All language subtitles for GOT.S03E05.BR.480p.Hindi-Eng.x264-KatmovieHD.Pw

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto Download
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد [ TvWorld.info ]

.:: Game of Thrones 3x05 ::. Kissed by the Fire دوشنبه , 9ام اردیبهشت 1392

[ NOjAN ترجمه از ] .:: http://www.TvWorld.info ::.

Resync for 1080p.HDTV.DD5.1.x264-LiPAN by TVKade www.serial.bz

!پروردگارا, نور خود را بر ما بتابان

.خداوند نور, از ما دفاع کن

.حقیقت را به ما نشان بده

.اگر این مرد گناهکار است او را بر زمین بزن

.اگر این شمشیر برحق است, به آن قدرت بده

.خداوند نور, به ما بصیرت بده

...چــون شب تاریک و

.پر از وحشت است..

.چـون شب تاریک و پر از وحشت است

.برگردین

!گناهکار! گناهکار! گناهکار

!گناهکار! گناهکار! گناهکار

!گناهکار! گناهکار! گناهکار

!گناهکار! گناهکار! گناهکار

!بکشش

پروردگارا نور خود را بر این .مرد و خادم خود بتابان

.او را از مرگ و تاریکی بازگردان

.شعله ی او خاموش شده است

.آن را احیاء کن

.چــون شب تاریک و پر از وحشت است

...پروردگارا - !آریا! نــه -

...او را از مرگ و تاریکی بازگردان

!نه

!ولم کنین !ولم کنین

مثل اینکه خدای اینها من رو !بیشتر از پسر قصاب دوست داره

!برو به جهنم

.می ره

!ولی امروز نه

اورل" می گه کلاغ هایی رو دیده که" .روی دیوار گشت می دن

.بهم بگو چی می دونی

.چهار نفر در حال گشت هستن

دو "سازنده" تا آسیب هایی ..که به بنا رسیده رو چک کنن و

.تو رزمنده تا مراقب دشمن باشن

این گشت ها هر چندوقت یکبار اتفاق می افته؟

.بستگی داره

اگر می دونستم به کجای دیوار .می ریم, می تونستم بهتون بگم

دوست داری اینو بدونی؟

.نوزده قلعه از دیوار محافظت می کنن

تو چندتاشون سرباز هست؟

.سه تا

مطمئنی؟

کدوم سه تا؟

.قلعه سیاه

.آره, قلعه سیاه

.همه قلعه سیاه رو می شناسن

دیگه کدوما؟

.نگاهبانی شرق ساحلی

"و "برج سایه

چند نفرشون در قلعه سیاه موندن؟

.هزار نفر - .دروغگو -

بعد از اینکه بکشمت چه بلایی سر عقابت میاد؟

..مثل بادبادکی که نخش رو ببُرن ازت جدا می شه

می میره و روی زمین می افته؟

.جان] دیگه کلاغ نیست]

فقط به این خاطر که تو می خوای یکی .از ما باشه باعث نمی شه قبولش کنیم

.من از تو نمی ترسم

.ازت خوشم میاد, پسر

,ولی اگر به من دروغ بگی

.دل و رودت رو از حلقومت بیرون می کشم

.هزار نفر

.به زودی می فهمیم

.نیاز نیست تو از من محافظت کنی

.البته که نیازه

وقتی "رتل شرت" می خواست گلوت رو ببُره کی جلوش رو گرفت؟

کی پیش "منس" تو رو تائید کرد؟

.به نظر میاد به من یکی بدهکاری

.پسش بده - .خب, دزدیدمش -

ماله منه, اگر می خوایش .بیا پسش بگیر

"ایگریت"

!"ایگریت"

!"ایگریت" !لعنت خدایان

!"ایگریت"

حق با "اورل"ــه؟

هنوز هم کلاغی؟

.وقتشه که خودت رو ثابت کنی

"ایگریت"

.تو یه قسمی خوردی

.ازت می خوام که بشکنیش

.می خوام که من رو ببینی

.تمام من رو

.نباید این کارو بکنیم

.چرا باید این کارو بکنیم

چرا هنوز لباس تنته؟

...تو هیچی نمی دونی, "جان اسـ

..کاری که کردی

...با دهنت

لردها با بانوهاشون تو جنوب [دیوار] این کارو می کنن؟

.نمی دونم

!فقط می خوام از اونجا بوست کنم, همین

.همم

!به نظر میاد خوشت اومده

.آره, یه خورده خوشم اومد

کی بهت این کارو یاد داد؟

.هیچ کس دیگه ای نبوده, فقط تو

!یه خدمتکار

!تو خدمتکار بودی

.من از مردان "نایت واچ" بودم

تو چطور؟ تو خدمتکار بودی؟

چی فکر می کنی؟

کی بود؟ - .یه پسر -

.با برادرانش برای تجارت اومده بود

.اون هم مثل من موهای قرمز داشت .بوسیده شده توسط آتش

...ولی

.ضعیف بود

.مثل تو نبود

.اون اولین بارم بود

.بعدش هم پسری به اسم "تن" بود

,زبان عادی رو نمی تونست صحبت کنه !ولی خدایان!! مثل یه ماموت بود

.آره, ممنونم .فکر کنم به اندازه کافی شنیدم

.بهتره که برگردیم

...تورمند

.هنوز کارم باهات تموم نشده

از آخرین باری که دوش گرفتی چقدر می گذره؟

.بیا برنگردیم

.بیا یه خورده بیشتر اینجا بمونیم

هیچ وقت نمی خوام این "قار رو ترک کنم "جان اسنو

.هیچ وقت

.من طلام رو می خوام

به وضوح توی این نوشته گفته شده که وقتی

.که جنگ تموم بشه کاملا پولت پرداخت می شه

!تف به این .شما چیزی نیستین به جز یه گله دزد

.ما یاغی هستیم .یاغی ها می دزدن

.خوش شانسی که نکشتیمت

!بیا سعیت رو بکن, کماندار

.اون تیرات رو تو کونت فرو می کنم

.نمی تونی بزاری بره, اون قاتله .اون گناهکاره

.در چشمان خداوند گناهکار نیست - .نمی تونی اجازه بدی بره -

.بسه! قضاوت بر عهده ی ما نیست

"بدون درگیری برو, "سندر کلیگن

.کار خدواند نور هنوز با تو تمام نشده

.سواران وارد می شوند

"قاتل شاه"

