Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
توان
صبح به این زودی اومدی غذا خوردی؟
چرا اومدی حالمون خراب شد
هی
هی !توان
به چه جرأتی به پسرم سیلی زدی؟
اول از پسرت بپرس
چطور این کارهای شیطانی رو میکنه
چی داری میگی؟
آقای مکا لطفا برای پاره ای توضیحات با ما بیاید اداره پلیس
صبر کنید آقای پلیس
مگه پسرم چیکار کرده که میبرینش؟
توان چرا پلیس خبر کردی؟
چه دروغهایی درباره من بهشون گفتی؟
کارمندت آقای توات اعتراف کرده
شهادت داده بهش دستور دادی
خانم آیلا دختر آقای تانا رو گروگان بگیره
تا تانا مجبور بشه از مناقصه کنار بره
در درگیری یکی از محافظان امنیتی تانا کشته شد
اما من دستور ندادم
بابا حرفمو باور کن
توات خودش اینکارو کرده
من هیچی نمیدونم
من نفشی نداشتم
...بابا
مامان لطفا کمکم کن
حتما کمکت میکنم برات پاپوش دوختن
اون هرزه برات پاپوش دوخته
باید به پسرمون کمک کنی
لطفا با ما بیاید
مامان! مامان! کمکم کن مامان
کار من نبوده جناب سروان
ولم کنید! من بیگناهم
مامان! مامان مک
باید کمکش کنی مامان
!باید کمکش کنی ولم کنید
اون کار اشتباهی نکرده
یک طرفه قضاوت نکنید
باید کمکش کنی
مک پسرم! مک
!مک
اون دختر...حالش خوبه؟
آیلا در امانه
خوبه
خوبه
!هی
چطور میتونی دست روی دست بذاری؟
چطور اجازه دادی اونطوری پسرتو ببرن؟
پلیس مدرک داره
میخوای بگی پسرمون بیگناهه؟
بیخودی لوسش کردی
لوسش کردم؟
من لوسش کردم؟
تو حتی یکبارم
طرفش رو نگرفتی
مک هرکاری میکنه از نگاه تو اشتباه و بی ارزشه
هرکاری میکنه به چشمت نمیاد
تنها کسیکه خوشحالت میکنه
دختر معشوقته از هر انگشتش هنر میباره
دلیلش همینه نه؟
واسه همین میذاری پسرمون توی زندان بپوسه؟
گوش کن من هیچوقت بین بچه هام فرق نذاشتم
هر دوتاشون رو یک اندازه دوست دارم
تویی که از توان متنفری
باعث شدی مک هم ازش متنفر باشه
هیچوقت نتونستن زیر یک سقف زندگی کنن
پس مقصر منم؟
تو رابطشون رو خراب کردی
بزرگترها از بچه ها متنفرن
جوانها بزرگترها رو پس میزنن
شانس آوردم
مک رو علیه من نشوروندی
بهت گفته باشم
اگه مک بره زندان
من و اون تا آخر عمر ازت متنفر میشیم
خوابت نبرد؟
بخاطر پدرت؟
این اولین بار بود
گریه اش رو دیدم
میفهمم
نمیدونم
نمیدونم چقدر بهش ضربه میخوره
پرونده مک
هیئت مدیره رو شوکه میکنه
اعتبار شرکت زیر سوال میره
اگه بابا نتونه مسئله رو حل کنه
ممکنه دیگه شرکت سرپا نمونه
پرونده آقای مک خیلی سنگینه
مدارک محکمی هست
چندین تراکنش از طرف اون برای مضنون انجام شده
دقیقا در روز آدم ربایی
در مجموع چندین میلیون پوله
میتونیم وثیقه بذاریم؟
خیلی سخته
مدارک آخرین پروژه رو بیار
اگه قرارداد رو لغو کنیم جریمه سنگینی میخوریم
هرچقدر باشه پرداخت میکنیم
رئیس
طبق آمار شرکت تی.اس
آخرین پروژه رو لغو کرده
