Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
در آغاز قرن نوزدهم ..ماهاراجا رانجيت سينگ
افغانها را از سرزمين شمال باختري هند .دور کرد و حکومت سيک را آنجا تاسيس کرد
،از آن موقع به بعد ..شاهزاده افغانستان به دنبال
فرصتي بود تا اين منطقه از هند .را مجددا تصرف کند
..پس از مرگ مهاراجا
وقتي که انگليس قصد داشت قدرتش را بر آن سرزمين حفظ کند
زيانهاي زيادي را به دست قبيله سيک متحمل شد
..همچنين ميگويند يک ملا بود
که پاتانها را وادار ميکرد تا .به نام جهاد به انگليسيها حمله کنند
از آنجا که فقط سيکها ميتوانستند افغانها را دور کنند
انگليسيها به کمک نيروي نظامي سيک وارد جنگ شدند
در سال 1890 جوخه سيک 36م ..در ميان کوههاي سمانا (چوخه معروفي که در جنگ با چين هم بودند)
.در سه نقطه تاسيس شد
اين داستان همان جوخه است
.که از سنگر ساراگاري حفاظت کردند
اين کوهها بدست افغانستان تخريب شدند
و اين مال هندوستانه
و در ميانش خطي کشيده شده
.و بعنوان مرز اعلان شده
اينه؟ اره-
حالا بيا فرض کنيم که انگليسيه شوهره
و حاکم افغانها همسرشه
پاتانهاي اينجا دادرسن
زنه پول شوهرش رو برميداره
و اين خط رو بعنوان مرز ميپذيره
پس وقتي زن و شوهر به توافق رسيدند
مشکل اين چيه؟
دادرس هميشه از دست رژيم شکاره
و تازه، زنش هي تحريکش ميکرد
پس شاهزاده افغان تحريک پاتان عليه افغان رو شروع کرد
اما چرا؟
چون زنه ميخواد به عشقبازي مخفيانهش با معشوق روسي ادامه بده
از شوهرش جدا بشه و همه چيش رو بگيره
فقط قاضي ميتونه طلاق رو حکم کنه
ايشار سينگ
..اگر شاهزاده زنشه
و انگليسي شوهرشه
و روسيهايه معشوقشه
ما اين وسط چيکارهايم؟
ميهمانان عروسي
گلاب سينگ، ما از ميهمانان عروسي هستيم
ما اينجاييم که به ساز اونا برقصيم
هوالدار ايشار سينگ
بله قربان
پست امروز ما تمومه
وقت بازگشت به گلستانه
افراد رو آماده کن
چشم قربان
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Info
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و سميرا
قربان ببينيد نه، ايشار سينگ-
ما تو قضاياي اونا دخالت نميکنيم
قربان، ميکشنش ها خب به ما چه؟-
اين کار هميشهگي اوناست
به ما مربوط نيست
يالا، تکون بخوريد
اين يه دستوره، هوالدار
!هوالدار
خداوند متعال، آبروي ما رو حفظ کن
!يا پشم
وقت نمايشه
فرار کن
فرار کن
عزت سيکها در عمامهشونه
اول اون رو دربيار
قبل از زدن سرش کلهش رو برهنه کن
اگر ميخواين من رو بکشيد
اما دست به عمامه من نزنيد
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
زعفراني
بايد شديدا مجازات بشه، قربان
بايد يه مثال ازش بسازيم
حق با شماست
اين موضوع خيلي جديه
بايد فورا معاون سرهنگ رو خبر کنيم
عطار سينگ بله قربان-
با ساراگاري تماس برقرار کن
بايد يه پيغام به لاکارت بفرستيم
..براي معاون سرهنگ هوتون
بله قربان
آب همين الانش هم کميابه
اگر سرگرد بفهمه هر روز داري ميريزي رو زمين
بيبرو و برگرد بهت شليک ميکنه
اين سهم آب منه
بخورم يا بريزمش بره
دست خودمه
پيشرفتي داشتيم؟
!نه هنوز
اينجا چيزي رشد نميکنه، ايشار
اين خاک به اندازه پاتانها دشمنه
با غريبهها جوش نميخوره
من کشاورزم، گلاب
ارتباط با زمين توي وجود منه
خب، براي مجازات من تصميم گرفتن؟
!نه هنوز
اول گوش رئيس رو آلوده ميکنه
بعد به جناب هوتون ميگن
بعدش اون مياد سراغت
جناب هوتون کاري با من نداره
خيلي با جناب لاورنس فرق داره
چطور اونوقت؟
جناب هوتون آدما رو از روي رنگ تفکيک نميکنه
درسته
سفيد باشي، قهوهاي يا هرچي
براي اون تمام سربازان يکي هستن
همهش دروغه
اگر اينطوره چرا بين من و تو فرق ميذاره؟
چون با درجه جدا شديم
براي همينه
پس ميخوام درجهام رو ببرم بالا
اول يکم زبان انگليسي ياد بگير، گلابو
آره درسته
نه که تو خيلي بلدي، هان؟
بلدم، با گوش دادن به اونا ياد گرفتم
بزور دو کلمه بلدي
!خدا ميدونه همونام درست باشه يا نه
کلي کلمه بلدم
هر روز يکي ياد ميگيرم
درسته
وقتي يگان از هانگو رسيد رو يادته؟ با ژرنال بيگز
بله
يه هوالدار انگليسي باهاشون بود
بله همون درجه-
يادته چي صداش مي کردن؟
چي؟
ساجن تيم (محبوب)
محبوب؟ بله-
!خدايا.. نه
پس نميخوام هوالدار بشم
چرا، چي شد؟
ببين، 175 تا مرد اينجاست
اگر همه بخوان من رو گلابوي عزيز صدا کنن
مردونگيم به فنا ميره
"خب، پرستار ترسا هم بهت ميگه "عزيزم
!به هيجان نمياي
اوه تمومش کن ايشار سينگ
چي بگم، رفيق؟
هربار که جنگي شروع ميشه
ميگم کاش زخمي بشم
تا پرستاراي خوشگل بيان مداوام کنن
اما هيچوقت اينطور نشد
..پاتانها حتي نميتونن درست نشونه بگيرن
!گلابو
!پرستار
ببين چشه
خيلي زيادن قربان
به لاکارت پيغام بده
ازشون کمک بخواه، فورا
چشم قربان
رفيق
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چرا از دستور معاون سرهنگ اطاعت نکردي؟
