All language subtitles for Pod.Prikritie.S02E07.WEB-[iMovie-DL]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫اگه فقط چند ماه وقت داشتی تا زندگی کنی، خودت چه کار می‌کردی؟

‫من به بانک تو مازفومه حمله می‌کردم

‫-"کوکز" میگه بیشتر از دو میلیون یوروه ‫-مزخرفه

‫فقط ما دوتا هستیم

‫"از آنا ندلچوا فاصله بگیر"

باید بهم میگفتی پول رو پرداخت نکردی ببخشید

‫منظوری نداشتم. متاسفم.

‫واسه کی کار می‌کنی؟

‫این آزمایش غیر قانونیه

‫اگه لازم باشه، ما به صورت قانونی انجامش میدیم...

‫هنوز دلت میخواد از کمپین انتخاباتی من حمایت کنی؟

‫-این چیه؟ ‫-اینا سوالاتیه که از می‌پرسی

‫و در سمت دیگه پاسخ‌ها

‫میخوام "دجارو" و اراذل و اوباشش رو دستیگر کنم

‫فردا ما به هایپرتکنو حمله می‌کنیم

‫در رو باز کن

‫در رو باز کن

‫بیا بریم

‫iMovie-DL تیــــم ترجـــمه ‫با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند ‫www.iMovie-DL.Co

Punisher ترجمه از آرمین

کانال تلگرام @Punisher_Sub

‫من کسی نیستم که تو فکر می‌کنی

‫ازت میخوام باهام بیایی

‫الان نمی‌تونم برم

‫من پولم رو میخوام

‫این روزنامه پولش رو میده

‫و یه چیز دیگه

‫اینجا چی می‌بینی؟

‫۱۰۰ یورو

‫روکوکو: باروک … و من تجارتی رو می‌بینم که از این درها عبور می‌کنه.

‫از کجا عبور میکنه؟

‫اول مارتین یه کت و شلوار مناسب بخر

‫من احتیاجی به کمک این ندارم.

‫می‌دونم.لباس‌ها زیبا مارو به درها اروپا میرسونه

‫فکر می‌کردم این معامله مهمه

‫آره،واسه همین به مارتین میدمش

‫زخمت چطوره؟

‫چیزی نیس

‫تو شبیه کسی هستی پول معاملات کریسمس رو میدزده

‫من باید چیکار کنم؟

‫"تیشی"؟

‫می‌دونی اگه پونصد یورو تو جیبت داشته باشی و "چاک نوریس هم پونصد ‫یورو تو جیشش داشته باشه.اون ازت بیشتر پول داره

‫چرا؟

‫چون اون چاک نوریسه

‫"دیپلم"

‫آماده‌این؟

هیر واقعا سفارش خاصیه

‫"جاز و آهنگ پاپ"

‫-چیکار میکنین؟ ‫-کاسبی

‫خیلی پیچیده‌اس،چطوری همه چی یادته؟

‫چه خبر؟

‫-تو رئیس جدید داری ‫-چی؟

‫"مارتین" مسئول کارهای هنریه

‫آره "دجارو" در مورد ون زرهی میدونه

‫-پدر سوخته ‫-با دو و نیم میلیون یورو

‫الان چیکار می‌کنیم؟

‫دجارو می‌دونه که...

‫می‌دونه که از غریبه‌ها استفاده کردم

‫و در نهایت تاوان کارت؟

‫تاوان شو قبلا دادم.تموم شد

‫اون کیه؟

‫"ریکاردو مندز"

‫توریستی از اسپانیا،دیروز وارد کشور شده بود

‫یه آپارتمان تو شهر اجاره کرده

‫-جرمش دوری کردن از هتل‌هاست؟ ‫-نه،ولی پر کردن یک کیسه با یورو تقلبی و تلاش برای ترک کشور قطعا

‫با توجه به خدمات بازرسی نهایی،اون فقط یه عروسک خیمه شب بازیه

‫بازیکن واقعی کیه؟

‫آمریکایی‌ها در این باره سکوت می‌کنن.

