All language subtitles for A.Frozen.Flower.2008a

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تنظیم توسط : مهدی مقدسی

بهترين شخص براي خدمت به پادشاه چه کسيه ؟

بزرگترين ژنرال

و فاتح ليو دونگ

اون که ماهر در نبردها و محافظ پادشاه باشه

کسي که جونشو براي پادشاه فدا کنه

تحت سلطه كشور يوآن

پادشاه گيرو پسران جوان را براي گارد سلطنتي انتخاب کرد

و به دقت آنها را آموزش داد و نامشان را گانريونگوي گذاشت

او به پسرها اجازه داد تا داخل قصر زندگي كنند

و اغلب آنها را در دسترس خود نگه ميداشت

سرورم

پزنسس از يوآن وارد دربار شدند

وقتشه که بريد و همسرتون رو ملاقات کنيد سرورم

مقامات دربار منتظرند سرورم

كارم هنوز تمام نشده

بيرون منتظر باش

A Frozen Flower يك گل يخ زده

وايستا

وايستا

وايستا

وايستا

هان بيك

داري بخاطر يه دختر ديوونگي ميکني

چطور جرات ميکني فرار کني

رئيس

ازت خواهش ميکنم

لطفا اجازه بده بريم

اگه ميخواي بري بايد اول از رو جنازه من رد بشي

اصلاً ميل ندارم

فقط يه قاشق سرورم

بايد دوباره قدرتتون رو بدست بياريد

ديگه كافيه پسر

فقط يه قاشق لطفا

... چرا تو

خب ديگه

تو ميتوني بري

سرورم؟

هوم؟

ميشه لطفاً تجديد نظر کنيد

نميخوام چيز ديگه اي در اين باره بشنوم

بعنوان رئيس ، منم تا حدي مسئول اين اتفاق هستم

اگه بايد اونو اعدام كنيند منم مثل اون تنبيه کنيد

گفتم کافيه

خواهش ميکنم سرورم

رئيس

بيا تو

برادر

هان بيك

خوب گوش کنيد

پادشاه سخاوتمندانه از زندگي هان بيک گذشت

هر چند

ديگه چنين شانسي وجود نخواهد داشت

هر کسي که خواهان رسوايي کانريونگوي باشه

بهاشو با زنگيش خواهد داد

بله قربان

ممنون قربان

چه خوب

رئيس

چقدر تاثير بر انگيز

قربان چطوري تونستيد اونو آزاد کنيد

اون يکي از ماست نميتونيم اونو بخاطر يک اشتباه ترک کنيم

قانون ميگه : کسي که پاک دامني يه بانوي دربار رو آلوده کنه بايد اعدام بشه

اين فرمان پادشاست

فرمان پادشاه؟

چرا .... البته

منظورت چيه؟

ابري كردن قضاوت پادشاه بوسيله حرفهاي بالشي رو بس كنيد قربان

وايستا

اگه يكبار ديگه راجع به سرورم بدگويي كني

سرت رو از دست خواهي داد

اين چاي هانيساکل تاثير عجيبي داشت

تبم خيلي زود پائين اومد

باعث خوشحاليه قربان

بايستي يه دسته ديگه رو درخواست بكنم

از كجا ميدونستي اين چاي تب بره؟

پدربزرگم وقتي سرما ميخورد هميشه از اون استفاده ميکرد

كه اينطور

چه کاري ميکردي ؟

قربان؟

اگه تو به جاي هان بيک بودي؟

تو هم قصر رو ترک ميکردي ؟

يا براي سالها اينجا زندگي ميکردي؟

از اينجا فرار نميکردي؟

چطور ميتونم به فکر ترک كردن اينجا باشم درحاليکه شما اينجاييد

علياحضرت ، ملکه

خوب خوابيدين سرورم؟

خوش آمديد بانوي من

من يه دارويي آوردم كه تب شما رو پايين مياره

نياز نبود اينو شخصاً بياريد

من با اجازه ميرم سروم

پزشک من اينو مخصوص شما درست كرده سرورم

از سخاوت شما سپاسگذارم

من شنيدم که از يوآن يه فرستاده داره مياد

بله

اونا چه تقاضاي ديگه اي دارند بخاطر اينكه شما بدون جانشين هستين؟

اين موضوع منو هم نگران كرده

نگراني چيزي رو حل نمي کنه

با كمال احترام قربان

شايد شما بايد براي يه جانشين ، تلاش بيشتري انجام بديد

بايد يه همخوابه ذيگه بگيرم ؟

مي خواستين منو ببينين

شنيدم شما از چيزي مراقبت ميكنيد كه من بايد ميكردم

چي ؟

پيشخدمت من همون کسيه که در حال فرار با اون محافظ دستگير شد

شنيدم هنوز زنده است از شما ممنونم

ميخوام از کاري که انجام داديد تشکر کنم

نه سرورم

من مطمئنم پادشاه تصميمي براي شما در ذهنشون دارند

ما هر دومون ميدونيم كه اين صحت نداره

به هر حال اينو به خاطر داشته باش که

انتظارات زيادي از دربار هست

و بعضي وقتها مثل اين ، ممكنه خدمت تو به پادشاه درک نشه

پس مواظب خودت باش

خورشيد بهاري گيج کننده است سرورم

بايد زودتر ميومديم اينجا

خوبه که از قصر خارج بشيم

اين عنبرچه رو

من تا حالا اينو نديده بودم

اوه ، اين؟

يادتون مياد سرورم؟

اولين باري که از يوآن اومديد ، اونو پوشيده بوديد

خلي عاليه که هنوز بو ميده

بانوي من

ميشه برامون آواز بخونين؟

سرورم؟

همون آهنگ گيرو ، كه هميشه ميخوندي

