All language subtitles for The.Beldham.2024.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1-NESTED

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫تقدیم به تمام پارسی زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::. T.me: @NestedSub

‫بفرما.

‫هشش.

‫هشش، عزیزم.

‫باشه.

‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.

‫مامان.

‫یه لحظه، عزیزم. یه لحظه، باشه.

‫مامان، لطفاً.

‫مامان، لطفاً. پیشم باش.

‫باشه، بفرما، نازنینم.

‫پیشم باش، مامان.

‫باشه. باشه، جوجه ‌کوچولوم.

‫[ بلدهام ]

‫بلدهام | (اسم) | کهن ‫یک پیرزن.

‫در افسانه‌ های عامیانه، یک پیرزن ‫پرنده‌ مانند که از روح نوزادان تغذیه میکند.

‫یک جادوگر.

‫خانه ایی در هالو اند

‫این، آره، خیلی ‫براش... برا سیدی مهمه.

‫مرسی.

‫آه، لازم نیست مرسی بگی. ‫خوشحال شدم.

‫جالب میشه. ‫راستش، بهش افتخار میکنم.

‫هیچوقت فکر نمیکردم بازنشسته بشه.

‫واقعاً چاره‌ای نداشت.

‫نه؟

‫نوبت همه ‌مون میرسه.

‫آه. بگو ببینم.

‫هر لحظه ممکنه این یکی

‫موهای منو سفید کنه.

‫مگه نه؟

‫بفرما.

‫مرسی.

‫مواظب باش.

‫آه، چیزام... چیزام...

‫نه، همه‌ اش درست شده. بیا.

‫وای! این واقعاً یه چیزه.

‫خب، قبلاً حتماً بود.

‫باشه، چند تا پله اینجا داری.

‫آه، ببخشید.

‫نه، نه. آروم برو.

‫آروم برو. بهبودی زمان بره، باشه؟

‫و بلند شد. آفرین دختر.

‫آه، کلید داری!

‫مرسی، فرانک.

‫خب، خوبه مامان تقاضای کمک کرده.

‫آره.

‫بهش میگم رسیدی.

‫باشه.

‫مادربزرگ دوست ‌پسر داره.

‫بهش میاد.

‫بهش میاد.

‫آه.

‫آه.

‫نگاه کن.

‫بیا، جو. برو، جو. وو!

‫نگاه کن.

‫آه.

‫خب، انگار تو اولین کوچولو ‫نبودی که اینجا زندگی کردی.

‫خب، مرسی که ‫با این پرنده پیر همراه شدی.

‫ببین! این کیه؟

‫مادربزرگه؟ ببین، مادربزرگه.

‫بگو، سلام مادربزرگ. ‫سلام مادربزرگ.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫مرسی که اجازه دادی یه کم بمونیم.

‫مامان، ببوسش.

‫باشه

‫بگو، سلام.

‫آه، سلام عزیزم.

‫میخوایم اینجا رو خیلی قشنگ کنیم

‫بعد مادربزرگ پولدار میشه.

‫آه، لازم نیست کاری بکنی،

‫فقط سالم و امن بمون. باشه؟

‫حالت چطوره؟ بخیه‌ هات چطورن؟

‫خب، فکر کنم کارمون زیاده.

‫ببخشید.

‫این یکی حسابی بازسازی میخواد، مامان.

‫آره.

‫خب، کاش اینجا رو ‫وقتی رسیدم میدیدی. اوف.

‫آه، بازنشستگی قراره استراحت باشه، مگه نه؟

‫آه. آره.

‫ولی میفهمم چرا خریدیش.

‫آه.

‫ده دلار شرط میبندم وقتی تموم شد،

‫نمیخوای بفروشیش.

‫آه.

‫هی، کجا داری میری؟

‫باید برم رنگ بگیرم ‫قبل اینکه مغازه بسته بشه.

‫باشه.

‫میذارم شما دو تا یه کم تنها باشین.

‫مرسی.

‫آه، ساکت. ساکت.

‫با هم زندگی میکنین؟

‫لازمه اجازه بگیرم؟

‫نه. نه.

‫هی، میدونی چیه؟

‫چرا کمکت نکنم جا بیفتی؟

‫- چی؟ ‫- بیا جا بیفتیم.

‫- باشه. ‫- آره. بیا.

‫بفرما. بیا بریم بالا.

‫آه، این باز نمیشه. خیلی دردسره.

‫یه چیز دیگه برای لیست.

‫بیا

‫بیا. همین جلوتره.

‫- خیلی خوبه. ‫- آه، آره.

‫وای. بیا بشینیم.

‫فرانک تنده.

‫- آره. ‫- و نازه.

‫شما دو تا چقدره...

‫به تو ربطی نداره.

‫باشه.

‫هارپر، سلام.

‫اشکال نداره بهت بگم هارپر؟

‫ببخشید. نمیخواستم بترسونمت.

