All language subtitles for Broken.Rage.2024.1080p.WEBRip.x264.AAC5.1-[YTS.MX]-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

‫[صبحانه سرو می‌شود]

‫سلام آقای موش.

‫آقای ام یه چیزی واستون گذاشت.

‫- عه. ‫- قهوه میل دارین؟

‫نه، وقتش رو ندارم.

‫این آقای ام کیه که دائما واستون ‫یه چیزی میاره؟

‫خودم هم خبر ندارم.

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫[همکاران مالی تاکاکی اوگورو، هر دوشنبه بعد ‫ از ساعت نه شب در کلاب کاباره‌ی عشق دو]

‫[خدمه جوانتر، خلافکار خرده پا]

‫یه لیوان دیگه بهم بده.

‫جدی؟

‫تو کدوم خری هستی؟

‫کمک! یه نفر کمک کنه!

‫یه نفر کمک کنه!

‫[کافه لیک، باز هستیم]

‫خوش اومدی.

‫قهوه میل داری؟

‫نه ممنون.

‫[موگی گامی، رئیس، خالکوبی کپور بر پشت]

‫[هر شنبه و یک‌شنبه ساعت یک ‫بعد از ظهر مرکز ورزشی جی8 تمرین می‌کنه]

‫[عادت داره که بعدش بره سونا]

‫[دو تا زیردست همراهشن، ‫ ولی توی خود سونا یه نفر هست]

‫[مشغول نظافت هستیم. ممنون که درک می‌کنید]

‫[سونای خشک]

‫خوش اومدی.

‫امروز قهوه می‌خوری؟

‫- آره یکم می‌خورم. ‫- خیلی‌خب.

‫شما به علت احتمال اقدام به قتل بازداشتید.

‫- باید باهامون بیایید. ‫- مقاومت نکنید.

‫[اوکاوا مینامی، ایستگاه پلیس]

‫هی. اولی رو بیارین.

‫این بود؟

‫مطمئن نیستم...

‫یکم فرق داشت.

‫شماره دو رو بیارین.

‫این یکی چی؟

‫نه، این نبود.

‫بعدی. شماره سه.

‫این بود؟

‫نه... این هم نبود.

‫شماره‌ی چهار.

‫این یکی چی؟

‫- با این هم فرق داشت. ‫- این هم نبود؟

‫شماره‌ی پنج.

‫این بود؟

‫گمونم خودش باشه.

‫شماره پنج، بیا جلو.

‫چهره‌اش آشناست.

‫- مطمئنی؟ ‫- آره.

‫همه رو بیار داخل.

‫نظرت چیه؟

‫دقیق مطمئن نیستم.

‫شماره پنج، گمونم...

‫تا حالا کسی نبوده که تحت ‫ بازجویی ما اعتراف نکنه.

‫آماده باشین.

‫بهت می‌گن موش، درسته؟

‫خبر ندارم.

‫اعتراف کن که بهت آسون بگیریم.

‫کی استخدامت کرده که آدم بکشی؟

‫من از چیزی خبر ندارم.

‫ما شاهد داریم. انکار کردن فقط ‫ شرایطت رو بدتر می‌کنه.

‫اعتراف کن!

‫اعتراف کن!

‫من از چیزی خبر ندارم.

‫بیا بریم.

‫صاحب کافه‌ای که اکثرا می‌ری ‫یوشیداست، درسته؟

‫در موردش باهام حرف زد.

‫ام رو می‌شناسی؟

‫اسمش رو هم نشنیدم.

‫دروغ نگو. هر بار ام واست مدارکی می‌فرسته.

‫اون استخدامت می‌کنه که آدم بکشی؟

‫من از چیزی خبر ندارم.

‫این ام کدوم خریه؟

‫نمی‌دونم.

‫فقط یه راهی هست که خودت رو نجات بدی موش.

‫چه راهی؟

‫اگه با ما همکاری کنی آزادت می‌کنیم.

‫یه باند مواد مخدر توی توکیو ‫هست که ازت می‌خوام واردشون بشی.