!بیا پایین

!رو زانوت

.لرد "بولتن" , قاتل شاه رو تقدیمتون می کنم

"بلندش کن, "لاک

!تو یک دست رو از دست دادی

!نه سرورم, دستش اینجاست

این رو ببر - برای پدرش بفرستم؟ -

.زبانت رو نگه دار, وگرنه از دستش می دی

.آزادش کنین, عذر می خوام بانوی من

.الان تحت محافظت من هستین

.ممنونم, لـرد من

.برای مهانانمون مکان مناسبی پیدا کنین

.بعدا صحبت می کنیم

"لرد "بولتن

خبری از پایتخت رسیده؟

نشنیدی؟

.استنیس باراتیون" به مقرِّ پادشاهی حمله کرده"

.با کشتی هاش وارد خلیج "بلک واتر" شده

.با هزاران نفر به دروازه ها هجوم برده

...و خواهرت

چطور بگم؟

...خواهرت

.زنده و سلامته

.نیروهای پدرت در میدان نبرد برتری یافتن

.حال ســر "جیمی" خوب نیست

.پیش "کایبرن" ببرینش

می میرم؟ - .نه -

.عفونت پخش شده

.متاسفانه باید بریده بشه

.امن ترین کار اینه که کل دست رو ببریم

.اونوقت تو هم می میری

.تو استاد نیستی

آویز گردنت کجاست؟

.تو قلعه نظامی ازم گرفتنش

..بعضی از آزمایش هام به نظرشون

!خیلی جاه طلبانه بود

می تونم بالای آرنجت رو نگه دارم .و برش رو از آرنج بزنم

.برای کشتنت به دست راستم نیاز ندارم

...می تونم گوشت فاسد شده رو بردارم و

.عفونت رو با شراب جوشان از بین ببرم - ممم -

.اگر شانس بیارین, کفایت می کنه

.بایستی شیره ی خشخاش بخورین

.شیره ی خشخاش نمی خورم - .این کار دردناکه -

.جیغ می کشم - !درد خیـلـی زیاد -

.بلند جیغ می کشم

.لرد بیلیش

.اعلیحضرت

دوست داشتم بدونم می تونم .ازتون درخواستی بکنم یا نه

.البته, سرورم

.."من متقاعد شدم که خاندان "تایرل

.صلاح و صلحت شاه رو در دل ندارن

درسته, و شما این شک و شبهه ی خودتون رو با لرد "تایوین" در میون گذاشتین؟

.پدرم مرد عمله .بیشتر به حقایق علاقه داره

.من شخصا حقایق رو گاها مانع می بینم

و همچنین به کسانی بیشتر علاقه .داره که به خانوادش کمک بکنن

و در برابر کسانی که بهمون ..کمک می کنن همونقدر سخاوتمنده که

.در برابر کسانی که بهمون کمک نکنن بد رفتاره

.شما رابطه ی کاری خوبی با "تایرل" ها دارین

فکر کردم شاید بخواین قبل از ترک .پایتخت این قضیه رو بررسی کنین

.نهایت سعیم رو می کنم - .ممنونم -

نهایت سعیتون بهتر از موقعی هست که ازتون خواستم "آریا استارک" رو پیدا کنین؟

.بهتون اطمینان می دم که همینطور خواهد بود

!پناه برخدایان, پسر, بسه !توی میکده که نیستیم

.عذر می خوام بانوی من - .نیاز نیست صحبت کنی -

.انجیر هم دارین؟ یه خورده بیار

.همیشه اواسط عصر انجیر می خورم

.به کار کردن شکم کمک می کنه

به چه علت ازم خواستین که اینجا حاضر بشم؟

.ممنونم که به دیدن بنده اومدین, بانوی من

امیدوار بودم بتونیم در مورد چند .مساله ی مالی صحبت کنیم

این همه پله رو بالا اومدم تا در مورد مسائل مالی صحبت کنیم؟

!این عروسی سلطنتیه

بهم گفته شده که شما در برنامه ریزی .عروسی دست دارین

!طبیعتا

.پس قراره همکاری بسیار نزدیکی بینمون باشه

.کلمه ی گزاف براش به کار می ره

..کلمه ی "گزاف" اگر برای عروسی سلطنتی

به کار نره, پس به چه دردی می خوره؟

.متوجه هستم - .خوبه -

ولی به عنوان مسوول خزانه داری ...این به عهده ی من هست

.تا هزینه رو برای شاه حساب کنم

!که در حال حاضر هزینه ی بسیار زیادیه

و؟

"ما در حال جنگ هستیم, بانو "اولنا

!اوه, نزدیک بود فراموش کنم

...بله و حفظ کردن خطوط تولیدی

!نمی دونم چطور این رو یادم رفته

...چقدر بود؟ 12 هزار پیاده نظام رو

خاندان "تایرل" مهیا کرده؟

.هزار و هشتصد سواره نظام

.دوهزار نفر در پشتیبانی اونها

.تدارکاتی که این شهر بتونه زمستان رو به سر کنه

.یک میلیون پیمانه گندم

.نیم میلیون جو و نیم میلیون گندم سیاه

.بیست هزار راس دام

.پنجاه هزار گوسفند

نیاز نیست در مورد هزینه های .زمان جنگ برای من سخنرانی کنی

.من خودم باهاش آشنایی دارم

و ما به خاطر همکاری و کمکتون که برای حفاظت

.از ملت نیازه سپاسگذاریم

!همونطور که عروسی سلطنتی نیازه

!مردم برای چیزی بیشتر از غذا گرسنه ان

.اونها نیاز به حواس پرتی دارن

و اگر این حواس پرتی رو براشون ایجاد نکنیم, اونها .برای خودشون حواس پرتی درست می کنن