غير منتظره بود منو خجالت زده کردين

شما چطور رئيس هانگ؟

دوست داريد آهنگ ملکه رو بشنويد؟

بله سرورم

ببين؟ اون هم ميخواد بشنوه

پس ما رو ناچاركردين

اوه ، عزيزم

ميخواي بري؟

ميخواي منو ترک کني؟

چطور بدون تو زندگي کنم؟

اگه الان ترکم کني؟

ميخوام جلوت روبگيرم؟

برنميگردي اگه من حالم بد شه؟

عشق من؟

خوبي؟ بله سرورم

جلوشونو بگيريد

از پادشاه محافظت کنيد

پادشاه رو اسكورت كنيد

شمشيرمنو بياريد اما .... سرورم

همين الان بيارش

سرورم

ملكه رو اسکورت کنيد

سرورم

عجله کن

هانگ ليم هانگ ليم

حالت خوبه ؟

بله سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

حالشون چطوره؟

هنوز بيهوش اند قربان

همين روزها که فرستاده يوآن داره مياد بايد اين فاجعه اتفاق بيفته

تو

چطور ميتوني اينطور بي تفاوت اينجا بشيني

چطور اجازه دادي اين فاجعه براي پادشاه اتفاق بيفته

تو هنوز بخودت ميگي رئيس کانريونگوي؟

من شخص شما و ديگران رو مسئول اين جريان ميدونم

رئيس هانگ؟

سرورم داره شما رو صدا ميزنه

حالت خوبه ؟

براي زخمت كاري كردي؟

من سزاوار مرگم سرورم

بي لياقتي من باعث شد شما صدمه ببينيد

لطفا منو بكشيد

نه ، پسرك عزيز

اگه اونجا نبودي که منو نجات بدي

حالا من مرده بودم

سرورم

رئيس

چيزي فهميدين؟

همون طوره که انتظار داشتيم قربان

تهاجم در مقابل ژاپني ها رو كه يادتون هست

... گروه تجسس ادعا ميكنند

اونهايي كه فرار كردند پشت اين قضيه هستند

وزرا چي ميگن ؟

احمق ها چي ميخوان بگن؟

آنها همگي منتظر لرد چو هستن

دربار پر شده از آدمهاي رذل

ممکنه ما براي محاكمه لرد چو از پادشاه درخواست کنيم؟

لرد چو تحت حمايت يوآنه

ما نميتونيم بدون دليل بهش آسيب برسونيم

فعلاً بهتره بگيم ژاپني ها پشت اين قضيه بودند

بايد هميشه محتاطانه عمل کنيم

پادشاه گيرو بايد درخواست هاي

امپراتوري يوآن را بپذيره

زنده باد امپراتوري

زنده باد امپراتوري

يه نامه سلطنتي به دامادم ، پادشاه گيرو

پدر يوآن کسيه که جهان رو متحد کرد

به خوبي قدرت فلك رو شناخت

و همه ملتها را زير سلطه آن درآورد

از اتحاد ما با گيرو بواسطه ي ازدواج

يک قرن ميگذرد

و حالا ، پادشاه گيرو بدون وارث است

پريشاني مردم

بزرگترين دلواپسي من است

بدين گونه من تصميم گرفته ام که لرد کيونگ وون

را بعنوان وليعهد بر تخت سلطنت بنشانم

و دربار گيرو را استوار كنم

همچنين ، براي دفع بيگانگان

کساني که يوآن را

به اعزام ، سربازا ن

و دوشيزگان تهديد کرده اند

ارسال سربازان و دوشيزگان

بخاطر ملت پدري

خيلي طول نخواهد کشيد

يوآن هميشه به بهانه وراثت بيشترين درخواست ها رو داره

از اين رو، انتخاب سريع لرد کيونگ وون بعنوان وليعهد

بهترين گزينه براي بقاي درباره قربان

نظر ديگه اي ندارين؟

ميخوام چيزي بگم

شما تحت فرمان امپراطور هستيد ؟ يا تحت سلطه کيونگ وون؟

فقدان پاکدامني من داره منو بدون وارث ترک ميکنه

هرچند سرورم هنوز جوانه

اما شما ميخواهيد کسي بر تخت بنشينه كه هيچ نسبتي با ما نداره ؟

بهش ميگين كه تاج و تختشو رها كنه

اين چيزيه که همه ميخواين بگين مگه نه؟

شما دارين زياد مينوشين سرورم

امشب ميخوام اينجا بخوابم

برگرد به يوآن

همانطور كه ممکنه قبلا هم فهميده باشي

من از زن گرفتن عاجزم

از اينرو، داشتن وارث نااميدانه است

سرانجام ، همه چيز بنا به خواسته يوآن خواهد بود

اگه لرد کيونگ وون به وليعهدي برسه

براي من چه افتخاري خواهد داشت؟

كه فقط اسم پادشاه رو داشته باشم

قبل از اينكه اوضاع بدتر بشه

برگرد به كشور خودت

من ديگه الان شهروند گيرو هستم

چطور ميتونم اينجا رو که بهش ميگم خونه ترک کنم ؟

پس تا كي ميخواهي اينهمه تحقيرها رو تحمل كني ؟

بانوي من

بله؟

ما بدون انتخاب هم نيستيم

براي آينده، اين تنها راه است

سرورم

چي داريد ميگيد قربان ؟

به چه کسي غير از تو ميشه اعتماد کرد ؟

من ميخوام که تو به ملکه خدمت كني

نه سرورم

من نميتونم اين کار و بکنم

ملكه آمدند ؟

ساعت ده

ساعت ده

ساعت ده

برو داخل

به خوبي به ملکه خدمت كردي ؟

منو عفو كنيد سرورم

تو نتونستي اين کارو بکني؟

فقط دو فرصت ديگه مونده

پس همديگه رو به سمت هم جذب كنيد

ميتونم سوالي بپرسم قربان ؟