‫ولی انتظار پشتیبانی کامل ما رو دارن

‫ارباب مندز تنها نمیمونه

‫منظورت چیه؟

‫یه دستیار داره که به زودی وارد کشور میشه

‫حدس میزنن قراره با دجارو معامله کنه

‫"تودجاور"؟باشه پس معامله مواده یا اخاذیه

‫باید چک کنم

‫موافقم

‫اوه، یه چیز دیگه هم هس. پلیس صوفیا با پرونده‌ای در مورد ولادیمیر یوکووا دچار مشکل شده‌. ببین می‌تونی بهشون کمک کنی

‫این مامور مالیات بوده، درسته؟ اون هنوز غیبش زده؟

‫بیست روزه.هیچ تماس تلفنی و درخواست باجی در کار نیس

‫پلیس منو تحت فشار قرار میده تا یه کاری بکنم

‫بعد از ۲۰ روز، یکم دیر شده؟

‫دجارو داره ترتیب یه معامله با یورو تقلبی رو میده

‫تو چیزی در این مورد می دونی؟

‫یه نفر اطلاعات غلطی بهت داده

‫کسی که بهم در این مورد گزارش داده سازمان بازرسی نهایه

‫چیزی نمی‌دونم

‫باشه،بررسی کن

‫این دفعه میخوام سر بزنگا بگیرمش

‫و بذار حقیقت رو بهت بگم،گمون نکنم دجارو شخصا به اونجا بره!

‫دوباره می‌پرسم: چیزی در این باره می‌دونی؟

‫حرفمو باور نمی‌کنی؟

‫خب … حرفت رو باور می‌کنم

‫همکاریم

‫با سانی حرف زدی؟

‫وقتی آماده باشه تورو می‌ببینه

‫تو هیچ جا نمیری

‫میخوام برم خونه

‫اینجا خونته

‫قبول ندارم

‫تورو هم نمی‌تونم قبول کنم

‫حداقل چیزی که من دیدم

‫آدما مسلح...

‫نزدیک بود جلو چشم من بمیری.

‫-مامان بهم گوش بده ‫- من نمیتونم هیچ جایی برم

‫نجات زندگی...بدترین مسلئه اینکه مردم در حال مردن باشن و من نمی‌تونم قبول کنم فردا توام بمیری...

‫گوش کن ببین چی میگم.

‫تو باید اینجا بمونی

‫-از کی قایم شدی؟ ‫-من از دست کسی قایم نشدم

‫بیا این مشکل رو حل کنیم. لطفا مسئله جدید درس نکنیم، لطفا

‫به خاطر تو می‌ترسم

‫نترس

‫شنیدی چی گفتم؟

‫خب...خب...

‫هنوزم به شرکت "تودجارو" علاقه داری؟

الیته استیس

به نظرم اسم خوبی نیس

‫سهامی به ارزش ۴۰۰ میلیون

‫۹۸ امتیاز به ازای هر سهم

‫باید بیشتر بخریم؟

‫حالا چه درصدی رو نگه میداری؟

‫25 درصد

‫من 51 درصد میخوام

‫خیلی گرونه میشه ها

‫با وام بانکی کار کن

‫کار سختیه. تودوجارو 68 درصد سهامداران رو کنترل میکنه

‫و بقیه هفتا؟

‫بقیه بین هویت ها خصوصی تقسیم شده

‫پس اونارو فراموش کن

‫بعدش چی؟

‫چهره تودجارو بهشون نشون میدیم و بعد می‌ببینم چی میشه

‫ما با دادستان صحبت کردیم...

‫تو دختر نیستی … ولی بهت یه پیشنهاد می‌کنم

‫بهم بگو کی دستور حمله به ژلوو رو صادر کرد و ما بهت یه حکم سبک ‫میدیم

‫من از هیچ اطلاعی از ژلوو ندارم.

‫ولی تست دی ان ای تو اینو باهات موافق نیس

‫ویدئو از دوربین تو منطقه هم پخش نمی‌شه.

‫آه،گوشی تو فراموش نکن...

‫سیم کارت نشون میده که تو منطقه بودی وقتی که اونا کشتنش

‫من به پلیس و دادستان‌ها اعتماد ندارم

‫به قاضی اعتماد داری؟

‫می‌دونی که قضات دادگاه عالی خیلی جاه‌طلبن

‫بهت 20 سال حبس میدن

‫حالا حرفمو باور می‌کنی؟

‫کی دستور حمله به "ژلوو" رو داده؟

‫من نکشتمش

‫ولی...