اگر اين کار رو ميکردم دختره کشته ميشد
بله، ميمُرد
اما بهمون حمله نميشد
به اون ملا يه بهانه ديگه دادي
تا پاتانها رو عليه ما بشورونه
ازتون طلب عفو دارم
اما دليل اين جنگ من نيستم
دولت انگليسه
نبينم بخواي در مورد سياست دولت من بهم ياد بدي
تو يه سربازي، ورود به سياست کار تو نيست
کار تو پيروي از دستوراته
منتقلت ميکنم
ميري ساراگاري و فردا اونجا حضور ميزني
قربان، اونجا بايد چيکار کنم؟
اونجا هرگز اتفاقي نيفتاده
بله، براي همين ميگم
!اونجا دردسر درست نميکني
و يادت باشه
بدون ساراگاري، گلستان و لاکارت با هم مذاکره نميکردن
من يک سربازم قربان
نه قاصد
مراقب باش، ايشار وگرنه همين هم نميموني
هوالدار
هوالدار
بله قربان
وقتي يک افسر بالا رتبه ميبيني بايد چه کار کني؟
ازت نخواستم سلام بدي
..ازت پرسيدم
وقتي من رو ميبيني بايد چه کني؟
بايد سلام بدم
پس چرا ندادي؟
صحيح
انگار بايد يکم نظم يادت بدم
حالا سه بار سلام بده
و با هربار سلام از ارشدت معذرتخواهي کن
همين حالا، هوالدار
ببخشيد، قربان
ببخشيد، قربان
ببخشيد، قربان
چي فکر کردي، هوالدار؟
من رو ناديده ميگيري و واسه خودت ميري؟
فکر کردي از من شايستهتري، نه؟
حالا بذار يه چيزي رو بگم
اگر از ما بهتر بودين
!بردهي ما نميشدين
ميدوني، جالبه
سيکها و پاتانها معتقدن که خيلي شجاعن
اما فرصت گير بياد اولين نفر خود تو فرار ميکني
مثل الان
داري ميري ساراگاري
مردم هند همينطوريان
فکر کنم يه چيزي تو اين خاک فاسد شده
!ترسويي رو بار آورده
درست نميگم، هوالدار؟
متاسفم، نذاشتن نگهت دارم
يايد وسايلت رو جمع کني
خيلي لفتش دادي، عوضي
فخر؟ *فاکر*
از يه طرف عصبيه
از يه طرف بهت افتخار ميکنه؟
!گيج شدم
اين انگليسيها خيلي خطرناکن
ميگه ترسوها از ديار ما رشد ميکنن
اين سنگرها رو شونه ما پايدارن
،و وجود کردن به ما بگن ترسو !عوضيها
چرا جواب ندادي؟
..نميدونم چرا
!کلمات قاصر اومدن
..مرد، شده آرزو کني
عين يه رود آزاد و جاري باشيم
با عزت و غرور راه بريم
به سمت دلمون؟
در مورد چي حرف ميزني ايشار؟
!درک نميکنم حقيقتش
امروز براي اولين بار فهميدم
!ما بردهايم نه سرباز
..آدمايي عين ما فقط
يراي خم شدن و سلام دادن زاييده شدن؟
اول که مغول بر ما حکومت کرد
حالا هم انگليس
کِي قراره خودمون به خودمون حکومت کنيم؟
پس حکومت کردن ميخواي، هان؟
آزادي ميخوام
عين رود آزاد باشم
تا راه خودم رو برم
بهرحال، فراموشش کن
يه چيزي رو بگو
بالاخره از زخمت پرستاري کرد؟
..از کجا بدونم
غش کرده بودم
اقبال من طلسم شده
بيهوده تير خوردم
چرا ازدواج نکردي؟
دفعه بعد که برم روستا پا پيش ميذارم
بهتر از اينه که براي زنان مختلف تير بخوري
فقط زنم رو يادم ميارم و دلم رو آروم ميکنم
!عين تو
منظورت چيه؟
اينقدر اداي آدماي معصوم رو در نيار
بارها ديدم يه گوشه نشستي بهش فکر کردي و لبخند زدي
مطمئني من رو ديدي؟
خيلي خب، من ديگه ميرم
قوي باش، رفيق
مراقب خودت باش
!واي خدا
!تويي
فکر کردم يکي ديگه باشه
سلام عليکم
عليکم السلام
خوبين؟
اميدوارم باز کسي مزاحمتون نشده باشه
ميفهمين چي ميگم؟
پنجابي بلدي؟
هندي؟
نيازي به پرسيدن نيست
انگليسي بلدين، خانم؟
..انگل
ـ1..2..3.. چپ-راست چپ -راست، آتش
خداحافظ
خداحافظ
!واو، خداحافظه
خدايا! انگليسي حرف ميزني؟
عاليه
بازم بلدي؟
نه؟
خيلي خب، ميرم ديگه
ببخشيد؟
بله
اين چيه؟
عاليه
واقعا خوشمزهست
مصاحبت باهات عالي بود
من ديگه ميرم خدا پشت و پناهت باشه
خداحافظ
داشتي لاس ميزدي؟
!يا پشم، عشقم
!عجب خشمي
مراقب خونه هستم تا وقتي مياي حواسم بهش هست
اونوقت تو داشتي با اون پاتاني گرم ميگرفتي
چرا تا مياي دعوا رو شروع ميکني؟
حداقل چندتا کلام زيبا هم نثار ما کن
دهنت رو که شيرين کردي، نه؟ تو بگو
استخونهان رو خرد ميکنم
تا وقتي ميرسي خونه منتظرم
بهم شيريني تعارف کرد ..براي سپاسگزاري
قبول کردم
ميدوني اصلا از شيريني خوشم نمياد
داغ و تند دوست دارم
براي همين باهات ازدواج کردم
!اونقدرا هم خوشگل نيستي، ميدوني
چيزاي احمقانهاي که مينوشتي من رو به دام انداخت
پس تا بيام خونه استخونهام رو شکوندي
يا با هم گرم ميگيريم؟
ميگم، جناب ايشار سينگ
بله، عزيزم
برو به جهنم
باشه، عاشقانهبازي رو ولش حداقل بغلم کن
با خوشحالي بميرم
عشقم
!وايسا
"عزيزترينم، محبوب"
"قول بده هرگز ترکم نکني"
"نميتونم به نبودن تو فکر کنم"
"دست در دست هم ميريم"
"هرجا که تو بخواي، به دنبالت"
تو کامل نيستي" "منم کامل نيستم
"با تو بودن تمام چيزيه که ميخوام"
"قبل يا بعد تو"
عشق واقعي ديگري نداشتم" "مگر از تو
"دست در دست هم ميريم"
"هرجا که تو بخواي، به دنبالت"
"عزيزترينم، محبوب"
"اگر من رو تو دلت نگه داري"
"با چشمانمون با هم حرف ميزنيم"