بله

چرا منو انتخاب کردين؟

بچه اي كه اون خواهد داشت

بايد لطافت تو را داشته باشه

نيمه شب

نيمه شب

ميخوام خودم انجامش بدم

صبح بخير پسرک

خوب خوابيدين سرورم؟

بله ، حقيقتا

تو چطور ؟ مرد شدن چه احساسي داشت ؟

بودن كنار يه زن براي اولين بار چطور بود؟

چيزي براي گفتن ندارم قربان

مطابق دستور شما خدمت کردم

ميخام براي چند روز برم بيوکلاندو

چرا؟

بعنوان يک رئيس از وظايفم غفلت کردم

من ميخوام که شخصاً به حمله رسيدگي کنم سرورم

نه جالب نيست

يکي از تاجران بزرگ ناگهاني ناپديد شده

اون براي ملاقات تعدادي از اشخاص اصيل رفته بود

ولي هرگز بعد از اون ديده نشد

ميدوني خانواده بازرگان کجاند؟

من چيزي براي گزارش دارم سرورم

اون چيه؟

جنازه بازرگاني که سلاح ژاپني قاچاق ميکرد رو پيدا كرديم

اسم اون مايونگ گيل است

ممکنه براي از بين بردن ردپا اونو به قتل رسونده باشند

وزيرايي که با اون در تماس بودند رو پيدا کردين؟

داريم رسيدگي ميکنيم قربان

ميتونه ما رو به چيزي که نياز داريم هدايت کنه

رئيس هانگ گفت کي بر ميگرده؟

اون خيلي دير مياد

دير وقته سرورم لطفا بريد داخل و استراحت کنيد

چه اتفاقي ممكنه براش افتاده باشه

سانگ کي برو بررسي کن

بله سرورم

هانگ ليم

چي باعث شده به اينجا بيايين قربان؟

دل واپس بودم

تا اين موقع چي کار ميكردي؟

من خيلي نگران بودم نكنه اتفاقي برايت افتاده باشه

اتفاقي افتاده ؟

خير سرورم

تو بايد زياد تلاش كني

بهتره سپيده دم برگرديم به قصر

رئيس؟

اون چي بود كه مخفيش كردين؟

شما نمي خواهين براي مهماني آماده بشين

مهماني کنسل شده قربان

چرا؟

همين يه لحظه پيش اعليحضرت براي ديدن ملکه برگشتند

چرا؟ گفتند که ايشون كاملاً ناخوش هستند؟

شما خيلي تب داريد

شما بكلي خودتونو با انجام مراسم مذهبي خسته كردين

صبر کن ببينم

اين بايد نشانه مريضي صبحگاهي ، مربوط به زنان باردار ، باشه

نكنه شما حامله باشين؟

منو ببخشيد سرورم

.... در حقيقت

پريود من از چند روز پيش شروع شده

يعني شما باردار نشدين ؟

نه سرورم

به زوذي مراسمي مذهبي جهت بارداري ملكه برگذار خواهد شد

اين راز رو فعلاً نگه دار

بله سرورم من ترتيب اين مهماني رو خواهم داد

چاي هانيساکل خيلي براي تب خوبه

يه کمي از اون براي ملکه بفرستين

بله سرورم

اما نوشيدن زياد چيزي رو عوض نميکنه سرورم

منظورت چيه؟

رئيس هانگ بعدالظهر کمي از اون گرفت

اون براي ملکه نبوده سرورم؟

کجا داري ميري؟

شما نخوابيدين سرورم؟

نه

بايد به يه چيزايي در اتاقم رسيدگي كنم

چاي هانيساکل كه قبلاً به من دادي

بله

براي سرما خردگي خيلي خوب بود

چرا يه مقدار براي ملکه نمي فرستي؟

من مطمئنم که پزشکان دربار بخوبي از ايشون مراقبت ميكنن سرورم

حق با شما ست

براي تو خوب نيست که براي ايشون ببريد

شما هردوتون صدمات زيادي رو تحمل كردين

هرچند، با وجود تلاش شما نتيجه لازم بدست نيومد

يه تاريخ جديد براي تکميل اين امر تنظيم شده

اما

من در اين لحظه راغب نيستم

اون عوارض زيادي براي سلامتي ملکه داشت

من از اين ميترسم که اتفاق بدتري رخ بده

بنابراين اجازه بديد براي مدتي به تعويق بيفته

نظر شما چيه بانو ؟

چي ميتونم بگم سرورم؟

هر طور كه مايليد سرورم

تو چي ميگي پسرک؟

من همون کاري رو ميکنم که شما دستور بديد قربان

از اينكه بي اطلاع وارد شدم عذرخواهي ميکنم سرورم

نيازي نيست چي باعث شده به اينجا بيائين ؟

من شنيدم شما ناخوش هستين براي چک کردن وضعيت شما اومدم

براي چاي هانيساکل که از طريق بوداک فرستادين متشکرم

خواهش ميكنم من كاري نكردم

آه ، راستي

اين چيه؟

اين يه عنبرچه هست

يه عنبرچه؟

من شنيدم در زمان حمله

شما جواهر عنبرچه تون رو گم کردين

من يک نمونه شبيه اونو اطراف کاخ پيدا کردم

چه قدر با درايت

قابل شما را نداره بانو

من ميرم تا شما استراحت كنيد

ما مردمان شما همگي براي سلامت شما دعا ميکنيم

شما يک شاهزاده داريد کسي که ميتونه وارث تخت سلطنتي باشه

زنده باد شاه

ما دعا ميکنيم

تاي هن تقريبا جزء مردم گيرو شده

اون خوب ميرقصه

.....راستي

چطوري عنبرچه تون رو پيدا کردين؟

برادرم يه دونه از يوآن برام آورده

فهميدم

شايد ما نميبايست جشن رو برپا ميکرديم