‫من یه چیزایی در مورد مامور مالیات که ناپدید شده میدونم...

‫ولادیمر یوکوا؟

‫با ماشین رانندگی می‌کردم

‫الان کجاست؟

‫بهم چی میدی؟

‫بیشتر میخوای؟

‫- به کندن ادمه بدین مراقب باشین ‫-اون حرومزاده داشت راس میگفت

‫خوشحالی؟

‫برای حکم حفاظت از شاهدین باید حداقل ۱۰ امتیاز دیگه داشته باشی

‫چرا؟

‫چرا نمی دونم کی از تو محافظت کنه

‫از دراگون

‫اون توی ماشین بود و اون دختره رو توی صندوق عقب گذاشت

‫دراگون تو مجارستانه؟

‫تا اونجا که من می‌دونم دارگون تو "استودینت سیتیه"،

‫بهتره باهام شوخی نکنی....

‫بیشتر از یه هفته‌اس که می‌گذره.

‫با این موضوع سر و کله نمیزنم

‫داوطلب ها؟

‫هفته پیش خون دادم

‫اقدام قانونی کنین

‫مادر لعنتیت یه جنده بود

‫برو،برو

‫مامانت یه جنده بود

‫-بلندتر ‫-مادرجنده تو گاییدم

‫گفتم بلندتر

‫بلندتر،بیشتر

‫مادرتو گاییدم جنده

‫آفرین

‫دراگون خودشو دستگیر کرده

‫-دس بندا قشنگی داری ‫-لعنت بهت.اونارو به دستات میزنم

‫-تو این کار رو با من می‌کنی، ها؟ ‫-آره با تو

‫تو چی گفتی؟

‫دادگاه " کچاگو" رو گناه کار شناخت

‫-نه ‫-آره

‫نه، تو بهم نگفتی که شخصا پرونده کچاگو رو دنبال میکنی؟

‫-ببخشید ‫-نه...فکر میکنی همین کافیه

‫سرم داد نزن،

‫. دهن کیریت رو ببند،افتاد؟

‫مفهومه؟

‫میخوام کچاگو فورا بیاد بیرون

‫کار آسونی نیس

‫-آسونه ‫-نه،درک نمی‌کنی

‫آسونه،آسونه

‫تو یه وکیل عالی هستی؟

‫ملکه وکلا؟

‫نتیجه چی شد؟

‫تو هیچی نیستی

‫چون الان اون وحشت می کنه و همه چیو لو میده

‫لعنت به من این عالیه

‫پوپوو نمیتونه منو به خاطر هر چیزی بگیره.

‫یه قاضی میشناسم

‫"اولک کارف"

‫تو دادگاه بعدی برنده میشیم

‫مهم نی کیه

‫اگه نمی‌تونی این کار رو بکنی، بهم خبر بده.

‫کسی رو گیر بیارم که میتونه

‫درد داره؟

‫چرا با دجارو بودی؟

‫باهاش احساس امنیت می‌کردم.

‫خیلی مسخره‌اس؟

‫لحظات خوبی داشتیم... هر چند خیلی کم

‫حالا تاوانش رو میدی

‫دوسش داشتی؟

‫یادم نمیاد.

‫فکر کردی چطوری فرار میکنی؟

‫امیدوار بودم یکی اونو بکشه

‫من ترسناکم ها؟

‫نه

‫متفاوتی

‫آماده‌ایی

‫جبرانش میکنم

‫اگه بهم بگی کی این کار رو بهت داده مثل برف پرونده‌ات تمیز میشه

‫یه مرد مرده چقد تمیزه؟

‫میگی تو باید بقیه کسایی رو باهات بودن رو بکشی...

‫به هرحال اونا مردن

‫شغل من این بود که"پلامن اسومو" رو استخدام کنم

‫سوما؟

‫بله

‫کار سختی نبود.