"اگر من رو تو دلت نگه داري"
"با چشمانمون با هم حرف ميزنيم"
"ضربان قلبم حضورت رو احساس ميکنه"
"تو مال مني و من مال تو"
"حتي خدا هم نميتونه ردش کنه"
تو کامل نيستي" "منم کامل نيستم
"تمام چيزي که ميخوام با تو بودنه"
"قبل يا بعد از تو"
عشق واقعي ديگري نداشتم" "مگر از تو
"دست در دست هم ميريم"
"هرجا که تو بخواي، به دنبالت"
"قول بده هرگز ترکم نکني"
"نميتونم به نبودن تو فکر کنم"
"دست در دست هم ميريم"
"هرجا که تو بخواي، به دنبالت"
"قول بده هرگز ترکم نکني"
"نميتونم به نبودن تو فکر کنم"
"دست در دست هم ميريم"
"هرجا که تو بخواي، به دنبالت"
سنگر ساراگاري
پس بايد اين رو بنويسم؟
"خيلي دلتنگتم"
اوه نه، ولش کن گورموک
يه عابد داره که براش ميخونهش
اگر اين جملات رو از اون بشنوه
خجالت ميکشه، بيچاره
..فقط در اين حد بنويس که من
اين نامه از جناب هوتونه
از امروز من مسئول اينجام
اما قرار نبود فردا برسين؟
من سرجوخه لال سينگ و ايشون پاسبمون گورموک سينگ
متصدي چراغ
بچهت توي ارتش نامنويسي کرده؟
چند سالته، بچه؟
نوزده، قربان
کي داره اينقدر سر و صدا ميکنه؟
!توجه کنيد
!توجه کنيد
سربازان، توجه کنيد
هوالدار ايشار سينگ مسئول جديد اينجاست
قربان، آب
تو کي هستي؟
من آشپزم، خداداد
نه، ممنون
پس اين سواره نظام چوخه شجاع سيک 36م هستن؟
سرباز بايد اينطوري باشه؟
نه قربان
درواقع، چيز زيادي اين اطراف رخ نميده
تمام کاري که ميکنيم رد کردن پيام از گلستان به لاکارته
عقب و جلو
بايد گفت عين اداره پُستيم
اين ارتشه، لال سينگ
!نه کاروان خوشگذراني
به وضعيت افرادت توجه کن
لباس فُرمت کو؟
!بيخرد
جارو رو بنداز
اين رو ببين
يه سرباز با لباس زير
گورموک رو ببين
سرباز بايد حين خدمت لباس فرم تنش باشه
!انگليسي عوضي
براي اين اتفاقات مجازات ميشين
حالا با خودتون کشتي ميگيرين و خروسها تماشا ميکنند
تا وقتي که خروسها نخواستن به کشتي ادامه ميدين
..اما
خروسها چطور ميخوان حرف بزنن؟
تو کي هستي؟
لنس نيک چاندا سينگ، قربان
چاندا سينگ
تا وقتي کشتي ميگيرن
!تو مسئول بازي هستي
مفهومه؟
بله قربان
لال سينگ
بله قربان
..وظيفه تو اينه
که حواست بهشون باشه
اگر کوچکترين اشتباهي رخ بده
تو تنبيه ميشي
بله قربان
و يادت باشه
کاري رو ميکني که خروسها بخوان
بيارشون
از وقتي اومدي بهشون سخت ميگيري چرا اينقدر سختگيري ميکني؟
..عشقم
اسم اين جوخه رو سيک گذاشتن
اين اسم اعتبار و آبروي ماست
..يه اشتباه از ما فقط اسم يگان رو نه
بلکه کل قوم ما رو زير سوال ميبره
اما خروسها که حرف نميزنند، نه؟
نميتونن
پس چي؟
چيزي که تورو نکشه قويترت ميکنه
فلاکت شخصيت واقعي فرد رو نشون ميده، نه؟
چيه؟
وقتي چنين چيزاي هوشمندانهاي ميگي
..حس ميکنم
کاري نداري انجام بدي؟
برو به گله غذا بده
بهشون دادم
الان بايد به مادرت غذا بدم
چرند نگو
چک ميخواي؟
!اوه
بزن عزيزم
حداقل اينطوري لمسم ميکني
!دختر شيطون
چه خبره؟
ازشون خواستم کشتي بگيرن !اونوقت دارن ميخونن
لال سينگ
بله قربان
خروسها کجان؟
پختيمشون، قربان
به دستور چه کسي؟
!دستور خروسها
اين چه چرندياتيه؟
شما گفتين هر کاري که خروسها گفتن رو بکنيم
بهمون نگفتن وايسا بلکه به وضوح گفتن ما رو بپز
باهات صحبت کردن؟
همينه، اولش دقيقا نفهميديم
داشتن انگليسي حرف ميزدن
انگليسي حرف ميزدن؟
بله قربان
جوان سينگ
به قربان بگو چي ميگفتن
قربان، بين ما فقط گورموک انگليسي بلده
!بهمون گفت پختن يعني چي
ما دقيقا همون کار رو کرديم
کي مسئول برقراري تنبيه بود، لال سينگ؟
من بودم، قربان
پس تو مجازات ميشي
مرغ رو که ولش يه هفته هيچي نميخوري
بله قربان
بيخشيد قربان
اما تا وقتي لال سينگ چيزي نخوره ما هم چيزي نميخوريم
بسيارخب
پس بياين تنبيه رو بکنيم دو هفته
باشه؟
دو هفته، قربان؟
بيشترش کنم؟
شک دارين؟
نه قربان
جوخه سيک 36م، شکي هست؟
نه قربان
آفرين
"قوقولي قوقول"
!دوباره شروع کرد
مرد، اگر ازدواج نتونسته بکنه
به ما چه؟
خب اگر يه مرد درست قبل از شب ازدواج به منطقه جنگي احضار بشه
بايد ناراحت باشه ديگه
بيچاره باکره مونده
!بله، نه که تو کوهي از تجربهاي
بوليا
کدوم نبرده که نميتوني ببري؟
ميدونيد؟ نميدونيد؟
ازدواج
مهم نيست چه کني !زن هميشه برندهست
آروم باش مرد
گفتم که نميخنده
يه روزي ميخنده
تمام شب گشت زني دارن
نه ميخوابه نه ميذاره ما بخوابيم
نميدونم آدمه يا يه روح کوفتيه
قطعا روحه
بهش وقت بده
يکم ديگه اون کفش رو واکس بزني ازش موشک ميزنه بيرون
نميفهمي
ميدونم
براي بابات نگهشون ميداري
اينا فقط کفش نيستن روياي پدرم هستن
اون بيچاره کل عمرش رو يه سندل پوشيد
هميشه دوست داشت کفش سربازان رو بپوشه
براي همين من رو فرستاد ارتش
حالا اگر اين کفشها رو براش ببرم
خواهي ديد
اونقدر خوشحال ميشه که حتي موقع خواب ميپوشش
!مرموزه