چي ميشد اگه ملکه واقعاً بچه دار ميشد؟

اگه اين مهماني ها عمل ميکرد الان يه وارث اينجا وجود داشت

به اين همخوابه ها نگاه کن

حتي مرحمت بودا هم نتونسته وارثي به اونا بده

اما چقدرکاخ آرومه

چون اعليحضرت خيلي نگران جانسين اند

به هر ترتيب ، ما بايد لرد کيونگ وون را فوراً بر تخت بشونيم

ما براي اين کار نياز به جاي پاي محكم داريم

.... خب چطوره كه

برادر ملکه رو بياريم ؟

لرد تايي هن ؟

رئيس

کيک گل خيلي لذيذه يه کمي بخور

نه ممنون

همگي رو براي رقص شمشير آما ده كنيد

بله قربان

بريم

رئيس هانگ؟

...آه

خوش آمديد سرورم

ممکنه درخواست نوشيدني بدم سرورم ؟

استدعا ميکنم براي اولين بار

... لطفا

من نميخوام اين هواي لذت بخش رو فاسد كنم

لطفا بلند شيد و از اين جشن و سرور لذت ببريد

سرورم.

هميشه پادشاه از موزيک و رقص لذت ميبردند

ما را با يک موزيک فيض ميبخشين؟

اين براي شماست

اين چيه سرورم؟

اين يه دستمال گردنه من خودم اونو قلاب دوزي کردم

اميدوارم شما هميشه اينو پيش خودتون نگه دارين

من ميخوام نيمه شب فردا دوباره بيام اينجا

من رفتم به يک فروشگاه؟

براي خريد يک مقدار کيک گل؟

....يه مرد مچ دست منو گرفت

....اگر کلمه اي مي گفتم

...شاگرد جوان

.....ميگفت

من هم مجبور شدم اونجا بخوابم و خدمت كنم

من هم مجبور شدم اونجا بخوابم و خدمت كنم

من رفتم به يک آتشكده

تا اونو روشن كنم

....راهب معبد

....مچ دستم رو گرفت

....اگر کلمه اي مي گفتم

...معبد

...راهب جوان

.....ميگفت

من هم مجبور شدم اونجا بخوابم و خدمت كنم

من هم مجبور شدم اونجا بخوابم و خدمت كنم

ماهي هاي جزيره جيجو چقدر لذت بخشند

من خودم بر ميدارم سرورم

تو عمداً غذاي خوب نميخوري

امتحانش کن

چشم سرورم

لباسهاي جديد بهت مياد

خوشت مياد ؟

بله سرورم

فردا هديه اي بي نظير به تو خواهم داد

افسر ارشد ميخواد شما رو ببينه سرورم

چي شده؟

ميخوام گزارش بدم سرورم

راجع به چي؟

ما فهميديم اون بازرگان قبل از اينكه کشته بشه براي چه کسي اسلحه قاچاق ميکرده

اون كيه ؟

مباشر وزير کي وون هانگ سرورم

کي وون هانگ؟

لرد کيونگ وون ميخاد قراردادي رو با وزيرها امضاء کنه

اينكار مطمئنا خاطر امپراتور رو پريشان خواهد كرد

ما همگي لرد کيونگ وون رو پشتيباني مي كنيم

اما اين كافي خواهد بود؟

درست زير دماغ ما دوستان خائن

تولد برادر زادته؟

البته كه بايد بري

از لطف شما ممنونم سرورم

چفدر باشکوه خواهد بود اگر شما هم تشريف بياريد

چه قدر ميخوايي بموني؟

جرات نميکنم اينجا رو براي مدت طولاني ترک کنم سرورم

صبح بخير سرورم

ذهنتون رو آزاد كنيد و راحت در منزل استراحت كنيد

بنابراين آماده حرکت بشيد

بله سرورم

ممنون سرورم

اومدم دنباله شب گذشته رو گزارش بدم

افسر ارشد هم اکنون به من گزارش داد

اون گفت شما زودتر به قصر برگشتيد

پس چرا اين قدر دير به من گزارش ميدي؟

منو ببخشيد سرورم

من خيلي دير رسيدم مي ترسيدم شما رو بيدار کنم

شما سال هاست در خوابگاه من هستيد

از كي از تشريفات استفاده ميکني؟

اينه اون اسب ؟

بله سرورم

واقعا زيباست

رئيس هانگ واقعا از ديدن اون خوشحال خواهد شد

لطفا منو ببخشيد ، اما اين از اسب شما هم بهتره

فوراً رئيس هانگ رو بياريد ميخوام سوارشدنش رو ببينم

لرد تايي هن دير وقت کجا رفت

اون شبيه ملکه نيست هر روز مياد اينجا

من شنيدم اون در اين روزها داره كارهايي ميكنه

رئيس هانگ

عذرخواهي منو براي ترسوندن شما بپذيريد

بو داک ما رو تنها بگذار

بله سرورم

........چي شده

من شنيدم رئيس هانگ غروب آفتاب رفت بيرون

باشه برو

چيزي ميخواهي بگي ؟

دستور يه نوشيدني ميديد؟ سرورم

دوباره کي ملاقات ديگري مثل اين رو خواهيم داشت؟

ميخوام يه نوشيدني قبل از رفتن برات بريزم

ميدوني من چقدر تو را حقير مي شمردم

وقتي که اولين بار از يوآن اومدم

من فقط پادشاه رو داشتم كه بهش تكيه كنم

اما اون فقط به تو چشم داشت

اين طبيعيه که من از تو خشمگين باشم

من اينو خودم درست کردم امتحان کن

کيک برنج گل؟

اين رسم زنهاي يوآنه براي بدست آوردن عشق

من هميشه ميخواستم اينو مثل زنهاي ديگر درست کنم

امتحانش کن

دوست نداري؟

نه سرورم

خيلي عاليه

سرورم.