‫دجارو توسط سه سهام دار الیته استیته رو نگه میداره

‫بذار بشنویم

‫-اولین کسی که گفت … ‫-من علاقه‌ای ندارم اونا چی میگن

‫اولین تجارتشون یه کارخونه بتنه

‫این شرکت خوب پیش میره و هیچ دلیلی برای فروش وجود نداره

‫دومی؟

‫پشتش یه شرکت سرمایه‌گذاریه

‫پس میتونی یه کم از همه چیز بخری؟

‫یا اینکه،همه سه تاش رو بخر

‫سومی؟

‫"استانیمیر ملتو"

‫اون چی داره؟

‫۲۴۰ تا آپارتمان ساخته،ولی فقط ۱۰تا ازشون رو فروخته و ساختمونا برق نداره

‫باهاش حرف بزن من با بانک صحبت می‌کنم

‫-آقای ملتو؟ ‫-ونتس،بهت نگفتم یواشکی منو صدا نزن؟

‫این واسه شما.با پیک اومد

‫اوه،ممنون

‫بله؟

‫ملتو یه هفته وقت داری

‫آره،من الان ۱۶ تاشو فروختم آماده‌ام

‫لعنتی

‫سلام بفرمایین بشینین

‫به نظر میاد تو مشکلاتی داری؟

‫رقابت حسود خودت که می دونی.

‫نه نمی‌دونم.

‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫من یه مشتری دارم که به سهام شما در بخش الیته استیته علاقه منده

‫سهام من؟

‫نمی‌فروشم

‫واقعا؟

‫مهم نیس،ولی چقدر میخواین؟

‫همه سهام‌ات

‫این پیشنهاد برای کلش بسته شده‌

‫خب، فکر می‌کنم همه چیز تموم بشه و برگرده پیش خودت

‫الان یا هیچوقت

‫اگه الان بفروشم و تصمیم به خرید مجدد بگیرم،امکانش هس؟

‫بازار سهامه، امروز می‌فروشی فردا میخری

‫می‌تونیم مذاکره کنیم

‫چه خبر

‫آه، بله. ما یه قرار ملاقات داشتیم

‫خب … این همونه

‫چی شده؟

‫اینجا تمرین کنین

‫اینجا؟

‫چرا که نه؟ سقف داره، کف، دیوارها. برای تمرین کامله.

‫آره، بیایین میز رو جا به جا کنیم و شروع کنیم.

‫خب به تمرین خودتون نظم بدین

‫وقتی که تعطیل شد تمرین می‌کنیم

‫و ما باید چی کار کنیم؟

‫خوب برقصین

‫سلام...

‫-سلام "پیلتیس. واسه نیم ساعت یه مشتری تو هتل بویانا داری ‫-الان؟یه نفر دیگه نمی‌تونه اینکارو بکنه؟

‫اون تورو خواسته

‫ببخشید دخترا ولی من باید برم

‫الان؟

‫من باید چند تا از مدارک رو بردارم

‫خب دخترها، حالا شروع میشه

‫ساعت چنده؟

‫چرا؟

‫"زوری" خونه نیومده

‫اون امروز تمرین میکنه

‫چه تمرینی؟

‫فراموش کردی؟

‫میدونی تلفنم کجاست؟

‫نه.

‫از مال تو استفاده می‌کنم

‫چطوری با این منو کار میکنه؟

‫می خوای قصه پلیس و تلفن رو برات تعریف کنم؟

‫"امروز خیلی بهم خوش گذشت.بیا دوباره همو ببینیم"

‫می خوای در مورد پلیس و اون بلوند بهت بگم؟

‫چه خبر مامان؟

‫مامانت نیست

‫کجایی؟

‫سر تمرین، به زودی تمام میشه.

‫نیم ساعت دیگه خونه باشی

‫چی گفت؟

‫داره میاد

‫موضوع چیه؟

‫چیه؟

‫جوک رو بهم بگو

‫فراموشش کردم

‫چهار میلیون می‌خواهی؟

‫300,000

‫من بهت شش میلیون و پونصد هزار یورو دادم...

‫و منم از دس دادم،پس به عنوان شرکا گیر افتادیم

‫میرونو،ما تو دوران جالبی زندگی می‌کنیم...واسه همین ‫نمی‌خوام ریسک کنم

‫حق نداری … وام خودت رو به ارزش سهام واریز کنی

‫این معامله‌اس؟

‫فکر کنم یه کم زیاده‌روی کردم

‫نگران نباش الیته استیس تو ده تا شرکت برتره

‫به 100 لو برای سهامدارا رسید...

