All language subtitles for Petra.2018.SUBBED.1080p.WEBRip.x264-RARBG

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم: نگار

فصل دوم

پترا چطور به دنیای ژائوم معرفی شد

سفر خسته تون کرد؟

نه یه شب تو بارسلونا بودم

آهان اینجوری بهتره - بله -

وگرنه خیلی طولانی میشه - آره -

از این طرف؟ - آره -

ممنون- این اتاق شماست-

قشنگه - بله -

بزرگه

یه لحاف برات میذارم. الان سرد نیست اما شب ها یکم سرد میشه

باشه - و اینکه این اتاق یه کمی

این بخش از خونه، یه کمی خفه ست

بله همینطوره- اگر اذیت می شید می تونید درش بیارید

عالیه

اینجا یه کمد هم هست باشه -

و این صندوق می تونم ازش استفاده کنم؟

بله البته - بسیار خب -

حموم هم اونجاست. کاملا در اختیار خودتونه

باشه - اینجا خیلی مهمون نمیاد

مهمون ندارید؟- نه. معمولا نه-

من چند روزی می مونم- خیلی هم خوب-

از اسمتون خوشم میاد

خوشتون میاد؟ - پترا. اسم قشنگیه -

مادرم اسم های قدیمی رو دوست داشت - بله -

اسم شما چی بود؟ - ترسا -

ترسا - بله -

باشه. ممنون - خواهش می کنم -

برای همین اینجام. کارم همینه

من میرم آشپزخونه. می تونیم بعدا ادامه بدیم

باشه. میام اونجا - خداحافظ -

خداحافظ

سلام - سلام حالت چطوره؟ -

خوبم

چیزی میل داری؟

نه خوبه. ممنون

هر چی می خوای از یخچال بردار

راحت باش - باشه -

خیلی خوبه - آره -

چیز خاصی هست که دوست داشته باشی یا بدت بیاد؟

من همه چیز می خورم - واقعا؟ خیلی خوبه -

اون اتاق بزرگه اتاق غذاخوری ژائوم و ماریساست

اون ها اونجا غذا می خورن

اگه بخوای می تونی با اون ها غذا بخوری باشه -

اگر یه روز خواستی بیرون غذابخوری، بهم خبر بده

البته

کمک می خوای؟ - نه ممنون -

نه. از این روز زیبا لذت ببر برات یه چیزی میارم

باشه - باشه؟

ممنون ترسا - حرفش رو هم نزن -

سلام؟

سلام - سلام. من پترا هستم -

تازه رسیدم

بهتون گفتن؟ چند هفته ای اینجام

با ژائوم یه اقامت هنری گرفتم

آره گفتن. اما یادم نیست کی گفتن

ترسا همین الان اتاق رو نشونم داد

خوشت میاد؟ - آره . خیلی خوبه -

خونۀ قشنگیه

یه کمی بزرگه. آره؟

ترسا خیلی خوبه

آره. خیلی دوست داشتنیه

همسر ژائوم هستید. درسته؟ - بله -

من ماریسا هستم

از ملاقاتتون خوشوقتم - منم همینطور -

فکر نمی کنم بشه چیزی از ژائوم یاد گرفت

هیچی؟ - هیچی -

شاید یه چیزی باشه

پول در آوردن

می فهمم - بله -

آره. انگار

پول داره

بله خیلی هم داره

خیلی بهش علاقه ندارم - واقعا؟ -

نه - یعنی از پول خوشت نمیاد؟ -

نه

همه آدم ها پول دوست دارن. نه؟

من دوست دارم

خیلی هم دوست دارم

واقعا ؟ - بله -

چرا؟

خب خیلی چیزها رو برات فراهم می کنه امکان انجام خیلی کارها رو بهت می ده

بله درسته

درسته اما راستش این چیزی نیست که من از هنر می خوام

تو هنر دنبال چی هستی؟

...خب

حقیقت

حقیقت؟

چه حقیقتی؟

خب حقیقت... نمی دونم

من از کارم استفاده می کنم تا

حقیقت رو پیدا کنم

فکر نمی کنی با هنر هم میشه دروغ گفت؟

نه من معتقدم تو می تونی دروغ بگی خیلی از هنرمندها دروغ می گن

بله البته - اما این موضوع برای من جذابیتی نداره -

خب پس با این حساب تو جای درستی نیستی

شاید

ژائوم کجاست؟

می دونی همین دور و بر باشه-

گاهی نهار و شام رو تو خونه می خوره. ما با هم هستیم و نیستیم

...میاد، نمیاد

می‌تونی توی این قسمت ...قطعات زمخت‌تر رو ببینی

اینجا، رنگ شده‌ها هستن و در کل آماده‌ترن

ژائوم گفت وسایلتون رو بذارید روی صندلی

باشه

باشه، این خیلی بزرگه - آره -

اینجاست؟ - نه الان آلمانه -

خب من جعبه ها رو می برم

منم کمکتون می کنم

هیچی تعارف نکردم. یه لیوان مشروب می خوری؟

باشه اما به خاطر من یه بطری تازه باز نکن. آبجو هم خوبه

نه بازه

بطری اونجاست. فنجون ها هم تو این کابینته

باشه

یکم می خوای؟- بله. لطفا -

می تونم بذارمش اینجا؟ ممنون-

دارم روی یه پروژه کار می کنم که خیلی بهش علاقه دارم

قبرهای دورۀ جنگ سرد

می تونم ببینمش؟- اون یکی رو ندارم اما یکی دیگه هست

یه مجموعۀ دیگه هم دارم

منتشر نشده

کجا گذاشتمش؟

نمی دونم

بیا ببین. این یکیشه

کدومه؟

موضوع این یکی پرتره و سفره

قشنگه

بعدش این رو هم دارم

اینجا

این مجموعه ایه که تو آرژانتین کار کردم

خیلی خوبه

فکر کنم یه چیزی دیدم - واقعا ؟ -

آره

من چیزی ندیدم

آره دیدم

یه خرگوشه

زندگی عجیبی داری - این جوری فکر می کنی؟ -

چرا همینطوره

هرکسی سرش به کار خودشه

مادرت تنها غذا می خوره پدرت هم معلوم نیست کجاست

این خونه رو داری

به نظرم این تنها راهه

کنار اومدن و همدیگرو تحمل کردن

اگه یک روز کامل با هم بودیم

درسته

شاید حق با تو باشه

مادرت خیلی شکایت می کنه. اما بازم اینجاست

مادرم؟

مادرم یه زمانی کلی رویا و آرزو داشت

سرحال بود اما حالا

بی حوصله است و برای همینه که

هر بار که رفتم و دور شدم، دوباره برگشتم

به خاطر اون

رابطه تون خوبه؟ - آره -

می دونی که مادرها چطورن. یه روز اوضاع خوبه یه روز بحث و جدل پیش میاد

...