مشکل اون با زيرپوش چيه؟
بوليا
يه جوک برات بگم؟
..يه بار
آروم باش مرد
پيش خودش چي فکر ميکنه؟
اين چجور تنبيهيايـه؟
اگر سرباز گرسنه بمونه چطور ميخواد بجنگه؟
قربان، در مورد اين آدم حس خوبي ندارم
انگليسها يه مکافات برامون فرستادن
اين خط و اين نشون اين مرد يه روز به کشتنمون ميده
تقصير ما بود
شايسته تنبيه بوديم
خيلي عصباني نباش
ولش کن
اين رو درياب
ببين، برادرزادهت الان شش ماهه شده
!ببين
دستان کوچيکي داره
مرد، بسه به خاطر خدا
اينقدر غمگين نزن
بيا، اگر ميخواي شب هجلهت رو با من بگذرون
زده به سرت؟
..آقايان
تا الان هر تباري از شما جداگانه براي انگليس جنگيدن
براي همين هم شکست خوردن
اما حالا وقت اتحاده
چون حالا مسئله مرزبندي نيست
چند روز پيش اون انگليسي ..با سيک کافرش
مانع ما شدن که زني رو مجازات کنيم که به نام الله توهين کرده بود
!توهين به الله
اون روز دور نيست که بهمون بگن زنانتون حجاب نداشته باشن
،همون طريق که زنان خودشون پيش گرفتن !پناه بر خدا
هنوز وقت هست
بايد از زنانمون حفاظت کنيم
..مذهبمون، ايمانمون
يا بايد اونا رو نابود کنيم يا خودمون نابود بشيم
..ما
بايد جنگ مقدس رو پيش ببريم
!جهاد
قبول دارم که بايد متحد شيم ملا سعيدالله
اما قبل از تصميمگيري ميخوام بدونم شيخ کجاست؟
شيخ عبدالرحمن رهبر افغانستانه
چشم انگليس هميشه روشه
ممکن نبود امروز بياد اينجا
با غيبت ايشون مشکلي نداريم
تنها مشکل اينه که انگليس به ما پول داده
که به قافله اونا حمله نشه اون چي؟
اگر موفق بشيم دو برابر ميگيريم
و مرز؟
پاک ميشه
!حالا شد معامله
8, 9, 10...
11, 12 ,13, 14...
..ميدوني
آبدار خونه 312تا سيب زميني داره
221پياز و 150 هويج
و يه کيسه هندوانه
گوجه چقدر؟
مهمه؟
هنوز دو روز نشده
خداداد
من رو صدا زدين، قربان؟
گوش کن
براي همه غذا درست کن
تنبيه تمام شد
بله قربان
همه آماده غذا شن
تنبيه رو تموم کرد
وايسين
هيچکس چيزي نميخوره
قربان، ما تنبيه رو کامل سر ميکنيم
تنبيه تموم شده، چاندا
آروم بيا و بخور
نه قربان
ما به ترحم اون نياز نداريم
دو هفته يعني دو هفته
مفهومه؟
آره شما باهوشين
بايد دليل خوبي براي ياغيگري داشته باشين
اما بايد بدونيد
رئيس هم دو روزه هيچي نخورده
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
قربان، چرا خودتون رو مجازات ميکنيد؟
غذا بخورم وقتي سربازانم گرسنه هستن؟
من چنين سربازي نيستم، لال سينگ
بسيارخب قربان
پس بياين همه با هم بخوريم
خداداد
بله قربان
يالا مرغ درست کن
بله قربان
و زود باش
چپ-راست چپ-راست
ايست
سربازان از پشت آهنگ بخونيد .بزن
"برام يه پاتيالا بخر"
"اوه عزيزم، برام گوشواره طلا بيار"
"برام يه پاتيالا بخر"
"اوه عزيزم، برام گوشواره طلا بيار"
"من رو ببر بازار" بله قربان -
"بيکار که نيستم" بله قربان -
وضعيت من خرابه" "خرابترش نکن
"اينقدر عذابم نده"
"بهم ميگه"
"چي ميگه؟"
ميگه يا برام پابند ميخري" "يا خودم رو ميکُشم
ميگه يا برام النگو ميخري" "يا خودم رو ميکُشم
ميگه يا برام پابند ميخري" "يا خودم رو ميکُشم
ميگه يا برام النگو ميخري" "يا خودم رو ميکُشم
"حرفاش عين تر از دهن در مياد"
"وقتي عصباني ميشه"
"باهام کج خُلقي ميکنه"
"بعد از آرايش خودش"
"حرفاش عين تر از دهن در مياد"
"وقتي عصباني ميشه"
"باهام کج خُلقي ميکنه"
"بعد از آرايش خودش"
"دستور ميده" نه قربان -
"مرزهاي بين دلها رو ميشکنه" نه قربان -
وضعيت من خرابه" "خرابترش نکن
"اينقدر عذابم نده"
"ميگه" چي ميگه؟ -
ميگه يا برام پابند ميخري" "يا خودم رو ميکُشم
ميگه يا برام النگو ميخري" "يا خودم رو ميکُشم
ميگه يا برام پابند ميخري" "يا خودم رو ميکُشم
ميگه يا برام النگو ميخري" "يا خودم رو ميکُشم
!پس قطعيه
اولين حمله به ساراگاري خواهد بود
سيکها اونجا زيادن
زياد وقت نميبره که ناکارشون کنيم
.و بعدش گلستان و لاکارت
اينطوري ديگه نميتونن با پيام از همديگه کمک بخوان
..و غروب
پرچم ما در اين سه نقطه ميره بالا
اگه نيروهاي ديگه کمک ساراگاري اومدن، چي؟
لشگر ما جلوشون رو ميگيره
مطمئنا نيروهاي بريتانيايي ازهانگو به کمکشون ميان
سخت ميشه جلوشون رو گرفت
اونا روز بعدش ميتونن به هانگو برسن
براي همين مهمه که تا شب کنترل گليستان و لاکهارت رو بدست بگيريم
،وقتي همچين دفاعي کنيم هيچ لشگري نميتونه شکستمون بوده
انشالله همينجوري ميشه
اين بار هم خدا طرف ماست هم تعداد نفراتمون بيشتره
چرا هر بار حرف خدا رو مياري وسط؟
اون با جنگ آدما و خون و خونريزيشون چيکار داره؟
...جنگها بدون سلاح پيش نميرن
...تو مال خودت رو استفاده کن
بذار منم از روش خودم استفاده کنم
آقاي فاخر؟
...انگليسيتون خيلي خوبه
!حتما ميدونيد معنيش چيه
اين رو هم بذار بالا
قربان، اولش خودم هم متوجه نشدم