‫اگه انجامش بدی یه هویت و ‫جای زندگی جدید...

‫و پول کافی بهت می‌دیم.

‫می‌خواین جاسوسی کنم؟

‫جاسوسی نیست، هویت مخفیه.

‫مطمئن نیستم بتونم.

‫از مرگ توی زندان که بهتره، نه؟

‫معامله‌ای از این بهتر گیرت نمیاد.

‫باید چیکار کنم؟

‫اون بار طبقه‌ی هفتم رو می‌بینی؟

‫یه رئیس یاکوزا به اسم کانشیرو...

‫و همکارش تومیتا قراره اونجا باشن.

‫جلوشون دعوا شروع کن.

‫قدرتت رو نشون بده و اعتمادشون ‫ رو به دست بیار.

‫اگه کشته بشم چی؟

‫نگران نباش. مشتری‌ای که باهاش ‫درگیر می‌شی هم پلیس مخفیه.

‫طرف خودمون بهش رسیدگی می‌کنه.

‫صرفا وظیفه خودت رو انجام بده. ‫موفق باشی!

‫خوش اومدی.

‫بفرما.

‫خوش اومدی.

‫دوست دخترم داره میاد، ‫جمع کن تن لشت رو.

‫گفتم تن لشت رو جمع کن.

‫خوبی؟

‫تو.

‫بدک نبود.

‫صرفا کارم رو می‌کنم.

‫بیا حرف بزنیم.

‫فهمیدم. ببخشید.

‫دون زنگ زد و گفت...

‫«بعد مرگ کسی که ازش پول ‫ قرض می‌گرفتیم یعنی اوگورو...

‫به اندازه‌ی کافی درآمد نداشتیم.»

‫گفت سر و کله زدن با قلمروی موگی سخت نیست...

‫البته اگه کاری کنیم همه‌ی کلاب‌ها ‫ و بچه‌ها حرفش رو بزنن.

‫تورم داره گند می‌زنه به سودمون.

‫- حرفش این بود که. ‫- هی تومیتا.

‫واسه چی کم کاری می‌کنی؟ ‫می‌دونی عصبانیه دیگه.

‫ببخشید. به بچه‌ها می‌گم بیشتر کار کنن.

‫همگی، این تاکاهاشیه.

‫رئیس بادیگاردها کردمش چون ‫ دیدم خوب کتک می‌زنه.

‫بله قربان!

‫باهاش درست رفتار کنین.

‫یعنی چی؟

‫دست راستش رو چک کن.

‫واقعا چشم‌هات تیزن رفیق.

‫چطور پیش می‌ره؟

‫اصلا خبری نیست.

‫متوجه‌ام.

‫در این صورت بیا این رو بگیر.

‫بگیرش. هروئینه قاطی با چیزهای دیگه.

‫اگه بهشون بگی این مواد توی ‫ بازارشونه یه اقدامی می‌کنن.

‫چه مزخرفاتی قاطیش کردن؟

‫این از کجا اومده؟

‫احتمالا از رئیس توزیع‌کننده‌ها.

‫پس شما کاری نکردین؟

‫بسته بندیش باید مال تامورا باشه.

‫تومیتا، تاکاهاشی...

‫برید خونه‌ی تامورا.

‫احتمالا داره مزخرفات ارزان قاطی ‫ می‌کنه و می‌فروشه.

‫برید بررسیش کنین...

‫و مجبورش کنین که حرف بزنه.

‫ببخشید، یه لحظه وقت داری؟

‫این سری دویست تا دریافت کردیم، ‫صد و هشتاد و هفت تا فروختیم...

‫پس 33 تا توی انبار مونده.

‫تامورا، تومیتام. باز کن.

‫بله قربان.

‫خیلی وقته ندیدمت آقای تومیتا. ‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫داری قاطیش می‌کنی که ‫ ازمون دزدی کنی، مگه نه؟

‫نه نمی‌کنم.