مادرها همیشه اینطورن

همیشه آسون نیست

اینجا بودن ارزشش رو داره

موافقم. جای راحتیه. ببین

آره اینجا خیلی قشنگه - چطور می تونستم نیام؟ -

پدرت چه جور آدمیه؟

پدرم؟ سوال خوبیه

خب آدم پیچیده ایه

توصیفش کار سختیه. نمی دونم

باید خیلی خوب باشه

ممکنه خیی منحرف باشه. خیلی

بیرحم

بیرحم؟ - آره. آره -

با تو بیرحمه یا کلا آدم بیرحمیه؟ - با من -

منو دست کم می گیره

چون من شبیه اون نیستم

... و اون - می خواد که تو هم مثل اون باشی؟ -

یه هنرمند هم تراز خودش

... کسی که -

جلوش می ایسته

و خب برای من ارزشش رو نداره

که باهاش رو به رو بشم

هر کسی راه خودش رو میره

فاصله ت رو حفظ می کنی؟ - آره -

بله

بهترین کاری که تا حالا کردم نیست - آشپزیت خیلی خوبه -

از پسش بر میام- پس غذا می پزی. آشپزی می کنی

همین. کار دیگه ای بلد نیستم

بد نیست

از مینی گلف هم یه چیزایی سرم میشه

مینی گلف ؟- آره. مینی گلف -

چه خوب- آره خیلی -

و تو چی؟ از چی خوشت میاد؟

رقص - رقص؟ چه جور رقصی؟

خب رقص مخصوص به خودم

شبیه همه جور رقص هست اما شبیه هیچ کدوم هم نیست

... یه جور تکنیک خاص یا ؟ - آه خدایا نه -

اگه بخوای یکم برات می رقصم

یعنی می گی الان می خوای برقصی؟

باشه - آره -

... پس

می دونی؟ - خیلی خوبه -

واقعا محشره

یعنی یهو بلند میشی؟

قبلش خودتو آماده نمی کنی؟

عالی بود بیا به سلامتی تو بخوریم برای خودم بازم میریزم

به سلامتی تو و توانایی هات

سلام - سلام -

همه چی رو به راهه؟ - بله -

داری چی کار می کنی؟ داشتم کار می کردم-

اما اینکه از خودت فیلم میگیری برای فیلم یا همچین چیزیه؟

نه. فیلم نیست

هیچی. من از حرکات فیلم می گیرم

بعد از روشون طراحی می کنم

جالبه

می تونم امتحان کنم؟

چی رو؟

اگه می خوای از من فیلم بگیر و از روشون طراحی کن

خب

این کار بر اساس بدن خودمه اما

آره می دونم- خب اگه می خوای امتحان کن -

واقعا. می تونم این کارو بکنم

همچین چیزهایی

باشه؟- اگه می خوای بیا بریم -

همون جا خوبه

باشه. هر موقع آماده بودی شروع کن

خوبه

می دونی من تو این حوالی به سلاخی مشهورم

بیشتر از پونصد تا زن

اون عقب یه دریاچه هست

براشون یه قصه می گم بعد می برمشون پشت دریاچه

یه کارهایی می کنم و بعدش

غرقشون می کنم. اون جا پر از جنازه ست

لعنت

می خوای ببینی؟- آره می خوام-

آره - من هم همین فکرو کردم-

می دونستم. همیشه همین طوره

من جنازه ها رو جمع می کنم- باشه؟ -

شاید - می تونی ازشون یه کاتالوگ درست کنی-

باید جالب باشه- آره یه عالمه ست-

ممکنه تو دریاچه

دخلت بیاد

پس خطرناکه. درسته؟- خطر همیشه هست-

میل خودته- باشه-

بریم - واقعا ؟-

نه؟

نمی خوای؟

ناراحتت کردم؟

متاسفم

به خاطر دریاچه؟

نه ببخشید. نمی شه

نمی شه. ممکن نیست

فصل سوم

دربارۀ خودکشی ترسا

لوکاس؟

جوانجو؟- بله؟ -

سلام بیا تو

همون جا بمون

چیه؟

سلام ببین می خواستم یه لطفی بهم بکنی

بگو- برای پائو -

بله

تو اون رو خوب می شناسی

می دونی که خیلی باهوش و ماهره

تو کار با دست خیلی مهارت داره

به هیچی علاقه نداره

نمی تونه روی چیزی تمرکز کنه

خیلی هم خوش شانس نبوده

ببین. من و ترسا داشتیم فکر می کردیم

می تونی بیاریش تا تو مزرعه کار کنه

یا وسائلی که خراب میشن رو تعمیر کنه

...اما جوانجو من

من نمی تونم بهش کار بدم

هیچ راهی نیست که بتونم پولش رو بدم- من و ترسا فکر کردیم-