و حواس پرتی های اونها احتمالا به

.تکه تکه شدن ماها ختم می شه

.عروسی سلطنتی خیلی امن تره

موافق نیستین؟ - .بله موافقم -

و مرسومه که توسط خانواده ی

.سلطنتی هزینش پرداخت می شه

بهم گفته بودن که شما مست و گستاخ و

!و کاملا بدرفتار هستین

فکر کنم می تونین تصور کنین که چقدر نا امید شدم که می بینم

!چیزی به جز یه کتابدار با ابروی زخمی نیستین

رفتی اینارو از کجا بیاری؟ ولنتیس؟

...بانوی من - .خیلی خب -

نمی گم که خاندان "تایرل" از کمک به

.این قضیه خودداری می کنن

,ما نصف هزینه ها رو می دیم

.و مراسم طبق برنامه ریزی پیش می ره

کافیه ؟ - .کاملا کافیه بانوی من -

.خیلی خب, پس مشخص شد .روزتون بخیر

.بده ببینم

چیکار می کنی؟

.سپر لرد "مندیک" رو تعمیر می کنم

چرا ؟

می خوام بمونم و برای اتحاد برادری .آهنگری کنم

عقلت رو از دست دادی؟

وقتی لنیسترها اینجا رو پیدا کنن, فکر کردی به آهنگرا رحم می کنن؟

!اونا سرت رو با کلاه خود از جا می کنن

لنیسترها خیلی قبل از اینکه به اتحاد .برادری بیام می خواستن من رو بکشن

!مجبور نیستی این کارو بکنی

.ولی می خوام

.اونا به مردان خوب نیاز دارن

.راب هم به مردان خوب نیاز داره .ما فردا می ریم

..و بعدش هم تو می تونی - چی؟ بهش خدمت کنم؟ -

.من تمام عمرم رو به دیگران خدمت کردم

.تو مقرِّ پادشاهی به ارباب "مات" خدمت کردم

.و اون من رو به "نایت واچ" فروخت

به لرد "تایوین" در هارنهال خدمت کردم و

هر روز منتظر بودم ببینم که کشته و یا شکنجه می شم؟

.خدمت کردن دیگه بسه

.همین الان گفتی که داری به لرد "بریک" خدمت می کنی

.شاید رهبر اونا باشه, ولی خودشون انتخابش کردن

.این مردان برادرن, مثل خانواده ان

.من هیچ وقت خانواده ای نداشتم

.من می تونم خانواده ی تو باشم

!تو هیچ خانواده ی من نمی شی

.تو همیشه برای من "بانوی من" خواهی بود

!ویلم

!ویلم

دارین فراریمون می دین؟ - !لنیسترهای کثافت, بیارینش -

.خواهش می کنم, من هیچ کاری نکردم .من فقط یه پادو ام

...خواهش

.بیارینشون داخل

همشون همینا هستن؟

پنج نفر نیاز داشتین تا دوتا پسر بچه بی دفاع رو بکشین؟

.نکشتیم, اعلیحضرت

.انتقام گرفتیم

انتقام؟

.این بچه ها پسر تو رو نکشتن

دیدم که "هریون" توی میدان نبرد ..."کشته شد و "تورن

!به دست "قاتل شاه" خفه شد

!این پسرا از خون همون بودن - !اینا پسر بچه بودن -

!نگاشون کن

.به مادرت بگو بهشون نگاه کنه

اون هم به اندازه ی من تو مرگ .اینها دست داره

!مادر من هیچ ربطی به این قضیه نداره

.این خیانت تو بود

!آزاد کردن دشمنان خیانته

!توی جنگ باید دشمنانت رو بکشی

پدرت این رو بهت یاد نداده پسر؟

.ولش کن

.آره

.بزار خود شاه به حسابم برسه

.می خواد قبل از اینکه آزادم کنه سرزنشم کنه

.اون اینطور با خیانت برخورد می کنه

!شاه شمال ما

,یا شاید بهتر باشه بگم

!شاهی که شمال رو از دست داده

!لرد کاستارک" رو تا سیاهچال همراهی کنین"

.بقیشون رو دار بزنین

.عفو کنین سرورم .من کسی رو نکشتم

!من فقط مراقب نگهبانا بودم

!این یکی فقط مراقب بوده

.آخرین نفر دارش بزنین تا مردن بقیه رو بتونه ببینه

!خواهش می کنم, نه! نه !مجبورم کردن این کارو بکنم

!مجبورم کردن !مجبورم کردن

.خبر این اتفاق نباید "ریورران" رو ترک کنه

.اونا خواهرزاده های "تایوین لنیستر" بودن

.لنیسترها دینشون رو ادا می کنن

هیچ وقت صحبت در مورد !این قضیه رو تموم نمی کنن

می خوای هم قاتل باشم و هم دروغگو؟

.این کار دروغ گفتن نیست

دفنشون می کنیم و تا تموم شدن

!جنگ سکوت می کنیم

اگر عدالت رو در حق قاتلی که در

,سردسته ی سپاهم هست به جا نیارم !برای عدالت نمی جنگم

.مهم نیست چقدر اشراف زاده باشه

!بایستی بمیره

.کاستارک" ها شمالی هستن"