‫آه، ب... ببخشید. ‫آه، شما کی هستین؟

‫من بتم.

‫فکر کن من یه کمک‌ خونه ‌ام.

‫خیلی خوشحالیم که خونه رسیدی.

‫مامان، تو...

‫آه، ببخشید، بت. خوشبختم.

‫اشکال نداره من و مامانم ‫یه لحظه تنها باشیم؟

‫آه، حتماً. آره.

‫من فقط، آه، میرم شام رو شروع کنم.

‫باشه.

‫خوشبختم.

‫مامان، چه خبره؟

‫چی میگی؟

‫میدونم داری پیر میشی.

‫فقط، من ن... نفهمیدم که

‫به این جور کمک ها نیاز داری.

‫نگران نباش.

‫حتی با فرانک پرستار لازم داری؟

‫اون پرستاره؟

‫نگران نباش.

‫مامان، باید خونه رو درست کنی اگه...

‫نگران نباش.

‫خوبی؟

‫من خوبم اگه تو خوبی.

‫- من خوبم. ‫- باشه.

‫جا بیفت من برات شام میارم.

‫و ما خیلی خوشحالیم که اینجایی،

‫سالم و سلامت.

‫آه.

‫آه! لعنتی.

‫وای خدایا.

‫برو، برو، برو!

‫برو، برو. از اینجا برو بیرون!

‫برو، برو، برو. برو، برو.

‫برو، برو. برو، برو.

‫آه، لعنتی. برو.

‫نوش جونت.

‫باشه.

‫آه. خیلی خوشمزه‌ هست.

‫آه.

‫آشنا میزنه.

‫خب، باید هم بزنه.

‫از آشپزخونه خونوادتونه.

‫- آه. ‫- مگه نه، سیدی؟

‫آه.

‫نه، نه. بذار گریه کنه.

‫بذار گریه کنه. بذار گریه کنه.

‫خودش آروم میشه.

‫برای وابستگی سالم مهمه

‫برای هر دوتاتون.

‫آه، خدا. دلمو پاره میکنه.

‫میدونم. این مادر بودنه دیگه.

‫آه، باشه. یکی حواسمو پرت کنه.

‫آه، بت، چرا اینجایی؟

‫تو خیلی خوشگلی برای این کار.

‫خب، همیشه دلسوز پیرها بودم

‫آه.

‫فقط، نیاز داشتم یه کم محکم بشم.

‫خب، این کم گفتنه.

‫- راست گفتی. ‫- آه.

‫و هیچ‌وقت فراموش نکن.

‫چی شده؟

‫وای خدایا!

‫کریستین! کریستین!

‫چه خبره؟

‫وای خدایا. آه، خداروشکر.

‫مامان، من ی... یه چیزی دیدم.

‫دیدم... یکی بود...

‫- آه نه، نه. ‫- یه چیزی...

‫- خوبه. خوبه. ‫- میدونم، اشکال نداره، اشکال نداره.

‫بفرما. ببین؟

‫سلام.

‫آره، اشکال نداره. آه.

‫اشکال نداره.

‫آه، این پرنده ‌های لعنتی.

‫تق تق. خوبی؟

‫آره، خوبم.

‫شاید یه اتاق دیگه بتونیم بمونیم؟

‫آره...

‫خب، میتونم از بت بپرسم ‫اگه بخواد عوض کنه.

‫یعنی اتاقش کوچیک‌ تره.

‫مطمئنم قبول میکنه، ‫و فرانک زود میرسه خونه،

‫پس میتونه کمک کنه چیزاتو...

‫نه. مامان، اش... اشکال نداره.

‫اومدم کمکت کنم، ‫نه اینکه کار بیشتر برات درست کنم.

‫اش... مطمئنم فقط، آه...

‫پس اینجا فقط خالی مونده بود؟

‫چرا میپرسی؟

‫فقط...

‫یعنی، میدونم خیلی واضح نیست،

‫ولی کلی پیشرفت کردم.

‫آه، مطمئنم. مطمئنم.

‫آه، و با فرانک درباره پرنده‌ ها حرف زدم

‫- و داره درستش میکنه. ‫- اشکال نداره. اشکال نداره.

‫مطمئنم همه چی عالی میشه.

‫تو همیشه چشم داشتی برای امکان‌ ها.

‫آه، مرسی.

‫میریم بخوابیم.

‫باشه.

‫آه، و آه، مراقب اینم ‫مبادا هیولایی زیر تخت ببینی.

‫باشه.

‫شب بخیر، دختر کوچولو.

‫مامان! مامان! مامان!

‫لطفاً بگو داریش!

‫لطفاً بگو داریش!

‫هی، هی، هی. هی، هی، هی.

‫اشکال نداره. آره.

‫آه، دختر نازم.

‫بت چند ساعت پیش برش داشت.