اولين بار کلمه رو تو پشاوار شنيدم
از يه افسر انگليسي
اون بهم گفت معنيش چي ميشه
اينقدر داستان نگو برو سر اصل مطلب
!بگو معنيش چيه
!ايشار سينگ
اين ديگه اينجا چيکار ميکنه؟
!لاورنس عوضي
!خودت فاخري "منظورش همون فاکره:Fucker"
!بابات فاخره
!داداشت فاخره
!کل خاندانت فاخره
...قربان
!حرومزاده - ...آقا-
!الاغ خر- ...آقا-
چيه؟
چيه؟- ...آقا-
آقا، اگه سمت ديوار شمالي برين و داد بزنيد
صداتون رو تو گلستان ميشنون
از اونجا صدا به همه جا پخش ميشه
به چي زل زدين؟
بريد سر کارتون
راستش بخاطر همين اومدم جناب
بگو
تو روستاي پايين يه خبرچين داريم
خيلي وقته برنگشته
بنظرم يکم اوضاع مشکوکه
بايد بريم ببينيم چه خبره
!خوش اومدين
بفرماييد داخل
ممنون
چي ميل داريد؟
چايي لطفا
!چشم جناب
محسن شبانه روستا رو ترک کرد
چرا؟
همه فهميده بودن که خبرچينه
جونش در خطر بود
روستاييا سنگارو کجا ميبرن؟
...زمستون داره ميرسه آقا
بايد قبل از بارش برف روستا رو تعمير کنيم
،ولي فقط زنها ... بچهها و پيرمردا مي بينم
...کار سنگينيه
مرداي جونتون کجان؟
همهشون براي جنگ رفتن
اگه يه استراحتي بهشون بودن ياد خونه هم ميافتن، نه؟
ممنونم
شما نرفتين؟
...اينقدر عمر کردم آقا
...اينقدر عمر کردم که بدونم اين جنگها و مرزا
همش تجارته
اين روزا کجا رو تعمير ميکنيد؟
بهمون کاري بده که به سربازا بخوره
اومديم با پاتانها بجنگيم
!نه اينکه مسجدشون رو بسازيم
...وقتش برسه هم ميجنگيم
حتما ميجنگيم چاندا سينگ
ولي اول بايد خونه خدا رو بسازيم
هيچ کينهاي هم از خدا نداريم، نه؟
اين پاتانها اگه بهمون شليک کنن نگاهي هم بهمون نميکنن
چندين قرنه با هم دشمنيم
نميتونيم قبول کنيم آقا
هر مجازاتي هم که ميخواين بهمون بديد
اين خدمته
بايد داوطلبانه باشه نه اجباري
،هر کسي مايله
ميتونه از فردا صبح بهمون ملحق شه
...ولي قبل از اينکه تصميمتون رو بگيريد
...اسم کسي که سنگ پايه
شري هارميندر صاحب گوردوارا رو به ياد داشته باشيد
کار هر کي ميخواد باشه
به ما چه؟
چرا بايد بهش فکر کنيم؟
نه؟
ولي کي بوده؟
.روحاني مسلمان صوفي، حضرت ميان مير
گورو آرجون دو جي ازشون خواست تا اين افتخار رو بدن
"با دشمنها بدون هيچ ترسي ميجنگم"
"با شجاعت به پيروزي ميرسم"
"با دشمنها بدون هيچ ترسي ميجنگم"
"با شجاعت به پيروزي ميرسم"
"با شجاعت به پيروزي ميرسم"
"اين لطف رو بهم عطا کن خدايا"
"هيچوقت مانع کار حق نشم"
"اين لطف رو بهم عطا کن خدايا"
"هيچوقت مانع کار حق نشم"
!دير کردي، لال سينگ
جسارتم رو ببخشيد
!ولي به موقع اومديم
،اگه دير ميکرديم !خمير شده بودين
بجنبيد پسرا
خب بگيد قربان، چيکار بايد بکنيم؟
...اين طرفي
يواشتر
...مستقيم، مستقيم
...هاها
...يکم ديگه
آها
آرومتر
آرومتر
صبر کنيد
!خدا عمر با عزت بهتون بده
،دايا سينگ
مادربزرگ به همه بادام داد
همه هم خوردن
!ولي بولا يجوري نگهش داشته انگار گنجي چيزيه
همهمون تو زندگي تشنه يه چيزي هستيم، جيوان
،واسه بعضيها قدرته واسه بعضيها هم احترامه و عزته
،مادربزرگ فقط بهش بادوم نداد
بهش عزت و احترام داد اونم از صميم قلب
متوجه نميشم
...تو جامعه ما
سطح خانوادگي يه مرد نشون ميده که باهاش مثل ادم رفتار کنن يا حيوون
آدمايي مثل بولا هم هميشه مثل حيوون باهاشون رفتار شده
تو لاهور باهاش بودم
...شنيدم که زمان بچگيش
از صاحب باغ، انبه دزديد
،تنبيه شد ...همه دوره بچگيش رو از دست داد
همينطور آبروي مادرش که به پاي صاحب باغ افتاد
حقيقت اينه که، گوروهاي ما هميشه ما رو با هم برابر حساب کردن
ولي ما به عنوان يه جامعه هيچوقت اين رو نپذيرفتيم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و بينگسا
!بالدو سينگ
!بله قربان
قربان، پيغامي از لاکهارت اومده
چيه؟
قربان، بهمون هشدار دادن
يه گروه پاتاني داره به سارگاري نزديک ميشه
ميگه براي کمک نيرو ميفرسته
لال سينگ
دوربينم رو بيار
!چشم قربان
چرا نميبينمشون؟
بنظرتون سمت گلستان نرفتن؟
ممکنه
پس نامه بفرستيد گلستان
قربان، از طرف سروان کلنل هوتون پيغام اومده
سربازا، حداقل نزديک به 10هزار نفر ازشون اون بيرون هست
ولي ما فقط 21 نفريم
...از لاکهارت دستور اومده که
وظيفه يه سرباز هم پيروي کردن از دستورات بدون سرپيچيه
...ولي
ولي امروز ميخوام خودتون اين تصميم رو بگيريد
دستور سروان کلنل هوتون چي بود؟
نميتونن به کمکمون بيان
چون پاتانها همه مسيرها رو گرفتن
ازون خواستن قلعه رو ترک کنيم و فرار کنيم
بولا، چي شده؟
!ازمون خواستن فرار کنيم
!بايد فرار کنيم
!سربازا
ميدونم چه حسي دارين
ولي ميخوام دوباره بهش فکر کنيد
بيشتر از اون چيزي که فکر ميکنيد رو داريد به خطر ميندازيد
پس بيشتر بهش فکر کنيد
...از روز اولش شک داشتم که
...مردي که همهش دم از انسانيت و عشق ميزنه