‫صرفا دارم چیزی میاد رو می‌فروشم.

‫دروغ نگو. از کجا میاریش؟

‫حرف بزن!

‫هی!

‫مطمئنی توی این قضیه دستی نداری؟

‫آره.

‫من چیزی رو قاطی نمی‌کنم.

‫پس می‌گی کار توزیع‌کننده بوده؟

‫جواب بده!

‫- به توزیع‌کننده‌ات زنگ بزن. ‫- باشه.

‫دوباره محصول رو می‌خریم.

‫این دفعه خودم معامله می‌کنم.

‫بله قربان.

‫هی، چراغ‌ها رو خاموش کن، ‫ملت ما رو می‌بینن.

‫چیزی نمی‌بینم. مراقب باش.

‫ببخشید که اذیت شدین.

‫این دفعه جنس واقعی آوردی؟

‫همیشه جنس واقعیه.

‫جنس خالص و درجه یک.

‫خیلی‌خب. بیا دفعه‌ی بعدی بیشتر خرید کنیم.

‫باهات تماس می‌گیره.

‫فهمیدم.

‫سلام؟

‫سلام.

‫می‌شنوم.

‫نهایت تلاشت رو بکن.

‫نیم ساعت بعد از شروع معامله می‌ریزیم داخل.

‫خیلی‌خب، بریم.

‫ایست! پلیس!

‫دست‌ها بالای سرتون!

‫ایست!

‫مقاومت نکنین!

‫مُرده.

‫خب حالا چیکار کنیم؟

‫هی، ببرشون!

‫راه بیفتین!

‫زود!

‫خوب پیش رفت، نه؟

‫خیال می‌کنن من هم مُردم.

‫پس الان آزاد شدم دیگه؟

‫خب بهمون کمک کردی دیگه.

‫گمونم راه و رسمش همین باشه.

‫[اسپین‌آف]

‫- ممنون. ‫- حالا چیکار کنیم؟

‫می‌خوام برم کارائوکه.

‫جدی؟ من فردا قراره برم، پس چرا که نه؟

‫- بزن بریم! ‫- خوبه. یکی همین نزدیکی هست.

‫آره.

‫خوش اومدی آقای موش.

‫آقای ام یه چیزی واست گذاشت.

‫قهوه بیارم؟

‫نه. پول ندارم.

‫آهان آره. صندلی شکسته.

‫آقای ام همیشه بسته میاره، ‫اصلا کی هست؟

‫خودم هم خبر ندارم.

‫آخ.

‫آخ.

‫[همکاران مالی تاکاکی اوگورو، هر دوشنبه بعد ‫ از ساعت نه شب در کلاب کاباره‌ی عشق دو]

‫[خدمه جوانتر، خلافکار خرده پا]

‫تو کدوم خری هستی؟

‫کمک! یه نفر کمک کنه!

‫یه نفر کمک کنه!

‫[هشدار شخص مشکوک. به پلیس خبر بدید]

‫آتیش!

‫داغه!

‫آتیش! آتیش!

‫آتیش! یه نفر کمک کنه!

‫آتیش‌سوزی شده! داغه!

‫آتیش‌سوزی شده!

‫خوشمزه بود.

‫باید عجله کنیم.

‫خوش اومدی.

‫اون صندلی یکم شکسته.

‫قهوه نمی‌خوای، نه؟

‫معلومه نمی‌خوام احمق.

‫یاسو موگی، شصت و پنج ساله.

‫رئیس گروه موگی در سازمان یاکوزای توشینکای.

‫پشتش خالکوبی کپور داره.

‫[همیشه آخر هفته ساعت یک ‫بعد از ظهر مرکز ورزشی جی8 تمرین می‌کنه]

‫همیشه بعد تمرینش می‌ره سونا. ‫همیشه دو نفر همراهشن...

‫ولی توی سونا یه نفر همراهشه. ‫همین.

‫[ببخشید مزاحم شدم]

‫[مشغول نظافتیم. بابت همکاری شما ممنونیم]

‫خوش اومدی.