حتما پدرت کاملا بهش فکر کرده
قبل اینکه تصمیم بگیره
منشی شرکت تی.اس
الو
سلام خانم توان
سلام
میرم سر اصل مطلب
بعد از اتفاقی که برای آقای مک افتاد
آقای سونگلود شرکت نیومدن
نه درجلسات شرکت میکنن نه برای امضا میان
نه سر پروژه میان
دیگه نمیدونیم چیکار کنیم
خانم دانگنت پا پیش گذاشتن
اما حقیقتا اوضاع بدتر شده
امروز فرصت کردی بیای دیدنم
چه خبر بابا؟
نمیری سر کار؟
همیشه میخواستم این شرکت رو بسازم
که در آسیا بزرگترین باشه
برای آینده تو و مک
دارم فکر میکنم
اینهمه بلند پروازی
اینهمه تقلا و تلاش
واقعا ارزشش رو داشت؟
املاک، داراییها
به قیمت خانوادم
به قیمت دوستانم
ارزشش رو داشت؟
اگه برم شرکت و کمک کنم
راه و چاه رو یادم میدی؟
بیخود وقت برای شرکتی که از دست رفته نذار
میخوام شما دو نفر
طبقه سوم رو طراحی کنید
لطفا بررسیش کن
تو هم لطفا در طراحی استخر کمک کن
لطفا باهم همکاری کنید
من در امور شرکت کمک میکنم
این گزارش چهار ماهه آخر ساله
ما 11.1% ضرر دادیم
در مورد چشمانداز آینده
داشتیم دربارهی آخرین مشتری ویژه صحبت میکردیم رئیس
این پروژه، برجی مسکونی ۴۵ طبقه ست
طراحی فعلی شامل دو برج دوقلو
اگر بتونیم اعتماد سرمایهگذاران جدید رو جلب کنیم
میتونیم در مناقصات دولتی برنده بشیم
و نقدینگی شرکت رو احیا کنیم
موافقم
من هم موافقم
بله؟
سلام توان
رسیدی خونه؟ من دارم میخوابم
هنوز کار دارم
چی؟ هنوز سرکاری؟
چیزی خوردی؟
یه ساندویچ خوردم
دارم کارهای عقب مونده رو انجام میدم
ممکنه یکم طول بکشه
اولین روز کاریته مثل خانم رئیسها شدی
تو چی؟ روزت چطور بود؟
خسته ای؟
نه اصلا کارم سبک بود
از من که ناراحت نیستی؟
نیومدم دنبالت؟
نه اصلا. درک میکنم
کار داری
قهر نمیکنم دیگه بزرگ شدم
دوست دخترم مهربون ترینه
پس دیگه مزاحمت نمیشم
برو به کارت برس
شب بخیر
عشقم
شب بخیر
خیلی دوستت دارم
آقای تانا با تمام وجود
بخاطر همه چیز از شما
و آیلا عذر میخوام
الان پرونده
دست قانون سپرده شده
سونگلود کجا قایم شده؟
چرا بجای اون عذرخواهی میکنی؟
!باید بیاد به پام بیفته
این چه پسریه تربیت کرده؟
من از طرف پدرم و خانوادم حرف میزنم
بهتون اطمینان میدم
اون روحشم خبر نداشته
هیچ نقشی در کارهای برادرم نداشته
از کجا اینقدر مطمئنی
اون نقشی نداشته؟
چون اگه داشت
آخرین پروژه رو لغو نمیکرد
و ده ها میلیون ضرر نمیداد
از اتفاقی که افتاده ضربه بدی خورده
شرکتی که با دستهای خودش ساخته
داره نابود میشه
دقیقا از من چی میخوای؟
میدونم نمیتونم ازتون بخوام
پدرمو ببخشید
اما پای حرفی که قبلا زدم هستم
من تا آخر عمرم مراقب آیلا هستم و ازش محافظت میکنم
امیدوارم جونم و صداقت کلامم
بتونه جبران کنه خطاهایی که خانوادم
در حقتون مرتکب شده
سونگلود خوش شانسه
