستان غم انگیز
چی شده "سوزی"، می خواهی دومرتبه به پدرت زنگ بزنی و اردک بازی کنی
این توهم باعث شد که من تعجب کنم
بعد صورتحساب بیمارستان اون علامتهای روی دیوار کنار سینما
چاقوی شکسته شده
اما من مطمئن شدم،وقتی مکالمه تلفنی "پیتر" را با دخترش شنیدم
و او شروع کرد به صحبت با صدایی عجیب
تماماً بهش می گفت که دنیا چطور می تونه،ناعادلانه باشه
و سپس او شروع به حرف زدن درباره من کرد
و چطور
چطور اون نقشه کشید که من بکشه
همه چیز تمام شده
می دونی مغز چیز عجیبیه
اردکه چیزی بود که بذهن "پیتر" چسبیده بود
چی میشه،وقتی که می خواهی احساس گناه بکنی
او تمام تعهدش را به اردکه داده بود؛ او دیگه خودش نبود،که تعهد داشته باشه
اردک به نوعی انتقام جویی بیرونی برای دخترش تبدیل شده بود
که او هرگز مانند زنان دیگر نخواهد شد
و او هرگز نفهمید که یک کم محبت چیزیه که او نیاز داره
برای اینکه این فاجعه و این وضعیت را تحمل بکنه
پدر،لطفاً من را تنها نگذار
لطفاً
لطفاً جواب بده بامن حرف بزن
پدر لطفاً پدر لطفاً،جواب من را بده
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.