چرا شما فقط به رئيس هانگ علاقه دارين؟

من بهتر از اون نيستم؟

راجع به چي حرف ميزني؟

من به تو هم علاقه دارم

من ميخوام امشب به سرورم خدمت کنم

آنها ميگن پادشاه ، آدم خشكيه

لطفا به من اجازه بديد

از اينجا برو

چي باعث شده به اينجا بيايين سرورم؟

تمام شب کجا بودي؟

پرسيدم کجا بودي ؟

در کتابخانه کتابي از فنون جنگ ميخوندم

اون چه کتابيه ؟

شش راز فنون جنگي سرورم

کدامش تو رو سرگرم کرده؟

استراتژي سياست و تهاجم سرورم

استراتژي تهاجم راجع به چي صحبت ميکنه؟

راجع به چيه ؟

آشنايي با فنون رزم ارايي که ميتونه زمان رويارويي

با انبوهي از دشمنان استفاده بشه

اگر داري فنون نظامي رو مطالعه ميكني

ميبايست مهارتهاي نظاميت هم بالا رفته باشه

شمشيرت رو بيار به بارگاه کانريونگ

شمشيرت رو بکش

من هنوز رقيب شما نيستم سرورم

پيروز شدن ملاك نيست

ميخوام ببينم چگونه مهارتت رو بعنوان يه رئيس گارد نشون ميدي

شمشيرت رو بکش

براي اينکه من پادشاهم ، جرات نداري با من در بيافتي ؟

اين طوري ميخواهي با دشمنان روبرو بشي

شمشير بايد همراه با روح حركت كنه نه با تکنيک

نه با خواندن کتاب فنون رزمي در شب

مشکل از قلبته

تو رئيس کانريونگوي هستي؟

وفاداري صحيح رو از درون قلبت نشونم بده

وزير کي ، لرد چو و ديگران در معبد يون هنگ جمع شده اند

چي؟

فکر ميکنم اتفاق بزرگي داره ميفته قربان

لرد تاي هن هم اونجاست

من از کمکهاي شما سپاسگذارم

مخصوصاً كه

لرد تاي هن با رضايت كامل به ما ملحق شدند

وقتي امپراتور اينو ببينه

کمک بزرگي خواهد بود به لرد کايونگوون

لرد تاي هن

شما خدمت بزرگي براي کشور ما انجام دادين

کي اونجاست؟

از اسبها تون پياده شين

فرار كنيد سرورم باشه

اعليحضرت

چه اتفاقي افتاده؟

اون به همه چيز اعتراف کرده سرورم

اين همراه فرستاده لرد کيونگ وون بود

هر کس که اينو امضاء کرده قصد کشتن منو داشته؟

بله سرورم

برادر ملکه چي؟

لرد تاي هن هم همپيمان شده براي بر تخت نشاندن لرد کيونگ وون

ديگه کسي نمونده که بتونم بهش اعتماد کنم

من در چند روز آينده يک مهماني بر پا خواهم كرد

سر همشون رو اونجا خواهم زد

اما نميتونم تاي هن رو بخاطر ملکه اونجا بکشم

تو بايد اونو تو خونه اش بکشي

همگي براي اعليحضرت پادشاه قيام كنيد

بفرماييد بنشينيد

من امروز ترتيب اين مهماني رو دادم

بخاطر پيروزي سربازان اعزام شده به يوان

.... اگرچه آنها دارند براي يک کشور بيگانه مي جنگند

شجاعانه در جلو ايستاده اند و دلاوري ارتش ما رو نشون ميدند

و اين باعث دل گرميه

حالا

اجازه بديد براي به سلامت برگشتنشون بنوشيم

دورد، بر پادشاه سخاوتمند

اسلحه هايتان را چک کنيد

و به خاطر داشته باشيد براي چه كسي ذاريد اين كار رو ميكنيد

لرد چاوو چطوره يه جمله خوب راجع به امپراطور بگيد

چه روز خوبيه

نه من فکر ميکنم وزير كي بايد اين كار رو بكنه

خوب

اعليحضرت

من ، کي وونگ هونگ

دوست دارم در اين روز خوش چيزي بگم

آرزو ميکنم صاحب وارث شده و عمري طولاني داشته باشين سرورم

ممنون من هم ارزوي زندگي طولاني و همراه با خوشي را براي شما دارم

درود بر پادشاه سخاوتمند

حالا، به سلامتي پادشاه مينوشيم

زنده باد پادشاه

موزيک رو قطع کنيد

توجه كنيد

با ويراني گيرو بدليل تابعيت از يوان

من تحقير و رسوايي بيشتري رو تحمل كردم

مطمئنم شما هم همگي همين احساس رو داريد

اما در اين اتاق

کساني هستند که از وابستگي به يوان احساس غرور مي کنند

در حاليكه مردان جوان ما در سرزمين وحشيان كشته ميشند

فكر ميكنند اينو بايد جشن كرفت

امروز اينجا

من بايد عده اي از خائنين رو پاک کنم

و دربار رو درست کنم

بکشيدشون

همشونو بکشيد

از سر راهم برو كنار

اعليحضرت خواهش ميکنم

به دقت گوش کن

من فقط گروهي از خيانتکارها را اعدام كردم

اما لرد تاي هن هم از جمله آنها بود

چي ؟

بله برادر شما

اونم از جمله اون خيانتکارها بود

چي داريد ميگيد سرورم؟

لرد تاي هن

رئيس هانگ رفته که اونو همين الان اعدام کنه

رئيس هانگ!