‫امروز اینجا می‌شینی پس؟

‫اونجا بدشانسی میاورد.

‫یکم قهوه درست می‌کنم.

‫بگیرینش!

‫بگیرینش! بگیرینش!

‫خیلی‌خب، همه بیان داخل.

‫شماره پنج، بیا جلو.

‫خیلی مشخصه احمق!

‫خودشه.

‫که این‌طور؟

‫شماره پنج، بیا جلو.

‫معلومه منم دیگه احمق!

‫چقدر احمقی که برداشتی این ‫جمعیت رو آوردی اینجا!

‫اینه؟

‫آره خودشه.

‫[واسه بیشتر کردن زمان اجرا]

‫حالا چی؟

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- خوب حواست باشه.

‫چیه؟

‫ترسناکه نه؟

‫وای! وای! خطرناکه، خطرناکه!

‫بس کن، خطرناکه! بس کن!

‫می‌بینی؟ ترسناکه نه؟

‫خطرناکه...

‫تو بالا میاری؟

‫چطوره؟

‫ما رو به اسم فوکوندای شیطان...

‫و اینوی بودا می‌شناسن.

‫تا حالا کسی نبوده که تحت ‫بازجویی ما اعتراف نکنه.

‫- پس آماده باش. ‫- خطرناکه...

‫دوباره بکنیم؟ ترسناک بود نه؟

‫بسه...

‫- خطرناکه. ‫- چطوره؟

‫پس اسمت موش بود نه؟

‫حرف بزن.

‫واقعا ما رو دست‌کم گرفتی.

‫بیا، بعدی.

‫چطور بود؟

‫چی؟

‫ترسناکه.

‫خوب حواست رو جمع کن.

‫می‌بینی؟

‫اگه حرف نزنی اوضاع خیلی بدتر می‌شه.

‫وای، وای، وای، ‫خطرناکه، خطرناکه.

‫- خطرناکه. ‫- ترسناک نیست؟

‫خیلی سریعه!

‫خطرناکه!

‫- خوب حواست رو جمع کن. ‫- با چاقو زد توی دستش.

‫وای!

‫داره سریع‌تر می‌شه.

‫- مراقب باش! بس کن! ‫- ترسناک نیست؟

‫بسه!

‫بسه!

‫داره... به خودش چاقو می‌زنه؟

‫خطرناکه!

‫کارت تمومه.

‫می‌دونی حالا نوبت چیه؟

‫روحمم خبر نداره.

‫پشتت رو ببین.

‫خوب حواست رو جمع کن.

‫خیلی‌خب.

‫این چطوره؟

‫بس کن!

‫درد داره.

‫خطرناکه، خطرناکه!

‫ترسناکه نه؟

‫- حالا چی؟ هان؟ ‫- بس کن.

‫پس حرف بزن! بگو!

‫- خطرناکه! ‫- قراره اوضاع خیلی بد بشه.

‫- همین رو می‌خوای؟ ‫- بسه!

‫خطرناکه!

‫خیلی سرسختی.

‫- بیا بریم. ‫- وای. خورد.

‫ببخشید.

‫از ام چیزی می‌دونی؟

‫- نمی‌دونم. ‫- دروغ نگو!

‫ام هر بار واست مدارک می‌فرسته. ‫اون استخدامت می‌کنه که آدم بکشی؟

‫من از چیزی خبر ندارم. ‫کی چنین حرفی زده؟

‫مالک کافه‌ای که اکثرا...

‫یوشیدا.

‫مثل خفاش زود تغییر جبهه دادی!

‫خفاش صدام نکن!

‫این یارو ام کیه؟

‫گفتم نمی‌دونم.

‫فقط یه راه هست که خودت رو نجات بدی موش.

‫چه راهی؟

‫اگه باهامون همکاری کنی آزادت می‌کنیم.

‫می‌خوایم به رئیس یه باند مواد ‫مخدر در توکیو نزدیک بشی.