چطور ميتونه بجنگه؟- ...چاندا سينگ، تو-
چرا ميخوايد از تصميمي که گرفتيم عقب بکشيم قربان؟
...چرا اعتراف نميکنيد
که از ديدن اين همه پاتاني ترسيدين
!نميخوايد تو اين جنگ باشيد قربان
!من ميجنگم چاندا سينگ
قطعا ميجنگم
...ولي اول ميخوام فکر کنيم که
براي چي داريم ميجنگيم؟
...براي حقوقي که ماهانه ميگيريم
...براي اين يونيفرم
يا براي بريتانياييهاي که در اصل ستمگرهاي اصلي هستن؟
ميتونيد هر چي داريد رو براي اونا فدا کنيد؟
من نميتونم
قطعا نميتونم
...زندگيم، رابطهم، مسئوليتهام
براي من خيلي باارزشتر از اينان
...پس براي چي ميخواين بجنگيد
قربان؟
!بهمون بگيد
چي داري ميگي چاندا سينگ؟- !دارم حقيقت رو ميگم قربان-
...از همون روز اول بهتون گفتم
بريتانياييها برامون بار اضافه فرستادن نه رهبر
...مردي که ميره براي پاتانها مسجد ميسازه
براي کي ميخواد بجنگه؟
!شما هم خوشحال بودين و ازش تعريف ميکردين
...رفتين و براي پاتانها مسجد درست کردين
!حالا اينم نتيجهش
-خودتون ببينيد، چه ترسوييه
ميدونيد چرا اين عمامه زعفروني رو ميپوشم؟
يه مرد انگليسي يه بار بهم گفت تو غلامي
اون عوضيها تو کشور ما بدنيا اومدن
امروز وقتشه جوابشون رو بديم
ميدوني رنگ زعفروني نشانه چيه چاندا سينگ؟
رنگ شجاعت و دليريه
رنگ شهيد شدن
...ما ميليونها زندگي رو فدا کرديم
و اين حق رو پيدا کرديم اين رنگ رو به سرمون بذاريم
...امروز وقتي به جنگ هزاران دشمن ميرم
..با اين عمامه سرم
تنها نخواهم بود
...روح تمام اون سربازان شجاعي که
..که جونشون رو فدا کردن نه آّبروشون رو
...امروز ميجنگم، نه براي پول
...نه براي بريتانياييها
...نه براي خودم
فقط براي اون شهدا
براي هر مردي که غلام فرض شده
براي جامعهمون
...امروز براي گورو خودم ميجنگم
...امروز، عمامهاي که ميپوشم زعفرونيه
،خونم هم زعفرونيه
!و جنگيدنم هم زعفرونيه
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
!اينا که فقط 21 نفرن
...نگران نباشيد
خيلي ازشون دوريم
گلولهها تا اينجا نميرسن
...قربان
!نميدونستم تفنگ ايندر دور شليک ميکنه
بله شليک ميکنه
اگه باد هم همون مسير بوزه
!لشگر، آماده حمله
.جيوان سينگ، اوتام سينگ
!بله قربان
!سي و ششمين سيک
!بريد سر موقعيتهاتون
چي شد گورموک؟
قربان، يه سوال داشتم
بپرس
ميدونم آقاي هوتون دستور داد همينجا بمونيم
چرا بهمون دروغ گفتين؟
براي آزاديمون گورموک
آزادي قربان؟
بريتانياييها، غلام صدامون ميکنن گورموک
يه غلام به خواسته خودش نه ميتونه زندگي کنه نه بميره
...اگه حقيقت رو ميگفتم
ميگفتن 21 سرباز ارتس بريتانيا شجاعانه جنگيدن
ولي اين 21 سيک تصميم گرفتن ..به اراده خودشون بميرن
نه فقط براي دستور يه مرد سفيدپوش
،براي همين امروز ...اين 21 سيک به عنوان مردان آزاد ميجنگن
و به عنوان مردان آزاد هم ميميرن
!قربان
بله خدا داد
فکر کردين چون پاتاني هستم عليه اونا نميجنگم؟
کي همچين حرفي زدم؟
،گفتين اونا 10 هزار نفرن ما فقط 21 نفريم
!ما 22 نفريم قربان
منم ميجنگم
به قدم نگاه نکنيد
هيکل قوي دارم
تيراندازي هم ميتونم بکنم
آدماي زيادي ميتونن تيراتدازي کنن خداداد
ولي کاري که به تو ميدم کاريه که فقط تو از پسش بر مياي
چه کاري قربان؟
به هر سرباز زخمي بايد آب بدي
ولي اينکه کار هميشگيمه
ولي قبلا به سربازاي دشمن آب ندادي
به سربازاي دشمن؟
تا وقتي ميجنگه، سرباز دشمنه
وقتي زخمي ميشه فقط يه مرد تشنهست
قربان من ميخوام دشمن رو نابود کنم نه نجاتشون بدم
...دااااد
،تو جنگ آناندپور ساب ...باي کانياجي هم به سربازان مغول
هم به سيکها آب ميداد
...وقتي گورو دليلش رو ازش پرسيد
ميدوني چه جوابي داد؟
چي قربان؟
من خدا رو تو همه آدما ميبينم" "چه طرف ما باشن چه نباشن
"چطور ميتونم به خدا خدمت نکنم؟"
جنگيدن فقط دشمني رو نابود ميکنه
مهربون دشمني رو از بين ميبره
بهت اين فرصت رو ميدم تا شجاعترين سرباز زمين جنگ باشي
اگه جراتش رو داري قبول کن
هر چي داريد رو کنيد
!حمله
بعد از ساراگاري، به اينجا حمله ميکنن- !قربان، شروع شد-
خدا کمکشون کنه
!آماده
...امروز يا اونا نابودمون ميکنن يا ما اونا رو
!در هر صورت، شب عروسيته
"...زمان جدايي رسيده"
"...زمان جدايي رسيده"
"...هر چيزي که ميخواستم بهت بگم"
"...هر چيزي که ميخواستم بهت بگم"
"...براي هميشه در قلبم دفن ميشه"
"...براي هميشه در قلبم دفن ميشه"
"...سفر به سلامت، عشق من"
"...سفر به سلامت، عشق من"
"...با ياد و خاطر تو زندگي کردم و"
"...با ياد و خاطر تو زندگي کردم و"
"...با ياد و خاطر تو هم ميميرم"
"...با ياد و خاطر تو هم ميميرم"
!آتش
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
!بمبه
!باگوان سينگ
!باگوان سينگ
!ناندا سينگ، سرت رو پايين بگير
!برو به درک
!ناند سينگ
!باگوان
ناند سينگ!زود باش