!اونا کشته شدن لردشون رو نمی بخشن

.حق با مادرته

.اگر این کار رو بکنی, "کاستارک" ها رهات می کنن

,تو زخمهاشون رو مداوا کردی

!براشون غذا بردی و حالا مردن

و تا تموم شدن این جنگ پسرای .زیاد دیگه ای هم می میرن

تو برای خاتمه دادن به این جنگ به !مردان "کاستارک" نیاز داری

.از سرش بگذر .به عنوان گروگان نگهش دار

!گروگان

به "کاستارک" ها بگو تا زمانی که ...وفادار بمونن

!آسیبی بهش نمی رسه

خون انسان های اولیه همون قدر که در رگهای

.تو جریان داره در رگهای منم هست

!من برای پدرت با شاه مجنون جنگیدم

.برای تو هم با "جافری" جنگیدم

...من همخونیم

.استارک ها و کاستارک ها

!این باعث نشد که بهم خیانت نکنی

!و الان هم باعث نجاتت نمی شه

.نمی خوام که باعث نجاتم بشه

.می خوام که تا آخرین روز زندگیت این کار زجرت بده

.زانو بزنین, لـرد من

,"ریکارد کاستارک"

,"لرد "کارهولد

اینجا در محضر خدایان و انسان ها .تو را محکوم به مرگ می کنم

حرف آخری برای گفتن داری؟

!من رو بکش و نفرین شو

.تو شاه من نیستی

.جافری

.سرسی

.ایلین پین

.سر مرین

.سگ شکاری

می خوای با من چیکار کنی

.با طلوع خورشید به سمت "هارنهال" می ریم

.برادرت الان اونجاست

..اون کمکی به جنبش ما می کنه و

.تو هم می تونی به خونه بری

من گروگانم و تو داری من رو می فروشی؟

.اینطور بهش نگاه نکن

.ولی همینطوره - .آره همینطوره -

!و نیست - !بیشتر از اینکه نباشه, هست

.می دونی, "بریک" همیشه پدرت رو تحسین می کرد

!می خواست از خون بهای تو برای تحویل دادنت بگذره

پس چرا تو نمی گذری؟ - .چون به طلا نیاز داریم -

می ترسونمت بچه جون ؟

.نه

.از دست من عصبانی هستی

.و سرزنشت نمی کنم

.ولی آزاد کردنش کار درست بود

.من بیشتر از هرکسی دلیل برای دار زدنش دارم

!فکر کردم تو رو کشت - .کشت -

ولی چطوری...؟

..توروس

چندبار تاحالا من رو برگردوندی؟

.خداوند نور تو رو برگردوند

من فقط آدم مست و خوش شانسی .هستم که کلمات رو به زبون میارم

چندبار؟ - .پنج بار فکر کنم -

.نه, با اینبار می شه شش بار

.شش

.اولین بار به دست "مانتین" [کوه] بود

.نشونش بده

!با نیزه توی سینش فرو کرد

.بعدش شمشیر توی شکمم فرو رفت

.بعدش تیری به پشتم خورد

.و این تبر هم به کنار بدنم

بعدش هم لنیسترها من رو گرفتن و .به خاطر خیانت اعدامم کردن

دارم زدن یا خنجر توی چشمم فرو کردن؟

!جفتش !آشغالا نمی تونستن تصمیم بگیرن

.و با "سگ شکاری" می شه شش بار

.دومین باریه که به دست یه "کلیگن" کشته شدم

!فکر می کنی یاد می گیری

!میدونی که برات ساده تر نمی شه

.می دونم

,هربار که برمی گردم

!یه ذره کم می شم

.قسمتی از وجودت کنده می شه

مردی که سر نداره رو می تونی برگردونی؟

.شش بار هم نه, فقط یک بار

.فکر نکنم اینطور جواب بده بچه جون

.مرد خوبی بود, ند استارک

.الان در آرامشه, یک جایی

.هیچ وقت دوست ندارم برش گردونم

.من دوست دارم

!تو زنده ای

.خداوندا, نور خود را بر ما بتابان

.من را از تاریکی محافظت کن

.گناهان من را بسوزان

.مرا یاری ده تا به تو خدمت کنم

.به خواست خود من را به کار گیر

...چــون شب تاریک و

.پر از وحشت است...

.شب و روز دعا کردم که پیش من بیای

.بانوی من

.می خواستم زودتر بیام

..نبرد - .از مشکلاتتون باخبرم, شاه من -

.بانو "ملیساندارا" همه چیز رو به من گفتن

.بله, البته

.نباید نا امید بشین .ادعای شما در حقه

.شما پیروز می شین - .زمانی به این جرف باور داشتم -

.شما تنها قهرمان خداوند هستین

.و بهترین مردی که به عمرم دیدم

.."سلیس"

!من قسم مقدسی رو شکستم

.من گناه کردم

.نه - .من با تو بدی کردم -

.باعث شرمساریت شدم - .شما دارین کار خدا رو می کنین -

.متوجه نیستی

..بانوی قرمز

..بانو ملیساندرا

"می دونم, "استنیس

.بانو "ملیساندرا" همه چیز رو به من گفتن

هیچ عملی در خدمت خدواند نور

.نمی تونه گناه باشه

,وقتی به من گفت

.از خوشحالی اشک ریختم

.اوه, پسرای عزیزم

,پیتر, تومارد

.ادریک

...هر روز خداوند رو شکر می کنم که

.ملیساندرا رو برای ما آورد

.اون به تو یک پسر داد

...من به تو

.هیچی - .این حقیقت نداره -

پس اومدی اون رو هم ببینی؟

.نیازی به این کار نیست

.باید از چنین حواس پرتی هایی دوری کنی

!اون دخترمه

.می خوام ببینمش

.تو شاهیی

.نیازی به اجازه ی من نداری

# زیر دریا #

# می دونم, می دونم #

# اوه, اوه, اوه #

# پرنده ها پنجه دارن #

# و ماهی ها رو به بال خودشون می گیرن #

# می دونم, می دونم #

# اوه, اوه, اوه #

"شایرین"