من برادر ملکه هستم

به هر حال ممکنه من اشتباه کرده باشم

چطور پادشاه ميتونه من رو بکشه؟

بيدرنگ فرمان پادشاه رو همانند يه نجيب زاده بپذير

رئيس هانگ

چرا من اونو امضاء کردم؟

براي اينکه من نگران آينده ملكه بودم

بخاطر ملکه

خواهش ميکنم من رو نکش

من كاري رو كه ازم خواسته بودين انجام دادم

اون قبول كرد ؟

بله سرورم

کارت خوب بود

چه اتفاقي براي برادرم افتاد؟

بهم بگو

تو واقعا با دستاي خودت برادرم رو کشتي؟

لرد تاي هن زنده است

چي؟

اون و خانواده اش الان در راه يوان هستن

اين واقعيت داره؟

بله

بپوشونش

نيازي نبود سرش رو برام بياري

ببخشيد سرورم

رئيس هانگ

واقعا گذاشت لرد تاي هن بره؟

من با چشماي خودم ديدم سرورم

....من از هر دوي شما خواستم بيايين اينجا

براي بحث و اتمام موضوعي كه به تعويق افتاده بود

شرايط مساعد شده

بنابراين من دوست دارم که کارهاي باقيمانده رو تکميل کنم

نظر شما چيه بانوي من؟

چرا اين قدر ناگهاني سرورم؟

دارم کاري رو که به تعويض افتاده بود انجام ميدم چرا اين قدر تعجب کردين ؟

اما، در اين لحظه هانگ ليم ديگه شريکت نخواهد بود

شريكت سيانگ کيه

نتيجه خوبي با هانگ ليم بدست نيومد

سيانگ کي هم يکي از افراد وفادار منه

اميدوارم که درک کني

ديوونه شدين سرورم؟

چطور ميتونين اين قدر منو تحقير کنين؟

اين امکان نداره اعليحضرت

چرا اين کار رو ميکني سرورم؟

هانگ ليم

تو واقعا نميدوني چرا من اين تصميم رو گرفتم؟

اين فرمان يه سلطنتيه

من به زودي تاريخ انجامش رو تنظيم خواهم کرد

كيه؟

بيا قصر رو ترک کنم

به هر كجا كه شد ، اگه ما بتونيم کاخ رو ترک کنيم

بزار از اينجا فرار کنيم

لطفا آرام باشيد علياحضرت

کجا ميخواي بري؟ يوان؟ پشت تپه ها قايم شي؟

من دنبالت ميام هر کجا که بري

منو از اينجا ببر لطفا

لطفا برگرديد

اگه اون بفهمه شما اينجا هستيد زندگيتون به خطر ميفته

مهم نيست

من چيز ديگه اي ندارم که حالا ازش بترسم

اما، من ميترسم

ديگه پيش من نيايين

من فقط بعنوان يک مطيع پادشاه زندگي خواهم کرد

اعليحضرت

من سزاوار مرگم

من بوسيله خواسته هاي جاهلانه ام كور شده بودم و به شما خيانت کردم

اين همون شمشيريه که شما به من اهدا کرده بودين

لطفا با اين زندگيم رو بگيريد

شايد با مرگم بخشش رو از شما بگيرم

تو چيزهاي گرانبهاتر از زندگيت رو از دست دادي

گرفتن زندگي تو الان چه ارزشي داره؟

رئيس هانگ به اتاقش برنگشته

اون هنوز تو باغ نشسته سرورم

خوشبختانه، بانو دارن خوب ميشن

نگران نباشيد اعليحضرت

من فقط ميخواهم يه چيزي رو ازت بپرسم

ارتباط تو با ملکه

همش از روي شهوت بود؟

بله

سرورم

برو براي چند هفته در حاشيه خدمت کن

ميخوام کمکت کنم که همه چيز رو اينجا فراموش کني

تمام شب نخوابيدي

بمون و استراحت کن

صدات خيلي گرفته

دوباره انجام بده

ميدوني اينجا کجاست

کجاست سرورم؟

خواب شکار کردن با تو رو در دشت ليو دونگ ديدم

خيلي واضع بود ميخوام اونو نقاشي کنم

پس اين منم كه پشت سر شمام

چظور مگه ؟ اونو دوست نداري؟

شايد اون بهتر ميبود

اگر در حال شليک يک تير بودم

حالا که تو دلت ميخواد اون ميتونه بهتر باشه

فردا ميروي ؟

بله سرورم

سربازان ما كه به يوان ارسال شده بودند تو اين دو هفته ميرسند

من ميخوام يه جشن بر پا كنم

چرا بعد از اون نميري؟

خير سرورم

من طبق برنامه ميرم

كيه ؟

رئيس هانگ؟ منم بو داک

چي شده؟

يک مورد فوري رو بايد بهتون بگم

برگرد

متاسفم رئيس هانگ

گفتم برگرد

ملکه ميخواد شما رو ببينه

من نميخوام

لطفا فقط يک لحظه

خواهش ميکنم

من نميتونم اونو ببينم

فقط برو

اما رئيس

ملکه باردارند

زمان زيادي ميگذره

متاسفم

برام سخت بود که به شما بگم يا نه درست قبل از اينكه حرکت كنين

اعليحضرت ميدونه؟

من هنوز بهش نگفتم

من شک دارم که به اين بچه خوش آمد بگه

ميترسم به اين بچه آسيب برسونه

خير علياحضرت

پادشاه صادقانه اونو مثل بچه خودشون ميپذيرند

لطفا قوي باشين

من ديگه بايد برم

هانگ ليم

منشي ، هووانگ؟

بله اعليحضرت؟

کتاب تاکتيک هاي نظامي کجاست؟