...بلند شو
!باگوان سينگ
...باگوان
...باگوان
...نيازي نيست
نيازي نيست دلسوزي کني ناند سينگ
...با اون آهنگ غمگيني که تو ميخوندي
!تو هم زنده نميموني احمق جون
...داداش- ها-
...مادرم
!مادرم تنها ميمونه رفيق
...باگوان
ناند سينگ
!ناند سينگ
!بله قربان
حالت خوبه؟
بله قربان
برو، خط مقدم
جنگ هنوز تموم نشده
...اون حرومزادهها
چرا شليک نکردي، گورموک سينگ؟
!چرا شليک نکردي، گورموک سينگ
...قربان، من
تو چي؟
چي؟
...من
!ترسيدم، قربان
ترسيدم
تا حالا کسي رو نکشتم
تا حالا تو هيچ جنگي نبودم
عصبي شدم
،باگوان سينگ رو ببر داخل برگرد پيش فانوس
و همه جزئيات رو براي جناب هوتون بگو
برو
بله قربان
...قربان
از ساراگاري پيغام اومده
باگوان سينگ شهيد شده
[باگوان سينگ]
!رام سينگ
بله قربان
تو جاي باگوان سينگ وايسا
ولي ديگه کسي سمت غربي رو نميتونه نگهباني بده
اگه بهشون اجازه بديم ميتونن به اينجا برسن
زود باش
!بله قربان
!به ياد باگووان سينگ نابودشون ميکنيم
دست نگه داريد
!شليک نکنيد
قربان
بله گورموک
جناب هوتون گفتن زنرال بيگز با گردانش ازهانگو عازم اينجا شدن
تا فردا ميرسن
!لال سينگ
قربان من فکر ميکنم اين حيلهشونه
ما هم داريم باهاشون بازي ميکنيم لال سينگ
چطور قربان؟
ژنرال بيگز فردا صبح ميرسه اينجا
هر چقدر اين جنگ طولاني تر بشه بهتره
حالا اگه بخوان با حرف زدن لفتش بدن، چه ضرري داره؟
يعني اگه تا فردا جلوشون رو بگيريم اونا واسه کمک ميرسن نه؟
...حتي اگه نتونن به ما کمک کنن
ميتونن به گلستان و لاکهارت کمک کنن
پاتانها مطمئنا به اونجا هم حمله ميکنن
پس هر چقدر بيشتر جلوشون رو بگيريم به نفع هم رزمهامونه
خان مسعود هستم
رهبر آفريديها
،گل بادشاه .سردار اوراکزي
اين هم ملا سعيدالله، راهنمامون
رام سينگ
بگين
ببينيد، کاملا معلومه که نميتونيد پيروز اين جنگ باشيد
زماني که تصميم به جنگ گرفتيم، پيروز شديم
بقيهش فقط خون و خونريزيه هميشه همينطوره
...هيچکدوم از شماها- صبر کنيد قربان-
ببخشيد
خدا داد- بله قربان-
..داشتين ميگفتين
اين حرکتهاي شما نجاتتون نميده
فقط يه راه براي زنده موندن داريد
از خدا طلب آمرزش کنيد و بريد
وگرنه کشته ميشيد
حاضريم آقا
..شما جرأت کشته شدن براي جهادتون رو داريد
يا فقط بلدين زناي بيگناه رو بکشين؟
اگه تتلسيم بشيد ما هم کاري باهاتون نداريم
بين شجاعت و ديوونگي مرز خيلي باريکي هست
،ده هزار نفر مقابل 21 نفرن اونوقت حرف از شجاعت ميزني؟
اگه ميخواين بجنگيد، باشه
يه مرد مرده بايد خواستههاي آخرش رو بگه
با شجاعت بجنگ، گل بادشاه
بريتانياييها دارن نگاه ميکنن
وگرنه ميگن تو اين سرزمين فقط ترسوها بدنيا ميان
خيلي به شجاعتت مينازي آره؟
چيکار کنيم، براي همين غرور ميجنگيم
تا امروز ظهر، غرورتون نابود ميشه
به پامون ميافتين و التماس ميکنيد
بعد از ساراگاري، تا عصر گلستان رو ميگيرم و شب هم لاکهارت
...امروز به 3 قلعه غلبه ميکنيم و
اين عمامههاي مغرور سيک به پاي ما ميافتن
!خوابش رو ببيني
صبر کنيد
!اوتام سينگ
نفرات زيادي از دست دادي
حتما کمبود نيرو داري
واسه همين اينا رو بهت پس ميدم
!بريد
،وقتي ديوار قلعه ريخت بايد خودمون رو به دروازه برسونيم
دروازهها چوبي ان، زود ميشکنن
دشمن از 2 حمه پشت سر هم جون سالم بدر نميبره
!اون سرداره خيلي حرف ميزد
بايد يه چشمه از قدرتمون رو نشونش بديم
!اين رو بخور
!سربازا
...اينا ادعا دارن که
،اول ساراگري ...گلستان رو هم شب، لاکهارت هم
،فکر ميکنن تو 9 ساعت
سه قلعه رو فتح ميکنن
فکر ميکنن به پاشون ميافتيم و براي جونمون بهشون التماس ميکنيم
فکر ميکنن عمامههامون جلوي پاي اونا ميافته
شماها چي براي گفتن داريد؟
!بريد به جهنم
!بيا پايين
!بيا پايين
...بيا پايين، مرد
،اگه پاتانيها شليک کن ...هم مردونگيت رو از دست ميدي
!هم جونت رو
،من که ميگم بياين اين تفنگهاي انگليسي رو بندازيم با تفنگهاي هندي خودمون شليک کنيم
!دشمن از خجالت فرار ميکنه ميره
!يکي به اون کافر شليک کنه
سيک جوخه 36م
...هر اتفاقي که بيافته
بايد تا شب جلوشون رو بگيريم
!قوي باشيد برادارا
!باگوان سينگ
!گورموک
!گورموک
!لال سينگ
!بله قربان
!برو پايين و از دروازه محافظت کن
!الان
...سوندر، دايا، هيرا، جيوان، بولا
!بريم
!بريم
!بولا
!بولا
!بولا
!بولا
!بولا
...گلولههام تموم شده بودن قربان
واسه همين بهم شليک کردن
آروم باش بولا
برو يه پارچه از داخل بيار
نميخواد قربان
ميگن مرگ همه تفاوتها و اختلافات رو ميشوره و از بين ميبره
!خفه شو بولا
،امروز
...واقعا حس کردم که با همه برابرم
!سوندر، يکم پارچه بيار. زود باش
مثل بقيه
...بولا
!توکل داشته باش
...چيزي نيست
کافيه
قربان
جيوان، پيرمردي شدي
!بابات پيرمرده
گلولههام تموم شدن
!منم همينطور
قربان، منم فقط يه گلوله دارم