!پدر

!از آخرین باری که دیدمت بزرگتر شدی

.مادر گفت که توی نبر جنگیدی

پیروز شدی؟

.نه

شوالیه ی پیاز هم با تو برگشت؟

.بله

.اون شجاعانه جنگید

!برای ملاقات من نیومده

.گفت برام از پایتخت هدیه میاره

.نمی تونه به ملاقاتت بیاد فرزندم

.چرا؟ اون دوست منه

.ببین

.اون این رو برای من درست کرده

!ولی به مادر نگو که همچین چیزی دارم

!این یه رازه

!مادر از شوالیه ی پیاز خوشش نمی یاد

!سر داووس یک خائنه

توی سلولی توی سیاهچال به خاطر .خیانتش داره می پوسه

.بهتره که فراموشش کنی

!خیلی محکم نکش !پوستت رو می کنی

تو اینجا چیکار می کنی؟

.به حمام نیاز دارم

.کمک کن این لباس کهنه رو دربیارم

.حالا برو بیرون

!حوضچه ی دیگه ای هم هست

.این یکی برام خوبه

!نگران نباش, بهت علاقه مند نیستم

.اگر غش کردم من رو بیرون بکش

نمی خوام اولین لنیستری باشم که توی !حوض حمام می میره

چرا باید برام مهم باشه که چطور می میری؟

قسم جدی ای خوردی, یادت رفته؟

.قرار بود من رو سالم به مقرِّ پادشاهی برسونی

خیلی خوب پیش نرفته تا الان, مگه نه؟

تعجبی نیست که "رنلی" در حالی .که تو محافظش بودی مرد

.حرفم نابجا بود, عذر می خوام

..شما بهتر از هرکسی از من محافظت کردین

!من رو به سخره نگیر - .دارم عذرخواهی می کنم -

.از دعوا کردن خسته شدم

!بیا آتش بس کنیم

!برای آتش بس به اعتماد نیازه

.من بهت اعتماد دارم

!ایناهاش! همین نگاه

...هفده سال این نگاه رو از این

.صورت به اون صورت دیدم

.همتون از من متنفرین

!قاتـل شـاه

!عهدشکن

.مرد بی شرافت

می دونی آتش وحشی چیه؟

.البته

.شاه مجنون بهش عادت داشت

..عاشق این بود که سوختن مردم و

سیاه شدن و افتادن پوست از روی

!استخوناشون رو ببینه

.لردهایی که دوست نداشت رو می سوزوند

.دستیارهایی که نافرمانی می کردن رو می سوزوند

!هرکسی که برعلیهش بود رو می سوزوند

.چیزی نگذشته بود که نصف کشور برعلیهش بودن

!آریس" آدمای خائن رو همه جا می دید"

برای همین به مسوول آتش بازیش ..گفت تا مخزن های آتش وحشی رو

..همه جای شهر

.."زیر عبادتگاه "بیلور

..و زاغه نشین های بازار خورده فروشان و

.زیر خونه ها و اسطبل ها و میکده ها قرار بده

!حتی زیر خود قلعه ی قرمز

,نهایتا

.روز موعود رسید

رابرت باراتیون بعد از پروزیش در "سه راه " به

.مقرِّ پادشاهی حمله کرد

ولی پدر من به همراه کل ارتش

.لنیسترش زودتر رسید

و قول داده بود که در مقابل شورشیان .از شهر دفاع کنه

.پدرم رو بهتر از این می شناختم

.کسی نبود که سمت طرف بازنده رو بگیره

.به شاه مجنون هم همین رو گفتم

.تشویقش کردم تا با صلح تسلیم بشه

.ولی به حرف من گوش نداد

به حرف "واریس" که بهش هشدار .می داد هم گوش نداد

.ولی به حرف استاد اعظم "پایسل" گوش کرد

.اون پیر کسکش

"اون گفت: "شما می تونین به لنیسترها اعتماد کنین

..لنیسترها همیشه از دوستان واقعی"

".تاج و تخت بودند..

ما هم دروازه ها رو باز کردیم

.و پدرم شهر رو به یغما برد

,یکبار دیگه پیش شاه اومدم

.التماسش کردم تا تسلیم بشه

...بهم گفت که

.سر پدرم رو براش بیارم

..بعدش هم

..رو به استاد آتش بازیش کرد و

"گفت: "همشون رو بسوزون

"توی خونه هاشون بسوزونشون"

"تو بسترشون بسوزونشون"

حالا بهم بگو اگر "رنلی" عزیزت

,بهت دستور می داد تا پدر خودت رو بکشی

و بایستی تا هزاران مرد و

,زن و بچه زنده بسوزن

آیا اینکارو می کردی؟

آیا به عهدت پایبند می موندی؟

.اول, استاد آتش بازی رو کشتم

,و وقتی که شاه قصد فرار داشت

.شمشیرم رو در کمرش فرو کردم

"مدام می گفت: "همشون رو بسوزون

"همشون رو بسوزون"

!فکر کنم توقع نداشت که بمیره

..می.. می خواست که

...با بقیه ی ما بسوزه و

!دوباره برخیزه

..در وجود اژدهایی دوباره به دنیا بیاد

.و دشمنانش رو با خاکستر یکسان کنه

!گلوش رو بریدم تا مطمئن بشم همچین اتفاقی نمی افته

!اینجا بود که "ند استارک" من رو پیدا کرد

..اگر حقیقت داره

چرا به کسی نگفتی؟

!چرا به لرد "استارک" نگفتی

استارک؟

..فکر کردی

..ند استارک" با شرافت"