‫بشین و موافقم

‫و اگه سهام به ۵۰ لو سقوط کنه من همشون رو می‌فروشم

‫فکر نمی‌کنم این اتفاق بی افته …

‫معامله میکنم...

‫"اسناد تسلیم"

‫استراوس استاندارد، مهندسی مولتیفین، استراوس لنتل، گروه آمدز

‫بیا داخل

‫-نامه داری ‫-به برنامه ویل دعوت شدین؟ (برنامه تلویزیونی بلغاری)

‫اسم شرکت "ژلوو" چی بود؟

‫جی جی کونستل

‫به اسم همسرش بود

‫و به دجارو توصیه کرد که از مرز عبور کنه؟

‫دجارو هیچوقت شخصا اینکارو نمیکنه

‫ولی اینطوری به نظر میرسه

‫گروه آمادز هیچ معنی واست نداره؟

‫نه، چرا؟

‫اونا یه مزایده گذاشتن و بعد یهو کنار کشیدن

‫میتونم اونا رو کنترل کنم

‫بله … لطفا …

‫آه، این کوین اندرسونه. دستیار مندز، چند ساعت پیش تو صوفیه بود.

‫وزارت امور خارجه دو گروه برای مراقبت ازش اختصاص داده‌

‫باهاش ارتباط برقرار نکن

‫-این لعنتی چیه؟ ‫- حالا لباسا منو میگردی؟

‫میخوام لباسا رو بشورم

‫این ماله من نیس

‫آره،باید ماله یکی از بچه ها باشه

‫ببین، عزیزم، بدون این آشغال. نمیتونم مراقب تو باشم باشه؟

‫بیا اینجا.

‫ببین!

‫چرا می‌خوای همه چیز رو خراب کنی؟

‫هیچی رو خراب نمی‌کنم

‫یکی از اونارو رو به آدریانا فرانچسکا بده و هر کاری که دلت خواست بکن.

‫یه زن میتونه این چیزا رو حس کنه، لعنتی فورا متوجه میشه که جعلیه

‫هی هیر، اون حقیقت رو می دونه

‫به نظر من اون هیچ امیدی نداره. اون هیچ شانسی نداره

‫هی، نماد سکس، برو نگران مشکلات خودت باش

‫علاوه بر این، مطالب ژنتیکی من الهیه

‫چی میگی تیشی؟

‫ولی اون نمیدونه،ها؟

‫من در مورد آدریانا نمی‌دونم، ولی اینا واسه پلیس ترافیک عالیه

‫اون شب حتی متوجه نمیشه

‫-کوکز کجاست؟ چقدر طول میکشه؟ ‫-آره

‫واسه یه‌بارام که زود اومدم،

‫آیوو، هیچ‌کس نمی تونه جای اون رو بگیره

‫این تصمیمه که دجارو گرفته

‫پشت پا نخوری

‫زود باشین آماده‌ایم

‫پدر؟

‫یه دقیقه وقت داری؟

‫آره

‫می‌خواهم یه مراسم تدفین رو ترتیب بدم.

‫واسه یه آشنا؟

‫خودم؟

‫مراسم تدفین خودتون؟

‫من میخوام....

‫وقتی دنیا رو ترک کردم … از این کلیسا

‫این که مشکلی نداره؟

‫می خوام گروه کر آواز بخونن.

‫همه شمع‌ها خاموش بشن

‫می خوام وقتی زمانش برسه که تو بخونی

‫و به جای شراب، ویسکی بریزی

‫زنم بهت یه بطری میده...

‫چرا عجله داری؟

‫پدر من مرد گناهکاری هستم

‫تو زندگی من … من فقط احساس بدی دارم

‫من مردم رو کشتم پدرم

‫من رفیقامو کشتم پدر

‫زندگیمو انتخاب کردم

‫لایقتشو دارم

‫فرار نمی‌کنم

‫هیچکی فرار نمیکنه

‫ولی فقط خداوند تصمیم می‌گیره چه کسی و کی باید بره

‫خدا؟

‫خدا یه پیغام برام فرستاد، پدر.

‫یه تومور توی مغزم دارم

‫دو هفته از عمرم باقی مونده

‫مطمئنی؟

‫مطمئنم

‫خداوند در کتاب مقدس میگه...جایی زندگی هست،امید وجود داره

‫راجع به مراسم تدفین...