چيکار کنيم؟
!تيراندازا رو بيار جلو
!سوندر
!هيرا
!جيوان ...ببرشون داخل
من اسلحهها رو جمع ميکنم
!جيوان، در رو ببند
!جيوان، در رو ببند
...بولا
يه جوک برات تعريف کنم؟
...قربان
گلولههاشون تموم شده
!ستوان مان
!قربان
به گلولههاي بيشتري نياز دارن
داريم تلاشمون رو ميکنيم قربان
ولي تعداد پاتانها خيلي زياده
غيرممکنه به سارگري برسيم
!نارايان، برو گلولههاي بيشتري بيار
!برو به جهنم
!نارايان
!قربان
دو تا پاتاني ميخوان ديوار غربي رو منفجر کنن
همه چي تموم شد قربان
...ديوار سقوط کرد ، گورموک
ولي ما نه
بايد يکم ديگه جلوشون رو بگيريم
برين قسمت لمپ و سر موقعيتهاتون بايستيد
،چاندا سينگ تو کنار گورموک بمون
...ولي قربان، من
اين ممکنه آخرين دستورم باشه چاندا سينگ
قبولش ميکني؟
يه پيغام از طرف من به جناب لاورنس بفرست، گورموک
چي قربان؟
خودت خوب ميدوني
چشم قربان
بشکه رو آب کن خداداد
دشمنمون بهش نياز داره
چشم قربان
سيک جوخه 36م، شکي داريد؟
!نه قربان
شکي داريد؟
!نه قربااان
!دروازه رو ببند گورموک
قربان
بگو
اپراتور از طرف هاوالدار ايشار سينگ براتون پيغامي فرستاده
چه پيغامي؟
"خدانگهدار فاخر" *فاخر: همون فاکر*
سريع کار اين چند تا سيک رو هم تموم کنيد
...هنوز وقت هست
ميتونيم به گلستان هم غلبه کنيم
اينبار برنميگردي ايشار، مگه نه؟
کي از زمينهات مراقبت ميکنه؟
!تو که هستي
مادرت چي؟
کي از اون مراقبت ميکنه؟
خودت ازشون مراقبت ميکني
بهت اعتماد کامل دارم
من چي؟
تو تنها حامي مني ايشار
پس ميخواي قالع رو ترک کنم و فرار کنم؟
!نذار شهرمون رو ازمون بگيرن
!حمله
!آي گورو، از آبرومون محافظت کن
"...اين لطف رو بهم عطا کن خدا"
"...اين لطف رو بهم عطا کن خدا"
"هيچوقت مانع کار حق نشم"
"...با دشمنان بدون ترس بجنگم"
"!و با دليري به پيروزي برسم"
!تو که فقط يه بچهاي
!قربان
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
"...با دشمنان بدون ترس بجنگم"
"!و با دليري به پيروزي برسم"
"...با دشمنان بدون ترس بجنگم"
"!و با دليري به پيروزي برسم"
"!و با دليري به پيروزي برسم"
"...اين لطف رو بهم عطا کن خدا"
"هيچوقت مانع کار حق نشم"
"...باشد که اين شکوه هميشه در ذهنم باقي بمونه"
"...همينطور اين هدفا والام وقتي که از تو تعريف ميکنم"
"...وقتي اين زندگي فاني به پايان ميرسه "
"....مثل پهلوونها تو زمين جنگ بميرم"
"....مثل پهلوونها تو زمين جنگ بميرم"
"...اين لطف رو بهم عطا کن خدا"
"هيچوقت مانع کار حق نشم"
بهت نگفته بودم امروز عمامهت به پاي ما ميافته؟
!خوابش رو ببيني
!دست نگه داريد
،اگه ميخواين بکشين، بکشين
ولي به عمامهم دست نزنيد
هيچکس يه عمامهت دست نميزنه
بهت قول ميدم
اسمت چيه؟
ايشار سينگ
هميشه تو رو بخاطر خواهم داشت ايشار سينگ
اميدوارم نا اميدت نکرده باشم عشقم؟
قوي باشيد سرداران
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
خيلي سرسخت بود
هه جنگ رو باختيم هم روز رو از دست داديم گل بادشاه
هوا داره تاريک ميشه
غيرممکنه بتونيم بيه گلستان و لاکهارت برسيم
...من به هيچ وجه با شکست برنميگردم خونه
هر کاري ميخواي بکن ولي دست به عمامه اون سيک نميزني
ميخوام صداي جيغ اون سردار رو بشنوم
برج رو آتيش بزنيد
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و سميرا
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
آن که بگويد خداوند حق است" "تا ابد مورد رحمت او خواهد بود
"...شمشيرها خاطرات خونهاي ريخته شدن رو حمل ميکنن"
"خاکستر داغ، جسم سوخته شده ما رو به ياد مياره"
"...با درو کردن عرق و خونمون"
"!اين تاج زعفروني رو اعطا ميکنيم"
اي سرزمين مادري براي من افسوس نخور" "براي تو هزاران بار جونم رو ميدم
"...چه زنده باشم چه مرده، شکوهت هميشه برقرار باشه"
سرزمين من، محبوب من" "...عشق تو در رگهاي من جريان داره
..با هر قطره قطره خونم" "...مطمئن ميشم که رنگت هيچوقت از بين نره
"... يکي شدن با خاکت"
"...و دوباره همچون باغي شکوفا شدن"
"...همه خواستهم همينه"
"...در رودخونههات جريان پيدا کنم"
"...از تمام زمينهات عبور کنم"
"...همه خواسته دلم همينه"
،زمينهاي درخت خردل شکوفه کنن و تاب بخورن" "...جايي که نتونستم با لذت برقصم"
روستامون، جاييکه ديگه نميتونم بهش برگردم" " پر از شادي و خوشي بشه
،اي وطن عزيزم" "...عشق ما اينه که اسطورهها
،براي عزت و آبروي تو فدا بشن" "!چقدر خوش نصيبم من
"...يکي شدن با خاکت"
"...و دوباره همچون باغي شکوفا شدن"
"...همه خواسته دلم همينه"
"در رودخونههات جريان پيدا کنم"
"...از زمينهات عبور کنم"
"...همه خواسته دلم همينه"
"...زعفرونيم کن"
First Edited - Farsi Version 17.05.2019 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.