دوست داشت حرف من رو هم بشنوه؟

اون لحظه ای که چشمش رو من افتاد

.من رو گناهکار در نظر گرفت

با چه حقی یه گرگ باید در مورد

شیر قضاوت کنه؟

با چه حقی؟ - !کمک! کمک -

!قاتل شاه

.جیمی

.اسم من "جیمی"ــه

.شوالیه ی پیاز

.سـِر شوالیه ی پیاز

پرنسس, اینجا چیکار می کنی؟

!آروم, "برت" رو بیدار می کنی - برت؟ -

.همون چاقست .امشب پست نگهبانی داره

.دوست داره شراب بخوره و زیاد بخوابه

.برگرد به اطاقت, تو نباید اینجا باشی

...اگر پدرت بفهمه - !اون گفت که تو خائنی -

واقعا هستی؟

.هستم فرزندم

.من از دستور شاهم, پدر تو, نافرمانی کردم

.و حالا هم دارم بهاش رو پرداخت می کنم

.برام مهم نیست, تو دوست منی

.حتما اینجا حوصلت سر می ره

.برات یه چیزی آوردم که بخونی

.در مورد "ایگان" و اژدهاهاشه

!ایگان" قبلا اینجا زندگی می کرده" می دونستی؟

.و "تارگرین" ها این قلعه رو ساختن - آره -

همینطوره - .می تونی زیر شنلت مخفیش کنی -

.کتاب خوبیه, باز هم برات میارم

.ممنونم بانوی من, مطمئنم کتاب خوبیه

!ولی به درد من نمی خوره

.بگیرش, باز هم دارم

.بانوی من, من نمی تونم کلمات رو بخونم

نمی تونی؟

بهت یاد می دم, وقتی که "برت" در .حال نگهبانی باشه میام و بهت یاد می دم

.نه نه نه - .سادست, خوشت میاد -

.برو, نمی تونیم - چرا؟ -

می خوان چیکارمون کنن؟ تو سلول زندانیمون کنن؟

!نمی دونم از کجا شروع کنم

.از اولش

.این کلمه "ایگان"ـه

G و E و A وقتی حرفهای ..رو در کنار هم ببینی

.صدای مثل "اگ" می ده

..و عنوان کل کتاب هم

.تاریخچه ی ایگان فاتح و فتح وستروس به دست او" هست"

.حمله سهمگینی بود

در حمله ی دروازه ی "پایک" شما .اولین نفر وارد شدین

.دومین نفر "توروس" از خاندان "میر" به تنهایی داخل رفت

.در حالی که شمشیر خودش رو تاب می داد

"توروس ِ میر" .مرتیکه ی دیوانه

رابرت" شما رو بعد از نبرد "شوالیه" کرد؟"

.پرافتخارترین لحظه ی عمرم

.یک پام در شن و شمشیر شاه بر روی شانه ام

.به حرفهاش گوش می کردم

"به نام جنگجوی بزرگ تو را مسوول میکنم تا شجاع باشی"

به تنها چیزی که فکر می کردم این بود !که چقدر دلم می خواد بشاشم

.شانزده ساعت توی زره آهنین بودم

.تا لحظه ای که جنگ تموم شد این فکر به سرم نزد

تقریبا اولین مرد شوالیه ای بودم که !روی چکمه های شاه شاشید

.رابرت اگر این رو می شنید می خندید

.مرد خوبی بود, جنگجوی بزرگ

!و شاهی افتضاح

من سال های عمرم رو با جنگیدن .برای شاه های اشتباه هدر دادم

.شما قسم خوردین - .بله -

.و یک مرد با شرافت بر سر قسمش می مونه

.حتی اگر به یک آدم مست یا مجنون خدمت کنه

,فقط یکبار در زندگیم دوست دارم

..بدونم خدمت کردن همراه با غرور و افتخار و جنگیدن

.برای کسی که بهش باور دارم چه حسی داره

بهش باور داری؟

.با تمام قلبم

همینا هستن؟

.بله کالیسی, افسران ارتش

.شما این زندگی رو انتخاب نکردین

,ولی الان مردان آزادی هستین .و مردان آزاد برای خودشون تصمیم می گیرن

رهبر خودتون رو از بینتون انتخاب کردین؟

.کلاه خودت رو بردار

.باعث افتخارمه

اسمت چیه ؟

.کرم خاکستری

کرم خاکستری؟

..به تمام پسران "پاک" وقتی که

.خواجه می شن نام جدیدی داده می شه

کرم خاکستری, کک قرمز, موش سیاه

.اسم هایی که بهشون یادآوری کنه چی هستن

.حشره

.از امروز به بعد خودتون اسمتون رو انتخاب می کنین

.به دیگر سربازها هم بگین همین کار رو بکنن

.نام برده ای خودتون رو کنار بزارین

.اسمی که خانوادتون بهتون دادن یا اسم دیگه ای رو انتخاب کنین

.اسمی که باعث افتخارتون باشه

.کرم خاکستری باعث افتخارمه .این اسم برام شانس آورده

.اسمی که این یک باهاش به دنیا اومده نفرین شدست

اون اسمی بود که وقتی من به عنوان .برده گرفتن به همراه داشتم

ولی کرم خاکستری اسمیه که این یک وقتی .که "داینریس طوفان زاد" آزادش کرد به همراه داشت

_

.شاه رابرت می خواست اون بمیره

.البته که می خواست بمیره

.اون تارگرینه !آخرین تارگرین

فکر کنم هیچ کس در شورای کوچک .نمی تونست برخلاف این کار راضیش کنه

.من بر سر میز شورای کوچک ننشستم - نه ؟ -

..مگر فرمانده گارد پادشاهی معمولا

معمولا بله, ولی من چندنفری از

.دوستان "رابرت" رو در طی شورشش کشتم

اون نمی خواست از کسی که برای

.شاه مجنون جنگیده بوده مشورت بگیره

.برام خیلی هم مهم نبود

.همیشه از سیاست بدم میومد

.بله, من هم همینطور فکر می کنم

..ساعت ها وراجی در خنجر زدن از پشت و

.خیانت های دنیا

با این حال اگر اون می خواد بر هفت اقلیم

.فرمانروایی کنه بایستی از پس این کارهای کثیف بربیاد..