‫تو حسابی خواب بودی، ‫و اون... اون فکر کرد

‫بهتره، میدونی، بیدارت نکنه.

‫خیلی متأسفم. نخواستم...

‫نخواستم ناراحتت کنم.

‫ساعت چنده؟

‫آه، حدود ظهره.

‫لعنتی. خدایا. ‫خواب، نمیتونم سیر شم.

‫نمیتونم سیر شم.

‫ببین، متعجبم که بیدارت نکرد.

‫از ساعت شش داره این کارو میکنه.

‫خب، حالا فقط حس تنبل بودن میکنم.

‫باشه، مامان، بزن بریم.

‫امروز تو چی کمکت کنم؟

‫آه، فقط استراحت کن.

‫آه، کلی کردم.

‫اینجا نمیمونم و کمک نکنم.

‫میتونی با باغ کمک کنی، ‫بهم ‌ریخته ‌هست.

‫خب، بیایم با یه چیزی

‫- عالیه. ‫- کم ‌زحمت ‌تر از باغ شروع کنیم.

‫نه، دوست دارم.

‫فقط لباس عوض میکنم، ‫این دختر رو میگیرم.

‫باشه، بیا.

‫گوش کن، گوش کن، ‫چرا نمیری بیرون.

‫من مراقبش میمونم ‫و آه، اگه بیدار شد،

‫میام پیدات میکنم.

‫- باشه. ‫- آره.

‫با مادربزرگ میمونی.

‫آره، با مادربزرگ میمونی.

‫باشه.

‫خب، چقدره با مامانم کار میکنی؟

‫آه، فقط از وقتی به اینجا اسباب‌ کشی کرد.

‫خوبه... خوبه.

‫چی میگی؟

‫مثل اینکه سرطان یا چیزی نداره؟

‫آه، خدا. نه، نه، نه.

‫نه. باشه.

‫فقط دارم سعی میکنم دقیق بفهمم

‫چرا اینجایی.

‫بدون توهین.

‫نه، من... میفهمم.

‫دیدن پیر شدن والدین عجیبه.

‫همیشه خیلی مستقل و منطقی بوده.

‫این... این خونه، ‫حس متفاوتی داره.

‫بهم بگو یه کم «وو-وو»، ‫ولی اینجا...

‫نه، یه انرژی اینجاست، حتماً.

‫و برای چی که ارزش داره، ‫منم یه کم وو-ووم.

‫ولی نه، سیدی خوبه.

‫من فقط یه جفت دست اضافه ‌ام، قول میدم.

‫باغ.

‫- آه. ‫- آه.

‫- میخوای بشینی؟ ‫- آه.

‫هی، کبودی ‌هات چطوره؟

‫- آه؟ ‫- اشکال نداره نگاش کنم؟

‫اینجاست، آره؟

‫- میتونم فقط... ‫- آره.

‫آه، وای، این یکی بدجوره.

‫خوش ‌شانسی چیزی نشکستی.

‫یه کِرِم دارم که خیلی براش خوبه.

‫باشه.

‫این برگا رو جمع کنیم، آره؟

‫بیا جمعشون کنیم.

‫بت، مرسی که کریستین رو برام گرفتی.

‫من فقط خیلی محافظم.

‫آره، همه مادرها هستن.

‫بچه داری؟

‫هنوز نه.

‫خب، مادر شدن بدترین کاریه که ‫میتونی با خودت بکنی.

‫امیدوارم بکنی.

برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub

‫آه، خدایا.

‫آه، باشه.

‫عزیزم.

‫آه، خوبی؟

‫خوبی؟

‫مامان، میتونی بگیرش؟

‫آه.

‫مامان؟

‫مامان، میتونی بچه رو بگیری، لطفاً؟

‫وای خدایا.

‫آه، آه خدا.

‫وای خدایا.

‫ببخشید. مامان، نمیتونم اینجا بمونم.

‫میریم، باشه؟ اینجا درست نیست.

‫بشین، عزیزم.

‫من... میتونم آخر هفته‌ ها کمکت کنم.

‫با آگهی ‌ها کمک کنم.

‫فقط... نمیتونم اینجا بمونم.

‫یه توافقی کردیم، یادت هست؟

‫تو، من، دکترت، مددکارت.

‫- حرف زدیم. ‫- من... ن... نمیفهمم.

‫تقصیر تو نیست.

‫خیلیا اینو رد میکنن.

‫صبر کن. صبر کن.

‫نیاز به نظارت داری. ‫نیاز به مراقبت داری.

‫تنها زندگی کردن برات امن نیست.

‫نه.

‫آره.

‫من... ن... نمیتونستم بخوابم.

‫نیاز به هوا داشتم.

‫یه لحظه گیج شدم.

‫میتونستی بمیری.

‫یه بار شد! یه بار!

‫مادر تنها بودن سخته. خسته‌ کننده هست.

‫خسته... خسته میکنه.

‫و حالا حمایت داری.