شاید با پدرت حرف بزنی

پدرم؟ - آره. شاید بتونه کمکی کنه-

مثلا توی کارگاهش. شاید بتونه کمکش کنه

جوانجو. می دونی داری چی می خوای؟

با پدرم کار کنه؟

می دونم ما به چیز دیگه ای فکر کردیم

... می دونم ولی

دست خالی و بیکار بفرستیمش بارسلونا؟

نشونم بده. ترولی به سمت چپ

...پائین تر، پائین تر، پائین تر

پائین تر، پائین تر

باشه- نه-

همونطور که گفتم، حجم کافی نداره

قوسش باید یکمی بیشتر بشه

... چطوره سعی کنیم؟- بذار ببینیم -

از اون سمت امتحان کن. ترولی به سمت جلو

بیشتر. حالا به چپ

نه زیاد شد

نه؟- زیاد شد-

بیارش جلو

ترولی به سمت جلو

بذار ببینیم

حالا بیارش پائین - پائین-

پائین

خب؟ حالا به راست

چپ

بیشتر

نه جوانجو نه

حجمش کافی نیست

بله اما به کسی نیاز نداریم

لوکاس ما به کسی نیاز نداریم

جوانجو کلی کار داره

میشه یکم تو جنگل کمکش کنن

یا مثلا تو کارگاه و جاهای دیگه

ببین جوانجو به زندگی روزمره ش نیاز داره

اگه زندگیشو به هم بزنیم گند زدیم به کل سیستم زندگیش

به کل سیستم من گند زدی

اون خیلی خوب کار می کنه کار خودش رو می کنه

پس این کارو برای اون ها بکن

برای جوانجو و ترسا

برای اون پسر کار پیدا کردن خیلی سخته

مسئلۀ یگانگی

با دیگران. وقتی من دارم هزینه ش رو میدم

گوش کن من خوشم نمیاد

باید پولش رو داد

معلومه که باید داد

چی باید بگم؟

چیز های خوب گرونن

ببین

می دونی چیه؟

ترسا یه خواهشی داره، پس باید خودش بیاد و بخواد

چرا ترسا؟

خب اون مادر پائوئه مگه نه؟

تموم شد ژائوم؟

تموم شد

گوشت بره چطور بود؟- عالی -

خوشمزه بود واقعا؟ -

به آشپزخونه اطلاع میدم حتما خوشحال میشن

خیلی خوبه - قهوه، دسر، چیزی میل دارید؟-

بله. قهوه و دسر نه

یه پیک می خوام حتما. از چی؟ -

از مارک دکاوا

خوبه؟- آره خوبه -

همین الان - ممنون-

به شوهرم که نمیگی. میگی؟

تو این سن و سال هنوزم جذابی

خوش گذشت؟

نه

آره

خیلی زیاد

راستش ارتباط جنسی فقط به قصد رابطه

برام جالب نیست

رابطۀ جنسی بدون تحقیر

فایده نداره

پس وقتی درد تو رو حس کنم

اون وقته که ارضا میشم

از آخرین باری که اتفاق افتاد چندین سال می گذره

بهش نمیگی که؟

جوانجو؟

نگران نباش

به قدر کافی خوش بخته

یه زن بی خیال با یه پسر بی خاصیت

داشتم به یه چیز بهتر فکر می کردم

به پائو میگم

اینجوری حواسشو جمع می کنه

دونستن کاری که یه مادر باید بکنه مهمه

اینکه آیندۀ بچه ش رو تامین کنه

بیا تو

دارم صبحانه می خورم. قهوه می خوای؟

نه. ممنون

حتما؟ - آره -

چیز دیگه ای می خوای؟ مثلا یکم نون تست

نه. ترسا رو ندیدی؟ - نه. چطور؟ -

جوانجو دنبالش می گرده

دیروز ماشین رو برد. امروزم ندیدمش. خبری ازش نیست

از دیروز؟ - آره -

نگرانه. می گه سابقه نداشته این کارو بکنه

اون رو ندیده - عجیبه -

صبحونه ام رو تموم می کنم و میام

باشه - باشه ؟-

باشه می بینمت- یه دقیقه دیگه میام-

چیه؟ - چیزی راجع به ترسا می دونی؟

ترسا؟ نه

اون رو ندیدی؟

نه

دیروز دیدیش درسته؟

آره تو کن رافالت با اون بودم

چی شد؟

دربارۀ پائو بود؟- آره -

آره

پائو داره تو خونه کار می کنه

همین؟ چیزدیگه ای نیست؟

خب اولش باهاش خوابیدم

چرا این کارو کردی؟

تو زندگی هر لطفی یه هزینه ای داره

تو یه خوکی

اون دعوا راه ننداخت

من چیز خاصی

ندیدم

همین؟ چیز دیگه ای نیست؟

خب بهش قول دادم به جوانجو نگم