‫من اینجام

‫من در مورد مامور مالیات شنیدم

‫حیف که این پرونده خیلی طول کشید

‫این بار دست‌کم ما یه مجرم داریم

‫از وزارت خارجه شنیدی؟

‫آقای "مندز" دو بار آپارتمان رو ترک کرده

‫-و دستیارش چی؟ ‫-اندرسون؟

‫اونا همدیگه رو ندیدن

‫شب رو تو هتل گذرونده

‫امروز صبح بیرون رفت

‫کجا رفت؟

‫به مرکز خرید تو "تسیگردسکو" رفته. بیست دقیقه همونجا مونده

‫این تراکنش چه زمانیه؟

‫اندرسون یک بلیط برای فردا شب ساعت ۸ برای وین داره

‫-با مردم محلی ارتباط برقرار کرده‌؟ ‫-هنوز نه

‫پس ما نمی‌دونیم چه چیزی از کیک بیرون میاد

‫نشیو...

‫افرادت رو آماده کن

‫ظاهرا این معامله ظرف چند ساعت انجام شده

‫قاضی کارو؟

‫خودکار مورد علاقه‌ام افتاد، که اجازه داد اون پاهای زیبا رو ببینم.

‫خیلی وقته که ندیدمت.

‫روبا چرا میاد پیش شکارچی؟

‫شکارچی در تعقیب هدف اشتباه‌اس

‫حالا ببینیم چی می خوای.

‫ما باید به یه نفر کمک کنیم

‫فقط یه حساب بانکی لازم دارم

‫این بهترین چیزیه که بهم میدی و من زندگی تورو آسون می‌کنم …

‫برای من که از بی‌حوصلگی بمیرم

‫نه

‫دیپلمات کچاگو. ممکنه نفر بعدی باشه که ازت تو دادگاه درخواست فرجام میکنه

‫شنیدی که پرونده‌های دادگاه توسط یه کامپیوتر توزیع میشه‌؟

‫و کامپیوترها توسط آدما مدیریت میشه

‫بذار توی محیط آشنا حرف بزنیم

‫من عادت ندارم که قبول کنم.

‫منم همینطور

‫وسوسه شدم که دوباره خودکارم رو بندازم

‫تو سن و سال تو؟ برای سلامتیت خوب نیست.

‫تبریک میگم

‫فروخت؟

‫نه

‫پس چه فکر می‌کنی؟ چی؟

‫اون یه گزینه برای باز خرید سهام میخواد

‫تا اون موقع، میخواد دارایی‌های شرکت رو مدیریت کنه

‫دقیقا کاری که من می‌کردم

‫خیلی خب، فردا تجهیزات رو میاریم و شروع به حفاری می‌کنیم

‫بله، و تو ترتیب این تشریفات رو میدی...

‫-بیا بیا،اگه پول دور بریزیم،هیچ‌کس به هیچ کدوم از اونا نمیرسه. ‫-من قبلا واتر پلو بازی میکردم.تو گرفتن با هر دوتا دستم کارم خوبه

‫واترپولو

‫آقایون!

‫مالتو کجاست؟

‫تا جایی که من فهمیدم...

‫مرده؟

‫. نه، اون سهام خودش رو فروخته ‫-چی؟

‫سهامش رو فروخته؟

‫اون تصمیم گرفته که گروه ما رو ترک کنه؟

‫پس رفته قایم شده

‫کدوم آدم عادی سهام خودش رو بدون پرسیدن از من می فروشه؟

‫شنیده‌ام که به خاطر اون ساختمان بدهکاره

‫می‌دونی کی سهمش رو خریده …؟

‫مشکل اینکه بیشتر از یه نفره …

‫فراموشش کن.

‫تونو...

‫فردا یه مقاله تو روزنامه شما می‌خوام.

‫میخوام دو سه تا وکیل بگیری.باشه؟

‫شب بخیر

‫شب بخیر

‫از اینجا منظره قشنگی داره، نه …

‫شانس آوردی که هوا خوبه …

‫بله، حتما.

‫شراب خوبیه!