تو

چطور تونستي منو اينطور تحقير کني

بعد به خودت ميگي مرد

چه قولي به من دادي ؟

گفتي كه هرگز اونو ملاقات نميکني

...پس

چطور تونستي اين کار و با من بکني؟

ملکه

با اون چکار بايد بکنم ؟

احمق هرزه

چکار بايد بکنم با اون؟

يه چيزي بگو

همه اينا تقصير منه سرورم

مهرباني زياد من اونو از راه به در کرد

منو بجاش تنبيه کنيد سرورم

نه سرورم

ملکه بدون اشتباه اند

من نتونستم عشق اونو در دلم نداشته باشم

زندگي منو بگيريد سرورم

چي؟

گفتي عشق؟

تو گفتي عاشق ملکه شدي؟

بله

من عاشقش هستم

دوباره بگو

گفتي عاشق ملکه شدي؟؟

بله

من عاشق ملکه شدم

شهوت تو رو ديوونه کرده

افسر ارشد

بله قربان

اون اخته ميشه

اما سرورم

همين الان

اعليحضرت

منتظر چي هستي اختش كن

خواهش ميکنم اعليحضرت

منو بکشيد سرورم

منو بکشيد سرورم

اونو ببخشيد سرورم من ديگه هرگز اونو ملاقات نخواهم کرد

بجاش منو بکشيد سرورم

اونو ببخشيد خواهش ميکنم ديگه هرگز اتفاق نخواهد افتاد

اعليحضرت

نه نه سرورم نه

من ترجيح ميدم بميرم منو ببخشيد سرورم

منو بجاش بکشيد

اونو اختش کنيد همين الان

سرورم

لطفا اين کار و نکنيد

سرورم

نه اعليحضرت

سرورم

اعليحضرت

اعليحضرت

من مطلب مهم و فوري دارم که به شما بگم

اون چيه؟

اعليحضرت

تبريک ميگم سرورم

بالاخره ملکه باردار شدند

وليعهد بالاخره اومد

چه برکتي براي خانواده سلطنتي

من ميخواهم که شما کاري انجام بدي

بله قربان

ملکه بارداره

سرورم؟

شما خيلي بهتر ميدونيد که اون بچه ي چه کسي است

اين بچه اي که مياد مال منه

چي كار بايد کرد؟

وقتي که شب شد

اونهايي رو که اطلاع دارند حذف کنيد

بله قربان

اما، رئيس هانگ چطور ؟

ما فعلاً يكسانيم

چي به سر تو مي اومد اگه من نبودم؟

من يه چيز ساده پيشنهاد ميکنم

بگذار برگرديم به خونه اول

اگه تو برگردي من به تو همه چيز ميدم

حتي اين کشور رو

من بايد رئيس هانگ رو نجات بدم

ميدوني براي چي پادشاه منو زودتر فراخوانده؟

اون گفت که ميخواد اين بچه رو بپذيره

چطور ميتونه دو تا پدر وجود داشته باشه؟

اين بچه به زودي وليعهد ميشه

هر کسي اينو بدونه خواهد مرد

اينو زود برسون به هان بيک

و تا معبد اونجانگ رئيس هانگ رو همراهي کنيد

اما، علياحضرت

اگه پادشاه بچه اونو بپذيره

شما در امان خواهي بود؟

چرا مصيبت به سرخودتون ميارين؟

وقتي باقي نمانده

همين الان برو

بانوي من

نه خواهش ميکنم

رئيس

رئيس

رئيس

بايد از اينجا ببريم بيرون

اينو بپوشيد

چطور اومدين اينجا؟

ملکه به ما گفت

چي؟

ما اول بايد خيلي سريع از اينجا خارج بشيم عجله كنيد

ملکه؟

راجع به چي حرف ميزنييد ؟

لطفا بلند شيد ما وقت نداريم

ايشون چطورند ؟

ملکه چطورند ؟

ملکه از قصر خارج شده اند

منو ببخشيد سرورم

رئيس

شما خوبيد قربان ؟

زود بياريدشون داخل

ملکه کجاند؟

چي؟

ملکه کجاند؟

ملکه؟

اون با شما نيومده ؟

شما داريد چي ميگيد قربان

ملکه اينجا نيستند

چي؟

ما رو ببخشيد ما به شما دروغ گفتيم

هانگ ليم اينجاست؟

نميدونم سرورم

نميخواي بچه ات روشنايي روز رو ببينه؟

به من بگو هانگ ليم کجاست؟

من نميدونم اگه ميخواهيد زندگي منو بگيريد سرورم

نميتونم بگذارم به اين راحتي بميري

اگه بچه اي بدنيا بياري

اونو فرزند بزرگترين خائن معرفي خواهم کرد

خواهي ديد

بهم بگو

نميدونم

متاسفم من فقط ميخواستم از شما بشنوم

بيا بريم

ولم كنيد

بيا چکار ميکني؟

اعليحضرت بزار اون بره

چطور جرات ميکني ؟

چي کار ميخواهيد بکنيد رئيس؟

لطفا به من گوش کنيد

رئيس چي کار ميخواهيد بکنيد ؟

رئيس

از سر راهم بريد کنار

اين چيزيه که ملکه ميخواست

اينکار رو نکنيد

برو از سر راهم کنار

واقعا فکر ميکنيد ميتونيد اونو نجات بديد؟

ما بخاطر شما اومديم اينجا سرورم

لطفا اسب رو رها کنيد

از سر راهم بريد کنار همين الان

اگر بايد .... پس بريد

... اما

بعد از آوردن اون به اينجا چکار ميخواهيد بکنيد ؟

همه چيز از دست رفته

چي کار ميخواهيد براي اون بکنيد؟

فکر کردين ميتونين اونو شاد کنين

رئيس رئيس

هانگ ليم کجاست؟