من سر حرفم می مونم

لباس پوشید و رفت

ادامه بده. 728 اعزام بشه

جسد رو پیدا کردیم نزدیک یه پرتگاهه و دسترسی بهش سخته

به ادارۀ پلیس زنگ بزن

بهشون خبر بده و از قاضی بپرس اجازۀ حرکت دادنش رو داریم یا نه

لطفا اگر خبری شد، بهم اطلاع بده

مراسم که تموم شد، میام و وسایلم رو می برم

که بری؟ - بله -

کجا؟

یه جایی دور از اینجا

پنجاه دفعه رفتی و دوباره هم برگشتی

خب که چی؟

این چیزها تاثیری روی من نداره

این دفعه برای همیشه میرم

جدی؟

باورم نمیشه

نشه

من میرم چون اگر بمونم

می کشمت

خوبه

جرئتشو نداری

اگر همه چیز رو می دونی، دیگه حرف زدن فایده ای نداره

چی رو؟ برو. گم شو

برو

ممنون

فصل اول

دربارۀ بیماری و مرگ مادر پترا

حالا این یکی باشه؟

یه لحظه

درسته - رفت داخل. درسته-

بله

حالت چطوره؟ بهتری؟

چی بگم؟ خسته ام

طبیعیه

طبیعیه جولیا - حالم از اینجا به هم می خوره

همیشه گفتم من از مرگ نمی ترسم

دلم می خواد، نمی دونم

که یه کاری بکنم

مثلا برم سفر

دلم می خواد نوه داشته باشم چرا که نه-

سلام - سلام عزیزم -

سلام پترا حالت چطوره؟ تو چطوری؟

خوبم- حالت خوبه؟ -

خوبم

مامان؟

چطوری؟ خوبم-

هر چی می خواستی آوردم. خوبه؟ آره -

و یه چیز دیگه

ببین چی پیدا کردم

تو منو خوب می شناسی

به نظر خسته میای یه قهوۀ دیگه می خوای؟

یا یکم راه بری هوایی به سرت بخوره

نه امروز سه تا قهوه خوردم

پس دیگه نخور برو با آندریا قدم بزن

برات خوبه

آره برای یه مدتی

چه حسی داری؟

همۀ این ها نگرانم می کنه

نگرانم نتونم باهاش حرف بزنم

مادرم چیزی نمی گه

دربارۀ موضوع پدرم منظورم اینه که

یه جور تابوئه

تو همۀ این سال ها هیچی نگفت؟

نه هرگز - غیرممکنه -

وقتی حس کرد بارداره ازش پرسیدم

حتی بهم نگفته بود که بارداره

اما من فهمیدم ازش پرسیدم. اون هم

انکار کرد. نمی خواست چیزی بگه

بهم گفت تا جلوم رو بگیره

شاید اگر الان ازش بخوای اگه دوباره سعی کنی

به نظرم

سخته

خیلی سخته

نمی دونم. سعی ت رو بکن

دیگه ازم نخواه

پترا می خواد بدونه

برام مهم نیست. راجع بهش نپرس

براش خیلی مهمه

دوباره ازم نپرس. ماجرا تمومه. همین

خوبه

باشه

چیز دیگه ای می خورید؟

نه گرسنه نیستم

مطمئنی؟ - آره -

خیلی کم غذا می خورید

دلم نمی خواد خاله نیوز بیاد

امروز؟

نه. به بیمارستان

بیمارستان؟

حوصله م رو سر میبره

منظورت چیه مامان؟

با اون بودن اذیتم می کنه اذیتت می کنه؟-

چرا؟ چی شده؟- هیچی-

خب پس؟

خیلی وقته که اینجاست من نمی خوام که منظورت چیه؟-

نمی خوام ببینمش

خاله نیوز دوستت داره. از روز اول اینجا بوده

دقیقا خیلی وقته اینجاست منم دوسش دارم اما

نباید بیاد

باشه؟- مامان ؟ -

تو بهش میگی- نه نمی گم-

چطور بهش بگم؟

می خوام برم

می خوای بری؟- آره -

بریم قدم بزنیم؟

نه می خوام از بیمارستان برم

ولی

نمی دونم مامان

هنوز نمی تونیم بریم

می تونیم هر جا که می خوایم بریم

ممکنه دکترا موافقت نکن

موافقت می کنن

هر موقع بخوام می تونم سر پاشم

مامان فکر نمی کنم اینطوری بشه

چرا میشه

من نمی خوام اینجا بمیرم

مامان؟- نه چیزی نیست-

من فقط می خوام از اینجا برم ممکنه چیزهای دیگه ای -

نمی دونم

پترا نه. من می خوام برم

می خوای بری خونه؟- نه -

به ییلاق

نه خیلی دور. می خوام برم کوهستان

خب اگر بخوای، با دکترها حرف میزنم. می پرسم

...