که دختری مثل تو داره
خیلی خوشحالم
این بار پدرم، پدرتو بخشید
حتما همدیگرو خیلی خوب میشناسن
چون آقای تانا فهمید پدرم هیچ نقشی نداشته
...اون دوتا
یک زمانی دوستهای صمیمی بودن چرا دعوا کردن؟
پای بچه ها رو هم کشیدن وسط؟
اگه بخاطر اینهمه دشمنی نبود
ما مدتها قبل باهم آشنا میشدیم
!اوه
!راست میگی
ممکن بود دبستان ببینمت
چقدر حیف
نه . مهد کودک
مهد کودک؟
شایدم توی شکم مادرم
با اینکه دیر همدیگرو دیدیم اما بازم همو پیدا کردیم
بهت قول میدم
هر زمان و هرجایی باشه
هربار که بدنیا بیام پیدات میکنم
نمیتونی ازم فرار کنی
خوشحالم پیدام کردی
متأسفانه نمیشه برای آقای مک کاری کرد
چمدون رو ببر توی ماشین
تبریک میگم
به هرچی که میخواستی رسیدی
شرکت
پدرت، این خونه
بجای پدرم کار میکنم
ولی سوء استفاده نکردم
قصد ندارم چیزی از کسی بدزدم
فقط دارم به وظیفم
بعنوان یک دختر عمل میکنم
کارتو خوب بلدی
وقتی مک برگرده
همه چیزو میسپارم بهش
همه چیزو
منو میشناسی میدونی سر حرفم هستم
این خونه
مال بابا
تو
و مکه
نه مال من
توان
چندتا سند آوردم امضا کنی
سند؟
راستش
آقای تاس امضاتون رو خواسته
دارم کارهای شرکتو انجام میدم بابا
چرا؟
چون نمیخوام همه چیز از بین بره
دیروز آقای تانا رو دیدم
اون گفت
این بار تو رو میبخشه
ازم خواست بهت بگم
امیدواره
بالاخره سرت به سنگ بخوره
و درس بگیری
!ای عوضی
مرسی دخترم
ازت ممنون
تمام این مدت
من پدر افتضاحی بودم
هیچ وقت ازت مراقبت نکردم ازت محافظت نکردم
گذاشتم تنها رنج بکشی
چون نمیخواستم با مک دعوا کنی
فرستادمت بری هنگ کنگ
حداقل اونجا خاله و عمون مراقبت بودن
مویی دخترمو میسپارم دستت
تحملشو ندارم ببینم اینطوری زندگی میکنه
دنگت شورش رو در آورده
هرگز نفهمیدم توان چقدر عذاب کشید
کی میفرستیش؟
فردا
لطفا مراقبش باش
توان
برو پیش خالت مویی هنگ کنگ باشه؟
میدونی توان
همیشه بهت افتخار میکردم
حتی وقتی نمیخواستی منو ببینی
هر وقت میمومدم سر بزنم
میدونستم
چقدر خوب درس میخونی
رویاهات رو میشناختم
دیگه گذشته بابا
لطفا حرفشو نزن
متأسفم
متأسفم
هیچوقت ازت مراقبت نکردم
ببخش که عذاب کشیدی
لطفا یک فرصت دیگه بهم بده
ممنون دخترم
خیلی ازت ممنونم
بابات منو از خونه پرت نکنه بیرون؟
من همینجام
لازم نیست از چیزی بترسی
سلام
آیلا هستم
امروز کلی ویتامین براتون آوردم
نه
به من بگو عمو لونگ
چون چند ماه از پدرت بزرگترم
ممنون. بشین
بخاطر اولین بار که دیدمت متأسفم
تند حرف زدم
اشکالی نداره
درک میکنم
راستش پدر منم
اونقدرها ملایم حرف نزد
راستش
من به پدرت نارو زدم
اون اول ما باهم شرکت زدیم
دوستهای صمیمی و شریک بودیم
اما من حریص شدم خواستم سریع پولدار بشم
مخفیانه برای خودم شرکت زدم
وقتی فهمیدم تانا چه رقمی برای مناقصه میده