‫اینجا، یه چیزی با اینجا مشکل داره.

‫اینجا...

‫یه چیز بد اینجاست.

‫باید بریم. نمیمونیم.

‫نمیتونیم بمونیم.

‫پس نمیتونی نگهش داری.

‫آه، ببخشید.

‫خب، حالا فهمیدم.

‫برای اون نیومدی، برای منی.

‫نمیتونم برای هر دوتاتون باشم؟

‫من اونقدر بدم؟

‫نه، ولی ظاهراً من بدم.

‫هی، یه ترس بود. سیدی ترسید.

‫آه.

‫این فقط یه دوره‌ هست، باشه؟ ‫ازش رد میشی.

‫نمیخوام رد شم، بت.

‫عاشق مادر بودنم.

‫فقط یه کم چیزا رو گم کردی.

‫همه گاهی گم میکنیم.

‫مغز یه حیوان وحشیه.

‫این چیه؟

‫کلاغا. چیزای براق دورشون میکنه.

‫نگران نباش، کریستین.

‫مامان همیشه مراقبت میمونه.

‫فرانک، گفتم نه، و میخوام زنگ بزنی.

‫من... میخوام قرار رو نگه دارم.

‫میخوام دوباره وقت بگیرم.

‫دوباره وقت چی؟

‫یه بازدید. اولینمون.

‫تنها بازدیدمون.

‫زیاده.

‫شوخی میکنی؟

‫باید نشون بدی.

‫هر چی زودتر اینجا رو بفروشی، بهتره.

‫بهش گوش کن.

‫- تو آشپزخونه نگهش دار. ‫- نگه میدارم.

‫بیا اینجا.

‫بیا اینجا.

‫هی، اون جعبه‌ های تو هال رو میدونی؟

‫اتفاقاً میدونی کجا رفتن؟

‫آه، فرانک شاید بردشون زیرزمین.

‫چرا میپرسی؟

‫حتماً شخصیت داره.

‫آره، ما فکر میکنیم داره.

‫آره، همه‌ اش اصله.

‫اگه بتونی نگهداریش کنی، ‫آه، سرمایه ‌گذاری خوبیه.

‫یه تکه محکم از تاریخ جنوب.

‫آه، آگهی، آه، گفته بود حدود...

‫سلام. خوش اومدی.

‫آه، میتونیم... ‫یه خوراکی تعارف کنیم؟

‫کوکی پختم.

‫خب، این کیه؟

‫این کریستینه و عاشق این خونه هست.

‫چقدر... خوبه.

‫آه، لط... برگرد تو آشپزخونه.

‫چند سالشه؟

‫شش ماهشه. میخوای بغلش کنی؟

‫قراره براشون خوب باشه

‫به بغل آدمای جدید عادت کنن.

‫نه، من، فکر نکنم...

‫آه، داری...

‫خب، شکم نجاتت داد.

‫گرسنه ‌ایی؟ آره؟

‫خب، امیدوارم از تور لذت ببری.

‫اینجا واقعاً خاصه.

‫آه، گرسنه ‌ایی؟ گرسنه ‌ایی؟

‫آره. باشه. بیا سیرت کنیم، جوجه.

‫لطفاً برو تو آشپزخونه. ‫حالا. برو. حالا.

‫با من بیا.

‫آه...

‫من... من... خیلی متأسفم.

‫من... باید یه... پتو میگرفتم.

‫در واقع، ما آه...

‫یه قرار دیگه داریم، ولی...

‫پس...

‫آره، خب، اِ...

‫بذار ببرمت بیرون.

‫- ببخشید. ‫- ببخشید.

‫- ببخشید. ‫- وای... خیلی... خیلی ببخشید.

‫فقط پایین.

‫نگران نباش.

‫وای خدای من. چطور جرأت کردی؟

‫شوخی میکنی؟

‫اون کاملاً نامناسب بود.

‫مامان، جدی میگی؟

‫اونا تنها سرنخمون بودن.

‫خب، اگه شیر دادن به بچه‌ ام ‫کافی بود که بترسونتشون،

‫حتماً بچه‌ ایی که تو باغچه ‫دفن شده رو دوست نداشتن.

‫تو اینجا چیکار میکنی اصلاً

‫اگه فقط قراره زندگیمو سختتر کنی؟

‫ببخشید، من فقط...

‫قرار بود نذاری بیاد اینجا.

‫اون یه آدمه. من نه...

‫میدونستم، میدونستم ‫برای این کار مناسب نیستی.

‫فقط از جلوی چشمام گم شو. ‫برو. برو!

‫بت.

‫چت شده؟

‫نمیتونی اینجوری با آدما رفتار کنی.

‫حال بهم زنِ.

‫تو هم از جلوی چشمام گم شو.

‫ببین، نمیدونم چت شده،

‫ولی باید خودتو جمع کنی.

‫هی.

‫هی.