از خاله عصبانی نباش باشه؟

ازش خواستم باهات حرف بزنه

خیلی تشنه ام یکم آب بهم میدی؟

ساندویچ خوشمزه ایه- درسته؟ آره-

خوشمزه ست

می خوای بعدا بریم پیاده روی؟

اره - اون جا-

بله

اون جا رو دور میزنه آره؟ آره -

از اونجا رد میشه درسته؟

فکر کنم

یکم نگران حال تو ام

خوبم

از چهره ت خوشم میاد

همیشه خوشم میومده واقعا؟-

خداروشکر مامان

تصورش رو بکن

هنوزم می خوای بدونی؟ می دونی که همیشه خواستم

حالا بیشتر

حالا که مادر اینجا نیست

نمی دونم اما باید

بدونم اهل کجام

این هویت منه

ممکنه اذیتت کنه

نمی دونی چی خواهی شنید- پس باید بشنوم-

اما این بدتره

اسم کسی یا جایی رو یادت میاد؟

یه گروهی از دوستانش رو یادمه

اون موقع اوایل دهۀ هشتاد

...و

اما الان اسمی رو به خاطر نمیارم

اون یه دوست صمیمی داشت

شاید بتونم از یه دختری

که دوستش بود بپرسم

شماره ش رو دارم

فصل چهارم

ژائوم به پترا می گوید که پدر واقعی اش نیست

پترا

نظرت راجع به من به عنوان یه هنرمند چیه؟

به عنوان یه آدم

به عنوان یه آدم هنوز نمی شناسمت

نمی خوای بگی؟

مسئله نخواستن نیست نظری ندارم

ببین یکی از چیزهایی که تو این دنیا ازش متنفرم

قربانی بودنه

ازش متنفرم

متنفرم

اینو به خاطر من میگی؟ نه -

کلا

کلا و بیش از همه پسرم لوکاس

که مثال خوبیه

اما لوکاس که قربانی نبوده. بوده؟

ببین من

وقتی چهارده سالم بود

یتیم شدم. برادرم هم منو پرت کرد بیرون

از اون موقع به بعد باید چشم هامو باز می کردم

از اون موقع شروع کردم به ساختن این چیزها

از این کار پول در آوردم

املاک پدرمو از برادرم خریدم

و گذاشتمش خونۀ سالمندان

این منم

آره این تویی

به لطف برادرم که همه چیز رو انکار کرد

دارم میرم کارگاه. میای؟

می خوای من هم بیام؟ آره آره-

اینجوری یاد می گیری

باشه

به این می گن تبحر

این تبحره

وقتی داشتیم حساب و کتاب می کردیم، تو سفر بودی؟

چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته

ما هشتاد رو تموم کردیم و اون باید پاریس باشه-

جایی که نام مون رو به همۀ دنیا عرضه کرد

این بدترین اتفاق ممکنه

برای یک معمار تبحر بدترین چیزه

اگر خونه ی یه معمار فرو بریزه خونه ی دیگه ای وجود نداره

حتی اگه 99 تا خونه رو خوب ساخته باشه اما میدونی که ممکنه این اتفاق بیفته

گفتم که محاسبات مون خیلی سفت و سخت بود هر چی که کارگاه رو ترک کنه

دیگه بر نمی گرده

منو وادار نکن این محاسبات رو برای همه انجام بدم

این تنها مسئولیت توئه

ما می دونیم ژائوم- این فقط مسئولیت ما نیست

الان باید بری پاریس

همین حالا - دوشنبۀ دیگه -

دوشنبۀ دیگه؟ حداقل امروز بعدازظهر یا صبح

...چون در پاریس فکر کنید هر ساعتی که میگذره برامون بدتره

اما بهت گفتم تو می دونستی ولش کن-

در پاریس هر ساعتی که میگذره اوضاع مون بدتر میشه

برای من و برای تو. نمی تونیم حتی پنج دقیقه رو تلف کنیم

سلام

دارم یه نگاهی به کارت می ندازم

نظرت چیه؟

کار ضعیفیه

ضعیف

زیادی احساسیه

ترس از خفگی، محصور محصور در خود

خیلی متوجه خودت هستی

نمی تونه کار موفقی باشه

تو چرا اینطوری هستی؟

مشکلت چیه؟- هیچ ذوقی در این کار نیست

آهان... ذوق

انگار یه جور درمان برای خودته

بدون اینکه مخاطب هم در نظر گرفته بشه

می دونی من چرا اینجام؟

نه

چرا؟

فکر می کنم تو پدرم هستی

پدر تو؟

چرا همچین فکری می کنی؟

من دختر جولیا رامیرز هستم

جولیا رامیرز؟

دختر جولیا رامیرز

برای همین اومدی اینجا؟

بله

سلام جوانجو- سلام-

چطوری؟- مشغولم-

بد نیستم

و پائو؟

بدتر شده

هنوز براش تازه ست

بله

خیلی نزدیک. ترسناکه