‫بهت یه هویت و مکان جدید ‫واسه زندگی می‌دیم...

‫با پول کافی واسه زندگی.

‫می‌خواین جاسوس بشم؟

‫جاسوس نه. مامور مخفی. ‫مامور نقاب‌دار.

‫- از مرگ توی زندان که بهتره نه؟ ‫- باید یکم بهش فکر کنم.

‫همین الانش هم نقاب داری دیگه.

‫باید چیکار بکنم؟

‫اون بار طبقه هفتم رو می‌بینی؟

‫یه رئیس یاکوزا به اسم کانشیرو...

‫و همدستش تومیتا قراره اونجا باشن.

‫جلوشون دعوا راه بنداز.

‫مهارتت رو بهشون نشون بده. ‫توجه‌اشون رو جلب کن.

‫- مهارتم؟ مهارتی ندارم. نمی‌بینی؟ ‫- چیزی نمی‌شه.

‫چیکار بکنم؟

‫مشتری‌ای که باهاش درگیر می‌شی ‫ هم مامور مخفیه.

‫- نگران نباش. ‫ - حریف هم نقاب‌داره؟

‫حریف نه، مشتری.

‫خودش حلش می‌کنه، پس عجله کن برو.

‫- نقاب داره؟ ‫- آره، نقاب داره.

‫- همه چیز رو می‌دونه. ‫- مطمئنی؟

‫هی، وایسا!

‫- نقابت رو بردار! ‫- نقابت رو بردار!

‫خوش اومدی.

‫بفرما.

‫خوش اومدی.

‫بفرما.

‫سلام؟ من تازه رسیدم.

‫هنوز نه؟

‫خب... الان کجایی؟

‫همین الان؟

‫یعنی...

‫باشه.

‫خیلی‌خب.

‫یه لحظه بهم وقت بده. ‫الان میام.

‫ببخشید ولی باید تعطیل کنیم.

‫هنوز نمی‌خوام برم خونه.

‫دردسر درست نکن و برو خونه.

‫آروم و ساکت منتظر بمون و بعد می‌تونی بری.

‫من جای خواب ندارم. ‫بذار اینجا بمونم.

‫جای خواب نداری؟

‫هی گوش کن.

‫این تاکاهاشیه.

‫جایی واسه رفتن نداشت، ‫واسه همین آوردمش بادیگارد رئیس بشه...

‫یعنی استخدامش کردم.

‫خوشوقتم.

‫هی!

‫هی، اینجا رو نگاه کنین!

‫تو! به من نگاه کن!

‫گفتم به من نگاه کن احمق!

‫کومانسی!

‫واقعا بدرد نمی‌خورن.

‫چیکار می‌کنی؟

‫دست راستش رو ببین.

‫سامسونگ داره، می‌دونستم!

‫که چی؟

‫سامسونگه...

‫چه غلطی می‌کنی؟

‫این چه بلایی بود سر کارمندم آوردی؟

‫سافت‌بانک نبود.

‫- این مزخرفات چیه می‌گی... ‫- سامسونگه...

‫هی. نقاب رو در بیار.

‫- هان؟ ‫- نقاب داری.

‫عه. متوجه نشدم.

‫متوجه نشدی؟

‫بده بیاد.

‫خب قضیه چیه؟

‫چیزی ندارم.

‫متوجه‌ام. در این صورت این رو بگیر.

‫توی این جنس ارزون قاطی داره.

‫اگه بهشون بگی این مواد در ‫گردشه یه اقدامی می‌کنن.

‫هی، هی، هی، ‫اون رو اینجا نفروش!

‫راست... پایین چپ... بالا...

‫هان؟ چپ؟

‫نه؟ چی؟

‫بالا... چپ؟

‫- بالا... ‫- چیکار می‌کنی؟

‫چپ؟

‫پایین.

‫بالا.

‫پایین؟

‫بالا.

‫چپ.

‫پایین.

‫بالا.

‫این یکی رو نمی‌دونم.