‫میتونی تو یه چیزی کمکم کنی؟

‫آره.

‫آره. و از اونجا، قراره...

‫آره، بیارش پایین.

‫- اوه. ‫- نگاه کن.

‫ببین، پاهاش.

‫آره. تو استعداد داری.

‫نگاه کن.

‫سیدی هیچوقت بهم نگفت تو هنرمندی.

‫خب، چون سیدی هنر رو ارزشمند نمیدونه.

‫فکر میکنه بیهوده‌ هست.

‫پس چی، تو نقاشی یا...

‫یه کم از همه چی.

‫کار فلز و سفالگری.

‫واو. خیلی باحاله.

‫من واقعاً از مدرسه هنر انصراف دادم.

‫مامانم هم هنر رو ارزشمند نمیدونه.

‫میخواد عملی تر باشم.

‫خب، حالا داری این گندا رو تحمل میکنی.

‫باید استعفا بدی.

‫باید برگردی مدرسه.

‫ناراحت میشم اگه بری، ‫ولی مامانم کاملاً عوضی شده.

‫جدیه. اون خیلی نامناسب بود.

‫آره. آره، بود، ولی...

‫یعنی، اینقدر ساده نیست.

‫من، اِ، بهش نیاز دارم. ‫کار، میدونی.

‫خودمو یه کم گند زدم.

‫جای دیگه‌ای ندارم برم.

‫و هنوز زوده، ولی باردارم.

‫اوه، بت، اون... ببخشید. من...

‫این خیلی گستاخانه بود از من.

‫تو...

‫- نه، من... ‫- فکر میکنی چی...

‫میخوام نگهش دارم. ‫اِ، میخوام انجام بدم.

‫من فقط...

‫از ترس میمیرم.

‫آره. من از ترس میمیرم.

‫تو و من هر دو، دختر.

‫راحت نیستی اینجوری غذا بخوری

‫که اون از سینه‌ ات آویزونه؟

‫من خوبم.

‫خب، میدونی، تو خیلی وابسته‌ای.

‫سالم نیست.

‫لازم نیست همیشه باهاش باشی.

‫باور کنی یا نه، ‫واقعاً از بودن با من لذت میبره.

‫بذار بگیرمش. میذارمش تو گهواره.

‫- ما خوبیم. ‫- هارپر، بده به من.

‫- ما خوبیم! ‫- لج نکن.

‫گفت خوبیم.

‫داره کلی چیز تحمل میکنه. ‫بیشتر از چیزی که میدونی.

‫میتونی فقط،

‫میتونی فقط یه کم بهش راه بدی؟

‫ها؟

‫باید تو تخت باشی.

‫تو باید تو تخت باشی.

‫گاهی حسود میشم بهش، میدونی؟

‫نور چشمای تو.

‫کریستین، کریستین، کریستین. ‫دختر کوچولوی تو.

‫من هیچوقت نتونستم رقابت کنم.

‫تو هیچوقت کامل نیستی.

‫شب بخیر.

‫با من باش.

‫با من باش.

‫با من باش.

‫قسم میخورم واقعی بود.

‫دوباره گیج شدی. نفس بکش.

‫امن نیست. باید همین الان بریم.

‫اگه میخوای بچه رو نگه داری، ‫اینجا بمون.

‫شاید راست میگه.

‫شاید وقتشه، اِ، ‫باید یه چیزی امتحان کنیم.

‫نه. تو اینجا با من بمون.

‫من خطرناک نیستم. ‫دارم ترور میشم.

‫میفهمی چی میگی؟

‫تو دیوارا میشنومش. تو زمینه.

‫همه جا... همه جا... همه جاست.

‫پوسیدگیه. یه آلودگیه.

‫وای خدای من.

‫به تو هم رسیده. خودتو ببین

‫رنگت پریده. خسته ‌ایی.

‫درست رفتار نمیکنی.

‫آره، فکر کنم، و چرا فکر میکنی ‫ممکنه این باشه؟

‫چون، هست... هست...

‫چون یه جادوگر تو دیوارا زندگی میکنه؟

‫این چیزیه که داری بهم میگی؟

‫دیدمش.

‫نمیدونی چی داری میبینی!

‫باشه.

‫فکر کنم همه یه کم خسته هستن.

‫همه‌مون نیاز به استراحت داریم. ‫ها؟

‫هی، چرا نمیای تو اتاق من با من بمونی؟

‫فقط امشب.

‫در باز بمونه.

‫بیا.

‫شب بخیر، عزیزم.

‫هی، میتونم یه سؤال بپرسم؟

‫حتماً.

‫اون چیزی که دیدی چی بود، ‫چجوری بود؟

‫میتونم؟

برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub

‫منم دیدمش.

‫بخوابین، دخترا.

‫دوباره داره اتفاق میافته.

‫باورم نمیشه دوباره داره اتفاق میافته.