فرق می کنه اما

هنوز با مرگ مادرم کنار نیومدم

من نمی دونم

به نظرم وقت لازم داره

می تونم یه چیزی بهت بگم؟

بله البته

مدتیه می خوام بهت بگم

به نظرم به محض اینکه بتونی باید ترکش کنی

چرا اینو میگی؟

نمی دونم

تو دختر خوبی هست اما

اما چیز خوبی از اینجا نصیبت نمی شه

چیز خوبی از ژائوم نصیبت نمی شه

ببخشید شاید - نه مشکلی نیست-

از پترا چی می خوای؟

خوبه درسته؟

به نظرم باهوشه

کلاه قهوه ای من رو ندیدی؟

اون که روبان سفید داره؟

نه ندیدم- نه؟-

نه

مهم نیست

از نابیلا می پرسم

حتما گذاشتتش جایی

می دونی چرا داریم باهم غذا می خورم؟

نه نمی دونم

بهم بگو

پترا فکر می کنه من پدرش هستم

تعجب نمی کنم تو همیشه از ولگردی لذت می بردی

اما من پدرش نیستم

فکر کنم هستی

چطور؟

دوست مادر من اسم تو رو بهم داد از اون موقع تو رو میشناسه

از شما حرفی زده- مادرت چی؟-

نه مادرم هیچ وقت نخواست

این موضوع تابو بود

من پدرت نیستم

من مادرت رو دیدم

تابستان 1985 در کاداکوس

اون موقع بچه داشت

تابستان 1985؟- آره -

تو کی به دنیا اومدی؟

نوامبر 1984- بیا -

اون یه بچه داشت. تو خواهر داری؟

نه

خب

من پدرت نیستم

باید جای دیگه دنبالش بگردی

چون مادرت اون موقع یه بچه داشته. اون بچه تویی

وقتی اون با من بود

کلی مسئله داشت درست مثل من

اون هم یه روزی بود که گذشت

سلام لوکاس

نه مشکلی نیست خوبم

بعدا زنگ میزنم باشه؟

باشه

می بینمت. خداحافظ

فصل ششم

دربارۀ دروغ ژائوم

و پیامدهای آن

دارم فکر می کنم از پروژۀ قبرستون انصراف بدم

واقعا؟

هیچ کدوم جواب نمیدن

یکم پول لازم دارم

بذار پروژه یکم جلو بره. حتما جواب میدن

نمی دونم واقعا خوبه یا نه خوبه -

می دونی که من دوستش دارم نمی تونی یهو بذاریش کنار

می دونم اما اگه مجبور بشم

کار با اشیاء قدیمی رو شروع کنم

مطمئن نیستم بتونم

پس یه کار دیگه می کنیم

نمی دونم بالاخره پول هم در میاد

اینجوری فکر می کنی؟ آره -

انصراف نده

کاری که می کنی خیلی مهمه

باشه باشه

خوبه

مال تو یکم بزرگ نیست؟

بذار نصفش کنیم

گردنبند قشنگیه

ایناها

شکست ببین

برش دار

اون چیه؟

اون چیه؟

K ؟

خواهرت داره میاد درسته؟

خواهرت آخر هفته نمیاد؟ چرا میاد -

شنبه

آره شنبه - برنامه تون چیه؟-

نمی دونم

زیاد نمی مونه

نمی دونم قراره کجا بریم

اگر بخوای می تونیم تو خونه یه شامی درست کنیم

واقعا؟- آره مشکلی نیست-

اینجوری من هم خواهرت رومی بینم

این چیه؟- کیک -

یه کیک بزرگ

خیلی کسالت باره

سلام

منو یادته؟- آره -

دلت نمیخواد؟

خسته ام

یه کمی؟

یه کمی؟

با این شلواری که حسابی

تحریک آمیزه

بیا اینجا

سلام - چه کمکی ازم برمیاد؟-

من یه اتاق رزرو کردم به نام ژائوم ناوارو

کارت شناسایی لطفا- بله البته

ممنونم

خوبه

عالیه

اتاق 107

چرا اومدی اینجا؟

لوکاس میاد؟- نه-

شرم آوره اون رو هم درگیر کرده

نمیاد

باشه

با همۀ این حرفا، باز هم اون رو درگیر کرده

ببین

من اومدم. چون پترا تو دختر منی

چی؟- تو دختر منی-

چی داری می گی؟

حقیقت رو

حقیقت - بله حقیقت-

حرفتو باور نمی کنم

وقتی درخواستت رسید

اصرارت برام عجیب بود

برای همین یکم تحقیق کردم

و دیدم که دختر جولیا رامیرز هستی

سی و سه سال پیش با جولیا رابطه داشتم

گفتی که اون موقع یه بچه داشته

دروغ گفتم

دروغ گفتی؟- مصلحت آمیز بود-

مصلحت آمیز؟ منظورت چیه؟ می خواستم بیشتر ازت بدونم

باور نمی کنم

نمی دونم چرا اومدم-

می تونم ثابت کنم

چند تا عکس از اون موقع دارم

از 1984

ایناها این مادرته کنار من

از 1984

مادرت تو رو باردار بود

...