‫این چیه؟

‫از کجا اومده؟

‫احتمالا رئیس توزیع‌کننده‌ها...

‫پس تو کاری نکردی؟

‫بسته‌بندیش احتمالا مال تاموراست...

‫تومیتا، تاکاهاشی...

‫برین خونه‌ی تامورا.

‫احتمالا داره قاطی می‌کنه و می‌فروشه.

‫برید بهش رسیدگی کنین...

‫و مجبورش کنین حرف بزنه.

‫ببخشید، یه لحظه وقت داری؟

‫این سری دویست تا دریافت کردیم، ‫صد و هشتاد و هفت تا فروختیم...

‫پس 33 تا توی انبار مونده.

‫تامورا، تومیتام. باز کن.

‫بله قربان.

‫خیلی وقته ندیدمت آقای تومیتا. ‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫شنیدم چیز میز قاطی مواد می‌کنی.

‫نه، نمی‌کنم. هر چی که به دستم ‫ می‌رسه رو می‌فروشم.

‫روی مخم نرو.

‫از کجا به دستت می‌رسه؟ حرف بزن!

‫گرند پری موزیکال صندلی‌های 432 ام...

‫قراره شروع بشه!

‫وقتی موسیقی شروع شد خواهشا ‫ دور صندلی‌ها بچرخید.

‫وقتی موسیقی متوقف شد فورا بشینید.

‫ولی تعداد صندلی‌ها یکی کمتر از جمعیته.

‫آخرین نفری که باقی بمونه پیروز می‌شه!

‫برنده جایزه‌ی نفیسی می‌شه.

‫خیلی‌خب، شروع کنیم!

‫وای!

‫یه مدیر از گروه کانشیرو اخراج شد!

‫آخرین نفر کی خواهد بود؟

‫دور بعدی رو شروع کنیم!

‫طراح لباس اخراجه!

‫دور بعدی رو شروع کنیم!

‫آخ!

‫رئیس گروه مواد اخراج شد!

‫دور بعدی رو شروع کنیم!

‫پس تو برنده شدی؟

‫- شدم. ‫- که این‌طور.

‫آفرین.

‫شکست...

‫جایزه‌ای که واسش زندگیم رو به خطر انداختم.

‫می‌خوای چیکار کنی حرومزاده؟

‫هی! تو که کاری نکردی، کردی؟

‫- خب... ‫- جواب بده!

‫- جواب بده! ‫- خب...

‫به توزیع‌کننده بگو که دوباره ‫ می‌خریم و بگو محصولاتش رو بیاره.

‫- این سری خودم معامله رو انجام می‌دم. ‫- بله قربان.

‫- فهمیدی؟ ‫- بله قربان.

‫- می‌خوای چیکارش بکنی؟ ‫- می‌خوای چیکارش بکنی؟

‫- گور پدرت! ‫- گور پدرت!

‫- درستش کن احمق! ‫- درستش کن احمق!

‫کچلت می‌کنم حرومزاده!

‫مجبورم نکن چیزی که معلومه رو بگم حرومزاده!

‫تن لش کچلت رو ببر و درستش کن!

‫- چی! چیکار می‌کنی! ‫- واقعا متاسفم قربان.

‫بچسبونش! گفتم بچسبونش!

‫- از اون سمته! ‫- مجبورم نکن چیزی که معلومه رو بگم احمق!

‫- درست نیست احمق! ‫- احمق!

‫اینطوری دراز کشیده احمق!

‫داری بدترش می‌کنی!

‫دیگه بیشتر شکست!

‫چرا زنگ نمی‌زنی به یارو؟

‫- آهان، باشه. ‫- احمق!

‫چیکار می‌کنی حرومزاده!

‫زندگیم رو واسه این ‫به خطر انداختم حروزاده!

‫معلومه، برنده شده، احمق!

‫احمق، بازی صندلی و موسیقی رو برنده شدم... ‫بهش دست نزن حرومزاده!

‫- هی! ‫- نذارش زمین احمق!