‫دختر کوچولوی پرنلی شب اول اکتبر ۱۹۵۸ مُرد.

‫۶ ماهش بود.

‫مادر ادعا میکنه جادوگر مسئول بوده.

‫با من باش.

‫با من باش.

‫خب، تو سنش فقط... ‫فقط حس بی ‌رحمانه ‌ایی داره.

‫به من نگو چی بی ‌رحمانه‌ هست.

‫این نمیمونه.

‫کریستین؟ کریستین؟

‫کریستین؟

‫آه، آه.

‫مامان؟ مامان!

‫مامان!

‫برو عقب. کامل برو عقب.

‫در لعنتی رو باز کن.

‫در رو باز کن!

‫اینجا چه خبره؟

‫دخترم کجاست؟

‫دخترم کو لعنتی؟

‫هارپر، لطفاً.

‫دخترم کو لعنتی؟

‫لطفاً، عزیزم. سعی کن آروم باشی.

‫- هی، هی! ‫- بذار...

‫- صبر کن، عزی ... ‫- بذار برم بیرون!

‫عزیزم، لطفاً، لطفاً.

‫نمیشناسمت. نمیشناسمت.

‫هارپر.

‫این مریضیه. من حق دارم.

‫این قانونی نیست. ‫من... وکیل میخوام.

‫هارپر، اینا برای اضطرابن.

‫اِ، صبر کن، اِ، من... ‫میخوام بشنوم بگی.

‫چی بگم؟

‫یعنی همه اینا چی، که اِ، ‫من مادر نامناسبی هستم.

‫بگو. بگو.

‫ببین، تو... حتی خودت هم باور نداری.

‫یه هفته.

‫یه هفته بدون حمله ‫و برمیگردوننش پیشت.

‫یه کم عقب ‌تر وایسا.

‫ممنون.

‫فکر کنم هریت میخواست تو داشته باشیش.

‫به سیدی نگو.

‫۸ دسامبر ۱۹۵۷. خونه عالیه.

‫اتو هم عاشقشه.

‫خیلی زود دوباره پدر میشه.

‫یه خانواده شاد چهار نفره، ‫دقیقاً مثل همیشه آرزوم بود.

‫۱۵ مارس ۱۹۵۸.

‫دختر کوچولوی عزیزم اومد، ‫ولی چرا اینقدر وحشت دارم؟

‫فقط وحشت، وحشت مداوم، ‫انگار منتظر یه چیز وحشتناکم.

‫رفت، بچم، رفت.

‫جادوگر بالدار گرسنه بود،

‫چون بلدهام هیچوقت نمیخوابه.

‫بلدهام هیچوقت نمیخوابه.

‫بلدهام هیچوقت نمیخوابه.

‫بلدهام هیچوقت نمیخوابه.

‫بلدهام هیچوقت نمیخوابه.

‫بلدهام هیچوقت نمیخوابه. ‫بلدهام هیچوقت نمیخوابه.

‫بلدهام هیچوقت نمیخوابه.

‫بلدهام هیچوقت نمیخوابه.

‫ساکت باش، بچه کوچولو، ‫بلبل سیاه صدا میزنه

‫وقتی خورشید آروم میشه ‫و شب میرسه

‫مامان تو رو تو تاریکی عمیق نگه میداره

‫چون جادوگر بالدار گرسنه هست

‫و بلدهام

‫هیچوقت نمیخوابه.

‫آماده.

‫قرص ها معجزه کردن. ممنون.

‫خریدار جدید جدیدی هست؟

‫این واقعاً به تو ربطی نداره.

‫این دفعه راه رو باز میکنم ‫اگه میخوای خونه رو نشون بدی.

‫میدونم کلی زحمت کشیدی ‫و فقط میخوای خوب پیش بره.

‫ممنون.

‫متعجبم که هیچکی زنگ نزده.

‫خب، چرا نمیری تو کل شهر آگهی بزنی

‫اگه من اینقدر بی‌عرضه ‌ام؟

‫نه... نه... نه... نه...

‫نه، هیچکی نمیگه...

‫دستات یخه.

‫زیرزمین چی؟

‫یه فاجعه‌ هست، ‫و میدونم من بدترش کردم،

‫پس... واقعاً دوست دارم درستش کنم.

‫بذار عذرخواهیم باشه.

‫هیچ جا بدون نظارت نمیری.

‫خب، من کمکش میکنم.

‫حتماً، اون کمک میکنه.

‫فکر کنم فرانک حتماً قبلاً...

‫چی حتماً؟

‫اون... حتماً تمیز کرده...

‫وای خدای من.

‫اینو بعد از اینکه بچه‌ شو گرفت کشیده.

‫هریت.

‫فکر میکنی چی شدش؟

‫هریت؟

‫برد.

‫فکر کنم برد.

‫دخترا، بالا.

‫بیاین.

‫با من باش. با من باش.

‫با من باش. با...