.مردان خوبی در کنارش خواهد داشت تا بهش مشاوره بدن

.مردانی با تجربه

چه مردی رو در نظر دارین؟

سـر "جوراه" بابت چیزی که ..می خوام به زبان بیارم من رو ببخشین

ولی اعتبار شما طی این چند سال در .وستروس خدشه دار شده

.به خاطر دلیلی این زجر رو متحمل شدم

.من مردان رو برای بردگی می فروختم

..نمی دونم که آیا حضور شما در کنارش

وقتی که به خانه برگردیم برای پیشبرد .هدفمون کمک خواهد کرد یا نه

هدفمون؟

"عذر می خوام سـر "باریستن ولی من موقعی که شما

پیش شاه "رابرت" زانو می زدین

.مشغول محافظت از "کالیسی" بودم

.جفتمون می خوایم که فرمانروایی کنه اشتباه می کنم؟

.شما چند روز پیش به ما ملحق شدین

!نمی تونم واقعا بگم قصدتون چیه

,اگر واقعا خدمتگذاران واقعیش هستیم

,هرکاری که باید رو بایستی انجام بدیم

.نه قیمت این کار مهمه و نه غرور و افتخار ما

.شما اینجا لرد فرمانده اینجا نیستین

!شما هم یک فراری دیگه این

.و من دستورم رو از ملکه می گیرم

.به تختخواب بیا - .حق با تو بود -

.کاستارک" ها رفتن"

.تقریبا نصف نیروهامون

تایوین لنیستر" می دونه باید" !چیکار کنه تا ما رو از هم بپاشونه

.هیچی

.فقط بایستی صبر کنه

!بهش اجازه نده

چیکار می تونم بکنم؟

به مقرِّ پادشاهی حمله کنم؟

!هیچ چیز رو بیشتر از این دوست نداره

.در عرض یک روز نابودمون می کنه

.میتونیم به سمت شمال بریم

.و زمینتون رو از "گریجوی" ها پس بگیریم

.تا پایان زمستان صبر کنیم - !زمستان ممکنه پنج سال طول بکشه -

,وقتی که پرچمدارانم به خونه برسن

کنار آتش بنشینن و در کنار ,خانوادشون قرار بگیرن

و گرم و در امان باشن, دیگه .هیچ وقت به همراه من به جنوب نمی یان

,وقتی من لردهام رو در کنار هم جمع کردم

.ما یک هدف و یک ماموریت داشتیم

.حالا مثل یک دسته بچه ی جدل کار شدیم

.بهشون هدف جدیدی بده

چه هدفی؟

,نمی دونم

.نمی دونم وینترفل کجاست

.اینجا

...و ما اینجاییم, مقرِّ پادشاهی هم

چی شده؟

نمی تونم مجبورشون کنم توی میدان نبرد باهامون

روبرو بشن و نمی تونم جایی هم که ,قویتر هستن بهشون حمله کنم

.ولی می تونم جایی که قوی نیستن بهشون حمله کنم

!و "کسترلی راک" هم نمی تونه فرار کنه

!می خوام خونشون رو ازشون بگیرم

می تونی این کارو بکنی؟

به مردانی نیاز دارم تا جایگزین "کاستارک" هایی .که به خونه رفتن بشن

..فقط یک نفر در این سرزمین وجود داره

که چنین ارتشی داره و هنوز .با "تایوین لنیستر" متحد نشده

,مردی که قرار بود با دخترش ازدواج کنم

"والدر فری"

.چنگنده ی با شکوهیه

...آیا می دونین چه موقع ممکنه ما

به محض اینکه من و "جافری" با هم .ازدواج کنیم حرفش رو به میون میارم

.باید خیلی زود اتفاق بیافته

.جافری" به من اجازه نمی ده از اینجا برم"

.دلایل زیادی داره که من رو اینجا نگه داره

.و تنها کسیه که می تونه بزاره تو بری

!چون این کارش من رو راضی می کنه

.پیشخدمت

.خوب جنگیدین قربان

.این که مبارزه نبود .من تو رو نمی شناسم

.اسمم "الیور" هست

دوست دارم نبردتون رو با یک حریف .مناسب ببینم قربان

از کجا می دونستی؟

چی رو؟

.که من این رو می خواستم

...سرورم

باید بهت بگم که به زودی ...دارم ازدواج می کنم

و هرچند که با خواست خودم هست .ولی برام هیچ مفهموی نداره

.به تجربه ی من هم معمولا هیچ مفهومی نداره

خیلی تجربه داری, مگه نه؟

!با شوهرا

!خیلی طول نکشید

.خب, به اندازه ی کافی طول کشید

.مثل اینکه شوالیه گلهامون قراره ازدواج کنن

واقعا؟

...و

اون دختر خوش شانس کیه؟

,شاید بزرگترین کشتی دنیا نباشه

,یا سریعترین

!ولی مال منه

.همیشه یک کشتی می خواستم

.حالا ده ها کشتی می خوام

عجیبه, مگه نه؟ - چی؟ -

.مهم نیست چی می خوایم

,وقتی که به دستش آوردیم

.یه چیز دیگه می خوایم

.موهات متفاوته

واقعا؟

.بانو "مارجری" اینطور موهاش رو می بنده

.خیلی از بانوها اینطور موهاشون رو می بندن

.خبرهای خوبی دارم

.به زودی شهر رو ترک می کنم

هنوز هم می خوای که باهات بیام؟

.سوال این نیست که من چی می خوام

.مهم اینه که تو چی می خوای

می خوای بری خونه, مگه نه؟

.البته, بیشتر از هرچیزی

.ولی شاید بهتر باشه که صبر کنم

,داشتم فکر می کردم که چقدر می تونه خطرناک باشه

.نه فقط برای من, بلکه برای شما

.شما خیلی مهربون بودین

احساس بدی بهم دست می ده .اگر اتفاقی برای شما بیافته

..نمی تونم بگم چقدر به خاطر نگرانیت برای

.سلامتی من تحت تاثیر قرار گرفتم..