دو تا عکس دیگه از مادرت

پترا با دقت نگاه کن

غیر ممکنه حقیقت نداره

حرفاشو باور می کنی؟

نمی دونم

نمی دونم نمی دونم

من برمی گردم. حالم خوب نیست باشه؟

وقی بیدار میشه بیا پائین

پترا صبر کن. تا اون موقع اون هم بیدار میشه

می تونیم درباره ش حرف بزنیم نمی خوام حرف بزنم-

بعدا می بینمت خب؟

خوبه ممنون

پترا هنوزم نقاشی می کنه؟ نه-

تدریس می کنه

اینجوری براش بهتره- چرا؟-

نقاشی می کنه اما فکر نمی کنم موفق بشه

این صندلی اون بچه ست؟ بله -

خودش کجاست؟- اینجا نیست-

چرا اینکارو با من می کنی؟

ببین هر موقع پترا بخواد

تست دی ان ای میدم

و مشخص میشه که پدرش هستم

قبلا نگفتم

چون نمی دونی کی باید قطعش کنی

این شادی کاذبی که ساختی

از خونۀ من برو بیرون

نگران نباش

هر چی لازم بود گفتم

چایم رو تموم می کنم

بعدش برمیگردم خونه

جرئت این کارو نداری

فصل پنجم

اوایل ماجرای عشق میان پترا و لوکاس

برلین خوب بود؟- آره خیلی -

واقعا می خواستم برم. بالاخره دو ماه بود که اونجا بودم

درسته

می خواستم راجع به ماجرای پدرم حرف بزنم اتفاق عجیبیه

...عجیب

خب نمی دونم

جزئیات رو کنار هم گذاشتم

دوست مادرم

درباره ش بهم گفت و یه عکس بهم نشون داد

این همۀ چیزی بود که داشتم

باید تلاشم رو میکردم- بله البته-

می خوای بازم ببینی؟ آره -

نمی دونم کجا. چیز زیادی نمی دونم ولی

می خوام بدونم کیه

حداقل حالا می دونی که از کدوم مسیر نباید بری

اینم حرفیه- آره-

فکر نمی کنم بتونم انتظار چیز خوبی رو داشته باشم

یا اینکه مادرم حرفی بزنه

معلوم نیست

بهترین چیز اینه که همدیگرو دیدیم

آره خیلی خوبه

متاسفم بابت

اون موقع

مهم نیست گذشته

مشکلی نیست

واقعا؟

همه چیز مرتبه

اوضاع کار چطوره؟

خوبه - خوشت میاد؟-

آره

خب ساکت و بی دردسره

مجبورم

دستورات ژائوم رو اطاعت کنم

کلمه به کلمه می خواد همه چی روی اصول باشه همین

گاهی دلم برای اون جا تنگ میشه

ییلاق، جنگل، پیاده روی

باید بیای- بیشتر از همه، شکار-

منم همینطور- شکار می کنی؟-

نه دیگه نه

من نمیرم چون- حتی با پدرت؟-

نه پدر من

چی؟

پدرم خوشش نمیاد

منم دلم نمی خواد ازش بخوام

خوبه اما نمی ارزه

خب اون سخت نمی گیره کارش رو می کنه

آرزوی دیگه ای هم نداره

یه جورایی به یکنواختی رسیده آره کمی-

اما خوبه. اون قدرها نگران نیستم

ولی با این حال

اوضاعت چطوره؟- خوبه -

خیلی خوبه خوشحالم

پترا رو می بینم

پترا ؟- آره -

آره به هم زنگ زدیم و قرار گذاشتیم

و کم کم داریم بیشتر همو می بینیم

این روزها بهترین اتفاق زندگیم همینه

عالیه - آره-

پترا عالیه- خیلی خوب با هم کنار میایم

انگار دوسش داری- نمی دونم-

نمی شه- خب راستش-

بله - حتی خود این کلمه درسته؟

در نهایت معلوم میشه که ارزون بوده

ارزون نیست گرونه. اما اون موقع قیمتش خیلی بالاست

خیلی ساده ست. زیبایی برای زیبایی

زمین مال کسانیه که کار می کنن بله دقیقا-

...

انگار که اگر حقیقتی نباشه زیبایی ای هم نست

نه زیبایی و نه حقیقتی بله -

بعضی وقت ها درسته

کاملا

لوکاس پترا بهم گفت

ژائوم ناوارو پدرته

می خواستم اینو بدونی

می دونم اینو همه بهت می گن اما من

نتونستم بهت نگم چون الان اینجایی

به پترا گفتم شاید نخوای با پدرت بحث کنی

به خاطر خدا این یه جور تاییده

نتونستم مقاومت کنم

واقعا از دوستانت خوشم اومد

واقعا؟- آره-

با تو بهشون خوش می گذره آره -

بابت سوال هایی که ازت پرسیدن متاسفم. دربارۀ پدرت

مشکلی نیست عادیه

ایرادی داره اگه بخوابم؟

آره

بله ایرادی داره؟

فکرشو بکن. دلم می خواد بمونی

می دونی به خاطر تخت نیست

تخت شریکی نیست

خوشت میاد مگه نه؟- آره -

خوبه - آره-

پول لازم داری؟- نه از پسش برمیام-

می تونم به پدرت بگم یه چیزی برات بفرسته

نه ممنون نیازی به پول ندارم

چرا؟- حال منو که بهم میزنه-

به خاطر همینه

قبلا اینطور نبود- نه نبود-

الان فرق می کنه

من از پترا خوشم نمیاد

چرا این حرف رو می زنی؟

خوشم نیومد که اونطوری با دروغ اومد تو خونه

این کارو نکرد

دروغ گفت

همه مون این کارو کردیم

خب

نکردیم؟

کم و بیش

24

زانو: 165

15

بنویس

نصف

در 227.4

ده تا تکی

ناحیۀ همسوراکس باقی مانده

مختصات؟

20 5 متر

250 سانتی متر

20 سانتی متر X

Y?