‫خوش میگذره؟

‫آره،شروع عالی واسه تجارته

‫به سلامتی

‫امیدوارم همه چیز خوب پیش بره

‫-حتما ‫-امیدوارم دوستم باشیم

‫به سلامتی

‫آندرسون وارد شد

‫حالا ببینیم کی آثار هنری رو داره

‫ما حرکت داریم

‫اونا کین؟

‫نظافت چی ها

‫باید قبل از این تمیز شده بود.

‫ صبر می‌کنیم.

‫میخوام مطمئن بشم که معامله اینجا انجام میشه

‫بیا پول رو ببینیم

‫ دوباره؟

‫چی؟

‫می‌خوای اول پول رو ببینی

‫کوکز،میدونی زبون رو؟

‫نه، اما من فیلم‌های زیادی با بازی چاک نوریس می‌بینم.

‫به چی نگاه می‌کنی،مگه اون میدونه اونا جعلیه؟

‫چیز خنده داری هس؟

‫آره؟

‫همه چیز مرتبه

‫خوبه

‫همه چیز مرتبه

‫گوش میدم

‫سلام مارتین همه چیز روبه‌راهه

‫خوبه

‫عالیه

‫اندرسون 15 دقیقه‌اس که اونجاست

‫روشنه

‫برین بچه ها برین

‫خیلی خوبه

‫و منتظر چه کوفتی هستی؟

‫چیز بیشتری؟

‫همه اینجا حرفه‌ایی هستن،رفیق

‫اوه واقعا؟

‫صبر کنین

‫کوکز،چی آزارت میده؟

‫لعنت به این عوضی‌ها

‫پلیس، بخوابین رو زمین

‫پول رو بردار و برو

‫اسلحه‌ات رو بده بهم... آهن رو بده بهم

‫کوکز تو یه تخت خوشگل بیمارستان نمیمیره

‫این یونیفورما خوشگلتون کجا پوشیدین؟

‫بزدلا!

‫حالا دیگه کوکز پدرتون در میاره

‫لعنتی

‫و پول؟

‫منتظر یه مهمونی دیگه باش

‫-برنامه ها تغییر میکنه ‫- چی تغییر کرد؟

‫.باید پول رو جمع کنی

‫چی شده؟

‫-نمی‌دونم ‫-اوه خدای من

‫موسسات الیته استیس با ورشکستگی رو به رو هستن ‫مزخرفه

‫این همون شرکتی نبود که ما تازه خریده بودیم.

‫شایعات رو باور نکن.

‫شایعات روی صفحه اول روزنامه پخش میشه؟

‫این همه ضمانت کجاست؟ سهام من ۲۰ درصد سقوط کرد

‫این کار خودته که ضمانت بانک رو بدست بیاری

‫-لازم نیست که اشاره کنم 200 لو... ‫-ما در مورد یه فرصت واقعی حرف نمی‌زدیم

‫-پس داری ازم اخاذی می‌کنی؟ ‫-بگو چی میخوای

‫-ولی اگه سهام به پایین تر از 50 لو سقوط کنه... ‫-میدونم.میفروشی

‫-همیشه همینطوره ‫-ما اندرسون و دستیارش رو دستگیر کردیم

‫آره ولی رفقایه بلغاریشون رو گم کردیم...

‫-و همینطور پول رو... ‫-ببین اینجا چی داریم

‫- بازداشت شدن؟ ‫-اونا فقط شام خوردن. جرمی در کار نیس

‫اونا کین؟

‫احتمالا افراد تدوجارو

‫من قبلا اونو ندیده بودم.

‫ظاهرا بازیکانا جدیدن

‫اونارو میگیرم

‫نشیو...

‫خیلی خوبه

‫-میشه منتظر من بمونی؟ ‫-نه، عجله دارم

‫واسه منه؟

‫نگه داشتن اونا با خودته

‫قاضی رو گرفتین؟

‫-واسه کچاگو؟ ‫-آره

‫هنوز نه

‫خب، فقط باید یه کم بیشتر تلاش کنی، مگه نه؟

‫خداحافظ

‫قاضی کارو،بویانا هستم

‫باید هم دیگه رو ببینیم

‫در عرض یه ساعت خوبه

‫خیلی چیزها درباره تو شنیده‌ام …

‫و همشون درسته...

‫الان خوشحالی؟

‫وقتی پنجاه هزار لو رو بذاری...