‫با من باش.

‫با من باش. با من باش.

‫با من باش.

‫با من باش.

‫با من باش.

‫سه روز دیگه.

‫ها؟

‫این چیزی بود که قول دادی.

‫فکر کردی حساب نمیکنم؟

‫- سه روز دیگه. ‫- سه روز دیگه.

‫اون نمیتونه. اون...

‫میتونه بیشتر از چیزی که فکر میکنی تحمل کنه.

‫دیگه تضعیفم نکن. ‫داری بدترش میکنی.

‫همه چی خوبه؟

‫وای خدا.

‫مامان؟ خوبی؟

‫فقط به خودت برس، باشه؟

‫وای خدای من.

‫دهنت رو ببند. ‫مثل ماهی قزل‌آلا شدی.

‫باشه. من نمی... ببخشید.

‫ببخشید، من فقط...

‫نمیدونم کی دارم میشم.

‫تا حالا اسم انتخاب کردی؟

‫اوه، نه، نه.

‫حتی بهش فکر نکردی؟

‫یعنی، فقط...

‫فقط واقعی حس میکنه، میدونی؟

‫واقعیه.

‫آره. آره، میدونم.

‫میدونم، فقط...

‫مثلا، چجوری... ‫چجوری مدیریت میکنی...

‫مثلا، وقتی به این فکر میکنم که کی‌ هستم،

‫همیشه کی بودم، ‫کی... کی آرزو داشتم بشم،

‫مادر بودن فقط،

‫تو معادله نیست.

‫سخته هم، میدونی؟

‫مثل اینکه... رابطه خوبی ندارم ‫با مامانم.

‫و انگار، اون مادر مجرد بود،

‫و مامانش مادر مجرد بود،

‫و حالا من مادر مجردم، و فقط...

‫این خیلی کلیشه ایی‌ هست لعنتی.

‫چرا میفروشی، ‫اگه مشکلی نداره بپرسم؟

‫اِ، صاحبش، اون...

‫آها، فهمیدم. خب، خیلی قشنگه.

‫چرا برنگردیم داخل؟

‫اوه، این کیه؟

‫اِ، هی، بیا داخل حالا، باشه.

‫اوه، نه، اشکال نداره. ‫کار خودتو بکن.

‫بذار حدس بزنم، خواهرا.

‫گاهی حسش میکنه، آره.

‫اون باغچه کوچولوئه که دیدم؟

‫آره، هست.

‫سخت کار کردیم درستش کنیم.

‫اِ، نشونت میدم.

‫- به هیچ وجه. ‫- آره، لطفاً. اوه، اصرار دارم.

‫خودم انگشت سبز قوی دارم.

‫فکر کنم خیلی آرامش ‌بخشه، نه؟

‫شنیدم ذهن رو تیز نگه میداره.

‫نگاه کن.

‫آره، یه کم توت فرنگی کاشتیم، پیچک،

‫تره، رزماری.

‫خب، خیلی قشنگه. این چیه؟

‫اوه، من ب... ببخشید. نه، نه، نه.

‫من... نمیخواستم بذارم، اِ...

‫این، این...

‫خیلی ببخشید.

‫این... نیست... نیست...

‫خودم راه خروج رو بلدم

‫خیلی وقت پیش اتفاق افتاد.

‫منم اول که دیدم وحشت کردم، ولی...

‫میدونی، خیلی وقت پیش، عادی نبود

‫خانواده‌ها عزیزاشون رو تو خونه دفن کنن.

‫در واقع آرامش ‌بخش بود.

‫راهی بود برای موندن در ارتباط.

‫دوست دارم فکر کنم اون ‫فرشته نگهبان ماست.

‫اینجوری، واقعاً رفته نیست.

‫اون... بخشی از زمینه،

‫بخشی از پایه،

‫بخشی از کی هستیم.

‫همیشه اینجاست با ما، برکت میده،

‫برای نسل‌ های آینده.

‫دوست دارم پیشنهاد بدم.

‫جدی؟

‫آره.

‫ما هم داریم همینو رد میکنیم...

‫وای خدا، اون برکت بزرگی براته.

‫شب بخیر.

‫شب بخیر.

‫صبر کن، چه ساعتی ‫فردا برمیگردوننش پیشم؟

‫ظهر.

‫نه، نه، نه.

‫- سیدی؟ ‫- مامان؟

‫- سیدی، کمک. ‫- مامان.

‫لطفاً؟

‫مامان؟

‫خوب میشه؟

‫بالاخره.

‫و بچه؟ بچه؟

‫زمان نشون میده.

‫نمیدونستم.

‫نمیدونستم اون بوده.

‫من... هیچوقت نمیکردم.

‫هیچوقت... هیچوقت.

‫هیچوقت... هیچوقت.

‫خانم؟

‫خانم؟

‫- خانم؟ ‫- بله؟

‫بله. ببخشید. من... ببخشید.