‫- زنگ هم بزن حرومزاده. ‫- می‌ذاریش زمین یا برمی‌داریش؟

‫- گرفتیش؟ ‫- تصمیم کوفتیت رو بگیر!

‫- یه غلطی بکن! ‫- گوشی احمق!

‫به جلو خم شده احمق!

‫چیکار می‌کنی احمق!

‫نفهم!

‫- داره می‌افته. ‫- داری دوباره می‌شکنیش احمق!

‫- ای... ‫- چیکار می‌کنی حرومزاده!

‫هی، چراغ‌ها رو خاموش کن.

‫چیزی نمی‌بینم. احتیاط کن.

‫آهای؟ آهای؟

‫- تف توش! ‫- آخ!

‫داد نزن حرومی!

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫خیلی‌خب بریم.

‫ایست! پلیس!

‫دست‌ها بالا!

‫وایسا!

‫مقاومت نکنین!

‫مُرده.

‫خب حالا چیکار کنیم؟

‫هی، ببرشون!

‫راه بیفت!

‫زود!

‫وای... هان؟ چه خبره؟

‫هی! بهمون خیانت کردی نه؟

‫تازه فهمیدی؟ همه باور کرده بودین.

‫هی کانشیرو! چه خبره؟

‫چطور گول این‌ها رو خوردی حرومی؟

‫ببخشید، ولی مگه تومیتاسان نبود ‫ که استخدامش کرد؟

‫هی، هی، هی، یه لحظه صبر کن. ‫یه مشکلی هست.

‫- چه مشکلی؟ ‫- کانشیرو.

‫تومیتا زیردست تو نیست؟ ‫چرا انقدر طاقچه‌بالا می‌ذاری؟

‫مشکلش چیه؟ بد نیست آدم یکم مودب باشه.

‫- آهان فهمیدم. پس این رو ببین. ‫- این چیه؟

‫ببین. عکس شماهاست.

‫- نقش‌ها برعکس شده. ‫- اینجا چه خبره؟

‫- آره، چه خبره؟ ‫- این...

‫وقتی جایزه رو برنده شد من شکستمش، ‫واسه همین برداشتمش.

‫- عصبانی شده بود. ‫- جایزه توی عکس نیست.

‫- من دیدمش. ‫- اگه دیدی پس باید بدونی احمق.

‫کانشیرو.

‫شویچی کانشیرو، ظاهرا...

‫تو درواقع زیردست تومیتا هستی.

‫یعنی چی... هی تومیتا. یه چیزی بگو.

‫چی؟

‫- خیلی شروری. ‫- آره هستیم.

‫اسمت تاکشی تومیتاست دیگه؟ ‫«تاکشی» با کانجی «مو» نوشته می‌شه؟

‫همون «مو» که توی «منسیوس» هست.

‫پس شروعش ام هست.

‫آره، الان منطقی شد.

‫کسی که دستورات قتل رو به ‫تاکاهاشی می‌داد تومیتا بود.

‫تو بودی.

‫هی، هی، یه لحظه وایسا. ‫منظورت آقای امه؟

‫- هنوز مشغول اون تحقیقاتین؟ ‫- آره هستیم.

‫- واسه این از من استفاده کردین؟ ‫- می‌خواستیم بدونیم ام کیه.

‫- ای حیله‌گرهای حرومزاده. ‫- واقعا حیله‌گرین.

‫معلومه که حیله‌گریم.

‫خودتون ضرر کردین که به پلیس اعتماد کردین.

‫- یه چیزی بگو کانشیرو! ‫- واقعا خیلی مکارین!

‫- یعنی چی؟ الان من بازداشتم؟ ‫- بله.

‫احمق.

‫- بهم نگو احمق، حرومزاده! ‫- احمق.

‫- همه احمقین. ‫- هی تومیتا!

‫هی! یه چیزی بگو لعنتی!

‫- مو. ‫- موشی. واسمون جیر جیر می‌کنی.

‫جیر جیر.

‫[مشتقی از اسپین‌آف]

‫ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.