‫و منم چیزهای زیادی در مورد شما شنیده‌ام و همشونم درسته

‫ممکنه بدتر از این باشه

‫. واسه تو چه اهمیتی داره، "مندز" پول رو برداشت

‫و ما مال خودمون رو داریم … اما خیلی نزدیک بود

‫پلیس‌ها دنبال ما بودن

‫میدونم

‫کوکز بهم گفت

‫نمی‌دونم چی شد

‫چی شد...

‫-همه چی خوب تموم میشه ‫-فقط آیوو با ما نبود

‫منم نبودم

‫آیوو ممکنه خیلی چیزا باشه ولی اون یه خائن نیست

‫یه چیزی برات دارم

‫بهت گفتم که هدیه نمیخوام

‫این فرق داره.

‫ماگنولیا؟

‫این نمیتونه برگرده

‫میرم ببینمش

‫یه روز که همه چی تموم بشه...

‫مراقب باش

‫اینجایی دکتر؟

‫سلام

‫می دونی این چیه؟

‫-داشتم دنبال تو می‌گشتم ولی تو آدرس اشتباهی دادی ‫-تو تشخیص اشتباه رو به من دادی، عوضی

‫-برچسب رادیوگرافی اشتباه نوشته شده بود، ما می‌خواستیم بهت بگیم... ‫- من سرگیجه دارم

‫یه احمقم که میتونم تا ۱۰۰ سال دیگه زنده بمونم

‫-صبر کن ‫-منتظر چی هستی؟

‫حالا می‌خوای روی سرت کار کنی یا قرار ملاقاتی داشته باشی؟

‫-صبر کن، واست جبران می‌کنیم ‫- چطوری واسم جبران می‌کنی؟

‫چطوری می‌تونی واسه من جبران کنی، من هزار بار در روز میمردم؟چطوری/

‫-مالک اینجا کیه؟ ‫-من و دوتا همکارام

‫پس درمانگاه سقوط می‌کنه

‫-فردا همه سهام تو به من منتقل میکنی یا اینکه میفرستمت به ورلندوستی... ‫-ولی صبرکن،چطور...

‫راه دیگه ای نیس

‫از فردا این کلینیک فقط ممه داره

‫ارزش سهام به زیر 50 لو سقوط کرد،واسه همین الان همه سهامشون رو می‌فروشن

‫حتی بانک

‫تو فکر می‌کنی نمی دونم

‫ده میلیون از دس دادم

‫مهم نیس

‫پول برمیگرده

‫پس حالا من می خوام یه زن رو بررسی کنم

با جزئیات دقیقه به دقیقه

‫بله؟

‫-بانک سهام رو45 لو برای فروش گذاشته ‫-همشون رو بخرین

‫فردا دوباره ارزشش بالا میره

‫بهت گفتم ماشین آلات ساختمون رسیده؟

‫آره

‫من بهت گفتم که سهام الیته استیس دوباره بالا رفته؟

‫چیزی که منو خوشحال می‌کنه نتیجه درخواست فرجام کچاگوئه...

‫ترتیبش داده‌شده

‫بله؟ جزئیات را می‌خوام بدونم

‫تو نمیخوای بدونی

‫چرا؟

‫قاضی رو چطوری قانع کردی؟

‫رویاهای خیسش به واقعیت تبدیل شد.

‫میخوای بهم بگی که

‫دیگه هیچوقت اینکارو نکن دیگه هیچوقت!

‫تو هیچی نمیدونی، ها؟

‫اگه بهت بگم، معامله رو خراب می کنه

‫پس حالا فهمیدی چی میگم؟

‫دجارو کاملا بهت اعتماد داره

‫حالا میتونی به راحتی کار کنی

‫و تو کی هستی؟ مجرم حقوق بگیر پلیس؟

‫بحث سر پول نیس

‫این یک غرامته. من ویدئو از این معامله دارم

‫از اماده سازی اسکناس های جعلی...

‫پس واسم بفرستش...

‫و از الان به بعد

‫میخوام تک‌تک مراحل رو بدونم

‫میخوام دجارو رو تو زندان ببینم

تخصصي ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.

Punisher ترجمه از آرمین

کانال تلگرام @Punisher_Sub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.