‫تو کی هستی؟

‫لویسه، یادته؟

‫مدتیه با هم کار میکنیم.

‫من مددکارتم، عزیزم.

‫چه پرونده‌ای؟ ‫من پرونده‌ای ندارم.

‫اومدم اینجا باهات درباره

‫آخرین حمله ا‌ت حرف بزنم و

‫برای تو حالا، عزیزم.

‫یعنی درباره کریستین؟

‫ن... نه، من...

‫نه، این... این... سوء تفاهمه.

‫این تصادفی بود. من... خوب بودم.

‫خوبم. من... قراره امروز پسش بگیرم.

‫امروز... امروز روزیه که پسش میگیرم.

‫سیدی پرنلی به عنوان ‫سرپرست قانونیت نامزد شده، عزیزم.

‫میفهمی؟

‫- نه. ‫- برای امنیتت، همه تصمیم ‌ها...

‫نه.

‫پزشکی، مالی،

‫و غیره در مراقبتش میمونه.

‫نه. نه.

‫امیدواریم بتونی تو خونه بمونی،

‫ولی اگه علائم ادامه پیدا کنه، ‫باید یه مرکز دائمی در نظر بگیریم

‫دوباره در دسترس باشه.

‫اِ...

‫خب...

‫من... من...

‫اِ...

‫این...

‫نه.

‫تو باید...

‫این...

‫نمیفهمی. من در خطرم.

‫یه چیزی اینجاست.

‫یه چیزی... یه چیزی... ‫یه چیزی اینجاست.

‫یه هیولاست. یه جادوگره.

‫باید از اینجا برم

‫در خطرم.

‫لطفاً، فقط ببرم پیش دخترم.

‫لطفاً، ببرم پیش کریستین. لطفاً.

‫لطفاً، ببرم پیش دخترم.

‫لطفاً، ببرم پیش کریستین.

‫- خانم. ‫- لطفاً، لطفاً، کمکم کن.

‫نمیفهمی.

‫ول کن.

‫خداحافظ.

‫چی؟

‫شب بخیر.

‫باشه، بیا بریم.

‫بذار بذارمت تو.

‫ممنون، فرانک.

‫لطفاً بذار ببینمش.

‫تو میتونی اونجا باشی، ‫لمسش نمیکنم.

‫حتی نزدیکش نمیشم، لطفاً.

‫لطفاً بذار درستش کنم.

‫باید درستش کنم، لطفاً.

‫لطفاً.

‫هی.

‫خیلی ببخشید.

‫نه، هی، ببین.

‫دختره.

‫کریستین نزدیکتر از چیزیه که فکر میکنی.

‫باشه، دخترا، وقت خوابه.

‫با من باش.

‫با من باش.

‫با من باش.

‫مامان، با من باش.

‫لطفاً مامان.

‫مامان؟

‫مامان.

‫مامان، لطفاً.

‫با من باش، مامان. ‫با من باش، مامان.

‫کریستین.

‫ششش. لطفاً.

‫مامان.

‫یه لحظه، عزیزم. یه لحظه.

‫مامان، لطفاً. مامان.

‫مامان، لطفاً. با من باش.

‫خوبه، عزیزم. خوبه.

‫باشه.

‫باشه، جوجه‌م.

‫بیا بریم.

‫مامان؟

‫با من باش.

‫لطفاً.

‫لطفاً.

‫با من باش.

‫لطفاً.

‫با من باش.

‫لطفاً.

‫لطفاً.

‫لطفاً.

‫با من باش.

‫لطفاً.

‫لطفاً.

‫از امروز صبح، دادگاه به دخترت

‫سرپرستی قانونی اعطا کرده...

‫نه.

‫ولی، نه.

‫میفهمی یعنی چی، عزیزم؟

‫یه چیزی اینجاست.

‫- هریت. ‫- یه هیولاست. یه...

‫- نه، این... ‫- هریت.

‫یه جادوگره.

‫لطفاً ببرم پیش دخترم.

‫هارپر؟

‫هریت؟

‫چقدر؟

‫چقدر بیهوش بودم؟

‫مامان.

‫اوه، جوجه ا‌م.

‫اوه.

‫اوه، نه.

‫ببخشید، مامان. من... خیلی...

‫نه.

‫اوه، ببخشید، جوجه ا‌م.

‫دوباره تنهات گذاشتم. ‫خیلی ببخشید.

‫تقصیر تو نیست، مامان. ‫هیچوقت تقصیر تو نبود.

‫اوه.

‫نتونستم ببینمت.

‫اوه، مامان.

‫ولی حالا میبینیم.

‫آره. اوه، آره.

‫آره.

‫فکر کنم وقتشه بذارمش بره.

‫ها.

‫آماده‌ای مامان بزرگ رو ببینی؟

‫مامان بزرگ بزرگ؟ واو.

‫با من باش.

برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.