امیدوارم بدونی که من "دوستت هستم "سانسا

.دوست واقعی تو

"می دونم لرد "بیلیش

پیتر - پیتر -

,اگر دوست داری بمونی

.پس قطعا می تونی بمونی

.وقتی بازگشتم دوباره صحبت می کنیم

.دیر کردی

اون اینجا چیکار می کنه؟

.صبحتهامون به اون هم مربوط می شه

.بشین

..خوشحال می شین بشنوین که من

,"بعد از یک مکالمه با بانو "اولنا تیرل

برای عروسی سلطنتی هزاران .هزار سکه طلا صرفه جویی کردم

.الان این قضیه مهم نیست

.چیز مهمی داریم که باید در موردش بحث کنیم

,من مسوول خزانه داری هستم .ذخیره کردن پول مهمه

!تموم کن

!با این نگاهت معذبم می کنی

..خواهرت فهمیده که دوستای جدیدت "تیرل" ها

قصد دارن "سانسا استارک" رو .با سر "لوراس" وصلت بدن

.خیلی خوب

!دختر دوست داشتنی ایه

,یه چیزی که "لوراس" خیلی دوست داره رو نداره

.ولی مطمئنم با هم خوشبخت می شن

.لطیفه هات جالب نیست - ...هرچند بهترین لطیفم نبود -

من به جمع سلطنتی میارمشون و ,اینطور محبت من رو جبران می کنن

.با دزدیدن کلید شمال از زیر دستان من

سانسا" کلید شماله؟"

!اونطور که به خاطر میارم برادر بزرگتری هم داره

.کاستارک" ها به شمال برگشتن"

گرگ جوان ارتشش رو از دست داده .و چیزی به پایان کارش نمونده

.تیون گریجوی" جفت برادرانش رو کشته"

.که این باعث می شه "سانسا استارک" وارث وینترفل باشه

!و من هم نمی خوام به "تایرل" ها تحویلش بدم

ارتش "تایرل" ها داره بهمون کمک ,می کنه این جنگ رو پیروز بشیم

واقعا فکر می کنی جواب رد دادن بهشون عاقلانه باشه؟

.چیزی برای رد کردن وجود نداره .این یک نقشه است

.نقشه رو به اطلاع عموم نمی رسونن

و "تایرل" ها این قضیه رو تا عروسی

.جافری" عملی نمی کنن"

ما بایست زودتر عمل کنیم و این .وصلت رو قبل از وقوعش از بین ببریم

چطور باید این کارو بکنیم؟

برای "سانسا استارک" همسر .جدیدی پیدا می کنیم

چه عالی - .بله همینطوره -

!جدی نمی گین

!اتفاقا جدی می گم

,جافری" از روی که سر پدر این دختر بیچاره رو زده"

.زندگیش رو وحشتناک کرده

حالا بالاخره از دستش خلاص شده و شما می دینش به من؟

!این کار حتی از طرف شما هم ظالمانست

قصد بدرفتاری باهاش رو داری؟

!خوشحالی این دختر برای من مهم نیست

.برای تو هم نباید مهم باشه - !اون یه بچه است -

.به بلوغ رسیده, بهت اطمینان می دم .مفصلا در این مورد باهاش صحبت کردم

,بفرما, دیدی؟ باهاش ازدواج می کنی .باهاش همبستر می شی و بچه دارش می کنی

.مطمئن هستم که این کار در توانت هست - و اگر درخواستتون رو رد کنم؟ -

می خواستی که به خاطر شجاعتت .در میدان نبرد بهت پاداش داده بشه

سانسا استارک" پاداشی بهتر از اونه" .حتی بتونی آرزو کنی

.و از وقت ازدواجت هم گذشته

.من ازدواج کردم

یا شاید فراموش کردی؟

.خیلی خوب یادمه

.باید خدایان رو به این خاطر شکر کنی

.بیشتر از چیزیه که لیاقتش رو داری

تیریون" باید همون کاری که" .بهش گفته شده رو انجام بده

.و همینطور تو

منظورتون چیه؟

.تو با سـر "لوراس" ازدواج می کنی

.نه همچین کاری نمی کنم - .این پسر وارث "های گاردن"ـه -

تیریون شمال رو در دست می گیره و .تو هم اون منطقه رو

.نه, من همچین کاری نمی کنم - .بله, این کارو می کنی -

.هنوز هم بارور هستی, باید ازدواج کنی و بچه بیاری

.من ملکه ی سابقم !!نه اسب ماده

!تو دختر منی

..هر فرمانی که بهت بدم رو عملی می کنی و

..با "لوراس تیرل" ازدواج می کنی

...و به این شایعات کثیفی که در موردت هست

.یکبار برای همیشه پایان می دی

.پدر مجبورم نکنین این کارو بکنم, خواهش می کنم

.حرف دیگه ای نشنوم

!بچه های من

.خیلی وقته که نام خاندان لنیستر رو لکه دار کردین

© TvWorld Interpreters Group .: TvWorld.iNFO :.

Resync for 1080p.HDTV.DD5.1.x264-LiPAN by TVKade www.serial.bz

# همیشه تابستونه #

# تو دریا #

# می دونم, می دونم #

# اوه, اوه, اوه #

# پرنده ها پنجه ها دارن #

# و ماهی رو به پنجه خودشون می گیرن #

# می دونم, می دونم #

# اوه, اوه, اوه #

# باورن خشکه #

# برف به بالا می ره #

# می دونم, می دونم #

# اوه, اوه, اوه #

# سنگها می شکنن و باز می شن #

# آب می سوزه #

# سایه ها به رقص در میان #

# سرورم #

# سایه ها میان #

# برای بازی #

# سایه ها به رقص در میان #

# سرورم #

# سایه ها میان #

# برای موندن #

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.