یه کم بیشتر به همون سمت. اونجا

110 سانتی متر- 110 باشه؟-

ببین یه انگشتر پیدا کردم

جدی؟- بله -

ولش کن

یه انگشتر مهره درسته؟

آره اینطور به نظر میاد

بدش به من

ببین- چیه؟-

می خوای تو روستا زندگی کنی؟

تو روستا؟- آره-

چرا؟

چون نمی خوام تو مادرید بمونم

? میخوای بریم

کی؟- نمی دونم-

به زودی

لوسیا رو می شناسی؟ تو خونۀ بوتراگو

آره

می گفت جاهایی هستن که بشه با قیمت پائین اجاره کرد

اینجا بودن برام سخته

مشکلت چیه؟

می خوام یه کار دیگه بکنم. می خوام هنر رو کنار بگذارم

هنرو کنار بذاری؟ آره-

نمی تونی

این زندگی توئه

نه دیگه .نمی خوام

جدی که نمی گی؟- چرا اما چیز مهمی نیست

می خوام برم سراغ کارهای دیگه مثلا؟-

نمی دونم. می خوام برم دنبالش

دنبال کاری که دوس دارم

یه جور تغییر بزرگ یا بچه دار شدن

بچه دار شدن؟- آره -

این که داری میگی خیلی جدیه

بیا بچه دار بشیم

دوست داری؟

قشنگه. عالیه

چیه؟

فصل هفتم

دربارۀ زندگی جدید پترا و جولیا

اون چوب چطور؟

یکی دیگه می خوای؟

ایناها

می خوای بذاریش اونجا؟

اینجا

بریم

سه

میام میگیرمت میگیرمت

میگیرمت

میام بگیرمت

حق باتوئه بیا این رو بذاریم بیرون

این یکی درسته؟- آره-

چون این یکی یکم پیچیده ست

میتونه جای دیگه ای باشه آره -

می دونی میتونستیم بریم مصر

دقیقا- منم همین فکرو می کنم

بین این دو تا زندگی مرددم

یکی با کفش

مسئلۀ ابتذال موضوع وحشتناکیه

می بینی این سوراخو دوس دارم

به خاطر انحنا و شکلش میذاریمش کنار

آره اون یکی عالیه- واقعا؟-

عالیه- باشه-

مهمه که کلش هماهنگ باشه

چیزی که مهمه اینه که چشم ها رو به یک نقطه نکشی

باید تعمیر کنی- باشه-

باشه

دوست دختر داری؟- آره -

یه سالی میشه

خوبه پدرت ملاقاتش کرده؟

نه نمی خوام اذیت بشه

کی می دونه چند وقت با همیم و چطور تموم میشه

نمی خوام اذیت بشه نمی خوام نگرانش کنم

دوسش داری؟- آره-

بله خیلی

می دونی بعدش کجا میری؟

راستی مرمر سفید؟- آره -

سه شنبه میرسه با یه جرثقیل هماهنگ کردم

می خوای به پدر بگم ردیفش کنه؟

هر کاری برای حلش بکن

به جرثقیل زنگ بزنم؟- آره بزن-

باشه

اون پسره پائو

هر روز که میگذره بیشتر ازش خوشم میاد

خیلی سخت کوشه بهم کمک می کنه

با وجود اون می تونم استراحت کنم

فقط یه چیزی هست که ازش سر در نمیارم

چطور اینقدر با لوکاس رفیقن

یه آدم با شعور چطور می تونه با یه احمق دوست باشه

واقعا

یکی دو روز می رم مادرید

تازه اومدی

اما تو هر کاری می خوای می کنی عزیزم

از وقتی تمیز شده منظره ش قشنگ تر شده

اگه یه مجسمه بذاریم اینجا خیلی خوب می شه

مضطربم

این چند وقت اصلا خوب نخوابیدم

دیدن ماریسا حسابی مضطربم می کنه

چرا بهش نمی گی که نیاد؟

بهش گفتم این آخرین باره

نمی دونم

بالاخره این اتفاق می افتاد دیر یا زود

و جولیا؟

اون رو می بینه؟- نه-

میشه پنج شنبه پیشش بمونی؟

مادربزرگشه

بهتر نست ببینتش؟

فقط یکی دو ساعته

اگه نمی تونی نگران نباش مشکلی نیست-

تا هر وقت بخواد می تونه بمونه

باشه

ممنون

می خوام جولیا رو ببینم

متاسفم ولی نمیشه ببینیش

لازمه

همۀ چیزیه که برام مونده

نه ماریسا

نمیخوام بین اون و شما چیزی باشه

لطفا- نه-

حس بدی دارم- حس بدی داری؟-

خیلی بد

من وقت زیادی ندارم تقصیر منه

تقصیر منه

یه مریضیه که درمانی هم نداره

چه تقصیری؟-

همش تقصیر منه

همه ش

منظورت چیه؟

لوکاس پسر ژائوم نبود

پسر ژائوم نبود؟

نه قسم می خورم

پدرش وکیله. تو مادرید

تو مادرید با یه وکیل آشنا شدم

یه رابطه ای داشتیم

باردار شدم

وقتی فهمیدم دیر شده بود برگشتم پیش ژائوم

متوجه نشد

هیچ کس نفهمید

فقط من می دونم

می فهمی؟

چی داری می گی؟

می خواستم بهت بگم ولی نتونستم

گم شو

نتونستم با این دروغ زندگی کنم لطفا برو-

خواهش می کنم

گوش کن. خواهش می کنم

بله یه تاکسی لطفا

بله حق باتوئه

درسته بله ممنون

هیچ وقت فکر کردی که یه هنرمند باشی؟

نه

نه

فکر میکنم هنرمند خوبی میشی

ولی من هیچی از هنر نمی دونم. نه نقاشی و نه هیچی

آره اما من هم وقتی شروع کردم مثل تو بودم

فقط باید بخوای

و بعدشم پول. چیز خوبی که داره پوله

از پول خوشت میاد؟

آره

کی خوشش نمیاد؟

اگه بخوای می تونم کمکت کنم

چون فکر می کنم بتونی هنرمند بشی

تا بحال بهش فکر نکردم ولی

ممنون ژائوم چی؟

ممنونم- بله-

پدر زنگ بزن به پلیس

ژائوم رو کشتم- چی؟-

دو بار بهش شلیک کردم

یکی تو سینه ش یکی هم پشتش اون حروم زاده مرد

چی؟

اون طرف سمت صخره هاست

یکم که جاده رو بری پائین می بینیش باشه؟

به پلیس زنگ بزن. منو تحویلشون بده

میرم اتاقم

...

بله

چطور می خوابی؟- خیلی بد-

می دونی که همیشه همینطور بودم

اما الان خیلی بدتر شده

خیلی چیزها رو پشت سر گذاشتی

چطور دیوونه نشدی

کم کم دارم دیوونه میشم

نخوابیدن

خیلی بده

آره همین طوره

چرا نمیری دکتر؟

دکتر؟- آره-

ک قرص خواب آور بخورم؟

نمی دونم قرصی چیزی

هیچی

اون ها می دونن

نمی دونم

مشکل من با قرص حل نمیشه

یه چیزی در درونمه

خودم باید حلش کنم

حرف زدن هم می تونه بهت کمک کنه

شاید

بله

کاهوها رو دیدی؟- بله-

بزرگن

اگه می خوای بردار

جدی؟- آره-

باشه

باید یه کاری راه بندازی

کاهو

فکرشو بکن

اونجا چی داری؟

ها؟

نگاه کن

ببین

یه عالمه کف

بازم کف

چی؟ - ببین -

چی؟ این چیه؟

این کدومه؟

یه گربه؟

خوبه

پیش ماشین

می ریم پیش ماشین

پیش تاب نه. پیش ماشین

منتظر مامان بمون

میذارمش اینجا. باشه؟

! بیا اینجا

بیا اینجا

داری کجا میری؟

کجا می ری؟

بیا اینجا. داریم میریم

سلام نابیلا- سلام -

ماریسا خونه ست؟ - بله داخله-

بهش میگی بیاد؟ - آره -

سلام - سلام -

جولیا رو آوردم

تو ماشین خوابش برد

می خوای ببینیش؟ - بله -

مترجم: نگار

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.