همیشه ازش کمتر میگفتم که برنده بشم
آخرش شرکتی که باهم ساختیم زمین خورد
قبلش من سهامم رو بیرون کشیدم
همه بدهی رو انداختم گردن پدرت
حقوق کارمندها
و همه طلبکار ها
خوشحالم
بالاخره اعتراف کردی
حقیقت حقیقته
میخوام از طرف پسرم هم معذرت بخوام
بخاطر صدمه ای که به تو و پدرت زد
واقعا شرمندم
لطفا خودتون رو سرزنش نکنید
من و پدرم حالمون خوبه
درضمن توان خیلی مراقبمه
معلومه
برای همینم اینقدر دوستت داره
همش لبخند میزنی
اره خب
دیگه جای پامو بعنوان عروس خانواده محکم کردم
مطمئن باش
قبل از تو این جایگاه رو
به کسی نداده بودم
پس بیا ازدواج کنیم
میخوام باهات ازدواج کنم
آروم باش آیلا
این جمله مال منه
اینکه کی بگه مهم نیست مهم نتیجشه
خب؟ عروسی میکنیم؟
اره
اما آقای تانا خیلی خوشحال نمیشه نه؟
ضد حال زدی
امیدوارم
دلش نرم بشه
امید داشته باش
امیدوار باش، امیدوار باش دارم تجسم میکنم
امیدوار باش! امیدوار باشم
بهرحال
من هیچوقت
نزدیکترین کس به قلبمو
رها نمیکنم
خونه درختیتو دوست دارم توان
...پس یعنی
فقط باباجونت مونده
مسئله این نیست توان
مهم کینه بین پدرهامونه
نمیدونم کی همدیگرو میبخشند
حداقل یه امیدی داریم
شاید بزودی اون روز هم برسه
توان کجاست؟
خیلی وقته ندیدمش
دلت براش تنگ شده؟
سرش شلوغه توی دوتا شرکت کار میکنه
فقط تلفنی حرف میزنیم
من چندتا چک
برای محافظاش نوشتم
اما حسابداری گفت
نرفته چکها رو بگیره
بگو بیاد بگیره
نمیگیره
توان میگه
بعنوان دوست دخترم محافظت از من وظیفشه
وقتی خودش نمیتونه بیاد تیمش رو میفرسته
همه تیمش
من رسما
ویژه ترین مشتریشم
کاش دختر سونگلود نبود
همه چیز راحت تر میشد
ممکن نیست اینهمه خوبیش
جای بقیه چیزها رو پر کنه؟
زمان مشخص میکنه
صبر میکنیم
پس آماده باش بابا حالا حالا قراره ببینیش
چون من ولش نمیکنم
!توان
تو چجوری اومدی ؟ گفتی که نمیتونی بیای
بیا اینجا
کای
اوه باشه
کاش اینجا بشینی و تماشا کنی
واقعا میخوای بیام تماشا کنم؟
بنظرت تواناییهام حیف نمیشه؟
میدونی که محافظ فوق العاده ایم
که چی؟ فقط میخوام برات بخونم
این آرزومه
که تو اونجا بشینی
منم اینجا برات بخونم
اما اگه بیای بالا باهم بخونیم
خیلی خوشحالترم میکنی
من روی استیج؟ آواز بخونم؟
تماشاچی ها در میرن
دروغ نگو. شنیدم میخونی
گوش واستادم
ای شیطون
فقط تماشات میکنم
باشه باشه
بزور نمیبرمت روی استیج
ولی یه چیزی ازت بخوام؟
میشه بشینی اینجا وقتی میخونم؟
فردا یک جلسه مهم دارم
یک پروژه بزرگه
نمیتونم نرم
حیف شد
اما قهر نمیکنم
ببخشید
این چه حرفیه
تو کار اشتباهی نکردی میفهمم
فقط برام آرزوی موفقیت کنی کافیه
آیلای من محشره
از پسش برمیای
مثل آب خوردنه. نه؟
توان نیومده؟
هنوز نه
بعدا میبینمت
آیلا
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.