هانگ ليم کجاست؟

چقدر ميتوني تحمل کني ؟

بهم بگو اون کجاست ؟

! اون رفته

چرا اين کار و ميکنييد ؟

چطور جرات ميکني ؟

سرها به چوبه داره

سرها سرچوب داره

امروز

براي استقبال سربازان اعزامي به يوان

من يک ضيافت بر پا کردم

من صرفاً به سربازانمان كه براي گيرو جنگيدند نگاه حواهم كرد

ميخوام که همه شما اينو به ياد داشته باشيد

براي خرسندي و لذت دلهايتان بنوشيد

زنده باد پادشاه

شما خسته به نظر مياين سرورم

لطفا به اتاقتون بريد و استراحت كنيد

فکر ميکني رئيس هانگ بياد؟

اعليحضرت

لطفاً دستور بديد سرهايي كه به ديوار قلعه آويزان شده را پايين بياريد

اين موضوع به شما ربطي نداره

حالا بريد

هر آنچه شما خواستيد اتفاق افتاد سرورم

بنابراين اجازه بديد رئيس هانگ بره

رئيس ارشد؟

بله قربان

ملکه رو تا اتاقشون همراهي کنيد

بله سرورم

من با اجازه تون بايد برم سرورم

شما تنها كسي هستين كه الان باقي مونده

چي ؟

هر کسي درگير بوده مرده

شما تنها كسي هستين كه باقي مونده

منظورتون چيه بانو؟

شما به خوبي ميدونيد چرا هانگ بيک و بوداک کشته شدند

سرانجام شما هم در نهان خاموش خواهيد شد

هيچ کسي وجود نداره که جلوي ديوونگي هاي پادشاه رو بگيره

اونو هرچه زود تر از دردهاش رها کن

من پرنسس يوان هستم

اگه لرد کيونگ وون موفق بشه برتخت بشينه

من در کمترين زمان تو رو ضمانت ميکنم

از سر راهم بريد کنار

اومدم پادشاهو ببينم

چرا اومدين اينجا؟ تو خيانت بزرگي انجام دادي

بگذاريد رد بشم

ما نميتونيم سرورم

لطفا از اينجا بريد قبل از اينکه کسي شما رو ببينه

دوست ندارم بهتون صدمه اي برسه

از سر راهم بريد کنار

نه سرورم

رئيس هان بيک و ديگران خيانتکار نبودند؟

اگه چيزي که ميگي درست باشه ما رو تحت تاثير قرارخواهد داد

چرا حالا اينو به ما ميگيد؟

اگه اينو تا حالا به صورت راز نگه نميداشتم

فکر ميکنيد زنده ميموندين؟

رئيس هانگ

سرورم رئيس هانگ برگشته

چي؟

اون با افراد گارد درگير شده

کجا بود ي؟

تو هميشه نزديك ما بودي نبودي ؟

چرا اونجا ايستاداي؟

بيا و پيش من بشين

من براي كشتن شما برگشتم سرورم

شمشيرتونو برداريد

اين آخرين نمايش از احترام من به شما بود

چرا اين کار رو کردين سرورم؟

چطور تونستيد اين کار رو با ملکه بکنيد ؟

شمشيرتونو برداريد

تو احمقي

من بايد اول ضربه بزنم سرورم؟

بلند شيد اعليحضرت

خيلي خب

اگه كشتن من خشمت رو پاک ميکنه

بنابراين سعيت رو بکن و منو بکش

واقعا فکر ميکني ميتوني بر من غلبه کني؟

من از ريشه هاي خودم جدا شده ام

ديگه چيزي ندارم كه بخاطرش بترسم

تو يه احمق اخته اي

عشق اينقدر برات مهم بود؟

تو عشق رو به من نشون دادي

من بيش از اين نميتونم حق شناس باشم

اعليحضرت عقب بايستيد

هر کس مداخله کنه اولين كسي خواهد بود كه كشته ميشه

سرورم

هيچ کس کاري نميکنه تا من بگم

من اخرين شانس رو به تو ميدم

شمشيرت رو بنداز و تسليم شو

اونوقت من زندگيت رو ميبخشم

خيلي دير شده سرورم

منو بكشيد سرورم

بسيار خوب

من تو رو ميکشم

چه خبر شده؟

شما نميتونيد وارد شيد علياحضرت

لطفا برگرديد

بزار يه چيزي ازت بپرسم

تو حداقل يكبار هم

احساس عشق به من نداشتي؟

داشتي؟

حتي يک بار

به اينكه عشق تو باشم فكر نميكردي ؟

نه سرورم

نه حتي يک مرتبه

نه هنوزم

علياحضرت نه

از سر راهم بريد کنار

هانگ ليم

هانگ ليم

ملکه رو تا خوابگاهشون همراهي کنيد

هانگ ليم

بخاطر من بزار بره

هانگ ليم

ببريدشون همين الان

چطور جرات ميکني بخاطر من بزار بره

هانگ ليم هانگ ليم

پادشاه تنها به دست قاتل كشته شدند

و ما هم قاتل رو كشتيم

سريعاً جنازه ها رو ببريد

و مطمئن بشيد هيچ کس خارج نميشه

بله سرورم

از اينجا قصر واقعا بزرگ به نظر مياد

واقعاً ؟

ميدوني دربار کجاست؟

دربار الان خونه شماست خب ؟ اون کجاست؟

خونه من؟

خونه من الان اونجاست

به چي فکر ميکني؟

خيلي بزرگه من دوست دارم اونجا زندگي کنم

پس نظرت چيه كه تمام عمر با هم زندگي كنيم

خيلي عاليه سرورم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.